Posts Tagged ‘مهران مدیری’

از سیر تا پیاز مهران مدیری

چهار شنبه, آوریل 1st, 2009

هفت تیر 7tir.com

مهران مدیری

آقای مدیری توی یک جمع می توانید جوک تعریف کنید؟

شوخی می کنید؟ جوک تعریف کنم ؟! محال است بتوانم چنین کاری انجام دهم. اصلا تا دوره نوجوانی فکر میکردم ٬ شاد بودن ٬ آواز خواندن و هر کاری که آدم را سرخوش نشان دهد ٬ کاری است به شدت جلف . به نظرم هیچ چیز بهتر از متانت نبود.

این نظرتان تغییر کرده؟

هنوز تغییر اساسی نکرده است، فقط شکلش عوض شده . حالا به نظرم شادی ٬ جلف بودن و سبک بودن نیست و آدم متین الزاما آدمی نیست که نگوید و نخندد! به این نتیجه رسیده ام که شادی اساسا یک چیز درونی است و میتوان متین بود و در عین حال از درون شاد بود و احساس خوشبختی کرد.

مدیری از نگاهی دیگر

وقتی این روزها مرد دوهزار چهره را مشاهده می کنید و مهران مدیری جدی و تلخ را در نقش خودش ببینید حتما این جملات مهران مدیری را که در ادامه می آید را قبول می کنید: من اصلا آدم اجتماعی نیستم . به شدت درونگرایم و به شدت از جمع ٬ شلوغی و شادی گریزانم. نگاه اغلب مردم به من این طور است که آدم بسیار شاد و شنگول و بذله گو و حاضر جوابی هستم ٬ ولی اصلا این طور نیست . تنهایی را بیشتر دوست دارم و اصلا طاقت هیاهو و شلوغی را ندارم.

متولد سرآسیاب
مهران مدیری در میدان بروجردی، سر آسیاب دولاب متولد شده است . او از دوران کودکی آن چیزهایی که در ذهنش به صورت یک لکه مانده، یک خانه دو طبقه کوچولو و معمولی است . آنها درطبقه پایین زندگی میکردند و طبقه بالا میهمانخانه بود . مهمترین وسیله در آن اتاق ٬ یک پیانو بود ٬ تعداد زیادی صفحه کلاسیک و مقدار زیادی هم کتاب.

خب وجود یک پیانو در آن محله بسیار عجیب بود و اتفاقا صدای همسایه ها در آمده بود که این چه سر و صدایی است که صبح تا شب از خانه شما بیرون می آید. مخصوصا اینکه برادرش که صاحب پیانو بود همیشه یا شوپن میزد یا باخ و یا راخمانینف . برای همین مهران مدیری هم وقتی توی کوچه با بچه ها تیله بازی و لاستیک بازی میکرد مثل بقیه بود اما وقتی به میهمانخانه میامد و وارد دنیای دوست داشتنی خودش می شد، احساس تنهایی میکرد ٬ چون هیچکدام از آن دوست ها آن چیزها را نمی فهمیدند .

فلسفه هگل

کودکی مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود . دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی میکرد . دوست داشت توی آن اتاق نشسته و کتاب ها را ورق بزند ٬ اسم هایشان را حفظ کرده و عکس هایشان را نگاه کند . یک روز یکی از دوستان برادرش به شوخی از او می پرسد آیا این کتاب را خوانده ای ٬ این اسمش چیست ؟ مدیری بلافاصله می گوید : فلسفه هگل . او تعجب می کند که مهران چطور اسم جنین کتابی را توانسته است ادا کند . مدیری در ادامه به او می گوید این که چیزی نیست ٬ تازه من میدانم که چه چیزی توی آن نوشته شده وشروع می کند به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنش ماند بود را برایش تعریف کردن .

خواب سالوادور دالی

برادر مهران مدیری رشته اش زیست شناسی بود و همین باعث شد که او به زیست شناسی هم علاقمند شود و کتاب های زیادی در این زمینه بخواند. بخصوص در زمینه زندگی حیوانات و کتاب های داروین و…این علاقه هنوز هم در زندگی اش مانده و یکی از بهترین ساعات زندگی او ساعت هایی است که فیلم های مستند حیوانات را می بیند! البته شیطنت های مهران مدیری پایانی نداشت . او پنهان از برادرش میرفت سر کتاب هایش ٬ چندتایی کتاب داشت از سالوادور دالی که او آنها را خیلی دوست داشت و شب خوابشان را میدید.

بیهوده ترین و پوچ ترین

در ریاضیات همیشه خنگ بود . مدیری هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمیداند .یعنی بنظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالاتر از 2 در این درس نگرفت! در درسهایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر ، فیزیک و غیره ، هیچ وقت موفق نبود .مدیری از ریاضی متنفر بود . به عقیده او فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است. بیشتر از جمع و تفریق ، نه اینکه به درد نمیخورد ، استاد! آن را درک نمیکند .

علاقه به نوری
مدیری در سالهای اخیر در عرصه موسیقی فعالیت قابل توجهی داشته است او چند سال پیش که کاستی را بیرون داده بود بدلیل علاقه ای که به صدای محمد نوری داشت آن را به نوری تقدیم کرده بود .البته او به استاد شجریان هم علاقه بسیاری دارد وزمانی گفته بود :حاضر است به خاطر شجریان خودکشی کند!
مدیری تحصیلات آکادمیک درموسیقی نداشته، سلفژ را به صورت علمی نخوانده ، اما به واسطه برادر پیانیستش می داند چایکوفسکی در شنبه سال فلان از کنسرواتور که بیرون آمد کجا رفت و به مادام فون مک چی گفت و باعث خلق چه اثری شد. همیشه موسیقی کلاسیک در خانه آنها شنیده میشد به همین خاطر شاید تاریخ موسیقی کلاسیک را به خوبی بداند. شروع هر اثری را که برایش بگذارند می داند مال کیست ، چه سالی است ، چه سبک و چه دورانی است و تحلیلش چیست.

