Posts Tagged ‘پزشک’
جمعه, می 8th, 2009
هفت تیر ۷tir.com: یک بیماری، برای اینکه همه گیر و نامآور شود فقط کافیست که یک دور، دور جهان را طی کند. از نفر به نفر، گروه به گروه، شهر به شهر و کشور به کشور و سرانجام جهان. برای مثال بیماری آنفلوآنزای خوکی از مکزیک برخاست، سپس به آمریکا و سپس به نیوزلند و اسپانیا و … نیز راه پیدا کرد و اکنون در چین نیز مواردی مشاهده شده است. که بر پایۀ همین شیوع سریع، سازمان بهداشت جهانی درجۀ شیوع جهانی خود را از ۴ به ۶ افزایش داد، درجۀ ۴ به معنای انسان به انسان است که در نتیجه ممکن است جامعه را شامل شود. بیماری آنفلوانزای خوکی یک نسل پیشرفته از بیماری آنفلوآنزای اسپانیایی است، همان که میلیونها انسان را دهها سال پیش روانۀ خاک کرد.
توضیح : پاندمی، پاندمیک، اپیدمی یا همه گیری همه به این معناست که وقتی مردم یک منطقه در یک زمان و در یک مکان خاص به نوعی بیماری مبتلا شوند.
در اینجا خلاصهای از ۵ بیماری همهگیر که بیشترین آمار مرگ و میر در دههها و صدههای اخیر را داشته است، خدمتتان عرض مینمایم تا میزان فاجعه در سالهای پیشین را در نظر داشته باشیم و همچنین پیشرفت علم و تکنولوژی مهار بیماریها را مد نظر آوریم تا ما نیز احساس مسئولیت کرده و تا حد امکان قدمی هر چند کوچک برداریم :
آبله (۴۳۰ قبل از میلاد – ۱۹۷۹)
این بیماری در ۱۰۰ سال گذشته حدود ۳۰۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشانده است. آماری وحشتناک که شاید قویترین سربازان و بزرگترین جنگها نیز چنین آمار مرگ و میر را نتوانند رقم زنند. فقط در قرن ۱۸ میلادی، حدود ۶۰ میلیون نفر در اروپا و فقط در سال ۱۹۶۷ حدود دو میلیون نفر در سرتاسر جهان جان خود را از دست دادند.
این بیماری که فقط مربوط به انسانها میباشد تا کنون تلفات زیادی را گرفته که گفته میشود منشا آن ۴۰۰۰ سال پیش در مصر بوده است و همزمانکه مردم تجارت گستردۀ خود را آغاز نمودند، این بیماری را گسترش داده و آنرا به هند و ژاپن و سپس اروپا و آمریکا منتقل کرده اند. این بیماری چنان بود که زخم و دردهایی را در ناحیۀ دهان، گلو و بدن بوجود میآورد و شدت آن به نوع پوست بدن افراد و سیستم ایمنی بدن آنها بستگی دارد. این بیماری در ابتدا کوری سپس بدچهرهای و نهایتا مرگ را دچار میشد.
نهایتا در سال ۱۷۹۶ دکتر ادوارد جنر متوجه شد که از تزریق مایع حاوی آبلۀ گاوی به بدن یک پسربچه، وی نسبت به این بیماری ایمن شده است. به همین دلیل آوای ادوارد جنر به عنوان اولین شخصی که واکسن را اختراع نمود شناخته میشود. همچنین نام واکسن از کلمۀ واکا (vacca) به معنی گاو در لاتین گرفته شده است زیرا اولین بار از سرم خون گاو مبتلا به ابلۀ گاوی استخراج شده است.
وبا (۱۸۱۷ – امروز)
هنگامیکه یک نفر از آب یا غذایی که حاوی میکروب ویبریو کلرا (وبا) باشد استفاده کند، در صورتیکه هیچگونه درمان اولیهای صورت نگیرد، ممکن است جان خود را در عرض ۴ ساعت از دست دهد که به مقاومت بدن شخص بستگی دارد. ویکیپدیای فارسی در مورد این بیماری چنین نوشته است : “این بیماری در گذشته در ایران به نام مرگامرگی خوانده میشدهاست… وبا در طول تاریخ هفت بار همهگیری جهانگستر داشتهاست. در قرن نوزدهم چندین بار در اروپا همهگیر شد اما امروزه وبا بیشتر در کشورهای جهان سوم به علت وضعیت ناسالم و غیر بهداشتی آبهای آشامیدنی دیده میشود.”
این میکروب با نفوذ به روده کوچک باعث دفع آب بسیار زیاد از آن میشود و کمبود شدید آب (دی هیدراسیون) و در نتیجه کم شدن مواد معدنی بدن و افت شدید فشار و در نتیجه مرگ را باعث میشود.
اولین همهگیری این بیماری در سال ۱۸۱۷ در کلکته هند، پس از یک فستیوال بزرگ سه ماهه که هزاران هزار نفر از سرتاسر جهان در آن شرکت کرده بودهاند، بوده است. در آن زمان افرادی که ناقل این میکروب بودند، در رود گنگ مشغول شنا شده و نتیجتا این بیماری در طول سه ماه به راحتی در سرتاسر هند گسترش یافت و به همین ترتیب یک همه گیری وبا شروع شد. مسافرین و بازرگانان این بیماری را به راحتی از این بندر به آن بندر و از این شهر به آن شهر انتقال دادند و نتیجه این شد که فقط در هند حدود ۴۰ میلیون نفر جان خود را از دست دادند. در سایر کشورها نیز امار وحشتناکی رقم خورده است که در همهگیری های بعدی امار نسبی پایینتر از اول بوده است.
(۱۹۱۸ – ۱۹۱۹)

