Posts Tagged ‘اتوبوس’
یکشنبه, می 10th, 2009

هفت تیر 7tir.com به قلم هدایت آقایی نماینده سابق فسا در مجلس : خبر کشته و مجروح شدن تعدادي از دانش آموزان که در حال انتقال از شهرستان فسا براي استقبال از آقاي احمدي نژاد به شيراز اتفاق افتاد، دل هر شنونده يي را به درد آورد. يقيناً در هيچ کجاي دنيا نمي توان گفت حوادث رانندگي، آتش سوزي، سيل و… به وقوع نمي پيوندد اما دلايل هر کدام تعيين کننده اهميت هر واقعه است. چنان که پيگيري و ريشه يابي قتل هاي عمد يا ترورها ولو با قربانيان کم نسبت به بلايايي قهري و طبيعي يا غيرعمد و ناخواسته حتي با فراواني ده ها هزار نفر مهم تر است. حادثه اخير را مي توان از دو زاويه مورد بررسي قرار داد؛ اول از اين ديدگاه که اتفاق مزبور جزء وقايع قابل پيشگيري بوده يعني اگر زمينه چنين مسافرتي فراهم نمي شد اين خسارت نيز وارد نمي شد لذا مسوولان بايد نسبت به وجوب و ضروري بودن سفرهايي از نوع يادشده پاسخگو باشند.
اما موضوع را مي توان و بايد از زاويه اجتماعي نيز مطالعه کرد. سال ها است که استقبال هاي تصنعي از مسوولان در مناطق مختلف کشور به صورت يک عرف و گاه شبه قانون درآمده است. هنگام حضور يکي از شخصيت هاي عالي رتبه يکي از مهم ترين پروژه ها براي مسوولان محلي ميزان و کيفيت جمعيت استقبال کننده است.
اينان بايد با سهميه بندي جمعيت مورد نياز بين شهرستان هاي استان مطمئن شوند تعداد افراد آنقدر خواهد بود که هم شکوه و جلال مقام مدعو را تامين کنند و هم البته زمينه را براي تشويق و احتمالاً ارتقاي خويش فراهم سازند. هزينه هاي پيدا و پنهان اين جمعيت فوق العاده زياد است. حق ماموريت کارکنان رسمي، کرايه هاي حمل و نقل، خورد و خوراک افراد، تعطيلي مدارس و کاهش فعاليت ادارات و بسياري از موارد ديگر باعث مي شود ميلياردها تومان از بيت المال صرف تشريفات استقبال از مقامات و تجمع براي استماع سخنراني آنان شود. هرچند در اين گفتار منکر حضور خودجوش برخي از افراد و دستجات و ابراز علاقه آنان به يک چهره ملي يا شخصيتي سياسي و دولتي نيستيم ولي بايد قضاوت کرد چند درصد از اين مستقبلان با امکانات خود و بدون مديريت بيروني حضور به هم مي رسانند. چرا در شهر تهران که هر روز صبح و شب عالي رتبه ترين مقامات در مسيرهاي نسبتاً معيني عبور مي کنند از اين جمعيت چند ميليوني ابراز احساسات صورت نمي گيرد. آنچه راقم اين سطور به ياد دارد از اوايل انقلاب تا پايان دوره رياست جمهوري چهارم تقريباً عموم تجمعات به ويژه براي حضور نزد مسوولان ناشي از علاقه يا حس انقلابي افراد بود اما پس از آن به تدريج شيوه هاي مديريت شده رايج شد.
