Posts Tagged ‘بیمارستان’
چهار شنبه, می 6th, 2009
هفت تیر 7tir.com: یک مراسم عروسی (نامزدی) در روستای بیلگه از توابع شهرستان مازی داغی در استان ماردین با آتش گشودن چهار فرد مسلح به دریای خون تبدیل شد. ۴۴ نفر در این حادثه خونین کشته شدند.
در ساعت ۲۱:۳۰ روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت به هنگام عقد نکاح دو جوان در روستای فوق، سه یا چهار فرد مسلح که به صورتشان ماسک زده بودند از چند نقطه مختلف به سوی مهمانان آتش گشودند و نارنجک انداختند.
توفان وسیع شن که از سوی سوریه به مرزهای ترکیه وزیدن گرفته بود و نبودن محافظان روستا باعث شده بود افراد مسلح به راحتی بتوانند به سوی مردم آتش گشایند.
تمامی افرادی که به جرم حمله به مراسم عروسی، با اسلحههایشان دستگیر شده اند دارای نام خانوادگی یکسانی با مقتولین بوده اند.
گزارش های رسیده حاکیست پسرعموی عروس از وی خواستگاری کرده و جواب رد شنیده بود. در واقع خانواده عروس به پسر عموی وی جواب رد داده و به پسردایی او جواب مثبت داده بودند و این باعث خشم یک طرف شده بود.
پیرزنی که در عکس می بینید: دو دختر، ۲ پسر، سه عروس و یک نوه خود را از دست داده است.
سه وزیر دولت شامل وزیر کشور، دادگستری و کشاورزی ضمن دیدار با بازماندگان برای رفتگان این قتل عام آرزوی مغفرت کردند. مهدی اکر وزیر کشاورزی به کردی با بازماندگان اظهار همدردی کرد.
تعداد واقعی کشته شدگان، ۴۷ نفر است. سه نفر از ۱۷ زنی که در این قتل عام کشته شدند حامله بوده اند و به همراه جنینهایشان کشته شده اند. یکی از زنان حامله تنها دو روز به زایمانش مانده بود.
پنج بولدزر از صبح سه شنبه مشغول کندن قبر برای ۴۴ (۴۷) کشته ی این قتل عام بودند. رحم مادرانشان، مزار سه جنینی شده است که برای به دنیا آمدنشان چند روزی بیشتر باقی نمانده بود. کل جمعیت روستا ۱۵۰ نفر عنوان شده است.
تمامی مردان روستا دارای سلاح بوده و از سوی حکومت ترکیه به عنوان نگهبان روستا، مجوز حمل سلاح را دارا بودند. به علت مرزی بودن روستاهای جنوب ترکیه و حملات تروریست های پ.ک.ک از آن نقاط، روستائیان با مجوز دولت سلاح حمل می کنند و در درگیری های طایفهای از سلاح خود بر علیه همدیگر استفاده می کنند.
محل این عروسی خونین، روستای بیلگه کویؤ از توابع شهرستان مازی داغی استان ماردین بوده است. اکثریت جمعیت این استان را به ترتیب اعراب و ترکها و کردها تشکیل می دهند. کردها از سالهاست که به این منطقه در مرز سوریه کوچ می کنند.
داماد و عروس و اطرافیان عروس در بین کشته شدگان هستند. داماد از شهر کردنشین دیاربکر بوده است و از اقوام عروس به شمار می رود. تلویزیونهای ترکیه تصاویری از مویه و ضجه زنان به زبان کردی را پخش می کنند.
زنان روستاي بيلگه در روز سه شنبه در غم افراد بيگناهي كه در مراسم عروسي كشته شدند ، اشك مي ريزند.
تصوير يك آمبولانس كه پس از اطلاع مقامات از كشتار مردم در روستاي بيلگه اجساد پيكر مجروحان را به بيمارستان شهر ماردين انتقال مي دهد.
چهره يك دختربچه كه پس از مشاهده كشتار افراد خانواده اش توسط مردان مسلح دچار شوك شده است.
مردم روستاي بيلگه در
گورستان روستا براي كشته شدگان مراسم عروسي قبر حفر كرده و سنگ قبرمقتولان را براي نصب آماده مي كنند.
منظره روستاي ماتم زده بيلگه در روز سه شنبه و نيروهاي ارتش تركيه كه در روستا مستقر شده اند.
