هفت تیر

اخبار هفت تیر

عضویت در هفت تیر

آخرین نوشته‌ها

  • مشهدی هایی که در چادر زندگی می کنند مبادا که زمینشان را تصرف کنند
  • گمرک فرودگاه امام به دنبال ۵۰ خروس گم شده
  • صورت بدون فک و استخوان یک دختر
  • و اینک فینال : پرسپولیس - سپاهان
  • خودکشی دسته جمعی خانوادگی به دلیل فقر شدید در کرمانشاه
  • روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،
  • رونق مرد هزار چهره و داوود خطر و داداش سیاه در کشورهای عربی
  • تیر خلاص دولت احمدی نژاد به حساب صندوق ذخیره ارزی
  • اعتراف وزیر نفت در مجلس : واردات غیرقانونی بنزین ، به دستور رئیس‏جمهور
  • گفتگوی بی پرده با عبدالله جاسبی : ۲۰ سال بعد معتبر ترین دانشگاه جهان ما هستیم
  • حمله شدید لفظی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران و حزب الله لبنان
  • آغاز فینال تاریخی و سه مرحله ای لیگ برتر ایران
  • راننده سمند که عامل کشته شدن ۲ دختر دانشجو در قزوین بود ، دستگیر شد
  • پدر دخترش را که مور تجاوز قرار گرفته بود ، کشت
  • جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت

آخرين مطالب مورد بحث

  • مسعود: در خودکشی دسته جمعی خانوادگی به دلیل فقر شدید در کرمانشاه
  • بابك-كرمان: در خودکشی دسته جمعی خانوادگی به دلیل فقر شدید در کرمانشاه
  • حسن فارس: در مشهدی هایی که در چادر زندگی می کنند مبادا که زمینشان را تصرف کنند
  • بابك-كرمان: در خودکشی دسته جمعی خانوادگی به دلیل فقر شدید در کرمانشاه
  • بیان - در حمله شدید لفظی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران و حزب الله لبنان
  • آرمان - در کسر 3 امتیاز از پرسپولیس به جای 6 امتیاز آن هم از لیگ آینده
  • امیر شیراز: در مشهدی هایی که در چادر زندگی می کنند مبادا که زمینشان را تصرف کنند
  • آرمان - در کسر 3 امتیاز از پرسپولیس به جای 6 امتیاز آن هم از لیگ آینده
  • ليلون- تهران: در و اینک فینال : پرسپولیس - سپاهان
  • pedram: در خودکشی دسته جمعی خانوادگی به دلیل فقر شدید در کرمانشاه
  • حسن فارس: در گمرک فرودگاه امام به دنبال 50 خروس گم شده
  • علي كوچولو - كرمانشاه: در و اینک فینال : پرسپولیس - سپاهان
  • تبسم - مشهد: در مجوز شرعی ازدواج موقت دختران و ترمیم پرده بکارت
  • تبسم - مشهد: در روز سرنوشت ، اصفهان آماده نور افشانی ،
  • علي كوچولو - كرمانشاه: در خودکشی دسته جمعی خانوادگی به دلیل فقر شدید در کرمانشاه


  • خانه
  • ابر برچسبها
  • آیین نامه نظرات
  • << سفارش تبلیغات >>
  • درباره ما
اردیبهشت ۲۴

گفتگوی بی پرده با عبدالله جاسبی : ۲۰ سال بعد معتبر ترین دانشگاه جهان ما هستیم

اخبار ايران, مصاحبه, اخبار داغ, داغ ۷۹ نظر »

http://www.roozna.com/Images/News/Larg_Pic/FootballIran_200851114519687.jpg
هفت تیر ۷tir.com : دانشگاه آزاد اسلا‌مي ۲۶ ساله شد؛ دانشگاهي كه ۲۰ سال بعد مي‌خواهد يكي از بزرگ‌ترين و معتبرترين دانشگاه جهان شود. گفت‌وگو با عبدالله جاسبي كه نامش با دانشگاه آزاد اسلا‌مي مترادف شده قرار بود درباره ۲۵ سالگي اين دانشگاه باشد. رئيس ۶۴ ساله اندكي فراغت يافته از فشارهاي دو، سه ساله‌اي كه از ناحيه دولت اصولگرا بر اين دانشگاه وارد مي شد آماده گفت‌وگو بود كه همزمان شد با موج جديد مخالفت‌ها با مديريت دانشگاه آزاد كه اين بار بادها از بهارستان وزيدن گرفت و مجلسيان نيز به رده مخالفان پيوستند و گفت‌وگو ناگزير به آن سمت رفت.

جاسبي از چهره‌هاي منحصر به ‌فرد سياسي در ايران است؛ در ميانه زمين سياست ايستاده و پيوندش با اصولگرايان از جانشيني دبير كل حزب جمهوري اسلا‌مي تا حزب موتلفه از يكسو و علمداري تشكيلا‌ت چكاد آزادانديشان و ارتباط تنگاتنگش با هاشمي رفسنجاني از ديگر سو جاسبي را متفاوت‌تر كرده است؛ چه اينكه در هيات موسس دانشگاه آزاد در ابتدا حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، هاشمي رفسنجاني، ميرحسين موسوي، موسوي اردبيلي و سيداحمد خميني حضور داشتند و در هيات موسس جديد هم سيدحسن خميني و محسن قمي و جعفر توفيقي هستند و هم علي‌اكبر ولا‌يتي و حسن حبيبي. جاسبي در سال ۱۳۵۱ وارد دانشگاه آستون انگليس شد، مدرك فوق‌ليسانس‌اش را در رشته مديريت صنعتي و سپس مدرك دكتراي تخصصي خود را در رشته مديريت توليد و تكنولوژي از اين دانشگاه گرفت. پس از بازگشت به ايران، مسووليت‌هاي مختلفي در نهادهاي جمهوري اسلا‌مي و تشكل‌هاي سياسي به عهده گرفت. مشاور وزير كشور، معاونت نخست‌وزير در امور طرح‌ها و برنامه‌ها در دوره نخست‌وزيري شهيد رجايي، معاونت نخست‌وزير و دبيركل سازمان امور اداري و استخدامي كشور در دوران نخست وزيري دكتر باهنر، مهدوي كني و ميرحسين موسوي، جانشيني دبير كل حزب جمهوري اسلا‌مي در زمان دبير كلي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي،‌مسوول واحد تحقيقات اقتصادي و اجتماعي حزب جمهوري اسلا‌مي، عضو هيات رسيدگي به اموال و اسناد حزب جمهوري اسلا‌مي، رئيس‌دانشگاه آزاد اسلا‌مي از ۱۳۶۱۱ تاكنون)، رئيس كميسيون مديريت ستاد انقلا‌ب فرهنگي، عضو شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي با فرمان حضرت امام خميني(ره) ۱۳۶۷۷ تاكنون)، منشي شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي، عضو كميسيون مشترك و كميسيون شماره ۱ شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي، عضو هيات امناي دانشگاه آزاد اسلا‌مي (از سال ۷۱ تاكنون)، رئيس‌كميته برنامه‌ريزي بخش آموزش و تحقيقات غيردولتي برنامه ۵ ساله دوم جمهوري اسلا‌مي ۱۳۷۱۱ تا ۱۳۷۳)، صاحب امتياز روزنامه آفرينش و روزنامه شاپرك، كانديداي ششمين دوره و هشتمين دوره رياست‌جمهوري اسلا‌مي ايران ۱۳۷۰۰و۱۳۷۸)، عضو شوراي گسترش وزارت فرهنگ و آموزش عالي، عضو شوراي فرهنگ عمومي ، استاد دانشگاه علم و صنعت ايران (از سال ۱۳۴۵) و …

بيست سال بعد دانشگاه آزاد اسلا‌مي‌ بايد بزرگ‌ترين و معتبرترين دانشگاه جهان شود؛ اين جايگاهي است كه در سند چشم انداز بيست‌ساله براي دانشگاه آزاد در نظر گرفته شده است. براي دانشگاهي ۲۵ ساله كه در جدول دانشگاه‌هاي جهان، دانشگاهي جوان محسوب مي‌شود، چنين جايگاهي قابل دستيابي است؟ براي دانشگاهي با چنين مضيقه‌هايي، خواب چنين <ترين>هايي ديدن، قابل تعبير است؟

با نگاهي به گذشته دانشگاه آزاد اسلا‌مي‌ و بررسي آمار و اطلا‌عات، برنامه‌ها و اقدامات انجام شده، آينده‌اي بسيار روشن و درخشان پيش‌بيني مي‌كنم. آنچه در سند چشم‌انداز بيست‌ساله منظور شده، با آماري كه در پيش رواست بايد تعداد هيات علمي ‌به ۱۰۰ هزار نفر افزايش پيدا كند؛ با حدود ۳ ميليون نفر دانشجو، ۳۰ ميليون متر مربع فضاي آموزشي و رفاهي، ۱۰۰ هزار دانش‌آموز با هزار مدرسه، حدود ۷ ميليون فارغالتحصيل و بيش از ۱۰۰ مركز تحقيقاتي و بيمارستان. پيش‌بيني‌هاي انجام شده در طول بيست سال داراي چند خصوصيت است. اول اينكه در تمامي حوزه‌ها به شاخص‌ها و استانداردهاي بين‌المللي مي‌رسيم يا از آن پيشي مي‌گيريم. ديگر اينكه دانشگاه آزاد اسلا‌مي به يكي از ‌بزرگ‌ترين و معتبرترين مجموعه دانشگاهي جهان تبديل خواهد شد، چه از نظر كمي ‌و چه از نظر كيفي. ‌

هم به لحاظ كمي‌و هم كيفي شرايط ابتدايي سخت‌افزاري طي شده اما دانشگاه آزاد اسلا‌مي‌ هنوز در شاخص‌هاي علمي‌اي ‌مثل‌ ISI موفق نبوده است. شما بر آهنگ رشد تاكيد مي‌كنيد؛ كمااينكه آهنگ رشد دانشگاه آزاد نسبت به دانشگاه‌هاي دولتي بهتر و در سطح مطلوبي است اما آيا اين آهنگ رشد ادامه پيدا مي‌كند؟

دانشگاه آزاد در دهه اول كه دهه تثبيت بود فقط از موجوديت خود دفاع كرد و توانست همه مخالفان و منتقدان را قانع كند كه اشتباه مي‌كنند و معاندين را از دشمني مايوس كند. دهه دوم، دهه توسعه بود كه دانشگاه آزاد گسترش وسيعي يافت و از نظر كمي ‌به نقاطي رسيد كه هيچ دانشگاهي در دنيا به آن دست نيافته است. دهه سوم دهه كيفيت است كه ۵ سالي است اين دوره را شروع كرده‌ايم. ۵ سال پيش شاخص ‌ISI نداشتيم اما امروز نسبت به سال‌هاي قبل چندين برابر شده است. رشد پايدار است و انشاءالله به همين سرعت ادامه پيدا مي‌كند. گرچه طبيعي است كه رشد‌هاي اين‌چنيني تا مرحله‌اي پيش رفته و سپس از سرعت آنها كاسته مي‌شود؛ علا‌وه بر آن سرمايه‌گذاري در بخش پژوهش نمايانگر اين است كه مي‌توانيم رشد مدنظر را ادامه دهيم. ‌

