هفت تیر 7tir.com: اکبر اعلمی گفت: «تنگنظریهای سیاسی تا آنجا ادامه مییابد که حتی یک تصویر از دهها عکس و فیلم مربوط به نشست مطبوعاتی اینجانب در ستاد انتخاباتی وزارت کشور که در حضور دهها خبرنگار و عکاس گرفته شده در صدا و سیمایی که با پول ملت اداره میشود، منتشر نمیشود، اما عکس و فیلم مربوط به کودک 12 ساله و کشاورز اردبیلی که با هماهنگی دست اندرکاران مربوطه، به وزارت کشور هدایت شدهاند با آب و تاب کامل در رسانههای داخلی و خارجی منعکس میشود»!!
به گزارش هفت تیر اکبر اعلمی یکی از 5 نامزد مطرح انتخابات ریاست جمهوری دهم در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم با ابراز ناخرسندی از عملکرد رسانههای داخلی و خارجی در انعکاس اخبار مربوط به کاندیداها و برخورد کاملاً حذفی صدا و سیما گفت: «بنده 30 سال در این کشور در سمتهای مختلف خدمت کردهام و در طول هشت سال دوران نمایندگی خود هم عضو مهمترین کمیسیون مجلس یعنی امنیت ملی و سیاست خارجی بودهام، علاوه بر اینها با انتخاب نمایندگان مجلس دو سال ریاست شورای نظارت بر سازمان صداوسیما و 8 سال ریاست گروههای دوستی پارلمانی ایران و انگلیس ،ایران و آلمان ،ایران و اسلوونی و ایران و سریلانکا را برعهده داشتهام. افزون بر اینها در طول دو دوره نمایندگی مجلس حداقل 80 بار در دانشگاههای سراسر کشور برای دانشجویان سخنرانی کردهام».
عضو سابق کمیسیون امنیت ملی افزود: «4 روز پیاپی مناظره بنده با الهام وزیر کنونی دادگستری از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است و 8 سال تمام مردم دهها نطق بنده و بیش از 70 بار سوالاتم از وزرای مختلف را از طریق صدای جمهوری اسلامی شنیدهاند، بنابراین اعلمی برای مسئولان کشور، دست اندرکاران صدا و سیما، ارباب جرائد طیف وسیعی از مردم و کشورهای خارجی نام نا آشنائی نیست تا مدعی شوند که او هم کاندیدائی است مانند سایر کاندیداهای گمنام»!
نماینده سابق تبریز در مجلس شورای اسلامی در تبیین علل برخورد حذفی با وی گفت: «ذکر یک مثال میتواند توضیح دهنده رفتارهای اقتدارگرایان با من باشد».
وی یادآور شد: «یکی از دوستانم که عضو فدراسیون کشتی است میگفت که در آستانه یکی از بازیهای المپیک در نظر داشتیم بهترین کشتیگیران را برای تیم ملی انتخاب نمائیم، با هریک از افراد ذینفوذ دولتی که در اینخصوص مشورت کردیم اغلب افراد سرشناس کشتی را که نوعاً بهدلیل ارتباط نزدیک با بعضی از مسئولان دولتی، اعضای فدراسیون کشتی، مجریان ورزشی صدا و سیما و خبرنگاران و مدیر مسئولان نشریات ورزشی، صاحب نام و شهرت شده بودند را معرفی میکردند. لذا به سایر اعضای فدراسیون گفتم این درست نیست که ما از میان جامعه بزرگ کشتیگیران تنها بر روی تعداد محدودی از افراد سرشناس متمرکز شویم از اینرو پیشنهاد کردم تا با تشکیل تیمهایی در شهرهای مختلف آنها به باشگاهها مراجعه کرده و با بررسی کشتی کشتیگیران مطرح هر باشگاه بهترینها را برای تیم ملی انتخاب کنند و همین کار را هم کردیم و در بررسیهای خود با کشتیگیران قَدَری مواجه شدیم که بهدلیل عدم ارتباط با مسئولان دولتی گمنام باقی مانده و هرگز از آنها نامی به میان نمیآمد».
نماینده مجالس ششم و هفتم ادامه داد: «این دوست میگفت کشتیگیرانی که از این طریق شناسائی شدند در رقابت با کشتیگیران نام و نشاندار پشت بسیاری از آنها را به خاک مالیدند و جالب اینجاست که دو سه نفر از کشتیگیران بسیار سرشناس هم از بیم اینکه مبادا پشتشان توسط کشتیگیران گمنام به خاک مالیده شود به بهانههای مختلف از کشتی گرفتن با آنها شانه خالی کردند.»!
اعلمی گفت : «اینروزها هرکس به خبرهای صدا و سیما ی جمهوری اسلامی ایران گوش فرا دهد و روزنامههای وابسته را مطالعه کند و یا حتی به گزارشهای خبری شبکههای تلویزیونی وابسته به کشورهای خارج نظیر BBC توجه نماید، متوجه این واقعیت و نوعی همنوائی کامل در اعلام اسامی کاندیداهای ریاست جمهوری خواهد شد».
وی افزود: «همه این رسانهها قبل از اینکه شورای نگهبان در مورد صلاحیت کاندیداهای احتمالی اظهار نظر نماید و یا اینکه مردم با رای خود در پای صندوقهای رایگیری وزن اجتماعی و سیاسی و میزان مقبولیت کاندیداها را تعیین کنند، بالاتفاق به بهانه اینکه آقایان احمدینژاد، محسن رضائی، کروبی و موسوی کاندیداهای مطرح هستند، تبلیغات خود را صرفاً روی آنها متمرکز کرده و پیوسته به مخاطبین خود تلقین میکنند که این چهار تن کاندیداهای سرشناس ریاست جمهوری هستند! و جالبتر اینکه حتی کسانی که پیوسته بر طبل ضرورت تغییر و اصلاحات میکوبند آنها هم بدون اینکه به نقش و سهم افراد مذکور در ایجاد وضعیت نامطلوب کنونی توجه کنند، تحت تاثیر این بمباران تبلیغاتی نگاهشان صرفاً معطوف به همین چهار نفر شده است»!
این کارشناس اقتصاد بینالملل افزود: «این قبیل تنگ نظریهای سیاسی و سازمان یافته تا آنجا ادامه مییابد که حتی یک تصویر از دهها عکس و فیلم مربوط به نشست مطبوعاتی اینجانب در ستاد انتخاباتی وزارت کشور که در حضور دهها خبرنگار و عکاس گرفته شده در هیچیک از رسانههای وابسته به جناحهای اقتدارگرای به اصطلاح اصلاح طلب و اصولگرا و بهویژه صدا و سیمایی که با پول ملت اداره میشود، منتشر نمیشود، اما عکس و فیلم مربوط به کودک 12 ساله و کشاورز اردبیلی که با هماهنگی دست اندرکاران مربوطه، به وزارت کشور هدایت شدهاند با آب و تاب کامل در رسانههای داخلی و خارجی منعکس میشود تا به این بهانه مقدمات و توجیهات محدود ساختن هرچه بیشتر حق انتخاب شدن در انتخابات ریاست جمهوری فراهم شود»!!
اعلمی ادامه داد: «مساله در خور توجهتر اینکه شبکه تلویزیونی BBC (بنگاه خبرپراکنی بریتانیا) هم که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران راهاندازی شده و بعضی از دست اندرکاران آن خبرنگار و نویسنده روزنامههای وابسته به جریان موسوم به دوم خرداد بودهاند ،بهجای اینکه در ظاهر هم خود را بیطرف نشان داده و از دخالت در امور داخلی ایران و انتخابات ریاست جمهوری خودداری ورزیده و به گردش آزاد اطلاعات تن دهند، در یک همصدایی آشکار از ادبیات رسانههای حکومتی استفاده کرده و همواره بر مطرح بودن چهار کاندیدای مورد اشاره تاکید میورزد و این در حالیست که مطرح بودن این افراد الزاماً به معنای مقبولیت اجتماعی آنان نیست، سکون و یخبندان فضای انتخاباتی دلیل این ادعاست».
این حقوقدان در ادامه گفت: «وانگهی اگر شهرت و مطرح بودن اشخاص به تنهائی دلیلی بر بالا بودن شانس پیروزی آنها باشد، محمد علی کلی و جو فریزر هم مشهورترین بوکسورهای جهان بودهاند اما اگر امروز در رینگ مسابقه در برابر یک بوکسور آماتور قرار بگیرند چه بسا با یک هوک چپ و راست ناک اوت شوند. همینطور شهرام جزایری هم امروز از شخصیتهای مطرح و مشهور به شمار میآید اما آیا کسی میتواند مدعی شود که این شهرت نشانه محبوبیت و مقبولیت اجتماعی اوست؟ بنابراین مقبولیت و محبوبیت معطوف به شهرت و مطرح بودن تنها در پای صندوقهای رای مشخص خواهد شد و با جنگ روانی و برخوزدهای انحصارطلبانه نمیتوان بعضی از کاندیداها را بر جامعه تحمیل کرد».
