هفت تیر

آخرین نوشته‌ها

  • نماز جمعه دیروز تهران و عکس جالبی از تفاوت دو نسل ساکت و نسل شعار دهنده
  • رضا کیانیان از فرودگاه امام می گوید
  • عشق پنهان ، انگيزه اصلي قتل همسر و کودک ۴ ماهه
  • نگاهی به کارنامه پر از ارشاد سردار رضا زارعی
  • قاضی که به مرخصی رفت ، دادرس مرد متهم به تجاوز را آزاد کرد
  • برخورد عجیب ماموران گشت ارشاد با زنان در میدان هفت تیر تهران
  • چند توصيه غذايي براي جلوگيري از سفيدشدن مو
  • گزارش جالب یک شاهد انفجار در شیراز در مورد مصاحبه فرماندار پس از حادثه
  • کروبی به احمدی نژاد: نمی‌خواهد که جهان را مدیریت کنید . به فکر گوجه ‌فرنگی مردم باشید
  • کریم باقری به جای حمید استیلی
  • فیلم انفجار در حسینیه شیراز ” فیلم بمب گذاری در شیراز “
  • قائم مقام صدا و سیما : از علت کم توجهی صدا و سیما به انفجار شیراز اطلاع ندارم
  • اظهارات يك شاهد عيني درباره انفجار ديشب ( بمب گذاری ) شيراز
  • درگیری ماموران نیروی انتظامی و کارگران متحصن کیان تایر در جاده ساوه
  • انفجار در شیراز و سانسور حیرت آور صدا و سیما

آخرين مطالب مورد بحث

  • داريوش از با بل: در کلیپ اعدام 5 مرد متجاوز به دختر ایرانی که به اشتباه گفته می شد افغانی هستند
  • داريوش از با بل: در کلیپ اعدام 5 مرد متجاوز به دختر ایرانی که به اشتباه گفته می شد افغانی هستند
  • نوید تهران: در درگیری مردم با نیروی انتظامی در فلکه دوم صادقیه
  • تهران: در فیلم بمب گذاری در نماز جمعه تهران سال 63
  • رضاازهرمزگان: در نرم افزاري براي جلوگيري از بازيابي فيلم ها و عكسهاي خصوصي حذف شده
  • م‌رضا: در اختراع یک سوئدی برای جلوگیری از تجاوز به زنان
  • نوید تهران: در جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • نوید تهران: در حمله شدید لفظی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران و حزب الله لبنان
  • نوید __تهران - در فیلم کتک خوردن یک خبرنگار توسط مامور حراست
  • ارم تهران: در روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،
  • ارم تهران: در آغاز فینال تاریخی و سه مرحله ای لیگ برتر ایران
  • رضا __تهران: در فیلم درگیری قایق ایران با ناو آمریکایی در تنگه هرمز
  • محمد رضا - كلان شهر تهران: در متاسفانه راديو پيام روزي 6 ساعت موسيقي پخش مي كند . مقام معظم رهبری مخالفند
  • ارم تهران: در روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،
  • ارم تهران: در روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،


  • خانه
  • ابر برچسبها
  • آیین نامه نظرات
  • << سفارش تبلیغات >>
  • درباره ما
فروردین ۳۱

نماز جمعه دیروز تهران و عکس جالبی از تفاوت دو نسل ساکت و نسل شعار دهنده

عکسهای جالب, اخبار ايران, اخبار سياسي, يك عكس يك خبر, داغ ۱۰۵ نظر »

عکس نماز جمعه تهران
هفت تیر ۷tir.com : گویا جوانانی که در سمت چپ تصویر لباس های یک شکل پوشیده اند جوانانی هستند که دوران سربازی را می گذرانند .
بی تفاوتی اینان در هنگامی که سایر نمازگزاران مشغول سردادن شعار هستند ، جالب است

.
نماز جمعه - تهران - عکس - جوانان - سرباز وظیفه - برنده جایزه -

فروردین ۲۹

رضا کیانیان از فرودگاه امام می گوید

گزارش, اخبار ویژه افراد مشهور, جامعه, از كتاب خاطرات, اخبار سينماي ايران, داغ ۷۰ نظر »

رضا کيانيان
http://www.sharemation.com/Hashem5/Imam-Khomeini-Airport.jpg
The image “http://tinypic.info/files/cy3000lbtn2qkl7w7o6h.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
هفت تیر ۷tir.com 
به قلم رضا کیانیان :  صبح چند روز پيش، با ۷۴۷ ايران اير وارد فرودگاه امام شدم.

قرار بود ساعت ۲ بامداد برسيم، اما طبق معمول به علت نقص فني هواپيما، دو ساعت و نيم تاخير داشتيم. خلبان قبل از پرواز اين تاخير را اعلام کرد و عذر خواست. همه مسافران ايران اير وقتي کلمه نقص فني را مي شنوند اشهدشان را مي گويند و با اضطراب منتظر مي نشينند تا نقص برطرف شود. سرميهماندار که خانم محترمي بود از من عذر خواست. گفتم اگر تاخير نداشت بايد تعجب مي کرديم. خنديد… بالاخره هواپيما پريد.

در طول سفر با کادر پرواز کلي خوش و بش کرديم. بالاخره ساعت چهار و ربع بامداد هواپيما فرود آمد. خلبان يک ربع از تاخير را جبران کرده بود. همه رفتيم براي نشان دادن گذرنامه ها و مراسم گمرکي و تحويل چمدان هامان. حالا ساعت چهار و نيم است.

تابلوي يکي از نقاله ها نام پرواز ما را نوشته بود. هر کس چرخ دستي يي برداشت و همه دور نقاله جمع شديم، چمدان ها آمدند. اما به جز يکي دو نفر چمداني برنداشتند. چمدان هاي من هم نبود. نقاله هي چرخيد و چرخيد و هم چنان همان چمدان ها چند بار چرخيدند و از جلوي ما رد شدند. همه تعجب کرده بوديم که چرا چمدان جديدي نمي آيد. بالاخره چمدان هاي تازه آمدند. ولي باز هم کسي چيزي برنمي داشت. همهمه نارضايتي شروع شد. ديديم نام يک پرواز ديگر هم روي تابلوي بالاي نقاله نوشته شد. حجم مسافران زيادتر مي شد. هل دادن ها و فشارها و سرک کشيدن ها. حدود نيم ساعت گذشت. حالا ساعت پنج بود. همه عصبي شده بوديم. چمدان ها مي گشتند و از روي نقاله سرريز مي شدند. اما از چمدان هاي ما خبري نبود… که بالاخره نام هر دو پرواز از روي صفحه پاک شد و نقاله ايستاد. فضا عصبي تر مي شد. من رفتم قسمت امور چمدان ها. دو نفر جوان کارمند هواپيمايي کشوري نشسته بودند. سلام و عليک کرديم و پرسيدم چرا چمدان هاي ما نمي آيند؟ چرا دو تا پرواز روي يک نقاله است؟ چرا اسامي پروازها پاک شدند؟ چرا نقاله ايستاد؟ چرا بايد اين قدر منتظر بمانيم؟ چرا کسي چيزي نمي گويد؟ کارمندان با خوشرويي ساختگي مي گفتند؛ مي رسند… مي رسند… از چيزي ناراحت بودند، اما سعي مي کردند به روي خودشان نياورند. باز هم پرسيدم. گفتند؛ اينجا مربوط به چمدان هاي گم شده است. نقاله ها به ما مربوط نمي شوند. بالاخره ماموري با يونيفورم هواپيمايي کشوري آمد و بي سيمي هم در دست داشت. فکر کردم آمده به ما توضيحي بدهد. اما رفت به همان قسمت امور چمدان هاي گمشده، از او پرسيدم چرا چمدان هاي ما نمي رسند. عصباني بود. خسته بود. گفت مدير قبلي را به خاطر همين بلبشو در تحويل چمدان ها عوض کردند. گفتم من بايد به چه کسي مراجعه کنم؟ بايد چه کنم؟ خودش به مدير جديد تلفن زد. چند بار کسي جواب نداد… تا بالاخره خانمي جواب داد، که همان مدير تازه بود. مرد که خسته بود، مي پرسيد؛ بالاخره وضعيت چمدان ها چه مي شود؟ طوري مي گفت که معلوم بود، اين بلبشو تازگي ندارد، بحث کردند. داشت صدايشان بالا و بالاتر مي رفت. بالاخره مرد با عصبانيت گوشي را گذاشت. به من نگاه کرد و گفت؛ مي فرمايند پيگيري مي کنند، باز نقاله راه افتاد. بدون هيچ اسم و شماره پروازي روي تابلو. همان چمدان ها مي گشتند. مسافران خسته تر بودند. عصبي تر بودند. مستقبلين هم که از ساعت ۲ بامداد منتظر مسافران شان بودند، خسته و عصبي بودند. مسافران مي رفتند پشت شيشه ها و به استقبال کننده هاشان با فرياد توضيح مي دادند که پرواز تاخير داشته… که چمدان هاشان هنوز نرسيده و استقبال کنندگان با گل هايي که در دست داشتند و داشت مي پلاسيد، نمي شنيدند، مسافران باز بلندتر فرياد مي زدند تا صداها شايد از شيشه ها عبور کند. به مامور بي سيم به دست گفتم بايد به چه کسي مراجعه کنم؟ گفت بيا تو و شکايت بنويس. رفتم تو و آنها فرم شکايت را پيدا نکردند. گفت از بس شکايت نوشته شده فرم ها تمام شده اند، گفتم به چه کسي مراجعه کنم؟ گفت به همين خانم مديره. گفتم اتاق شان کجاست؟ اتاقي را در طبقه بالا نشانم داد که چراغ هايش روشن بود. رفتم طبقه بالا. اما در اتاق بسته بود، قفل بود و جلويش يک رديف صندلي چيده شده بود. پنجره هاي روشن اتاق از طبقه پايين ديده مي شد. مشرف به پايين بود. اما وقتي به طبقه بالا مي رسيدي پنجره يي نبود، فقط يک ديوار بود و دري که قفل بود، با حصاري از سري صندلي هاي به هم پيوسته. آمدم پايين. پرسيدم راه رفتن به اتاق خانم مدير از کجاست؟ يکي شان گفت؛ بايد از سالن بيرون بروي، دور بزني. از پله هاي پشت بالا بروي تا بتواني مديره را ملاقات کني.

نمي شد از سالن بيرون بروم. چون برگشتن به سالن مکافات داشت. ممکن نبود به سادگي داخل شد. و چمدان هايم را حداقل براي چندين ساعت ديگر از دست مي دادم. مردم همچنان دور نوار نقاله بودند. بيشتر عصبي شده بودند. همان چمدان هاي سابق، همچنان مي گشتند.باز هم رفتم پيش بچه هاي امور چمدان هاي گمشده. گفتم من نمي توانم از اين سالن بيرون بروم. چه کنم، چه جوري يک مسوول پيدا کنم؟ سر درددل آنها باز شد که اين اتفاق بارها تکرار شده تقصير ما نيست تقصير مديريت است؛ همان مديريتي که دست من به دامنش نمي رسيد. ديدم همچنان در اين مملکت هيچ کس تقصيري ندارد. هميشه تقصير کس ديگري است؛ چون به هر کس مراجعه مي کني آن قدر برايت درددل مي کند که از مراجعه پشيمان مي شوي چون اين تو هستي که بايد به او کمک کني، معلوم نيست چرا مسووليت مي پذيرند. در اين مملکت هيچ کس هيچ تقصيري نمي پذيرد. هيچ کس توضيح نمي دهد. همه مظلوم اند. تقصيرها به کسان ديگر و خارج از آنها مربوط است.