شاخص‌هاي مطلوب در روند رشد كمي ‌و كيفي دانشگاه آزاد چيست؟آيا با واقعيات موجود و نيازهاي آتي مطابقت مي‌كند؟

يكي از شاخص‌ها، شاخص هيات علمي‌است كه البته شاخص خوبي نيست. فرصت و زمينه‌هاي مساعدي مهيا شده كه كمك مي‌كنند شاخص‌ها را اصلا‌ح كنيم. در گذشته براي جذب هيات علمي، ‌محدوديت داشتيم و در تنگنا بوديم اما اين شرايط تغيير كرده است. اينك در مجموعه آموزش عالي بيش از ۱۵۰ هزار دانشجوي فوق‌ليسانس و ۱۸ هزار دانشجوي دكتراي تخصصي مشغول تحصيل هستند كه سالا‌نه حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار فوق ليسانس و حدود ۳ هزار دانشجوي دكتراي تخصصي فارغالتحصيل مي‌شوند. در چنين شرايطي ما به يك منبع عظيم از هيات علمي‌دسترسي خواهيم داشت و در صدد هستيم تا سال ۱۳۹۰ ساليانه بيش از ۶ هزار عضو هيات علمي‌جذب كنيم كه تعداد هيات علمي‌به ۴۶ هزار نفر افزايش پيدا كند. من اين را هدف‌گذاري ايده‌آليستي نمي‌دانم؛ از ۳ هزار فارغالتحصيل دكتراي تخصصي در سال اگر سالا‌نه يك‌هزار نفر از آنها را جذب كنيم و از ۳۰ تا ۴۰ هزار فارغالتحصيل فوق ليسانس اگر سالا‌نه ۵ هزار نفر جذب كنيم، توان جذب سالا‌نه ۶ هزار عضو هيات علمي‌تا سال ۱۳۹۰ را به راحتي خواهيم داشت. از سال ۱۳۹۰ تا موعد سند چشم‌انداز بيست ساله شرايط بهتر مي‌شود، چرا كه از نظر ميزان فارغ التحصيلا‌ن و دكتراي تخصصي وضع بهتري ايجاد خواهد شد. اگر تا سال ۱۴۰۴، ۳ميليون دانشجو داشته باشيم با ۱۰۰ هزار عضو هيات علمي، نسبت دانشجو به عضو هيات علمي‌ ۱ به ۳۰ مي‌شود كه اگر حق‌التدريسي‌ها و نيمه‌وقت‌ها را هم اضافه كنيم، اين نسبت ۱ به ۲۵ مي‌شود كه شاخص مطلوبي در سطح بين‌المللي است. مي‌توانيم به اين شاخص دست يابيم؛ ۵ هزار دكتراي بورسيه در دانشگاه آزاد به همراه حدود ۱۳ هزار دانشجوي دكترا در دانشگاه‌هاي دولتي و دانشجويان خارج از كشور چين امكاني براي ما فراهم مي‌كند. اين رقم بيشتر خواهد شد و در مجموع آينده بسيار نويد بخشي را پيش رو داريم. ‌

از نظر شاخص فضاي آموزشي و رفاهي ايجاد ۳۰ ميليون متر مربع فضا تا پايان سند چشم‌انداز بيست ساله تا چه ميزان قابل تحقق است؟

بله، شاخص دوم ما فضاي آموزشي و رفاهي است. طي دهه دوم و چند سال دهه سوم روند توسعه فضاي آموزشي و رفاهي دانشگاه آزاد اسلا‌مي بسيار سريع و شتابدار بوده؛ به‌طوري‌كه در حال حاضر در واحدها تعداد زيادي از شهرها از نظر متراژ فضاي آموزشي، مراكز دولتي را پشت سر گذاشته‌ايم و اين سرعت با تعديل ادامه خواهد يافت. بايد تا پايان سند چشم انداز به ۳۰ ميليون متر مربع فضاي آموزشي و رفاهي برسيم تا دانشگاه آزاد اسلا‌مي از تمام فهرست ملزومات دانشگاه‌هاي مجهز برخوردار باشد مثل سالن تربيت بدني، سالن كنفرانس، غذاخوري، مسجد، نمازخانه، آزمايشگاه، كارگاه، خوابگاه، مزرعه و بيمارستان. من هيچ نگراني‌اي در اين حوزه نمي‌بينم؛ گرچه افزايش قيمت‌ها در سال ۱۳۸۶ و اوايل ۸۷ تنگناهايي به‌وجود آورده و مي‌آورد اما بايد با تدبير مرحله به مرحله به پيش برويم. در شاخصي مانند تجهيزات و امكانات آزمايشگاهي، بيمارستان، مزرعه، درمانگاه، كارگاه، كتابخانه و ساير ابزار و وسايلي كه بايد تهيه كرد، در حد مناسبي قرار داريم، ولي بايد به سطح عالي برسيم تا نيازمند اعزام دانشجو به مراكز ديگر براي گذراندن واحدهاي عملي نباشيم. بايد در رشته پزشكي به اندازه‌اي بيمارستان داشته باشيم كه نيازمند انعقاد قرارداد با بيمارستان‌ها نباشيم. ايجاد بيمارستان مساله بسيار گرانقيمتي است؛ يك بيمارستان ۱۰۰ تختخوابي به ۲۰ تا ۲۵ ميليارد تومان هزينه نيازمند است. در حال حاضر كتابخانه الكترونيكي ما در ۵۰ واحد دانشگاهي مستقر است و دانشجويان به ده‌ها ميليون كتاب و مقاله دسترسي دارند كه اين امكانات در اختيار دانشجويان دولتي نيست. ‌

در شاخص بعدي، سيستم‌هاي اطلا‌ع‌رساني و مكانيزاسيون را خواهيم داشت؛ بايد به‌گونه‌اي كار كنيم كه هيچ دانشجويي براي ثبت‌نام از منزل به دانشگاه مراجعه نكند. آزمون‌هاي سراسري بايد كاملا‌ اينترنتي شود؛ سيستم‌هاي اطلا‌ع‌رساني ‌online باشد. از امسال ثبت‌نام كنكور سراسري اينترنتي شد؛ بايد بررسي كنيم كه آيا مي‌توان آزمون‌هاي سراسري را هم مانند برخي كشورها از منزل و به‌صورت اينترنتي انجام دهيم يا خير. البته اين شيوه هزينه‌بر است اما با اين هزينه‌ها تعداد پرسنل كم مي‌شود و ميزان هزينه سرانه نيز كمتر مي‌شود. از امسال كه ثبت‌نام آزمون سراسري، اينترنتي شد ۱۵۰ پرسنل آزاد شدند كه براي بيكار نشدنشان، آنها را در قسمت ديگري مشغول به‌كار كرديم؛ علا‌وه بر آن يك ساختمان كاملا‌ آزاد شد. در رابطه با توسعه جغرافيايي، هيات موسس تصويب كرده كه تمام تصميم‌گيري‌ها در اين هيات صورت گيرد. سياست ما توسعه جغرافيايي نيست؛ ما تمام نيرو و توان خود را در كيفيت مي‌گذاريم. در مورد مساله نيروي استاني (پرسنل) كه نقش اساسي در آموزش عالي ايفا مي‌كند در پي اين هستيم كه به تدريج سرانه پرسنل را به دانشجو كم كنيم و پرسنل قوي‌تر و با تحصيلا‌ت بالا‌تر و مناسب‌تري به‌كار گيريم. دليلي ندارد پرسنلي استخدام شود كه با كامپيوتر آشنا نباشد. انتخاب پرسنل بر منباي كيفيت بالا‌ي آنها خواهد بود و مرتبا از آموزش ضمن خدمت بهره‌مند مي‌شوند. ‌

از شما نقلي هست كه توسعه جغرافيايي دانشگاه آزاد بنا به توصيه ائمه جمعه، نمايندگان مجلس و برخي شخصيت‌هاي سياسي بوده است. هرچند نمي‌توان ثمرات احداث واحدهاي آموزشي دانشگاه آزاد در رونق اقتصادي، توسعه فرهنگي و اجتماعي مراكز مختلف را منكر شد؛ اما اخيرا گفته‌ايد كه توسعه جغرافيايي دانشگاه آزاد متوقف مي‌شود؛ علتش كم شدن توصيه‌هاست، يا بدهكار نبودن گوشتان به اين توصيه‌ها يا مشغول شدن دانشگاه به امور كيفي و افزايش شاخص‌هاي علمي؟

جمله امام(ره) مبناي سياستگذاري دانشگاه آزاد است كه فرمودند؛ اين دانشگاه آزاد كه به پيشنهاد آقاي‌ هاشمي‌ تشكيل شد، در همه جاي ايران بايد توسعه پيدا كند. بر اين اساس كوشيديم كه همه شهرها را تحت پوشش قرار دهيم؛ اما داوطلبانه نمي‌رويم؛ در شهرهايي دانشگاه احداث مي‌شود كه مسوولا‌ن سياسي و اجتماعي از ما درخواست كنند؛ بايد شرايط اوليه ما را بپذيرند تا وارد شهر شويم. ميهمان ناخوانده نبوده و نيستيم؛ اما جزء سياست‌هاي ما توسعه جغرافيايي بود. در آينده اگر شهرهايي باشد كه در اين حوزه نيازمند بوده و در اين چارچوب احداث آن قابل توجيه باشد پيشنهاد آنها را بررسي خواهيم كرد. اينكه شعبات دانشگاه آزاد را تا روستاها هم ببرند، ما با آن موافق نيستيم و حاضر هم نيستيم در آن سرمايه‌گذاري كنيم. توسعه جغرافيايي از اين منظر به صفر مي‌رسد و متوقف مي‌شود. ‌

با شهريه‌هاي گران دانشگاه آزاد چه مي‌كنيد؟ ظاهرا اقدامات انقلا‌بي هم توان ارزان كردن آن را ندارد!

