Posts Tagged ‘تهران’

خلبان به دلیل نبود امنیت ، مسافران را ول کرد و به خانه رفت

چهار شنبه, می 13th, 2009

 اخبار داغ هفت تیر مسافران سرگردان در فرودگاه

هفت تیر 7tir.com: انتظار مسافران پرواز تهران ـ رشت، ديروز ساعت‌ها به درازا کشيد و جالب این که وقتي مسافران در فرودگاه، منتظر و بلاتکليف بودند، خلبان ـ که از برخي مشکلات در مقصد آگاه بود ـ براي خودداري از پرواز همراه با ريسک به خانه رفت.

بنا بر اين گزارش، مسافران پرواز شماره 254 تهران ـ رشت فوکر 100، که از حدود ساعت 15:30 به فرودگاه آمده بودند، ‌طبق برنامه پيش از ساعت 17 سوار هواپيما شدند، اما پس از نيم ساعت انتظار در درون هواپيما، به آنها گفته شد که مشکل فني پدید آمده و بايد پياده شوند.

اینها همه در حالی است که با وجود چندين ساعت بلاتکليفي مسافران، سرشيفت ايران‌اير درباره علت اين مشکل اظهار بي‌اطلاعي مي‌کند و همین، موجبات ناراحتي مسافران و برخي تنش‌ها در سالن فرودگاه را فراهم آورد.

اما گفته مي‌شود، علت اين دیرکرد و بلاتکليفي، آماده نبودن برخي تجهيزات در مقصد بوده است،‌ به گونه‌اي که وقتی خلبان پيش از آغاز پرواز، چک‌ليست خود را در مقصد بازبینی می‌کند،‌ متوجه مي‌شود بخش برنامه‌ريزي عمليات، تجهيزات لازم را فراهم نکرده است و به اين ترتیب، اعلام می‌‌کند، به دليل نبود امنيت لازم، حاضر به پرواز نيست و به خانه مي‌رود.

جالبتر آن که به رغم رفتن خلبان، مسافران همچنان بلاتکليف مانده و تلفن 199 هم صرفاً پرواز را با دیرکرد اعلام مي‌کند.

گفتنی است، ساعت 21 شب گذشته مسافران با یک هواپیما ی جایگزین عازم مقصد شده اند.

تهران چگونه پایتخت شد

سه شنبه, می 5th, 2009

 اخبار داغ هفت تیر عکس تهران قدیم

هفت تیر 7tir.com: در اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی وقتی تهران ، تند و نفس زنان خود را به کوهپایه های البرز می رساند ، بساز و بفروش هایی که تپه های قیطریه را می خراشیدند تا به جایش خانه های ویلایی و اعیانی بسازند، به سفال ها و ابزارهایی برخوردند که پرده از راز تمدنی ۳۲۰۰ ساله برمی داشت. تمدنی که به نام همان محل تمدن قیطریه خوانده شد

تا آن زمان شاید باورعمومی این بود که پیشینه باستانی تهران به همان حوالی ری محدود می شود، اما این کشف و کشف آثار دیگری از هزاره های پیش از میلاد در تپه های عباس آباد، بوستان پنجم خیابان پاسداران و دروس نشان داد تمام آبادی های ناحیه تاریخی قصران که اینک در معده پراشتهای تهران هضم شده اند، دوره ای درخشان از استقرار اقوام کهن و خلاقیت های فرهنگی را پشت سر گذارده اند

با این حال در دوران اسلامی از میان روستاهایی که در قصران، پشت به البرز سترگ داده و از لار تا کن و سولقان و از دربند تا کوه بی بی شهربانو پراکنده بودند، تهران یکی از گمنام ترین ها بود و روستاهایی چون ونک و دولاب و مهران (ضرابخانه) به مراتب آبادتر و شهره تر و مهمتر بودند

در واقع نام این روستاها و بسیاری دیگر از آبادی های قصران همچون طرشت، علی آباد، فره زاد (فرح زاد) و طجرشت (تجریش) خیلی زودتر از نام تهران به منابع تاریخی راه یافت و تهران در آغاز سده های میانی اسلامی شهرتی نداشت مگر به انارش که به غایت نیکو بود

حتی وقتی نام بزرگان تهران به میان می آمد نام یکی دیگر از روستاها و شهرهای اطراف چاشنی اش می شد تا به ذهن شنونده آشنا باشد. مانند “محمد بن حماد رازی طهرانی” (متوفی ۲۶۱ هجری قمری) یا “محمد بن احمد بن حماد بن سعید انصاری ابوبشر دولابی طهرانی” (متوفی ۲۲۴ هجری قمری)

تهران که تخمین زده اند در این دوره ۲۷ هکتار وسعت داشت، وقتی به خود بالید و رونق گرفت که مغولان بسیاری شهرهای ایران را زیر سم ستوران خویش کوفتند. از آن جمله ری باستانی بود که در اوایل سده هفتم هجری به تصرف سپاه مغول درآمد و برای همیشه شکوه دیرپای خود را از کف نهاد

