Posts Tagged ‘اصلاح طلبان’

فرار میرحسین از پاسخ دادن به سوال دانشجویان در مورد کشتار های سال 67

چهار شنبه, می 6th, 2009


اخبار داغ هفت تیر فرار میرحسین کشتار های سال 67

هفت تیر 7tir.com: میرحسین موسوی کاندیداهای جبهه ی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی روز دوشنبه در مسجد دانشگاه مازندران (بابلسر) حضور یافت.  و برای اولین بار در یک جلسه رسمی پرسش و پاسخ ، در مورد عملکردش در قضیه کشتار 4 هزار زندانی دگر اندیش در دوران نخست وزیریش مورد سوال قرار گرفت اما با  فرار کردن از سوال دانشجویان سالن جلسه را ترک کرد .
. نماینده ی  دانشجویان در این جلسه تبلیغاتی میرحسین  سوالاتی را در برابر میرحسین موسوی مطرح کرد که از جمله مربوط به کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در دوران نخست وزیری او بود. میرحسین موسوی به هیچ یک از این سوالات پاسخ نداد .  صراحت میرحسین  تنها در آن جا بود که اعلام کرد: من با صراحت می گویم با اصلاح قانون اساسی مخالفم.

اخبار داغ هفت تیر فرار میرحسین کشتار های سال 67

آخرین و پرشورترین قسمت پرسش و پاسخ مربوط به نماینده انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بود که مطالبات دانشجویان را بیان کرد که شدیدا مورد استقبال تمامی حضار قرار گرفت.
متن کامل سخنان نماینده انجمن اسلامی دانشگاه بابل بدین شرح است:
درود بر تمامی دانسجویان زندانی که نماد مقاومت جنبش دانشجویی هستند و درود بر دانشجویان ستاره دار که ستاره هایشان مدال افتخار هر دانشجوی آزاده ای است. درود بر صدها دانشجوی محروم از تحصیل و درود بر شما، آقای میرحسین موسوی که با شهامت پا به عرصه انتخابات گذاشتید.
آقای میرحسین موسوی می گویند با ابهام و کلی گویی سخن می گویید، اطرافیانتان می گویند این تاکتیکی است که مورد هجمه اقتدار گرایان قرار نگیرید، آقای موسوی، احمدی نژاد نیز با همین تاکتیک و شگرد های انتخاباتی به روی کار آمد، اما آن چیزی که امروز در کشور ما وجود ندارد اعتماد میان ملت و دولت است که فریب آن تاکتیک های کثیف را خوردند. و امروز نا امید و سرخورده چشم انتظار رئیس جمهور دیگر هستند.
آقای موسوی ما تجربه ۸ سال دولت اصلاحاتی را داشتیم که رئیس آن در جایی که باید می ایستاد و از حقوق ملتی که به او رای داده بود دفاع می کرد راه سازش با قدرت طلبان و سرکوب گران را در پیش گرفت که این سیاست مصلحت اندیش جز یاس و ناامیدی و منتهی شدن به دولت دیکتاتوری همچون دولت محمود احمدی نژاد ثمره ای نداشت.
ملت ایران در برگه های رای خود نام کسی را به عنوان رئیس جمهور می نویسد که صراحت در گفتار، صداقت در رفتار و شجاعت در دفاع از خواسته های به حق آنان را در عمل اثبات کرده باشد. ما رئیس جمهوری نمی خواهیم که مجری انتخابات ننگینی چون انتخابات مجلس هفتم باشد که در آن بیش از ۴۰۰۰ نفر رد صلاحیت شدند. ما رییس جمهوری نمی خواهیم که وقتی در انتخابات تقلب شد تنها به خدا نامه بنویسد. ما به فردی رای می دهیم که با شجاعت از آرای ملت صیانت کند.
آقای موسوی سوالات ما زیاد است. لطفا یادداشت بردارید. خواهش می کنم به همه آنها جواب دهید. امیدواریم کمبود وقت را توجیهی برای ابهام در گفتارتان نکنید چون جواب صریح نیازی به اطناب و درازگویی ندارد.
۱- شما و ما می دانیم که به گفته آیت الله منتظری قائم مقام وقت رهبری بیش از ۴۸۰۰ زندانی سیاسی در سال ۶۷   بدون محاکمه به دستور آیت الله خمینی  اعدام شدند در حالی که دادگاه جمهوری اسلامی آنها را به زندان محکوم کرده بود . شما در آن زمان نخست وزیر ایران بودید.رئیس دولت  و  شخص سوم مملکت. مسئول دفاع از حقوق ملت. چه توضیحی درباره سکوتتان دارید؟ آیا این سکوت به معنای رضایت شما بود؟ باز هم تاکید می کنیم با صراحت پاسخ دهید.
۲- بیست سال سکوت کردید. بیست سالی که ملت در آن وقایعی همچون قتل های زنجیره ای و حادثه تلخ ۱۸ تیر را به چشم دیدند. آیا ضرورتی نداشت که شما به عنوان پیشکسوت عرصه سیاست کشور، موضعی را اتخاذ می کردید؟
۳- آقای موسوی قانون اساسی موجود ظرفیت هایی را برای تحقق آزادی و دموکراسی فراهم کرده است ولی از آن بیشتر ظرفیت های پرورش دیکتاتوری و قدرتمند شدن عده ای خاص و قلیل را دارد. آیا برای رعایت هر چه بیشتر حقوق شهروندی، حقوق بشر و تحقق آزادی و دموکراسی واقعی در کشور اعتقادی به اصلاح قانون اساسی دارید تا بیش از این شاهد سرکوب و دیکتاتوری نباشیم.
۴- امروز ملت ما حقوق مسلم زیادی دارد که توسط اقتدارگرایان نادیده گرفته می شود نظیر آزادی بیان، آزادی اندیشه، انتخابات و مطبوعات آزاد و ده ها مورد دیگر. ملت ایران حق دارد بعد از تحمل زجر و سختی سال ها جنگ و انقلاب و هزاران مصیبت دیگر زندگی مرفه و توام با آرامش داشته باشد. آقای میرحسین موسوی آیا شما نیز اعتقاد دارید باید همه حقوق مسلم ملت ایران قربانی دیپلماسی پرهزینه بر سر داشتن یک حق انرژی هسته ای شود؟ آیا شما هم می پندارید تحریم بر ملت ما و رفاه و آسایش آنها تاثیر ندارد؟
۵- آقای موسوی شما در سخنرانی هایتان این مژده را به مردم دادید که گشت های مخوف ارشاد را از خیابان های شهرهایمان جمع خواهید کرد و فرماندهان نیروی انتظامی در جواب شما اعلام کردند که این موضوع در حیطه اختیارات رییس جمهوری نیست و کسانی که در این باره اظهارنظر می کنند. از قانون بی اطلاع اند. برای تحقق این وعده خود چه پاسخی را برای ملت دارید؟
۶- و اما آخرین سوال: شما از دانشجویان زندانی حمایت کردید و ستاره دار کردن آنها را محکوم نمودید در حالی که اکثر این دانشجویان عضو طیف علامه دفتر تحکیم وحدت بودند شما سه هفته است که به درخواست ملاقات اعضای شورای مرکزی طیف علامه دفتر تحکیم وحدت پاسخی ندادید. چگونه این پارادوکس را تحلیل می کنید؟ نظر خود را به صورت شفاف و بدون ابهام در مورد طیف علامه دفتر تحکیم وحدت و ۵۲ انجمن اسلامی زیرمجموعه آن بیان کنید. آیا دولت شما این بزرگترین اتحادیه دانشجویی را به رسمیت خواهد شناخت؟
ما از شما ۶ سوال صریح و شفاف پرسیدیم و از شما ۶ جواب صریح و شفاف می خواهیم. از اینکه صحبت های من به درازا کشید و شما تحمل کردید تشکر می کنم.