باز هم از همان پله ها بالا رفتم. اگر روي پله آخر مي ايستادم از زاويه يي عجيب مي توانستم بخشي از اتاق خانم مدير را ببينم.

يکي از پنجره ها باز بود. در همان زاويه قرار گرفتم. خانم مدير داشت با تلفن حرف مي زد. آنقدر برايش دست تکان دادم تا بالاخره متوجه من شد. به او اشاره کردم که بيايد. تلفنش را تمام کرد و آمد کنار همان پنجره باز. پرسيدم؛ چرا چمدان هاي ما نمي آيد؟ چرا چمدان هاي چند پرواز قاطي شده؟ چرا شماره پروازها از تابلو پاک شده؟ ما بايد چه کنيم؟ چرا… گفت درست مي شود. گفتم الان يک ساعت و نيم است که منتظريم. سرگردانيم. گفت دارم پيگيري مي کنم. من که عصبي تر از هميشه بودم کوله پشتي ام روي دوشم سنگيني مي کرد. گرمم شده بود. داد زدم، کار بدي کردم ولي داد زدم که کار شما پيگيري نيست. انجام دادن است. او قهر کرد و رفت. همه سالن از آن پايين مرا نگاه مي کردند.

از عصبيت صدايم گرفته بود. در همين نوشته از آن خانم مدير به خاطر فريادم معذرت مي خواهم و اميدوارم که او هم به خاطر بي نظمي و اغتشاش و تلف کردن وقت مسافر و به هم ريختن اعصاب مسافران و مستقبلين در دلش از ما معذرت بخواهد و نگويد مقصر اصلي مسوولان او هستند. مي توانست از بلندگوها اعلام کند چه مشکلي پيش آمده و مردم را به آرامش دعوت کند و عذر بخواهد، مثل خلبان هواپيما که عذر خواست، اما بسياري از مسوولان ما نمي خواهند اعتراف کنند که در دستگاه آنها اشکالي هست. سعي مي کنند اشکالات را مخفي کنند و يادشان مي رود که مردم دچار همان اشکالات هستند و اشکالات را مي بينند و عذاب مي کشند. مثل همين خانم مديره که از ما فرار مي کرد و نمي آمد به ما بگويد چه اشکالي به وجود آمده، فقط پيگيري مي کرد. آمدم پايين هيچ چيز تغييري نکرده بود فقط فضا متشنج تر شده بود. مسافران عصبي به جان هم افتاده بودند با هم دعوا مي کردند، بگو مگو مي کردند و زمان مي گذشت.

بالاخره گشايشي شد چمدان هاي ديگر هم آمدند. هجوم مسافران گسترده شد. هر که قوي تر بود، جلوتر بود. حوصله هجوم نداشتم. صبر کردم تا دور نوار نقاله خلوت شد. من مانده بودم و چند تا پير زن. چمدان هايم را ديدم، برشان داشتم. در سالن گشتم و يک چرخ دستي پيدا کردم. دنبال مسافران رفتم که از سالن خارج شوم. پشت دستگاه اشعه X غلغله بود. بايد همه چيز از اين دستگاه رد مي شد، کنترل مي شد، صف بود. طبق معمول، عده يي خارج از صف بودند و حمله مي کردند. چرخ هاي چرخ دستي ها روي پاهاي مسافران مي رفت، فضا پر از هجوم بود. آن طرف اشعه X چمدان ها به هم فشار مي آوردند. پر از دست بود که دسته چمداني را بگيرد. دست ها همديگر را کنار مي زدند. چمدان ها به هم گير مي کردند. تلنبار مي شدند. پاي ما را له مي کردند تا بالاخره چمدان ها را برداشتم و کوله پشتي و لپ تاپم را نجات دادم و با چرخ دستي يي که مرتب به يک طرف مي کشيد و رام نبود رفتم بيرون. صف بود. طولاني بود. لاي مستقبلين بود. لاي ماچ و بوسه هاي خسته و خواب آلود بود. خانمي که مي خواست از مسافران اش فيلم بگيرد با دوربين روشن از همه فيلم مي گرفت. مرا کشف کرد. مسافرش را رها کرده بود. از لاي جمعيت از من چيزهايي مي پرسيد که در فيلمش ضبط شود. من سعي مي کردم حالم بد نباشد. سعي مي کردم لبخند بزنم. چرخم را چند بار به پشت پاي مسافر جلويي زدم. از او چند بار معذرت خواستم. چرخ پشتي به پاهاي من خورد، زانوهايم خم شد… تا به بيرون برسم. تا به هواي آزاد برسم که ديگر روشن شده بود چند تا عکس يادگاري هم گرفتم. با همان لبخندهاي زورکي که از من مي خواستند.

حالا ديگر بيرون هستم. هواي خنک کمي آرامم مي کند. ساعت شش و نيم است. يک شماره از باجه تاکسي سرويس گرفتم. رفتم در نوبت تاکسي ايستادم. مدتي گذشت ديدم صف تکان نمي خورد. از جلويي پرسيدم شما هم منتظر تاکسي هستيد؟ خنديد و گفت بله ولي تاکسي يي وجود ندارد. تازه متوجه شدم که صف هست ولي تاکسي نيست، برگشتم به باجه يي که از آن شماره گرفته بودم. گفتم شما که تاکسي نداريد. گفتند خواهد آمد… و هر دوشان آمدند بيرون و با من عکس يادگاري گرفتند. من نمي دانستم چه کنم. پرسيدم چقدر بايد صبر کنم. يکي شان گفت؛ شما همين جا بايست، يک کاريش مي کنم. ايستادم … يکي از همکاران شان آمد، آدم باحال و لوطي مسلکي بود. مرا شناخت، حال و احوال کرد و گفت منتظر تاکسي هستي؟ گفتم بله. گفت از همين جا تکان نخور يک کاريش مي کنم و رفت. من همانجا ايستاده بودم و تکان نمي خوردم. و مسافران با چرخ دستي هاشان دنبال تاکسي بودند. سرگردان بودند، يک تاکسي آمد. همه ريختند سرش. من تکان نخوردم. راننده همه را کنار زد و گفت رزرو است… و رفت. من همان جا ايستاده بودم و تکان نمي خوردم. کنار يک ستون بودم. به آن تکيه دادم. جواني از پشت ستون آهسته مرا صدا زد مثل اينکه بخواهد جنس قاچاقي را رد کند. آهسته سلام عليک کرد و پرسيد مسيرتان کجاست؟

گفتم هفت تير. فکر کردم مسافرکش شخصي است و مي خواهد با من چانه بزند. در همين لحظه همان مرد لوطي مسلکً باحال سر رسيد و به جوان گفت مرا برساند و خداحافظي کرد و رفت. همه مي دويدند ولي کاري انجام نمي شد. جوان تغيير حالت داد و گفت؛ مي خواستم بروم خانه چون بيست و چهار ساعت است که نخوابيده ام… گفتم سر راه شما را هم برسانم. بالاخره عيدي ما را هم مي دهيد، فهميدم بايد بيشتر از نرخ مصوب تاکسي بدهم. نرخ مصوب دوازده هزار تومان است. اما در شرايط عادي. نه مثل الان که تاکسي نيست. آهسته گفت برگرد داخل سالن. سوار آسانسور شو. چمدان هايت را ببر طبقه بالا. من آنجا مي بينمت. اينجا نمي توانم سوارت کنم. تاکسي را آن پشت پارک کرده ام. رفتم داخل. پشت آسانسور يک صف طولاني بود. دختر جواني با مادر و برادرش آمدند جلو. سلام و عليک کردند. برادرش از ما عکس گرفت. بعد خودش کنار من ايستاد و دوربينش را داد به خواهرش و او عکس گرفت. دختر تعريف کرد که بازيگر است. چند تا کار تلويزيوني دارد. ولي چون در دنياي بازيگري همه چيز با پارتي بازي پيش مي رود، بازيگري را رها کرده است. صف پيش نمي رفت، مي گفتند آسانسور خراب است. بالاخره در آسانسور باز شد عده يي را بلعيد و در بسته شد. حساب کردم تا نوبت من شود حداقل نيم ساعتي طول مي کشد. دختر همچنان از روابط ناعادلانه بازيگري مي گفت. برادرش عکس مي گرفت و مادرش با مهرباني لبخند مي زد و صف تکان نمي خورد. راننده جوان آهسته آمد کنار من و در گوشي گفت؛ چمدان ها را از پله ها بيار بالا. من بالا پارک کرده ام… خودش کمک کرد و با هم چمدان ها را برديم بالا.

هر دو هن وهن مي زديم. کلي پله بود… بالاخره سوار شديم و راه افتاديم. گفت شما را قاچاقي سوار کردم. براي همين تاکسي را آوردم طبقه بالا. خوب به سلامتي در رفتيم. خب حال شما چطوره؟ کمي که دورتر شديم براي من يک چاي نبات ريخت. گفت استکانش را تازه شسته است.

او هم درد دل مي کرد… که اين تاکسي ها ۲۳ ميليون تومان است. با يکي شريک شده و خريده اند. ۲۴ ساعت او کار مي کند و ۲۴ ساعت شريکش. يک سي دي را در دستگاه پخش گذاشت. خواننده يي شروع کرد به خواندن. خنديد و گفت؛ آنقدر که براي اين خواننده خدابيامرزي فرستاده براي پدرش نفرستاده. گفت در فرودگاه نمي توانيم از اين آهنگ ها گوش بدهيم. چون از اتومبيل هاي انتظامات ما را شنود مي کنند. يک در ميان سر من منت مي گذاشت که نمي خواسته مسافر بزند اما مرا مي رساند… گفت راستي بنزين هم شد ليتري ۴۰۰ تومان. ولي جلوي پمپ بنزين ها وانتي ها ايستاده اند و داد مي زنند مرگ بر گرانفروش و با کوپن هاشان بنزين را ليتري ۳۵۰ مي فروشند و اگر چانه بزني ۳۰۰ هم مي دهند… گفتم نمي دانم منظورشان شرکت نفت است يا خودشان، چون خودشان هم بنزين صد توماني را به سه برابر قيمت مي فروشند. قبلاً خيلي چيزها قاچاق بود، حالا تاکسي فرودگاه و بنزين هم به آنها اضافه شده.

ادامه داد… شب هاي برفي اوضاع ناجور بود. براي يک تريپ ۱۵۰ هزار تومان هم مي گرفتند. منظورش تاکسي هاي فرودگاه بود. پشت چراغ قرمزها که مي ايستاد تقريباً خوابش مي برد. من به او مي گفتم چراغ سبز شده و او به کندي راه مي افتاد. مواظب بود تصادف نکند. مرتب از او سوال هاي صدمن يک غاز مي کردم که بيدار بماند. بالاخره بيدار ماند و من رسيدم به در خانه ام.

