هفت تیر 7tir.com: به قلم مهدی خزعلی دوست و همسنگر عباس پالیزدار در روزهای جبهه : می دانم رکسانا به ناحق متهم و محکوم به جاسوسی شد، ما همه جاسوسیم! در تعریف جدید آقایان از جاسوسی که می فرمایند: فرایند جاسوسی تغییر ماهیت داده است و جاسوسی در قالب لابی های دیپلماتیک، روزنامه نگاری، خبرگزاری، مصاحبه ، تحلیل وقایع و وبلاگ نویسی شکل گرفته است! ” پس هر خبر ، اطلاع، تحلیل و نظریه پردازی جاسوسی است و وبلاگ نویسی اساس جاسوسی است پس ” ان اول الجاسوس”
چه شده است ؟ احمدی نژاد که علی رغم حکم برائت کارگزار نظام(موسویان)، اصرار دارد او جاسوس است، برای رکسانا که دادگاه او را به جاسوسی محکوم کرده بود مصاحبه و نامه نگاری می کند؟رکسانا خیلی سریع با استفاده از رانت اوباما تشریفات دادرسی را طی می کند و متهم، محکوم، تبرئه و آزاد می شود، اما جانباز حاج عباس پالیزدار دوازدهمین ماه زندان را می گذراند و هنوز حکمی ندارد! هنوز در بازداشت موقت است! او به تحریک محمود و داود و پروین احمدی نژاد سخن گفته بود، گمان می کرد دولت نهم از او حمایت میکند، اما محمود که می گفت : دل شیر داری، حتی تلفن های اورا هم جواب نمی دهد، داود که می گفت : ادامه بده، فراموشش کرده است! ، عباس نمی دانست که مبارزه با مفاسد دستهای پاک می خواهد! و کسانی که خود آلوده اند نمی توانند در این وادی گام نهند!
درزندان هواپیما ربا ، تروریست و قاتل از امکانات موبایل و تلفن نامحدود برخوردارند، اما عباس را در تنگنا و سختی نگه داشته اند، سر وکیل بند که قاتل باجناق خویش است او را تهدید می کند که اگرزیاد تلفن بزنی تو را به بند ایدزی ها منتقل می کنم! و باز در حضور رئیس اندرزگاه می گوید: چند شب پیش می خواستند او را قیمه قیمه کنند من نگذاشتم، برایش محافظ بگذارید، دوشب پیش می خواستند شبانه او را به بند ایدزی ها ببرند، معاون زندان می گوید: آوردن بین اشرار بخشی از مجازات توست! یکی دیگر از مسئولین زندان می گوید: دستبند و پابند جریی از مجازات توست! هنوز که دادنامه ای صادر نشده چه مجازاتی؟! به جرم عاشقی و جانبازی به زنجیر می کشند، به عباس گفتم: به کارت جانبازی ات نناز ، اگر پاس آمریکایی داشتی آزاد بودی! به پدر که عباس را ضمانت کرده بود می گویم: پدر جان کوپن شما باطله است، امروز کوپن اوباما خریدار دارد نه شما! شما از اصحاب کهفید، سکه دین مال 30 سال قبل است، امروز دلار اوباما کار ساز است!
هفت تیر 7tir.com : در پي هشدار هاي امريکا به دولت اسلام آباد نسبت به گسترش خطر طالبان در اين کشور روز گذشته ارتش اين کشور حمله گسترده يي را ترتيب داد که هدف آن خلع سلاح نيروهاي طالبان است. بعضي خبرهاي تاييد نشده حاکي از آن است که امريکا به کمک دولت آصف علي زرداري و با همراه کردن نوازشريف مي خواهد قدرت را از چنگ طالبان در منطقه قبايلي سوات در آورده و دولتي تحت عنوان نجات ملي را در اين کشور بر سرکار آورد.
