Posts Tagged ‘وزن’

جنون زيبايی در ايران، دماغ‌های سربالا زير روسری

شنبه, آوریل 25th, 2009

 هفت تیر جنون زیبایی در زیر روسری

هفت تیر 7tir.com: زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: “زيبايی زنان ايرانی چنان خيره‌کننده است که هوش از سر بيننده می‌ربايد” ولی امروز چه چيز در ايران زيبا به شمار می‌رود؟ زيبا، هر آن چيزی ست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زيبا، هر آن چيزی ست که در فيلم‌های هاليوود نشان داده می‌شود. امروز زنان ايرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خويش از دست داده‌اند.

اشپيگل آنلاين (۱۹ آوريل) در گزارشی که تنها به بخشی از زنان جامعه و به ويژه تازه به دوران رسيده‌هايی اختصاص دارد که در يک جامعه بی‌توليد و در يک اقتصاد بيمار، فقط مصرف می‌کنند، و تصويری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زير عنوان کوتاه «جنون زيبايی در ايران» چنين می‌نويسد:

جنون زيبايی زير روسری غوغا می‌کند. زنان ايرانی برای برنزه شدن تا مرز بيهوشی زير آفتاب جزغاله می‌شوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سرکه می‌نوشند.

«ياسمين تيفنزه» از سالها پيش در ايران زندگی می‌کند و هنوز نمی‌تواند اين همه را درک کند. به يادداشت‌هايی از او از سرزمين هزار و يک عمل بينی توجه کنيد:

ممکن است در غرب درباره مانکن‌هايی که به بيماری لاغری و سوء تغذيه دچار هستند، بحث شود. در ايران اما رژيم گرفتن و عمل‌ زيبايی، شيک و مد به شمار می‌رود. امکان ندارد زنان در ايران همديگر را ملاقات کنند و يک برنامه رژيم غذايی رد و بدل نکنند و يا درباره آخرين عمل زيبايی که انجام داده‌اند، حرف نزنند. زيبا بودن در ايران، يکی از وظايف اصلی زنان است.

ولی واقعا چه چيز در ايران زيبا به شمار می‌رود؟ زيبا، هر آن چيزيست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زيبا، هر آن چيزيست که در فيلم‌های هاليوود نشان داده می‌شود. و اين همه در کشوری که زنانش از قرنها پيش به دليل زيبايی طبيعی‌شان زبانزد بوده‌اند. زمانی، مسافری از غرب چنين نوشته بود: «زيبايی زنان ايرانی چنان خيره‌کننده است که هوش از سر بيننده می‌ربايد». امروز اما زنان ايرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خويش از دست داده‌اند.

 هفت تیر جنون زیبایی در زیر روسری

زنان ايران به دليل حجاب اجباری نمی‌توانند مانند زنان در کشورهای غربی ببالند. تنها چهره آنها، و بخش کوچکی از موی و پرهيب پيکرشان است که در برابر بيگانه به نمايش در می‌آيد.

دختران روپوش مدرسه می‌پوشند و حق ندارند آرايش کنند و حتی به ناخن‌هايشان لاک بزنند، يا موهايشان را رنگ کنند و يا حتی ابروهايشان را بردارند. همه اينها را اما آنها پس از دوران مدرسه جبران می‌کنند و چندان احتياط و حساسيتی هم در اين راه به خرج نمی‌دهند.

اگر کسی پولش را نداشته باشد، از روش‌هايی استفاده می‌کند که در آلمان بيمارگونه ارزيابی می‌شوند: مثلا همراه با غذا سرکه‌ای را می‌خورند که خودشان درست کرده‌اند تا چربی با اسيد جايگزين شود. علاوه بر اين در روز چندين ليتر آب می‌نوشند چرا که چربی بايد به اين وسيله از بدنشان خارج شود. به همه اينها يک ورزش شديدا مبالغه‌آميز نيز اضافه می‌شود. البته با موهای کاملا آرايش شده، صورت پودر و کرم ماليده و در فضايی که بوی عطر و ادوکلن گران قيمت آن را پر کرده است.