ری که خراب شد، اهالی اش نیز آواره این سو و آن سو شدند و گروهی به تهران آمدند که از نزدیک ترین روستاها به ری بود. دقیقا نمی دانیم آن زمان این روستای کوچک خوش آتیه چقدرعمر کرده بود و چرا بدین نام خوانده می شد

زیر زمین، قصبه شد

برخی تهران را تغییر شکل یافته “تهرام” به معنای منطقه گرمسیر دانسته اند، در مقابل شمیرام یا شمیران که منطقه سردسیر است

پاره ای پژوهشگران “ران” را پسوندی به معنای دامنه گرفته اند و شمیران و تهران را بالادست و پایین دست خوانده اند

عده ای بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می شود در میان کوههای اطراف، گود به نظر می رسید و بدین سبب “ته ران” نام گرفت

برخی هم گفته اند که چون اهل تهران هنگام حمله دشمن زیر زمین پنهان می شدند، اینجا به “ته ران” یعنی زیرزمین معروف شد. گواه سخن خود نیز این شعر مولوی را آورده اند که

عاشقان سازیده اید از چشم بد
خانه ها زیر زمین چون شهر ری

البته جدا از این که تهران به معنای زیرزمین باشد یا نه، پناه بردن تهرانی ها به زیر زمین چیزی است که در نوشته های تاریخی از آن یاد شده است و خود بر نبود امنیت و بی پناهی اهالی دلالت دارد

برخی نوشته ها این موضوع را نیز یادآور شده اند که تهرانی ها در عصیان علیه حاکمان و خودداری از پرداخت مالیات ید طولایی داشته اند. (در نظر بیاورید که فقط در صد سال گذشته تهران خاستگاه دو انقلاب و چندین قیام و صدها مورد آشوب شهری و تظاهرات خیابانی بوده است.)

به هر روی پس از حمله مغول، تهران این فرصت تاریخی را پیدا کرد که جای ری را بگیرد و رفته رفته به سوی شهر شدن گام بردارد. حالا آن روستای گمنامی که نامش برای نخستین بار (به طور مستقل) در اوایل سده ششم هجری به منابع تاریخی راه جسته بود، ذیل حکومت سلسله های محلی بادوسپانان، ایلکانان و جلایریان که خود خراجگزار ایلخانان مغول و تیموریان بودند و نیز دو سلسله قراقویونلو و آق قویونلو گسترشی روزافزون را تجربه می کرد و مساحتش به ۱۰۶ هکتار رسیده بود

قصبه، بلده شد

تا روی کارآمدن صفویان در سده دهم هجری، تهران دیگر روستا نبود اما شهر نیز به شمار نمی آمد. چیزی بود میان شهر و روستا و شاید حق با حمدالله مستوفی مورخ سده هشتم هجری باشد که تهران این دوره را “قصبه معتبر” می خواند

بهره زمامداری فرزندان صفی الدین اردبیلی برای ایران کم نبود و تهران نیز از خوان امنیت و رفاهی که آنها گستردند بی بهره نماند. رخت روستایی را درآورد و جامه شهری به تن کرد. قصبه بود، بلده شد

نخستین بار، شاه تهماسب اول (۹۸۴-۹۳۰ هجری قمری) در ۹۴۴ هجری قمری هنگام گذر از تهران این قریه بزرگ با باغ و بوستان فراوانش را پسندید و بارو و خندقی به دورش کشید

این بارو که ۱۱۴ برج به عدد سوره های قرآن و چهار دروازه رو به چهار سوی دنیای پیرامون داشت، از شمال به میدان توپخانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از غرب به خیابان وحدت اسلامی (شاپور) محدود می شد. هنوز هم این منطقه از بافت تاریخی تهران به وسعت ۴۴۰ هکتار را محدوده حصار شاه تهماسبی می خوانند

قول معروف این است که شاه تهماسب می خواست پایتخت را که در قزوین بود به تهران بیاورد، اما یک تابستان که در تهران ماند و گرمای سوزان و آزاردهنده اش را دید، پشیمان شد. در هر صورت تهران ( و پیشتر ری) درست در نقطه اتصال شاهراه شرق به غرب و شمال به جنوب ایران قرار گرفته بود و اکنون که ری باستانی از میان رفته بود، چه جایی بهتر از تهران می توانست جایش را بگیرد؟

حصار شاه تهماسبی حدود ۳۵۰ سال دوام آورد، اما وقتی در دوره ناصری (۱۳۱۳-۱۲۶۴ هجری قمری) تهران با جمعیت رو به افزایشش در پوست خود نمی گنجید، برج و باروی اولیه نیز بدست اهالی خراب شد. خاکش را مصالح خانه هایی کردند که در جایش سر برآوردند. حالا از حصاری که طولش ۸۵۰۰ متر بود، یک وجب هم باقی نمانده است، مثل خیلی چیزهای دیگر که می توانست اوراق هویت تهران باشد و تهران همه را دور ریخت