از فرودگاه امام تا خانه ام دقيقاً يک ساعت و ۳۵ دقيقه طول کشيد. دو ساعت ونيم هواپيما تاخير داشت، دو ساعت تحويل چمدان ها تاخير داشتند و يک ساعت و نيم هم ترافيک. اگر هواپيما تاخير نداشت شايد زمان خلوت تري به فرودگاه مي رسيديم و چمدان ها قاطي نمي شد و اگر چمدان ها قاطي نمي شد شايد ساعت خلوت تري در شهر بوديم و دچار ترافيک نمي شديم. قديمي ها مي گفتند «اگر را کاشتيم خيار هم درنيامد.»

جواب اين بي نظمي ها و شش ساعت تاخير را چه کسي بايد بدهد. شش ساعت تاخير ضرب در تعداد مسافران و مستقبلان رقم کمي نيست.

اينها گلايه هاي من ايراني است، نمي دانم خارجي هاي همسفر من چه خاطراتي را با خودشان سوغات مي برند.

 
فروردین ۲۹

عشق پنهان ، انگيزه اصلي قتل همسر و کودک ۴ ماهه

حوادث ۵۳ نظر »

هفت تیر ۷tir.com : چند روز پیش خبری را با این تیتر در هفت تیر قرار دادیم :قتل مرموز زن جوان و فرزند چهارماهه اش در غیاب شوهر . حال آن دسته از خوانندگان سایت که حدس می زدند شوهر قاتل همسر و فرزندش بوده است تا به اینجا حدسشان درست در آمده زیرا شوهر ۲۲ ساله به قتل همسر ۲۴ ساله اش اعتراف کرده است .
گروه حوادث؛ اظهارات يک دختر جوان در خصوص عامل جنايت شهرک صدف فاش کرد مرد جوان در پي عشق پنهاني و براي رسيدن به دختر مورد علاقه اش زن و نوزاد چهارماهه خود را به قتل رسانده است.

به گزارش خبرنگار ما متهم ۲۲ ساله که محمدجواد نام دارد ساعت ۳۰/۶ صبح روز چهارشنبه ۲۱ فروردين ماه همسر ۲۴ ساله اش به نام نجمه و کودک چهارماهه اش به نام پارسا را به قتل رساند. او يک ساعت و نيم بعد به محل کارش رفت و به خاطر جراحتي که در پي اين جنايت در دستش ايجاد شده بود مرخصي گرفت و به منزل مادرش مراجعه کرد. وي بدون آنکه حرفي از کشتن اعضاي خانواده اش بزند به استراحت در آنجا پرداخت و سرانجام ساعت ۳۰/۹ شامگاه همان روز به همراه مادر و خواهرش به منزل خود بازگشت و با صحنه سازي پليس را در جريان کشته شدن نجمه و پارسا قرار داد. وي همان روز با توجه به سرنخ هاي موجود به عنوان مظنون اصلي قتل بازداشت شد و سرانجام در بازجويي هاي تخصصي در برابر حسين اصغرزاده - بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي - به جنايت هولناک خود اقرار کرد و گفت به خاطر بيکاري و مشکلات مالي از بچه دار شدن بسيار ناراحت بوده و همين مساله وي را به فردي عصبي تبديل کرده بود.

محمدجواد توضيح داد شب قبل از قتل پارسا گريه مي کرد و نجمه هم نمي توانست او را آرام کند. «گريه هاي پسرم تا ۴ بامداد ادامه يافت و مرا به شدت عصبي کرد به همين خاطر نيز ساعت ۳۰/۶ صبح او و همسرم را کشتم.»

در کنار اعترافات مرد ۲۲ ساله تحقيقات نشان داد وي که چهار سال قبل با همسرش آشنا شده و بعد از يک سال و نيم نامزدي با او ازدواج کرده بود پيش از اين نيز بر سر مسائل مختلف با نجمه اختلاف داشته و حتي يک بار تصميم گرفته بود او را طلاق دهد. با روشن شدن جزئيات قتل مادر و پسر، محمدجواد براي ادامه تحقيقات به اداره ۱۰ پليس آگاهي انتقال يافت تا اينکه ديروز دختري جوان با حضور در شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران ابعاد تازه يي از کشتار در شهرک صدف را برملا کرد. اين دختر از نقشه قبلي محمدجواد براي از بين بردن همسرش خبر داد و گفت؛ من دو سال قبل در دانشگاه با محمدجواد آشنا شدم و او که خودش را مجرد معرفي کرده بود، باب دوستي با من را باز کرد و با ابراز علاقه گفت قصد دارد با من ازدواج کند. پس از گذشت مدتي از اين جريان محمدجواد اظهاراتش را تغيير داد و گفت؛ با دختري ديگر عقد کرده اما بدون برگزار شدن مراسم عروسي به خاطر مشکلات به وجود آمده قصد دارد وي را طلاق دهد. اين مساله شکل رابطه ما را تغيير داد و من به محمدجواد گفتم به خاطر ازدواج اول وي و همچنين وضع مالي نامناسبش پدرم به خواستگاري او جواب رد خواهد داد. با اين وجود محمدجواد همچنان اصرار داشت به دوستي اش با من ادامه دهد. وي به من گفت چون در حال حاضر بايد اقساط مهريه نامزدش را بپردازد وضع مالي اش مساعد نيست اما به زودي پولدار مي شود. به هر حال دوستي من و محمدجواد در سايه دروغگويي ها و فريب هاي وي ادامه يافت. هرگاه هم به محمدجواد مي گفتم رابطه ما سرانجام خوبي نخواهد داشت او توجهي نمي کرد و حتي يک بار چاقويي زير گلويم گذاشت و گفت اگر بخواهم از جدايي مان حرف بزنم ابتدا من و سپس خودش را مي کشد. در نارضايتي و سکوتي اجباري هر از گاهي با اين مرد به تفريح مي رفتم تا اينکه فهميدم وي متاهل و همسرش باردار است. پس از آن بود که به محمدجواد گفتم ديگر به هيچ وجه حاضر نيستم به خواسته اش عمل کنم. محمدجواد که خود را در بن بست ديده بود به من گفت سمي خريده تا با ريختن آن در غذاي نجمه، جنين او را سقط کند.

دختر جوان ادامه داد؛ از آن زمان به مدت ۵ ماه هيچ ارتباطي با محمدجواد نداشتم تا اينکه يک روز که والدينم در منزل نبودند او سوار بر موتورسيکلتش به مقابل خانه ما آمد و در حالي که يک گالن بنزين در دست داشت گفت آنجا را به آتش مي کشد من هم از ترس پذيرفتم به دوستي ام با وي ادامه دهم تا اينکه صبح روز حادثه به من تلفن زد و گفت افرادي نجمه و پارسا را کشته اند. محمدجواد به من گفت چون احتمال دارد پليس به وي مظنون شود نبايد به موبايل او زنگ بزنم يا برايش پيامک بفرستم. البته او به من اطمينان داد که خودش در اين قتل نقشي نداشته است. محمدجواد گفت پس از گذشت چند روز خودش با من تماس مي گيرد و رابطه مان را مجدداً به حالت عادي بازمي گرداند.پس از اظهارات اين دختر جوان مشخص شد هر چند محمدجواد مردي عصبي بود و از مشکلات اقتصادي رنج مي برد اما اين مسائل و گريه شبانه کودکش تنها انگيزه او از اين جنايت نبوده و وي قصد داشته با برداشتن نجمه و پارسا از سر راهش به دختر مورد علاقه خود برسد

.
قتل - همسر - شوهر - زن - قاتل همسر - زنش

فروردین ۲۸

نگاهی به کارنامه پر از ارشاد سردار رضا زارعی

جامعه, اخبار ايران, اخبار سياسي, اخبار داغ, داغ ۲۰۰ نظر »

هفت تیر ۷tir.com   :  سخنگوي قوه قضائيه مي گويد رضا زارعي فرمانده برکنار شده نيروي انتظامي استان تهران همچنان در بازداشت ‏به سر مي برد. پيش از اين نيز محسن قاضي، بازپرس شعبه پنج دادسراي کارکنان دولت خبر بازداشت مجدد اين ‏فرمانده ارشد نيروي انتظامي را تائيد کرده و گفته بود که وي از ۲۵ اسفند با حکم ۵ قاضي دادگاه بازداشت شده ‏است.با اين حال هنوز کسي رسما تایید نکرده که مجري اصلي “طرح امنيت اجتماعي و مبارزه با بدحجابي” با ۶ زن بي حجاب ‏در حال [] دستگير شده است.
‏

http://server32.irna.com/filesystem/85/05/11/312118-22-45_n.jpg
سخنگوي قوه قضائيه ديروز در جمع خبرنگاران در مورد پرونده سردار سرتيپ زارعي، فرمانده برکنار شده ‏نيروي انتظامي استان تهران گفت: “وي هم اكنون در بازداشت بوده و پرونده مراحل قانوني خود را طي مي‌كند”. ‏خبرگزاري فارس هم که تا پيش از اين فرمانده نيروي انتظامي استان تهران به عنوان “سردار سرتيپ پاسدار ‏رضا زارعي” نام مي برد، ديروز در گزارشي از کنفرانس خبري سخنگوي قوه قضائيه از “پرونده رضا زارعي ‏فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران” ياد کرد و نوشت: “عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه در اولين ‏كنفرانس خبري خود در سال ۸۷ در پاسخ به سؤالي راجع به پرونده‏‎ ‎زارعي فرمانده سابق نيروي انتظامي استان ‏تهران” گفته است: “در اين مورد پيش‎ ‎از اين اطلاع‌رساني كرده‌ام و در مرحله دادسرا مجاز نيستم اطلاعات ‏گسترده‌اي را در‎ ‎اختيار رسانه‌ها قرار دهم”.‏

درحالي که خبر بازداشت فرمانده وقت نيروي انتظامي استان تهران اولين بار در اوايل اسفند ماه گذشته منتشر شد ‏اما برخي از رسانه هاي نزديک به دولت اين خبر را تکذيب و برکناري رضا زارعي در ۱۲ اسفند از سمت ‏فرماندهي نيروي انتظامي استان تهران را ناشي از پذيرش استعفاي ۳ ماه قبل او ذکر کردند.‏

اسماعيل احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي و باجناق محمود احمدي نژاد نيز ساعتي قبل از برگزاري انتخابات ‏مجلس هشتم، سخنان سخنگوي قوه قضائيه در مورد بازداشت يک فرمانده سابق نيروي انتظامي را تکذيب کرد: ‏‏”اگر از ما سوال مي‌كنيد از فرماندهان نيروي انتظامي نه كسي دستگير و نه كسي زنداني شده است.اگر معتقد به ‏اعلا‌م نظر ديگري از سوي قوه قضاييه هستيد از خودشان سوال كنيد”.‏

