آیا واقعا دل آرا دارابی بی گناه است ؟ شرح کامل ماجرا به همراه نامه خانواده مقتول
دوشنبه, آوریل 20th, 2009به گزارش هفت تیر 7tir.com : این روزها روزنامه ها و سایتهای اینترنت از خبرهای مربوط به دختر جوانی که قرار است به زودی اعدام شود پر است . دل آرا دارابی دختری که به دلیل قتل عمد به اعدام محکوم شده است قرار بود در همین هفته اعدام شود که با پیگیری رسانه ها و فعالین حقوق بشر ، رئیس قوه قضاییه پذیرفت حکم اعدام او به به مدت کوتاهی عقب بیافتد تا دل آرا که مدعی بی گناه بودن است و حکم دادگاه را قبول ندارد ، برای گرفتن رضایت از خانواده شاکی تلاش کند .
اما خانواده مقتول که به قاتل بودن دل آرا تاکید دارند و رای چندین قاضی به محکومیت او را دلیل درستی ادعای خود می دانند در نامه ای که خواستار انتشار آن شده اند ، یکی از مهمترین دلایل رضایت ندادن را ادعای دل آرا مبنی بر قاتل نبودن اعلام کرده اند و گفته اند چه دلیلی دارد وقتی قاتل به قتل اعتراف نمی کند و اعلام پشیمانی نمی کند ما از قصاص بگذریم .
شاکيان دل آرا دارابي نقاش متهم به قتل ديروز طي نامه يي سرگشاده از رسانه ها و خانواده دل آرا گلايه های بسیار کردند . در اين نامه که به امضاي سه فرزند مقتول رسيده، آمده است؛
ما بازماندگان مرحوم مهين دارابي حقيقي (مادر مهربان مان) پنج سال و سه ماه و 21 روز است که شکوه و شکايت و اندوه خود را از قتل فجيع مادر بي گناهمان با ضربات متعدد چاقو و نمک هايي که جامعه روزنامه نگاري و برخي فعالان حقوق بشري بر زخم مان پاشيده اند، فرو خورده ايم اما اين بار براي دفاع از خون به ناحق ريخته مادر و حيثيت خودمان ناچار از اين نامه سرگشاده ايم. ما بدون اينکه خود قضاوت کنيم عامل اصلي جنايت دخترک بود يا پسرک (آرزو مي کرديم پسرک باشد چون اين بي رحمي شايد از يک بيگانه قابل تحمل تر و شرم آورتر باشد) اين را به محکمه سپرديم تا با تحقيقات کارشناسان جنايي و قضايي خبره با صرف وقت و حوصله فراوان در چندين مرحله دادگاه بدوي و تجديدنظر و پس از تاييد حکم از ديوان عالي قضايي کشور هر دو نفر را محکوم کردند يکي به حبس و ديگري را به عنوان مباشر و مقصر اصلي به قصاص. ما هنوز هم قضاوتي احساسي درباره اينکه عامل اصلي جرم کدام بودند، نداريم. ما با دانسته هاي پرونده و به چشم ديدن بازسازي صحنه مجاب شديم قاتل کسي جز دل آرا نيست ولي دردناک تر از مرگ مادرمان رفتاري است که شما رسانه ها و بعضي از فعالان حقوق بشر و خانواده دل آرا و به خصوص تاکيد مي کنم به خصوص وکيل دل آرا (عبدالصمد خرمشاهي) پيش گرفته ايد.
