Posts Tagged ‘روزنامه’

روزنامه جمهوری اسلامی ، رکسانا را به آلودگی جنسی متهم کرد

چهار شنبه, می 13th, 2009

هفت تیر 7tir.com: روزنامه جمهوری اسلامی در ستون “جهت اطلاع” شماره روز چهارشنبه خود با انتشار خبر آزادی رکسانا صابری نوشته است: «این مقامات می‌گویند دادگاه تجدیدنظر اگر قرار بود تخفیفی بدهد حداكثر می‌بایست میزان زندان را از 8 سال به 5 سال كاهش می‌داد و او این مدت را در زندان می‌ماند نه آنكه با دو سال حبس آن‌هم تعلیقی كه به معنی نادیده گرفتن جاسوسی و سایر جرایم او از قبیل آلودگی جنسی و مشروبات الكلی و… می‌باشد».
بنا به ادعای جمهوری اسلامی، همین مقامات می‌گویند بدین ترتیب از این پس در كشور ما جاسوسی برای آمریكا آزاد است!

ركسانا صابری در بهمن ماه سال گذشته به جرم جاسوسی برای آمریكا توسط معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات بازداشت و در دادگاه انقلاب تهران به 8 سال زندان محكوم شده بود.

کیهان کروبی را تهدید کرد : نگذارید مسایل طبقه 11 ساختمان طالقانی را بگوییم

دوشنبه, می 4th, 2009

اخبار داغ هفت تیر کیهان کروبی را تهدید کرد

هفت تیر 7tir.com: تبادل پاسخ‌های شدیدالحن میان مهدی کروبی و مدیرمسئول کیهان  وارد فاز تازه ای شد و در اولین قدم کیهان کروبی را تهدید به افشاگری کرد .
کیهان در شماره روز دوشنبه خود حمله جدیدی را در یادداشتی تحت عنوان “کروبیان، کیهان را دوست دارند” به قلم فردی با نام مستعار “ع.ثقفی” علیه مهدی کروبی سامان داده است.

اخبار داغ هفت تیر کیهان کروبی را تهدید کرد

کاریکاتور اثر نیک آهنگ کوثر

کیهان در قسمتی از این یادداشت آورده است  :‌ «پس جناب شیخ بگذارید مسائل سربسته بماند و معلوم نشود که در سابقه و حال افراد چه گذشته است بگذارید مردم ندانند که در طبقه یازدهم ساختمان طالقانی چه می‌گذشت! بگذارید اهالی مطبوعات نفهمند که مطبوعات نهاد زیر نظر شما چگونه سانسور و تعطیل می‌شد. بگذارید نحوه مدیریت شما سربسته بماند و به عدم رای قبلی مجلس و ریاست جمهوری خود بسنده کنید و بیش از این دم از وا اسلاما نزنید. نگذارید حداقل های انتخاباتی در فرصت نظام برای عرض اندام امثال جنابعالی به حداکثرهای افشاگری درباره سوءاستفاده از موقعیت شغلی تبدیل شود. نگذارید مردم بفهمند در دوره ریاست شما در محل تولیت فرهنگ شهادت چگونه بی فرهنگان و سرمایه داران در گوش مادر شهید می‌زدند و آب را به روی پدر شهید می‌بستند. آیا هنوز خانواده شهیدان را هوادار خود وانمود می‌کنید؟ مگر همین آقای حسین شریعتمداری خانواده شهید نیست؟ حالا از سابقه افراد پرس وجو می‌کنید؟! خودتان را ضمناً به کاندیداهای دیگر نچسبانید تا عرصه بر آنان چون شما سخت نشود. لااقل شرط کاندیداتوری ریاست جمهوری داشتن زبان است که بحمدالله در آخر الزمان همه از نعمت رو به تزاید آن برخوردارند، مثل نعمت رو به تزاید مطبوعات زنجیری و زنجیره‌ای»!
در ادامه این یادداشت با تاکید دوباره بر مساله “سواد” آمده است: «در هر حال شما که هنوز علیرغم ادعای مدیریت چهار ساله یک روزنامه که توسط دیگران اداره می‌شود، سواد مطبوعاتی لازم را در روش پاسخ گویی به انتقادات مطبوعاتی نداشته و در انتقاد از تیتر، متن را بهانه می‌کنید و در برخورد با یک کلمه، هزار توهین نثار منتقد خود می‌کنید، لازم است که بدانید پیش بینی کیهان و سایر خیرخواهان از عدم اقبال مردم نسبت به امثال جنابعالی نیاز به دانستن آراء شب انتخابات ندارد، فقط لازم است انسان کمی در روش انقلابی مردم دقت داشته باشد و کمی بیشتر بفهمد که مردم از لاف زنان و تحمیق گران نه فقط خوششان نمی آید بلکه معمولاً در تاریخ انقلاب به آنان درس ویژه هم داده اند. ضمن آن که فکر نمی کنید سن شما دیگر برای این حرفها مناسب نیست؟! و انقلاب در مدیریت نیاز به نیروهای جوان‌تر دارد که از کوره در نروند و خسته نشوند و با توجه به گذر سی سال از انقلاب در ده سالگی به زندان ساواک نرفته باشند»؟!

کیهان مجددا ادعای خود مبنی بر عدم نگارش بیانیه‌های کروبی از سوی خودش را تکرار کرده و آورده است: «جناب شیخ ضمناً فعل آخر بیانیه شما غلط بود، به مشاورانتان بگویید از این به بعد برایتان درست‌تر بنویسند»!