بنابر این گزارش، موسوی در حالیکه از پاسخ دادن به سوال های نماینده انجمن اسلامی بابل طفره رفت، با لحنی آکنده از خشم اعلام کرد که این ۶ سوال بیش تر شبیه یک بیانیه است تا مطالبات.
وی گفت: “من ۲۰ سال سکوت نکردم و با بستن فله ای مطبوعات مخالفت کرده ام”. او همچنین گفت: “من صراحتا با اصلاح قانون اساسی مخالفم. من دیدم که چه کسی آن قانون اساسی را امضا کرد. من نمی گویم شما کافرید ولی این مواضع ما را به جایی درست نخواهد برد”. وی در ادامه گفت: “من کاملا به این قانون اساسی معتقدم و با آن وفادار خواهم ماند”.
از نکات قابل توجه این برنامه زمانی بود که نماینده انجمن اسلامی دانشجویان صنعتی نوشیروانی بابل مشغول پرسیدن سوال بود. در این هنگام مجری برنامه و ستاد میرحسین موسوی سعی می کردند تا میکروفون را از وی بگیرند که موفق نشدند ولی در عوض وقتی سوال نماینده انجمن درباره کشتار ۶۷ بیان می شد، صدای بلندگوها را به شدت کم کردند. نماینده انجمن اسلامی سه بار رو به میرحسین کرد و از او پرسید اجازه می دهید تا سوالاتم را ادامه دهم که هر سه بار میرحسین سرش را به پایین انداخت و حرفی نزد. این در حالی بود که میرحسین وقتی یک دانشجوی بسیجی درخواست تریبون کرده بود، گفت: “به او تریبون بدهید و بگذارید صحبتش را بکند”.
در انتهای این مراسم میرحسین موسوی به جای پاسخ دادن به سوالاتی که نماینده انجمن اسلامی صنعتی بابل مطرح کرده بود، از پاسخ گویی طفره رفت و در حالی که دانشجویان فریاد می زدند “میرحسین، ۶۷، جواب بده” سالن را ترک کرد.

همچنین دانشجویان چندین بار در میان حرف های نماینده انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بابل شعار دادند “تحکیم طیف شیراز، نداریم، نداریم”.

در این گزارش آمده است: مراسم با خوش آمد گویی و سخنرانی دبیر انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه مازندران آغاز شد و پس از چند خوش آمد گویی دیگر میرحسین موسوی به ایراد سخنرانی کوتاهی پرداخت و در آن به نقد وضعیت موجود (بیش تر در زمینه اقتصادی) پرداخت.
سپس جلسه پرسش و پاسخ آغاز شد و در ابتدا دکتر زهرا کریمی عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران و یکی از ۵۰ اقتصاد دان منتقد دولت از موسوی سوالی مبنی بر این که “برنامه عملی شما برای بهبود وضعیت اقتصادی چیست؟” مطرح کرد. میرحسین موسوی در پاسخ گفت: “مدتی باید به احیای سازمان های کنترل کننده اقتصادی نظیر سازمان برنامه و بودجه، شورای پول و اعتبار و … که با تصمیمات غیر عقلانی منحل شد، پرداخت (در این زمان جمعیت شعار “محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد” را سر دادند) و سپس با کمک اطلاعات و آمار اقتصادی این مراکز دست به کار کارشناسی زد. سپس عنوان کرد که جزئیات طرح اقتصادی اش در چند هفته آینده منتشر خواهد شد.”
میرحسین در جواب پرسشی کتبی مبنی بر این که آیا در صورت انتخاب “خاتمی” را در کابینه اش جای خواهد داد؟ گفت: “خاتمی یک چهره برجسته و ممتاز داخلی و بین المللی است و در هر جایی که خود خاتمی بخواهد مخصوصا در بخش سیاست خارجی پذیرای حضور ایشان خواهیم بود.”
سپس رضا عرب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران به ذکر مشکلات فعالان دانشجویی در چهار سال گذشته پرداخت و نظر صریح موسوی را در مورد انجمن های اسلامی دانشجویان و دانشجویان زندانی جویا شد.
رضا عرب به عنوان دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در آغاز صحبت خود به دانشجویان دربند دانشگاه امیرکبیر وبه طور خاص عباس حکیم زاده درود فرستاد. وی در صحبت های خود به مشکلات پیش روی دانشگاهیان در راستای ایجاد فضای باز آکادمیک اشاره کرد وگفت: جناب آقای مهندس موسوی از شما خواهش می کنم به دانشجویانی که در این چهارسال مورد برخورد تعلیق اخراج محرومیت از تحصیل قرار گرفتند توجه فرمایید. دانشجویانی که به جرم اصلاح طلبی وتحول خواهی از تمامی گروه های اجتماعی دیگر هزینه بیشتری در اصلاح طلبی و تحول خواهی داده اند. چشم انداز شما برای دانشجویانی که در این چهار سال، زندان را تبدیل به خانه ی دوم آنها کرده اند چیست» وی پس از آن با اشاره به مشاوران و تفکر دوگانه ای که بر ستاد میرحسین موسوی در زمینه مسایل آموزش عالی حاکم است، خواستار پاسخ صریح موسوی در باره ی آینده ی وزارت علوم در دوره ی مدیریت او کرد و حمایت دانشگاهیان از وی را منوط به رفع این دوگانگی در رفتار ستاد موسویاعلام کرد.
موسوی در این موارد پاسخ صریح نداد و در مورد دانشجویان زندانی گفت: من زندان بان نیستم که در زندان را باز کنم تا کسی آزاد شود ولی می گویم به شعارم عمل خواهم کرد و شعارم “آزادی از ترس و رهایی از نیاز” است.
تعداد زیادی از جمعیت شعار دادند “موسوی صراحت ، صراحت” که مورد توجه میر حسین قرار نگرفت و عده ای نیز شعار “احمدی پینوشه ایران شیلی نمی شه” را سر دادند که در این میان فرد میانسال از میان جمعیت روی صندلی رفت و فریاد زد “مرگ بر ضد ولایت فقیه” که با شعارهای “مزدور برو گمشو” و “بسیجی برو گمشو” و “توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد” از طرف دانشجویان روبرو شد. موسوی پاسخ داد: من پایبندی خود را به ولایت فقیه اعلام می کنم و ماجراهای اخیر در مورد ادغام سازمان حج و زیارت نشان داد که چه کسانی به ولایت فقیه پایبندند.
سپس یکی از دانشجویان بسیجی دختر به داد و فریاد پرداخت و درخواست تریبون کرد که با خواهش موسوی به او تریبون داده شد. این دانشجو پرسید شما هنوز طرح روشن اقتصادی نداده اید ولی وعده ی جمع کردن گشت ارشاد را داده اید. ما باید به فکر غیرت خودمان هم باشیم. آیا مشکل اساسی مردم گشت های ارشاد است!
موسوی در پاسخ گفت: اگر تورم ۵۰ درصد بشود هیچ گشت ارشادی نمی تواند جلوی فساد را بگیرد. ریشه در جایی دیگر است و راه را اشتباه رفته ایم. من هنوز بر این وعده ام پایبندم.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر یکی از فعالان حقوق زنان که دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی بود از موسوی درخواست کرد موضع صریح خود را درباره “کمپین یک میلیون امضا” و “پرونده رکسانا صابری” اعلام کند. اما موسوی از دادن پاسخ صریح اجتناب کرد و فقط به ذکر این موضوع پرداخت که خواهان عدم تبعیض بین زن و مرد است و با لایحه چند همسری مجلس مخالف است و با سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه ها نیز مخالف است. موسوی در جای دیگر گفت که خواهان ایجاد فضای بازتر در فضای فرهنگی کشور من جمله بخش کتاب و سینما است.

