Posts Tagged ‘میرحسین’

ضرب و شتم دانشجویان معترض توسط شاخه بسیج ستاد میرحسین موسوی در تبریز

جمعه, می 22nd, 2009

هفت تیر 7tir.com : جلسه حامیان موسوی که با دعوت مجید انصاری، عبدالعلی زاده و مجید مجیدی روز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه، در تالار شهریار برگزار شده بود با حمله اعضای شاخه بسیج ستاد میرحسین موسوی به دانشجویان معترض بر هم خورد.
بنا به گزارش های رسیده از تبریز بعد از پخش فیلم محمد خاتمی در جلسه ای خصوصی و توهین به ترک ها در قالب بیان جوک، که چند روز پیش توسط سایت هفت تیر منتشر شد فضای شهر تبریز ملتهب گشته است. مجید انصاری از مدعوین ستاد موسوی، که در فیلم منتشر شده نیز حضور داشته است، در این جلسه از سوی دانشجویان، مورد سئوال دانشجویان قرار گرفت. وی با تایید واقعی بودن فیلم و حضورش در فیلم ، اعتراض دانشجویان را به حق دانست ولی حاضر نشد بدلیل این مسئله از دانشجویان و مردم تبریز عذرخواهی کند . در این مراسم فعالین آذربایجانی با در دست داشتن پلاکاردهایی با شعارهای تحت عنوان “هارای هارای من تورکم” و “خاتمی باید عذر بخواهد” اعتراض آرام و مسالمت آمیز خود به این مسئله را بیان کرده و خواهان عذر خواهی خاتمی و اصلاح طلبان شدند. اما این اقدام دانشجویان منتقد، موجب بروز درگیری و تنش میان اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و دانشجویان شد. و در نتیجه این تنش ۱۰ تن از فعالین مدنی آذربایجانی از جمله هادی همیدی شفیق دانشجوی سابق دانشگاه آزاد ارومیه و زندانی سیاسی سابق مجروح و مضروب شدند.

در پی این ماجرا جمعی از تشکل های دانشجوئی دانشگاههای تبریز با صدور بیانیه ای به ضرب و شتم دانشجویان منتقد در برنامه ستاد میر حسین موسوی شدیدا اعتراض کردند. متن این بیانیه در ذیل آمده است.


عکس عده ای از دانشجویان معترض در سخنرانی میرحسین در زنجان
.

بیانیه اعتراضی تشکل های دانشجویی شهر تبریز در اعتراض به مهندس میرحسین موسوی و اعضای ستاد ایشان در آذربایجان شرقی در باب ضرب و شتم دانشجویان منتقد تحمل صدای مخالف و منتقد در هر شرایطی از اولین شروط دموکراسی و آزاده خواهی به شمار می آید. دیر گاهی بود مدعیان اصلاح طلبی شاکی از گروه های فشار و چماق به دست داد به فلک رسانده بودند اما چه شده کاندیدای محبوب مشارکت و مجاهدین و خاتمی در ستاد خود چماق به دست می پرورانند و خود بانی ضرب و شتم می شوند. در تبریز روزی دانشجویان منتقد که خواهان طرح سوالات خود در جلسه ی سخنرانی ستاداند، گروه های فشار خوانده می شوند و روزی دیگر در جلسه ی سخنرانی مجید انصاری چند دانشجوی منتقد صرفا پلاکارد به دست، راهی بیمارستان می شوند. تشکل های دانشجویی تبریز ضمن تعجب از اقدامات مدعیان اصلاح طلبی، خواستار پیگیری وضعیت دانشجویان ضرب و شتم شده و اعاده ی حیثت از دانشجویان توهین شده است و اعلام می دارد با تمام قوا و تحت هر شرایطی مطالبات جامعه مدنی و انتقادات مربوط به کاندیدا ها را مطرح خواهد کرد. . گفتنیست از دو هفته گذشته ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی تشکیل شاخه بسیج در این ستاد ها را اعلام کرده است و عده زیادی از بسیجیان با حمایت از میرحسین موسوی عضو این ستاد ها شده اند .


برای دیدن فیلم جوک خاتمی در مورد ترکها کلیک کنید

آیا تفکیک قوا بهانه خوبیست ؟ / نقش وزارت اطلاعات دولت میرحسین در اعدام های 67

شنبه, می 9th, 2009

اخبار داغ هفت تیر میرحسین موسوی
هفت تیر 7tir.com به قلم  پیمان روشن ضمیر/سردبیر  :   میرحسین موسوی بعد از بارها فرار از پاسخ دادن به سوال منتقدان  که از او در مورد  سکوتش در رابطه با  اعدام 4 هزار زندانی سیاسی در زمان نخست وزیری  می پرسیدند ، سرانجام هفته گذشته در جمع دانشجویان دانشگاه کرمان به سوالی در این مورد پاسخ گفت . البته تنها محتوایی که پاسخ میرحسین دارد این مضمون است که به من ربطی ندارد و این چیزها را از من نپرسید.
میرحسین موسوی در کرمان می گوید : «گفته می‌شود در زمانی که آن اعدام‌ها صورت گرفت من نخست‌وزیر کشور بودم و کاری نکردم! باید توجه کنیم که مسئله‌ تفکیک قوا در کشور از ابتدای انقلاب وجود دارد. می‌توانید از من راجع به عملکرد قوه‌ مجریه در دوران جنگ سوال کنید و من با شفافیت، صراحت و صداقت پاسخ خواهم داد. نمی‌شود بدون نگاه به موقعیت‌ها، ظرفیت زمانی و وقایع مختلف این سوال از من پرسیده شود. سوال مربوط به من را بپرسید، حتما پاسخ خواهم داد».

