Posts Tagged ‘جسد’

قاتل زنان قزوین ششمین جنایت را مرتکب شد

چهار شنبه, می 13th, 2009

اخبار داغ هفت تیر قتل سریالی زنان قزوین /></a></p> <p><a href=

هفت تیر 7tir.com: کشف جسد زني ديگر در قزوين ابعاد جنايت هاي سريالي در اين شهر را گسترده تر کرد.

به گزارش هفت تیر  ما جسد اين زن که همانند ساير مقتولان ميانسال است، ظهر ديروز پيدا شد و کارآگاهان را بار ديگر به تکاپو انداخت. تاکنون جزييات زيادي از اين جنايت فاش نشده اما شيوه قتل نشان مي دهد اين زن نيز به احتمال زياد توسط همان قاتل ناشناسي کشته شده است که از اسفندماه سال گذشته جنايات خود را آغاز کرد.

در حالي که از اين مقتولان طلا به سرقت رفته است، کارآگاهان فرضيه وقوع اين قتل ها را با انگيزه دزدي منتفي مي دانند و بر اين عقيده هستند که جاني ناشناس به دليل کينه يي که از زنان دارد اين کشتارها را طرح ريزي کرده است اما نکته مرموز براي پليس اين است که چرا او افراد ميانسال را به کام مرگ مي کشاند.

در حال حاضر چند سرنخ به دست آمده و برخي گزينه ها پيش روي پليس قرار گرفته اما هيچ يک از آنان قطعيت نيافته است . اکنون گروهي از کارآگاهان ويژه قتل به سرپرستي اکيپي که از تهران راهي قزوين شده اند به تحقيقات خود در اين رابطه ادامه مي دهند و اميدوار هستند به زودي قاتل سريالي را بازداشت کنند.

تحقيقات پليسي در اين پرونده در حالي پيش مي رود که هنوز پزشکي قانوني نظر قطعي درباره علت اصلي مرگ قربانيان اعلام نکرده اما به نظر مي رسد قاتل پس از آنکه با پرسه زدن در شهر زنان را سوار خودرواش مي کند در فرصتي مناسب آنان را خفه و سپس اجسادشان را به اماکن خلوت منتقل مي کند.

ماموران نیروی انتظامی راننده پراید را کشتند و فرار کردند

یکشنبه, می 10th, 2009

اخبار داغ هفت تیر ماموران پلیس راننده پراید را کشتند و فرار کردند
هفت تیر 7tir.com: پرونده دو مامور پليس که به قتل راننده يک خودرو پرايد متهم شده اند، براي محاکمه به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
به گزارش هفت تیر اوايل سال 86 به ماموران پليس خبر دادند جسد مرد جواني در يک پرايد در خيابان پيروزي رها شده است. يافته هاي پليس نشان داد اين مرد احتمالاً از سوي افرادي تحت تعقيب بوده چرا که گلوله هاي زيادي به خودرو او اصابت کرده و چند گلوله نيز به خودش برخورد کرده بود. در حالي که جسد اين جوان به پزشکي قانوني انتقال يافته بود تحقيقات براي شناسايي عاملان قتل آغاز شد. ماموران براي اينکه سرنخي به دست آورند خانواده مقتول را مورد بازجويي قرار دادند اما آنها گفتند به هيچ کس مظنون نيستند و فرزندشان در حال بازگشت به خانه بوده که چنين حادثه يي برايش رخ داده است. در حالي که هيچ سرنخي از عاملان اين قتل وجود نداشت، کارآگاهان منتظر ماندند تا با اشتباه قاتل يا قاتلان آنها را به دام بيندازند. بعد از پايان کالبدشکافي جسد براي تدفين به خانواده مقتول تحويل داده شد و پرونده قتل اين جوان جزء پرونده هاي راکد اداره آگاهي باقي ماند. مدتي بعد از قتل جوان پرايدسوار مامور بررسي سلاح در يکي از کلانتري هاي تهران مشاهده کرد در خشاب کلاشينکفي که براي ماموريت در اختيار يکي از درجه داران کلانتري و سرباز همراه وي گذاشته شده بود، به جاي گلوله کاغذ پر کرده اند. وي همچنين متوجه شد از اين سلاح شليک شده است. با توجه به اين مساله آخرين فردي که سلاح در دست وي بود، احضار شد اما وي منکر تيراندازي شد و گفت احتمالاً نفر قبلي اين کار را کرده است و او از اين ماجرا خبر ندارد اما به رغم انکارهاي اين مامور تحقيقات ادامه يافت و سربازي که همراه وي بود، دستگير شد.