میرحسین: احتمالا پیروز نخواهم شد

شنبه, می 2nd, 2009

هفت تیر میر حسین موسوی

هفت تیر 7tir.com: خبرگزاری یونایتدپرس روز جمعه از تهران گزارش داد: “میرحسین موسوی” نخست وزیر سابق ایران به مجله آلمانی “اشپیگل” گفت که در نظر دارد برای انتخابات ریاست جمهوری سخت مبارزه کند، اگرچه پیروز احتمالی این انتخابات نخواهد بود.

به گزارش هفت تیر ؛ موسوی اگرچه به احتمال انتخاب مجدد “محمود احمدی نژاد” به ریاست جمهوری اذعان کرد ، اما در عین حال گفت که حال وهوای عمومی در ایران “به سرعت تغییر می کند.”

وی افزودکه در این انتخابات شرکت می کند، چرا که “بسیاری از امور، به ویژه سیاست های اقتصادی در این کشور به خوبی پیش نمی رود.”

او خاطر نشان کرد: از آنجاکه معتقدم که می توانم اوضاع را بهبود بخشم، برااصلی ریشه کن کردن فساد تلاش می کنم.

موسوی که پس از انقلاب سال 1979، ابتدا به عنوان وزیر امور خارجه و سپس در مقام نخست وزیر ی ایفای نقش کرده ، از سال 1989 تاکنون منصبی مهم را عهده دار نبوده است. جوانان واجد شرایط رای دادن در ایران به عنوان گروهی مهم در کشوری که دو سوم جمعیت آن را زیر 30 سال تشکیل می دهد ، شناخت اندکی از وی دارند.

موسوی در واکنش به سماجت خبرنگار اشپیگل درخصوص اظهارنظر درمورد موضوعاتی چون رابطه با آمریکا، برنامه هسته ای این کشور و سخنان علنی احمدی نژاد مبنی بر رد هولوکاست، محتاطانه برخورد کرد.

نامه تند کروبي به شريعتمداري : من سعيدي سيرجاني نيستم

شنبه, می 2nd, 2009

اخبار داغ هفت تیر کروبی شریعتمداری

هفت تیر 7tir.com: متن کامل نامه آقای کروبی به حسین شریعتمداری به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم
و قل اعوذبك من همزات الشياطين(مومنون، 97 )
آقاي حسين شريعتمداري
مديرمسوول روزنامه كيهان
سلام عليكم

طبق عادت مالوف و سنت مسبوق آن جريده، در روزنامه روز چهارشنبه نهم ارديبهشت ماه 1388 با نگارش دو متن مستقل اما مرتبط، یكي به زبان لودگي و ديگري به زبان امنيتي اين بار عليه اينجانب مهدي كروبي به تهمت و هتك حرمت روي آورده‌ايد و دوستان و ياران مرا هم بي نصيب نساخته‌ايد، بلكه در پرده دري، درهاي تازه گشوده‌ايد و همگان را نه در مقام روزنامه نويس كه در جايگاه يك مقام امنيتي به وابستگي به رژيم صهيونيستي متهم كرده‌ايد. وا اسفا كه در جمهوري اسلامي، اين نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست كسي افتاده كه در جايگاه نمايندگي رهبري در معظم ترين موسسه مطبوعاتي حكومتي نه تنها از مشي رهبري پيروي نميكند بلكه با سوءاستفاده از موقعيت شغلي خويش و جايگاهي كه در مقام بهره مندي از اموال عمومي دارد بنگاه دروغ پراكني راه انداخته و پس از عمري در پوستين خلق افتادن و نقش پراوداي ايراني را بازي كردن و هتك حرمت مراجع عظام تقليد و روشنفكران برجسته ديني و مديران خادم ملت اكنون به سراغ فردي آمده كه هرگز داعي دفاع از خويش نداشته و همواره كوشش كرده آبروي ريخته شده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و ميانجيگري و ميانداري و ميانه روي و ريش سفيدي به آنان بازگرداند و همواره با اين روش از جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي و راه امام پاسداري كرده است. اكنون اما نوبت به خود من رسيده است كه از عنايات و كنايات كيهان بي بهره نمانم و بدانم كه اين بنگاه دروغ پراكني از تحريف مواضع مهدي كروبي نا اميد شده به توهين روي آورده است.

