ميرحسين موسوي در دانشگاه تهران / آغاز فعالیت انتخاباتی
چهار شنبه, مارس 4th, 2009
هفت تیر 7tir.com : دستي به سمت جمعيت پرتعداد سالن تکان مي دهد، يک جرعه آب مي نوشد، به درخواست مجري مراسم صلواتي مي فرستد و آنگاه شروع مي کند؛ «برادران و خواهران….» اين تصوير حضور مهندس «ميرحسين موسوي» در دانشگاه تهران است که ديروز پس از 11 سال به مناسبت شصت و ششمين سالگرد تاسيس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران روانه سالن شهيد چمران دانشکده فني شده بود؛ همان مکاني که جمع زيادي از دانشجويان نسل سومي ساعت ها انتظار ديدار او را مي کشيدند تا در ملاقات رودررو با نخست وزير دوران جنگ با افکار و ايده هايش آشنا شوند. موسوي نيز به فراخور جمعي که پاي صحبت هايش نشسته بودند، کمي بي پيرايه تر سخن گفت و انتقادهاي تندي را به فضاي سياسي کشور وارد آورد. او به رغم لحن آرام و پرطمانينه اش، به صراحت و جديت نسبت به توقيف کتاب ها، بسته شدن روزنامه ها، دولتي شدن روحانيت، دخالت نهادها در امور شخصي مردم، سوداگر شدن جامعه، بي توجهي به عزت مردم، تحريک قدرت هاي جهان و رواج صدقه پروري انتقاد کرد. اظهارات مهندس موسوي در بخش هاي مختلف با تشويق حاضران روبه رو مي شد. محتواي سخنان نخست وزير دوران جنگ نيز براي دانشجويان جالب توجه بود، به ويژه آن بخش از صحبت هايش درباره توجه به حفظ عزت مردم با عکس العمل، کف هاي ممتد حاضران و شعار «درود بر موسوي» مواجه شد. جمله ميرحسين موسوي چنين بود؛ «براي ما حفظ عزت مردم و صيانت از آن بزرگ ترين سرمايه ها است. افراد و نهادهايي که امور کشور را مي گردانند و ما آرزو داريم که تقويت شوند، بايد توجه کنند، ما نمي توانيم راجع به عزت مردم غزه و حزب الله صحبت کنيم، ولي عزت مردم خود را ناديده بگيريم.» مهندس موسوي و جمعي از همراهانش روز گذشته اندکي بعد از ساعت 5/2 بعدازظهر وارد سالن شهيد چمران شدند ولي از ساعت ها قبل ظرفيت تالار تکميل بود و بسياري از حاضران ناچار در پله هاي فاصله ميان صندلي ها اسکان داده شدند. هر چند ديروز خبري از شعارهاي پرشور و سرودهاي دانشجويي نبود و رفت و آمدهاي چند مرد ميانسال با پوشش مذهبي که بعد مشخص شد از ياران مهندس موسوي هستند، بيشتر از دانشجويان حاضر جلب توجه مي کرد ولي اين موضوع مانع از آن نبود که ورود «ميرحسين موسوي» به سالن با ابراز احساسات فراوان رو به رو نشود. اين روند با سخنراني کانديداي احتمالي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم نيز ادامه داشت. مهندس موسوي سخنانش را با يک استعاره آغاز کرد تا بتواند از طريق مثالش فضاي جامعه را ترسيم کند. او به واسطه حرفه و تحصيلاتش – کارشناسي ارشد معماري و شهرسازي – از مجسمه «ژانوس» متعلق به يکي از اساطير يوناني در موزه واتيکان سخن گفت و اظهار داشت؛ «اين مجسمه دوسر خداي مرزها و پل ها است و نزديک به 400 الي 500 سال قبل از ميلاد مسيح ساخته شده است. از لحاظ استعاره در فرهنگ جهان