این کاندیدای ریاست جمهوری دهم افزود: «واقعیت این است که شهرت برخی از افراد ناشی از تریبونهای دولتی و حکومتی و یا رسانههایی است که با رانتهای دولتی اداره میشوند و متاسفانه قریب به اتفاق آنها هم در انحصار اعضای کلکسیون دائمی قدرت و عوامل و نزدیکان آنها قرار دارد و اگر قرار باشد که در هر انتخاباتی تنها این قبیل افراد مطرح، همواره مطرح شوند و اسامی سایر نامزدها به دلیل عدم اتصال به دو منبع پول و قدرت در غربت قرار بگیرد، لاجرم قدرت همچنان در انحصار کسانی باقی خواهد ماند که اغلب صاحب قدرت و ثروت بادآورده هستند و اصرار میورزند که کشور را به صورت الیگارشی اداره کنند، در اینصورت جمهوریت رنگ سلطنت به خود خواهد گرفت که این روند در تعارض آشکار با اصول متعدد قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر است».
اکبر اعلمی به ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره کرد و گفت: «به موجب این ماده اساس و منشا قدرت حکومت، اراده مردم است و اين اراده بايد به وسيله انتخاباتى ابراز گردد که از روى صداقت و به طور ادوارى صورت پذيرد و انتخابات بصورت عمومى و با رعايت مساوات و با راى مخفى يا طريقهاى نظير آن انجام گيرد که آزادى راى را تامين نمايد. هر کس حق دارد که در اداره امور عمومى کشور خود، خواه بصورت مستقيم و خواه با وساطت نمايندگانى که آزادانه انتخاب شده باشند ،شرکت جويد و این همان نکته مهمی است که اصول 6 و 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر آن تاکید ورزیده است».
وی افزود: «این امر در کشوری با شرایط ایران زمانی جامه عمل خواهید پوشید که طبق توصیه بند 9 اصل سوم قانون اساسی ،حاکمیت تبعيضات ناروا را در عرصه انتخابات رفع و امكانات عادلانه را برای همه کاندیداها و حق انتخاب آزاد ایجاد نماید، درغیر اینصورت باید رسماً اعلام کنند که بجز کاندیداهای حکومتی کسی حق ورود به میدان رقابتها را ندارد»!
در پایان این دیدار دانشجویان نیز نقطه نظرات خود را بیان کرده و حمایت خود را از نامزدی اکبر اعلمی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کردند.
هفت تیر 7tir.com : اکبر اعلمی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و نماینده دو دوره مجلس شورای اسلامی در دومین سفر انتخاباتی خود ، تند ترین انتقاد ها را به مسئولان فعلی نظام جمهوری اسلامی کرد و گفت در حال حاضر دویست نفر از جناح های راست و چپ ، هفتاد میلیون نفر از ملت ایران را گروگان گرفته اند و قدرت را بین خودشان دست به دست می کنند و اجازه ورود به قدرت به هفتاد میلیون نفر از مردم ایران را نمی دهند . متن کامل این سخنرانی که در مسجدی در شهر نقده در حضور حامیان اکبر اعلمی ایراد شد را در زیر می خوانید :
ترس از “فرعون” تبریز مانع انعکاس اخبار مربوط به من می شود
کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری دلیل اعلام کاندیداتوری خود از تبریز را چنین بیان کرد: « ۸۰ درصد کلماتی که من به کار می برم فارسی هستند. علتش این است که متأسفانه ۵۰ سال قبل خانواده من به تهران مهاجرت کرده اند. من هم در تهران بزرگ شده ام و الان افتخار می کنم که اصالتم و هویتم و سرزمین مادریم آذربایجان را گم نکرده ام. به این دلیل هنگام اعلام کاندیداتوری خود حرکت خود را از آذربایجان شروع کردم. همه می دانید که همه امکانات در تهران است. در تبریز “فرعون”ی ( امام جمعه تبریز ) هست، البته حیف است که او را فرعون بگویم، فرعون از او خیلی بزرگ است. اسمش را “فرعونک” گذاشته ام یعنی فرعون کوچک. من می دانستم که اگر بیانیه انتخاباتی خود را از تبریز بدهم، خبرنگاران تبریز از ترس او بیانیه انتخاباتی من را منتشر و منعکس نخواهند کرد. با این اوصاف تبریز را انتخاب کردم.»
آذربایجان مهد اصلاح طلبی است
دکتر اعلمی ضمن تشریح جایگاه آذربایجان اظهار داشت: « من در این کشور نه به چپ وابسته ام و نه به راست. اساساً آذربایجان اصلاح طلب است. شروع اصلاح طلبی از آذربایجان بوده و مشروطیت از آذربایجان شروع شده است. از سال ۷۶ به بعد عده ای که خود را اصلاح طلب می پنداشتند، شعار “ایران برای همه ایرانیان” سر دادند. اولین فردی که شعار “ایران برای همه ایرانیان” را سر داد، شیخ محمد خیابانی بود. اصلاح طلبی به آقای خاتمی و دیگران ربطی ندارد. مهد اصلاح طلبی آذربایجان است. به این سبب به عنوان یک اصلاح طلب و فرد غیر وابسته از آذربایجان اعلام کاندیداتوری کردم و اعلام کردم چون به هیچ یک از احزاب وابسته نیستم، لذا تشکیلات من آذربایجان است. اگر می دانستم بیانیه من پس از یکماه اینگونه مهجور خواهد ماند، می آمدم و از اورمیه یا سولدوز(نقده) بیانیه خود را اعلام می کردم.»
او ضمن انتقاد شدید از عوامفریبی کاندیداهای دیگر اعلام کرد: « فقط در روزهای انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و حتی انتخابات شورای شهر آذربایجان و اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی به یاد کاندیداها می افتد. این اصول دستاویزی برای جلب آرای مردم می شود. وقتی ایام انتخابات می شود همه کاندیداها شعار سر می دهند که حق آذربایجان ضایع شده است. می گویند که اگر به من رأی دهید اصول ۱۵ و ۱۹ را اجرا خواهم کرد. تمامی افرادی که کاندیدای ریاست جمهوری شده اند، همه اینها کاندیداهای هیئت حاکمه هستند، پس چرا این اصول را اجرا نمی کنند؟ فلانی آمده است و می گوید من اگر رئیس جمهور شوم، “تغییر” ایجاد خواهم کرد. آیا اصولاً “تغییر” با شما سنخیتی دارد؟ ۳۰ سال است که قدرت در دست شماست، اگر می خواستید “تغییر” ایجاد می کردید. فردی می تواند “تغییر” ایجاد کند که به آن اعتقاد داشته باشد.»
این کاندیدای ریاست جمهوری با انتقاد از عملکرد رسانه ها در بایکوت اخبار مربوط به او گفت: « من قبل از آقای کروبی و میرحسین موسوی و محسن رضایی اعلام کاندیداتوری کرده ام. ۶ ماه قبل از این در کنگره حزب اعتماد ملی اعلام کردم که اگر خدایگان روی زمین اجازه دهند، من هم از حقوق اجتماعی خود که حق انتخاب شدن در ریاست جمهوری است، استفاده خواهم کرد. تاکنون کسی نگفته که اعلمی هم کاندیدا شده است. آیا علم اعلمی نسبت به دیگران کم است؟ ۳ مدرک تحصیلی دانشگاهی دارم که هم سنخ با پست ریاست جمهوری هستند. در زمان حکومت شاهنشاهی بر علیه شاه مبارزه کردم، اگر می دانستم چنین حکومتی خواهد بود و و چنین افرادی حاکم خواهند شد هیچ وقت بر علیه شاه مبارزه نمی کردم.»
دکتر اعلمی ضمن اشاره به تأثیر نامطلوب عملکرد حاکمیت بر دین و دینداری در جامعه گفت: « شاه این اندازه به اسلام لطمه نزد، خدا آقای حسنی را حفظ کند، ایشان گفته است، افرادی که بعد از انقلاب مسلمان مانده اند، مسلمانیشان باقی مانده از زمان شاه است. اینها اسلام را در میزان ریش و پیراهن خلاصه کرده اند.»
بی بی سی هم بایکوت می کند
دکتر اعلمي نماينده تبريز در دوره هاي ششم و هفتم مجلس در بخشی از سخنان خود به رفتار رسانه هایی مانند “بی بی سی” چنین انتقاد کرد: « کاندیداها همه شان شعار می دهند که اگر آنها انتخاب شدند، عدالت را حاکم خواهند کرد. همه شما نوعاً افراد هئیت حاکمه هستید. شما ۳۰ سال است که حکومت می کنید پس چرا عدالت را حاکم نکرده اید؟ همه کسانی که پس از من کاندیداتوری خود را اعلام کرده اند، اخبارشان شبانه روز از رادیو و تلویزیون پخش می شود. خوشبختانه یک شبکه جدید “بی بی سی” هم به تعداد شبکه های ایران اضافه شده است، آن هم مرتب اخبار اینها را منعکس می کند و از اخبار مربوط به من خبری نیست.»
