Posts Tagged ‘خشونت’

دستگیری دویست نفر از کارگران در تظاهرات روز جهانی کارگر – تهران

یکشنبه, می 3rd, 2009

هفت تیر تجمع کارگران پارک لاله

هفت تیر 7tir.com:در جریان برگزاری روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران، بیش از دویست نفر از کارگران شرکت کننده  دستگیر و مورد ضرب و شتم نیروهای انتظامی، اطلاعات و لباس شخصی‌ها قرار گرفتند.

بر اساس گزارشها، تجمع گروهی از کارگران ایرانی که روز جمعه یازدهم مه به مناسبت روز جهانی کارگر در کنار آبنمای پارک لاله تهران گرد آمده بودند، به خشونت کشیده شد.

در این تجمع ماشین‌های گشت نیروی انتظامی تمام محیط و میدان آب‌نما را محاصره  کرده  و نیروهای انتظامی و اطلاعات و لباس شخصی با باتوم و گاز فلفل تجمع کنندگان را مورد ضرب وشتم قرار دادند و بیش از 200 نفر از آنان را دستگیر نمودند. همچنین مامورین با تصرف موبایل‌ها و دوربین‌ها اجازه هر نوع فیلم برداری و عکاسی را خبرنگاران گرفتند.

مراسم روز جهانی کارگر در تهران به دعوت سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، سندیکای کارگران نیشکر هفت ‌تپه، اتحادیه آزاد کارگران ایران، هیئت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزئینات ساختمان و کانون مدافعان حقوق کارگر برگزار شده بود.
به گفته آقای رضوی، در این مراسم تعدادی از مردم و کارگران به همراه خانواده هایشان شرکت داشتند ولی در زمان شروع مراسم، پلیس با خشونت وارد عمل شد.
برخی گزارشها از تهران حاکی است که تعدادی از دستگیر شدگان آزاد شده اند و آقای رضوی می گوید:”تعدادی از دستگیر شدگان آزاد شده اند و برای برخی نیز قرار وثیقه صادر شده اما هنوز در بازداشت به سر می برند.”
تأمین امنیت شغلی برای کارگران، برپایی تشکل مستقل کارگری، توقف اخراج کارگران، لغو کار کودکان و آزادی کارگران زندانی از جمله درخواست های شرکت کنندگان بود.
هر ساله به مناسبت روز جهانی کارگر در ایران نیز مراسمی در نقاط مختلف برگزار می شود و در آن کارگران خواسته های خود را مطرح می کنند. در سالهای اخیر مراسم روز جهانی کارگر در تهران در قالب راهپیمایی گسترده با حضور کارگران سراسر کشور برگزار می شد.
علی حق، روزنامه نگار در تهران می گوید:” این مراسم طی سالهای اخیر بیشتر شکل دولتی به خود گرفته است و این دولتی شدن را می توان در شکل دیدارهای مقامات دولتی نظیر رئیس جمهوری با کارگران دید.”
قانون کار ایران اتحادیه های آزاد کارگری را به رسمیت نمی شناسد و به جای آن، تشکیل نهادهایی تحت عنوان شوراهای اسلامی کار را تجویز می کند که براساس قانون شورای اسلامی کار وظیفه آنها حل و فصل اختلافات کارگر و کارفرماست.
بر خلاف اتحادیه های مستقل کارگری، اعضای شورای اسلامی کار که می تواند در کارگاه هایی با بیش از سی و شش کارگر تشکیل شود، منحصر به نمایندگان منتخب کارگران نیست بلکه علاوه بر آنان، نمایندگان مدیریت نیز در آن عضویت دارند و، براساس قانون، نقش مشورتی برای مدیریت را ایفا می کند.
قانون کار ایران همچنین ابزار اصلی فعالیت های سندیکایی، شامل حق اعتصاب را به رسمیت نمی شناسد، در حالی که به گفته مدافعان تشکل های مستقل کارگری، تنها وسیله موثر کارگران در برابر کارفرما، حق خودداری از فروش نیروی کار خویش و به تعطیل کشاندن تولید است.
سازمان بین المللی کار نیز در برخی از گزارش های خود ساختار و ماهیت شورای اسلامی کار، و نهاد خانه کارگر را که به عنوان تشکل سرتاسری کارگران در ایران مورد تایید حکومت قرار دارد، منطبق با خصوصیات اتحادیه های آزاد و مستقل کارگری ندانسته است.

ادامه خشونت در روز کارگر؛ بازداشت جلوه جواهری و تفتیش شبانه ی منزل برخی از اعضای کمپین

جلوه جواهری، فعال کمپین یک میلیون امضا در آخرین ساعات امشب دستگیر و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.

آخرین اخبار به دست آمده حاکی از آن است که پس از بازداشت کاوه مظفری، در آخرین ساعات امروز تعدادی مامور به همراه او به منزل شخصی اش رفته و پس از بازرسی کامل منزل، جلوه جواهری همسر وی را بازداشت کرده و به همراه خود بردند.

