Posts Tagged ‘مهریه’

با این منطق پسرها می توانند به جای مهریه دادن مهریه بگیرند

یکشنبه, آوریل 26th, 2009


هفت تیر 7tir.com  : در این کلیپ بهروز پاکشیر مجری برنامه ماهواره ای پرچونه ،  توضیح می دهد که چرا نباید پسرها برای ازدواج مهریه بدهند و حتی باید مهریه بگیرند .

زنی که پولهای شوهرش را بالا کشیده بود توسط او به آتش کشیده شد

سه شنبه, آوریل 7th, 2009

مرگ در اثر آتش سوزی

هفت تیر 7tir.com: تحقيقات ويژه درباره مرگ يک زن و شوهر ميانسال در ميان شعله هاي آتش ابعاد تازه يي از اين حادثه جنايي را فاش کرد. در اين رخداد مرد به قصد کشتن همسرش خانه را به آتش کشيد ولي خودش هم گرفتار حريق شد و جان باخت.

به گزارش خبرنگار ما اين جنايت بعدازظهر روز ششم فروردين ماه از طريق کلانتري خاني آباد به بازپرس جنايي تهران اطلاع داده شد و پس از حضور تيم ويژه در خانه زن و مرد متوفي واقع در خيابان خليج فارس معلوم شد آتش سوزي عمدي بوده و به احتمال زياد مرد ميانسال که حسن نام داشته با استفاده از بنزين آتش برپا کرده است. اجساد دو قرباني در حالي به پزشکي قانوني انتقال يافت که فرضيه جنايت خانوادگي و سپس مرگ قاتل در پي يک حادثه، بسيار قوي به نظر مي رسيد. به همين سبب محمدحسين شهرياري بازپرس شعبه 7 دادسراي جنايي به کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي دستور داد به تحقيق درباره زندگي خصوصي اين زوج بپردازند و فاش کنند آيا اختلافاتي ميان آن دو وجود داشته است يا خير. نخستين سرنخ را همسايگان حسن و مينا به پليس ارائه دادند و گفتند بارها صداي مشاجره اين زوج را شنيده اند و گمان مي کنند آنها با هم به شدت درگيري داشتند. پس از آن، پرس وجو از نزديکان زن و مرد ميانسال به تدريج قطعات اين پازل جنايي را در اختيار کارآگاهان قرار داد. تحقيقات صورت گرفته فاش کرد مينا و حسن که دخترعمه – پسردايي بودند از 10 سال پيش به هم علاقه مند شدند و تصميم شان را براي ازدواج قطعي کردند ولي مخالفت خانواده آن دو را از رسيدن به عشقي آتشين محروم کرد. بعد از مدتي حسن و مينا که مي ديدند توانايي جلب موافقت خانواده هايشان را ندارند با يکديگر پيماني عاشقانه بستند و قرار گذاشتند هر کدام با فرد ديگري ازدواج کند ولي در آخر حتي اگر يک روز عمرشان باقي مانده بود دوباره نزد هم برگردند و زندگي مشترک را تجربه کنند. به اين ترتيب دخترعمه و پسردايي هر يک تشکيل خانواده دادند و صاحب فرزند شدند اما گذر زمان عشق را از ياد آنها نبرد و اين دو با وجود اينکه متاهل بودند، به صورت تلفني و هر از گاهي حضوري از احوال هم باخبر مي شدند. اين رابطه ها به تدريج ظن همسران شان را برانگيخت به گونه يي که همسر حسن تقاضاي طلاق کرد و شوهر مينا نيز با مراجعه به دادگاه خانواده ادامه زندگي با اين زن را غيرممکن دانست. پس از برگزاري چندين جلسه دادگاه سرانجام مينا و حسن از همسران شان جدا شدند و اين اتفاق فرصتي را برايشان فراهم کرد تا به عهد قديمي خود وفا کنند. آنها چندي پس از طلاق به عقد هم درآمدند و زندگي مشترک شان را شروع کردند. هرچند اين زوج در ابتدا خشنود و راضي به نظر مي رسيدند، يک اتفاق مسير زندگي شان را تغيير داد.

