Posts Tagged ‘دولت’

ستاد احمدي نژاد در پلدختر خانه به خانه پول مي دهد

سه شنبه, می 19th, 2009


هفت تیر 7tir.com  : گزارش رسیده از پلدختر حاکیست  ” اعضاي ستاد احمدي نژاد، در اين شهر خانه به خانه مي روند و به ساكنين آن مي گويند كه شما نامه به آقاي احمدي نژاد  داده بوديد؟  ‌سپس تراول چک ٥٠ هزار توماني به آنها تحويل مي دهند”.

اين منبع آگاه مي افزايد:” خانواده هايي كه هيچ نامه اي هم به دفتر آقاي احمدي نژاد نداده اند، اين پول را دريافت مي كنند”.

گفته مي شود اعضاي ستاد احمدي نژاد، ضمن تحويل تراول چك ٥٠ هزار توماني، به خانواده هاي پل دختر مي گويند: ” ‌٨٠ هزار تومان هم بعد از انتخابات به در خانه آنها آورده مي شود”.

محسن علی آبادی پسر رییس سازمان تربیت بدنی دستگیر شد

شنبه, می 16th, 2009


گزارش رسیده  حاکی از آن است که متهم اصلي  پرونده فساد مالی در سازمان تربیت بدنی  محسن علی آبادی  فرزند مدیر کل سازمان تربیت بدنی است و این شخص  ميانه ‌ي هفته‌ ي گذشته بازداشت شده است. تلاش‌هاي برخي از اعضاي كابينه براي آزادي اين متهم نتوانسته كه ره به جايي برد. 

هفت تیر 7tir.com  :  روز گذشته خبرگزاري مهر، وابسته به سازمان تبليغات اسلامي در گزارش ويژه‌اي نوشت: « در ادامه اقدامات مسوولان قضایی برای سالم سازی فضای ورزش چند پیمانکار و برخی از مسوولان تربیت بدنی که در بین آنها ردپای فرزند یکی از مدیران ورزشی نیز دیده می شود به دنبال ابهامات مالی که در ورزش بوجود آمده است بازداشت شده اند و تحقیقات لازم در ارتباط با موضوع اختلاس میلیاردی در ورزش ادامه دارد.
چندی پیش به دنبال برخی ابهامات مالی در تربیت بدنی استان تهران ، چند تن از پیمانکاران برخی پروژه های ورزشی به همراه چند تن از مشاوران مدیرکل تربیت بدنی استان بازداشت شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند.
درحالی که مدیرکل تربیت بدنی استان تهران به عنوان فعالیت های انتخاباتی از سمت خود استعفا است و شروین اسبقیان به عنوان مدیرکل جدید جانشین علیرضا مددی شده است، طی روزهای گذشته برخی افراد مرتبط با این پرونده نیز مجددا بازداشت شده اند.
در مورد مبلغ اختلاس شده در این پرونده ها نیز اظهار نظرهای گوناگونی مطرح شده است که از بین 5 میلیارد تومان و 20 میلیارد تومان متغیر است. گرچه هنوز رقم دقیقی در این زمینه بیان نشده است و به نظر می رسد اطلاع رسانی دقیق مسئولین پرونده به شفاف سازی و عدم انتشار اخبار و ابهامات متفاوت پایان دهد.
در همین زمینه یکی از مسئولان ورزشی که به نوعی با این پرونده در ارتباط است به بازداشت بیش از 10 پیمانکار مرتبط با اداره کل تربیت بدنی استان تهران اشاره کرد که برای گرفتن پروژه های اجرایی دومین دوره بازیهای کشورهای اسلامی مراودات مالی با برخی مسوولان داشته اند.
در این بین گفته می شود یکی از آقازاده های ورزشی نیز که در این ماجرا دخالت داشته است، روز یکشنبه بازداشت شده و در یکی از شعب قضایی مورد بازجویی نیز قرار گرفته است.» 

بررسی ها   نشان مي‌دهد كه محسن علی آبادی  در پي دستگيري‌هاي دامنه ‌داري بازداشت شده كه ماه گذشته از سوي دستگاه قضايي به اجرا گذاشته شده بود. در اين پرونده دستگاه قضايي هفت پيمان‌ كار مهم سازمان تربيت بدني كه در بسياري از پروژه‌هاي عمراني سازمان زد و بند مالي داشتند را دستگير و پس از اخذ اعتراف‌هاي آن‌ها متوجه شد كه فرزند يكي از مديران عالي‌رتبه‌ي ورزشي در پشت پرده‌ي تمامي اين زد و بندهاي مالي است.
همچنین گزارش موثق دیگری حاکی از آن است  كه از همين فرد يك پرونده‌ي اخلاقي مساله‌دار نيز گشوده شده  كه با شاكيت خصوصي ( یک زن ) همراه است و سرانجام دستگاه قضايي  با وجود برخي پشتيباني‌هاي دولتي تصميم به بازداشت اين آقازاده گرفته است.