 در سال 67 حکومت تصمیم می گیرد هزاران نفر از زندانیان سیاسی را اعدام کند .
این زندانیان هیچ کدام در دادگاه محکوم به اعدام نشده بودند بلکه به دلیل پایین بودن سطح اتهامات ،  دادگاه های جمهوری اسلامی در آن فضا که هر کس با کوچک ترین همکاری با گروه های تروریستی اعدام می شد ،  این افراد را به اعدام  محکوم نکرده بود  و به چند سال زندان محکوم شده بودند  و قرار بود پس از سپری کردن دوران زندان آزاد شوند .
معمولا اتهامات ایشان همراه داشتن چند برگ اعلامیه سیاسی یا شرکت در یک تظاهرات سیاسی بود و هیچ گونه همکاری با گروه های تروریستی نداشتند و به معنی واقعی یک زندانی سیاسی عقیدتی بودند که دادگاه های جمهوری اسلامی نیز در مورد آنها حکم اعدام صادر نکرده بود .
پس چون این افراد هیچکدام در دادگاه محکوم به اعدام نشده بودند و قرار بود پس از سپری کردن زندان آزاد شوند می توان اعدام آنان  را یک قتل عام غیر قانونی نامید .
غیر متعارف بودن این قضیه چنان بود که حتی صدای قائم مقام رهبر یعنی آیت الله منتظری نیز در آمد و ایشان طی چند نامه که به آیت الله خمینی و سایر مقامات  ارسال کردند شدیدا به این رویه اعتراض کردند ،  چنان که همین اعتراضات سرانجام به عزل ایشان از قائم مقامی رهبر انجامید .
بر اساس اسناد و شواهد  موجود که مقدار قابل توجه ای از این اسناد از خاطرات آیت الله منتظری قائم مقام رهبر و نفر دوم مملکت در آن زمان بدست می آید   ، قرار بر این شد که در همه استان های کشور کمیته ای سه نفره شامل دادستان ، رئیس زندان ، و نماینده وزارت اطلاعات تشکیل شود و این کمیته ،   در مورد تک تک زندانیان تصمیم گیری کند که اگر تشخیص داد زندانی مورد نظر بر سر مواضع سیاسی خود مانده است او را اعدام کنند و اگر تشخیص دادند که بر سر موضع نیست ادامه دوران زندان را طی کند .
تا اینجای قضیه مشخص می شود چه تعداد زیادی از مسئولان وقت کشور مستقیم در جریان این ماجرا بودند و مستقیم در مورد اعدام این زندانیان تصمیم گیری می کردند .
آیت الله خمینی ،   سید احمد خمینی ،  آیت الله منتظری قائم مقام رهبری ، اعضا بیت آیت الله منتظری ، دادستان کل کشور موسوی اردبیلی ،   وزیر اطلاعات دولت میرحسین موسوی ،  تمام دادستان ها در تمام استان ها و شهرهای کشور  ،    نماینده وزارت اطلاعات در تمام استان های ایران ،    رئیس زندان در تمام مراکز استان ها ،  تمام مامورانی که در همه استان ها اعدام ها را اجرا می کردند ،  و به احتمال بسیار زیاد تمام اعضای شورای عالی امنیت ملی از مطلعین قطعی این ماجرا هستند که دقیقا هم در جریان پرونده بودند و هم به نوعی در این ماجرا نقش داشته اند .
با توجه به  تعداد زیاد مسئولان  که در سراسر کشور از قضیه باخبر بودند اگر مسئول بلند پایه ای در نظام پیدا شود که بگوید  من بی خبر بودم حرفش به  هیچ عنوان پذیرفتنی نیست و تا به حال نیز شنیده نشده  که کسی در یک جلسه رسمی و عمومی یا مصاحبه ، چنین چیزی را بگوید و از این اعدام ها اظهار بی اطلاعی کند .
میرحسین موسوی نامزد این دوره انتخابات ریاست جمهوری و  نخست وزیر کشور در سال 67 نیز هرگز چنین ادعایی نکرده است و در هفته گذشته که مجبور به سخن گفتن در مورد این پرونده شد ، سعی داشت با اشاره به اصل تفکیک قوا از پاسخ گویی به محتوای این ماجرا و نقش خود  ( یا حداقل دلیل سکوت او ) در این ماجرا  ، فرار کند .

