نگاهی ویژه به پرونده دستگیری خبرنگاران ورزشی / مافیای فوتبال ایران
یکشنبه, مارس 22nd, 2009
هفت تیر 7tir.com : مامورینی با لباس شخصی ناگهان وارد هیات تحریریه شدند، کمی اطراف را نگاه کردند، همهشان جذبهای در صورتشان بود، با محاسن و البته سلاح گرم. یکی از آنها که بهنظر نمیرسید نفر اول این جمع باشد به همه دستور داد که دور میز جمع شوند، چند دقیقه بعد از همه خواست که موبایلهایشان را روی میز بگذارند و یککلمه هم حرف نزنند. یکی دیگر از آنها نامهای را از جیبش درآورد و به اسامیای که روی آن نوشته بود دقت کرد و از همه خواست تا کارت شناساییهایشان را دربیاورند تا از روی کارت بتواند اسامیای که در نامه نوشته بود را شناسایی و بازداشت کند.
همه نامها را مطابقت داد تا به نام «سردبیر» رسید، سردبیر باورش نمیشد که باید بازداشت شود و برای همین به مامورین اعتراض کرد:«شما مامورنما هستید. عنوانتان هم جعلی است. من 110 خبر میکنم تا بیاید و جمعتان کند» ماموران با خونسردی از پیشنهاد سردبیر استقبال میکنندو او با 110 تماس میگیرد. ده دقیقه بعد سروکله ماموران 110 پیدا میشود و مدارک ماموران را چک میکنند و به سردبیر خبر میدهند:«اگر اینها ما را بازداشت نکنند هم جای شکر دارد» بله، آنها از «پلیس امنیت» آمده بودند و ماجرا آنقدر مهم بود که ماموران امنیتی وارد کار شدند. سردبیر از ماموران میخواهد که به او مهلت دهند تا کار روزنامه تمام شود، ساعت 23 که صفحهها بسته شد، سردبیر را با دستبند به مکان نامعلومی بردند و هنوز بعد از هفتهها در بازداشت بهسر میبرد. جرم او و پنج نفر دیگری که دستگیر شدند «ایجاد شبکه دلالی و خرابکاری در فوتبال» بود که تبدیل به دغدغه همه فوتبالدوستان و مدیران فوتبالی شده بود.
شبکه دستکاری و خرابکاری
دستکاری و خرابکاری در فوتبال هایی جریان دارد که عملکردها از شفافیت لازم برخوردار نیست و مسائل مهمی می تواند در پشت پرده بازی های مدیران و مسئولان، بحث، تبادل نظر و نتیجه گیری شود. دستکاری و خرابکاری بوسیله رشوه (Bribe) انجام می پذیرد و کسانی که در این حوزه مشغول هستند را Barrator یا رشوه خوار می نامند. در این سیستم شبکه در راس هرم قرار دارد و بعنوان شرط بندانی حرفهای، سعی در تغییر نتایج به دلخواه خود هستند و بعنوان Book maker از همه امکانات و ابزارهای قانونی و غیر قانونی در جهت نیل به اهدافشان سود می برند. به کسانی که در این حوزه فعالند Bookies گفته می شود که نیروهای دسته چندمی بنام Runner نقش بسیار مهمی در حفظ حلقه اتصال شبکه و تیم ها و بازیکنان و مدیران دارند و در حقیقت واسطه هایی هستند که به مدیر یا باشگاه و حتی بازیکن تلفن می زنند یا دیدار می کنند تا به آنچه که می خواهند، برسند. دستکاری (Mainpulapion) و خرابکاری یا فساد (Corruption) در فوتبال ایران، موضوعی است که در کمتر رسانهای به آن پرداخته شده است و بدلیل ساز و کارهای فرهنگی حاکم بر ادبیات روزنامهنگاری جزیی از خطوط قرمز بحساب می آید اما کنار زدن این پرده مطمئناً حقایق پنهان و خاک خورده ای را برای اهالی فوتبال نمایان میسازد که تعجب هر شخصی را برخواهد انگیخت.
