Posts Tagged ‘خواهر’

قتل خواهر توسط برادر به دلیل رابطه با یکی از پسرهای محله

سه شنبه, آوریل 28th, 2009

هفت تیر قتل خواهر توسط برادر به دلیل رابطه با یکی از پسرهای محله

هفت تیر 7tir.com: پرونده قتل دختر نوجواني که قرباني خشم خونين برادرش شده بود براي رسيدگي به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.

به گزارش هفت تیر خبر قتل اين دختر از سوي مسوولان حراست بيمارستاني در منطقه پيشواي ورامين به مرکز 110 گزارش و اعلام شد جسم غرق در خون دختري به نام شيما به بيمارستان منتقل شده است. وقتي ماموران تحقيقات خود را آغاز کردند خانواده شيما حرف هاي ضد و نقيضي زدند و به همين دليل پليس متوجه شد اين دختر احتمالاً در جريان يک درگيري خانوادگي زخمي شده است. در حالي که تحقيقات ماموران ادامه داشت خبر رسيد به رغم تلاش فراوان پزشکان و از آنجايي که چاقو ريه و قلب شيما را پاره کرده اين دختر نوجوان در اثر خونريزي شديد زنده نمانده و جان باخته است. با توجه به اينکه پرونده شيما از اين به بعد به عنوان پرونده قتل در پليس آگاهي مطرح شد کارآگاهان جنايي کار تحقيق روي اين پرونده را آغاز کردند. اما همچنان خانواده شيما با پراکنده گويي سعي در مخفي کردن واقعيت داشتند تا اينکه ماموران به برادر 21ساله اين دختر مظنون شدند و او را دستگير کردند.پسر جوان که راهي به جز اعتراف نداشت، گفت خواهرش را به قتل رسانده است.

وي در توضيح ماجرا گفت؛ مدتي بود متوجه رفتارهاي مشکوک خواهرم شده بودم. بعد از مدتي تعقيب و دقيق شدن روي رفتارهاي او فهميدم وي با پسر جواني که از هم محلي هاي ما است، ارتباط دارد. از اين رفتارش خيلي ناراحت شدم. شيما مي دانست من چقدر روي رفتارش حساس هستم و از اينکه با کسي رابطه داشته باشد ناراحت مي شوم. با اين حال او توجهي نمي کرد. پسر جوان ادامه داد؛ بارها به خواهرم تذکر دادم که از کارهايش دست بردارد حتي به سراغ پسري رفتم که با او رابطه داشت. از او خواستم ديگر به اين رابطه ادامه ندهد. او هم جواب داد اين خود شيما است که به ادامه دوستي اصرار دارد. اين حرف پسر جوان خيلي برايم سنگين بود. به خانه آمدم و با شيما صحبت کردم. گفت وگوي ما به درگيري کشيده شد. آن شب کتک مفصلي به خواهرم زدم. او تاکيد داشت آن پسر را دوست دارد. من حتي رضايت داده بودم پسر جوان به خواستگاري اش بيايد و آنها با هم ازدواج کنند تا آبروي خانوادگي ما هم حفظ شود. به شيما گفتم تا زماني که به خواستگاري نيامده ديگر حق ندارد با او ملاقات کند.متهم ادامه داد؛ فرداي آن روز بعدازظهر وقتي از سرکار به خانه مي آمدم ديدم خواهرم ترک موتور پسر جوان نشسته است و به سمت خانه مي رود چون پياده بودم به آنها نرسيدم اما ديدم که او خواهرم را جلوي در خانه پياده کرد. خودم را به منزل رساندم، وارد اتاق شدم، ديدم خواهرم از مدرسه آمده و در حال عوض کردن لباس هايش است. به او گفتم چرا با آن پسر سوار موتور شدي؟ با عصبانيت جواب داد تو حق دخالت نداري. من به شدت عصباني شدم، به آشپزخانه رفتم، چاقويي برداشتم و به سمت خواهرم رفتم. تنها يک ضربه به او زدم. يکدفعه شيما از حال رفت و غرق در خون روي زمين افتاد.باورم نمي شد چنين بلايي سر خواهرم آوردم. من نمي خواستم او را بکشم. پدرم به سرعت او را به بيمارستان رساند. ما اميدوار بوديم او زنده بماند اما متاسفانه اين طور نشد.با توجه به روشن شدن ماجرا، پدر و مادر مقتول در دادسرا حاضر شدند و از پسرشان اعلام رضايت کردند