تصوير سربازان ارتش تركيه در روستاي بيلگه. به گفته شاهدان دوشنبه شب پس از مراسم عقد كنان و آغاز مراسم عروسي 4 مرد نقابدار و مسلح به سلاح هاي خودكار و نارنجك از 4 طرف وارد ميدان اصلي روستا شده و به سوي حاضران در اين مراسم آتش گشودند.
دو زن روستاي كردنشين بيلگه در حال گريه هنگام دفن عزيزانشان. در اين كشتار بيرحمانه دستكم 45 نفر كشته شدند كه نيمي از آنها زن و كودك بودند.
دورنماي روستاي كوچك بيلگه و بولدزرهايي كه در حال حفر گور براي قربانيان هستند. به گفته مقامات محلي 8 نفر در رابطه با اين كشتار دستگير شده اند. اما هنوز جزييات بيشتري در مورد عاملان اين قتل عام گزارش نشده است. برخي اين كشتار را ناشي از اختلاف داخلي ميان دو خانواده اعلام كرده و برخي ديگر مي گويند شورشيان پ.ك.ك عامل كشتار بوده اند.
تصوير يك زن مجروح كشتار روستاي بيلگه كه به دليل وخامت حالش به بيمارستان شهر دياربكر منتقل شده است.
Tags: ازدواج, اسلحه, بیمارستان, تروریست, ترکیه, توهین, تیراندازی, جشن, خواستگاری, خونین, درگیری, درگیری مسلحانه کشته زخمی عروسی, روستا, زخمی, سلاح, سوریه, عروس, عروسی, قبر, قتل عام, قتل عام در جشن عروسی, ماردین, مجروح, مرگ, نارنجک, نامزدی, پ ک ک, کشته, گورستان
Posted in اخبار داغ, اخبار جهان, جامعه, حوادث, داغ, گزارش, گزارش تصويري | 29 Comments »
سه شنبه, می 5th, 2009


هفت تیر 7tir.com: یک جوان یاسوجی به علت علاقه به سوسانا شخصیت زن سریال افسانه جومونگ و مخالفت پدرش جهت ازدواج با سوسانا اقدام به خودکشی کرد.
به گزارش هفت تیر پدر این جوان که در بیمارستان بستری شده است افزود: پسرش از وی خواسته بود تا با فروش گوسفندانش هزینه سفر وی را جهت یافتن سوسانا و ازدواج با وی تأمین کند که پس از مخالفت پدر اقدام به خوردن قرص کرده است.
پدر این جوان که شغلش کشاورزی است با اشاره به اینکه هزینه فروش کل گوسفندانش کمتر از یک میلیون تومان است گفت: به هیچ طریقی نتوانستیم وی را از این تصمیم منصرف کنیم و نهایتا اقدام به خودکشی کرد.
البته حال جوان رو به بهبود است و از خطر مرگ نجات یافته است.
Tags: ازدواج, بازیگر, بیمارستان, جمنگ, جوان, جومونگ, خودکشی, خودکشی جوان یاسوجی بخاطر سوسانو افسانه جومونگ, سریال, سوسانو, عاشق, عشق, فروش, فیلم, قرص, مرگ, پسر, کشاورز, گوسفند, یاسوج
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, جامعه, حوادث, داغ, عشق و خیانت | 54 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com: مردي که در حمايت از يک فروشنده افغان مرتکب قتل شده با نقض حکم قصاصش از سوي رئيس قوه قضائيه يک بار ديگر در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.
به گزارش هفت تیر اين مرد که حسين نام دارد، دو سال پيش ابتدا در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به اتهام قتل جواني به نام حميد محاکمه و به قصاص محکوم شد اما زماني که پرونده براي استيذان نزد آيت الله هاشمي شاهرودي فرستاده شد وي با اين اعتقاد که متهم از خود دفاع کرده است راي صادره را نقض کرد و پرونده را براي رسيدگي مجدد به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران فرستاد.