در دوره شاه عباس اول (۱۰۳۸-۹۹۶ هجری قمری) که هرجا می رسید یک پل یا کاروانسرا یا کاخی بنا می نهاد، دربخش شمالی برج و باروی شاه تهماسبی، چهارباغ و چنارستانی ساخته شد که بعدها دورش را دیواری کشیدند و به صورت کاخ و مقر حکومتی درآوردند. این همان کاخ گلستان معروف است که محل استقرار شاهان قاجار بود وهسته اصلی اش در شمال میدان ارگ همچنان پابرجاست. حقیقتا گلستانی است میان آن همه دود و دم و شلوغی و ترافیک

در آنجا یک تعداد چنار قدیمی هست که احتمالا یکی دوتایش از همان دوره صفوی باقی مانده است. در دوره قاجار این چنارها در اشاره به چنارستان شاه عباس معروف به چنار عباسی بودند و ذهن خرافه گرای قجرها می پنداشت که جملگی بوسیله حضرت عباس بن علی بن ابی طالب غرس شده اند! حالا حضرت عباس در سده اول هجری چطور و برای چه به تهران آمده و چنار نشانده، الله اعلم

بگذریم، نوه شاه عباس کبیر یعنی شاه عباس دوم (۱۰۷۷-۱۰۵۲ هجری قمری) به خلاف پدربزرگش که زمانی در تهران سخت بیمارشده و گفته بود لعنت به کسی که به تهران بیاید و در آن توقف کند، به این شهر تازه پا علاقه زیادی داشت و خیلی اوقات را در تهران سپری می کرد. فرزند او شاه سلیمان (۱۱۰۵-۱۰۷۷ هجری قمری) نیز کاخی در شهر بنا کرد که نه اثری از آن به جا مانده و نه حتی می دانیم دقیقا کجا بوده

پایتخت قاجاریه شد

پایان غم انگیز سلسله صفویه و هرج و مرج پس از آن برای تمام ایران مصیبت بار بود، مگر برای تهران که در آن شلوغی ها فرصت یافت تا به سوی پایتختی گام بردارد. درست مانند روزهای پس از حمله مغول که با خرابی ری مجال خودنمایی پیدا کرد

البته در شورش افغانان غلجایی که طومار سلسله صفویه را در هم پیچیدند، تهران از معدود شهرهایی بود که به سختی مقاومت کرد و سخت هم آسیب دید. در واقع همین مقاومت و نزدیکی به شهرهای شمالی که گاه و بی گاه عرصه تاخت و تاز منازعان قدرت قرار می گرفتند، اعتبار شهر را در قامت یک دژ نظامی دو چندان کرد و آن چنان شد که از چشم هیچ حاکم و منازعی به دور نماند

اما هنوز “تخت گاه شدن” برای تهران زود بود، چرا که پایتخت نادرشاه افشار (۱۱۶۰-۱۱۴۸هجری قمری) پشت زین اسبان سپاهش بود و پس آن نیز شیراز یک کریم خان زند (۱۱۹۳-۱۱۶۳هجری قمری) داشت که همه همت خود را به پایش بریزد و شهرهای دیگر را در سایه اش بگیرد

با این حال کریم خان نمی توانست چشم از تهران برگیرد. ایالات شمالی جولانگاه رقیبانش از طایفه قاجار بود و در همین شهر بود که رایت پیروزی یا همان سر بریده محمد حسن خان قاجار را به حضورش آوردند

کریم خان در تهران یک دست دیوانخانه ساخت که اکنون در محوطه کاخ گلستان باقی و به خلوت خانه کریم خانی معروف است. اما با هزار جور دخل و تصرف قاجاری. گفته اند او دو محله بزرگ عودلاجان و چالمیدان را نیز از ترکیب محله های جدید بنا نهاد که اکنون آخرین مرده ریگ بافت تاریخی تهران را به نمایش می گذارند

کریم خان که مرد، قاجارها دوباره سربرآوردند و صد البته که تهران دروازه ورودشان به مرکز و جنوب ایران بود. چند باری به فتح تهران کوشیدند و راه به جایی نبردند و سرانجام در سال ۱۲۰۰ هجری قمری شهر پس از چندی مقاومت گشوده شد. با این وجود، تهرانیان از دم تیغ جان بدر بردند؛ شاید از آن رو که اندکی پیش تر بیماری وبا کارشان را ساخته بود

اینک اما، روز موعود فرا رسیده بود. روستای گمنام از منزلگاه قصبه معتبر گذر کرده و به حصار تهماسبی فرود آمده بود و اینک منتظر بود تا به حجله خواجه تاجدار درآید! روز یکشنبه ۱۱ جمادی الثانی ۱۲۰۰ هجری قمری همزمان با عید نوروز آغا محمد خان قاجار به همان چنارستان شاه عباسی و خلوت خانه کریم خانی رفت تا تاج سلطنت ایران را بر سر گذارد. او تاج به سرگذاشت و تهران نیز از پس سه قرن حیات شهری، رخت پایتختی به تن کرد

دستگیری دویست نفر از کارگران در تظاهرات روز جهانی کارگر – تهران

یکشنبه, می 3rd, 2009

هفت تیر تجمع کارگران پارک لاله

هفت تیر 7tir.com:در جریان برگزاری روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران، بیش از دویست نفر از کارگران شرکت کننده  دستگیر و مورد ضرب و شتم نیروهای انتظامی، اطلاعات و لباس شخصی‌ها قرار گرفتند.