اما محسن قاضي، بازپرس شعبه پنجم دادسراي کارکنان دولت در ۲۷ اسفند بارديگر خبر بازداشت يک فرمانده ‏ارشد را تائيد و اتهامات وي را “سوءاستفاده از موقعيت شغلي و امكانات دولتي، و خيانت در امانت و‎ ‎جرايم مالي” ‏اعلام کرد.‏

وي در خصوص انتشار خبر بازداشت سردار زارعي با ۶ زن در خانه فساد نيز بدون ذکر مورد آن از سايت هاي ‏خبري خواست که اتهامات ديگر را به وي منتسب نکنند.‏

بازپرس پرونده رضا زارعي در همان روز اعلام کرد که وي مجددا به حکم ۵ قاضي رسيدگي کننده و با افزايش ‏شکايت هاي خصوصي از وي دستگير و روانه بازداشتگاه شده است.‏

در همين حال روزنامه اعتماد در آخرين شماره سال گذشته خود خبر داد که: “علاوه بر اين متهم(رضا زارعي)، ‏قضات دادگاه از دو زن ديگر که نام شان در پرونده اتهامي فرمانده سابق به ثبت رسيده تحقيق و براي آنها قرار ‏وثيقه صادر کرده اند”.‏

‎‎کارنامه پر ارشاد‏‎‎

فرمانده بازداشت شده نيروي انتظامي تهران از طرفداران طرح امنيت اجتماعي و يکي از پرکارترين فرماندهان ‏در اين حوزه بود که طي ۳ سال فرماندهي نيروي انتظامي استان تهران کارنامه پربرگي از بازداشت و ارشاد ‏جوانان برجا گذاشت.کارنامه اي که شايد قرار بود از او در آينده يک فرمانده کل بسازد اما به نظر مي رسد که ‏دستکم با علني شدن اتهامات و جرايم او ديگر اين امکان وجود ندارد.با اين حال بد نيست به کارنامه سردار رضا ‏زارعي که طرح هاي ضربتي او در اغلب موارد نيز شامل حال زنان و جوانان بوده نگاهي مختصر بياندازيم:‏

‏- آغاز ارتقاي امنيت اجتماعي با کشف خانه فساد در رجايي شهر، کيهان، ۲۸ در ۸۴:‏
‏”مرحله چهارم طرح مبارزه با اراذل و اوباش (طرح ارتقاي امنيت اجتماعي) آغاز شد.
براساس ارزيابي بعمل آمده از سوي فرماندهي نيروي انتظامي كشور، در اجراي طرح هاي اجرايي، نيروي ‏انتظامي استان تهران رتبه اول كشوري را در اين خصوص كسب كرده است. سردار رضا زارعي فرمانده نيروي ‏انتظامي استان تهران از شناسايي و دستگيري اعضاي باند فساد و فحشا در رجايي شهر خبر داد و گفت: اعضاي ‏اين باند از مدتها پيش با شناسايي افرادي كه از نظر وضعيت مالي و اعتباري متمكن بودند ارتباط برقرار كرده و ‏با حيله هاي مختلف، با نصب دوربين هاي فيلمبرداري و نشان دادن صحنه هاي فيلمبرداري شده از عاملان اخاذي ‏مي كردند”.‏

‏- ورود مشروب اهداف سياسي دارد، همشهري، ۸ مرداد ۸۴:‏
‏”سردار زارعي خاطرنشان كرد: ورود مشروبات الكلي‎ ‎در سال ۸۴ از فراواني بالايي برخوردار بوده و ورود ‏مشروبات به اين شيوع تعمدي و‎ ‎هدايت شده و با اهداف خاص سياسي يا غيرسياسي انجام مي شود. وي، با اشاره ‏به اينكه‎ ‎كشف مشروبات الكلي نسبت به سال قبل ۱۰ برابر شده است، افزود: در سال جاري، يك صد و‎ ‎‏۳۰‏‎ ‎هزار ‏بطر مشروبات الكلي كه ۱۰۰ هزار بطر آن خارجي بود، كشف شده است و ۱۸ كارگاه‏‎ ‎مشروب سازي داخلي نيز ‏شناسايي و منهدم شده اند”.‏

‏- سه هزار و ۶۱ زن ارشاد شدند؛ سايت سازمان زندان ها، ۸ تير ۸۵:‏
‏”سردار زارعي با بيان اينكه در طول اجراي طرح‎ ‎امنيت اجتماعي از ٢٢ ارديبهشت تا چهارم تيرماه سال جاري ‏موفق به دستگيري ٨ هزار و‏‎ ‎‏٦٥٧‏‎ ‎تن در آيتم‌هاي مختلف اين طرح شديم، ‌تاكيد كرد: در اين ميان ٤ هزار و ٨٩٦ ‏تن با‎ ‎اخذ تعهد آزاد و سه هزار و ٧٦١ تن جهت رسيدگي به پرونده تحويل مراجع قضايي شدند‎. ‎همچنين با پلمپ ‏‏١٣٠ واحد صنفي متخلف، ٧٧٧ واحد صنفي تذكرپلمپ گرفتند و در اين ميان‏‎ ‎‏‌سه هزار و ٦١ تن نيز ارشاد شدند”. ‏فرمانده انتظامي استان تهران اضافه كرد:در جريان اجراي اين‎ ‎طرح همچنين با دستگيري ٢٥ دختر و پسر ‏فراري، ٤٠ زن خياباني، ٥ مركز فساد و فحشا، ٤‏‎ ‎كارگاه ساخت مشروبات الكلي به همراه سه باند تهيه و توزيع ‏شناسايي و منهدم شدند‎.‎وي افزود: مجموع افرادي كه به دليل بدحجابي تحويل مراجع قضايي شدند، عمدتا از‎ ‎مانكن‌هايي بودند كه مشكلات حاد داشتند. همچنين در اين رابطه از دو هزار و ٥٠٠ تن‏‎ ‎تعهد اخذ شد.‏

‏- تذکر به ۸۹ هزار نفر بدحجاب، تعهد از ۶ هزار و ۶۰۰ نفر، ايسنا و مهر، ۲۶ شهريور ۸۵:‏
‏”فرمانده انتظامي استان تهران در مورد عملكرد ماموران خود در اجراي طرح امنيت اجتماعي از تاريخ ۲۲ ‏ارديبهشت ماه امسال تا ۲۲ شهريور ماه گفت: در موضوع بدحجابي به ۸۹ هزار نفر تذكر داده شد. از ۶ هزار و ‏‏۶۰۰ نفر تعهد گرفته شد و ۴۶۲ نفر نيز به مرجع قضايي معرفي شدند. همچنين در اين رابطه ۱۰۰۷ مغازه و ‏مكان عرضه لباس و اقلام ضد فرهنگي پلمپ شد.وي ادامه داد: در بحث برخورد با مزاحمين خياباني در اين مدت ‏به بيش از ۳۰ هزار نفر تذكر داده شد و ۲۸۰۰ نفر نيز تحويل مراجع قضايي شدند.در مدت اين چهار ماه ۱۱۴ ‏پسر و ۳۱ دختر فراري در سطح استان دستگير شده كه ۳۲ نفر از آنها تحويل بهزيستي و بقيه تحويل مقام قضايي ‏شدند. در موضوع مبارزه با زنان خياباني نيز ۱۱۰ نفر دستگير شدند كه از ۶۰ نفر آنها تعهد گرفته شد. ۲۶ نفر ‏نيز تحويل مقام قضايي شده و ۹نفر نيز روانه بهزيستي شدند. ۱۴۰ مرد و زن نيز در رابطه با مراكز فساد و فحشا ‏دستگير شدند”.‏

‏- درخواست اعدام براي فيلم هاي غير اخلاقي، خبرگزاري فارس، ۲۶ خرداد ۸۶:‏
فرمانده نيروي انتظامي استان تهران گفت: از زمان تصويب قانون مجازات اعدام براي متجاوزان حريم خصوصي ‏افراد، وقوع اين نوع جرائم با كاهش خوبي مواجه شده است.سردار رضا زارعي در گفت‌وگو با خبرنگار ‏اجتماعي فارس امنيت اجتماعي را يكي از‎ ‎مهمترين مولفه‌هاي امنيت توصيف كرد و گفت: در ميان امنيت سياسي، ‏اقتصادي، فرهنگي و‎ ‎احتماعي، امنيت اجتماعي به عنوان مهمترين مولفه‌هاي امنيت به حساب مي‌آيد و لذا‎ ‎اعمال ‏مقتدرانه قانون در اين حوزه مي‌تواند منجر به پيشگيري قابل ملاحظه جرائم شود.‏

‏- دستگيري ۷ هزار نفر به اتهام “اوباش و مزاحم نواميس”، روزنامه ايران، ۲۷ خرداد ۸۶:‏
سردار زارعي همچنين از دستگيري ۷ هزار نفر از اوباش و مزاحمان نواميس و ۱۰۳۲ نفر از اراذل و اوباش ‏سخن به ميان آورد و گفت: “۲۲۰۰ نفر از مزاحمان و ۱۱۹ نفر از اوباش حرفه اي داراي نوچه به دستگاه قضايي ‏معرفي شده اند”. فرمانده پليس استان تهران، اضافه كرد: “در عين حال ۴۲۰ توزيع كننده اقلام ضدفرهنگي از ‏جمله فيلم و سي دي هاي مبتذل و مستهجن از ابتداي سال ۸۶ تاكنون دستگير شده اند و ۱۶۰ هزار قطعه لوازم ‏ضد فرهنگي نيز كشف و ضبط شده است”.‏

‏- دستگيري ۱۲۰۰ نفر از اراذل و اوباش مشهور استان تهران، خبرگزاري فارس، ‏
‏”فرمانده انتظامي استان تهران از دستگيري ۱۲۰۰ نفر از اراذل و‎ ‎اوباش شرور و خطرناك استان تهران در ‏راستاي اجراي طرح امنيت اجتماعي خبر داد‎.‎در طول ارديبهشت‌ و در راستاي اجراي طرح ارتقاي امنيت ‏اجتماعي ۱۲۰۰ نفر از اراذل و‏‎ ‎اوباش مشهور استان تهران در شهرستان‌هاي اسلام‌شهر، شهريار، كرج، ورامين، ‏رباط كريم‎ ‎و پاكدشت دستگير شدند كه از اين تعداد ۴۰۰ نفر به زندان منتقل شد و مابقي نيز با‏‎ ‎اخذ تعهد آزاد ‏شده‌اند.وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه آيا اراذل و اوباش‎ ‎دستگير شده در محلات ‌گردانده مي‌شوند يا خير؟ ‏گفت: تعدادي از اين افراد پس از صدور‎ ‎حكم قضايي در محلات كه ضرورت داشت گردانده شده‌اند‎.‎فرمانده نيروي ‏انتظامي‎ ‎استان تهران در ادامه از دستگيري يكي از اشرار معروف استان تهران خبر داد و گفت‎: ‎اين فرد شرور ‏اقدام به فرار از دست مأموران كرده بود كه با شليك چند تير هوايي قصد‎ ‎دستگيري وي را داشتيم اما اين شرور ‏سابقه‌دار اعتنايي نكرده و در نهايت مأموران طبق‎ ‎قانون به كارگيري سلاح پاي وي را هدف قرار داده و او را ‏دستگير كردند.سردار ز‌ارعي گفت: برخورد با‎ ‎اراذل و اوباش را كه يكي از ۱۴ آيتم طرح ارتقاي امنيت اجتماعي ‏است با استفاده از‎ ‎كار اطلاعاتي ادامه خواهيم داد”.‏