شهريه‌اي كه دريافت مي‌كنيم بسيار ناچيز است و كم‌ترين شهريه‌اي است كه اخذ مي‌شود؛ البته به تدريج كه جلو مي‌رويم و كيفيت را بالا‌ مي‌بريم، ميزان شهريه هم افزايش مي‌يابد كه اين هم اجتناب‌ناپذير است. بايد خدماتي ارائه شود كه افراد كم‌بضاعت و بدون قدرت مالي هم توان ورود به دانشگاه آزاد را داشته باشند. بهترين شيوه ارائه اين خدمات هم وام‌هاي درازمدت از طريق صندوق رفاه است يا از طريق كمك‌هاي مجلس شوراي اسلا‌مي. ‌

اين توضيح گرچه در مورد ميزان شهريه قانع‌كننده نبوده است اما از نظر عدم تفاوت در شهريه‌هاي دريافتي، افكار عمومي‌ را كاملا‌ اقناع نمي‌كند. شهريه‌هاي دريافتي متفاوت نيستند؛ بعضا در واحدهايي كه از امكانات بالا‌ برخودار نيستند شهريه‌هاي بالا‌يي اخذ مي‌شود. بايد اين تفاوت در كيفيت محل آموزشي در شهريه لحاظ شود. گرچه در مجموع با هزار ميليارد بودجه دانشگاه آزاد هنوز هم سرانه دانشجويان آزاد نسبت به دولتي پائين است؛ به عبارتي سرانه دانشجويان دانشگاه‌هاي دولتي ۴ ميليون و ۲۰۰ هزار تومان است اما دانشجويان آزاد ۶۵۰ هزار تومان. آيا اين نوسان در شهريه و سرانه كل مي‌تواند توجيه‌كننده عدم‌تفاوت در شهريه مراكز متفاوت باشد؟

در چندين جلسه در هيات امناي دانشگاه آزاد پيرامون موضوع شهريه‌ها بحث شد و تقريبا اكثريت- اگر نگوييم به اتفاق- اعضا بر اين نظر بودند كه نبايد شهريه‌هاي يكساني اخذ شود و بايد شهريه دريافتي متناسب با فضاي آموزشي و هيات علمي ‌باشد، اين حرف درستي است. دو هيات براي بررسي اين موضوع تشكيل شد. مسووليت آن به وزارت علوم سپرده شد، اما نتيجه‌اي حاصل نشد. رياست هيات بررسي‌كننده به رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس سپرده شد كه آن هم به نتيجه‌اي نرسيده است. البته وقتي شما تصميم گرفتيد در شهري شهريه كمتري دريافت كنيد، جلوي توسعه دانشگاه گرفته مي‌شود. حتي نمايندگان شهر و مسوولا‌ن هم موافق نيستند شهريه كمتري اخذ شود چرا كه توسعه دانشگاه محدودتر مي‌شود. فرمول مشكلي است؛ اين چيزي است كه عملا‌ نتوانستيم به آن برسيم. گرچه منطق، منطق درستي است. منتهي بحث ديگري هم هست؛ اگر واحدي مثل علوم و تحقيقات، خوراسگان و قزوين در سطح بالا‌تري است، داوطلب بيشتري هم دارد. داوطلبيني كه موفق نشدند در اين واحدها قبول شوند بايد به مراكز ديگري بروند و بعضا هزينه‌هاي بالا‌يي هم بپردازند. دانشگاه آزاد از نظر امكانات در مقايسه با دانشگاه‌هاي دولتي در محدوديت به سر مي‌برد. آنها بين ۴ تا ۸ برابر بودجه دريافت مي‌كنند، حال اگر شهريه دانشگاه آزاد افزايش پيدا كند در مقايسه بر مبناي قيمت تمام‌شده باز هم نسبتا قابل قبول است. در رشته‌هاي پزشكي و دامپزشكي به‌خاطر برخورداري دانشگاه‌هاي دولتي از امكانات، اين تفاوت در بودجه به ۸ برابر هم مي‌رسد. هنر دانشگاه آزاد اين است كه كارايي‌اش را به‌قدري افزايش دهد تا بتواند سرويس‌هاي بهتري ارائه دهد. اينكه مي‌گويند دولت كارفرماي خوبي نيست از اينجا بر مي‌خيزد. در حال حاضر فرصت‌هاي مطالعاتي براي دانشجويان آغاز شده است. قول مي‌دهم ظرف ۴ يا ۵ سال آينده ميزان فرصت‌هاي مطالعاتي دانشگاه آزاد از دانشگاه‌هاي دولتي پيشي مي‌گيرد. ميزاني از كل بودجه هم به فرصت‌هاي مطالعاتي اختصاص يافته است. ‌

اشاره كرديد كه دانشگاه در ميانه دهه سوم خود، دهه كيفيت است و دهه تثبيت و دفاع از‌ موجوديت خود متعلق به دهه اول عمر دانشگاه بود، اما بادهاي نامساعدي كه وزيدن گرفته‌اند همچنان تثبيت دانشگاه آزاد را هدف قرار داده‌اند و هنوز جهت وزش اين بادها براي لرزاندن بيدي است كه گفته‌ايد با اين بادها نمي‌لرزد. در ميانه دهه نوآوري با دغدغه‌هاي تثبيتي، چه مي‌كنيد؟

توفان‌هاي نامساعدي كه از ابتداي تاسيس دانشگاه آزاد بوده، متوقف نشده و نمي‌شود. اما سطح اين توفان‌ها دائما تغيير كرده است. توفان‌هاي دهه اول بر اين متمركز بود كه <نباشيد> يعني موجوديت دانشگاه را هدف قرار مي‌دادند. بسياري از افرادي كه چنين ادعاهايي داشتند پس از آنكه فرزندانشان در اين دانشگاه مشغول به تحصيل شدند عقبگرد كردند و برخي حامي ‌دانشگاه آزاد اسلا‌مي شدند و برخي بعضا بر سر سفره آن نشسته‌اند. در دهه دوم سطح اين توفان تغيير كرد، مي‌گفتند باشيد اما سهمتان اينقدر نيست و با تصميم‌گيري، ميزان توسعه را محدود مي‌كردند. ما را به بي‌قانوني متهم مي‌كردند تا بتوانند دانشگاه را تضعيف كنند. اما مرحله تثبيت را گذرانديم. در آن دهه با كمك شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي و مجلس شوراي اسلا‌مي‌ خلا‌هاي قانوني را پر كرديم و عملا‌ به جايي رسيديم كه دست منتقدين در اين زمينه خالي شد. در دهه سوم نمي‌توانند بگويند نباشيد؛ درباره شهريه هم هر چه گفتند متوجه شدند حرفشان منطق و مبنايي ندارد و با حداقل هزينه بهترين خدمات ارائه مي‌شود. پس روي افراد دانشگاه آزاد مانور مي‌دهند و مي‌گويند دانشگاه آزاد خوب است اما تو نبايد باشي. هر بار كه عقب‌نشيني كردند پشت سنگر ديگري رفتند. اين در حالي است كه دانشگاه آزاد به بخشي از تاريخ انقلا‌ب مبدل شده و حركت توسعه خود را با قدرت ادامه مي‌دهد؛ مهم نيست در مسند مديريت آن، چه كساني نشسته باشند. عيب كار آنها اين است كه اگر مي‌خواهند افرادي در مديريت دانشگاه تغيير كنند، راه‌حل اين نيست كه تهمت بزنند، فحاشي و تخريب كنند. ما كساني نيستيم كه در اين ميدان عقب‌نشيني يا سكوت كنيم. با تمام كساني كه تهمت مي‌زنند قطعا برخورد كرده و آنها را به پاي ميز محاكمه خواهيم كشاند. اگر راست مي‌گويند مي‌پذيريم، ولي اگر دروغ بگويند بايد هزينه آن را هم بپردازند. چرا حاضرند اجر و پاداش دانشگاه آزاد را براي تغيير ۴ يا ۱۰ نفر پايمال كنند؟ ما با كساني كه در چارچوب تعامل سازنده در پي اصلا‌ح امور باشند، مشكلي نداريم و از آنها استقبال مي‌كنيم اما كساني كه فرزندانشان در اين دانشگاه درس مي‌خوانند و باز هم مخالفت مي‌كنند، آب در‌هاون مي‌كوبند و شكست مي‌خورند. ‌

يكي از چهره‌هاي سياسي در دهه ۶۰ مي‌گفت اگر مي‌خواهيد سه كلمه بگوييد كه دروغ باشد بگوييد <دانشگاه آزاد اسلا‌مي>؛ چون نه دانشگاه است، نه آزاد و نه اسلا‌مي. مي‌گفت همكاري با دانشگاه آزاد حرام است. هدف اصلي حذف رقيب است و اينكه به خود شما برسند. تحليل آنها اين است كه تمام راه‌ها به رم ختم مي‌شود؛ با انتقاد از دانشگاه آزاد مي‌توان به حذف جاسبي رسيد. سر كلا‌ف شماييد، پس شما را مي‌زنند. پروژه اين است دانشگاه آزاد بدون جاسبي؛ آن هم در سيستمي‌ كه همچنان سانتراليزه (متمركز) است و نشانه‌اي از دسانتراليزه‌شدن در آن ديده نمي‌شود. فرض كنيم به نتيجه برسند و جاسبي را خانه‌نشين كردند، دانشگاه آزاد با چه سرنوشتي روبه‌رو مي‌شود؟

هر سيستم و الگوي جديدي در دوران اوليه‌اش وابستگي به فرد دارد. در دهه اول وابستگي به فرد زياد و تغييرات خطرناك بود. از دهه دوم تبديل سيستم سانتراليستي را به غيرمتمركز تمرين كرديم. بنده به ضرس قاطع مي‌گويم رفتن جاسبي دانشگاه آزاد را از بين نخواهد برد. البته ممكن است جزر و مد به‌وجود بياييد اما دانشگاه به حركت تاريخي خود ادامه مي‌دهد. اگر منظور اين كسان از تهاجم به دانشگاه حذف جاسبي و نيروهاي اول انقلا‌ب است كه هيات موسس و هيات امنا وجود دارد و بنده عضو هيات امنا هستم، پس حضور خواهم داشت. اما به لطف خدا امروز دانشگاه به نقطه‌اي از رشد و تكامل رسيده كه مي‌تواند از خانه خارج شده و در جاي ديگري مستقر شود بدون اينكه تندباد حوادث آن را از جا بكند. اين فرآيند قوي‌تر، ريشه‌ها محكم‌تر و اتصال به فرد كمتر خواهد شد. پيش از اين كليه احكام معاونين را رئيس دانشگاه مي‌زد اما الا‌ن فقط احكام روسا را امضا مي‌كنيم. پيش از اين همه تصميمات معاملا‌ت در سازمان مركزي گرفته مي‌شد اما الا‌ن در واحدها انجام مي‌شود. اهرم‌هاي كنترل تقويت شده و اهرم‌هاي اجرايي واگذار مي‌شوند. آخرين تغييرات در دانشگاه آزاد اسلا‌مي هم تشكيل هيات امناي استاني است كه اولين آن در استان قم تشكيل شد چرا كه داراي يك واحد بود و ساده‌ترين آن است. از سطح منطقه‌اي به سمت استاني در حركت هستيم. هيات‌هاي امناي استاني تصميم‌گيري مي‌كنند. دانشگاه آزاد به سمت فدراتيو شدن پيش مي‌رود، هدايت در سازمان مركزي و اجرا در سطح منطقه‌اي خواهد بود كه به سمت سطح استاني و واحدي در حال حركت است. ‌