گرچه خبرگزاري مهر از اختلاس 20 ميلياردي در گزارش خود سخن رانده اما هنوز ميزان اتهام مالي  محسن  علی آبادی  روشن نيست و پرونده‌ي ديگر وي نيز در ابهام قرار دارد.
گفتنیست  رییس سازمان تربیت بدنی نیز بازداشت پسر خود را تایید نکرده است . با این وجود  در واكنش به انتشار خبر اين بازداشتها ، محمد علي‌آبادي، رييس سازمان تربيت بدني گفته است: « ممکن است مشکلاتی از قبیل اختلاس و مشکلات مالی در هر سازمانی وجود داشته و ما مشکلات مالی در دستگاه ورزش را بررسی و با متخلفان بشدت برخورد خواهیم کرد.» وي كوشيد كه اين رخ‌دادها را «به تخلف چند کارمند» ارتباط دهد اما توضيحي در اين باره كه  محسن علی آبادی  چگونه از رابطه‌ي فرزندي و پدري خود سواستفاده كرده ، نداد .

جمعیت سازی با پول بیت المال / تراژدی تشریفات

یکشنبه, می 10th, 2009

اخبار داغ هفت تیر احمدی نژاد شیراز

هفت تیر 7tir.com   به قلم هدایت آقایی نماینده سابق فسا در مجلس : خبر کشته و مجروح شدن تعدادي از دانش آموزان که در حال انتقال از شهرستان فسا براي استقبال از آقاي احمدي نژاد به شيراز اتفاق افتاد، دل هر شنونده يي را به درد آورد. يقيناً در هيچ کجاي دنيا نمي توان گفت حوادث رانندگي، آتش سوزي، سيل و… به وقوع نمي پيوندد اما دلايل هر کدام تعيين کننده اهميت هر واقعه است. چنان که پيگيري و ريشه يابي قتل هاي عمد يا ترورها ولو با قربانيان کم نسبت به بلايايي قهري و طبيعي يا غيرعمد و ناخواسته حتي با فراواني ده ها هزار نفر مهم تر است. حادثه اخير را مي توان از دو زاويه مورد بررسي قرار داد؛ اول از اين ديدگاه که اتفاق مزبور جزء وقايع قابل پيشگيري بوده يعني اگر زمينه چنين مسافرتي فراهم نمي شد اين خسارت نيز وارد نمي شد لذا مسوولان بايد نسبت به وجوب و ضروري بودن سفرهايي از نوع يادشده پاسخگو باشند.

اما موضوع را مي توان و بايد از زاويه اجتماعي نيز مطالعه کرد. سال ها است که استقبال هاي تصنعي از مسوولان در مناطق مختلف کشور به صورت يک عرف و گاه شبه قانون درآمده است. هنگام حضور يکي از شخصيت هاي عالي رتبه يکي از مهم ترين پروژه ها براي مسوولان محلي ميزان و کيفيت جمعيت استقبال کننده است.

اينان بايد با سهميه بندي جمعيت مورد نياز بين شهرستان هاي استان مطمئن شوند تعداد افراد آنقدر خواهد بود که هم شکوه و جلال مقام مدعو را تامين کنند و هم البته زمينه را براي تشويق و احتمالاً ارتقاي خويش فراهم سازند. هزينه هاي پيدا و پنهان اين جمعيت فوق العاده زياد است. حق ماموريت کارکنان رسمي، کرايه هاي حمل و نقل، خورد و خوراک افراد، تعطيلي مدارس و کاهش فعاليت ادارات و بسياري از موارد ديگر باعث مي شود ميلياردها تومان از بيت المال صرف تشريفات استقبال از مقامات و تجمع براي استماع سخنراني آنان شود. هرچند در اين گفتار منکر حضور خودجوش برخي از افراد و دستجات و ابراز علاقه آنان به يک چهره ملي يا شخصيتي سياسي و دولتي نيستيم ولي بايد قضاوت کرد چند درصد از اين مستقبلان با امکانات خود و بدون مديريت بيروني حضور به هم مي رسانند. چرا در شهر تهران که هر روز صبح و شب عالي رتبه ترين مقامات در مسيرهاي نسبتاً معيني عبور مي کنند از اين جمعيت چند ميليوني ابراز احساسات صورت نمي گيرد. آنچه راقم اين سطور به ياد دارد از اوايل انقلاب تا پايان دوره رياست جمهوري چهارم تقريباً عموم تجمعات به ويژه براي حضور نزد مسوولان ناشي از علاقه يا حس انقلابي افراد بود اما پس از آن به تدريج شيوه هاي مديريت شده رايج شد.