این اقدام در حالی صورت گرفت که جلوه جواهری، همسر کاوه مظفری در منزل حضور نداشت اما با مراجعه ی وی به منزل ماموران اجازه ی خارج شدن او از منزل را نداده و پس از تفتیش کامل وسایل ضمن توقیف دو کامپیوتر ، تعداد زیادی سی دی وکتاب و همچنین دست نوشته های آنها، او را نیز بازداشت کرده و به همراه خود بردند.

گفتنی است، مامورانی که در حال بازرسی منزل این دو فعال کمپین یک میلیون امضا بودند، به پدر کاوه مظفری و دوستان خانوادگی آنان نیز اجازه ی ورود به منزل ندادند.

کاوه مظفری، دیگر فعال کمپین یک میلیون امضا در جریان برخورد خشونت بار امروز پلیس با شرکت کنندگان در گردهمایی روز جهانی کارگر و به همراه بیش از دویست تن دیگر از شرکت کنندگان در این گردهمایی، بازداشت شده بود.

اخبار دیگری حاکی از ورود ماموران به منزل امیر یعقوبعلی یکی دیگر از فعالان کمپین است که او نیز عصر امروز بازداشت شده است.

تعدادی دیگر از فعالان کمپین از جمله، نیکزاد زنگنه، پوریا پورشتاره و طاها ولی زاده نیز در بازداشت به سر می برند. تعدادی از بازداشت شدگان اعضای تشکل های شورای همکاری، کمیته هماهنگی ایجاد تشکل های کارگری، اتحادیه آزاد کارگران، کانون مدافعان حقوق کارگر، کمیته پی گیری از جمله مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم وسعید یوزی هستند.

خانه وحشت در ایتالیا / تجاوز پدر و برادر به دخترها

یکشنبه, آوریل 26th, 2009

هفت تیر تجاوز پدر و بردار به دخترها

هفت تیر 7tir.com: يك مرد ايتاليايي با حبس دخترانش آنها را 25 سال مورد آزار و اذيت قرار داد و از آنها صاحب فرزند شده است. اين در حالي است كه پسر بزرگ خانواده نيز كه مشوق پدر براي آزار دخترانش بود، مشمول مجازاتي همچون پدرش شد.

به گزارش فاكس نيوز، «ميشل مانگلي»، 64 ساله توسط دادگاه عالي ايتاليا به جرم تجاوز به مدت 25 سال به دو دخترش محكوم به حبس ابد شد. اين در حالي‌است كه «جوزپه» 41 ساله پسر خانواده نيز به اتهام آزار و اذيت چهار فرزند خود و همچنين دو خواهرش توسط دادگاه ايتاليا متهم شناخته شد.
«لائورا»، دختر بزرگ خانواده‌ كه هم اكنون 34 سال دارد در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي ايتاليا گفت: پدرم از سن 9 سالگي من را مورد آزار و اذيت قرار مي‌داد. اين دختر در ادامه افزود: من از سن 9 سالگي در يك اتاق تاريك و بدون برق و روشنايي زندگي مي‌كردم و براي پدرم يك همسر و براي برادرم يك معشوقه بودم.
وي كه هم اكنون در بيمارستان روانپزشكي «تورين» و تحت نظر روان‌درمانان قرار دارد، در ادامه اضافه كرد: ابتدا برادرم مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و سپس پدرم و پس از آن چنين رفتاري براي خواهرم هم انجام شد.
اين در حالي‌است كه اين زن در ادامه صحبت‌هايش گفت: پدرم مرا مجبور كرد كه سقط جنين انجام دهم و براي آنكه پليس متوجه اين خشونت جنسي نشود، به كاركنان بيمارستان بگويم كه توسط يك مرد مراكشي مورد تعرض قرار گرفته‌ام، اما خواهر كوچك‌ترم از پدرم دو فرزند دارد. «آنتونيو جنويس»، وكيل مدافع اين دو مرد در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي دولتي ايتاليا پس از جلسه دادگاه افزود: موكلم تمامي ادعاهاي دخترانش مبني بر آزار آنها را رد كرده است. موكل من به ناتواني مبتلا است، پس چگونه مي‌تواند مرتكب چنين اعمالي شده باشد. او يك مرد مبتلا به ديابت است و از اينكه دخترانش چنين ادعايي را در مورد وي مطرح كرده‌اند به شدت از آنها شاكي و عصباني است.

«پائولو اسكافي»، بازپرس ويژه اين پرونده‌ نيز اعلام كرد كه براي دستيابي به جوانب پنهان اين پرونده‌ بايد روي اين دو دختر و پدر و پسر آزمايش DNA انجام شود. اين در حالي‌است كه رسانه‌هاي ايتاليا اين پرونده‌ را به پرونده‌ «خانه وحشت» در اتريش تشبيه كردند كه در آن «جوزف فريتزل» با حبس كردن دخترش «اليزابت» در زير ‌زمين منزل مسكوني‌شان به مدت 25 سال او را مورد آزار قرار داده و از او هفت فرزند داشت كه در نهايت دادگاه اتريش اين مرد را به حبس ابد محكوم كرد.

