Posts Tagged ‘کلاشينکف’

ماموران نیروی انتظامی راننده پراید را کشتند و فرار کردند

یکشنبه, می 10th, 2009

اخبار داغ هفت تیر ماموران پلیس راننده پراید را کشتند و فرار کردند
هفت تیر 7tir.com: پرونده دو مامور پليس که به قتل راننده يک خودرو پرايد متهم شده اند، براي محاکمه به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
به گزارش هفت تیر اوايل سال 86 به ماموران پليس خبر دادند جسد مرد جواني در يک پرايد در خيابان پيروزي رها شده است. يافته هاي پليس نشان داد اين مرد احتمالاً از سوي افرادي تحت تعقيب بوده چرا که گلوله هاي زيادي به خودرو او اصابت کرده و چند گلوله نيز به خودش برخورد کرده بود. در حالي که جسد اين جوان به پزشکي قانوني انتقال يافته بود تحقيقات براي شناسايي عاملان قتل آغاز شد. ماموران براي اينکه سرنخي به دست آورند خانواده مقتول را مورد بازجويي قرار دادند اما آنها گفتند به هيچ کس مظنون نيستند و فرزندشان در حال بازگشت به خانه بوده که چنين حادثه يي برايش رخ داده است. در حالي که هيچ سرنخي از عاملان اين قتل وجود نداشت، کارآگاهان منتظر ماندند تا با اشتباه قاتل يا قاتلان آنها را به دام بيندازند. بعد از پايان کالبدشکافي جسد براي تدفين به خانواده مقتول تحويل داده شد و پرونده قتل اين جوان جزء پرونده هاي راکد اداره آگاهي باقي ماند. مدتي بعد از قتل جوان پرايدسوار مامور بررسي سلاح در يکي از کلانتري هاي تهران مشاهده کرد در خشاب کلاشينکفي که براي ماموريت در اختيار يکي از درجه داران کلانتري و سرباز همراه وي گذاشته شده بود، به جاي گلوله کاغذ پر کرده اند. وي همچنين متوجه شد از اين سلاح شليک شده است. با توجه به اين مساله آخرين فردي که سلاح در دست وي بود، احضار شد اما وي منکر تيراندازي شد و گفت احتمالاً نفر قبلي اين کار را کرده است و او از اين ماجرا خبر ندارد اما به رغم انکارهاي اين مامور تحقيقات ادامه يافت و سربازي که همراه وي بود، دستگير شد.

اخبار داغ هفت تیر ماموران پلیس راننده پراید را کشتند و فرار کردند
عکس تزئینی

سرباز جوان در بازجويي ها راز قتل جوان پرايدسوار را نيز برملا کرد. او گفت؛ من به عنوان سرباز همراه استوار پليس يک کلاشينکف از کلانتري گرفتيم تا براي بازجويي از فردي که در بيمارستان بود، برويم. پس از بازجويي در حال برگشت بوديم که استوار گفت از جوان پرايدسواري که در گوشه خيابان توقف کرده بود، بازجويي کنيم. نمي دانم به چه دليل استوار چنين تصميمي گرفت. وي ادامه داد؛ به راننده پرايد نزديک شديم. با او صحبت کرديم و استوار از او خواست پياده شود. راننده پرايد مقاومت کرد و گفت کاري نکرده و همه مدارک را هم دارد و از ماشينش پياده نمي شود. بعد هم ماشين را روشن کرد و به راه افتاد. استوار چند تير به او شليک کرد. پرايد متوقف شد. مرد راننده همچنان پشت فرمان بود. اما هر چه استوار به او مي گفت پياده شو، توجهي نمي کرد. اين سرباز ادامه داد؛ خيابان خلوت بود. ما به خودرو نزديک شديم و به يکباره ديدم خون از بدن مرد راننده جاري شده است و هيچ حرکتي ندارد. استوار از من خواست فرار کنيم و من هم به خواسته اش عمل کردم. زماني که به کلانتري رسيدم، از من خواست در اين باره به کسي چيزي نگويم اما چون بايد کلاشينکف را تحويل مي داديم و گلوله ها از سوي تحويلدار شمرده مي شد، نمي دانستيم بايد چه کنيم. استوار چند گلوله تهيه کرد و داخل سلاح گذاشتيم اما يکي از گلوله ها همچنان کم بود. براي اينکه جاي خالي آن را پر کنيم، استوار درون آن کاغذ گذاشت و قرار شد اگر از ما پرسيدند چرا داخل خشاب، کاغذ است، ما ادعاي بي اطلاعي بکنيم. با توجه به اين اعترافات، سرباز وظيفه و استوار پليس بازداشت شدند و پرونده به دادسراي جنايي تهران فرستاده شد.بازپرس شاملو با استناد به اينکه ماموران هنگام حادثه حين انجام وظيفه بوده اند، پرونده را با قرار عدم صلاحيت به سازمان قضايي نيروهاي مسلح فرستاد.