پرسش اصلي در اين ارتباط آن است که اساساً منشاء احتياج به نشان دادن جمعيت زياد چيست؟ براي يافتن پاسخ کافي است نگاهي به کشورهاي مختلف در جهان داشته باشيم. بسياري از کشورهاي آفريقايي چون مصر، مراکش، سودان، زيمبابوه و کشورهاي آسيايي مانند کره شمالي، سوريه، چين و بيشتر کشورهاي امريکاي لاتين با تشکيل تجمعات مردمي به دنبال اثبات مشروعيت حکومت و نمايش دموکراسي هستند. در غالب کشورهاي فوق تشکيل حاکميت خارج از روش هاي دموکراتيک معمول و تعريف شده صورت مي گيرد. به عنوان مثال در کشورهاي چين و کره شمالي حزب کمونيست قدرت مطلقه بوده و رهبري و ساير ارکان حکومت با آراي اعضاي حزب تعيين مي شوند. به طور طبيعي مقامات اين کشورها همواره در معرض نقد افکار عمومي در سطح بين المللي قرار دارند و براي فرار از پاسخگويي به بهانه هاي مختلف و مراسم سالگرد جمعيت را به رخ مي کشانند. در مقابل کشورهاي پيشرفته صنعتي هستند که داراي نظام مبتني بر آزادي مطلق سياسي بوده. معمولاً دولت هاي برخاسته از آراي مردم در اين کشورها هيچ گاه دغدغه مشروعيت ندارند مگر آنکه در جمع آوري آرا تقلب و فريبکاري ثابت شود. همانند آنچه در جريان ماجراي واترگيت اتفاق افتاد و نيکسون رئيس جمهور امريکا مجبور به استعفا شد. اگرچه در همين کشورها نيز مسوولان به توجه مردم و حتي تجمع آنان افتخار مي کنند ولي اگر يک نخست وزير يا رئيس جمهور در خيابان برود و جمعيت ده ها هزار نفري جمع نشوند هيچ کس آن را کسر شأن يا نشان از نامردمي بودن دولت نمي داند.

حال بايد ديد جمهوري اسلامي در کجاي اين تقسيم بندي قرار دارد؟ براساس شعارهاي انقلاب اسلامي و منويات قانون اساسي علي القاعده جمهوري اسلامي بايد يکي از دموکراتيک ترين نظام هاي حکومتي باشد. مشروعيت جمهوري اسلامي بنا بر اصول متعدد قانون اساسي به آراي مردم برمي گردد که آزادانه به صندوق ها مي ريزند. در اين صورت ميزان محبوبيت دولتمردان و نمايش موافقت مردم با يک برنامه يا شعار خاص و امثال آن نبايد چندان پراهميت باشد. البته چنان که پيشتر نيز گفته شد اگر اقشاري از مردم با انگيزه و امکانات خويش در هر شرايطي ابراز احساسات کنند امري بسيار نيکو و خوشايند است اما مصروف داشتن هزينه هاي کلان نه تنها لازم نيست بلکه با افشا شدن دم خروس هايي مانند آنچه در تصادف اتوبوس دانش آموزان فسايي رخ داد از قدر و منزلت حمايت هاي واقعي نيز کاسته خواهد شد. به نظر مي رسد بيش از آنکه مسوولان و دولتمردان ما به دنبال اين قبيل برنامه ها باشند جريانات خودخواه و مردم ستيز هستند که به منحرف ساختن ساختار آزاديخواهانه انقلاب اسلامي کمر گماشته و درصدد جايگزين ساختن تجمعات به جاي آراي واقعي مردم هستند.

* نماينده اسبق فسا در مجلس

داماد ها در جمهوری اسلامی

چهار شنبه, آوریل 15th, 2009

هفت تیر 7tir.com: مهدی و امیرحسین معتقدند كه میان سال‌های 1368 تا 1384 در ایران دایی‌سالاری حاكم بوده است چرا كه آنان دو دایی دارند كه از سال 1368 تا سال 1384 بر ایران حكومت می‌كردند. دایی پدری آنان اكبر هاشمی رفسنجانی بود كه از سال 1368 تا سال 1376 رئیس‌جمهور ایران بود و دایی مادری آنان سیدمحمد خاتمی بود كه از سال 1376 تا سال 1384 ریاست‌جمهوری ایران را بر عهده داشت.

پدر و مادر مهدی و امیرحسین هاشمیان به ترتیب فرزندان حجت‌الاسلام محمد هاشمیان امام جمعه رفسنجان و آیت‌الله صدوقی امام جمعه یزد بودند و این یعنی آنها فرزندان مشترك «یزد و رفسنجان» و «صدوقی و هاشمیان» هستند؛ جایی كه «هاشمی‌ها» و «خاتمی‌ها» به هم می‌رسند. مهدی و امیرحسین تنها كسانی هستند كه 16 سال تمام خواهرزاده رئیس دولت ایران بوده‌اند اما پیوند خانواده و دولت در ایران محدود به ایشان نیست:

نسل اول: اسلام انقلابی و ازدواج انقلابی
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران نسلی از جوانان مسلمان به قدرت رسیدند كه مبارزه سیاسی و اسلام انقلابی برای آنها فرصتی باقی نگذاشته بود تا به ازدواج فكر كنند. ازدواج برای این نسل در زمره اولویت‌های زندگی نبود و از سوی دیگر به دلیل دیدگاه مذهبی و عقیدتی آنان امكان آشنایی گسترده جز از طریق خانواده با جنس مخالف را نداشتند یا اگر داشتند دیدگاه ایدئولوژیك این جوانان به آنان اجازه نمی‌داد در دانشكده یا جامعه به انتخاب دست زنند.