امير، يک مهندس پنجاه ساله از تهران می‌گويد: «فرقی نمی‌کند، در هر ساعتی که به پارک بروم، زنان چنان بی عيب و نقص به نظر می‌رسند که من هميشه از خودم می‌پرسم آخر اينها کی از خواب بلند شده‌اند؟ چنان بوی عطر می‌دهند که من برای دويدن در پارک يک شال با خودم می‌برم، حتی در تابستان. البته آن را دور گردنم نمی‌بندم، بلکه جلوی بينی‌ام می‌گيرم تا مرا از موج عطری که از سوی زنان متصاعد می‌شود، حفظ کند».

اگرچه تصور زنان ايرانی از زيبايی با تصوری که مأموران امر به معروف و نهی از منکر از اخلاق دارند، هماهنگی ندارد، ولی حکومت از اين نوع فرهنگ پرورش اندام حمايت می‌کند: در بسياری از پارکها دستگاه‌های پرورش اندام قرار داده شده‌ است و مربی مخصوص زنان وجود دارد که روزی يک ساعت آن هم رايگان به آنها تمرين می‌دهد.

اخيرا پارک‌هايی مخصوص زنان ساخته شده‌ تا چشم نامحرم به آنها نيفتد. در اين نوع پارکها زنان می‌توانند بدون حجاب حرکت کنند. نيروهای انتظامی برای اين پارکها زنان انتظامی را به کار می‌گمارد.

زنان ثروتمندتر اما پزشکانی را استخدام می‌کنند که برای آنها برنامه غذايی تجويز می‌کند. يک رستوران زنجيره‌ای در ايران از چندی پيش حتی سه وعده منوی غذای رژيمی برای بانوان طبقه بالا ارائه می‌کند. زنانی که از امکانات مالی کمتری برخوردار هستند، خودشان را در پلاستيک‌های مخصوص نگهداری مواد غذايی می‌پيچند و زير آفتاب دراز می‌کشند تا چربی بدنشان آب شود.

آن پوست سپيدی که روزی در ايران شيک به شمار می‌رفت، مدتهاست که از مد افتاده است. زنان طبقات مختلف در يک مسابقه بی‌پايان تلاش می‌کنند به مؤثرترين شکل ممکن خودشان را برنزه کنند و برای اين کار هيچ حد و مرزی نمی‌شناسند. مثلا يکی از موادی که می‌توان پوست خود را با آن برنزه کرد، مايه‌ای است که از ترکيب حنا و ماست به دست می‌آيد. در سال گذشته، مخلوط روغن زيتون و قهوه سريعترين راه برنزه شدن به شمار می‌رفت. يک راه ديگر که معجزه می‌کند اين است که در حال ماليدن روغن بچه به روی پوست، بر آن آب نمک پاشيد!

زنان ناجی غريق از مد برنزه بسيار نگران هستند چرا که زنان ساعت‌ها زير نور خورشيد دراز می‌کشند، بدون آنکه چيزی بخورند. اين کار اغلب به اختلال در گردش خون منجر می‌شود. ناجيان غريق در محل‌های شنا هميشه از بلندگو اعلام می‌کنند که بانوان بايد دست کم يک بار در ساعت دوش آب سرد بگيرند و به اندازه کافی مايعات بنوشند. آنها می‌خواهند با اين هشدار مجبور نشوند هر روز چند بار آمبولانس صدا بزنند. چند وقت پيش، جنون برنزه شدن تا آنجا پيش ‌رفت که خانم‌ها پس از کلی شنا کردن زير آفتاب، يک ساعت تمام هم روی نيمکت دراز ‌کشيدند تاحمام آفتاب بگيرند. البته چند نفر از آنها متأسفانه به شدت دچار آفتاب‌سوختگی شدند و حتی گفته می‌شود چند نفر هم جان خود را از دست دادند. هر زن ايرانی دوستی را می‌شناسد، يا دوست دوستش را، و يا دوستِ دوستِ دوستش را، که بدنش اين اندازه از آفتاب و گرما را نمی‌توانست تحمل کند. چندی پيش دولت دستور داد تمام اين نيمکت‌ها را، البته به دلايل بهداشتی، جمع کنند.

