Posts Tagged ‘کفاشیان’

6 مربی لیگ برتر در آستانه محرومیت دائمی

چهار شنبه, می 13th, 2009

اخبار داغ هفت تیر فرهاد کاظمي مجيد جلالي  مجتبي شريفي علي کفاشيان

هفت تیر 7tir.com: به فاصله يک روز پس از منتشر شدن برخي اخبار در مورد محروميت احتمالي شش مربي متهم به تباني، دوپينگ و دلالي، فراخوان کميته انضباطي فدراسيون فوتبال ابعاد تازه تري به اين مساله بخشيد. در بيانيه کميته انضباطي از کليه بازيکنان، اعضاي کادر فني، سرپرستي و ساير وابستگان فوتبال درخواست شده کليه اطلاعات و مشاهدات خود پيرامون سوءجريانات مالي را به اين کميته اطلاع دهند و مطمئن باشند اطلاعات آنها به رسم امانت نزد کميته انضباطي باقي خواهد ماند.

با داغ شدن اين بحث و در آخرين ساعات روز دوشنبه، مهدي تاج نايب رئيس اول فدراسيون فوتبال نيز در گفت وگو با مهر به جزييات ديگري از مساله اشاره کرد. تاج در اين باره به مهر مي گويد؛ «براي جلوگيري از ناهنجاري ها به احتمال زياد برخي از مربيان از حضور در مسابقات ليگ برتر کنار گذاشته خواهند شد. ما به طور جدي به دنبال اجراي منشور اخلاقي هستيم و مسائل مثبت اين منشور را پيگيري خواهيم کرد و شايد در اين راستا مدتي در خدمت برخي از مربيان نباشيم.» نايب رئيس فدراسيون فوتبال در مورد نوع و چگونگي محروميت اين دسته از مربيان مي گويد؛ «اين مربيان يا به دسته هاي پايين تر خواهند رفت يا از فوتبال حذف مي شوند، درست مثل برخي از بازيکنان متخلف که در کارنامه شان امتيازات منفي بسياري وجود دارد و به دسته پايين تر فرستاده خواهند شد.» سايت خبري «تابناک» اما صراحت بيشتري به خرج مي دهد. در يکي از خبرهاي اين سايت به اسامي شش متهم به صورت مخفف اشاره شده است. تابناک خبر داده به مديران باشگاه ها نيز توصيه شده با اين شش مربي يعني

«الف م»، «ف ک»، «ف ک»، «ف ک»، «الف ي» و «ن د» قرارداد نبندند.

شريفي؛ شاهدان اطلاعات خود را در اختيار کميته انضباطي قرار دهند

مجتبي شريفي پرکارترين مرد اين روزهاي فوتبال ماست. او به طور حتم براي کسب اطلاع از جزييات پرونده بهترين و مطمئن ترين فرد به حساب مي آيد. رئيس کميته انضباطي فدراسيون فوتبال در مورد آخرين تحولات ماجرا مي گويد؛ «حدود 10 روز است که به صورت متمرکز، روزانه چند نفر از افراد آگاه و مطلع به کميته انضباطي فراخوانده مي شوند. تمام اطلاعات و آگاهي هاي آنها پيرامون سوءجريانات مالي و ديگر زشتي هاي مرتبط با فوتبال استماع و ثبت و ضبط مي شود.»

شريفي در ادامه مي گويد؛ «به اسامي مرجعي رسيده ايم که نقطه عطفي براي برخورد انضباطي تلقي مي شود. مسلماً با کامل شدن تحقيقات افراد خاطي که منشاء سوءجريانات مالي و يا تحقق روابط غيراخلاقي در فوتبال هستند، شناخته خواهند شد.» رئيس کميته انضباطي درباره اينکه چه جريمه يي براي اين افراد در نظر گرفته مي شود، مي گويد؛ «در صورتي که تخلف اين مربيان ثابت شود آنها براي هميشه از گردونه فعاليت هاي مرتبط با فوتبال کنار گذاشته خواهند شد. البته پس از اتمام گواهي شاهدان و جمع آوري تمام اطلاعاتي که از طريق بازيکنان، مربيان و ساير افراد به ما مي رسد مسلماً خاطيان را به کميته انضباطي فرا مي خوانيم و به صورت آشکار و علني نام آنها را اعلام مي کنيم اما در حال حاضر از ذکر نام و تعداد اين افراد معذوريم.» شريفي در ادامه با تکرار دعوت از افراد مطلع در اين زمينه از تمام بازيکنان، اعضاي کادر فني و همه مرتبطان با فوتبال که از سوءجريانات مالي اطلاع دارند و نسبت به اشخاص آگاه هستند يا خود از آن زيان ديده اند، خواست با حضور در کميته انضباطي مشاهدات و اطلاعات خود را در اختيار اين کميته قرار دهند. مجتبي شريفي در پايان با تاکيد بر اينکه کميته انضباطي و فدراسيون فوتبال پاکسازي اين رشته ورزشي را به علاقه مندان آن مژده مي دهد، مي گويد؛ «به کليه علاقه مندان فوتبال اين مژده را مي دهم که پاکسازي لازم در فوتبال ايران انجام خواهد شد و همه افرادي که منشاء آلودگي در زمينه دوپينگ، دلالي و ساير مسائل غيراخلاقي هستند از فوتبال کنار گذاشته مي شوند.»

