هفت تیر 7tir.com: به قلم مهدی خزعلی دوست و همسنگر عباس پالیزدار در روزهای جبهه : می دانم رکسانا به ناحق متهم و محکوم به جاسوسی شد، ما همه جاسوسیم! در تعریف جدید آقایان از جاسوسی که می فرمایند: فرایند جاسوسی تغییر ماهیت داده است و جاسوسی در قالب لابی های دیپلماتیک، روزنامه نگاری، خبرگزاری، مصاحبه ، تحلیل وقایع و وبلاگ نویسی شکل گرفته است! ” پس هر خبر ، اطلاع، تحلیل و نظریه پردازی جاسوسی است و وبلاگ نویسی اساس جاسوسی است پس ” ان اول الجاسوس”
چه شده است ؟ احمدی نژاد که علی رغم حکم برائت کارگزار نظام(موسویان)، اصرار دارد او جاسوس است، برای رکسانا که دادگاه او را به جاسوسی محکوم کرده بود مصاحبه و نامه نگاری می کند؟رکسانا خیلی سریع با استفاده از رانت اوباما تشریفات دادرسی را طی می کند و متهم، محکوم، تبرئه و آزاد می شود، اما جانباز حاج عباس پالیزدار دوازدهمین ماه زندان را می گذراند و هنوز حکمی ندارد! هنوز در بازداشت موقت است! او به تحریک محمود و داود و پروین احمدی نژاد سخن گفته بود، گمان می کرد دولت نهم از او حمایت میکند، اما محمود که می گفت : دل شیر داری، حتی تلفن های اورا هم جواب نمی دهد، داود که می گفت : ادامه بده، فراموشش کرده است! ، عباس نمی دانست که مبارزه با مفاسد دستهای پاک می خواهد! و کسانی که خود آلوده اند نمی توانند در این وادی گام نهند!
درزندان هواپیما ربا ، تروریست و قاتل از امکانات موبایل و تلفن نامحدود برخوردارند، اما عباس را در تنگنا و سختی نگه داشته اند، سر وکیل بند که قاتل باجناق خویش است او را تهدید می کند که اگرزیاد تلفن بزنی تو را به بند ایدزی ها منتقل می کنم! و باز در حضور رئیس اندرزگاه می گوید: چند شب پیش می خواستند او را قیمه قیمه کنند من نگذاشتم، برایش محافظ بگذارید، دوشب پیش می خواستند شبانه او را به بند ایدزی ها ببرند، معاون زندان می گوید: آوردن بین اشرار بخشی از مجازات توست! یکی دیگر از مسئولین زندان می گوید: دستبند و پابند جریی از مجازات توست! هنوز که دادنامه ای صادر نشده چه مجازاتی؟! به جرم عاشقی و جانبازی به زنجیر می کشند، به عباس گفتم: به کارت جانبازی ات نناز ، اگر پاس آمریکایی داشتی آزاد بودی! به پدر که عباس را ضمانت کرده بود می گویم: پدر جان کوپن شما باطله است، امروز کوپن اوباما خریدار دارد نه شما! شما از اصحاب کهفید، سکه دین مال 30 سال قبل است، امروز دلار اوباما کار ساز است!
امامی کاشانی : راست راست می ایستند و حرف های دروغ دروغ می زنند! به قلم مهدی خزعلی : خطیب جمعه این هفته تهران آیت الله امامی کاشانی بود، جمله قصار فوق راجع به احمدی نژاد یا دولت نهم نیست، ایشان راجع به امریکا این کلام نغز را فرمودند، به هر حال استاد اخلاق هستند و من بدم نیامد این جمله را آویزه گوش تمامی مسئولین دولت نهم نمایم، که راست راست نایستند و حرف های دروغ دروغ به خورد مردم ندهند! نمی دانم چرا هر وقت آقای امامی کاشانی را می بینم و یاپشت سرایشان نماز می خوانم، حضور قلب من بهم می خورد و یاد پالیزدار و حرف های او می افتم! اگر خدا و مرتضوی هم از سر تقصیرات پالیزدار بگذرند من یکی نمی گذرم!همیشه وقتی آیت الله امامی کاشانی در خطبه های نماز، آیات و روایاتی قرائت میکرد، در معادن رحمت و خزائن حکمت الهی سیر می کردیم اما از وقتی پالیزدار پیدا شد فکرمان به سمت معادن سنگ و خزائن بیت المال میرود!وقتی حضرت آیت الله در نماز“ ایاک نستعین“ را قرائت می فرمود، توجه مان بسوی یاری خواستن از خدا بود و ترک یاری غیر او . امروز استعانت به معادن و ذخائر خدادادی در نظرمان می آید، و این فکر که چرا مانه؟ چه می شد من نیز توان بخشی راه می انداختم و الان چند معدن سنگ داشتم و توان بخشی می کردم! گاهی رکعت های نماز را فراموش می کنم و در رویای توان بخشی خود سیر می کنم ، می بینم که افکار بلندی دارم و اسلام و مسلمین و نظام اسلامی نیازمند این افکار است فقط توان ندارم! اگر معدن داشتم و توان بخشی میکردم چه می شد! در این اندیشه ها سیر می کنم تا صدای سلام امام مرا از رویاهای شیرین توان بخشی خارج کند!
22 خرداد 87 پالیزدار بازداشت می شودو 24 خرداد 87 آقای امامی کاشانی در نماز جمعه می فرمایند: ((کسانی که علیه دین، مسلمین و نظام اسلامی طراحی می کنند، اینها دلیل ندارند، و سخنانی را به بهتان و کذب میگویند و یک موج موقتی هم ایجاد میکنند.))
ایکاش همان روز آقای امامی کاشانی یا ماجرای معادن سنگ و توان بخشی را تکذیب می فرمود و یا حداقل کذب آقای پالیزدار را برملا و راست و صدق آنرا منتشر می فرمود، ایکاش اسناد مزایده را منتشر می فرمودند تا حداقل حضور قلب نمازگزاران از دست نرود، امروز تا آیت الله امامی کاشانی خطبه ها را بخواند و نماز را تمام کند، نمازگزاران هزار بار معادن سنگ دهبید را کاویده اند و کامیون،کامیون سنگ است که از فراز سر نمازگزاران جمعه عبور میکند، اگرمی شد اندیشه نمازگزاران را به تصویر کشید، می دیدید چه ترافیک سنگینی از ماشین های سنگین بر فراز سر نمازگزاران در حرکت است، بهترین راه حل، پاسخ مستدل و منطقی است ، اینکه موج موقت است و تمام میشودو موج سازان را زندانی کنیم، راه حل نیست، چگونه میتوانید افکار نماز گزاران را حبس کنید؟ در خاتمه باید گفت ما به عنوان خانواده روحانیت قبل از انقلاب ارج و قرب بیشتری داشتیم هرچند درم و دینار نداشتیم که فرمود:
“زاهد که درم گرفت و دینار زاهد تر از او برو بدست آر”