- دکتر اعلمی با اشاره به رسانه های مختلف وابسته به جناح راست و جناح موسوم به اصلاح طلب گفت: « همه اینها من را بایکوت کرده اند. مگر من فرد گمنامی هستم؟ زمانیکه نماینده مجلس بودم، افتخارتان این بود که هر روز اسم اعلمی را با عنوان عضو کمسیون امنیت ملی و عضو فراکسیون اقلیت و نماینده اصلاح طلب در صفحه اول روزنامه هایتان درج کنید. با نام من برای خود اعتبار کسب می کردید. اما امروز می گویید که اگر اعلمی بیاید آرا پراکنده خواهد شد. بعضیها ادعا می کنند که اعلمی وزن سیاسی لازم را ندارد. اگر این طور است چرا از بردن اسم من می ترسید؟ مگر نمی گفتید که نظارت استصوابی مذموم است؟ که چنین است. قبل از این که شورای نگهبان من را رد کند شما مرا رد کرده اید. مگر نمی گویید که حق انتخاب شدن و انتخاب کردن از حقوق مردم است؟ آقایان اصلاح طلب! از سال ۷۶ به بعد رنگ عوض کردید. ایران برای همه ایرانیان، گردش آزاد اطلاعات، حق انتخاب شدن، حق انتخاب کردن، اینها شعارهای شما بود. پس چطور شد؟ مردم در پای صندوقهای رأی مشخص خواهند کرد که چه کسی صلاحیت دارد یا ندارد. پس از خدا کسانی که صلاحیت دارند تا صلاحیت کاندیداها را مشخص کنند، مردم هستند.»
احمد نژاد٬ خاتمی و یا رفسنجانی فرقی باهم ندارند
این سیاستمدار آذربایجانی ضمن نقد عملکرد دولت نهم تصریح کرد: « پوپولیسم یعنی عوامفریبی. اگر بخواهیم عوامفریبی کنیم از خیلی ها بهتر بلد هستیم. اما باید با ملت صادق بود. مردم چهار سال قبل برای اینکه مانع انتخاب هاشمی رفسنجانی شوند، به احمدی نژاد رأی دادند و گمان می کردند که به مردم خدمت خواهد کرد. ولی نمی دانستند که وی اولاد جنتی است. آقای احمدی نژاد بعضی معجزه ها کرد. یکی از معجزه هایش این بود که در طول ۴ سال به اندازه ۳۰ سال مملکت را به بیراهه برد. سال به سال وضع بدتر می شود. ۳۰ سال است که مردم افسوس سالهای قبل را می خورند. ۳۰ سال است که این سخن تکرار می شود: سال به سال، دریغ از پارسال. الان بعضیها می گویند رفسنجانی از این بهتر بود یا خاتمی از اینها بهتر بود. هیچ فرقی نمی کند. اینها تخم مرغهای یک سبد هستند. تا زمانیکه هئیت حاکمه بر خلاف قانون اساسی به ملت این حق و اجازه را ندهد که کاندیدای خود را آزادانه انتخاب کند، این وضع و این دور باطل ادامه خواهد داشت.»
اگر نسل امروز قانون اساسی را رد کند٬ همه پرسی لازم خواهد بود
دکتر اکبراعلمی با اشاره به حق مردم در سرنوشت سیاسی خود گفت: « قانون اساسی وحی منزل نبوده و نواقص زیاد دارد. اگر کسی که رئیس جمهور شده و به پایبندی و اجرای قانون اساسی در مجلس و در حضور روسای قوای سه گانه سوگند می خورد، شهامت اجرای تمامی اصول قانون اساسی را داشته باشد، علیرغم کاستیها و ضعفهایی که در آن هست، ۶۰ الی ۷۰ درصد خواسته ها و مطالبات مردم تحقق پیدا می کند. برنامه های من از متن قانون اساسی است. اگر به من صلاحیت دهند، از تمام ظرفیتهای قانون اساسی برای اصلاح مملکت تلاش خواهم کرد و اگر صلاحیتم را رد کنند دیگر در انتخابات شرکت نخواهم کرد. فرض کنید فردا مردم بگویند که ما اصلاً این نظام سیاسی را قبول نداریم. مگر امام خمینی نمی گفت که قانون مشروطه را اجداد ما ۵۰ سال قبل تصویب کرده اند، حق نداشتند به جای ما تصمیم بگیرند؟ درست است. اگر نسل امروز بگوید که این قانون اساسی را قبول نداشته و به آن منتقد است، این حق مردم است. باید همه پرسی شود. اگر رأی مردم بر این باشد که این قانون اساسی باید اصلاح شود، باید اصلاح شود. این حرف من ا ست، در قانون اساسی پیش بینی شده است. چرا تاکنون نگذاشته اید تا در این مورد همه پرسی صورت گیرد؟
قیام خرداد ۱۳۸۵ در آذربایجان حرکتی کاملا مدنی بود
دکتر اعلمی همچنین با پرداختن به قیام ملی آذربایجانیها در واکنش به اهانت روزنامه دولتی “ایران” آن را کاملاً مدنی توصیف کرد: « آیا معنای امر به معروف و نهی از منکر رد صلاحیت من در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری است؟ معنای امر به معروف و نهی از منکر این است که کسی یقه حاکمیت را گرفته و از آن مطالبه حق کند. وقتی که در روزنامه “ایران” به مردم آذربایجان توهین شد، ملت به خیابانها ریختند. تا آنجایی که به یادم هست و خود من در تبریز شاهد بودم، مردم مدنی ترین اعتراض را کرده و مدنیت و امنیت را رعایت کردند. نتیجه اش چه بود؟ ۴ نفر را در سولدوز کشتند. فرماندار اینجا را به جای بازخواست جایزه دادند و در جای دیگری سمت و مسئولیت دادند. ملتی که از هویت، تاریخ، زبان و سرزمین مادری خود دفاع نکند، چنین ملتی نمی تواند افرادی همچون باکریها را پرورش دهد. مردمی که در دفاع از هویت خود به خیابانها ریختند، در واقع غیرت آذربایجان را به نمایش گذاشتند.»
او در خصوص حق مردم برای حفظ فرهنگ و تاریخ ملی خود افزود: «در اینجا همه مردم این منطقه را به نام “سولدوز” می شناسند و اطلاق می کنند. مردمی که در اینجا زندگی می کنند حق دارند که در مورد نام این منطقه تصمیم بگیرند. چرا اجازه نمی دهید، این حداقل خواسته مردم تحقق پیدا کند؟ در قانون اساسی آمده است که برگزاری اجتماعات و راهپیماییها آزاد است. شما بروید و درخواست برگزاری راهپیمایی و اجتماع کنید، آیا به شما این اجازه را می دهند؟»
کسی که در برابر مقامات سر تعضیم فرود آورد، صلاحیت نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری را ندارد
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجالس پیشین دلیل اصلی رد صلاحیت خود را چنین عنوان کرد: « در دوره قبل انتخابات ریاست جمهوری من را وقتی رد صلاحیت کردند، آقایان گفتند که رجل سیاسی بودن اعلمی احراز نشد. من ۳۵ سال سابقه فعالیت سیاسی دارم. آن زمانی که شماها از مردم ۵ ریال می گرفتید و روضه می خواندید، من در زمان شاه اسلحه به دست گرفته و برای رسیدن به عدالت حضرت علی مبارزه می کردم. اکنون چه شده است که رجل سیاسی نیستم؟ ۸ سال نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بودم و چندین پست دیگر داشتم، در آن هنگام رجل سیاسی بودم و الان که کاندیدای ریاست جمهوری شده ام، رجل سیاسی نیستم. آقای قالیباف که فرمانده نیروی انتظامی بود، رجل سیاسی است. آقای محسن رضایی که فرمانده سپاه پاسداران بود، رجل سیاسی است ولی اعلمی رجل سیاسی نیست. چرا باید چنین باشد؟ دلیل این را آن موقع به طور واضح به من گفتند. گفتند که تو به مقامات تعظیم نمی کنی. اصولاً نماینده و رئیس جمهوری که در برابر مقامات سر تعضیم فرود آورد، صلاحیت نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری را ندارد.»
می کشید و کور می کنید و نمی گذارید کسی اعتراض کند
نماینده پیشین مجلس با اشاره به تبعیضهای اقتصادی اعمال شده بر آذربایجان گفت: « در قانون اساسی آمده است که اعتبارات باید بدون تبعیض بین استانها و متناسب با نیازهای هر استان و هر منطقه توزیع شود. اگر فردی که رئیس جمهور می شود غیرت و صداقت داشته باشد، لازم نیست شعار دهد، بیاید تنها به قانون اساسی عمل کند. چرا چنین نشده و آذربایجان این همه عقب مانده است؟ تنها آذربایجان چنین نیست و خیلی از مناطق عقب مانده هستند. علت این چیست؟ تنها در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، کشور بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی داشته است. این درآمدها چه شده اند؟ ما دایه مهربانتر از مادر و کاتولیک تر از پاپ شده ایم. در آن گوشه از جهان در فلسطین وقتی ۲ نفر کشته می شود – و البته ما هم به عنوان مسلمان ناراحت می شویم-، اینها دنیا را به هم می ریزند که در فلسطین چنین و چنان شد. فلسطین چه ربطی به ما دارد؟ این را قانون اساسی تصریح کرده است. در قانون اساسی سیاست خارجی کشور بر اساس عدم دخالت در امور داخلی ملتها تببین شده است. خود شما در اینجا در سولدوز ۴ نفر را می کشید و نمی گذارید که صدای کسی در آید. در مشگین شهر یک نفر را کشتید. در تبریز با تفنگ ساچمه ای دو چشم جوانی را کور کردید.»
