Posts Tagged ‘امیدرضا میرصیافی’

سال اصلاح الگوی مصرف

دوشنبه, آوریل 6th, 2009
اصلاح الگوی مصرف

عکس: عبدالحسین رضوانی

هفت تیر 7tir.com – به قلم نیک آهنگ کوثر : امسال سال اصلاح الگوی مصرف نام گرفت. به این ترتیب دولت احمدی نژاد موظف شد نحوه مصرف بودجه در تبلیغات انتخاباتی ایشان را اندکی اصلاح کند. چهار سال پیش که ایشان کاندیدا شدند، چون قرار نبود الگوی مصرف اصلاح شود، فقط ۳۵۰ میلیارد تومان از شهرداری گم شد! امسال احتمالا با عنایت به تورم و تعدد کاندیدا ممکن است از بودجه یک چند میلیارد دلاری گم شود که سازمان بازرسی هم مقرر شد به آن گیر ندهد!

البته در زمان استانداری ایشان هم در استان اردبیل باز هم یک پول‌هایی گم شد که دچار ماست‌مالیزاسیون گشت. البته آقای احمدی‌نژاد فقط میزان مصرف وجوه را اصلاح می‌کند.

البته هنوز بخشنامه اصلاح الگوی مصرف به لبنان و غزه برای برادران حزب‌الله و حماس ارسال نشده و احتمالا نخواهد شد!

همچنین در راستای اصلاح الگوی مصرف قرار شد از این به بعد به جای انتقال سیاهی لشگر با اتوبوس به محل سخنرانی بزرگان، از قطار استفاده شود و دیگر هی از پادگان‌ها مستقیما آدم نبرند این طرف و آن طرف تا در مصرف گازوئیل شدیدا صرفه جویی شود! بررسی عکس‌های هوایی نشان می‌دهد که بعضی از مقامات عظمای مملکتی هر وقت جایی می‌روند مثل آهنربا هی اتوبوس جذب می‌کنند و دنبال خودشان می‌کشند و آدم قیافه‌هایی را که امروز در محل سخنرانی اهواز می‌بیند، فردا در رشت و پسفردا در مشهد و پسین فردا در تبریز می‌بیند. به این می‌گویند معجزه هزاره سوم!

در راستای اصلاح الگوی مصرف، به مقامات نظام پیشنهاد می شود کمتر “ذرت پرت” نمایند(زرت و پرت!)

خانواده مرحوم دکتر زهرا بنی یعقوب اعلام کردند بخشی از مدارک و پرونده مرگ دخترشان تصادفا غیب شده است. احتمال می‌رود در راستای اصلاح الگوی مصرف، برگ‌های بیخودی پرونده و ملحفه مسوول خودکشی شدن خانم دکتر بنی یعقوب اصلاح و حذف شده باشد.

لازم به ذکر است که از این غیب شدن‌ها زیاد اتفاقا می‌افتد و احتمالا مدارک پزشکی مربوط به امیدرضا میرصیافی هم چند روز دیگر غیب می‌شود، مدارک مربوط خانم زهرا کاظمی هم غیب شد…مدارک مربوط به قتل‌های زنجیره‌ای هم گویا غیب شده و اطلاعی از آنها در دست نیست.

کافه ناصری خبر داد، سپاه پاسداران از طریق باز گذاشتن فیس بوک، در حال پرونده سازی برای تمامی عزیزانی است که عکس بی حجابی یا در کنار دوست پسر و دوست دختر خود را گداشته‌اند آنلاین. دوستان عزیزی هم که جام شرابی دستشان است که دیگر هیچ! به امید خدا از چند ماه دیگر همه کسانی که عکس آنچنانی در فیس بوک دارند مورد مهرورزی خاص قرار گرفته و به خاطر عضویت در شبکه براندازی فیس‌بوک برخورد مقتضی با آنها صورت خواهد گرفت! از عزیزانی که همه اتلاعات خود را روی فیس بوک گذاشته‌اند درخواست می‌شود حواسشان را اندکی جمع کنند تا اشتباهی بازداشت نشوند و یک موقع خدایی ناکرده خودکشی شوند و مدارک مربوط به خودکشی شدنشان غیب شود!

خانواده‌های دانشجویان زندانی که برای دیدار با فرزندان زندانی خود در شب عید به زندان اوین رفته بودند با مساعدت مسوولین بازداشت شدند و شب را در کنار سفره هفت سین زندان که سوسک، ساس، سوزن(مربوط به ترزیق مواد مخدر)، سریش، سنگ، سیمان، سیگار به اندازه کافی در آن بود گذراندند. قدیم‌ها شب عیدی زندانیان را آزاد می‌کردند، حالا از این به بعد خانواده‌هایشان را می‌گیرند تا موقع سال تحویل کنار هم باشند!