روساي واحدها را هيات امنا مشخص مي‌كند؟

گام اول برداشته شده است. قرار شده روساي بزرگ‌ترين واحد استان‌ها در هيات امنا معرفي و در شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي به تصويب برسد. پس از آن اجراي مرحله دوم آغاز مي‌شود كه اين روند براي واحدهاي جامع انجام خواهد شد و به شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي مي‌رود. اين پروسه از سطوح بزرگ شروع مي‌شود و تا سطح پايين‌تر و كوچك‌تر پيش مي‌رود تا استخوان‌بندي استحكام يابد. ‌

آقاي جاسبي! الا‌ن بحث بر سر اين است كه مخالفين‌تان شما را رئيس قانوني دانشگاه آزاد نمي‌دانند و مي‌گويند طبق مفاد اساسنامه دانشگاه، طي كدام نامه از سوي هيات امنا به عنوان نامزد رياست دانشگاه به شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي معرفي شديد و اين شورا طي كدام نامه موافقت خود را با رياست شما اعلا‌م كرده است؟ البته اسناد شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي غير از اين را مي‌گويد و سيد احمد خميني در نامه‌اي به تاريخ ۱۶/۷/۶۷ از سوي امام شما را به‌عنوان <رئيس دانشگاه آزاد> به آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي رئيس‌جمهور و رئيس شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي وقت معرفي مي‌كنند و ايشان هم در ۱۸/۸/۶۷ شما را به عنوان شخصيت حقوقي- رئيس دانشگاه آزاد- به عضويت اين شورا در مي‌آورند. آيا مخالفين‌تان با وجاهت قانوني شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي دچار مشكل هستند يا اين احكام را نديده‌اند؟

فرآيند قانوني دانشگاه آزاد فرآيند متغيري بوده كه در طول زمان تكامل پيدا كرده است. اولا‌ قبل از اينكه شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي به اين صورت شكل گيرد، دانشگاه آزاد تاسيس شده بود؛ دانشگاه آزاد شوراي عالي داشت و رئيس دانشگاه هم طبق ضوابط قانوني از سوي هيات موسس تعيين مي‌شد. سپس در يك مرحله‌اي امام از طريق مرحوم سيد احمد به رئيس‌جمهور وقت ابلا‌غ كردند كه جاسبي رئيس دانشگاه آزاد است، پس امام رياست بنده بر دانشگاه آزاد را مورد تاييد قرار داده بودند. به عضويت شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي درآمدم. البته حكم امام حكم رياست بنده نبود، تاييد رياست من و درخواست براي عضويت شخصيت حقوقي <رئيس دانشگاه آزاد اسلا‌مي> ‌در شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي بود. مقام معظم رهبري هم حكم بنده را صادر كردند. پس قانوني بوديم و هستيم. در اساسنامه بعدي آمده است رئيس دانشگاه آزاد به شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي پيشنهاد مي‌شود تا در آن شورا به تصويب برسد؛ اما اين روال براي رئيس جديد است، يعني فرد پس از من را به شوراي‌عالي انقلا‌ب فرهنگي براي تصويب پيشنهاد كنند.

مساله دوم اينكه اينها آيا واقعا به خودشان زحمت فكر كردن ندادند؟چطور فردي كه طي ۲۵ سال رئيس دانشگاه آزاد بوده و ميليون‌ها حكم و دانشنامه را امضا كرده، ۲۰ سال است در جلسات شوراي عالي انقلا‌ب فرهنگي شركت كرده و حتي منشي جلسات شورا بوده و هست، غيرقانوني است؟ چطور مسوولين فرد غيرقانوني را تحمل مي‌كردند و مي‌كنند؟ اگر رئيس قانوني دانشگاه آزاد نبودم چطور به عنوان شخصيت حقوقي از سوي امام (ره) و مقام معظم رهبري مورد تاييد قرار گرفتم؟ شخصيت‌هاي مختلفي با من مكاتبه كرده‌اند، در دادگاه‌ها و مراجع قانوني مدارك ثبتي با امضاي من وجود دارد، پس همه آنها بي‌اعتبار است؟ جالب است كساني مي‌گويند جاسبي غيرقانوني است كه فرزندانشان در دانشگاه آزاد درس خوانده و با امضا و تاييد من مدرك گرفتند. شما سستي استدلا‌ل و بي‌توجهي به شواهد و قرائن را در اين اتهام مشاهده مي‌كنيد. اين مسائل هست و ما هم جواب مي‌دهيم. دنبال درگيري نيستيم، هر جا تهمت بزنند با اقدام قانوني برخورد مي‌كنيم و هدفمان اين است كه وقتمان را صرف اقدامات اساسي كنيم. ‌

فشارهاي كنوني كه بخشي از آن از ناحيه دولت به دانشگاه آزاد وارد مي‌شود را در مقايسه با فشارهاي اوليه كه تيغ تيز انتقاد دولت‌گرايان بر سر دانشگاه بود، چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ ‌

تفكر دولتي كه از ابتداي انقلا‌ب هم شديد بوده، هنوز هم وجود دارد. هنوز هم اگر چه مسوولا‌ن دنبال واگذاري امور به مردم هستند و در راس آنها مقام معظم رهبري اصل ۴۴ قانون اساسي را جهت اجرا ابلا‌غ فرمودند، اما در سطح مديران مملكت در بدنه اجرايي تفكر دولتي حاكم است. دولت علي‌رغم خواست مسوولين مرتب بزرگتر مي‌شود. ما نيازمند كار جدي‌تري هستيم؛ بخشي از مخالفت‌ها با دانشگاه آزاد از همين تفكر نشأت مي‌گيرد، چرا كه دانشگاه آزاد راه را براي بخش غيردولتي و خصوصي هموار كرد و بدون ارتزاق از دولت، امكانات را در جهت اهداف جمهوري اسلا‌مي‌ به‌كار گرفت و موفق شد. اين براي بعضي‌ها قابل تحمل نيست. ‌

ولي فشارهاي سياسي امروز فقط مواجهه تفكر دولتي‌ها با دانشگاه آزاد نيست، بلكه نشانه‌گيري مخالفين سياسي به سمت عبدالله جاسبي است. مساله شماييد. ‌

اعتقاد دارم به هر اتهامي ‌بايد پاسخ دهيم، ولي دنبال درگيري نيستيم. موج‌هاي سياسي مي‌آيند و مي‌روند و بايد از كنار آنها عبور كنيم، مگر اينكه نشانه‌گيري مستقيما به سمت دانشگاه باشد. مقام معظم رهبري هم توصيه اي فرموده‌اند كه مضمونش اين است كه <اين‌گونه نشود به خود مشغول شويم تا دشمن سوءاستفاده كند.> من پرهيز مي‌كنم از اينكه به خود مشغول شويم. اگر مجبور شويم پاسخ دهيم سعي مي‌كنيم با محترمانه‌ترين واژه‌ها و با زيباترين استدلا‌لا‌ت باشد. ‌

مخالفين شما مي‌گويند در برخورد با دانشگاه آزاد حرفمان اين است كه بايد استانداردها ارتقا يابد؛ چرا كه به زعم آنها در دولت‌هاي پيشين مسائل را سهل و آسان گرفته و مثلا‌ در تصويب و گسترش رشته‌ها استانداردها رعايت نشده بود. ‌

كارهاي انجام شده و رشته‌هاي تصويب شده همه در چارچوب قانون بوده است؛ اينكه آنها با آن قوانين مشكل داشته باشند يا نه، مساله ديگري است. مجلس تصويب كرده و ما از حق قانوني‌مان استفاده كرديم. شوراي گسترش در زمان دكتر توفيقي در وزارت علوم تشكيل شد و ما از روند گسترش رشته‌ها در اين وزارت راضي هستيم، گرچه در برخي قسمت‌ها ممكن است مسائلي باشد كه مي‌توان به بهترين وجه آن را اجرا كرد. ‌

انتقاد شما آن است كه فشارها و مخالفت‌ها با دانشگاه آزاد سياسي است. انتظار داريد با دانشگاهي كه اعضاي هيات موسس و هيات امناي آن همه از چهره‌هاي برجسته سياسي بوده و رياست آن با شما است كه داراي پيشينه فعاليت حزبي و سياسي بوده و در هر انتخاباتي بحث كانديداتوري‌تان مطرح است و از نزديكان‌ آقاي هاشمي‌رفسنجاني بشمار مي‌رويد، برخورد غير سياسي شود؟

در اين ترديدي نيست كه هيات موسس و امناي دانشگاه آزاد همه از چهره‌هاي سياسي هستند. قرار نيست چهره‌هاي سياسي را از مسووليت كنار بگذارند. شعار انقلا‌ب اين بود كه ديانت ما از سياست ما جدا نيست. در راس تمام مسووليت‌هاي بزرگ كشور چهره‌هاي سياسي ديده مي‌شوند. اين به معناي آن نيست كه من در مسند رياست دانشگاه آزاد اسلا‌مي به دنبال بهره‌برداري در موارد شخصي و گروهي هستم. اجازه اين كار را ندارم. چهره جاسبي در دانشگاه آزاد يك چهره دانشگاهي است و نيز چهره سياسي كه بدون استفاده از امكانات دانشگاه، در خارج از آن فعاليت مي‌كند؛ ممكن است گاهي از يك گروه حمايت و گاهي با آن ائتلا‌ف كند و به نفع يك نفر هم راي دهد، كمااينكه در مراكز دولتي هم اين‌گونه است. ‌

اين روزها خبرهاي دانشگاه آزاد به علت انتقاد هيات تحقيق و تفحص مجلس از عدم همكاري شما خيلي داغ است. با اصل تشكيل هيات مشكل داريد يا مشكلا‌تي بين شما و اعضاي آن پيش آمده است؟

در ابتداي كار هيات تحقيق و تفحص مجلس با آنها جلسه داشتيم. من اعلا‌م همكاري كردم و همه اطلا‌عات مورد نياز را هم در اختيارشان گذاشتيم. مدارك آن موجود است؛ اگر هم مواردي بوده كه مورد اعتراض آنهاست به‌خاطر برخوردهاي نامناسب برخي اعضاي هيات بوده است. كاري كه اين افراد كردند و به نام رئيس هيات تحقيق و تفحص بدون اينكه نتايج تحقيق به مراجع قانوني ارسال شود، مصاحبه كردند كه خلا‌ف است؛ چه خودشان و چه روزنامه‌هايي كه مصاحبه آنها را به عنوان رئيس هيات تحقيق و تفحص منتشر كردند مرتكب خلا‌ف شدند. آيين‌نامه مجلس مشخص كرده كه هيات تحقيق و تفحص گزارش خود را به كميسيون مربوطه ارائه مي‌دهد، گزارش به صحن مجلس مي‌رود تا در آنجا قرائت شود و آنگاه در صورت نياز به مراجع قانوني ارسال مي‌گردد. هيچ‌يك از اين مراحل در مورد هيات تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد صورت نگرفته است. خلا‌ف آيين‌نامه مجلس به عنوان رئيس هيات تحقيق و تفحص مصاحبه كرده‌اند كه خلا‌ف بيّن است. بعضي اقدامات صورت گرفته خلا‌ف قانون بوده است؛ ما براي همكاري با آنها استقبال كرديم گرچه در ابتدا به عنوان دانشگاهي غيردولتي در ترديد بوديم. حتي اعلا‌م كرديم اگر خود رئيس مجلس يا نهادهاي قانوني مانند بازرسي كل كشور خواهان بررسي هستند استقبال و با آنها همكاري مي‌كنيم. ‌