بارها از تحريف كيهان در عبارات و كلمات منسوب به خويش گذشت كردم چرا كه تيغ كيهان در دريدن اعتماد مردم به اصلاح طلبان را كندتر از آن ديدم كه نيازي به در افتادن با كيهان باشد اما اكنون كه حد گذرانده ايد و از آن بدتر افزون بر من، يارانم را نيز متهم ساخته ايد چاره‌اي جز آن نديدم كه با شخص شما يك بار براي هميشه سخن بگويم و حجت تمام كنم تا بدانيد كه اين بار نه با سعيدي سيرجاني كه با مهدي كروبي سخن ميگوييد كه كارنامه نيم قرن مبارزه سياسي او و پدرش و خانواده‌اش در راه انقلاب و نظام روشن است. البته ميدانم كه در اين ديار از سعيدي سيرجاني تا دوست حضرتعالي سعيد امامي همه از هر نوع بشر در معرض نيش قلم و قرباني بهتان شما هستند. سخن گفتن از خويش در فرهنگ عرفاني و اخلاقي ايرانيان مذموم است اما اسوه ما امام علي(ع) است كه در زمانه نامرداني مي‌زيست كه العياذبالله اسلام و ايمان و نماز او را زير سوال بردند و آن امام شرمسار از عصري شد كه در آن او را با معاويه بن ابي سفيان قياس ميكردند. پس به فرياد درآمد و از سابقه خود در اسلام و ياري پيامبر اسلام و جنگاوري در جبهه حق گفت. امروز هم همان روز است كه افرادي چون شما با بي انصافي تمام سوابق فرزندان ايران و ياران امام را زير سوال ميبريد و كسي را ياراي هماوردي با شما نيست كه اگر هست چون شمشير علي در نيام و چون زبان آن حضرت در كام است. من اما زبان در كام نميگيرم و از ياد نميبرم جفايي كه شما در حق مراجع محترم تقليد و روشنفكران مسلمان و حتي دگرانديشان كرده‌ايد. كيست كه سابقه و رابطه مرا با برخي از فقها و مجتهدين نداند و از اين واقعيت غافل باشد كه در مرزبندي با آن بزرگان و ترجيح امام عزيز بر آن علما از سابقون بودم؛ اما آيا اين مجوزي است كه بر هتك حرمت ايشان از سوي كيهان سكوت كنم؟ كيست كه فاصله مرا (به خصوص در سالهاي آغاز تاسيس جمهوري اسلامي) با برخي از روشنفكران ملي و مذهبي نداند و به ياد نياورد كه در ترجيح خط امام بر خطها و جناح‌هاي ديگر لحظه‌اي ترديد نداشتم؛ اما آيا اين دليلي است كه بر هتك حيثيت بزرگاني چون مرحوم مهندس بازرگان – كه در تدين او شكي نبود – چشم ببندم؟ آيا مكتب همان امام و ميراث همان اسلام نبايد سبب شود كه اين همه ظلم و جفا را ناديده نگيريم وقتي كه مديران كيهان همسو با تهيه كنندگان برنامه هايي چون هويت به نويسندگان و روشنفكران اين سرزمين چون مرحوم دكتر عبدالحسين زرينكوب و مرحوم دكتر عباس زرياب خويي توهين ميكردند؟ آيا امروز همان كلام اميرمومنان نبايد سرلوحه ما باشد كه اگر مسلماني از خبر تعرض به زني يهودي بميرد، بر او حرجي نيست؟

آقاي شريعتمداري؛
شما بر مبناي كدام دانش فقهي و حوزوي متعرض محتواي اعلاميه من درباره ضرورت اصلاح قانون مجازات افراد زير 18 سال مي‌شويد؟ شما در كدام مدرسه و مكتب و دانشكده درس فقه و حقوق و علم دين آموخته‌ايد؟ مساله اعدام افراد زير 18 سال مساله‌اي فقهي و حقوقي است كه فقها و حقوقدانان بايد درباره آن نظر دهند و البته هر نظري در اين باره ميتواند مورد نقد علمي هم قرار گيرد نه اينكه مايه لودگي و فحاشي بنام طنزپردازي شود. در فقه اسلامي هيچ ترديدي در اصل قصاص نفس در مورد قتل عمد وجود ندارد مگر آنكه صاحبان حق از آن بگذرند. اما بر مبناي همين فقه، كودكان از مجازات اعدام مستثني هستند. تنها بحث و اختلاف نظر درباره افراد كم سن و سال كه در اصطلاح فقهي و حقوقي غيرمكلفين، غيربالغين و يا «صبي» و كودك ناميده ميشوند اختلاف از نظر ميزان سن آنهاست .

اين مطلب مورد اتفاق همه فقهاي اسلام است كه «صبي» يعني كودك در صورت ارتكاب قتل عمد محكوم به قصاص نفس و اعدام نميشود، بلكه «عاقله» يعني خويشاوند و خاندان وي ديه مقتول را ميپردازند. ليكن چون اخبار و احاديث مربوط به اين موضوع هم تعدادشان اندك و هم مضمونشان متفاوت است موجب اختلاف نظر در مفهوم و مصداق كودك و صبي گرديده است كه آيا منظور از صبي و كودك كيست. برخي فقها با استناد به برخي از احاديث گفته اند منظور از آن افراد زير 15 سال است. برخي روايات به ميزان رشد جسمي فرد مورد نظر اشاره و تاكيد نموده اند و نه به مقدار سن او و حتي قيد وجب راجع به قد وي ذكر شده است. در برخي فتواها به نشانه ها و علائمي از رشد جسمي و جنسي فرد مورد نظر اشاره شده است. نظر ديگر اين است كه بلوغ و كمال فرد تابع شرايط اقليمي و آب و هوايي است و سن بلوغ افراد در مناطق حاره و بارده متفاوت است و مصداق صبي و كودك علي الاغلب افراد زير هجده سال است و نه پانزده سال .

براساس اين واقعيت است كه قوه قضائيه كشور ما تحت رياست فقيهي مطلق و مجتهدي كامل نيز بخشنامه هايي را مبني بر منع اعدام افراد زير هجده به قضات فرستاده و اخيرا پيشنويس لايحه‌اي را در اين باره جهت تصويب تقديم مجلس آماده نموده است و من هم به عنوان يك روحاني نظرم اين است كه در شرايط اقليمي ما كودكان در سنين بالاتر از پانزده سال به بلوغ و رشد همه جانبه ميرسند و مساله آغاز به انجام به اعمال عبادت با مسائل كيفري فرق دارد و لازم است كه قانوني در اين باره تصويب و از اعدام افراد زير هجده سال جلوگيري شود. آيا به نظر شما كيهان نشينان اين ديدگاه امثال بنده و قوه قضائيه ارتباطي به صهيونيسم دارد و آيا شما طرفدار اعدام افراد زير هجده سال هستيد و معتقديد اگر كسي مانند شما فكر نكند از عوامل صهيونيسم است؟! آيا صهيونيستها از اينكه درايران افراد زير 18 سال را اعدام كنند و بتوانند عليه جمهوري اسلامي تبليغ كنند راضي ترند يا اينكه يك روحاني علاقه مند به نظام و يار امام خواستار لغو اين مجازات‌ها شود؟ مگر خداوند متعال در قران مجيد نفرموده است اگر فردي را بناحق بكشند مانند اين است كه همه انسانها را كشته اند و اگر كسي را از مرگ ناحق نجات دهند مثل اين است كه همه انسانها را نجات داده‌اند. ما كي ميخواهيم به اين آيات رحمت الهي عمل نموده و از خشونت دوري كنيم؟ شما چرا و چگونه به خودتان اجازه ميدهيد كه به افراد مومن و مسلمان برچسب نامسلماني و صهيونيسم بزنيد، مگر شما چه كاره‌ايد و چه جايگاهي داريد؟