افزایش احتمال قتل امیدرضا میرصیافی و انتقال مجدد پیکر او به پزشک قانونی

یکشنبه, مارس 29th, 2009


هفت تیر 7tir.com  :  تصویر پیکر زنده یاد امیدرضا میرصیافی وبلاگ نویسی که طبق بررسی های سازمان گزارشگران بدون مرز در زندان اوین به قتل رسیده است . بر اساس گزارش های رسیده در حال حاضر به دلیل اعتراض وکیل امید رضا و درخواست کالبد شکافی پیکر امید رضا به خانواده اش تحویل داده شد و  در پزشک قانونی تهران   نگه‌داری می‌شود. خانواده‌ی آن مرحوم تاکید می‌کنند که مرگ مشکوک این زندانی عقیدتی را از تمامی مراجع ممکن پی‌گیری خواهند کرد.
لازم به ذکر است در زمان تحویل پیکر این وبلاگ ‌نویس زندانی، آثاری از خون‌ریزی در ناحیه‌ی گوش چپ، بینی، پشت سر و کبودی‌هایی در پشت بدن وی مشاهده شده است که بر پیچیده‌گی و مبهم‌تر شدن نحوه‌ی فوت ایشان می‌افزاید.

امید میرصیافی به جرم وبلاگ نویسی در زندان اوین درگذشت

پنجشنبه, مارس 19th, 2009

در کنار استاد میلاد کیایی ؛ نوازنده سنتور
هفت تیر 7tir.com  : اميد رضا مير صيافى، وبلاگ نويس ايرانى كه بهمن ماه گذشته براى سپرى كردن حكم دو سال و نيم حبس خود بازداشت شده بود روز چهارشنبه در زندان اوین درگذشت.

 آقای محمد علی دادخواه وکیل این وبلاگ نویس زندانی در مصاحبه با رادیو فردا گفت : «دكتر حسام فيروزى از زندان اوين با من تماس گرفت و گفت كه ضربان قلب میر صيافى منظم نمى زده است و او را به بيمارستان برده اند. چون خود آقاى فيروزى پزشك است به مسئولان زندان گفته كه به چه نحو به او رسيدگى كنند و توصيه كرده است كه آقاى مير صيافى را به بيمارستان لقمان ببرند.»
آقاى دادخواه افزود: «ولى مسئولان زندان به اين حرف دكتر فيروزى توجه نكردند و گفتند كه مير صيافى تمارض مى كند. آقاى فيروزى پاسخ مى دهد كه ضربان قلب وى كمتر از ۴۰ است و او نمى تواند تمارض كند. وى را از اتاق بيرون مى كنند. آقاى فيروزى گفته است كه من پزشك سازمان ملل هستم ولى او را بيرون مى كنند.»
اين وكيل دادگسترى اظهار داشت: «اين طورى كه آقاى دكتر فيروزى به من اطلاع داده است، به علت عدم توجه، اميدرضا ميرصيافى فوت كرده است. اين در هيچ نگرش انسانى قابل پذيرش نيست.»

اميد رضا مير صيافى، نويسنده وبلاگ «روزنگار» در سوم ارديبهشت ماه سال ۸۷ دستگير و پس از ۴۱ روز حبس به قيد وثيقه از زندان آزاد شد.
شعبه پانزدهم دادگاه انقلاب در آبان ماه سال جارى، وى را به اتهام تبليغ عليه نظام به شش ماه حبس تعزيرى و به اتهام توهين به آيت الله خمينى و آيت الله خامنه اى به دو سال حبس تعزيرى محكوم كرد.
سازمان هاى بين المللى از جمله گزارشگران بدون مرز با صدور اطلاعيه هايى اين حكم را محكوم كرده و آن را بسيار سنگين دانستند.

محمد على دادخواه، وكيل اميد رضا مير صيافى به راديو فردا مى گويد كه دادگاه انقلاب حاضر نشد تا حكم موكل خود را به وى ابلاغ كند.