شورای نگهبان حق انتخاب مردم را سلب می کند
کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری همچنین عماکرد شورای نگهبان در انتخابات مختلف را مخالف با قانون اساسی ارزیابی کرد: « اگر کسی بخواهد کارمند ساده شهرداری شود، هفت پشت او را بررسی و تحقیق می کنند که مبادا به جایی وابسته نباشد. به عنوان مثال اگر کسی فامیلی داشته باشد که با سازمان مجاهدین خلق ارتباطی داشته باشد، امکان ندارد در شغلی دولتی پذیرفته شود. در حالیکه پسر آقای جنتی عضو سازمان مجاهدین خلق بود و در سال ۶۵ توسط سپاه کشته شد و این در حالی است که آقای جنتی خودش ۳۰ سال است که در این کشور صلاحیت افراد را بررسی می کند. بر اساس قانون وظیفه شورای نگهبان نظارت بر حسن اجرای انتخابات و نظارت بر حق انتخاب مردم است. در حالی که شورای نگهبان خود حق انتخاب مردم را ضایع می کنند. قدرت در ایران در بین کلکسیون ۲۰۰ نفری با اسامی چپ، راست، خط امام، اصولگرا و اصلاح طلب و غیره جابجا می شود. اینها قدرت را مثل توپ فوتبال به همدیگر پاس می دهند و به جای ۷۰ میلیون تصمیم می گیرند. به قرآن قسم می خورم، تا زمانی که قدرت در بین این کلکسیون ۲۰۰ نفری جابجا شود، این کشور اصلاح نخواهد شد.»
در حاشیه:
- اکبر اعلمی قبل از ورود به سولدوز (نقده) در ۱۰ کیلومتری شهر مورد استقبال جمع کثیری از فعالان آذربایجانی قرار گرفت.
- پیش از شروع سخنان اعلمی تنی چند از فعالان سیاسی و فرهنگی سولدوز سخنرانی کرده و شعر خواندند.
- قبل از شروع سخنرانی اعلمی حاضرین در مسجد کف می زدند که مجری برنامه از حاضرین خواست تا با در نظر گرفتن جایگاه مسجد به جای کف زدن صلوات بفرستند. اعلمی که هنگام آغاز سخنرانی خود با کف زدنهای پی در پی مورد تشویق و حمایت قرار می گرفت، بعضیها هم صلوات می فرستادند که در این هنگام اعلمی گفت: اسلام با کف زدن در مسجد مخالف نیست، اسلام با ظلم مخالف است.
- در بسیاری از موارد کف زدن شدید حاضرین در مسجد سخنان اعلمی را قطع می کرد.
- پارچه نوشته هایی به زبان ترکی با نوشته هایی از قبیل: «آذربایجان اؤز قهرمانلارینی اونوتماز»، «تاریخ اونوتمایاجاق مرد اوغوللاری» و نوشته های دیگر در مسجد نصب شده بود.
- اعلمی با خواندن قطعه زیر: « خالقیم منه اوغول دئسه، خالقیم منی لاییق گؤرسه، تانریم منه یاردیم ائتسه، من بو ائلین قوربانییام» سخنرانی خود را به پایان برد.
- بنا بر اخبار و گزارشات رسیده پس از اتمام مراسم نیروهای اطلاعاتی شبانه به خانه فیلمبردار مراسم سخنرانی هجوم برده و ضمن ایجاد وحشت و ضرب شتم نامبرده فیلمهای مراسم را از او باز پس گرفته اند.
هفت تیر 7tir.com: مهندس میرحسین موسوی موسوی در جواب دانشجویانی که علیه بسیج شعار میدادند با گفتن : “من به بسیج علاقه دارم” موجب رنجش این دانشجویان شد .
سفر میرحسین موسوی به کرمان و دیدار با مردم این دیار حاشیههایی به همراه داشت.
به گزارش هفت تیر، میرحسین موسوی ساعت 9.40 دقیقه صبح چهارشنبه وارد کرمان شد و مورد استقبال جمعی از مردم کرمان قرار گرفت.
مهندس میرحسین موسوی نخست به گلزار شهدا رفت و بر سر مزار شهدا و مزار آیتالله حقیقی، از روحانیون بزرگ کرمان فاتحه خواند. سپس گلزار شهدا را به قصد دانشگاه شهید باهنر ترک کرد.
پس از خوش آمدگویی مجری مراسم در سالن وحدت دانشگاه شهید باهنر که مهندس موسوی در ساخت آن مقام مشاور را داشته است، مهندس میرحسین موسوی به ایراد سخنرانی پرداخت.
در میان سخنرانی موسوی عدهای از اعضای بسیج شروع به اعتراض کردند که عدهای از دانشجویان با شعار “توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد ” به آنها پاسخ دادند.
مهندس میرحسین موسوی در جواب دانشجویانی که علیه بسیج شعار میدادند گفت: «وقتی شما این شعارها را می دهید به من بر میخورد ، من به بسیج علاقه دارم، من به بسیجی اعتقاد دارم که وقتی صندوق رای را به او میسپارند او مانند ناموسش از آن حفاظت کند».
دانشجویان همچنان شعار «نصرمن الهه و فتح قریب وای بر این دولت مردم فریب» را در اعتراض به سیاستهای اقتصادی دولت نهم فریاد میزدند.
هفت تیر 7tir.com: میرحسین موسوی کاندیداهای جبهه ی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی روز دوشنبه در مسجد دانشگاه مازندران (بابلسر) حضور یافت. و برای اولین بار در یک جلسه رسمی پرسش و پاسخ ، در مورد عملکردش در قضیه کشتار 4 هزار زندانی دگر اندیش در دوران نخست وزیریش مورد سوال قرار گرفت اما با فرار کردن از سوال دانشجویان سالن جلسه را ترک کرد .
. نماینده ی دانشجویان در این جلسه تبلیغاتی میرحسین سوالاتی را در برابر میرحسین موسوی مطرح کرد که از جمله مربوط به کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در دوران نخست وزیری او بود. میرحسین موسوی به هیچ یک از این سوالات پاسخ نداد . صراحت میرحسین تنها در آن جا بود که اعلام کرد: من با صراحت می گویم با اصلاح قانون اساسی مخالفم.
آخرین و پرشورترین قسمت پرسش و پاسخ مربوط به نماینده انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بود که مطالبات دانشجویان را بیان کرد که شدیدا مورد استقبال تمامی حضار قرار گرفت. متن کامل سخنان نماینده انجمن اسلامی دانشگاه بابل بدین شرح است:
درود بر تمامی دانسجویان زندانی که نماد مقاومت جنبش دانشجویی هستند و درود بر دانشجویان ستاره دار که ستاره هایشان مدال افتخار هر دانشجوی آزاده ای است. درود بر صدها دانشجوی محروم از تحصیل و درود بر شما، آقای میرحسین موسوی که با شهامت پا به عرصه انتخابات گذاشتید.
آقای میرحسین موسوی می گویند با ابهام و کلی گویی سخن می گویید، اطرافیانتان می گویند این تاکتیکی است که مورد هجمه اقتدار گرایان قرار نگیرید، آقای موسوی، احمدی نژاد نیز با همین تاکتیک و شگرد های انتخاباتی به روی کار آمد، اما آن چیزی که امروز در کشور ما وجود ندارد اعتماد میان ملت و دولت است که فریب آن تاکتیک های کثیف را خوردند. و امروز نا امید و سرخورده چشم انتظار رئیس جمهور دیگر هستند.
آقای موسوی ما تجربه ۸ سال دولت اصلاحاتی را داشتیم که رئیس آن در جایی که باید می ایستاد و از حقوق ملتی که به او رای داده بود دفاع می کرد راه سازش با قدرت طلبان و سرکوب گران را در پیش گرفت که این سیاست مصلحت اندیش جز یاس و ناامیدی و منتهی شدن به دولت دیکتاتوری همچون دولت محمود احمدی نژاد ثمره ای نداشت.
ملت ایران در برگه های رای خود نام کسی را به عنوان رئیس جمهور می نویسد که صراحت در گفتار، صداقت در رفتار و شجاعت در دفاع از خواسته های به حق آنان را در عمل اثبات کرده باشد. ما رئیس جمهوری نمی خواهیم که مجری انتخابات ننگینی چون انتخابات مجلس هفتم باشد که در آن بیش از ۴۰۰۰ نفر رد صلاحیت شدند. ما رییس جمهوری نمی خواهیم که وقتی در انتخابات تقلب شد تنها به خدا نامه بنویسد. ما به فردی رای می دهیم که با شجاعت از آرای ملت صیانت کند.
آقای موسوی سوالات ما زیاد است. لطفا یادداشت بردارید. خواهش می کنم به همه آنها جواب دهید. امیدواریم کمبود وقت را توجیهی برای ابهام در گفتارتان نکنید چون جواب صریح نیازی به اطناب و درازگویی ندارد.
۱- شما و ما می دانیم که به گفته آیت الله منتظری قائم مقام وقت رهبری بیش از ۴۸۰۰ زندانی سیاسی در سال ۶۷ بدون محاکمه به دستور آیت الله خمینی اعدام شدند در حالی که دادگاه جمهوری اسلامی آنها را به زندان محکوم کرده بود . شما در آن زمان نخست وزیر ایران بودید.رئیس دولت و شخص سوم مملکت. مسئول دفاع از حقوق ملت. چه توضیحی درباره سکوتتان دارید؟ آیا این سکوت به معنای رضایت شما بود؟ باز هم تاکید می کنیم با صراحت پاسخ دهید. ۲- بیست سال سکوت کردید. بیست سالی که ملت در آن وقایعی همچون قتل های زنجیره ای و حادثه تلخ ۱۸ تیر را به چشم دیدند. آیا ضرورتی نداشت که شما به عنوان پیشکسوت عرصه سیاست کشور، موضعی را اتخاذ می کردید؟
۳- آقای موسوی قانون اساسی موجود ظرفیت هایی را برای تحقق آزادی و دموکراسی فراهم کرده است ولی از آن بیشتر ظرفیت های پرورش دیکتاتوری و قدرتمند شدن عده ای خاص و قلیل را دارد. آیا برای رعایت هر چه بیشتر حقوق شهروندی، حقوق بشر و تحقق آزادی و دموکراسی واقعی در کشور اعتقادی به اصلاح قانون اساسی دارید تا بیش از این شاهد سرکوب و دیکتاتوری نباشیم.