در گذشته بسياري از مسائل بوده كه واجب يا حرام بوده ولي با تحقيقات جديد و فتواي علما غيرواجب و يا حلال شده است. مثل احكام بئر و كشيدن آب آلوده به نجاست چاه و نيز مانند ماهي‌هاي خاوياري كه تا انقلاب حرام نبود بعد از انقلاب با فتواي امام و برخي ديگر از مراجع حليت آن اعلام شد و نيز مانند مساله مهم حق راي زنان كه قبل از انقلاب يكي از محورهاي اعتراض علما بود ولي بعد از انقلاب، زنان هم حق راي دادن و هم حق نامزد شدن در انتخابات را پيدا كردند. پس ماهيت متكامل فقه و پويايي آن هرگز با اين بضاعت علمي شما نميتواند مورد ترديد باشد و در واقع دليل بر آشفتگي شما از اين اعلاميه نيست. آنچه علت پرده دري شماست ترس از انتخابات آينده است كه شما در فرآيند اين انتخابات كيهان را به ارگان نامزدي خاص بدل كرده‌ايد و به نام انتشار اخبار دولت به تريبون رئيس دولت تبديل شده‌ايد و آرزوي تمديد اين دوره را در سر مي پرورانيد و برخلاف مشي رهبري، روزنامه اي كه از اموال عمومي است را به ارگان فردي تبديل كرده ايد و با مشاهده اقبال مردمي در صف مقابل آشفته خاطر مي شويد و چنين بيتابانه عنان از كف ميدهيد و دشنام ميدهيد. شگفتا كه در رژيم شاه اعضاي سابق حزب توده، رستاخيزي و ساواكي ميشدند و به شكنجه و آزار مبارزان انقلابي و زندانيان سياسي مي پرداختند و پس از انقلاب اسلامي برخي افراد كه سابقه وابستگي به گروه‌هاي ضدانقلاب را داشتند لباس مطبوعاتي ميپوشند و با تلون و نفوذ در برخي مطبوعات (كه به بيت‌المال متكي هستند) به ياران امام و انقلاب توهين ميكنند. روزي دگرانديشان و روشنفكران، دگر روز چهره‌هاي ملي و مذهبي، گاهي بزرگان اقوام و مذاهب و مكاتب مسلمان و جايي حتي بيت امام خميني و نوه محترم وي را هتك حرمت ميكنند. بدين ترتيب گويي كيهان به پايگاه ترويج خشونت و تفرقه و فرقه‌گرايي تبديل شده است .

شما با اين شيوه، ريشه در كدام راه داريد؟ آيا راه امام و رهبري و اسلام رحماني فرسنگها از بيراهه شما دور نيست؟ آيا از آن زنان مومنه‌اي كه با نگارش اخبار كذب و مقالات دروغ در كيهان حريمشان را شكسته‌ايد و در برخي پرونده‌هاي شبه قضايي براي ايشان پاپوش دوخته ايد، حلاليت طلبيده ايد؟ آيا روي ديدار با ارواح طيبه علما و فقهايي كه بدانها توهين كرده ايد را داريد؟

انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد 88 آزمون ملي ايرانيان است. هر كس كه بتواند خدمتگزار ملت باشد از حق ثبت نام در اين انتخابات برخوردار است و تاكنون نيز چهار نفر بيشتر اعلام آمادگي نكرده‌اند. قانون هم وظيفه همه نهادها را روشن كرده است. روزنامه كيهان به عنوان بخشي از بيت‌المال بايد طبق قانون تابع سنتي باشد كه اموال عمومي تابع آناند و آن بيطرفي است. چرا كيهان هر روز عليه دو نامزد انتخابات 22 خرداد – كه هر دو يار امام بوده‌اند – پرده دري ميكند و براي نامزد سوم سينه دراني؟ روزنامه كيهان به چه حقي هر روز عليه مهندس ميرحسين موسوي و اينجانب مقاله و خبر مينويسد و جعل ميكند و تهديد ميكند كه مراجع صلاحيت دار به حسابم ميرسند؟ مگر شما وكيل مدافع آن مراجع يا مامور مخفي آنها هستيد كه اينگونه از عالم غيب خبر ميدهيد؟

آقاي شريعتمداري؛
درست است كه در انتخابات سال 1384 حق خود را پايمال يافتم اما اين شب انتخابات از آن شبها نيست كه هنوز نيمه شب فرا نرسيده و صفحه روزنامه كيهان به ساعت 10 شب نرسيده و صندوق راي جمع نشده و شمرده نشده باشد و شما در تيتر اول روز بعد خبر از رتبه بندي نامزدها بدهيد و نفر اول و دوم و سوم را تعيين كنيد و سوداي سونامي احمدي نژاد سر دهيد. در اين چهارساله كه روزنامه اعتماد ملي را منتشر كرده‌ام دقيقا ميدانم كه صفحه اول روزنامه چه زمان بسته ميشود و اخبار غيبي چگونه به مديرمسوول ميرسد .

مرا به بي سوادي متهم كرده‌ايد. نميدانم شما در كدام مدرسه و دانشكده و حوزه درس خوانده ايد. اما از شما با آن آرشيو غني اطلاعاتي و امنيتي در موسسه كيهان (كه در آن ابعاد زندگي همه افراد مورد نظرتان مضبوط است) بعيد است كه ندانيد و نتوانيد پوشه مربوط به اينجانب را بيابيد تا بفهميد كه مهدي كروبي دانش آموخته دانشگاه تهران پيش از انقلاب اسلامي بوده و افتخار كسب اجازات علمي و اجتهادي متعدد از مراجع معظم تقليد و اساتيد كهن سال حوزه علميه قم و تهران را در كارنامه خود دارد. مگر آنكه بگوييد اين مدارك را هم ديده ايد و براي آن اساتيد نيز احترامي قائل نيستيد و اين البته خود عذر بدتر از گناه است كه به مقام امامت امت و رهبري انقلاب اسلامي امام خميني اهانت ميكنيد كه به فرد به زعم شما بيسوادي چون من اين همه احكام متعدد داده اند. ياران مرا نفوذي نام نهاده‌ايد. در ميان ياران من به جز افراد خدوم بسياري از ياران و نزديكان امام عزيز حاضرند. نميدانم شما در عمر خويش اصلا امام را از نزديك ديده‌ايد يا نه؟

برنامه شما تلاش براي اختلاف افكندن ميان من و يارانم است تا با اتهامات واهي از قبيل اتصاف به صهيونيسم از پيگيري حقوق شهروندان و اصلاح قواعد حكمراني منصرف شويم. اما بدانيد اين اهداف نه انتخاباتي كه ذاتي من در زندگي است و شهادت ميدهم كه هيچ حرفي را نميزنم مگر آنكه بدان از عمق جان باور داشته باشم و هيچ تصميمي را نميگيرم مگر آنكه مشورت كرده باشم. پس بدانيد كه هم ميخوانم و هم مينويسم به خصوص روزنامه كيهان را كه در دوره حضرتعالي كارنامه‌اي سياه در توهين به نخبگان را از خود بر جاي نهاده است .

آقاي شريعتمداري؛
در پايان به شما تذكر ميدهم و نصيحت ميكنم كه به خود آييد و حد نگه داريد و اجازه دهيد ملت از حق انتخاب خود بدون تلقين و تخريب بهره ببرند .

