Posts Tagged ‘پلیس’
یکشنبه, می 17th, 2009

هفت تیر 7tir.com : به قلم صبا آذرپيک خبرنگار روزنامه اعتماد : ونک 17/17 عصر پنجشنبه 24 ارديبهشت؛ وقتي با عجله از تاکسي پياده شدم تا براي عيادت يکي از دوستان به بيمارستان خاتم الانبيا بروم، فکر نمي کردم که تنها نداشتن کارت ملي و موبايل قطع شده بهانه يي شود تا «تذکر لساني» دوستان گشت ارشاد به «برخورد فيزيکي» و … منجر شود. خانم محترم، چند لحظه صبر کنيد. بعداً فهميدم خانم «سميرا ن.» از نيروهاي ارشادي صدايم کرد. مانتوي شما چهار انگشت باز بالاي زانويتان است. گفتم؛ اما جلب توجه نمي کند. توضيح داد که طبق ضوابط مانتو نبايد بالاي زانو باشد. پذيرفتم و گفتم چند قدم ديگر (روبه روي پاساژ ونک) ماشين هاي کرج را سوار مي شوم و مي روم خانه. همکار شما گفت از کجا بداند ساکن مهرشهر هستم و بعد کارت شناسايي خواست تا به گفته خودش آدرسم را ببيند. توضيح دادم که در کارت شناسايي آدرس منزل نمي نويسند. گفت شايد دروغ بگوييد و نمي توانيم پشت سر شما مامور راه بيندازيم تا کرج. کارت شناسايي بدهيد تا استعلام کنيم که ساکن کجا هستيد. گفتم تا جايي که من مي دانم مرکز آمار هنوز اطلاعات کامل ما را ندارد چه برسد به آدرس محل سکونت و چند قدم فاصله نيست. ببينيد که سوار ماشين هاي کرج مي شوم. همکار دوم که باز هم بعداً فهميدم خانم فاطمه م. است به اين جمع اضافه شد که بايد مشخص شود سابقه دار هستم يا نه. به خاطر چهار انگشت باز مانتوي بالاي زانو؟ اسم و فاميلم را گفتم. خانم «م» گفت؛ از کجا معلوم راست بگويي؟
خانم «ن» گفت موبايلت را بده. گفتم موبايلم را وزير مخابرات قطع کرده… اما تا گفتم موبايلم قطع شده، خانم «ن» با لحني تند گفت مسخره مي کني و از پشت سر هل داد و به زمين افتادن و کشيده شدن روي آسفالت پياده رو تا درون ون گشت ارشاد… دست چپ من براي هدايت به راه راست در دستان همکاران شما بود و با تمام قوايشان کشيده مي شد. اميدوارم هيچ وقت چنين دردي را تجربه نکنيد. جناب سردار، درد بالاتر شايد وقتي بود که جلوي چشم ده ها مرد و به قول دوستان شما چشم نامحرم اين طور کشيده مي شدم و مانتوي بالاي زانو که هيچ، روسري هم از سرم افتاد. نمي خواستم وارد ون شوم. دست و پاهايم را گرفتند و داخل ون پرتابم کردند…. نمي دانم سرم به چند جا خورد؟، هنوز پايم را جمع نکرده بودم که در ون بسته شد و وقتي ديدند پاهايم مانع است، پايم را به زور به داخل ون هل دادند و در را بستند… شاهدي براي ضربه هايي که به کتفم وارد شد در داخل ون ندارم. ديگر ده ها چشم شاهد نبود که وقتي مي خواستم در ون را باز کنم و بيرون بيايم، چطور مشت همکاران شما به کمرم مي خورد؛ البته بازوهايم کبود شده، به کبودي همين خط هايي که مي نويسم؛ جاي چند ناخن هم هست هم بر روي گلويم، هم روي بغض گلويم. شايد تنها خدا شاهد بود؛ شاهد صحنه هاي ضرب و شتم و هم شاهد لحظه يي که شما در مجلس روبه روي من ايستاديد و گفتيد هيچ نيرويي برخورد فيزيکي نمي کند فقط ارشاد و تذکر، گفتم چنين صحنه هايي را مردم ديدند. گفتيد اگر شما برخورد فيزيکي ديديد، دست مامور من را قلم کنيد و من خوشحال شدم که سردار احمدي مقدم اينقدر مطمئن تضمين مي دهد هيچ کس نگران «شايعات» نباشد.
خلاصه مي کنم جناب سردار، پرسيدم من را کجا مي برند و به چه اتهامي؟ حکم جلب يک شهروند را دارند؟ همان خانم «ن» که ديگر مي دانستم از همه قوي تر هم هست، گفت لباسش حکم جلب است. شرمنده آقاي سردار اما من ترسيده بودم. و ترسم وقتي بيشتر شد که خانم «ن» مدام تهديدهاي عجيب و غريب مي کرد؛ از اينکه مرا کجا مي برد و با من چه مي کند. فکر اينکه حتي يکي از اين تهديدها راست باشد، آنقدر هراس انگيز بود که بي اختيار انگشتم روي دکمه ضبط رفت تا اگر چشمي شاهد نبود، شايد گوشي شنوا باشد… نمي نويسم چه تهديدهايي، که تصور امنيت در خاطر ديگران خراش نبيند و خداي ناکرده به قول شما «شايعه» نشود. اين صدا اگر تا امروز صبح پاک نشود، اميدوارم امروز و فردا بشنويد. شايد در هراس آن لحظه حداقل شريک شويد.
وزرا، هنوز هم نمي دانم ساعت چند است؟، فکر کنم حياط معروف به وزرا بود. ون جلوي پله هاي سنگي نگه داشت. پياده نشدم. دوستان ديگرتان هم آمدند. دوستان سروان يا نمي دانم سرگرد يا سرهنگ مي پرسيدند چرا پياده نمي شوي. گفتم با پاي خودم سوار نشدم که با پاي خودم پياده شوم. اگر جلوي چشم ده ها مرد رهگذر ميدان ونک مباح است که آن طور سوار ون شوم، جلوي چشم چند مامور شما هم حرام نيست که همان طور پياده شوم. دوست سرهنگ شما آمد و خواهش کرد آرام شوم و پياده تا رسيدگي کند. يک ربع گذشت. سرهنگ آمد. پرسيد چه کار کرده؟
- مانتو کوتاه.
-چقدر؟
-چهار انگشت باز بالاي زانو…
- آرايش؟
- نه نداشت…
- با پسري بود؟
- نه…
- توي پارتي گرفتيد؟
- نه… ميدان ونک.
-پر رويي کرد کارت شناسايي و موبايل نداد آورديم اينجا…
گفتم؛ «نيامدم به زور آوردند.» گفت؛ «يک مدرک بده که بدانم که هستي؟» گفتم؛ «به خدا ندارم. فقط کارت محل کارم است به دردتان نمي خورد…» نمي خواستم از موقعيتم سوء استفاده کنم؛ کارت خبرنگاري حوزه مجلس روزنامه «اعتماد»…
کارت را دادم و سرهنگ رفت. چند دقيقه بعد خانم «م» گفت بايد بروي زيرزمين… براي بازجويي… نه قاتل بودم و نه دزد.
- … بازجويي نمي روم.
- … به هر قيمتي؟
باز هم هلم دادند. اما اين بار انگار من قوي تر شده بودم. صندلي هاي سالن اجتماعات ضريح نجات از من و از دوستان شما کشيدن و هل دادن. کوتاه آمدند اما خانمي آمد با يک دوربين… مي خواست از من عکس بگيرد… برادر محترم جناب سردار، اينجا چه خبر است؟ دستم را جلوي صورتم گرفتم تا عکسي گرفته نشود… سرهنگ آمد و گفت بازجويي لازم نيست.
روبه رويم نشست و از من پرسيد چه چيزي را ضبط کردي؟
- «تهديد مامورهاي شما را.»
-«چرا؟»
- «چون ترسيده بودم. چون مي گفت مي خواهم تو را…»
ضبط را خواست… صدا پخش شد. چند مامور ديگر هم بودند. سرهنگ شما گفت نيروي من تازه کار بوده و اشتباه کرده. … رفت. وقتي برگشت گفت به بالا گفتم شما را گرفتند. گفتند ضبط و کارت را بگيريم تا شنبه جناب سردار با حضور شما آن را بشنوند. مطمئن باشيد دروغ نمي گويم… اما اگر صدا را پاک کنند؟ گفت داخل گاوصندوقم مي گذارم… نيروي ما هم اشتباه کرده… براي چي پاک کنم… شنبه هشت صبح سردار رسيدگي مي کند… با خنده گفت مي گويند تو هم مامور من را سيلي زدي؟…
جناب سردار، گفتند حق نداري به کسي زنگ بزني. يک برگه پر کردم به اسم متهم خوانده و نوشتم شرح ماوقع و ماجراي ضبط و گرفتن آن را تا صبح شنبه. اميدوارم صدا بماند تا شما بشنويد… کبودي ها بماند براي من.
و سرانجام ساعت 9 شب ميدان ونک، آزاد شدم…
سردار احمدي مقدم، آنجا به من انگ زدند که مي خواهم دم انتخابات کار سياسي کرده و جو درست کنم؛ جو سياسي وقتي نه دوربيني دستم بود، نه همراهي. تنها سندم چند دقيقه کوتاه داخل ون هاي سبزرنگ… که آخرين بار مامور شما داخل گاوصندوقي در يکي از اتاق هاي وزرا گذاشت. نمي دانم شايد امروز آن صدا پاک شده باشد اما کبودي هاي تنم شايد چند روزي بماند. اما سوالم از شما به يقين اگر پاسخي نداشته باشد، روي دل خبرنگاري مي ماند که فرمانده نيروي انتظامي سرزمينش چشم در چشمش دوخت و گفت هر جا ديديد ماموري ضرب و شتم مي کند، دستش را قلم کنيد. امروز از آن جمله شما از «قلم کردن» تنها قلمي در دستم مانده که وقتي براي نوشتن همين چند خط روي کاغذ مي فرسايم مثل دستم، گردنم و شانه ام درد مي کند.
Tags: خبرنگار, زندان, مانتو, وزرا, پلیس, کرج, گشت ارشاد
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, جامعه, داغ, زنان، دختران و خانواده, گزارش | 78 Comments »
چهار شنبه, می 13th, 2009