جلالي؛ برخورد با افراد متخلف به سود فوتبال است

«پاکسازي فوتبال هرچند دير آغاز شده اما واقعاً يک ضرورت بود.» مجيد جلالي در گفت وگو با يک خبرگزاري در مورد بحث محروميت احتمالي شش مربي با ضروري خواندن اقدامات اساسي صورت گرفته مي گويد؛ «فکر مي کنم اين اقدامات هرچند دير آغاز شده اما براي فوتبال ما ضروري است. بايد به ياد داشته باشيم وقتي فوتبال ايتاليا با تخلفاتي روبه رو شد به پرونده گروهي از مقتدرترين باشگاه هاي اين کشور رسيدگي شد و بدون هيچ اغماضي آن باشگاه ها با جريمه هاي سنگين و سقوط به دسته هاي پايين تر روبه رو شدند.» جلالي برخورد با افراد متخلف را به سود فوتبال ارزيابي مي کند و مي گويد؛ «با اين حال معتقدم در بحث رسيدگي به پرونده اين مربيان بايد بسيار وارد جزييات شد و ريزبينانه عمل کرد تا مسائل اثبات شود و مراقب باشيم به حيثيت کسي خدشه وارد نشود. تحقيقات بايد بسيار شفاف باشد و همان طور که از آبروي افراد محافظت مي کنيم در صورت اثبات تخلف هم نتايج تحقيقات و اسامي متخلفان را به صورت کامل به مردم اعلام کنيم چرا که اطلاع رساني به صورت مبهم و ترديدآميز سودي ندارد.» سرمربي سابق تيم فولاد خوزستان در پايان مي گويد؛ «در هر صورت فوتبال ايران نيازمند گذراندن اين شرايط است و بايد مرجعي به نابساماني هاي فوتبال رسيدگي کند. هر چند اين واقعيت ها براي ما بسيار دردناک است اما بايد آن را تحمل کنيم تا پاکسازي فوتبال به نتيجه برسد. مسوولان رده بالا بايد حساسيت بيشتري به خرج دهند چرا که ورزش تبديل به حياط خلوت کشور شده و هر فردي هر کاري مي خواهد در آن انجام مي دهد. بي ترديد اين اقدامات قانوني مي تواند آغاز انقلاب و پاکسازي فوتبال باشد.»

فرهاد کاظمي؛ نهادهاي امنيتي بايد دخالت کنند

فرهاد کاظمي يکي از مربياني است که عقيده دارد طرح چنين مسائل و موضوعاتي در رسانه ها بدون اثبات آن جنبه تخريبي براي فوتبال ايران دارد. سرمربي سابق سپاهان اصفهان در اين باره مي گويد؛ «متاسفانه اين روزها فوتبال ايران دچار حاشيه شده است و طي اين چند روزي که حاشيه گسترش يافته خبرنگاران فراواني با من تماس گرفته اند و اين خود اثبات مي کند در فوتبال ايران حاشيه حرف اول را مي زند چرا که در زمان مسابقات مهم کمتر خبرنگاري سراغي از فرهاد کاظمي و تيمش مي گرفت.» کاظمي با انتقاد از سايت تابناک مي گويد؛ «آن سايت اگر شجاعت دارد اسامي را به طور کامل بياورد تا مربيان ناپاک جايگاه خود را بهتر بدانند و آنها نيز قدرت دفاع از خود را پيدا کنند. معتقدم بايد در اين موضوع نهادهاي امنيتي به طور جدي ورود کنند تا خداي نکرده آبروي مومني ناخواسته ريخته نشود. سازمان بازرسي کل کشور هم بايد به اين موضوع وارد شود.» فراز کمالوند سرمربي باشگاه تراکتورسازي تبريز نيز درباره ممنوع الفعاليت شدن شش مربي در فصل آينده مي گويد؛ «اين موضع چه ارتباطي به من دارد؟ اصلاً بايد در مورد چه چيزي حرف بزنم؟ چون در 32سالگي در حال صعود با دومين تيمي هستم که مي خواهم آن را به ليگ برتر بياورم برايم اين حرف ها را درست مي کنند. اين خبر را براي مربياني درست کرده اند که موفق هستند. اگر اين شايعه در مورد من مسجل شود حتماً قضيه را پيگيري مي کنم تا از حق خود دفاع کنم.»