خواهر کشي به خاطر يک فنجان چاي

دوشنبه, آوریل 6th, 2009

قتل خواهر به خاطر یک فنجان چای

هفت تیر 7tir.com: گروه حوادث؛ مردي که خواهرش را قرباني يک استکان چاي کرده است به زودي محاکمه مي شود.
به گزارش خبرنگار ما، اوايل سال 86 حراست بيمارستاني در استان فارس به ماموران پليس خبر داد دختر جواني به دليل انسداد مجاري تنفسي جان باخته است. ماموران بعد از دريافت اين گزارش در بيمارستان حضور يافتند و تحقيقات خود را آغاز کردند. آنها ابتدا از پزشک معالج دختر جوان که منيژه نام داشت خواستند در مورد وضعيت او توضيح بدهد. وي گفت؛ زماني که اين دختر به بيمارستان آورده شد تقريباً مرگش حتمي بود، البته بدنش هنوز گرم بود اما نفس نمي کشيد. ما عمليات احيا را آغاز کرديم ولي تلاش مان بي فايده بود و نتوانستيم دختر را به زندگي باز گردانيم. با توجه به وضعيتي که اين دختر داشت مشخص بود بسته شدن مجاري تنفسي اش باعث خفگي او شده است.

در ادامه به دستور بازپرس جنايي جسد مقتول به پزشکي قانوني انتقال يافت و کارآگاهان به بازجويي از برادر منيژه که او را به بيمارستان رسانده بود، پرداختند. وي ابتدا مدعي شد نمي داند چه کسي خواهرش را به قتل رسانده است اما از آنجايي که ضد و نقيض گويي هاي زيادي داشت ماموران او را تحت بازجويي هاي فني پليسي قرار دادند و اين جوان لب به اعتراف گشود. وي گفت؛ خواهرم را من کشتم اما بلافاصله پشيمان شدم و سعي کردم با رساندن او به بيمارستان نجاتش دهم ولي موفق نشدم.

باقر که به شدت اظهار پشيماني مي کرد، ادامه داد؛ روز حادثه از سر کار به خانه برگشتم. خواهرم در اتاق نشسته بود و داشت کاري انجام مي داد. من خيلي خسته بودم از او خواستم برايم چاي آماده کند و خودم براي عوض کردن لباس هايم به اتاق ديگري رفتم. وقتي برگشتم منيژه هنوز در اتاق نشسته بود و به کارش ادامه مي داد. از بي توجهي او به شدت ناراحت شدم و دوباره خواسته ام را تکرار کردم. منيژه به من جواب داد نمي تواند برايم چاي آماده کند و بايد به کارش بپردازد.

متهم به قتل ادامه داد؛ آنقدر عصبي شدم که به منيژه حمله کردم. دستم را روي دهان و بيني اش گذاشتم و فشار دادم. نمي دانم چطور اين اتفاق افتاد اما زماني که به خودم آمدم ديدم خواهرم سياه و کبود شده است. به شدت ترسيده بودم، نمي دانستم چه بايد کنم. اصلاً به اينکه ممکن است دستگير شوم فکر نمي کردم. بلافاصله خواهرم را در خودرو گذاشتم و به سمت بيمارستان حرکت کردم. دقايقي بعد از اينکه به بيمارستان رسيدم به من گفتند منيژه مرده است و نتوانستند براي او کاري انجام دهند.

وي گفت؛ من از کاري که کرده ام بسيار پشيمان هستم و عذاب وجدان دارم. بعد از پايان تحقيقات و صدور کيفر خواست براي اين جوان پرونده براي محاکمه به شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس براي رسيدگي فرستاده شد و به زودي در برابر هيات قضات قرار مي گيرد.