هفت تیر 7tir.com: کشف جسد زني ديگر در قزوين ابعاد جنايت هاي سريالي در اين شهر را گسترده تر کرد.
به گزارش هفت تیر ما جسد اين زن که همانند ساير مقتولان ميانسال است، ظهر ديروز پيدا شد و کارآگاهان را بار ديگر به تکاپو انداخت. تاکنون جزييات زيادي از اين جنايت فاش نشده اما شيوه قتل نشان مي دهد اين زن نيز به احتمال زياد توسط همان قاتل ناشناسي کشته شده است که از اسفندماه سال گذشته جنايات خود را آغاز کرد.
در حالي که از اين مقتولان طلا به سرقت رفته است، کارآگاهان فرضيه وقوع اين قتل ها را با انگيزه دزدي منتفي مي دانند و بر اين عقيده هستند که جاني ناشناس به دليل کينه يي که از زنان دارد اين کشتارها را طرح ريزي کرده است اما نکته مرموز براي پليس اين است که چرا او افراد ميانسال را به کام مرگ مي کشاند.
در حال حاضر چند سرنخ به دست آمده و برخي گزينه ها پيش روي پليس قرار گرفته اما هيچ يک از آنان قطعيت نيافته است . اکنون گروهي از کارآگاهان ويژه قتل به سرپرستي اکيپي که از تهران راهي قزوين شده اند به تحقيقات خود در اين رابطه ادامه مي دهند و اميدوار هستند به زودي قاتل سريالي را بازداشت کنند.
تحقيقات پليسي در اين پرونده در حالي پيش مي رود که هنوز پزشکي قانوني نظر قطعي درباره علت اصلي مرگ قربانيان اعلام نکرده اما به نظر مي رسد قاتل پس از آنکه با پرسه زدن در شهر زنان را سوار خودرواش مي کند در فرصتي مناسب آنان را خفه و سپس اجسادشان را به اماکن خلوت منتقل مي کند.
Tags: جسد, زن, سرقت, طلا, قاتل, قاتل زنجیره ای, قاتل زنجیره ای قزوین, قاتل سریالی, قتل, قتل زن قزوین, قزوین, پزشکي قانوني, پلیس, کارآگاه
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث, داغ | 19 Comments »
چهار شنبه, می 13th, 2009

هفت تیر 7tir.com: پسر متعرضي که قصد داشت از دست اهالي محل فرار کند به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفت و دستگير شد.
به گزارش هفت تیر دو روز پيش ماموران پليس 110 در تماس تلفني از سوي يکي از شهروندان متوجه شدند دو پسر در جنوب تهران به نوجواني تعرض کرده اند و يکي از آنها توسط مردم دستگير شده است. لحظاتي بعد ماموران در محل حاضر و با پسر جواني روبه رو شدند که با دست و پاي بسته داخل جوي آب افتاده و به شدت کتک خورده بود. با انتقال متهم به کلانتري وي تحت بازجويي قرار گرفت و معلوم شد زماني که اهالي محل متوجه شدند متهم و دوستش به پسر نوجواني به نام ناصر تعرض کرده اند براي اينکه آنها را دستگير کنند به خانه متهم يورش برده اند و هنگامي که اين جوان قصد داشت فرار کند او را به شدت کتک زده اند. در ادامه ناصر تحت بازجويي قرار گرفت و گفت؛ من داشتم از مدرسه به خانه برمي گشتم که پسر جواني مرا صدا زد. وي که به شدت ناله مي کرد و به خود مي پيچيد از من کمک خواست و گفت بيماري معده دارد و اگر تا دقايقي ديگر چيزي نخورد معده اش خونريزي مي کند. او از من خواست برايش از مغازه شير و کيک بخرم. من که ديدم حالش بد است تصميم گرفتم به او کمک کنم.
وي ادامه داد؛ شير و کيک را خريدم و برگشتم. پسر جوان همچنان جلوي در نشسته بود. به طرفش رفتم که خوراکي را به او بدهم که يکدفعه من را هل داد. در خانه يک نفر ديگر هم بود. آنها به زور مرا به داخل خانه بردند و زماني که ديدند مقاومت مي کنم عصباني شدند و به شدت کتکم زدند و دست و پاي من را بستند و بعد هر دو به من تعرض کردند و هر چه به آنها التماس و خواهش کردم که رهايم کنند، توجهي نکردند. پسر نوجوان افزود؛ آن دو مرا در خانه زنداني کرده بودند و اجازه نمي دادند خارج شوم. هر چند وقت يک بار هم مي آمدند و مرا کتک مي زدند. دو ساعت زنداني آنها بودم تا اينکه در يک فرصت مناسب و زماني که هر دو مشغول انجام کاري بودند آرام از خانه خارج شدم و به سمت محل کار پدرم دويدم و ماجرا را به او گفتم.
پدرم از من خواست خانه دو جوان را نشان دهم. من هم او را به محل بردم. پدرم در زد و از آن دو خواست بيرون بيايند. يکي از دو مرد که همان متهم دستگير شده است بيرون آمد و ديگري در خانه ماند. او با پدرم گلاويز شد. مردم جمع شده بودند که بفهمند چه شده است. زماني که فهميدند پسر جوان به من تعرض کرده است به سمت او هجوم بردند و او را از دست پدرم گرفتند و به داخل جوي آب انداختند و تا جايي که مي توانستند کتکش زدند و پدرم که ديد نمي تواند متهم را از دست مردم بگيرد بلافاصله به پليس خبر داد و ما براي شکايت به کلانتري آمديم.
با توجه به اظهارات اين نوجوان بازپرس پرونده براي بررسي ادعاي اين نوجوان وي را به پزشکي قانوني معرفي کرد و متخصصان تعرض به اين دانش آموز و وجود جراحت ناشي از ضرب و جرح در بدن او را تاييد کردند. سپس پرونده به همراه متهم و شاکي براي بررسي بيشتر به دادگاه کيفري استان تهران نزد قاضي ساعي و چهار قاضي مستشار فرستاده شد.
هيات قضات ديروز بعد از انجام بررسي هاي اوليه متهم را با قرار قانوني به بازداشتگاه فرستادند و دستور بازجويي از وي و بررسي فيلم هاي موجود در تلفن همراهش را صادر کردند. همچنين ماموران در شاخه ديگري از تحقيقات خود تحقيقات براي يافتن مخفيگاه همدست اين متهم را آغاز کردند.
Tags: بازجویی, بازداشت, تجاوز, تعرض, دستگیری, رابطه جنسی, شکایت, ضرب و جرح, ضرب و شتم, متهم, پسر, پلیس, کتک
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث, داغ | 20 Comments »
چهار شنبه, می 13th, 2009

