Archive for the ‘طنز و سرگرمی’ Category

سوتی مجری شبکه 3 هنگامی که می خواهد در مورد رحلت امام صحبت کند

جمعه, می 22nd, 2009


هفت تیر 7tir.com :  در فیلم بالا مشاهده می کنید مجری برنامه گلبرگ در شبکه 3 هنگامی که میخواهد در مورد ارتحال آیت الله خمینی صحبت کند به جای آنکه بگوید “ ارتحال جانسوز رهبر انقلاب” کلمه جانسوز را با جان گداز قاطی می کند و در نتیجه می گوید : “ارتحال جان گوز رهبر انقلاب” …
به نظر می رسد این مجری با توجه به زمان  سوتی دادن به عنوان  بد شانس ترین مجری تلویزیون ایران انتخاب شود

فیلم مهمانی خصوصی خاتمی : جک گفتن در مورد ترکها و رشتی ها

سه شنبه, می 19th, 2009



به گزارش هفت تیر 7tir.com  : در این فیلم که مربوط به یک مهمانی خصوصی با حضور خاتمی و تعدادی از نمایندگان مجلس و وزاری دولت ایشان است ابتدا آقای خاتمی خاطره ای را از روضه یک نفر در مورد عروسی امام علی و حضرت فاطمه زهرا تعریف می کند و می گوید این روضه خوان که ترک بود و می خواست نبوغ اردبیلی ها را نشان بده  (صدای خنده) گفت شبی که حضرت را عروس کردند و می‌بردند به خانه، حضرت پیامبر جلو جلوی حضرت زهرا حرکت می‌کرد. در طرف راستش امام حسن، در طرف چپش امام حسین و حضرت خدیجه به سینه می‌زد (خاتمی اداش را در میاره ) که قربان مظلومی تو دخترم بروم. (خنده‌ی حضار). بالاخره اردبیل اینه بعد به من می گن چرا تو (صدا نامفهوم )
بعد روحانی دیگر مجلس ماجرای دیگری را در مورد ترکها تعریف می کند و روایتی از زنی که زنا کرده بود و پیش امام علی رفته بود را تعریف می کند و پس از یک قسمت که صدا در فیلم واضح نیست ، می گوید طرف یا حتما ترک بوده و یا رشتی .. و خاتمی و سایر حاضرین می خندند . .
فیلم مهمانی خصوصی خاتمی :

جوک ترکی خاتمی + فیلم خاتمی جوک

انتخابات در ایران

سه شنبه, آوریل 28th, 2009

هفت تیر انتخابات در ایران
هفت تیر 7tir.com: انتخابات در جمهوری اسلامی ایران  – کاریکاتوری از نیک آهنگ کوثر

سریال حضرت یوسف و تولید سریع جوک ‌ها در اس ام اس

یکشنبه, آوریل 26th, 2009

<br /> هفت تیر جک سریال یوزارسیف

هفت تیر 7tir.com به قلم محمد علی ابطحی : بخش عمده‌ای از ایام جنگ تحمیلی مدیر رادیو بودم، وفتی حمله هوائی صورت می‌گرفت و هواپیمای دشمن از مرز می‌گذشت، از ستاد مشترک ارتش به طور مستقیم به خط هات لاینی که در پخش رادیو بود زنگ می‌زدند و دستور می‌دادند اعلام وضعیت قرمز شود. آژیر دل‌آزاری اول می‌زد و بعد با صدای اضطراب‌آوری می‌گفت، صدائی که هم اکنون می‌شنوید، اعلام خطر یا وضعیت قرمز است. معنی و مفهوم آن این است که دشمن حمله کرده. بعد گوینده دستور رفتن به پناهگاه می‌داد.

گاهی این خبررسانی نمی‌توانست به شکل دقیقی باشد و آژیر خطر بعد از خوردن بمب یا موشک به زمین، از رادیو پخش می‌شد.

آن دورانsms و موبایل نبود که سریعا جوک بسازند و آن را منتقل کند.در همان روزها یکبار رفته بودم اصفهان. به اصفهان هم حملات هوائی زیادی می‌شد. با چند نفر اصفهانی برخورد کردم. می‌دانستند مدیر رادیو هستم. گفتند در اصفهان در مورد این اعلام وضعیت قرمزها جوک درست کرده‌اند. می‌گویند صدائی که هم اکنون می‌شنوید، علامت آن است که دشمن آمدست و زدست و رفتست. (به لهجه اصفهانی با کسره حرف آخر کلمات بخوانید).شب‌های شنبه یاد این جک جنگی می‌افتم.