واقعیت آشكار دیگر این بود كه نظام تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی نیاز به مدیرانی از جنس این پیروان اسلام انقلابی داشت و آنان كه در فاصله سنی 25 تا 35 سال قرار داشتند و روزگاری گمان نمی‌كردند كه به عنوان كارمند در اداره یا وزارتخانه‌ای استخدام شوند اكنون در معرض نهادهای وزارت دولت و وكالت مجلس قرار گرفته بودند و شاید درست نبود كه در «تجرد» بمانند.

اینگونه بود كه ازدواج انقلابی به ضرورت اسلام انقلابی تبدیل شد؛ ازدواجی كه در درون مناسبات نظام تازه شكل می‌گرفت و اخلاق و آداب خاص خود را داشت: با آشنایی خانوادگی آغاز می‌شد و با مراسم ساده‌ای پایان می‌یافت. گاه مسجد صورت می‌گرفت و تعداد میهمانان مراسم ازدواج بسیار اندك بود.ازدواج‌هایی كه در درون خانواده انقلاب صورت می‌گرفت این مزیت را داشت كه خانواده‌های عضو این خانواده بزرگتر شناختی كافی از هم داشتند و نیازی به تحقیق بسیار وجود نداشت. سطح توقعات طرفین از یكدیگر نیز اندك بود و به دلیل جو اجتماعی موجود، خانواده‌ها به ساده‌ترین شكل ممكن مقدمات ازدواج را فراهم می‌كردند.

 داماد ها و دولت ها

یكی از این ازدواج‌های مشهور ازدواج محمد محمدی‌نیك مشهور به ری‌شهری با دختر آیت‌الله مشكینی بود. ری‌شهری كه پس از انقلاب اسلامی ایران پس از مدتی حضور در دادستانی ارتش به وزارت اطلاعات، دادستانی ویژه روحانیت، دادستانی كل كشور و سرپرستی حجاج ایرانی رسید، حاج‌آقا مرتضی تهرانی را معرف و مسبب این ازدواج می‌داند: «آقای مشكینی پاسخ ایشان را موكول به استخاره كرد و پس از چند روز پاسخ داد كه استخاره كردم، خوب آمد پس از موافقت ایشان جریان را به خانواده‌ام در تهران نوشتم و از مادرم و عمه‌ام… خواستم كه به قم بروند و صبیه ایشان را ببینند.

آنها رفتند و دیدند و پسندیدند و در پاسخ نامه من نوشتند خوب است ولی خیلی كوچك است. او در آن هنگام تقریبا 9 ساله بود.» (خاطره‌ها، ج 1، ص 52 – 51) مهریه این ازدواج هزار تومان بود: «مهریه را مبلغ 5 هزار تومان نوشتم [اما آیت‌الله مشكینی] در اثر خطای دید پنج هزار تومان را پانصد تومان خوانده بود به ما پیغام داد من حرفی ندارم كه مهریه او پانصد تومان باشد ولی چون مهریه خواهر بزرگتر او هزار تومان است همین مبلغ را برای مهریه او بپذیرید. من تعهد می‌كنم كاری كنم كه بیش از پانصد تومان شما بدهكار نشوید» (همان: 52)

مراسم عقد در حرم امام رضا(ع) «بدون هیچ‌گونه تشریفات اجرا شد» از آن پس آقای ری‌شهری «مانند یكی از اعضای خانواده آقای مشكینی در منزل ایشان و به قول معروف داماد سرخانه» بود. (همان: 53) یك سال و نیم بعد با انتقال به قم داماد دید كه «به تدریج شرایطی پیش آمده كه احساس كردم ادامه این وضع به مصلحت نیست با اینكه قرار بود جشن ازدواج ما چند سال بعد باشد، پیشنهاد كردم كه هرچه زودتر انجام شود تا بتوانیم زندگی مستقل تشكیل دهیم.

آقای مشكینی ابتدا با این پیشنهاد موافق نبود دلیل مخالفتش هم كوچك بودن همسرم از نظر سنی بود. چون در آن هنگام یازده سال بیشتر نداشت اما من موضوع را با جدیت پیگیری می‌كردم كه همسر من است و شرعا حق دارم او را به خانه خود ببرم… سرانجام با اصرار من ایشان (مشكینی) راضی شد و جشن ازدواج‌مان در سال 1347 برگزار شد.» (همان: 53)

 داماد ها و دولت ها

ازدواج مشهور دیگر عصر انقلاب اسلامی ازدواج دختران آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با پسران آیت‌الله لاهوتی بود. هاشمی رفسنجانی و حسن لاهوتی هر دو از مبارزان سیاسی با رژیم پهلوی بودند. همین سوابق و مناسبات سبب شد دو پسر آیت‌الله لاهوتی یعنی حمید و سعید با دو دختر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به ترتیب فائزه و فاطمه هاشمی ازدواج كنند. فرزندان آیت‌الله لاهوتی از موقعیت سیاسی خود برای ورود به حكومت استفاده نكردند اما فائزه هاشمی در سال 1375 نماینده دوم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی شد و به عضویت حزب كارگزاران سازندگی درآمد و همواره به عنوان نماد گرایش لیبرالی پدرش شناخته شد و فاطمه هاشمی نیز به عضویت حزب اعتدال و توسعه درآمد كه گرایشی میانه‌رو در میان محافظه‌كاران ایران را نمایندگی می‌كند.