همسر اول حسن بر دريافت مهريه اش اصرار داشت و حاضر به بذل آن نبود. از سويي مرد ميانسال که توانايي مالي بالايي نداشت براي اينکه خانه و اندک اندوخته اش را از دست ندهد، همه دارايي خود را به نام همسرش و پدر مينا کرد. چند ماه بعد حسن که مي ديد ماجراي مهريه او به حالت تعليق درآمده است، تصميم گرفت اموال خود را از دايي و همسرش پس بگيرد اما مينا از واگذاري مجدد دارايي شوهرش به او خودداري و همين امر آتش اختلافات را در زندگي آنها شعله ور کرد به گونه يي که دعواهاي اين زوج چند بار به ضرب و جرح انجاميد. درگيري هاي زن و شوهر ادامه داشت تا اينکه شب عيد حسن که مي خواست کارت سوخت خودرواش را به برادرش قرض بدهد تا او به سفر برود، براي خودش چهار گالن بنزين خريد و آنها را در خانه نگه داشت. در اين بين فرارسيدن سال نو نيز نتوانست مينا و حسن را آرام کند و در ايام تعطيل درگيري هاي آنان شدت بيشتري گرفت تا حدي که مرد ميانسال چندين بار زنش را به مرگ تهديد کرد. بالاخره روز ششم فروردين ماه حسن تهديدهايش را عملي کرد. او که از مينا به شدت عصبي بود و کينه به دل داشت، وقتي همسرش را ديد که به خواب عميقي فرورفته است سراغ يک گالن بنزين رفت، آن را روي مينا خالي کرد و کبريت را کشيد و شعله هاي آتش به سرعت گسترش يافت و همه خانه را دربرگرفت. در اين ميان حسن نيز در ميان حريق محاصره شد و نتوانست راه فراري پيدا کند و خودش نيز جان باخت.

به گفته بازپرس شهرياري هرچند جزئيات زيادي از اين پرونده فاش شده است اما تحقيقات براي پي بردن به زواياي ديگر اين حادثه مرگبار ادامه دارد.

عجیب ترین های صفحات حوادث ، در سال 87

یکشنبه, مارس 22nd, 2009


هفت تیر 7tir.com  :  اخبار در صفحات حوادث گاهی به اندازه‌ای عجیب و باورنکردنی است که موجب می‌شود خوانندگان دقایقی بسیار روی آن مکث کنند و برای پذیرفتن چنین اخباری دودل باشند. سایت خبری هفت تیر در شش ماه از سال گذشته به روز نشد و به اخبار بسیاری نپرداخت .  اخبار جالبی مانند مهریه هزار بوسه‌ای تا دردسرهای دندان عقل برای 3پزشک که از عجیب‌ترین حادثه‌های سال 87 بود. نگاهی به اخبار حوادث سال گذشته می اندازیم :

نوزاد اجاره‌ای
به دنیا آوردن یک نوزاد از رحم اجاره‌ای پدر و مادرش دردسری جنجالی به وجود آورد. مسؤولان بیمارستانی که این نوزاد اجاره‌ای در آنجا به دنیا آمده بود، حاضر نشدند گواهی ولادت را به نام پدر و مادر اصلی کودک صادر کنند.

این پدر و مادر که پس از سال‌ها بی‌نتیجه ماندن تلاش‌های پزشکی و عبور از همه موانع آزمایشگاهی از باروری خود ناامید شده بودند با مراجعه به یکی از کلینیک‌های ناباروری خواستار بچه‌دار شدن با روش رحم اجاره‌ای شدند. فروردین‌ماه سال 87، زمانی که نوزاد متولد شد گواهی ولادت به نام مادری که رحم خود را اجاره داده بود صادر شد. به همین خاطر زوج جوان به دادسرا مراجعه کردند و خواستار پیگیری قانونی شدند تا نوزاد به نام پدر و مادر اصلی ثبت شود…

یک دندان عقل در برابر 3 پزشک
3 پزشک در 22 فروردین‌ماه سال 87 به خاطر سهل‌انگاری در کشیدن دندان یک بیمار به دادسرا احضار شدند. بیمار وقتی نزد خانم دکتری برای کشیدن دندان عقل رفت، پس از تزریق داروی بیهوشی از مطب خارج شد، اما چند روز بعد متوجه شد که دچار فلج اعصاب صورت شده است.