فاعتبروا يااولوالالباب والسلام علي من اتبع الهدي
مهدي كروبي

اخبار داغ هفت تیر شریعتمداری

روزنامه اعتماد ملي امروز نامه مهدي کروبي را به همراه اين کاريکاتور از حسين شريعتمداري در صفحه اول خود درج کرد(اثر بزرگمهر حسین‌پور)

پیشینه خبر: روزنامه کیهان چه نوشته بود؟

کیهان در شماره چهارشنبه گذشته خود با انتشار دو مطلب یکی در قالب سرمقاله و دیگری در قالب ستون طنز «گفت و شنود» خطاب به مهدی کروبی نوشت:
سواد (گفت و شنود)
گفت: آقای کروبی یک بیانیه صادر کرده و در آن خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته است: اعدام کودکان را متوقف کنید!
گفتم: این «لاطائلات» را چه کسی در دهان «شیخ اصلاحات»! گذاشته است؟! فقط اسرائیل به ایران اسلامی این تهمت ها را می زند.
گفت: حتما همان پیاده نظام های رژیم صهیونیستی که این روزها اطراف کروبی پرسه می زنند این لاطائلات را نوشته اند!
گفتم: مگر شیخ اصلاحات سواد خواندن و نوشتن ندارد که بیانیه اسرائیل را به نام او صادر نکنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟ شاید سواد خواندن دارد ولی سواد نوشتن ندارد! یا نوشتن بلد است و خواندن نمی داند یا هر دو را دارد یا هیچکدام را ندارد! یا…
گفتم: قاضی از متهم پرسید سواد داری؟ جواب داد سواد نوشتن دارم ولی سواد خواندن ندارم! قاضی با تعجب یک تکه کاغذ به او داد و گفت چند جمله بنویس و متهم چند خط کج و کوله کشید و به دست قاضی داد. قاضی با تعجب نگاه کرد و ورقه را دست متهم داده و گفت؛ خودت بخوان ببینم چی نوشته ای؟ و متهم جواب داد؛ آقای قاضی! عرض کردم که من فقط سواد نوشتن دارم، سواد خواندن ندارم!

قبلی:  آخرين نامه سعيدی سيرجانی به سيد علی خامنه ای قبل از کشته شدن در زندان

طیف جعلی شیراز در سایت میرحسین به عنوان دفتر تحکیم وحدت معرفی شد

شنبه, آوریل 18th, 2009

 میر حسین موسوی- تبلیغات انتخاباتی

هفت تیر 7tir.com: سایت قلم نیوز سایت رسمی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در اقدام غیر معمول که در سایتهای اصلاح طلبان روی نمی دهد ، مصاحبه ای را با یک دبیر  تشکل دانشجویی جعلی  که نام خود را دفتر تحکیم وحدت گذاشته است درج کرد  .
دفتر تحکیم وحدت  قدیمی ترین و بزرگ ترین  تشکل دانشجویی کشور است که از حمایت دانشجویان  ده ها دانشگاه دولتی سراسرکشور برخوردار است و در چند سال اخیر مواضعی تند تر از سایر تشکلهای سیاسی درون ایران در مورد رویداد های سیاسی ایران گرفته است و خواستار اصلاح ساختاری قدرت در ایران است . تا به حال ده ها عضو این تشکل زندانی شده اند و سنگ اندازی های بسیاری در برابر این تشکل از سوی حکومت  انجام گرفته است که مهم ترین مقابله های حکومت با این تشکل را می توان یک طرح برنامه ریزی شده  با وزارت اطلاعات و روزنامه کیهان  برای جایگزین کردن یک تشکل جعلی و خود ساخته به جای دفتر تحکیم وحدت دانست . در این طرح  سعی شد در شیراز در انتخاباتی که توسط نمایندگان  واقعی دانشجویان تمام دانشگاه های ایران تحریم شد ،  اعضایی را به عنوان شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مشخص کنند اما این اقدام خیلی زود با برگزاری انتخابات واقعی دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه علامه با حضور گسترده نماینده دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور ناکام ماند و پس از آن نیز طیف جعلی شیراز با بی توجه ای کامل دانشجویان به مراسم برگزار شده توسط این طیف در انزوا  قرار گرفت .
از نمونه هایی مهمی که نشان می دهد دانشجویان در شناختن دفتر تحکیم وحدت واقعی فریب این نیرینگ  را نخورده اند شرکت گسترده دانشجویان در مراسم 16 آذر پارسال دفتر تحکیم وحدت  بود.

اما در روز 27 فروردین سایت قلم نیوز سایت اصلی انتخاباتی میرحسین موسوی مصاحبه ای را به دبیر تشکیلات جعلی طیف شیراز درج کرد و جالب آنکه در این مصاحبه او را دبیر دفتر تحکیم وحدت نامید . سایت قلم نیوز که بعد از این اقدام با واکنش افشاگرانه چند سایت دانشجویی از جمله سایت دانشجویان دانشگاه امیر کبیر روبرو شد  بلافاصله خبر را ویرایش کرد  و در هر جای خبر که عنوان دبیر دفتر تحکیم وحدت را بکار برده بود در پراندز نوشت {طیف شیراز } . و به این وسیله سعی کرد مقداری از موضع گیری خود در حمایت از طیف حعلی دفتر تحکیم  را تعدیل کند .

مقایسه خبر ابتدایی سایت قلم نیوز در کش گوگل ،  با خبری که همینک در سایت است نشان می دهد که قلم نیوز از ابتدا ، این مصاحبه را تحت عنوان مصاحبه با دبیر دفتر تحکیم وحدت درج کرد و هیچ اشاره ای به طیف شیراز نکرده بود  .  پیش از این مرسوم نبوده است که سایتهای اصلاح طلبان حتی تحت عنوان طیف شیراز با اعضای این تشکل جعلی که ساخته وزارت علوم است مصاحبه کنند .
خبر ابتدایی :
مصاحبه میر حسین موسوی با قلم نیوز

یک روز بعد خبر ویرایش شد :

مصاحبه میر حسین موسوی با قلم نیوز

تمام این اقدامات در حالی از سوی سایت میرحسین موسوی انجام می گیرد که سایت میرحسین موسوی به طور کامل خبر زندانی و شکنجه شدن 15 نفر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ،  که در عید امسال بازداشت شدند را هرگز منتشر نکرد و هیچ اشاره ای به دفتر تحکیم وحدت  در سایت خود نکرده است .
میرحسین موسوی نیز در برابر شعار ها و درخواست دانشجویان دانشگاه های ایلام و اهواز که در سفر تبلیغاتی او از او خواستند در حمایت از دانشجویان زندانی شده سخن بگوید کاملا سکوت کرد و به کلی گویی  بدون اشاره به دانشجویان زندانی اکتفا  کرد . مواضع میرحسین در مدت تبلیغات انتخاباتی در رویارویی با جنبش دانشجویی یک عقب گرد بسیار بزرگ برای اصلاح طلبان محسوب می شود و بسیار به مواضع دولت احمدی نژاد نزدیک است .  دولت احمدی نژاد در آخرین اقدام خود در بیانیه ای رسمی توسط وزارت علوم دفتر تحکیم وحدت را غیر قانونی اعلام کرد .

در جلسه مجمع با خاتمی قبل از انصراف چه گذشت

سه شنبه, مارس 24th, 2009

هفت تیر 7tir.com: جلسه مجمع روحانیون با حضور خاتمی و با حواشی فراوان روز دوشنبه برگزار شد.