پرسش اصلي در اين ارتباط آن است که اساساً منشاء احتياج به نشان دادن جمعيت زياد چيست؟ براي يافتن پاسخ کافي است نگاهي به کشورهاي مختلف در جهان داشته باشيم. بسياري از کشورهاي آفريقايي چون مصر، مراکش، سودان، زيمبابوه و کشورهاي آسيايي مانند کره شمالي، سوريه، چين و بيشتر کشورهاي امريکاي لاتين با تشکيل تجمعات مردمي به دنبال اثبات مشروعيت حکومت و نمايش دموکراسي هستند. در غالب کشورهاي فوق تشکيل حاکميت خارج از روش هاي دموکراتيک معمول و تعريف شده صورت مي گيرد. به عنوان مثال در کشورهاي چين و کره شمالي حزب کمونيست قدرت مطلقه بوده و رهبري و ساير ارکان حکومت با آراي اعضاي حزب تعيين مي شوند. به طور طبيعي مقامات اين کشورها همواره در معرض نقد افکار عمومي در سطح بين المللي قرار دارند و براي فرار از پاسخگويي به بهانه هاي مختلف و مراسم سالگرد جمعيت را به رخ مي کشانند. در مقابل کشورهاي پيشرفته صنعتي هستند که داراي نظام مبتني بر آزادي مطلق سياسي بوده. معمولاً دولت هاي برخاسته از آراي مردم در اين کشورها هيچ گاه دغدغه مشروعيت ندارند مگر آنکه در جمع آوري آرا تقلب و فريبکاري ثابت شود. همانند آنچه در جريان ماجراي واترگيت اتفاق افتاد و نيکسون رئيس جمهور امريکا مجبور به استعفا شد. اگرچه در همين کشورها نيز مسوولان به توجه مردم و حتي تجمع آنان افتخار مي کنند ولي اگر يک نخست وزير يا رئيس جمهور در خيابان برود و جمعيت ده ها هزار نفري جمع نشوند هيچ کس آن را کسر شأن يا نشان از نامردمي بودن دولت نمي داند.
حال بايد ديد جمهوري اسلامي در کجاي اين تقسيم بندي قرار دارد؟ براساس شعارهاي انقلاب اسلامي و منويات قانون اساسي علي القاعده جمهوري اسلامي بايد يکي از دموکراتيک ترين نظام هاي حکومتي باشد. مشروعيت جمهوري اسلامي بنا بر اصول متعدد قانون اساسي به آراي مردم برمي گردد که آزادانه به صندوق ها مي ريزند. در اين صورت ميزان محبوبيت دولتمردان و نمايش موافقت مردم با يک برنامه يا شعار خاص و امثال آن نبايد چندان پراهميت باشد. البته چنان که پيشتر نيز گفته شد اگر اقشاري از مردم با انگيزه و امکانات خويش در هر شرايطي ابراز احساسات کنند امري بسيار نيکو و خوشايند است اما مصروف داشتن هزينه هاي کلان نه تنها لازم نيست بلکه با افشا شدن دم خروس هايي مانند آنچه در تصادف اتوبوس دانش آموزان فسايي رخ داد از قدر و منزلت حمايت هاي واقعي نيز کاسته خواهد شد. به نظر مي رسد بيش از آنکه مسوولان و دولتمردان ما به دنبال اين قبيل برنامه ها باشند جريانات خودخواه و مردم ستيز هستند که به منحرف ساختن ساختار آزاديخواهانه انقلاب اسلامي کمر گماشته و درصدد جايگزين ساختن تجمعات به جاي آراي واقعي مردم هستند.
* نماينده اسبق فسا در مجلس
Tags: آزادی, اتوبوس, احمدی نژاد, استقبال از احمدی نژاد, تصادف اتوبوس دانش آموزان, تصادف اتوبوس دانش آموزان استقبال احمدی نژاد, حکومت, دموکراسی, دولت, شیراز, فسا, مرگ, کمونیست
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, مقالات, مقالات سياسي | 15 Comments »
شنبه, می 9th, 2009

هفت تیر 7tir.com: خبرگزاری های جمهوری اسلامی همیشه سعی می کنند با عکس گرفتن از زاویه های خاص و استفاده از لنز مخصوص جمعیت را ده ها برابر میزان واقعی نشان دهند و هرگز از قسمت های خالی از جمعیت مسیر عکس نمی گیرند .
در عکس های زیر تعداد واقعی استقبال کنندگان از احمدی نژاد در قزوین را مشاهده می کنید . تعداد قابل توجه ای از همین جمعیت نیز با اتوبوس از محل های دیگر از جمله مدارس و ادارات برای استقبال آورده شده اند.