‏- دستگيري خوانندگان رپ به اتهام “شيطان پرستي”، ايسنا، ۱۳ مرداد ۸۶:‏
کنسرت بين‌المللي گروه شيطان‌پرستي در کرج که قرار بود با حضورخوانندگان ‏DJ‏ و گروه‌هاي راک و رپ بر ‏گزار شود کشف شد.سردار رضا زارعي، فرمانده انتظامي استان تهران در گفت‌وگوي اختصاصي با ايسنا در ‏تشريح اين پرونده گفت: اين اولين بار است که ده‌ها شرکت کننده دختر و پسر با شيوه جديد فراخوان بين‌المللي ‏اينترنتي به چنين مراسمي دعوت شده‌اند، به طوري که اغلب دستگيرشدگان از جوانان متمول و تعدادي از آنها ‏ايراني‌هاي مقيم خارج از کشور بوده‌اند که با هدف شرکت در يک کنسرت مهيج شيطاني راهي اين مراسم شدند.‏

‏- احمدرضا رادان دوست قديمي من است، روزنامه ايران، ۸ آبان ۸۶:‏
سردار زارعي:دركسوت سربازى نظام تابع سلسله مراتب فرماندهى و تدابير و مسائل‎ ‎سازمانى هستم. پاسخ دقيق ‏را زمانى مى توان دادكه در شرايط خاص اين مسئوليت قرار‎ ‎گرفت. فعلاً مى توانم بگويم با فرماندهى استان ‏تهران هيچ مشكلى ندارم. ضمن آنكه‎ ‎سردار رادان دوست خوب و قديمى من است

‏- اگر مي خواستم نماينده مجلس بودم، روزنامه ايران، ۸ آبان ۸۶:‏
سردار سرتيپ زارعي:شك نكنيد اگر مى خواستم از موقعيت رسانه اى ام استفاده كنم همين امسال‎ ‎استفاده كرده و ‏كانديداى مجلس مى شدم. اين اخبار تا جايى مطرح شده بود كه فرمانده‎ ‎نيروى‎ ‎انتظامى نيز در مورد آن از من ‏سؤال كرد كه من گفتم علاقه اى به كار سياسى‎ ‎ندارم‎.‎

‏- برخورد با ويدئو کلوپ ها و کافي نت ها، روزنامه جام جم، ۳ دي ۸۶:‏
رييس پليس استان تهران با اشاره به بازديد از ۵۵۰ مغازه فروش پوشاك، اظهار داشت: ۶۸ درصد اين مغازه‌ها ‏داراي مجوز بودند و تنها ۳۲ درصد فاقد مجوز بودند، به طوري كه ۲۵ مغازه پلمپ و بقيه نيز به دليل داشتن ‏لباس‌هاي خارج از عرف، نوشته‌ها و يا تصاوير مستهجن، ‌تذكر دريافت كرده و ارشاد شدند.وي در خصوص ‏بازديد از ۴۱۱ ويديو كلوپ به خبرنگاران گفت: يكصدهزار سي‌دي مستهجن و يا فيلم اكران نشده و يا فيلمهاي ‏اكران شده بر روي پرده جمع‌آوري، ۲۱ دستگاه رايانه نيز به دليل داشتن مسايل غيراخلاقي توقيف شد و در اين ‏رابطه ۲۱ واحد ويديوكلوپ نيز با دستگيري ۲۶ تن پلمپ شدند. همچنين اعلام شد ۷۱ واحد ويديوكلوپ نيز به ‏خاطر اقدامات غيرقانوني‌شان اخطار پلمپ دريافت كردند.سردار زارعي با اعلام بازديد پليس از ۲۱۵ كافي‌نت و ‏‏۲۲۰ كافي‌شاپ در جريان اجراي طرح ارتقاء امنيت اجتماعي، گفت: ۱۷ كافي‌نت و ۱۰ كافي‌شاپ طي اين بازديد ‏پلمپ و ۱۲ مرد و ۱۱ زن نيز دستگير شدند. همچنين ۲۰ كيس حاوي تصاوير مستهجن از اين محل‌ها توقيف شد و ‏بالغ بر يكصد كافي‌شاپ و كافي‌نت نيز اخطار پلمپ گرفتند. ‏

‏- برخورد با آرايشگاه‌هاي زنانه، روزنامه جام جم، ۳ دي ۸۶:‏
‏”سردار زارعي در ادامه گزارش آذرماه، به نتايج اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي اشاره كرد و گفت: طبق ‏برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته با وزارت بهداشت، پليس به عنوان كمك دهنده در خصوص برخورد با استعمال ‏مواد دخاني در اماكن عمومي و نيز عرضه سيگار به متقاضيان سنين زير ۱۸ سال در دي ماه، وارد عمل شد. ‏

از سوي ديگر وي به بررسي برخي اماكن كه به محل‌هاي رشد و شكل‌گيري جرم تبديل شده‌اند، اشاره كرد و ‏افزود: در برخي آرايشگاه‌هاي زنانه، موضوعات خلاف و منحرف در حال شكل‌گيري است، به طوري كه ‏موضوع فرار فرزندان و بسياري از اقدامات مجرمانه سر منشايي در اين محل‌ها دارد، از اين رو بزودي پليس ‏امنيت در اين محل‌ها پس از بررسي‌هاي لازم و هماهنگي با مراجع قضايي وارد عمل مي‌شود. به دنبال اجراي ‏طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در استان تهران، ۵۰۰ چايخانه كنترل و ۱۱۷ محل به دليل كشف سي‌دي‌هاي ‏مستهجن، حضور بچه‌هاي فرار و رعايت نكردن ضوابط پلمپ شد و ۲۱۸ محل نيز از پليس تذكر دريافت ‏كردند.بر اين اساس ۹۴ مرد و ۵۷ زن نيز به دليل حضور در شرايط نامناسب در اين چايخانه‌ها و يا به همراه ‏داشتن موادمخدر و ظاهر نامناسب بازداشت شدند.‏

‏- ۱۱۳هزار تذكر در حوزه بدحجابي، خبرگزاري ايسنا، ۲۷ دي ۸۶:‏
رييس پليس استان تهران با ابراز خرسندي از اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در استان تهران گفت: از زمان ‏اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي، پليس ۱۱۳ هزار و ۴۵۴ تذكر در حوزه بدحجابي به افراد داده است و ۵ ‏هزار و ۷۰۰ تن از جمله يكهزار و ۴۰۰ مرد را در كلاسهاي آموزشي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي توجيه ‏كرد.وي افزود: از مجموع تذكرات حوزه بدحجابي يكهزار و ۶۰۰ تن تحويل مراجع قضايي شدند. به گزارش ‏ايسنا، سردار زارعي درباره برخورد با توزيع كنندگان ضد محصولات در سطح استان تهران، گفت: ۳۰۰ هزار ‏سي‌دي، كاست، فيلم ويديويي مستهجن و ساير اقلام ضد فرهنگي كشف شده و ۹۷۵ تن در اين رابطه دستگير و به ‏مقامات قضايي معرفي شدند.وي ادامه داد: طي مدت اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي، ۶۸ انبار توليد و يا ‏مغازه‌هاي فروش تجهيزات ماهواره‌اي پلمپ شده و ماموران پليس موفق به كشف ۲۷ هزار انواع تجهيزات ‏ماهواره‌اي و در اين رابطه ۵۳۵ تن نيز دستگير شدند. ‏

سردار زارعي يكي از بسترهاي اصلي ايجاد كننده جرايم اجتماعي ــ اخلاقي را محل‌هاي ويژه بيلياردها، ‏قهوه‌خانه‌ها و كافي‌شاپ‌هاي مورددار عنوان كرد و گفت: پليس با ورود به اين محل‌ها و انجام تحقيقات فني سه ‏هزار مغازه و مكان متخلف را پلمپ كرد.‏

‏- آماده‌باش ۸ هزار مامور پليس در چهارشنبه آخرسال، روزنامه صداي عدالت، ۲۳ اسفند ۸۶:‏
سردار رضا زارعي، رييس پليس استان تهران در جمع‎ ‎پليس‌ياران جوان، فرماندار و روساي مناطق آموزش و ‏پرورش شهرستان كرج با اعلام اين‎ ‎كه سال گذشته حدود ۸۰۰ تن از هنجارشكنان كه موجب اخلال در نظم ‏عمومي مراسم چهارشنبه‏‎ ‎آخر سال شده بودند، شناسايي شدند، گفت: فقط تعدادي از اين افراد در بازداشت پليس‎ ‎باقي‌مانده و براي آنها پرونده قضايي تشكيل شد و بقيه افراد با اخذ تعهد اخلاقي‎ ‎آزاد شدند.وي خبر داد‏‎‏ “هشت هزار ‏نيروي پليس استان تهران در مراسم چهارشنبه آخر سال براي بسترسازي امنيت در‎ ‎سطح ۱۰ شهرستان آماده‌باش ‏خواهند بود‏‎‏”.

.
برچسبها : سردار زارعی - رضا زارعی رئیس پلیس سابق استان تهران - فیلم سردار زارعی - عکس سردار زارعی - ۶  زن - دانلود

فروردین ۲۸

قاضی که به مرخصی رفت ، دادرس مرد متهم به تجاوز را آزاد کرد

حقوقی, اخبار داغ, حوادث, داغ ۱۴۰ نظر »

http://www.iranjudiciary.org/.%5Ccontent/fa/aboutus/overview/bldg.jpg
هفت تیر ۷tir.com
: داديار دايره اجراي احکام دادسراي جنايي تهران از مردم براي دستگيري مجدد جواني که به جرم تعرض به يک کودک پنج ساله و ۸ زن به اعدام محکوم شده است درخواست کمک کرد . به گزارش خبرنگار ما، مصطفي مرد فراري که سال ۸۱ دستگير و سپس به اعدام محکوم شده بود در پي يک اتفاق با سپردن وثيقه از زندان آزاد شد و فرار کرد.

شرح ماجرا

۲۰ مهر ماه سال ۸۱ زني جوان به ماموران نيروي انتظامي خبر داد کودک پنج ساله اش در باغي در شهران مورد آزار قرار گرفته و بد حال و در بيمارستان بستري است. پس از طرح اين شکايت قاضي وقت شعبه ۱۱۶۸ دادگاه جنايي تهران پسر خردسال را براي معاينه به پزشکي قانوني فرستاد و متخصصان تجاوز به اشکان را تاييد و اعلام کردند لکه هاي خوني روي لباس اين کودک وجود دارد که نشان مي دهد آسيب شديدي به وي وارد آمده است.