اما آیا واقعا اصل تفکیک قوا به این پرونده و  مسئولیت نخست وزیر در این ماجرا ربط پیدا می کند و آیا میرحسین بهانه خوبی آورده است ؟
این پرونده  هرگز در اختیار یکی از سه قوه کشور نبوده است و بر اساس کمیته تشکیل شده که مسئول اعدام زندانیان بودند  مشاهده می شود که حداقل قوه قضاییه و قوه مجریه در این ماجرا به یک اندازه نقش داشته اند .
توجه شود که وزیر اطلاعات که عضو اصلی این کمیته بود و نماینده وزارت اطلاعات که تصمیم گیر اصلی در مورد اعدام ها در همه استان های کشور بودند ، تماما جزو اعضای قوه مجریه محسوب می شدند و صد در صد وزیر اطلاعات ( ری شهری )  در مورد چینن پرونده ای که به   اعدام حدود 4 هزار زندانی سیاسی در 3 ماه انجامید  با نخست وزیر که رئیس مستقیم او محسوب می شد مشورت کافی را انجام داده است و دستورات لازم را نیز دریافت کرده است و اگر غیر از این باشد جای تعجب دارد و تا زمانی که میرحسین موسوی ادعایی غیر از این نکرده است ما مبنا را بر همین سخن می گذاریم  .
میرحسین موسوی نخست وزیر مورد علاقه آیت الله خمینی قدرت اصلی اجرایی کشور بود . او در آن زمان هرگز مشکلاتی که خاتمی در دوران ریاست جمهوری با آنها روبرو بود را نداشت . قوه قضاییه در زمان میرحسین بر خلاف زمان خاتمی در دست جناح مخالف نبود و اتفاقا دادستان کل کشور آیت الله موسوی اردبیلی  دوست صمیمی میرحسین بود  و از نظر تفکر سیاسی نیز عضو یک جناح محسوب می شدند . ( موسوی اردبیلی در این دوره انتخابات از میرحسین حمایت کرده است )
عمده بخشهای  قوه قضاییه و قوه مجریه بر خلاف دوران خاتمی   در دست کسانی بود که امروز خود را  اصلاح طلب می نامند .
میرحسین موسوی هرگز مثل خاتمی مشکلات او را در مورد انتخاب وزیر اطلاعات  نداشت و هرچند برای وزارت خانه های حساس با آیت الله خمینی مشورت می کرد اما هرگز مانند خاتمی مجبور نبود که 13 گزینه را به رهبر معرفی کند تا نفر سیزدهم وزیر اطلاعات شود بنا براین او هم وزیر اطلاعاتش را خودش انتخاب کرده بود و هم قدرت و اشراف کامل در مورد این وزارت خانه داشت .

اخبار داغ هفت تیر میرحسین موسوی

وزیر اطلاعات دولت میرحسین پایه اصلی اجرا فرمان قتل زندانیان سیاسی در سال 67 بود و جالب اینکه بدانید در بسیاری از  موارد نماینده دادستان  در استانها تحت فشار نماینده وزارت اطلاعات دولت میرحسین مجبور به پذیرش حکم اعدام در مورد آن زندانی می شد .
آیت الله منتظری به وضوح در خاطرات خود به این موضوع اشاره می کند که نقش اصلی در این اعدام ها را وزارت اطلاعات دولت میرحسین موسوی بر عهده داشته است چنانکه در بسیاری استان ها مسئولان قضایی از تند روی های نماینده وزارت اطلاعات ناراحت بودند .
به عنوان مثال می توان  نامه حاکم شرع دادگاه های انقلاب استان خوزستان به آیت الله خمینی  را شاهد آورد که حاکم شرع استان خوزستان که از مسئولان قوه قضاییه محسوب می شود چنین می نویسد :
“”.. من باب مثال در دزفول تعدادي از زندانيان به نامهاي طاهر رنجبر – مصطفي بهزادي – احمد آسخ و محمدرضا آشوع با اينكه منافقين را محكوم  مي‎كردند و حاضر به هر نوع مصاحبه و افشاگري در راديو و تلويزيون و ويدئو و يا  اعلام موضع در جمع زندانيان بودند، نماينده اطلاعات از آنها سئوال كرد شما كه   جمهوري اسلامي را بر حق و منافقين را بر باطل مي‎دانيد حاضريد همين الان به نفع جمهوري اسلامي در جبهه و جنگ و گلوگاهها و غيره شركت كنيد،   بعضي اظهار ترديد و بعضي نفي كردند، نماينده اطلاعات گفت اينها سر موضع هستند چون حاضر نيستند كه در راه نظام حق بجنگند  . به ايشان گفتم پس اكثريت مردم ايران كه حاضر نيستند به جبهه بروند منافقند؟ جواب داد حساب اينها با مردم عادي فرق مي‎كند و در هر صورت با راي اكثريت نامبردگان محكوم شدند فقط فرد اخير در مسير اجراي حكم فرار كرد. لذا خواهشمند است در صورت مصلحت ملاك و معياري براي اين امر مشخص فرماييد تا مسئولين اجرا دچار اشتباه و افراط و تفريط نشوند.””
حاكم شرع دادگاه انقلاب اسلامي خوزستان – محمد حسين احمدي
.