مهران مدیری

جدی‌تر از طنز
کسی که برخی اورا سلطان کمدی در تلویزیون می نامند از همان ابتدا به کار جدی بیشتر از طنز علاقه داشت ولی به گفته خودش اصلا اتفاقی وارد کار طنز شد. طی یک اتفاق علی عمرانی پیشنهاد همکاری را در نوروز 72 به او می دهد و اینطوری کار طنز شروع می شود او با داریوش کاردان و مرحوم خسروی ارتباط داشت و قرار بود با یک مجموعه طنز برای شروع سال 72 همکاری کند. از آنجا قضیه طنزپردازی او شروع شد. قبل از آن هم دوتا کار تئاتر داشت که طنز بود. یکی از آنها پانسیون بود که در تالار مولوی سال 66 اجرا شد.
مدیری تقریبا در 18 – 19 نمایش حضور داشت که به غیر از یکی که به عنوان آهنگساز در آن بود ، در بقیه نمایشها بازیگر بود. مثل سیمرغ و هملت با دکتر صادقی، کیسه بوکس کار علی مؤذنی و … .
بعد چند کار تلویزیونی انجام می دهد ، یکی با ثریا قاسمی و چند کار مذهبی با مجتبی یاسینی، قبل تر از آن هم در رادیو کار میکرد.

صورت تلخ

حتما به تو گفته اند که صورت تلخی داری؟

بله، خیلیها از این هم فراتر می روند و می گویند آدم غمگینی هستی. خیلی وقتها درست است. در طول روز غمگینیم به شادیهایم میچربد. زود هم خودش را نشان میدهد. به قول یکی از دوستان غم اگر به جاهای ناجور نکشه، چیز خیلی بدی نیست. میتواند منشا خلاقیت هم باشد. ظاهرا در شرق برای غم اصالت بیشتری نسبت به شادی قائلند.

سالهای ممنوع الکاری

مدیری در دورانی ساعت خوش را ساخت که جای این نوع کار بسیار خالی بود. شاید یک بخش از موفقیت آن به خلاقیت فردی و همکاری خوب گروهی برمیگشت.اما بخش دیگر موفقیت آن به خاطر خلا این نوع کارها و این شکل از شادی در آن دوران بود. بعد مساله ساعت خوش آنقدر درشت شد که خیلی از مسائل جامعه را مثل آموزش وپرورش و جوانها را تحت تاثیر قرار داد. شنیده می شد آموزش و پرورش رسما از صدا و سیما شکایت کرد، چون آن سال افت تحصیلی وحشتناکی بروز کرد و آنها علتش را ساعت خوش میدانستند. حتما همه بچه ها سر کلاس از برنامه دیشب حرف میزدند. به جایی رسید که عکس مدیری و یارانش پشت تی شرت و آدامس چاپ شد. تلویزیون وقتی این وضعیت را دید ترجیح داد اول جلوی برنامه را بگیرد. چرا که میزان عواقب آن راحدس نمیزد. در آن دوران تا چند ماه روزی نبود که نشریات زرد به آدمهای گروه ساعت خوش به سخیف ترین شکل ممکن نپردازند. بعد هم تصمیم گرفته شد ساعت خوشیها هیچ کاری نکنند و این تصمیم به درازا کشید. در آن زمان به مدیران شبکه گفتند این آدمها دیده نشوند تا خود ما اعلام کنیم کی وقتش است. تا اینکه از اواخر 76 مدیری کاری را با محمد صالح علاء شروع می کند که تازه گفتند فقط میتواند بسازد و نه بازیگری.. تا 6 ماه گذشت و به برنامهء 77 رسید.

مهران مدیری

فلانی در فیلم کیمیایی نباشد

بعد از ساعت خوش و بعد از کنار رفتن از تلویزیون چندین کار خوب سینمایی به مدیری پیشنهاد می شود. قرار بود ضیافت را مدیری بازی کند تا پای کلید زدن هم رفتند. روز آغاز آمدند و گفتند فلانی نباشد. سر فیلم سلطان هم عین همین اتفاق افتاد. خیلی کارهای خوب سینمایی و تاتر را در آن سه سال و نیم از دست می دهد و این برایش ضربه بزرگی بود.

۷۷
مهران مدیری در دوران بیکاری بیشتر به طراحی نوع کار فکر می کرد تا کار به شکل آیتم نباشد. در واقع در دوران بیکاری به طراحی و فرم جدید یک برنامه طنز فکر میکرد که این اتفاق در 77 افتاد. البته پس از سه ماه اول پخش، یعنی دقیقا از شهریور سال 77 کار اصلا عوض شد. در 77 مدیری سعی کرد فاصله را با بیننده کم کرده و حتی از روبرو با او صحبت کند این بزرگترین ویژگی آن برنامه بود. در آن زمان به مدیری می گفتند ما می دانیم شما برشت و فاصله گذاری و… می شناسید. اما مدیری معتقد است نمیتوان به برشت چسباند. او فکر می کرد بهتر است بیننده هر آنچه را روبرو و پشت صحنه اتفاق میفتد ببیند.

اتفاق خودش می افتد

مدیری همیشه دنبال آدم هایی میگرددکه میخواهد، کاری هم نداردکه بازیگرند یا نه؟ مهم این است که خودشان را جلوی دوربین بیاورند. این تاکید همیشگی او به بازیگرانش بوده است . بازیگرانی که با خیلی از آنها هم به صورت اتفاقی آشنا شده است.
مردم درگیری را دوست دارند

مردم گفت و گوها و درگیریهای زن و شوهرها را خیلی دوست دارند. این رامدیری زمانی درباره موفقیت برنامه ای مثل 77 گفته بود چون هر کس خودش راجای آن کاراکترها میگذارد و همذات پنداری میکند. به قول سروش صحت هیچ کس باور نمیکرد که برنامه 77 همین جوری 10 ماه روی آنتن برود، برنامه 77
برنامه جالبی در نوع خود بود گروه این مجموعه شب وقتی خداحافظی میکردند برای فردا صبح، هیچ چیز وجود نداشت. نه قصه، نه طرح؛ نه متن. بااین حال77 در زمان خود پر بیننده ترین برنامه تاریخ تلویزیون شناخته شد البته استاد مدیری الان دیگر آن نوع طنز را دوست ندارد.

ببخشید شما؟

ببخشید شما از برنامه های بعدی مدیری بود این برنامه نیز برنامه جالبی بود که به مسئله مشاغل می پرداخت. البته مدیری برخورد صریحی بابرخی آدمها دراین برنامه داشت مثلا آدمی که از شغلش دو میلیون در می آورد. وقتی میگفت من آب باریکه دارم مدیری باصراحت به او میگفت که او دروغ میگوید و البته گویا به طرف برنمیخورد. ببخشید شما به گفته خود مدیری به دلیل همین برخورد واقعی و صمیمی قضیه برایشان دوست داشتنی شده بود. مدیری د راین سالها همیشه اعتقاد داشته که معمولا کسی که حقیقت را می گویدخوشبخت می شود. این رک گوییها باعث شیرینی شد که در بطنش خیلی تلخ بود.