 وى اظهار داشت: «كدام منطق، اصول، شرع و اخلاقى چنين مسئله اى را مى پذيرد؟ اگر وى توهين كرده است طبق قانون بايد در دو مرحله در دادگاه مورد رسيدگى قرار گيرد. طبق كدام قاعده، على رغم تبصره ماده ۴۲ قانون آيين دادرسى دادگاه هاى انقلاب كه مى گويد بايد حكم به وكيل ابلاغ شود، بدون ابلاغ آن به اجرا در مى آيد؟»

 اين نخستين بار نيست كه يك زندانى سياسى در ايران در زمان حبس خود فوت مى كند. بر اساس گزارش هاى رسمى، طى سال هاى اخير حدود ۹ زندانى سياسى در زندان هاى ايران جان خود را از دست داده اند.
دو هفته پيش، امير حسين حشمت ساران، دبيركل جبهه اتحاد ملى ايران كه به ۱۶ سال حبس محكوم شده بود، در «بيمارستان رجايى» گوهردشت كرج فوت كرد.

پيشتر، اكبر محمدى از فعالان دانشجويى، زهرا كاظمى، روزنامه نگار ايرانى – كانادايى و ولى الله فيض مهدوى، فعال سياسى و زهرا بنی یعقوب  در زندان هاى ايران جان خود را از دست داده بودند.
آقاى دادخواه در باره علت تكرار چنين حوادثى در زندان هاى ايران مى گويد: «قاعدتا يك دستگاه رسالت مند نسبت به جان انسانى بايد بين حكم قضايى و انسان بيمار و تحت شرايط ويژه تمايز قائل شود. اگر قرار باشد كه هر كسى وظيفه خود را فراموش كند هيچ هنجارى پابر جا نمى ماند.»

وى اظهار داشت: «مگر آقاى آوايى (رئيس كل دادگسترى استان تهران) به عنوان ناظر نسبت به حقوق شهروندى نبايد در باره اين مسئله مسئوليت داشته باشد؟ آيا قانون، نوعى نيست يا اينجا با تبعيض اعمال مى شود؟
اين وكيل دادگسترى مى گويد: «آيا نگرش حقوق بشرى با توجه به پيوستن ايران به كليت ميثاق مدنى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى كه همه مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر را پذيرفته است و بايد به عنوان حقوق شهروندى اجرا شود در خصوص يك جوانى كه توهين كرده است بايد ناديده گرفته شود؟»
آقاى دادخواه با اشاره به نامه نگارى هاى گسترده خود با رييس دادگاه، هيئت حقوق شهروندى، داديار ناظر اجراى احكام و معاضدت قضايى در باره وضعيت امير رضا مير صيافى گفت: «همه كسانى كه نسبت به اين موضوع تبعيض قائل شدند در قبال اين واقعه مسئول هستند.

خوشبختانه تمام اين موارد براى بررسى مفتوح است تا سيه روى شود هر كه در او غش باشد.»

 
گزارش پزشکی مرگ امیدرضا میرصیافی در زندان اوین / احتمال قتل شبه عمد

گزارش ذیل در بر گیرنده مشاهدات دکتر حسام فیروزی ، پزشک و فعال حقوق بشر است که هفته گذشته به دلیل مراقبت پزشکی از زندانیان سیاسی زندانی شد  که بعنوان یک متخصص و شاهد، فوت این زندانی عقیدتی را حاصل بی توجهی مسئولان زندان و کادر پزشکی می داند و در مورد دوز بالای قرص های مصرف شده توسط این زندانی را مشکوک می داند که چگونه چنین دوزی در دسترس او بوده است
“”در حدود ساعت ۱۲ ظهر خبردار شدم که امیدرضا میرصیافی حال خوبی ندارد به سراغ او رفتم و او را به بهداری داخل بند ۷ زندان اوین، انتقال دادیم، من در آن بهداری برای‌اش لوله‌ی معده قرار دادم و معده‌ی او را شست‌وشو دادم، برای‌اش رگ گرفتم و اقدامات اولیه را انجام دادم. از پزشک آن‌جا درخواست کردم که داروی آتروپین برای او تجویز کند و داروی لینگر به او دهد ولی پزشک بهداری گفت که سرم یک‌سوم برای او کافی است و من را با توهین از اتاق بیرون کرد اما من هم‌چنان اصرار داشتم که این‌جا نمی‌توانید کاری انجام دهید و باید او را به بیمارستان بیرون مثل بیارستان لقمان، منتقل کنید چون وی  به دلیل خوردن تعداد زیادی قرص پروپرانول با افت شدید فشار خون و کاهش تعداد ضربان قلب روبه‌رو شده بود و فشارش زیر ۷ بود، اما پزشکان گفتند ما خودمان می‌دانیم باید چه کار انجام دهیم و من را از اتاق بیرون کردند.