قدرت در مرکز شبکه
دامنه نفوذ دلال ها در فوتبال ایران به حدی است که توانسته اند برای حفظ منافعشان، از شکل گیری هسته تصمیم گیری در ارکان مسئول جلوگیری نمایند و جو رسانه ای را بسمتی پیش ببرند که بعنوان سازمان دهندگان بدلی از آنان کمک گرفته شود تا تصمیم گیری ها کاملاً از کانال آنان بگذرد. حوزه دلالی فوتبال آنقدر گسترش پیدا کرده است که آنها در هر رده ای «یارگیری» کرده اند و می توانند بر هر مسئولی تاثیرگذار باشند و با در منگنه قرار دادنشان، اراده خود را برای رسیدن به هدف هایی که حافظ منافع عمومی آنان است تحمیل نماید. عدم نظارت بر تقسیم پول در فوتبال، عرصه را برای استفاده اقتصادی و اطلاعاتی مهیا می کند تا به این شکل محفل هایی بوجود آید برای اینکه گردش مالی در فوتبال ایران را تحت کنترل خود درآورد و آنگاه از دل همین محفل ها، افرادی سر بر می آورند که فوتبال را به محلی برای بازی های پشت پرده، جابجایی دلالان و مهیا ساختن فرهنگ دلالی و فساد تبدیل کنند. در این قضیه دولت بعلت تقسیم پول مقصر اصلی است و بدلیل نبود کنترل، طبعاً مدیران دولتی هم وارد بازی و حضور در توزیع بی حساب این شبکه های دلالی شده که بیرون آمدن از آن توان گزافی را می طلبد که فراتر از قدرت آنهاست.
سالارکیا توضیح میدهد
محمود سالارکیا بهعنوان معاون دادستان تهران جزئیات جدیدی را درباره اعمال مجرمانه دلالان ورزشی بازداشت شده بیان میکند، او دراین گفتگو همان ابتدا به نکته جالبی اشاره میکند:«بهتر است نام اینها را خبرنگار نگذارید، آنها دلال بودند، اصل را بر دلالبودن آنها بگذارید» پروندهها فعلا در مرحله دادرسی و جمعآوری اطلاعات قرار دارد و برای همین سالارکیا اطلاعات دقیقی از اتفاقات دارد اما نکته اینجاست که آیا قوه قضائیه در این پرونده اغماض خواهد کرد و از کنار برخی مسائل خواهد گذشت؟«نخیر، اغماضی نخواهد کرد. قطعا ما تا آخر خط خواهیم رفت چراکه کاری که ما انجام میدهیم بهنفع ورزش است و باید شناسایی شوند چراکه بههرحال فدراسیون فوتبال و تیمهای مختلف از ما تشکر کردند و برای ادامه مجابمان نمودند. البته اگر این کار را هم نمیکردند، ما به ادامه بررسیهایمان میپرداختیم اما حالا با این حمایت باید ریشهیابی و برخورد کنیم» او درباره چگونگی بررسی پرونده اطلاعات جالبی میدهد:«برای این پرونده نهادهای امنیتی بسیار به ما کمک کردند و بخشی از آن هم براساس اعترافات بوده است. یکسال و نیم بر روی این پرونده کار شده است. ما فهمیدیم که خطراتی برای فوتبال ایران ایجاد شده است و برای همین وارد کار شدیم تا در مقابل این جریان بایستیم»
بازیکن قورت میدادند
شبکه دلالی فوتبال چندین لایه را در خود ساخته است که هر یک وظیفهای را بر دوش دارند، آنها البته در میان مدیران، داوران، بازیکنان، مربیان، خبرنگاران، تماشاچیان و حتی رسانههای صوتی و تصویری نیز برای خودشان یارگیری کردهاند و شرایط را برای ادامه کار مهیا ساختهاند اما موضوع مهم در شیوه آنان بازی با رسانههای نوشتاری بعنوان اصلی ترین اهرم فشار بر مسئولین در پست های مختلف است. شبکه دلالی معتقدست که برای فراهم ساختن شرایط نیاز به رابطه رودرو نیست، برای همین از سیاست «چماق و هویج» استفاده می شد و بر این اساس چند روزنامه متولد می شوند و هر یک نقشی