هفت تیر – به قلم پیمان روشن ضمیر : یکی از مشکلاتی که من سالهاست با اصلاح طلب ها دارم و به همین دلیل آنها را اصلاح طلب واقعی نمی دانم ، پایبندی ایشان به یک شعار مصنوعی است . ایشان معتقدند :” قانون بد بهتر از بی قانونی است”
ایشان با استناد به این شعار ، عقب نشینی ها پی در پی خود را توجیه می کردند . هر بی عدلاتی را می پذیرفتند و زیر بار هر حرف زوری می رفتند و جالب آنکه “قانون بد” فقط زمانی که به ضرر آنها بود اجرا می شد و قوانین خوبی که به نفع ایشان بود نیز با بی قانونی و زورگویی طرف مقابل عملا بلا استفاده می ماند .
میرحسین موسوی نشان داد هرچند از نظر تفکر اصلاح طلبانه به مانند سایر دوستانش است و آنچه در مدت تبلیغات از او دیدیم او را چهره ای اصلاح طلب تر از خاتمی و دیگران نشان نداد اما یک فرق اساسی با اکثر اصلاح طلبان دارد و آن این است که از امتیاز شجاعت و جسارت بهره می برد و این امتیاز آن قدر مهم است که لااقل در مقطعی مثل امروز ، حرفهای مصنوعی تحویل ملت نمی دهد و چون ترسو نیست نیاز ندارد ، ترس خود را پای سخنان تکراری ، مصلحت آمیز و در ظاهر قانون گرایانه که در مقاطع دیگر از دوستان اصلاح طلبش مثل خاتمی بسیار شنیده ایم ، پنهان کند .
میرحسین جسارت پیشروی را دارد برای همین نیازی نمی بیند که عقب نشینی کند و بعد عقب نشینی را برای ملت توجیه کند و از در و دیوار فحش بخورد . کاری که اگر خاتمی جای میرحسین بود بلاشک انجام می داد و به هیچ عنون جسارت حضوری مثل میرحسین در میدانی که عملا به رویارویی با رهبر کشیده است را نداشت .
به دلیل همین جسارت در میرحسین است که می توان با او منطقی و واقعی سخن گفت و به تصمیم گیری درست توسط او امیدوار بود .
میرحسین موسوی برای اولین بار در بالاترین سطح نشان داد که امکان نقض قوانین ناعادلانه توسط یک اصلاح طلب در جمهوری اسلامی وجود دارد و می توان به جای پذیرش خط قرمزهای برگرفته از رفتار ظالمانه و غیر عادلانه طرف مقابل ، خود خط قرمزها را تعریف کرد و مدیریت بازی را بدست گرفت .
میرحسین به شورای نگهبان نرفت . او سخنان رهبر را حکم حکومتی تلقی نکرد و حاضر نشد نماینده ای به شورای نگهبان بفرستد و تسلیم قضاوت به ظاهر قانونی این شورا شود . او قانون را در شرایط فعلی با توجه به اعضا فعلی شورای نگهبان عادلانه ندانست و دست به نقض قانون ناعادلانه زد .
نقض قوانین ناعادلانه یکی از مهمترین راهکارهایست که اصلاح طلبان و ناراضیان در همه کشورهای دارای حکومت های مستبد ، به آن دست می زنند تا حاکم مستبد را مجبور به اجرای عدالت کنند و بتوانند تغییرات را بوجود آورند . این تغییرات می تواند شامل تغییر قوانین نیز شود . .
حکومتی که قوانین ناعادلانه را وضع و تفسیر می کند و تمام راهای عادلانه و دموکرات تغییر قوانین را مسدود کرده است راهی به غیر از نقض قوانین ناعادلانه باقی نمی گذارد . اصلاح طلبانی که نخواهند این کار را بکنند ، در واقع هرگز به دنبال هیچ تغییر و اصلاحی نیستند . زیرا امکان ندارد حاکم مستبد در برابر جماعتی که در مقابل تمام خط قرمزهای مصنوعی و تحمیلی تسلیم شده اند و هر دستور و قانون ناعادلانه ای را می پذیرند و در عین حال از این وضع ناراضیند و خواستار تغییر می باشند ، از در مهربانی در آید و راه را برای اصلاحات مورد نظر ایشان باز کند و حقوق مسلم ایشان را بپذیرد . نه تنها چنین نخواهد شد بلکه حتی حقوق قانونی ایشان را نیز دریغ خواهد کرد و راههای قانونی را نیز بر ایشان خواهد بست .
میرحسین در این بخش ماجرا در طرح اعتراض خود به تقلب در انتخابات و نپذیرفتن شورای نگهبان به عنوان داور ، کار صحیح را انجام داده است اما متاسفانه در کل روشهای پیش گرفته توسط او چنین هوشیاری و درایتی را مشاهده نمی کنیم و در مسائل دیگر شاهدیم که نه تنها میرحسین نقض کننده قوانین ناعدلانه به نفع خواست ملت نیست بلکه در برابر حقوق صد در صد قانونی خود که امروز او و ملت شدیدا به آن نیاز دارد عقب نشینی می کند و تسلیم خط قرمزهای مصنوعی طرف مقابل می شود .
تسلیم شدنی نابهنگام که می تواند با وقت کشی به شکست نهایی او در این رویارویی بیانجامد .
اصل 27 قانون اساسی برگزاری هرگونه تجمع و راهپیمایی را آزاد انسته است و مسلم اینکه منظور قانون گذار تجمعات و تظاهرات اعتراضی بوده است .
این اصل نه تنها برای تظاهرات و تجمعات اعتراضی نیاز به هیچ مجوزی را پیش بینی نکرده است بلکه حتی اجبار اطلاع رسانی به وزارت کشور یا هر نهاد دیگر حکومتی قبل از تظاهرات را نیز لازم ندانسته است یعنی افراد معترضی که قرار است به عنوان مثال 5 شنبه ساعت 4 این هفته در میدان انقلاب تجمع کنند نیاز ندارند که این موضوع را به حکومت اطلاع دهند چه برسد که بخواهند مجوز بگیرند .
مشاهده مشروح مذاکرات مجلس قانون اساسی که این اصل در آن مجلس تصویب شد نشان می دهد که قانون گذاران اول پیشنهاد داده بودند که تظاهرات و تجمعات پس از مطلع ساختن حکومت در مورد مکان و زمان تجمع ، آزاد است که این پیشنهاد مورد مخالفت نمایندگان آن مجلس قرار گرفت و رد شد و سر انجام اصل فعلی تصویب شد که در اصل فعلی نیاز به اطلاع دادن به حکومت وجود ندارد .
پس علاوه بر اینکه از متن ساده و روان اصل 27 بر می آید که هرگونه تجمع و تظاهرات در اعتراض به حکومت به شرط اینکه مسلحانه و ضد اسلامی نباشد آزاد است ، با مشاهده مشروح مذاکرات جلسه تصویب این اصل نیز متوجه می شویم که حتی قانون گذار حاضر به پذیرش این مقدار محدودیت برای تظاهر کنندگان نبود که مجبور باشند زمان و مکان تظاهرات را به حکومت اطلاع دهند چه برسد که نیاز داشته باشند برای برگزاری تجمعات و تظاهرات از حکومت مجوز دریافت کنند .
حال این سوال به طور جدی باید از میرحسین موسوی پرسیده شود که به چه حقی برای دریافت مجوز چیزی که اساسا نیاز به مجوز ندارد اقدام کرده است و با این عمل ناصحیح ، به اعتراضات خود و ملت ضربه زده است .
اگر او کلیت رفتار وزارت کشور و شورای نگهبان را در این ماجرا صحیح می داند پس اعتراضش برای چیست و اگر معترض است چرا برای دادخواهی به همین نهادهایی که قانون مشخص کرده مراجعه نمی کند و اگر رفتار این نهاد ها را صحیح و عادلانه نمی داند و امیدی به گرفتن جوابی درست از آنها ندارد پس چرا برای امری که اساسا هیچگونه ربطی طبق قانون اساسی به وزارت کشور ندارد ، به نهاد وزارت کشور مراجعه می کند و تظاهرات خود به خود قانونی ملت را با این عمل ، تبدیل به یک تظاهرات به ظاهر غیر قانونی کرده است و گفتمان تظاهرات غیر قانونی که توسط دولت بیان می شود را مشروعیت بخشیده است ؟ .