۴- امروز ملت ما حقوق مسلم زیادی دارد که توسط اقتدارگرایان نادیده گرفته می شود نظیر آزادی بیان، آزادی اندیشه، انتخابات و مطبوعات آزاد و ده ها مورد دیگر. ملت ایران حق دارد بعد از تحمل زجر و سختی سال ها جنگ و انقلاب و هزاران مصیبت دیگر زندگی مرفه و توام با آرامش داشته باشد. آقای میرحسین موسوی آیا شما نیز اعتقاد دارید باید همه حقوق مسلم ملت ایران قربانی دیپلماسی پرهزینه بر سر داشتن یک حق انرژی هسته ای شود؟ آیا شما هم می پندارید تحریم بر ملت ما و رفاه و آسایش آنها تاثیر ندارد؟
۵- آقای موسوی شما در سخنرانی هایتان این مژده را به مردم دادید که گشت های مخوف ارشاد را از خیابان های شهرهایمان جمع خواهید کرد و فرماندهان نیروی انتظامی در جواب شما اعلام کردند که این موضوع در حیطه اختیارات رییس جمهوری نیست و کسانی که در این باره اظهارنظر می کنند. از قانون بی اطلاع اند. برای تحقق این وعده خود چه پاسخی را برای ملت دارید؟
۶- و اما آخرین سوال: شما از دانشجویان زندانی حمایت کردید و ستاره دار کردن آنها را محکوم نمودید در حالی که اکثر این دانشجویان عضو طیف علامه دفتر تحکیم وحدت بودند شما سه هفته است که به درخواست ملاقات اعضای شورای مرکزی طیف علامه دفتر تحکیم وحدت پاسخی ندادید. چگونه این پارادوکس را تحلیل می کنید؟ نظر خود را به صورت شفاف و بدون ابهام در مورد طیف علامه دفتر تحکیم وحدت و ۵۲ انجمن اسلامی زیرمجموعه آن بیان کنید. آیا دولت شما این بزرگترین اتحادیه دانشجویی را به رسمیت خواهد شناخت؟
ما از شما ۶ سوال صریح و شفاف پرسیدیم و از شما ۶ جواب صریح و شفاف می خواهیم. از اینکه صحبت های من به درازا کشید و شما تحمل کردید تشکر می کنم.
بنابر این گزارش، موسوی در حالیکه از پاسخ دادن به سوال های نماینده انجمن اسلامی بابل طفره رفت، با لحنی آکنده از خشم اعلام کرد که این ۶ سوال بیش تر شبیه یک بیانیه است تا مطالبات.
وی گفت: “من ۲۰ سال سکوت نکردم و با بستن فله ای مطبوعات مخالفت کرده ام”. او همچنین گفت: “من صراحتا با اصلاح قانون اساسی مخالفم. من دیدم که چه کسی آن قانون اساسی را امضا کرد. من نمی گویم شما کافرید ولی این مواضع ما را به جایی درست نخواهد برد”. وی در ادامه گفت: “من کاملا به این قانون اساسی معتقدم و با آن وفادار خواهم ماند”. از نکات قابل توجه این برنامه زمانی بود که نماینده انجمن اسلامی دانشجویان صنعتی نوشیروانی بابل مشغول پرسیدن سوال بود. در این هنگام مجری برنامه و ستاد میرحسین موسوی سعی می کردند تا میکروفون را از وی بگیرند که موفق نشدند ولی در عوض وقتی سوال نماینده انجمن درباره کشتار ۶۷ بیان می شد، صدای بلندگوها را به شدت کم کردند. نماینده انجمن اسلامی سه بار رو به میرحسین کرد و از او پرسید اجازه می دهید تا سوالاتم را ادامه دهم که هر سه بار میرحسین سرش را به پایین انداخت و حرفی نزد. این در حالی بود که میرحسین وقتی یک دانشجوی بسیجی درخواست تریبون کرده بود، گفت: “به او تریبون بدهید و بگذارید صحبتش را بکند”.
در انتهای این مراسم میرحسین موسوی به جای پاسخ دادن به سوالاتی که نماینده انجمن اسلامی صنعتی بابل مطرح کرده بود، از پاسخ گویی طفره رفت و در حالی که دانشجویان فریاد می زدند “میرحسین، ۶۷، جواب بده” سالن را ترک کرد.
همچنین دانشجویان چندین بار در میان حرف های نماینده انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بابل شعار دادند “تحکیم طیف شیراز، نداریم، نداریم”.
در این گزارش آمده است: مراسم با خوش آمد گویی و سخنرانی دبیر انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه مازندران آغاز شد و پس از چند خوش آمد گویی دیگر میرحسین موسوی به ایراد سخنرانی کوتاهی پرداخت و در آن به نقد وضعیت موجود (بیش تر در زمینه اقتصادی) پرداخت.
سپس جلسه پرسش و پاسخ آغاز شد و در ابتدا دکتر زهرا کریمی عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران و یکی از ۵۰ اقتصاد دان منتقد دولت از موسوی سوالی مبنی بر این که “برنامه عملی شما برای بهبود وضعیت اقتصادی چیست؟” مطرح کرد. میرحسین موسوی در پاسخ گفت: “مدتی باید به احیای سازمان های کنترل کننده اقتصادی نظیر سازمان برنامه و بودجه، شورای پول و اعتبار و … که با تصمیمات غیر عقلانی منحل شد، پرداخت (در این زمان جمعیت شعار “محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد” را سر دادند) و سپس با کمک اطلاعات و آمار اقتصادی این مراکز دست به کار کارشناسی زد. سپس عنوان کرد که جزئیات طرح اقتصادی اش در چند هفته آینده منتشر خواهد شد.”
میرحسین در جواب پرسشی کتبی مبنی بر این که آیا در صورت انتخاب “خاتمی” را در کابینه اش جای خواهد داد؟ گفت: “خاتمی یک چهره برجسته و ممتاز داخلی و بین المللی است و در هر جایی که خود خاتمی بخواهد مخصوصا در بخش سیاست خارجی پذیرای حضور ایشان خواهیم بود.”
سپس رضا عرب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران به ذکر مشکلات فعالان دانشجویی در چهار سال گذشته پرداخت و نظر صریح موسوی را در مورد انجمن های اسلامی دانشجویان و دانشجویان زندانی جویا شد.
رضا عرب به عنوان دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در آغاز صحبت خود به دانشجویان دربند دانشگاه امیرکبیر وبه طور خاص عباس حکیم زاده درود فرستاد. وی در صحبت های خود به مشکلات پیش روی دانشگاهیان در راستای ایجاد فضای باز آکادمیک اشاره کرد وگفت: جناب آقای مهندس موسوی از شما خواهش می کنم به دانشجویانی که در این چهارسال مورد برخورد تعلیق اخراج محرومیت از تحصیل قرار گرفتند توجه فرمایید. دانشجویانی که به جرم اصلاح طلبی وتحول خواهی از تمامی گروه های اجتماعی دیگر هزینه بیشتری در اصلاح طلبی و تحول خواهی داده اند. چشم انداز شما برای دانشجویانی که در این چهار سال، زندان را تبدیل به خانه ی دوم آنها کرده اند چیست» وی پس از آن با اشاره به مشاوران و تفکر دوگانه ای که بر ستاد میرحسین موسوی در زمینه مسایل آموزش عالی حاکم است، خواستار پاسخ صریح موسوی در باره ی آینده ی وزارت علوم در دوره ی مدیریت او کرد و حمایت دانشگاهیان از وی را منوط به رفع این دوگانگی در رفتار ستاد موسویاعلام کرد.
موسوی در این موارد پاسخ صریح نداد و در مورد دانشجویان زندانی گفت: من زندان بان نیستم که در زندان را باز کنم تا کسی آزاد شود ولی می گویم به شعارم عمل خواهم کرد و شعارم “آزادی از ترس و رهایی از نیاز” است.
تعداد زیادی از جمعیت شعار دادند “موسوی صراحت ، صراحت” که مورد توجه میر حسین قرار نگرفت و عده ای نیز شعار “احمدی پینوشه ایران شیلی نمی شه” را سر دادند که در این میان فرد میانسال از میان جمعیت روی صندلی رفت و فریاد زد “مرگ بر ضد ولایت فقیه” که با شعارهای “مزدور برو گمشو” و “بسیجی برو گمشو” و “توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد” از طرف دانشجویان روبرو شد. موسوی پاسخ داد: من پایبندی خود را به ولایت فقیه اعلام می کنم و ماجراهای اخیر در مورد ادغام سازمان حج و زیارت نشان داد که چه کسانی به ولایت فقیه پایبندند.