عمل زيبايی در ايران به يک کار روزانه تبديل شده است. هميشه و همه جا از آن حرف زده می‌شود. خيابان‌های تهران پر است از زنان و مردانی که يک چسب زخم روی بينی‌شان دارند. از آنجا که بسياری از ايرانيان دماغشان بزرگ است، عمل بينی به يکی از معمول‌ترين عمل‌های زيبايی تبديل شده است. در عين حال بزرگ کردن لب‌ها و برجسته کردن استخوان گونه‌ها و بزرگ کردن پستان‌ها نيز بسيار رايج است. رفع چربی بدن نيز بيش از پيش طرفدار پيدا می‌کند. از آنجا که عمل زيبايی با هزينه همراه است، حتی برخی پدران اتومبيل خود را می‌فروشند تا دخترشان بتواند دماغش را مانند مدل‌های مجله‌های زيبايی عمل کند.

آرايشگاه‌های زنانه و مردانه درايران جدا هستند. به همين دليل سالن‌های آرايش زنانه به استوديوهای زيبايی تبديل شده‌اند که زنان می‌توانند يک روز تمام در آنها بدون هر مشکلی بسر آورند. کم نيستند سالن‌های آرايش و زيبايی که حتی سه طبقه هستند زيرا اغلب پيش می‌آيد که همه مشتريان چند بار در هفته تمامی روز در آنجا می‌مانند. مثلا برای اينکه لاک ناخن‌های يک خانم بايد با لباس شب‌اش جور در بيايد. البته با اين شکل و شمايل آنها در مجالس بزم خصوصی و پنهان ظاهر می‌شوند.

اغلب بانوان موهای خود را مطابق الگوی غربی طلايی می‌کنند که متأسفانه با ترکيب رنگ موی زنان ايرانی، نه بلوند بلکه زرد می‌شود. از آنجا که خانم‌ها فقط می‌توانند چتری و جلوزلفی خود را از زير روسری به نمايش بگذارند، آن را با اسپری فراوان پوش می‌دهند و بالا می‌برند.

بالاخره همه چيز حاضر می‌شود: با پوست به شدت قهوه‌ای شده، وزنی به طور متوسط حدود چهل و پنج کيلو، آرايش خشک هاليوودی و کفش‌هايی با پاشنه پانزده سانتی واقعا هم زنان ايرانی با الگوهای غربی‌شان تقريبا هيچ تفاوتی ندارند. اما فقط تقريبا! چرا که زنان در غرب واقعا اين شکلی نيستند!

چرا ایرانیان کوتاه قد شده اند؟

چهار شنبه, آوریل 22nd, 2009

 هفت تیر ایرانیان کوتاه قد شده اند

هفت تیر 7tir.com: دکتر ایرج حیدری فوق تخصص غدد، می گوید در ده سال اخیر رشد قد ایرانی‌ها متوقف شده است و ایرانیها نسبت به 50 سال قبل کوتاه تر شده اند در حالی که ژاپنی ها نسبت به 50 سال قبل بلند تر شده اند .  وی بیش از هر چیز بر عوامل اجتماعی و بهداشتی به عنوان دلیل این مشکل تاکید کرده است.

در رشد جسمی کودکان و نوجوانان عوامل گوناگونی دخیل‌اند، از تغذیه گرفته تا برخورداری از عطوفت و احساس امنیت، از ورزش گرفته تا فضایی که در آن جسم و جان در آرامش و ایمنی باشد، فضایی که جسم بخواهد در آن خود را بگسترد.

