Posts Tagged ‘شکایت’

دو متجاوز به یک نوجوان ، در خانه توسط اهالی محل دستگیر شدند

چهار شنبه, می 13th, 2009

اخبار داغ هفت تیر تعرض به پسر دانش آموز /></a></p> <p style=

هفت تیر 7tir.com: پسر متعرضي که قصد داشت از دست اهالي محل فرار کند به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفت و دستگير شد.

به گزارش هفت تیر دو روز پيش ماموران پليس 110 در تماس تلفني از سوي يکي از شهروندان متوجه شدند دو پسر در جنوب تهران به نوجواني تعرض کرده اند و يکي از آنها توسط مردم دستگير شده است. لحظاتي بعد ماموران در محل حاضر و با پسر جواني روبه رو شدند که با دست و پاي بسته داخل جوي آب افتاده و به شدت کتک خورده بود. با انتقال متهم به کلانتري وي تحت بازجويي قرار گرفت و معلوم شد زماني که اهالي محل متوجه شدند متهم و دوستش به پسر نوجواني به نام ناصر تعرض کرده اند براي اينکه آنها را دستگير کنند به خانه متهم يورش برده اند و هنگامي که اين جوان قصد داشت فرار کند او را به شدت کتک زده اند. در ادامه ناصر تحت بازجويي قرار گرفت و گفت؛ من داشتم از مدرسه به خانه برمي گشتم که پسر جواني مرا صدا زد. وي که به شدت ناله مي کرد و به خود مي پيچيد از من کمک خواست و گفت بيماري معده دارد و اگر تا دقايقي ديگر چيزي نخورد معده اش خونريزي مي کند. او از من خواست برايش از مغازه شير و کيک بخرم. من که ديدم حالش بد است تصميم گرفتم به او کمک کنم.

وي ادامه داد؛ شير و کيک را خريدم و برگشتم. پسر جوان همچنان جلوي در نشسته بود. به طرفش رفتم که خوراکي را به او بدهم که يکدفعه من را هل داد. در خانه يک نفر ديگر هم بود. آنها به زور مرا به داخل خانه بردند و زماني که ديدند مقاومت مي کنم عصباني شدند و به شدت کتکم زدند و دست و پاي من را بستند و بعد هر دو به من تعرض کردند و هر چه به آنها التماس و خواهش کردم که رهايم کنند، توجهي نکردند. پسر نوجوان افزود؛ آن دو مرا در خانه زنداني کرده بودند و اجازه نمي دادند خارج شوم. هر چند وقت يک بار هم مي آمدند و مرا کتک مي زدند. دو ساعت زنداني آنها بودم تا اينکه در يک فرصت مناسب و زماني که هر دو مشغول انجام کاري بودند آرام از خانه خارج شدم و به سمت محل کار پدرم دويدم و ماجرا را به او گفتم.

پدرم از من خواست خانه دو جوان را نشان دهم. من هم او را به محل بردم. پدرم در زد و از آن دو خواست بيرون بيايند. يکي از دو مرد که همان متهم دستگير شده است بيرون آمد و ديگري در خانه ماند. او با پدرم گلاويز شد. مردم جمع شده بودند که بفهمند چه شده است. زماني که فهميدند پسر جوان به من تعرض کرده است به سمت او هجوم بردند و او را از دست پدرم گرفتند و به داخل جوي آب انداختند و تا جايي که مي توانستند کتکش زدند و پدرم که ديد نمي تواند متهم را از دست مردم بگيرد بلافاصله به پليس خبر داد و ما براي شکايت به کلانتري آمديم.

با توجه به اظهارات اين نوجوان بازپرس پرونده براي بررسي ادعاي اين نوجوان وي را به پزشکي قانوني معرفي کرد و متخصصان تعرض به اين دانش آموز و وجود جراحت ناشي از ضرب و جرح در بدن او را تاييد کردند. سپس پرونده به همراه متهم و شاکي براي بررسي بيشتر به دادگاه کيفري استان تهران نزد قاضي ساعي و چهار قاضي مستشار فرستاده شد.