رتبۀ اول همهگیری بیماریها از نظر خسارات تعلق دارد به همهگیری آنفلوآنزای اسپانیایی در سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹/ دقیقا زمانی که جنگ جهانی اول در حال اتمام بود، بسیاری از مردم در جای جای دنیا به این بیماری دچار شدند که متاسفانه در ابتدا همه خیال کردند که این همان سرماخوردگی معمولی است که همیشه با آن دست و پنجه نرم میکنند. در کمتر از دوسال، این بیماری جان ۲۰ تا ۱۰۰ میلیون انسان را در سرتاسر جهان گرفت و حدود ۲/۵ تا ۵ درصد از جمعیت جهان را به زیر خاک فرو برد. در ابتدا خیال میشد که این همان مادر طبیعت است که به دلیل خرابی های زیادی که در طول جنگ جهانی اول به ان وارد شده، دارد تلافی میکند. مشکل اینجا بود که با اتمام جنگ جهانی اول گسترش این بیماری به حداعلای خود رسید به این صورت که سربازان مریض ویروس را به راحتی هرچه تمامتر به خانه و خانواده و محلۀ خود وارد مینمودند و عده ای دیگر را مریض میکردند. در سال ۱۹۱۹، قریب به ۲۵% از آمریکایی ها به این ویروس مبتلا شدند.
این بیماری از طریق هوا منتشر میشود و علائمی از جمله درد عضلانی شدید، تب و لرز، سردرد و سرفه و … دارد، علائمی که عامل مرگ بسیاری از افراد شد. ذات الریه یا التهاب ششها یکی دیگر از عوارض این بیماری است که خیلی راحت میتواند انسان را از پای درآورد.
مرگ سیاه یا طاعون سیاه (۱۳۴۰ تا ۱۹۷۱)
در سالهای مابین ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۱میلادی، قریب به ۷۵ میلیون نفر در سرتاسر جهان جان خود را بوسیلۀ این بیماری باکتریایی از دست دادند. در مورد خاستگاه این بیماری روایات متعددی نقل شده است اما بیشترین احتمال بر این است که این بیماری بوسیله یک نوع موش کوهی به کک هایی که در پوست انها لانه داشتهاند منتقل شده و سپس از طریق ککها به بدن سایر جانداران بویژه موشها وارد میشده است. آنگاه این موشها و ککها که مابین بارهای تجار و بازرگانان زندگی میکردهاند، بیماری را به جای جای دنیا منتقل نمودهاند. همچنین تاتارها که برای تکمیل فتوحات خود به اروپا قدم گذارده بودند کمک شایانی به گسترش این بیماری کرده و آنرا به اروپای شرقی منتقل نمودند.
در ابتدای هجوم تاتارها، آنها متوجه مرگ مرموز عدهای از سربازان شدند که تصمیم گرفتند جسد انها را بوسیله منجنیق به مرکز شهر مورد نظر (کریما در اوکراین)در اروپا پرتاب کنند و بدین ترتیب بیماری را ارزانی داشتند و سپس بازرگانانی که در آن شهر مشغول کار بودند شهر را ترک کرده و بیماری را در سرتاسر اروپا و آفریقا پخش کردند. از تعداد ۴۰ میلیون نفری که در ان زمان در اروپا زندگی میکردند، ۲۵ میلیون نفر هلاک شدند.
بیماری طاعون به سه شکل خیارکی، ریوی و عفونت خونی وجود دارد. شکل خیارکی به این صورت است که معمولا در اطراف غدد لنفاوی متورم شده و دردناک میگردد و نوع ریوی از افراد حامل باکتری خیارکی و از طریق هوا و تنفس به افراد سالم منتقل میشود و بسیار کشنده است. نوع عفونت خونی در ادامۀ طاعون خیارکی بوجود میآید که در نتیجۀ فعالیت شدید دستگاه ایمنی میباشد.
مالاریا (۱۶۰۰ تا امروز)

با اینکه حیات حیوانات برای انسانها بسیار مهم است و امروزه تلاش زیادی برای حفظ آن میشود، باز هم بسیاری از مرگ و میر انسانها بدست آنها بخصوص شاخۀ حشرات انجام میگیرد. یک گزش بسیار کوچک توسط یک حشرۀ کوچک (آنوفل) میتواند باعث انتقال پلاسمودیوم به کبد شده و از آنجا خون فرد را آلوده کند.
اگر بیمار مبتلا به مالاریا تحت درمان قرار نگیرد، به دلیل قطع ارتباط خون با دستگاههای بدن، در عرض ۲ هفته جان خود را از دست خواهد داد. در حالیکه شیوع بیماری مالاریا معمولا در آمریکا و بخشهایی از آسیا واقع میشود، ۸۵ تا ۹۰ درصد از خسارات جانی متوجه آفریقاست، جایی که این بیماری سالانه جان یک میلیون نفر را میگیرد.
یکی از مهمترین و ساده ترین راههای پیشگیری از این بیماری جلوگیری از تماس پشه با بدن است.
پانوشت :
در طول ۳۰ سالی که ویروس ایدز شناسایی شده است حدود ۲۵ میلیون نفر جان خود را از دست داده و هم اکنون نیز بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی حدود ۴۰ میلیون نفر ناقل این بیماری هستند. آیا این همه گیری و اپیدمی خاموش نیست؟ آیا نباید نسبت به پیشگیری ان اقدام نمود؟
Tags: آمار, آنفولانزا, ابله, اپیدمی, ایدز, بهداشت, بیمار, بیماری, تاریخ پزشکی, سلامت, طاعون, مرگ, میکروب, وبا, ویروس, پزشک, پزشکی
Posted in اخبار جهان, دانستني ها, مقالات علمی, پزشكي و سلامت | 13 Comments »
چهار شنبه, می 6th, 2009

عکس تزئینی
هفت تیر 7tir.com: وزارت رسيدگي به امور سالمندان استراليا طي بيانيهاي اعلام كرد كه بر اثر حمله يك دسته بزرگ از موشها به يك مركز نگهداري از سالمندان در اين كشور، يك پيرمرد 89 ساله توسط اين جوندگان تكه پاره شد.

«جاستين اليوت» ـ وزير رسيدگي به امور سالمندان در سناي استراليا ـ در مصاحبهاي با رسانههاي دولتي اين كشور يادآور شد: يك دسته بزرگ از موشهاي به اين مركز حمله كرده و طي آن، يك پيرمرد 89 ساله افليج توسط اين حيوانات گوشتخوار تكهپاره شد.
اين در حاليست كه در گزارش پزشكان اين مركز آمده است كه اين پيرمرد از ناحيه سر و گلو توسط اين جوندگان مورد حمله قرار گرفته كه در نهايت به دليل شدت جراحات، جان خود را از دست داده است.
تاكنون چنين رويدادي در استراليا رخ نداده و امكان ميرود كه به دليل وقوع خشكسالي در اين كشور، موشها براي يافتن غذا به اين مركز حمله كرده باشند.
Tags: اسایشگاه سالمندان, استرالیا, جراحت, جونده, جوندگان, خشک سالی, سالمندان, غذا, فلج, مرگ, موش, موش پیرمرد خورد, موش گوشت خوار, موشک, پزشک, پیرمرد, گوشت خوار
Posted in اخبار داغ, اخبار جهان, حوادث, داغ, مطالب جالب | 10 Comments »
یکشنبه, آوریل 26th, 2009

هفت تیر 7tir.com: محققان جهان معتقدند سرطان به زودي و با استفاده از روشها و فناوريهايي که در سالهاي گذشته توليد آنها شکل گرفته و در سال جاري رو به اتمام و تکميل است به بيماري پيش پا افتاده اي تبديل شده و مي توان عنوان لاعلاج را از کنار نام اين بيماري پاک کرد.
به گزارش هفت تیر، سرطان، اين بيماري خاموش و کشنده طي سالهاي اخير عامل مرگ بسياري از انسانها در سراسر جهان بوده است به طوري که تنها در سال 2007 بالغ بر 7.9 ميليون نفر از مردم جهان در اثر ابتلا به اين بيماري جان سپرده اند و پيش بيني ها نشان مي دهد اين آمار تا سال 2030 به 12 ميليون نفر خواهد رسيد.
سرطانهاي شش، معده، کبد، لنف و سينه نسبت به ديگر انواع اين بيماري از تخريب بيشتري برخوردار بوده و بيشترين مرگ و مير را به دنبال دارند.
با وجود آمارهاي هراسناک و نگران کننده از پيشرفت سرطان در ميان جوامع، مطالعات نشان مي دهد که مي توان از مرگ 30 درصد از افراد مبتلا با استفاده از شيوه هاي درماني رايج جلوگيري کرد. شيوه هايي مانند شيمي درماني و پرتو درماني که در عين درمان بيماري تاثيرات جانبي ناخوشايندي را نيز براي ديگر اعضاي بدن به دنبال مي آورد امروزه به صورت رايجي مورد استفاده مراکز پزشکي قرار دارد.
به همين دليل دانشمندان در چند سال اخير حرکتي را در راستاي توليد درماني موثرتر و بدون آثار جانبي مضر آغاز کرده اند که تاکنون نتايج جالب توجه و اميدوار کننده اي را ارائه کرده است.