میرحسین موسوی خوب می داند که حتی اگر اصل تفکیک قوا را بپذیریم وحتی اگر قوه مجریه هیچ گونه نقشی در این اعدام ها نداشت ،  باز باید به دلیل عدم موضع گیری در برابر این اعدام ها و عدم اطلاع رسانی به مردم ،  او  را مورد سوال قرار داد و از او پرسید که چه تضمینی وجود دارد که چنین شخصی با چنین سابقه ای  در عدم حمایت از حقوق مردم ،  پس از رسیدن به ریاست جمهوری از حقوق شهروندی  مخالفین و زندانیان سیاسی دفاع کند و اگر چنین واقعه ای  تکرار شود میرحسین چه می کند . آیا اگر در دوران ریست جمهوری او ده ها وبلاگ نویس زندانی و شکنجه شوند یا اگر ده ها روزنامه نگار در دادگاه های غیر علنی محاکمه و  در زندان کشته شوند میرحسین موسوی تنها به گفتن ” اصل تفکیک قوا” بسنده می کند و هیچگونه اقدامی در دفاع از حقوق قانونی این افراد نخواهد کرد ؟
هرچند  این سوال در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد و قبل از این سوال باید در مورد نقش مستقیم دولت او در این واقعه سوال شود . میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی که قدرت واقعی اجرایی کشور را بدست داشت در مورد قتل و عام حدود  4 هزار زندانی سیاسی که توسط وزارت اطلاعات دولت او مدیریت و انجام شد   چه پاسخی دارد که بدهد ؟
میرحسین موسوی به خوبی به یاد دارد که وزیر کشور( محتشمی پور )  و وزیر خارجه ( ولایتی )  دولت او  همان زمان  برای توجیه این اعدام ها ،  در خارج از کشور مصاحبه کرده اند ،  حال چگونه است که وزرای  دولت او بر خود لازم می بینند که در حمایت از این اعدام ها صحبت کنند و  نخست وزیر  به بهانه تفکیک قوا از پاسخگویی فرار می کند ؟
آنانی که تصمیم دارند به میرحسین رای دهند ، چیزی را از دست نمی دهند اگر قبل از رای دادن ،  حداقل یک بار به طور جدی سوالات  بالا  را از میرحسین بپرسند و از او بخواهند به طور کامل شرح ماجرا و نقش خود و دولتش را در این ماجرا توضیح دهد  .
.
مطلب قبلی : فرار میرحسین از پاسخ دادن به سوال دانشجویان در مورد کشتار های سال 67
.ميرحسين : وقتي شعار توپ تانک بسیجی مي دهید به من بر می خورد

به دنبال اصلاح طلبان هستید یا به دنبال اصلاحات ؟ موسوی یا اعلمی ؟

جمعه, مارس 20th, 2009




هفت تیر  7tir.com   :   در این که سید محمد خاتمی در مقطعی از تاریخ گفتمان نوئی را فارغ از منشاءخلق این گفتمان مطرح کرد ،شکی نیست ودر این میان تلاش صادقانه وی در تحقق اهداف این گفتمان نیز غیر قابل انکار است .با ورود خاتمی به انتخابات ،طرح این سووال و طعنه از طرف برخی منسوب به اصلاح طلبان “مگر خاتمی در 8سال چه کرد؟! ” هم منصفانه نبود، ولی خاتمی به مثابه جراح حاذقی بود که یکبار مسوولیت جراحی اصلاحات را به مدت 8 سال بر عهده گرفت وانچه در چنته داشت بکار بست وشاید توانست بخشی از این جراحات را ترمیم کند لیکن سطح جراحات به حد ی است که شاید کاراکتر خاتمی وتخصص وی نتوانست نتیجه ای بیش از خلق دولت نهم داشته باشد ، شرایط ایجاب میکرد در میان راه این جراحی را کسی دیگری بر عهده بگیرد، و فردی نه تندرو و عجول و نه ضعیف وکند، بلکه فردی نو و درنده در برابر قدرت، این راه را ادامه دهد .
انتخاب معین در سال 84 از طرف خاتمی موجبات کمای کامل اصلاحات را فراهم کرد ،حال این اصلاحات رو به موت نه با خاتمی زنده میشود ونه مواردی مشابه آن . ُاین جسم نحیف نیازمند شوک است ،شوک دهنده ای که از ضربه به پیکره قدرت نهراسد،باید اذعان داشت طبیبانی که تا کنون برای اصلاحات نسخه پیچیده اند کاری از پیش نبرده اند،خاتمی با داشتن دولت ومجلس نه اینکه نکرد بلکه نتوانست کار زیادی از پیش ببرد، فارغ از علل این عدم تحقق ،نتیجه حاضر همین است که می بینیم، کما اینکه خاتمی در حضور خود بنده اذعان داشت بیایم برای چه؟ چکار میتوانم بکنم؟ بیایم انتظارات مردم بالا میرود ، از تورم 49 درصد در 4 سال میتوانم 4 درصد بکاهم !
پس اصرار به کسی که اذعان به نتوانستن دارد چه بود؟!ا
میرحسن موسوی 20 سال در این مملکت که آبستن حوادث بزرگی بوده است سکوت کرده ، ۸ سال در این مملکت سازاصلاحات وتحول خواهی مردم در موسوی تاثیر نداشت وحال موسوی باید این سکان را در دست گیرد لذا بدون مناقشه آیاموسوی برای اصلاحات به مثابه شستن مرده شور به دست مرده نیست ؟ ، البته موسوی شخصیت قابل ستایشی دارد به جهت زندگی سالم مالی خودش وخانواده اش وعدم سوء استفاده از قدرت وعنوان وجای سووال این است که مطالبه صدا وسیما ونیروی انتظامی چه شد؟شرایط عوض شده است؟! وعبدالله نوری که فقط دارد معطل می کند و با توجه به روشی که در پیش گرفته نگارنده به حضور او امید چندانی ندارد .
حال سووال اینجاست پس چه کنیم؟