زماني به کار مي رود که درست دو مطلب متضاد در کنار هم قرار مي گيرند و با هم جمع مي شوند. از نظر من دو سر اين مجسمه به اين معناست که هم مي توان به گذشته نگاه کرد و هم به آينده.» نقاش 67ساله سياست پيشه با استفاده از اين «نگاه ژانوسي» به ترسيم فضاي سياسي جامعه پرداخت؛ «در جامعه گاهي به جرياناتي برمي خوريم که مقابل هم قرار مي گيرند. وقتي مساله را واکاوي مي کنيم مي بينيم دليل آن به علت نبود ساختار و سازماني براي تبديل اختلاف به وحدت است.» وي آنگاه به دو واژه «اصولگرايي و اصلاح طلبي» اشاره کرد و گفت؛ «جامعه در ارتباط با شعارهاي اصلاح طلبي و اصولگرايي يک چهره ژانوسي دارد، يعني در قضاوت و عقل جمعي اش هم اصلاح طلب است و هم اصولگرا. آنچه در صدر مبارزات سياسي معارض هم ديده مي شوند، در سطح مردم دو سوي يک سکه يا دو سر يک مجسمه تلقي مي شوند که تکميل کننده يکديگر هستند. ژانوس هم به زمين نگاه مي کند و هم به آسمان مي نگرد.» نخست وزير دهه 60 از اين تمثيل نتيجه گرفت که؛ «براي درک آنچه نياز واقعي مردم است، بايد توجه کنيم مردم چگونه اصلاح طلبي و اصولگرايي را در خود جمع مي کنند. بهره گرفتن گروه هاي سياسي از اين وضعيت واقعي بيرون کارساز خواهد بود.» ميرحسين با چنين تفسيري خود به واکاوي مساله پرداخت و مواردي از اين جمع اضداد را مطرح کرد؛ در جامعه ما مساله عدالت و آزادي از هم جدايي ندارد.در دوران مشروطيت شعار عدالت مقابل استبداد قرار مي گرفت و از عدالت مجلس و قانون زاييده شد. در دوراني از حکمراني افراد رفتن به سمت عقلانيت و آزادي مورد توجه بود. در جامعه امروز هم اگر به اين دو شعار «عدالت و آزادي» خوب نگاه شود، مي بينيم از نظر جامعه شناختي از يکديگر جدايي ناپذيرند. او ادامه داد؛ «در فضاي دروغ، فساد و نبود عدالت و محيطي که افراد به فکر آن هستند که سفره هايشان هر روز کوچک تر مي شود و تحت فشار قرار مي گيرند، آزادي هم از بين مي رود. آزادي در شرايطي بقا پيدا مي کند که مردم فرصتي براي انديشيدن به وضعيت و سرنوشت خود پيدا کنند. در نبود آزادي که حق ذاتي مردم است و چيزي نيست که به آنها اعطا شود، به سمت عدالت رفتن حرکت بسيار دشواري است.» رئيس فرهنگستان هنر تصريح کرد؛ «جامعه يي که عدالت و آزادي را کنار هم دارد، مدافع ارزش ها و راه شهيدان خواهد بود ولي در عين حال اين شيفتگي در ميان مردم باعث نمي شود آنها موافق دخالت دستگاه ها و نيروهاي گوناگون در امور شخصي خود باشند. ملت هم مي توانند وفادار به ارزش هاي اسلامي باشند ولي در عين حال مجوز نمي دهند در اموري که مربوط به خود آنهاست و سليقه هاي شخصي خودشان است، دخالت و دست اندازي صورت گيرد. جامعه در اينجا هم اصلاح طلب است و هم اصولگرا.»
ميرحسين موسوي سپس به سراغ مثال ديگري رفت و گفت؛ «جامعه دوست ندارد به اعتقادات و ارزش ها توهين شود و حرمت اين ارزش ها ناديده گرفته شود ولي مردم راضي نيستند به هر بهانه يي کتابي توقيف شود و روزنامه يي بسته شود.»