قبلی :

پاسخ حسين شريعتمداری به نامه تند کروبی : فحش نامه شما را خواندم

نامه تند کروبي به شريعتمداري : من  سعيدي سيرجاني نيستم

مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی : احمدی نژاد باید رد صلاحیت شود

دوشنبه, می 4th, 2009

اخبار داغ هفت تیر مسیح مهاجری احمدی نژاد باید رد صلاحیت شود

هفت تیر 7tir.com: مسیح مهاجری در یکی از بی سابقه ترین سخنرانی های انتقادی خود خواستار رد صلاحیت محمود احمدی نژاد از سوی شورای نگهبان شد ودلیل ان را هم دروغگویی های شخص رییس دولت نهم دانست. مسیح مهاجری سخنان تند و بی سابقه خود راعصر روز چهارشنبه در دیدار باهسته مرکزی نسیم ٨٨ بیان کرد.

این مشاور رییس جمهور سابق با طرح این سوال که “چرا احمدی نژاد نه؟” گفت: مسائل اقتصادی که در صحبت های دوستان هم به آن اشاره شد، مهم است اما زیربنا نیست. آن چه زیربناست و به ارزش ها برمی گردد، “صداقت” است و در مکتب دولت فعلی دروغ گفتن مستحب مؤکد و واجب است؛ یعنی به شدت و بدون هیچ ابایی دروغ می‌گویند. ما تا قبل از این دولت در سطح ریاست جمهور دروغ نداشتیم.
البته یک سری دروغ ها واجب بود آن هم مختص دوران جنگ بود، به این معنا که برای جنگ روانی تعداد کشته ها و اسیران دشمن را بیشتر می گفتند و از این دست مسائل، غیر از این چیز دیگری نبود چراکه آن‌ها در مکتب امام پرورش یافته بودند و صداقت داشتند. مثلا شهید بهشتی مجسمه صداقت و پاکی بودند. اما این دولت با دروغ و فریب تا این جا مانده است و این برای ملت ما که انقلاب اش یک انقلاب فرهنگی و ارزشی بود و همه چیز در آن باید برحسب ارزش ها و معنویت باشد، بزرگ ترین خسران است.
مهاجری با برشمردن دروغ هایی که این دولتیان فعلی گفته است اظهار داشت: یکی از دروغ هایی که شاید عوام متوجه نشوند اما خواص می فهمند “ادعای پیروی از ولایت فقیه” است. ما در طول این سی سال دولتی نداشتیم که تا این حد نسبت به رهبری و مراجع تقلید بی اعتقاد باشد و البته از آن طرف سنگ آن را هم به سینه بزند.
مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به تخریب های صورت گرفته علیه شخصیت های نظام گفت: یکی از کارهای خلافی که توسط این دولت و یا عوامل اش صورت گرفت، تخریب چهره های خدمتگزار این نظام بوده است. این ها قلم دادند دست یک عده افراد فحاش که هرچه می خواهند بگویند و بنویسند و هر دورغ و تهمتی را بگویند.
این‌ها می گویند اصلا کسی حق ندارد در مقابل ما بایستد و هرکس چنین کند باید او را نابود کرد. حرف این‌ها یک چیز است: من، من و نه هیچ کس دیگر.
وی در ادامه  به انحلال سازمان برنامه و بودجه اشاره کرد و افزود: این باعث شد یک سری از درآمدها و ارز دولت در برخی جاهای نامعلوم هزینه شود و می بینیم که دیوان محاسبات هم در حال فاش کردن این مسائل است اما رییس دولت مصاحبه می کند و می گوید دولت پاک است و این مسائل دروغ است. مرتب هم مجلس و رییس مجلس مصاحبه می کنند و پاسخ او را می دهند و گزارش ارائه می کنند. خب این نشان می دهد که دولت دروغ می گوید و این تخلفات قابل انکار نیست.
مهاجری در ادامه گفت: این ها مسائلی به وجود آورده است که به نظر من شورای نگهبان در روز قیامت هیچ جوابی ندارد بدهد که چگونه این فرد را جزء رجال سیاسی کشور اعلام کرد یا اگر بخواهد برای این دوره هم این کار را تکرار کند. من اگر در شورای نگهبان بودم بدون هیچ تردیدی و با توجه به عملکرد و بی‌صداقتی اش اعلام می کردم احمدی نژاد به هیچ وجه شایستگی کاندیداتوری برای ریاست جمهوری آینده را ندارد.
مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی افزود: متاسفانه جوی را ایجاد کرده اند که همه از ترس آبروی خود نتوانند حرف بزنند. با یکی از دوستان که دکترای اقتصاد دارد درباره سرمقاله ای که پیرامون نقد همایش ایرانیان خارج از کشور بود صحبت می کردم، به من گفت فقط شمایید که گویا جرات دارید و از این گونه مقالات انتقادی بنویسید. معنای حرف این است که این ها یک حالت وحشت در کشور ایجاد کردند و اگر کسی بخواهد حرفی علیه این‌ها بزند، بی‌آبروی اش می کنند. بالاخره روزنامه دارند مثل کیهان و ایران و … و از آن طرف هم ٢٠:٣٠، این ها را دارند.
وی در ادامه با اشاره به علاقه شدید مهندس موسوی به روحانیت و مرجعیت شیعه و اظهارات علی مطهری درباره این که موسوی ضدروحانی است، گفت: این بزرگ‌ترین جفا به موسوی است. من نمدانم چرا این فرد این حرف را زده است، چون آقای موسوی واقعا عاشق امام بود، فانی در شهید بهشتی بود. من به عنوان یک روحانی ٣٠ سال است با ایشان رفاقت دارم و شهادت می دهم ایشان به اندازه سر سوزنی نسبت به روحانیت ضدیت ندارد. یک انسان به تمام معنا مذهبی است، از یک خانواده کاملا مذهبی و معتقد به نظام و جمهوری اسلامی است. به هر حال با توجه به این ویژگی‌ها که در مهندس موسوی می بینم، ایشان شایسته ریاست جمهوری است.