یكی از مهمترین مصائب و مسائل این دو ازدواج، درگذشت آیت‌الله لاهوتی بود. حسن لاهوتی گرچه از روحانیون مبارز و مبارزین مذهبی محسوب می‌شد اما به جز حمید و سعید فرزند دیگری به نام وحید لاهوتی داشت كه مانند فرزندان بسیاری از روحانیون مبارز آن عصر (همچون آیت‌الله طالقانی، محمدی گیلانی، جنتی و…) دگراندیش بود و چپ‌گرا. كار به جایی رسید كه روز چهارشنبه 6 آبان 1360 اكبر هاشمی رفسنجانی در كارنامه روزانه‌اش نوشت: «ساعت سه بعدازظهر خبر دادند كه از طرف دادستانی انقلاب به خانه آقای [حسن] لاهوتی ریخته‌اند و خانه را تفتیش می‌كنند. به آقای [اسدالله] لاجوردی گفتم با توجه به سوابق و مبارزات آقای لاهوتی بی‌حرمتی نشود. گفت دنبال مدارك وحید [لاهوتی] هستند.

اول شب اطلاع دادند كه آقای لاهوتی را به زندان برده‌اند و احمد آقا هم تماس گرفت و ناراحت بود. قرار شد بگوییم ایشان را آزاد كنند. آقای لاجوردی پیدا نشد به آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی دادستان كل انقلاب گفتم و قرار شد فورا آزاد كنند. احمد آقا گفت امام هم از شنیدن خبر ناراحت شده‌اند.» (عبور از بحران: ص 341) اما آیت‌الله لاهوتی هرگز به خانه‌اش بازنگشت. فردا صبح هاشمی رفسنجانی نوشت: «عفت تلفنی اطلاع داد كه آقای لاهوتی را دیشب به بیمارستان قلب برده‌اند بلافاصله تلفن زد و گفت از دنیا رفته‌اند تماس گرفتم معلوم شد صحت دارد. آقای لاجوردی دادستان انقلاب تهران گفت آقای لاهوتی اتهامی نداشته‌اند، برای توضیح مدارك مربوط به وحید آمده بودند كه به محض ورود به زندان دچار سكته قلبی شده و معالجات بی‌اثر مانده است.

قرار شد پزشكی قانونی نظر بدهد.» (همان: ص 340) خبر درگذشت حسن لاهوتی نماینده امام خمینی در استان گیلان، امام جمعه رشت، نماینده مردم رشت در مجلس اول و سرپرست سپاه پاسداران با سكوت رسانه‌ها مواجه شد و همین مساله اعتراض فرزندان و عروسان وی را برانگیخت. آنان حتی به پدرشان اكبر هاشمی رفسنجانی كه در آغاز جلسه علنی مجلس شورای اسلامی خبر درگذشت آیت‌الله لاهوتی را داده بود، اعتراض كردند: «حمید و فائزه آمدند و شب را پیش من ماندند. چون تنها بودم مقداری آنها را تسلیت دادم و ارشاد كردم. غیرمستقیم گله داشتند كه چرا من با صراحت نگفتم كه آقای لاهوتی در زندان سكته كرده و فوت شده» (همان: ص 359) از آن روز سال‌ها می‌گذرد اما هنوز كسی با صراحت از درگذشت آیت‌الله لاهوتی سخن نمی‌گوید.

 داماد ها و دولت ها
ازدواج دیگری كه در این سال‌ها رخ داد و پیوندهای خانواده‌های روحانی را استوار می‌ساخت ازدواج فرزندان دو روح‌الله به دو دخترخاله بود. سیداحمد خمینی فرزند امام روح‌الله خمینی و سیدمحمد خاتمی فرزند آیت‌الله روح‌الله خاتمی با دو دخترخاله ازدواج كردند كه سیدمحمد صدر پسرخاله آنهاست. بدین‌ ترتیب خانواده بزرگی شكل می‌گیرد كه پیوند میان خمینی‌ها، خاتمی‌ها و صدرها را برقرار می‌كند. اینگونه است كه سیدمحمد خاتمی به دلیل نسبتی كه از طریق همسرش با امام موسی صدر می‌یابد به داماد لبنان مشهور است همچنان كه آیت‌الله سلطانی طباطبایی پدر خانم فاطمه طباطبایی همسر مرحوم سیداحمد خمینی از جمله علمایی بود كه از نامزدی خاتمی برای ریاست‌جمهوری ایران در سال 1376 حمایت كرد.