در جلسه محاکمه اين دو مامور پليس آنها مدعي شدند جوان پرايدسوار مقداري مواد مخدر همراه خود داشته است و به همين دليل هم مي خواسته فرار کند و آنها مجبور به تيراندازي شدند. در اين بين پدر مقتول مدعي شد پسرش اعتياد نداشته و موادي که مي گويند از خودرو وي به دست آمده، متعلق به پسرش نبوده است. دو مامور در پايان جلسه محاکمه به پرداخت ديه به اولياي دم محکوم شدند. راي صادره مورد اعتراض اولياي دم و وکيل مدافع آنها قرار گرفت. وکيل اولياي دم در اعتراض خود نوشت اين دو مامور حين انجام وظيفه نبوده اند و ماموريتي هم نداشتند و بايد کار ديگري را انجام مي دادند و بي دليل به سوي جوان پرايدسوار رفته اند. ضمن اينکه در گزارش اوليه پليس به کشف مواد مخدر اشاره نشده و ادعاي اين دو مامور بي اساس است. وي همچنين گفت؛ کارشناسان نيز اعلام کرده اند تيراندازي ها از فاصله نه چندان دور و به عمد انجام شده است. با توجه به ايرادات وارده حکم صادره نقض و پرونده براي رسيدگي مجدد به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. به اين ترتيب قاضي عزيز محمدي و چهار مستشارش مسوول رسيدگي به اين پرونده شدند و دو مامور متهم به زودي در اين شعبه محاکمه مي شوند.

دزدان دریایی پا برهنه سومالی و ناتوانی همه ارتش های دنیا

سه شنبه, آوریل 28th, 2009

هفت تیر دزدان دریایی پابرهنه سومالی

هفت تیر 7tir.com: يک ساک محتوي يک ميليون دلار پول نزديک به 15 کيلوگرم وزن دارد و گاه پيش مي آيد که در ازاي آزادي يک کشتي باري و خدمه آن مبلغي بالغ بر سه ميليون دلار به کشتي ربايان پرداخت مي شود که چنين محموله يي 45 کيلوگرم وزن دارد. به گفته «جک کلونان» کارشناس امنيتي اهل نيويورک، ارسال و تحويل چنين پولي به کشتي ربايان کاري بس دشوار است؛ «فکرش را بکنيد در آنجا با مردان جواني روبه رو مي شويد که تا بن دندان مسلح هستند و شما به همراه چند ساک پول در يک قايق لاستيکي نشسته ايد و بايد به آنها بگوييد اين پول ها مال شما است.»

کلونان مدت هاست با آدم هاي شرور زيادي سروکار داشته و دارد. او به عنوان مامور ويژه اف بي آي به شکار گانگسترها مي رفت و جاسوسان بلوک شرق را تعقيب مي کرد و پس از رخداد يازدهم سپتامبر 2001 به تعقيب تروريست هاي القاعده مي پرداخت. اما به گفته خودش تحويل پول به دزدان دريايي سومالي مانوري بي نهايت دشوار است.

کلونان شغل دولتي خود را البته رها کرد و گام در عرصه يي گذاشت که روز به روز بر گستره آن افزوده مي شود. هنگامي که دزدان دريايي شاخ آفريقا يکي از کشتي هاي شرکت «ريدر» را ربودند، مسوولان اين شرکت از اين مامور اف بي آي تقاضاي کمک کردند.

به اين ترتيب کلونان و مردانش مسووليت سازماندهي مذاکرات با کشتي ربايان را بر عهده دارند و از آنجايي که با تله ها و حقه ها به خوبي آشنا هستند مي توانند پول هايي را که در ازاي آزادي کشتي ها و خدمه آنان پرداخت مي شود از راه هايي خطرناک به آفريقا برسانند و همه تلاش خود را به کار گيرند تا کشتي و خدمه آن به سلامت به وطن بازگردند. کلونان در ماه هاي اخير چندين کشتي را از چنگ دزدان دريايي آزاد کرده و البته اين مساله همچنان ادامه دارد.