ملاقات صمیمی آیت الله خامنه ای با میرحسین موسوی در منزل پدر میرحسین

دوشنبه, می 4th, 2009

اخبار داغ هفت تیر میر حسین موسوی خامنه ای

هفت تیر 7tir.com: این تصویر که مربوط به ملاقات آیت الله خامنه ای و میرحسین موسوی در منزل پدر میرحسین است  برای اولین بار دیروز بر روی وب منتشر شد .
این دیدار مدتی پیش انجام شده و آیت‌الله خامنه‌ای برای عیادت از پدر مهندس موسوی به منزل وی در منطقه بوذرجمهری تهران رفته‌اند و در دیداری صمیمانه که علاوه بر مهندس موسوی برخی اعضای دیگر خانواده آن‌ها نیز حضور داشته‌اند، از پدر ایشان عیادت کرده‌اند.
در یکی دیگر  از دیدارهای رهبر انقلاب نیز ایشان عصایی را به پدر مهندس موسوی هدیه می‌دهند.

روابط خانوادگی خانواده «میرحسین موسوی خامنه» با آیت‌الله «سید علی حسینی خامنه‌ای»، علاوه بر آن که به مسئولیت‌های آن‌ها برمی‌گردد، به خاستگاه ایشان، «خامنه» نیز برمی‌گردد.

خامنه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز بخش مرکزی شهرستان شبستر در 75 کیلومتری تبریز است.
آیت‌الله خامنه‌ای و میرحسین موسوی هر دو علاوه بر عضویت شورای انقلاب، از پایه‌گذاران حزب جمهوری اسلامی بوده‌اند و همچنین آیت ‌الله خامنه ‌ای صاحب امتیاز روزنامه جمهوری اسلامی ـ ارگان این حزب ـ و مهندس موسوی، مدیرمسئول و سردبیر آن بوده‌اند .

مهندس میرحسین موسوی از زمان اعلام نامزدی در انتخبات همواره  تأکید کرده است  که هماهنگی با رهبری، یکی از ملزومات اولین مقام اجرایی کشور است.

مهندس موسوی پس از پایان نخست‌وزیری خود و آغاز رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، به عنوان مشاور رهبر انقلاب و نیز عضو منصوب ایشان درمجمع تشخیص مصلحت نظام مشورت‌های خود را به رهبر انقلاب ارائه می‌داده است.
همچنین، مهندس موسوی از کسانی بود که بدون داشتن مسئولیت اجرایی از سوی رهبر انقلاب به جلسات هم‌اندیشی سران نظام که برای مشورت درباره مسئله هسته‌ای تشکیل شد، دعوت گردید و در آن جلسات نیز موضع وی برخلاف مواضع برخی مسئولان وقت، به موضع آیت‌الله خامنه‌ ای مبنی بر مقاومت بر فناوری اتمی نزدیک بود.
میرحسین موسوی در آخرین مصاحبه مطبوعاتی خود در جواب این سوال  خبرنگار که از او پرسید پس از پیروزی در انتخابات چه می کنی پاسخ داد که ابتدا به دیدار مقام معظم رهبری می روم  .
بسیاری از تحلیل گران معتقدند با توجه به پایین بودن شانس رای احمدی نژاد ،   میرحسین موسوی گزینه مورد نظر آیت الله خامنه ای در انتخابات جاری است و میرحسین موسوی به خواست آیت الله خامنه ای برای از صحنه خارج کردن خاتمی در انتخابات حضور یافته است .

نامه تند کروبي به شريعتمداري : من سعيدي سيرجاني نيستم

شنبه, می 2nd, 2009

اخبار داغ هفت تیر کروبی شریعتمداری

هفت تیر 7tir.com: متن کامل نامه آقای کروبی به حسین شریعتمداری به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم
و قل اعوذبك من همزات الشياطين(مومنون، 97 )
آقاي حسين شريعتمداري
مديرمسوول روزنامه كيهان
سلام عليكم