بر اساس گزارشها، تجمع گروهی از کارگران ایرانی که روز جمعه یازدهم مه به مناسبت روز جهانی کارگر در کنار آبنمای پارک لاله تهران گرد آمده بودند، به خشونت کشیده شد.

در این تجمع ماشین‌های گشت نیروی انتظامی تمام محیط و میدان آب‌نما را محاصره  کرده  و نیروهای انتظامی و اطلاعات و لباس شخصی با باتوم و گاز فلفل تجمع کنندگان را مورد ضرب وشتم قرار دادند و بیش از 200 نفر از آنان را دستگیر نمودند. همچنین مامورین با تصرف موبایل‌ها و دوربین‌ها اجازه هر نوع فیلم برداری و عکاسی را خبرنگاران گرفتند.

مراسم روز جهانی کارگر در تهران به دعوت سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، سندیکای کارگران نیشکر هفت ‌تپه، اتحادیه آزاد کارگران ایران، هیئت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزئینات ساختمان و کانون مدافعان حقوق کارگر برگزار شده بود.
به گفته آقای رضوی، در این مراسم تعدادی از مردم و کارگران به همراه خانواده هایشان شرکت داشتند ولی در زمان شروع مراسم، پلیس با خشونت وارد عمل شد.
برخی گزارشها از تهران حاکی است که تعدادی از دستگیر شدگان آزاد شده اند و آقای رضوی می گوید:”تعدادی از دستگیر شدگان آزاد شده اند و برای برخی نیز قرار وثیقه صادر شده اما هنوز در بازداشت به سر می برند.”
تأمین امنیت شغلی برای کارگران، برپایی تشکل مستقل کارگری، توقف اخراج کارگران، لغو کار کودکان و آزادی کارگران زندانی از جمله درخواست های شرکت کنندگان بود.
هر ساله به مناسبت روز جهانی کارگر در ایران نیز مراسمی در نقاط مختلف برگزار می شود و در آن کارگران خواسته های خود را مطرح می کنند. در سالهای اخیر مراسم روز جهانی کارگر در تهران در قالب راهپیمایی گسترده با حضور کارگران سراسر کشور برگزار می شد.
علی حق، روزنامه نگار در تهران می گوید:” این مراسم طی سالهای اخیر بیشتر شکل دولتی به خود گرفته است و این دولتی شدن را می توان در شکل دیدارهای مقامات دولتی نظیر رئیس جمهوری با کارگران دید.”
قانون کار ایران اتحادیه های آزاد کارگری را به رسمیت نمی شناسد و به جای آن، تشکیل نهادهایی تحت عنوان شوراهای اسلامی کار را تجویز می کند که براساس قانون شورای اسلامی کار وظیفه آنها حل و فصل اختلافات کارگر و کارفرماست.
بر خلاف اتحادیه های مستقل کارگری، اعضای شورای اسلامی کار که می تواند در کارگاه هایی با بیش از سی و شش کارگر تشکیل شود، منحصر به نمایندگان منتخب کارگران نیست بلکه علاوه بر آنان، نمایندگان مدیریت نیز در آن عضویت دارند و، براساس قانون، نقش مشورتی برای مدیریت را ایفا می کند.
قانون کار ایران همچنین ابزار اصلی فعالیت های سندیکایی، شامل حق اعتصاب را به رسمیت نمی شناسد، در حالی که به گفته مدافعان تشکل های مستقل کارگری، تنها وسیله موثر کارگران در برابر کارفرما، حق خودداری از فروش نیروی کار خویش و به تعطیل کشاندن تولید است.
سازمان بین المللی کار نیز در برخی از گزارش های خود ساختار و ماهیت شورای اسلامی کار، و نهاد خانه کارگر را که به عنوان تشکل سرتاسری کارگران در ایران مورد تایید حکومت قرار دارد، منطبق با خصوصیات اتحادیه های آزاد و مستقل کارگری ندانسته است.

ادامه خشونت در روز کارگر؛ بازداشت جلوه جواهری و تفتیش شبانه ی منزل برخی از اعضای کمپین

جلوه جواهری، فعال کمپین یک میلیون امضا در آخرین ساعات امشب دستگیر و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.