وی سپس نزد روانپزشک مراجعه کرد که این‌بار نیز با مداوا و تشخیص غلط پزشک به یک فیزیوتراپ معرفی شد و به دستور دکتر فیزیوتراپ 20 جلسه تحت درمان صورت با اشعه مادون قرمز قرار گرفت.

پس از گذشت چندماه نه‌تنها فلج اعصاب صورت مرد بیمار بهبود نیافت بلکه افتادگی پلک راست بیمار که موجب کم‌بینایی وی شده بود، نیز به نابینایی مطلق تبدیل شد. 3 پزشک از سوی بازپرس دادسرای جرائم پزشکی به پرداخت دیه محکوم شدند.

موبایلی در چاهک فاضلاب
پنج اردیبهشت‌ماه سال 87 دست جوانی به دلیل سهل‌انگاری در داخل چاهک سرویس بهداشتی گیر کرد! تلفن همراه این کارگر جوان به هنگام ورود به سرویس بهداشتی از دستش افتاد و به داخل چاهک فرورفت و هنگامی که وی اقدام به بیرون آوردن تلفن همراهش کرد به دلیل سهل‌انگاری دستش در چاهک سرویس بهداشتی گیر کرد و دیگر نتوانست دستش را بیرون آورد، سرانجام ماموران آتش‌نشانی دست وی را در وضعیت نامناسبی از چاهک بیرون کشیدند.

طولانی‌ترین پرونده طلاق
طولانی‌ترین پرونده دادگاه خانواده در اردیبهشت سال 87، جزو عجیب‌ترین خبرها بود که پس از 10سال بسته شد. این زن و شوهر به‌خاطر اختلاف جزئی با یکدیگر به مشاجره پرداختند و 50 پرونده در دادگاه تشکیل دادند و سرانجام پس از 10 سال حکم طلاق این زوج صادر شد.

مهریه 3 شاخه رز سیاه
داماد محکوم شد تا 9 هزار تومان معادل 3 شاخه گل رز سیاه مهریه همسرش را بپردازد! این زن و شوهر کم سن‌ و سال پس از ازدواج با یکدیگر اختلاف پیدا کردند. عروس جوان بعد از یک سال زندگی از دست بدبینی‌های شوهرش به ستوه آمد و درخواست طلاق داد. حکم طلاق صادر و داماد محکوم شد تا مهریه 3 شاخه گل رز سیاه را به همسرش بپردازد…

مهریه یک میلیارد و 800 میلیون تومانی
زن جوان مهریه 10 هزار سکه‌ای خود را به اجرا گذاشت تا شوهرش با زن مورد علاقه خود ازدواج کند. مرد که تاجر آهن است با اصرارهای مادرش با دختری ازدواج کرد که علاقه‌ای به وی نداشت در حالی که با دختر مورد علاقه‌اش رابطه پنهانی داشت و وی را به عقد موقت خود درآورده بود.

به همین خاطر زن جوان مهریه سنگین خود را به اجرا گذاشت تا پای خود را از زندگی شوهر و هوویش بیرون بکشد. مرد نیز با حکم دادگاه محکوم شد تا یک میلیارد و 800 میلیون تومان به همسرش بپردازد تا بتواند در کنار زن مورد علاقه‌اش زندگی کند.

شکایت به خاطر کچلی
تیرماه سال 87 پسر جوانی از یک پزشک متخصص پوست و مو به خاطر کچل شدن خود شکایت کرد. وی برای کاشتن قسمتی از موهای سرش نزد پزشک متخصص پوست و مو در شمال تهران مراجعه کرد و خود را به تیغ جراحی سپرد. قرار بود پس از جراحی، موهای پسر جوان پرپشت شود غافل از اینکه تمام موهایش ریخته و او برای همیشه کچل شده بود. با شکایت این جوان، پزشک به دادسرا احضار شد و تحقیقات در این‌باره همچنان ادامه دارد.