چه الزامی وجود دارد ویا چه منطقی وجود دارد با کارتهائی باز کنیم که قبلا رو شده اند؟! چرا در ریاست جمهوری از شخصیت های نو استفاده نمیکنیم ؟چه کسی از عامه این ملت نجات و تغییر وضعیت حاضر را با خاتمی ،موسوی ،کروبی و….گره زده است؟اصلا مگر در شرایط حاضر کاراکتر خاتمی با وجه غالبا لطیف وعقب نشین والبته متین وموسوی هم به این شکل میتواند ما را به مطالبات برساند؟

گوئی ما میخواهیم به زور به ملت بقبولانیم به غیر این افراد کسی را نداریم ،بایستی بپذیریم که نخبگان خاموش را خودمان خانه نشین کردیم به صورتی که از ترس اینکه بازی داده نمیشوند در عزلت مانده اند .

باید تکلیف خود را روشن کنیم . اصلاح طلبان تکراری را میخواهیم یا به فکر اصلاحات واقعی هستیم و برای اصلاحات حاضریم به سراغ بهترین گزینه های در دسترس برویم ؟
اگر اصلاحات را بر اصلاح طلبان ترجیح می دهیم بر این اساس به نظر میرسد ابتدا بایستی راهبرد کلی تعیین شود سپس معیار های روشنی برای فرد منتخب تعیین شود سپس بر اساس این معیارها فرد گزینش شود،نه اینکه چون خاتمی است یا موسوی است یا کروبی و….

اوباما پدیده ای است از این نوع رویکرد که فارغ از نام ونشانی وشناسنامه فرد ،زمینه واقعی برای معرفی وی ایجاد شد.چه کسی اوباما را چهار سال پیش می شناخت؟

اکبر اعلمی با ویژه گی هائی چون شجاعت و نترسی و صراحت ودیدگاه اصلاح طلبی و محکم ودرنده گی در مطالبه خواست های مردم با بیانیه ای که حاوی نکات ریز وقابل تاملی بود وارد عرصه انتخابات شد لیکن بر اساس نوع تفکری که گفته شد اجازه برجسته شدن موضوع داده نشد، حتی خاتمی در نامه خود نه تنها نامی از وی بلکه کلمه سایر کاندیدا ها ( به غیر موسوی وکروبی )را هم به میان نمی آورد،گوئی ششدانگ سند اصلاحات به نام این افراد زده شده است .
در حالی که اگر سخنان خاتمی وکروبی را در یک سی دی جمع کنیم و با سخنانی که اعلمی مطرح کرده است بسنجیم خواهیم دید دیدگاه اعلمی اصلاح طلبانه تر است تا خاتمی . این شعار های بیرون قدرت نیست . این سی دی می تواند حاوی بیانات رسمی این افراد زمانی که درون قدرت بودند بشود تا بر شنونده مشخص شود در زمان در در قدرت بودن کدام یک با رویکردی شفاف تر در جهت اصلاح واقعی حرکت می کردند و کدام یک به دادن شعار اصلاحات اکتفا می کردند ؟

اعلمی اصلاح طلب است اما حتی در میان اصلاح طلبان غریب افتاده است .
غربت اصلاح طلبی اعلمی در چند چیز است:

1- تیغ انتقاد اعلمی اصلاح طلبان را هم آزرده است،روزنامه های اصلاح طلب را آزرده

2- اعلمی با ارکان قدرت مراوده ندارد،تا از این طریق از زبان رجال مطرح شود.

3- راه اعلمی پرهزینه تر است،کسانی که در قدرت هستند شاید قدرت خود را از دست بدهند.