مطابق اوراق پرونده 16 اسفند ماه سال 84 ماموران پليس شهر ري با خبر شدند درگيري ميان دو جوان در خيابان باعث زخمي شدن هر دو آنها شده است. دقايقي بعد پليس در محل حاضر و تحقيقات در اين زمينه آغاز شد. ماموران در يافتند حميد و حسين بر سر مساله يي با هم اختلاف پيدا کرده و بعد از اينکه به روي هم چاقو کشيده اند، همديگر را زده و زخمي شده اند. در حالي که تحقيقات ادامه داشت خبر رسيد حميد در بيمارستان جان باخته است. پس از آن پرونده با اتهام قتل عليه حسين به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
متهم در دفاع از خود گفت؛ من در خيابان در حال پياده روي بودم که يکدفعه چند جوان به سمت يک مرد افغان که اسباب بازي آهن ربايي مي فروخت، رفتند. پسران جوان از فروشنده آهن ربا خواستند اما حين بازي با آنها يکي از دو آهن ربا را به هوا پرت کردند که به زمين افتاد و شکست. مرد افغان از آنها خواست پول آهن ربا را بدهند اما پسران جوان به سرش ريختند تا او را بزنند. آنها گفتند نمي خواهند پول بدهند. در اين لحظه من در حمايت از مرد افغان وارد دعوا شدم و به پسر جواني که آهن ربا را شکسته بود، گفتم بايد پول اسباب بازي را بپردازد البته تا آن زمان هيچ کدام از آنها را نمي شناختم و بعدها فهميدم نام مقتول حميد است. به هر حال هر چه به او گفتم پول مرد افغان را بدهد و او را اذيت نکند، توجهي نکرد و درگيري بين ما آغاز شد و وي براي من چاقو کشيد.متهم ادامه داد؛ من هم برايش چاقو کشيدم. زماني که به سمتم حمله کرد و به من ضربه زد، من هم او را زدم البته قصدم اين نبود که او را بکشم و فقط مي خواستم از خودم دفاع کنم. متاسفانه ضربه يي که من زدم باعث مرگش شد.
دفاعيات متهم و وکيل مدافعش کارساز نبود و هيات قضات وي را با تقاضاي اولياي دم حميد به قصاص محکوم کردند. با اعتراض متهم پرونده به ديوان عالي کشور رفت و حکم در اين مرحله نيز تاييد شد اما زماني که پرونده براي استيذان به دفتر رئيس قوه قضائيه فرستاده شد، وي با اين استدلال که به نظر مي رسد حسين در مقام دفاع از خود مرتکب قتل شده است راي را نقض کرد.
با ارسال پرونده به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران اين متهم يک بار ديگر محاکمه شد و ادعاي خود را مبني بر اينکه قصد قتل نداشته و در مقام دفاع از خود مرتکب قتل شده است، دوباره مطرح کرد.در پايان جلسه دادگاه هيات قضات به رياست قاضي تردست براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
Tags: اتهام, افغان, افغانستان, افغانی, اولیای دم, بیمارستان, حکم, دادگاه, درگیری, دست فروش, دیوان عالی کشور, قاتل, قاضی, قتل, قتل حمایت دستفروش افغان, قصاص, قضات, متهم, محکوم, مقتول, موکل, وکیل, پلیس, پول, چاقو, چاقو کشی
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث | 15 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com: راننده يک خودروي سواري به اين خاطر که آمبولانس در حال انجام وظيفه به او اجازه سبقت گرفتن نداده بود، تکنسين اورژانس را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد و مجروح کرد.