دردسر ازدواج پسر مسلمان با دختر مسیحی
ازدواج دردسرساز، راز 3 جاعل حرفه‌ای را برملا کرد. این 3 مرد با دریافت پول‌های میلیونی از دختر و پسرهای جوان برای آنها صیغه‌نامه جعلی تنظیم می‌کردند. دختر و پسری به خاطر مخالفت‌های خانواده‌شان بر سر ازدواج، ناچار شدند صیغه‌نامه تهیه کنند. به همین خاطر در دام 3 جاعل کلاهبردار گرفتار شدند و 10 میلیون تومان پول خود را به باد دادند. آنها پس از اینکه دریافتند صیغه‌نامه جعلی است در دادسرای خارک از 3 جاعل شکایت کردند.

استفاده از موبایل ممنوع!
دختر عاشق‌پیشه با حکم عجیب دادگاه محکوم شد تا یک سال از تلفن همراه استفاده نکند. این دختر با ارسال پیامک‌های تهدیدآمیز برای هووی خیالی خود مزاحمت ایجاد می‌کرد. آذرماه سال 87 قضات شعبه 39 دادگاه تجدیدنظر، این دختر عاشق‌پیشه را محکوم کردند تا یک سال حق ثبت‌نام و استفاده از تلفن همراه را نداشته باشد.

دردسرهای ازدواج پنهانی
13 آذرماه سال 87 پرونده‌ای در دادسرای شمیرانات تشکیل شد که در آن حسادت انگیزه‌ای شد تا زن 34ساله برای انتقام از همسر صیغه‌ای خود دست به اقدام عجیبی بزند. این زن وقتی دید پسر 24 ساله علاقه‌ای به زندگی با وی ندارد، خودروی وی را به آتش کشید و این پسر را تهدید به اسیدپاشی کرد. زن توطئه‌گر با شکایت همسر صیغه‌ای خود به اتهام تهدید و اسیدپاشی روانه زندان شد.

مهریه سفر به 110 پایتخت
بهمن‌ماه سال 87 زن جوانی نزد قاضی دادگاه خانواده رفت و در حالی که 6 ماه از زندگی مشترکش می‌گذشت مهریه سفر به پایتخت 110 کشور را به اجرا گذاشت! نوعروس مدعی بود که داماد این مهریه عجیب را تعیین کرده و وعده داده هر 2 ماه یکبار همسرش را به سفر خارج از کشور ببرد اما به قولش عمل نکرده است. پس از اظهارات عجیب این زن، دستور احضار داماد در جلسه دادگاه صادر شد.

مهریه هزار بوسه‌ای
عجیب‌ترین پرونده‌ای که در بهمن‌ماه سال 87 در صفحه حوادث به چاپ رسید، مهریه هزار بوسه‌ای یک زن جوان بود که دیگر حاضر نبود در کنار همسرش زندگی کند. این زن که بشدت از همسرش متنفر بود حتی نپذیرفت حکم یک بوسه برای جدایی‌اش صادر شود!

زن جوان مدعی شده بود که شوهرش با زن جوانی آشنا شده و وی را به عقد موقت خود درآورده است. زن جوان پس از آن به دادگاه رفت و خواستار جدایی شد. حکم طلاق این زوج صادر شد و مرد محکوم شد تا 100 سکه و یکهزار بوسه مهریه همسرش را بپردازد. زن گفت فقط صد سکه را می خواهم و هزار بوسه را می بخشم اما مرد قبول نکرد و در دادگاه گفت یا همش یا هیچی ..