هيات قضات ديروز بعد از انجام بررسي هاي اوليه متهم را با قرار قانوني به بازداشتگاه فرستادند و دستور بازجويي از وي و بررسي فيلم هاي موجود در تلفن همراهش را صادر کردند. همچنين ماموران در شاخه ديگري از تحقيقات خود تحقيقات براي يافتن مخفيگاه همدست اين متهم را آغاز کردند.

در قم : ترس از منتشر شدن سی دی، دختر نوجوان را ماه ها به تسلیم واداشت

شنبه, آوریل 25th, 2009

هفت تیر باند آدم ربایی و آزار و اذیت دختران

هفت تیر 7tir.com: گزارش محرمانه دختر دانش‌آموز به دفتر دادستان، به شناسايي و دستگيري 25 عضو يك شبكه جنايتكار انجاميد كه دختران جوان را ربوده و تحت آزار و اذيت قرار مي‌دادند.

به گزارش هفت تیر؛ «مصطفي برزگر گنجي» دادستان عمومي و انقلاب استان قم در تشريح اين پرونده گفت: 30‌ فروردين امسال، دختر 16 ساله‌اي با مراجعه به ستاد حفاظت اجتماعي دادگستري راز جنايت‌هاي سياه چند پسر شرور را فاش كرد و گفت: سال گذشته پسر شروري، در مسير مدرسه سد راهم شد و تقاضاي دوستي كرد. اما بي‌اعتنا به حرف‌هايش راهي خانه شدم. چند روز بعد در مسير بازگشت به خانه، متوجه خودروي مشكوكي شدم كه تعقيبم مي‌كرد. دقايقي بعد نيز سرنشينان خودرو در خياباني خلوت، راهم را سد كردند و با تهديد چاقو مرا ربودند. در حالي كه با خواهش و التماس اميدوار بودم رهايم كنند، دقايقي بعد خودم را در يك خانه قديمي ديدم. وقتي چشم باز كردم همان پسر مزاحم را ديدم. او كه چهره‌اي شيطاني داشت، حين تهديد به آزار و اذيتم پرداخت. اين در حالي بود كه دوستانش نيز از ما فيلمبرداري مي‌كردند. ساعاتي بعد نيز مرا با سر و وضعي آشفته در خيابان رها كرده و ضمن تهديد گفتند: در صورت طرح موضوع با ديگران و يا اعلام شكايت، فيلم را در شهر توزيع خواهند كرد.

از آن موقع، هر چند روز يكبار، پسران شرور در مقابل دبيرستان به كمين مي‌نشستند و به محض تعطيلي مدرسه، از فاصله دور يك حلقه سي‌دي نشانم مي‌دادند. من هم از ترس پخش شدن فيلم تسليم خواسته‌هاي شوم‌شان مي‌شدم. بدين‌ترتيب آنها هر بار با دريافت پول رهايم مي‌كردند. تا اين‌كه پس از مدتي از من خواستند براي مذاكره درباره پس گرفتن سي‌دي به خانه دوستشان بروم. در آنجا بود كه با گروهي ديگر از شيطان‌صفت‌ها روبه‌رو شده و باز هم مورد آزار قرار گرفتم. حالا به ستوه آمده‌ام و به قانون و دادگستري پناه آورده‌ام.

به گفته «قاضي گنجي» با توجه به حساسيت موضوع، بلافاصله رسيدگي ويژه به پرونده آغاز شد. در همين رابطه 40 تن از كارآگاهان اداره آگاهي، مأموران اداره اطلاعات و حوزه دادستاني در 10 اكيپ، براي شناسايي و دستگيري تبهكاران به صورت همزمان وارد عمل شدند. سرانجام در كمتر از 12 ساعت مخفيگاه 25 عضو شبكه شناسايي و همگي، شبانه دستگير شدند.

م – خ، پسر شرور 19 ساله كه سردسته شبكه آدم‌ربايي و آزار و اذيت است پس از دستگيري در حالي كه بشدت شوكه بود گفت: من و دوستانم در مقابل دبيرستان‌هاي دخترانه كمين كرده و پس از ربودن دانش‌آموزان به آزار و اذيت‌شان پرداخته و فيلمبرداري نيز مي‌كرديم.