همان روز ماموران گشت انتظامي در شهران به جواني که لباس سربازي به تن داشت ظنين شدند و وي را بازداشت کردند. اين جوان که مصطفي نام دارد منکر ارتکاب اين عمل شد، اما ماموران لکه هاي خون روي لباس اين سرباز پيدا کردند و با اين فرضيه که مصطفي همان مرد متجاوز است وي را به دادگاه جنايي فرستادند. پس از آنکه پزشکي قانوني آثار خون روي لباس متهم را مورد آزمايش قرار داد، تاييد کرد خون متعلق به اشکان - پسر پنج ساله - است.با بازداشت مصطفي و چاپ عکس وي در روزنامه ها، ۸ زن ديگر به پليس مراجعه کردند و مدعي شدند مصطفي آنها را مورد آزار جنسي قرار داده است. يکي از زنان شاکي به پليس گفت؛ در يکي از خيابان هاي خلوت شهران مي رفتم که جواني با لباس سربازي به من نزديک شد و ساعت پرسيد، من ايستادم که جوابش را بدهم که نقشه اش را اجرا کرد.با اين حال کارآگاهان براي اينکه مطمئن شوند عامل آزار اين زنان مصطفي بوده است، وي را بين ۱۰ مرد ديگر قرار دادند و از زنان شاکي خواستند مرد متجاوز را شناسايي کنند، آنها به اتفاق مصطفي را نشان دادند. مصطفي که زمان دستگيري ۲۰ ساله بود وقتي ديد شکات او را شناسايي کرده اند، لب به اعتراف گشود و قبول کرد که ۸ زن را مورد آزار و اذيت قرار داده است. او گفت؛ من با ماشين به سراغ زنان مي رفتم و پس از اينکه آنها را به بهانه پرسيدن ساعت متوقف مي کردم، به سويشان حمله ور مي شدم و هرگاه متوجه رهگذران ديگر مي شدم به سرعت فرار مي کردم.وي همچنين در مورد تجاوز به کودک هشت ساله گفت؛ روزي که پسر بچه را ديدم به سراغش رفتم و در حالي که به شدت گريه مي کرد او را به باغي کشاندم و مورد تعرض قرار دادم و متواري شدم.

پس از تکميل تحقيقات قاضي شعبه ۱۱۶۸ جلسات محاکمه مصطفي را آغاز کرد، اما هنوز اين جلسات تمام نشده بود که قاضي شعبه ۱۱۶۸ براي چند روزي به مرخصي رفت و قاضي دادرس مسووليت شعبه را بر عهده گرفت. خانواده مصطفي که متوجه تغيير رئيس شعبه شده بودند، بدون اينکه بگويند مصطفي چه جرائمي انجام داده است، با سپردن وثيقه خواستار آزادي مصطفي شدند و دادرس پرونده نيز بدون بررسي پرونده، وي را با وثيقه آزاد کرد.مصطفي پس از آزادي ديگر به زندان بازنگشت و قاضي اصلي پرونده پس از بازگشت وي را به صورت غيابي محاکمه و به اعدام محکوم کرد. حکم مصطفي در ديوان عالي کشور و شعبه تشخيص مورد تاييد قرار گرفت.

اين در حالي بود که مصطفي همچنان فراري و تحت تعقيب بود. در اين حين خبر رسيد مرد اعدامي که پس از فرار از زندان به خارج از کشور رفته بود، بار ديگر به ايران برگشته و حتي در يک جمع توبه نيز کرده است. به رغم بازگشت مصطفي به ايران باز هم سرنخي از وي به دست نيامد تا اينکه ديروز پرونده او براي اجراي حکم اعدام به دايره اجراي احکام دادسراي جنايي ارسال شد و داديار حقبين از مردم خواست با مشاهده عکس مرد فراري چنانچه خبري از وي دارند پليس را بلافاصله در جريان قرار دهند.

خارج از دستور
سردبیر : این که متهم با دستور معاون قاضی موفق به فرار شد بماند . دیگر نکته جالب قضیه عکسی است که قوه قضاییه در اختیار رسانه ها قرار داده تا با منتشر کردن آن مردم بتوانند مرد متجاوز و محکوم به اعدام را شناسایی کنند . آیا از همه زندانیان در ایران عکسی با این کیفیت گرفته می شود ؟
عکس متهم مجرم زندانی قاتل متجاوز تجاوز
.
.اخبار ورزشی سایت هفت تیر sport.۷tir.com

  • دوپادشاه در یک اقلیم نمی گنجند . ناصر حجازی اخراج شد
  • فرار حسین رضا زاده از آزمایش دوپینگ
  • شيث ، پسرکي که مي خواست مارادونا باشد
  • AFC: بانوان را به استادیوم راه ندهید فوتبال ایران را محروم می کنیم
  • انزوای مجدد ایران در جامعه جهانی . مشعل المپیک ۲۰۰۸ پکن از ایران عبور نمی کند

سوالات و مشکلات حقوقی و قضایی خود را در تالار حقوقی هفت تیر با کارشناسان مطرح کنید .

فروردین ۲۸

برخورد عجیب ماموران گشت ارشاد با زنان در میدان هفت تیر تهران

زنان، دختران و خانواده, اخبار ايران, اخبار سياسي, اخبار داغ, داغ ۲۰۴ نظر »

برخورد با بدحجابی میدان هفت تیر
به گزارش سایت هفت تیر به نقل ازسایت میدان زنان عصر روز یکشنبه، ۲۵ فروردین، ماموران یکی از گشت های ارشاد منطقه میدان هفتم تیر تهران، در کنار کنترل پوشش زنان و دختران رهگذر، ماموریت دیگری هم داشتند، آن هم بازرسی و تفتیش ساک های خرید زنان بود. حدود ساعت ۶ بعد از ظهر روز یکشنبه هر زنی که برای خرید به یکی از فروشگاه های پوشاک منطقه مراجعه و از آن لباسی خریداری می کرد، بلافاصله پس از خروج از مغازه باید آن را به ماموران پلیسی که مقابل در فروشگاه ایستاده بودند تحویل و در مورد خرید هر یک از لباس هایی که از نگاه ماموران پلیس «خارج از عرف» بود توضیح می داد.

به گفته یکی از شاهدان، ماموران پلیس با خارج کردن خریدهای شخصی زنان از کیسه ها و نمایش آن مقابل چشم های دیگر رهگذران با بررسی رنگ، مدل و طرح لباس ها زنان را «ارشاد» می کردند. فاجعه آنجا است که به دلیل کمبود ماموران پلیس زن برای بررسی همه خریدهای زنان در آن منطقه، ماموران پلیس مرد به کمک همکاران خود شتافتند و با قرار دادن زنان در صفی منظم آنها را دقایقی طولانی معطل می کردند تا ساک های خریدشان توسط ماموران زن مورد بررسی قرار گیرد. در غیر اینصورت اجازه تردد به آنها داده نمی شد!

شهروندان متعجب از این رفتار پلیس، بارها از ماموران پرسیدند:«اگر از نگاه شما ارائه اینگونه لباس ها خلاف است چرا با فروشندگان آنها برخورد نمی کنید؟» اما آنها هربار در کمال آرامش پاسخ دادند: «برخورد با فروشندگان وظیفه این یگان نیست»!

خبر آنچنان عجیب است که در کنار شهروندان حاضر در منطقه و احتمالا دیگر خوانندگان این خبررییس اطلاع رسانی نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز با ناباوری نسبت به اتفاق پیش آمده اظهار نظر کند.
پاسار احمد درخشنده عصر روز دوشنبه ابتدا این موضوع را قویا تکذیب کرد، اما وقتی خبرنگار حاضر در محل مشاهدات خود را روایت کرد به سرعت گفت:« این تخلف آشكار ماموران گشت ارشاد است چون وظیفه آنها صرفا تذكر دادن است».

او هم، برخورد با لباس های نامناسب را وظیفه اداره اماکن نیروی انتظامی دانست ، اما برخلاف تاکید ماموران گشت ارشاد گفت:«اگر لباسي نامناسب و يا غيراسلامي هم وجود داشته باشد،‌بايد به متصدي فروش آن تذكر داده شود،‌البته آن هم وظيفه ماموران گشت هاي ارشاد نيست»

به گفته درخشنده«كنترل عرضه پوشاك مناسب برعهده ماموران اداره اماكن است كه اين طرح هم در حال پيگيري است». با این مقدمه است که او به سرعت نسبت به برخورد این ماموران واکنش نشان داد:«تفتیش خرید شهروندان تخلف ماموران گشت ارشاد منطقه بوده و حتما موضوع پيگيري مي شود».

در این شرایط بود که رییس اطلاع رسانی نیری انتظامی تهران بزرگ به شهروندان توصیه کرد:« به محض مواجهه با تغيير نحوه برخورد ماموران گشت هاي ارشاد موضوع را به ۱۹۷ اطلاع دهند تا هرچه سريعتر از ادامه تخلف جلوگيري شود».البته او راه حل ديگري را هم پيشنهاد كرد :«اگر شهروندان امكان برقراري تماس تلفني با مركز ۱۹۷ را نداشتند مي توانند با مراجعه به فرمانده يگان حاضر در منطقه تخلف مامور را گزارش دهند». رييس مركز اطلاع رساني اما به اين موضوع پاسخ نداد كه ماموران گشت هاي ارشاد چگونه بدون دستور فرمانده اجازه برخورد با شهروندان را بدست می آورند، آنهم به طوریکه فرمانده حاضر در محل از آن غافل می شود!

به هرحال برخود ماموران یکی از گشت ارشاد منطقه هفت تیر تهران، آنقدر عجیب و غیرقابل تصور بود که محمود سالارکیا، معاون انتظامی دادستان تهران را هم متعجب کند:« مگر می شود که نسبت به لباس خصوصی افراد نظر داد و آن را در مقابل چشمان نامحرمان نمایش داد، اگر اینگونه است، پس همه شهروندان مجرم هستند! موضوع پوشش و خريد آنچه را كه زنان مسلمان ايراني به آن احتياج دارد،‌مساله اي خصوصي است و هيچ فرد و گروهي حق اظهار نظر در آن را ندارد چه برسد به آنكه ماموران نيروي انتظامي آنچه كه مردم خريده اند را تفتيش و بازرسي كنند».

او سپس این جمله خود را کاملتر کرد و گفت:« تا زمانيكه پوشش شهروندان (زنان) در جامعه در معرض ديد عمومي و نامحرم قرار نگيرد،‌استفاده از انواع لباس ها در مدل ها و رنگ های مختلف ممنوعيت ندارد و رفتار ماموران براي پرس و جو از شهروندان كاملا خلاف قانون و تجاوز به حريم خصوصي افراد است».
سالاركيا با اشاره به صراحت قانون در مورد حريم خصوصي گفت:« تفتيش وسايل شهروندان تنها در مناطق امنيتي همچون فرودگاه ها و يا مراجع قضايي و انتظامي مجاز است، البته آن هم فقط جست و جو در موارد مشكوك و تفتيش ابزار خطرناك».