اخبار داغ هفت تیر ماموران پلیس راننده پراید را کشتند و فرار کردند
عکس تزئینی

سرباز جوان در بازجويي ها راز قتل جوان پرايدسوار را نيز برملا کرد. او گفت؛ من به عنوان سرباز همراه استوار پليس يک کلاشينکف از کلانتري گرفتيم تا براي بازجويي از فردي که در بيمارستان بود، برويم. پس از بازجويي در حال برگشت بوديم که استوار گفت از جوان پرايدسواري که در گوشه خيابان توقف کرده بود، بازجويي کنيم. نمي دانم به چه دليل استوار چنين تصميمي گرفت. وي ادامه داد؛ به راننده پرايد نزديک شديم. با او صحبت کرديم و استوار از او خواست پياده شود. راننده پرايد مقاومت کرد و گفت کاري نکرده و همه مدارک را هم دارد و از ماشينش پياده نمي شود. بعد هم ماشين را روشن کرد و به راه افتاد. استوار چند تير به او شليک کرد. پرايد متوقف شد. مرد راننده همچنان پشت فرمان بود. اما هر چه استوار به او مي گفت پياده شو، توجهي نمي کرد. اين سرباز ادامه داد؛ خيابان خلوت بود. ما به خودرو نزديک شديم و به يکباره ديدم خون از بدن مرد راننده جاري شده است و هيچ حرکتي ندارد. استوار از من خواست فرار کنيم و من هم به خواسته اش عمل کردم. زماني که به کلانتري رسيدم، از من خواست در اين باره به کسي چيزي نگويم اما چون بايد کلاشينکف را تحويل مي داديم و گلوله ها از سوي تحويلدار شمرده مي شد، نمي دانستيم بايد چه کنيم. استوار چند گلوله تهيه کرد و داخل سلاح گذاشتيم اما يکي از گلوله ها همچنان کم بود. براي اينکه جاي خالي آن را پر کنيم، استوار درون آن کاغذ گذاشت و قرار شد اگر از ما پرسيدند چرا داخل خشاب، کاغذ است، ما ادعاي بي اطلاعي بکنيم. با توجه به اين اعترافات، سرباز وظيفه و استوار پليس بازداشت شدند و پرونده به دادسراي جنايي تهران فرستاده شد.بازپرس شاملو با استناد به اينکه ماموران هنگام حادثه حين انجام وظيفه بوده اند، پرونده را با قرار عدم صلاحيت به سازمان قضايي نيروهاي مسلح فرستاد.

در جلسه محاکمه اين دو مامور پليس آنها مدعي شدند جوان پرايدسوار مقداري مواد مخدر همراه خود داشته است و به همين دليل هم مي خواسته فرار کند و آنها مجبور به تيراندازي شدند. در اين بين پدر مقتول مدعي شد پسرش اعتياد نداشته و موادي که مي گويند از خودرو وي به دست آمده، متعلق به پسرش نبوده است. دو مامور در پايان جلسه محاکمه به پرداخت ديه به اولياي دم محکوم شدند. راي صادره مورد اعتراض اولياي دم و وکيل مدافع آنها قرار گرفت. وکيل اولياي دم در اعتراض خود نوشت اين دو مامور حين انجام وظيفه نبوده اند و ماموريتي هم نداشتند و بايد کار ديگري را انجام مي دادند و بي دليل به سوي جوان پرايدسوار رفته اند. ضمن اينکه در گزارش اوليه پليس به کشف مواد مخدر اشاره نشده و ادعاي اين دو مامور بي اساس است. وي همچنين گفت؛ کارشناسان نيز اعلام کرده اند تيراندازي ها از فاصله نه چندان دور و به عمد انجام شده است. با توجه به ايرادات وارده حکم صادره نقض و پرونده براي رسيدگي مجدد به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. به اين ترتيب قاضي عزيز محمدي و چهار مستشارش مسوول رسيدگي به اين پرونده شدند و دو مامور متهم به زودي در اين شعبه محاکمه مي شوند.

پیمان ابدی بدلکار ایرانی جان باخت

چهار شنبه, می 6th, 2009

هفت تیر پیمان ابدی بدلکار ایرانی جان باخت

هفت تیر 7tir.com: پيمان ابدي بدلكار ايراني سريال تلويزيوني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بر اثر سانحه رانندگي هنگام فيلمبرداري درگذشت.