طبق عادت مالوف و سنت مسبوق آن جريده، در روزنامه روز چهارشنبه نهم ارديبهشت ماه 1388 با نگارش دو متن مستقل اما مرتبط، یكي به زبان لودگي و ديگري به زبان امنيتي اين بار عليه اينجانب مهدي كروبي به تهمت و هتك حرمت روي آورده‌ايد و دوستان و ياران مرا هم بي نصيب نساخته‌ايد، بلكه در پرده دري، درهاي تازه گشوده‌ايد و همگان را نه در مقام روزنامه نويس كه در جايگاه يك مقام امنيتي به وابستگي به رژيم صهيونيستي متهم كرده‌ايد. وا اسفا كه در جمهوري اسلامي، اين نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست كسي افتاده كه در جايگاه نمايندگي رهبري در معظم ترين موسسه مطبوعاتي حكومتي نه تنها از مشي رهبري پيروي نميكند بلكه با سوءاستفاده از موقعيت شغلي خويش و جايگاهي كه در مقام بهره مندي از اموال عمومي دارد بنگاه دروغ پراكني راه انداخته و پس از عمري در پوستين خلق افتادن و نقش پراوداي ايراني را بازي كردن و هتك حرمت مراجع عظام تقليد و روشنفكران برجسته ديني و مديران خادم ملت اكنون به سراغ فردي آمده كه هرگز داعي دفاع از خويش نداشته و همواره كوشش كرده آبروي ريخته شده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و ميانجيگري و ميانداري و ميانه روي و ريش سفيدي به آنان بازگرداند و همواره با اين روش از جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي و راه امام پاسداري كرده است. اكنون اما نوبت به خود من رسيده است كه از عنايات و كنايات كيهان بي بهره نمانم و بدانم كه اين بنگاه دروغ پراكني از تحريف مواضع مهدي كروبي نا اميد شده به توهين روي آورده است.

بارها از تحريف كيهان در عبارات و كلمات منسوب به خويش گذشت كردم چرا كه تيغ كيهان در دريدن اعتماد مردم به اصلاح طلبان را كندتر از آن ديدم كه نيازي به در افتادن با كيهان باشد اما اكنون كه حد گذرانده ايد و از آن بدتر افزون بر من، يارانم را نيز متهم ساخته ايد چاره‌اي جز آن نديدم كه با شخص شما يك بار براي هميشه سخن بگويم و حجت تمام كنم تا بدانيد كه اين بار نه با سعيدي سيرجاني كه با مهدي كروبي سخن ميگوييد كه كارنامه نيم قرن مبارزه سياسي او و پدرش و خانواده‌اش در راه انقلاب و نظام روشن است. البته ميدانم كه در اين ديار از سعيدي سيرجاني تا دوست حضرتعالي سعيد امامي همه از هر نوع بشر در معرض نيش قلم و قرباني بهتان شما هستند. سخن گفتن از خويش در فرهنگ عرفاني و اخلاقي ايرانيان مذموم است اما اسوه ما امام علي(ع) است كه در زمانه نامرداني مي‌زيست كه العياذبالله اسلام و ايمان و نماز او را زير سوال بردند و آن امام شرمسار از عصري شد كه در آن او را با معاويه بن ابي سفيان قياس ميكردند. پس به فرياد درآمد و از سابقه خود در اسلام و ياري پيامبر اسلام و جنگاوري در جبهه حق گفت. امروز هم همان روز است كه افرادي چون شما با بي انصافي تمام سوابق فرزندان ايران و ياران امام را زير سوال ميبريد و كسي را ياراي هماوردي با شما نيست كه اگر هست چون شمشير علي در نيام و چون زبان آن حضرت در كام است. من اما زبان در كام نميگيرم و از ياد نميبرم جفايي كه شما در حق مراجع محترم تقليد و روشنفكران مسلمان و حتي دگرانديشان كرده‌ايد. كيست كه سابقه و رابطه مرا با برخي از فقها و مجتهدين نداند و از اين واقعيت غافل باشد كه در مرزبندي با آن بزرگان و ترجيح امام عزيز بر آن علما از سابقون بودم؛ اما آيا اين مجوزي است كه بر هتك حرمت ايشان از سوي كيهان سكوت كنم؟ كيست كه فاصله مرا (به خصوص در سالهاي آغاز تاسيس جمهوري اسلامي) با برخي از روشنفكران ملي و مذهبي نداند و به ياد نياورد كه در ترجيح خط امام بر خطها و جناح‌هاي ديگر لحظه‌اي ترديد نداشتم؛ اما آيا اين دليلي است كه بر هتك حيثيت بزرگاني چون مرحوم مهندس بازرگان – كه در تدين او شكي نبود – چشم ببندم؟ آيا مكتب همان امام و ميراث همان اسلام نبايد سبب شود كه اين همه ظلم و جفا را ناديده نگيريم وقتي كه مديران كيهان همسو با تهيه كنندگان برنامه هايي چون هويت به نويسندگان و روشنفكران اين سرزمين چون مرحوم دكتر عبدالحسين زرينكوب و مرحوم دكتر عباس زرياب خويي توهين ميكردند؟ آيا امروز همان كلام اميرمومنان نبايد سرلوحه ما باشد كه اگر مسلماني از خبر تعرض به زني يهودي بميرد، بر او حرجي نيست؟

آقاي شريعتمداري؛
شما بر مبناي كدام دانش فقهي و حوزوي متعرض محتواي اعلاميه من درباره ضرورت اصلاح قانون مجازات افراد زير 18 سال مي‌شويد؟ شما در كدام مدرسه و مكتب و دانشكده درس فقه و حقوق و علم دين آموخته‌ايد؟ مساله اعدام افراد زير 18 سال مساله‌اي فقهي و حقوقي است كه فقها و حقوقدانان بايد درباره آن نظر دهند و البته هر نظري در اين باره ميتواند مورد نقد علمي هم قرار گيرد نه اينكه مايه لودگي و فحاشي بنام طنزپردازي شود. در فقه اسلامي هيچ ترديدي در اصل قصاص نفس در مورد قتل عمد وجود ندارد مگر آنكه صاحبان حق از آن بگذرند. اما بر مبناي همين فقه، كودكان از مجازات اعدام مستثني هستند. تنها بحث و اختلاف نظر درباره افراد كم سن و سال كه در اصطلاح فقهي و حقوقي غيرمكلفين، غيربالغين و يا «صبي» و كودك ناميده ميشوند اختلاف از نظر ميزان سن آنهاست .