رئيس هيات تحقيق و تفحص نقل قولي از شما به تاريخ ارديبهشت سال ۸۱ مطرح كرده‌اند كه خطاب به مديران دانشگاه گفته‌ايد: <اين همه به نمايندگان سرويس مي‌دهيم و متقابلا‌ ما بايد از حمايت نمايندگان برخوردار باشيم و مستلزم اين است كه شما ارتباطتان را با نمايندگان بيشتر كنيد و به‌طور كلي در سطح استان، در سطح شهر ما بتوانيم با همه مسوولين از جمله نمايندگان ارتباط داشته باشيم تا كارهاي دانشگاه آزاد اسلا‌مي‌ را بتوانيم به خوبي پيش ببريم. اين‌طور نباشد كه جاده يك طرفه باشد و ما سرويس بدهيم و اما از آن طرف ما چيزي نخواهيم.> چه پاسخي براي اين نقل قول داريد؟

ما موظف به همكاري با نمايندگان مجلس هستيم؛ گاهي درخواست‌هايي دارند كه غيرقانوني هم نيست اما ملزم به انجام آن نيستيم ولي بررسي مي‌كنيم. ما وظيفه خودمان مي‌دانيم كه با نمايندگان مردم تعامل كنيم.

چه تعاملا‌تي؟

اول اينكه نمايندگان مردم، بهتر از هر كس ديگري از مشكلا‌ت آنان آگاه هستند در نتيجه ما مي‌توانيم اطلا‌عات دقيقي درباره دانشجويانمان، اساتيدمان و كلا‌ واحد دانشگاهي‌مان از آنان كسب كنيم و متقابلا‌ براي رفع اين مشكلا‌ت در حوزه انتخابي آن نماينده در جهت جلب و افزايش رضايت عمومي تلا‌ش كنيم. دوم اينكه ما با تعامل سازنده با نمايندگان مي توانيم مشكلا‌ت دانشجويانمان را حل كنيم و در واقع منافع دانشگاه را حفظ كنيم؛ مثلا‌ً در جريان تصويب ارائه وام به دانشجويان براي پرداخت شهريه، اين نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلا‌مي بودند كه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلا‌مي را نيز مشمول اين مصوبه كردند. سوم اينكه ما براي برخي تصميمات نياز به اطلا‌عات داريم مثلا‌ دانشجويي تقاضاي مهمان شدن دارد، يكي از منابعي كه مي‌تواند صحت دلا‌يل اين تقاضا را مورد تأييد قرار دهد نماينده آن شهر است. ما تمامي اين تقاضاها را مورد بررسي قرار مي‌دهيم. البته الزامي براي پذيرش وجود ندارد اما ما با تعامل سازنده با نمايندگان محترم و در چارچوب اختيارات قانوني با آنها همكاري مي‌كنيم. اين از افتخارات ما است كه با بهره‌گيري از اين اختيارات با آنها در تعامل هستيم.

.
مصاحبه با عبدالله جاسبی - عکس عبدالله جاسبی  - دانشگاه آزاد - جاسبی - مصاحبه

اردیبهشت ۲۱

زهره وطن خواه ، دختر رالی ایران در آرزوی پاریس داکار

مصاحبه, اخبار ورزشي, داغ ۷۳ نظر »

زهره وطن خواه، عکس از :‌ سعید تقیان پور

هفت تیر ۷tir.com : در یکی از روزها نه چندان خوش یمن و در دور سیزدهم مسابقات کارتینگ ایران، نحسی سیزده، گریبان گیر یکی از رانندگان می شود. چرخ اتومبیل به کنار پیست می خورد و اتومبیل از زمین بلند و سرنگون می شود اما دختر جوانی که راننده آن است جان سالم به در می برد، او هنوز هم با گذشت سال ها، شغل اتومبیل رانی را در ایران ادامه می دهد. « زهره وطن خواه »، اکنون یکی از قهرمانان رالی ایران است. که با او گفتگو کردیم.

چی شد که به اتومبیل رانی روی آوردی و این علاقه از کی شروع شد ؟

از بچگی سرعت و رانندگی را خیلی دوست داشتم و البته بیشتر از همه به موتور سواری علاقه من بودم. از ۱۲ سالگی دزدکی کلید ماشین بابام را بر می داشتم و رانندگی می کردم. حتی شاید جالب باشه بدونین که وقتی
وقتی در کنکور رشته مهندسی الکترونیک قبول شدم، آن قدر خوشحال نشدم نسبت به زمانی که گواهی نامه ام را گرفتم.

من در سال ۸۱ از طریق یکی از دوستانم مطلع شدم که خانم ها هم می توانند در رشته اتومبیل رانی شرکت کنند.

به همین خاطر من هم در سن ۲۵ سالگی عضو این فدراسیون شدم و در اولین دوره هم من به عنوان راننده رالی در مسابقات شرکت کردم.

عکس زهره وطن خواه،

خیلی ها میگن اتومبیل رانی شغلی مردانه است، این را قبول دارین ؟

من این حرف را قبول ندارم چرا که در اتومبیل رانی تمرکز و قدرت فکر و دور اندیشی مهم است و برخی از خانم ها نیز این توان را دارند. البته نمی توان منکر شد که تمایل به این ورزش در بین آقایان بیشتر از خانم ها است.

سال ۱۳۸۲ من تنها دختری بودم که با آقایان در مسابقات کارتینگ شرکت کردم و در همان مسابقات مقام چهارم را کسب کردم. در مسابقات رالی در سال ۱۳۸۱ هم به عنوان دومین بانوی راننده و در سال ۱۳۸۲ هم به عنوان قهرمانی این رشته دست پیدا کردم.

و این در حالی بود که وقتی ما که به عنوان اولین زنان ایرانی این ورزش را شروع کردیم، همه آقایان به چشم زنگ تفریح به ما نگاه می کردند اما پس از قهرمانی نگاه ها تغییر کرد و الان در رالی حرفه ای ایران، با مربیان سابق خودم مسابقه می دم. اخبار

اما خیلی ها عقیده دارن خانم ها خوب رانندگی نمی کنند.

شاید یک مشکلی که برخی خانم های ایرانی در رانندگی دارند کمبود اعتماد به نفس باشه، اما ما ثابت کردیم خانم ها هم می توانند خوب رانندگی کنند. الان در تهران خیلی موقع ها دخترها پا به پای پسرها رانندگی می کنند و لایی می کشند که اصلا خوب نیست و بهتره این جوان ها بیایند و هیجانشان را در پیست خالی کنند. من تا قبل از سال ۸۱ یکی از تفریحاتم «کل انداختن» با آقایان بود ولی بعد از ثبت نام در فدراسیون اتومبیل رانی این موضوع به شدت فروکش کرد.

یک راننده خوب باید چه خصوصیاتی داشته باشه؟

باید قدرت عکس العمل بالا داشته باشه، شجاع و نترس باشه و در کنارش اعتماد به نفس خوبی هم داشته باشه. از طرفی هم باید باهوش باشه و پیش بینی خیلی جلوتر از خودشو بکند.

آیا در این رشته ورزشی آمادگی بدنی مهمه ؟
بله. مثلاً در سرعت بالا ما باید تنها توسط ترمز، سرعت ماشین را کم کنیم و گرفتن فرمان در اون سرعت و ترمز گرفتن فشار زیادی روی بدن میاره.

الان که راننده رالی هستید، شده تو بیابون گیر کنید ؟
خوب خراب شدن ماشین برای هر کسی پیش می یاد و خیلی موقع ها که در این شرایط گیر می افتیم خودم مجبور به تعمیر می شم .

پس دست به آچار هم می شوید؟
من عشق تعمیر دارم و خودم هم در درست کردن ماشین خودم کمک می کنم. پرچ می کنم، جوش می دم و از این کارها لذت می برم.

آیا به غیر از این رشته ورزشی در رشته دیگری هم فعالیت تخصصی داری ؟
من چهار سال پیش پرواز با «پاراگلایدر» را شروع کردم و دو سال به صورت حرفه ای این کار را انجام می دادم. در نهایت به علت سوانحی که در این رشته ورزشی برای دیگران به وجود آمد، پدر و مادر من اجازه ادامه این کار را به من ندادند و من رو بیشتر به رشته اتومبیل رانی تشویق کردند. یکی دیگه از رشته هایی که قبلاً انجام می دادم، تیراندازی با کلت بادی بود. بعضی وقت ها هم بیلیارد بازی می کنم. کوه نوردی هم می کنم و در سال ۸۵ تولنستم قله دماوندم را فتح کنم.

یک خانم اتومبیل ران چه فرقی با خانم های دیگه داره ؟
به نظر من فرق عمده ای نداره. فقط یک مقدار جسارت بیشتری داره. خیلی از دختر خانم ها وقتشون رو بیشتر در سلمونی و یا مزون لباس می گذرونند ، اما من بیشتر توی مغازه های مکانیکی و پیست هستم و کارهای ماشینم را انجام می دم و این کار برایم خیلی هم لذت داره.

آیا رقیبی هم در ایران داری ؟
آره رقیب دارم. اما بیشتر رقیب های من آقایان هستند نه خانم ها!

ماشین مورد علاقت چیه ؟
ماشین رویایی من «پورشه» است. البته ماشینی که در ایران دوست دارم و و جود داره، «بی ام و» سری سه است. الان هم یک پژو ۲۰۶ تیپ پنچ دارم .

جالب ترین خاطره ات از مسابقات چیه؟
در رالی کویر که دو روزه بود، وقتی از تهران به کاشان رسیدیم شب وقتی به هتل برای خواب رفتیم و مدتی نگذشت بهمون گفتن شیشه های ماشین خورد شده اما ما روز بعد با اون شرایط مسابقه دادیم و اول شدیم.

زهره وطن خواه، زن اتومبیل مسابقه

الان شغل اصلی ات چیه ؟
من با اینکه مهندسی الکترونیک خوندم اما درآمد زندگیم را از اتومبیل رانی بدست می آورم. در مسابقات سرعت، سایپا حامی مالی منه و در رالی، شرکت داچ. در مسابقات سرعت هم در کلاس ۱۴۰۰ سی سی با پراید و در رالی در کلاس ۱۶۰۰هم با تویوتا کرولا مسابقه می دهم.