20 مورد سانسور در پخش میلیونر زاغه نشین از تلویزیون

یکشنبه, مارس 29th, 2009
میلیونر زاغه‌نشین

بیش از بیست مورد تغییر در بهترين فيلم اسكار 2009 ، تازه‌ترین شاهکار صداوسیما

هفت تیر 7tir.com: به قلم مزدک علی نظری- در سال‌های اخیر یکی از بدترین اهانت‌های ناروا به جامعه‌ی روزنامه‌نگاران ایران، تهمت «سیاه‌نمایی» بوده است. آن‌ها که از بیان حقیقت به شدت وحشت دارند، همواره با این اتهام کوشیده‌اند صداهای منتقد و روشنگر را خاموش کنند.

پخش همراه با جرح و «تخریب» یکی از آثار سینمایی روز دنیا از شبکه‌ی یک تلویزیون، یک بار دیگر بهانه‌ای شد تا بسیاری از ناظران و منتقدان متعهد به صدا در آمده و از سیاست‌های مخرب موجود اظهار تاسف کنند. بیست‌و چند مورد تغییر تنها در یک فیلم سینمایی معروف – که همین چندی پیش در تمام دنیا دیده و تحسین شده- شاهکاری بود که فقط از صداوسیمای ما بر می‌آمد. این در حالی است که برش‌ها و تغییرات اعمال شده، غالباً به دلیل مسائل اخلاقی نبوده و دلیل موجهی برای این «خرابکاری فرهنگی» وجود ندارد. در مقابل، مسئولان سیما در اقدامی عجیب استودیوی شبکه سه (پر بیننده‌ترین شبکه‌ی داخلی) را در لحظات تحویل سال نو، دربست در اختیار عوامل فیلمی گذاشتند که تنها 2 روز از اکران آن گذشته و با تبلیغ و تعریف و تمجید از این فیلم، مردم را به تماشای «اخراجی‌ها 2» دعوت کردند؛ فیلمی که با شوخی‌های تکراری و زشتی چون صادر شدن بوی باقالی و… اوج ابتذال را در سینمای ما به نمایش گذاشته است.

بیان حقایق از زبان یک منتقد منصف سیاه‌نمایی است یا چنین عملکردی که جز خجالت و تخریب وجهه‌ی ایران و فرهنگ این سرزمین، حاصلی در پی ندارد؟

قرار بود به بهانه‌ی پخش «میلیونر زاغه‌نشین» از تلویزیون ایران، حاشیه‌های جالب و ناگفته‌ی این فیلم که توسط خبرنگار ما جمع‌آوری شده بود، در «خبرنگاران صلح» منتشر شود. مثل این نکات که: مسابقه‌ی «چه‌کسی می‌خواهد میلیونر شود؟» در عالم واقع هم سال‌هاست از یک شبکه‌ی محبوب هندی پخش می‌شود و در یکی از دوره‌ها هم «آنیل کاپور» اجرای آن را بر عهده داشته است. یا واقع‌گرایی فیلم در نمایش رفتار پلیس هند و…

ولی با شرایط موجود بهتر است نگاهی داشته باشیم به حجم هولناک جرح و تغییراتی که میلیونر زاغه‌نشین را از یک اثر اسکاری و فوق‌العاده جذاب، به فیلمی گنگ و بد بدل کردند که چیزی برای بیننده‌ی عادی ندارد و کسی که فیلم اصلی را دیده را هم با فیلمی تازه مواجه می‌کند!

میلیونر زاغه‌نشین

همه‌ی زیبایی‌های دزدیده شده

آن‌چه به عنوان میلیونر زاغه‌نشین از شبکه‌ی یک نمایش داده شد، با فیلم اصلی تفاوت‌های بسیاری داشت که در ادامه به بعضی موارد اشاره می‌کنیم:

1) یکی از اسکارهای این فیلم بابت موزیک متن و ترانه‌های زیبای آن داده شده. در فیلمی که از سیمای ما پخش شد نه‌تنها طبیعتاً خبری از آواز در آن نبود، بلکه موزیک متن هم بی‌ربط و پاره‌پاره پخش شد. آن‌ها که نسخه‌ی اصلی فیلم را دیده‌اند می‌دانند که به این ترتیب چه بلایی به سر تدوین شاهکار فیلم آمده است.

2) طبق یک قانون تازه، تمام صحنه‌های سیگار کشیدن شخصیت‌های هر فیلمی سانسور می‌شود؛ حتی فیلمی که چند جایزه اسکار و گلدن‌گلوب را برده باشد، اصلاً اهمیت ندارد. مهم سلامت بینندگان عزیز است. «سلیم» امضای «آمیتا باچان» را به یک عشق‌فیلم می‌فروشد که عمراً سیگار نمی‌کشد!

3) گویا استعمال قلیان هم شامل قانون بالا می‌شود. نمایی که سلیم (که از فروختن کفش توریست‌ها پولدار شده) را در حال کشیدن قلیان نشان می‌دهد، در نسخه‌ی مورد بحث دیده نشد.