4- اعلمی رسانه ندارد (این یک ضعف است )

5- اعلمی با همه یکسان رفتار کرده است حتی با رفیق خود(دزد میخواهد راست باشد میخواهد چپ باشد دزد است)

6- طرفداران اعلمی خارج از مولفه های قدرت و ازتوده مردم هستند چرا که حرف خود را از زبان اعلمی شنیده اند.

7- اعلمی به سبب تعصب ویژه به منافع ملی با بیرون رابطه خوبی ندارد،اصولا رسانه های خارج به دنبال فردی مثل اعلمی با خوی استقلال طلبی نیستند.

8- اعلمی شخصیت خود ساخته است ،شخصیت سیاسی خود را مدیون کسی نمی داند،کسی نمی تواند به جهت عدم وامداری اعلمی از وی رانت وسهم مطالبه کند

و مواردی از این قبیل ،

دموکراسی ایجاب میکند فارغ از انحصار نگری در کشور ما هم اجازه ظهور عقاید وسلایق نو در فضای عادلانه ایجاد شود.وسیاست بسته بندی وبرچسب نو با ماهیت واحد از بین برود.

ونهایت اینکه ما می خواهیم اصلاحات وتغییرات پیروز شود یا اصلاح طلبان؟به نظر میرسد سردمداران اصلاحات با اصرار به بازگشت خاتمی ویا موسوی دنبال پیروزی اصلاح طلبانند تا اصلاحات!

به خاطر بسپاریم پیروزی اصلاحات به معنای پیروزی مردم وماندگار و پیروزی اصلاح طلبان به معنای پیروزی اشخاص وموقت است. اصلاحات واقعی باید برنامه مشخص برای رسیدن به دموکراسی داشته باشد . اصلاحات واقعی باید مشخص کند چگونه قرار است در مدت زمانی مشخص طبق برنامه ای مشخص در همه امور نظام میزان رای ملت شود . این گفتمانیست که ارائه راهکار آن از اعلمی بر می آید . باید منتظر ماند و دید