اين بدلكار امروز حين انجام عمليات بدلكاري در تله‌فيلم «چشم‌هاي نامحسوس» در شش كيلومتري جاده كن درگذشت.

وي مشغول اجراي حركات نمايشي در يك اتوبوس، بود كه اتوبوس پس از واژگوني منفجر شده و پيمان ابدي جان باخت. این حادثه زمانی رخ داد که مرحوم ابدی از اتوبوس اتش گرفته و بی راننده خود را به جای بازیگر فیلم به بیرون پرت کرد اما متاسفانه در این لحظه فرمان اتوبوس می پیچد و اتوبوس به روی بدلکار می رود که باعث کشته شدن وی می شود. تصویربرداری فیلم چشم های نامحسوس به تهیه کنندگی علی اصغر صادقی از اواخر فروردین ماه امسال برای نمایش در شبکه اول سیما اغاز شده بود. این فیلم اولین تجربه دکتر محسن موسویان به عنوان کارگردان فیلم است و از مضمونی پلیسی برخوردار می باشد.

جسد اين هنرمند هم‌اكنون در پاسگاه كن است.

هفت تیر پیمان ابدی بدلکار ایرانی جان باخت

پیمان ابدی 37 ساله در سال 1351 در محله یوسف آباد تهران متولد شد و عضو گروه “اکشن کانسرت” یکی از 4 تیم مهم بدلکاری در شهر کلن المان بود. او بدلکار مجموعه های تلویزیونی” هشدار برای کبری 11 یا پلیس بزرگراه” و” پلیس موتور سوار” بود. ابدی به زبانهای المانی، ایتالیایی، اسپانیایی و انگلیسی تسلط داشت و در رشته روانشناسی ورزشی تا مقطع دکترا تحصیل کرد و همچنین تحصیلات تخصصی در رشته سینما به ویژه کارگردانی داشت. رشته تخصصی ورزشی پیمان ابدی شیرجه ازاد بود که 27 مدال طلا و چندین مدال نقره در مسابقات المان کسب کرد و رکورد شیرجه آزاد وی هنوز در المان شکسته نشده است. وی با بدلکاری در فیلم های مشهور در خلق و طراحی صحنه های هیجان انگیز و باور نکردنی، مهارتهای علمی، فنی و شخصی خود را به نمایش گذاشته است.وی يكي از بدلكاران موفق سريال آلماني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بود. پیمان ابدی حدود 3 سال پیش به کشورش ایران بازگشت و یک کلاس حرفه ای بدلکاری تاسیس کرده بود.

اين بدلكار حرفه‌اي در سال 85 در مصاحبه‌اي  گفته بود: بيشتر از شش ماه است كه به ايران آمده‌ام و آموزش بدلكاري مي‌دهم. اما اگر به تازگي شنيده مي‌شود كه آمدم و يك كارهاي را انجام مي‌دهم دليل اصلي‌اش اين بود كه نمي‌خواستم به عنوان يك بدلكار فقط براي كارگردان‌ها كار كنم. بلكه مي‌خواستم اصول، قوانين و فرهنگ حرفه بدلكاري را ارائه و توسعه بدهم. براي آشنايي و آموزش آنچه خودم در آلمان آموختم زمان لازم بود.

محمد صالح علا دیشب در برنامه 2 قدم مانده به صبح اعلام کرد :
سر صحنه فیلمبرداری قرار بوده ابتدا پیمان ابدی از اتوبوس پایین بپرد و بعد اتوبوس منفجر شود اما عکس این قضیه اتفاق می افتد
و ابتدا اتوبوس منفجر می شود…

نوجوان متهم به قتل پس از هشت سال زندان آزاد شد

چهار شنبه, می 6th, 2009

هفت تیر آزادی از زندان پس از 8 سال

هفت تیر 7tir.com:  پسري که متهم بود در نوجواني مرتکب قتل شده است بعد از هشت سال از زندان آزاد شد.

به گزارش هفت تیر متهم که سلمان نام دارد 13 مردادماه سال 80 به اتهام قتل پسري 13 ساله دستگير و زنداني شد و پس از کش و قوس هاي زياد اولياي دم مقتول اعلام کردند از آنجايي که درباره قاتل بودن متهم يقين ندارند شکايت خود را پس مي گيرند. به اين ترتيب سلمان که اکنون 24ساله است پس از هشت سال از زندان آزاد شد.