چرا مدیری همیشه خودش بازی می کند؟

اما واقعا چرا؟ دو دلیل داشت که باعث شد این وضعیت ادامه داشته باشد و شدیدتر شود. یکی اعتقاد خود مدیران شبکه ها بود و هست. مدیری بارها می خواهد بازی نکرده و فقط کارگردانی کند ولی به شدت مخالفت شد. به نظر مدیران شبکه ها بازی مهران مدیری برای مردم مهم است . دلیل دیگرش این است که نویسنده ها این کار را نمی کنند. بارها مدیرانی از نویسندگانش خواسته بنویسید فلانی رفته مسافرت. در برنامه نود شب آنقدر التماس کرد که چندبار این کار را کردند. اما نویسنده ها هم میگفتند نمیشود، چی بنویسیم !

مهران مدیری

خود محوری کسب وکار من است

در زندگی آدم خود محوری هستی یا نه ؟!

بله ، ولی سعی میکنم منعطف باشم. تصمیمی که میگیرم معمولا درست است ، مگر اینکه قانع شوم که اشتباه کرده ام . این را البته خیلی نمی شود به برنامه سازی ربط داد . دلیل خودمحوری من در زندگی ، خود محوریم در برنامه نیست . چرا که اصلا خود محوری نیست و ما گروهی کار می کنیم.

تنهایی شخصی

مدیری زمانی در یک مصاحبه ای یکی از دلایل گرفتن برنامه هایش را ٬ تنهایی و خود محوری خوددانسته بود! او گفته بود : من تفکرات خودم را می سازم . منظورم محتوای برنامه نیست . ساختار برنامه و جنس بازی خودم . خیلی وقت ها ٬ در طول تاریخ آدم هایی که تنهایی شخصی شان بیشتر است ٬ توانسته اند آثار اجتماعی بهتری خلق کنند. از او پرسیده بودند این موضوع (خودمحوری ) شما را به عنوان یک آدم خودستا یا خودشیفته به دیگران معرفی نمی کند؟ مدیری در جواب گفته بود : نه٬ چون به شدت همراه با فروتنی و خواستن نظر دیگران است. من نظرم را خیلی محترمانه میگویم و دیگران به دو دلیل آن را قبول می کنند . یا اینکه درست می گویم و یا اینکه می خواهند دل من را نشکنند. من در کار مشورت می کنم اما به قول اطرافیانم تهش کار خودم را می کنم . شاید اسم این کار خودشیفتگی نباشد ٬ اما من دوست دارم تصمیم نهایی را خودم بگیرم.

مهران مدیری

دردسر والدین

مدیری پس از این همه کار طنزدر مجموعه جدی دردسر والدین بازی می کند او این کار را به خاطر علاقه اش به کار جدی انجام می دهد . او از مسئولیت خسته شده بود. دوست داشت در یک کار جدی بازیگر باشد که بعد از انجام کار به او بگویند خداحافظ . در حالیکه اشتباه می کرد .چون سنگینی این مجموعه به قدری بود که مثلا خودش 2 تا کار بسازد .

آرامش با رانندگی با سرعت زیاد

اما چه چیزهایی مدیری را عصبانی می کند؟ خودش زمانی به این سوال اینجوری جواب داده بود : دو مقوله است که من را خیلی عصبانی می کند و در واقع به سرحد جنون میرساند ، یکی آدمهایی که به کاری که به آنها مربوط نیست دخالت کنند و خارج از حیطه خودشان قدم بگذارند ، هرکسی آن کاری را که « باید » انجام ندهد و « نباید » انجام بدهد . به تعبیر برنارد شاو ، 80% آدمها ، انرژیشان صرف کارهایی می شود که به آنها مربوط نیست. دومین مقوله خیلی شخصی است ، اینکه من راجع به یک مساله جدی و مهم که ناراحتم کرده حرف بزنم و بعد ببینم که طرفم باور نکرده و لبخند بزند ، یعنی پوزخند بزند . این می تواند من را بکشد . دیوانه می شوم . موقعیت را ترک میکنم . عکس العمل بدی نشان نمی دهم . آن محیط را ترک می کنم . سوار ماشین می شوم و رانندگی می کنم . رانندگی با سرعت زیاد در اتوبانهای تهران آرامم می کند.

کتابخوار
طی سالهایی مدیری به قول خودش به شدت کتاب می خورده است ! بیشتر از همه نمایشنامه و رمان میخوانده . نویسندگان محبوبش مارکز ، تولستوی و تورگنیف بودند . به شعر هم علاقه خیلی زیادی دارد . شاعر اولش لورکا است، بعد شاملوست ، بعد مارگوت بیکل ، بعد حافظ … در موسیقی هم کنسرتهای ابوای ویوالدی مدیری را به حالت جنون ، به حالت پوچی میرساند .خیلی از آثار باخ هم روی او چنین تاثیری دارند . چیزی که بیشتر غمگینش میکند شعر است .اما سلیقه سینمایی مهران مدیری چگونه است ؟ او زمانی دراین زمینه مثال جالبی زده بود البته نه به خاطر شکل ایده آل سینما، بلکه بعنوان سینمایی که او دوست داشت . مثال او کارهای هال اشبی در اروپابود یا فیلمهایی مثل کراسینگار یا در ایران فیلم هامون .علاقهء شخصی مدیری ، سینمایی است که به روابط انسانی میپردازد، به طراحی آدمها، به عشق، به احترام و به خیلی چیزهای دیگر میپردازد.

بوگارت را دوست ندارم

چه بازیگرانی را دوست داری؟

نمی شود بین دنیرو و دوپاردیو یکی را انتخاب کرد . بازیگران مورد علاقه ام یک لیست بیست نفره درجه یک را شامل می شود .

5 تا از این بیست تا را بگو .
رابرت دنیرو ، ژرار دوپاردیو ، آنتونی کوئین ، مریل استریپ … کلارک گیبل را دوست ندارم ، همفری بوگارت را دوست ندارم …

فیلمهایی که دوست داری کدامها هستند ؟

« هملت » کوزینتسف را چهل دفعه دیدم و ممکن است هشتاد دفعه دیگر هم ببینم . « باراباس » یکی از فیلمهای محبوب من است ، « پاپیون » ، « فیلم کوتاهی درباره عشق » و … .