به نظر می‌رسد که مشکل‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی فراوانی که منتقدان به جمهوری اسلامی همواره مطرح کرده و چه بسا به‌خاطر آن گرفتار شده‌اند، هم اکنون تاثیرات خود را بر رشد نسل‌های جدید نشان می‌دهد.

عامل اقتصاد و تغذیه

سال‌هاست که مشکل‌های اقتصادی بر نوع تغذیه‌ی بیشتر جمعیت مردم ایران تاثیر گذاشته است. زمانی به‌خاطر جنگ ایران و عراق اغذیه به صورت جیره‌ای و کوپنی تقسیم می‌شد و اکنون که مثل گذشته کوپنی در کار نیست، بسیاری از مردم توان خرید مواد غذایی‌ای را ندارند که برای رشد جسم و سلامت روح مهم است. رشد قد افزون بر عامل ژنتیک متاثر از تغذیه‌ی مناسب است : رشد قد افزون بر عامل ژنتیک متاثر از تغذیه‌ی مناسب است

دکتر حسین موسویان، پزشک متخصص بیماری‌های داخلی در این مورد می‌گوید: «مسئله‌ی رشد قد، صرف نظر از عوامل ژنتیک و خانوادگی که عوامل لاتغیر و ثابتی هستند، مربوط می‌شود به تغذیه در یک جامعه، تغذیه‌ی نوجوانان در سن قبل از بلوغ، در دوران بلوغ و به طور کلی برای همه‌ی افراد جامعه. نحوه‌ی تغذیه و کافی بودن مواد غذایی لازم و ویتامین‌های لازم عواملی هستند که در رشد نوجوان و جوانان و کلا افراد جامعه می‌توانند تاثیر داشته باشند. وضعیت ناهنجار اقتصادی، گران شدن بسیاری از مواد غذایی به نحوی است که غذای کافی در دسترس عامه‌ی مردم قرار نمی‌گیرد.»

مقایسه‌ قیمت‌ها تاییدگر این گفته است. اگر ۳۰ سال پیش بهای یک کیلو گوشت قرمز ۱۰ تومان بود، امروز بهای آن به ۱۰ هزار تومان رسیده است. رشد شدید قیمت‌ها که متناسب با افزایش درآمدها نبوده است، باعث شده که خانواده‌ها توان خرید بسیاری از مواد غذایی لازم برای رشد را از دست بدهند. دکتر موسویان از این موضوع به‌نام «سوء تغذیه‌ی مزمن» یاد می‌کند که ناشی از ناتوانی اقتصادی مردم است. وی از تجربه‌ی کار در مطب خود و گفت‌وگویش با بیماران یاد می‌کند و می‌گوید که وقتی غذای ویژه برای مبتلایان به بیماری‌های گوارشی تجویز می‌کند، آنها پوزخند می‌زنند و می‌گویند که امکان تهیه‌ی برای مثال کباب برگ یا جوجه کباب را ندارند.

عوامل بهداشتی و روانی

از دیگر عواملی که در رشد قد مؤثر هستند، عوامل روحی هستند. داشتن محیطی آرام و امن تقویت‌کننده‌ی رشد استخوان‌ها و تمام بدن است. دکتر موسویان که رئیس هیئت اجرایی جبهه‌ی ملی ایران نیز هست، در مورد تاثیر عوامل روحی و شرایط اضطراب‌برانگیز بر رشد جوانان می‌گوید: «جوانی که بیرون از منزل احساس می‌کند که به مناسبت وضع مویش یا لباسی که پوشیده، ممکن است هر لحظه تحت تعقیب قرار بگیرد، یا جوانی که اعتقادات سیاسی داشته باشد، و اضطراب اینکه ممکن است هر لحظه برایش گرفتاری و زندان پیش بیاید، این اضطراب‌ها در رشدش تاثیر دارد.»