داربی غم‌انگیز زن و شوهر
پرونده زوج جوان علاقه‌مند به فوتبال نیز از عجیب‌ترین حادثه‌های سال 87 بود. این زوج بر سر داربی بین تیم‌های پرسپولیس و استقلال درگیر شدند و به دادگاه خانواده مراجعه کردند! این زن و شوهر بر سر مسابقه تیم‌های محبوبشان شرط‌بندی کردند اما غافل از اینکه کارشان به طلاق می‌کشد. پرونده عجیب آنها به دایره مشاوره دادگاه خانواده فرستاده شد و زوج جوان پس از رفتن به نزد مشاور از تصمیم خود منصرف شدند.

نامه پزشکی قانونی را پاره کن شب بیا پیش خودم

جمعه, مارس 20th, 2009


این ماجرا واقعیست :
زن خطاب به قاضی ادامه می دهد :
آقای قاضی! به من می گه باید صبح تا ظهر دست به سینه و دوزانو بشینی و چشم از چشمای من بر نداری؛ چشمای پر از لک و لوک و خمارش؛ چشمای ترسناکش. ازم می خواد ظهر تا شب هم ازش دست نکشم؛ یعنی بهش دست بکشم. می گه باید ظهر تا شب روی من راه بری؛ روی اون همه چربی. باورتون می شه؟ ازم دست نمی کشه. شاید اگه اینو بهتون بگم حق رو به من بدین. حقو به من ندین. حقمو بدین. می گه شب تا صبح هم باید باهاش بکشم. نمی دونین از دستش چی می کشم. هنوز نذاشتم بهم دست بکشه. اینم نامه پزشکی قانونی.

«خانوم موهاتونو بکنین تو. کسی که خربزه می خوره پای لرزشم می شینه»

چشم آقای قاضی. چشم. آره بدنم داره می لرزه. انگشتام از بس می لرزن نمی تونن این دو تا تار مو رو بکنن زیر مقنعه. شما درمورد خربزه حق دارین. من از سر اجبار با اون آقا عقد کردم. حالا هم نمی خوام باهاش برم زیر یه سقف. چشمام درد می کنه. حتا همون نصف مهریه خودمو هم نمی خوام. نمی خوام بیچاره تر از اینی که هستم بشم. «پول و پله داری که بعد از طلاق بتونی زندگی کنی؟»

شما نگران اونش نباشین. می رم کار می کنم. توی تولدها. توی عروسی ها. توی مردم. کار می کنم. دستامو ببینین. جوونن. ازشون کار می کشم.

«تو نصف مهریه ات رو بیشتر نمی تونی بگیری. با اونم که کاری نمی تونی بکنی. تازه اگه شوهرت اذیتت نکنه و به موقع مهرتو بده.»

نمی خوام آقای قاضی. فقط ولم کنه. بی خیالم بشه. توی این چند ماه دیوونم کرده. اگه بدونین از دستای سنگینش چی کشیدم. اینم نامه پزشکی قانونی.

«چی می کشید؟»

همون دیگه. اسمش یادم می ره. خیلی می کشید. خیلی.

«می خوای یه کاری کنم که بتونی همه مهریه رو بگیری و بعد از این راحت تر زندگی کنی؟»

آقای قاضی! شما در حق من پدری کنین. هر گلی که بزنین به سر خودتون زدین. یه عمر دعاتون می کنم. می یام کنیزی خانومتونو می کنم. می یام پرستاری بچه ها و نوه هاتونو می کنم. ازتون هم هیچ پولی نمی خوام. فقط کمکم کنین. جونمو نجات بدین. فقط بهم بگین باید چی کار کنم؟

«این نامه پزشکی قانونی رو پاره کن بریز دور. امشب بیا پیش خودم»