آخرین اخبار به دست آمده حاکی از آن است که پس از بازداشت کاوه مظفری، در آخرین ساعات امروز تعدادی مامور به همراه او به منزل شخصی اش رفته و پس از بازرسی کامل منزل، جلوه جواهری همسر وی را بازداشت کرده و به همراه خود بردند.

این اقدام در حالی صورت گرفت که جلوه جواهری، همسر کاوه مظفری در منزل حضور نداشت اما با مراجعه ی وی به منزل ماموران اجازه ی خارج شدن او از منزل را نداده و پس از تفتیش کامل وسایل ضمن توقیف دو کامپیوتر ، تعداد زیادی سی دی وکتاب و همچنین دست نوشته های آنها، او را نیز بازداشت کرده و به همراه خود بردند.

گفتنی است، مامورانی که در حال بازرسی منزل این دو فعال کمپین یک میلیون امضا بودند، به پدر کاوه مظفری و دوستان خانوادگی آنان نیز اجازه ی ورود به منزل ندادند.

کاوه مظفری، دیگر فعال کمپین یک میلیون امضا در جریان برخورد خشونت بار امروز پلیس با شرکت کنندگان در گردهمایی روز جهانی کارگر و به همراه بیش از دویست تن دیگر از شرکت کنندگان در این گردهمایی، بازداشت شده بود.

اخبار دیگری حاکی از ورود ماموران به منزل امیر یعقوبعلی یکی دیگر از فعالان کمپین است که او نیز عصر امروز بازداشت شده است.

تعدادی دیگر از فعالان کمپین از جمله، نیکزاد زنگنه، پوریا پورشتاره و طاها ولی زاده نیز در بازداشت به سر می برند. تعدادی از بازداشت شدگان اعضای تشکل های شورای همکاری، کمیته هماهنگی ایجاد تشکل های کارگری، اتحادیه آزاد کارگران، کانون مدافعان حقوق کارگر، کمیته پی گیری از جمله مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم وسعید یوزی هستند.

نيروی انتظامی خانه هاي مجردي را جمع می کند . مجردها در پارک چادر بزنند

شنبه, می 2nd, 2009

هفت تیر جمع آوری خانه های مجردی از سوی نیروی انتظامی

هفت تیر 7tir.com: در حالي كه فرمانده انتظامي تهران بزرگ از جمع‌آوري خانه‌هاي مجردي در منطقه 12 تهران در راستاي اجراي طرح انضباط اجتماعي از امروز شنبه خبر مي‌دهد،‌ معاون عمليات پليس تهران بزرگ كه بايد اين بخش از طرح را اجرا كند، از جمع‌آوري خانه‌هاي مجردي در اين منطقه اظهار بي‌اطلاعي كرد.

به گزارش هفت تیر، مرحله جديد طرح انضباط اجتماعي از پنج‌شنبه (10ارديبهشت) در منطقه 12 تهران آغاز شد و تنها پس از گذشت يك‌ روز از آغاز اين طرح، ‌موضوع جمع‌آوري خانه‌هاي مجردي از سوي پليس مطرح شد كه سردار رجب‌زاده ـ فرمانده انتظامي تهران بزرگ ـ درباره جزييات اين موضوع عنوان كرد كه يکي از برنامه پليس در طرح انضباط اجتماعي، جمع‌آوري خانه‌هاي مجردي است چون يکي از کانون‌هاي جرم در اين منطقه که محل اصلي تجمع تبهکاران است، همين خانه‌هاي مجردي است و به همين علت پليس امنيت در حال شناسايي اين اماکن است.

اين در حاليست كه سرهنگ خانچرلي ـ معاون عمليات پليس تهران بزرگ ـ با ابراز بي‌اطلاعي از آن، مي‌گويد: هيچ موضوعي درباره جمع‌آوري خانه‌هاي مجردي مطرح نشده و من از اين ماجرا بي‌خبر هستم.

اما سردار ساجدي‌نيا ـ معاون عمليات نيروي انتظامي ـ با بيان اين كه اجراي چنين طرحي در قالب طرح انضباط اجتماعي در دستور كار پليس قرار دارد،‌ مي‌گويد: بر اين اساس، پليس بيشتر به بيقوله‌هاي جرم‌خيز توجه خواهد كرد، اما من اطلاعي از چگونگي اجراي اين طرح ندارم.

طرح جمع‌آوري خانه‌هاي مجردي در حالي از شنبه 12 اردیبهشت در منطقه 12 تهران اجرايي مي‌شود كه رسانه‌هاي كشور به خاطر ندارند كه پيش از اين درباره اين موضوع و نحوه اجرايي شدن آن، به عنوان بخشي از طرح امنيت اجتماعي، اطلاع‌رساني شده باشد؟

در اين راستا سرهنگ احمدي ـ رييس مركز اطلاع‌رساني پليس تهران بزرگ ـ هم كه نخست از جزييات اين موضوع اظهار بي‌اطلاعي كرد اما در تماس مجدد با خبرنگاران  بحث جمع‌آوري خانه‌هاي مجردي را تنها مربوط به كانون‌هاي جرم‌خيز واقع در منطقه 12 عنوان كرد و در اين باره گفت: در طرح انضباط اجتماعي، پليس، خانه‌هاي مجردي كه در آن جرمي به وقوع بپيوندد و يا اعمال مجرمانه‌اي انجام شود، را جمع‌آوري خواهد كرد.