به گزارش خبرنگار ما بعدازظهر ديروز وقتي به مرکز 115 اطلاع داده شد يک اتومبيل در بزرگراه چمران واژگون و راننده اش مجروح شده است دو تکنسين اورژانس ماموريت يافتند براي کمک هاي اوليه و انتقال مصدوم به بيمارستان به محل حادثه بروند اما پس از آنکه آمبولانس به بزرگراه چمران رسيد به خاطر ترافيک سنگين در ادامه مسير به سمت خودروي سانحه ديده دچار مشکل شد. در اين بين راننده خودروي اورژانس که جان فرد مجروح را در خطر مي ديد و مي دانست تاخير او و همکارش شايد ضايعه غيرقابل جبراني را به بار بياورد تلاش کرد با به صدا درآوردن آژير راه را براي خود باز کند. در چنين شرايطي که امدادگران در اضطراب به سر مي بردند راننده يک خودروي سانتافه که پشت آمبولانس در حرکت بود مرتب با بوق و چراغ از تکنسين اورژانس مي خواست کنار برود و به او اجازه سبقت دهد. اين اقدام راننده سواري به صورت ممتد در مسافتي طولاني ادامه پيدا کرد اما مامور اورژانس که لاين کناري را بسته مي ديد و فرصت اين را نداشت که در ترافيک قفل شده گرفتار بماند سعي کرد بدون توجه به درخواست غيرمنطقي مرد جوان به مسير خود ادامه دهد. بالاخره بعد از دقايقي آمبولانس به محل حادثه رسيد و دو تکنسين شتابان به سمت مرد مصدوم رفتند اما در اين هنگام راننده سانتافه نيز توقف کرد و با پياده شدن از خودرو اش به سمت يکي از امدادگران دويد و وي را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد. در حالي که تکنسين اورژانس زخمي و دچار خونريزي شديد شده بود ماموران نيروي انتظامي که شاهد اين صحنه بودند جوان مهاجم را بازداشت کردند.از سويي بعد از کمک رساني به راننده حادثه ديده، امدادگران مجروح نيز به بيمارستان منتقل شدند.بنا بر اين گزارش جوان مهاجم در بازجويي ها گفته است چون عجله داشته و آمبولانس به او اجازه سبقت گرفتن نمي داده عصباني شده و به همين دليل به امدادگر اورژانس حمله کرده است. در حال حاضر اين متهم در بازداشت به سر مي برد و پرونده يي قضايي عليه او گشوده شده است.
Tags: آمبولانس, امداد گران, اورژانس, بازداشت, بوغ, بیمار, بیمارستان, ترافیک, تکنیسین, خودرو, درگیری, راننده, سانتافه, سبقت, ضرب و شتم, ضرب و شتم راننده آمبولانس سبقت, ضرب وجرح, متهم, مصدوم, مهاجم, پلیس, کتک
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث, داغ | 47 Comments »
سه شنبه, آوریل 28th, 2009

هفت تیر 7tir.com: پرونده قتل دختر نوجواني که قرباني خشم خونين برادرش شده بود براي رسيدگي به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.
به گزارش هفت تیر خبر قتل اين دختر از سوي مسوولان حراست بيمارستاني در منطقه پيشواي ورامين به مرکز 110 گزارش و اعلام شد جسم غرق در خون دختري به نام شيما به بيمارستان منتقل شده است. وقتي ماموران تحقيقات خود را آغاز کردند خانواده شيما حرف هاي ضد و نقيضي زدند و به همين دليل پليس متوجه شد اين دختر احتمالاً در جريان يک درگيري خانوادگي زخمي شده است. در حالي که تحقيقات ماموران ادامه داشت خبر رسيد به رغم تلاش فراوان پزشکان و از آنجايي که چاقو ريه و قلب شيما را پاره کرده اين دختر نوجوان در اثر خونريزي شديد زنده نمانده و جان باخته است. با توجه به اينکه پرونده شيما از اين به بعد به عنوان پرونده قتل در پليس آگاهي مطرح شد کارآگاهان جنايي کار تحقيق روي اين پرونده را آغاز کردند. اما همچنان خانواده شيما با پراکنده گويي سعي در مخفي کردن واقعيت داشتند تا اينکه ماموران به برادر 21ساله اين دختر مظنون شدند و او را دستگير کردند.پسر جوان که راهي به جز اعتراف نداشت، گفت خواهرش را به قتل رسانده است.
