هفت تیر 7tir.com به قلم پیمان روشن ضمیر/سردبیر : میرحسین موسوی بعد از بارها فرار از پاسخ دادن به سوال منتقدان که از او در مورد سکوتش در رابطه با اعدام 4 هزار زندانی سیاسی در زمان نخست وزیری می پرسیدند ، سرانجام هفته گذشته در جمع دانشجویان دانشگاه کرمان به سوالی در این مورد پاسخ گفت . البته تنها محتوایی که پاسخ میرحسین دارد این مضمون است که به من ربطی ندارد و این چیزها را از من نپرسید. میرحسین موسوی در کرمان می گوید : «گفته میشود در زمانی که آن اعدامها صورت گرفت من نخستوزیر کشور بودم و کاری نکردم! باید توجه کنیم که مسئله تفکیک قوا در کشور از ابتدای انقلاب وجود دارد. میتوانید از من راجع به عملکرد قوه مجریه در دوران جنگ سوال کنید و من با شفافیت، صراحت و صداقت پاسخ خواهم داد. نمیشود بدون نگاه به موقعیتها، ظرفیت زمانی و وقایع مختلف این سوال از من پرسیده شود. سوال مربوط به من را بپرسید، حتما پاسخ خواهم داد».
در سال 67 حکومت تصمیم می گیرد هزاران نفر از زندانیان سیاسی را اعدام کند .
این زندانیان هیچ کدام در دادگاه محکوم به اعدام نشده بودند بلکه به دلیل پایین بودن سطح اتهامات ، دادگاه های جمهوری اسلامی در آن فضا که هر کس با کوچک ترین همکاری با گروه های تروریستی اعدام می شد ، این افراد را به اعدام محکوم نکرده بود و به چند سال زندان محکوم شده بودند و قرار بود پس از سپری کردن دوران زندان آزاد شوند .
معمولا اتهامات ایشان همراه داشتن چند برگ اعلامیه سیاسی یا شرکت در یک تظاهرات سیاسی بود و هیچ گونه همکاری با گروه های تروریستی نداشتند و به معنی واقعی یک زندانی سیاسی عقیدتی بودند که دادگاه های جمهوری اسلامی نیز در مورد آنها حکم اعدام صادر نکرده بود .
پس چون این افراد هیچکدام در دادگاه محکوم به اعدام نشده بودند و قرار بود پس از سپری کردن زندان آزاد شوند می توان اعدام آنان را یک قتل عام غیر قانونی نامید .
غیر متعارف بودن این قضیه چنان بود که حتی صدای قائم مقام رهبر یعنی آیت الله منتظری نیز در آمد و ایشان طی چند نامه که به آیت الله خمینی و سایر مقامات ارسال کردند شدیدا به این رویه اعتراض کردند ، چنان که همین اعتراضات سرانجام به عزل ایشان از قائم مقامی رهبر انجامید .
بر اساس اسناد و شواهد موجود که مقدار قابل توجه ای از این اسناد از خاطرات آیت الله منتظری قائم مقام رهبر و نفر دوم مملکت در آن زمان بدست می آید ، قرار بر این شد که در همه استان های کشور کمیته ای سه نفره شامل دادستان ، رئیس زندان ، و نماینده وزارت اطلاعات تشکیل شود و این کمیته ، در مورد تک تک زندانیان تصمیم گیری کند که اگر تشخیص داد زندانی مورد نظر بر سر مواضع سیاسی خود مانده است او را اعدام کنند و اگر تشخیص دادند که بر سر موضع نیست ادامه دوران زندان را طی کند .
تا اینجای قضیه مشخص می شود چه تعداد زیادی از مسئولان وقت کشور مستقیم در جریان این ماجرا بودند و مستقیم در مورد اعدام این زندانیان تصمیم گیری می کردند .
آیت الله خمینی ، سید احمد خمینی ، آیت الله منتظری قائم مقام رهبری ، اعضا بیت آیت الله منتظری ، دادستان کل کشور موسوی اردبیلی ، وزیر اطلاعات دولت میرحسین موسوی ، تمام دادستان ها در تمام استان ها و شهرهای کشور ، نماینده وزارت اطلاعات در تمام استان های ایران ، رئیس زندان در تمام مراکز استان ها ، تمام مامورانی که در همه استان ها اعدام ها را اجرا می کردند ، و به احتمال بسیار زیاد تمام اعضای شورای عالی امنیت ملی از مطلعین قطعی این ماجرا هستند که دقیقا هم در جریان پرونده بودند و هم به نوعی در این ماجرا نقش داشته اند .
با توجه به تعداد زیاد مسئولان که در سراسر کشور از قضیه باخبر بودند اگر مسئول بلند پایه ای در نظام پیدا شود که بگوید من بی خبر بودم حرفش به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست و تا به حال نیز شنیده نشده که کسی در یک جلسه رسمی و عمومی یا مصاحبه ، چنین چیزی را بگوید و از این اعدام ها اظهار بی اطلاعی کند .
میرحسین موسوی نامزد این دوره انتخابات ریاست جمهوری و نخست وزیر کشور در سال 67 نیز هرگز چنین ادعایی نکرده است و در هفته گذشته که مجبور به سخن گفتن در مورد این پرونده شد ، سعی داشت با اشاره به اصل تفکیک قوا از پاسخ گویی به محتوای این ماجرا و نقش خود ( یا حداقل دلیل سکوت او ) در این ماجرا ، فرار کند .
اما آیا واقعا اصل تفکیک قوا به این پرونده و مسئولیت نخست وزیر در این ماجرا ربط پیدا می کند و آیا میرحسین بهانه خوبی آورده است ؟
این پرونده هرگز در اختیار یکی از سه قوه کشور نبوده است و بر اساس کمیته تشکیل شده که مسئول اعدام زندانیان بودند مشاهده می شود که حداقل قوه قضاییه و قوه مجریه در این ماجرا به یک اندازه نقش داشته اند .