هفت تیر 7tir.com: زني که به جرم زورگيري با تهديد چاقو دستگير شده در بازجويي ادعا کرد با هدف انتقامجويي اين جرم را انجام داده است.
به گزارش هفت تیر ماموران گشت پليس تهران ساعت 17 روز دوشنبه در حالي که در بزرگراه يادگار امام در تردد بودند متوجه درگيري دو زن با راننده يک پژو جي ال ايکس شدند و به اين دعوا پايان دادند. آنها در حالي که در دست زن ميانسال چاقو ديده بودند براي پي بردن به علت اين درگيري به پرس و جو از راننده پژو پرداختند. پسر 21ساله گفت کنار بزرگراه توقف کرده بودم و با تلفن همراهم صحبت مي کردم که ناگهان يک زن سوار خودروام شد.وقتي از او علت اين کارش را پرسيدم چاقويي زير گلويم گذاشت و با تهديد 350 هزار تومان تراول چکي را که همراه داشتم از من گرفت. وقتي با او درگير شدم اين بار دختر جواني به کمک او آمد و درگيري ادامه داشت تا اينکه با حضور پليس ماجرا پايان يافت.
ماموران در لحظه توقف کنار پژو جي ال ايکس مشاهده کرده بودند يک دختر حدوداً 20ساله سوار بر يک پرايد با ديدن آنها به سرعت متواري شد. موضوع را مشکوک دانستند و احتمال همدستي دو متهم با راننده پرايد را دور از ذهن ندانستند. به همين خاطر به بازجويي از زن ميانسال پرداختند. او خودش را مادر جوان پرايدسوار و متهم ديگر معرفي کرد و گفت؛ صاحب پژو جي ال ايکس از مدتي قبل مزاحم دو دخترم مي شد و من به قصد انتقامجويي سوار خودرواش شدم و از او اخاذي کردم.در حالي که برخي شواهد نشان مي دهد ادعاي اين زن بي اساس است اميراسماعيل رضوانفر داديار شعبه چهارم دادسراي ناحيه 217 دستور بازداشت او و دخترش را صادر کرد تا تحقيقات از آنها ادامه يابد.
Tags: اخاذی, بازجویی, بازداشت, زن, زورگیری, زورگیری مادر و دختر از پسر, متهم, نیروی انتظامی, پسر, پلیس, پلیس امنیت, پژو, چاقو
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث, داغ | 10 Comments »
یکشنبه, می 10th, 2009

هفت تیر 7tir.com: پرونده دو مامور پليس که به قتل راننده يک خودرو پرايد متهم شده اند، براي محاکمه به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
به گزارش هفت تیر اوايل سال 86 به ماموران پليس خبر دادند جسد مرد جواني در يک پرايد در خيابان پيروزي رها شده است. يافته هاي پليس نشان داد اين مرد احتمالاً از سوي افرادي تحت تعقيب بوده چرا که گلوله هاي زيادي به خودرو او اصابت کرده و چند گلوله نيز به خودش برخورد کرده بود. در حالي که جسد اين جوان به پزشکي قانوني انتقال يافته بود تحقيقات براي شناسايي عاملان قتل آغاز شد. ماموران براي اينکه سرنخي به دست آورند خانواده مقتول را مورد بازجويي قرار دادند اما آنها گفتند به هيچ کس مظنون نيستند و فرزندشان در حال بازگشت به خانه بوده که چنين حادثه يي برايش رخ داده است. در حالي که هيچ سرنخي از عاملان اين قتل وجود نداشت، کارآگاهان منتظر ماندند تا با اشتباه قاتل يا قاتلان آنها را به دام بيندازند. بعد از پايان کالبدشکافي جسد براي تدفين به خانواده مقتول تحويل داده شد و پرونده قتل اين جوان جزء پرونده هاي راکد اداره آگاهي باقي ماند. مدتي بعد از قتل جوان پرايدسوار مامور بررسي سلاح در يکي از کلانتري هاي تهران مشاهده کرد در خشاب کلاشينکفي که براي ماموريت در اختيار يکي از درجه داران کلانتري و سرباز همراه وي گذاشته شده بود، به جاي گلوله کاغذ پر کرده اند. وي همچنين متوجه شد از اين سلاح شليک شده است. با توجه به اين مساله آخرين فردي که سلاح در دست وي بود، احضار شد اما وي منکر تيراندازي شد و گفت احتمالاً نفر قبلي اين کار را کرده است و او از اين ماجرا خبر ندارد اما به رغم انکارهاي اين مامور تحقيقات ادامه يافت و سربازي که همراه وي بود، دستگير شد.

عکس تزئینی
سرباز جوان در بازجويي ها راز قتل جوان پرايدسوار را نيز برملا کرد. او گفت؛ من به عنوان سرباز همراه استوار پليس يک کلاشينکف از کلانتري گرفتيم تا براي بازجويي از فردي که در بيمارستان بود، برويم. پس از بازجويي در حال برگشت بوديم که استوار گفت از جوان پرايدسواري که در گوشه خيابان توقف کرده بود، بازجويي کنيم. نمي دانم به چه دليل استوار چنين تصميمي گرفت. وي ادامه داد؛ به راننده پرايد نزديک شديم. با او صحبت کرديم و استوار از او خواست پياده شود. راننده پرايد مقاومت کرد و گفت کاري نکرده و همه مدارک را هم دارد و از ماشينش پياده نمي شود. بعد هم ماشين را روشن کرد و به راه افتاد. استوار چند تير به او شليک کرد. پرايد متوقف شد. مرد راننده همچنان پشت فرمان بود. اما هر چه استوار به او مي گفت پياده شو، توجهي نمي کرد. اين سرباز ادامه داد؛ خيابان خلوت بود. ما به خودرو نزديک شديم و به يکباره ديدم خون از بدن مرد راننده جاري شده است و هيچ حرکتي ندارد. استوار از من خواست فرار کنيم و من هم به خواسته اش عمل کردم. زماني که به کلانتري رسيدم، از من خواست در اين باره به کسي چيزي نگويم اما چون بايد کلاشينکف را تحويل مي داديم و گلوله ها از سوي تحويلدار شمرده مي شد، نمي دانستيم بايد چه کنيم. استوار چند گلوله تهيه کرد و داخل سلاح گذاشتيم اما يکي از گلوله ها همچنان کم بود. براي اينکه جاي خالي آن را پر کنيم، استوار درون آن کاغذ گذاشت و قرار شد اگر از ما پرسيدند چرا داخل خشاب، کاغذ است، ما ادعاي بي اطلاعي بکنيم. با توجه به اين اعترافات، سرباز وظيفه و استوار پليس بازداشت شدند و پرونده به دادسراي جنايي تهران فرستاده شد.بازپرس شاملو با استناد به اينکه ماموران هنگام حادثه حين انجام وظيفه بوده اند، پرونده را با قرار عدم صلاحيت به سازمان قضايي نيروهاي مسلح فرستاد.
در جلسه محاکمه اين دو مامور پليس آنها مدعي شدند جوان پرايدسوار مقداري مواد مخدر همراه خود داشته است و به همين دليل هم مي خواسته فرار کند و آنها مجبور به تيراندازي شدند. در اين بين پدر مقتول مدعي شد پسرش اعتياد نداشته و موادي که مي گويند از خودرو وي به دست آمده، متعلق به پسرش نبوده است. دو مامور در پايان جلسه محاکمه به پرداخت ديه به اولياي دم محکوم شدند. راي صادره مورد اعتراض اولياي دم و وکيل مدافع آنها قرار گرفت. وکيل اولياي دم در اعتراض خود نوشت اين دو مامور حين انجام وظيفه نبوده اند و ماموريتي هم نداشتند و بايد کار ديگري را انجام مي دادند و بي دليل به سوي جوان پرايدسوار رفته اند. ضمن اينکه در گزارش اوليه پليس به کشف مواد مخدر اشاره نشده و ادعاي اين دو مامور بي اساس است. وي همچنين گفت؛ کارشناسان نيز اعلام کرده اند تيراندازي ها از فاصله نه چندان دور و به عمد انجام شده است. با توجه به ايرادات وارده حکم صادره نقض و پرونده براي رسيدگي مجدد به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. به اين ترتيب قاضي عزيز محمدي و چهار مستشارش مسوول رسيدگي به اين پرونده شدند و دو مامور متهم به زودي در اين شعبه محاکمه مي شوند.
Tags: اولیای دم, جسد, سلاح, شلیک, شلیک مرگبار پلیس, قاتل, قاضی, قتل, متهم, مقتول, نیروی انتظامی, پراید, پلیس, پژشکی قانونی, کلاشينکف
Posted in اخبار داغ, حوادث, داغ | 33 Comments »
چهار شنبه, می 6th, 2009