به گفته وي، منظور از خانه‌هاي مجردي همان كانون‌هاي جرم‌خيز هستند كه طرح برخورد با آن‌ها در قالب طرح انضباط اجتماعي در دستور كار پليس قرار دارد و توسط پليس‌هاي تخصصي شناسايي شده‌اند.

بر اساس اظهارنظرهاي صورت گرفته از سوي مسوولان نيروي انتظامي به نظر مي‌رسد كه منظور پليس در اجراي چنين طرحي برخورد با پاتوق يا كانون‌هاي جرم‌خيز است، زيرا در غير اين صورت و به گفته نايب رييس كميسيون اجتماعي، پليس حتما بايد تعريف خود را از خانه‌هاي مجردي ارائه كند.

مجيد نصيرپور با تاكيد بر اين كه پليس حتما بايد تعريف خود را از خانه‌هاي مجردي ارائه كند، مي‌افزايد: اگر در تهران اماكني وجود دارد كه در آن مانند خانه‌هاي تيمي اوايل انقلاب كارهاي سازمان يافته اتفاق مي‌افتد كه عليه امنيت اجتماعي است، وظيفه حاكميت است كه با اين مساله برخورد مناسب داشته باشد. اما اگر صرفا اماكني باشد كه افراد به صورت مجردي در آن زندگي مي‌كنند مانند كساني كه از شهرستان به تهران آمده و يا هر فردي ديگري بنا بر دلايل خود مجرد زندگي مي‌كند، داراي اين حق هستند كه مجردي زندگي كنند و قانون اساسي و شرع اجازه نمي‌دهد كه حاكميت وارد زندگي خصوصي مردم شود.

اين نماينده مجلس در عين حال با تاكيد بر اين كه اگر در جايي جرمي اتفاق بيفتد، فرقي نمي‌كند كه اين اتفاق در خانه مجردي و يا خانه متاهلي صورت گيرد و بايد متناسب با جرم برخورد شود.

وي خاطرنشان مي‌كند: به بهانه برخورد با تخلف، نيروي انتظامي حق ندارد كه وارد حريم خصوصي افراد شود، بلكه نيروي انتظامي بايد به دقت موضوعات را موشكافي و كالبدشكافي كند و قبل از اقدام ارزيابي دقيقي داشته باشد.

چه کسی مرا از خلیج فارس به خلیج ع.ر.ب.ی اخراج کرد ؟

یکشنبه, مارس 15th, 2009

هفت تیر 7tir.com  به قلم یک  ایرانی ساکن کویت :   این تصویر گواهینامه رانندگی من است که بعد چندماه تلاش موفق به گرفتنش شدم. بماند که گواهینامه بین المللی را بدلیل صدور از ایران قبول نکردند!
چیزی که شادی مرا خشک کرد، عنوان بالای کارت بود. جایی که کار می کنم در خیابان خلیچ ع.رب.ی است، در کارت اعتباری و گواهینامه و پاسپورتم نوشته : خلیچ ع.رب.ی.
ایران مرا ببخش، ایرانیانی که در گذشته برای سربلندی وطن تلاش کردید، از کورش و کمبوجیه گرفته تا امیرکبیر و رضا  شاه  و جوانانی که در راه وطن شهید و جانباز شدید، . . . مرا ببخشید.

من بدلایل نامعلومی در گزینش آزمون دکتری در ایران رد شدم.
من دوسال از جوانیم را در پادگان به اسم خدمت سربازی هدر دادم تا دیرتر وارد بازار کار شوم.
من با مدرک فوق لیسانس یکی از معتبر ترین دانشگاههای کشور و سابقه کار چند ساله با حقوق ماهیانه 600000 تومان زیر خط فقر بودم.
من که ماهی ده روز حقوقم عقب می افتاد نگران بودم مبادا رییس شرکت به خارچ از کشور فرار کند و همین آب باریک قطع شود.
من با وام و اقساط پرایدی خریدم که سه روز در هفته بجای اینکه من سوارش باشم، سوار من بود.

من برای خرید مسکن در نزدیک ترین روستای اطراف تهران هم پول کافی نداشتم.
من برای اجاره مسکن شصت متری بایست 130% حقوقم را می پرداختم.
من جوگیر! شش سال پیش برای ادامه تحصیل فرنگ نرفتم تا به خیال خام خودم به کشورم خدمت کنم.
من به یاد می اورم که به جرم پوشیدن آستین کوتاه در حراست دانشگاه ممنوع الورود می شدم.
من و همسالان من شهامت حرف زدن با همکلاسی دختر خود را نداشتند.