اين مطلب مورد اتفاق همه فقهاي اسلام است كه «صبي» يعني كودك در صورت ارتكاب قتل عمد محكوم به قصاص نفس و اعدام نميشود، بلكه «عاقله» يعني خويشاوند و خاندان وي ديه مقتول را ميپردازند. ليكن چون اخبار و احاديث مربوط به اين موضوع هم تعدادشان اندك و هم مضمونشان متفاوت است موجب اختلاف نظر در مفهوم و مصداق كودك و صبي گرديده است كه آيا منظور از صبي و كودك كيست. برخي فقها با استناد به برخي از احاديث گفته اند منظور از آن افراد زير 15 سال است. برخي روايات به ميزان رشد جسمي فرد مورد نظر اشاره و تاكيد نموده اند و نه به مقدار سن او و حتي قيد وجب راجع به قد وي ذكر شده است. در برخي فتواها به نشانه ها و علائمي از رشد جسمي و جنسي فرد مورد نظر اشاره شده است. نظر ديگر اين است كه بلوغ و كمال فرد تابع شرايط اقليمي و آب و هوايي است و سن بلوغ افراد در مناطق حاره و بارده متفاوت است و مصداق صبي و كودك علي الاغلب افراد زير هجده سال است و نه پانزده سال .

براساس اين واقعيت است كه قوه قضائيه كشور ما تحت رياست فقيهي مطلق و مجتهدي كامل نيز بخشنامه هايي را مبني بر منع اعدام افراد زير هجده به قضات فرستاده و اخيرا پيشنويس لايحه‌اي را در اين باره جهت تصويب تقديم مجلس آماده نموده است و من هم به عنوان يك روحاني نظرم اين است كه در شرايط اقليمي ما كودكان در سنين بالاتر از پانزده سال به بلوغ و رشد همه جانبه ميرسند و مساله آغاز به انجام به اعمال عبادت با مسائل كيفري فرق دارد و لازم است كه قانوني در اين باره تصويب و از اعدام افراد زير هجده سال جلوگيري شود. آيا به نظر شما كيهان نشينان اين ديدگاه امثال بنده و قوه قضائيه ارتباطي به صهيونيسم دارد و آيا شما طرفدار اعدام افراد زير هجده سال هستيد و معتقديد اگر كسي مانند شما فكر نكند از عوامل صهيونيسم است؟! آيا صهيونيستها از اينكه درايران افراد زير 18 سال را اعدام كنند و بتوانند عليه جمهوري اسلامي تبليغ كنند راضي ترند يا اينكه يك روحاني علاقه مند به نظام و يار امام خواستار لغو اين مجازات‌ها شود؟ مگر خداوند متعال در قران مجيد نفرموده است اگر فردي را بناحق بكشند مانند اين است كه همه انسانها را كشته اند و اگر كسي را از مرگ ناحق نجات دهند مثل اين است كه همه انسانها را نجات داده‌اند. ما كي ميخواهيم به اين آيات رحمت الهي عمل نموده و از خشونت دوري كنيم؟ شما چرا و چگونه به خودتان اجازه ميدهيد كه به افراد مومن و مسلمان برچسب نامسلماني و صهيونيسم بزنيد، مگر شما چه كاره‌ايد و چه جايگاهي داريد؟

در گذشته بسياري از مسائل بوده كه واجب يا حرام بوده ولي با تحقيقات جديد و فتواي علما غيرواجب و يا حلال شده است. مثل احكام بئر و كشيدن آب آلوده به نجاست چاه و نيز مانند ماهي‌هاي خاوياري كه تا انقلاب حرام نبود بعد از انقلاب با فتواي امام و برخي ديگر از مراجع حليت آن اعلام شد و نيز مانند مساله مهم حق راي زنان كه قبل از انقلاب يكي از محورهاي اعتراض علما بود ولي بعد از انقلاب، زنان هم حق راي دادن و هم حق نامزد شدن در انتخابات را پيدا كردند. پس ماهيت متكامل فقه و پويايي آن هرگز با اين بضاعت علمي شما نميتواند مورد ترديد باشد و در واقع دليل بر آشفتگي شما از اين اعلاميه نيست. آنچه علت پرده دري شماست ترس از انتخابات آينده است كه شما در فرآيند اين انتخابات كيهان را به ارگان نامزدي خاص بدل كرده‌ايد و به نام انتشار اخبار دولت به تريبون رئيس دولت تبديل شده‌ايد و آرزوي تمديد اين دوره را در سر مي پرورانيد و برخلاف مشي رهبري، روزنامه اي كه از اموال عمومي است را به ارگان فردي تبديل كرده ايد و با مشاهده اقبال مردمي در صف مقابل آشفته خاطر مي شويد و چنين بيتابانه عنان از كف ميدهيد و دشنام ميدهيد. شگفتا كه در رژيم شاه اعضاي سابق حزب توده، رستاخيزي و ساواكي ميشدند و به شكنجه و آزار مبارزان انقلابي و زندانيان سياسي مي پرداختند و پس از انقلاب اسلامي برخي افراد كه سابقه وابستگي به گروه‌هاي ضدانقلاب را داشتند لباس مطبوعاتي ميپوشند و با تلون و نفوذ در برخي مطبوعات (كه به بيت‌المال متكي هستند) به ياران امام و انقلاب توهين ميكنند. روزي دگرانديشان و روشنفكران، دگر روز چهره‌هاي ملي و مذهبي، گاهي بزرگان اقوام و مذاهب و مكاتب مسلمان و جايي حتي بيت امام خميني و نوه محترم وي را هتك حرمت ميكنند. بدين ترتيب گويي كيهان به پايگاه ترويج خشونت و تفرقه و فرقه‌گرايي تبديل شده است .