طنز مل بروکس

طنز صددرصد شخصی مدیری ، با کارهایی که تا بحال انجام داده است خیلی متفاوت است. این طنز شخصی مدیری اولا قصه هایش هیچ منطق و اصول خاصی نخواهد داشت. به گفته خود مدیری شاید بتوان کارهای مل بروکس را دراین زمینه مثال زد . حتما آن مدلی خواهد شد. یک جور طنز عجیب و غریب که بیشتر تماشاگر را حیرت زده می کند تا بخنداند و خیلی هم به اینکه این کار خواهد گرفت یا نه فکر نمی کند . کار شخصی یعنی همین که شخصا تصمیمی می گیرید ، آن را انجام می دهید و پای همه چیزش هم می ایستید.

مهران مدیری فمینیست

مهران مدیری همیشه درسالهای اخیر خودرا یک کار گردان مدافع زنان تصور کرده است .او همیشه سعی كرده به رغم آنچه در سریال و كارهای طنز ما دیده می شود، حضور خانم ها و عملكردشان و همچنین نوع شخصیت پردازی شان متفاوت باشد. معمولاً خانم ها در این نوع سرالچ ها یا در آشپزخانه دیده می شوند یا در حال بافتنی بافتن هستند. مدیری همیشه از این مورد پرهیز كرده . یعنی اگر مثلا شخصیتهای زن مجموعه هایش در خانه نشسته باشند كتاب می خوانند. شیشه پاك نمی کنند میوه می خوردند ولی میوه نمی شستند . مدیری همیشه مدعی بوده که اتفاقاً در كارهای ما شخصیت های مثبت همیشه خانم ها بوده اند و آقایان در قطب منفی قرار داشته اند.

آنها نابغه نیستند!
علی رغم این كه مردم فكر می كنند مدیری و دارودسته اش خیلی نابغه هستند، اما 80 درصد ماجراهایی كه می بینند، اتفاقی به ذهن او و یارانش می رسد. مدیری دراین باره می گوید : این اتفاقات با یك كلمه و یا دیدن یك چیز شروع می شود و بعد طراحی آن را انجام می شود . در پاورچین اسم شخصیت اصلی مجموعه فرهاد بود و یك روز می خواستم برای كار به اداره ای بروم و گفتم من فرهاد فلانی هستم. هنوز فامیلی نداشتم. نشستیم و درباره فامیلی ام فكر كردیم. من همین جوری به ذهنم رسید و گفتم برره، چون دیدم خود كلمه بامزه است و بی ربط. آن صحنه را با اسم فرهاد برره گرفتیم و تمام شد. بعد از 10 قسمت به این نتیجه رسیدیم كه این شخصیت ها باید از جایی آمده باشند. پیمان قاسم خانی و محسن چگینی گفتند خب از برره. چون نام خانوادگی شان برره است. بعد این سؤال پیش آمد كه برره كجاست؟ گفتیم به اسمش می آید كه روستا باشد. چه جور روستایی؟ روستایی بی هویت بی جا و مكان كه شاید خیلی آدم دارد و یكی شان كه مهندس شان باشد، فرهاد است.
اگر بیننده احساس كند كه طبیعت زندگی خودش را نمی بیند، دافعه پیدا می كند. مدیری همیشه به این موضوع اعتقادداشته.اتفاقی كه در مورد تله تئاترهایمان هم افتاده است به نظر او به همین خاطر است .او می گفت : دلیلش هم به خاطر نوع دكور، نوع لباس و نوع بازی بازیگران است كه نمی دانم چرا دوست دارند خارجی بازی كنند. چه جوری می شود خارجی بازی كرد و خارجی حرف زد و در عین حال ایرانی بود؟ برای همین است كه تله تئاتر مخاطب ندارد. در حالی كه سوژه ها به شدت جذاب است. هرچه كه از طبیعت زندگی دور باشد، بیننده را جذب نمی كند. بیننده نباید حس كند كه چیزی برایش ساخته شده است

سیستم مدیری

این روزها در سریال مرد دوهزار چهره ، مسعود شصتچی در نقش مهران مدیری با استانیسلاوسكی شوخی های جالبی کرده است .جالب است بدانید مدیری زمانی در گفت وگویی به قول خودش حرف بزرگی زده بود .او گفته بود :ما دو سبك بازی در دنیا داریم. یكی سبك استانیسلاوسكی است و دیگری فاصله گذاری برشتی. در مورد اول بازی باید دیده شود و در مورد دوم باید گفته شود كه من مهران هستم كه هملت را بازی می كنم. اما یك چیز دیگری هست میان این دو تا كه شاید سیستم مدیری باشد. خیلی حرف گنده ای زدم نه! به انتخاب برمی گردد. ما اصلاً چرا انتخاب بازیگر داریم؟ چرا براندو برای پدرخوانده انتخاب می شود و اسكوتنفسكی برای هملت؟ این به خاطر شباهت آن آدم ها به این شخصیت هاست. اسكوتنفسكی می تواند پدرخوانده بازی كند ولی هرگز نمی تواند مثل براندو باشد. براندو هم نمی تواند هملت باشد. اصلاً خصوصیات شخصیتی براندو هیچ ربطی به هملت ندارد. براندو در آمریكا متولد شده و مسائل و مشكلات و ضعف ها و فسادهای شخصیتی خودش را داشته است. یك جورهایی خودش در هالیوود، زندگی شخصی اش و… پدرخوانده بوده است. اسكوتنفسكی هم در زندگی خودش در روسیه، هملت به حساب می آمده است.