محققان بيمارستان مونت سياني در همين راستا تکنولوژي جديدي را ارائه کرده اند که مي تواند تومورهاي سرطاني سينه را به منظور تشخيص بهترين درمان ممکن بررسي کرده و قادر است با دقتي بيش از 80 درصد احتمال نجات فرد از بيماري را پيش بيني کند.
اين تکنولوژي DyNeMo نام گرفته و شبکه هاي پروتئيني سلولهاي سرطاني را تجزيه مي کند. محققان با برسي شبکه پروتئيني بيش از 350 بيمار دريافتند افرادي که احتمال نجات آنها از بيماري وجود دارد در مقايسه با افرادي که در برابر بيماري تسليم شده اند از سازمان شبکه اي پروتئيني متفاوتي در تومورهاي سرطاني برخوردارند.
استفاده از نانوتکنولوژي براي تشخيص زودهنگام و درمان سرطان
دانشمندان دانشگاه لسيستر نيز با استفاده از نانوتکنولوژي شيوه اي جديد و موثر را براي تشخيص زودهنگام و درمان سرطان ابداع کرده اند. در اين شيوه از نانوذرات با خاصيت مغناطيسي بالا به شکل کاوشگري درون بدن انسان استفاده مي شود که با استفاده از سيستم ام آر آي تومورها را نمايش داده و با کمک حرارت شديد سلولهاي سرطاني را در مرحله هاي ابتدايي آغاز بيماري از بين مي برد.
به گفته محققان اين فناوري مي تواند در درمان انواع سرطانهاي کشنده مانند کبد، لنف و سينه که تشخيص و درمان زودهنگام در آن بسيار حياتي به شمار مي رود، موثر واقع شود. با اين وجود در حال حاضر اين شيوه درماني در درمان سرطان پروستات توانايي بسيار بالايي را از خود نشان داده است.

از ديگر شيوه هايي که با استفاده از فناوري نانو در آينده اي نه چندان دور به درمان بيماران سرطاني خواهد پرداخت تکنولوژي است که توسط دانشمندان دانشگاه آلبرتا ابداع شده است.
دانشمندان در اين دانشگاه موفق به ابداع نانوذراتي شده اند که مي تواند روزي جايگزين پرتودرماني و شيمي درماني در درمان سرطان شود. نانوذراتي که در اين شيوه استفاده شده است 100 بار کوچکتر از يک تار موي انسان بوده و قادر است مواد ژنتيکي و داروها را به سلولهاي مبتلا انتقال دهد.
متناسب با نوع بيماري و درجه پيشرفت آن، نانوذرات استفاده شده در اين شيوه که M-nanodots نام گرفته است به مواد ژنتيکي و يا داروهاي مخصوصي مجهز شده و به نقطه اي تعيين شده در بدن بيمار تزريق شده و سپس تحت تاثير امواج فراصوت قرار مي گيرد زيرا اين ذرات به خودي خود فعاليتي نداشته و تنها نسبت به فراصوت حساس هستند.
به گزارش هفت تیر، اين امواج برخلاف پرتودرماني زياني براي سلولهاي مجاور تومورهاي بيماري نداشته و با تابيده شدن امواج فراصوتي بر روي نانوذراتي که درون سلولهاي بيمار قرار گرفته اند، حبابهايي درون غشاي سلول سرطاني ايجاد کرده و آن را نابود مي کند.
مواد زيستي استفاده شده در اين شيوه درماني از نوعي قارچ که بر روي گياه بامبو در چين و ژاپن مي رويد به دست آمده زيرا اين قارچها نسبت به فراصوت بسيار حساس هستند.
تابش يونهاي مثبت هيدروژني براي تخريب نسوج سرطاني
دانشگاه سوري نيز که در توليد اولين اسکنر عمودي نانويي جهان شرکت داشته از ديگر مراکزي است که به شيوه اي موثر براي درمان اين بيماري دست يافته است. بر اساس اين شيوه از تابش يونهاي مثبت هيدروژني براي تخريب نسوج سرطاني بدون ايجاد تخريب در ديگر سلولها استفاده مي شود. اين شيوه تاکنون در درمان سرطان چشم در انگلستان موثر واقع شده است.
تمامي شيوه هايي که تاکنون معرفي شده اند بر روي موجودات آزمايشگاهي مورد آزمايش قرار گرفته اند و تاکنون اجازه استفاده از اين شيوه ها در درمان انسانها به دليل نياز به تکميل و اثبات ايمني کامل صادر نشده است.
اما دانشمنداني که در ابداع اين درمانها نقش دارند معتقدند زمان زيادي تا تکميل اين شيوه ها باقي نمانده و سرطان نيز به زودي به بيماري ساده تبديل خواهد شد که به سهولت قابل درمان بوده و قادر به از بين بردن جان و زندگي مردم جهان نخواهد بود.
Tags: آزمایشگاه, درمان, درمان سرطان, روش درمان سرطان, سرطان, سرطان سینه, سلول, سلول سرطانی, شیمی درمانی, لنف, نانو, نانو تکنولوژی, نانو ذرات, هیدروژن, پرتو درمانی, پرتوئین, پزشک
Posted in اخبار داغ, اخبار تكنولوژي و فناوري, داغ, دانستني ها, مقالات علمی, پزشكي و سلامت | 6 Comments »
شنبه, آوریل 25th, 2009

هفت تیر 7tir.com: زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: “زيبايی زنان ايرانی چنان خيرهکننده است که هوش از سر بيننده میربايد” ولی امروز چه چيز در ايران زيبا به شمار میرود؟ زيبا، هر آن چيزی ست که کانالهای ماهوارهای نشان میدهند. زيبا، هر آن چيزی ست که در فيلمهای هاليوود نشان داده میشود. امروز زنان ايرانی باور خود را به بیهمتا بودن خويش از دست دادهاند.
اشپيگل آنلاين (۱۹ آوريل) در گزارشی که تنها به بخشی از زنان جامعه و به ويژه تازه به دوران رسيدههايی اختصاص دارد که در يک جامعه بیتوليد و در يک اقتصاد بيمار، فقط مصرف میکنند، و تصويری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زير عنوان کوتاه «جنون زيبايی در ايران» چنين مینويسد:
جنون زيبايی زير روسری غوغا میکند. زنان ايرانی برای برنزه شدن تا مرز بيهوشی زير آفتاب جزغاله میشوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سرکه مینوشند.
«ياسمين تيفنزه» از سالها پيش در ايران زندگی میکند و هنوز نمیتواند اين همه را درک کند. به يادداشتهايی از او از سرزمين هزار و يک عمل بينی توجه کنيد:
ممکن است در غرب درباره مانکنهايی که به بيماری لاغری و سوء تغذيه دچار هستند، بحث شود. در ايران اما رژيم گرفتن و عمل زيبايی، شيک و مد به شمار میرود. امکان ندارد زنان در ايران همديگر را ملاقات کنند و يک برنامه رژيم غذايی رد و بدل نکنند و يا درباره آخرين عمل زيبايی که انجام دادهاند، حرف نزنند. زيبا بودن در ايران، يکی از وظايف اصلی زنان است.
ولی واقعا چه چيز در ايران زيبا به شمار میرود؟ زيبا، هر آن چيزيست که کانالهای ماهوارهای نشان میدهند. زيبا، هر آن چيزيست که در فيلمهای هاليوود نشان داده میشود. و اين همه در کشوری که زنانش از قرنها پيش به دليل زيبايی طبيعیشان زبانزد بودهاند. زمانی، مسافری از غرب چنين نوشته بود: «زيبايی زنان ايرانی چنان خيرهکننده است که هوش از سر بيننده میربايد». امروز اما زنان ايرانی باور خود را به بیهمتا بودن خويش از دست دادهاند.