میرحسین از چنان جذابیت رسانه ای و محبوبیت اجتماعی در این زمان برخوردار بود که خود به راحتی می توانست خط قرمزها را تعیین کند و مشروعیت و مقبولیت جلو و عقب کردن هر خط قرمزی ، توسط ملت به راحتی تایید می شد ، پس در چنین فضایی تسلیم شدن در برابر خط قرمزهای مصنوعی رقیب آن هم با هزینه از دست دادن حق مسلم قانونی خود و ملت ، اشتباهی بزرگ است که لازم است خیلی زود توسط میرحسین موسوی جبران شود .
حکومت زمانی نافرمانی میرحسین مبنی بر نقض قوانین ناعادلانه را جدی تر می گیرد که در قدم اول مشاهده کند میرحسین از حقوق قانونی خود کوتاه نیامده است و از همه ظرفیت های قانونی در جهت پیشبرد اعتراض ملت استفاده کرده است و حاضر به تسلیم شدن در برابر هیچ خط قرمز مصنوعی نیست .
پیشنهاد من به میرحسین آن است که ظرف همین روزها تا قبل از آنکه مردم از موفقیت اعتراضات ناامید شوند و جنبش ایشان دچار فرسایش شود ، بیانیه برگزاری یک تجمع بزرگ سراسری را صادر کند و از حداقل دو روز قبل ، مسیرها و زمان تجمع را مشخص کند و رسما در بیانیه اعلام کند این تجمع قانونی است و مجوز آن را قانون اساسی و قانون نویسان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صادر کرده اند ، پس ما با همین مجوز در این تجمع شرکت می کنیم و از آیت الله خامنه ای میخواهیم امنیت این تجمع قانونی را برقرار کند و مانع حمله قانون شکنان به مردم شود .
میرحسین مسلم بداند که اگر از ابتدا چنین می کرد ، هم کشتار و برخورد وحشیانه عوامل نظامی و شبه نظامی کمتر از اکنون می شد و هم سخنان بی شرمانه کمتری از بعضی نیروهای درون قدرت می شنیدیم زیرا سخنان بی شرمانه در بسیاری از موارد محصول عقب نشینی طرف مقابل از عدم برقراری گفتمان به حق و قانونی است .
این رفتاریست که طرف قانون شکن مقابل را مجبور به عقب نشینی می کند و گفتمان عدم نیاز به مجوز وزارت کشور برای راهپیمایی ها ، خود به خود در جامعه پذیرفته می شود و از این پس میرحسین با قدرت بیشتری می تواند بر روی موارد دیگر با طرف مقابل مذاکره کند و امتیاز بگیرد زیرا از اهرم های فشار قانونی که در اختیار دارد استفاده کرده است و این اهرم پس از یک بار استفاده مشروعیت کافی را برای تکرار بدست آورده است و دیگری کسی نمی تواند به دروغ آن را غیرقانونی بنامد .
قوای اجتماعی شدیدا امروز به نفع میرحسین است اگر با دست دست کردن این قوا را خسته و فرسوده نکند و با استفاده از تمام ظرفیت های قانونی آنها را به صحنه بیاورد .
حضور مردم در صحنه ، برگ برنده میرحسین در این رویارویی است و آنگاست که میرحسین می تواند با نقض قوانین ناعادلانه ، به نتیجه نهایی ، چندین برابر حال حاضر امیدوار باشد .
هفت تیر 7tir.com - به قلم پیمان روشن ضمیر /سردبیر : با توجه به مشاهده بسیج قوای اجتماعی به نفع میرحسین موسوی ، شورای نگهبان در یک عقب نشینی مصلحتی هیاتی را مسئول بررسی و پیگیری شکایت معترضین کرد . این اقدام شورای نگهبان از آن نظر عقب نشینی محسوب می شود که میرحسین موسوی و کروبی با اعلام عدم صلاحیت شورای نگهبان برای رسیدگی عادلانه به شکایت آنان ، حاضر نشدند نماینده ای را برای طرح شکایت به این شورا بفرستند و حال شورای نگهبان با این اقدام خود در واقع تسلیم رفتار قبلی میرحسین و کروبی شده است و از آنان می خواهد به جای شورای نگهبان نمایندگان خود را به این هیات تازه تاسیس بفرستند .
میرحسین موسوی برای تضمیم گیری در مورد واکنش به این اقدام شورای نگهبان باید به نکات زیر توجه کند :
1 – تمام اعضای این کمیته 5 نفره بدون استثنا از نیروهای طیف اصولگرا هستند و حتی یک نفر از اصلاح طلبان در این کمیته عضویت ندارد .
2 – شورای نگهبان اختیارات این هیات را تعیین نکرده است و مشخص نیست که این هیات توانایی تصمیم گیری نهایی در مورد انتخابات را دارد یا فقط قرار است پس از بررسی شکایت ها ، گزارش خود را به آن شورا اعلام کند و برای تصمیم گیری نهایی شورای نگهبان باید جلسه بگذارد و رای گیری کند
3- اگر شورای نگهبان مورد قبول بود که نیازی به کمیته جدید برای بررسی شکایت ها نبود و اگر هم شورای نگهبان از نظرنامزدها برای بررسی عادلانه شکایت مورد تایید نیست و شورای نگهان نیز پذیرفته است که باید یک کمیته بی طرف که مورد قبول همه نامزدها و مورد اعتماد همه رای دهندگان باشد به این شکایات رسیدگی کند بنابر این باید اعضا این کمیته جدید نیز پس از مشورت با همه نامزدها و از افراد بی طرف انتخاب می شدند . حال آنکه هیچ مشورتی برای انتخاب اعضا این کمیته جدید با نامزدها صوت نگرفته است و شورای نگهبان بر اساس نظر خود این افراد را تعیین کرده است . میرحسین باید احتمال دهد که شورای نگهبان با تک تک این فراد به طور خصوصی صحبت کرده باشد و شرط و شروط لازم را با آنها در میان گذاشته باشد و پس از پذیرش شرایط شورای نگهبان این افراد به عنوان اعضا کمیته انتخاب شده اند ، و حتی میتوان احتمل داد که اسامی دیگری در ابتدا در کار بوده اند که بعضی شروط شورای نگهبان را نپذیرفته اند و کنار گذاشته شده اند و در نهایت شورای نگهبان با این افراد توافق کرده است .
4- در خبر تابناک در مورد تشکیل این هیات آمده است : ”” اعضای این هیئت ویژه عبارتند از: آقایان ابوترابی، دری نجف آبادی، حدادعادل، ولایتی و رحیمیان که به اتفاق نمایندگان کاندیداها به بررسی شکایات مربوط به انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری می پردازند.””