با این گفته معاون دادستان انگار باید نتیجه گرفت، ماموران این گشت ارشاد که به گفته شاهدان عینی از ماموران بسیجی کمک کننده به نیروهای انتظامی بودند، اشتباه به این میدان هفتم تیر تهران اعزام شده بودند، میدانی که پیش از این بارها صحنه برخوردهای ناخوشایند و به قول مقامات انتظامی «نامتعارف» بوده است!


.اخبار ورزشی سایت هفت تیر sport.۷tir.com

  • دوپادشاه در یک اقلیم نمی گنجند . ناصر حجازی اخراج شد
  • فرار حسین رضا زاده از آزمایش دوپینگ
  • شيث ، پسرکي که مي خواست مارادونا باشد
  • AFC: بانوان را به استادیوم راه ندهید فوتبال ایران را محروم می کنیم
  • انزوای مجدد ایران در جامعه جهانی . مشعل المپیک ۲۰۰۸ پکن از ایران عبور نمی کند

.
گشت ارشاد - برخورد با بدحجابی - میدان هفت تیر

فروردین ۲۷

چند توصيه غذايي براي جلوگيري از سفيدشدن مو

مقالات علمی, پزشكي و سلامت ۲۹ نظر »

The image “http://www.aftab.ir/news/2008/feb/27/images/64a33ba728e6d3f8861b864416ce6cb5.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
هفت تیر ۷tir.com : جهت جلوگيري از سفيد شدن مو و جبران فقر غذايي پياز مو استفاده از ميوه و غذاهايي كه حاوي مقادير زيادي ويتامين گروه B هستند نظير تخم مرغ و سبزيجات توصيه مي‌شود.

 خوردن روزانه يك قاشق مرباخوري از پودر سبوس برنج كه با كمي شكر يا نبات ساييده شده مخلوط گرديده، قرار دادن نان جو در دستور رژيم غذايي افرادي كه موهايشان سفيد شده است و خوردن روزانه يك ليوان از جوشانده سبوس گندم، جو و برنج در درمان سفيدي مو موثر است.

مكيدن روزي يك دانه هليله سياه در طول ۴۰ روز متوالي، استفاده از جگر، سويا، پودر جوانه گندم و كلم، استفاده از مرباي هليله و رب گردو در اين زمينه موثرست.

http://www.farya.com/images/sec2/gere-200.jpg
هیچ وقت این سوال برایتان پیش آمده است که چرا موهایمان سفید می‌شوند؟ یا اینکه در چه سنینی باید موهایمان سفید شود؟
دكتراكبر اجرایی : واقعیت این است که سفید شدن مو، هیچ ربطی به نوع رنگدانه موجود در بدن ما یا به عبارتی تیره یا روشن بودن موهایمان ندارد. این اتفاق برای همه می افتد، به روایتی دیر یا زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد!
سفید شدن موها در مردان در حدود سی سالگی حدود و در زنان در سی و پنج سالگی رخ می دهد. سلول‌های حاوی رنگدانه هر ده سال، حدود ده تا بیست درصد از ظرفیت تولید رنگ خود را از دست می‌دهند. کمبود فلزاتی همچون منگنز، روی، تیتانیوم، آهن و مس ازعوامل اصلی در سفید شدن و شکنندگی موها به حساب می آیند.
اگر چه سفید شدن موها یکی از آشکارترین نشانه های افزایش سن است، اما همیشه سفید شدن مو تنها به علت بالا رفتن روزهای زندگی نیست و عوامل دیگری همچون کمبود ویتامین ها، بیماری های تیروئید، بیماری‌های سیستم ایمنی، مصرف دخانیات (سرعت سفید شدن مو درسیگاری ها، چهار برابر افراد غیر سیگاری است)، کم خونی، رژیم‌های سخت و طولانی مدت، عوامل ارثی، بیماری‌های خونی و افزایش گلبول‌های سفید نیز باعث سفیدی زود هنگام و بیش ازحد موها می شوند.
در تعریف، سفیدشدن موی انسان سفید پوست زودتر از بیست سالگی و سفید شدن موی افراد سیاه پوست زودتراز سی سالگی را، سفید شدن زودرس مو می گویند. البته نسبت تغذیه و ژنتیک نیز تاثیر به سزائی در چگونگی سفید شدن موها دارند. ازطرفی در برخی افراد موها بسیار زود شروع به سفید شدن می کند که باید گفت شروع این اتفاق بستگی به ژنی دارد که از والدین خود به ارث می بریم. برخی افراد تصورمی کنند یک فشارعصبی شدید یا هول و هراس ناگهانی باعث می شود موها سریع تر سفید شوند، اما دیدگاه‌های علمی این ادعا را اثبات نمی کنند.
علاوه بر عوامل ذکر شده مصرف بعضی ازشامپوها و دیگر مواد شیمیایی نیز می تواند بر سفید شدن موها تاثیر بگذارد .

.
عاملسفید شدن مو - دارو برای سفیدی مو - موهای سفید - درمان سفید شدن موها - موی سفید - سفید شدن مو -

فروردین ۲۷

گزارش جالب یک شاهد انفجار در شیراز در مورد مصاحبه فرماندار پس از حادثه

گزارش, اخبار ايران, اخبار سياسي, اخبار داغ, داغ ۸۳ نظر »

The image “http://tabnak.ir/files/fa/news/1387/1/25/7438_195.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
هفت تیر ۷tir.com
: یکی از افرادی که در زمان بمب گذاری شیراز در محل حسینیه رهپویان حضور داشته است به نکات جالب و قابل تاملی در مورد این حادثه اشاره می کند . او در قسمتی از نوشته اش که در وبلاگش درج کرده ، آورده است که نیم ساعت بعد از بمب گذاری در حالی که هیچ کارشناسی به سر صحنه حاضر نشده بود و همچنان در حال حمل مجروهان حادثه به آمبولانس بودیم فرماندار شیراز به محل حادثه آمد و همان جا با صدا و سیما مصاحبه کرد و گفت : نيروهاي امنيتي ما بررسي كردند و هرگونه اقدام خرابكارانه يا بمب گذاري منتفي هست .

متن کامل را از قول حنیف بخوانید : فقط به عنوان يك شاهد عيني گوشه هايي را از آنچه با چشم خود ديده ام مي نويسم .
طبق تمامي شنبه شب ها كه مصادف است با جلسات هفتگي كانون رهپويان وصال ؛ خودم را براي شركت در جلسه حدود ساعت ۳۰/۸ به حسينيه رساندم . بعد از چند دقيقه آقاسيد سخنراني را تمام كردند و همراه با خاموش شدن چراغها ؛ مجلس با اشعاري خطاب به امام زمان عج وارد فضاي دلنشيني شد . مناجات با حضرت ده دقيقه اي طول كشيد و بعد از آن مناجات الراجين (مناجات اميدواران – از مناجات هاي دهگانه امام زين العابدين ع ) . يا من اذا ساله عبد اعطاه و اذا قربه ادناه …
وصف آن لحظات به هيچ وجه ميسر نيست و اين بگذار تا وقت دگر.

مجلس وارد سينه زني شد و بعد از شور اوليه اي كه معمولا ده دقيقه بيشتر طول نمي كشد نوبت به خواندن واحد رسيد . بنده درست كنار ديوار و در وسط حسينيه ايستاده بودم . هنوز بيت هاي اول خوانده نشده بود كه صداي انفجار مهيبي از پشت سرم شنيده شد و همراه با آن در يك لحظه نور سفيدي با شعله هاي آتش فضاي حسينيه را پر كرد . موج انفجار به حدي زياد بود كه بي اختيار بر روي زمين پرتاب شدم و اشياء مختلفي به سر و بدن همه مي خورد . هنوز گيچ بودم و نمي دانستم در چه وضعيتي هستم و چه اتفاقي افتاده . صداي ناله و فرياد حسينيه را پر كرده بود . تا اينكه برگشتم و پشت سرم را نگاه كردم. بچه ها گوشه به گوشه روي زمين افتاده بودند . تكه هاي بدن مجروحين و شهدا بر در و ديوار حسينيه ديده مي شد . خرده هاي شيشه تمام كف را پوشانده و ديوار انتهاي حسينيه خراب شده بود . دود غليظي بهمراه بويي شبيه باورت تمام فضا را پر كرده بود . لحظاتي كسي نمي دانست چه بايد بكند . يكي به اين طرف مي دويد يكي آن طرف ؛ يكي بر سر جنازه شهيدي نشسته بود و ناله مي زد . يكي بقيه را از حسينيه بيرون مي كرد . وضع مجروحين و سوختگي ناشي از انفجار آنقدر شديد بود كه بدون راهنمايي امدادگر نمي توانستيم كاري بكنيم . هاج و واج شده بودم . تا اينكه نيروهاي امداد كانون مديريت صحنه را بدست گرفتند وبا آوردن پتو مجروحين را بر روي آن مي گذاشتند و از حسنيه خارج مي كردند . بيرون از حسينيه محشر كبري بود . صداي انفجار به دورترين نقاط شهر رسيده بود و خبر آن در كمتر از نيم ساعت در سطح شهر پخش شد . مردم از تمامي نقاط شهر به كانون هجوم آورده بودند و خيابان شهيد اقايي مملو از جمعيت بود . نيروهاي انتظامي درب هاي اول كانون را بستند و با تشكيل حلقه هاي لايه به لايه از خود مردم در حياط حسينيه مانع از هجوم مردم مي شدند . آمبولانس هاي متعددي وارد حسينيه مي شدند و با تكميل ظرفيت به سرعت از آنجا خارج مي شدند . در همين گير و دار جناب فرماندار و همينطور استاندار فارس از راه رسيدند . در همان حياط حسينيه ايستادند و قبل از ورود به حسينيه و بازديد از چگونگي وضعيت در مقابل دوربين هاي صدا و سيما گزارش عجيبي از وضعيت موجود دادند كه باعث حيرت تمامي حضار شد . فرماندار گفت : نيروهاي امنيتي ما بررسي كردند و هرگونه اقدام خرابكارانه يا بمب گذاري منتفي هست . شگفتي من از اين بود كه تا آن لحظه هنوز هيچ نيروي كارشناسي وارد حسينيه نشده بود !!! چند سرهنگ نيروي انتظامي را ديدم كه كنار هم ايستاده بودند . خيلي ناراحت بودم . نزد آنها رفتم و گفتم چرا به مردم دروغ مي گوييد ؟ فكر مي كنيد اگر واقعيت را به مردم نگوييد به نفع مردم است ؟ بلافاصله يكي از آنها با تشر جوابم را داد و ديگري مرا با كمك سربازي مورد عنايت قرار داده و حواله ام دادند به يك لباس شخصي كه مودب تر از آنها بود. مدتي با هم صحبت كرديم . نظريه بمب گذاري را بكلي متنفي مي دانست . به او گفتم تو بهتر مي داني يا من كه در مجلس بودم ؟ گفت :عزيز من ريشه منافقين بعد از دهه ۶۰ خشكيده شده و ديگر نبايد اسم اينجور چيزها را آورد .رهبري هم مي خواهند به شيراز بيايند و اصلا دليلي ندارد ما مردم را دچار وحشت كنيم ! گفتم : خود دانيد . شما دو راه داريد . يا خود را از بي عرضگي تامين امنيت شهر تبرئه كنيد و مسئوليت امشب را به گردن مسئولين كانون بياندازيد و يك دليل فني هم برايش بتراشيد . و يا اينكه واقعيت را صادقانه با مردم مطرح كنيد و ببينيد كه مثل هميشه نه تنها حضور مردم كمرنگ تر نخواهد شد بلكه بيشتر از ديگر جاها در صحنه خواهند آمد . مباحثه مان به جايي نرسيد . خداحافظي كردم و رفتم . جمعيت به سختي متفرق مي شد . گهگداري صداهايي حاكي از درگيري بين مردم و نيروي ويژه انتظامي از بيرون حسينيه شنيده مي شد. آمبولانس ها در حياط حسينيه پشت درب هاي بسته مانده بودند و بعلت ازدحام جمعيت در پشت درب نمي توانستند از حسينيه خارج شوند .