علی پورسلیمان، عضو سازمان معلمان ایران، در کنار عامل تغذیه، عامل بهداشت را از عوامل مهمی می‌داند که عدم توجه به آن در مدارس ایران، باعث توقف رشد کودکان و نوجوانان شده است. وی نخست از آمار رسمی یاد می‌کند که می‌گوید، ۶۰ درصد مدارس ایران مخروبه هستند، یعنی جای درستی برای زندگی و رشد و شکوفایی دانش‌آموزان نیستند.

پورسلیمان می‌گوید: «اولین مشکلی که در مدارس ما وجود دارد و بسیار به چشم می‌آید این است که میز و نیمکت‌هایی که استفاده می‌شوند، اصلا استاندارد نیستند، بلکه مستهلک و خارج از رده هستند و توجهی هم به آنها نمی‌شود. دانش‌آموزان هر روز حداقل ۵ تا ۶ ساعت روی اینها می‌نشینند و این روی رشد و نمو اسکلتی و سلامت بچه‌ها تاثیر می‌گذارد. همان میز و نیمکت‌هایی که در مدارس راهنمایی و دبیرستان‌ها هست، در مدارس ابتدایی هم استفاده می‌شود. یعنی فضای فیزیکی مدارس استاندارد نیست. هم مسئولان و هم اولیای دانش‌آموزان این را می‌بینند، اما توجه نمی‌کنند.»

پورسلیمان همچنین کمبود مربی بهداشت در مدارس ایران را در نهایت موجب عدم رشد کافی کودکان و نوجوانان می‌داند. وظیفه‌ی مربی بهداشت نظارت بر بهداشت دانش‌آموزان، معاینه‌ی آنان، ارائه‌ی برنامه‌های بهداشتی و تغذیه به آنان و مادران و پدران‌شان است. به گفته‌ی پورسلیمان در حالی که خود مسئولان گفته‌اند، به ازای هر ۷۰۰ دانش‌آموز یک مربی بهداشت لازم است. هم اکنون در ازای بیش از ۴ هزار دانش‌آموز یک مربی بهداشت وجود دارد.

وی می‌افزاید: «این نگرش فله‌ای در سیستم تعلیم و تربیت ما باعث شده که به علت نبود مربی بهداشت در مدارس، ‌به‌ویژه در مناطق محروم، بیماری‌های مختلفی شیوع پیدا کند.» همین اواخر حتی در مدارس تهران شپش به صورت اپیدمی درآمده بود که البته در باره‌ی آن سکوت برقرار بود.

 هفت تیر ایرانیان کوتاه قد شده اند

نبود شادی و کم تحرکی

از دیگر عوامل بازدارنده‌ی رشد قد، کم ‌تحرکی است. کم تحرکی کودکان و نوجوانان ناشی از دست کم دو مشکل است: نبود ورزشگاه‌های کافی در شهرها و نیز فشاری که هم اکنون بر کودکان و نوجوانان از سوی خانواده‌ها و جامعه وارد می‌آید. دکتر حسین موسویان در این مورد به دولت ایران انتقاد می‌کند و می‌گوید: «متاسفانه ما الان در شرایطی قرار داریم که حاکمیت به مسائل مربوط به جامعه و تامین نیازهای نسل جوان که سازندگان آینده‌ی این مملکت‌اند، توجهی ندارد و بودجه‌ها در مسیرهای خلاف خرج می‌شود. در نبود امکانات و با این وضعیت اقتصادی، خانواده‌ها همه به‌خاطر اینکه بچه‌ها در آینده کاری داشته باشند، فشارهای درسی می‌آورند. بچه‌ها مجبورند بدون تحرک، در فضاهای کوچک منازل درس بخوانند، بجای اینکه در سنی که هستند از امکانات ورزشی کافی هم برخوردار باشند.»

