به دلیل دیدار کروبی با ساسی مانکن از کروبی حمایت می کنم
سه شنبه, می 19th, 2009

هفت تیر 7tir.com به قلم احمد زید آبادی : اگر كسي از من بپرسد چرا در انتخابات رياست جمهوري آقاي كروبي را بر آقاي موسوي ترجيح ميدهم صريح و صادقانه پاسخ خواهم داد: به علت ديدارش با ساسي مانكن.
متاسفانه اين روزها حتي از برخي حاميان آقاي كروبي هم شنيده ميشود كه چرا در جمع ديدار كنندگان از شيخ، ساسي مانكن هم حضور داشته است؟ اين پرسش اعتراضي به علت نگاه تبعيض آميزي كه در پشت آن نهفته است، واقعا مرا خشمگين ميكند.
مگر ساسي مانكن انسان نيست؟ مگر او ايراني نيست؟ مگر او نبايد راي دهد؟ مگر او حق ديدار با يك كانديداي رياست جمهوري را ندارد؟ مگر ساسي مانكن شهروند اين كشور نيست؟
آيا يك كانديداي رياست جمهوري براي ديدار با شهروندان بايد آنها را “گزينش” كند همانگونه كه نظام جمهوري اسلامي براي استخدام افراد چنين ميكند؟
بدبختانه اصل گزينش كه به صورت يكي از اركان نظام سياسي در آمده و روح ناپيداي يكي از بدترين انواع تبعيض را در تمام ساختار سياسي و اجتماعي كشور ما بسط داده است، به صورت ناخودآگاه ذهن و ضمير بسياري از ما را هم تسخير كرده و باعث بازتوليد تبعيض در كشور شده است.
چرا ساسي مانكن نبايد ديداري با يك كانديداي رياست جمهوري داشته باشد و چرا يك كانديدا بايد از روبرو شدن با شهروندي مثل او بهراسد؟
ممكن است گفته شود، چنين ديداري افراد متدين را ناراضي و حكومت را تحريك ميكند. مگر انتخابات امري است صرفا مربوط به افراد متدين و ديگر ايرانيان در آن سهم و نقشي ندارند؟
مگر رفتار انتخاباتي يك كانديدا بايد بر مبناي حساسيتهاي حكومت تعريف و تبيين شود؟
اگر چنين باشد، پس با خانم شيرين عبادي هم نبايد ديداري صورت گيرد ، چرا كه او به شدت مورد حساسيت دستگاههاي امنيتي است و برداشتن حجابش در خارج از كشور نيز سبب ناخشنودي افراد ديندار است.
از مهندس عزتالله سحابي و دكتر سروش و دكتر پيمان و دكتر ابراهيم يزدي هم بايد پرهيز شود، چون آنان هم از نگاه حكومت غير خودي محسوب ميشوند. از روبرو شدن با غلامحسين كرباسچي و عطاءالله مهاجراني و محسن كديور و عباس عبدي و عماد باقي و اكبر گنجي هم بايد ترسيد چرا كه به انواع اتهامها متهم شدهاند. با دفتر تحكيم وحدت و سازمان دانش آموختگان هم نبايد تماس داشت چون از نظام فاصله دارند.
متاسفانه بسياري از سران اصلاح طلب، با در نظر گرفتن ملاحظات فوق، از رويارو شدن با افراد و گروههايي كه ذكر آن رفت، ميپرهيزند و براي برنامههاي ديداري خود نظام گزينش را به خدمت گرفتهاند.
آيا شخصيتهايي كه در مقام يك شهروند عادي حتي براي ديدار با شهروندان متفاوت، منتقد و دگرانديش هزار ملاحظه دارند، به هنگام دستيابي به مقامي رسمي، در دفاع از حقوق تضييع شده آنان ملاحظه كاري نميكنند؟
اما در بين شخصيتهاي نزديك به نظام، آقاي كروبي در اين مورد يك استثناست. او از ديدار با ايرانيان از هر دسته و گروه و قشري هراس ندارد و عملا حصارهاي تبعيضآميزي را كه بين ايرانيان كشيده شده، ناديده ميگيرد و بي اعتبار ميكند.
در اين چارچوب است كه ديدار مهدي كروبي با ساسي مانكن مفهوم واقعي خود را پيدا ميكند. قاعدتا ساسي مانكن از نقطه نظر فردي نيازي به ديدار با مقامهاي رسمي و كانديداهاي رياست جمهوري را ندارد، اما اظهار شگفتي برخي محافل سياسي از ديدار يك كانديداي رياست جمهوري با او در حقيقت، توهين به حقوق شهروندي همه ما ايرانيان است.