شما با اين شيوه، ريشه در كدام راه داريد؟ آيا راه امام و رهبري و اسلام رحماني فرسنگها از بيراهه شما دور نيست؟ آيا از آن زنان مومنه‌اي كه با نگارش اخبار كذب و مقالات دروغ در كيهان حريمشان را شكسته‌ايد و در برخي پرونده‌هاي شبه قضايي براي ايشان پاپوش دوخته ايد، حلاليت طلبيده ايد؟ آيا روي ديدار با ارواح طيبه علما و فقهايي كه بدانها توهين كرده ايد را داريد؟

انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد 88 آزمون ملي ايرانيان است. هر كس كه بتواند خدمتگزار ملت باشد از حق ثبت نام در اين انتخابات برخوردار است و تاكنون نيز چهار نفر بيشتر اعلام آمادگي نكرده‌اند. قانون هم وظيفه همه نهادها را روشن كرده است. روزنامه كيهان به عنوان بخشي از بيت‌المال بايد طبق قانون تابع سنتي باشد كه اموال عمومي تابع آناند و آن بيطرفي است. چرا كيهان هر روز عليه دو نامزد انتخابات 22 خرداد – كه هر دو يار امام بوده‌اند – پرده دري ميكند و براي نامزد سوم سينه دراني؟ روزنامه كيهان به چه حقي هر روز عليه مهندس ميرحسين موسوي و اينجانب مقاله و خبر مينويسد و جعل ميكند و تهديد ميكند كه مراجع صلاحيت دار به حسابم ميرسند؟ مگر شما وكيل مدافع آن مراجع يا مامور مخفي آنها هستيد كه اينگونه از عالم غيب خبر ميدهيد؟

آقاي شريعتمداري؛
درست است كه در انتخابات سال 1384 حق خود را پايمال يافتم اما اين شب انتخابات از آن شبها نيست كه هنوز نيمه شب فرا نرسيده و صفحه روزنامه كيهان به ساعت 10 شب نرسيده و صندوق راي جمع نشده و شمرده نشده باشد و شما در تيتر اول روز بعد خبر از رتبه بندي نامزدها بدهيد و نفر اول و دوم و سوم را تعيين كنيد و سوداي سونامي احمدي نژاد سر دهيد. در اين چهارساله كه روزنامه اعتماد ملي را منتشر كرده‌ام دقيقا ميدانم كه صفحه اول روزنامه چه زمان بسته ميشود و اخبار غيبي چگونه به مديرمسوول ميرسد .

مرا به بي سوادي متهم كرده‌ايد. نميدانم شما در كدام مدرسه و دانشكده و حوزه درس خوانده ايد. اما از شما با آن آرشيو غني اطلاعاتي و امنيتي در موسسه كيهان (كه در آن ابعاد زندگي همه افراد مورد نظرتان مضبوط است) بعيد است كه ندانيد و نتوانيد پوشه مربوط به اينجانب را بيابيد تا بفهميد كه مهدي كروبي دانش آموخته دانشگاه تهران پيش از انقلاب اسلامي بوده و افتخار كسب اجازات علمي و اجتهادي متعدد از مراجع معظم تقليد و اساتيد كهن سال حوزه علميه قم و تهران را در كارنامه خود دارد. مگر آنكه بگوييد اين مدارك را هم ديده ايد و براي آن اساتيد نيز احترامي قائل نيستيد و اين البته خود عذر بدتر از گناه است كه به مقام امامت امت و رهبري انقلاب اسلامي امام خميني اهانت ميكنيد كه به فرد به زعم شما بيسوادي چون من اين همه احكام متعدد داده اند. ياران مرا نفوذي نام نهاده‌ايد. در ميان ياران من به جز افراد خدوم بسياري از ياران و نزديكان امام عزيز حاضرند. نميدانم شما در عمر خويش اصلا امام را از نزديك ديده‌ايد يا نه؟

برنامه شما تلاش براي اختلاف افكندن ميان من و يارانم است تا با اتهامات واهي از قبيل اتصاف به صهيونيسم از پيگيري حقوق شهروندان و اصلاح قواعد حكمراني منصرف شويم. اما بدانيد اين اهداف نه انتخاباتي كه ذاتي من در زندگي است و شهادت ميدهم كه هيچ حرفي را نميزنم مگر آنكه بدان از عمق جان باور داشته باشم و هيچ تصميمي را نميگيرم مگر آنكه مشورت كرده باشم. پس بدانيد كه هم ميخوانم و هم مينويسم به خصوص روزنامه كيهان را كه در دوره حضرتعالي كارنامه‌اي سياه در توهين به نخبگان را از خود بر جاي نهاده است .