زنان ايران به دليل حجاب اجباری نمیتوانند مانند زنان در کشورهای غربی ببالند. تنها چهره آنها، و بخش کوچکی از موی و پرهيب پيکرشان است که در برابر بيگانه به نمايش در میآيد.
دختران روپوش مدرسه میپوشند و حق ندارند آرايش کنند و حتی به ناخنهايشان لاک بزنند، يا موهايشان را رنگ کنند و يا حتی ابروهايشان را بردارند. همه اينها را اما آنها پس از دوران مدرسه جبران میکنند و چندان احتياط و حساسيتی هم در اين راه به خرج نمیدهند.
اگر کسی پولش را نداشته باشد، از روشهايی استفاده میکند که در آلمان بيمارگونه ارزيابی میشوند: مثلا همراه با غذا سرکهای را میخورند که خودشان درست کردهاند تا چربی با اسيد جايگزين شود. علاوه بر اين در روز چندين ليتر آب مینوشند چرا که چربی بايد به اين وسيله از بدنشان خارج شود. به همه اينها يک ورزش شديدا مبالغهآميز نيز اضافه میشود. البته با موهای کاملا آرايش شده، صورت پودر و کرم ماليده و در فضايی که بوی عطر و ادوکلن گران قيمت آن را پر کرده است.
امير، يک مهندس پنجاه ساله از تهران میگويد: «فرقی نمیکند، در هر ساعتی که به پارک بروم، زنان چنان بی عيب و نقص به نظر میرسند که من هميشه از خودم میپرسم آخر اينها کی از خواب بلند شدهاند؟ چنان بوی عطر میدهند که من برای دويدن در پارک يک شال با خودم میبرم، حتی در تابستان. البته آن را دور گردنم نمیبندم، بلکه جلوی بينیام میگيرم تا مرا از موج عطری که از سوی زنان متصاعد میشود، حفظ کند».
اگرچه تصور زنان ايرانی از زيبايی با تصوری که مأموران امر به معروف و نهی از منکر از اخلاق دارند، هماهنگی ندارد، ولی حکومت از اين نوع فرهنگ پرورش اندام حمايت میکند: در بسياری از پارکها دستگاههای پرورش اندام قرار داده شده است و مربی مخصوص زنان وجود دارد که روزی يک ساعت آن هم رايگان به آنها تمرين میدهد.
اخيرا پارکهايی مخصوص زنان ساخته شده تا چشم نامحرم به آنها نيفتد. در اين نوع پارکها زنان میتوانند بدون حجاب حرکت کنند. نيروهای انتظامی برای اين پارکها زنان انتظامی را به کار میگمارد.
زنان ثروتمندتر اما پزشکانی را استخدام میکنند که برای آنها برنامه غذايی تجويز میکند. يک رستوران زنجيرهای در ايران از چندی پيش حتی سه وعده منوی غذای رژيمی برای بانوان طبقه بالا ارائه میکند. زنانی که از امکانات مالی کمتری برخوردار هستند، خودشان را در پلاستيکهای مخصوص نگهداری مواد غذايی میپيچند و زير آفتاب دراز میکشند تا چربی بدنشان آب شود.
آن پوست سپيدی که روزی در ايران شيک به شمار میرفت، مدتهاست که از مد افتاده است. زنان طبقات مختلف در يک مسابقه بیپايان تلاش میکنند به مؤثرترين شکل ممکن خودشان را برنزه کنند و برای اين کار هيچ حد و مرزی نمیشناسند. مثلا يکی از موادی که میتوان پوست خود را با آن برنزه کرد، مايهای است که از ترکيب حنا و ماست به دست میآيد. در سال گذشته، مخلوط روغن زيتون و قهوه سريعترين راه برنزه شدن به شمار میرفت. يک راه ديگر که معجزه میکند اين است که در حال ماليدن روغن بچه به روی پوست، بر آن آب نمک پاشيد!
زنان ناجی غريق از مد برنزه بسيار نگران هستند چرا که زنان ساعتها زير نور خورشيد دراز میکشند، بدون آنکه چيزی بخورند. اين کار اغلب به اختلال در گردش خون منجر میشود. ناجيان غريق در محلهای شنا هميشه از بلندگو اعلام میکنند که بانوان بايد دست کم يک بار در ساعت دوش آب سرد بگيرند و به اندازه کافی مايعات بنوشند. آنها میخواهند با اين هشدار مجبور نشوند هر روز چند بار آمبولانس صدا بزنند. چند وقت پيش، جنون برنزه شدن تا آنجا پيش رفت که خانمها پس از کلی شنا کردن زير آفتاب، يک ساعت تمام هم روی نيمکت دراز کشيدند تاحمام آفتاب بگيرند. البته چند نفر از آنها متأسفانه به شدت دچار آفتابسوختگی شدند و حتی گفته میشود چند نفر هم جان خود را از دست دادند. هر زن ايرانی دوستی را میشناسد، يا دوست دوستش را، و يا دوستِ دوستِ دوستش را، که بدنش اين اندازه از آفتاب و گرما را نمیتوانست تحمل کند. چندی پيش دولت دستور داد تمام اين نيمکتها را، البته به دلايل بهداشتی، جمع کنند.
عمل زيبايی در ايران به يک کار روزانه تبديل شده است. هميشه و همه جا از آن حرف زده میشود. خيابانهای تهران پر است از زنان و مردانی که يک چسب زخم روی بينیشان دارند. از آنجا که بسياری از ايرانيان دماغشان بزرگ است، عمل بينی به يکی از معمولترين عملهای زيبايی تبديل شده است. در عين حال بزرگ کردن لبها و برجسته کردن استخوان گونهها و بزرگ کردن پستانها نيز بسيار رايج است. رفع چربی بدن نيز بيش از پيش طرفدار پيدا میکند. از آنجا که عمل زيبايی با هزينه همراه است، حتی برخی پدران اتومبيل خود را میفروشند تا دخترشان بتواند دماغش را مانند مدلهای مجلههای زيبايی عمل کند.
آرايشگاههای زنانه و مردانه درايران جدا هستند. به همين دليل سالنهای آرايش زنانه به استوديوهای زيبايی تبديل شدهاند که زنان میتوانند يک روز تمام در آنها بدون هر مشکلی بسر آورند. کم نيستند سالنهای آرايش و زيبايی که حتی سه طبقه هستند زيرا اغلب پيش میآيد که همه مشتريان چند بار در هفته تمامی روز در آنجا میمانند. مثلا برای اينکه لاک ناخنهای يک خانم بايد با لباس شباش جور در بيايد. البته با اين شکل و شمايل آنها در مجالس بزم خصوصی و پنهان ظاهر میشوند.
اغلب بانوان موهای خود را مطابق الگوی غربی طلايی میکنند که متأسفانه با ترکيب رنگ موی زنان ايرانی، نه بلوند بلکه زرد میشود. از آنجا که خانمها فقط میتوانند چتری و جلوزلفی خود را از زير روسری به نمايش بگذارند، آن را با اسپری فراوان پوش میدهند و بالا میبرند.
بالاخره همه چيز حاضر میشود: با پوست به شدت قهوهای شده، وزنی به طور متوسط حدود چهل و پنج کيلو، آرايش خشک هاليوودی و کفشهايی با پاشنه پانزده سانتی واقعا هم زنان ايرانی با الگوهای غربیشان تقريبا هيچ تفاوتی ندارند. اما فقط تقريبا! چرا که زنان در غرب واقعا اين شکلی نيستند!
Tags: آرایش, برنزه, تبلیغات, ثروتمند, جراحی, جراحی بینی, جراحی زیبایی بینی, حجاب, حجاب اجباری, دختر, رنگ مو, روسری, رژیم غذایی, زن, زنان, زیبا, زیبایی, سرکه, شنا, عطر, عمل زیبایی, قتل, ماهواره, مد, مد روز, نیروی انتظامی, ورزش, وزن, پارک, پرورش اندام, پزشک, چادر, چربی, کاهش وزن, کرم پودر
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, جامعه, داغ, زنان، دختران و خانواده | 35 Comments »
شنبه, آوریل 25th, 2009