کفاشيان؛ از اين موضوع بي اطلاعم

موضع علي کفاشيان در قبال محروميت شش مربي متهم به تباني، دوپينگ و دلالي همچون هميشه است. او اين بار هم در مواجهه با خبرنگاران رسانه ها که توقع دارند پاسخ برخي از سوالات شان را از زبان نفر اول فدراسيون فوتبال بشنوند، لبخند بر لب مي گويد؛ «از اين موضوع هم بي خبرم. شايد برخي سايت هاي خبري مطلبي را عنوان کنند، اما چنين تصميمي بي ترديد بايد از طريق مراجع قانوني فدراسيون گرفته شود. بحث محروميت شش مربي هم از نظر فدراسيون رسمي نيست چرا که فدراسيون فوتبال داراي بخش هاي مختلفي است و هر تصميمي در اين زمينه بايد از طريق بخش مربوطه که مسوول اقدامات قانوني است، اعلام شود.»

آنچه کفاشیان نمی داند : نتیجه حساس ترین بازهای اروپا و نام سرمربی لیورپول

دوشنبه, می 4th, 2009

اخبار داغ هفت تیر علی کفاشیان

هفت تیر 7tir.com: بي خبر بودن علي کفاشيان از نتيجه بازي منچستر – تاتنهام و ندانستن نام مربي ليورپول باعث شد دردسرهاي زيادي براي رئيس فدراسيون فوتبال ايران به وجود آيد و حتي عده يي مدعي شدند کسي که اينقدر با فوتبال بيگانه است شايستگي نشستن بر صندلي رياست فدراسيون فوتبال را ندارد.

در روزهاي گذشته علي کفاشيان و مهدي تاج نايب رئيس فدراسيون تاکيد کردند لزومي ندارد رئيس فدراسيون از نتيجه بازي منچستر – تاتنهام مطلع باشد و کار علي کفاشيان مديريت است و نه مطلع بودن از اتفاقات فوتبال دنيا. درست است که رئيس فدراسيون فوتبال در وهله اول بايد مدير خوبي باشد و کفاشيان بر اين باور است که کار او مديريت است نه تعقيب کردن اخبار فوتبال دنيا اما بي اطلاعي کفاشيان از نتيجه بازي منچستر و نام مربي ليورپول دو نکته مهم را ثابت مي کند؛ نخست اينکه رئيس فدراسيون فوتبال ايران در زمره علاقه مندان به اين رشته قرار نمي گيرد و حتي نتايج بازي هاي مهم و جذاب را هم دنبال نمي کند و دوم اينکه او بر فوتبال روز دنيا اشراف ندارد وگرنه هر کسي کمي درباره فوتبال اروپا اطلاعات داشته باشد «رافائل بنيتس» را مي شناسد. «طبيعتاً» از ندانستن نتيجه بازي منچستر و نام مربي ليورپول مي توان نتيجه گرفت رئيس فدراسيون فوتبال خيلي چيزهاي ديگر را هم نمي داند.

اخبار داغ هفت تیر منچستر  تاتنهام

1- احتمالاً علي کفاشيان نمي داند انگليس مهد فوتبال دنياست اما يک سرمربي ايتاليايي دارد و انگليسي ها با آن همه «دبدبه و کبکبه» استفاده از مربيان بادانش و ممتاز خارجي را براي خود ننگ نمي دانند. سال ها «اريکسون» سوئدي مربي تيم ملي انگليس بود و بعد از آنکه «مک لارن» انگليسي جانشين اريکسون شد، نتايج ضعيفي گرفت و اخراج شد. هم اکنون هم کاپلو ايتاليايي هدايت تيم انگليس را بر عهده دارد. مربيگري سه تيم از چهار تيم بزرگ جزيره هم سال هاست که بر عهده مربيان غيربريتانيايي است.