در حالي كه بازجويي از متهمان آغاز شده بود، مأموران با كشف و بررسي چند رايانه و گوشي تلفن همراه تصاوير و فيلم‌هاي سياه از صحنه آزار و اذيت 6 دختر جوان ديگر يافتند كه زير شكنجه و كتك تسليم خواسته شوم شيطان‌صفتان شده بودند.

همزمان با انتشار خبر دستگيري 25 پسر شرور، دختر جوان ديگري با مراجعه به دفتر دادستان و با طرح شكايت مشابه، ادعا كرد مورد آزار و اذيت اعضاي اين شبكه قرار گرفته، اما به‌خاطر ترس از آبرو به ‌ناچار سكوت كرده است.

با شكايت مدعي‌العموم از 25 پسر شرور، پرونده براي رسيدگي در‌اختيار «ناصر عتباتي»، بازپرس شعبه سوم دادسراي عمومي و انقلاب قم قرار گرفت. در حالي كه براي همه متهمان قرار بازداشت موقت صادر شده، تحقيقات قضايي از آنها براي افشاي جزئيات پنهان جناياتشان ادامه دارد.

«مصطفي برزگر گنجي» – دادستان عمومي و انقلاب قم با درخواست چاپ عكس 5 عضو اصلي شبكه بدون پوشش از ديگر شاكي‌ها خواست براي طرح شكايت به دفتر دادستاني مراجعه كنند.

اين مقام قضايي افزود: در صورتي كه قربانيان براي حفظ آبروي خانوادگي، حاضر به مراجعه مستقيم يا حضوري نيستند، مي‌توانند موضوع را به دادستان گزارش دهند تا به عنوان مدعي‌العموم اقدام به پيگيري موضوع نمايند. .

مسافرکشهای قلابی به حداقل 5 دختر تجاوز کردند

چهار شنبه, آوریل 22nd, 2009

 هفت تیر تجاوز مسافرکش قلابی به دختران

هفت تیر 7tir.com: شکايت يک دختر 19 ساله باعث دستگيري اعضاي باندي شد که با ربودن دختران جوان آنان را مورد آزار و اذيت قرار مي دادند.
به گزارش خبرنگار ما چند روز پيش وقتي دختري 19 ساله در شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي تهران حاضر شد در اظهارات خود از اعمال مجرمانه شش پسر جوان پرده برداشت. او که براي شرکت در کلاس آموزش رايانه خانه خود را در غرب تهران ترک کرده و سوار يک خودروي مسافرکش شده بود در بين راه توسط راننده و سرنشين ديگر خودرو مورد حمله قرار گرفت و دو جوان پس از ضرب و جرح اين دختر وي را به خانه يي در جنوب شهر کشاندند و به همراه چهار دوست ديگرشان مورد تعرض قرار دادند. متهمان با تهديد دختر 19 ساله به انتشار فيلم غيراخلاقي که تهيه کرده بودند وي را وادار به سکوت کردند و قرباني چند روز از اين ماجرا سخني به ميان نياورد تا اينکه رفتارهاي غيرعادي و وضع بد روحي و رواني اش سبب شد خانواده اش او را براي بازگو کردن ماجرا تحت فشار بگذارند و اين دختر سرانجام اتفاق رخ داده را توضيح داد و سپس براي طرح شکايت به دادسراي جنايي رفت. شاکي به داديار محمدرضا سليماني گفت؛ آن دو پسر با ضربه زدن به سرم مرا بيهوش کردند و وقتي به خودم آمدم که در خانه يي از سوي شش نفر مورد آزار قرار گرفتم.