در اینجا به وضوح مشخص نیست که نماینده نامزدها نیز به عنوان یک عضو هم رای با اعضایی که شورای نگهبان انتخاب کرده در این کمیته عضویت دارند و تصمیم این هیات با رای گیری از همه اعضا یعنی 5 فرد منتخب شورای نگهبان و نماینده سه نامزد معترض اعتبار دارد یا نماینده نامزدها در این شورا فقط نقش نماینده و گزارش دهنده و ناظر را بازی می کنند و تصمیم نهایی را این کمیته 5 نفره می گیرد . مشخص نیست این کمیته 5 نفره است یا 8 نفره ؟
با توجه به نکات ذکر شده در بالا که نامزدهای معترض باید مورد توجه قرار دهند ، پیشنهاد من برای رفتار بعدی نامزدها معترض و بخصوص آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی به شرح زیر است :
1 - با توجه به اینکه ساعتها فیلم و خبر و مصاحبه علیه میرحسین و کروبی و ستاد ایشان از صدا و سیما پخش شده است و صدا و سیما بارها آنها را متهم کرده است که بدون داشتن هیچ سندی ، ادعای تقلب در انتخابات می کنند ، و با وجود این همه تهمت اجازه شرکت آنها یا نماینده آنان در یک برنامه زنده فراهم نشده است ، میرحسین موسوی و کروبی باید رسما اعلام کنند آغاز به کار هیچ شورایی را پشت درهای بسته قبول نمی کند و لازم است همه طرف های این ماجرا از امکانات مساوی رسانه ملی برای صحبت کردن با ملت برخوردار باشند و و بدون اسم بردن از این شورا اعلام کند هر کمیته حقیقت یابی در صورتی مورد پذیرش است که در اولین قدم صدا و سیما را وادار کند به او و نماینده او امکان گفتگوی مستقیم تلویزیونی در رسانه ملی داده شود و پس از تشکیل کمیته نیز هر شب نماینده کمیته به همراه نماینده نامزدها در یک برنامه مستقیم تلویزیونی گزارش روند بررسی ها را در برنامه زده به اطلاع مردم برسانند . میرحسین و کروبی باید در بیانیه خود مفصل بر روی این مسائله که او را از رسانه ملی محروم کرده اند و در حالی که صدای او را سانسور می کنند هر دروغی به او نسبت می دهند تاکید کند و بگوید در این فضای ناعادلانه رسانه ای ، که یک طرف ماجرا کاملا سانسور می شود و بر علیه او به افکار عمومی اطلاع رسانی می شود ، انتظار حقیقت یابی عادلانه از هیچ کمیته ای نمی توان داشت و چون این مسائله مستقیم به حقوق ملت مربوط است و قضیه رای تک تک ملت ایران است باید تمام تحقیق ها در جلوی چشم ملت ایران انجام بگیرد و صدا و سیما باید تضمین دهد تا پایان تحقیق کمیته مورد توافق طرفین ، هر شب امکان حضور نماینده نامزدها در یکی از کانال های تلویزیون را فراهم کند . مسلم اینکه ملت نیز خواستار همین امر است و صدا و سیما نیز باید همان چیزی را پخش کند که ملت می خواهد . این خواست فقظ شامل حامیان موسوی و کروبی نمی شود و حامیان احمدی نزاد نیز در تعجب هستند که وقتی در برنامه های مختلف تلویزیون گفته می شود که میرحسین هیچ مدرکی مبنی بر تقلب ندارد چرا از او و نماینده او در یک برنامه زنده دعوت نمی شود تا ملت به چشم خود ببینند که اینان بدون مدرک ادعای تقلب می کنند .
2 – میرحسین و کروبی در بیانیه خود اعلام کنند تنها با شروط زیر این کمیته جدید را به عنوان تصمیم گیر در ماجرا بررسی اعتراضات خواهند پذیرفت که
الف – شورای نگهبان در بیانیه ای رسمی اعلام کند اعضا این کمیته 9 نفر است شامل 5 فرد نام برده در بیانیه به اضافه نمایندگان آقایان موسوی و رضایی و کروبی (نامزدهای معترض) به اضافه یک نماینده حقوق دان از طرف کانون وکلا یا از طرف فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی . و تصمیمات این کمیته با رای گیری از این 9 نفر انجام می شود و هیچ شخص یا نهاد دیگری حق دخالت در تصمیمات و اقدامات این کمیته را ندارد
ب – شورای نگهبان در بیانیه خود اعلام کند اعضا و نمایندگان این کمیته اجازه دسترسی فوری به تمام اسناد و صندوق های وزارت کشور را دارند و اجازه دارند با هر شخصی که لازم بدانند برای کشف حقیقت مصاحبه کنند و هر تصمیم دیگری که این کمیته در جهت بررسی شکایت نامزدها اتخاذ کند لازم الاجراست و گزارش فعالیت هر روز این کمیته هر شب به صورت مستقیم توسط سه نماینده از گرایش های مختلف عضو در این کمیته در یک برنامه یک و نیم ساعته تلویزیونی به اطلاع مردم می رسد .
ج – تصمیم نهایی در مورد انتخابات به عهده این کمیته است و تصمیمی که این کمیته می گیرد لازم الاجراست و نیاز به تایید شورای نگهبان ندارد و شورای نگهبان رسما اعلام می کند هر تصمیمی این کمیته بگیرد در نقش تصمیم این شوراست .
در صورتی که تمام این موراد به وضوح در بیانیه شورای نگهبان آورده شد واجازه شرکت در یک برنامه مستقیم تلویزیونی به میرحسین و کروبی و نماینده ایشان برای صحبت با مردم داده شد ، پس از ان میرحسین و کروبی رسما اعلام کنند با توجه به اقدامات انجام شده این کمیته را قبول دارند و نماینده خود را به این کمیته معرفی کنند . میرحسین و کروبی نباید با این توجیه که این شروط مورد پذیرش شورای نگهبان قرار نمی گیرد از بیان خواست های برحق خود خودداری کنند که در این صورت فقط خودشان متضرر خوهند شد . در واقع این شروط یک توافق دو طرفه است و با پذیرش این شروط توسط شوای نگهبان هر دو طرف عقب نشینی کرده اند . هم نامزدها از حرف خود که شورای نگهبان را قبول نداشتند عقب نشسته اند و کمیته ای که اکثریت اعضا آن توسط شورای نگهبان انتخاب شده را پذیرفته اند و هم شورای نگهبان پذیرفته است که تصمیم گیری نهایی را به یک کمیته اشتراکی و مورد توافق طرفین بسپارد .
در صورت عدم پذیرش این شروط توسط شورای نگهبان ، کروبی و موسوی قاطعانه این کمیته منتخب شورای نگهبان را رد کنند و بگویند همانطور که شورای نگهبان شرایط بررسی عادلانه به شکایت ها را ندارد کمیته تعیین شده توسط این شورا نیز چنین صلاحیتی را ندارد
به گزارش هفت تیر 7tir.com : ساعتی پيش بيست تن از نيروهای وزارت اطلاعات در پوشش لباس شخصی در حالی که مسلح به باتون و گاز اشک آور بودند به ستاد مرکزی ميرحسين موسوی در قيطره تهران يورش آورده و پس از ضرب و شتم خرزای، امين زاده، عموزاده و ديگر افراد مستقر در ستاد به تخريب شديد اموال درون ستاد پرداختند. درگيری تا دقايقی ادامه پيدا کرد. اما با دخالت فوری مردم ماموران امنيتی مبادرت به پرتاب گاز اشک آور نموده که در نتيجه سيزده تن از ماموران امنيتی موفق به فرار شدند. پليس به درخواست مردم وارد صحنه شده است. اما هفت تن از ماموران امنيتی در بازداشت افراد درون ستاد قرار دارند. هم اکنون پليس در تلاش جهت نجات دستگيرگان (ماموران امنيتی) در حال مذاکره با مسئولين ستاد ميرحسين موسوی است.
تعداد هزار و پانصد پليس منطقه را به کنترل کامل در آورده اند. مردم درخواست می کنند تا دستگير شدگان را تحويل آنان دهند. عموزاده در رد درخواست پليس چهت ماموران امنيتی دستگير شده اعلام کرد: « با آزادی ماموران علت ماجرا پنهان خواهد ماند، لذا تحت هچ شرايطی دستگيرشدگان را آزاد نخواهند کرد.»
همچنین ساعتی پیش خبر بازداشت مصطفی تاج زاده معاون سابق وزیر کشور و از اعضا اصلی ستاد موسوی در خبرگزاری ایرنا مخابره شد .
هفت تیر 7tir.com : تجمع گسترده مردم زیر پل پارک وی دیشب موجب درگیری شعاری طرفداران کروبی و میرحسین موسوی با بسیجیان حامی احمدی نژاد شد . در این تجمع مردم با شعارهای بسیجی وحشی شده و دولت سیب زمینی نمی خوایم نمی خوایم بسیجی هایی که قصد حمله به تجمع کنندگان داشتند را عقب راندند .
گفته می شود هر شب تا روز انتخابات ، این محل شاهد تجمع طرفداران نامزدها خواهد بود .
قسمت های از فیلم این تجمع و درگیری را در زیر می بینید :
به گزارش هفت تیر 7tir.com : دیروز به بهانه سالروز دوم خرداد نزدیک 20 هزار نفر از مخالفین احمدی نزاد در استادیوم دوازده هزار نفری آزادی جمع شدند و بارها سخنرانانی را به شدت تشویق کردند که احمدی نژاد را دروغگو و فریبکار می نامیدند . میتینگ دیروز که توسط ستاد میرحسین موسوی و با سخنرانی محمد خاتمی و بسیاری از هنرمندان برگزار شد ، بیش از هرکسی محمود احمدی نژاد را متوجه شانس بسیار پاینش برای انتخاب مجدد کرد . شانسی که از نظر بعضی تحلیلگران نزدیک به صفر است .