مهران مدیری

شکستن استانداردهای تلویزیون

بازیگر و کار گردان مجموعه مرد دوهزار چهره از معدود هنرمندان بوده که به قول خودش یكسری استانداردهای موجود در تلویزیون را شكسته است . مثلا اگر اتفاقی در صحنه بیفتد كات می دهند و دوباره می گیرند. اما مدیری و یارانش این كار را نكردند. آنها این کارراز زمان مجموعه ساعت خوش آغاز کردندمدیری از همن ابتدا به یک نکته فوق العاده جالب اعتقاد داشته و آن این بوده که هر چیزی كه جدی تر است و مورد شوخی قرار گیرد، جذاب تر می شود. به خصوص در مورد خبر كه اشاره كردید. به همین خاطر درهمان برنامه ساعت خوش با برنامه های جدی چون مسابقه هفته (با اجرای مرحوم نوذری) ُتقویم تاریخ و اخبار سراسری شوخی می کرده است . ازنظر مدیری مثلاً اگر آدمی در حال سوت زدن است و به هوا نگاه می كند، ناگهان داخل جویی بیفتد، كمتر خنده دار است به نسبت آدمی كه خیلی حرف های قلمبه سلمبه می زند و مدرك پرفسور را هم دارد و در حین صحبت در مورد موضوعی بسیار جدی، داخل جویی می افتد، هر چه جدی تر، خنده دارتر. شوخی با اخبار چون موضوعی بسیار جدی و بدون شوخی است، بسیار مورد توجه قرار گرفت. هنر هفتم و مسابقه هفته هم همین طور بود.

چهار از بیست

از بیست به خودم چهار می‌دهم. مدیری این جمله را هنگامی گفته بود که به او گفته بودند تو که بازیگر کارهای قطب‌الدین صادقی در تئاتر بوده‌ای، به این برنامه هایی که خودت می سازی به خودِ هنرمندت چند می‌دهی؟و مدیری به خود چهار ازبیست داده بود و گفته بود : چیزهایی که در ذهن دارم تا آنها را که روزی بسازم خیلی متفاوتند . منتها مدام از من این طور کار خواسته‌اند. دیگر افتاده‌ام در این ورطه. هر بار که خواسته‌ام وقفه‌ای بیاندازم نشده،

غریزه مدیری

مدیری هر وقت با نویسندگان برنامه هایش صحبت می کند همیشه این را به آنها گفته است به طور غریزی می فهمد که فلان متن می گیرد یا نه و این برنامه یا قسمت از قسمت های خوب است یا نه. و واقعا همه می گویند که هر بار مهران مدیری چنین چیزی گفته . مدیری معتقد است این واقعا غریزی است .

کارهای هر شبی

تلویزیون ایران در سالهای اخیر توجه بسیاری به مجموعه هایی داشته که هرشب پخش می شود این مجموعه ها گاه طنز بوده اند و گاه جدی . مهران مدیری موفق ترین آدم در زمینه برنامه های هرشبی بوده است .او درباره راز موفقیتهای کار هر شب زمانی گفته بود :کار هر شب بازیگر خودش را می خواهد .یعنی بهترین بازیگران ایران را هم در کار هر شب دور هم جمع کنید ، مطمئن نباشید که کار بیننده داشته باشد. کار هر شب خصوصیات خودش را دارد . یک سری بچه های با استعداد و پر انرژی و شیطان! می خواهد که بداهه گو باشند . اعتماد به کارگردان داشته باشند .انعطاف داشته باشند و آدم های اهل شوخی باشند .فکر می کنم گروهی که ما الان داریم در حدخودشان شناخته شده اند . مدیری بازتابهای کارهایی که هرشب کرده است دراین سالها از کوچه و خیابان،روابط عمومی سازمان، از بچه های گروه،از فامیل هایشان و از اصطلاحاتی که بین مردم رایج می شود متوجه شده است .

گریه کردن از خنده

در سالهای اخیر برخی از هنرمندان سینما وتلویزیون به این متهم شده اند که به هر قیمتی می خواهند مردم را بخندانند . مدیری یکی از این متهمان بوده ولی او در مصاحبه ای دراین باره گفته است :ما در طول این سال ها نشان داده ایم به هر قیمتی نمی خواهیم مردم را بخندانیم. کارهای ما این را می گویند . سعی کردیم فکر در باشد و کمدی لودگی نباشد. فکر می کنم این طور بوده . در کمدی خیلی کار ها می شود کرد که بیننده از خنده گریه اش بگیرد .

بحث مهم سطح سلیقه

آیا می توان گفت که سطح سلیقه مردم پایین آمده .یک بحثی هست سر بحث سلیقه مردم که بالا و پایین می شود. کارگردان مرد دوهزار چهره همیشه جواب جالبی برای این سوال داشته : سطح سلیقه خیلی بالا پایین نمی شود. مردم ما به نظرم با هوش اند و شکل ایرانی کمدی در کشور ما شکل خاصی است که یک سری حدود را برایش باید رعایت کرد، خصوصا اینکه از تلویزیون پخش می شود. مردم از خیلی وقت پیش عادت کرده اند که آسان نخندند و این کار ما را مشکل تر کرده . الان دیگر کسی نمی تواند بسازد و برود ، مردم یقه اش را می گیرند.

زوجی که قصد ربودن مهران مدیری را داشتن دستگیر شدند

سه شنبه, مارس 24th, 2009
مهران مدیری ربودن مهران مدیری توسط دو زوج
به گزارش هفت تیر 7tir.com : زوج جوانی که قصد اخاذی و ربودن مهران مدیری ( مرد دو هزار چهره این روزها )  را داشتند طی یک قرار صوری که توسط ماموران پلیس گداشته شده بود، به چنگ قانون افتادند.
به گزارش هفت تیر  این زوج در تماس های تلفنی خود با مهران مدیری اعلام کرده بودند که اگر این کارگردان اجازه ایفای نقش در سریال مرد دوهزار چهره را به این دونفر ندهد می بایست 50 میلیون تومان به آنها بدهد و در صورت عدم برآورده شدن خواسته ایشان، اقدام به ربودن مهران مدیری خواهند کرد.
مهران مدیری این موضوع را با پلیس در میان گذاشته و ماموران ناجا نیز با تحقیقات پلیسی و گذاشتن قرار صوری اقدام به دستگیری این افراد کردند.
گفتنی است، این زوج پیش از این در یک  مجموعه تلویزیونی  سابقه همکاری با مهران مدیری را دارند ،  با دستور قاضی پرونده جهت انجام تحقیقات تکمیلی بازداشت و در اختیار آگاهی تهران قرار گرفتند.
.
قبلی :  dvd سریال دائی جان ناپلئون

يک روز با پشت صحنه مرد دو هزار چهره

شنبه, مارس 21st, 2009

هفت تیر 7tir.com: مرد هزار چهره و مسعود شصتچي و دنياي اشتباهي اين آدم را همه ما به خوبي به ياد داريم؛ مردي كه ناخواسته در موقعيت‌هاي مختلف اجتماعي قرار مي‌گرفت و بدون اين‌كه بداند خود را جاي ديگري جا مي‌زد و داستان را با بياني طنز پيش مي‌برد و حالا اين مرد هزارچهره از اين بازي خوشش آمده و اين‌بار در مرد دو هزارچهره آگاهانه وارد موقعيت‌هاي طراحي شده در سناريوي اين مجموعه مي‌شود. حالا قرار است در ايام نوروز بار ديگر به خانه‌ها بيايد و خودخواسته در 5‌‌ موقعيت جديد قرار گيرد و شايد جذاب‌تر از گذشته گوي و ميدان سريال‌هاي نوروزي را به‌دست بگيرد.