سپس یکی از دانشجویان بسیجی دختر به داد و فریاد پرداخت و درخواست تریبون کرد که با خواهش موسوی به او تریبون داده شد. این دانشجو پرسید شما هنوز طرح روشن اقتصادی نداده اید ولی وعده ی جمع کردن گشت ارشاد را داده اید. ما باید به فکر غیرت خودمان هم باشیم. آیا مشکل اساسی مردم گشت های ارشاد است!
موسوی در پاسخ گفت: اگر تورم ۵۰ درصد بشود هیچ گشت ارشادی نمی تواند جلوی فساد را بگیرد. ریشه در جایی دیگر است و راه را اشتباه رفته ایم. من هنوز بر این وعده ام پایبندم.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر یکی از فعالان حقوق زنان که دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی بود از موسوی درخواست کرد موضع صریح خود را درباره “کمپین یک میلیون امضا” و “پرونده رکسانا صابری” اعلام کند. اما موسوی از دادن پاسخ صریح اجتناب کرد و فقط به ذکر این موضوع پرداخت که خواهان عدم تبعیض بین زن و مرد است و با لایحه چند همسری مجلس مخالف است و با سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه ها نیز مخالف است. موسوی در جای دیگر گفت که خواهان ایجاد فضای بازتر در فضای فرهنگی کشور من جمله بخش کتاب و سینما است.
هفت تیر 7tir.com به نقل از وبلاگ زیتون : ( این مطلب قبل از سفر احمدی نژاد نوشته شد ) : درست چهار ساعت ديگه احمدينژاد مياد كرج…مسير استقبال از ميدون شهدا تا ميدون شهيد آجرلو يا همون ميدون سپاهه.
كلي اونورا كار داشتم، همه رو همينامروز رفتم انجام دادم تا به فردا نكشه… و عصر خسته با اتوبوس داشتم برميگشتم. اونقدر احساس تنهايي ميكردم كه دوست نداشتم سوار تاكسي شم.
از پنجره اتوبوس به پلاكارهاي خوشآمدگويي كه قدم به قدم به درختها و تيرها نصب كرده بودند، نگاه ميكردم. در عين حال صداي خندههاي ريز و نخودي دو دختر دبيرستاني كه جلوي من نشسته بودند به گوشم ميرسيد. احساس سرخوشي اونا داشت بهم منتقل ميشد. وقتي نگام به قسمت آقايون افتاد خندهم گرفت. تقريبا تموم آقايون قسمت جلوي اتوبوس برگشته بودن و اين دو رو تماشا ميكردن. دعا ميكردم دخترا متوجه نشن و صداي خندهشون همينطور بياد.
نه تنها متوجه نشدن، كه صداشون بلندتر هم شده بود. صحبت از اجبارشون براي شركت در مراسم استقبال احمدينژاد بود و هيجان از جالبي كارايي كه بايد بكنن. اتوبوس رو سكوت فرا گرفته بود و تقريبا همه به صحبت اين دو گوش ميدادن.
اولي- اومدن از دانشآموزان مدرسه ما ليست گرفتن به مدير گفتن بايد 800 نفر از مدرسه شما(آيندهساز يا آيندهسازان واقع در ميدون شهدا) حتما در مراسم شركت كنن. جايي هم كه بايد وايسيم خودشون تعيين كردن.
دومي- مدرسه ما هم همينطور(اين يكي دبيرستان حجاب ميرفت) ناظم گفته هيچكس حق نداره فردا مريض شه. بگو آخه مگه ما با ميكروب و ويروس قرارداد داريم؟ گفتن هر كي نياد نمرهش كم ميشه(نفهميدم نمرهي چيشون) دوساعت قبلش هم بايد مدرسه باشيم براي آمادگي.
اولي با هرهر- مامانم ميگه يه گيره لباس بزن رو دماغت بوي جورابش اذيتت نكنه.
دومي با كركر- مامان من برام يه شيشه گلاب گذاشته تا بزارم تو جيبم هر وقت حالم بههم خورد بگيرم زير دماغم.
اولي- لابد پرچم هم ميدن دستمون تكون تكون بديم؟
دومي- تو ميگي از نزديك ميبينيمش؟
اولي- آره ديوونه رو ماشين سرباز وايميسه. شايد هم چهارپايه گذاشتن زير پاش(هر هر)
دومي- نامه براش بنويسيم بهش بديم؟ يه نامه عاشقانه! وقتي بازش ميكنه چه حالي ميشه(كركر)
اولي – من ميخوام براش بنويسم يه چيزي به اين مامانا بگه.(صداشو آروم ميكنه) نميذارن با دوست پسرامون بريم بيرون.
هر دو باهم هر هر كر كر…
اتوبوس بغل يك پلاكارد خير مقدم زرد گنده تو ترافيك مونده بود. مردي از جلوي اتوبوس داد زد:
- ببين از پول مالياتهاي ما چقدر از اينا زدن تو خيابون. بگيد آخه اگه از طرف مردمه چرا همهش يه رنگ و يه شكله!
مرد ديگري گفت بابا مرد خوبيه طفلك، اطرافيانش بدن! خودش خيلي كار ميكنه اما يه عده ميخوان بزنن زمين. اينبار كه راي بياره ديگه اعتماد به نفس پيدا ميكنه و كارا رو درست ميكنه. ميگن حتي نميذاره يه سوزن از بيتالمال هدر بره.
زني كه چادرش رو با دندون نگهداشته بود و كلي نايلون ميوه دست راستش بود و دستگيره را با دست چپ گرفته بود از لاي دندون فحشي نثار مردي كه قرار بود اعتماد به نفس پيدا كنه كرد.
تازه متوجه او شديم. دختري جاشو به اون داد كه بنشينه.زن تعارف كرد كه نه. دختر گفت ايستگاه بعدي پياده ميشه.
پسر ي كه روزنامه لوله شده دستش بود گفت آره طفلكي! نميذاره يه سوزن هدر بره اونوقت براي رئيسجمهور كومور هواپيماي اختصاصي ميفرسته بيارنش خدمتش. همه با آمريكا و فرانسه و انگليس و كانادا و آلمان و… رابطه برقرار ميكنن ما با كومور و بوكينا فاسو و ونزوئلا و بوليوي. تازه همهش هي بايد كمكشون كنيم. عجب بدبختي.
دختري كه به دانشجو ميزد از قسمت زنانه گفت: من عيد رفته بودم روستاهاي كرمان، بيچارهها نون ندارن بخورن. اونوقت آقا فكر مردم غزهست.
زن ميوه به دست كه حالا نشسته بود گفت: پيغمبر هم گفته چراغي كه به خونه رواست به مسجد حرومه!
همين سيبزمينيهايي كه دارن براي راي گرفتن مجاني بهمون ميدن، فرستاده بودن غزه. قبول نكردن، گفتن شما شيعه هستين خونتون كثيفه. لابد سيبزمينيهاتون هم كثيفه. حالا ما بايد سيبزميني دست دوم بخوريم.
مردي از قسمت مردونه با خنده گفت: خواهر من ، به مردم خودمون هم تازگيها چكپول دست اول ميدن. منتها آقا دير يادش افتاده. آخه بگو ارث پدرته كه بذل و بخشش ميكني؟ پول خودمونو به خودمون ميدي؟
بگو در دورهي كدوم رئيسجمهور اينقدر گروني و بدبختي بود؟
زني از عقب اتوبوس:
_ تو اين چهار سال بيشتر چيزا 400 درصد گرون شده. دم انتخاباتي، جون خودشون اومدن ارزون كنن، زور زدن 10 درصد ارزون كردن! حالا بعد از انتخابات براتون ميگم…
هر از گاهي از جلوي ماشيني ميگذشتيم كه مامورا نگهش داشته بودن و صندوق عقبشو باز كرده بود و زير و روش ميكردن . هر شيشه مايعي رو بو ميكردن. حتي ميخوابيدن زير بعضي ماشينها رو نگاه ميكردن.
مردي گفت براي همين من امروز ماشين نياوردم. سه چهار روزه همين خبراست. ديروز نگهم داشتن . كار فوري داشتم مضطرب بودم. لابد پيش خودشون گفتن حتما بمبگذارم كه عجله دارم. نشون به اون نشون كه سه ساعت تموم ماشينمو حتي لاي درهاشون و جيبامو گشتن و كلي سينجيمم كردن كه چيكارهاي و كجا بودي و داري كجا ميري؟
ميدونيد چقدر براي هر سفرش بودجه براي همين كارا مصرف ميشه؟ آخه بگو مرد حسابي چيه دوره راه افتادي؟ تو همون راديو تلويزيون نطق كن.
مرد ديگري گفت: ما خونهمون طرفاي ميدون سپاهه. پريشب نصف شب ناغافل ريختن تو پاركينگ ساختمون. تموم ماشينا رو گشتن. همهمونو خواب زده كردن و گفتن سويچهامونو ببريم پايين تا ماشينها رو بگردن. ميگن خبراي مردمي بهمون رسيده كه اينجا خبراييه. آخه بگو نيروهاي مردمي كجان؟ اينا همهش بهانهست. ميخوان بترسونن مردمو … دختر كوچيكم كه 12 سالشه از ترس پليس تا صبح هي از خواب ميپريد و گريه ميكرد.