شبکه تلويزيوني العربيه به نقل از منابع مطلع خود گفت نشست مشترکي بين رئيس جمهور پاکستان و نواز شريف رهبر گروه هاي مخالف دولت به همراه ژنرال جيمز جونز مشاور امنيت ملي امريکا و ژنرال اشفاق کياني فرمانده ارتش پاکستان به زودي برگزار خواهد شد که قرار است در آن تصميم گرفته شود دولت پاکستان با يک استراتژي مشترک و اتخاذ اقداماتي سريع دست به تصفيه نيروهاي تندرو طالبان در مناطق قبايلي زند. گفته مي شود منصور اعجاز يکي از بازرگانان پاکستاني امريکايي که روابط نزديکي با هيلاري کلينتون وزير امور خارجه امريکا دارد ميزبان چنين نشستي خواهد بود. همچنين گفته مي شود دولت پاکستان قول داده در صورت موفق بودن اين پروژه مقام نخست وزيري را به نواز شريف اعطا کند. واشنگتن انتظار دارد اين نشست پيش از اجلاس سه جانبه کرزي، زرداري و اوباما برقرار شود که قرار است ماه آينده در امريکا برگزار شود. با اين حال از روز گذشته دولت آصف علي زرداري تحرک جديدي را عليه نيروهاي طالبان شروع کرده است که خشم اين گروه را برانگيخت و به لغو يکجانبه توافقنامه طالبان با دولت اسلام آباد منجر شد. هيلاري کلينتون وزير امور خارجه امريکا با اشاره به اين توافقنامه گفت دولت پاکستان بخشي از حاکميت خود را در اختيار طالبان قرار داده است. گروه هاي مستقر در دره سوات با جشن گرفتن پيروزي خود در اين منطقه به بن لادن رهبر شبکه القاعده خوشامد گفتند و اين موضوع خشم امريکايي ها را برانگيخت. ديروز رئيس جمهور پاکستان اعلام کرد به اعتقاد سازمان هاي اطلاعاتي پاکستان اسامه بن لادن مرده است. با اين حال وي اذعان داشت هيچ مدرکي دال بر اثبات اين ادعا در دست ندارد. وي در گفت وگو با خبرگزاري رويترز يادآور شد؛ امريکايي ها به من مي گويند چيزي از اسامه بن لادن رهبر القاعده نمي دانند. آنها مجهز تر از ما براي رديابي و يافتن بن لادن هستند، اما سرويس هاي اطلاعاتي ما فکر مي کنند بن لادن ديگر زنده نيست و احتمالاً مرده است. وي همچنين امکان دستيابي طالبان به تسليحات هسته يي کشورش را منتفي دانست و تاکيد کرد؛ من به جهان اطمينان مي دهم توانمندي هسته يي پاکستان در امنيت قرار دارد. زرداري تصريح کرد؛ پاکستان سيستم فرماندهي و کنترل بسيار قوي براي حفظ تسليحات هسته يي اش در اختيار دارد. يکي از دلايل عمده نگراني امريکا و کشورهاي غربي اين است که طالبان با کودتا دولت مرکزي اسلام آباد را ساقط کرده و بتواند به توان هسته يي اين کشور دست يابد.