توجه شود که وزیر اطلاعات که عضو اصلی این کمیته بود و نماینده وزارت اطلاعات که تصمیم گیر اصلی در مورد اعدام ها در همه استان های کشور بودند ، تماما جزو اعضای قوه مجریه محسوب می شدند و صد در صد وزیر اطلاعات ( ری شهری ) در مورد چینن پرونده ای که به اعدام حدود 4 هزار زندانی سیاسی در 3 ماه انجامید با نخست وزیر که رئیس مستقیم او محسوب می شد مشورت کافی را انجام داده است و دستورات لازم را نیز دریافت کرده است و اگر غیر از این باشد جای تعجب دارد و تا زمانی که میرحسین موسوی ادعایی غیر از این نکرده است ما مبنا را بر همین سخن می گذاریم .
میرحسین موسوی نخست وزیر مورد علاقه آیت الله خمینی قدرت اصلی اجرایی کشور بود . او در آن زمان هرگز مشکلاتی که خاتمی در دوران ریاست جمهوری با آنها روبرو بود را نداشت . قوه قضاییه در زمان میرحسین بر خلاف زمان خاتمی در دست جناح مخالف نبود و اتفاقا دادستان کل کشور آیت الله موسوی اردبیلی دوست صمیمی میرحسین بود و از نظر تفکر سیاسی نیز عضو یک جناح محسوب می شدند . ( موسوی اردبیلی در این دوره انتخابات از میرحسین حمایت کرده است )
عمده بخشهای قوه قضاییه و قوه مجریه بر خلاف دوران خاتمی در دست کسانی بود که امروز خود را اصلاح طلب می نامند .
میرحسین موسوی هرگز مثل خاتمی مشکلات او را در مورد انتخاب وزیر اطلاعات نداشت و هرچند برای وزارت خانه های حساس با آیت الله خمینی مشورت می کرد اما هرگز مانند خاتمی مجبور نبود که 13 گزینه را به رهبر معرفی کند تا نفر سیزدهم وزیر اطلاعات شود بنا براین او هم وزیر اطلاعاتش را خودش انتخاب کرده بود و هم قدرت و اشراف کامل در مورد این وزارت خانه داشت .
وزیر اطلاعات دولت میرحسین پایه اصلی اجرا فرمان قتل زندانیان سیاسی در سال 67 بود و جالب اینکه بدانید در بسیاری از موارد نماینده دادستان در استانها تحت فشار نماینده وزارت اطلاعات دولت میرحسین مجبور به پذیرش حکم اعدام در مورد آن زندانی می شد .
آیت الله منتظری به وضوح در خاطرات خود به این موضوع اشاره می کند که نقش اصلی در این اعدام ها را وزارت اطلاعات دولت میرحسین موسوی بر عهده داشته است چنانکه در بسیاری استان ها مسئولان قضایی از تند روی های نماینده وزارت اطلاعات ناراحت بودند .
به عنوان مثال می توان نامه حاکم شرع دادگاه های انقلاب استان خوزستان به آیت الله خمینی را شاهد آورد که حاکم شرع استان خوزستان که از مسئولان قوه قضاییه محسوب می شود چنین می نویسد : “”.. من باب مثال در دزفول تعدادي از زندانيان به نامهاي طاهر رنجبر – مصطفي بهزادي – احمد آسخ و محمدرضا آشوع با اينكه منافقين را محكوم ميكردند و حاضر به هر نوع مصاحبه و افشاگري در راديو و تلويزيون و ويدئو و يا اعلام موضع در جمع زندانيان بودند، نماينده اطلاعات از آنها سئوال كرد شما كه جمهوري اسلامي را بر حق و منافقين را بر باطل ميدانيد حاضريد همين الان به نفع جمهوري اسلامي در جبهه و جنگ و گلوگاهها و غيره شركت كنيد، بعضي اظهار ترديد و بعضي نفي كردند، نماينده اطلاعات گفت اينها سر موضع هستند چون حاضر نيستند كه در راه نظام حق بجنگند . به ايشان گفتم پس اكثريت مردم ايران كه حاضر نيستند به جبهه بروند منافقند؟ جواب داد حساب اينها با مردم عادي فرق ميكند و در هر صورت با راي اكثريت نامبردگان محكوم شدند فقط فرد اخير در مسير اجراي حكم فرار كرد. لذا خواهشمند است در صورت مصلحت ملاك و معياري براي اين امر مشخص فرماييد تا مسئولين اجرا دچار اشتباه و افراط و تفريط نشوند.”” حاكم شرع دادگاه انقلاب اسلامي خوزستان – محمد حسين احمدي
.
میرحسین موسوی خوب می داند که حتی اگر اصل تفکیک قوا را بپذیریم وحتی اگر قوه مجریه هیچ گونه نقشی در این اعدام ها نداشت ، باز باید به دلیل عدم موضع گیری در برابر این اعدام ها و عدم اطلاع رسانی به مردم ، او را مورد سوال قرار داد و از او پرسید که چه تضمینی وجود دارد که چنین شخصی با چنین سابقه ای در عدم حمایت از حقوق مردم ، پس از رسیدن به ریاست جمهوری از حقوق شهروندی مخالفین و زندانیان سیاسی دفاع کند و اگر چنین واقعه ای تکرار شود میرحسین چه می کند . آیا اگر در دوران ریست جمهوری او ده ها وبلاگ نویس زندانی و شکنجه شوند یا اگر ده ها روزنامه نگار در دادگاه های غیر علنی محاکمه و در زندان کشته شوند میرحسین موسوی تنها به گفتن ” اصل تفکیک قوا” بسنده می کند و هیچگونه اقدامی در دفاع از حقوق قانونی این افراد نخواهد کرد ؟
هرچند این سوال در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد و قبل از این سوال باید در مورد نقش مستقیم دولت او در این واقعه سوال شود . میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی که قدرت واقعی اجرایی کشور را بدست داشت در مورد قتل و عام حدود 4 هزار زندانی سیاسی که توسط وزارت اطلاعات دولت او مدیریت و انجام شد چه پاسخی دارد که بدهد ؟
میرحسین موسوی به خوبی به یاد دارد که وزیر کشور( محتشمی پور ) و وزیر خارجه ( ولایتی ) دولت او همان زمان برای توجیه این اعدام ها ، در خارج از کشور مصاحبه کرده اند ، حال چگونه است که وزرای دولت او بر خود لازم می بینند که در حمایت از این اعدام ها صحبت کنند و نخست وزیر به بهانه تفکیک قوا از پاسخگویی فرار می کند ؟
آنانی که تصمیم دارند به میرحسین رای دهند ، چیزی را از دست نمی دهند اگر قبل از رای دادن ، حداقل یک بار به طور جدی سوالات بالا را از میرحسین بپرسند و از او بخواهند به طور کامل شرح ماجرا و نقش خود و دولتش را در این ماجرا توضیح دهد .