خانواده ما که از قشر تحصيلکرده و خود از علاقه مندان مطبوعات و فعاليت هاي حقوق بشري بوده و براي برخي از فعالان حقوق بشري که واقعاً عادلانه رفتار مي کنند و ضمن تلاش براي جلوگيري از اعدام يا قصاص افراد خون هاي به ناحق ريخته و بازماندگان شان را ضايع نمي کنند احترام زيادي قائل هستيم اما چنان وانمود مي شود که از يک مجرم فرشته مي سازند و گويي ما درصدد اعدام يک هنرمند لطيف الطبع و بي گناه هستيم يعني ما دو بار قرباني مي شويم. يک بار جان مادرمان را ازدست رفته مي بينيم و يک بار حيثيت خودمان را اما بدانيد اين روش شما هيچ دلبستگي به حقوق بشر ايجاد نخواهد کرد. ما هم مانند شما و بلکه بيشتر از شما دلبسته حقوق انسان ها هستيم. ما به قانون کشور خودمان احترام مي گذاريم. قانون به گونه يي است که قاتل يا بايد اعدام شود يا با رضايت اولياي دم پس از حبس کوتاهي آزاد شود و بار ديگر زنگ کدام خانه نگون بخت را به صدا درآورد. (شايد اين بار شما باشيد) اگر قوانين ما با عنايت به مذهب پوياي تشيع و اجتهاد جديد مراجع محترم ديني و شرع مقدس اسلام اجازه مي داد در صورت درخواست اولياي دم قاتل مجازات ديگري را تحمل کند بدون شک ما به اين راغب تر بوديم چون همگان مي دانيم قتل مادرمان از يک محاکمه صحرايي هم زجرآورتر بود. مرگي بود که حکم آن را دو نفر نادان به خاطر هوا و هوس صادر کردند، نه حکمي که ده ها قاضي تحصيلکرده با تحقيق و تفحص بعد از ورود تقريبي شش سال تعيين و تصويب کردند و به جست وجوي هر راهي براي بي گناهي قاتل دل آرا به بن بست رسيدند و طبق قوانين راي صادر کردند اما اينکه راه هاي ديگري از جمله عفو و رضايت اولياي دم و قانون و شرع مقدس وجود داشته و دارد اما متاسفانه شيوه رفتار وکيل و خانواده دل آرا که سهم زيادي در رفتار دل آرا داشته و دارد و شما رسانه ها و بعضي از مدعيان حقوق بشر در نصح حقوق مقتول و بازماندگان شرايطي را ايجاد کرد که ما هيچ مخالفتي با اجراي حکم نداشته باشيم. با حادثه قتل فجيع مادرمان دو گونه برخورد مي تواند وجود داشته باشد، اول اينکه وکيل و خانواده قاتل، اکنون که قضات محترم با صبر و درايت کامل و تحقيقات کافي که هيچ جاي شبهه يي باقي نگذاشتند حکم را صادر کرده و راه ديگري جز اجراي قصاص وجود ندارد مجرميت (دل آرا) فرزند خود را بپذيرند و از طريق يک عذرخواهي بي مقدار در برابر خون يک انسان و يک آموزگار فرهيخته اولياي دم را به عفو ترغيب کنند. دوم اينکه از جرم در مدت اين چند سال دفاع مي کردند و به دنبال يک حرف محکمه پسند بودند. متاسفانه در چند سال اخير پدر دل آرا و وکيل او با مقاصد خودخواهانه که بر مطلعان پوشيده نيست به نحوي عمل کرده اند که او فرشته بي گناهي است و مادر ما به دست عوامل غيبي به قتل رسيده و دستگاه قضايي آنقدر بيکار است که با کينه توزي به اين دختر و خانواده او مي نگرد و ما بايد سپاسگزار آنان باشيم، بلکه ما بايد از آنان اعاده حيثيت کنيم. عزيزاني که دوستدار حق و حقيقت و عدل و انصاف هستيد يک بار مصاحبه هاي خانواده دل آرا و وکيل متهم را در چند سال اخير از ديدگاه مقتول و خانواده داغ ديده اش مرور کنيد و بنگريد چقدر آزاردهنده و متکبرانه است که ناشي از پشتيباني شما و