4) صحنه تکان‌دهنده‌ی کور کردن کودک فقیر توسط عوامل باند «مامان» دیده نشد. لابد زیادی تکان‌دهنده بوده است.

5) خشونت فیلم در سکانسی دیگر هم بی‌مورد تشخیص داده شده: آن‌جا که سلیم و گانگسترهای همراهش «لاتیکا» را از ایستگاه قطار بر گردانده و با چاقو صورت دختر را خط می‌اندازند. حالا دیگر مهم نیست که تماشاگر بیچاره در حافظه‌ی خود شک کند و نفهمد که آن خط روی صورت دختر از کجا آمد؟

6) یک خشونت دیگر: در صحنه حمله‌ی هندوها به زاغه مسلمانان؛ کتک‌کاری‌ها زیاد نمایش داده نشد و مردی که آتش زده می‌شود هم کلاً دیده نشد.

میلیونر زاغه‌نشین

7) در دوران نوجوانی قهرمانان فیلم، دو برادر هنگام دله‌دزدی، شاهد اجرای یک اپرا هستند؛ که در فیلم جدید اپرا مضر تشخیص داده شده و حذف گردیده است!

8 ) کل صحنه‌های مربوط به جستجوی دو برادر به دنبال محل آموزش رقص لاتیکا و طبیعتاً رقص دخترک، قیچی شده بود.

9) وقتی «جمال» در مرحله‌ی ماقبل آخر برنده می‌شود، مجری مسابقه (آنیل کاپور) در حالی که می‌رقصد می‌گوید: «بلند شو، با من برقص…» این قسمت هم حذف شد. کلاً رقص چیز خوبی نیست!

10) بزن و برقص در خانه‌ی «جاوید» هم همین‌طور.

11) کل سکانسی که جمال توریست‌ها را برای دیدن محله‌های پایین‌شهر می‌برد و دوستانش تاکسی توریست‌ها را لخت می‌کنند (به‌جز نمای گنگی از کتک زدن جمال توسط راننده تاکسی) لابد زائد شناخته شده و حذف شده بود!

12) یکی از زیباترین صحنه‌های فیلم، تماشای لاتیکا توسط جمال، از بالای ایستگاه قطار است. در چیزی که نمایش داده شد، صدای دخترک بود و خودش نبود! در چند سکانس دیگر هم آستین‌حلقه‌ای بودن لباس لاتیکا باعث غیب شدنش شد.

13) در سکانس‌های اولیه که بازیگران به زبان هندی صحبت می‌کنند و فیلم با زیرنویس انگلیسی همراه است، عبارت صریح و آشنای «I love you» به جمله بی‌ربطی مثل: «خوبه، بریم!» دوبله شد. این تابلوترین نکته بود، والا تغییر دیالوگ‌ها و حتی داستان فیلم‌ها به دلخواه «پدیدآورندگان ثانویه»ای که در صداوسیما نشسته‌اند، ماجرای تازه‌ای نیست.

14) دوبله‌ی بد این فیلم هم جای سوال داشت و مثلاً صدای لوس و مضحک انتخاب شده برای بازیگران کودک، به شدت توی ذوق می‌زد.

15) صحنه‌ی حمام رفتن لاتیکا (هرچند داخل حمام دیده نمی‌شود) قیچی شد. لابد برای پیش‌گیری از نمایش داخل حمام در فیلم‌های دیگر!

16) اختلاف دو برادر نوجوان بر سر تصاحب لاتیکا، به شکل دیگری نمایش داده شد. دوبلور سلیم گفت: «می‌خواهم لاتیکا را ببرم پیش جاوید.» اما تماشاگران با تعجب دیدند که او به جای رفتن، جمال را از اتاق بیرون کرده و در را بست!

17) نمای نماز خواندن سلیم (با کلاه سفید رنگ) حذف شد.

18) و ضمناً هرجای دیگر فیلم که حرفی از اسلام به میان می‌آید، جملات سانسور یا به صورت دیگری ترجمه شدند. مثلاً: حذف اشاره‌ی سلیم به صدای اذان، یا آنجا که جمال پس از تعریف ماجرای مرگ مادرش می‌گوید: «اگر الله و راما نبودند، مادرم امروز زنده بود.» که در «نسخه‌ی پاکیزه» گفته شد: «اگر فرقه‌بازی نبود…»

19) اشاره‌هایی که به مسلمان بودن جاوید (گانگستر زاغه‌ مسلمان‌ها) می‌شود هم همین‌طور؛ که حتماً توجیه آن «تحریک احساسات عمومی» است. حتی جمله‌ی مجری مسابقه (آنیل کاپور) که خود را مسلمان معرفی می‌کند هم…

20) در لحظات پایانی فیلم چیزهای درهم‌برهمی پخش شد و ناگهان تیتراژ؛ چراکه هم یک صحنه‌ی ماچ و بوسه داشت و هم بعدش آن رقص دسته‌جمعی ملت در ایستگاه قطار، که جداً شاهکار است. حیف شد؛ نصف مزه‌ی فیلم به همین بود!

21) حتی تیتراژ آخر فیلم هم از تیغ تیز سانسور در امان نماند و با پرش‌های متعددی همراه بود.