.
مطلب قبلی : فرار میرحسین از پاسخ دادن به سوال دانشجویان در مورد کشتار های سال 67
.ميرحسين : وقتي شعار توپ تانک بسیجی مي دهید به من بر می خورد
هفت تیر 7tir.com به نقل از وبلاگ زیتون : ( این مطلب قبل از سفر احمدی نژاد نوشته شد ) : درست چهار ساعت ديگه احمدينژاد مياد كرج…مسير استقبال از ميدون شهدا تا ميدون شهيد آجرلو يا همون ميدون سپاهه.
كلي اونورا كار داشتم، همه رو همينامروز رفتم انجام دادم تا به فردا نكشه… و عصر خسته با اتوبوس داشتم برميگشتم. اونقدر احساس تنهايي ميكردم كه دوست نداشتم سوار تاكسي شم.
از پنجره اتوبوس به پلاكارهاي خوشآمدگويي كه قدم به قدم به درختها و تيرها نصب كرده بودند، نگاه ميكردم. در عين حال صداي خندههاي ريز و نخودي دو دختر دبيرستاني كه جلوي من نشسته بودند به گوشم ميرسيد. احساس سرخوشي اونا داشت بهم منتقل ميشد. وقتي نگام به قسمت آقايون افتاد خندهم گرفت. تقريبا تموم آقايون قسمت جلوي اتوبوس برگشته بودن و اين دو رو تماشا ميكردن. دعا ميكردم دخترا متوجه نشن و صداي خندهشون همينطور بياد.
نه تنها متوجه نشدن، كه صداشون بلندتر هم شده بود. صحبت از اجبارشون براي شركت در مراسم استقبال احمدينژاد بود و هيجان از جالبي كارايي كه بايد بكنن. اتوبوس رو سكوت فرا گرفته بود و تقريبا همه به صحبت اين دو گوش ميدادن.
اولي- اومدن از دانشآموزان مدرسه ما ليست گرفتن به مدير گفتن بايد 800 نفر از مدرسه شما(آيندهساز يا آيندهسازان واقع در ميدون شهدا) حتما در مراسم شركت كنن. جايي هم كه بايد وايسيم خودشون تعيين كردن.
دومي- مدرسه ما هم همينطور(اين يكي دبيرستان حجاب ميرفت) ناظم گفته هيچكس حق نداره فردا مريض شه. بگو آخه مگه ما با ميكروب و ويروس قرارداد داريم؟ گفتن هر كي نياد نمرهش كم ميشه(نفهميدم نمرهي چيشون) دوساعت قبلش هم بايد مدرسه باشيم براي آمادگي.
اولي با هرهر- مامانم ميگه يه گيره لباس بزن رو دماغت بوي جورابش اذيتت نكنه.
دومي با كركر- مامان من برام يه شيشه گلاب گذاشته تا بزارم تو جيبم هر وقت حالم بههم خورد بگيرم زير دماغم.
اولي- لابد پرچم هم ميدن دستمون تكون تكون بديم؟
دومي- تو ميگي از نزديك ميبينيمش؟
اولي- آره ديوونه رو ماشين سرباز وايميسه. شايد هم چهارپايه گذاشتن زير پاش(هر هر)
دومي- نامه براش بنويسيم بهش بديم؟ يه نامه عاشقانه! وقتي بازش ميكنه چه حالي ميشه(كركر)
اولي – من ميخوام براش بنويسم يه چيزي به اين مامانا بگه.(صداشو آروم ميكنه) نميذارن با دوست پسرامون بريم بيرون.
هر دو باهم هر هر كر كر…
اتوبوس بغل يك پلاكارد خير مقدم زرد گنده تو ترافيك مونده بود. مردي از جلوي اتوبوس داد زد:
- ببين از پول مالياتهاي ما چقدر از اينا زدن تو خيابون. بگيد آخه اگه از طرف مردمه چرا همهش يه رنگ و يه شكله!
مرد ديگري گفت بابا مرد خوبيه طفلك، اطرافيانش بدن! خودش خيلي كار ميكنه اما يه عده ميخوان بزنن زمين. اينبار كه راي بياره ديگه اعتماد به نفس پيدا ميكنه و كارا رو درست ميكنه. ميگن حتي نميذاره يه سوزن از بيتالمال هدر بره.
زني كه چادرش رو با دندون نگهداشته بود و كلي نايلون ميوه دست راستش بود و دستگيره را با دست چپ گرفته بود از لاي دندون فحشي نثار مردي كه قرار بود اعتماد به نفس پيدا كنه كرد.
تازه متوجه او شديم. دختري جاشو به اون داد كه بنشينه.زن تعارف كرد كه نه. دختر گفت ايستگاه بعدي پياده ميشه.