هفت تیر 7tir.com: زندگي سخت و زجرآور دو قلوهاي به هم چسبيده امريکايي که اکنون به 19 سالگي رسيده اند بار ديگر بحث درباره جداسازي آنها را جدي کرده و سر زبان ها انداخته است.
روز هفتم مارس سال 1990 ميلادي هنگامي که پزشکان بيمارستاني در مينه سوتا امريکا از اتاق عمل بيرون آمدند خبر شگفت انگيزي را به خبرنگاران اعلام کردند. زوجي جوان صاحب دو دختري شده بودند که بسياري از اندام شان مشترک بود. آن دو بيش از اينکه شبيه دوقلو هاي به هم چسبيده باشند به نوزادي دوسر شباهت داشتند چرا که تمام اندام ظاهري شان مشترک بود. دو قلو ها فقط يک جفت دست و پا و يک تنه داشتند اما وقتي پزشکان آزمايش ها و عکسبرداري هايي انجام دادند متوجه شدند اعضا و جوارح داخلي آنها از هم جدا است به گونه يي که دوقلوها صاحب دو قلب، دو معده و دو شش بودند.

تولد دخترهاي عجيب الخلقه مورد توجه پزشکان و متخصصان زيادي قرار گرفت و بسياري از آنها تاکيد کردند اين دو بايد هر چه زودتر از هم جدا شوند ولي پدر و مادر آن دو با عمل جداسازي مخالف بودند. خانواده هنسل دخترهاي خود را بريتني و ابيگيل ناميدند و با خود به خانه بردند. آنچه باعث مي شد والدين دوقلو اجازه ندهند دختران شان زير تيغ جراحي بروند هراس از مرگ آنها بود به همين خاطر ترجيح دادند به رغم تمام سختي ها و دشواري ها از فرزندان شان در همان شرايط مراقبت کنند. در تمام اين سال ها بريتني و ابيگيل زير نظر پزشکان به زندگي خود ادامه داده و سعي کرده اند بر مشکلات غلبه کنند، با اين وجود آرزوي داشتن زندگي مستقل اکنون آنها را براي رفتن به اتاق عمل وسوسه کرده است.
ابيگيل و بريتني بعد از مرگ لاله و لادن – خواهران به هم چسبيده ايراني – بزرگ ترين دوقلوهاي به هم چسبيده جهان شناخته شدند و تلاش کردند با وجود محدوديت هايي که دارند براي رسيدن به خواسته ها و آرزوهايشان از تکاپو نايستند. آن دو با تمرين هاي زيادي که انجام داده اند مي توانند شنا کنند، پيانو بنوازند و اخيراً هر يک به صورت مجزا گواهينامه رانندگي گرفته اند و دو خواهر اکنون مي کوشند در دانشگاه ادامه تحصيل بدهند. اين دو که در تمام 19 سال زندگي شان به ناچار از خواسته ديگري تبعيت کرده و به ناچار با ديگري همراه شده اختلاف سليقه هايي نيز دارند.بريتني و ابيگيل مي گويند هر کدام از ما علايق خاص خودش را دارد مثلاً يکي از ما عاشق رنگ صورتي است و ديگري رنگ ارغواني را دوست دارد ولي اين اختلاف سليقه ها باعث نمي شود با هم مشکل جدي پيدا کنيم. ما ياد گرفته ايم چطور به خاطر شرايط مان همديگر را درک کنيم.
دو خواهر اين روزها در حالي به انجام عمل جداسازي فکر مي کنند که پزشکان، جراحي را در اين سن خطرناک تر از دوران نوزادي شان مي دانند. از سويي پدر و مادر آن دو نيز همچنان ميلي به انجام اين عمل ندارند. در اين بين بسياري از امريکايي ها نيز نظرات متفاوتي ابراز کرده اند؛ گروهي از بريتني و ابيگيل مي خواهند هرگز به جدايي فکر نکنند و برخي انجام اين عمل را حق آنها مي دانند. اکنون بحث بر سر اين مساله بالا گرفته و اين در حالي است که دو خواهر اهل مينه سوتا يکي از تنها چهارقلوي به هم چسبيده هستند که تا بزرگسالي زنده مانده اند و خطر مرگ هر لحظه آن دو را تهديد مي کند .
تالار گفتگو بدون نیاز به ثبت نام :
دو قولوهای شگفت انگیز
چی میشه نی نیا دو قلو میشن؟
دو قلوهای به هم چسبیده تاریخ 16+
عروس دامادهای دو قلو (دیدن داره)
Tags: اعتراض احمد خمینی به پوشش مادر, امریکا, ایست قلبی, به هم چسبیده, جدا سازی, جراحی, جراحی جداسازی دو قلو به هم چسبیده امریکایی, خواهران به هم چسبیده, دختر, دو قلو, دو قولو به هم چسبیده, عجيب الخلقه, عمل جداسازی, قلب, لاله و لادن, پزشک, پزشکی, چهارقلوي به هم چسبيده
Posted in اخبار داغ, اخبار جهان, داغ, پزشكي و سلامت | 17 Comments »
چهار شنبه, آوریل 22nd, 2009