13 مردادماه سال 80 خانواده نوجواني به نام بهنام که ساکن روستاي قورلو در بخش ارشق استان اردبيل هستند با مراجعه به ماموران اعلام کردند فرزندشان بهنام در بياباني اطراف روستا به قتل رسيده و دوستانش جسد او را پيدا کرده اند. لحظاتي بعد ماموران به سمت محل کشف جسد رفتند و تحقيقات خود را آغاز کردند. آنها متوجه شدند اين نوجوان با ضربات چاقو به قتل رسيده است و از آنجايي که هنوز بدن او گرم است چند دقيقه بيشتر از مرگ وي نمي گذرد. با انتقال جسد به پزشکي قانوني خانواده بهنام مورد بازجويي قرار گرفتند. آنها گفتند يکي از دوستان شان گفته اين قتل به دست نوجوان 16ساله يي به نام سلمان انجام شده است. بنابراين سلمان دستگير شد. پسر نوجوان ادعا کرد در اين قتل هيچ نقشي نداشته و شاهداني دارد که تاييد مي کنند او زمان حادثه با آنها بوده است، اما از آنجايي که ماموران چند زخم روي دستان مقتول پيدا کردند گفته هاي او را نپذيرفتند و به اين ترتيب بازجويي هاي فني پليسي از اين نوجوان ادامه يافت. وي همچنان تاکيد کرد؛ هيچ خصومتي با مقتول نداشته و زخم هايي که روي دست او است حين بازي فوتبال ايجاد شده است. او گفت؛ من شب قتل با دوستانم فوتبال بازي مي کردم و چند بار زمين خوردم به همين خاطر هم دستانم زخم شد.

در اين اثنا اولياي دم شاهداني را به پليس معرفي کردند که گفته هاي آنها به مدرکي عليه سلمان تبديل شد. اين شاهدان گفتند زماني که به سمت جسد بهنام مي دويدند شخصي را در حال فرار ديدند البته چهره او قابل تشخيص نبود اما آنها حدس مي زنند آن فرد سلمان بوده چرا که هيکل او بسيار شبيه متهم بود.

سرانجام بعد از چندين جلسه بازجويي پسر نوجوان به قتل اعتراف کرد. وي گفت؛ با بهنام اختلاف داشتم و براي اينکه از او انتقام بگيرم وي را به بيابان بردم و به قتل رساندم. زخم هايي که روي دستم به وجود آمده به خاطر درگيري با بهنام است.

با اين اعترافات پرونده براي محاکمه به دادگاه فرستاده شد و اين بار پسر نوجوان در دفاع از خود گفت اعترافاتش تحت فشار بوده و مرتکب قتل نشده است. او همه اقرارهايش را پس گرفت و شاهداني را به دادگاه معرفي کرد که شهادت دادند زخم هاي ايجادشده روي دستش به دليل بازي فوتبال بوده است.

با اين حال قاضي دادگاه راي بر قصاص متهم صادر کرد و حکم صادره در ديوان عالي کشور نيز تاييد و براي اجرا نزد آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه فرستاده شد. کارشناسان دفتر رئيس قوه قضائيه پس از بررسي پرونده اعلام کردند اين حکم ايراد تحقيقاتي دارد چرا که از شاهدان هر دو طرف به يک ميزان تحقيق نشده است و بايد بررسي بيشتري در مورد ادعاي متهم در مورد زخم هاي روي دستش انجام شود؛ بنابراين حکم قصاص نقض و پرونده دوباره به دادگاه بازگردانده شد تا نواقص وارده بر آن برطرف شود. قاضي پرونده بعد از بررسي مجدد يک بار ديگر حکم قصاص را صادر و اين بار در راي خود به علم قاضي استناد کرد و نوشت به اين علم رسيده که سلمان قاتل است اما راي در ديوان عالي کشور نقض و دوباره به دادگاه بازگردانده شد. کش و قوس ها ميان دادگاه عمومي و ديوان عالي کشور سه بار در مورد پرونده اين نوجوان تکرار شد و هر بار ديوان بعد از صدور راي قصاص در دادگاه بدوي آن را نقض کرد تا اينکه آخرين بار قاضي دادگاه عوض شد و قاضي جديد بررسي اين پرونده را برعهده گرفت. زماني که براي بار چهارم پرونده به دادگاه عمومي بازگردانده شد اوليايي فر – وکيل متهم از قاضي افاق خواست يک بار ديگر صحنه قتل بازسازي شود چراکه در اين صورت مي تواند بي گناهي موکلش را ثابت کند. زماني که همه چيز براي بازسازي صحنه قتل آماده بود سلمان تقاضا کرد شاهداني که شهادت دادند او در زمين فوتبال بوده نيز در محل حاضر شوند و آنچه را مي دانند بگويند. قاضي دادگاه با اين خواسته نيز موافقت و دستور احضار شاهدان را صادر کرد. از طرفي شاهداني که اولياي دم مقتول معرفي کرده بودند اين بار اعلام کردند چيز زيادي از حادثه به ياد ندارند و نمي توانند بگويند سلمان قاتل است بنابراين بازسازي صحنه براي چند روز به تعويق افتاد.