دیروز مردمی که در طول چهار سال اخیر جرات برگزاری کوچک ترین تجمعی را علیه دولت نداشتند و کوچک ترین تجمعات و تحصن های ایشان به شدت سرکوب می شد در یک اجتماع بزرگ گرد هم آمدند و تا جایی که می توانستند احمدی نژاد را مسخره کردند ، او را دروغ گو و بی شرم و فریبکار و کوتوله خواندند و سخنرانانی که معتقدند بودند احمدی نژاد موجب ذلت و خفت ایران است را تشویق کردند . چنین سخنرانی های آتشینی و چنین تشویق هایی علیه یک رئیس جمهور در جمهوری اسلامی ایران هرگز سابقه نداشت و دیروز را می توان یک نقطه عطف دانست .
شاید اگر شما هم دیروز در استادیوم آزادی بودید به این نتیجه می رسیدید که احمدی نژاد صد در صد رفتنیست و هیچ شانسی برای پیروزی ندارد .
و شاید باز اگر همچون خبرنگار ما به این جمعیت نگاه می کردید با خودتان می گفتید این جمعیت و این خواست که با کمترین تبلیغ اینگونه دور هم جمع شده است کارهایی خیلی بزرگ تر از برکناری احمدی نژاد می تواند بکند و چه حیف که خودش را به همین گزینه ها محدود کرده است .
.
فیلم تجمع مخالفین محمود احمدی نژاد و طرفداران میرحسین موسوی در استادیوم آزادی -
در فیلم زیر بعضی از هنرمندان تند ترین حرفها را علیه احمدی نژاد می زنند و به شدت مورد تشویق مردم قرار می گیرند :
.
و این هم گزارش دیدنی سی ان ان از مراسم دوم خرداد در تهران :
هفت تیر 7tir.com : میرحسین موسوی در قسمت هایی از صحبت هایش در اولین برنامه تبلیغات تلویزیونی برای مخالفت با گرانی به مثالی در مورد نظر امام در رابطه با مخالفت با گرانی سیگار پرداخت . میرحسین دیشب در اولین برنامه انتخاباتیش در صدا و سیما گفت : زمانی میخواستند قیمت سیگار را در کشور بالا ببرند که امام به این امر اعتراض کرد مبنی بر اینکه به دلیل اینکه میخواهید بودجهی خود را تامین کنید قیمت سیگار را بالا میبرید و در این صورت مردم را با مشکل مواجه میکنید. بنده در پاسخ به ایشان گفتم که موافق با این قضیه نیستم اما مجلس به دلیل اینکه میخواهد بودجهای متوازن داشته باشد این کار را انجام میدهد. امام فرمود که از قول ایشان به نمایندهها بگویم که این موضوع را منع میکنند. هنگامی که این سخن را به نمایندهها منتقل کردم، به اصطلاح عامیانهی خودمان نمایندگان تصور کردند که چغلی آنها را به امام کردهام. از این رو کمیسیون بودجه دستهجمعی خدمت امام رفته و گفتند که بودجه مشکل دارد و میخواهند قیمت سیگار را بالا ببرند، چون سیگار دود است و مضر است و میخواهند از این راه به دولت کمک کنند. امام در ابتدا گفتند که این امر نمیشود. بعد از بحثهای فراوانی ایشان فرمودند که قیمت سیگارهای ارزانی که مردم عادی میکشند را دست نزنید اما قیمت سیگارهای لوکس را بالا ببرید. این سیاست در آن زمان در کشور اعمال میشد و این حساسیت ایشان نسبت به بالا رفتن حتی یک ذره از قیمتها در زمان جنگ و دفاع مقدس بود؛ چرا که ایشان لمس کرده بودند که بالا رفتن قیمتها چه فشاری را بر دوش مردم و سفرههایشان میگذارد.
.
فیلم اولین برنامه تبلیغات تلویزیونی میرحسین موسوی را در زیر ببینید :
هفت تیر 7tir.com : جلسه حامیان موسوی که با دعوت مجید انصاری، عبدالعلی زاده و مجید مجیدی روز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه، در تالار شهریار برگزار شده بود با حمله اعضای شاخه بسیج ستاد میرحسین موسوی به دانشجویان معترض بر هم خورد.
بنا به گزارش های رسیده از تبریز بعد از پخش فیلم محمد خاتمی در جلسه ای خصوصی و توهین به ترک ها در قالب بیان جوک، که چند روز پیش توسط سایت هفت تیر منتشر شد فضای شهر تبریز ملتهب گشته است. مجید انصاری از مدعوین ستاد موسوی، که در فیلم منتشر شده نیز حضور داشته است، در این جلسه از سوی دانشجویان، مورد سئوال دانشجویان قرار گرفت. وی با تایید واقعی بودن فیلم و حضورش در فیلم ، اعتراض دانشجویان را به حق دانست ولی حاضر نشد بدلیل این مسئله از دانشجویان و مردم تبریز عذرخواهی کند . در این مراسم فعالین آذربایجانی با در دست داشتن پلاکاردهایی با شعارهای تحت عنوان “هارای هارای من تورکم” و “خاتمی باید عذر بخواهد” اعتراض آرام و مسالمت آمیز خود به این مسئله را بیان کرده و خواهان عذر خواهی خاتمی و اصلاح طلبان شدند. اما این اقدام دانشجویان منتقد، موجب بروز درگیری و تنش میان اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و دانشجویان شد. و در نتیجه این تنش ۱۰ تن از فعالین مدنی آذربایجانی از جمله هادی همیدی شفیق دانشجوی سابق دانشگاه آزاد ارومیه و زندانی سیاسی سابق مجروح و مضروب شدند.
در پی این ماجرا جمعی از تشکل های دانشجوئی دانشگاههای تبریز با صدور بیانیه ای به ضرب و شتم دانشجویان منتقد در برنامه ستاد میر حسین موسوی شدیدا اعتراض کردند. متن این بیانیه در ذیل آمده است.
عکس عده ای از دانشجویان معترض در سخنرانی میرحسین در زنجان
. بیانیه اعتراضی تشکل های دانشجویی شهر تبریز در اعتراض به مهندس میرحسین موسوی و اعضای ستاد ایشان در آذربایجان شرقی در باب ضرب و شتم دانشجویان منتقد تحمل صدای مخالف و منتقد در هر شرایطی از اولین شروط دموکراسی و آزاده خواهی به شمار می آید. دیر گاهی بود مدعیان اصلاح طلبی شاکی از گروه های فشار و چماق به دست داد به فلک رسانده بودند اما چه شده کاندیدای محبوب مشارکت و مجاهدین و خاتمی در ستاد خود چماق به دست می پرورانند و خود بانی ضرب و شتم می شوند. در تبریز روزی دانشجویان منتقد که خواهان طرح سوالات خود در جلسه ی سخنرانی ستاداند، گروه های فشار خوانده می شوند و روزی دیگر در جلسه ی سخنرانی مجید انصاری چند دانشجوی منتقد صرفا پلاکارد به دست، راهی بیمارستان می شوند. تشکل های دانشجویی تبریز ضمن تعجب از اقدامات مدعیان اصلاح طلبی، خواستار پیگیری وضعیت دانشجویان ضرب و شتم شده و اعاده ی حیثت از دانشجویان توهین شده است و اعلام می دارد با تمام قوا و تحت هر شرایطی مطالبات جامعه مدنی و انتقادات مربوط به کاندیدا ها را مطرح خواهد کرد. . گفتنیست از دو هفته گذشته ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی تشکیل شاخه بسیج در این ستاد ها را اعلام کرده است و عده زیادی از بسیجیان با حمایت از میرحسین موسوی عضو این ستاد ها شده اند .
هفت تیر 7tir.om : با پايان گرفتن زمان بررسی تعيين صلاحيت از سوی شورای نگهبان، وزير کشور ایران روز چهارشنبه در يک کنفرانس خبری اسامی نهايی نامزدهای تاييد صلاحيت شده انتخابات رياست جمهوری را اعلام میکند.