هفت تیر 7tir.com: مردي که به خاطر سوءظن به خواهرزنش او را با شليک گلوله از پا در آورده بود به چوبه دار نزديک شد.
به گزارش هفت تیر ما پرونده اين جنايت 18 مردادماه سال 85 گشوده شد و اکنون با تاييد حکم قصاص متهم، نام وي در فهرست اعداميان قرار گرفته است.روز حادثه ماموران پليس آگاهي شهرستان نورآباد استان فارس از وقوع جنايتي در روستاي خومه زار مطلع شدند و وقتي به محل حادثه رفتند، جسد دختري 18 ساله را مشاهده کردند که بر اثر اصابت گلوله جان باخته بود. در گوشه ديگري از خانه نيز مردي 26 ساله در حالي که هدف گلوله قرار گرفته و مجروح شده بود، روي زمين افتاده بود. بعد از انتقال مجروح به بيمارستان تحقيقات جنايي براي شناسايي عامل اين کشتار مسلحانه آغاز شد. در جريان بازجويي ها مرد زخمي که اکبر نام دارد و شوهرخواهر مقتول است به پراکنده گويي پرداخت و هر بار داستان متفاوتي را در باره اين تيراندازي بازگو کرد. اظهارات ضد و نقيض اکبر باعث شد کارآگاهان به او مظنون شوند. در اين بين ساير شواهد نيز از اختلافات اين مرد و مقتول به نام طيبه حکايت داشت.در اين بين پزشکان نيز بر نکته يي تاکيد کردند که احتمال گناهکار بودن اکبر را قوت مي بخشيد. آنها گفتند گلوله يي که به اين مرد اصابت کرده از فاصله بسيار نزديک شليک شده و خود تيرانداز نقطه يي غيرحساس از بدن اکبر را نشانه گرفته و جراحت او سطحي است.به اين ترتيب اکبر مظنون اصلي اين پرونده شناخته شد و بعد از بهبودي و انتقال به پليس آگاهي تحت بازجويي قرار گرفت.او که ابتدا اتهام دست داشتن در اين قتل را انکار مي کرد وقتي فهميد افسران جنايي از درگيري هايش با طيبه مطلع شده اند اقرار کرد که خواهرزنش را کشته است. متهم در اعترافاتش گفت؛ مدتي بود به طيبه ظنين شده بودم و فکر مي کردم او با پسري رابطه دارد. رفتارهاي مشکوک خواهرزنم اين سوءظن را بيشتر کرد تا اينکه تصميم گرفتم با وي صحبت کنم و بخواهم از اين کارهايش دست بکشد ولي گفت وگو بي فايده بود و او مي گفت با کسي رابطه ندارد و از طرفي من حق ندارم در زندگي اش دخالت کنم.متهم به قتل ادامه داد؛ اين مساله خيلي مرا آزار مي داد و پريشان و عصبي ام کرده بود. بالاخره به اين نتيجه رسيدم که بهترين راه براي حفظ آبروي خانوادگي مان کشتن طيبه است. به همين خاطر روز حادثه وقتي او در خانه پدرزنم تنها بود به آنجا رفتم و با شليک يک گلوله او را کشتم. سپس براي اينکه پليس به من مشکوک نشود گلوله يي هم به خودم شليک و سلاح را پنهان کردم تا وانمود کنم يک مهاجم ناشناس اين قتل را انجام داده است.ب
بعد از اعترافات اکبر پرونده وي تکميل و براي محاکمه به شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس ارجاع شد. در جلسه محاکمه نماينده دادستان خواستار مجازات اين مرد شد و والدين همسرش نيز عليه داماد خود شکايت کردند و او را مستحق قصاص دانستند. در نهايت با توجه به اينکه متهم جرم خود را قبول داشت به قصاص محکوم شد و قضات نوشتند اجراي حکم منوط به آن است که اولياي دم مقتول نصف دیه مرد را به خانواده او پرداخت کنند در غیر این صورت امکان اعدام قاتل وجود ندارد . پس از صدور اين راي، اکبر خواستار تجديد نظر در آن شد اما قضات شعبه 22 ديوان عالي کشور نيز اعلام کردند با نظر دادگاه کيفري موافق هستند. اکنون با تاييد حکم قصاص، اکبر در آستانه اجراي راي قرار گرفته است.
Tags: اسلحه, اعدام, بازجویی, قتل, قتل با انگیزه ناموسی, قتل خواهر زن, قتل ناموسی, قصاص, متهم, پلیس, گلوله
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث, داغ | 30 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com: در پي اعتصاب دو ساعته كاسبان لالهزار، نيروي انتظامي سرانجام تسليم شد.
اعتصاب امروز لالهزار كه بازار اصلي لوازم برقي ايران محسوب ميشودف پس از آن شكل گرفت كه در طرحي يك شبه و در ادامه طرح ناكام شكستخوردهاي موسوم به «امنيت اجتماعي» با هدف برقراري «انضباط» دستور توقيف موتورسيكلتها را به هر دليلي از جمله پارك در معابر صادر كرد.
بر اساس اين طرح كه از شنبه در منطقهي دوازده تهران به اجرا گذاشته شده، ماموران نيروي انتظامي به همراه گاردهاي محافظت «ضد شورش» در خيابانها رژه ميروند و منطقهي بازار را به نمايش تهديد و ارعاب بدل ساختهاند.
يكي از موارد پر سر و صداي اين طرح تازه، هجوم به «خانههاي مجردي» در منطقهي 12 بود كه پليس آنها را «لانهي فساد» ميداند.
از امروز نيز نيروهاي تجهيزشدهي اين طرح به خيابان لالهزار ريختند و موتورسيكلتهاي پارك شده در كنار مغازهها را با خود بردند. اين امر به تشنج و التهاب بازار انجاميد و كاسبان لالهزار بهسرعت واكنش نشان دادند. آنها به نشانهي اعتراض كركرهي مغازهاي خود را پايين كشيدند و به اين ترتيب اعتصابي دو ساعته را آغاز كردند. كسبه لالهزار در اعتراض به اجراي طرح امنيت اجتماعي در اين منطقه اعلام كرده بودند كه تا بازگشت اوضاع به وضعيت سابق، دكانهاي خود را باز نميكنند. مساله موتورسيكلتها از آن رو براي كاسبان بازار مهم است كه مهمترين وسيلهي حمل و نقل در بازار پرترافيك و بهشدت شلوغ تهران محسوب ميشود و بيشتر اجناس در بازار تهران بهوسيلهي موتورسيكلت حملونقل ميشود.
براساس آخرين گزارشها ، پليس سرانجام با نمايندگان كسبهي لالهزار وارد گفتوگو شد و از دستور خود عقبنشيني كرد. آنها به كسبه قول دادند كه اجراي طرح امنيت اجتماعي متوقف و متورسيكلتهاي توقيف شده را بهسرعت به مالكان خود بازگردانند. پس از عقبنشيني پليس و نيروي انتظامي، سه دو پاساژ و چند مغازه كركرههاي خود را به نشانهي حسننيت كاسبان لالهزار بالا بردند. هماكنون با توجه به پايان زمان رونق بازار در لالهزار، ديگر كاسبان مغازههاي خود را بسته نگاه داشتهاند و در پاساژها به گفتوگو مشغول هستند. كسبه گفتهاند كه «در انتظار بازگرداندن موتورسيكلتها و خروج نيروي انتظامي از لالهزار ميمانند». بهگفتهي آنها در صورت عدم تعهد نيروي انتظامي به پيمانها و قولهاي خود، لالهزار واكنش شديدتري نشان خواهد داد.
پيش از اين و در سال گذشته نيز اعتصاب چند روزهي بازارهاي تهران، اصفهان و تبريز در اعتراض به اجراي قانون «ماليات بر ارزش افزوده» سبب توقف اجراي اين قانون و عقبنشيني دولت شده بود.
Tags: اعتراض, اعتصاب, امنیت اجتماعی, بازار, تعطیل, توقیف, دکان, ضد شورش, لاله زاد, لاله زار, مجرد, مغازه, موتورسيكلت, نیروی انتظامی, پاساژ, پلیس, کرکره, کسبه, گارد ویژه, گشت ارشاد
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ | 13 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com: مردي که در حمايت از يک فروشنده افغان مرتکب قتل شده با نقض حکم قصاصش از سوي رئيس قوه قضائيه يک بار ديگر در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.
به گزارش هفت تیر اين مرد که حسين نام دارد، دو سال پيش ابتدا در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به اتهام قتل جواني به نام حميد محاکمه و به قصاص محکوم شد اما زماني که پرونده براي استيذان نزد آيت الله هاشمي شاهرودي فرستاده شد وي با اين اعتقاد که متهم از خود دفاع کرده است راي صادره را نقض کرد و پرونده را براي رسيدگي مجدد به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران فرستاد.
مطابق اوراق پرونده 16 اسفند ماه سال 84 ماموران پليس شهر ري با خبر شدند درگيري ميان دو جوان در خيابان باعث زخمي شدن هر دو آنها شده است. دقايقي بعد پليس در محل حاضر و تحقيقات در اين زمينه آغاز شد. ماموران در يافتند حميد و حسين بر سر مساله يي با هم اختلاف پيدا کرده و بعد از اينکه به روي هم چاقو کشيده اند، همديگر را زده و زخمي شده اند. در حالي که تحقيقات ادامه داشت خبر رسيد حميد در بيمارستان جان باخته است. پس از آن پرونده با اتهام قتل عليه حسين به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
متهم در دفاع از خود گفت؛ من در خيابان در حال پياده روي بودم که يکدفعه چند جوان به سمت يک مرد افغان که اسباب بازي آهن ربايي مي فروخت، رفتند. پسران جوان از فروشنده آهن ربا خواستند اما حين بازي با آنها يکي از دو آهن ربا را به هوا پرت کردند که به زمين افتاد و شکست. مرد افغان از آنها خواست پول آهن ربا را بدهند اما پسران جوان به سرش ريختند تا او را بزنند. آنها گفتند نمي خواهند پول بدهند. در اين لحظه من در حمايت از مرد افغان وارد دعوا شدم و به پسر جواني که آهن ربا را شکسته بود، گفتم بايد پول اسباب بازي را بپردازد البته تا آن زمان هيچ کدام از آنها را نمي شناختم و بعدها فهميدم نام مقتول حميد است. به هر حال هر چه به او گفتم پول مرد افغان را بدهد و او را اذيت نکند، توجهي نکرد و درگيري بين ما آغاز شد و وي براي من چاقو کشيد.متهم ادامه داد؛ من هم برايش چاقو کشيدم. زماني که به سمتم حمله کرد و به من ضربه زد، من هم او را زدم البته قصدم اين نبود که او را بکشم و فقط مي خواستم از خودم دفاع کنم. متاسفانه ضربه يي که من زدم باعث مرگش شد.
دفاعيات متهم و وکيل مدافعش کارساز نبود و هيات قضات وي را با تقاضاي اولياي دم حميد به قصاص محکوم کردند. با اعتراض متهم پرونده به ديوان عالي کشور رفت و حکم در اين مرحله نيز تاييد شد اما زماني که پرونده براي استيذان به دفتر رئيس قوه قضائيه فرستاده شد، وي با اين استدلال که به نظر مي رسد حسين در مقام دفاع از خود مرتکب قتل شده است راي را نقض کرد.
با ارسال پرونده به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران اين متهم يک بار ديگر محاکمه شد و ادعاي خود را مبني بر اينکه قصد قتل نداشته و در مقام دفاع از خود مرتکب قتل شده است، دوباره مطرح کرد.در پايان جلسه دادگاه هيات قضات به رياست قاضي تردست براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
Tags: اتهام, افغان, افغانستان, افغانی, اولیای دم, بیمارستان, حکم, دادگاه, درگیری, دست فروش, دیوان عالی کشور, قاتل, قاضی, قتل, قتل حمایت دستفروش افغان, قصاص, قضات, متهم, محکوم, مقتول, موکل, وکیل, پلیس, پول, چاقو, چاقو کشی
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث | 15 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com: راننده يک خودروي سواري به اين خاطر که آمبولانس در حال انجام وظيفه به او اجازه سبقت گرفتن نداده بود، تکنسين اورژانس را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد و مجروح کرد.به گزارش خبرنگار ما بعدازظهر ديروز وقتي به مرکز 115 اطلاع داده شد يک اتومبيل در بزرگراه چمران واژگون و راننده اش مجروح شده است دو تکنسين اورژانس ماموريت يافتند براي کمک هاي اوليه و انتقال مصدوم به بيمارستان به محل حادثه بروند اما پس از آنکه آمبولانس به بزرگراه چمران رسيد به خاطر ترافيک سنگين در ادامه مسير به سمت خودروي سانحه ديده دچار مشکل شد. در اين بين راننده خودروي اورژانس که جان فرد مجروح را در خطر مي ديد و مي دانست تاخير او و همکارش شايد ضايعه غيرقابل جبراني را به بار بياورد تلاش کرد با به صدا درآوردن آژير راه را براي خود باز کند. در چنين شرايطي که امدادگران در اضطراب به سر مي بردند راننده يک خودروي سانتافه که پشت آمبولانس در حرکت بود مرتب با بوق و چراغ از تکنسين اورژانس مي خواست کنار برود و به او اجازه سبقت دهد. اين اقدام راننده سواري به صورت ممتد در مسافتي طولاني ادامه پيدا کرد اما مامور اورژانس که لاين کناري را بسته مي ديد و فرصت اين را نداشت که در ترافيک قفل شده گرفتار بماند سعي کرد بدون توجه به درخواست غيرمنطقي مرد جوان به مسير خود ادامه دهد. بالاخره بعد از دقايقي آمبولانس به محل حادثه رسيد و دو تکنسين شتابان به سمت مرد مصدوم رفتند اما در اين هنگام راننده سانتافه نيز توقف کرد و با پياده شدن از خودرو اش به سمت يکي از امدادگران دويد و وي را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد. در حالي که تکنسين اورژانس زخمي و دچار خونريزي شديد شده بود ماموران نيروي انتظامي که شاهد اين صحنه بودند جوان مهاجم را بازداشت کردند.از سويي بعد از کمک رساني به راننده حادثه ديده، امدادگران مجروح نيز به بيمارستان منتقل شدند.بنا بر اين گزارش جوان مهاجم در بازجويي ها گفته است چون عجله داشته و آمبولانس به او اجازه سبقت گرفتن نمي داده عصباني شده و به همين دليل به امدادگر اورژانس حمله کرده است. در حال حاضر اين متهم در بازداشت به سر مي برد و پرونده يي قضايي عليه او گشوده شده است.
Tags: آمبولانس, امداد گران, اورژانس, بازداشت, بوغ, بیمار, بیمارستان, ترافیک, تکنیسین, خودرو, درگیری, راننده, سانتافه, سبقت, ضرب و شتم, ضرب و شتم راننده آمبولانس سبقت, ضرب وجرح, متهم, مصدوم, مهاجم, پلیس, کتک
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث, داغ | 47 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com: درگيري هاي به وجود آمده در تمرين ديروز پرسپوليس آنقدر شديد بود که يگان ويژه مجبور شد وارد عمل شود تا اين درگيري ها به جاهاي باريک تري کشيده نشود.
در حالي پرسپوليس آخرين تمرين خود پيش از سفر به امارات و رويارويي با الشارجه را برگزار مي کرد که حدود 100 تماشاگر حاضر در زمين خيريه (محل تمرين پرسپوليس) به شدت باهم درگير شدند. طرفداران افشين پيرواني مربي برکنار شده پرسپوليس و عباس انصاري فرد مديرعامل باشگاه دو طرف اين درگيري بودند.