هفت تیر کشتی دزدان دریایی
از آغاز ماه مارس و همزمان با بهتر شدن هوا هفت فروند کشتي توسط دزدان دريايي پابرهنه سومالي ربوده شده است و کشتي باري آلماني «هانزا اشتاوانگر» با پنج افسر آلماني و 19 ملوان يکي از آنها بود. اين دزدان دريايي با همان قايق هاي کوچک لاستيکي در واقع قدرت هاي بزرگ جهان را شرمنده کرده اند. در حال حاضر چهار ناوگان بين المللي با ناوهاي جنگي فوق پيشرفته در سواحل سومالي به گشت زني مشغول هستند و البته چندين قايق توپدار و شکاري روسي و چيني هم در منطقه به صورت مستقل حضور دارند. همه اين کشتي ها مجهز به انواع توپ و موشک و هلي کوپتر بوده و از پشتيباني هاي ماهواره يي برخوردارند و بعضي از آنها توانايي نابودي يک شهر کامل را دارند. اما اين دزدان دريايي که تجهيزاتشان در همان قايق هاي لاستيکي و قراضه و چند قبضه کلاشينکف خلاصه مي شود هيچ وحشتي از اين ناوگان هاي مجهز ندارند و اين جنگ به عبارتي شبيه به نبرد داود و جالوت است با اين تفاوت که در اينجا نقش ها عوض شده و طرف شرور داستان از امکاناتي ناچيز برخوردار است.

با اين حال روزبه روز وضعيت وخيم تر مي شود. نظاميان راه حلي ندارند و دولت هاي آنها هم جز پرداخت باج کار ديگري نمي کنند و هر پولي که به دزدان دريايي پرداخت مي شود آنها را قوي تر مي کند و اين وضعيت به شدت پيچيده تر مي شود زيرا هر کشوري که پولي به دزدان دريايي پرداخت مي کند پس از مدتي مجبور است اين کار را تکرار کند.

امريکايي ها و فرانسوي ها خواهان شدت عمل هستند و آلماني ها هم در روزهايي که کشتي هانزا اشتاوانگر در اختيار دزدان دريايي بود در فکر به کارگيري خشونت بودند. کارشناسان در واشنگتن و لندن و برلين استراتژي هايي را طرح کرده اند که بعضي از آنها يک جنگ و خونريزي تمام عيار را به همراه دارد؛ جنگي که در صورت وقوع در کشوري از هم گسيخته مانند سومالي اتفاق خواهد افتاد؛ همان کشوري که در سال هاي گذشته شاهد خونريزي هاي بسيار بوده و اين بار هم مردم فقير آن کشور قرباني اين جنگ خواهند بود. «هيلاري کلينتون» وزير خارجه امريکا مي گويد؛ «اين پديده و جرمي قرن هفدهمي است که ما بايد با ابزار قرن بيست و يکم به جنگ آن برويم.»

ظاهراً در اين کار بايد عجله به خرج داد زيرا خطر جديدي آشکار شده است.کارشناسان امنيتي در اين ميان به محافل داخلي قبيله هاي کشتي ربايان نفوذ کرده اند و با روسا و زرادخانه ها و متحدان و قراردادهاي آنان به خوبي آشنايي دارند. آنها مدارکي در اختيار دارند که حاکي از روابط تنگاتنگ ميان اين دزدان دريايي با پيکارجويان به اصطلاح اسلامگرا است و نشان مي دهد آنها روابطي تنگاتنگ با سازمان القاعده «اسامه بن لادن» دارند و اين به اصطلاح يک اتحاد وحشت به حساب مي آيد زيرا دزدان دريايي وظيفه تهيه پول و سلاح را دارند و پيکارجويان هم نيروهاي خود را وارد سومالي کرده و بر قدرت خود مي افزايند.

البته اين هم پيماني از نظر برخي کارشناسان بعيد به نظر مي آيد زيرا دزدان دريايي و اسلامگرايان تروريست تا به اينجاي کار دشمن خوني يکديگر بوده اند. هنگامي که پيکارجويان راديکال «شوراي دادگاه هاي اسلامي» در سال 2006 در سومالي به قدرت رسيدند مبارزه يي همه جانبه را عليه دزدان دريايي آغاز کردند و کشتي ربايان هم مخالف سرسخت اجراي قوانين شريعت بودند. اما شش ماه بعد که ارتش کشور همسايه يعني اتيوپي با پشتيباني هاي ايالات متحده به خاک سومالي حمله کرد و اسلامگرايان را کنار زد چيزي نگذشت که دزدان دريايي بار ديگر سر برآوردند.