2- مطمئناً کفاشيان نمي دانست در هيچ جاي دنيا نمي آيند يک ملي پوش را تنها يک سال پس از خداحافظي اش براي سرمربيگري تيم ملي انتخاب و او را مربي هم بازي هايش کنند و براي خودشان دردسر بتراشند.

3- مطمئناً کفاشيان نمي داند حضور يک مربي به صورت همزمان در يک باشگاه و تيم ملي کار درستي نيست و کاري منسوخ در فوتبال دنيا به شمار مي رود. اگر هم هيدينک اين کار را مي کند اولاً به صورت موقت است و او هدايت تيم هاي روسيه و چلسي را به صورت همزمان برعهده دارد که هيچ مشکلي براي يکديگر به وجود نمي آورند.

4- صد درصد رئيس فدراسيون ايران نمي داند «ناتينگهام فارست» تيمي که قهرماني اروپا را در کارنامه دارد چندين سال است که در دسته هاي پايين تر دست و پا مي زند و مقامات شهر ناتينگهام و «گوردون براون» براي بازگرداندن اين تيم قديمي، پرطرفدار و پرافتخار پادرمياني نمي کنند و قانون را زير پا نمي گذارند.

5- منچستريونايتد تيمي که عناويني چون قهرماني انگليس، اروپا و جهان را يدک مي کشد در يک هفته يکشنبه در ليگ برتر به ميدان رفت و سه شنبه در ليگ قهرمانان اروپا برابر پورتو بازي کرد و آب از آب هم تکان نخورد، اما باشگاه هاي ايراني توقع دارند هنگامي که مي خواهند يک ديدار آسيايي برگزار کنند بايد همه مطيع آنها باشند و اين اتفاق هم مي افتد. آيا کفاشيان از اين اتفاقات خبر دارد؟

شايد علي کفاشيان ابتدا مدير خوبي نباشد، اما قطعاً بيگانه بودن او از مسائل فوتبال دنيا يک فضيلت نيست. آيا اگر رئيس فدراسيون نتايج فوتبال اروپا را تعقيب مي کرد و بنيتس و کاپلو را مي شناخت نمي توانست تصميمات بهتري بگيرد؟ کفاشيان گفته است براي اينکه بتواند در فوتبال ايران تاثير بگذارد بايد به او هفت هشت سال وقت داد. بد نيست رئيس خوشرو و ظاهراً انتقادپذير فدراسيون فوتبال براي اينکه به هدفش برسد کمي هم علاقه و دانشش را نسبت به فوتبال بالا ببرد. آنچه کفاشيان نمي داند.

در حاشیه برکناری علی دایی

شنبه, آوریل 4th, 2009

علی دایی

هفت تیر 7tir.com: در شرایطی که پنج روز از برکناری علی دایی گذشته اما همچنان حاشیه‌های این برکناری ادامه دارد.

شنبه 8/1/88 ساعت 23:30 علی کفاشیان دو ساعت پس از شکست ایران برابر عربستان به همراه دبیرکل فدراسیون فوتبال بر سر میز شام اعضای تیم ملی حاضر می‌شود. سکوت و فضای سنگین اردوی تیم ملی با صحبت‌های رییس فدراسیون فوتبال شکسته می‌شود: « ما هم برابر عربستان و هم مقابل کره‌جنوبی موقعیت‌های گلزنی زیادی داشتیم و همین نشان می‌دهد که تیم ما با برنامه بوده. هنوز کار ما تمام نشده و دو بازی مهم در خارج از خانه مقابل کره جنوبی و کره شمالی داریم و می‌توانیم با گرفتن امتیاز از این دو بازی و همچنین بازی مقابل امارات به جام جهانی صعود کنیم. ما بارها نشان داده‌ایم که در بیرون از خانه بهتر نتیجه می‌گیریم و با همین امید بازی‌های بعدی را انجام می‌دهیم. فدراسیون از شما و کادر فنی حمایت می‌کند و هنوز ما برای صعود به جام جهانی بدون شانس نیستیم.» پس از حمایت رییس، کفاشیان با بدرقه دایی و بازیکنان تیم ملی، رییس و دبیر کل فدراسیون در ساعت 00:30 از هتل آکادمی فوتبال می‌روند.