در اين مدت اولياي دم با مراجعه به دادگاه اعلام کردند از آنجايي که هشت سال از اين ماجرا گذشته و آنها به يقين نرسيده اند سلمان فرزندشان را کشته و راي قصاص يک بار از سوي رئيس قوه قضائيه نيز نقض شده است، بنابراين شکايت خود را پس مي گيرند.

سرانجام سلمان که هشت سال را در زندان گذرانده بود با پس گرفتن شکايت از سوي اولياي دم در 24 سالگي از زندان آزاد شد.

پیر زنی در چین بچه ای سنگی به دنیا آورد

سه شنبه, می 5th, 2009


اخبار داغ هفت تیر پیر زنی در چین بچه ای سنگی به دنیا آورد

هفت تیر 7tir.com: این پیرزن 92 ساله که قریب به ۶۰ سال پیش باردار بوده است دچار سقط جنین می شود. وی که آن زمان توانایی پرداخت هزینه ی درمان را نداشته است از خارج کردن جنین مرده منصرف می شود . لذا جسد سالها در رحم این زن باقی می ماند و پس از مدتی لایه ای آهکی دور جنین را احاطه می کند و تبدیل به یک توده ی سنگی می شود.به تازگی پزشکان با عمل جراحی جنین سنگی را از شکم این زن خارج کرده اند.

اخبار داغ هفت تیر پیر زنی در چین بچه ای سنگی به دنیا آورد

پزشکان بر این باورند که ﮐﯿﺴﻪ آﻣﻨﯿﻮﻧﯽ جنین با جذب آهک لایه ای محافظ به دور جسد ایجاد کرده که مانع عفونی شدن آن در بدن مادر شده است. بنابراین وجود این توده ی آهکی مشکلی برای زندگی طبیعی این زن بوجود نیاورده و وی سالها آن را با خود حمل کرده است.

اخبار داغ هفت تیر پیر زنی در چین بچه ای سنگی به دنیا آورد

این پدیده بسیار نادر بوده و در کل تاریخ علم پزشکی فقط 290 مورد همانند آن دیده شده است.

انتقال اجساد قربانیان قتل عام سال 67 به مکانی نامعلوم

شنبه, می 2nd, 2009

هفت تیر تخریب گورستان خاوران

هفت تیر 7tir.com: نیروهای لباس شخصی در تاریخ شنبه 5 اردیبهشت ماه اقدام به خاک برداری قسمتی از گورستان و انتقال پیکرها از خاوران کردند.

بنابر گزارش‌های موثق دریافتی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روز مذکور در تاریکی هوا، نیروهای لباس شخصی با استفاده از چندین دستگاه کامیون و لودر اقدام به خاک‌برداری از قسمت جنوب شرقی گورستان خاوران که تعلق به گورهای دسته‌جمعی دارد و سپس خاک‌ریزی جدید در آن مکان کردند.

خانواده‌هایی که در تاریخ مورد اشاره به گورستان مذکور مراجعه کرده بودند، ضمن مشاهده‌ی آثار حرکت ماشین‌های سنگین و هم‌چنین خاک‌ریزی در این نقطه، قسمت‌هایی از اسکلت اجساد را که در خاک‌برداری منتقل نشده بودند و به سطح زمین آمده بودند را مشاهده کردند.

هم‌چنین تنی از خانواده‌ها به مجموعه گفتند مقداری از بقایای اجساد مورد اشاره را به‌عنوان مدرک برداشته‌اند. این در حالی است که این اجساد به مکان نامشخصی انتقال پیدا کرده‌اند و خانواده‌ها هیچ اطلاعی از محل جدید ندارند.

گورستان خاوران محل دفن هزاران زندانی سیاسی قتل عام شده در سال 67 است و در این رابطه مهم‌ترین سند محسوب می‌شود. از یک‌سال قبل پروژه‌ی تغییر کاربری این مکان در دستور کار قرار گرفت که با مخالفت خانواده‌های بازمانده‌گان همراه شد.