آقاي شريعتمداري؛
در پايان به شما تذكر ميدهم و نصيحت ميكنم كه به خود آييد و حد نگه داريد و اجازه دهيد ملت از حق انتخاب خود بدون تلقين و تخريب بهره ببرند .

فاعتبروا يااولوالالباب والسلام علي من اتبع الهدي
مهدي كروبي

اخبار داغ هفت تیر شریعتمداری

روزنامه اعتماد ملي امروز نامه مهدي کروبي را به همراه اين کاريکاتور از حسين شريعتمداري در صفحه اول خود درج کرد(اثر بزرگمهر حسین‌پور)

پیشینه خبر: روزنامه کیهان چه نوشته بود؟

کیهان در شماره چهارشنبه گذشته خود با انتشار دو مطلب یکی در قالب سرمقاله و دیگری در قالب ستون طنز «گفت و شنود» خطاب به مهدی کروبی نوشت:
سواد (گفت و شنود)
گفت: آقای کروبی یک بیانیه صادر کرده و در آن خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته است: اعدام کودکان را متوقف کنید!
گفتم: این «لاطائلات» را چه کسی در دهان «شیخ اصلاحات»! گذاشته است؟! فقط اسرائیل به ایران اسلامی این تهمت ها را می زند.
گفت: حتما همان پیاده نظام های رژیم صهیونیستی که این روزها اطراف کروبی پرسه می زنند این لاطائلات را نوشته اند!
گفتم: مگر شیخ اصلاحات سواد خواندن و نوشتن ندارد که بیانیه اسرائیل را به نام او صادر نکنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟ شاید سواد خواندن دارد ولی سواد نوشتن ندارد! یا نوشتن بلد است و خواندن نمی داند یا هر دو را دارد یا هیچکدام را ندارد! یا…
گفتم: قاضی از متهم پرسید سواد داری؟ جواب داد سواد نوشتن دارم ولی سواد خواندن ندارم! قاضی با تعجب یک تکه کاغذ به او داد و گفت چند جمله بنویس و متهم چند خط کج و کوله کشید و به دست قاضی داد. قاضی با تعجب نگاه کرد و ورقه را دست متهم داده و گفت؛ خودت بخوان ببینم چی نوشته ای؟ و متهم جواب داد؛ آقای قاضی! عرض کردم که من فقط سواد نوشتن دارم، سواد خواندن ندارم!

قبلی:  آخرين نامه سعيدی سيرجانی به سيد علی خامنه ای قبل از کشته شدن در زندان

نگاهی دیگر به شبکه دلالان فوتبال ایران : چگونه نتایج تغییر می کرد

شنبه, مارس 28th, 2009

نگاهی دیگر به شبکه دلالان فوتبال ایران

هفت تیر 7tir.com: «یک سال قبل بود که برادران ما در وزارت اطلاعات بررسی درباره فساد مالی و دلالی در فوتبال ایران را بر اساس گلایه‌های بعضی از مدیران ورزشی در دستور کار قرار دادند و حالا ما پرونده‌ای از اعترافات خاطیان در دست داریم که خیلی از زوایای آن را نمی‌توانیم افشا کنیم». این جمله را قاضی حداد معاون امنیتی دادگاه انقلاب دو هفته پس از دستگیری تعدادی از دلالان صاحب نام و روزنامه‌نگاران ورزشی به جرم دلالی و کسب درآمدهای نامشروع بیان کرد.
نکته‌‌ای که شوکی بزرگ به فوتبال کشور است. اینکه بخش عظیمی از بودجه فوتبال به جیب گروهی محدود می‌رفته است و نتایج بازی‌ها آن گونه که انتظار می‌رفت بر اساس توان مجموعه یک تیم رقم نمی‌خورده است.محمد علی آبادی رئیس سازمان ورزش، اولین کسی بود که پرده از جنایتی بزرگ برداشت. او در این گفت و گو مدعی شد:«در فوتبال ۲۰۰ میلیارد تومان گردش مالی داریم که متاسفانه نیمی از این مبلغ در چرخه دلالی ، به دور ریخته می شود.»
تا پیش از این اظهار نظر هیچ رقم حقیقی درباره گردش مالی فوتبال ایران وجود نداشت اما بالاترین مقام دولتی در امور ورزش در فوتبالی که همه هزینه اش از سوی وزارتخانه های دولتی تامین می شود و از بیت المال ارتزاق می کند با اعتراف خود بر حقیقت تلخی که همه در این سال‌ها می دانستند اما از به زبان آوردنش ترس داشتند ، وجهه قانونی بخشید. البته این گفته زمانی رسانه ای شد که تقریبا مقامات امنیتی کشور با تلاش بی وقفه خود پرونده ای قطور را تهیه کرده بودند و عمل مجرمانه متخلفان برای شان محرض شده بود .

ساعت ۳۰/۸ دقیقه چهارشنبه شب زمستانی بود که ۳ مرد مسلح وارد تحریریه روزنامه ورزشی شدند و از اعضای تحریریه خواستند سر جاهای شان بنشینند و کارت های شناسایی شان را نشان دهند. ماموران درهای تحریریه را بسته بودند و تلاش برای ارتباط با تحریریه از سوی مدیران نشریه بی فایده بود . تنها این ماموران پلیس بودند که توانستند ، این مهمانان ناخوانده را راضی به باز کردن درهای تحریریه کنند اما اقدام آنها کاملا قانونی بود و برای کارشان حکم ماموریت داشتند. این اتفاق در ۴ روزنامه ورزشی به طور همزمان افتاد و ۴ روزنامه نگار ورزشی دستگیر شدند .
صبح روز بعد از این اتفاق بود که اعلام شد ۳ دلال ورزشی سرشناس هم همزمان با این عوامل رسانه ای بازداشت شده اند.