وي در توضيح ماجرا گفت؛ مدتي بود متوجه رفتارهاي مشکوک خواهرم شده بودم. بعد از مدتي تعقيب و دقيق شدن روي رفتارهاي او فهميدم وي با پسر جواني که از هم محلي هاي ما است، ارتباط دارد. از اين رفتارش خيلي ناراحت شدم. شيما مي دانست من چقدر روي رفتارش حساس هستم و از اينکه با کسي رابطه داشته باشد ناراحت مي شوم. با اين حال او توجهي نمي کرد. پسر جوان ادامه داد؛ بارها به خواهرم تذکر دادم که از کارهايش دست بردارد حتي به سراغ پسري رفتم که با او رابطه داشت. از او خواستم ديگر به اين رابطه ادامه ندهد. او هم جواب داد اين خود شيما است که به ادامه دوستي اصرار دارد. اين حرف پسر جوان خيلي برايم سنگين بود. به خانه آمدم و با شيما صحبت کردم. گفت وگوي ما به درگيري کشيده شد. آن شب کتک مفصلي به خواهرم زدم. او تاکيد داشت آن پسر را دوست دارد. من حتي رضايت داده بودم پسر جوان به خواستگاري اش بيايد و آنها با هم ازدواج کنند تا آبروي خانوادگي ما هم حفظ شود. به شيما گفتم تا زماني که به خواستگاري نيامده ديگر حق ندارد با او ملاقات کند.متهم ادامه داد؛ فرداي آن روز بعدازظهر وقتي از سرکار به خانه مي آمدم ديدم خواهرم ترک موتور پسر جوان نشسته است و به سمت خانه مي رود چون پياده بودم به آنها نرسيدم اما ديدم که او خواهرم را جلوي در خانه پياده کرد. خودم را به منزل رساندم، وارد اتاق شدم، ديدم خواهرم از مدرسه آمده و در حال عوض کردن لباس هايش است. به او گفتم چرا با آن پسر سوار موتور شدي؟ با عصبانيت جواب داد تو حق دخالت نداري. من به شدت عصباني شدم، به آشپزخانه رفتم، چاقويي برداشتم و به سمت خواهرم رفتم. تنها يک ضربه به او زدم. يکدفعه شيما از حال رفت و غرق در خون روي زمين افتاد.باورم نمي شد چنين بلايي سر خواهرم آوردم. من نمي خواستم او را بکشم. پدرم به سرعت او را به بيمارستان رساند. ما اميدوار بوديم او زنده بماند اما متاسفانه اين طور نشد.با توجه به روشن شدن ماجرا، پدر و مادر مقتول در دادسرا حاضر شدند و از پسرشان اعلام رضايت کردند
Tags: ازدواج, اعتراف, بازجویی, بیمارستان, خواهر, دوست دختر, دوست پسر, قاتل, قاضی, قتل, قتل با انگیزه ناموسی, قتل خواهر, قتل دختر توسط برادر, قتل ناموسی, مقتول
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حوادث, داغ | 78 Comments »
دوشنبه, مارس 30th, 2009

هفت تیر 7tir.com: در حالی که اسراییل از قطع رابطه کشور موریتانی با این کشور که همزمان با فجایع غزه رخ داد، به شدت ناراضی است، روزنامه اسراییلی هاآرتص مدعی شد اخراج سفير اسراييل از اين كشور ناشی از پرداخت 10 ميليون دلاری ایران به موريتاني بوده است.
به گزارش هفت تیر این روزنامه نوشت: تنها چند هفته پس از اخراج سفير اسراييل از موريتاني كه با تشويقهاي ايران صورت گرفت، تهران در تلاش است تا كنترل بيمارستاني در پايتخت موريتاني را براي تحقيقات در مورد سرطان و درمان آن در دست بگيرد، بيمارستاني كه نماد روابط ميان اورشليم و نوئاكخوت(پایتخت موریتانی) بوده است.
منوچهر متكي وزیر خارجه ایران، چهارشنبه گذشته در حالي به موريتاني سفر كرد كه اين اولين مورد سفر يك مقام ايراني به اين كشور از سال 1982 تا كنون بود. اگرچه اين ديدار تنها 6 ساعت به طول انجاميد اما دربردارنده بازديدي از بيمارستاني بود كه در ميان مردم محلي به بيمارستان اسراييلي مشهور است.
كار احداث اين بيمارستان از زمان تيره شدن روابط اسراييل و موريتاني در اين ماه متوقف شده است. گزارشاتي وجود دارد كه نشان مي دهد ايران براي اخراج سفير اسراييل از اين كشور 10 ميليون دلار را به موريتاني پرداخت كرده است.
متكي در جريان بازديد از اين بيمارستان وعده داد كه ايران براي تكميل ساخت اين بيمارستان جايگزين اسراييل مي شود. متكي همچنين از اقدامات دولت موريتاني در تعليق روابط با اسراييل استقبال كرده و گفت:”دشمنان ما در خاورميانه به پايان راه رسيده اند.