با اینکه شما گفتید خودروسازان ایرانی از شما حمایت می کنند. ولی به نظر می یاد اتومبیل رانی دربین خودروسازان ایرانی چندان اهمیتی نداره و این شرکت ها بیشتر روی والیبال و فوتبال سرمایه گذاری کرده اند در حالی که در دنیا خودرو سازان روی ورزش اتومبیل رالی تمرکز می کنند ؟
این شرکت ها نمی دونند که از راه تبیلغ می تونند خیلی درآمد کسب کنند و وجهه خودشون را افزایش بدن. همین الان در کنار ما ترکیه و بحرین با برگزاری ( مسابقه) «فرمول وان» توانستند درآمد خوبی کسب کنند.

خانم وطن خواه، ما دکتر مهندسان خوبی در جهان داریم اما با اینکه ادعای رانندگی داریم اما هیچ راننده موفقی در جهان نداریم؟
علاقه اتومبیل رانی بین جوان های ایرانی وجود دارد ولی در اروپا بچه ها از بچگی و دبستان در مدرسه های اتومبیل رانی آموزش می بینند و در سن ۱۸ سالگی رانندگان قهاری می شوند. اما در ایران از سن ۲۴ سالگی جوان ها تازه این رشته رو شروع می کنند و خودم هم از ۲۵ سالگی شروع کردم. اما آرزو می کردم که از شش سالگی این ورزش را شروع می کردم و سعی می کنم دختر خودم را هم از همین سن آموزش بدم.

آرزوی نهایی شما در اتومبیل رانی چیست؟
من آرزو دارم در رالی «پاریس داکار» به عنوان یک زن ایرانی شرکت کنم.
.

دختر - مسابقه اتومبلی رانی - زنان - بانوان - رالی - پاریس داکار - زهره وطن خواه

اردیبهشت ۰۹

جزئیات تکان دهنده نا آرامی های ایلام و کشته شدن ۳ نفر در تیراندازی ماموران

اخبار ايران, مصاحبه, اخبار سياسي, اخبار داغ, داغ ۱۲۹ نظر »

هفت تیر ۷tir.com : بر اساس آخرین اخبار دریافتی تعداد قطعی کشته شدگان ناآرامی های اخیر ایلام ۳ نفر بوده و ۲۸ نفر هم مجروح شده اند.داریوش قنبری

داریوش قنبری نماینده مردم ایلام در مجلس هفتم در گفت و گویی با بیان مطلب فوق تصریح کرد: البته تعداد مجروح ها قطعا بیشتر است چون بسیاری از ترس اینکه تحت تعقیب قرار گیرند درمان خانگی را به مراجعه به بیمارستان ها ترجیح داده اند. اما آمار قطعی زخمی ها همان ۲۸ نفر است.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هفتم اضافه کرد: کشته شده ها سه نوجوان ۱۲، ۱۶ و ۱۷ ساله هستند و سن و سال این افراد نشان می دهد که ماموران به صورت بی هدف به سمت مردم تیراندازی کرده اند و ضمن اینکه اطلاعاتی که ما به دست آورده ایم حاکی است مامورانی که در مقابل فرمانداری به سمت مردم تیراندازی کرده اند پلیس ضد شورش نبوده اند بلکه از هنگ مرزی آورده شده بودند.

قنبری در خصوص نحوه وقوع حادثه خاطرنشان کرد: همان شب اول یعنی حدود ساعت ۵/۳ بامداد، مسوولان برگزاری انتخابات رای آوردن من را به عنوان نفر اول به من تبریک گفتند و من هم با توجه به اینکه مطمئن شده بودم رای اول هستم تصمیم گرفتم ساعتی استراحت کنم و البته با توجه به ماجرای چرت دم صبح آقای کروبی همه دوستان به شوخی می گفتند امشب را نخواب چون ممکن است آن ماجرا تکرار شود و من هم بی توجه ساعت ۴ بامداد خوابیدم و ساعت ۳۰/۶ صبح مطلع شدم که در آرا تغییراتی صورت گرفته و به همین دلیل در جلسه شورای تامین استان شرکت کردم و در آنجا به من گفتند الان دوم شده ای ممکن است باز هم در آرا تغییر صورت بگیرد بنابراین به طرفدارانت بگو اگر محیط را ناامن کنند ما از اقتدار استفاده می کنیم و من هم با اعتراض به اینکه آرا تغییر پیدا کرده اند گفتم اگر می خواهید امنیت حفظ شود از آرا صیانت کنید در غیر این صورت عامل بروز هر حادثه خود شما خواهید بود.

قنبری تاکید کرد: در همین زمان مردم مطلع شده بودند که آرا جابه جا شده و به همین دلیل حدود ۵۰۰ نفر از طرفداران من که برای شادی جمع شده بودند به سمت فرمانداری حرکت می کنند و ماموران بدون هیچگونه اخطار یا حتی اقدام دیگری در همان گام اول با سلاح به سمت مردم تیراندازی می کنند در حالی که با یکی ماشین آب پاش یا حتی باتوم هم می توانستند اوضاع را کنترل یا مردم را که تجمع آرامی هم برگزار کرده بودند را متفرق کنند.

وی اضافه کرد: هم اکنون پلیس ضد شورش در شهر ایلام در حال مانور است و چهره شهر نظامی شده و شرایط روحی مردم هم اصلا مساعد نیست بنابراین باید هر چه زودتر با عوامل بروز حادثه ایلام برخورد شود تا با مجازات عاملان کشت و کشتار در این شهر آلام مردم تسکین یابد.

قنبری گفت: در حال حاضر نهادهای امنیتی، کمیسیون امنیت ملی مجلس، شورای عالی امنیت ملی و وزارت کشور در حال بررسی هستند و من هم در جلسات مختلف با آنان اعلام کرده ام استاندار متهم ردیف اول حوادث است و اگر چه فرماندار ایوان روز شنبه عزل شد اما فرماندار هم قطعا از استاندار کسب تکلیف می کرده است.

.
عکسهایی از شهر ایوان پس از حادثه :
عکس ایلام
عکس شهر ایلام تظاهرات
.

کشته شدگان ایلام - تظاهرات مردم ایلام روبروی فرمانداری - ایوان غرب - داریوش فنبری - ماجرای ایلام - حوادث - تیر اندازی - ماموران - قتل - ناآرمامی - نا آرامی - تظاهرات - تجمع - عکس ایلام - فیلم ایلام

فروردین ۲۷

کروبی به احمدی نژاد: نمی‌خواهد که جهان را مدیریت کنید . به فکر گوجه ‌فرنگی مردم باشید

اخبار ايران, مصاحبه, اخبار سياسي, اخبار داغ, داغ ۲۳۵ نظر »

عکس مهدی کروبی
هفت تیر ۷tir.com : چندی پیش محمود احمدی نژاد طی سخنانی اعلام کرده بود که ایران باید وارد مدیریت جهان بشود . اظهار نظر در مورد مدیریت جهان توسط دولتی که با رای موافق ۱۴ کشور و رای ممتنع تنها یک کشور برای سومین بار مشمول تحریم های سازمان ملل شده است از آن نکات جالبی بود که مهدی کروبی را به واکنش واداشت . مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در جمع خبرنگاران گفت به آقای احمدی‌نژاد می‌گویم که نمی‌خواهیم که شما جهان را مدیریت کنید. تو را به خدا به فکر گوجه‌فرنگی و مسکن مردم کشور باشید. شما باید به فکر معیشت این مردم باشید.

کروبی در پاسخ به سوالی درباره اینکه مقصر اصلی این گرانی و تورم دولت است یا مجلس، اظهار داشت مقصر گرانی و تورم دولت است. زیرا یکی از دلایل آن ایجاد افزایش نقدینگی و برداشت بیش از حد از حساب ذخیره ارزی است.

وی در خصوص وضع بد معیشت مردم گفت آنچه که اکنون مسلم است معیشت مردم بسیار بد و دشوار است واز مسئولین امر می خواهیم که هر چه سریعتر برای گرانی و تورم چاره‌ای بجویند.

شایان ذکر است در چند روز اخیر قیمت گوجه فرنگی در تهران به بیش از هر کیلو دو هزار تومان رسید .دو سال پیش با گران شدن قیمت گوجه فرنگی احمدی نژاد به مردم توصیه کرده بود گوجه فرنگی را از محله ای که او در آن زندگی می کند بخرند زیرا در نارمک گوجه فرنگی کیلویی ۱۲۰۰ تومان است . همین سخن احمدی نژاد دلیلی شد که همان سال سایت آفتاب به فکر بیافتد گزارشی از قیمت گوجه فرنگی در محله ای که زمانی احمدی نژاد آنجا زندگی می کرد تهیه کند .

احمدی نژاد گوجه فرنگی
گوجه فرنگی احمدی نژاد
آفتاب بهمن ۸۵ : . “” منطقه نارمک، محله‌ای قدیمی و پرجمعیت در حد فاصل شرق و شمال‌ شرق تهران است. جایی‌که «محمود احمدی‌نژاد» شهردار سابق تهران و رئیس جمهور فعلی ایران و خانواده‌اش تا همین چند ماه پیش در آن ساکن بودند و لابد براساس شناخت حاصل از سکونت چندین ساله در این منطقه بود که وقتی رئیس‌جمهور در هنگام تقدیم لایحه بودجه سال ۱۳۸۶ کل کشور به مجلس شورای اسلامی از سوی نمایندگان مجلس هفتم بابت گرانی‌های اخیر و به خصوص قیمت ۳۰۰۰ تومانی گوجه فرنگی مورد انتقاد قرار گرفت، به نمایندگان توصیه کرد که گوجه فرنگی را با قیمت کیلویی ۱۲۰۰ تومان از نزدیک منزل او خریداری کنند.

اما حقیقا قیمت گوجه فرنگی در نارمک و به خصوص مناطق نزدیک به میدان ۷۲ که روزگاری نه چندان دور محل سکونت رئیس جمهور و خانواده‌اش بود و امروزه به شعبه‌ای از دفتر ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری تبدیل شده، چقدر است؟

برای آگاه شدن از این مساله، باید خیابان «گلبرگ» در شمال میدان «هفت ‌حوض» را به سمت غرب پیاده طی کنید تا هم به نزدیکی منزل احمدی‌نژاد برسید و هم در طول مسیر قیمت گوجه فرنگی را از چهار ـ پنج میوه فروشی نسبتا بزرگی که در این خیابان قرار دارند، بپرسید.

وارد اولین مغازه میوه فروشی که می‌شوم از فروشنده قیمت گوجه فرنگی‌ها را می‌پرسم. می‌گوید: دو مدل گوجه فرنگی داریم؛ یکی که این پایینه هر کیلو ۵۰۰ تومان اما این بالایی‌ها ۱۵۰۰ تومان. نگاهی به گوجه فرنگی‌های ۵۰۰ تومانی می‌اندازم، آیا اینها‌ واقعا قابل «خورده شدن» هستند؟

از فروشنده می‌پرسم: کسی هم این گوجه‌فرنگی‌ها را با این کیفیت از شما می‌خرد؟ می‌گوید: شاید در طول شبانه‌روز ۱۵ کیلو از این گوجه فرنگی را بفروشیم اما گوجه فرنگی‌های ۱۵۰۰ تومانی را خیلی کمتر.