به گزارش هفت تیر  در این جلسه که با بحث­ها و تنشها و حاشیه های  فراوانی همراه بود بیانیه انصراف خاتمی از انتخابات بررسی شد و بعد از تغییرات گسترده در آن برای انتشار در اختیار رسانه­ ها قرار داده شد .
در این جلسه همچنین در خصوص ماندن یا نماندن خاتمی در صحنه انتخابات رای گیری شد که با اختلاف کمی موضوع ماندن خاتمی در صحنه رای آورد، با اینحال  آقای خاتمی با توجه به شکنندگی آراء بر موضع خود برای ترک صحنه انتخابات تاکید کرد .
یکی از حاضران جلسه در مورد مسائل خصوصی داخل جلسه گفت :  تنش و مناظره حاضرین بدان حد بالا بود که آقای خاتمی به کرات برای فرار از فشار جلسه سیگار می کشید.
در این جلسه در خصوص همکاری مجمع روحانیون با میرحسین نیز بحث و موضوع واگذاری کلیه ستادهای مجمع روحانیون به موسوی با مخالفت اعضا مواجه و منتفی شد و مقرر گردید به جای در اختیار گذاشتن تمام ستادها شروطی برای موسوی در این خصوص گذاشته شود.
خاتمی هم تاکید کرد قطعاً با کنار رفتن من وحدت بین اصولگرایان از بین خواهد رفت و این به هدف اصلی ما یعنی حذف احمدی نژاد کمک می کند.
یکی از سران مجمع نیز در سخنان خود تصمیم­گیری خاتمی را به معنای ابقای احمدی نژاد عنوان کرد و افزود  میر حسین قائل به مشورت نیست و با شمار محدودی عمدتاً مشورت می­کند و با آمدنش به عقل جمعی بی­احترامی کرد.
ابطحی نیز با تاکید بر مخالفت خود با میرحسین عنوان کرد هیچگاه موافق میرحسین و تفکرات و ایده­هایش نبودم چرا که او کهنه و قدیمی است و در عین حال بسیار محافظ کار و محتاط. نه به آن همه ناز و کرشمه برای آمدن و نه به این بد آمدن و بازی را خراب کردن.
یکی دیگر از اعضا مجمع روحانیون نیز در سخنانش بر جدی بودن موسوی تاکید کرد وگفت :میرحسین را نمی­شود از میدان به در کرد بنابراین باید کروبی را وادار کنیم که کنار برود برای حفظ و صیانت از اصلاحات .
در انتهاي اين جلسه سيد محمد خاتمي بار ديگر با اشاره به حمايت هاشمي رفسنجاني از ميرحسين موسوي گفت: آقاي هاشمي قطعا به دنبال چند كانديدا كردن اصولگرايان است تا با این کار آرای اصول گرایان شکسته شود و میرحسین پیروز شودو  با  توجه به انصراف من اين احتمال قوت بیشتری مي گيرد كه اصولگرايان با چند كانديدا وارد شوند و اين به نفع اصلاحات است

به دنبال اصلاح طلبان هستید یا به دنبال اصلاحات ؟ موسوی یا اعلمی ؟

جمعه, مارس 20th, 2009




هفت تیر  7tir.com   :   در این که سید محمد خاتمی در مقطعی از تاریخ گفتمان نوئی را فارغ از منشاءخلق این گفتمان مطرح کرد ،شکی نیست ودر این میان تلاش صادقانه وی در تحقق اهداف این گفتمان نیز غیر قابل انکار است .با ورود خاتمی به انتخابات ،طرح این سووال و طعنه از طرف برخی منسوب به اصلاح طلبان “مگر خاتمی در 8سال چه کرد؟! ” هم منصفانه نبود، ولی خاتمی به مثابه جراح حاذقی بود که یکبار مسوولیت جراحی اصلاحات را به مدت 8 سال بر عهده گرفت وانچه در چنته داشت بکار بست وشاید توانست بخشی از این جراحات را ترمیم کند لیکن سطح جراحات به حد ی است که شاید کاراکتر خاتمی وتخصص وی نتوانست نتیجه ای بیش از خلق دولت نهم داشته باشد ، شرایط ایجاب میکرد در میان راه این جراحی را کسی دیگری بر عهده بگیرد، و فردی نه تندرو و عجول و نه ضعیف وکند، بلکه فردی نو و درنده در برابر قدرت، این راه را ادامه دهد .
انتخاب معین در سال 84 از طرف خاتمی موجبات کمای کامل اصلاحات را فراهم کرد ،حال این اصلاحات رو به موت نه با خاتمی زنده میشود ونه مواردی مشابه آن . ُاین جسم نحیف نیازمند شوک است ،شوک دهنده ای که از ضربه به پیکره قدرت نهراسد،باید اذعان داشت طبیبانی که تا کنون برای اصلاحات نسخه پیچیده اند کاری از پیش نبرده اند،خاتمی با داشتن دولت ومجلس نه اینکه نکرد بلکه نتوانست کار زیادی از پیش ببرد، فارغ از علل این عدم تحقق ،نتیجه حاضر همین است که می بینیم، کما اینکه خاتمی در حضور خود بنده اذعان داشت بیایم برای چه؟ چکار میتوانم بکنم؟ بیایم انتظارات مردم بالا میرود ، از تورم 49 درصد در 4 سال میتوانم 4 درصد بکاهم !
پس اصرار به کسی که اذعان به نتوانستن دارد چه بود؟!ا
میرحسن موسوی 20 سال در این مملکت که آبستن حوادث بزرگی بوده است سکوت کرده ، ۸ سال در این مملکت سازاصلاحات وتحول خواهی مردم در موسوی تاثیر نداشت وحال موسوی باید این سکان را در دست گیرد لذا بدون مناقشه آیاموسوی برای اصلاحات به مثابه شستن مرده شور به دست مرده نیست ؟ ، البته موسوی شخصیت قابل ستایشی دارد به جهت زندگی سالم مالی خودش وخانواده اش وعدم سوء استفاده از قدرت وعنوان وجای سووال این است که مطالبه صدا وسیما ونیروی انتظامی چه شد؟شرایط عوض شده است؟! وعبدالله نوری که فقط دارد معطل می کند و با توجه به روشی که در پیش گرفته نگارنده به حضور او امید چندانی ندارد .
حال سووال اینجاست پس چه کنیم؟

چه الزامی وجود دارد ویا چه منطقی وجود دارد با کارتهائی باز کنیم که قبلا رو شده اند؟! چرا در ریاست جمهوری از شخصیت های نو استفاده نمیکنیم ؟چه کسی از عامه این ملت نجات و تغییر وضعیت حاضر را با خاتمی ،موسوی ،کروبی و….گره زده است؟اصلا مگر در شرایط حاضر کاراکتر خاتمی با وجه غالبا لطیف وعقب نشین والبته متین وموسوی هم به این شکل میتواند ما را به مطالبات برساند؟

گوئی ما میخواهیم به زور به ملت بقبولانیم به غیر این افراد کسی را نداریم ،بایستی بپذیریم که نخبگان خاموش را خودمان خانه نشین کردیم به صورتی که از ترس اینکه بازی داده نمیشوند در عزلت مانده اند .

باید تکلیف خود را روشن کنیم . اصلاح طلبان تکراری را میخواهیم یا به فکر اصلاحات واقعی هستیم و برای اصلاحات حاضریم به سراغ بهترین گزینه های در دسترس برویم ؟
اگر اصلاحات را بر اصلاح طلبان ترجیح می دهیم بر این اساس به نظر میرسد ابتدا بایستی راهبرد کلی تعیین شود سپس معیار های روشنی برای فرد منتخب تعیین شود سپس بر اساس این معیارها فرد گزینش شود،نه اینکه چون خاتمی است یا موسوی است یا کروبی و….