کفاشیان

2- یکشنبه 9/1/88 ساعت 10:40 کفاشیان در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌ها می‌گوید که “فعلا قصد تغییر در کادر فنی را نداریم و هنوز زمان زیادی داریم.” این جمله تایید کننده حمایت شب گذشته رییس فدراسیون فوتبال از علی دایی بود اما پس از چند دقیقه به طور عجیبی این جمله از مصاحبه کفاشیان برداشته می‌شود. بیست دقیقه بعد سایت برنا که از نزدیک‌ترین سایت‌ها به دولت است در خبری اعلام کرد که علی دایی از کار برکنار شد. در این خبر هیچ منبعی ذکر نشده بود. پس از خبر برنا، ایرنا و فارس هم که در طیف حامیان دولت قرار دارند در خبری مشابه اعلام کردند که “بنا به درخواست‌های مردمی فدراسیون فوتبال علی دایی را برکنار کرده است.” اما نکته جالب این بود که هیچ مقامی در فدراسیون این خبر را تایید نمی‌کرد و حتی علی کفاشیان در گفت‌وگویی با ایسنا ضمن تکذیب این خبر گفت که پس از جلسه ویژه فدراسیون، درباره کادر فنی تصمیم‌گیری می‌کند.

3- یکشنبه 9/1/88 ساعت 15:10 در شرایطی که هیچ مقامی از فدراسیون همچنان خبر برکناری دایی را تایید نمی‌کرد، پایگاه اطلاع رسانی دولت در اس ام اسی که برای برخی مسوولان خبرگزاری‌ها فرستاد اعلام کرد که دایی برکنار شده است. در این پیامک نوشته شده بود: “پاد- در پی کسب نتایج ضعیف، علی دایی از سرمربیگری تیم ملی ایران برکنار شد.” در حالی این اس ام اس به طور محرمانه ارسال شد که بر روی سایت پایگاه اطلاع رسانی دولت چنین خبری دیده نمی‌شد. این در شرایطی بود که همچنان هیچ مسوولی در فدراسیون فوتبال این خبر را تایید یا تکذیب نمی‌کرد. در همان شب رییس جمهور احمدی نژاد در جلسه هیات دولت با انتقاد شدید از فدراسیون فوتبال از سازمان تربیت بدنی خواست به دنبال تربیت مربیان زبده باشد و این تا حدودی تایید کننده شایعه صادر شدن دستور برکناری دایی توسط رییس جمهور بود.

4- یکشنبه 9/1/88 ساعت 15:45 علی کفاشیان در تماسی با علی دایی می‌گوید: « هیات رییسه فدراسیون فوتبال تصمیم گرفته تغییراتی را کادر فنی به وجود بیاورد، به همین خاطر اگر اجازه بدهید می‌خواهیم این خبر را اعلام کنیم.» در میانه‌های صحبت کفاشیان، دایی که در جریان خبرهای رسانه‌های نزدیک به دولت قرار گرفته رو به کفاشیان می‌گوید: «آقای کفاشیان بیایید روراست باشید. من که می‌دانم این تصمیم هیات رییسه فدراسیون نیست. شما دیشب مثلا از تیم ملی حمایت کردید. این نظر شما نیست. این تصمیمی است که جاهای دیگر برای شما گرفته‌اند.»

5- سه شنبه 11/1/88 ساعت 12 محمد علی آبادی با دایی تماس می‌گیرد. دایی معمولا شماره‌‌هایی که نمی‌شناسد را جواب نمی‌دهد. این بار هم رفتار او مانند قبل است اما وقتی علی آبادی چند بار تماس می‌گیرد دکمه سبز گوشی‌اش را فشار می‌دهد. آن طرف خط علی آبادی است. رییس سازمان به دایی می‌گوید که می‌خواهد او را همین الان ببیند که جواب دایی ساده است: «من الان در مغاره هستم و نمی‌توانم بیایم.» علی آبادی می‌گوید که می‌خواهد او را برای جلسه مهمی به جایی ببرد که جواب دایی تندتر از جمله اول اوست.

