Posts Tagged ‘کلانتری’

اغفال دختر 17 ساله به بهانه ملاقات با امام زمان

شنبه, می 2nd, 2009

اخبار داغ هفت تیر اغفال دختر 17 ساله به بهانه ملاقات با امام زمان (عج)

هفت تیر 7tir.com: پسر 18 ساله‌اي كه متهم است با ادعاي ملاقات دادن دختري 17 ساله با امام زمان او را اغفال كرده و مورد آزار و اذيت قرار داده است، بازداشت شد و در مقابل داديار جنايي تهران هدف از اين اقدام خود را ازدواج مطرح كرد.

روز 5 ارديبهشت ماه سال جاري زني 35 ساله با مراجعه به كلانتري 140 باغ فيض اعلام كرد كه دختر 17 ساله‌اش به نام بيتا، توسط فردي 18 ساله به نام عباس اغفال شده و از حدود يك ماه قبل دخترش ناپديد شده است.

اخبار داغ هفت تیر اغفال دختر 17 ساله به بهانه ملاقات با امام زمان (عج)

اين زن مدعي شد: ما خانواده‌اي بسيار مذهبي هستيم و دخترم هر روز براي خواندن نماز جماعت به مسجد رو‌به‌روي خانه‌مان در محله شهران مي‌رفت. يك روز متوجه شدم كه «عباس» سر راه او قرار گرفته و درخواست دوستي كرده است. من از دخترم خواستم كه مراقب باشد اما كم‌كم ارتباط او با «عباس» شروع شد تا اينكه يك بار به خانه‌مان هم آمد و با همسرم صحبت كرد. او مي‌گفت كه نماينده امام زمان است و ايشان خانواده ما را برگزيده‌اند. سپس ادعا كرد كه بايد به ما تكليف بدهد تا از گمراهي نجات پيدا كنيم.

وي اضافه كرد: اين فرد از حدود يك ماه قبل، دخترم را به بهانه ملاقات با امام زمان  با خود برد و ما از آن زمان خبري از او نداريم. در اين مدت همسرم ناراحتي اعصاب گرفته و خودم هم قرص اعصاب مصرف مي‌كنم.

با ارجاع شكايت اين زن به دادسراي امور جنايي تهران، قاضي امير اسماعيل رضوانفر داديار شعبه چهارم دادياري رسيدگي به پرونده را در دستور كار قرار داد كه با صدور دستورات قضايي لازم از سوي وي،‌ نهايتا ماموران موفق شدند متهم را شب گذشته در منزلش شناسايي و بازداشت كنند.

«عباس» صبح امروز در مقابل دايار جنايي تهران، اتهام انتسابي را پذيرفت و اظهار كرد: از حدود يك سال و 6 ماه قبل، با بيتا آشنا شدم و به او علاقه پيدا كردم. چون مي‌دانستم اعتقاد عميقي به امام زمان دارد، خودم را نماينده ايشان معرفي كردم و ارتباطم با او بيشتر شد. همه اين كارها را براي اين انجام دادم كه بتوانم يك روز با بيتا ازدواج كنم.

در پي اعترافات اين متهم، پرونده وي جهت تكميل تحقيقات با صدور دستورات قضايي لازم از سوي قاضي رضوانفر در اختيار مرجع انتظامي قرار گرفت و دختر نوجوان نيز جهت انجام معاينات لازم به پزشكي قانوني اعزام شد.

مردی که با پیشنهاد ازدواج به دو دختر صد میلیون تومان کلاه برداری کرد

چهار شنبه, آوریل 22nd, 2009

 پیشنهاد ازدواج به قصد کلاهبرداری هفت تیر

هفت تیر 7tir.com:مرد 33ساله يي که با اغفال دو دختر جوان، مبلغ يک ميليارد ريال از آنها کلاهبرداري کرده بود، دستگير شد.

به گزارش هفت تیر  از دادسراي ناحيه 2 تهران چندي پيش دختر جواني شکايتي را مبني بر اينکه مردي با عنوان جعلي از وي کلاهبرداري کرده است، مطرح کرد و اظهار داشت؛ مدتي قبل از طريق يکي از دوستانم با مردي به نام آرش آشنا شدم. او مدام از شغل ها و سمت هايش صحبت مي کرد و مي گفت دکتراي حقوق دارد و در يکي از ادارات دولتي داراي پست بالايي است.

شاکي افزود؛ پس از آنکه مدتي از آشنايي ما گذشت آرش به من پيشنهاد ازدواج داد و با وعده هاي دروغين اغفالم کرد و مبلغ پنجاه ميليون تومان به عنوان قرض از من گرفت و پس از مدتي به بهانه ماموريت به خارج از کشور متواري شد.