تعليق توافقنامه سوات
روز گذشته پس از حمله نيروهاي امنيتي پاکستان براي جلوگيري از پيشروي نيروهاي طالبان در يک منطقه ناآرام در شمال غرب پاکستان، اسلام آباد از طالبان خواست سلاح هايشان را زمين بگذارند. رحمان مالک وزير کشور پاکستان به خبرگزاري رويترز گفت؛ اين افراطيون هيچ گزينه ديگري ندارند جز اينکه سلاح هايشان را زمين بگذارند، زيرا دولت در نابود کردن آنها جدي است. يک سخنگوي ارتش پاکستان نيز گفت؛ تعداد زيادي شبه نظامي از جمله يک فرمانده و يک سرباز در يک عمليات در منطقه ديرسفلي کشته شده اند. مالک از اعضاي کابينه پاکستان و مشاور نخست وزير اين کشور در امور داخلي اظهار داشت؛ نيروهاي امنيتي تقريباً کنترل کل منطقه دير سفلي را در دست گرفته اند. ما به طالبان اجازه نخواهيم داد حکومت خود را بر منطقه دير يا هر منطقه ديگري از کشور تحميل کنند. اين عمليات پس از آن شروع شد که شبه نظاميان به سوي يک کاروان سربازان شبه نظامي مرزي در منطقه آ تش گشودند و چهار سرباز را زخمي کردند. ديرسفلي بخشي از منطقه ملکند است که آصف علي زرداري رئيس جمهور پاکستان براي پايان دادن به خشونت شبه نظاميان با اجراي قوانين شريعت در آن موافقت کرد. نيروهاي طالبان سرمست از کسب اين توافق به سمت منطقه بونر در ملکند واقع در 100 کيلومتري شمال غربي پايتخت پيشروي کردند. يک سخنگوي شبه نظاميان در منطقه دير گفت حمله دولت نشان دهنده نقض پيمان صلح است و آنها اين حمله را تلافي خواهند کرد. دادالله منصور سخنگوي شبه نظاميان گفت؛ ما کساني را که حمله را ترتيب دادند مي شناسيم و آنها در صدر ليست اهداف ما قرار دارند. ما به آنها رحم نخواهيم کرد. يک مذاکره کننده طالبان نيز گفت؛ گفت وگوها بين طالبان پاکستان و دولت بر سر دره سوات تا زمان توقف عمليات ارتش عليه شبه نظاميان به حالت تعليق درآمده است. انفجار بمب در ديرسفلي که 11 تن از کودکان اين شهر در ايالت سرحد را به کام مرگ کشاند فرصت خوبي به ارتش پاکستان داد تا عمليات نظامي گسترده يي را در مناطق قبايلي ترتيب دهند. ژنرال اشفاق پرويز کياني فرمانده ارتش پاکستان جمعه گذشته متعهد شده بود اين کشور به مبارزه جدي با تروريسم و افراط گرايي پايبند باشد. اين تحولات درحالي اتفاق مي افتد که مقامات پاکستاني مي گويند فرمانده طالبان پاکستان درصدد است حملات تروريستي متعددي را در شهرهاي بزرگ و مهم اين کشور به اجرا در آورد. به گزارش خبرگزاري فرانسه وزارت کشور پاکستان در بيانيه يي اعلام کرد بيت الله محسود فرمانده طالبان پاکستان در صدد است به نيروهاي تحت امرش در اين کشور دستور دهد در شهرهاي بزرگ و مهم پاکستان شامل اسلام آباد پايتخت، راولپندي و لاهور دست به حملات تروريستي زده و عمليات نظامي گسترده يي را به اجرا در آورند. منابع مطلع وزارت کشور پاکستان در اين باره به سايت خبري نيوزديلي گفتند محسود پنج تن از فرماندهان ارشد نظامي خود و 300 تن از نيروهاي ويژه شامل بمبگذاران و اجرا کنندگان عمليات نظامي را عازم اهداف از پيش تعيين شده کرده است تا ماموريت شان را در شهرهاي بزرگ و مهم پاکستان به اجرا درآورند.