به گزارش خبرگزاری های ايران، صادق محصولی، وزير کشور، روز چهارشنبه در نشست خبری با خبرنگاران داخلی و خارجی در محل ستاد انتخابات کشور، اسامی نهايی نامزدهای تاييد صلاحيت شده را اعلام می کند.
شورای نگهبان کار بررسی صلاحيت نامزدهای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری را ۲۰ ارديبهشت آغاز کرده بود که می بايست طی پنج روز نتيجه را اعلام کند. اين در حالی است که اين شورا اين مهلت را برای پنج روز ديگر تمديد کرد.
پس از اعلام نهايی نامزدهای انتخابات رياست جمهوری، فعاليت های انتخاباتی اين نامزدها از یکم تا ۲۰ خرداد طول خواهد کشید. این انتخابات روز بیست و دوم خرداد ماه برگزار می شود.
ثبت نام نامزدهای دهمين انتخابات رياست جمهوری ايران از روز ۱۵ ارديبهشت آغاز و تا پايان روز شنبه ۱۹ ارديبهشت ادامه داشت که در جريان آن ۴۶۷ نفر داوطلب اين انتخابات شدهاند.
تاييد صلاحيت میرحسین موسوی ، مهدی کروبی ، محسن رضایی و محمود احمدی نژاد خبرنگار هفت تیر در تماس با ستاد نامزد ها ، اطلاع پیدا کرد 4 نامزدی که احتمال تایید صلاحیت آنها می رفت ، یعنی کروبی موسوی احمدی نژاد و رضایی تایید صلاحیت شده اند و نمایندگان آنها برای هماهنگی جهت پخش برنامه های مناظره های تلویزیونی به صدا و سیما دعوت شده اند و سایر نامزدها رد صلاحیت شده اند . البته باید چند ساعت منتظر ماند تا بعد از مصاحبه وزیر کشور نتایح رسما اعلام شود . نامزدهای رد صلاحیت شده طبق قانون هیچ فرصتی برای اعتراض به نظر شواری نگهبان نخواهند داشت .
انتخابات رياست جمهوری و رد صلاحيت ها
يکی از مشخصه های انتخابات رياست جمهوری در ايران، رد صلاحيت تعداد زيای از داوطلبان حضور در اين انتخابات بوده است.
در نخستين انتخابات رياست جمهوری ايران انتخابات ۱۲۴ نفر نام نويسی کردند که در نهايت ۹۶ نفر به رقابت پرداختند و در نتیجه آن ابوالحسن بنی صدر پيروز اين انتخابات شد.
به دنبال ناتمام ماندن دوران رياست جمهوری ابوالحسن بنی صدر، در مردادماه سال ۱۳۶۰ دومين دوره انتخابات رياست جمهوری برگزار شد.
در اين انتخابات ۷۱ نفر کانديدای انتخابات رياست جمهوری بودند و شورای نگهبان در بررسی صلاحيت ها تنها چهار نفر را تاييد کرد. محمد علی رجايی نخست وزير دولت بنی صدر در اين انتخابات به پيروزی رسيد و به عنوان رييس جمهوری انتخاب شد.
پس از کشته شدن محمدعلی رجايی در انفجار دفتر نخست وزير در شهريور ماه سال ۱۳۶۰، سومين دوره انتخابات رياست جمهوری دهم مهرماه همان سال برگزار شد.
در این دوره از انتخابات، ۴۶ نفر نام نويسی کردند که شورای نگهبان تنها صلاحيت چهار نفر را تاييد کرد.
در چهارمين دوره انتخابات رياست جمهوری که در ۲۵ مردادماه ماه سال ۱۳۶۰ برگزار شد ۵۰ نفر نام نويسی کردند که شورای نگهبان صلاحيت سه نفر را تاييد کرد. مهدی بازرگان، نخست وزير دولت موقت و رهبر نهضت آزادی ايران، شاخص ترين چهره رد صلاحيت شده از سوی شورای نگهبان در اين دوره بود.
در پنجمين دوره انتخابات رياست جمهوری که در ششم مردادماه سال ۱۳۶۸ برگزار شد از مجموع ۷۹ نفری که برای اين انتخابات نام نويسی کرده بودند فقط دو نفر توانستند از صافی شورای نگهبان عبور کنند.
در ششمين دوره انتخابات رياست جمهوری که ۲۱ خرداد سال ۱۳۷۲ برگزار شد، ۱۲۸ نفر ثبت نام کردند که شورای نگهبان تنها صلاحيت چهار نفر از آنها را تاييد کرد.
در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهوری که در دوم خرداد ماه سال ۱۳۷۶ برگزار شد، ۲۳۸ نفر به عنوان نامزد انتخابات ثبت نام کردند که شورای نگهبان صلاحيت چهار نفر از آنها را تاييد کرد.
در هشتمين دوره انتخابات رياست جمهوری که در ۱۸ خرداد سال ۱۳۸۲ برگزار شد، ۸۱۴ نفر به عنوان داوطلب انتخابات ثبت نام کردند که تنها صلاحيت ۱۰ نفر از آنها تاييد شد.
در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری يک هزار و ۱۰ نفر به عنوان داوطلب انتخابات ثبت نام کرده بودند که شورای نگهبان صلاحيت شش نفر از آنها را تاييد کرد. اما با پا در ميانی آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی صلاحيت دو تن ديگر نيز تاييد شد.
هفت تیر 7tir.com: مهندس میرحسین موسوی موسوی در جواب دانشجویانی که علیه بسیج شعار میدادند با گفتن : “من به بسیج علاقه دارم” موجب رنجش این دانشجویان شد .
سفر میرحسین موسوی به کرمان و دیدار با مردم این دیار حاشیههایی به همراه داشت.
به گزارش هفت تیر، میرحسین موسوی ساعت 9.40 دقیقه صبح چهارشنبه وارد کرمان شد و مورد استقبال جمعی از مردم کرمان قرار گرفت.
مهندس میرحسین موسوی نخست به گلزار شهدا رفت و بر سر مزار شهدا و مزار آیتالله حقیقی، از روحانیون بزرگ کرمان فاتحه خواند. سپس گلزار شهدا را به قصد دانشگاه شهید باهنر ترک کرد.
پس از خوش آمدگویی مجری مراسم در سالن وحدت دانشگاه شهید باهنر که مهندس موسوی در ساخت آن مقام مشاور را داشته است، مهندس میرحسین موسوی به ایراد سخنرانی پرداخت.
در میان سخنرانی موسوی عدهای از اعضای بسیج شروع به اعتراض کردند که عدهای از دانشجویان با شعار “توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد ” به آنها پاسخ دادند.
مهندس میرحسین موسوی در جواب دانشجویانی که علیه بسیج شعار میدادند گفت: «وقتی شما این شعارها را می دهید به من بر میخورد ، من به بسیج علاقه دارم، من به بسیجی اعتقاد دارم که وقتی صندوق رای را به او میسپارند او مانند ناموسش از آن حفاظت کند».
دانشجویان همچنان شعار «نصرمن الهه و فتح قریب وای بر این دولت مردم فریب» را در اعتراض به سیاستهای اقتصادی دولت نهم فریاد میزدند.
هفت تیر 7tir.com: سایت قلم نیوز سایت رسمی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در اقدام غیر معمول که در سایتهای اصلاح طلبان روی نمی دهد ، مصاحبه ای را با یک دبیر تشکل دانشجویی جعلی که نام خود را دفتر تحکیم وحدت گذاشته است درج کرد .
دفتر تحکیم وحدت قدیمی ترین و بزرگ ترین تشکل دانشجویی کشور است که از حمایت دانشجویان ده ها دانشگاه دولتی سراسرکشور برخوردار است و در چند سال اخیر مواضعی تند تر از سایر تشکلهای سیاسی درون ایران در مورد رویداد های سیاسی ایران گرفته است و خواستار اصلاح ساختاری قدرت در ایران است . تا به حال ده ها عضو این تشکل زندانی شده اند و سنگ اندازی های بسیاری در برابر این تشکل از سوی حکومت انجام گرفته است که مهم ترین مقابله های حکومت با این تشکل را می توان یک طرح برنامه ریزی شده با وزارت اطلاعات و روزنامه کیهان برای جایگزین کردن یک تشکل جعلی و خود ساخته به جای دفتر تحکیم وحدت دانست . در این طرح سعی شد در شیراز در انتخاباتی که توسط نمایندگان واقعی دانشجویان تمام دانشگاه های ایران تحریم شد ، اعضایی را به عنوان شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مشخص کنند اما این اقدام خیلی زود با برگزاری انتخابات واقعی دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه علامه با حضور گسترده نماینده دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور ناکام ماند و پس از آن نیز طیف جعلی شیراز با بی توجه ای کامل دانشجویان به مراسم برگزار شده توسط این طیف در انزوا قرار گرفت .