را بر عهده می گیرند تا به فراخور ایام، از هر یک استفاده شود. دسته ای از روزنامه ها در قاموس «مهاجم» افراطی ظهور میکنند که هیچ سند و مدرکی برایشان مهم نیست، اعضای شبکه در این روزنامه ها نمینویسند مگر دستوری از بالا رسیده باشد و در پناه سیاست های محفل تصمیمی گرفته شده باشد. دسته دیگرروزنامهها تبدیل به «مدافعی» سرسخت می گردند که کوچکترین نقدی در آن راه ندارند و آنها وظیفه دارند که قلمهایشان را به طرفداری از «پدیدهها» و «خراجدهندگان» بچرخانند و رسانه محلی برای تبلیغ و ایجاد پرستیژ اجتماعی برای مدیران، مربیان، بازیکنان و حتی داوران باشد و در این میان میبینیم یک روزنامه است که روزی صفحاتش گل و بلبل است و روز دیگر بلبشو، روزی بوی حمایت می دهد و روز دیگر بوی مخالفت و این سیستم یکی به نعل و یکی به میخ می تواند فرد مورد هدف را بسمت خود بکشاند تا وارد مذاکره شود. نکته مهم اینست که شبکه دلالی عموما تسلط کافی بر حاشیه فوتبال دارند و از هنر بالایی هم در حاشیه سازی برخوردارند. سالارکیا درباره عملکرد باند توضیحات جالبی میدهد:«سیستم آنها به این صورت بود که اگر قصد میکردند بازیکنی را جابجا کنند به هر نحوی که میشد به خواستهشان برسند اقدامات خلاف قانون و مقررات انجام میدادند. بالاخره در رسانهها فرد را تخریب میکردند یا به نحوی طرف را وادار به تمکین میکردند و باشگاه را هم وارد به انجام کار مینمودند. بالاخره برخی از بازیکنان و مدیران نسبت به این موضوعات اعتراض کردندو شکایت نمودند که در پرونده موجود است»
بگیر، بخر و فقط ببر
رویه دلالان اما در مقابل جریان مقابل خود جالب است، بيکار شدن مربياني که تفکري مستقل دارند، بي تيم ماندن بازيکناني که زير قراردادهاي غيرعادلانه و تحميلي آنها را امضا نکرده اند، تهديد و تطميع بعضي از بازيکنان، مربيان و داوران براي تعيين نتيجه، ارتباطات غيرمشروع بين المللي، تشکيل پرونده براي مديران، مربيان، سرپرستان، بازيکنان، داوران و بعضي از مسوولان، اين افراد را به گروهي تبديل کرده است که صاحب قدرت بلامنازعي در فوتبال کشور شده اند. دلال ها با سوءاستفاده از قدرتي که در باند گسترده دلالی دارند به تحميل بازيکنان بي کيفيت به مربيان دلال مي شوند و حتي سعي مي کنند در روند انتخابي تيم هاي ملي هم تاثير گذاشته و مهره هايي را که بعدها از ملي شدن آنها منافع زيادي به جيب شان سرازير مي شود به چرخه اين تيم ها وارد کنند. می توان ادعا نمود تاثير آنها بر رسانه ها عامل اصلي تخريب فوتبال است که شبکه دلالی چنین فضایی را برایشان مهیا ساخته و آنها می توانند در این پروسه شرایط را به سمت دلخواه خود هدایت کنند.
ایستگاه آخر
«دستگیریها ادامه دارد» این روشنترین پیامی است که سالارکیا اعلام میکند و اعتقاد دارد دستگیریها به مرحله مدیران و مربیان هم میرسد:«ما از همه آنهایی که درباره این جریانات اطلاعاتی دارند میخواهیم تا حتما به ما کمک کنند»
مبارزه با دلالی در فوتبال ایران بسیار بیشتر از اتفاقات دیگر میتواند بر افکارعمومی سطح جهان تاثیر بگذارد چراکه در فوتبال آلوده امروز جهان، قدرتی در مقابل این جریان نمیتواند بایستد و برای اولین بار این اتفاق در ایران افتاده است. در دلالی تخته شد چون آنها فوتبال را به «فساد» و تباهی کشاندند