حوادث اخير پاکستان و افغانستان نشان مي دهد دولت جديد امريکا براي نجات پاکستان از گسترش قدرت شبه نظاميان طالبان بايد هرچه زودتر دست به کاري زند. شايد پرژه يي که در ابتداي اين گزارش به آن اشاره شد يکي از سناريوهايي باشد که نشان مي دهد دولت امريکا به دخالت مستقيم در حوادث پاکستان مجاب شده است. اين تحول اگر با واکنش منفي گروه هاي وابسته به طالبان مواجه شود بايد انتظار روزهاي خونيني را براي پاکستان داشت. مرکز مطالعات راهبردي و بين المللي امريکا در گزارشي در خصوص چالش هاي فراروي واشنگتن در پاکستان و افغانستان مي گويد؛ براي موفقيت در افغانستان و پاکستان نياز به تغييري اساسي است. تقريباً هر روز مردم اين منطقه تضعيف شرايط امنيتي و بدتر شدن اوضاع اقتصادي را تجربه مي کنند. در همين زمان افغان ها و پاکستاني ها انتخاب هاي دشواري را در ماه هاي آتي خواهند داشت و امريکا و عمده متحدانش در ميان يک تجديد نظر چندگانه سياسي قرار دارند. امريکايي ها به خصوص پس از به قدرت رسيدن اوباما بارها اعلام کرده اند تمرکز اقدامات خارجي شان را بر منطقه شبه قاره و خصوصاً پاکستان و افغانستان قرار خواهند داد؛ مساله يي که به تصميم اوباما مبني بر افزايش نيروهاي نظامي در افغانستان انجاميد. اما آن «تغيير اساسي» که مرکز مطالعات راهبردي و بين المللي امريکا از آن سخن مي گويد نمي تواند تنها به افزايش نيروهاي نظامي در افغانستان محدود شود. همزمان با جدي شدن موضوع شبه قاره در برنامه کاخ سفيد، حضور طالبان به عنوان عنصر کاتاليزور در استراتژي امنيت منطقه يي امريکا نيز جدي تر مي شود. طالبان که تا پيش از اين گفته مي شد تا 70 درصد افغانستان را تحت کنترل خود دارد، به سمت جنوب سرازير شده و «اسلام آباد» را تهديد مي کند. اين تحولات نشان مي دهد روز به روز زمينه و توجيه براي دخالت مستقيم امريکا در منطقه آماده مي شود.
هفت تیر 7tir.com: به گزارش رسانه های ايران دست کم 17 نفر از پرسنل نيروی انتظامی ايران شامگاه جمعه در حمله افراد مسلح به پاسگاه روانسر-پاوه در استان کرمانشاه کشته شده اند.به گفته نماينده کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی در حمله افراد مسلح به يک پاسگاه مرزی در محدوده شهرستان روانسر ، دستکم ۱۹ نفر از پرسنل نيروی انتظامی کشته يا زخمی شده اند.
به گزارش هفت تیر در جدیدترین درگیریها بین نیروهای انتظامی و نیروهای پژاک در شهرستان روانسر، شب گذشته بیش از ۱۷ تن از مأموران انتظامی جان خود را از دست دادند.
این درگیری در منطقهای موسوم به « پاسگاه انتظامی خراجیان» زمانی روی داد که نیرویهای پلیس در حال عبور از این منطقه بودهاند.
همچنین گفته میشود که دو مامور پلیس دیگر در درگیریهای جداگانهای با اعضای پژاک کشته شدهاند.
اعضای گروه پژاک دارای رابطه نزدیک با حزب کارگران کردستان ترکیه (پکک) هستند که از سال ۱۹۸۴، درگیریهای مرگباری با نیروهای دولتی ترکیه در جنوب شرقی این کشور دارند.
نیروهای جمهوری اسلامی اغلب در مناطق مرزی نزدیک عراق با اعضاء گروه پژاک وابسته به پکک درگیر میشوند.
طی سال های اخير گزارش هاي بسیاری از درگيری نيروهای انتظامی ايران با نيروهای حزب حيات آزادی کردستان، پژاک، منتشر شده است.
گروه پژاک که مقر های ان در نقاط مرزی ايران و عراق قرار دارد به عنوان بخش ايرانی، حزب کارگران کردستان ترکيه، پ. کا.کا، شناخته می شود.