ای تمام کسانی که به من چپ چپ نگاه می کنید، من نه به خود، که بزور به خارج هل داده شدم . . . ناچارم بین تبعیض و زندگی زیر خط فقر، و خلیج ع.ر.بی یکی را انتخاب کنم. ایران، مرا ببخش، بخدا دوست داشتم ایرانی بمانم و خلیج فارس فریاد یزنم. . .

دختر شایسته آمریکا ، در تهران بازداشت شد

دوشنبه, مارس 2nd, 2009

عکس رکسانا صابری و سید محمد خاتمی

هفت تیر 7tir.com   : رکسانا صابري، 31 ساله، متولد آمريکا که داراي پدري ايراني و مادري ژاپني است، 6 سال پيش به ايران مهاجرت کرد. رکسانا در حدود يکماه پيش در تهران بازداشت شد. پدر وي، رضا صابري، چند روز پيش در مصاحبه با راديوي ان پي آر NPR گفت، او از نقطه نامعلومي به من تلفن کرد و گفت که در زندان بسر مي برد. در آنزمان رکسانا بمن گفت که 10 روز است که در زندان است. او گفت ماجراي زنداني شدنش از اين قرار بوده که يک بطري شراب از فردي در تهران خريده و او موضوع را به مقامات گزارش کرده است. رکسانا صابري بزرگ شده داکوتاي شمالي است و ستاره فوتبال دبيرستان خود بوده و در عين حال پيانيست هم هست. او در سال 1997 بعنوان دختر شايسته داکوتاي شمالي انتخاب شد. او که ژورناليستي آزاد است، بر روي تز فوق ليسانس خود در مورد ايران و روابط بين الملل کار مي کرده است.

در حرکتی بی سابقه پس از انقلاب : بزرگان اسکار در تهران

شنبه, فوریه 28th, 2009


هفت تیر 7tir.com :  “سید گانیس” رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی (اسکار) بعد از برگزاری پنجمین مراسم اهدا جوایز اسکار تحت مدیریتش تنها 3 روز زمان داشت تا همراه 8 همکار سرشناس دیگرش چمدان‌هایشان را ببندند و با پرواز لس آنجلس – لندن – تهران یکی از مهم‌ترین سفرهای زندگی‌شان را تجربه کنند. جمعه 4 صبح، سید گانیس به عنوان رئیس آکادمی علوم و فنون سینمایی (اسکار) همراه اعضای هیئت مدیره این آکادمی شامل چهره‌های جهانی شناخته شده‌ای چون آنت‌بنینگ، جیمز لانگلی و تام پولاک به فرودگاه امام خمینی (ره) تهران رسیدند تا مهم‌ترین سفر یک هیئت سینمایی آمریکایی به ایران را بعد از انقلاب اسلامی شکل دهند. در این سفر 9 شخصیت سینمایی معتبر و شناخته شده سینمای آمریکا در قالب اعضای هیئت رئیسه آکادمی اسکار به دعوت خانه سینما به تهران آمده‌اند تا ضمن برگزاری چند نشست تخصصی و دیدار با سینماگران ایرانی، گام جدیدی از مبادلات فرهنگی میان ایران و آمریکا را بردارند.

فرهنگ به سیاست

هنوز از آغاز ریاست جمهوری باراک اوباما، شخصیتی که با شعار «تغییر» زمام امور محوری‌ترین کشور دنیا را به دست گرفت، 2ماه نمی‌گذرد که در قالب یک حرکت رسمی و عمومی، هیئتی پرشمار از چهره های مهم سینمایی آمریکا به ایران سفر می‌کنند. این هیئت در حالی به تهران سفر می‌کنند که همین 3 روز پیش سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در صحبت‌های بی‌سابقه‌ای هالیوود را متهم به برنامه‌ریزی تولید فیلم‌های ضد ایرانی کرده بود. اما حالا 9 نفر از چهره‌های مهم هالیوود در تهران هستند تا بزرگترین تبادل سینمایی میان دست‌اندرکاران سینمایی ایرانی و آمریکایی را در تهران شکل بدهند. شخصیت های حاضر در این هیئت، جدیدترین چهره‌های سینمایی معروف جهانی هستند که در این سال‌ها به تهران می‌آیند. ژولیت بینوش، شان پن، مایکل وینترباتم و ویگو مورتنسن از جمله سینماگران معروف جهانی هستند که این سال‌ها به تهران آمده‌اند اما همه در قالب سفرهای فردی و برای موضوعات غیر سینمایی بار سفر به تهران بسته‌اند. وجه تمایز سفر هیئت سینمایی آمریکایی به تهران در همین نکته است. آیا سفر فرهنگی این هیئت به شکل رسمی می‌تواند نشانگر گام‌های تازه‌ای در حوزه سیاسی باشد؟