22) و…

توضیح ضروری: متاسفانه دقایقی از ابتدای فیلم را ندیدیم تا بدانیم بر سر تیتراژ زیبای اولیه (با آن ریتم تند تدوین و موزیک فوق‌العاده) چه آوردند. یا آن سکانس عجیب پریدن جمال در فضولات انسانی، که بعید است از دست قیچی‌داران سیما در رفته باشد!

کامل ترين و مدرن ترين تجهيزات شکنجه دراينجا متمرکز است / 336

یکشنبه, مارس 22nd, 2009

بازداشتگاه 336- حتی اگر فرد بازداشتی بر اثر مدت زمان طولانی و يا فشارهای روانی ديوانه شود نيز به مرکز روانی و درمانی منتقل نمی شود، بلکه او را به سالن ديوانگان در همين بازداشتگاه منتقل می کنند. هستند کسانی از ميان سران نظامی و سپاهی و يا روحانی که مدت های طولانی بدون هيچگونه تغييری در پرونده شان در اين بازداشتگاه نگهداری می شوند. جنازه آيت الله ميلانی از همين بازداشتگاه بيرون آمد، سعيد امامی نيز درهمين بازداشتگاه خودکشی شد و زنش درهمين بازداشتگاه شکنجه و بازجوئی شد که بخشی از فيلم اين شکنجه به خارج از زندان راه يافت.

هفت تیر 7tir.cpm: بازداشتگاه 336 ساحفاجا که تحت نظارت “اطلاعات رهبری” مديريت می شود از امکانات و حريم خارق العاده ای برخوردار است و در انتهای خيابان فاطمی يکی از کوچه های روبروی بيمارستان امام خمينی و پشت ساختمان اصلی دژبان مرکز در داخل پادگان دژبان واقع شده است. اين بازداشتگاه شامل 6 ساختمان 3 طبقه است که هر کدام دارای حياط مستقل می باشند.

در هر طبقه 26 انفرادی وجود دارد که در مجموع در هر يک از اين ساختمانهای ششگانه بازداشتگاه 78 انفرادی وجود دارد. در هر يک از اين ساختمانها که واحد نام دارد يک بند عمومی وجود دارد و مجموعه بازداشتگاه 6 بند عمومی دارد. در يک مجموعه مستقل در بازداشتگاه 34 اتاق بازجويی در 2 طبقه وجود دارد. 17 اتاق در بالا و 17 اتاق در پائين. 3 اتاق شکنجه مجهز وجود دارد که در آنها بنا به مدارج شکنجه اعمال شونده تجهيزات وجود دارد. اتاق شکنجه های ابتدائی تا اتاق شکنجه های مدرن و حرفه ای و الکترونيکی و حتی در مجموعه اتاقهای شکنجه چند سلول با نام سياه چال نيز وجود دارد که در اتاق شکنجه های ابتدائی اکثرا شکنجه های فيزيکی و ابتدائی در حد همان فلک کردن و کابل و تسمه زدن و از پشت دستبند زدن و آويختن استفاده می شود ولی در اتاق شکنجه مدرن تمام تجهيزات مدرن شکنجه در سطح دنيا توسط مامورين دوره ديده شکنجه گری استفاده می شود و می توان گفت حرفه ای ترين افراد متخصص در امور شکنجه در بازداشتگاه 336 وجود دارند.

در اتاقهای شکنجه از انواع و اقسام تجهيزات شکنجه مثل شوکهای الکتريکی و پرتاب کننده يون مثبت و منفی به طرف متهم تا شلاق زنها و ماتوم زنهای قابل تنظيم که شدت ضربات و تعداد ضربات درآنها مشخص است و همچنين تجهيزات ديگری که در حين شکنجه می توان با آنان وضعيت فرد تحت شکنحه را مورد ارزيابی قرار داد.

در اين بازداشتگاه اکثرا متهمين امنيتی و سياسی و جاسوسی و نظامی را که خصوصا مرتبط به ارتش باشند نگهداری می نمايند. البته بنا به اهميت اين بازداشتگاه و نظارت کامل سران حکومتی بر آن اين بازداشتگاه نقطه آخر تمام بازداشتگاههای مرتبط به امنيت ملی است و در مواردی حتی افراد صاحب منصب لشکری و کشوری و امنيتی را که ساير مراکز امنيتی و نظامی و انتظامی قادر به بازجوئی و نگهداری آنها نيستند و بايد تحت قرنطينه اطلاعاتی بازداشت و يا نگهداری شوند به بازداشتگاه 336 منتقل می نمايند.

در اين بازداشتگاه مدت زمانی خاص در جهت نگهداری افراد تعريف و تفسير نمی شود. تمام امکانات نگهداری متهمين در تمام وضعيت ها چه طولانی و چه کوتاه مدت وجود دارد.