“طرح ساخت اين بيمارستان در سال 2000 توسط وزارت بهداشت اسراييل مطرح شده بود كه در طول چند سال با توجه به نوسان روابط دولت موريتاني و اسراييل با فراز و نشيب هاي زيادي همراه بود.حدود 9 ماه قبل اين پروژه به طور كامل متوقف شد.قرار است تا دو ماه آينده مراسمي رسمي براي اين بيمارستان برگزار شود.
اکنون که روابط موریتانی و اسرائیل قطع شده، هاآرتص مدعی است که اسراييل قصد داشته تا محموله اي از تجهيزات پيشرفته پزشكي شامل دستگاههاي اشعه ايكس و تيمي از پزشكان مجرب را براي آموزش پزشكان موريتاني به اين كشور اعزام كند.
Tags: 10 میلیون دلار برای اخراج سفیر اسراییل, اخراج سفیر اسراییل, اخراج سفیر اسراییل از موریتانی, اسراییل, ایران, بیمارستان, تشویق موریتانی به اخراج سفیر اسراییل, تعلیق روابط اسراییل با موریتانی, ساخت بیمارستان در موریتانی, سفیر, سفیر اسراییل, متکی, منوچهر متکی, موریتانی, وزارت بهداشت اسراییل, وزیر خارجه
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار جهان, اخبار سياسي | 11 Comments »
شنبه, مارس 7th, 2009

هفت تیر 7tir.com : زني که متهم است به خاطر ترس از آوارگي کودک يک روزه اش را در بيمارستان خفه کرده، از سوي قضات دادگاه کيفري مجرم شناخته و به پنج سال حبس تعلیقی محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه محاکمه اين زن محمد شادابي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛ اسفندماه سال گذشته پرستاران بيمارستاني در اسلامشهر به پليس خبر دادند زني نوزاد يک روزه اش را به قتل رسانده است. با آغاز تحقيقات مشخص شد اين زن 40ساله که صديقه نام دارد، 11 ساعت قبل از قتل فرزندش را به دنيا آورده است. هرچند صديقه ادعا کرد در قتل فرزندش نقش نداشته است اما پزشکي که کودک را از او تحويل گرفته بود اعلام کرد نوزاد يک روزه به طرز فجيعي توسط مادرش کشته شده است. اين پزشک گفت؛ کودک را براي شير دادن به مادرش تحويل داده بوديم. ساعاتي بعد متوجه گريه هاي بي امان نوزاد شديم. من براي سرکشي وارد اتاق شير شدم و ديدم روسري که بر سر اين کودک بود از سرش باز و بسيار محکم دور گردنش پيچيده شده است. گره هايي که دور گردن اين کودک زده شده بود، محکم بود و من به سختي آن را باز کردم. با اينکه کودک را سريع از مادرش پس گرفتم، تلاش من براي نجاتش از مرگ فايده يي نداشت. سپس به صديقه گفتم کودکش فوت شده است. او خيلي آرام بود و اصلاً بي تابي نمي کرد. به من جواب داد اگر با اين نوزاد به خانه شوهرش مي رفت همسرش او را بيرون مي کرد.نماينده دادستان ادامه داد؛ زماني که صديقه تحت بازجويي قرار گرفت ادعا کرد اصلاً بچه پيش او نبوده و زن پزشک دروغ گفته است. اما گفته هاي زن پزشک تنها دليل دادسرا براي اثبات گناهکار بودن صديقه نيست چراکه بازپرس براي به دست آوردن مدارک بيشتر پرستاراني را که زمان زايمان در کنار صديقه بودند مورد بازجويي قرار داد. هر دو پرستار گفتند اين زن پيش از زايمان نيز نگران بود فرزندش دختر باشد. آنها گفتند زماني که صديقه بي تابي مي کرد ما فکر کرديم به خاطر درد زياد است، اما صديقه گفت از چيز ديگري ناراحت است. اين زن مي گفت شوهرش تهديد کرده اگر اين بار هم فرزندشان دختر باشد او را طلاق خواهد داد.