پسر ي كه روزنامه لوله شده دستش بود گفت آره طفلكي! نميذاره يه سوزن هدر بره اونوقت براي رئيسجمهور كومور هواپيماي اختصاصي ميفرسته بيارنش خدمتش. همه با آمريكا و فرانسه و انگليس و كانادا و آلمان و… رابطه برقرار ميكنن ما با كومور و بوكينا فاسو و ونزوئلا و بوليوي. تازه همهش هي بايد كمكشون كنيم. عجب بدبختي.
دختري كه به دانشجو ميزد از قسمت زنانه گفت: من عيد رفته بودم روستاهاي كرمان، بيچارهها نون ندارن بخورن. اونوقت آقا فكر مردم غزهست.
زن ميوه به دست كه حالا نشسته بود گفت: پيغمبر هم گفته چراغي كه به خونه رواست به مسجد حرومه!
همين سيبزمينيهايي كه دارن براي راي گرفتن مجاني بهمون ميدن، فرستاده بودن غزه. قبول نكردن، گفتن شما شيعه هستين خونتون كثيفه. لابد سيبزمينيهاتون هم كثيفه. حالا ما بايد سيبزميني دست دوم بخوريم.
مردي از قسمت مردونه با خنده گفت: خواهر من ، به مردم خودمون هم تازگيها چكپول دست اول ميدن. منتها آقا دير يادش افتاده. آخه بگو ارث پدرته كه بذل و بخشش ميكني؟ پول خودمونو به خودمون ميدي؟
بگو در دورهي كدوم رئيسجمهور اينقدر گروني و بدبختي بود؟
زني از عقب اتوبوس:
_ تو اين چهار سال بيشتر چيزا 400 درصد گرون شده. دم انتخاباتي، جون خودشون اومدن ارزون كنن، زور زدن 10 درصد ارزون كردن! حالا بعد از انتخابات براتون ميگم…
هر از گاهي از جلوي ماشيني ميگذشتيم كه مامورا نگهش داشته بودن و صندوق عقبشو باز كرده بود و زير و روش ميكردن . هر شيشه مايعي رو بو ميكردن. حتي ميخوابيدن زير بعضي ماشينها رو نگاه ميكردن.
مردي گفت براي همين من امروز ماشين نياوردم. سه چهار روزه همين خبراست. ديروز نگهم داشتن . كار فوري داشتم مضطرب بودم. لابد پيش خودشون گفتن حتما بمبگذارم كه عجله دارم. نشون به اون نشون كه سه ساعت تموم ماشينمو حتي لاي درهاشون و جيبامو گشتن و كلي سينجيمم كردن كه چيكارهاي و كجا بودي و داري كجا ميري؟
ميدونيد چقدر براي هر سفرش بودجه براي همين كارا مصرف ميشه؟ آخه بگو مرد حسابي چيه دوره راه افتادي؟ تو همون راديو تلويزيون نطق كن.
مرد ديگري گفت: ما خونهمون طرفاي ميدون سپاهه. پريشب نصف شب ناغافل ريختن تو پاركينگ ساختمون. تموم ماشينا رو گشتن. همهمونو خواب زده كردن و گفتن سويچهامونو ببريم پايين تا ماشينها رو بگردن. ميگن خبراي مردمي بهمون رسيده كه اينجا خبراييه. آخه بگو نيروهاي مردمي كجان؟ اينا همهش بهانهست. ميخوان بترسونن مردمو … دختر كوچيكم كه 12 سالشه از ترس پليس تا صبح هي از خواب ميپريد و گريه ميكرد.
ديگري گفت: به بيشتر مغازههاي بين راه استقبال هم گفتن در اون ساعتها بايد ببندن و وايسن جزء استقبال كنندهها… تو بعضي گونيها و قوطي هاي مغازهها هم سيخ كردن كه توش چيزي نباشه.
(صحبتا خيلي زياد بود، مثل خبر الكي استان شدن كرج و انتخابات رياست جمهوري و به زور آوردن كارمندان ادارات براي استقبال ، آوردن بسيجيها از روستاهاي اطراف كرج همراه با چك و چلوكباب و… فحش هم توش زياد بود كه سانسور شد)
هفت تیر 7tir.com : در پي هشدار هاي امريکا به دولت اسلام آباد نسبت به گسترش خطر طالبان در اين کشور روز گذشته ارتش اين کشور حمله گسترده يي را ترتيب داد که هدف آن خلع سلاح نيروهاي طالبان است. بعضي خبرهاي تاييد نشده حاکي از آن است که امريکا به کمک دولت آصف علي زرداري و با همراه کردن نوازشريف مي خواهد قدرت را از چنگ طالبان در منطقه قبايلي سوات در آورده و دولتي تحت عنوان نجات ملي را در اين کشور بر سرکار آورد.