عصر يكي از روزهاي دل‌انگيز اسفندماه درحالي‌كه همه ما براي نوروز و تعطيلات سال نو آماده مي‌شويم، گروه فيلمبرداري مرد دوهزارچهره به كارگرداني مهران مديري در ساختماني ويلايي در شمالي‌ترين نقطه تهران دور هم جمع شده‌اند تا مراحل پاياني مجموعه دوم از مرد دوهزار چهره را به پايان برسانند. از در ورودي كه داخل مي‌شوم حياطي بزرگ و سرسبز با استخري خالي كه پر است از وسايل صحنه توجهم را جلب مي‌كند. از پايين نگاهي به نماي بيروني ساختمان مي‌اندازم، داخل مي‌شوم و با خانه بزرگي به گستردگي خود عوامل كه هريك به نوبه خود مشغول انجام كارهاي خود هستند مواجه مي‌شوم. اين خانه سه طبقه مجزا از يكديگر دارد كه در هريك از اين سه طبقه عوامل پشت صحنه اعم از گروه طراحي و دكور، نويسندگان و گروه كارگرداني مشغول كار هستند. سرگردان به اطراف چشم مي‌اندازم تا شايد نگاه آشنايي پيدا كنم. در همين حين خانم خوش‌رويي كه معلوم مي‌شود مدير روابط عمومي پروژه مرد‌‌دو‌‌‌هزار‌‌‌چهره است نزديكم آمده مي‌گويد منتظر خبرنگار جام‌جم بوده است. همراه با او به طبقه سوم، محل تصويربرداري مرد دو هزار چهره مي‌روم.

تعداد انبوهي از افراد كه هريك گوشه‌اي از كار را انجام مي‌دهند در اين طبقه سخت مشغول وهر‌‌گروه در اتاقي ويژه جا گرفته‌اند. از ميان پرده‌هايي با بافت صدف كه صدايي از دريا را تداعي مي‌كند مي‌گذرم. اتاقي با كفپوش قهوه‌اي و طراحي داخلي به رنگ كرم مي‌بينم كه با مبل‌هاي آبي‌رنگ و برگ‌هايي به رنگ پاييز كه روي پارچه نقش بسته، زيبايي خاصي به صحنه بخشيده است.

تراولينگ و دوربين فيلمبرداري اين‌بار به جاي اين‌كه ابزاري براي تصويربرداري در صحنه باشند به وسيله‌اي براي تصويربرداري بدل شده‌اند؛ به اين معنا كه دو دوربين تصويربرداري يكي اصلي و ديگري مانند ساير عوامل، بخشي از وسايل صحنه سريال مرد دو هزارچهره محسوب مي‌شود. مهران مديري با عينكي دودي در صحنه حاضر شده و بخش‌هايي از اين صحنه را كه قرار است تصويربرداري شود با آلاله هاشمي مرور مي‌كند و بعد‌از لحظه‌اي گروه را براي تصويربرداري سكانس 22 از مرد دو هزار چهره به صحنه مي‌خواند. خودش پشت دوربين مجازي كه جزئي از وسايل صحنه است چشم در چشم حسين ستوده يكي از تصويربرداران حاضر در صحنه ايستاده و در اين لحظه متوجه مي‌شوم خود مهران مديري با گريم مسعود شصتچي پشت دوربين قرار گرفته و قرار است صحنه كارگرداني شصتچي كه اشتباهي جاي مهران مديري به عنوان كارگردان يك فيلم سينمايي نشسته تصوير برداري شود.

در اين صحنه قرار است نمايي از پشت صحنه يك كار سينمايي با رنگ مايه طنز تصويربرداري شود. در اين صحنه سيامك انصاري كه جاي خودش بازي مي‌كند با منشي صحنه سر يك پلان از كار مشاجره مي‌كند، اين دو بازيگر مقابل دوربين شصتچي نشسته‌اند و قرار است اين مرد اشتباهي نخستين صحنه از اين ماجرا را فيلمبرداري كند. اين صحنه با فرمان حركت مهران مديري آغاز مي‌شود.

سيامك در نقطه‌اي از لوكيشن نشسته و با‌طراح‌‌صحنه صحبت مي‌كند. پشت اين دو كاراكتر شصتچي در حالي كه عينك دودي خود را پايين و بالا مي‌كند روي صندلي فيلمبرداري كه به تراولينگ چسبيده نشسته و صحنه را نظاره مي‌كند.

سيامك: اين صحنه چيزخاصي ندارد. من و مديري نشسته‌ايم روي صندلي و با هم حرف مي‌زنيم. سحر زكريا هم از در مياد تو.

طراح صحنه به فيلمنامه‌اي كه در دست دارد نگاه مي‌كند و مسعود در حالي‌كه دوربين را روي ريل هل مي‌دهد از پشت آنها رد مي‌شود؛

طراح: خوب اينجا نوشته روي ميز بساط شام پهنه من الان شام از كجا بيارم اونم فسنجون؟

سيامك: اي بابا الكي سختش مي‌كنيد؛ چرا حالا فسنجون؟ قورمه سبزي بزار همچين مي‌گي انگار ژوله ازاين‌كه نوشته فسنجون منظورخاصي داشته.

شصتچي كارگردان اين بار در حالي‌كه سوار بر تراولينگ است و داخل ويزور را نگاه مي‌كند از سمت ديگر وارد شده و رد مي‌شود.

طراح در ادامه صحبت‌هاي قبلي خود مي‌گويد: اين جعبه كادويي كه دست سحره چيه؟

سيامك:هيچي توش كه معلوم نيست يه كفشي چيزي پيدا كن بده بچه‌ها كادوش كنن.

طراح: خب اگه اينارو قبلا بگين آدم خودش را آماده مي‌كنه.