6- دایی این روزها زندگی جدیدی را آغاز کرده. تعدادی از دوستانش می‌گویند که دایی روزی پرقدرت‌تر از گذشته بر می‌گردد، اما آن روز زمانی خواهد بود که تغییراتی اساسی در مدیریت سازمان تربیت بدنی به وجود آمده باشد اما بعضی دیگر از دوستانش می‌گویند که بعید نیست، دایی برای همیشه از ایران برود. البته این روزها دایی در تهران و در فروشگاه مرکزی “دایی” روزهای بی فوتبالی را می‌گذارند. روزهایی که شاید برای اولین بار طولانی‌تر از همیشه باشد. این بار جدایی مردی که قرار بود قیصر فوتبال ایران باشد اما با تصمیمی اشتباه “مرد سوخته” لقب گرفت، به احتمال خیلی طولانی‌تر از قبل خواهد بود. شهریار، قیصر یا هر چه دیگر که او را صدا زدیم این روز‌ها بی‌معنی است. او با تصمیم اشتباه فدراسیون و سازمان تربیت بدنی و جاه ‌طلبی‌های خودش به تیم ملی آمد و خیلی زود و قبل از رسیدن به آرزوهایش از دور خارج شد.

علی دایی علی کریمی

ماجرای اختلاف دایی و علی کریمی

علي دايي شخصيت منحصر به فردي دارد. او از آن دسته آدم هايي است که به سختي مي توانيد خودتان را متقاعد کنيد تا برايش دل بسوزانيد. البته اين مساله براي مردي که چه در دوران بازي و چه در طول مدت سرمربيگري اش در سايپا و تيم ملي فوتبال ايران با سماجت تنها و تنها روي حرف خودش ايستاد و به توصيه هيچ کس هم گوش نکرد، چندان دور از انتظار نيست. با اين حال وقتي در ميانه هاي نيمه نخست بازي مقابل عربستان فريادهاي «علي کريمي- علي کريمي» تماشاگران به صورت زمزمه از گوشه ورزشگاه آغاز شد و در ادامه رفته رفته به کل جمعيت سرايت کرد، خيلي ها متقاعد شدند که پا روي دل شان بگذارند. بايد براي علي دايي دلسوزي کرد؟ حتي اگر ترديدي نيز در اين زمينه وجود داشت تنها تا انتهاي بازي دوام آورد. علي دايي به عنوان سرمربي تيم بازنده با تمام غرور و لجاجت اش مدت ها بعد از پايان مسابقه همچنان روي نيمکت ذخيره ها نشست تا مبادا با خيل تماشاگراني خشمگين روبه رو شود که او را مقصر اصلي باخت به عربستان مي دانستند و حاضر به ترک استاديوم نبودند. در آن لحظات سواي باخت و اينکه آيا علي دايي واقعاً مقصر بوده يا نه، مي توانستيد تمام قد براي او دل بسوزانيد. چه بسا خود او هم در تمام آن لحظات سخت براي خودش دل مي سوزاند و حسرت مي خورد که چرا اين همه روي خودخواهي اش اصرار و ابرام به خرج داده است. شايد دايي در آن لحظات پيش خودش فکر مي کرد که اگر علي کريمي را بيرون نمي گذاشت، اگر روي قول و قرارش باقي مي ماند، اگر اين همه لجباز نبود و… .

پرده اول

در آن سو ادعاي اينکه علي کريمي از نتيجه رقم خورده خوشحال بوده يا توي دلش کيفور شده مستلزم بي رحمي توأم با شيطنت است. او نيز بايد مثل انبوه هواداران حاضر در ورزشگاه، تماشاگران تلويزيوني و علاقه مندان به فوتبال از اين «ناکامي ملي» مغموم باشد. همچنين طبيعي است که او با علم به تمام مذاکرات و حرف و حديث هاي قبلي از پيمان شکني علي دايي دلخور باشد. با اين حال به محض اينکه رسانه ها به سراغش مي روند طبق معمول تلاش مي کند تنها بعد ملي ماجرا را پررنگ جلوه دهد. او با تاکيد روي اين نکته که بايد به فکر تيم ملي بود، مي گويد؛ «بهتر است در مورد گذشته بحث نکنيم. چيزي که اهميت دارد اين است که تيم ملي را براي سه بازي آينده آماده کنيم.» اما اين خويشتنداري چندان دوام ندارد. به هر حال داستان دايي- کريمي پس از شکست مقابل عربستان روندي به خود گرفت که به هيچ عنوان نمي توان در قبال آن سکوت اختيار کرد. چه انگيزه يي بهتر از پاسخگويي؟ سرمربي معزول تيم ملي در کنفرانس مطبوعاتي پايان مسابقه در برابر اصرار خبرنگاران براي کنکاش در مورد دلايل نبودن علي او گفته بود اين بازيکن بعد از مسابقه با کرواسي هرگز عملکرد مثبتي در تيم ملي نداشته است.