شبکه تلويزيوني العربيه به نقل از منابع مطلع خود گفت نشست مشترکي بين رئيس جمهور پاکستان و نواز شريف رهبر گروه هاي مخالف دولت به همراه ژنرال جيمز جونز مشاور امنيت ملي امريکا و ژنرال اشفاق کياني فرمانده ارتش پاکستان به زودي برگزار خواهد شد که قرار است در آن تصميم گرفته شود دولت پاکستان با يک استراتژي مشترک و اتخاذ اقداماتي سريع دست به تصفيه نيروهاي تندرو طالبان در مناطق قبايلي زند. گفته مي شود منصور اعجاز يکي از بازرگانان پاکستاني امريکايي که روابط نزديکي با هيلاري کلينتون وزير امور خارجه امريکا دارد ميزبان چنين نشستي خواهد بود. همچنين گفته مي شود دولت پاکستان قول داده در صورت موفق بودن اين پروژه مقام نخست وزيري را به نواز شريف اعطا کند. واشنگتن انتظار دارد اين نشست پيش از اجلاس سه جانبه کرزي، زرداري و اوباما برقرار شود که قرار است ماه آينده در امريکا برگزار شود. با اين حال از روز گذشته دولت آصف علي زرداري تحرک جديدي را عليه نيروهاي طالبان شروع کرده است که خشم اين گروه را برانگيخت و به لغو يکجانبه توافقنامه طالبان با دولت اسلام آباد منجر شد. هيلاري کلينتون وزير امور خارجه امريکا با اشاره به اين توافقنامه گفت دولت پاکستان بخشي از حاکميت خود را در اختيار طالبان قرار داده است. گروه هاي مستقر در دره سوات با جشن گرفتن پيروزي خود در اين منطقه به بن لادن رهبر شبکه القاعده خوشامد گفتند و اين موضوع خشم امريکايي ها را برانگيخت. ديروز رئيس جمهور پاکستان اعلام کرد به اعتقاد سازمان هاي اطلاعاتي پاکستان اسامه بن لادن مرده است. با اين حال وي اذعان داشت هيچ مدرکي دال بر اثبات اين ادعا در دست ندارد. وي در گفت وگو با خبرگزاري رويترز يادآور شد؛ امريکايي ها به من مي گويند چيزي از اسامه بن لادن رهبر القاعده نمي دانند. آنها مجهز تر از ما براي رديابي و يافتن بن لادن هستند، اما سرويس هاي اطلاعاتي ما فکر مي کنند بن لادن ديگر زنده نيست و احتمالاً مرده است. وي همچنين امکان دستيابي طالبان به تسليحات هسته يي کشورش را منتفي دانست و تاکيد کرد؛ من به جهان اطمينان مي دهم توانمندي هسته يي پاکستان در امنيت قرار دارد. زرداري تصريح کرد؛ پاکستان سيستم فرماندهي و کنترل بسيار قوي براي حفظ تسليحات هسته يي اش در اختيار دارد. يکي از دلايل عمده نگراني امريکا و کشورهاي غربي اين است که طالبان با کودتا دولت مرکزي اسلام آباد را ساقط کرده و بتواند به توان هسته يي اين کشور دست يابد.
تعليق توافقنامه سوات
روز گذشته پس از حمله نيروهاي امنيتي پاکستان براي جلوگيري از پيشروي نيروهاي طالبان در يک منطقه ناآرام در شمال غرب پاکستان، اسلام آباد از طالبان خواست سلاح هايشان را زمين بگذارند. رحمان مالک وزير کشور پاکستان به خبرگزاري رويترز گفت؛ اين افراطيون هيچ گزينه ديگري ندارند جز اينکه سلاح هايشان را زمين بگذارند، زيرا دولت در نابود کردن آنها جدي است. يک سخنگوي ارتش پاکستان نيز گفت؛ تعداد زيادي شبه نظامي از جمله يک فرمانده و يک سرباز در يک عمليات در منطقه ديرسفلي کشته شده اند. مالک از اعضاي کابينه پاکستان و مشاور نخست وزير اين کشور در امور داخلي اظهار داشت؛ نيروهاي امنيتي تقريباً کنترل کل منطقه دير سفلي را در دست گرفته اند. ما به طالبان اجازه نخواهيم داد حکومت خود را بر منطقه دير يا هر منطقه ديگري از کشور تحميل کنند. اين عمليات پس از آن شروع شد که شبه نظاميان به سوي يک کاروان سربازان شبه نظامي مرزي در منطقه آ تش گشودند و چهار سرباز را زخمي کردند. ديرسفلي بخشي از منطقه ملکند است که آصف علي زرداري رئيس جمهور پاکستان براي پايان دادن به خشونت شبه نظاميان با اجراي قوانين شريعت در آن موافقت کرد. نيروهاي طالبان سرمست از کسب اين توافق به سمت منطقه بونر در ملکند واقع در 100 کيلومتري شمال غربي پايتخت پيشروي کردند. يک سخنگوي شبه نظاميان در منطقه دير گفت حمله دولت نشان دهنده نقض پيمان صلح است و آنها اين حمله را تلافي خواهند کرد. دادالله منصور سخنگوي شبه نظاميان گفت؛ ما کساني را که حمله را ترتيب دادند مي شناسيم و آنها در صدر ليست اهداف ما قرار دارند. ما به آنها رحم نخواهيم کرد. يک مذاکره کننده طالبان نيز گفت؛ گفت وگوها بين طالبان پاکستان و دولت بر سر دره سوات تا زمان توقف عمليات ارتش عليه شبه نظاميان به حالت تعليق درآمده است. انفجار بمب در ديرسفلي که 11 تن از کودکان اين شهر در ايالت سرحد را به کام مرگ کشاند فرصت خوبي به ارتش پاکستان داد تا عمليات نظامي گسترده يي را در مناطق قبايلي ترتيب دهند. ژنرال اشفاق پرويز کياني فرمانده ارتش پاکستان جمعه گذشته متعهد شده بود اين کشور به مبارزه جدي با تروريسم و افراط گرايي پايبند باشد. اين تحولات درحالي اتفاق مي افتد که مقامات پاکستاني مي گويند فرمانده طالبان پاکستان درصدد است حملات تروريستي متعددي را در شهرهاي بزرگ و مهم اين کشور به اجرا در آورد. به گزارش خبرگزاري فرانسه وزارت کشور پاکستان در بيانيه يي اعلام کرد بيت الله محسود فرمانده طالبان پاکستان در صدد است به نيروهاي تحت امرش در اين کشور دستور دهد در شهرهاي بزرگ و مهم پاکستان شامل اسلام آباد پايتخت، راولپندي و لاهور دست به حملات تروريستي زده و عمليات نظامي گسترده يي را به اجرا در آورند. منابع مطلع وزارت کشور پاکستان در اين باره به سايت خبري نيوزديلي گفتند محسود پنج تن از فرماندهان ارشد نظامي خود و 300 تن از نيروهاي ويژه شامل بمبگذاران و اجرا کنندگان عمليات نظامي را عازم اهداف از پيش تعيين شده کرده است تا ماموريت شان را در شهرهاي بزرگ و مهم پاکستان به اجرا درآورند.