از نمونه هایی مهمی که نشان می دهد دانشجویان در شناختن دفتر تحکیم وحدت واقعی فریب این نیرینگ را نخورده اند شرکت گسترده دانشجویان در مراسم 16 آذر پارسال دفتر تحکیم وحدت بود.
اما در روز 27 فروردین سایت قلم نیوز سایت اصلی انتخاباتی میرحسین موسوی مصاحبه ای را به دبیر تشکیلات جعلی طیف شیراز درج کرد و جالب آنکه در این مصاحبه او را دبیر دفتر تحکیم وحدت نامید . سایت قلم نیوز که بعد از این اقدام با واکنش افشاگرانه چند سایت دانشجویی از جمله سایت دانشجویان دانشگاه امیر کبیر روبرو شد بلافاصله خبر را ویرایش کرد و در هر جای خبر که عنوان دبیر دفتر تحکیم وحدت را بکار برده بود در پراندز نوشت {طیف شیراز } . و به این وسیله سعی کرد مقداری از موضع گیری خود در حمایت از طیف حعلی دفتر تحکیم را تعدیل کند .
مقایسه خبر ابتدایی سایت قلم نیوز در کش گوگل ، با خبری که همینک در سایت است نشان می دهد که قلم نیوز از ابتدا ، این مصاحبه را تحت عنوان مصاحبه با دبیر دفتر تحکیم وحدت درج کرد و هیچ اشاره ای به طیف شیراز نکرده بود . پیش از این مرسوم نبوده است که سایتهای اصلاح طلبان حتی تحت عنوان طیف شیراز با اعضای این تشکل جعلی که ساخته وزارت علوم است مصاحبه کنند . خبر ابتدایی :
یک روز بعد خبر ویرایش شد :
تمام این اقدامات در حالی از سوی سایت میرحسین موسوی انجام می گیرد که سایت میرحسین موسوی به طور کامل خبر زندانی و شکنجه شدن 15 نفر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ، که در عید امسال بازداشت شدند را هرگز منتشر نکرد و هیچ اشاره ای به دفتر تحکیم وحدت در سایت خود نکرده است .
میرحسین موسوی نیز در برابر شعار ها و درخواست دانشجویان دانشگاه های ایلام و اهواز که در سفر تبلیغاتی او از او خواستند در حمایت از دانشجویان زندانی شده سخن بگوید کاملا سکوت کرد و به کلی گویی بدون اشاره به دانشجویان زندانی اکتفا کرد . مواضع میرحسین در مدت تبلیغات انتخاباتی در رویارویی با جنبش دانشجویی یک عقب گرد بسیار بزرگ برای اصلاح طلبان محسوب می شود و بسیار به مواضع دولت احمدی نژاد نزدیک است . دولت احمدی نژاد در آخرین اقدام خود در بیانیه ای رسمی توسط وزارت علوم دفتر تحکیم وحدت را غیر قانونی اعلام کرد .
هفت تیر 7tir.com : در این که سید محمد خاتمی در مقطعی از تاریخ گفتمان نوئی را فارغ از منشاءخلق این گفتمان مطرح کرد ،شکی نیست ودر این میان تلاش صادقانه وی در تحقق اهداف این گفتمان نیز غیر قابل انکار است .با ورود خاتمی به انتخابات ،طرح این سووال و طعنه از طرف برخی منسوب به اصلاح طلبان “مگر خاتمی در 8سال چه کرد؟! ” هم منصفانه نبود، ولی خاتمی به مثابه جراح حاذقی بود که یکبار مسوولیت جراحی اصلاحات را به مدت 8 سال بر عهده گرفت وانچه در چنته داشت بکار بست وشاید توانست بخشی از این جراحات را ترمیم کند لیکن سطح جراحات به حد ی است که شاید کاراکتر خاتمی وتخصص وی نتوانست نتیجه ای بیش از خلق دولت نهم داشته باشد ، شرایط ایجاب میکرد در میان راه این جراحی را کسی دیگری بر عهده بگیرد، و فردی نه تندرو و عجول و نه ضعیف وکند، بلکه فردی نو و درنده در برابر قدرت، این راه را ادامه دهد .
انتخاب معین در سال 84 از طرف خاتمی موجبات کمای کامل اصلاحات را فراهم کرد ،حال این اصلاحات رو به موت نه با خاتمی زنده میشود ونه مواردی مشابه آن . ُاین جسم نحیف نیازمند شوک است ،شوک دهنده ای که از ضربه به پیکره قدرت نهراسد،باید اذعان داشت طبیبانی که تا کنون برای اصلاحات نسخه پیچیده اند کاری از پیش نبرده اند،خاتمی با داشتن دولت ومجلس نه اینکه نکرد بلکه نتوانست کار زیادی از پیش ببرد، فارغ از علل این عدم تحقق ،نتیجه حاضر همین است که می بینیم، کما اینکه خاتمی در حضور خود بنده اذعان داشت بیایم برای چه؟ چکار میتوانم بکنم؟ بیایم انتظارات مردم بالا میرود ، از تورم 49 درصد در 4 سال میتوانم 4 درصد بکاهم !
پس اصرار به کسی که اذعان به نتوانستن دارد چه بود؟!ا
میرحسن موسوی 20 سال در این مملکت که آبستن حوادث بزرگی بوده است سکوت کرده ، ۸ سال در این مملکت سازاصلاحات وتحول خواهی مردم در موسوی تاثیر نداشت وحال موسوی باید این سکان را در دست گیرد لذا بدون مناقشه آیاموسوی برای اصلاحات به مثابه شستن مرده شور به دست مرده نیست ؟ ، البته موسوی شخصیت قابل ستایشی دارد به جهت زندگی سالم مالی خودش وخانواده اش وعدم سوء استفاده از قدرت وعنوان وجای سووال این است که مطالبه صدا وسیما ونیروی انتظامی چه شد؟شرایط عوض شده است؟! وعبدالله نوری که فقط دارد معطل می کند و با توجه به روشی که در پیش گرفته نگارنده به حضور او امید چندانی ندارد .
حال سووال اینجاست پس چه کنیم؟
چه الزامی وجود دارد ویا چه منطقی وجود دارد با کارتهائی باز کنیم که قبلا رو شده اند؟! چرا در ریاست جمهوری از شخصیت های نو استفاده نمیکنیم ؟چه کسی از عامه این ملت نجات و تغییر وضعیت حاضر را با خاتمی ،موسوی ،کروبی و….گره زده است؟اصلا مگر در شرایط حاضر کاراکتر خاتمی با وجه غالبا لطیف وعقب نشین والبته متین وموسوی هم به این شکل میتواند ما را به مطالبات برساند؟
گوئی ما میخواهیم به زور به ملت بقبولانیم به غیر این افراد کسی را نداریم ،بایستی بپذیریم که نخبگان خاموش را خودمان خانه نشین کردیم به صورتی که از ترس اینکه بازی داده نمیشوند در عزلت مانده اند .
باید تکلیف خود را روشن کنیم . اصلاح طلبان تکراری را میخواهیم یا به فکر اصلاحات واقعی هستیم و برای اصلاحات حاضریم به سراغ بهترین گزینه های در دسترس برویم ؟
اگر اصلاحات را بر اصلاح طلبان ترجیح می دهیم بر این اساس به نظر میرسد ابتدا بایستی راهبرد کلی تعیین شود سپس معیار های روشنی برای فرد منتخب تعیین شود سپس بر اساس این معیارها فرد گزینش شود،نه اینکه چون خاتمی است یا موسوی است یا کروبی و….