هفت تیر دزدان دریایی پابرهنه سومالی

با وجود آنکه ارتش اتيوپي در اين ميان از بخش هاي وسيعي از سومالي خارج شده است اما تنها بخشي از خاک اين کشور تحت کنترل دولت موگاديشو که در ماه ژانويه آغاز به کار کرد، قرار دارد. بقيه خاک سومالي بار ديگر تحت تسلط گروه هاي اسلامگرايي چون شبه نظاميان «شباب» و «حزب الاسلام» است.

در ماه نوامبر سال پيش هنوز هم ميان اين دو گروه برخوردهايي وجود داشت و اين مساله زماني تشديد شد که دزدان دريايي کشتي «سيروس استار» را ربودند. اين عمل کاري نابخردانه بود زيرا اين کشتي نفت کش به عربستان سعودي تعلق داشت و اسلامگرايان چنين چيزي را تحمل نمي کردند و به همين خاطر درگيري هايي ميان دو طرف به وقوع پيوست.

اما چنين درگيري هايي نتوانست آن رابطه اصلي ميان آنان را قطع کند. اين دشمن خارجي اين دو دشمن قديمي را با يکديگر متحد کرد.

از آن يکشنبه عيد پاک که تک تيراندازان امريکايي ناخداي کشتي باري امريکايي «مارسک آلاباما» را آزاد کردند و طي آن عمليات سه کشتي ربا را از پاي درآوردند، دزدان دريايي اعلام کرده اند انتقام خواهند گرفت .

«جاماک هابب» يکي از روساي دزدان دريايي گفت؛ «حال ديگر امريکا دشمن شماره يک ما به حساب مي آيد.» يکي ديگر از دزدان دريايي به نام اسماعيل هم اضافه کرد؛ «حال ديگر ما به صورت هدفمند به امريکايي ها حمله مي کنيم و هر کدام از آنها را که در اختيار داشته باشيم، خواهيم کشت.»

در يکي از بولتن هاي امنيتي امريکا آمده است؛ «در صورتي که اين اتحاد شکننده ميان دزدان دريايي با اسلامگرايان تقويت شود، خطر فعلي تشديد خواهد شد.» بر پايه يکي از تحليل هاي کارشناسان در حال حاضر شبکه دزدان دريايي به مراتب بهتر از گذشته شده است. شبکه دزدان دريايي در «حراردره» که چند مايل دريايي در شمال از محلي که کشتي آلماني ربوده شد فاصله دارد، فعاليت داشته و اين گروه کنترل همه امور را در آنجا در اختيار خود دارند. رهبري اين گروه با رئيس قبيله «سليمان» است که شغل اصلي او فروش زغال سنگ بوده اما در حال حاضر فرماندهي کل عمليات حراردره را بر عهده دارد. اين گروه دو پايگاه اصلي در سواحل دارند و از همان محل يگان هاي عملياتي خود را که به چهار گروه تقسيم شده اند به عمليات اعزام مي کنند. و اما وظايف اين چهار گروه؛ گروه اول طراحان حمله هستند که در ميان آنها اتباع سودان و پاکستان هم ديده مي شود. گروه دوم ماهيگيران سابق هستند که به دليل برخورداري از تجارب دريانوردي همکاري مي کنند. گروه سوم جنگجويان جواني هستند که به داخل کشتي ها مي روند و بالاخره گروه چهارم همان افرادي هستند که با دشمناني چون جک کلونان بر سر پول به چانه زني مي پردازند.

دزدان دريايي حراردره براي غنائم به اصطلاح باارزش تر با تيمي از دزدان ديگر مناطق بخصوص با همکاران شان از «کسيماجو» همکاري مي کنند. کسيماجو در 800 کيلومتري اين محل و در جنوب سومالي واقع است. به احتمال قوي عاملان ربايش کشتي سعودي سيروس استار هم همين دزدان دريايي کسيماجو بودند اما مذاکرات براي دريافت پول و تحويل کشتي را مردان حراردره انجام دادند. کلونان مي گويد؛ «اين يک شرکت تمام عيار متشکل از دزدان دريايي است که عمليات ربايش در دريا را سازماندهي مي کند.» مذاکرات مسوولان شرکت ريدر با کشتي ربايان غالباً با نوعي جنگ اعصاب همراه بود زيرا دزدان دريايي خواهان 15 ميليون دلار بودند اما شرکت ريدر تنها آمادگي پرداخت يک ميليون دلار را داشت.

