Posts Tagged ‘دست مصنوعی خامنه ای’

روزی که به زور دست خامنه ای را بوسیدم

سه شنبه, آوریل 28th, 2009

هفت تیر اكبر ابراهيم ‌زاده رکورد دار اسکیت ماراتن جهان

هفت تیر 7tir.com: سيد اكبر ابراهيم ‌زاده رکورد دار اسکیت ماراتن جهان  که به دعوت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری سفر به دور ایران با اسکیت را به پایان رساند و مورد تقدیر این سازمان قرار گرفت هر روز در وبلاگ خود از خاطرات این سفر می نویسد  . اکبر ابراهیم زاده پس از پایان آخرین سفر خود  که با شعار حمایت از مردم فلسطین انجام شده بود به دیدار آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی برده شد . وی در مورد این دیدار خاطره جالبی در وبلاگ خود نقل می کند .

هفت تیر اكبر ابراهيم ‌زاده رکورد دار اسکیت ماراتن جهان

هفت تیر اكبر ابراهيم ‌زاده رکورد دار اسکیت ماراتن جهان
به قلم اکبر ابراهیم زاده رکورد دار اسکیت ماراتن جهان :  بعد از اتمام اولین سفرم به دور ایران که با سختی های زیادی در حدود 20 کیلوگرم وزن کم کرده بودم .
در هنگام برگشت با توجه به اینکه تبلیغات زیادی شده بود با دعوت یکی از مسعولان به جائی رفتیم که به زور به ما لقب بسیجی دادند . حال دلیل اینکه چرا من باید این لقب را می گرفتم را برای شما باز گو می کنم.
شعار سفرما از حرم صلح , حرم امام خمینی (واقعا” صلح بوده ؟ ) تا حرم عشق حرم امام رضا , بود و هدف این سفر حمایت از مرد فلسطین و انرژی صلح آمیز هسته ای که مورد توجه یکی از اعضای بیت رهبری قرار گرفته بود به خاطر همین با هماهنگی های انجام شده با سازما ن میراث فرهنگی ترتیب ملاقات بنده را با سید علی (خامنه ای ) داده بودند. و حالا کسی که این خبرملاقات را میداد آنقدر با خوشحالی این خبر را به من داد که واقعا” به این فکر افتاده بودم که این خامنه ای کیه ؟ که آنقدر دارن ازش تعریف میکنن ؟ ( و من باید بسیجی می بودم که می توانستم پیشش بروم ) راستی تا یادم نرفته یه چیز جالب این رئیس فدراسیون اسکیت به التماس افتاده بود که اونم با خودم ببرم ( آروم آروم داشت شک ورم می داشت که نکونه این خامنه ای واقعا” آدم بزرگی باشه ) ولی آخرشم نشد ببرمش .
هفت تیر سید علی خامنه ای
به هر حال آن روز فرا رسید صورتم را حسابی ترو تمیز کردم به موهام ژل زدم و به سمت بیت رهبری حرکت کردم. بعد از گذشتن از چندین ایست و بازرسی و مادون های مختلف و اشعه های مختلف به خونه ای سید علی رسیدم خیلی جالب بود (بازم شکم بیشتر میشد که نکنه این سید علی آدم مهمی باشه ) اونجا که رسیدیم عکاس و فیلم بردار مخصوص ریختن سر ما در حدود 15 نفر بودیم مهر علیزاده بود وزیر نفت بود و………….. . ( اومده بود شماره حساب جدیدی بگیره ) به هر حال سید علی “خامنه ای”  آمد همه رو دید ،  بلخره به ما رسید ( البته یه نگاه بدی هم به مهر علیزاده کرد) تا رسید دستشو آورد حسابی منو نوازش کرد ( کفرم در اومده بود آخه موهام داشت خراب میشد ) بعد یه دفعه با دستش سرمو پایین فشار داد و از پایین اون دست پلاستیک چسبید تو صورتم ………………… . ( قبل از اینکه بدونم چی شده دستشو ماچ کرده بودم ).

عکس خبر روزنامه کیهان در مورد اکبر ابراهیم زاده :
.هفت تیر کیهان