شادابي افزود؛ بازپرس پرونده در ادامه تحقيقات خود از متخصصان پزشکي قانوني خواست علت دقيق مرگ نوزاد يک روزه را مشخص کنند. آنها نيز بعد از بررسي دقيق اعلام کردند اين نوزاد به دليل خفگي و پيچيده شدن جسم نرم و قابل انعطاف به دور گردنش و فشار بر عناصر حياتي جان باخته است. بنابراين گفته هاي پزشکان و پرستاران بيمارستان مبني بر اينکه روسري خيلي محکم دور گردن اين نوزاد پيچيده شده بود کاملاً درست است.با توجه به دلايلي که گفته شد من به عنوان نماينده دادستان تهران و با توجه به اينکه شوهر صديقه به عنوان پدر نوزاد اعلام رضايت کرده است به لحاظ جنبه عمومي جرم تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم. سپس قاضي عزيز محمدي به عنوان رئيس دادگاه، صديقه را به جايگاه فراخواند و از او خواست در برابر اتهام قتل از خود دفاع کند. اين زن گفت؛ من فرزندم را نکشتم و گفته هاي هيچ کدام از شاهدان را هم قبول ندارم. زماني که فرزندم به دنيا آمد من حال خوبي نداشتم. بچه را پيش من آوردند تا شير بدهم .من هم کمي به او شير دادم. فرزندم خيلي بي تابي مي کرد چند بار اين موضوع را به پرستاران گفتم. يکي از آنها جواب داد نوزاد سردش شده يک شلوار کاموايي به تنش بپوشان. من هم اين کار را کردم. چند ساعتي گذشت. بچه هنوز پيش من بود و به او شير مي دادم تا شايد گريه اش قطع شود اما فايده يي نداشت. بعد از چند ساعت پزشکي به اتاق آمد، دخترم را از من گرفت و برد. مدتي که گذشت و من پرسيدم چه شده است مرا تحويل ماموران کلانتري دادند. زماني که داشتند بچه را از من جدا مي کردند او زنده بود.در اين هنگام قاضي خطاب به صديقه گفت، چه کسي روسري را دور گردن نوزاد پيچيده است و چرا تو و شوهرت در کلانتري اعلام نکرديد قتل کودک کار شخص ديگري است و تو هيچ نقشي در آن نداشتي. حتي شوهرت اين مساله را هم که به تو گفته بايد از خانه بروي تکذيب نکرده و بلافاصله بعد از قتل اعلام کرده از هيچ کس شکايتي ندارد و بدون قيد و شرط رضايت مي دهد.متهم جواب داد؛ من گفته هاي پرستاران را قبول ندارم و نمي دانم آنها چطور اين حرف ها را زده اند. شوهرم هم نمي دانست که بايد از چه کسي شکايت کند، به همين خاطر هم اعلام رضايت کرد. هيچ مادري نمي تواند فرزندش را بکشد حتي اگر او را نخواهد.قاضي اين بار پرسيد، چرا زماني که به تو گفتند فرزندت مرده است خيلي بي تفاوت رفتار کردي؟ متهم در پاسخ گفت؛ در آن لحظه شوکه شده بودم به همين خاطر هم بي تفاوت رفتار کردم.گفت؛ من آنچه را که گفته شده است قبول ندارم و اتهام قتل فرزندم را نمي پذيرم. فقط من به او شير دادم و از وي عکس گرفتم. قاضي عزيز محمدي سوال بعدي خود را اين طور مطرح کرد؛ پزشکي قانوني اعلام کرده شيري که به بچه داده شده بود هضم شده و اين به معناي آن است که کودک ساعت ها قبل از مرگش شيرخورده، چطور ادعا مي کني فرزندت تا لحظه آخر شير مي خورده است؟متهم در جواب گفت نمي دانم چرا پزشکي قانوني چنين نظريه يي داده است. فقط مي دانم من تا لحظه آخر به بچه شير مي دادم. من فرزندم را نکشتم و اتهام را قبول ندارم.پس از پايان جلسه دادگاه هيات قضات (عزيزمحمدي، رحيمي، بومي، محمدي کشکولي و سري) براي صدور راي پرونده وارد شور شدند و در نهايت صديقه را در قتل عمدي نوزاد
يک روزه اش مجرم شناختند و به چهار سال و نيم حبس تعليقي و شش ماه حبس تعزيري محکوم کردند.
Tags: بیمارستان, حبس, خفه, خفگی, دختر, دکتر, رضایت پدر در قتل فرزند, روسری, زنان, فرزند, فرزند دختر, قتل, نوزاد دختر, پدر, پرستار
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, حقوقی, حوادث, زنان، دختران و خانواده | 10 Comments »