Tags: اتوبوس, احمدی نژاد, استقبال از احمدی نزاد, تعداد واقعی استقبال احمدی نژاد, جمعیت, دوربین, رئیس جمهور, ریاست جمهوری, سفر, عکس, قزوین, لنز, محمود احمدی نژاد
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, يك عكس يك خبر | 31 Comments »
جمعه, می 8th, 2009

هفت تیر 7tir.com: در پي درگذشت پيمان ابدي هنگام اجراي يكي از صحنههاي اكشن تلهفيلم «چشمهاي نامحسوس»، دستيار كارگردان و برنامهريز اين تلهفيلم (مسعود حقي) گفت: پيمان ابدي هميشه طراحي صحنههاي اكشن فيلمهايش را خودش انجام ميداد و در اين تله فيلم نيز هر امكاني كه ميخواست، تقديمش ميكرديم.
مسعود حقي و بهمن دان(بازيگر) كه ابدي به جاي بدل او در فيلم «چشمهتي نامحسوس» نقش آفريني كرده است دربارهي حادثهي كه منجر به درگذشت پيمان ابدي شد سخن گفتند.
حقي دربارهي امكانات بدلكاري كه از طرف گروه فيلمسازي «چشمهاي نامحسوس» در اختيار گروه بدلكاري و پيمان ابدي قرار گرفته بود، افزود: اگر شادروان ابدي احتمال ميداد كه انجام عملي يك درصد ايمني ندارد، خودش اين كار را انجام نميداد. در صحنهي انفجار اتوبوس هم به او گفتيم كه سقوط اتوبوسي آتش گرفته به دره تا به حال در ايران اجرا نشده است اما زنده ياد ابدي گفت ميخواهم بدعت گذار در ايران باشم.
او با اشاره به صحنهي مربوط به حادثه گفت: قرار بود او كوكتلمولوتوفي را روشن كند و داخل اتوبوس بيندازد و سپس از آن بيرون بپرد. بار اول فندك عمل نكرد و تا شادروان ابدي خم شد تا كوكتلمولوتوف را بردارد و روشن كند، اتوبوس به انتهاي مسير رسيده بود. او دير خود را از اتوبوس پرت كرد، قرار بود اين وسيله نقليه در دره پايين بيفتد، اما روي سينه پيمان توقف كرد و مواد منفجره عمل كردند. او تكه تكه شد .ما نميتوانستيم برايش كاري انجام دهيم و نميدانستيم بايد چه كار كنيم.
حقي با اشاره به عملكرد ابدي در «چشمهاي نامحسوس» اظهار كرد: او در پنج – شش روز آخر، صحنههاي بسيار خطرناكي را اجرا و با سربلندي از عهدهي آنها برآمد. من در پروژههاي پيشين هم در خدمت او بودم. او بارها و بارها ماشين ته دره انداخته بود اما اين بار اجل مهلتش نداد. پيمانهي پيمان ابدي ديروز پر شده بود نميتوان گفت اين اتفاق بر اثر سهلانگاري رخ داد چون او فرد بسيار دقيقي بود.
او تاكيد كرد: شادروان ابدي كاري نميكرد كه خداي ناكرده برايش خطري كند. او همهي جوانب را در نظر ميگرفت و بسيار رياضيوار به قضايا نگاه ميكرد سپس ميگفت كه فلان كار امكان پذير است يا نه. اگر نظرش منفي بود، هيچ كس بر تحقق عملي پافشاري نميكرد. در صحنهي مربوط به سقوط اتوبوس در دره گفت كه انجام اين عمل صددرصد بدون خطر امكان پذير است.
حقي در پايان اظهار كرد: تشك نجاتي كه در همهي صحنهها همراه او بود كمي «سر» بود علاوه بر آن تمركزش را به علت روشن نشدن كوكتلمولوتوف از دست داد. به نظر ميآيد همين مسايل باعث ايجاد حادثه شد. كاش پيمان كوكتلمولوتوف را داخل اتوبوس پرت نميكرد و خودش را نجات ميداد، ولي متاسفانه اتفاقي كه نبايد ميافتاد، رخ داد.
بر اساس اين گزارش، بهمن دان – بازيگر تله فيلم «چشمهاي نامحسوس» كه شادروان ابدي بدل او بود با اشاره به صحنهي حادثه گفت: اين اتفاق در آخرين سكانس رخ داد همهي امكانات مهيا شده بود اما متاسفانه در لحظه آخر حادثه به وجود آمد. مرحوم ابدي نتوانست خود را از زمين جدا كند و اتوبوس روي او رفت و مواد منفجره در سه مرحله عمل كرد.