روش تماس به اين صورت بود که دزدان دريايي از طريق تلفن ماهواره يي کشتي با بستگان خدمه تماس برقرار کرده و تهديد کرده بودند آنها را اعدام مي کنند. کلونان مي گويد؛ «در خلال مکالمه تلفني صداي شليک گلوله مي آمد و آنها ادعا مي کردند يک نفر را به جوخه آتش سپرده اند. اين وضعيت فشارها بر مذاکرات را تشديد مي کرد.» گاه تهديد مي کردند کشتي را با آخرين سرعت به طرف ساحل برده و آن را از بين مي برند يا مي گفتند به دليل تمام شدن ذخيره غذايي ملوانان را گرسنگي مي دهند. يا يک روز تمام اصلاً تماسي نمي گرفتند و به گفته کلونان؛ «اين حالت مسوولان ريدر را به آستانه جنون مي کشاند.»

اينکه کلونان معمولاً به چه صورت پس از هفته ها و ماه ها روي مبلغ با دزدان دريايي به توافق مي رسد، مساله يي است که اين مامور سابق اف بي آي بايد خودش روشن کند و در مورد آن توضيح دهد. اما در اوايل کار او يک يدک کش در مومباسا اجاره مي کرد تا به وسيله آن پول را به دزدان دريايي برساند. وقتي کشتي ربوده شده رويت مي شد يکي از مردان غيرمسلح کلونان روي عرشه کشتي مي رفت و پول را تحويل مي داد؛ «در اين لحظات هميشه دعا مي کنيم دزدان دريايي دست به کار غيرمعمولي نزنند.» اما در حال حاضر غالباً پول با چتر نجات از هواپيما پرتاب مي شود زيرا اين نگراني وجود دارد که چه بسا آن يدک کش هم توسط دزدان دريايي ربوده شود.

گاه پيش مي آيد کلونان و مردانش بايد قبل از پرداخت پول از سلامت خدمه ربوده شده در عرشه کشتي مطمئن شوند. در يک مورد آنها مي دانستند يکي از ملوانان به سختي بيمار است و قبل از پرداخت پول به دنبال وي مي گشتند تا اينکه ملوان بيمار را در سردخانه کشتي پيدا کردند. علت مرگ وي سقوط از عرشه کشتي به داخل آب بود. کلونان مي گويد؛ «اين دزدان دريايي احمق نيستند و بسيار اعتماد به نفس دارند. آنها مي دانند به تجارتي موفق مشغول بوده و تقريباً بدون هيچ خطري مي توانند دست به عمليات بزنند.» مراکز پشتيباني اکثر اين گروه ها در «گارو» و «گالاکايو» واقع در منطقه ويران شده «پانتلند» قرار دارد. بسته هاي بزرگ دلار امريکايي در سيستم حواله يي اسلامي آنجا ناپديد مي شود؛ سيستمي که بر پايه ارتباطات شخصي بنا شده است. اما در آوريل 2008 بود که دزدان دريايي با ناباوري متوجه اين مساله شدند که آنها با وجود سازماندهي خوب در دريا، براي جنگ زميني از امکانات بسيار ناچيزي برخوردارند. اين زماني بود که آنها کشتي لوکس و فرانسوي «لوپونان» را ربوده و مي خواستند آن را در قبال دريافت دو ميليون دلار در نزديکي شهر و به عبارتي دژ «ايل» تحويل دهند که ناگهان سر و کله هلي کوپترهاي جنگي فرانسوي از مناطق استپي پيدا شد و نيروهاي ويژه فرانسوي به سوي آنها آتش گشودند. شش نفر از کشتي ربايان دستگير شدند و از آن زمان در زندان هاي فرانسه به سر مي برند و علاوه بر آن نيروهاي فرانسوي توانستند حداقل بخشي از آن پول را از کشتـي ربايان پس بگيرند.