ليدرهاي موافق افشين پيرواني قصد ممانعت از شعار دادن ليدرهاي مخالف در جهت تشويق پرسپوليس و کادر فني فعلي اش داشتند. اين درگيري ها به حدي شدت گرفت که توجه بازيکنان و کادر فني را به خود جلب کرد و احمدرضا عابدزاده مربي دروازه بان هاي پرسپوليس تمامي ليدرها و تماشاگران را به خارج از محوطه محل تمرين هدايت کرد. در اين حين مسوولان پرسپوليس طي تماسي با يگان ويژه خواستار حضور آنها در محل تمرين پرسپوليس شدند که نيروهاي يگان ويژه پس از خاتمه اين درگيري ها به محل تمرين رسيدند. ليدرهاي موافق پيرواني همچنين درگيري لفظي شديدي را با محمود خوردبين سرپرست تيم پرسپوليس داشتند و حتي يکي از ليدرها پس از فحاشي به خوردبين، سرپرست پرسپوليس را تهديد به مرگ کرد. خوردبين نيز با تنظيم استشهادي از حاضران در پي شکايت از اين ليدر برآمد. خوردبين با تاييد خبر درگيري اش با اين ليدر گفت؛ «مي خواهم هواداران واقعي پرسپوليس را به مردم نشان دهم.» از ديگر نکات عجيب و تاسف بار ديگر تمرين روز گذشته پرسپوليس، درگيري مجدد احمدرضا عابدزاده با خبرنگاران بود. مربي دروازه بان هاي پرسپوليس، ضمن تهديد خبرنگاران به آنها گفت محل تمرين پرسپوليس را ترک کنند اما اين موضوع با پادرمياني وينگادا خاتمه يافت. نکته جالب اين بود که هنگام اين اتفاق تمام بازيکنان و اعضاي کادر فني به جز وينگادا در حال تماشاي خبرنگاران بودند. وينگادا با محکوم کردن اين اقدام گفت ؛ «اين مساله که عابدزاده خواسته است خبرنگاران در محل تمرين حضور نداشته باشند يک اتفاق بود و يک عمل احساسي از جانب اوست. بنده که بايد تصميم نهايي را در اين زمينه بگيرم نسبت به اين اقدام عابدزاده واکنش نشان دادم و مخالفت کردم.
دليلي وجود ندارد خبرنگاران در محل تمرين حضور نداشته باشند. اگر هم در هفته ها و روزهاي گذشته عابدزاده نسبت به تصميمش اقداماتي انجام داده من متوجه آن نشدم و تلاش خواهم کرد ديگر چنين اتفاقي نيفتد.»