او ضمن بزرگ توصيف كردن شخصيت و كار مرحوم ابدي، دربارهي حضور او در تله فيلم «چشمهاي نامحسوس» اظهار كرد: روز جمعه هفته گذشته در اتوبان ساوه كارميكرديم. از شنبه هفته جاري در پنج كيلومتري جاده امامزاده داوود (ع) مشغول فعاليت شديم و روز گذشته قرار بود آخرين سكانس را تصويربرداري كنيم كه بسيار تلخ تمام شد.
قبلی : پیمان ابدی بدلکار ایرانی جان باخت
Tags: اتوبوس, انفجار, بازیگر, بدل کار, حادثه, سریال, فیلم, فیلمبرداری, مرگ, پیمان ابدی, کارگردان
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سينماي ايران, اخبار ویژه افراد مشهور, حوادث, گزارش | 28 Comments »
چهار شنبه, می 6th, 2009

هفت تیر 7tir.com: پيمان ابدي بدلكار ايراني سريال تلويزيوني «هشدار براي كبري 11» بر اثر سانحه رانندگي هنگام فيلمبرداري درگذشت.
اين بدلكار امروز حين انجام عمليات بدلكاري در تلهفيلم «چشمهاي نامحسوس» در شش كيلومتري جاده كن درگذشت.
وي مشغول اجراي حركات نمايشي در يك اتوبوس، بود كه اتوبوس پس از واژگوني منفجر شده و پيمان ابدي جان باخت. این حادثه زمانی رخ داد که مرحوم ابدی از اتوبوس اتش گرفته و بی راننده خود را به جای بازیگر فیلم به بیرون پرت کرد اما متاسفانه در این لحظه فرمان اتوبوس می پیچد و اتوبوس به روی بدلکار می رود که باعث کشته شدن وی می شود. تصویربرداری فیلم چشم های نامحسوس به تهیه کنندگی علی اصغر صادقی از اواخر فروردین ماه امسال برای نمایش در شبکه اول سیما اغاز شده بود. این فیلم اولین تجربه دکتر محسن موسویان به عنوان کارگردان فیلم است و از مضمونی پلیسی برخوردار می باشد.
جسد اين هنرمند هماكنون در پاسگاه كن است.

پیمان ابدی 37 ساله در سال 1351 در محله یوسف آباد تهران متولد شد و عضو گروه “اکشن کانسرت” یکی از 4 تیم مهم بدلکاری در شهر کلن المان بود. او بدلکار مجموعه های تلویزیونی” هشدار برای کبری 11 یا پلیس بزرگراه” و” پلیس موتور سوار” بود. ابدی به زبانهای المانی، ایتالیایی، اسپانیایی و انگلیسی تسلط داشت و در رشته روانشناسی ورزشی تا مقطع دکترا تحصیل کرد و همچنین تحصیلات تخصصی در رشته سینما به ویژه کارگردانی داشت. رشته تخصصی ورزشی پیمان ابدی شیرجه ازاد بود که 27 مدال طلا و چندین مدال نقره در مسابقات المان کسب کرد و رکورد شیرجه آزاد وی هنوز در المان شکسته نشده است. وی با بدلکاری در فیلم های مشهور در خلق و طراحی صحنه های هیجان انگیز و باور نکردنی، مهارتهای علمی، فنی و شخصی خود را به نمایش گذاشته است.وی يكي از بدلكاران موفق سريال آلماني «هشدار براي كبري 11» بود. پیمان ابدی حدود 3 سال پیش به کشورش ایران بازگشت و یک کلاس حرفه ای بدلکاری تاسیس کرده بود.
اين بدلكار حرفهاي در سال 85 در مصاحبهاي گفته بود: بيشتر از شش ماه است كه به ايران آمدهام و آموزش بدلكاري ميدهم. اما اگر به تازگي شنيده ميشود كه آمدم و يك كارهاي را انجام ميدهم دليل اصلياش اين بود كه نميخواستم به عنوان يك بدلكار فقط براي كارگردانها كار كنم. بلكه ميخواستم اصول، قوانين و فرهنگ حرفه بدلكاري را ارائه و توسعه بدهم. براي آشنايي و آموزش آنچه خودم در آلمان آموختم زمان لازم بود.