مخصوصاً رسانه هاي برون مرزي است که از هر چيزي براي ساز مخالفت زدن … درست مي کنند و توجه ندارند در اين ميان چه حقوقي ضايع مي شود. البته در اين مدت چهره هاي شناخته شده هنري و حقوق بشري منصف و شناخته شده يي رنج اين راه دراز را به خود هموار کردند و براي وساطت به رشت آمدند و همدردمان شدند و با ما اشک هاي غم و فراق ريختند و ما به خاطر احترامي که براي آنان و عقايدشان و خصوصاً کارهاي حقوق بشري و انساني شان قائل بوديم بر خود فرض مي دانستيم که درخواست شان را رد نکنيم اما برخوردهاي ناپسند خانواده به خصوص وکيل دل آرا آنان را نيز رنجاند و شيوه حمايت اصحاب رسانه و بعضي از نهادها فعالان و به اصطلاح زنان و حقوق بشر آنان را در ادامه و ايستادگي بر اشتباه خود هرچه بيشتر تشويق کرد، به طوري که تقاضاي ملاقات کرديم و سه بار اين کار را انجام داديم ولي متاسفانه دل آرا همواره روش پدر و وکيل را پيش گرفت و فريب حرف هاي عوام فريبانه را خورد و نصايح و دلسوزي ما را با پرخاشگري پاسخگو شد. کار را به اينجا رسانيد که راهي جز اجراي حکم دادگاه باقي نماند و عامل اصلي آن در درجه نخست وکيل و پدر دل آرا و در درجه دوم رفتار غيرعادلانه شما و تضييع خون مادرمان و حقوق و حيثيت بازماندگانش و در درجه سوم تاديب نشدن و گستاخي و خلاف هاي بيشتر دل آرا در زندان است که نه تنها مادر ما بلکه دل آرا هم تا حدي قرباني اين رفتارهاي ناپسند خواهد بود زيرا آنان (خانواده دل آرا و وکيل) استفاده از فشار تبليغاتي ماجرا را بر احقاق حق ما از طريق يک دلجويي لفظي ترجيح داده اند و اگر به روش معقول برخي از اين هنرمندان و چهره هاي حقوق بشري تمکين مي شد کار به اينجا نمي رسيد که پس از حدود شش سال و آن هم با وساطت خانواده ما و خيرخواهان اجتماعي، نشست با خانواده قاتل در لحظاتي حساس با انتشار نامه يي مسووليت جرم دختر خود را بپذيرند و اعلام پوزش و طلب عفو نمايند. ما هم معتقد به رحمت و عفو حقوق بشر که بارها در دادگاه ها به ما گوشزد شده، هستيم اما نه به بهاي تشويق کردن مجرم .
هادی، هایده و هاله امیرافتخاری
فرزندان مهین دارابی حقیقی
30 فروردین 1388


عبدالصمد خرمشاهی وکیل دلآرا
شرح کامل ماجرای قتل
دل آرادارابی حقيقی
-متولد30/6/1365ساکن رشت
- در هنگام وقوع جرم 17 سال سن داشت
-حكم قصاص او بار در ديوان عالی کشور تاييد شده است
شرح حادثه : دل آرا در تاريخ 7/10/1382 به همراه دوست پسر خود امير حسين ستوده به قصد سرقت به منزل مهين دارابی حقيقی (دختر عموی پدر دل آرا ) رفته و با زدن چند ضربه چوب بيسبال به سر پيرزن وچند ضربه چاقو به شکم وی مقداری پول وطلا از گاو صندوق وی برداشته ومحل را ترک می کنند .پدر دلارا پس از با خبر شدن از ماجرا همان شب دل آرا را تحويل ما موران آگاهی(اداره پليس) می دهد.
دل آرا در شرح ماجرا می گويد :امير حسين با چوب بيسبال از پشت سر به پير زن هجوم آورد وشروع به ضربه زدن به سروکمرش کرد و به من گفت از آ شپزخانه چاقو بياور،من هم رفتم چاقو آوردم . امير گفت بزن من هم زدم (5/3/85روزنامه شرق ) وپزشکی قانونی علت تامه مرگ را پارگی ريه وعوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم نوک تيز و برنده اعلام می کند .