حزب کارگران کردستان ترکيه با هدف تشکيل يک دولت «کرد» از سال ۱۹۸۴ عليه دولت اين کشور اعلام مبارزه مسلحانه کرده است. به گفته مقام های ترکيه در درگيری های بين دولت و شورشيان کرد تاکنون نزديک به ۴۰ هزار نفر کشته شده اند.
طی سال های اخير نيروهای دولتی ايران در برخی از مناطق کردستان بارها با نيروهای پژاک درگير شده اند. به گزارش رسانه های خبری، پايگاه های اصلی پژاک در مناطق کوهستانی مرز ايران و عراق قرار دارند.
جمهوری اسلامی ايران و ترکیه حزب حيات آزاد کردستان (پژاک) را يک گروه تروريستی می دانند.
اين گروه در سال های اخير يک سلسله برخوردهای خشونت بار با نيروهای نظامی و انتظامی ايران داشته که دهها کشته و مجروح از دو طرف بر جای گذاشته است.
در همين زمينه، تلويزيون دولتی ايران روز شنبه اعلام کرد: در اين درگيری دستکم ۲۰ نفر کشته شده اند.
تلويزيون دولتی ايران به نقل از پليس اعلام کرد:« افراد مسلح به پاسگاه نيروهای انتظامی روانسر-پاوه در استان کرمانشاه حمله کرده و ۱۰ مامور نيروی انتظامی را کشته اند.»
طبق اين گزارش ها ده نفر از اين افراد مسلح نيز در اين درگيری کشته شده اند. اين گزارش ها هويت افراد مهاجم را مشخص نکرده است.
هفت تیر 7tir .com: به قلم مهدی خزعلی – علی رغم دوبار دستور آزادی پالیزدار توسط قاضی مدیر خراسانی، دستهایی مانع از آزادی او شدند! مدیر خراسانی از وکیل پالیزدار خواسته بود که یکی از مسئولین او را ضمانت کند تا آزاد شود و حضرت آیت الله خزعلی طی نامه ای به آیت الله شاهرودی وی را ضمانت فرمودند.
متن نامه ضمانت معظم له:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی دام عزه
با سلام و اهدای تحیت؛ احتراماً به استحضار میرساند، پیرو قرار وثیقه برای جانباز آقای عباس پالیزدار، برخی شبهه افکنده اند که احتمال فرار مشارالیه به خارج ازکشور وجود دارد، برای اطمینان خاطر و ثقه مقام قضایی ، حضرت آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی مد ظله ایشان را ضمانت می فرمایند که نه نتها فرار نکند، هرگاه لازم باشد در محضر دادگاه حضور یابد. والسلام
امامی کاشانی : راست راست می ایستند و حرف های دروغ دروغ می زنند! به قلم مهدی خزعلی : خطیب جمعه این هفته تهران آیت الله امامی کاشانی بود، جمله قصار فوق راجع به احمدی نژاد یا دولت نهم نیست، ایشان راجع به امریکا این کلام نغز را فرمودند، به هر حال استاد اخلاق هستند و من بدم نیامد این جمله را آویزه گوش تمامی مسئولین دولت نهم نمایم، که راست راست نایستند و حرف های دروغ دروغ به خورد مردم ندهند! نمی دانم چرا هر وقت آقای امامی کاشانی را می بینم و یاپشت سرایشان نماز می خوانم، حضور قلب من بهم می خورد و یاد پالیزدار و حرف های او می افتم! اگر خدا و مرتضوی هم از سر تقصیرات پالیزدار بگذرند من یکی نمی گذرم!همیشه وقتی آیت الله امامی کاشانی در خطبه های نماز، آیات و روایاتی قرائت میکرد، در معادن رحمت و خزائن حکمت الهی سیر می کردیم اما از وقتی پالیزدار پیدا شد فکرمان به سمت معادن سنگ و خزائن بیت المال میرود!وقتی حضرت آیت الله در نماز“ ایاک نستعین“ را قرائت می فرمود، توجه مان بسوی یاری خواستن از خدا بود و ترک یاری غیر او . امروز استعانت به معادن و ذخائر خدادادی در نظرمان می آید، و این فکر که چرا مانه؟ چه می شد من نیز توان بخشی راه می انداختم و الان چند معدن سنگ داشتم و توان بخشی می کردم! گاهی رکعت های نماز را فراموش می کنم و در رویای توان بخشی خود سیر می کنم ، می بینم که افکار بلندی دارم و اسلام و مسلمین و نظام اسلامی نیازمند این افکار است فقط توان ندارم! اگر معدن داشتم و توان بخشی میکردم چه می شد! در این اندیشه ها سیر می کنم تا صدای سلام امام مرا از رویاهای شیرین توان بخشی خارج کند!