اوباما پدیده ای است از این نوع رویکرد که فارغ از نام ونشانی وشناسنامه فرد ،زمینه واقعی برای معرفی وی ایجاد شد.چه کسی اوباما را چهار سال پیش می شناخت؟
اکبر اعلمی با ویژه گی هائی چون شجاعت و نترسی و صراحت ودیدگاه اصلاح طلبی و محکم ودرنده گی در مطالبه خواست های مردم با بیانیه ای که حاوی نکات ریز وقابل تاملی بود وارد عرصه انتخابات شد لیکن بر اساس نوع تفکری که گفته شد اجازه برجسته شدن موضوع داده نشد، حتی خاتمی در نامه خود نه تنها نامی از وی بلکه کلمه سایر کاندیدا ها ( به غیر موسوی وکروبی )را هم به میان نمی آورد،گوئی ششدانگ سند اصلاحات به نام این افراد زده شده است .
در حالی که اگر سخنان خاتمی وکروبی را در یک سی دی جمع کنیم و با سخنانی که اعلمی مطرح کرده است بسنجیم خواهیم دید دیدگاه اعلمی اصلاح طلبانه تر است تا خاتمی . این شعار های بیرون قدرت نیست . این سی دی می تواند حاوی بیانات رسمی این افراد زمانی که درون قدرت بودند بشود تا بر شنونده مشخص شود در زمان در در قدرت بودن کدام یک با رویکردی شفاف تر در جهت اصلاح واقعی حرکت می کردند و کدام یک به دادن شعار اصلاحات اکتفا می کردند ؟
اعلمی اصلاح طلب است اما حتی در میان اصلاح طلبان غریب افتاده است .
غربت اصلاح طلبی اعلمی در چند چیز است:
1- تیغ انتقاد اعلمی اصلاح طلبان را هم آزرده است،روزنامه های اصلاح طلب را آزرده
2- اعلمی با ارکان قدرت مراوده ندارد،تا از این طریق از زبان رجال مطرح شود.
3- راه اعلمی پرهزینه تر است،کسانی که در قدرت هستند شاید قدرت خود را از دست بدهند.
4- اعلمی رسانه ندارد (این یک ضعف است )
5- اعلمی با همه یکسان رفتار کرده است حتی با رفیق خود(دزد میخواهد راست باشد میخواهد چپ باشد دزد است)
6- طرفداران اعلمی خارج از مولفه های قدرت و ازتوده مردم هستند چرا که حرف خود را از زبان اعلمی شنیده اند.
7- اعلمی به سبب تعصب ویژه به منافع ملی با بیرون رابطه خوبی ندارد،اصولا رسانه های خارج به دنبال فردی مثل اعلمی با خوی استقلال طلبی نیستند.
8- اعلمی شخصیت خود ساخته است ،شخصیت سیاسی خود را مدیون کسی نمی داند،کسی نمی تواند به جهت عدم وامداری اعلمی از وی رانت وسهم مطالبه کند
و مواردی از این قبیل ،
دموکراسی ایجاب میکند فارغ از انحصار نگری در کشور ما هم اجازه ظهور عقاید وسلایق نو در فضای عادلانه ایجاد شود.وسیاست بسته بندی وبرچسب نو با ماهیت واحد از بین برود.
ونهایت اینکه ما می خواهیم اصلاحات وتغییرات پیروز شود یا اصلاح طلبان؟به نظر میرسد سردمداران اصلاحات با اصرار به بازگشت خاتمی ویا موسوی دنبال پیروزی اصلاح طلبانند تا اصلاحات!
به خاطر بسپاریم پیروزی اصلاحات به معنای پیروزی مردم وماندگار و پیروزی اصلاح طلبان به معنای پیروزی اشخاص وموقت است. اصلاحات واقعی باید برنامه مشخص برای رسیدن به دموکراسی داشته باشد . اصلاحات واقعی باید مشخص کند چگونه قرار است در مدت زمانی مشخص طبق برنامه ای مشخص در همه امور نظام میزان رای ملت شود . این گفتمانیست که ارائه راهکار آن از اعلمی بر می آید . باید منتظر ماند و دید
هفت تیر 7tir.com : دستي به سمت جمعيت پرتعداد سالن تکان مي دهد، يک جرعه آب مي نوشد، به درخواست مجري مراسم صلواتي مي فرستد و آنگاه شروع مي کند؛ «برادران و خواهران….» اين تصوير حضور مهندس «ميرحسين موسوي» در دانشگاه تهران است که ديروز پس از 11 سال به مناسبت شصت و ششمين سالگرد تاسيس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران روانه سالن شهيد چمران دانشکده فني شده بود؛ همان مکاني که جمع زيادي از دانشجويان نسل سومي ساعت ها انتظار ديدار او را مي کشيدند تا در ملاقات رودررو با نخست وزير دوران جنگ با افکار و ايده هايش آشنا شوند. موسوي نيز به فراخور جمعي که پاي صحبت هايش نشسته بودند، کمي بي پيرايه تر سخن گفت و انتقادهاي تندي را به فضاي سياسي کشور وارد آورد. او به رغم لحن آرام و پرطمانينه اش، به صراحت و جديت نسبت به توقيف کتاب ها، بسته شدن روزنامه ها، دولتي شدن روحانيت، دخالت نهادها در امور شخصي مردم، سوداگر شدن جامعه، بي توجهي به عزت مردم، تحريک قدرت هاي جهان و رواج صدقه پروري انتقاد کرد. اظهارات مهندس موسوي در بخش هاي مختلف با تشويق حاضران روبه رو مي شد. محتواي سخنان نخست وزير دوران جنگ نيز براي دانشجويان جالب توجه بود، به ويژه آن بخش از صحبت هايش درباره توجه به حفظ عزت مردم با عکس العمل، کف هاي ممتد حاضران و شعار «درود بر موسوي» مواجه شد. جمله ميرحسين موسوي چنين بود؛ «براي ما حفظ عزت مردم و صيانت از آن بزرگ ترين سرمايه ها است. افراد و نهادهايي که امور کشور را مي گردانند و ما آرزو داريم که تقويت شوند، بايد توجه کنند، ما نمي توانيم راجع به عزت مردم غزه و حزب الله صحبت کنيم، ولي عزت مردم خود را ناديده بگيريم.» مهندس موسوي و جمعي از همراهانش روز گذشته اندکي بعد از ساعت 5/2 بعدازظهر وارد سالن شهيد چمران شدند ولي از ساعت ها قبل ظرفيت تالار تکميل بود و بسياري از حاضران ناچار در پله هاي فاصله ميان صندلي ها اسکان داده شدند. هر چند ديروز خبري از شعارهاي پرشور و سرودهاي دانشجويي نبود و رفت و آمدهاي چند مرد ميانسال با پوشش مذهبي که بعد مشخص شد از ياران مهندس موسوي هستند، بيشتر از دانشجويان حاضر جلب توجه مي کرد ولي اين موضوع مانع از آن نبود که ورود «ميرحسين موسوي» به سالن با ابراز احساسات فراوان رو به رو نشود. اين روند با سخنراني کانديداي احتمالي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم نيز ادامه داشت. مهندس موسوي سخنانش را با يک استعاره آغاز کرد تا بتواند از طريق مثالش فضاي جامعه را ترسيم کند. او به واسطه حرفه و تحصيلاتش – کارشناسي ارشد معماري و شهرسازي – از مجسمه «ژانوس» متعلق به يکي از اساطير يوناني در موزه واتيکان سخن گفت و اظهار داشت؛ «اين مجسمه دوسر خداي مرزها و پل ها است و نزديک به 400 الي 500 سال قبل از ميلاد مسيح ساخته شده است. از لحاظ استعاره در فرهنگ جهان زماني به کار مي رود که درست دو مطلب متضاد در کنار هم قرار مي گيرند و با هم جمع مي شوند. از نظر من دو سر اين مجسمه به اين معناست که هم مي توان به گذشته نگاه کرد و هم به آينده.» نقاش 67ساله سياست پيشه با استفاده از اين «نگاه ژانوسي» به ترسيم فضاي سياسي جامعه پرداخت؛ «در جامعه گاهي به جرياناتي برمي خوريم که مقابل هم قرار مي گيرند. وقتي مساله را واکاوي مي