نیروهای امنیتی ضمن اقدام‌هایی هم‌چون ممانعت از حضور خانواده‌ها حسب برنامه‌ی هر جمعه‌ی آنان در گورستان، اقدام به جوش دادن در فلزی اصلی این مکان کرده‌اند. هم‌چنین این نیروها در دفعات متعدد به ضرب و شتم خانواده‌ها و کندن پلاک اتومبیل‌های آنان پرداخته‌اند. این نیروها به خانواده‌ها اعلام کردند از این پس تنها زمانی که اعلام می‌کنیم، اجازه‌ی حضور در مزار را خواهید داشت.

قبلی : نامه آیت الله منتظری به آیت الله خمینی تاییدی بر  تجاوز به دخترهای باکره در زندان ها

متهم به قتل 50 بار قسم خورد که بی گناه است و تبرئه شد

دوشنبه, آوریل 27th, 2009

هفت تیر قسامه قاتل تبرئه

هفت تیر 7tir.com: اجراي مراسم قسامه و اداي 50 سوگند از سوي جواني که متهم بود به خاطر پول مردي را به قتل رسانده است او را از قصاص نجات داد.

به گزارش هفت تیر ، جعفر مرد 35ساله که از سال 84 در زندان به سر مي برد متهم بود در يکي از روستاهاي ورامين مرد 75ساله يي به نام عليرضا را به قتل رسانده است.

مطابق اوراق پرونده زمستان سال 84 به ماموران پليس ورامين خبر دادند مردي به نام عليرضا با ضربه تبرزين به قتل رسيده و مبلغي از پول هاي وي به سرقت رفته است.

با حضور ماموران در محل و انتقال جسد به پزشکي قانوني تحقيقات آغاز و معلوم شد چند مرد با محاصره عليرضا او را به قتل رسانده اند چرا که تصور مي کردند اين مرد مبلغ زيادي پول دارد. در ادامه چند نفر از سابقه داران منطقه دستگير شدند. در اين ميان مظنونان همگي جعفر را به عنوان عامل قتل معرفي کردند و گفتند او به ما گفته بود عليرضا پول زيادي دارد و چون پير است مي توان پول هاي او را به راحتي گرفت. با توجه به ادعاي اين افراد و به خاطر اينکه جعفر چندين فقره سابقه کيفري داشت وي دستگير شد. اين مرد اظهارات مظنونان ديگر را رد کرد و گفت عليرضا را به قتل نرسانده و هر چه در مورد او گفته اند دروغ است. با اين حال به دليل اصرار فرزندان عليرضا راي دادگاه عمومي مبني بر تاييد قرار مجرميت، پرونده به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. از آنجايي که متهم همچنان منکر قتل بود و دلايل در پرونده براي محکوميت او کافي نبود راي تبرئه وي صادر شد اما اولياي دم بر قاتل بودن متهم همچنان اصرار کردند تا اينکه ديوان عالي کشور اجراي مراسم قسامه را براي روشن شدن تکليف پرونده توصيه کرد. قضات شعبه 74 دادگاه کيفري نيز بعد از بررسي اين نظر آن را پذيرفتند و در نهايت اولياي دم موظف شدند 50 نفر از مردان خانواده را که از اقوام نسبي مقتول هستند به دادگاه معرفي کنند تا آنها قسم بخورند جعفر قاتل است اما اولياي دم روز گذشته فقط11 نفر را به دادگاه معرفي کردند و گفتند چون تعداد فاميل نسبي شان به 50 نرسيده است از متهم مي خواهند مراسم قسامه را انجام بدهد. از آنجايي که متهم هم عنوان کرد نمي تواند 50 نفر را معرفي کند، قاضي دادگاه از وي خواست اگر بي گناه است 50 بار به خداوند قسم بخورد که قاتل نيست و عليرضا را به قتل نرسانده است.جعفر نيز بار ديگر بر بي گناهي خود تاکيد کرد و گفت من اصلاً روز حادثه عليرضا را نديدم و حاضرم قسم بخورم که قاتل نيستم. وي سپس 50 بار به خداوند قسم خورد که قاتل نيست.

با پايان يافتن مراسم هيات قضات وارد شور شدند و متهم را با توجه به اينکه 50 بار سوگند خورده بود از اتهام قتل عمد تبرئه و بيت المال را موظف کردند ديه مقتول(يک مرد مسلمان ) را به اولياي دم بپردازد.