وينگادا؛ من پيرواني را اخراج نکردم
در حالي که اخراج افشين پيرواني زمينه ساز درگيري هاي شديد ديروز بود، نلو وينگادا در پايان تمرين در جمع خبرنگاران مدعي شد، او خواهان اخراج پيرواني نبوده است، اين در حالي است که عباس انصاري فرد مديرعامل پرسپوليس مدعي شده بود به درخواست وينگادا پيرواني را از کادر فني کنار گذاشته است اما سرمربي پرسپوليس در اين باره گفت؛ «من نامه يي به باشگاه پرسپوليس درخصوص رفتن پيرواني ننوشته ام. اگر افرادي مي گويند اين نامه را من امضا کرده ام، آن را به مردم نشان دهند. من نيز با روي باز خواستار روشن شدن اين مساله هستم. در زندگي و فوتبال ياد گرفته ام صاف و صادق باشم و تمام حرف هايم را بزنم. اگر بخواهم جواب بدهم که پيرواني اخراج شده يا خير اين موضوع به وجود مي آيد که من پيرواني را اخراج کرده ام اما حالا که اين طور نيست من درباره ايشان حرفي نمي زنم، چون با او مشکلي ندارم. دليل غيبت پيرواني و سعداوي در تمرين گذشته حضور در کلاس مربيگري بود.»
اين مربي پرتغالي درخصوص اختلاف نظر با دستيارانش توضيح داد؛ «اختلاف نظر در هر کادر فني وجود دارد اما ما خودمان اين مساله را حل مي کنيم و نبايد اجازه دهيم به مطبوعات کشيده شود. مانند اينکه در صورتي که با پيرواني مشکلي داشته باشيم آن را در خودمان حل کنيم نه اينکه به مطبوعات بکشانيم.» وينگادا درباره بازگشت پيرواني گفت؛ «اگر بگويم پيرواني به تيم ما برمي گردد بدان معني است که بنده او را اخراج کرده ام اما ظاهراً اين تصميم باشگاه بوده است. من آدم دورويي نيستم و فقط يک رو دارم که آن را هم به وضوح عيان مي کنم. بنده پيرواني را اخراج نکرده ام و اگر مدرکي هم در اين زمينه وجود دارد، نشان داده شود.» اين در حالي است که مديرعامل پرسپوليس اعلام کرد راهي براي بازگشت پيرواني وجود ندارد.
حريف پرسپوليس کنار کشيد
در شرايطي که پرسپوليس خود را براي بازي با الشارجه امارات در چارچوب ليگ قهرمانان آسيا آماده مي کند، ديروز اين باشگاه اماراتي درخواست کناره گيري خود از رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا را به فدراسيون فوتبال اين کشور و AFC ارائه کرد. در نامه کناره گيري باشگاه الشارجه، اين باشگاه دشواري هاي فعلي تيم الشارجه در ليگ امارات را دليل کناره گيري خود اعلام کرده است. اين در حالي است که کنفدراسيون فوتبال آسيا هنوز در اين باره رسماً اعلام نظر نکرده است. عباس انصاري فرد در اين باره گفت؛ «خبر کناره گيري الشارجه کاملاً درست است و مسوولان اين باشگاه شب گذشته (شنبه) طي يک نامه رسمي به فدراسيون فوتبال و باشگاه پرسپوليس اين درخواست را اعلام کرده اند. باشگاه پرسپوليس در اين باره نامه نگاري مربوطه را با فدراسيون فوتبال و AFC انجام داده است و در انتظار نظر آنها هستيم.» اگر مشخص شود اين بازي لغو مي شود پرسپوليس به امارات سفر نمي کند. قرار است بازي الشارجه- پرسپوليس چهارشنبه برگزار شود.
رحمتي و حسيني در نزديکي پرسپوليس
پرسپوليس همچنان در حال مذاکره با بازيکنان مورد نظر خود براي فصل آينده است. مديران اين تيم که زودتر از ساير تيم ها وارد بازار نقل و انتقالات شده اند، اين بار مذاکره با سيدمهدي رحمتي، سيدجلال حسيني و هادي عقيلي را شروع کرده اند. رحمتي دروازه بان ملي پوش مس کرمان که پيش از اين نيز مورد توجه پرسپوليس قرار گرفته بود، بار ديگر مذاکره با مديران اين تيم را شروع کرده است. سيدجلال حسيني مدافع ملي پوش سايپا هم که قراردادش با اين تيم به پايان رسيده، مذاکرات نهايي را انجام داده و به توافق نهايي نيز دست پيدا کرده است و ظرف چند روز آينده قرارداد داخلي اش را با سرخپوشان امضا خواهد کرد. پرسپوليس مذاکراتي هم با هادي عقيلي مدافع ملي پوش سپاهان انجام داده است.
از آنجا که عقيلي با سپاهان قرارداد دارد بعيد است اين انتقال عملي شود. گفتني است پرسپوليس قبل از اين با اشپيتيم آرفي و مصطفي صبري قرارداد داخلي امضا کرده است و مذاکراتي هم با ميثم بائو و صابر ميرقرباني انجام داده است. جالب است که مربي پرسپوليس از اين خريدها ابراز بي اطلاعي مي کند.نلو وينگادا در اين باره گفت؛ «هنوز ليست نهايي من درباره بازيکنان صادر نشده و قصد دارم در آينده اين ليست را اعلام کنم. البته در اين زمينه سعي مي کنم به مشورت کادر فني نيز توجه کنم اما هر بازيکني که تاکنون با پرسپوليس قرارداد داخلي بسته با نظر من نبوده است و شما بايد دليل اين مساله را از مديريت باشگاه بپرسيد.»
Tags: اخراج, افشین پیروانی, تمرین, خوردبین, درگیری, درگیری پرسپولیس لیدر هواداران خورد بین عابدزاده, سرمربی, عابد زاده, فوتبال, لیدر, مربی, هواداران, ورزش, ویگاندا, پرتغالی, پرسپولیس, پلیس, پیروانی, کادر فنی, یگان ویژه
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار ورزشي, داغ | No Comments »
یکشنبه, می 3rd, 2009

هفت تیر 7tir.com:در جریان برگزاری روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران، بیش از دویست نفر از کارگران شرکت کننده دستگیر و مورد ضرب و شتم نیروهای انتظامی، اطلاعات و لباس شخصیها قرار گرفتند.
بر اساس گزارشها، تجمع گروهی از کارگران ایرانی که روز جمعه یازدهم مه به مناسبت روز جهانی کارگر در کنار آبنمای پارک لاله تهران گرد آمده بودند، به خشونت کشیده شد.
در این تجمع ماشینهای گشت نیروی انتظامی تمام محیط و میدان آبنما را محاصره کرده و نیروهای انتظامی و اطلاعات و لباس شخصی با باتوم و گاز فلفل تجمع کنندگان را مورد ضرب وشتم قرار دادند و بیش از 200 نفر از آنان را دستگیر نمودند. همچنین مامورین با تصرف موبایلها و دوربینها اجازه هر نوع فیلم برداری و عکاسی را خبرنگاران گرفتند.
مراسم روز جهانی کارگر در تهران به دعوت سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، اتحادیه آزاد کارگران ایران، هیئت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزئینات ساختمان و کانون مدافعان حقوق کارگر برگزار شده بود.
به گفته آقای رضوی، در این مراسم تعدادی از مردم و کارگران به همراه خانواده هایشان شرکت داشتند ولی در زمان شروع مراسم، پلیس با خشونت وارد عمل شد.
برخی گزارشها از تهران حاکی است که تعدادی از دستگیر شدگان آزاد شده اند و آقای رضوی می گوید:”تعدادی از دستگیر شدگان آزاد شده اند و برای برخی نیز قرار وثیقه صادر شده اما هنوز در بازداشت به سر می برند.”
تأمین امنیت شغلی برای کارگران، برپایی تشکل مستقل کارگری، توقف اخراج کارگران، لغو کار کودکان و آزادی کارگران زندانی از جمله درخواست های شرکت کنندگان بود.
هر ساله به مناسبت روز جهانی کارگر در ایران نیز مراسمی در نقاط مختلف برگزار می شود و در آن کارگران خواسته های خود را مطرح می کنند. در سالهای اخیر مراسم روز جهانی کارگر در تهران در قالب راهپیمایی گسترده با حضور کارگران سراسر کشور برگزار می شد.
علی حق، روزنامه نگار در تهران می گوید:” این مراسم طی سالهای اخیر بیشتر شکل دولتی به خود گرفته است و این دولتی شدن را می توان در شکل دیدارهای مقامات دولتی نظیر رئیس جمهوری با کارگران دید.”
قانون کار ایران اتحادیه های آزاد کارگری را به رسمیت نمی شناسد و به جای آن، تشکیل نهادهایی تحت عنوان شوراهای اسلامی کار را تجویز می کند که براساس قانون شورای اسلامی کار وظیفه آنها حل و فصل اختلافات کارگر و کارفرماست.
بر خلاف اتحادیه های مستقل کارگری، اعضای شورای اسلامی کار که می تواند در کارگاه هایی با بیش از سی و شش کارگر تشکیل شود، منحصر به نمایندگان منتخب کارگران نیست بلکه علاوه بر آنان، نمایندگان مدیریت نیز در آن عضویت دارند و، براساس قانون، نقش مشورتی برای مدیریت را ایفا می کند.
قانون کار ایران همچنین ابزار اصلی فعالیت های سندیکایی، شامل حق اعتصاب را به رسمیت نمی شناسد، در حالی که به گفته مدافعان تشکل های مستقل کارگری، تنها وسیله موثر کارگران در برابر کارفرما، حق خودداری از فروش نیروی کار خویش و به تعطیل کشاندن تولید است.
سازمان بین المللی کار نیز در برخی از گزارش های خود ساختار و ماهیت شورای اسلامی کار، و نهاد خانه کارگر را که به عنوان تشکل سرتاسری کارگران در ایران مورد تایید حکومت قرار دارد، منطبق با خصوصیات اتحادیه های آزاد و مستقل کارگری ندانسته است.
ادامه خشونت در روز کارگر؛ بازداشت جلوه جواهری و تفتیش شبانه ی منزل برخی از اعضای کمپین
جلوه جواهری، فعال کمپین یک میلیون امضا در آخرین ساعات امشب دستگیر و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.
آخرین اخبار به دست آمده حاکی از آن است که پس از بازداشت کاوه مظفری، در آخرین ساعات امروز تعدادی مامور به همراه او به منزل شخصی اش رفته و پس از بازرسی کامل منزل، جلوه جواهری همسر وی را بازداشت کرده و به همراه خود بردند.
این اقدام در حالی صورت گرفت که جلوه جواهری، همسر کاوه مظفری در منزل حضور نداشت اما با مراجعه ی وی به منزل ماموران اجازه ی خارج شدن او از منزل را نداده و پس از تفتیش کامل وسایل ضمن توقیف دو کامپیوتر ، تعداد زیادی سی دی وکتاب و همچنین دست نوشته های آنها، او را نیز بازداشت کرده و به همراه خود بردند.
گفتنی است، مامورانی که در حال بازرسی منزل این دو فعال کمپین یک میلیون امضا بودند، به پدر کاوه مظفری و دوستان خانوادگی آنان نیز اجازه ی ورود به منزل ندادند.
کاوه مظفری، دیگر فعال کمپین یک میلیون امضا در جریان برخورد خشونت بار امروز پلیس با شرکت کنندگان در گردهمایی روز جهانی کارگر و به همراه بیش از دویست تن دیگر از شرکت کنندگان در این گردهمایی، بازداشت شده بود.
اخبار دیگری حاکی از ورود ماموران به منزل امیر یعقوبعلی یکی دیگر از فعالان کمپین است که او نیز عصر امروز بازداشت شده است.
تعدادی دیگر از فعالان کمپین از جمله، نیکزاد زنگنه، پوریا پورشتاره و طاها ولی زاده نیز در بازداشت به سر می برند. تعدادی از بازداشت شدگان اعضای تشکل های شورای همکاری، کمیته هماهنگی ایجاد تشکل های کارگری، اتحادیه آزاد کارگران، کانون مدافعان حقوق کارگر، کمیته پی گیری از جمله مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم وسعید یوزی هستند.
Tags: اتوبوس رانی, اخراج, اعتصاب, بازداشت, تجمع, تهران, خشونت, دستگیر ی, روز کارگر, زندان, زندانی, سندیکا, شرکت واحد, شورای اسلامی کار, قانون کار, وثیقه, پارک لاله, پلیس, کارفرما, کارگر, کارگران, گردهم آیی
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار جهان, اخبار سياسي, داغ, يك عكس يك خبر | 9 Comments »
شنبه, می 2nd, 2009