حتی اگر در اين بين بر اثر مدت زمان طولانی ويا فشارهای روانی فرد تحت بازداشت و بازجويی ديوانه شود نيز اين مسئله باعث انتقال فرد بازداشتی به مرکز روانی و درمانی نمی شود و اين مورد خاص را نيز با در نظر گرفتن و وجود سالن ديوانگان حل نموده اند و افرادی در ديوانه خانه بازداشتگاه 336 هستند که ساليان سال بدون هيچگونه تغيير ماهيتی در وضعيت پرونده شان نگهداری می شوند. حتی اگر تا پايان عمرشان طول بکشد و قانون مصونيت ديوانه از مجازات در اين بازداشتگاه و در مورد ديوانگاه آن صدق نمی کند. البته اکثر اين ديوانه شدنها و از دست دادن مشاعير در بين بازداشتی های بازداشتگاه 336 بر اثر بازجوئی های سنگين و پی در پی است که آخرش به ديوانگی و جنون متهم می انجامد. حتی عليرغم ديوانه شدن متهين حق ملاقات و ديدار خانواده های آنان را نيز تحت اين شرايط نمی دهند و در تنها نقطه ای که با دستور متوليان بازداشتگاه و کارشناسان پرونده ملاقات انجام می شود در حضور مامورين در دادسرای نظامی است.

در بازداشتگاه 336 همه نوع سلول و انفرادی و عمومی و سوئيت وجود دارد. سلولهای انفرادی از سلول 40 سانتی متری که متهم در آن سرپا نگهداری می شود شروع شده تا انفرادی 3- 4 که هر کدام از اين نوع انفرادی برای افراد و مراحل خاص بازجويی تعريف و تعيين شده و بسته به موضوعيت پرونده و همکاری و يا مقاومت متهم دارد.

شايد بتوان گفت اين بازداشتگاه خاص در سراسر ايران تنها بازداشتگاهی است که غذای تک تک افراد و وعده غذای آنها تعريف شده است و دليلی ندارد که تمام متهمين از يک منو غذای تهيه کنند و بازجوها و کارشناسان فوق متخصص و دوره ديده تعيين می کنند که فرد چگونه تغذيه شود. از برخورداری از تغذيه بسيار ضعيف و فقيرانه در حد فقط زنده ماندن تا مطلوب ترين نوع غذا که البته در مواردی اعتصاب غذا و يا آب يک طرفه نيز در مورد متهمين اعمال می شود و جيره بازداشتی را مدت محدودی آنهم با نظر فنی کارشناسان بازجوئی قطع می کنند.

هرازگاهی عمدا بازداشتی را برای در هم شکستن بدون چشم بند از محوطه اعدام که در آن بر روی يک ميله افقی چندين طناب آماده برای اجرای اعدام وجود دارند می گذرانند و يا با چشم های بسته از ميدان اجرای تيرباران صوری می گذرانند و يا حتی در مواردی خود متهم را برای زجر کش کردن به طور صوری اعدام و يا تير باران می کنند.

البته همه اين نوع شکنجه ها به غير از استفاده از انواع داروها و مواد شيميايی در مراحل اخذ بازجوئی توسط بازجوهاست که در اين نوع بازجوئی ها با استفاده از داروهای خاصی شخص را وادار به اقرار و تسليم شدن در برابر خواسته بازجوها مبنی بر همکاری می کنند که البته در مواردی از داروهای روانکاو و در مواردی ديگر از داروهای خواب آور استفاده می کنند و بر خلاف تاثيرات دارو اجازه خواب به او نمی دهند و برای فشار هر چه بيشتر گاهی اوقات تا روزهای متمادی در همين وضعيت شخص را نگاه می دارند و فرد تحت بازجويی تا مرحله مرگ و اغما پيش می رود که البته لحظه به لحظه اين نوع بازجوئی تحت کنترل بازجوهای فوق حرفه ای ثبت و ضبط و کنترل می شود و قبل از پاره شدن رشته حيات متهم هرازگاهی در وضعيت بيهوشی و يا نيمه بيهوشی اجازه تجديد قوا برای ادامه شکنجه و بازجويی به متهم می دهند.

در مورد متهمين مقاوم در برابر خواسته های بازجوها حتی هفته ها رخ می دهد که فرد تحت بازجويی را که طبق قوانين بازداشتگاه 336 فقط شبها بازجويی می کنند عليرغم قوانين جاری بازداشتگاه مبنی بر بازجويی در شب در روز هم با تعويض مامورين به طور مداوم و شبانه روزی تا مرحله در هم شکستن متهم و اخذ اطلاعات کار را پيش می برند که البته استفاده از تمام گزينه ها بدون ترديد در دستور کار بازجوها وجود دارد. حتی اگر شکستن و خرد کردن مرحله به مرحله دستها و پاها و انگشتان و زانو و دنده ها و فک و کتف و لگن متهم باشد و يا تزريق پی در پی زير پوستی و يا عضلانی آب مقطر به نقاط مختلف بدن مثل کف پا و عضلات پهلوها و مچ دست و يا لثه ها که اگر کفاف نداد مواد شيميايی خاصی را جايگزين آن می کنند و با تزريق آن و درد حاصله فرد را تا مرحله مرگ و يا اقرار پيش می برند.