من باز پشت در بهداری ایستادم و مصرانه خواستم که او را به دلیل افت فشارخون و به دلیل این‌که بدن وی کاملا سرد شده بود، به بیمارستان لقمان منتقل کنند اما پزشکان بهداری زندان به من  گفتند این مساله ارتباطی با شما ندارد و ما می‌دانیم چه کاری انجام دهیم. اما با اصرار بیش اندازه‌ی من او را به بهداری پایین زندان اوین منتقل کردند و از آن‌جا به بعد را دیگر من هیچ اطلاعی ندارم به دلیل این‌که به من اجازه‌ی‌هم‌راهی با وی را ندادند.

نکته‌یی که مهم است این است که پزشکان زندان در ابتدا حتا سعی در گرفتن رگ و فشار خون امیدرضا را نداشتند و اقدامات اولیه را نیز با اصرار و پافشاری من انجام دادند. ان‌ها همه چیز را به عنوان تمارض محسوب می‌کنند. مسئولان زندان و پزشکان این‌جا برای جان زندانیان، کوچک‌ترین اهمیتی قایل نیستند.

از نظر من که یک پزشک هستم امیدرضا میرصیافی دچار افسرده‌گی شدید بود و به هیچ وجه نمی‌توانست شرایط زندان را تحمل کند، حتا پرونده‌های پزشکی خود را مبنی بر دارا بودن افسرده‌گی شدید به پزشکان زندان ارائه داده بود، اما متاسفانه کوچک‌ترین توجهی به وی نشد.

این واقعه کم‌کاری صددرصد پزشکی زندان است. او دچار مشکل افسرده‌گی شدید بود. من از وی خواسته بودم تا او به روان‌پزشک مراجعه کند ولی او پس از مراجعه به روان‌پزشک زندان، هیچ نتیجه ‌یی ندید  

 

امیدرضا میرصیافی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «توهین به آیت‌الله خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای» به دو سال و نیم زندان محکوم شد و ۱۹ بهمن ماه سال‌جاری نیز حکمش به اجرا درآمد.

میرصیافی در سوم اردیبهشت سال‌جاری نیز بازداشت و ٤١ روز بعد با سپردن وثیقه ١٠٠ میلیون تومانی آزاد شده بود.

در محضر بانو پوران فرخزاد

بیشترین مقالات «روزنگار»؛ وبلاگ امیدرضا میرصیافی ( که در حال حاضر قابل دسترس نیست) به موسیقی و فرهنگ اختصاص داشت و هیچ مطلب توهین آمیزی در درون آن به چشم نمی خورد .
وی پرونده مفتوح دیگری در دادگاه عمومی استان تهران مبنی بر «توهین به مقدسات» داشت که تاریخ برگزاری آن اردیبهشت ماه سال آینده بود. میرصیافی که از وضعیت جسمی و روحی مناسبی در زندان برخوردار نبود، باوجود دارا بودن شرایط مرخصی، بنا بر اعلام فعالان حقوق بشر هیچ‌گاه نتواست از این مرخصی استفاده کند.
میرصیافی دومین زندانی طی دو هفته گذشته است که در زندان‌های ایران جان خود را از دست می‌دهد. امیر حشمت‌ساران، زندان سیاسی بود که ۱۶ اسفند ماه در بیمارستان «رجائی‌» شهر کرج درگذشت. آقای حشمت‌ساران پنج سال پیش به اتهام راه‌اندازی سازمانی به نام «جبهه اتحاد ملی» در شهریار بازداشت و به هشت سال زندان محکوم شده بود.
ایران یکی از معدود کشور‌هایی است که در آن برخی وبلاگ‌نویسان به خاطر مطالب وبلاگ‌های خود بازداشت و محاکمه می‌شوند.
نکته تاسف بار تر قضیه در مورد ایران این است که ایران فعالین سیاسی و وبلاگ نویسان را پشت درهای  بسته و در دادگاه های غیر علنی محاکمه می کند و اجازه نمی دهد هیچکس دفاعیات متهم را بشنود . این عملیست که مستبد ترین حکومت های استبدادی نیز انجام نمی دادند و اجازه دفاع به متهم در دادگاه علنی داده می شد . چندی پیش یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس بلوج در یک
دادگاه غیر علنی محاکمه شد و بدون اینکه کسی دفاعیات او را بشنود اعدام شد
.
قبلی :
گزارشگران بدون مرز : ایران دشمن شماره یک اینترنت در خاورمیانه