اين دختر که هنوز در شوک به سر مي برد، گفت دو رقم از شماره پلاک خودروي متهمان را به خاطر دارد. کارآگاهان از همين دو رقم به عنوان سرنخ استفاده و خودروهايي را که با مشخصات ذکر شده توسط شاکي مطابقت داشت، شناسايي کردند و در بين آنها به يک اتومبيل مظنون شدند. صاحب اين ماشين در بازجويي ها به ماموران اطلاع داد برادرش از خودرو استفاده مي کند. به اين ترتيب برادر وي بازداشت شد اما ارتکاب هرگونه جرمي را انکار کرد. کتمان حقيقت از سوي اين متهم تا زماني ادامه داشت که ماموران او را با قرباني اش روبه رو کردند و بالاخره پسر جوان جرمش را گردن گرفت و پنج دوستش را معرفي کرد. پس از بازداشت ساير متهمان معلوم شد آنها جرائم ديگري نيز انجام داده اند. اعضاي اين باند اعتراف کردند تحت عنوان مسافرکش دختران تنها را سوار مي کردند و پس از آنکه به مخفيگاه شان مي کشاندند ساير همدستان خود را خبر مي کردند. متهمان در بازجويي ها به ربودن پنج دختر جوان و آزار اعتراف کردند  . هیچکدام از این پنج دختر از ترس آبرو اقدام به شکایت نکرده بودند  .
براي افشاي ساير جرائم احتمالي متهمان در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.

دختر 15 ساله در دام گروه شرور

شنبه, مارس 7th, 2009

هفت تیر 7tir.com : يک گروه شرور که دختر 15ساله يي را مورد آزار و اذيت قرار داده بودند توسط ماموران پليس دستگير شدند.چندي پيش مردي با مراجعه به دادسراي ناحيه 10 تهران شکايتي مطرح کرد و به بازپرس شعبه 11 گفت؛ دختر 15ساله ام پنج ماه است که از سوي جواني شرور مورد آزار و اذيت قرار مي گيرد و در حال حاضر به خاطر آزارهاي وارده در بيمارستان به سر مي برد. جوان شرور با ايجاد مزاحمت هاي پي در پي براي دخترم وي را تهديد به مرگ کرده و گفته اگر با وي ازدواج نکند او را خواهد کشت. شاکي افزود؛ اين شرور با مزاحمت هايش آسايش ساکنان محل را سلب کرده و به دختران جوان تعرض و آنها را به مرگ تهديد مي کند. از آنجا که چند شکايت ديگر نيز عليه اين متهم وجود داشت ماموران با تحقيقات و بررسي هاي لازم توانستند ردپاي چند شرور سابقه دار را شناسايي کنند.پس از دستگيري متهمان آنها با اعتراف نزد بازپرس پرونده سردسته خود به نام حسن را معرفي کردند و با دستگيري اين فرد معلوم شد او از چندي قبل پس از ارتباط با تعدادي جوان شرور باند حرفه يي تشکيل داده و به مزاحمت هاي مردمي، شرارت، تجاوز به عنف و ضرب و شتم و باج گيري و ساير اعمال تبهکارانه ديگر دست مي زده است. حسن در اعترافات خود در مورد اولين شکايت مطرح شده عليه خودش گفت؛ هنگامي که از پدر دختر مورد علاقه ام جواب رد شنيدم، تصميم گرفتم دختر را بدزدم.وي افزود؛ با خودروي پرايد به همراه دوستانم دختر مورد علاقه ام را هنگامي که از مدرسه به خانه بازمي گشت به زور سوار کردم اما چون او زياد سر و صدا مي کرد به ناچار وي را از داخل خودرو به بيرون پرت کردم و فرار کرديم.

قبلی  : دنیا در سال ۲۰۱۹ از نگاه مایکروسافت

همسرم مرا مجبور کرد کلیه ام را بفروشم تا برای او پراید بخرم

سه شنبه, مارس 3rd, 2009


هفت تیر 7tir.com   :  زني كه به خاطر چشم و هم چشمي، شوهر جوانش را وادار كرده بود كليه خود را بفروشد تا براي وي خودرو بخرد، با شكايت شوهرش روانه دادسرا شد.

خانم عباسي، داديار شعبه سوم دادسراي بعثت با اشاره به اين پرونده  گفت: چند روز پيش مردي با مراجعه به شعبه سوم دادياري دادسراي ناحيه 16 با ارائه شكايتي از همسر خود، خواست او را طلاق دهد.