اوباما پدیده ای است از این نوع رویکرد که فارغ از نام ونشانی وشناسنامه فرد ،زمینه واقعی برای معرفی وی ایجاد شد.چه کسی اوباما را چهار سال پیش می شناخت؟

اکبر اعلمی با ویژه گی هائی چون شجاعت و نترسی و صراحت ودیدگاه اصلاح طلبی و محکم ودرنده گی در مطالبه خواست های مردم با بیانیه ای که حاوی نکات ریز وقابل تاملی بود وارد عرصه انتخابات شد لیکن بر اساس نوع تفکری که گفته شد اجازه برجسته شدن موضوع داده نشد، حتی خاتمی در نامه خود نه تنها نامی از وی بلکه کلمه سایر کاندیدا ها ( به غیر موسوی وکروبی )را هم به میان نمی آورد،گوئی ششدانگ سند اصلاحات به نام این افراد زده شده است .
در حالی که اگر سخنان خاتمی وکروبی را در یک سی دی جمع کنیم و با سخنانی که اعلمی مطرح کرده است بسنجیم خواهیم دید دیدگاه اعلمی اصلاح طلبانه تر است تا خاتمی . این شعار های بیرون قدرت نیست . این سی دی می تواند حاوی بیانات رسمی این افراد زمانی که درون قدرت بودند بشود تا بر شنونده مشخص شود در زمان در در قدرت بودن کدام یک با رویکردی شفاف تر در جهت اصلاح واقعی حرکت می کردند و کدام یک به دادن شعار اصلاحات اکتفا می کردند ؟

اعلمی اصلاح طلب است اما حتی در میان اصلاح طلبان غریب افتاده است .
غربت اصلاح طلبی اعلمی در چند چیز است:

1- تیغ انتقاد اعلمی اصلاح طلبان را هم آزرده است،روزنامه های اصلاح طلب را آزرده

2- اعلمی با ارکان قدرت مراوده ندارد،تا از این طریق از زبان رجال مطرح شود.

3- راه اعلمی پرهزینه تر است،کسانی که در قدرت هستند شاید قدرت خود را از دست بدهند.

4- اعلمی رسانه ندارد (این یک ضعف است )

5- اعلمی با همه یکسان رفتار کرده است حتی با رفیق خود(دزد میخواهد راست باشد میخواهد چپ باشد دزد است)

6- طرفداران اعلمی خارج از مولفه های قدرت و ازتوده مردم هستند چرا که حرف خود را از زبان اعلمی شنیده اند.

7- اعلمی به سبب تعصب ویژه به منافع ملی با بیرون رابطه خوبی ندارد،اصولا رسانه های خارج به دنبال فردی مثل اعلمی با خوی استقلال طلبی نیستند.

8- اعلمی شخصیت خود ساخته است ،شخصیت سیاسی خود را مدیون کسی نمی داند،کسی نمی تواند به جهت عدم وامداری اعلمی از وی رانت وسهم مطالبه کند

و مواردی از این قبیل ،

دموکراسی ایجاب میکند فارغ از انحصار نگری در کشور ما هم اجازه ظهور عقاید وسلایق نو در فضای عادلانه ایجاد شود.وسیاست بسته بندی وبرچسب نو با ماهیت واحد از بین برود.

ونهایت اینکه ما می خواهیم اصلاحات وتغییرات پیروز شود یا اصلاح طلبان؟به نظر میرسد سردمداران اصلاحات با اصرار به بازگشت خاتمی ویا موسوی دنبال پیروزی اصلاح طلبانند تا اصلاحات!

به خاطر بسپاریم پیروزی اصلاحات به معنای پیروزی مردم وماندگار و پیروزی اصلاح طلبان به معنای پیروزی اشخاص وموقت است. اصلاحات واقعی باید برنامه مشخص برای رسیدن به دموکراسی داشته باشد . اصلاحات واقعی باید مشخص کند چگونه قرار است در مدت زمانی مشخص طبق برنامه ای مشخص در همه امور نظام میزان رای ملت شود . این گفتمانیست که ارائه راهکار آن از اعلمی بر می آید . باید منتظر ماند و دید

اصلاحات مرد . زنده باد چهارشنبه سوری

سه شنبه, مارس 17th, 2009

http://tinypic.info/files/55wpbf5y7ia9xzrjkow3.jpg
هفت تیر 7tir.com به قلم  علیرضا محمد ظاهری :  هرچند هفت تیر یک روز زودتر از سایت خاتمی و اصلاح طلبان رسما خبر انصراف خاتمی را اعلام کرد اما سرانجام با 24 ساعت تاخیر این انصراف دیشب با بیانیه رسمی خاتمی برای خیلی ها آخر خط بود . همان هایی که در این 24 ساعت خواب و خوراک نداشتند و و به زمین و زمان چنگ می زدند که شاید بتوانند راه حلی بیابند تا خاتمی بماند و آنها نیز وزارت و مدیرکل شدن در  دولت آینده را از دست ندهد . 24 ساعت بسیار جالبی در ستاد خاتمی در جریان بود . تشنگان قدرت که ژست اصلاح طلبی گرفته بودند را می دیدی که آخرین زور خود را می زدند تا جوانان ساده این ستاد ها را به انواع رقص ها وادار کنند و حتی فیلنامه گریه دسته جمعی نیز ریخته شد غافل از آنکه وقتی هفت تیر  با قاطعیت می گوید خاتمی انصراف داد ، یعنی کار تمام است . پیام ساده آقا مبنی بر ناخشنودی از ادامه حضور خاتمی  که با واسطه برای خاتمی ارسال شد  آنقدر بود که سید ترسو و دوست داشتنی قصه ما نتواند در برابر آن مقاومت کند و تصمیم بگیرد کاری کند که لااقل در شب چهارشنبه سوری از ترس اپیزود دوم  مقاله کیهان کابوس نبیند .  خاتمی می دانست آنان که کمپین اس ام اسی راه انداخته اند و خاتمی را به ادامه حضور دعوت می کنند در ترسو بودن دست کمی از خود او ندارند و نمی توان بر روی عملشان حساب کرد .    سرانجام دیشب خاتمی آب پاکی را بر روی دست همه آنانی که در این 24 ساعت انواع خبرهای دروغ رامرتب  بر روی سایتها خود میفرستادند و باز حذف می کردند ،   ریخت و در سایت شخصی خودش بیانیه انصراف را قرار داد . آنجا دیگر از حذف و اضافه خبری نبود . کار تمام شد .
ژست انصراف برای اخلاق را می توان باور کرد و می توان باور نکرد . اما حداقل این است که  واقعیت ها را نیز باید به آن اضافه کرد : انصراف از ترس رای نیاوردن در مرحله اول ( به نقل از  خود خاتمی ) . انصراف از ترس آقا . انصراف از ترس قسمت دوم مقاله کیهان ..
اصلاحاتی دروغین که رهبرانش ترسوهایی بودند که برای شرکت در انتخابات به دیدار سلطان می رفتند و با اشاره سلطان انصراف می دهند  دیر زمانیست که مرده است . اصلاحات مرد  اما ایران و ایرانی زنده است .  زنده باد چهارشنبه سوری