حوادث اخير پاکستان و افغانستان نشان مي دهد دولت جديد امريکا براي نجات پاکستان از گسترش قدرت شبه نظاميان طالبان بايد هرچه زودتر دست به کاري زند. شايد پرژه يي که در ابتداي اين گزارش به آن اشاره شد يکي از سناريوهايي باشد که نشان مي دهد دولت امريکا به دخالت مستقيم در حوادث پاکستان مجاب شده است. اين تحول اگر با واکنش منفي گروه هاي وابسته به طالبان مواجه شود بايد انتظار روزهاي خونيني را براي پاکستان داشت. مرکز مطالعات راهبردي و بين المللي امريکا در گزارشي در خصوص چالش هاي فراروي واشنگتن در پاکستان و افغانستان مي گويد؛ براي موفقيت در افغانستان و پاکستان نياز به تغييري اساسي است. تقريباً هر روز مردم اين منطقه تضعيف شرايط امنيتي و بدتر شدن اوضاع اقتصادي را تجربه مي کنند. در همين زمان افغان ها و پاکستاني ها انتخاب هاي دشواري را در ماه هاي آتي خواهند داشت و امريکا و عمده متحدانش در ميان يک تجديد نظر چندگانه سياسي قرار دارند. امريکايي ها به خصوص پس از به قدرت رسيدن اوباما بارها اعلام کرده اند تمرکز اقدامات خارجي شان را بر منطقه شبه قاره و خصوصاً پاکستان و افغانستان قرار خواهند داد؛ مساله يي که به تصميم اوباما مبني بر افزايش نيروهاي نظامي در افغانستان انجاميد. اما آن «تغيير اساسي» که مرکز مطالعات راهبردي و بين المللي امريکا از آن سخن مي گويد نمي تواند تنها به افزايش نيروهاي نظامي در افغانستان محدود شود. همزمان با جدي شدن موضوع شبه قاره در برنامه کاخ سفيد، حضور طالبان به عنوان عنصر کاتاليزور در استراتژي امنيت منطقه يي امريکا نيز جدي تر مي شود. طالبان که تا پيش از اين گفته مي شد تا 70 درصد افغانستان را تحت کنترل خود دارد، به سمت جنوب سرازير شده و «اسلام آباد» را تهديد مي کند. اين تحولات نشان مي دهد روز به روز زمينه و توجيه براي دخالت مستقيم امريکا در منطقه آماده مي شود.
هفت تیر 7tir.com: سخنرانی حجتالاسلام مهدی کروبی با ایجاد اخلال عدهای در مسجد سیدهای اراک ناتمام ماند.
به گزارش هفت تیر همزمان با سفر انتخاباتی کروبی به اراک، عدهای با ایجاد بینظمی در هنگام سخنرانی دبیرکل حزب اعتماد ملی در مسجد سیدها و قطع برق، مانع از ادامه سخنرانی او شدند.
بر اساس این گزارش در حالی که جمعی از مردم اراک در مسجد سیدها در حال شنیدن سخنان کروبی بودند، این عده با شعار حمایت از دولت اقدام به ایجاد تشنج و اخلال گسترده در سخنرانی نمودند.
هفت تیر 7tir.com : به طور قطع نويسندگي در دسته بندي شغل هاي پردرآمد رتبه چندان درخشاني ندارد و چنانچه دري به تخته يي بخورد، نويسنده يي پيدا مي شود که کتابش خوب فروش رود.
سال گذشته براي باراک اوباماي نويسنده، درها به شدت به تخته خوردند، در بحبوحه کارزار انتخاباتي رياست جمهوري در ايالات متحده، روي پيشخوان کتابفروشي هاي اين کشور دو کتاب قرار گرفتند که نويسنده شان يکي از نامزدهاي رياست جمهوري بود؛ کسي که امروز عنوان نخستين رئيس جمهور سياهپوست راه يافته به کاخ سفيد را يدک مي کشد.
هر چند «روياهايي از پدرم» و «جسارت اميد» که نام باراک اوباماي نويسنده را بر خود داشتند، پيشتر منتشر شده بودند، اما انتشار مجدد آنها در آن زمان باعث شد به فروش چشمگير ميليوني برسند و در فهرست «پرفروش ترين کتاب هاي روز» نيز قرار بگيرند. پس از آن هم کتابخوان هاي کشورهاي ديگر توانستند ترجمه هاي آنها را در دست بگيرند و از جزييات بيشتري در مورد زندگي شخصي اوباما آگاه شوند. به تازگي باراک اوباما و همسرش ميشل، اظهارنامه مالياتي شان را در سال 2008 ارائه کرده اند و به اين ترتيب مشخص شده است درآمد اين زوج در مجموع 2/8 ميليون دلار بوده است البته بيشترين سهم را در اين بين فروش بالاي اين دو کتاب داشته است.
اوباما در سال گذشته ميلادي از زمان سناتوري ايالت ايلينويز تا موقع انتخابش به عنوان رئيس جمهور امريکا حدود 140 هزار دلار درآمد داشته است. همسر او ميشل نيز که عضو هيات اجرايي درمانگاه دانشگاهي شيکاگوست، 62 هزار دلار به دست آورده است. بر اساس مدارک، اين زوج بايد حدود 855 هزار دلار ماليات بر درآمد پرداخت کنند. از سوي ديگر اسناد نشان مي دهد اوباماها نيکوکاران پرکاري هم بوده اند. آنها در مجموع 172 هزار دلار به 37 مرکز خيريه مختلف کمک کرده اند.
البته خانواده اوباما براي پشت سر گذاشتن رکورد بيل کلينتون و همسرش هيلاري کلينتون، که اينک وزير خارجه امريکاست، راه درازي را در پيش دارند. اين زوج هر دو درآمد بالايي را از فروش زندگينامه هاي خود به دست آوردند. بيل کلينتون همچنين نشان داده است از شم اقتصادي بالايي برخوردار است. او در سخنراني در دانشگاه ها و همين طور مراسم سياسي و غيرسياسي مختلف آنچنان پرکار نشان داده که از اين راه در بعضي روزها تا 500 هزار دلار نيز به حساب او واريز شده است.