ميرحسين موسوي در دانشگاه تهران / آغاز فعالیت انتخاباتی

چهار شنبه, مارس 4th, 2009

ميرحسين موسوي در شصت و ششمين اجلاس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران 
سخنراني ميرحسين موسوي در شصت و ششمين اجلاس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران 
هفت تیر 7tir.com  :   دستي به سمت جمعيت پرتعداد سالن تکان مي دهد، يک جرعه آب مي نوشد، به درخواست مجري مراسم صلواتي مي فرستد و آنگاه شروع مي کند؛ «برادران و خواهران….» اين تصوير حضور مهندس «ميرحسين موسوي» در دانشگاه تهران است که ديروز پس از 11 سال به مناسبت شصت و ششمين سالگرد تاسيس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران روانه سالن شهيد چمران دانشکده فني شده بود؛ همان مکاني که جمع زيادي از دانشجويان نسل سومي ساعت ها انتظار ديدار او را مي کشيدند تا در ملاقات رودررو با نخست وزير دوران جنگ با افکار و ايده هايش آشنا شوند. موسوي نيز به فراخور جمعي که پاي صحبت هايش نشسته بودند، کمي بي پيرايه تر سخن گفت و انتقادهاي تندي را به فضاي سياسي کشور وارد آورد. او به رغم لحن آرام و پرطمانينه اش، به صراحت و جديت نسبت به توقيف کتاب ها، بسته شدن روزنامه ها، دولتي شدن روحانيت، دخالت نهادها در امور شخصي مردم، سوداگر شدن جامعه، بي توجهي به عزت مردم، تحريک قدرت هاي جهان و رواج صدقه پروري انتقاد کرد. اظهارات مهندس موسوي در بخش هاي مختلف با تشويق حاضران روبه رو مي شد. محتواي سخنان نخست وزير دوران جنگ نيز براي دانشجويان جالب توجه بود، به ويژه آن بخش از صحبت هايش درباره توجه به حفظ عزت مردم با عکس العمل، کف هاي ممتد حاضران و شعار «درود بر موسوي» مواجه شد. جمله ميرحسين موسوي چنين بود؛ «براي ما حفظ عزت مردم و صيانت از آن بزرگ ترين سرمايه ها است. افراد و نهادهايي که امور کشور را مي گردانند و ما آرزو داريم که تقويت شوند، بايد توجه کنند، ما نمي توانيم راجع به عزت مردم غزه و حزب الله صحبت کنيم، ولي عزت مردم خود را ناديده بگيريم.» مهندس موسوي و جمعي از همراهانش روز گذشته اندکي بعد از ساعت 5/2 بعدازظهر وارد سالن شهيد چمران شدند ولي از ساعت ها قبل ظرفيت تالار تکميل بود و بسياري از حاضران ناچار در پله هاي فاصله ميان صندلي ها اسکان داده شدند. هر چند ديروز خبري از شعارهاي پرشور و سرودهاي دانشجويي نبود و رفت و آمدهاي چند مرد ميانسال با پوشش مذهبي که بعد مشخص شد از ياران مهندس موسوي هستند، بيشتر از دانشجويان حاضر جلب توجه مي کرد ولي اين موضوع مانع از آن نبود که ورود «ميرحسين موسوي» به سالن با ابراز احساسات فراوان رو به رو نشود. اين روند با سخنراني کانديداي احتمالي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم نيز ادامه داشت. مهندس موسوي سخنانش را با يک استعاره آغاز کرد تا بتواند از طريق مثالش فضاي جامعه را ترسيم کند. او به واسطه حرفه و تحصيلاتش – کارشناسي ارشد معماري و شهرسازي – از مجسمه «ژانوس» متعلق به يکي از اساطير يوناني در موزه واتيکان سخن گفت و اظهار داشت؛ «اين مجسمه دوسر خداي مرزها و پل ها است و نزديک به 400 الي 500 سال قبل از ميلاد مسيح ساخته شده است. از لحاظ استعاره در فرهنگ جهان زماني به کار مي رود که درست دو مطلب متضاد در کنار هم قرار مي گيرند و با هم جمع مي شوند. از نظر من دو سر اين مجسمه به اين معناست که هم مي توان به گذشته نگاه کرد و هم به آينده.» نقاش 67ساله سياست پيشه با استفاده از اين «نگاه ژانوسي» به ترسيم فضاي سياسي جامعه پرداخت؛ «در جامعه گاهي به جرياناتي برمي خوريم که مقابل هم قرار مي گيرند. وقتي مساله را واکاوي مي کنيم مي بينيم دليل آن به علت نبود ساختار و سازماني براي تبديل اختلاف به وحدت است.» وي آنگاه به دو واژه «اصولگرايي و اصلاح طلبي» اشاره کرد و گفت؛ «جامعه در ارتباط با شعارهاي اصلاح طلبي و اصولگرايي يک چهره ژانوسي دارد، يعني در قضاوت و عقل جمعي اش هم اصلاح طلب است و هم اصولگرا. آنچه در صدر مبارزات سياسي معارض هم ديده مي شوند، در سطح مردم دو سوي يک سکه يا دو سر يک مجسمه تلقي مي شوند که تکميل کننده يکديگر هستند. ژانوس هم به زمين نگاه مي کند و هم به آسمان مي نگرد.» نخست وزير دهه 60 از اين تمثيل نتيجه گرفت که؛ «براي درک آنچه نياز واقعي مردم است، بايد توجه کنيم مردم چگونه اصلاح طلبي و اصولگرايي را در خود جمع مي کنند. بهره گرفتن گروه هاي سياسي از اين وضعيت واقعي بيرون کارساز خواهد بود.» ميرحسين با چنين تفسيري خود به واکاوي مساله پرداخت و مواردي از اين جمع اضداد را مطرح کرد؛ در جامعه ما مساله عدالت و آزادي از هم جدايي ندارد.در دوران مشروطيت شعار عدالت مقابل استبداد قرار مي گرفت و از عدالت مجلس و قانون زاييده شد. در دوراني از حکمراني افراد رفتن به سمت عقلانيت و آزادي مورد توجه بود. در جامعه امروز هم اگر به اين دو شعار «عدالت و آزادي» خوب نگاه شود، مي بينيم از نظر جامعه شناختي از يکديگر جدايي ناپذيرند. او ادامه داد؛ «در فضاي دروغ، فساد و نبود عدالت و محيطي که افراد به فکر آن هستند که سفره هايشان هر روز کوچک تر مي شود و تحت فشار قرار مي گيرند، آزادي هم از بين مي رود. آزادي در شرايطي بقا پيدا مي کند که مردم فرصتي براي انديشيدن به وضعيت و سرنوشت خود پيدا کنند. در نبود آزادي که حق ذاتي مردم است و چيزي نيست که به آنها اعطا شود، به سمت عدالت رفتن حرکت بسيار دشواري است.» رئيس فرهنگستان هنر تصريح کرد؛ «جامعه يي که عدالت و آزادي را کنار هم دارد، مدافع ارزش ها و راه شهيدان خواهد بود ولي در عين حال اين شيفتگي در ميان مردم باعث نمي شود آنها موافق دخالت دستگاه ها و نيروهاي گوناگون در امور شخصي خود باشند. ملت هم مي توانند وفادار به ارزش هاي اسلامي باشند ولي در عين حال مجوز نمي دهند در اموري که مربوط به خود آنهاست و سليقه هاي شخصي خودشان است، دخالت و دست اندازي صورت گيرد. جامعه در اينجا هم اصلاح طلب است و هم اصولگرا.»
اجلاس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران با حضور ميرحسين موسوي 
شصت و ششمين اجلاس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران 

ميرحسين موسوي سپس به سراغ مثال ديگري رفت و گفت؛ «جامعه دوست ندارد به اعتقادات و ارزش ها توهين شود و حرمت اين ارزش ها ناديده گرفته شود ولي مردم راضي نيستند به هر بهانه يي کتابي توقيف شود و روزنامه يي بسته شود.»