ملاحظات:1-تاريخ بازداشت 7/10/1382ساعت 22:30- دل آرا همان شب اول بدون اینکه تحت فشار باشد نزد قاضی کشيک و سر صحنه جرم به قتل اعتراف می کند و تا به امروز نیز دل آرا و وکیل او مدعی نبوده اند که هیچگونه فشار یا شکنجه ای موجب اعترافات اولیه دل آرا شده است .
2-پرونده روز بعد به شعبه 10 دادگستری رشت ارسال شد وتفهيم اتهام انجام گرفت .دل آرا تمام اتهامات مبنی بر قتل عمدی وسرقت ورابطه نامشروع را می پذيرد .
3-بازسازی صحنه قتل در تاريخ 9/10/1382 انجام گرفت.
4-در25/10/1382احضار به دادگاه برای ادامه تحقيقات انجام شد که دل آرا کليه اظهارات قبلی خود مبنی بر اعتراف به قتل را می پذيرد (18 روز بعد از وقوع قتل )
5-پس از انتخاب وکيل ومعرفی به دادگاه و مشورت دل آرا با وکیل ، دل آرا کليه اظهارات قبلي خود را منکر می شود و قتل را بلکل به گردن دوست پسر خود می اندازد .
6-دراولين دادگاه 16/9/83 به دليل عدم حضور وکلا، دل آرا به دادگاه می گويد (بدون حضور وکيلم توضيحی ندارم بدهم ). در تاريخ21/10/83دوباره دادگاه تشکيل می شود ودل آرا به انکار اتهام قتل عمدی مبادرت می ورزد.امير حسين ستوده نيز دفاع را به وکيل خود واگذار می کند.
7-شعبه دهم دادگاه رشت در تاريخ 8/12/83حکم را صادر می کند که طی ان دل آرا دارا بی را از حيث ارتکاب قتل عمدی به قصاص نفس محکوم می كند وامير حسين ستوده را از جهت معاونت در اين بزه به تحمل 10سال حبس وبرای سرقت وروابط نامشروع هفت ماه حبس وبرقراری روابط نامشروع غير زنا به 63 ضربه شلاق محكوم مي كند.
8-ديوان درتاريخ13/6/83با توجه به اقرار صريح دل آرادر تحقيقات مقدماتی واظهارات بدون دليل وی در نتيجه اغفال توسط امير حسين وکشف جسد وچاقوها وچوب بيسبال ونظريه پزشکی قانونی رای دادگاه را ازجهت صدورحکم قصاص برای دل آرا ومعاونت برای اميرحسين بدون اشکال تلقی کرده وتنها ازجهت رسيدگی ايراد می گيرد.
9-پرونده برای رسيدگی به شعبه 107دادگاه عمومی رشت (اطفال)ارسال می شود ودادگاه در تاريخ 25/3/1385تشکيل می شود وباتوجه به گزارشات مامورين انتظامی و نظريات پزشکی قانونی واقرارصريح دل آرا درتاريخ 8/10/82نزد قاضی کشيک ونزد قاضی شعبه10دادگاه رشت درتاريخ8/10/82پس از ارجاع پرونده وتفهيم اتهام وبازسازی صحنه وساير دلايل که در رای دادگاه آمده است دل آرا رامحکوم به قصاص نفس واميرحسين رابه10سال حبس محكوم می كند.اين حکم درديوان تاييد می شود.
10-قابل ذکر است كه در رای دادگاه، قاضی در خصوص بازسازی صحنه می گويد بديهی است متهمه (منکرفعلی)هيچ گاه آن صحنه را بازسازی نخواهد کرد.
11-مهم ترین دلیلی که وکیل متهم برای رد قاتل بودن دل آرا می آورد این است که متهم چپ دست است و اکثر ضربات از سمت راست به مقتول وارد شده است . قضات دیوان عالی کشور پس از مطالعه نظریه پزشکی در انشا رای می آورند که دل آرا به مانند بسیاری از افراد چپ دست توانایی کار کردن فعال با هر دو دست را داشته است و می تواند به خوبی با هر دو دست خود بنویسد ، بنابراین دلیل وکیل مردود است .
مطالب قبلی : عکس های یک دختر زیبا