هفت تیر 7tir.com: پسر 18 سالهاي كه متهم است با ادعاي ملاقات دادن دختري 17 ساله با امام زمان او را اغفال كرده و مورد آزار و اذيت قرار داده است، بازداشت شد و در مقابل داديار جنايي تهران هدف از اين اقدام خود را ازدواج مطرح كرد.
روز 5 ارديبهشت ماه سال جاري زني 35 ساله با مراجعه به كلانتري 140 باغ فيض اعلام كرد كه دختر 17 سالهاش به نام بيتا، توسط فردي 18 ساله به نام عباس اغفال شده و از حدود يك ماه قبل دخترش ناپديد شده است.

اين زن مدعي شد: ما خانوادهاي بسيار مذهبي هستيم و دخترم هر روز براي خواندن نماز جماعت به مسجد روبهروي خانهمان در محله شهران ميرفت. يك روز متوجه شدم كه «عباس» سر راه او قرار گرفته و درخواست دوستي كرده است. من از دخترم خواستم كه مراقب باشد اما كمكم ارتباط او با «عباس» شروع شد تا اينكه يك بار به خانهمان هم آمد و با همسرم صحبت كرد. او ميگفت كه نماينده امام زمان است و ايشان خانواده ما را برگزيدهاند. سپس ادعا كرد كه بايد به ما تكليف بدهد تا از گمراهي نجات پيدا كنيم.
وي اضافه كرد: اين فرد از حدود يك ماه قبل، دخترم را به بهانه ملاقات با امام زمان با خود برد و ما از آن زمان خبري از او نداريم. در اين مدت همسرم ناراحتي اعصاب گرفته و خودم هم قرص اعصاب مصرف ميكنم.
با ارجاع شكايت اين زن به دادسراي امور جنايي تهران، قاضي امير اسماعيل رضوانفر داديار شعبه چهارم دادياري رسيدگي به پرونده را در دستور كار قرار داد كه با صدور دستورات قضايي لازم از سوي وي، نهايتا ماموران موفق شدند متهم را شب گذشته در منزلش شناسايي و بازداشت كنند.
«عباس» صبح امروز در مقابل دايار جنايي تهران، اتهام انتسابي را پذيرفت و اظهار كرد: از حدود يك سال و 6 ماه قبل، با بيتا آشنا شدم و به او علاقه پيدا كردم. چون ميدانستم اعتقاد عميقي به امام زمان دارد، خودم را نماينده ايشان معرفي كردم و ارتباطم با او بيشتر شد. همه اين كارها را براي اين انجام دادم كه بتوانم يك روز با بيتا ازدواج كنم.
در پي اعترافات اين متهم، پرونده وي جهت تكميل تحقيقات با صدور دستورات قضايي لازم از سوي قاضي رضوانفر در اختيار مرجع انتظامي قرار گرفت و دختر نوجوان نيز جهت انجام معاينات لازم به پزشكي قانوني اعزام شد.
Tags: آدم ربایی, اتهام, ازدواج, اغفال, اغفال دختر امام زمان, امام زمان, تعرض, جرم, دختر, متهم, مذهب, مسجد, ملاقات با امام زمان, پزشکی قانونی, پسر, پلیس, کلانتری
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث | 57 Comments »
شنبه, می 2nd, 2009

هفت تیر 7tir.com: در حالي كه فرمانده انتظامي تهران بزرگ از جمعآوري خانههاي مجردي در منطقه 12 تهران در راستاي اجراي طرح انضباط اجتماعي از امروز شنبه خبر ميدهد، معاون عمليات پليس تهران بزرگ كه بايد اين بخش از طرح را اجرا كند، از جمعآوري خانههاي مجردي در اين منطقه اظهار بياطلاعي كرد.
به گزارش هفت تیر، مرحله جديد طرح انضباط اجتماعي از پنجشنبه (10ارديبهشت) در منطقه 12 تهران آغاز شد و تنها پس از گذشت يك روز از آغاز اين طرح، موضوع جمعآوري خانههاي مجردي از سوي پليس مطرح شد كه سردار رجبزاده ـ فرمانده انتظامي تهران بزرگ ـ درباره جزييات اين موضوع عنوان كرد كه يکي از برنامه پليس در طرح انضباط اجتماعي، جمعآوري خانههاي مجردي است چون يکي از کانونهاي جرم در اين منطقه که محل اصلي تجمع تبهکاران است، همين خانههاي مجردي است و به همين علت پليس امنيت در حال شناسايي اين اماکن است.
اين در حاليست كه سرهنگ خانچرلي ـ معاون عمليات پليس تهران بزرگ ـ با ابراز بياطلاعي از آن، ميگويد: هيچ موضوعي درباره جمعآوري خانههاي مجردي مطرح نشده و من از اين ماجرا بيخبر هستم.
اما سردار ساجدينيا ـ معاون عمليات نيروي انتظامي ـ با بيان اين كه اجراي چنين طرحي در قالب طرح انضباط اجتماعي در دستور كار پليس قرار دارد، ميگويد: بر اين اساس، پليس بيشتر به بيقولههاي جرمخيز توجه خواهد كرد، اما من اطلاعي از چگونگي اجراي اين طرح ندارم.
طرح جمعآوري خانههاي مجردي در حالي از شنبه 12 اردیبهشت در منطقه 12 تهران اجرايي ميشود كه رسانههاي كشور به خاطر ندارند كه پيش از اين درباره اين موضوع و نحوه اجرايي شدن آن، به عنوان بخشي از طرح امنيت اجتماعي، اطلاعرساني شده باشد؟
در اين راستا سرهنگ احمدي ـ رييس مركز اطلاعرساني پليس تهران بزرگ ـ هم كه نخست از جزييات اين موضوع اظهار بياطلاعي كرد اما در تماس مجدد با خبرنگاران بحث جمعآوري خانههاي مجردي را تنها مربوط به كانونهاي جرمخيز واقع در منطقه 12 عنوان كرد و در اين باره گفت: در طرح انضباط اجتماعي، پليس، خانههاي مجردي كه در آن جرمي به وقوع بپيوندد و يا اعمال مجرمانهاي انجام شود، را جمعآوري خواهد كرد.
به گفته وي، منظور از خانههاي مجردي همان كانونهاي جرمخيز هستند كه طرح برخورد با آنها در قالب طرح انضباط اجتماعي در دستور كار پليس قرار دارد و توسط پليسهاي تخصصي شناسايي شدهاند.
بر اساس اظهارنظرهاي صورت گرفته از سوي مسوولان نيروي انتظامي به نظر ميرسد كه منظور پليس در اجراي چنين طرحي برخورد با پاتوق يا كانونهاي جرمخيز است، زيرا در غير اين صورت و به گفته نايب رييس كميسيون اجتماعي، پليس حتما بايد تعريف خود را از خانههاي مجردي ارائه كند.
مجيد نصيرپور با تاكيد بر اين كه پليس حتما بايد تعريف خود را از خانههاي مجردي ارائه كند، ميافزايد: اگر در تهران اماكني وجود دارد كه در آن مانند خانههاي تيمي اوايل انقلاب كارهاي سازمان يافته اتفاق ميافتد كه عليه امنيت اجتماعي است، وظيفه حاكميت است كه با اين مساله برخورد مناسب داشته باشد. اما اگر صرفا اماكني باشد كه افراد به صورت مجردي در آن زندگي ميكنند مانند كساني كه از شهرستان به تهران آمده و يا هر فردي ديگري بنا بر دلايل خود مجرد زندگي ميكند، داراي اين حق هستند كه مجردي زندگي كنند و قانون اساسي و شرع اجازه نميدهد كه حاكميت وارد زندگي خصوصي مردم شود.
اين نماينده مجلس در عين حال با تاكيد بر اين كه اگر در جايي جرمي اتفاق بيفتد، فرقي نميكند كه اين اتفاق در خانه مجردي و يا خانه متاهلي صورت گيرد و بايد متناسب با جرم برخورد شود.
وي خاطرنشان ميكند: به بهانه برخورد با تخلف، نيروي انتظامي حق ندارد كه وارد حريم خصوصي افراد شود، بلكه نيروي انتظامي بايد به دقت موضوعات را موشكافي و كالبدشكافي كند و قبل از اقدام ارزيابي دقيقي داشته باشد.
Tags: ارتقاء امنیت اجتماعی, اماکن, امینت, تبه کاران, تهران, جرم, جرم خیز, حاکمیت, حریم, خانه, خانه مجردی, مجلس, نماینده, نیروی انتظامی, پلیس, گشت ارشاد
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, جامعه, حقوقی | 41 Comments »
دوشنبه, آوریل 27th, 2009