محمد صالح علا دیشب در برنامه 2 قدم مانده به صبح اعلام کرد :
سر صحنه فیلمبرداری قرار بوده ابتدا پیمان ابدی از اتوبوس پایین بپرد و بعد اتوبوس منفجر شود اما عکس این قضیه اتفاق می افتد
و ابتدا اتوبوس منفجر می شود…
Tags: آلمان, اتوبوس, انفجار, بدلکار, جسد, سریال, فیلم, مرگ, هشدار برای کبری 11, پیمان ابدی, کشته
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار ویژه افراد مشهور, حوادث, داغ | 49 Comments »
دوشنبه, می 4th, 2009

هفت تیر 7tir.com به نقل از وبلاگ زیتون : ( این مطلب قبل از سفر احمدی نژاد نوشته شد ) : درست چهار ساعت ديگه احمدينژاد مياد كرج…مسير استقبال از ميدون شهدا تا ميدون شهيد آجرلو يا همون ميدون سپاهه.

كلي اونورا كار داشتم، همه رو همينامروز رفتم انجام دادم تا به فردا نكشه… و عصر خسته با اتوبوس داشتم برميگشتم. اونقدر احساس تنهايي ميكردم كه دوست نداشتم سوار تاكسي شم.
از پنجره اتوبوس به پلاكارهاي خوشآمدگويي كه قدم به قدم به درختها و تيرها نصب كرده بودند، نگاه ميكردم. در عين حال صداي خندههاي ريز و نخودي دو دختر دبيرستاني كه جلوي من نشسته بودند به گوشم ميرسيد. احساس سرخوشي اونا داشت بهم منتقل ميشد. وقتي نگام به قسمت آقايون افتاد خندهم گرفت. تقريبا تموم آقايون قسمت جلوي اتوبوس برگشته بودن و اين دو رو تماشا ميكردن. دعا ميكردم دخترا متوجه نشن و صداي خندهشون همينطور بياد.
نه تنها متوجه نشدن، كه صداشون بلندتر هم شده بود. صحبت از اجبارشون براي شركت در مراسم استقبال احمدينژاد بود و هيجان از جالبي كارايي كه بايد بكنن. اتوبوس رو سكوت فرا گرفته بود و تقريبا همه به صحبت اين دو گوش ميدادن.
اولي- اومدن از دانشآموزان مدرسه ما ليست گرفتن به مدير گفتن بايد 800 نفر از مدرسه شما(آيندهساز يا آيندهسازان واقع در ميدون شهدا) حتما در مراسم شركت كنن. جايي هم كه بايد وايسيم خودشون تعيين كردن.
دومي- مدرسه ما هم همينطور(اين يكي دبيرستان حجاب ميرفت) ناظم گفته هيچكس حق نداره فردا مريض شه. بگو آخه مگه ما با ميكروب و ويروس قرارداد داريم؟ گفتن هر كي نياد نمرهش كم ميشه(نفهميدم نمرهي چيشون) دوساعت قبلش هم بايد مدرسه باشيم براي آمادگي.
اولي با هرهر- مامانم ميگه يه گيره لباس بزن رو دماغت بوي جورابش اذيتت نكنه.
دومي با كركر- مامان من برام يه شيشه گلاب گذاشته تا بزارم تو جيبم هر وقت حالم بههم خورد بگيرم زير دماغم.
اولي- لابد پرچم هم ميدن دستمون تكون تكون بديم؟
دومي- تو ميگي از نزديك ميبينيمش؟
اولي- آره ديوونه رو ماشين سرباز وايميسه. شايد هم چهارپايه گذاشتن زير پاش(هر هر)
دومي- نامه براش بنويسيم بهش بديم؟ يه نامه عاشقانه! وقتي بازش ميكنه چه حالي ميشه(كركر)
اولي – من ميخوام براش بنويسم يه چيزي به اين مامانا بگه.(صداشو آروم ميكنه) نميذارن با دوست پسرامون بريم بيرون.