او آنگاه به موضوع ديدگاه مردم نسبت به روحانيت پرداخت و اظهار داشت؛ «جامعه ما در مجموع به روحانيت احترام مي گذارد و علاقه مند است در کنار آنها باشد. در عين حال اعتماد به روحانيت که از برکات کشور است، دليل نمي شود روحانيت دولتي شود، استقلال خود را از دست بدهد و تحت تاثير قرار گيرد.»مهندس موسوي در اين زمينه خاطره يي نقل کرد و گفت؛ «در زمان مسووليتم هر از چندگاهي از روحانيت و ائمه جمعه دعوت مي کرديم تا مشکلات را براي آنها شرح بدهيم. در مقطعي آيت الله مهدوي کني از جمع شدن اين روحانيت نگران شد که مبادا اين قشر دولتي شود و من هم به ايشان پيغام فرستادم هدف دولتي کردن نيست بلکه شرح مشکلات به آنهاست. فقط پيغام مي دهيم آنها نقد مشفقانه بدهند و در ضمن متوجه شوند در چه جاهايي بايد از دولت حمايت کنند. به نظرم براي حفظ روحانيت بايد به اين مساله توجه ويژه يي داشته باشيم، خود جامعه مي داند که چگونه است.» ميرحسين موسوي در ادامه سخنانش گريزي به حوزه «اقتصاد» زد و گفت؛ «جامعه موافق بهبود فضاي کسب و کار است. از خصوصي سازي هم دفاع مي کند. چنين جامعه يي موافق تبديل فضاي ارزشي به يک جامعه سوداگرانه که همه چيز در آن قابل خريد و فروش باشد، نيست. مردم نمي خواهند ارزش هايشان که باعث بقاي شخصيت و دين آنها است مثل کالايي که قيمت دارد، قابل خريد و فروش باشد و نهادهاي برآمده از مردم چنين حالتي را پيدا کنند. در جامعه سوداگرانه همه چيز کالا مي شود و مورد خريد و فروش قرار مي گيرد.»او ادامه داد؛ «در جامعه يي که تجارت با خداست، سوداگري حاکميت پول به حداقل مي رسد. در چنين جامعه يي بدون اينکه به مردم صدقه بدهيم و پول کف دست آنها بگذاريم، مي توان انتظار داشت که با مديريت صحيح با مشکلات روبه رو شد و بحران ها را براي مردم شرح داد.» صيانت از عزت مردم، بزرگ ترين ارزش است و اگر عزت مردم نبود، نه انقلابي شکل مي گرفت و نه مي توانستيم در طول 8 سال دفاع مقدس مقاومت کنيم. الان هم همين گونه است. اگر مشکلي داريم يا اشتباه کرديم و هزينه زيادي کرديم مي توانيم با حفظ حرمت و عزت مردم به سمت آنها رجوع کنيم و از آنهايي که در طول 8 سال دفاع مقدس فرزندان خود را به جبهه فرستادند، کمک بگيريم.وي با مخاطب قرار دادن مسوولان گفت؛ «کساني که امور را مي گردانند، بايد توجه کنند که نمي توانيم راجع به عزت مردم غزه و لبنان صحبت کنيم ولي عزت مردم خود را به فراموشي بسپاريم.ميرحسين موسوي اشاره يي هم به بحث سياست خارجي داشت. چنان که اظهار داشت؛ «جامعه ما قوياً از تکنولوژي هسته يي حمايت مي کند. آنها از باج دادن به دولت هاي بزرگ استقبال نمي کنند و آماده هر نوع فداکاري هستند ولي همين جامعه چون از عقل جمعي برخوردار است، از تحريک بيهوده جهان دل خوشي ندارد.»مهندس موسوي با مواردي که برشمرد به سخنانش به همراه يک توصيه پايان داد؛ «يکي از وظايف گروه هاي سياسي که براي مملکت دل مي سوزانند، اين است که با تکيه بر همين مردم وحدت در جامعه را ايجاد کنند و نبايد اين سرمايه عظيم را تکه تکه کرد و آرزو مي کنم کشور ما به سمت وحدت بيشتر و پيشرفت پيش برود.»حسن ختام سخنان ميرحسين موسوي، همان موضوعي بود که در بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران درخواست شده بود، با اين تفاوت که آنها در بيانيه يي که ابتداي مراسم قرائت شد از اصلاح طلبان خواسته بودند «با تمسک به اصل وحدت، توکل علي الله و با نديدن خويش و ديدن ملت در درون گفتمان اصلاح طلبي راستين و براي دستيابي به اجماع بيش از پيش تلاش کنند و با معرفي کانديداي واحد براي انتخابات رياست جمهوري ، فرصت سوءاستفاده به معاندان ندهند.»در اين بيانيه همچنين بي طرفي صدا و سيما، توقف ممنوعيت از تحصيل دانشجويان، آزادي دانشجويان زنداني و اجراي کامل تمام ظرفيت هاي قانون اساسي درخواست شده است.