کنيم مي بينيم دليل آن به علت نبود ساختار و سازماني براي تبديل اختلاف به وحدت است.» وي آنگاه به دو واژه «اصولگرايي و اصلاح طلبي» اشاره کرد و گفت؛ «جامعه در ارتباط با شعارهاي اصلاح طلبي و اصولگرايي يک چهره ژانوسي دارد، يعني در قضاوت و عقل جمعي اش هم اصلاح طلب است و هم اصولگرا. آنچه در صدر مبارزات سياسي معارض هم ديده مي شوند، در سطح مردم دو سوي يک سکه يا دو سر يک مجسمه تلقي مي شوند که تکميل کننده يکديگر هستند. ژانوس هم به زمين نگاه مي کند و هم به آسمان مي نگرد.» نخست وزير دهه 60 از اين تمثيل نتيجه گرفت که؛ «براي درک آنچه نياز واقعي مردم است، بايد توجه کنيم مردم چگونه اصلاح طلبي و اصولگرايي را در خود جمع مي کنند. بهره گرفتن گروه هاي سياسي از اين وضعيت واقعي بيرون کارساز خواهد بود.» ميرحسين با چنين تفسيري خود به واکاوي مساله پرداخت و مواردي از اين جمع اضداد را مطرح کرد؛ در جامعه ما مساله عدالت و آزادي از هم جدايي ندارد.در دوران مشروطيت شعار عدالت مقابل استبداد قرار مي گرفت و از عدالت مجلس و قانون زاييده شد. در دوراني از حکمراني افراد رفتن به سمت عقلانيت و آزادي مورد توجه بود. در جامعه امروز هم اگر به اين دو شعار «عدالت و آزادي» خوب نگاه شود، مي بينيم از نظر جامعه شناختي از يکديگر جدايي ناپذيرند. او ادامه داد؛ «در فضاي دروغ، فساد و نبود عدالت و محيطي که افراد به فکر آن هستند که سفره هايشان هر روز کوچک تر مي شود و تحت فشار قرار مي گيرند، آزادي هم از بين مي رود. آزادي در شرايطي بقا پيدا مي کند که مردم فرصتي براي انديشيدن به وضعيت و سرنوشت خود پيدا کنند. در نبود آزادي که حق ذاتي مردم است و چيزي نيست که به آنها اعطا شود، به سمت عدالت رفتن حرکت بسيار دشواري است.» رئيس فرهنگستان هنر تصريح کرد؛ «جامعه يي که عدالت و آزادي را کنار هم دارد، مدافع ارزش ها و راه شهيدان خواهد بود ولي در عين حال اين شيفتگي در ميان مردم باعث نمي شود آنها موافق دخالت دستگاه ها و نيروهاي گوناگون در امور شخصي خود باشند. ملت هم مي توانند وفادار به ارزش هاي اسلامي باشند ولي در عين حال مجوز نمي دهند در اموري که مربوط به خود آنهاست و سليقه هاي شخصي خودشان است، دخالت و دست اندازي صورت گيرد. جامعه در اينجا هم اصلاح طلب است و هم اصولگرا.»
ميرحسين موسوي سپس به سراغ مثال ديگري رفت و گفت؛ «جامعه دوست ندارد به اعتقادات و ارزش ها توهين شود و حرمت اين ارزش ها ناديده گرفته شود ولي مردم راضي نيستند به هر بهانه يي کتابي توقيف شود و روزنامه يي بسته شود.»
او آنگاه به موضوع ديدگاه مردم نسبت به روحانيت پرداخت و اظهار داشت؛ «جامعه ما در مجموع به روحانيت احترام مي گذارد و علاقه مند است در کنار آنها باشد. در عين حال اعتماد به روحانيت که از برکات کشور است، دليل نمي شود روحانيت دولتي شود، استقلال خود را از دست بدهد و تحت تاثير قرار گيرد.»مهندس موسوي در اين زمينه خاطره يي نقل کرد و گفت؛ «در زمان مسووليتم هر از چندگاهي از روحانيت و ائمه جمعه دعوت مي کرديم تا مشکلات را براي آنها شرح بدهيم. در مقطعي آيت الله مهدوي کني از جمع شدن اين روحانيت نگران شد که مبادا اين قشر دولتي شود و من هم به ايشان پيغام فرستادم هدف دولتي کردن نيست بلکه شرح مشکلات به آنهاست. فقط پيغام مي دهيم آنها نقد مشفقانه بدهند و در ضمن متوجه شوند در چه جاهايي بايد از دولت حمايت کنند. به نظرم براي حفظ روحانيت بايد به اين مساله توجه ويژه يي داشته باشيم، خود جامعه مي داند که چگونه است.» ميرحسين موسوي در ادامه سخنانش گريزي به حوزه «اقتصاد» زد و گفت؛ «جامعه موافق بهبود فضاي کسب و کار است. از خصوصي سازي هم دفاع مي کند. چنين جامعه يي موافق تبديل فضاي ارزشي به يک جامعه سوداگرانه که همه چيز در آن قابل خريد و فروش باشد، نيست. مردم نمي خواهند ارزش هايشان که باعث بقاي شخصيت و دين آنها است مثل کالايي که قيمت دارد، قابل خريد و فروش باشد و نهادهاي برآمده از مردم چنين حالتي را پيدا کنند. در جامعه سوداگرانه همه چيز کالا مي شود و مورد خريد و فروش قرار مي گيرد.»او ادامه داد؛ «در جامعه يي که تجارت با خداست، سوداگري حاکميت پول به حداقل مي رسد. در چنين جامعه يي بدون اينکه به مردم صدقه بدهيم و پول کف دست آنها بگذاريم، مي توان انتظار داشت که با مديريت صحيح با مشکلات روبه رو شد و بحران ها را براي مردم شرح داد.» صيانت از عزت مردم، بزرگ ترين ارزش است و اگر عزت مردم نبود، نه انقلابي شکل مي گرفت و نه مي توانستيم در طول 8 سال دفاع مقدس مقاومت کنيم. الان هم همين گونه است. اگر مشکلي داريم يا اشتباه کرديم و هزينه زيادي کرديم مي توانيم با حفظ حرمت و عزت مردم به سمت آنها رجوع کنيم و از آنهايي که در طول 8 سال دفاع مقدس فرزندان خود را به جبهه فرستادند، کمک بگيريم.وي با مخاطب قرار دادن مسوولان گفت؛ «کساني که امور را مي گردانند، بايد توجه کنند که نمي توانيم راجع به عزت مردم غزه و لبنان صحبت کنيم ولي عزت مردم خود را به فراموشي بسپاريم.ميرحسين موسوي اشاره يي هم به بحث سياست خارجي داشت. چنان که اظهار داشت؛ «جامعه ما قوياً از تکنولوژي هسته يي حمايت مي کند. آنها از باج دادن به دولت هاي بزرگ استقبال نمي کنند و آماده هر نوع فداکاري هستند ولي همين جامعه چون از عقل جمعي برخوردار است، از تحريک بيهوده جهان دل خوشي ندارد.»مهندس موسوي با مواردي که برشمرد به سخنانش به همراه يک توصيه پايان داد؛ «يکي از وظايف گروه هاي سياسي که براي مملکت دل مي سوزانند، اين است که با تکيه بر همين مردم وحدت در جامعه را ايجاد کنند و نبايد اين سرمايه عظيم را تکه تکه کرد و آرزو مي کنم کشور ما به سمت وحدت بيشتر و پيشرفت پيش برود.»حسن ختام سخنان ميرحسين موسوي، همان موضوعي بود که در بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران درخواست شده بود، با اين تفاوت که آنها در بيانيه يي که ابتداي مراسم قرائت شد از اصلاح طلبان خواسته بودند «با تمسک به اصل وحدت، توکل علي الله و با نديدن خويش و ديدن ملت در درون گفتمان اصلاح طلبي راستين و براي دستيابي به اجماع بيش از پيش تلاش کنند و با معرفي کانديداي واحد براي انتخابات رياست جمهوري ، فرصت سوءاستفاده به معاندان ندهند.»در اين بيانيه همچنين بي طرفي صدا و سيما، توقف ممنوعيت از تحصيل دانشجويان، آزادي دانشجويان زنداني و اجراي کامل تمام ظرفيت هاي قانون اساسي درخواست شده است.