هفت تیر 7tir.com: دکتر ایرج حیدری فوق تخصص غدد، می گوید در ده سال اخیر رشد قد ایرانیها متوقف شده است و ایرانیها نسبت به 50 سال قبل کوتاه تر شده اند در حالی که ژاپنی ها نسبت به 50 سال قبل بلند تر شده اند . وی بیش از هر چیز بر عوامل اجتماعی و بهداشتی به عنوان دلیل این مشکل تاکید کرده است.
در رشد جسمی کودکان و نوجوانان عوامل گوناگونی دخیلاند، از تغذیه گرفته تا برخورداری از عطوفت و احساس امنیت، از ورزش گرفته تا فضایی که در آن جسم و جان در آرامش و ایمنی باشد، فضایی که جسم بخواهد در آن خود را بگسترد.
به نظر میرسد که مشکلهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی فراوانی که منتقدان به جمهوری اسلامی همواره مطرح کرده و چه بسا بهخاطر آن گرفتار شدهاند، هم اکنون تاثیرات خود را بر رشد نسلهای جدید نشان میدهد.
عامل اقتصاد و تغذیه
سالهاست که مشکلهای اقتصادی بر نوع تغذیهی بیشتر جمعیت مردم ایران تاثیر گذاشته است. زمانی بهخاطر جنگ ایران و عراق اغذیه به صورت جیرهای و کوپنی تقسیم میشد و اکنون که مثل گذشته کوپنی در کار نیست، بسیاری از مردم توان خرید مواد غذاییای را ندارند که برای رشد جسم و سلامت روح مهم است. رشد قد افزون بر عامل ژنتیک متاثر از تغذیهی مناسب است : رشد قد افزون بر عامل ژنتیک متاثر از تغذیهی مناسب است
دکتر حسین موسویان، پزشک متخصص بیماریهای داخلی در این مورد میگوید: «مسئلهی رشد قد، صرف نظر از عوامل ژنتیک و خانوادگی که عوامل لاتغیر و ثابتی هستند، مربوط میشود به تغذیه در یک جامعه، تغذیهی نوجوانان در سن قبل از بلوغ، در دوران بلوغ و به طور کلی برای همهی افراد جامعه. نحوهی تغذیه و کافی بودن مواد غذایی لازم و ویتامینهای لازم عواملی هستند که در رشد نوجوان و جوانان و کلا افراد جامعه میتوانند تاثیر داشته باشند. وضعیت ناهنجار اقتصادی، گران شدن بسیاری از مواد غذایی به نحوی است که غذای کافی در دسترس عامهی مردم قرار نمیگیرد.»
مقایسه قیمتها تاییدگر این گفته است. اگر ۳۰ سال پیش بهای یک کیلو گوشت قرمز ۱۰ تومان بود، امروز بهای آن به ۱۰ هزار تومان رسیده است. رشد شدید قیمتها که متناسب با افزایش درآمدها نبوده است، باعث شده که خانوادهها توان خرید بسیاری از مواد غذایی لازم برای رشد را از دست بدهند. دکتر موسویان از این موضوع بهنام «سوء تغذیهی مزمن» یاد میکند که ناشی از ناتوانی اقتصادی مردم است. وی از تجربهی کار در مطب خود و گفتوگویش با بیماران یاد میکند و میگوید که وقتی غذای ویژه برای مبتلایان به بیماریهای گوارشی تجویز میکند، آنها پوزخند میزنند و میگویند که امکان تهیهی برای مثال کباب برگ یا جوجه کباب را ندارند.
عوامل بهداشتی و روانی
از دیگر عواملی که در رشد قد مؤثر هستند، عوامل روحی هستند. داشتن محیطی آرام و امن تقویتکنندهی رشد استخوانها و تمام بدن است. دکتر موسویان که رئیس هیئت اجرایی جبههی ملی ایران نیز هست، در مورد تاثیر عوامل روحی و شرایط اضطراببرانگیز بر رشد جوانان میگوید: «جوانی که بیرون از منزل احساس میکند که به مناسبت وضع مویش یا لباسی که پوشیده، ممکن است هر لحظه تحت تعقیب قرار بگیرد، یا جوانی که اعتقادات سیاسی داشته باشد، و اضطراب اینکه ممکن است هر لحظه برایش گرفتاری و زندان پیش بیاید، این اضطرابها در رشدش تاثیر دارد.»
علی پورسلیمان، عضو سازمان معلمان ایران، در کنار عامل تغذیه، عامل بهداشت را از عوامل مهمی میداند که عدم توجه به آن در مدارس ایران، باعث توقف رشد کودکان و نوجوانان شده است. وی نخست از آمار رسمی یاد میکند که میگوید، ۶۰ درصد مدارس ایران مخروبه هستند، یعنی جای درستی برای زندگی و رشد و شکوفایی دانشآموزان نیستند.
پورسلیمان میگوید: «اولین مشکلی که در مدارس ما وجود دارد و بسیار به چشم میآید این است که میز و نیمکتهایی که استفاده میشوند، اصلا استاندارد نیستند، بلکه مستهلک و خارج از رده هستند و توجهی هم به آنها نمیشود. دانشآموزان هر روز حداقل ۵ تا ۶ ساعت روی اینها مینشینند و این روی رشد و نمو اسکلتی و سلامت بچهها تاثیر میگذارد. همان میز و نیمکتهایی که در مدارس راهنمایی و دبیرستانها هست، در مدارس ابتدایی هم استفاده میشود. یعنی فضای فیزیکی مدارس استاندارد نیست. هم مسئولان و هم اولیای دانشآموزان این را میبینند، اما توجه نمیکنند.»
پورسلیمان همچنین کمبود مربی بهداشت در مدارس ایران را در نهایت موجب عدم رشد کافی کودکان و نوجوانان میداند. وظیفهی مربی بهداشت نظارت بر بهداشت دانشآموزان، معاینهی آنان، ارائهی برنامههای بهداشتی و تغذیه به آنان و مادران و پدرانشان است. به گفتهی پورسلیمان در حالی که خود مسئولان گفتهاند، به ازای هر ۷۰۰ دانشآموز یک مربی بهداشت لازم است. هم اکنون در ازای بیش از ۴ هزار دانشآموز یک مربی بهداشت وجود دارد.
وی میافزاید: «این نگرش فلهای در سیستم تعلیم و تربیت ما باعث شده که به علت نبود مربی بهداشت در مدارس، بهویژه در مناطق محروم، بیماریهای مختلفی شیوع پیدا کند.» همین اواخر حتی در مدارس تهران شپش به صورت اپیدمی درآمده بود که البته در بارهی آن سکوت برقرار بود.

نبود شادی و کم تحرکی
از دیگر عوامل بازدارندهی رشد قد، کم تحرکی است. کم تحرکی کودکان و نوجوانان ناشی از دست کم دو مشکل است: نبود ورزشگاههای کافی در شهرها و نیز فشاری که هم اکنون بر کودکان و نوجوانان از سوی خانوادهها و جامعه وارد میآید. دکتر حسین موسویان در این مورد به دولت ایران انتقاد میکند و میگوید: «متاسفانه ما الان در شرایطی قرار داریم که حاکمیت به مسائل مربوط به جامعه و تامین نیازهای نسل جوان که سازندگان آیندهی این مملکتاند، توجهی ندارد و بودجهها در مسیرهای خلاف خرج میشود. در نبود امکانات و با این وضعیت اقتصادی، خانوادهها همه بهخاطر اینکه بچهها در آینده کاری داشته باشند، فشارهای درسی میآورند. بچهها مجبورند بدون تحرک، در فضاهای کوچک منازل درس بخوانند، بجای اینکه در سنی که هستند از امکانات ورزشی کافی هم برخوردار باشند.»
علی پورسلیمان به عاملی فرهنگی اشاره میکند که پدیدآورندهی کمتحرکی بهخصوص در میان دختران است و در نهایت موجب افسردگی آنان میشود. وی میگوید: «متاسفانه دیدگاهی در جامعهی ما وجود دارد، که میگوید دختران باید دارای وقار و متانت باشند، یعنی از دانشآموزان دختران به صورت ضمنی خواسته میشود که تحرک نداشته باشند. وقتی در درازمدت فضای فیزیکی مدارس غیراستاندارد باشد و در آن تحرک به اندازهی کافی وجود نداشته باشد، در دانشآموزان دختر – البته وضع پسرها هم بهتر از دخترها نیست – افسردگی بوجود میآید.»
وی در پایان هشدار میدهد و میگوید: «نگرش جامعه در درجهی اول، و نیز نگرش مسئولان باید نسبت به مقولهی تعلیم و تربیت عوض شود. این نگرش، نگرشی مصرفی است. اگر قبلا این شیوهی نگرش اثرات نامرئی داشت، برای مثال در اقتصاد و بخشهای دیگر جامعه، ولی الان نگاه کنید، اولین اثرات خودش را در زمینهی بیتوجهی یا کمتوجهی مسئولان نسبت به آموزش و پرورش نشان میدهد که همان توقف رشد قد ایرانیان است. این اولین نشانهاست. وقتی که سلامت در جامعه کاهش پیدا کند، مستعد افسردگی اجتماعی در سطح کلان جامعه خواهد شد و ما در آینده باید شاهد اثرات تخریبی بیشتر باشیم و این به ما هشدار میدهد که جامعه و مسئولان باید نگرش خود را به آموزش و پرورش عوض کنند و این را در عمل نشان دهند.»
Tags: آموزش و پرورش, اقتصاد, بحران اقتصادی, بهداشت, بهداشت روان, تحرک, تغذیه, درمان کوتاه قدی, رشد, سلامتی, عوامل کوتاه قدی, فقر, فقر غذایی, قد, قد ایرانی ها, متخصص غدد, مدارس, هورمون رشد, ورزش, وزن, پزشک, ژنتیک, کوتاه قدی, کوتاه قدی ایرانی ها
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, داغ, مقالات علمی, پزشكي و سلامت | 59 Comments »
شنبه, آوریل 18th, 2009