 داماد ها و دولت ها

اما این تنها پیوند خاتمی‌ها و خمینی‌ها نیست. در نیمه دهه 60 سیدمحمدرضا خاتمی دیگر فرزند آیت‌الله روح‌الله خاتمی با زهرا اشراقی نوه آیت‌الله روح‌الله خمینی ازدواج كرد. زهرا اشراقی در عین حال دختر آیت‌الله شهاب‌الدین اشراقی داماد امام خمینی است كه در سال‌های تبعید امام خمینی دفتر ایشان را هم اداره می‌كرد و به هنگام نزاع سران حزب جمهوری اسلامی با ابوالحسن بنی‌صدر اولین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران با تایید امام خمینی به عضویت هیات حكمیت برای حل اختلاف درآمد.

آیت‌الله اشراقی روحانی سنت‌گرا و در عین حال آزادیخواهی شناخته می‌شد كه نسبت به گرایش‌های حاكم عصر خود از استقلال رای و نظر برخوردار بود. شهاب‌الدین اشراقی روز جمعه 20 شهریور 1360 به علت سكته درگذشت. در سال 1386 شورای نگهبان صلاحیت پسر آیت‌الله علی اشراقی – كه نامزد اصلاح‌طلبان برای مجلس هشتم بود – را رد كرد اما با واكنش صریح بیت امام خمینی در مرحله تجدیدنظر صلاحیت او تایید شد.

 داماد ها و دولت ها

پس از شهادت استاد مرتضی مطهری، دختر ایشان با پسر آیت‌الله میرزاهاشم آملی ازدواج كرد. داماد استاد اما همان كسی است كه به نام دكتر علی لاریجانی یك دهه رئیس سازمان صدا و سیما و قبل از آن وزیر ارشاد اسلامی و پس از آن دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. علی لاریجانی عضو یكی از خانواده‌های مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی است. محمدجواد لاریجانی اولین فرزند این خانواده است كه به قدرت رسید: معاون وزیر امور خارجه شد و نماینده مجلس شد.

ستاره اقبال محمدجواد لاریجانی اما با یك حركت حساب نشده در دوران انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1376 فرو خفت و او اكنون به معاونت حقوق بشر قوه قضائیه كفایت كرده است. صادق لاریجانی كه «شیخ» خانواده لاریجانی‌هاست نیز با عضویت در شورای نگهبان در زمره قدرتمندترین فرزندان این خاندان به حساب می‌آید دیگر روحانی این خانواده آیت‌الله مصطفی محقق داماد است كه داماد لاریجانی‌ها به حساب می‌آید. اما آنكه از همه فرزندان مرحوم میرزا هاشم خوش‌اقبال‌تر است علی لاریجانی همان داماد استاد مطهری است كه اكنون به نمایندگی از مردم قم به پارلمان راه یافته و قدم در راه ریاست مجلس و شاید ریاست‌جمهوری می‌گذارد.

نسل دوم: اسلام حكومتی و ازدواج حكومتی
با استقرار جمهوری اسلامی و تثبیت انقلاب اسلامی به تدریج اسلام از صورت یك دین به شكل یك دولت مستقر درآمد و روابط خانواده‌های مذهبی و انقلابی به صورت مناسبات خانواده‌های سیاسی و حكومتی درآمد. طبیعی است كه هر انقلابی سرانجام به نظامی سیاسی منتهی شود اما در فرآیند این تغییر و تحول مناسبات خانوادگی هم به تدریج تغییر كرد و با بلوغ فرزندان انقلاب اسلامی به تدریج فرزندان انقلاب اسلامی همسران خود را از میان خانواده‌هایی كه بیشترین رفت و آمد را با آنها داشتند برگزیدند.

گروهی از این ازدواج‌ها به نسبت نسل اول انقلاب ساده‌زیستانه بود اما گروهی از آنها به تناسب شرایط زمان و مكان تغییر كرده و به شیوه ازدواج طبقه متوسط جامعه نزدیك شده است. همزمان با تحولات جمعیتی و طبقاتی در ایران و تغییر موقعیت و مكان زندگی و مناسبات اقتصادی خانواده‌های ایرانی، خانواده‌های سیاسی نیز دگرگون شدند و به شكل تازه‌ای ازدواج‌های خود را سامان دادند.