هفت تیر 7tir.com: سخنراني محمود احمدينژاد، رييس دولت نهم در كنفرانس ژنو با اعتراض گستردهاي همراه بوده است.
در يكي از كمسابقهترين اعتراضها، فردي به سمت رييس دولت جمهوري اسلامي، شيئي قرمزرنگ را پرتاب كرد كه با واكنش ماموران امنيتي روبهرو شد. اين اعتراض در ابتداي سخنراني احمدينژاد رخ داد كه سبب بر هم خوردن نظم نشست «ضد نژادپرستي» شد. احمدينژاد با اين وجود واكنش مناسبي داشت و خطاب به جمعيت گفت: «از همه حضار میخواهم اینها را ببخشند. اینها بیاطلاع هستند». در ادامه پليس براي آنكه اين سخنراني آغاز شود، گروهي از معترضان را بيرون از سالن هدايت كرد.
با اين حال نيز نشست به حالت عادي خود بازنگشت و در سراسر طول سخنراني محمود احمدينژاد، فرياد اعتراضها و صداي تشويقها توامان به گوش ميرسيد و پس از آن،هنگامی که آقای احمدی نژاد در سخنان خود به اسرائیل حمله کرد و آن را یک دولت نژادپرست خواند و گفت اسرائیل، فلسطین را اشغال کرده، نمایندگان اتحادیه اروپا و بسياري از حاضران به خشم آمده به نشانه اعتراض سالن نشست را ترك گفتند.
در پي اين سخنان همچنين تمامي نمايندگان اتحاديهي اروپا از محل نشست خارج شدند و در گفتوگوهايي با خبرنگاران بهشدت از احمدينژاد و جمهورياسلامي انتقاد كردند.
سخنراني احمدينژاد در ژنو و حواشي آن بهشكلي كمسابقه از صدا و سيماي دولتي ايران بهشكلي رسمي نيز پخش شده است.
محمود احمدينژاد در پايان سخنراني خود بهسرعت از سالن نشست خارج و تحت تدابير شديد امنيتي قرار گرفت. به گزارش خبرگزاريها، اعتراضهاي گروههايي در محل برگزاري نشست «ضدنژادپرستي» عليه سخنراني احمدينژاد و سخنان او همچنان ادامه دارد.
ویدئوی قسمتی از این سخنرانی را ببینید:
در حاشیه : پیش از آغاز سخنرانی این زنان مقابل احمدی نژاد رقصیدند
هفت تیر 7tir.com: جلسه مجمع روحانیون با حضور خاتمی و با حواشی فراوان روز دوشنبه برگزار شد.
به گزارش هفت تیر در این جلسه که با بحثها و تنشها و حاشیه های فراوانی همراه بود بیانیه انصراف خاتمی از انتخابات بررسی شد و بعد از تغییرات گسترده در آن برای انتشار در اختیار رسانه ها قرار داده شد .
در این جلسه همچنین در خصوص ماندن یا نماندن خاتمی در صحنه انتخابات رای گیری شد که با اختلاف کمی موضوع ماندن خاتمی در صحنه رای آورد، با اینحال آقای خاتمی با توجه به شکنندگی آراء بر موضع خود برای ترک صحنه انتخابات تاکید کرد .
یکی از حاضران جلسه در مورد مسائل خصوصی داخل جلسه گفت : تنش و مناظره حاضرین بدان حد بالا بود که آقای خاتمی به کرات برای فرار از فشار جلسه سیگار می کشید.
در این جلسه در خصوص همکاری مجمع روحانیون با میرحسین نیز بحث و موضوع واگذاری کلیه ستادهای مجمع روحانیون به موسوی با مخالفت اعضا مواجه و منتفی شد و مقرر گردید به جای در اختیار گذاشتن تمام ستادها شروطی برای موسوی در این خصوص گذاشته شود.
خاتمی هم تاکید کرد قطعاً با کنار رفتن من وحدت بین اصولگرایان از بین خواهد رفت و این به هدف اصلی ما یعنی حذف احمدی نژاد کمک می کند.
یکی از سران مجمع نیز در سخنان خود تصمیمگیری خاتمی را به معنای ابقای احمدی نژاد عنوان کرد و افزود میر حسین قائل به مشورت نیست و با شمار محدودی عمدتاً مشورت میکند و با آمدنش به عقل جمعی بیاحترامی کرد.
ابطحی نیز با تاکید بر مخالفت خود با میرحسین عنوان کرد هیچگاه موافق میرحسین و تفکرات و ایدههایش نبودم چرا که او کهنه و قدیمی است و در عین حال بسیار محافظ کار و محتاط. نه به آن همه ناز و کرشمه برای آمدن و نه به این بد آمدن و بازی را خراب کردن.
یکی دیگر از اعضا مجمع روحانیون نیز در سخنانش بر جدی بودن موسوی تاکید کرد وگفت :میرحسین را نمیشود از میدان به در کرد بنابراین باید کروبی را وادار کنیم که کنار برود برای حفظ و صیانت از اصلاحات .