او آنگاه به موضوع ديدگاه مردم نسبت به روحانيت پرداخت و اظهار داشت؛ «جامعه ما در مجموع به روحانيت احترام مي گذارد و علاقه مند است در کنار آنها باشد. در عين حال اعتماد به روحانيت که از برکات کشور است، دليل نمي شود روحانيت دولتي شود، استقلال خود را از دست بدهد و تحت تاثير قرار گيرد.»مهندس موسوي در اين زمينه خاطره يي نقل کرد و گفت؛ «در زمان مسووليتم هر از چندگاهي از روحانيت و ائمه جمعه دعوت مي کرديم تا مشکلات را براي آنها شرح بدهيم. در مقطعي آيت الله مهدوي کني از جمع شدن اين روحانيت نگران شد که مبادا اين قشر دولتي شود و من هم به ايشان پيغام فرستادم هدف دولتي کردن نيست بلکه شرح مشکلات به آنهاست. فقط پيغام مي دهيم آنها نقد مشفقانه بدهند و در ضمن متوجه شوند در چه جاهايي بايد از دولت حمايت کنند. به نظرم براي حفظ روحانيت بايد به اين مساله توجه ويژه يي داشته باشيم، خود جامعه مي داند که چگونه است.» ميرحسين موسوي در ادامه سخنانش گريزي به حوزه «اقتصاد» زد و گفت؛ «جامعه موافق بهبود فضاي کسب و کار است. از خصوصي سازي هم دفاع مي کند. چنين جامعه يي موافق تبديل فضاي ارزشي به يک جامعه سوداگرانه که همه چيز در آن قابل خريد و فروش باشد، نيست. مردم نمي خواهند ارزش هايشان که باعث بقاي شخصيت و دين آنها است مثل کالايي که قيمت دارد، قابل خريد و فروش باشد و نهادهاي برآمده از مردم چنين حالتي را پيدا کنند. در جامعه سوداگرانه همه چيز کالا مي شود و مورد خريد و فروش قرار مي گيرد.»او ادامه داد؛ «در جامعه يي که تجارت با خداست، سوداگري حاکميت پول به حداقل مي رسد. در چنين جامعه يي بدون اينکه به مردم صدقه بدهيم و پول کف دست آنها بگذاريم، مي توان انتظار داشت که با مديريت صحيح با مشکلات روبه رو شد و بحران ها را براي مردم شرح داد.» صيانت از عزت مردم، بزرگ ترين ارزش است و اگر عزت مردم نبود، نه انقلابي شکل مي گرفت و نه مي توانستيم در طول 8 سال دفاع مقدس مقاومت کنيم. الان هم همين گونه است. اگر مشکلي داريم يا اشتباه کرديم و هزينه زيادي کرديم مي توانيم با حفظ حرمت و عزت مردم به سمت آنها رجوع کنيم و از آنهايي که در طول 8 سال دفاع مقدس فرزندان خود را به جبهه فرستادند، کمک بگيريم.وي با مخاطب قرار دادن مسوولان گفت؛ «کساني که امور را مي گردانند، بايد توجه کنند که نمي توانيم راجع به عزت مردم غزه و لبنان صحبت کنيم ولي عزت مردم خود را به فراموشي بسپاريم.ميرحسين موسوي اشاره يي هم به بحث سياست خارجي داشت. چنان که اظهار داشت؛ «جامعه ما قوياً از تکنولوژي هسته يي حمايت مي کند. آنها از باج دادن به دولت هاي بزرگ استقبال نمي کنند و آماده هر نوع فداکاري هستند ولي همين جامعه چون از عقل جمعي برخوردار است، از تحريک بيهوده جهان دل خوشي ندارد.»مهندس موسوي با مواردي که برشمرد به سخنانش به همراه يک توصيه پايان داد؛ «يکي از وظايف گروه هاي سياسي که براي مملکت دل مي سوزانند، اين است که با تکيه بر همين مردم وحدت در جامعه را ايجاد کنند و نبايد اين سرمايه عظيم را تکه تکه کرد و آرزو مي کنم کشور ما به سمت وحدت بيشتر و پيشرفت پيش برود.»حسن ختام سخنان ميرحسين موسوي، همان موضوعي بود که در بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران درخواست شده بود، با اين تفاوت که آنها در بيانيه يي که ابتداي مراسم قرائت شد از اصلاح طلبان خواسته بودند «با تمسک به اصل وحدت، توکل علي الله و با نديدن خويش و ديدن ملت در درون گفتمان اصلاح طلبي راستين و براي دستيابي به اجماع بيش از پيش تلاش کنند و با معرفي کانديداي واحد براي انتخابات رياست جمهوري ، فرصت سوءاستفاده به معاندان ندهند.»در اين بيانيه همچنين بي طرفي صدا و سيما، توقف ممنوعيت از تحصيل دانشجويان، آزادي دانشجويان زنداني و اجراي کامل تمام ظرفيت هاي قانون اساسي درخواست شده است.