-قیمت گوجه‌فرنگی به نسبت هفته قبل گران‌تر شده یا ارزان‌تر؟
ـ الان سه چهار روزه که با گرم شدن هوا، گوجه فرنگی خیلی ارزان‌تر شده، هفته پیش همین گوجه فرنگی که الان کیلویی ۱۵۰۰ تومان قیمت داره، حداقل ۲۰۰۰ تومان بود. گوجه‌های ۵۰۰ تومانی را هم ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان می‌فروختیم.

نگاه مجددی به گوجه‌های ۵۰۰ تومانی! می‌اندازم. تصورم این است که در یک کیلو از این گوجه فرنگی‌ها شاید بتوان ۱۰۰ گرم گوجه فرنگی قابل مصرف یافت.

باقی میوه فروشی‌های خیابان گلبرگ هم شرایط مشابهی دارند. قیمت گوجه قابل مصرف چیزی بین ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ تومان است اما مغازه داران تاکید می‌کنند که این قیمت‌ها در هنگام سخنان رئیس‌جمهور در مجلس مبلغی در حدود ۱۶۰۰ تا ۲۳۰۰ تومان و حتی گاه بیشتر بوده و پایین آمدن قیمت این محصول را ناشی از گرمای اخیر هوای تهران می‌دانند.

پیدا کردن منزل رئیس جمهور در نارمک کار بسیار آسانی است. از هر کسی که نشانی را بپرسید، آدرس دقیق را به شما می‌دهد. با یکی از عابران که هم گام می‌شوم می‌پرسم «آیا شما در این محله گوجه‌فرنگی می‌خرید؟»: قمیت‌ها آنقدر بالا رفته که دیگر نمی‌توان میوه خرید. دل ما به همین گوجه فرنگی و پیاز و سیب‌زمینی خوش بود که دیگر توانایی خرید آنها را هم نداریم.

سپس بدون اینکه من هیچ اشاره‌ای به سخنان رئیس‌جمهور داشته باشم، می‌گوید: منظور احمدی‌نژاد از گوجه فرنگی کیلویی ۱۲۰۰ تومان قیمت آن در بازار روز است که تازه نمی‌شود اصلا گوجه فرنگی‌های داخل میادین را مصرف کرد.

سخنان او که تمام می‌شود خودم را در میدان ۷۲ نارمک می‌بینم. میدانی دنج، خلوت و کوچک که تنها ازدحام آن عبور هر از چندگاه اتومبیل‌های تعلیم رانندگی و چند نفری است که در مقابل پنجره‌ای از منزل احمدی‌نژاد ایستاده‌اند تا نامه‌های خود را به شعبه‌ای از دفتر ارتباطات مردمی ریاست جمهوری تحویل دهند.

دور تا دور میدان تنها دو مغازه کوچک چسبیده به هم وجود دارد که یکی سوپر مارکت و دیگری میوه فروشی است. با خود می‌اندیشم که لابد منظور رئیس جمهور از جایی که به نمایندگان مجلس برای خرید گوجه فرنگی از آن به قیمت کیلویی ۱۲۰۰ تومان، توصیه کرده بود همین میوه‌فروشی است.

داخل مغازه که می‌روم متوجه می‌شوم که چیزی در حدود ۱۰ کیلو گوجه ‌فرنگی کل دارایی این مغازه از گوجه فرنگی‌های عالم است که فکر نکنم حتی کفاف مصرف خانه‌های اطراف را بدهد چه برسد به ۲۹۰ نفر از نمایندگان مجلس و خانواده‌هایشان!

صاحب میوه فروشی که پیرمردی صمیمی است می‌گوید که به علت همسایگی با رئیس جمهور تاکنون بیش از ده بار با رادیو و تلویزیون‌های خارجی مصاحبه کرده است. از او قیمت گوجه فرنگی را می‌پرسم: گوجه فرنگی قابل مصرف کیلویی ۱۲۰۰ تومان. البته ما گوجه فرنگی فاسد نمی‌آوریم تا پیش خلق‌الله شرمنده نشویم، همین مقدار کم گوجه فرنگی را هم خریداران می‌توانند «سوا» کنند.

بدون پرسشی ادامه می‌دهد: گرانی بیداد می‌کند. سال پیش همین روزها پرتقال تامسون را حداکثر کیلویی ۶۰۰ تا ۷۰۰ تومان می‌فروختم اما امسال حداقل ۱۰۰۰ تومان. قیمت گوجه فرنگی هم آنقدر بالا بوده که تا همین چند روز پیش اصلا برای فروش خریداری نمی‌کردیم چون وقتی گوجه‌فرنگی را از میدان بار مرکزی تهران کیلویی ۲۶۰۰ تومان بخریم، معلوم نیست با چه قیمتی باید آن را به دست مردم برسانیم تا شرمنده نشویم.

از فروشنده می‌پرسم: «آیا تاکنون شخص احمدی‌نژاد و خانواده‌اش از شما خرید کرده‌اند؟» پاسخ می‌دهد: تا همین چند ماه پیش چرا. اما حالا که از این محل رفته‌اند، دیگر نه. الان دیگر برای دیدن رئیس جمهور فقط صبح‌های جمعه‌ای که رئیس‌جمهور از شب قبلش به اینجا می‌آید، فرصت دارید تا پیش از رفتن او به نماز جمعه که نیم‌ساعتی با مردم خوش و بش می‌کند، احمدی‌نژاد را ببینید.

تا نزدیک‌ترین میدان میوه و تره‌بار به محل سکونت سابق احمدی‌نژاد، پیاده حدود یک ربع ساعت طول می‌کشد. میدان میوه و تره‌بار «کرمان»، مکانی که انصافا از تمام مغازه‌های بیرون از میدان می‌توان گوجه فرنگی را با قیمت ارزان‌تر تهیه کرد یعنی کیلویی ۶۴۰ تومان.

هرچند که کیفیت این گوجه‌فرنگی‌ها قابل مقایسه با گوجه فرنگی‌های که در مغازه با قیمت ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ تومان به فروش می‌رسند نیست اما سر فروشنده‌هایشان واقعا شلوغ‌تر است.

مشغول بحث با یکی از فروشندگان هستم که خانم مسنی متوجه می‌شود من خبرنگارم. سر درددلش باز می‌شود: آقا تورو خدا بنویسید که قیمت میوه آنقدر بالا رفته که دیگر نه می‌توان پرتغال و سیب خرید نه گوجه فرنگی. دیگر حتی به زور می‌شود پیاز و سیب‌زمینی خرید.

حال به مردمی که در اطرافم جمع شده‌اند و معلوم نیست که مخاطبشان من هستم یا دیگران و در حال اعتراض به گرانی‌ها هستند، پاسخی ندارم. از میدان تره‌بار که بیرون می‌‌آیم، کسی در گوشم زمزمه می‌کند: «بنویسید مردم اینجا احمدی‌نژاد را دوست دارند»

قبلی : خواندنی ترین خاطرات مهدی کروبی از سیاست و فضای سیاسی در ایران
.
اظهارنظر جالب کروبی درباره پول گرفتن از شهرام جزایری : هرکی بده میگیریم


اخبار ورزشی :

  • باشگاه استقلال به حمايت از پرسپوليس برخاست
  • برخي بازيكنان پرسپوليس حرمت قطبي را شكسته ‌اند
  • حمايت قاطع هواداران از قطبى و باقرى در تمرینات پرسپولیس
  • پورحيدرى : زوج حجازى و كريمى در استقلال كارآيى نداشته و ندارد
  • مصاحبه با حسین کعبی : ۲۵ بخيه در سر ، خراش و ضربات چاقو روى گردن و دست ها
  • کریم باقری به جای حمید استیلی
فروردین ۲۲

دلتنگی یک آلمانی برای هیجان خیابانهای تهران

مصاحبه, داغ ۶۶ نظر »

ترافیک تهران
هفت تیر ۷tir.com به نقل از دویچوله آلمان : چند وقت پیش در برنامه «سرنخ» میزبان یک نابغه‌ی ۲۲ساله‌ی آلمانی بودیم که خوراکش یاد گرفتن زبانهای هند و اروپایی بود، از جمله زبان فارسی. البته عشق و علاقه‌ی اصلی او زبان پشتو بود و فرهنگ افغانستان. به همین خاطر بد ندیدیم تا آلمانی را پیدا کنیم که رابطه‌ی بسیار نزدیک و تنگاتنگی با ایران و فرهنگ ایرانی داشته باشد. تلاشهای ما نسبتا زود به نتیجه رسید و ثمربخش بود. حاصل این جست‌وجو مهمانی ۲۸ساله است به نام فلوریان بروشک.

شنیدن فایل صوتی مصاحبه کامل «سرنخ» با فلوریان در پایان صفحه را از دست ندهید!

 

************

دویچه وله: فلوریان خودت فکر می‌کنی این رابطه تا چه اندازه نزدیک است؟

فلوریان: خب، قاعدتا می‌شود گفت که رابطه خیلی نزدیک است. بقول ایرانی‌ها که می‌گویند، وقتی مرد زن گرفت، اهل همانجا می‌شود. من که زن ایرانی گرفتم، اهل تهران شدم. می‌شود گفت که تا یک حدی من خودم هم ایرانی شدم.

دویچه وله: ولی گاهی هم با ته لهجه‌ی اصفهانی صحبت می‌کنی!

اصفهان، سی وسه پلBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اصفهان، سی وسه پلفلوریان: (با خنده) آخر یک مدتی اصفهان بودم. اگر راستش را بگویم، به من هشدار داده بودند. قبل از اینکه برای اولین بار بیایم ایران، دوستان ایرانی من در آلمان که تهرانی‌ هستند، گفتند وقتی می‌روی ایران اصلا نباید بروی اصفهان. بخصوص اگر بروی برای یاد گرفتن زبان، لهجه‌ات خیلی زشت می‌شود. خب در حقیقت اولین‌ باری که در ایران بودم، یکی‌­ دوماه در اصفهان بودم و با وجودی که باورم نمی‌شود، با لهجه‌ی اصفهانی برگشتم. و خیلی هم خوشم می‌آید اصفهانی صحبت کنم. ولی بیشتر توی تهران بودم. همسرم اهل تهران هست…

دویچه وله: کی اولین باری به ایران سفر کردی؟

فلوریان: فکر می‌کنم سال ۲۰۰۴ بود … البته از آنجایی که در دوران مدرسه دوستان ایرانی داشتم، با فرهنگ ایرانی و مسایلی از قبیل “تعارف” هم آشنا بودم. ولی خب، قبل از اینکه برای اولین بار به ایران سفر کنم، یک مدت از طرف ارتش آلمان در افغانستان بودم و طبیعتا بعد از برگشتن به آلمان فارسی دری، یعنی به لهجه افغانی صحبت می‌کردم. بعد تصمیم گرفتم که برای بهتر کردن زبانم به ایران سفر کنم.