هفت تیر 7tir.com: به نقل از وبلاگ ته دیگ- ایاالات متحده ی آمریکا مزخرفترین سیستم درمانی و پزشکی را در دنیا دارد.
تصحیح می کنم : ایالت ویرجینیا واشنگتن دی سی و مریلند که اطراف محل زندگی ما است.
تصحیح می کنم : در دنیا که نه اما بین ایران هندوستان انگلستان ایتالیا کانادا سری لانکا مالزی و دوبی که من خبر دارم.
خدا بر سر دشمنتان نیاورد! فعلاً دوازده بار است که تلفن کرده ام به مطب سه دکتر مختلف که یکی شان به من وقت بدهد!!
مستقیم نمی توانی زنگ بزنی و از دکتری که می خواهی ببیندت وقت بگیری! اول باید دکتر اولیه ات که هیچ غلطی نمی کند بجز همین سفارش فکس کردن به این دکتر و آن دکتر! بگویی که حالا من می خواهم بروم پیش متخصص! اون کاغذ می نویسد که بری پیش متخصص. اول هم کاغذش را فکس می کند. بعد باید تلفن بزنی به متخصص بپرسی: رسید؟؟ می گوید: بله یا نه! اگر نه که دوباره همین پروسه تکرار می شود.
می روی پیش متخصص. می گوید: اول باید آزمایش بشوی!
سه ماه بعد جواب آزمایش با یک بیل سه هزار دلاری تا ده دوازده هزار دلاری می آید دم در خانه ات که اول سکته می کنی: بابا من خیر سرم بیمه دارم!! چرا دوازده هزار دلار بدم برای یک آزمایش!!
بعد یک ماه یک بیل دیگر می آید که شرکت بیمه تان را پیدا کردیم و هفت هزار دلار هزینه ی آزمایش را داده اند شما باید فقط پنج هزار دلار بقیه را بدهید!!
توجه داشته باشید: شما هنوز دکتر متخصص را ندیده اید! اصلاً هنوز نمی دانید چه مرگتان است!
بالاخره متخصص لعنتی را می بینید. می گوید: یک خبر خوب برایتان دارم: شما این بیماری را ندارید! اما این آزمایش فقط می گوید شما فلان بیماری را “ندارید” برای اینکه ببینید “چه” بیماری دارید باید به متخصص دیگری مراجعه کنید!!!!
ای ی ی ی ی ی ی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
من غلط کردم که بخوام بدونم چه بیماری داشته باشم! ولمون کنید!
دکتر به شما یک شماره تلفن می دهد. زنگ بزنید به اینجا و وقت دکترمتخصص شماره ی دو را بگیرید. سه هزار تا تلفن دیگر می زنید چون اصلاً این آدمی که معرفی کرده اند دیگر توی این کلینیک کار نمی کند و این کلینیک اصلاً کار شما را انجام نمی دهد و بالاخره یک جایی را پیدا می کنی که کار شما را انجام می دهد. می گوید دوباره باید دکتر اولی فکس بفرستد!
دوباره زنگی می زنی و فکس می کنند و ……..
خلاصه آن بلایی که نباید بر سر دهان مبارکتان می آید!
جهنم است. همان ایران و سیستم پارتی بازی و دخترخاله و پسرعمو بازی مان هزار بار بهتر است.
مریض شده ام.
چرا؟ چی شده؟
دلم درد می کنه.
بیا. من همین الان زنگ می زنم عموم دکتره. برات وقت می گیرم.
هر دکتری هم همه ی کارها را بلد است توی ایران! دل درد داری شکسته بند هم کارت را می اندازت! کارش خیلی هم خوب است. همه با هم پارتی بازی می کنند. دوست تو برای دختر من. شاگرد من برای خواهر تو. مادر من برای نوه خاله همسایه ی تو. سر و تهش هم به هزار دلار نمی کشد.
ای ی ی ی ی ی ی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دکترهای اینجا می ترسند معاینه ات بکنند. می ترسند که دست بهت بزنند. سه هزار تا آزمایش می کنند و آخرش می گویند: ما نمی دانیم چه مرگیت است! بالاخره خوب می شوی! درد باید همین شکلی باشد: یعنی خودش بی دلیل بیاید و بی مداوا هم برود!!!! باور کنید این حرف همان دکتر اولیه ی من است! پیر خرفت بعد از هزار سال دکتری کردن نظرش اینست!!
شرم آور ترین قسمتش اینست که وقتی می روی خانه یک بیل برایت می فرستند: هزینه ی آزمایش ها. هزینه ی داروها!! هزینه ی اورژانس. دستمزد پزشک. هزینه ی تشخیص!!! با خودت فکر می کنی: تشخیص درد من چی بود واقعاًً؟؟
Tags: امریکا, ایالات متحده, بهداشت, بیمه, خدمات درمانی در امریکا, درمان, سلامت, سیستم درمانی, متخصص, هزینه درمان, پزشک
Posted in اخبار داغ, اخبار جهان, داغ | 28 Comments »
دوشنبه, مارس 30th, 2009

هفت تیر 7tir.com : سنگین وزن ترین نوزاد جهان یک نوزاد پسر است که وزن دقیق او در هنگام تولد شش کیلو و ۹۰۰ گرم بوده است . این نوزاد بعد از تولد به خاطر مشکل تنفس، برای درمان به یک بیمارستان بزرگ تر پایتخت فرستاده شد.
لازم به ذکر است مادر این نوزاد ۳۷ ساله سن داشته و مبتلا به دیابت بوده است و پزشکان احتمال می دادند بیماری او در مشکل تنفسی فرزندش نقش داشته است .
پیش از این یک نوزاد «سورابایایی» با شش کیلو و ۴۰۰ گرم رکورد سنگین ترین نوزاد اندونزی را در جاوه شرقی از آن خود کرده بود.