ديگري گفت: به بيشتر مغازههاي بين راه استقبال هم گفتن در اون ساعتها بايد ببندن و وايسن جزء استقبال كنندهها… تو بعضي گونيها و قوطي هاي مغازهها هم سيخ كردن كه توش چيزي نباشه.
(صحبتا خيلي زياد بود، مثل خبر الكي استان شدن كرج و انتخابات رياست جمهوري و به زور آوردن كارمندان ادارات براي استقبال ، آوردن بسيجيها از روستاهاي اطراف كرج همراه با چك و چلوكباب و… فحش هم توش زياد بود كه سانسور شد)
هفت تیر 7tir.com: مسیح مهاجری در یکی از بی سابقه ترین سخنرانی های انتقادی خود خواستار رد صلاحیت محمود احمدی نژاد از سوی شورای نگهبان شد ودلیل ان را هم دروغگویی های شخص رییس دولت نهم دانست. مسیح مهاجری سخنان تند و بی سابقه خود راعصر روز چهارشنبه در دیدار باهسته مرکزی نسیم ٨٨ بیان کرد.
این مشاور رییس جمهور سابق با طرح این سوال که “چرا احمدی نژاد نه؟” گفت: مسائل اقتصادی که در صحبت های دوستان هم به آن اشاره شد، مهم است اما زیربنا نیست. آن چه زیربناست و به ارزش ها برمی گردد، “صداقت” است و در مکتب دولت فعلی دروغ گفتن مستحب مؤکد و واجب است؛ یعنی به شدت و بدون هیچ ابایی دروغ میگویند. ما تا قبل از این دولت در سطح ریاست جمهور دروغ نداشتیم.
البته یک سری دروغ ها واجب بود آن هم مختص دوران جنگ بود، به این معنا که برای جنگ روانی تعداد کشته ها و اسیران دشمن را بیشتر می گفتند و از این دست مسائل، غیر از این چیز دیگری نبود چراکه آنها در مکتب امام پرورش یافته بودند و صداقت داشتند. مثلا شهید بهشتی مجسمه صداقت و پاکی بودند. اما این دولت با دروغ و فریب تا این جا مانده است و این برای ملت ما که انقلاب اش یک انقلاب فرهنگی و ارزشی بود و همه چیز در آن باید برحسب ارزش ها و معنویت باشد، بزرگ ترین خسران است.
مهاجری با برشمردن دروغ هایی که این دولتیان فعلی گفته است اظهار داشت: یکی از دروغ هایی که شاید عوام متوجه نشوند اما خواص می فهمند “ادعای پیروی از ولایت فقیه” است. ما در طول این سی سال دولتی نداشتیم که تا این حد نسبت به رهبری و مراجع تقلید بی اعتقاد باشد و البته از آن طرف سنگ آن را هم به سینه بزند.
مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به تخریب های صورت گرفته علیه شخصیت های نظام گفت: یکی از کارهای خلافی که توسط این دولت و یا عوامل اش صورت گرفت، تخریب چهره های خدمتگزار این نظام بوده است. این ها قلم دادند دست یک عده افراد فحاش که هرچه می خواهند بگویند و بنویسند و هر دورغ و تهمتی را بگویند.
اینها می گویند اصلا کسی حق ندارد در مقابل ما بایستد و هرکس چنین کند باید او را نابود کرد. حرف اینها یک چیز است: من، من و نه هیچ کس دیگر.
وی در ادامه به انحلال سازمان برنامه و بودجه اشاره کرد و افزود: این باعث شد یک سری از درآمدها و ارز دولت در برخی جاهای نامعلوم هزینه شود و می بینیم که دیوان محاسبات هم در حال فاش کردن این مسائل است اما رییس دولت مصاحبه می کند و می گوید دولت پاک است و این مسائل دروغ است. مرتب هم مجلس و رییس مجلس مصاحبه می کنند و پاسخ او را می دهند و گزارش ارائه می کنند. خب این نشان می دهد که دولت دروغ می گوید و این تخلفات قابل انکار نیست.
مهاجری در ادامه گفت: این ها مسائلی به وجود آورده است که به نظر من شورای نگهبان در روز قیامت هیچ جوابی ندارد بدهد که چگونه این فرد را جزء رجال سیاسی کشور اعلام کرد یا اگر بخواهد برای این دوره هم این کار را تکرار کند. من اگر در شورای نگهبان بودم بدون هیچ تردیدی و با توجه به عملکرد و بیصداقتی اش اعلام می کردم احمدی نژاد به هیچ وجه شایستگی کاندیداتوری برای ریاست جمهوری آینده را ندارد.
مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی افزود: متاسفانه جوی را ایجاد کرده اند که همه از ترس آبروی خود نتوانند حرف بزنند. با یکی از دوستان که دکترای اقتصاد دارد درباره سرمقاله ای که پیرامون نقد همایش ایرانیان خارج از کشور بود صحبت می کردم، به من گفت فقط شمایید که گویا جرات دارید و از این گونه مقالات انتقادی بنویسید. معنای حرف این است که این ها یک حالت وحشت در کشور ایجاد کردند و اگر کسی بخواهد حرفی علیه اینها بزند، بیآبروی اش می کنند. بالاخره روزنامه دارند مثل کیهان و ایران و … و از آن طرف هم ٢٠:٣٠، این ها را دارند.
وی در ادامه با اشاره به علاقه شدید مهندس موسوی به روحانیت و مرجعیت شیعه و اظهارات علی مطهری درباره این که موسوی ضدروحانی است، گفت: این بزرگترین جفا به موسوی است. من نمدانم چرا این فرد این حرف را زده است، چون آقای موسوی واقعا عاشق امام بود، فانی در شهید بهشتی بود. من به عنوان یک روحانی ٣٠ سال است با ایشان رفاقت دارم و شهادت می دهم ایشان به اندازه سر سوزنی نسبت به روحانیت ضدیت ندارد. یک انسان به تمام معنا مذهبی است، از یک خانواده کاملا مذهبی و معتقد به نظام و جمهوری اسلامی است. به هر حال با توجه به این ویژگیها که در مهندس موسوی می بینم، ایشان شایسته ریاست جمهوری است.
هفت تیر 7tir.com: اکبر اعلمی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری روز یک شنبه اولین سخنرانی انتخاباتی خود را در شهر ارومیه ایراد خواهد کرد.
مکان: ارومیه- خیابان ابوذر ،مسجد حضرت ابولفضل
زمان: یکشنبه 13 اردیبهشت ساعت: 18
هفت تیر 7tir.com: جنجالی که احمدی نژاد در ژنو درست کرد، در محافل سیاسی ایران آن اخباری را تائید کرد که در چند روز اخیر و بدنبال لغو مانور هواپیماهای نظامی جمهوری اسلامی در روز ارتش زمزمه می شد.
این اخبار، آنگونه که اطلاع پیدا کرده ایم مربوط به هشداری است که از جانب روسیه، در عالی ترین سطح به رهبران جمهوری اسلامی داده شده تا از هر گونه نمایش نظامی تحریک آمیز در ایران خود داری شود. حتی گفته می شود در این هشدار اضافه شده که تجمع 140 هواپیمای نظامی در تهران که تقریبا همه توان نظامی جمهوری اسلامی است و تجمع خلبان ها و خدمه این هواپیماها در مانور روز ارتش این خطر را دارد که اسرائیل در یک حمله برق آسا، پیش از آغاز مانور، مراکز تجمع این خلبان ها و هواپیماها را بمباران کند.
دراین زمینه حتی از نمونه جنگ 1967 و نابودی ناوگان هوائی – نظامی مصر در یک بمباران برق آسا از سوی اسرائیل یاد شده است.
سفر و سخنرانی جنجالی و ضد اسرائیلی احمدی نژاد در ژنو نیز، به نوع دیگری این خبر، یعنی آمادگی اسرائیل برای غافلگیر کردن ایران برای حمله نظامی برق آسا را تائید می کند. در 4 سال گذشته، سیاست نظامی جمهوری اسلامی جلب افکار عمومی مردم عرب با حملات تبلیغاتی به اسرائیل و انگشت گذاشتن بر درد کهنه مردم عرب و بویژه فلسطین بوده است.
این نوع حملات تبلیغاتی از مدتی پیش قطع شده بود و حتی معاون احمدی نژاد “رحیم مشاعی” از مردم اسرائیل بعنوان دوست یاد کرد. به همین دلیل سخنرانی و تکرار سخنانی در جهت جلب افکار عمومی مردم عرب، جز آن که ناشی از هشدار روس ها و اطلاعات جدیدی پیرامون حمله اسرائیل به ایران و ضرورت بازگشت به سیاست تحریک مردم عرب نمی تواند ارزیابی شود.
در ایران لغو بخش مانور 140 هواپیمای نظامی از مراسم روز ارتش، تحت عنوان نامساعد بودن هوا برای پرواز اعلام شد، اما دلیل اصلی این اقدام، هشداری است که روس ها در آستانه این مانور به تهران داده اند.
در محافل داخلی، حتی گفته می شود که هشدار روس ها شامل حال نمایش های موشکی ایران نیز شده است، البته با این توضیح که نمایش موشک هائی ساخت روسیه که در ایران رنگ شده و نام های اسلامی برآنها نهاده شده و یا موشک های روسی که درایران مونتاژ شده، باعث فشارهای سیاسی امریکا و اروپا به روسیه می شود.