دویچه وله: در اصفهان کجا زندگی می‌کردی؟

فلوریان: ما در خوابگاه دانشگاه اقامت داشتیم. درواقع یک گروه دانشجویان خارجی بودیم. راستش من سعی می‌کردم خیلی با آنها در تماس نباشم. چون با اینکه همه برای یادگرفتن زبان فارسی آمده بودند، ولی بیشتر باهم انگلیسی صحبت می‌کردند. خب من می‌دانستم وقتی همه‌اش انگلیسی صحبت بکنم اصلا فایده‌ای ندارد. و… اول گفتم من اصلا انگلیسی بلد نیستم و خب مجبور بودند با من فارسی صحبت کنند، ولی بعدا دو­ سه دانشجوی آلمانی آمدند که من دیگر نمی‌توانستم بگویم آلمانی هم بلد نیستم! برای همین سعی کردم بیشتر با بچه‌های ایرانی و افغانی باشم.

دویچه وله: میانه تو با غذاهای ایرانی چطور است؟

فلوریان: خب… تا حالا هیچکسی را ندیدم که غذاهایی ایرانی را دوست نداشته باشد، دست کم از کسانی که امتحان کرده‌اند. خب معلوم است که من هم خیلی خوشم می‌آید.

دویچه وله: خودت هم اهل آشپزی هستی؟

فلوریان (چپ) به همراه خانواده و همسرش در ایران

: فلوریان: بله. البته همسرم دستپخت‌اش خیلی خوب است. وقتی او غذاهای ایرانی درست می‌کند، من شاگردم. و برعکس. وقتی می‌خواهیم غذاهای آلمانی درست بکنیم، چون من بیشتر عادت دارم، من می‌گویم که چه کار باید بکنیم. ولی اینجوری باهم درست می‌کنیم و خیلی کیف می‌دهد.

دویچه وله: غذای محبوب تو؟

فلوریان: کباب کوبیده. البته در منزل خیلی کم درست می‌کنیم.

دویچه وله: یعنی هر روز حاضری کباب کوبیده بخوری؟

فلوریان: صبح کوبیده، ناهار کوبیده و شام هم کوبیده، همیشه. یعنی حتا اگر شب هم من را بیدار کنند، من اصلا در برابر کباب کوبیده نمی‌توانم مقاومت کنم.

دویچه وله: حالا از بین این غذاها کدامش را خودت بهتر می‌توانی درست کنی؟

فلوریان: من الان دارم قورمه‌ سبزی یاد می‌گیرم که از غذاهای مورد علاقه‌ی من است. البته قیمه هم خوب بلدم.

دویچه وله: اصلا اهل موسیقی ایرانی هم هستی؟

فلوریان: آنقدر اهل موسیقی نیستم که بگویم وای خیلی طرفدار این و آن هستم. ولی خب بدم نمی‌آید گوش کنم. مثلا موقع رانندگی آهنگ ایرانی گوش می‌دهم و خب همیشه این اتفاق می‌افتد که از ترانه و خواننده‌ای خوشم بیاید.

دویچه وله: الان اگر در ماشین‌ات را باز کنیم، آهنگهای کدام خواننده را می‌توانیم توی داشبورد ماشین پیدا کنیم؟

فلوریان: تو ماشین فکر کنم الان از داریوش بیشتر است. البته دلیلش این است که اولین دفعه که ایران بودم، همه به من می‌گفتند که داریوش خیلی خواننده‌ی خوبی است. علاوه بر داریوش از فرهاد، گوگوش و ابی هم خیلی خوشم می‌آید.

The image “http://www.dw-world.de/image/0,,2147673_4,00.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der

Bildunterschrift: فرهاد، یکی از خوانندگان مورد علاقه فلوریاندویچه وله: اگر بخواهی یک شعر فرهاد را انتخاب بکنی برای گوش دادن، کدامش را انتخاب می‌کنی؟

فلوریان: از آهنگ “جمعه‌”ی فرهاد خوشم می‌آید، از ترانه “مرد تنها” هم همینطور.

دویچه وله: گفتی که همسرت ایرانی است. ازدواجتان در ایران بود؟

فلوریان: بله.

دویچه وله: یک فیلم هست توی ایران بنام «ازدواج به سبک ایرانی». تو هم در ایران ازدواج کردی. ازدواج شما به همان سبک بود؟

فلوریان: می‌توانم بگویم که میزان دوندگی ما کم نبود و هی از این اداره به اداره دیگر رفتیم و پدرمان درآمد. می‌گفتند: کدام فرم؟ نه اینجا نداریم. باید بری پل چوبی. نه، نه، ما که اینجا نداریم باید بری وزارت کشور. اما، نخیر. خب پس کجا باید بریم؟ آره، همین‌جا. و بالاخره رسیدیم همان اداره‌ی کل امور اتباع خارجی، طبقه‌ی دوم. بعد فرم که به ما دادند، تازه شروع شد.

دویچه وله: یعنی اول دربه‌در دنبال فرم گشتید، بعد از اینکه فرم را پیدا کردید…

فلوریان: می‌پرسیدیم، فرد مسئول کیست؟ هیچ کسی نمی‌دانست. خلاصه اینطور نبود که درست به ما بگویند که چه کار باید بکنیم. بعد از سه ماه دوندگی توانستیم بالاخره اجازه ازدواج را بگیریم.

دویچه وله: ولی در این دوندگی‌ها پشیمان نشدی که اصلا چنین تصمیمی گرفته‌ای؟

فلوریان: نخیر.

دویچه وله: حدس می‌زنم که برای ازدواج مسلمان هم شدی. در این بین شناسنامه و یا گذرنامه ایرانی هم گرفته‌ای؟

فلوریان: نخیر، اینقدر راحت نمی‌دهند. البته اگر یک زن خارجی با یک مرد ایرانی بخواهد ازدواج بکند، که مشکل چندانی برای دریافت گذرنامه و شناسنامه ندارد ولی ….

دویچه وله: یعنی گذرنامه‌ی ایرانی نمی‌توانی بگیری؟

فلوریان: نخیر. یک مرد “خارجی بی‌سواد و بی‌فرهنگ” که فقط بخاطر اینکه با یک دختر پاک ایرانی ازدواج کرده، اینقدر راحت نمی‌تواند ایرانی بشود! البته بعد از مدتی می‌شود گذرنامه گرفت و باید چند سالی در خود ایرانی زندگی کرده باشی.

تهرانBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: تهراندویچه وله: دلت هم برای ایران تنگ می‌شود؟

فلوریان: آره.

دویچه وله: برای چی ایران؟

فلوریان: خیلی چیزها. برای خیلی چیزهای ساده. مثلا همان رفت و آمد و بی‌نظمی وقتی که آدم می‌خواهد از خیابان رد بشود.

دویچه وله: آلمانیها معمولا خیلی به نظم و ترتیب اهمیت می‌دهند. جالب است که تو از این بی‌نظمی خوشت می‌آید!

فلوریان: آره، دقیقا. من هم وقتی توی ترافیک می‌مانم، قشنگ فحش می‌دهم به همه چی. ولی خب الان که آلمان هستم… می‌دانم، شب است و هیچ ماشین توی خیابان نیست، چراغ راهنمایی هم قرمز است و همه هم باید بایستند. خب قرمز است دیگر، هیچ آدمی نباید برود. من هم طبیعتا می‌ایستم و بعد یکهو فکر می‌کنم، وای اگر الان توی ایران بودی و خیابان هم پر ماشین بود، ولی تو یکجوری رد می‌شدی، هی می‌پریدی جلو عقب، یک کم البته باید حواست باشد. خلاصه ماجرایی‌ست هر دفعه که از توی خیابان رد می‌شوی، ولی کیف می‌دهد و پرهیجان است.

دویچه وله: تو به شهرهای مختلف سفر کردی، از کدام شهر بیشتر از همه خوشت آمد؟

فلوریان: تهران. تهران جایی‌ست که من احساس می‌کنم که آنجا واقعا می‌توانم زندگی کنم.

دویچه وله: حاضری اصلا ایران زندگی کنی؟

فلوریان: آره، چرا که نه. البته شرایط باید جور باشد. از آن گذشته فکر نمی‌کنم بتوانم مثلا هشت سال پشت سرهم توی ایران بمانم. دلم برای آلمان هم تنگ می‌شود. ولی برعکس هم همینطور، الان هم دوست دارم بروم ایران.

The image “http://www.dw-world.de/image/0,,3192627_4,00.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der
Bildunterschrift:
فلوریان (دوم از راست)
دویچه وله: تو در این مدت سفرهای متعددی به ایران داشتی و شکی نیست که بارها و بارها کباب کوبیده خوردی. بهترین کوبیده‌ی ایران را کجا خوردی؟

فلوریان: بهترین کوبیده ایران… یکجایی هست تو شمال تهران، زعفرانیه. آنجا یک کبابی هست که هم کبابش عالی‌ست و هم نانش خیلی خوشمزه است و فلفل سبز خیلی تند می‌دهند. و خب من عاشق فلفل سبز هستم. بهترین کباب را آنجا خوردم.

دویچه وله: یعنی برگردی ایران، اول از فرودگاه مستقیم می‌روی آنجا، بعد…

فلوریان: نه، خب اول می‌روم سری بزنم به خانواده، ولی بعد فکر کنم حتما می‌روم آنجا.

دویچه وله: در بین ایرانیها خصلتی هم هست که تو اصلا خوشت نیاید و نتوانی با آن کنار بیایی؟

فلوریان: نه، بعضی چیزها هست که من را شاید کمی اذیت کند…

دویچه وله: مثلا؟

فلوریان: خب مثلا اینکه ایرانی‌‌ها حتما می‌خواهند مهربان باشند، حتا وقتی که ناراحت‌اند. خب برای من راحت‌تر است، آدم رک باشد و درباره مشکلات صحبت کند تا بتواند آنها را حل کند.

دویچه وله: هیچوقت فکر کردی چرا نمی‌خواهند راجع به مشکلات صحبت کنند؟

فلوریان: به نظر من این فرهنگ یکجوری‌ست که می‌گویند ما سعی می‌کنیم راجع بهش صحبت نکنیم. اما توی آلمان بیشتر اینجور است که می‌گویند صحبت کنیم بهتر است. هردو می‌تواند خیلی خوب باشد و هردو هم می‌تواند خیلی آدم را اذیت کند.

دویچه وله: یعنی با صحبت نکردن هم مشکلات حل می‌شود؟

فلوریان: گاهی اوقات می‌بینم که خیلی خوب حل می‌شود، گاهی اوقات هم اصلا حل نمی‌شود. همین که مثلا ایرانی‌ها خیل