 داماد ها و دولت ها

1ـ مشهورترین ازدواج نسل دوم ازدواج مجتبی خامنه‌ای فرزند مقام معظم رهبری با دختر دكتر غلامعلی حدادعادل است؛ پیش از آنكه به ریاست مجلس هفتم شورای اسلامی و حتی نمایندگی مجلس ششم برسد. شاید به همین علت باشد كه غلامعلی حدادعادل در اسفندماه سال گذشته در گفت‌وگو با مجله شهروند امروز گفته «من این تحلیل را قبول ندارم كه چون خانواده ما با خانواده مقام معظم رهبری پیوند سببی پیدا كرد گروه‌های سیاسی به بنده تمایل نشان دادند. خویشاوندی تاثیری در تصمیماتم به عنوان رئیس‌مجلس ندارد»

دیگر فرزندان رهبر انقلاب نیز با خانواده‌های مذهبی و سیاسی دارای گرایش‌های دیگر ازدواج كرده‌اند: مسعود خامنه‌ای با دختر آیت‌الله خرازی از مدرسین حوزه علمیه قم و خواهر صادق خرازی معاون وزیر امور خارجه در دولت خاتمی و مشاور كنونی سیدمحمد خاتمی ازدواج كرده است در عین حال كه كمال خرازی وزیر خارجه خاتمی و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی عموی عروس به حساب می‌آید. مصطفی خامنه‌ای فرزند ارشد مقام معظم رهبری نیز با دختر آیت‌الله خوشوقت از روحانیان تهران و نامزد ائتلاف رایحه خوش خدمت (گروه حامی دولت محمود احمدی‌نژاد) ازدواج كرده است.

با وجود این، فرزند آیت‌الله خوشوقت مدیركل مطبوعات خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره سیدمحمد خاتمی بود و در پرونده زهرا كاظمی اظهارنظری متفاوت از اظهارنظرهای رسمی كرد. دختر دیگر مقام معظم رهبری با فرزند حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبر انقلاب اسلامی ازدواج كرده است. بدین ترتیب با مروری بر ازدواج‌های فرزندان مقام معظم رهبری می‌توان گفت هیچ یك از این ازدواج‌ها نمی‌تواند واجد معنای جناحی یا سیاسی خاصی باشد. به جز آنكه همگی آنها در محدوده خانواده‌های مذهبی و سیاسی انقلاب اسلامی رخ داده است.

2ـ اما ماجرا زمانی جالب‌تر می‌شود كه دریابیم سلسله این ازدواج‌ها به تدریج خانواده‌های بیشتری را در بر می‌گیرد و در نهایت خانواده‌ای بزرگتر را می‌سازد. چندی پیش پسر صادق خرازی با دختر محمدرضا خاتمی ازدواج كرد. بدین ترتیب صادق خرازی كه برادر همسر فرزند مقام معظم رهبری است، در عین حال پدر همسر نتیجه امام خمینی و برادرزاده سیدمحمد خاتمی نیز هست و این به معنای خانواده سیاسی و مذهبی بزرگی است كه با دو رهبر نظام و یك رئیس‌جمهور و نیز یك وزیر خارجه جمهوری اسلامی نسبت دارد.

 داماد ها و دولت ها

3ـ در ادامه همین مناسبات خانوادگی ازدواج فرزندان مرحوم سیداحمد خمینی و نوادگان امام خمینی نیز جالب توجه است: سیدحسن خمینی نوه امام خمینی با دختر آیت‌الله موسوی بجنوردی عضو سابق شورای عالی قضائی و عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز ازدواج كرده است.
برادر او یعنی سید یاسر خمینی نیز با دختر سیدمحمد صدر نامزد ائتلاف اصلاح‌طلبان برای مجلس هشتم ازدواج كرده است.

یعنی در واقع فرزند سیداحمد خمینی با نوه خاله مادرش خانم فاطمه طباطبایی ازدواج كرده كه پسرخاله همسر سیدمحمد خاتمی نیز محسوب می‌شود و از خانواده بزرگ «صدر» به حساب می‌آید. خانواده امام خمینی البته دامادهای مشهور دیگری نیز دارد: نوه خانم زهرا مصطفوی دختر امام خمینی با پسر محسن رضایی ازدواج كرده و دختر دیگر آیت‌الله اشراقی (كه نوه امام خمینی به حساب می‌آید) با پسر آیت‌الله طاهری امام جمعه سابق اصفهان ازدواج كرده است تا خانواده‌ای بزرگ شكل گیرد.

 داماد ها و دولت ها

4ـ یكی از جالب‌ترین ازدواج‌های درون حكومت جمهوری اسلامی ازدواج پسر رئیس اسبق قوه قضائیه با دختر رئیس كنونی این قوه است: پسر آیت‌الله موسوی اردبیلی از مراجع تقلید شیعه با دختر آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی ازدواج كرده است. پسران دیگر آیت‌الله موسوی اردبیلی هر یك با دختر یكی از بزرگان مذهبی ازدواج كرده‌اند: دختر آیت‌الله جوادی آملی از مدرسین حوزه علمیه قم و آیت‌الله شهرستانی از فقهای قم و داماد و نماینده آیت‌الله سیستانی در ایران كه چندی یكی از بستگانش وزیر نفت عراق بود. از نسل دوم این خانواده نوه آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله جوادی آملی با پسر محمد هاشمی برادر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رئیس اسبق سازمان صداوسیما ازدواج كرده‌اند.

5ـ از میان اعضای دفتر امام خمینی و دفتر آیت‌الله خامنه‌ای فرد مشتركی وجود دارد كه دو داماد بنام دارد: حجت‌الاسلام رسولی محلاتی دختران خود را به عقد آقایان ناطق نوری رئیس مجلس چهارم و پنجم و عباس آخوندی وزیر اسبق مسكن درآورده است. حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری هم‌اكنون مسوولیت بازرسی دفتر مقام معظم رهبری را بر عهده دارد و یكی از سران معتدل جناح اصولگرا در ایران شناخته می‌شود.