22 خرداد 87 پالیزدار بازداشت می شودو 24 خرداد 87 آقای امامی کاشانی در نماز جمعه می فرمایند: ((کسانی که علیه دین، مسلمین و نظام اسلامی طراحی می کنند، اینها دلیل ندارند، و سخنانی را به بهتان و کذب میگویند و یک موج موقتی هم ایجاد میکنند.))
ایکاش همان روز آقای امامی کاشانی یا ماجرای معادن سنگ و توان بخشی را تکذیب می فرمود و یا حداقل کذب آقای پالیزدار را برملا و راست و صدق آنرا منتشر می فرمود، ایکاش اسناد مزایده را منتشر می فرمودند تا حداقل حضور قلب نمازگزاران از دست نرود، امروز تا آیت الله امامی کاشانی خطبه ها را بخواند و نماز را تمام کند، نمازگزاران هزار بار معادن سنگ دهبید را کاویده اند و کامیون،کامیون سنگ است که از فراز سر نمازگزاران جمعه عبور میکند، اگرمی شد اندیشه نمازگزاران را به تصویر کشید، می دیدید چه ترافیک سنگینی از ماشین های سنگین بر فراز سر نمازگزاران در حرکت است، بهترین راه حل، پاسخ مستدل و منطقی است ، اینکه موج موقت است و تمام میشودو موج سازان را زندانی کنیم، راه حل نیست، چگونه میتوانید افکار نماز گزاران را حبس کنید؟ در خاتمه باید گفت ما به عنوان خانواده روحانیت قبل از انقلاب ارج و قرب بیشتری داشتیم هرچند درم و دینار نداشتیم که فرمود:
“زاهد که درم گرفت و دینار زاهد تر از او برو بدست آر”
هفت تیر 7tir.com به نقل از دکتر مهدی خزعلی فرزند آیت الله خزعلی عضو سابق شورای نگهبان : با پالیزدار صحبت می کردم، حکایت حمام جنی را می گفت، نیمه های شب حمام در قرق جن هاست، بخت برگشته ای به حمام می رود، می بیند یکی خوابیده و دلاکی او را می شوید، ناگهان چشمش به پاهای او می افتد، می بیند که سُم دارد، می خواهد به دلاک بگوید که آنکه می شویی سم دارد، می بیند که دلاک هم سم دارد ، آرام آرام عقب می رود ، صدایی از اطاق نظافت می آید، کسی آنجاست، باید او را نجات داد، از زیر در سرک می کشد، تا مچ پاها دیده می شود، وای، او هم سم دارد، یک نفر در خزینه است از او کمک می خواهد، یواشکی به او می گوید: آقا اینها همه سم دارند! بیا برویم. و او در حالی که یک پایش را از آب خارج می کند می گوید: سم چیست؟ این را می فرمایید!؟ دیگر کم مانده قالب تهی کند، بسم الله گویان از حمام فرار می کند و نفس نفس زنان خود را به حمامی می رساند، او پشت میز خود نشسته است، با دلهره می گوید : آقا همه مشتریان شما سم دارند! و حمامی آرام پای خود را از پشت میز بیرون می آورد و مرد غش می کند !