ماموران پليس در نخستين گام از تحقيقات خود با توجه به راهنمايي هاي شاکي پس از گذشت چند روز منزل خواهر متهم را شناسايي کردند و بعد از يک ماه تلاش شبانه روزي و مراقبت هاي نامحسوس سرانجام متهم را شناسايي و در يک عمليات ضربتي وي را دستگير کردند.

با انتقال متهم به کلانتري، وي در بازجويي هاي فني پليسي ضمن اعتراف به دو فقره کلاهبرداري با اين شگرد اظهار داشت؛ من از ساده لوحي اين دختران استفاده کردم و يکصد ميليون تومان به دست آوردم.

بنابر اين گزارش متهم تا صدور حکم نهايي به دستور مقام قضايي روانه زندان شد.

تجاوز دسته جمعی ماموران کلانتری سیرجان به دختر 16 ساله

شنبه, فوریه 28th, 2009


هفت تیر 7tir.com قلم مرتضی .ب  در وبلاگ به سوی آزادی   :  از شهر كرمان تصميم به رفتن به دانشگاه به مقصد شهر ديگري داشتم يك ساعت به حركت اتوبوس مانده بود تصميم گرفتم تلفني به يكي از دوستان كرماني ام بزنم, در گوشه اي كيوسك تلفن شهري يافتم مشغول تلفن زدن بودم كه دختري حدود 16 ساله را ديدم به من خطاب كرد: از اينجا ميشه زنگ بزنم بندرعباس

به دختر نگاهي كردم در چهره اش مظلوميت خاصي را مشاهده كردم  با دست مخابرات را نشان دادم و گفتم از انجا مي تواني زنگ بزني, زد زير گريه, پول ندارم, از زبانم در رفت گفتم فراري هستي , دختر بينوا گريه اش بيشتر شد گفت اره ,من از خانه فرار كرده ام ,من اهل حاجي اباد بندرعباسم . دلم برایش سوخت . گفتم هر كمكي بخواهي برايت انجام ميدهم
همراه با دختر به باجه مخابراتي كنار ترمينال رفتم و گفتم هر كجا دوست داري زنگ بزن, دختر وارد باجه شد بعد از دقايقي بيرون امد گفت, زنگ زدم به پسري كه من را بي ابرو كرده و باعث شد من از خانه فرار كنم جواب نمي دهد. به دختر گفتم من اينجا مسافرم بايد بروم ميخواهي برايت بليط بخرم برگردي خانه, دختر بينوا گفت برگردم من را مي كشند و گفت جايي برايم پيدا كن امشب بخوابم. دختر به دو پسر كه در كمينش بودند اشاره كرد گفت اين دو نفر فهميده اند فراري هستم دارند دنبالم مي كنند, گفتم بيا معرفيت كنم كلانتري انها تو را تحويل بهزيستي ميدهند دخترك باز شروع به گريه كرد, گفت نه انها از همه بدترند, تعريف كرد شب قبل در كلانتري شهر سيرجان بودم شب در بازداشتگاه همه  ماموران شیفت شب به من تجاوز كردند و صبح گفتند برو .

خيلي جا خوردم دليلي نداشت دخترك بينوا در اين شرايط بخواهد دروغ بگويد از يك طرف دو جوان كه طعمه خود را يافته بودند و من كه مسافر بودم و بايد مي رفتم

با دختر بينوا حرف زدم, گفتم: من بايد بروم و اين دو پسر اذيتت مي كنند بهترين راه اينه ببرمت كلانتري دختر بينوا با اكراه راضي شد. كلانتري(كرمان) روبروي باجه مخابراتي و كنار ترمينال بود با هم به كلانتري رفتيم در دفتر افسر نگهبان يك سرهنگ ديدم سلام كردم گفتم :شما فرمانده كلانتري هستيد گفت :نه من خادم ملتم, دختر بينوا را تحويل كلانتري كرمان دادم تا شايد كمكش كنند و رفتم .شايد كار عاقلانه اي كردم كه موضوع تجاوز گروهي به دختر بينوا را در كلانتري شهر سيرجان مطرح نكردم چون احتمالا به جرم توهين و تهمت به خادمان ملت بايد جوابگو مي شدم

هنوز افسوس مي خورم بيشتر افسوس به حال خودم كه نتوانستم كمكي انجام دهم براي ان دختر بي پناه فراري از دست خانواده اي كه او را باعث بي ابرويي و جامعه اي كه او را طعمه خوبي براي لذت خود ميداند