دادگاه به مرد 395 سال مهلت داد تا مهریه عروس 48 کیلویی را بپردازد

چهار شنبه, مارس 4th, 2009


«۴۸ كيلو شمش طلا مهريه عروس ۴۸ كيلويى!»
سایت هفت تیر 7tir.com  :  مرد چند بار اين جمله را تكرار كرد و سرش را به علامت تأسف تكان داد. «مى بينيد به خاطر ندانم كارى هاى پسر جوانم چه طورى گرفتار شده ايم.»
حدود شش ماه قبل همسرش به طور پنهانى او را در جريان دلباختگى پسر ۲۱ ساله شان قرار داد. احمد آقا وقتى شنيد پسرش «رضا» عاشق دختر دانشجويى شده و براى رسيدن به خواسته اش، هر شب ملتمسانه از مادرش مى خواهد تا هرچه زودتر قرار خواستگارى بگذارد شوكه شد. چراكه او با خود مى گفت: «رضا هنوز بچه است و به قولى دهانش بوى شير مى دهد.»
اما همسرش مى گفت: «رضا» به خاطر عشق و علاقه به «فرحناز» آرام و قرار ندارد و بى تابى مى كند. هرچه نصيحتش مى كنم، بى فايده است. او چند بار تهديد كرده در صورت بى توجهى به خواسته اش دست به خودكشى مى زند. تا دير نشده بايد كارى كرد وگرنه بچه ام از دست مى رود و.‎/‎/
«احمد» آقا كه صاحب يك خياطى بود با كار و تلاش بسيار مخارج زندگى همسر و فرزندانش را تأمين مى كرد. در عين حال او دوست داشت تنها پسرش در دانشگاه ادامه تحصيل دهد و در زندگى اش موفق شود. به همين خاطر با سختى زياد هزينه هاى تحصيل و شهريه پسرش در دانشگاه را به موقع تأمين مى كرد تا او بتواند بدون دغدغه پله هاى ترقى را طى كند. اما حالا با شنيدن داستان عاشقى پسرش مى ترسيد كه پايه هاى خوشبختى شان فرو بريزد. احساس خطر مى كرد و خستگى سال هاى دور يكباره تمام وجودش را فرا گرفته بود.
به هر ترتيب احمد آقا وقتى دريافت حرف ها و نصيحت هايش هيچ فايده اى ندارد ناچار به خواستگارى «فرحناز» رفت. «احمد» آقا از اين كه هيچ شناختى از خانواده عروس نداشتند، احساس بدى داشت. حس مى كرد در تاريكى قدم برمى دارد و هزار پرسش بى پاسخ در ذهنش نقش بسته بود. اما فشارهاى روحى، روانى وارده از سوى پسرش، زبانش را بسته بود.
در حالى كه خانواده داماد هيچ تمايلى براى اين وصلت و ازدواج زودهنگام نداشتند، دختر جوان و خانواده اش با اغراق از خواستگاران خود كه منتظر دريافت جواب بودند حرف مى زد و بدين ترتيب آتش اشتياق و حسادت «رضا» را بيشتر مى كرد. به طورى كه وقتى از مهريه سنگين خود حرف زد، جوان عاشق بدون هيچ بحث و مخالفتى رضايت خود را اعلام كرد.
- ببين «رضا»، پدرم گفته كسى لياقت زندگى با مرا دارد كه هم وزنم طلا براى مهريه در نظر بگيرد.
«رضا» هم بى توجه به مخالفت هاى شديد خانواده اش در شرايطى كه حتى قادر به خريد يك مثقال طلا هم نبود، «فرحناز» را با مهريه ۴۸ كيلوگرم شمش طلا به عقد خود درآورد و قرار شد زوج دانشجو با كمك خانواده هايشان خيلى زود زندگى مشترك شان را آغاز كنند.
اين در حالى بود كه مهريه سنگين عروس خانم، تعجب و تمسخر اطرافيان داماد را به همراه داشت. اعضاى فاميل داماد مدام خانواده «رضا» را به خاطر پذيرفتن چنين شرطى سرزنش مى كردند و آن را الگويى نامناسب براى فرزندان شان مى دانستند.