چه عاملی باعث شد تا با دلالان ورزشی برخورد شود؟ این سئوالی بود که در روزهای ابتدایی بازداشت مجرمان کسی پاسخی برایش نداشت چون دلالی از لحاظ قانونی جرم محسوب نمی شود و اگر تنها جرم بازداشت شدگان به این دلیل که واسطه انتقال بازیکنان بودند بازداشت می شدند ، این اقدام وجاهت قانونی نداشت.
اما دلیل مراجع قضایی برای برخورد با باند دستگیرشدگان ، تنها دلالی نبود. دستگاه اطلاعاتی که گفته می شود به درخواست تعدادی از مدیران تیم های فوتبال به موضوع کسب درآمد نامشروع این باند مشکوک شده بودند ، ورود یافتند با تحقیقات ویژه خود حالا موارد اتهامی چون شرط بندی ، قراردادهای صوری و تغییر نتایج مسابقات فوتبال را در پرونده متهمان قرار داده اند که هرکدام شان جرم محسوب می شوند و چون این درآمد حاصل از کسب نامشروع بیت المال بوده ، این عمل مجرمانه تشدید می شود.
یک مقام آگاه در این باره می گوید:« شکل کاری این گونه بوده است که بازیکنان مختلفی با شخص اول گروه که دوستان رسانه ای داشته است قرارداد می بستند. بازیکنانی که رقم واقعی قراردادشان شاید سالیانه باید ۲۰ تا ۳۰ میلیون باشد اما در همان سال این بازیکن با رقمی چند صد میلیونی به تیم های مختلف می رفته است.»
اما این اتفاق جادویی چه گونه شکل می گرفته است:« مثلا بازیکن x که در تیمی جنوبی بازی می کرده قراردادش با تیمش رو به پایان بوده و واسطه انتقالش کسی نبوده غیر از آقای ح . او که مهاجم بوده است در سه بازی پایانی تیمش با تیم های مختلف لیگ روبروی مدافعانی قرار می گرفته است که همه آنها قراردادهایی مشابه با آقای «ح» داشته اند. این مهاجم در هر سه مسابقه موفق به گلزنی می شده و همه این مدافعان در آن بازی خاص در برابر آقای x اشتباه می کرده اند . همزمان جریان رسانه ای از این مهاجم اسطوره ای می ساخته و حتی بازیکن یادشده را در حد دعوت به تیم ملی بالا می برده است. به همین سادگی بازیکنی که قیمت سال اول قراردادش تنها ۳۰ میلیون بوده با رقمی بیش از ۱۵۰ میلیون تومان به تیمی صنعتی می رفته است و این اتفاق بارها و بارها هر بار به شکلی برای یکی از بازیکنان طرف قرارداد تکرار می شده است.»
تکراری که باعث می شده تا سالیانه ارقامی میلیاردی از بودجه دولتی که باید صرف توسعه فوتبال می‌شده است به جیب جریان دلالی برود.
این پول به نسبتی از قبل تعیین شده میان واسطه های انتقال بازیکنان ، جریان رسانه ای ، مربیان طرف قرارداد و عوامل باشگاهی که تعدادی از آنها در سطح مدیران سرشناس تیم های دولتی بوده اند تقسیم می شده است.
دلال «ح » تنها چندی پیش از بازداشت مدعی شده بود بیش از ۱۴۰ بازیکن طرف قرارداد دارد ، نزدیک به همین تعداد بازیکن حرفه ای هم با دو دلال بازداشت شده دیگر دستگیر شده در ارتباط بوده اند که اگر بر تعداد مجموع ۱۸ تیم لیگ برتری و ۲۲ تیم لیگ یکی تقسیم کنیم یعنی به طور متوسط در هر تیم ، ۷ بازیکن حضور دارند که از سوی باند یادشده ساپورت می‌شدند.
البته تیم رسانه ای غیر از این موارد به طور روزانه هم چرخه حمایت از بازیکنان طرف قرارداد را انجام می دادند به طور مثال ، تحلیل محتوایی یکی از نشریات ورزشی نشان می‌داد در بازه زمانی یک ماهه یکی از بازیکنان طرف قرارداد که در تیمش همیشه نیمکت‌نشین بوده است ، ۲۰ خبر در ۲۲ روز بوده درحالی که سه هم تیمی او که فیکس هم بازی می کرده اند تنها در این مدت ۶ بار در این نشریه خبرهای‌شان چاپ شده بود.

اعتراف بازداشت شدگان هم این حقیقت را تائید می کند که آنها توان اعمال فشار به تیم ها و تعیین نتیجه مسابقات را داشته اند و این یعنی لیگ و همه هیجانش نه بر اساس شایستگی تیم ها که در بسیاری از مواقع در مسیر کسب سودی بیشتر از سوی واسطه‌ها رقم می‌خورده است. جریان فاسدی که تنها در مرحله اول واسطه‌ها و عوامل رسانه‌ا‌ی‌اش بازداشت شده‌اند و هنوز پرونده مفتوح است تا در مرحله بعدی آنها که باعث می‌شدند به سادگی بودجه بیت‌المال در اختیار واسطه‌ها قرار بگیرند، بازداشت شوند.