او می گفت: در سخنرانی ها من و خانم آجرلو گفته ایم که در قوه قضاییه همه سم دارند! به این معنا که یا فاسدند و رشوه خوار یا ترسو و فرمانبردار ! مثل حکایت حمام جنی هاست، شکایت به نزد دلاک بری، سم دارد! به حمامی پناه می بری ، سم دارد! پس فقط به خدا پناه می برم تا مرا از گزند طائفه سم داران محفوظ بدارد!
به او گفتم: وکیل تو مدیر خراسانی را قاضی مستقل و آزادی می داند، من پایش را ندیده ام اما مطمئنم دوبار شکستن حکم آزادی تو با اکراه و اجبار بوده است و امیدی به صدور رای مستقل ندارم، او حتی در صدور یک قرار وثیقه اختیار ندارد، بخواهد یا نخواهد از ما بهتران برایش رای را انشاء می کنند، اگر مرد باشد یکبار با خدای خود معامله کند و از استقلال قضایی دفاع کند، بسم الله گوید و خود را به خدا بسپارد و کفی بالله حسیبا، با این کار دین خود را به ملت ادا کرده و در حافظه ملت جاودان خواهد شد، اگر پالیزدار را تقدیر نمی کنند لااقل این است که حکم برات از همه اتهامات واهی صادر کرده و بابت 10 ماه حبس از او عذرخواهی شود .
.
مطلب قبلی : از چه می ترسند که دادگاه امروز پالیزدار را علنی نمی کنند ؟
هفت تیر 7tir.com به قلم عباس عبدی : بارها گفته بودم كه فعلاً و تا اطلاع ثانوي ميتوان خطكشيهاي چپ و راست، اصلاحطلب و محافظهكار، درون نظام و بيرون نظام و هر دوگانه و ايسم ديگر را نديده گرفت و به دوگانه « با مرام و بيمرام» توسل جست و خطكشيها را براساس اين دوگانه انجام داد، زيرا كه “با مرامي” كمتر از هر چيز ديگري يافت ميشود. قضيه مربوط به آقاي پاليزدار است، كه چون جرقهاي در فضاي سياست وارد و اكنون چنانچه آقاي مهدي خزعلي در وبلاگ خويش نوشته در وضع بدي بسر ميبرد. پرسش من نه از جناح اصلاحطلب است كه فعلاً خود را درگير انتخابات ميداند، و فرصتي براي پرداختن به اين امور بویژه اگر مربوط به افراد جناح دیگر باشد ندارد، اما جناح مقابل كه هميشه در دفاع از رفقا و دوستانشان سنگ تمام ميگذاشت، چرا اين بار تا اين حد سكوت پيشه كردهاند؟ برخي ميپرسند كه رفقاي جبهه و جنگ وي كجايند؟ البته كه فعاليتهاي مختلف سياسي و اقتصادي فرصتي براي پرداختن به اينگونه موارد نميگذارد.
چرا بايد موضوع آقاي پاليزدار را مهم دانست؟ من كاري به اين ندارم كه آيا مواردي كه گفت درست بود يا غلط و يا حتي اگر درست بود، او و در آن وضعيت حق داشت كه اين مطالب را بگويد يا خير، اما اجازه دهيد كه خاطرهاي را نقل كنم. در سال 1373 يك ماه را در بند عمومي زندان اوين بودم. يك آقاي دكتر وكيل هم در آنجا بود و فرصتي پيش آمد كه وضع پرونده خودش را برايم توضيح بدهد، البته كه بيتقصير نبود و خودش هم ميدانست. اما يك ضربالمثلي را با اشاره به من گفت مبني بر اينكه «جايي كه شتر بُوَد به يك غاز، خر ارزش واقعي ندارد» در واقع چگونگي وضعيت حقوق هر شتري با سوابق مشعشع، معرف وضعيت خرهايي است كه فاقد چنين سوابقي هستند.