علی پورسلیمان به عاملی فرهنگی اشاره می‌کند که پدیدآورنده‌ی کم‌تحرکی به‌خصوص در میان دختران است و در نهایت موجب افسردگی آنان می‌شود. وی می‌گوید: «متاسفانه دیدگاهی در جامعه‌ی ما وجود دارد، که می‌گوید دختران باید دارای وقار و متانت باشند، یعنی از دانش‌آموزان دختران به صورت ضمنی خواسته می‌شود که تحرک نداشته باشند. وقتی در درازمدت فضای فیزیکی مدارس غیراستاندارد باشد و در آن تحرک به اندازه‌ی کافی وجود نداشته باشد، در دانش‌آموزان دختر – البته وضع پسرها هم بهتر از دخترها نیست – افسردگی بوجود می‌آید.»

وی در پایان هشدار می‌دهد و می‌گوید: «نگرش جامعه در درجه‌ی اول، و نیز نگرش مسئولان باید نسبت به مقوله‌ی تعلیم و تربیت عوض شود. این نگرش، نگرشی مصرفی است. اگر قبلا این شیوه‌ی نگرش اثرات نامرئی داشت، برای مثال در اقتصاد و بخش‌های دیگر جامعه، ولی الان نگاه کنید، اولین اثرات خودش را در زمینه‌ی بی‌توجهی یا کم‌توجهی مسئولان نسبت به آموزش و پرورش نشان می‌دهد که همان توقف رشد قد ایرانیان است. این اولین نشانه‌است. وقتی که سلامت در جامعه کاهش پیدا کند، مستعد افسردگی اجتماعی در سطح کلان جامعه خواهد شد و ما در آینده باید شاهد اثرات تخریبی بیشتر باشیم و این به ما هشدار می‌دهد که جامعه و مسئولان باید نگرش خود را به آموزش و پرورش عوض کنند و این را در عمل نشان دهند.»

سنگين ترين نوزاد جهان

دوشنبه, مارس 30th, 2009

سنگين ترين نوزاد جهان

هفت تیر 7tir.com : سنگین وزن ترین نوزاد جهان یک  نوزاد پسر است که وزن دقیق او در هنگام تولد شش کیلو و ۹۰۰ گرم بوده است . این نوزاد بعد از تولد به خاطر مشکل تنفس، برای درمان به یک بیمارستان بزرگ تر پایتخت فرستاده شد.

لازم به ذکر است مادر این نوزاد ۳۷ ساله سن داشته و مبتلا به دیابت بوده است و پزشکان احتمال می دادند بیماری او در مشکل تنفسی فرزندش نقش داشته است .

پیش از این یک نوزاد «سورابایایی» با شش کیلو و ۴۰۰ گرم رکورد سنگین ترین نوزاد اندونزی را در جاوه شرقی از آن خود کرده بود.

سنگين ترين نوزاد جهان

همچنین به تازگی یک زن روسی به نام «تاتیانا بارابانوا» ۴۳ ساله دوازدهمین فرزند خود را با وزنی نزدیک به هشت کیلوگرم در سیبری به دنیا آورد. وي كه پيش از ناديا هشت دختر و سه پسر به دنيا آورده است افزود تمامي فرزندانش در هنگام تولد بيش از پنج كيلوگرم وزن داشتند.اين نوزاد دختر که ناديا نام دارد هنگام تولد هفت کيلو و هفتصدو پنجاه گرم وزن داشت و درعرض چند روز وزنش به هشت کيلوگرم رسيد.

وزن اين کودک بيش از دوبرابر وزن نوزادان معمولي بود . نام اين نوزاد سنگين وزن در کتاب رکوردداران جهان، گينس، ثبت شد.

به گفته پزشکان تولد کودکي با چنين وزني امري غيرعادي است. مادر ناديا که باتولد وي سرش شلوغتر شده است مي گويد وي همانند يک مربي مهدکودک در خانه اش به رسيدگي به فرزندانش مشغول است و بخاطر مشکلات ديگر قصد ندارد بچه دار شود.