همچنین به تازگی یک زن روسی به نام «تاتیانا بارابانوا» ۴۳ ساله دوازدهمین فرزند خود را با وزنی نزدیک به هشت کیلوگرم در سیبری به دنیا آورد. وي كه پيش از ناديا هشت دختر و سه پسر به دنيا آورده است افزود تمامي فرزندانش در هنگام تولد بيش از پنج كيلوگرم وزن داشتند.اين نوزاد دختر که ناديا نام دارد هنگام تولد هفت کيلو و هفتصدو پنجاه گرم وزن داشت و درعرض چند روز وزنش به هشت کيلوگرم رسيد.
وزن اين کودک بيش از دوبرابر وزن نوزادان معمولي بود . نام اين نوزاد سنگين وزن در کتاب رکوردداران جهان، گينس، ثبت شد.
به گفته پزشکان تولد کودکي با چنين وزني امري غيرعادي است. مادر ناديا که باتولد وي سرش شلوغتر شده است مي گويد وي همانند يک مربي مهدکودک در خانه اش به رسيدگي به فرزندانش مشغول است و بخاطر مشکلات ديگر قصد ندارد بچه دار شود.
گذرنامه خانوادگي اين خانواده روسي بخاطر تعداد زياد فرزندان ديگر جايي براي تازه واردها ندارد و فقط نام نه فرزند خانواده در گذرنامه والدينشان ثبت شده است.
ناديا با هشت کيلوگرم وزن سنگين ترين کودک جهان در نيم قرن اخير است.
البته یک پسر آمریکایی نیز که ۱۸۷۹ میلادی، هنگام به دنیا آمدن ۱۰۰۸ گرم بود سنگین ترین نوزاد دنیا در کتاب رکوردهای«گینس» لقب گرفته است .
او فقط ۱۱ ساعت زندگی کرد و بر اثر نارسانیی تنفسی،جان سپرد

با وجود تمام اختلاف ها در رابطه با این رکورد باید گفت : سنگين ترين کودک تاريخ جهان در سال هزار و نهصدو پنجاه و پنج در ايتاليا به دنيا امد. اين کودک عظيم الجثه ده کيلو و دويست گرم وزن داشت.
سبکترین ( کم وزنترین ) کودک جهان
سبکترین كودك جهان كم وزن ترين و لاغرترين كودك جهان به نام «رومايزا رحمان» كه سال گذشته با ۲۴۳ گرم وزن در «حيدرآباد» هندوستان به دنيا آمد…
كم وزن ترين و لاغرترين كودك جهان به نام «رومايزا رحمان» كه سال گذشته با ۲۴۳ گرم وزن در «حيدرآباد» هندوستان به دنيا آمد، ديروز پس از گذشت يك سال، تولدش را جشن گرفت.
بر اساس اين گزارش، «رومايزا» سال گذشته به اتفاق خواهر دوقلويش «هيبا» با ۶۰۰ گرم وزن، پا به عرصه جهان گذاشتند و هيچ گاه تصور آن نمي رفت كه اين دو قادر به ادامه زندگي بوده و به يك سالگي برسند. اين در حالي است كه اين دو كودك در حال حاضر در حدود پنج كيلوگرم وزن داشته و در سلامت جسماني كامل به سر مي برند.
لازم به ذكر است، قبل از اين در سال ۱۹۸۹ نيز يك كودك آمريكايي با۲۸۰ گرم وزن حين تولد، ركورد كم وزن ترين كودك جهان را به خود اختصاص داده بود كه هم اكنون يكي از شاگردان ممتاز منطقه «شيكاگو» محسوب مي شود
* نتایج تازه ترین مطالعات نشان می دهد زنانی که در طول دوران بارداری، بیش از ۱۸ کیلوگرم بر وزن شان اضافه می شود احتمال تولد نوزاد سنگین وزن تا دو برابر افزایش می یابد.

دکتر «ترزا هیلر» در مرکز بهداشتی پورتلند هشدار داد اضافه وزن مادران در دوران بارداری، احتمال تولد نوزاد سنگین وزن را افزایش می دهد و تحقیقات نشان داده است این نوزادان در سنین بزرگسالی در معرض خطر اضافه وزن و چاقی مفرط قرار خواهند داشت.
به گفته پژوهشگران معضل افزایش بیش از حد وزن مادران باردار در طول دو دهه گذشته رو به افزایش بوده و ممکن است این معضل موجب شیوع چاقی کودکان در آینده شود. پزشکان نوزادانی را که با وزن بیش از ۴ کیلوگرم متولد می شوند، سنگین وزن تلقی می کنند.
تولد این نوزادان هنگام وضع حمل برای مادر مشکلاتی ایجاد می کند و از طرفی خطر دررفتگی استخوان شانه یا شکستن استخوان گردن نوزاد سنگین وزن هنگام تولد وجود دارد .
Tags: اضافه وزن, بارداری, بهداشت, تغذیه, تولد نوزاد سنگین وزن, دیابت, دیابت دوران بارداری, رکورد داران, زایمان, سنگین ترین نوزاد جهان, علل اضافه وزن در نوزادان, لاغرترین کودک, مادر, مشکل تنفسی در نوزادان, نوزاد, نوزاد سنگین وزن, وزن, وزن نوزاد هنگام تولد, پزشک, کودک
Posted in اخبار داغ, اخبار جهان, داغ, عکسهای جالب, پزشكي و سلامت | 8 Comments »
سه شنبه, مارس 24th, 2009

هفت تیر 7tir.com: مايكل جكسون كه به يك نوع بيماري پوستي دچار شده و اكنون در صورت و بدن وي به طور آشكارا نمايان شده است، درمان خود را آغاز كرد.
به گزارش هفت تیر به نقل از روزنامه Sun، اين خواننده 50 ساله آمريكايي درمانهايي را با آنتي بيوتيك براي جلوگيري از گسترش بيماري اش آغاز كرده است.
يك منبع آگاه به Sun گفته است اين يك نوع آلودگي پوستي است كه در مقابل درمان هاي متداول آنتي بيوتيك مقاوم است. اين روزنامه مدعي است كه اين بيماري طي عمل مجدد زيبايي بيني كه بر روي جكسون انجام شده است ، پديدار شده است.
تايمز از لندن گزارش مي دهد در آخرين عكسي كه از وي در حال ترك كلينيك در لس آنجلس گرفته شده، پوست صورت و دست هاي جكسون ملتهب بوده است.
در دسامبر، ايان هلپرين، يك روزنامه نگار كه از زندگي خصوصي افراد اطلاع دارد، به يك روزنامه انگليسي گفت كه مايكل جكسون از يك نقص مادرزادي رنج مي برد و به پيوند ريه نياز داشت.
تنها سخنگوي جكسون، دكتر تهمي اين گزارش را انكار كرد و در يك بيانيه نويسنده اين گزارش را به دروغگويي در مورد سلامتي مايكل جكسون متهم كرد و گفت كه اين خواننده در سلامتي كامل به سر مي برد.
البته تايمز اشاره كرده است كه براي توضيحات بيشتر، نتوانسته است با سخنگوي مايكل جكسون صحبت كند
Tags: آلودگی پوستی, بیماری, بیماری پوستی, بیماری پوستی مایکل جکسن, جراحی, جراحی زيبايي بيني, جراحی زیبایی, مایکل جکسن, نقص مادر زادی در مایکل جسن, پزشک, کلینیک
Posted in اخبار داغ, اخبار جهان, اخبار ویژه افراد مشهور, داغ | 1 Comment »