بازداشتگاه 336 ساحفاجا تنها بازداشتگاهی است که بر اثر نظارت افراد رده بالا و خاص در امور آن مامورين اجازه دارند که برای هرچه سريعتر رسيدن به نتيجه در تحقيقات و بازجوئی ها از خانواده متهمين بازداشتی بهره برداری احساسی نمايند. که در اين موارد تمام و يا عده ای از اعضای خانواده متهم را که بيشتر از همه در مورد آنان حساسيت دارد و يا دلبستگی دارد می آورند و جو شکنجه و رعب و وحشت و تهديد برای خانواده اش ايجاد می کنند و متهم را تا مرحله ای پيش می برند که بر اثر اينگونه فشارها خرد شود و تخليه کامل اطلاعاتی گردد و در اين بين بازداشت غير قانونی همسر و دختر و مادر و خواهر و يا برادر و پدر و دوست و آشنا فرقی نمی کند بلکه مهم اين است که از اين راه” بازجوئی به نتيجه برسد و چه کسی و به چه ميزان صدمه می بيند و يا اين اعمال نقض قانون و حقوق بشر است اصلا مهم نيست.

البته در داخل محدوده بازداشتگاه امکانات مدرن و مجهز پزشکی و بهياری و احياء نيز وجود دارد که برای مواقع اضطراری همچون مواقعی که فرد بازداشتی بر اثر فشارهای روحی و روانی و جسمی دچار آشفتگی می شود و اقدام به انتحار و خودکشی می نمايد “يک تيم مجهز و مجرب خدمات پزشکی هر لحظه در شبانه روز آماده رسيدگی به مسئله رخ داده بر مبنای دستورالعملی پيشاپيش صادر شده در مورد متهم می باشند که اگر دستور احياء و رسيدگی و بازگرداندن متهم و بازداشتی انتحار و خود کشی کننده باشد که تمام تلاش خود را بر مبنای آن دستورالعمل انجام می دهند و اگر دستور بی تفاوتی صريح در مرگ در حين خودکشی باشد که اقدام خاصی انجام نمی دهند و در مورد نجات شخص اقدامی هم نمی کنند.

در بازداشتگاه 336 تمام شگردهای قديمی و جديد و مدرن و پيش پا افتاده در نحوه برخورد و يا بازجويی و يا حتی معدوم و سر به نيست کردن متهم بازداشتی به کار گرفته می شود. خواه اين سربه نيست کردن از طريق القاء خودکشی به عنوان آخرين راه نجات از شکنجه به متهم باشد و يا اينکه متهم را با مرگی سريع و آشکار و به هدف مقتول کردن بکشند و يا اينکه با در نظر گرفتن موقعيت زمانی و ماهيت شخصيتی فرد مورد نظر در مورد اعمال مرگ محرمانه تصميم بگيرند که آن هم ترفندهای خاص خود را در اين بازداشتگاه مخوف دارد. از مبتلا کردن فرد به انواع بيماريهای خاص و لاعلاج تا تزريق و يا خوراندن انواع سموم مرگ آور زمان بندی شده که فرد را در مسيری ظاهرا طبيعی به طرف مرگی تدريجی و فتنه گرانه و برنامه ريزی شده سوق می دهند . از موارد مورد بحث و آشکار اين اعمال که در مورد آن مباحث بسياری بر مبنای مدعيات و مدعيان اظهار می شود و در بازداشتگاه 336 رخ داده قتل آيت الله ميلانی و قتل سعيد امامی است که البته حرفهای بسياری ديگر نيز وجود دارد در مورد رخدادهايی که در مورد سعيد امامی و همسر او در اين بازداشتگاه رقم زده شده و رخ داده که بخش کوچکی از تصاوير شکنجه ها و بازجوئيهای آنان در سطح جامعه پخش و منتشر شد که صد البته قتل و معدوم کردن امثال آنان زدن مهر سکوت و گذاشتن سرپوشی امنيتی بر هزاران جنايت رخ داده در دخمه هايی مانند بازداشتگاه 336 در طی ساليان سال پس از انقلاب است.

البته نبايد فراموش کرد که برای افراد مهمی که در اين بازداشتگاه به طور محرمانه نگهداری می شوند و در بين آنها افراد صاحب منصب و بسيار مهم و حتی اتباع خارجی وجود دارند محدوده خاص و فوق سری و قرنطينه شده ای از نظر اطلاعاتی ايجاد شده که در آن محدوده اتاقها و يا همان سوئيت های مبله با تمام امکانات وجود دارد که حتی مامورين شاغل نيز بدون دستور افراد عاليرتبه بازداشتگاه حق نزديک شدن به آن سوئيت ها و اتاق ها را ندارند چه برسد به اينکه بدانند در آنها چه کسانی هستند و يا چرا نگهداری می شوند.