در انتهاي اين جلسه سيد محمد خاتمي بار ديگر با اشاره به حمايت هاشمي رفسنجاني از ميرحسين موسوي گفت: آقاي هاشمي قطعا به دنبال چند كانديدا كردن اصولگرايان است تا با این کار آرای اصول گرایان شکسته شود و میرحسین پیروز شودو با توجه به انصراف من اين احتمال قوت بیشتری مي گيرد كه اصولگرايان با چند كانديدا وارد شوند و اين به نفع اصلاحات است
هفت تیر 7tir.com . دلايل چهار گانه انصراف خاتمي
1)بالاخره رقابت برای قدرت بود و این خلاف اخلاق است که وقتی جامعه میخواهد تغییر صورت پذیرد، تصور کند که ما در درون جبهه اصلاحات به مبارزه با یکدیگر مشغولیم. ۲) من نماینده اصلاحات هستم و این فکر در جامعه اکثریت دارد و نهادینه شده. با این تفرقه و تقسیم آراء برای محالفان زمینهای شکل میگیرد که اعلام کنند اصلاحات خواستهی اکثریت جامعه نیست و من حق ندارم چنین کاری بکنم. ۳) وقتی بالای ۲۰ میلیون رأی داشتم آن همه مشکلات داشتم اکنون به خاطر وجود سه کاندیدا و تقسیم آرا حتما آرای کمتری از دوره قبل خواهم داشت. با این پشتوانه چگونه میشود با مجموعهی قدرت در کشور روبهرو شد؟! ۴) اینکه من حاضر نیستم وارد بازیای شوم که بازیگردانش دیگران هستند.
به قلم مسعود مشهدی : خاتمی توی دلایل چهار گانه اش برای کناره گیری یه حرفی زد که دلم کمی اروم شد. خاتمی گفت حاضر نیستم وارد بازی بشوم که بازیگردانش دیگران هستند..! اما باز توی دلم گفتم خوب سید اگه راضی نیستی و اگه میدونی این بازی بازی گردانانی هم داره که نخ بستن به دست و پا و فک رییس جمهور و از پشت پرده هر وقت دلشون بخواد اون نخ ها رو حرکت میدن پس چرا میگی موسوی بیاد؟
ایا موسوی کنترل از راه دوره و احتیاج به نخ نداره؟ ایا موسوی شارژ شده است و نباید کسی مواظبش باشه؟ ایا موسوی خودش بازی گردانه؟ یا شاید موسوی انقدر قدرت داره تا اجازه نده کسی بازیش بده؟ اقای خاتمی روزی که کاندید شدی هنوز نمیدونستی این بازی بازیگردان داره؟ حتما میدونستی چون هشت سال رییس جمهور بودی…! پس چرا کاندید شدی؟ چرا رفتی سفر های انتخاباتی و مشتت رو گره کردی؟ جناب اقای خاتمی اخلاق مداری یه چیزه و بازیچه نبودن یه چیز دیگه…! چرا اینا رو با هم قاطی میکنی..؟
راستش میدونی اقای خاتمی این دلایل چهارگانه شما برای کناره گیری من رو یاد چی میندازه؟ میگن توی یکی از جنگ ها فرمانده به توپچی گفت چرا شلیک نمیکنی؟ توپچی گفت به هزار و یک دلیل …! فرمانده گفت چه دلیلی؟ توپچی گفت اول اینکه باروت ندارم…! فرمانده گفت دیگه هزار دلیل دیگه اش رو نمیخواد بگی …!سيد همين دليل که بازي گردان اين بازي ديگران هستند و جنابعالي هم باروت نداري براي نيامدنت کافيست . ديگه لازم نبود باقي دلايل را بگي!
هفت تیر 7tir.com به قلم علیرضا محمد ظاهری : هرچند هفت تیر یک روز زودتر از سایت خاتمی و اصلاح طلبان رسما خبر انصراف خاتمی را اعلام کرد اما سرانجام با 24 ساعت تاخیر این انصراف دیشب با بیانیه رسمی خاتمی برای خیلی ها آخر خط بود . همان هایی که در این 24 ساعت خواب و خوراک نداشتند و و به زمین و زمان چنگ می زدند که شاید بتوانند راه حلی بیابند تا خاتمی بماند و آنها نیز وزارت و مدیرکل شدن در دولت آینده را از دست ندهد . 24 ساعت بسیار جالبی در ستاد خاتمی در جریان بود . تشنگان قدرت که ژست اصلاح طلبی گرفته بودند را می دیدی که آخرین زور خود را می زدند تا جوانان ساده این ستاد ها را به انواع رقص ها وادار کنند و حتی فیلنامه گریه دسته جمعی نیز ریخته شد غافل از آنکه وقتی هفت تیر با قاطعیت می گوید خاتمی انصراف داد ، یعنی کار تمام است . پیام ساده آقا مبنی بر ناخشنودی از ادامه حضور خاتمی که با واسطه برای خاتمی ارسال شد آنقدر بود که سید ترسو و دوست داشتنی قصه ما نتواند در برابر آن مقاومت کند و تصمیم بگیرد کاری کند که لااقل در شب چهارشنبه سوری از ترس اپیزود دوم مقاله کیهان کابوس نبیند . خاتمی می دانست آنان که کمپین اس ام اسی راه انداخته اند و خاتمی را به ادامه حضور دعوت می کنند در ترسو بودن دست کمی از خود او ندارند و نمی توان بر روی عملشان حساب کرد . سرانجام دیشب خاتمی آب پاکی را بر روی دست همه آنانی که در این 24 ساعت انواع خبرهای دروغ رامرتب بر روی سایتها خود میفرستادند و باز حذف می کردند ، ریخت و در سایت شخصی خودش بیانیه انصراف را قرار داد . آنجا دیگر از حذف و اضافه خبری نبود . کار تمام شد .
ژست انصراف برای اخلاق را می توان باور کرد و می توان باور نکرد . اما حداقل این است که واقعیت ها را نیز باید به آن اضافه کرد : انصراف از ترس رای نیاوردن در مرحله اول ( به نقل از خود خاتمی ) . انصراف از ترس آقا . انصراف از ترس قسمت دوم مقاله کیهان ..
اصلاحاتی دروغین که رهبرانش ترسوهایی بودند که برای شرکت در انتخابات به دیدار سلطان می رفتند و با اشاره سلطان انصراف می دهند دیر زمانیست که مرده است . اصلاحات مرد اما ایران و ایرانی زنده است . زنده باد چهارشنبه سوری