آخرین خبری که این مجموعه را تکمیل می کند، اقدام فوری اسرائیل برای گرفتن آخرین سیستم ضد موشکی از امریکاست که خبر آن روز گذشته و بدنبال سخنرانی احمدی نژاد در ژنو منتشر شد.
هفت تیر 7tir.com: سخنرانی حجتالاسلام مهدی کروبی با ایجاد اخلال عدهای در مسجد سیدهای اراک ناتمام ماند.
به گزارش هفت تیر همزمان با سفر انتخاباتی کروبی به اراک، عدهای با ایجاد بینظمی در هنگام سخنرانی دبیرکل حزب اعتماد ملی در مسجد سیدها و قطع برق، مانع از ادامه سخنرانی او شدند.
بر اساس این گزارش در حالی که جمعی از مردم اراک در مسجد سیدها در حال شنیدن سخنان کروبی بودند، این عده با شعار حمایت از دولت اقدام به ایجاد تشنج و اخلال گسترده در سخنرانی نمودند.
هفت تیر 7tir.com: سخنراني محمود احمدينژاد، رييس دولت نهم در كنفرانس ژنو با اعتراض گستردهاي همراه بوده است.
در يكي از كمسابقهترين اعتراضها، فردي به سمت رييس دولت جمهوري اسلامي، شيئي قرمزرنگ را پرتاب كرد كه با واكنش ماموران امنيتي روبهرو شد. اين اعتراض در ابتداي سخنراني احمدينژاد رخ داد كه سبب بر هم خوردن نظم نشست «ضد نژادپرستي» شد. احمدينژاد با اين وجود واكنش مناسبي داشت و خطاب به جمعيت گفت: «از همه حضار میخواهم اینها را ببخشند. اینها بیاطلاع هستند». در ادامه پليس براي آنكه اين سخنراني آغاز شود، گروهي از معترضان را بيرون از سالن هدايت كرد.
با اين حال نيز نشست به حالت عادي خود بازنگشت و در سراسر طول سخنراني محمود احمدينژاد، فرياد اعتراضها و صداي تشويقها توامان به گوش ميرسيد و پس از آن،هنگامی که آقای احمدی نژاد در سخنان خود به اسرائیل حمله کرد و آن را یک دولت نژادپرست خواند و گفت اسرائیل، فلسطین را اشغال کرده، نمایندگان اتحادیه اروپا و بسياري از حاضران به خشم آمده به نشانه اعتراض سالن نشست را ترك گفتند.
در پي اين سخنان همچنين تمامي نمايندگان اتحاديهي اروپا از محل نشست خارج شدند و در گفتوگوهايي با خبرنگاران بهشدت از احمدينژاد و جمهورياسلامي انتقاد كردند.
سخنراني احمدينژاد در ژنو و حواشي آن بهشكلي كمسابقه از صدا و سيماي دولتي ايران بهشكلي رسمي نيز پخش شده است.
محمود احمدينژاد در پايان سخنراني خود بهسرعت از سالن نشست خارج و تحت تدابير شديد امنيتي قرار گرفت. به گزارش خبرگزاريها، اعتراضهاي گروههايي در محل برگزاري نشست «ضدنژادپرستي» عليه سخنراني احمدينژاد و سخنان او همچنان ادامه دارد.
ویدئوی قسمتی از این سخنرانی را ببینید:
در حاشیه : پیش از آغاز سخنرانی این زنان مقابل احمدی نژاد رقصیدند
فایل صوتی یک سخنرانی کمتر شنیده شده ای آیت الله خمینی در جمع نمایندگان مجلس
هفت تیر 7tir.com : در اين سخنراني که آيت الله خميني در حضور نمايندگان دور اول مجلس ایراد کرد ، با انتقاد از کم بودن کشتارها و آزاد گذاشتن بعضي از مخالفين اين روايت از صدر اصلام را مطرح مي کند که “” رسول خدا در يک روز 700 نفر را گردن زد. ما نيز بايد اينگونه عمل بکنيم !
پيش من می آيند و گريه مي کنند که ما را دارند می کشند . در حالي که نمي دانند اسلام در حالي که دين رحمت است،اگر کسي هدايت نشد او را مي کشد.اگر همه مخالفين را مي کشتيم الان وضع ما اين نبود.
يک عده اي آمدند و هی به من گفتند که سازماني ها و آنهايي که دستشان به خون آلوده نيست را نکشيم و عفو کنیم و آزاد کنيم .و ما اشتباه کرديم و گوش داديم و عده ای که در دست ما بودند را رها کردیم و حال وضع ما اين شد.
باید همه این گروه ها خفه کنیم و با شدت عمل کنیم باهاشون تا گرفتاری نداشته باشیم .
در قسمت دیگری از سخنرانی می گویند که ما در انتخاب دولت موقت اشتباه کردیم و حال باید برای جبران یک دولت صد در صد اسلامی بر سر کار بیاید .
هفت تیر 7tir.com: به قلم مهدی خزعلی- نقل است مادری دست کودک خردسالش را گرفته به محضر رسول اکرم (ص) می آورد،
عرض می کند: یا رسول الله، کودکم بسیار خرما می خورد او را نصیحت کنید تا زیاد خرما نخورد.
پیامبر (ص) می فرماید: فردا بیا تا او را نصیحت کنم.
چون فردا می آید ، پیامبر کودک را نصیحت می فرماید که در خرما زیاده روی نکند.
مادر علت را جویا می شود، که چرا دیروز این نصیحت را نفرمودید؟
رسول گرامی اسلام می فرماید: ” دیروز خرما خورده بودم. رطب خورده منع رطب کی کند؟”
سخنان رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای در صحن رضوی برای اصلاح الگوی مصرف و جلوگیری از اسراف و تبذیر بسیار زیبا ، حکیمانه و برای دولتمردان ما ضروری و مهم بود، اما اگر من جای رهبر بودم، یا دستور می دادم گلهای مازاد تریبون را جمع کنند و اصلاح الگوی مصرف را از جایگاه سخنرانی رهبری آغاز می کردم، یا این توصیه ها را به فردا موکول می کردم!
در جایگاه سخنرانی رهبری به اندازه مجموع گل های جایگاه سخنرانی 10 رئیس جمهور آمریکا گل چیده بودند!
1- «قطار پيشرفت كشور به سرعت در حركت است اگرچه برخى احساس نمى كنند».
2- دستور آيت الله خامنه اى براى ساخت مسجد در ایستگاههای قطار
3- پريدن آيت الله خامنه اى از قطار در نزديكى ايستگاه براى خواندن نماز به علت كثيف بودن قطار.(فيلم سخنرانى)
4 – حجت الاسلام و المسلمين قرائتى، مسؤول ستاد اقامه نماز:
در زمان طاغوت، ايشان سفرى با قطار داشتند، به من فرمود: چون «توقف كامل قطار سبب قضا شدن نماز مىشد»، من از پنجره قطار بيرون پريدم تا نمازم قضا نشود. (نسل كوثر صفحه 91)
5- «اگر قرار باشد بین راه آهن و هواپیما یکی را انتخاب کنید، باید راه آهن را انتخاب کنید»
6 – وقتي به ايستگاه قطار رسيدم، مرا به اتاقي بردند و چند نفري در اطرافم بودند. بعد مرا بردند و در ماشيني نشاندند و يادم نيست كه چشمهايم را بستند يا گفتند كه سرم را پائين بيندازم.
خاطره ای از رهبر در مورد بیرون پریدن از قطار
پرسشهايى كه مطرح مىشود:
1- آقاى خامنه اى علاقه شديدى به قطار دارند. آيا اين يك دليل فرويدى دارد؟
2- آيا وقتى خامنه اى مى گويد سرعت قطار را برخى حس نمى كنند، اين نشان از آن دارد كه خود به خوبى سرعت آن را حس مى كند؟
3- ايشون يك جا مى گويند از قطار به خاطر كثيف بودن آن مى پرند بيرون، اما قرائتى مى گويد ايشون به خاطر اين پريد بيرون چون اگر قطار مى ايستاد، نمازش قضا مى شد. اينجا چند پرسش مطرح مى شود:
الف) آيا خامنه اى دروغ مى گويد يا قرائتى يا هردو؟
ب) آيا خامنه اى دو بار از قطار پريدن بيرون؟
ج) اگر طبق گفته آقاى خامنه اى در نزديكى ايستگاه پريد از قطار بيرون، خوب چرا صبر نكرد به ايستگاه برسد و اگر قطار تازه حركت كرده بود، چرا صبر نكرد نمازش را بخواند بعدا با قطار بعدى حركت كند؟
د) آيا خامنه اى اگر در هواپيما بود از آن هم در نزديكى فرودگاه به پايين مى پريد؟
و) آيا به خاطر اينكه سرعت قطار سنجشون خوب كار مى كنه زود فهميد كه چه زمانى از قطار مى تواند به پايين بپرد؟
4) دليل اينكه خامنه اى مىگويد به جاى هواپيما بايد قطار را انتخاب كرد، آيا به اين خاطر است كه ايشون باز تمايل به پريدن از آن دارند؟
5) دستورى كه خامنه اى براي ساخت مسجد در ايستگاه هاى قطار داده است، به چه خاطرى است؟ براى اينكه همه نزديك ايستگاه براى اداى نماز پس از حركت قطار از ايستگاه يا نرسيده به ايستگاه از قطار به پايين بپرند؟