هتل

هتل محل اقامت ‌اعضای آکادمی، عصر دیروز وضعیت متفاوتی نسبت به روزهای قبلش نداشت. ملاحظات معمول درباره حضور چهره‌های معروف جهانی به ویژه سینماگران شناخته شده با تجربه اتفاقات مربوط به حضور«‌شان پن» در تهران باعث شده بود تا نهادهای مسئول زمان دقیق حضور هیئت سینمایی آمریکایی در تهران را اعلام نکنند. این چنین بود که دیروز بعد از ظهر سید گانیس و دوستانش بعد از یک استراحت چند ساعته در اتاق‌هایشان، فارغ از کنجکاوی‌های معمول ر‌سا‌نه‌ها و علاقه‌مندان سینما در لابی هتل، به معاشرت با ایرانی‌ها پرداختند. گانیس را در این سفر چهره‌های معروف زیر همراهی می‌کنند:

1- آنت بنينگ (بازیگر معروف فیلم‌هایی چون درباره هري(1991)، باگزي(1992)، ريچارد سوم(1995)، مريخ حمله مي‌كند(1996)، در روياها(1999)، زيبايي آمريكايي(1999)، جوليا بودن(2004) زنان (2008)، 3 بار نامزد اسکار بهترین بازیگر زن برای فیلم‌های جیب برها، زیبایی آمریکایی و جولیا بودن و برنده 23 جایزه بین المللی)

2- ويليام هوربرگ (ازاعضاي هيئت رئيسه آكادمي علوم و فنون سينمايي، تهيه كننده مستقل و از توليدكنندگان فيلم‌هاي آقاي ريپلي با استعداد(1999)، آمريكايي آرام(2002)، كوهستان سرد(2003) بادباك‌باز(2007)).

3- فرانك پيرسون (عضو هيئت رئيسه آكادمي علوم و فنون سينمايي، نويسنده فيلمنامه‌هاي بالو(1965)،
لوك خوش‌دست(1967) بعدازظهر سگي(1975)).

4- جیمز لانگلي (مستندساز معروف و سازنده مستندهاي تصوير پسري با سگ (1994)، غزه(2001)، عراق تكه‌تكه (2002)، مادر ساري(2006)).

5- فيل رابينسون (عضو هيئت رئيسه آكادمي علوم و فنون سينمايي، نويسنده و كارگردان فيلم هاي تمام من (1984)، سرحال (1987)، سرزمين روياها (1989)).

6- آلفر وودارد (بازيگر فيلم‌هاي نام مرا به خاطر بسپار(1978)، سلامتي (1980)، شهر متقاطع(1983)، پائين رودخانه(1998)، عشق و بسكتبال(2000) )

7- الن هرينگتون (مدير اجرايي نمايشگاه‌ها و رويدادهاي ويژه آكادمي علوم‌وفنون سينمايي و از موسسان برنامه آموزش رسانه‌اي آكادمي).

8- تام پولاك (تهيه‌كننده و رئيس موسسه يونيورسال پيكچرز كه در مدت تصدي‌اش بيش از 200 فيلم در آن موسسه ساخته شد كه در ميان آنها مي‌توان به فيلم‌هاي پارك ژوراسيك(1993)، متولد چهارم ژوئيه (1989)، به نام پدر(1993)، آپولو13 (1995) اشاره كرد).

میزبانی این هیئت را خانه سینما به عهده دارد و خبر حضور آنها را دیروز روابط عمومی خانه سینما به نقل از محمدمهدی عسگرپور مدیرعامل این نهاد صنفی اعلام کرد. بنابرآنچه خانه سینما اعلام کرد این هیئت در راستاي برنامه توسعه علمي – آموزشي و ارتقا شغلي اعضا جامعه اصناف سينماي ايران، برای برگزاری سمینارهای تخصصی در گرایش‌های فیلمنامه‌نویسی، کارگردانی، بازیگری، مستندسازی، تهیه و تولید، بازاریابی، پخش و توزیع به تهران آمده اند.

برنامه

سفر هیئت سینمایی آمریکایی به تهران چندان کوتاه نیست. این هیئت 8 روز در ایران خواهند بود و در این مدت برنامه های مختلفی خواهند داشت. سمینارهای این هیئت در روزهای یکشنبه (فردا) و سه شنبه برگزار خواهد شد.همچنین به گفته عسگرپور این هیئت با هيئت مديره و روساي صنوف خانه سينما و اعضا كار گروه تدوين آئين‌نامه جشن بزرگ سينماي ايران جلسه مشترك خواهند داشت و در برنامه‌اي تنظيم شده از يك دانشكده سينمايي، موزه سينما و برخي اماكن سينمايي بازديد به عمل خواهند آورد.

برنامه نشست مطبوعاتي و رسانه‌اي ميهمانان خانه سينما هم برای هفته آينده 17 اسفند ماه در تالار اجتماعات خانه سينما برنامه ریزی شده است.
.

در سلام می خوانید : میلیونر زاغه ‌نشین بهترین فیلم اسکار امسال