هر دو باهم هر هر كر كر…

اتوبوس بغل يك پلاكارد خير مقدم زرد گنده تو ترافيك مونده بود. مردي از جلوي اتوبوس داد زد:
- ببين از پول مالياتهاي ما چقدر از اينا زدن تو خيابون. بگيد آخه اگه از طرف مردمه چرا همهش يه رنگ و يه شكله!
مرد ديگري گفت بابا مرد خوبيه طفلك، اطرافيانش بدن! خودش خيلي كار ميكنه اما يه عده ميخوان بزنن زمين. اينبار كه راي بياره ديگه اعتماد به نفس پيدا ميكنه و كارا رو درست ميكنه. ميگن حتي نميذاره يه سوزن از بيتالمال هدر بره.
زني كه چادرش رو با دندون نگهداشته بود و كلي نايلون ميوه دست راستش بود و دستگيره را با دست چپ گرفته بود از لاي دندون فحشي نثار مردي كه قرار بود اعتماد به نفس پيدا كنه كرد.
تازه متوجه او شديم. دختري جاشو به اون داد كه بنشينه.زن تعارف كرد كه نه. دختر گفت ايستگاه بعدي پياده ميشه.
پسر ي كه روزنامه لوله شده دستش بود گفت آره طفلكي! نميذاره يه سوزن هدر بره اونوقت براي رئيسجمهور كومور هواپيماي اختصاصي ميفرسته بيارنش خدمتش. همه با آمريكا و فرانسه و انگليس و كانادا و آلمان و… رابطه برقرار ميكنن ما با كومور و بوكينا فاسو و ونزوئلا و بوليوي. تازه همهش هي بايد كمكشون كنيم. عجب بدبختي.
دختري كه به دانشجو ميزد از قسمت زنانه گفت: من عيد رفته بودم روستاهاي كرمان، بيچارهها نون ندارن بخورن. اونوقت آقا فكر مردم غزهست.
زن ميوه به دست كه حالا نشسته بود گفت: پيغمبر هم گفته چراغي كه به خونه رواست به مسجد حرومه!
همين سيبزمينيهايي كه دارن براي راي گرفتن مجاني بهمون ميدن، فرستاده بودن غزه. قبول نكردن، گفتن شما شيعه هستين خونتون كثيفه. لابد سيبزمينيهاتون هم كثيفه. حالا ما بايد سيبزميني دست دوم بخوريم.
مردي از قسمت مردونه با خنده گفت: خواهر من ، به مردم خودمون هم تازگيها چكپول دست اول ميدن. منتها آقا دير يادش افتاده. آخه بگو ارث پدرته كه بذل و بخشش ميكني؟ پول خودمونو به خودمون ميدي؟
بگو در دورهي كدوم رئيسجمهور اينقدر گروني و بدبختي بود؟
زني از عقب اتوبوس:
_ تو اين چهار سال بيشتر چيزا 400 درصد گرون شده. دم انتخاباتي، جون خودشون اومدن ارزون كنن، زور زدن 10 درصد ارزون كردن! حالا بعد از انتخابات براتون ميگم…
هر از گاهي از جلوي ماشيني ميگذشتيم كه مامورا نگهش داشته بودن و صندوق عقبشو باز كرده بود و زير و روش ميكردن . هر شيشه مايعي رو بو ميكردن. حتي ميخوابيدن زير بعضي ماشينها رو نگاه ميكردن.
مردي گفت براي همين من امروز ماشين نياوردم. سه چهار روزه همين خبراست. ديروز نگهم داشتن . كار فوري داشتم مضطرب بودم. لابد پيش خودشون گفتن حتما بمبگذارم كه عجله دارم. نشون به اون نشون كه سه ساعت تموم ماشينمو حتي لاي درهاشون و جيبامو گشتن و كلي سينجيمم كردن كه چيكارهاي و كجا بودي و داري كجا ميري؟
ميدونيد چقدر براي هر سفرش بودجه براي همين كارا مصرف ميشه؟ آخه بگو مرد حسابي چيه دوره راه افتادي؟ تو همون راديو تلويزيون نطق كن.