سيامك در حالي كه كنترل خود را از دست مي‌دهد چنين ادامه مي‌دهد: كدوم قبلا؟ كف دستمونو بو نكرده بوديم كه مديري زود برمي گرده. حالا شما هم اين همه سخت نگير، از فردا همه چيز مرتب مي‌شود.

مسعود در پايان اين صحنه درحالي كه با دوربين به اطراف تيراندازي مي‌كند با تراولينگ از پشت آنها رد مي‌شود.

به اين ترتيب اين صحنه با خنده و شادي عوامل و گروه كارگرداني به پايان مي‌رسد.

پس از پايان يكي از صحنه‌هاي خنده‌دار اين مرد اشتباهي، چاي سر صحنه هم از راه مي‌رسد و هريك از عوامل براي رفع خستگي چاي در دست به گوشه‌اي مي‌روند؛ سيامك انصاري بازيگر طنزي است كه مديري را در مجموعه كارهاي 90 شبي طنز همراهي كرده و تجربه ثابت كرده وقتي اسم مديري در يك كار طنز مي‌آيد حتما انصاري هم در كنار اوست. از اين بازيگر خوش‌فكر مي‌خواهم درباره حضور دوباره خود در سري دوم از مجموعه مرد دوهزار چهره بگويد. انصاري با مكث كوتاهي مي‌گويد: من خيلي موافق قسمت دوم از اين مجموعه نبودم؛ چرا كه به‌نظر مي‌رسد حساسيت‌هايي در ساخت مجموعه دوم از هر فيلم و يا سريالي وجود دارد كه اين حساسيت خواه‌ناخواه نوعي رقابت مهران مديري و گروه با خودش را براي بهتر شدن قسمت دوم از سري اول بوجود مي‌آورد. «به عقيده من كار درستي نيست كه شرايطي به وجود آيد كه گروه در رقابت با خودش قرار گيرد به همين دليل ما مي‌توانستيم سراغ يك سوژه جديد برويم كه البته اين كار را هم كرديم و در مراحل فيلمبرداري بود اما بالاخره تصميم نهايي اين بود كه همان سوژه سال گذشته را ادامه دهيم.»

او مي‌گويد: ساخت مجموعه 90 شبي اپيزوديك يكي از گونه‌هاي رايجي است كه معمولا بيش از سريال‌هاي طنز دنبالهدار جوابگوي نياز مخاطب است و به نظرمي رسد هم در جهت سرگرم كردن مخاطب موثرتر است و هم عوامل رغبت بيشتري براي كار نشان مي‌دهند. انصاري عقيده دارد: وظيفه ما سرگرم كردن مخاطب ميليوني تلويزيون است و غيراز اين ما دنبال هيچ جايزه و سيمرغي نيستيم و تجربه نشان داده كه در مجموعه‌هاي 90 شبي حس سرگرم كنندگي در مخاطب و رضايت در عوامل نيز بيشتر بوده است به اين معنا كه در كارهاي 90 شبي خود ما حاصل كار را زودتر در تلويزيون مي‌بينيم و مي‌توانيم مشكلات احتمالي آن را اصلاح كنيم، در نتيجه كار به لحاظ كيفي ارتقا پيدا مي‌كند اما در سريال‌هاي دنباله دار بعد از اين‌كه 13 قسمت پخش مي‌شود تازه متوجه مي‌شويم كه حاصل كار چه چيزي از آب درآمده است.

به همين دليل اين مدل از كار را كه يك مجموعه 13 قسمتي بسازيم و بعد خودمان هم همراه مردم بنشينيم و تماشا كنيم را خيلي دوست ندارم و نمي‌توانم با آن ارتباط برقرار كنم و حالا درنظر داشته باشيد كه قرار است مجموعه دوم از يك كار تجربه شده را بار ديگر بسازيد كه به عقيده من هيچ‌‌تضميني وجود ندارد كه كار موفقي از آب درآيد؛ به عنوان مثال هيچ يك از ما از ياد نخواهيم برد قسمت سوم زير‌آسمان شهر چقدر بد شد.

عوامل صحنه مشغول آماده كردن صحنه بعد هستند و در فرصت‌هاي باقي مانده از سيامك انصاري درخصوص چگونگي حضورش در مجموعه دوم مرد هزار چهره مي‌پرسم. اين بازيگر قبل از هر‌توضيحي به اين نكته اشاره مي‌كند كه هيچ يك از بازيگران قسمت اول در اين مجموعه حضور ندارند و جز او و مسعود شصتچي كه بازيگر اصلي است هيچ كس ديگر از آن مجموعه پيشين در كار حضور ندارد. انصاري به سبك بازي خود اشاره كرده و مي‌گويد: من هيچ گاه در تيپ شخصيتي طنز بازي نكرده‌ام و تنها يك‌بار تيپ كاركردن در مرد‌‌هزار‌‌‌چهره‌‌(1) تجربه كردم وهيچ‌گاه اين ريسك را نكردم كه كارهايي كه بقيه دوستان تجربه كرده‌اند بار ديگر تجربه كنم. من در موقعيت‌هاي طنز تنها يك كار مي‌توانم خوب انجام دهم و آن هم به كار ديگران عكس العمل مناسب نشان مي‌دهم.

صحنه تصويربرداري تقريبا آماده است و گروه نورپردازي مشغول طراحي نور است. گروه تصويربرداري هم طبق دكوپاژ تعيين شده دوربين‌هاي خود را در نقاط مختلف مي‌گذارند. يكي از ويژگي‌هاي فني در اين مجموعه تصويربرداري با سه دوربين است كه به گفته سعيد‌‌‌عباس اصفهاني، عكاس و يكي از تصويربرداران اين مجموعه با توجه به اقتضاي فضاي طنز به كارگرفته شده در اين مجموعه تصميم گرفته شده از سه دوربين استفاده شود. اين تصويربردار در تشريح موقعيت تصويربرداري در اين پروژه مي‌گويد: به كارگيري سه دوربين براي تصويربرداري يك مجموعه طنز موجب تداوم حس بازيگران و البته بيننده هنگام كار مي‌شود و همين ويژگي باعث سرعت بخشيدن به كليت كار مي‌شود و هم به لحاظ فني كاري حرفه‌اي‌تر از آب در مي‌آيد.

