Posts Tagged ‘دعوای خانوادگی’

جوان نوزده ساله خانواده اش را به آتش کشید

شنبه, آوریل 25th, 2009

 هفت تیر جوان نوزده ساله خانواده اش را به آتش کشید

هفت تیر 7tir.com: پسري 19ساله که به خاطر اختلافات خانودگي نسبت به والدين خود احساس تنفر مي کرد خانه شان را به آتش کشيد و يک قتل عام را رقم زد. اين حادثه روز 17 فروردين اتفاق افتاد و تحقيقات تخصصي کارآگاهان راز حريق مرگبار را فاش و پسر 19ساله را که اشکان نام دارد وادار به اعتراف کرد.

ساعت 3 بامداد روز 17 فروردين ماه آژير خطر ايستگاه آتش نشاني مارليک به صدا درآمد و امدادگران شتابان به سوي آپارتماني در فاز سه مارليک به راه افتادند. آنان با مشاهده خانه يي که در ميان شعله ها مي سوخت به اطفاي حريق پرداختند و پليس را از ماجرا مطلع کردند.

در حالي که زني ميانسال و پسر بزرگش از اين حادثه جان سالم به در برده بودند ماموران براي اطلاع از سرنوشت سه عضو ديگر خانواده وارد آپارتمان شدند و مشاهده کردند پدر و دو فرزند دختر و پسر خانواده که 8 و 9 ساله بودند بر اثر شدت سوختگي جان باخته اند و اجسادشان تقريباً از بين رفته است.کارشناسان سازمان آتش نشاني وقتي به بررسي چگونگي وقوع حريق پرداختند، مطمئن شدند اين آتش سوزي عمدي بوده.

از سويي ماموران نيروي انتظامي نيز در قسمتي از خانه يک گالن 20 ليتري و ظرفي آغشته به بنزين که بخشي از آن سوخته بود، پيدا کردند و براي انجام بررسي هاي دقيق هم به آتش نشانان تحويل دادند.

هنگامي که دو بازمانده اين حادثه تحت بازجويي قرار گرفتند هر يک اظهارات متناقضي را مطرح کردند و تطابق نداشتن گفته هاي مادر و پسر ظن کارآگاهان را برانگيخت. آنان که احتمال مي دادند اين آتش سوزي يک جنايت خانوادگي باشد، بدون اينکه فردي را بازداشت کنند خانه مورد نظر را تحت پوشش نامحسوس قرار دادند تا اينکه چهار روز بعد پسر 19ساله شان وارد منزل شان شد.

او که نمي دانست از سوي پليس زير نظر است يک گالن را از انباري به پارکينگ برد و با پاشيدن بنزين در آنجا خانه را ترک کرد. همين اقدام کافي بود تا کارآگاهان اطمينان پيدا کنند اشکان قصد دارد صحنه سازي کند، به همين سبب او را بازداشت کردند و در جريان بازجويي ها فهميدند پسر جوان مي خواسته با پاشيدن بنزين در پارکينگ اين طور وانمود کند که افرادي غريبه خانه را به آتش کشيده و حتي مي خواستند پارکينگ را نيز شعله ور کنند.

اشکان که جنايت خود را فاش شده مي ديد به کارآگاهان گفت؛ به خاطر اختلافات خانوادگي که هميشه شاهد آن بودم از خانواده ام متنفر شده بودم و مي خواستم همه آنها را از بين ببرم. وقتي تصميم خودم را براي قتل عام قطعي کردم دو گالن بنزين خريدم و ساعت يک بامداد روز حادثه زماني که خواهر و برادر و پدر و مادرم خواب بودند در اتاق هاي آنها، آشپزخانه و اتاق خودم بنزين پاشيدم و خانه را ترک کردم.

بنابر اين گزارش پس از اعترافات جوان 19ساله وي با قرار بازداشت موقت راهي زندان شد. اين در حالي است که سرهنگ هادئي رئيس پليس آگاهي استان تهران اعلام کرد؛ با توجه به اينکه احتمال داده مي شود مادر اشکان نيز در اين ماجرا نقش داشته است براي وي نيز قرار وثيقه صادر شده و تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.

زنی که پولهای شوهرش را بالا کشیده بود توسط او به آتش کشیده شد

سه شنبه, آوریل 7th, 2009

مرگ در اثر آتش سوزی

هفت تیر 7tir.com: تحقيقات ويژه درباره مرگ يک زن و شوهر ميانسال در ميان شعله هاي آتش ابعاد تازه يي از اين حادثه جنايي را فاش کرد. در اين رخداد مرد به قصد کشتن همسرش خانه را به آتش کشيد ولي خودش هم گرفتار حريق شد و جان باخت.