آيت الله حائري نماينده ولي فقيه و امام جمعه شيراز در همان ساعات اوليه خود را به حسينيه رسانده بودند . و بعد از بازديد از صحنه انفجار ضمن تاييد بمب گذاري و تاثر ؛ شهادت جوانان رهپويان وصال را به حاج اقاي انجوي نژاد تبريك و تسليت گفتند . حاج اقا تا آن لحظه خوب خودش را نگه داشته بود ولي با ديدن اقاي حائري آرام آرام آثار انقلاب در صورتش هويدا مي شد. آيت الله حائري گفت مگر اين جوانها را براي همين شهادت آماده نكرده بودي ؟ خب اين هم شهادت . آقا سيد گفت : ولي من مي خواستم خودم اول بروم . آيت الله حائري گفت : عزيزم قاعده همين است . امام حسين ع هم اول يارانش شهيد شدند . بعد آيت الله حائري جمله اي گفتند كه خيلي برايم جالب بود . گفتند : اين حادثه مرا به ياد حادثه حزب جمهوري اسلامي انداخت .

  • قائم مقام صدا و سیما : از علت کم توجهی صدا و سیما به انفجار شیراز اطلاع ندارم
    فیلم انفجار در حسینیه شیراز ” فیلم بمب گذاری در شیراز “
  • اظهارات يك شاهد عيني درباره انفجار ديشب ( بمب گذاری ) شيراز
  • درگیری ماموران نیروی انتظامی و کارگران متحصن کیان تایر در جاده ساوه
  • انفجار در شیراز و سانسور حیرت آور صدا و سیما
  • انفجار در حسینیه ای در شیراز - ۱۱ کشته و ۱۶۰ زخمی

.
اظهارات شاهد عینی بمب گذاری - شاهد عینی انفجار شیراز - بمب گذاری در شیراز - انفجار در شیراز

فروردین ۲۷

کروبی به احمدی نژاد: نمی‌خواهد که جهان را مدیریت کنید . به فکر گوجه ‌فرنگی مردم باشید

اخبار ايران, مصاحبه, اخبار سياسي, اخبار داغ, داغ ۲۳۵ نظر »

عکس مهدی کروبی
هفت تیر ۷tir.com : چندی پیش محمود احمدی نژاد طی سخنانی اعلام کرده بود که ایران باید وارد مدیریت جهان بشود . اظهار نظر در مورد مدیریت جهان توسط دولتی که با رای موافق ۱۴ کشور و رای ممتنع تنها یک کشور برای سومین بار مشمول تحریم های سازمان ملل شده است از آن نکات جالبی بود که مهدی کروبی را به واکنش واداشت . مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در جمع خبرنگاران گفت به آقای احمدی‌نژاد می‌گویم که نمی‌خواهیم که شما جهان را مدیریت کنید. تو را به خدا به فکر گوجه‌فرنگی و مسکن مردم کشور باشید. شما باید به فکر معیشت این مردم باشید.

کروبی در پاسخ به سوالی درباره اینکه مقصر اصلی این گرانی و تورم دولت است یا مجلس، اظهار داشت مقصر گرانی و تورم دولت است. زیرا یکی از دلایل آن ایجاد افزایش نقدینگی و برداشت بیش از حد از حساب ذخیره ارزی است.

وی در خصوص وضع بد معیشت مردم گفت آنچه که اکنون مسلم است معیشت مردم بسیار بد و دشوار است واز مسئولین امر می خواهیم که هر چه سریعتر برای گرانی و تورم چاره‌ای بجویند.

شایان ذکر است در چند روز اخیر قیمت گوجه فرنگی در تهران به بیش از هر کیلو دو هزار تومان رسید .دو سال پیش با گران شدن قیمت گوجه فرنگی احمدی نژاد به مردم توصیه کرده بود گوجه فرنگی را از محله ای که او در آن زندگی می کند بخرند زیرا در نارمک گوجه فرنگی کیلویی ۱۲۰۰ تومان است . همین سخن احمدی نژاد دلیلی شد که همان سال سایت آفتاب به فکر بیافتد گزارشی از قیمت گوجه فرنگی در محله ای که زمانی احمدی نژاد آنجا زندگی می کرد تهیه کند .

احمدی نژاد گوجه فرنگی
گوجه فرنگی احمدی نژاد
آفتاب بهمن ۸۵ : . “” منطقه نارمک، محله‌ای قدیمی و پرجمعیت در حد فاصل شرق و شمال‌ شرق تهران است. جایی‌که «محمود احمدی‌نژاد» شهردار سابق تهران و رئیس جمهور فعلی ایران و خانواده‌اش تا همین چند ماه پیش در آن ساکن بودند و لابد براساس شناخت حاصل از سکونت چندین ساله در این منطقه بود که وقتی رئیس‌جمهور در هنگام تقدیم لایحه بودجه سال ۱۳۸۶ کل کشور به مجلس شورای اسلامی از سوی نمایندگان مجلس هفتم بابت گرانی‌های اخیر و به خصوص قیمت ۳۰۰۰ تومانی گوجه فرنگی مورد انتقاد قرار گرفت، به نمایندگان توصیه کرد که گوجه فرنگی را با قیمت کیلویی ۱۲۰۰ تومان از نزدیک منزل او خریداری کنند.

اما حقیقا قیمت گوجه فرنگی در نارمک و به خصوص مناطق نزدیک به میدان ۷۲ که روزگاری نه چندان دور محل سکونت رئیس جمهور و خانواده‌اش بود و امروزه به شعبه‌ای از دفتر ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری تبدیل شده، چقدر است؟

برای آگاه شدن از این مساله، باید خیابان «گلبرگ» در شمال میدان «هفت ‌حوض» را به سمت غرب پیاده طی کنید تا هم به نزدیکی منزل احمدی‌نژاد برسید و هم در طول مسیر قیمت گوجه فرنگی را از چهار ـ پنج میوه فروشی نسبتا بزرگی که در این خیابان قرار دارند، بپرسید.

وارد اولین مغازه میوه فروشی که می‌شوم از فروشنده قیمت گوجه فرنگی‌ها را می‌پرسم. می‌گوید: دو مدل گوجه فرنگی داریم؛ یکی که این پایینه هر کیلو ۵۰۰ تومان اما این بالایی‌ها ۱۵۰۰ تومان. نگاهی به گوجه فرنگی‌های ۵۰۰ تومانی می‌اندازم، آیا اینها‌ واقعا قابل «خورده شدن» هستند؟

از فروشنده می‌پرسم: کسی هم این گوجه‌فرنگی‌ها را با این کیفیت از شما می‌خرد؟ می‌گوید: شاید در طول شبانه‌روز ۱۵ کیلو از این گوجه فرنگی را بفروشیم اما گوجه فرنگی‌های ۱۵۰۰ تومانی را خیلی کمتر.

-قیمت گوجه‌فرنگی به نسبت هفته قبل گران‌تر شده یا ارزان‌تر؟
ـ الان سه چهار روزه که با گرم شدن هوا، گوجه فرنگی خیلی ارزان‌تر شده، هفته پیش همین گوجه فرنگی که الان کیلویی ۱۵۰۰ تومان قیمت داره، حداقل ۲۰۰۰ تومان بود. گوجه‌های ۵۰۰ تومانی را هم ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان می‌فروختیم.

نگاه مجددی به گوجه‌های ۵۰۰ تومانی! می‌اندازم. تصورم این است که در یک کیلو از این گوجه فرنگی‌ها شاید بتوان ۱۰۰ گرم گوجه فرنگی قابل مصرف یافت.

باقی میوه فروشی‌های خیابان گلبرگ هم شرایط مشابهی دارند. قیمت گوجه قابل مصرف چیزی بین ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ تومان است اما مغازه داران تاکید می‌کنند که این قیمت‌ها در هنگام سخنان رئیس‌جمهور در مجلس مبلغی در حدود ۱۶۰۰ تا ۲۳۰۰ تومان و حتی گاه بیشتر بوده و پایین آمدن قیمت این محصول را ناشی از گرمای اخیر هوای تهران می‌دانند.

پیدا کردن منزل رئیس جمهور در نارمک کار بسیار آسانی است. از هر کسی که نشانی را بپرسید، آدرس دقیق را به شما می‌دهد. با یکی از عابران که هم گام می‌شوم می‌پرسم «آیا شما در این محله گوجه‌فرنگی می‌خرید؟»: قمیت‌ها آنقدر بالا رفته که دیگر نمی‌توان میوه خرید. دل ما به همین گوجه فرنگی و پیاز و سیب‌زمینی خوش بود که دیگر توانایی خرید آنها را هم نداریم.

سپس بدون اینکه من هیچ اشاره‌ای به سخنان رئیس‌جمهور داشته باشم، می‌گوید: منظور احمدی‌نژاد از گوجه فرنگی کیلویی ۱۲۰۰ تومان قیمت آن در بازار روز است که تازه نمی‌شود اصلا گوجه فرنگی‌های داخل میادین را مصرف کرد.

سخنان او که تمام می‌شود خودم را در میدان ۷۲ نارمک می‌بینم. میدانی دنج، خلوت و کوچک که تنها ازدحام آن عبور هر از چندگاه اتومبیل‌های تعلیم رانندگی و چند نفری است که در مقابل پنجره‌ای از منزل احمدی‌نژاد ایستاده‌اند تا نامه‌های خود را به شعبه‌ای از دفتر ارتباطات مردمی ریاست جمهوری تحویل دهند.

دور تا دور میدان تنها دو مغازه کوچک چسبیده به هم وجود دارد که یکی سوپر مارکت و دیگری میوه فروشی است. با خود می‌اندیشم که لابد منظور رئیس جمهور از جایی که به نمایندگان مجلس برای خرید گوجه فرنگی از آن به قیمت کیلویی ۱۲۰۰ تومان، توصیه کرده بود همین میوه‌فروشی است.

داخل مغازه که می‌روم متوجه می‌شوم که چیزی در حدود ۱۰ کیلو گوجه ‌فرنگی کل دارایی این مغازه از گوجه فرنگی‌های عالم است که فکر نکنم حتی کفاف مصرف خانه‌های اطراف را بدهد چه برسد به ۲۹۰ نفر ا