ماجرای خواندنی از الگوی واقعی فیلم پیامک از دیار باقی

چهار شنبه, آوریل 15th, 2009

 تظاهر به مرگ برای فرار از زندان

هفت تیر 7tir.com:  مجرم سابقه داري که براي فرار از زندان با طراحي سناريوي مرگ صوري خود جسدي را از پزشکي قانوني دزديده و به جاي خودش دفن کرده بود، پس از برملا شدن رازش صبح ديروز در مجتمع قضايي بعثت محاکمه شد. بنا بر گفته اين متهم نويسنده سريال پيامک از ديار باقي، فيلمنامه اين مجموعه را براساس سرگذشت او نوشته است.

به گزارش خبرنگار ما اين مرد که بهنود نام دارد سال ها قبل در شيراز به اتهام جعل و کلاهبرداري تحت تعقيب قرار گرفت و دستگير شد. وي که با جعل نامه هاي دولتي خود را فرد بانفوذي معرفي مي کرد پس از محاکمه در دادگاه شيراز به تحمل 5/6 سال حبس در زندان عادل آباد محکوم شد. از آن پس بهنود در زندان فرصت کافي داشت تا غير از جعل و کلاهبرداري نقشه هاي تازه يي را طراحي کند تا پس از خروج از زندان دوباره اقدامات مجرمانه اش را از سر بگيرد ولي ارتباط نزديک او با يکي از هم بندي هايش به نام داريوش مسير زندگي اش را تغيير داد و باعث شد با همفکري او نقشه پيچيده يي را طراحي کند و بتواند از زندان بگريزد. براساس اين سناريو بهنود با همسرش وحيده در بيرون از زندان تماس گرفت و از او خواست پدرش را تحت فشار بگذارد تا براي مرخصي چندروزه او سند خانه اش را گرو بگذارد. وحيده که علاقه زيادي به شوهرش داشت تحت اين عنوان که بهنود مي خواهد با خروج از زندان به تهران برود و از طريق ملاقات حضوري با مقامات قضايي عفو دريافت کند، پدرش را فريب داد و سند خانه او را به عنوان وثيقه ارائه کرد. همزمان با اين موضوع داريوش که دوران محکوميتش به پايان رسيده بود همراه با بهنود و همسرش روانه تهران شدند تا مرحله اصلي نقشه را اجرا کنند. اين سه نفر در طول مسير شيراز به تهران بارها نقشه شان را مرور کردند تا بتوانند آن را بدون هيچ نقصي عملي کنند. دو روز پس از رسيدن به تهران داريوش همراه با همسر دوستش شناسنامه بهنود را به پزشکي قانوني بردند و اعلام کردند او مدتي است مفقود شده است. آنها که با ظاهرسازي وانمود مي کردند نگران بهنود هستند، توانستند مسوولان پزشکي قانوني را فريب دهند و تصوير افراد مجهول الهويه را که در سردخانه بودند، ببينند. آنها يکي از فوت شدگان را که بر اثر برق گرفتگي دچار سوختگي شديدي شده و صورتش به کلي از بين رفته بود، انتخاب و او را بهنود معرفي کردند. به اين ترتيب مهر ابطال در شناسنامه بهنود حک و جسد به همسر و دوستش تحويل داده شد. آنها با همکاري خود بهنود مراسم تشييع جنازه مفصلي ترتيب دادند و جنازه را به خاک سپردند. در شرايطي که اصلي ترين بخش سناريو که همان سرقت جسد و به خاکسپاري آن بود، با موفقيت انجام شده بود و بهنود همراه همسر و دوستش به شيراز بازگشتند تا با ارائه گواهي فوت بر اجراي احکام دادگستري شيراز حکم آزادي بهنود را دريافت کنند. اين کار برعهده وحيده بود. او پيراهن عزا به تن کرد و با در دست داشتن گواهي فوت شوهرش به دادگستري رفت و اعلام کرد، بهنود هنگامي که به تهران سفر کرده بود بر اثر برق گرفتگي فوت شده است. گواهي فوت ضميمه پرونده اتهامي بهنود شد اما مقامات قضايي شيراز به اين نامه اکتفا نکردند و با استعلام از مراجع مختلف در تهران به بررسي ماجرا پرداختند و در نهايت حتم پيدا کردند بهنود مرده است.