گسترش روابط خانوادگی در میان حاكمیت جمهوری اسلامی طی دو نسل سبب شده است به تدریج خانواده بزرگی شكل گیرد كه در آن نام‌های آشنایی از خمینی‌ها، خامنه‌ای‌ها، خاتمی‌ها، هاشمی‌ها، صدرها و… به چشم می‌خورد. خانواده‌ای كه به تدریج چنان در نسل‌های آینده به هم آمیخته می‌شوند كه می‌توانند به حكم شرع محرم یكدیگر شناخته شوند.

آقاي خامنه اي ، رطب خورده منع رطب کي کند ؟

دوشنبه, مارس 30th, 2009

سید علی خامنه ای اصلاح الگوی مصرف

هفت تیر 7tir.com: به قلم مهدی خزعلی- نقل است مادری دست کودک خردسالش را گرفته به محضر رسول اکرم (ص) می آورد،

عرض می کند: یا رسول الله، کودکم بسیار خرما می خورد او را نصیحت کنید تا زیاد خرما نخورد.

پیامبر (ص) می فرماید: فردا بیا تا او را نصیحت کنم.

چون فردا می آید ، پیامبر کودک را نصیحت می فرماید که در خرما زیاده روی نکند.

مادر علت را جویا می شود، که چرا دیروز این نصیحت را نفرمودید؟

رسول گرامی اسلام می فرماید: ” دیروز خرما خورده بودم. رطب خورده منع رطب کی کند؟”

سخنان رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای در صحن رضوی برای اصلاح الگوی مصرف و جلوگیری از اسراف و تبذیر بسیار زیبا ، حکیمانه و برای دولتمردان ما ضروری و مهم بود، اما اگر من جای رهبر بودم، یا دستور می دادم گلهای مازاد تریبون را جمع کنند و اصلاح الگوی مصرف را از جایگاه سخنرانی رهبری آغاز می کردم، یا این توصیه ها را به فردا موکول می کردم!

در جایگاه سخنرانی رهبری به اندازه مجموع گل های جایگاه سخنرانی 10 رئیس جمهور آمریکا گل چیده بودند!

پرتاب لنگه کفش به سوی احمدی نژاد در ارومیه

جمعه, مارس 6th, 2009


 بعد از ظهر دیروز چهارشنبه چهاردهم اسفند محمود احمدی نژاد برای دیداری یک روزه به ارومیه سفر کرد. احمدی نژاد حوالی ساعت ۲ بعد از ظهر با کاروانی از اسکورت از فرودگاه ارومیه حرکت کرده و با طی مسیری نسبتاً طولانی برای سخنرانی در استادیوم تختی شهر ارومیه حضور یافت.

هفت تیر 7tir.com  : سفر محمود احمدی نژاد به شهر ارومیه دارای حاشیه های بسیاری بود اما مسئله بسیار مهمی که مردم را متعجب و شوکه کرد، پرتاب کفش و اشیای مختلف به سوی احمدی نژاد و برخورد با اتومبیل همراهان احمدی نژاد و عکس العملل غیر قابل تحمل آنها بود.

هنگام عبور کاروان محمود احمدی نژاد به سمت استادیوم تختی٬ پیرمردی که برای دادن نامه ای به احمدی نژاد وارد خیابان مطهری شده بود با اتومبیل همراهان رئیس جمهور تصادف نمود ولی همراهان و محافظان وی بدون توجه به راه خود ادامه دادند که مردم از پیاده رو به خیابان سرازیر شده و جلوی اتومبیل ها را گرفتند.

وقتی که آمبولانس کاروان از کمک به پیرمرد زخمی خودداری نمود بین مردم و نیروهای لباس شخصی همراه کاروان درگیری صورت گرفت. در نهایت با هو کردن از سوی مردم آمبولانس مجبور به انتقال پیرمرد زخمی به بیمارستان شد.

در حرکت اعتراضی تعجب آوری که همه مردم را شوکه کرد وقتی اتومبیل احمدی نژاد در میدان ولایت فقیه به سوی خیابان امام حرکت می کرد و احمدی نژاد از اتومبیل روباز به سوی مردم دست تکان می داد از مقابل موسسه مالی مهر ( واقع در میدان ولایت فقیه – مرکز) لنگه کفشی به سوی احمدی نژاد پرتاب شد. مأموران به سوی مردم هجوم بردند ولی علیرغم جستجوی فراوان موفق به دستگیری کسی نشدند و بعد از اندکی فرد دیگری نیز در اول خیابان امام شی دیگری را به سوی احمدی نژاد پرتاب گکرد  . همه مردم شاهد این حرکات اعتراضی بودند و این موجب شد که اتومبیل احمدی نژاد به سرعت از محل فاصله بگیرد.