هفت تیر 7tir.com: در منطقه بوکیت مارتاجام پدر و پسری مالزیایی چهار سال دختر 13 ساله خانواده را به زور وادار به رابطه جنسی کرده و او را مورد تجاوز قرار می دادند
این دختر سیزده ساله در اظهاراتش در مقابل مقامات پلیس ادعا کرده که دیگر توان مقاومت در مقابل این بی حرمتی های را نداشته و در تشریح ماوقع گفته که از سن نه سالگی مورد سوء استفاده جنسی پدر چهل و دو ساله و برادر پانزده ساله خود قرار می گرفته است
دخترک گریان در ادامه اظهاراتش می گوید : که پدرش اغلب اوقات او را در جنگلهای اطراف محل سکونت و گاها در منزل به زور وی را مورد اذیت و آزار جنسی قرار میداده و برادرش نیز در غیبت سایرین در منزل به این امر مبادرت می ورزیده است
با شنیدن ادعاهای دخترک بی گناه مقامات پلیس دستورات قضایی لازم را اخذ و پدر جنایتکار این دختر را دستگیرکردند این در حالیست که برادر وی متواری شده و تلاش پلیس برای دستگیری او نیز ادامه دارد.
پلیس مالزی در این رابطه تاکنون اظهار نظری نکرده و همه چیز را به تحقیقات نهایی موکول کرده است
کارشناسان مقیم مالزی این ماجرا را در نوع خود یکی از تکان دهنده ترین اقدامات غیر اخلاقی جنسی خانوادگی در در کشوری مسلمان ارزیابی کرده اند
سایت ایرانیان مالزی نیز در این رابطه نوشت مالزی همواره خود را کشوری پایبند ارزشهای اخلاقی می دانسته و اینگونه خبرها زنگ خطری در زمینه شکسته شدن حریم های انسانی و اخلاقیات را برای مسئولان این کشور را به صدامی آورد.
چندی پیش نیز دو پلیس در این کشور به جرم قتل زن مغولی تبار که گفته میشد با یکی از مقامات درجه یک مالزی رابطه جنسی داشته است به اعدام محکوم شدند .
خبر قبلی : خانه وحشت در ایتالیا / تجاوز پدر و برادر به دخترها
Tags: آزار و اذیت, اعدام, تجاوز, تجاوز به دختر 13 ساله, تجاوز پدر به دختر, دستگیری, رابطه جنسی برادر و پدر با دختر, رابطه جنسی پدر دختر, زن مغول, سوء استفاده جنسی, قتل, مالزی, پدر, پلیس
Posted in اخبار داغ, اخبار جهان, حوادث, داغ | 37 Comments »
دوشنبه, آوریل 27th, 2009

هفت تیر 7tir.com: اجراي مراسم قسامه و اداي 50 سوگند از سوي جواني که متهم بود به خاطر پول مردي را به قتل رسانده است او را از قصاص نجات داد.
به گزارش هفت تیر ، جعفر مرد 35ساله که از سال 84 در زندان به سر مي برد متهم بود در يکي از روستاهاي ورامين مرد 75ساله يي به نام عليرضا را به قتل رسانده است.
مطابق اوراق پرونده زمستان سال 84 به ماموران پليس ورامين خبر دادند مردي به نام عليرضا با ضربه تبرزين به قتل رسيده و مبلغي از پول هاي وي به سرقت رفته است.
با حضور ماموران در محل و انتقال جسد به پزشکي قانوني تحقيقات آغاز و معلوم شد چند مرد با محاصره عليرضا او را به قتل رسانده اند چرا که تصور مي کردند اين مرد مبلغ زيادي پول دارد. در ادامه چند نفر از سابقه داران منطقه دستگير شدند. در اين ميان مظنونان همگي جعفر را به عنوان عامل قتل معرفي کردند و گفتند او به ما گفته بود عليرضا پول زيادي دارد و چون پير است مي توان پول هاي او را به راحتي گرفت. با توجه به ادعاي اين افراد و به خاطر اينکه جعفر چندين فقره سابقه کيفري داشت وي دستگير شد. اين مرد اظهارات مظنونان ديگر را رد کرد و گفت عليرضا را به قتل نرسانده و هر چه در مورد او گفته اند دروغ است. با اين حال به دليل اصرار فرزندان عليرضا راي دادگاه عمومي مبني بر تاييد قرار مجرميت، پرونده به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. از آنجايي که متهم همچنان منکر قتل بود و دلايل در پرونده براي محکوميت او کافي نبود راي تبرئه وي صادر شد اما اولياي دم بر قاتل بودن متهم همچنان اصرار کردند تا اينکه ديوان عالي کشور اجراي مراسم قسامه را براي روشن شدن تکليف پرونده توصيه کرد. قضات شعبه 74 دادگاه کيفري نيز بعد از بررسي اين نظر آن را پذيرفتند و در نهايت اولياي دم موظف شدند 50 نفر از مردان خانواده را که از اقوام نسبي مقتول هستند به دادگاه معرفي کنند تا آنها قسم بخورند جعفر قاتل است اما اولياي دم روز گذشته فقط11 نفر را به دادگاه معرفي کردند و گفتند چون تعداد فاميل نسبي شان به 50 نرسيده است از متهم مي خواهند مراسم قسامه را انجام بدهد. از آنجايي که متهم هم عنوان کرد نمي تواند 50 نفر را معرفي کند، قاضي دادگاه از وي خواست اگر بي گناه است 50 بار به خداوند قسم بخورد که قاتل نيست و عليرضا را به قتل نرسانده است.جعفر نيز بار ديگر بر بي گناهي خود تاکيد کرد و گفت من اصلاً روز حادثه عليرضا را نديدم و حاضرم قسم بخورم که قاتل نيستم. وي سپس 50 بار به خداوند قسم خورد که قاتل نيست.
با پايان يافتن مراسم هيات قضات وارد شور شدند و متهم را با توجه به اينکه 50 بار سوگند خورده بود از اتهام قتل عمد تبرئه و بيت المال را موظف کردند ديه مقتول(يک مرد مسلمان ) را به اولياي دم بپردازد.
Tags: اولیا دم, تبرئه, جسد, دادگاه, دستگیری, سوگند, قاتل, قاتل قسم بی گناه تبرئه, قاضی, قتل, قسامه, قصاص, متهم, مقتول, نماینده تبریز, هات میل, پزشکی قانونی, پلیس
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حقوقی, حوادث | 18 Comments »