او شناخت مديري از امور فني را يكي از ويژگي‌هاي بارز كارگردان اين مجموعه دانسته و مي‌گويد: سال‌هاي سال است كه گروه تصويربرداري با تيم مهران مديري كار مي‌كند و علاوه بر كارگردان همه ما به روحيه و روش كاري يكديگر آشنا هستيم، به همين دليل كار باايشان به لحاظ خلقيات آسان است و از سوي ديگر آشنايي و احاطه مديري به امورفني كار را براي ما هم راحت‌تر كرده است. برهمين اساس هركس مي‌داند كه چه وظيفه‌اي دارد و روند كاري خودش را حفظ مي‌كند.

سعيدعباس اصفهاني در پايان صحبت‌هاي خود به نسخه دوم مردهزارچهره اشاره كرده و مي‌گويد: تجربه نشان داده هميشه نسخه دوم يك كار موفق، به لحاظ حساسيت‌هاي موجود خيلي سخت‌تر از نسخه اول است، به‌همين دليل هم آقاي مديري و هم همه بچه‌ها با وسواس بيشتري كار مي‌كنند و اين امر، هم به لحاظ حرفه‌اي مهم است و هم از جهت مخاطب چراكه يك كار موفق توقع مردم را بالامي‌برد و اين توقع زماني بالامي‌رود كه قرار است سري دوم از يك مجموعه موفق را ببينند.

هياهوي فضاي مرد دوهزار چهره بارديگر به محل تصويربرداري برگشته و با آماده‌‌شدن صحنه، گروه فراخوانده مي‌شوند. در بين همه عوامل جاي نويسندگان را خالي مي‌بينم. از مدير روابط عمومي سراغ گروه نويسنده‌ها را مي‌گيرم، او مرا به اتاق نويسنده‌ها در طبقه دوم راهنمايي مي‌كند. آرام آرام صحنه را ترك كرده و براي يافتن تيم نويسنده مرد دوهزارچهره راهي مي‌شوم. از در اتاق كه وارد مي‌شوم آرشيوي از فيلم‌هاي ويدئويي در قفسه‌هاي بزرگ كتابخانه توجه‌ام را جلب مي‌كند. نزديك كه مي‌شوم نام آشناي فيلم‌هاي جهان را مي‌بينم. به اطراف نگاهي دقيق‌تر مي‌اندازم و سينماي خانگي با تعدادي صندلي در گوشه‌اي از اتاق خودنمايي مي‌كند. فضاي عجيب و روشنفكرانه‌اي است و بيش از هرعنواني فضاي فيلم‌هاي ژان لوك گدار را تداعي مي‌كند. در همين فكرها هستم كه تابلوي بزرگي خودنمايي مي‌كند. «لوكيشن تصويربرداري خانه مهران مديري.» تازه متوجه مي‌شوم كه اينجا خانه مديري كارگردان مرد دو هزارچهره است كه مسعود شصتچي خود را جاي او جا زده است و از اين فضاي دوست داشتني به نفع خود استفاده كرده است.

فضاي اتاق آنقدر زيباست كه يادم رفته براي يافتن گروه نويسنده‌هاي مجموعه به اين طبقه سرك كشيده‌ام. از پله‌هاي داخلي خانه با پرده‌هاي چوبي عبور مي‌كنم و روي در اتاقي را مي‌خوانم كه نوشته شده است اتاق فكر، درست آمده‌ام. در مي‌زنم محراب قاسم خاني يكي از سه نويسنده اين مجموعه با رويي خوش در را باز مي‌كند و به گرمي پذيراي مهمان ناخوانده خود مي‌شود.

اين نويسنده خوش فكر در ابتداي صحبت‌هاي خود از عجله‌اي كه در توليد كار بود گله كرده و مي‌گويد: اگر قرار بود قسمت دوم مرد هزار چهره ساخته شود بايد نزديك به 6 ماه پيش تصميم توليد و ساخت اين مجموعه گرفته مي‌شد.

او مي‌گويد موفقيت سري اول اين مجموعه دليلي نيست كه قسمت دوم آن طراحي و ساخته شود، اما دوباره با همان عجله به اين نتيجه رسيديم كه مي‌خواهيم قسمت دوم را بسازيم.خود من تمايل نداشتم كه اين كار را ادامه دهيم چراكه معتقدم طرح‌هاي ديگري هم داشتيم كه مي‌توانست جذاب باشد، اما به نظرمن هم شبكه و هم گروه توليد در اين مورد به‌خصوص ريسك نكرد و ترجيح داد يك كار امتحان پس داده را به انجام برساند، البته جوابگوي ايام نوروز خواهد بود، اما نمي‌توان پيش‌بيني كرد كه بهتر از سري قبل شود و البته اصلا نمي‌دانم كه چه لزومي داشت بار ديگر يك آدم اشتباهي مطرح شود.

يكي از مواردي كه در قسمت دوم مرد‌‌‌هزار‌‌‌چهره مشاهده مي‌شود تفاوت‌هاي ماهوي مسعود شصتچي در اين دو سري كار است. قاسم خاني در توضيح اين وجه تمايز مي‌گويد: وجه تمايز مرد هزارچهره (1) با قسمت دوم در اين است كه مسعود شصتچي را در موقعيت‌هايي چون قدرت، شهرت و غيره قرار داديم كه به عقيده من نتيجه بهتري داشت، اما در حال حاضر نكته‌اي به موقعيت قبل اضافه نشده بلكه موقعيت‌ها، موقعيت‌هاي كمدي‌تري هستند؛ در واقع اين بار نگاه به فضاي كمدي كار است تا حرفي كه گفته مي‌شود و بيش از هرعنواني قصد خنداندن مخاطب را دارد.

صحبت‌هاي اين نويسنده به اينجا كه رسيد از او مي‌خواهم تا در پايان از نتيجه كار بگويد: «تمام اين صحبت‌ها آن چيزي است كه ما مي‌گوييم اگر بود كار بهتر مي‌شد، اما تا اينجاي كار همه چيزخوب پيش مي‌رود و فكر مي‌كنم امير مهدي ژوله و خشايار الوند كه از ديگر نويسندگان هستند با همراهي مهران مديري و ساير عوامل تمام تلاش خود را براي به‌ثمررساندن يك كار موفق انجام مي‌دهند و قضاوت نهايي به عهده بيننده خواهد بود.»

هوا تاريك شده و سوز سرماي دلنشيني از كوه‌هاي برفي ولنجك صورت را نوازش مي‌دهد، اما با همه اين سرما بوي عيد و فضاي نوروز همه جا را پر كرده است و شيرينتر اين‌ كه قرار است احتمالا مجموعه ديگري از مرد هزار چهره را ببينيم.