بهنود زنده شد

خانواده بهنود براي او مراسم ختم مفصلي در شيراز ترتيب دادند و اعلاميه وي در همه جا پخش شد. حتي نزديک ترين افراد به بهنود نيز مرگ غيرمنتظره او را باور کردند اما در اين ميان فقط وحيده و داريوش از پشت پرده اين ماجرا اطلاع داشتند. اجراي اين سناريو تا مراسم شب چهلم بهنود به خوبي پيش رفت ولي فرداي آن روز که بهنود تصور مي کرد همه مرگش را باور کرده اند و او ديگر تحت تعقيب نيست براي انجام يک کار اداري به پليس آگاهي شيراز رفت ولي يکي از کارمندان آنجا که چهره بهنود را به خاطر داشت او را شناخت و باعث دستگيري وي شد. وقتي اين مرد تحت بازجويي قرار گرفت راهي جز بيان حقيقت نداشت و همه نقشه اش را براي ماموران بازگو کرد.

از سوي ديگر همسر وي نيز به اتهام مشارکت در اين ماجرا بازداشت و زنداني شد.

از آنجا که ماجراي سرقت جسد در تهران رخ داده بود، پرونده يي در دادسراي امور جنايي پايتخت گشوده شد تا به اين اتهام رسيدگي شود اما براساس قانون اين ماجرا به بعد از اتمام دوران محکوميت اوليه بهنود در شيراز موکول شد. سرانجام صبح ديروز اين مجرم که از زندان عادل آباد شيراز به تهران منتقل شده بود در شعبه 1156 مجتمع قضايي بعثت تحت محاکمه قرار گرفت. بهنود که هم اکنون 41 ساله است بار ديگر مراحل اجراي سناريوي پيچيده اش را بازگو کرد و گفت از کرده اش پشيمان است. اين مرد ادامه داد؛ اگر مدتي در زندان صبر مي کردم دوران محکوميتم به پايان مي رسيد و اين همه سختي نمي کشيدم. از وقتي که دستم رو شد آبرويم رفته است. خيلي از فاميل هايمان به خاطر اين کار من نام خانوادگي شان را تغيير داده اند و حتي در زندان هم انگشت نما شده ام. چند سال قبل هم يک نويسنده سريال هاي تلويزيوني که از سرنوشت من باخبر شده بود در زندان به ديدنم آمد و با من صحبت کرد و پس از آن داستان سريال اش را براساس زندگي من نوشت.قاضي محمدرضا گيوکي رئيس شعبه 1156 مجتمع قضايي بعثت درباره اين پرونده به خبرنگار ما گفت؛ تحقيقاتي که در اين باره انجام شده نشان مي دهد جسدي که دفن شده متعلق به مردي مجهول الهويه بوده و تاکنون نيز شناسايي نشده است. وي همچنين در خصوص حکم اين متهم گفت اتهامات بهنود اعلام فوت، استفاده از سند مجعول و فرار از زندان است و مطابق قانون او بايد چهار سال ديگر را در زندان سپري کند.

اين مقام قضايي پرونده بهنود را از نمونه هاي نادر در دستگاه قضايي دانست و گفت اين پرونده براي انجام کارهاي آموزشي و حقوقي در اختيار کارمندان قرار خواهد گرفت.

برای زندگی بعد از مرگ ، جسدتان را منجمد کنید

دوشنبه, آوریل 6th, 2009

منجمد کردن جسد برای زندگی پس از مرگ

هفت تیر 7tir.com : یک خانواده انگلیسی قصد دارند بعد از مرگ ، اجساد خود را منجمد کنند !

خانم Adele Cosgrove Bray می گوید : زمانی که این پیشنهاد را به همسر خود گفتم عکس العملی را که انتظار داشتم ندیدم و به جاش Richard شروع به خندیدن کرد اما پس از مدت یک ربع توانستم او را متقاعد کنم که من جدی هستم و شوخی نمی کنم !

و همچنین این خانم اظهار داشته که من می خواهم زمانی که مردم منجمد شوم با این دیدگاه که در آینده با کمک تکنولوژی دوباره زنده شوم و زندگی در سال های آینده را تجربه کنم !

این طرح 10 دلار در هفته هزینه دارد ، ولی آیا می شود با هزینه یک پیتزا ( منظورم در همان کشور هست ) به جاودانگی دست پیدا کرد !؟

این طرح سالهاست که در آمریکا وجود داشته و در دهه 70 میلادی اولین انبار نگه داری اجساد منجمد شده ساخته شد .

با توجه به اینکه در انگلستان همچین طرحی وجود ندارد این زوج به همراه تعدادی دیگری از مردم انگلستان که تعدادشان رو به افزایش هست قرار است بعد از مرگ اجسادشان به آمریکا منتقل شود