طبق توافق و قرار قبلى خانواده ها مراسم عقد به طور مختصر و ساده برگزار شد اما توقعات بى جا و تجمل گرايى «فرحناز» هنگام خريد عروسى، جنجال بزرگى به دنبال داشت. چراكه دختر جوان با لجبازى غيرقابل پيش بينى، اعلام كرد تا زمانى كه مهريه اش را دريافت نكند، حاضر به زندگى مشترك نيست.
حالا ديگر فاجعه رخ داده بود. «احمد» آقا با شنيدن اين خبر از شدت ناراحتى و فشارهاى روحى، روانى، مسير خانه را هم گم كرد. او بى هدف در خيابان ها قدم مى زد و خودش را گيج و درمانده مى ديد. «قيمت هر كيلو طلا بيش از ۲۵ ميليون تومان بود و با يك حساب سرانگشتى فهميد كه بايد بيش از يك ميليارد تومان مهريه عروس را بپردازد.»
خياط پير كه از ندانم كارى و خودسرى هاى پسرش به ستوه آمده بود، در اوج خشم و ناراحتى خود را به خانه رساند و ضمن برخورد تند، به پسرش گفت: اين هم عاقبت عشق و عاشقى شما. حالا هم تشريف ببريد مهريه همسر عزيزتان را بپردازيد. دقايقى بعد هم مرد ميانسال با صداى بلند به بيچارگى و درماندگى جوان بى تجربه اش به گريه افتاد.
در حالى كه قاضى دادگاه خانواده تهران، در پى دريافت دادخواست مهريه دختر جوان، داماد را محكوم به پرداخت كرده بود، دادخواست نفقه عروس خانم هم به «رضا» ابلاغ شد. «فرحناز» در شكايت ديگرى از شوهرش، اعلام كرده بود طبق قانون تا زمانى كه تمام مهريه اش را دريافت نكند، حاضر به تمكين از داماد نيست و نفقه اش را هم در اين مدت مى خواهد.
«رضا» كه نمى دانست چرا و به چه دليلى اين گونه در دام دخترى فريبكار گرفتار شده و خانواده اش را هم به دردسر بزرگى انداخته تازه به ياد حرف هاى پدر و مادرش افتاد. اما افسوس كه.‎/‎/
پسر جوان به خاطر مشكلات روحى، روانى و مراجعات مكرر به دادگاه و درگيرى فكرى، درس و دانشگاه را رها كرد و به دنبال يافتن راه چاره، به هر ريسمانى چنگ مى انداخت. اما نه درآمدى داشت نه كارى بلد بود تازه خودش هم نان خور پدرش بود.
با اين حال داماد شكست خورده پس از ارائه دادخواست اعسار – ناتوانى – و معرفى چند شاهد به قاضى دادگاه ثابت كرد كه به خاطر تنگدستى و بى پولى قادر به پرداخت مهريه نيست و اموالى هم براى فروش يا توقيف ندارد. بنابراين قاضى پرونده او را محكوم به پرداخت نيم كيلو به صورت پيش قسط و ماهيانه ۱۰ گرم طلا به نوعروس كرد.
همچنين براى نفقه «فرحناز» كه در خانه پدرش منتظر دريافت مهريه بود، ماهيانه صد هزار تومان تعيين شد. با اين حساب داماد ۲۲ ساله با حكم دادگاه ۴۷۵۰ماه مهلت گرفت تا مهريه همسرش را بپردازد و در طول اين سال ها نيز بايد هم زمان با پرداخت مهريه، نفقه زن را هم به حسابش واريز مى كرد.
از سوى ديگر «فرحناز» به محض اطلاع از رأى دادگاه، اعتراض شديد خود را نسبت به طولانى و غيرممكن بودن زمان پرداخت مهريه اعلام و تقاضاى رسيدگى مجدد پرونده را كرد.
هيأت قضايى شعبه ۴۵ دادگاه تجديدنظر استان تهران پس از بررسى هاى لازم وارد شور شد تا با در نظر گرفتن شرايط منطقى زمانى و توجه به تنگدستى داماد رأى قطعى صادر كند.
«رضا» نيز براى مقابله با همسر بى وفايش تصميم گرفت با مراجعه به دادگاه و اثبات عدم تمكين وى، درخواست ازدواج مجدد دهد. اما نمى دانست انتظار عروس براى دريافت مهريه يك دليل منطقى براى تمكين نكردن محسوب مى شود يا خير.
.
تالار گفتگو  : با عقد نامه های جدید مردها مجبور به پرداخت مهریه نیستند