شنيدن همين جمله کافي است تا علي کريمي را بي خيال خويشتنداري و سياست پيشگي کند و به اين ادعا پاسخ دهد.او در اين مورد مي گويد؛ «حرف دايي را قبول دارم، اما ايشان فکر مي کند تنها خودش براي تيم ملي موثر بوده؟ دايي فکر مي کند از روز ورود به تيم ملي تا آخرين بازي اش هميشه عملکرد موثري داشته و بهترين بازيکن تمام دوران تيم ملي بوده است؟» هيجان علي کريمي به همين سرعت فروکش مي کند. به همين خاطر لازم است سوال بعدي به سرعت مطرح شود؛ به راستي چه عواملي باعث برکناري علي دايي شد؟ پاسخ او هرچند مجدداً با محافظه کاري شروع مي شود، اما «هرکسي نقطه ضعفي دارد. من هم در بازيگري ضعف دارم. آقاي دايي براي تيم ملي زحمت کشيده ولي فکر مي کنم لجبازي بيش از اندازه بيشترين آسيب را به او زد. غرور و لجبازي دايي بيش از اندازه بود. فکر مي کنم هيچ کس به اندازه خود او باعث ايجاد اين شرايط نشد و دايي بيشتر از همه به خودش آسيب زد.» اصرار براي دانستن علت اصلي اختلاف با دايي از زبان خود کريمي بي فايده به نظر مي رسد؛ «دوست ندارم در اين مورد صحبت کنم. بازگشت من به تيم ملي دلايلي داشت که تنها خداداد عزيزي و حسين هدايتي مي دانند. اگر واقعيت را مي خواهيد از اين دو نفر بپرسيد.»

پرده دوم

«اين بحث به هفته هاي پيش از بازي با عربستان برمي گردد. آن زمان بهزاد غلامپور مربي دروازه بان هاي تيم ملي به من زنگ زد و صحبت هايي در اين زمينه داشت. او مي گفت مربيان تيم ملي خواهان حضور علي کريمي در تيم هستند اما نمي خواهند در صورت دعوت دوباره با کناره گيري مجدد اين بازيکن مواجه شوند. در نهايت بحث به اينجا رسيد که من با علي کريمي صحبت کنم و او را براي حضور دوباره در تيم ملي راضي کنم.» اين روايت خداداد عزيزي از داستان دايي- کريمي است. ستاره سال هاي نه چندان دور تيم ملي در ادامه ماجرا را به اين صورت تشريح مي کند؛ «با علي کريمي صحبت کردم. او واقعاً تصميمش را گرفته بود و نمي خواست به تيم ملي برگردد. از او خواهش کردم در تصميمش تجديدنظر کند. او نيز لطف داشت و در نهايت پذيرفت که به تيم ملي برگردد.»

اما وقتي ليست تيم ملي از سوي علي دايي اعلام شد نشانه يي از هيچ توافقي در آن ديده نمي شد. عزيزي در اين مورد مي گويد؛ «نمي دانم چه اتفاقي افتاد و چرا علي دايي تمام توافقات را به هم زد. در اين قضيه تنها من شرمنده کريمي شدم.»

پرده سوم

بازي تمام شده است با اين حال دست کم نيمي از تماشاگران حاضر به ترک ورزشگاه نيستند. آنها مي خواهند خشم و دلخوري شان را از شکست تحقيرآميز مقابل عربستان با فرياد بر سر علي دايي خالي کنند. دايي هم شستش خبردار شده و تک و تنها روي نيمکت ذخيره ها نشسته تا مبادا با خيل تماشاگران روبه رو شود. او در آن لحظات احتمالاً با خودش فکر مي کرد اي کاش اين همه لجباز نبود، کاش زير قول و قرارش نمي زد، کاش… . اما اين «اي کاش ها» چندان در مخيله دايي دوام نياورد. او با حرف هايي که در طول کنفرانس مطبوعاتي زد، ثابت کرد همچنان لجبازترين مرد فوتبال ايران است و قصد ندارد هيچ تغييري در رفتار خودش ايجاد کند. آيا واقعاً بايد براي علي دايي دلسوزي کرد؟