صدور رأي در دادگاهي ايتاليايي به درخواست پدر و مادر دختري براي قطع تجهيزات وصل شده به بدن وي كه 11 سال است در شرايط گياهي زندگي ميكند به موضوع اصلي افكار عمومي ايتاليا تبديل شده است، و حتي نخستوزيري چون برلوسكوني با آن سوابق را به مخالفت با اين مرگ واداشته تا از اين نمد براي خود كلاهي بدوزد(1). اما فارغ از هر نگاهي كه به اين مسأله وجود داشته باشد، نميتوان منكر حساسيت جوامع غربي نسبت به اينگونه موضوعاتي كه در اطرافشان ميگذرد شد. قضيه دريفوس در فرانسه كافي بود كه كليت جامعه فرانسه را در چنان تب و تابي فرو ببرد كه پيگيري ماجراي آن سالها به طول انجامد و موجب تغييرات جدي در فضاي سياسي آن جامعه شود. البته هيچ كس هم نگفت كه دريفوس يك يهودي بوده و ارزش و اهميتي نداشته تا براي آن بحران ايجاد شود، و اين تصور مطرح نبود كه اگر يك نفر در جلوي مجلس خود را آتش بزند اهميت آن به اين است كه جانباز باشد و اگر معتاد بود، بيخيال.
«بيمرامي» فقط ناشي از فقدان حساسيت نيست، گرچه جامعه ما حساسيت ندارد، چند روز پيش فيلمي را ديدم كه نحوه برخورد با يك جوان مو بلند را نشان ميداد، البته موهايش از موهاي مشاور محترم رييس دولت بلندتر نبود، اما اعصاب بيننده از اين حد تحقير خرد ميشد و جالب اين بود كه سخنان انتخاباتي رييس دولت را هم روي اين فيلم گذاشته بودند تا دیدن آن خیلی عذاب آورتر شود و تحقیر کم بود دروغ هم اضافه شده بود ، فيلمي كه در یک مورد بسيار كمتر از آن در ايالات متحده پخش شد و موجب واكنش جامعه و تحولات عظيمي گرديد. همچنين در يكي دو روز گذشته، چرت چند لحظهاي يك وزير ژاپني در يك كنفرانس، به آنجا رسيد كه نخست وزير را در فشار استعفاي كل كابينه قرار داده است، البته وقتي كه در جامعهاي چرتي كوچك (ولو به دليل مصرف دارويی كه خوابآور بوده است) چنين تبعاتي دارد، طبيعي است كه افراد از اشكالات بزرگتر پرهيز ميكنند، اما در جامعه ما وقتي بحث اصالت مدرك دكتراي فلان مقام دولتي ميشود، طلبكار ميشوند كه مگر در كشور مسأله ديگري وجود ندارد كه به مدرك ناقابل ايشان گير دادهايد؟ و كلي هم صورت حساب طلبكاري روي ميز ملت قرار ميدهند كه ما چه خدمات مشعشعي كردهايم! اما همانطور که گفتم مساله فقط ناشی از کمبود حساسیت نیست بلکه «بيمرامي» ناشي از سقوط اخلاقي است. وقتي در جامعه اي زندگي ميكنيم كه «بيمرامي» مرام ميشود، حس اعتماد به ديگران زايل ميگردد بدترين حس ممكن به شخص دست داده ميشود. حتي فداكاريهاي افراد نيز سود جويانه تلقي ميگردد، و این در حالی است که در اين جامعه قدرتطلبيهاي شخصي نيز فداكاري معرفي ميشوند!
حالا كه دور دور انتخابات است، همه در پي كسب صندلي استيل، اما يك با مرام پيدا شود و در اين زمينه كاري كند، نه فقط براي حل مشكل ديگران، بلكه براي اثبات با مرام بودن خويش.