مرد ديگري گفت: ما خونهمون طرفاي ميدون سپاهه. پريشب نصف شب ناغافل ريختن تو پاركينگ ساختمون. تموم ماشينا رو گشتن. همهمونو خواب زده كردن و گفتن سويچهامونو ببريم پايين تا ماشينها رو بگردن. ميگن خبراي مردمي بهمون رسيده كه اينجا خبراييه. آخه بگو نيروهاي مردمي كجان؟ اينا همهش بهانهست. ميخوان بترسونن مردمو … دختر كوچيكم كه 12 سالشه از ترس پليس تا صبح هي از خواب ميپريد و گريه ميكرد.
ديگري گفت: به بيشتر مغازههاي بين راه استقبال هم گفتن در اون ساعتها بايد ببندن و وايسن جزء استقبال كنندهها… تو بعضي گونيها و قوطي هاي مغازهها هم سيخ كردن كه توش چيزي نباشه.
(صحبتا خيلي زياد بود، مثل خبر الكي استان شدن كرج و انتخابات رياست جمهوري و به زور آوردن كارمندان ادارات براي استقبال ، آوردن بسيجيها از روستاهاي اطراف كرج همراه با چك و چلوكباب و… فحش هم توش زياد بود كه سانسور شد)
(گزارش تصویری سایت قلم)






Tags: اتوبوس, احمدی نژاد, استقبال, انتخابات, انتخابات ریاست جمهوری, بیت المال, تبلیغات, دختر, رئیس جمهور, رای, رییس جمهور, سخنرانی, سفر استانی, ماشین, مالیات, محمود احمدی نژاد, نامه, هواپیما, پرچم, پلگارد, پول, کرج, کرجی, کومور, گزارش, گزارش تصویری
Posted in اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, گزارش, گزارش تصويري | 21 Comments »
چهار شنبه, مارس 11th, 2009
هفت تیر 7tir.com : زن 69 سالهاي كه از خانمهاي مسافر اتوبوس شهري جيببري ميكرد ، وقتي تحت تعقيب تعدادي از مالباختگان و مردم قرار گرفت ، خود نيز فرياد آيدزد سر داد.
صف اتوبوس شلوغتر از هميشه به نظر ميرسيد، وقتي اتوبوس توقف كرد،اولين نفري كه سوار شد، پيرزن سالخوردهاي بود كه به محض سوار شدن مقصد را از مرد راننده سوال كرد و پس از شنيدن پاسخ، گفت كه اشتباهي سوار اتوبوس شده است و در ميان ازدحام مسافران كه درصدد سوار شدن به اتوبوس بودند، از خودرو پياده شد اما دقايقي بعد زن ميانسالي با فريادهاي خود عنوان كرد، محتويات كيف وي از سوي زن سالخورده سرقت شده است.
به دنبال اين ماجرا ، زن سالخورده بسرعت متواري شد و بلافاصله تعدادي از مسافران و مالباختگان كه در شلوغي صف اتوبوس محتويات كيف آنها سرقت شده بود ، به تعقيب وي پرداختند و در يك لحظه فرياد آيدزد، آيدزد يكي از محلههاي شرق
تهران را فرا گرفت اين تعقيب و گريز در حالي ادامه يافت كه مردم متوجه شدند زن سالخورده كه بسرعت در حال فرار است، خود فرياد آي دزد سر ميدهد.
با دستگيري زن سالخورده، در تحقيقات معلوم شد وي شهين نام دارد و 69 ساله است و از مجرمان سابقه دار در زمينه كيف قاپي محسوب ميشود.
با تحويل مادربزرگ سالخورده به پليس آگاهي، وي تاكنون به چندين فقره سرقت با اين شيوه اعتراف و عنوان كرده است وقتي همه عجله دارند سوار اتوبوس شوند، كمتر مراقب اموال خود هستند و هنگامي كه ميگفتم اشتباهي سوار اتوبوس شدهام، با ورود به جمع مسافران در حال سوار شدن به اتوبوس، محتويات كيف آنها را سرقت ميكردم.
با ثبت اعترافات زن سالخورده، تحقيق از وي ادامه دارد.
Tags: آی دزد, اتوبوس, تحت تعقیب, تعقیب, جیب بری, دزد, زن, زن سالخورده, سابقه دار, سرقت, سرقت در اتوبوس, پیرزن, کیف, کیف زنی, کیف قاپی
Posted in اخبار ايران, حوادث, داغ | 5 Comments »