گذرنامه خانوادگي اين خانواده روسي بخاطر تعداد زياد فرزندان ديگر جايي براي تازه واردها ندارد و فقط نام نه فرزند خانواده در گذرنامه والدينشان ثبت شده است.

ناديا با هشت کيلوگرم وزن سنگين ترين کودک جهان در نيم قرن اخير است.

البته یک پسر آمریکایی نیز که ۱۸۷۹ میلادی، هنگام به دنیا آمدن ۱۰۰۸ گرم بود سنگین ترین نوزاد دنیا در کتاب رکوردهای«گینس» لقب گرفته است .

او فقط ۱۱ ساعت زندگی کرد و بر اثر نارسانیی تنفسی،جان سپرد

سنگين ترين نوزاد جهان

با وجود تمام اختلاف ها در رابطه با این رکورد باید گفت : سنگين ترين کودک تاريخ جهان در سال هزار و نهصدو پنجاه و پنج در ايتاليا به دنيا امد. اين کودک عظيم الجثه ده کيلو و دويست گرم وزن داشت.

سبکترین ( کم وزنترین ) کودک جهان

سبکترین كودك جهان كم وزن ترين و لاغرترين كودك جهان به نام «رومايزا رحمان» كه سال گذشته با ۲۴۳ گرم وزن در «حيدرآباد» هندوستان به دنيا آمد…

كم وزن ترين و لاغرترين كودك جهان به نام «رومايزا رحمان» كه سال گذشته با ۲۴۳ گرم وزن در «حيدرآباد» هندوستان به دنيا آمد، ديروز پس از گذشت يك سال، تولدش را جشن گرفت.

بر اساس اين گزارش، «رومايزا» سال گذشته به اتفاق خواهر دوقلويش «هيبا» با ۶۰۰ گرم وزن، پا به عرصه جهان گذاشتند و هيچ گاه تصور آن نمي رفت كه اين دو قادر به ادامه زندگي بوده و به يك سالگي برسند. اين در حالي است كه اين دو كودك در حال حاضر در حدود پنج كيلوگرم وزن داشته و در سلامت جسماني كامل به سر مي برند.

لازم به ذكر است، قبل از اين در سال ۱۹۸۹ نيز يك كودك آمريكايي با۲۸۰ گرم وزن حين تولد، ركورد كم وزن ترين كودك جهان را به خود اختصاص داده بود كه هم اكنون يكي از شاگردان ممتاز منطقه «شيكاگو» محسوب مي شود

* نتایج تازه ترین مطالعات نشان می دهد زنانی که در طول دوران بارداری، بیش از ۱۸ کیلوگرم بر وزن شان اضافه می شود احتمال تولد نوزاد سنگین وزن تا دو برابر افزایش می یابد.

سنگين ترين نوزاد جهان

دکتر «ترزا هیلر» در مرکز بهداشتی پورتلند هشدار داد اضافه وزن مادران در دوران بارداری، احتمال تولد نوزاد سنگین وزن را افزایش می دهد و تحقیقات نشان داده است این نوزادان در سنین بزرگسالی در معرض خطر اضافه وزن و چاقی مفرط قرار خواهند داشت.

به گفته پژوهشگران معضل افزایش بیش از حد وزن مادران باردار در طول دو دهه گذشته رو به افزایش بوده و ممکن است این معضل موجب شیوع چاقی کودکان در آینده شود. پزشکان نوزادانی را که با وزن بیش از ۴ کیلوگرم متولد می شوند، سنگین وزن تلقی می کنند.

تولد این نوزادان هنگام وضع حمل برای مادر مشکلاتی ایجاد می کند و از طرفی خطر دررفتگی استخوان شانه یا شکستن استخوان گردن نوزاد سنگین وزن هنگام تولد وجود دارد .