شاكي در اظهاراتش گفت: از دست همسرم خسته شده‌ام در طول چند سال زندگي مشترك به دليل زيادخواهي‌هاي او به خاك فلاكت افتاده‌ام و او مدام با زخم ‌زبان‌هايش اغلب وانمود مي‌كند كه من توانايي و عرضه هيچ كاري را ندارم و بستگانش از جمله خواهر و پسرخاله او كه همزمان با من تشكيل خانواده داده‌اند، از شرايط مالي خوبي برخوردارند و من هنوز در زندگي خود پيشرفت نداشته‌ام.

فروش كليه

شاكي در ادامه گفت: اختلافات ما ريشه در مسائل اين چنيني دارد و چند ماه پيش اين اختلافات زماني به اوج خود رسيد كه باجناقم يك خودرو خريد.پس از اطلاع همسرم از اين موضوع روزگارم سياه شد و هر روز اين وضعيت بدتر مي‌شد و تاب وتحمل آن را نداشتم.

شاكي افزود: سرانجام براي رهايي از اين وضعيت به توصيه همسرم اقدام به فروش كليه خود كردم و با پول آن يك دستگاه خودروي پرايد براي او خريدم  تا شايد با اين كار شرايط لازم براي ادامه زندگي فراهم شود. اما همسرم دست‌بردار نيست و نمي‌خواهد بپذيرد كه من يك كارمند ساده هستم و هر ماه با حقوقي كه دريافت مي‌كنم، تنها قادر به زندگي آن هم با قناعت و چشم‌پوشي از خيلي از خواسته‌هاي خود هستم.

وي يادآور شد همسرم مدام به من سركوفت مي‌زند و من تمام اين مسائل را صرفا به خاطر 2 فرزند خردسال خود تحمل كرده‌ا‌م؛ اما اخيرا و پس از آن كه باجناقم براي همسر خود يك سرويس طلا خريده است، همسرم آزارهاي خود را از سر گرفته و از من مي‌خواهد به هر قيمتي كه شده براي او هم بخرم….

قاضي پرونده نيز در اين ارتباط گفت: پس از ثبت اين شكايت دستور تحقيق در اين زمينه صادر و مشخص شد مرد شاكي يكي از كليه‌هاي خود را فروخته است و همسايه‌ها نيز در تحقيقات‌ بيان كردند، مدام ميان اين زوج مشاجره و درگيري وجود دارد.

 

احضار همسر شاكي

خانم عباسي اضافه كرد: پس از مشخص شدن نتيجه تحقيقات، دستور احضار زن شاكي صادر و تحقيق از وي آغاز شد.زن جوان در اظهارات خود گفت: از همان كودكي زياده‌خواه و افزون‌طلب بودم، اما والدينم به خاطر مشكلات مالي، هيچ‌گاه به درخواست‌هاي من پاسخ نداده بودند. تا اين كه پس از ازدواج به دليل روياهايي كه با آن زندگي كرده بودم، از شوهرم مي‌خواستم زندگي مناسب و مرفهي برايم مهيا كند و دلم مي‌خواست در ميان فاميل همسر مرا به خاطر زندگي تجملاتي تحسين كنند و زماني كه خواهرم كه از كودكي با او رقابت داشتم خودرو خريد، شوهرم را وادار كردم تا با هر قيمتي كه شده خودرو خريداري كند؛ اما او قادر به تهيه پول نبود تا اين كه يك روز با مشاهده يك آگهي درخصوص خريد و فروش كليه، فكري به ذهنم رسيد و سرانجام شوهرم را ترغيب كردم تا كليه خود را بفروشد.

پشيمانم

وي افزود: پس از آن كه احضاريه دادسرا به دستم رسيد و متوجه شدم شوهرم قصد طلاق دادن مرا دارد، يك باره به خود آمده و متوجه شدم در چند سال گذشته من به شوهرم بد كرده‌ام و به او تعهد مي‌دهم ديگر او را وادار به كاري نكنم كه قادر به انجام آن نيست.قاضي پرونده اظهار كرد: پس از ثبت اظهارات زن جوان و آشتي ميان اين زوج، پرونده آنها مختومه شد.