در نهايت در مورد اين بازداشتگاه اينکه اگر فردی در طی بازداشت در اين بازداشتگاه کشته نشود و به هزاران حلقه مفقوده قتلهای زنجيره ای نپيوندد و جان سالم به در ببرد اگر قرار بر اين شود که پس از مدتی به سر کار بازگردد و همکاری کند به زندان و يا بازداشتگاه امنيتی با درجه پائين تر امنيتی و يا بازداشتگاه حشمتيه منتقل می شود و اگر قرار به اخراج باشد برای تحمل دوران محکوميت در صورت صلاحديد و با اخذ تعهد به سکوت به زندان اوين منتقل می شود و می توان گفت بازداشتگاه 336 ساحفاجا در راس هرم بازداشتگاههای امنيتی سراسر ايران قرار دارد.

مقر اصلی هدايت بازداشتگاه 336 در ساختمان زنبوری دادستانی نظام واقع است.

دو هزار دختر تهرانی که در خیابان کار می کنند در معرض تهدید جنسی

سه شنبه, مارس 10th, 2009

http://tinypic.info/files/h3pr2te3ysfew9eyndjw.jpg

هفت تیر 7tir.com :  اتوبان ها، داخل مترو و اتوبوس ها، پشت چراغ های قرمز، میادین اصلی شهر و بسیاری از جاهای دیگر پاتوق آنهاست. این روزها و در آستانه سال نو، اجناس زیادی برای فروختن دارند. کافی است نیم نگاهی به آنها بیندازی تا برای فروختن جنسشان مسیری طولانی را قدم به قدم همراهت بپیمایند.

معتمدی، روانشناس و عضو هیئت رییسه مرکز قربانیان خشونت درباره کودکان کار و کودکان خیابانی می گوید: اخیرا در سطح تهران تعداد کودکان دختر کار افزایش یافته است. به گفته وی آمار کودکان خیابانی در سال های مختلف رقم های متفاوتی بوده است. اما آخرین آمار این کودکان در سطح کشور 20 هزار مورد گزارش شده است.

این در حالی است که شهرداری تهران و عضو شورای شهر تهران این رقم را حدود 5 هزار مورد در سطح کشور اعلام کرده اند. وی درباره تناقض میان آمارهای اعلام شده از سوی مسئولان دولت می گوید: هیچ گاه نمی توان آمار رسمی در این خصوص ارائه کرد. اما گزارشات و تحقیقات همان رقم تقریبی 20 هزار مورد را تایید می کند.

مرکز قربانیان خشونت نیز که کارشناسان و متخصصان آن تحقیقات و بررسی های گسترده ای را بر معضلات اجتماعی از جمله کودکان کار و خیابانی انجام داده اند این رقم را تایید می کند. معتمدی همچنین در پاسخ به این سوال که سهم کودکان دختر از کل کودکانی که کار می کنند چه میزان است، می افزاید: 10 درصد از کل کودکان کار را دختران تشکیل می دهند که حدودا در تهران به 2 هزار نفر می رسند.به گفته وی دخترها بیشتر با اعضای خانواده و به صورت دسته جمعی کار می کنند. همچنین باندها و دسته هایی هم هستند که با ربودن کودکان مخصوصا دختران به آنها تجاوز و وادار به کار می کنند.

لازم به ذکر است پیش از این یک دختر کار که سه بار مورد تجاوز ربایندگان قرار گرفته بود، با پائین انداختن خود از یک ساختمان خودکشی کرد. در همین رابطه دكتر فاطمه قاسم زاده، عضو هیأت علمى دانشگاه تهران تحقیقى درخصوص كودكان كار و خیابانى انجام داده است. بر اساس یافته های این پژوهش ۹۲درصد كودكان خیابانى بین ۱۴ تا ۱۸ سال، در هرچهار زمینه رشد جسمى، ذهنى، عاطفى واجتماعى دچار مشكلات فراوان هستند كه با بیشترین و سهمگین ترین آسیب ها مواجه هستند.

براساس این تحقیق در زمینه رشد اجتماعى، ۸۰درصد این كودكان دچار پرخاشگرى وخشونت، ۳۷درصد دچار اعتیاد، ۵۰درصد آنان به سرقت ، ۴۱درصد خرید وفروش موادمخدر و ۸۵درصد تخریب اموال عمومى مبادرت كرده واین درحالى است كه۵۰ درصد آنان مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفته اند. بر اساس یک گزارش جهانی درصد بالایی از کودکان و نوجوانان موجود در خيابان ها مورد آزار جسمي، جنسي و رواني و همچنين سوءاستفاده و استثمار قرار مي گيرند. به طوري که دختران عمدتاً در همان 24 ساعت اول خروج شان از خانه مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته و معمولاً در معرض انواع بيماري ها از جمله ايدز، هپاتيت و… قرار خواهند گرفت.

دختران کار ، پدیده ای است که طی آن دختران کم سن وسال اقدام به فروش انرژی جسمانی خود در مقابل بهای اندکی که می گیرند، می کنند. باب شدن مفهوم استقلال ، سیاست های اقتصادی نامعقول، عدم توجه به هنرها و صنایع دستی محلی، مدیریت فرهنگی نادرست، شکاف بین دارا و ندار، رقابت و چشم و همچشمی اجتماعی و اقتصادی و … از جمله دلایلی هستند که در طول سالها منجر به بروز پدیده دختران کار شده است