برخي از گروه هاي کشتي ربا توافق کرده اند در قبال برخورداري از عمليات حفاظتي از سوي بنيادگرايان 9 تا 10 درصد از پول هاي دريافتي را به آنها بپردازند. مجموع مبالغ دريافتي البته براي همه کفايت مي کند زيرا دزدان دريايي تنها در سال گذشته بين 30 تا يکصد ميليون دلار براي آزادي کشتي هاي ربوده شده پول گرفته اند.

البته برخي از دزدان دريايي ترجيح مي دهند امنيت ارضي کشور را نيز خود تامين کنند و به همين خاطر طي قراردادي با شبه نظاميان شباب در جولاي گذشته تحت آموزش هاي ويژه اين گروه در شهر «هوبويو» قرار گرفتند. کارشناسان امنيتي مبلغ اين قرارداد را بالغ بر يک ميليون دلار تخمين مي زنند.

اما اسلامگرايان از دزدان دريايي تنها پول دريافت نمي کنند بلکه کشتي ربايان براي آنها به قاچاق سلاح نيز مي پردازند و پيکارجويان از اين طريق غالباً تجهيزات سودمندي را صاحب مي شوند. دزدان دريايي طي يک عمليات در اکتبر گذشته چهار توپ ضدهوايي از نوع «زو-23» براي پيکارجويان به ارمغان آوردند و حال وجود همين سلاح ضدهوايي کار را براي خلبانان هلي کوپترهاي نيروهاي متحد غرب مشکل کرده است.

کشتي هاي باري هم که اصولاً از هيچ وسيله دفاعي در برابر دزدان دريايي مسلح برخوردار نيستند تنها کاري که مي توانند انجام دهند گاز دادن و از مهلکه گريختن است. يکي از افسران يک کشتي باري آلماني مي گويد؛ «اما قايق هاي کوچک و تندرو آنها بسيار سريع تر از ما حرکت مي کنند.» مشکل ديگر در اين مورد مشکل مخابراتي است به اين صورت که از سال 2004 سيستمي به نام «اي اي اس» براي کشتي ها در نظر گرفته شده است که به وسيله آن مي توان به مکالمات راديويي ديگر کشتي ها در منطقه گوش کرد و به اين ترتيب دزدان دريايي به راحتي و با خريد يک دستگاه گيرنده از اين نوع که به قيمت 360 يورو به فروش مي رسد، مي توانند مکالمات راديويي همه کشتي ها را دريافت کنند و اين مساله وضعيت بغرنجي را پديد آورده است.

با اين حال از آغاز سال جاري کشتي هاي جنگي اين اجازه را دارند که از کشتي هايي که از دالاني واقع در خليج عدن مي گذرند حفاظت کنند. اما دزدان دريايي بلافاصله به اين مساله واکنش نشان دادند و به وسيله کشتي هاي مادر قايق هاي مهاجم کوچک خود را در مناطق وسيعي از اقيانوس هند پخش کردند و هيچ نيروي دريايي در جهان کشتي کافي براي پوشش دادن اين منطقه ندارد.

با اين حال به تازگي هيلاري کلينتون طرحي چهارمرحله يي را براي متوقف کردن عمليات کشتي ربايان ارائه داده است. اگرچه چهار مرحله اين طرح در کنفرانس ها و گفت وگوها خلاصه مي شود اما هسته اصلي آن را حمله به پايگاه هاي زميني (و دريايي) اين گروه ها تشکيل داده است. جانشين فرمانده نيروي دريايي ايالات متحده يعني درياسالار «کوين کاسگريف» که تا يک سال پيش فرمانده کل نيروي دريايي امريکا در خاورميانه بود اين طرح را به دو بخش بزرگ و کوچک تقسيم مي کند. در بخش کوچک اين طرح واحدهاي نيروي دريايي تنها به قايق ها، مخازن سوخت و پايگاه هاي دزدان دريايي حمله مي کنند اما در بخش بزرگ اين طرح مي توان به شبکه دزدان دريايي حمله و فرماندهان آنها را دستگير کرد. البته اين فرمانده امريکايي توضيح مي دهد اين تاکتيک يعني تقسيم بندي استراتژي مورد نظر وزير خارجه با هدف کاهش خطر و تلفات صورت گرفته است.

با اين حال بسياري از کارشناسان عقيده دارند کارآمد ترين تاکتيک همان استقرار کشتي هاي جنگي در بنادر سومالي است زيرا در اين بنادر به راحتي مي توان عمليات دزدان دريايي را در نطفه خفه کرد و اصولاً حفاظت از چند بندر بسيار آسان تر از حفاظت از يک اقيانوس است.