به گزارش خبرنگار ما اين جنايت بعدازظهر روز ششم فروردين ماه از طريق کلانتري خاني آباد به بازپرس جنايي تهران اطلاع داده شد و پس از حضور تيم ويژه در خانه زن و مرد متوفي واقع در خيابان خليج فارس معلوم شد آتش سوزي عمدي بوده و به احتمال زياد مرد ميانسال که حسن نام داشته با استفاده از بنزين آتش برپا کرده است. اجساد دو قرباني در حالي به پزشکي قانوني انتقال يافت که فرضيه جنايت خانوادگي و سپس مرگ قاتل در پي يک حادثه، بسيار قوي به نظر مي رسيد. به همين سبب محمدحسين شهرياري بازپرس شعبه 7 دادسراي جنايي به کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي دستور داد به تحقيق درباره زندگي خصوصي اين زوج بپردازند و فاش کنند آيا اختلافاتي ميان آن دو وجود داشته است يا خير. نخستين سرنخ را همسايگان حسن و مينا به پليس ارائه دادند و گفتند بارها صداي مشاجره اين زوج را شنيده اند و گمان مي کنند آنها با هم به شدت درگيري داشتند. پس از آن، پرس وجو از نزديکان زن و مرد ميانسال به تدريج قطعات اين پازل جنايي را در اختيار کارآگاهان قرار داد. تحقيقات صورت گرفته فاش کرد مينا و حسن که دخترعمه – پسردايي بودند از 10 سال پيش به هم علاقه مند شدند و تصميم شان را براي ازدواج قطعي کردند ولي مخالفت خانواده آن دو را از رسيدن به عشقي آتشين محروم کرد. بعد از مدتي حسن و مينا که مي ديدند توانايي جلب موافقت خانواده هايشان را ندارند با يکديگر پيماني عاشقانه بستند و قرار گذاشتند هر کدام با فرد ديگري ازدواج کند ولي در آخر حتي اگر يک روز عمرشان باقي مانده بود دوباره نزد هم برگردند و زندگي مشترک را تجربه کنند. به اين ترتيب دخترعمه و پسردايي هر يک تشکيل خانواده دادند و صاحب فرزند شدند اما گذر زمان عشق را از ياد آنها نبرد و اين دو با وجود اينکه متاهل بودند، به صورت تلفني و هر از گاهي حضوري از احوال هم باخبر مي شدند. اين رابطه ها به تدريج ظن همسران شان را برانگيخت به گونه يي که همسر حسن تقاضاي طلاق کرد و شوهر مينا نيز با مراجعه به دادگاه خانواده ادامه زندگي با اين زن را غيرممکن دانست. پس از برگزاري چندين جلسه دادگاه سرانجام مينا و حسن از همسران شان جدا شدند و اين اتفاق فرصتي را برايشان فراهم کرد تا به عهد قديمي خود وفا کنند. آنها چندي پس از طلاق به عقد هم درآمدند و زندگي مشترک شان را شروع کردند. هرچند اين زوج در ابتدا خشنود و راضي به نظر مي رسيدند، يک اتفاق مسير زندگي شان را تغيير داد.

همسر اول حسن بر دريافت مهريه اش اصرار داشت و حاضر به بذل آن نبود. از سويي مرد ميانسال که توانايي مالي بالايي نداشت براي اينکه خانه و اندک اندوخته اش را از دست ندهد، همه دارايي خود را به نام همسرش و پدر مينا کرد. چند ماه بعد حسن که مي ديد ماجراي مهريه او به حالت تعليق درآمده است، تصميم گرفت اموال خود را از دايي و همسرش پس بگيرد اما مينا از واگذاري مجدد دارايي شوهرش به او خودداري و همين امر آتش اختلافات را در زندگي آنها شعله ور کرد به گونه يي که دعواهاي اين زوج چند بار به ضرب و جرح انجاميد. درگيري هاي زن و شوهر ادامه داشت تا اينکه شب عيد حسن که مي خواست کارت سوخت خودرواش را به برادرش قرض بدهد تا او به سفر برود، براي خودش چهار گالن بنزين خريد و آنها را در خانه نگه داشت. در اين بين فرارسيدن سال نو نيز نتوانست مينا و حسن را آرام کند و در ايام تعطيل درگيري هاي آنان شدت بيشتري گرفت تا حدي که مرد ميانسال چندين بار زنش را به مرگ تهديد کرد. بالاخره روز ششم فروردين ماه حسن تهديدهايش را عملي کرد. او که از مينا به شدت عصبي بود و کينه به دل داشت، وقتي همسرش را ديد که به خواب عميقي فرورفته است سراغ يک گالن بنزين رفت، آن را روي مينا خالي کرد و کبريت را کشيد و شعله هاي آتش به سرعت گسترش يافت و همه خانه را دربرگرفت. در اين ميان حسن نيز در ميان حريق محاصره شد و نتوانست راه فراري پيدا کند و خودش نيز جان باخت.

به گفته بازپرس شهرياري هرچند جزئيات زيادي از اين پرونده فاش شده است اما تحقيقات براي پي بردن به زواياي ديگر اين حادثه مرگبار ادامه دارد.