من سریال حضرت یوسف را دنبال نمی‌کنم. اما معمولا آخر شب شنبه چند تا اس ام اس حاوی جوک‌های مختلف سیاسی و اجتماعی و اخلاقی می‌رسد، می‌توان فهمید یک قسمت دیگر سریال پخش شده است و تمام هم شده است و بر اساس آنها جوک‌هایش هم ارسال شده است. از مضمون پیامک‌های طنازانه می‌شود حدس زد که قسمت پخش شده در مورد چه قسمتی از تاریخ حضرت یوسف بوده. این سرعت انتقال در طنزپردازی سیاسی از هنرهای منحصر به فرد و قابل توجه مردم ایران است. تا سیاستمداران بیایند فکر کنند که چگونه می‌شود ملت را توجیه کنند، واقعیت را فهمیده‌اند و لبخندش را زده‌اند و جوکش را هم ساخته‌اند. آنهائی که جوری با مردم حرف می‌زنند که گویا مردم دور از جان شما، چیزند و واقعیات را نمی‌فهمند، حتما فهمیده‌اند که مردم به رفتار و حرف‌های آنان چه زود لبخند با مزه‌تری می‌زنند و سریعتر و بیشتر، از آنان در اس ام اس های ارسالی ذکر خیر می‌کنند. همین جوری نوشتم. منظورم هم از اینکه نوشته‌ام، آنها گمان می‌کنند مردم چیزند، حرف بی‌ادبی نبودها. منظورم این بود که آنها معمولا گمان می‌کنند مردم بی‌اطلاع هستند.:(
.
تعدادی از جوک های یوزارسیفی که بعد از سریال حضرت یوسف اس ام اس می شد :
یوزارسیف اعلام کرد به کسانی که چهارشنبه آخر سال شرارت کرده و آتش بازی کنند گندم تعلق نمیگیرد و تا پایان تعطیلات در زندان زاویرا نگهداری خواهند شد
.
عشق به ولایت هر دیده ای را بینا می کند
بسیج منطقه کنعان

به دنبال جوان شدن زلیخا اولین کاروان پیر زنان ایران در قالب راهیان نور رهسپار مصر شدند
اس ام اس ها به نقل از سایت عصرونه

بیانیه سوم مایلی کهن بعد از استعفا صادر شد

شنبه, آوریل 25th, 2009

محمد مایلی کهنهفت تیر 7tir.com  بیانیه سوم محمد مایلی کهن پس از استعفا از تیم ملی صادر شد :
من بودم حاجی نصرت ,رضا پونصد, علی فرصت ، دایی شصت , آره و اینا خیلی بودیم کریم آقامونم بود. از ما نه, ازاونا آره، که بریم سر تمرین تیم ملی. تو نمیری به موت قسم اصن ما تو نخش نبودیم، آره نه گاز دنده دم هتل المپیک اومدیم پایین، یه پیستون یکی چپ یکی راست , دو تا نوک گذاشتیم تو زمین .نشسته بودیم رو نیمکت داشتیم مربیگریمون رو میکردیم حواسمون بود کسی زیر ابرو برنداره . یهو سرو کله این گنده باقالی ها پیدا شد . بیانیه اولی رو دادیم به سلامتی رفقا لول لول شدیم ، دومین بیاینه رو دادیم به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم ؛ سومی رو اومدیم بدیم علی کفاشیان نامرد شاکی شد . گفت بریم امپراطور رو بیاریم بذاریم رو نیمکت .تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم؛ این جیب نه اون جیب نه تو جیب ساعتی ضامن‌دار اومد بیرون رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن، پریدم تو هتل اومدم دمه کوچه اومدم پایین دیدم یه سره هیکل دو برابر علی آبادی میزون ,این جوریه, زد بهم افتادم تو جوب، گفتم هته ته! گفت اِتته! باز یکی گذاشت تو گوشم، گفتم نامرداش؛ دومی رو از اولی قایم‌تر زد، دستمو کردم تو جیبم که برمو بیام دیدم از رو نیمکت برمداشتن! حالا ما به همه گفتیم استعفا دادیم، شمام بگین استعفا داده، آره، خوبیت نداره. واردی که…

فیلم مایلی کهن در حال خواندن بیانیه :

.
قبلی : مایلی کهن در نامه ای قلعه نویی را گنده باقلی ، شعبان بی مخ و کوتوله خواند

بیاینه مایلی کهن بعد از بازی با کره جنوبی : ای کره ای های کره خر

دوشنبه, آوریل 20th, 2009

مایلی کهن

هفت تیر 7tir.com: در ادامه بيانيه مايلي کهن خطاب به قلعه نويي قرار شده طبق قانون فیفا٬ بعد از هر مسابقه مربی‌های هردو تیم بیانیه صادر کنند و به طرف مقابل فحش خواهر مادر بدهند و جنایات استکبار جهانی را محکوم نمایند.
حالا فرض کنید چند هفته دیگر٬ مسابقه بین دو تیم ایران و کره انجام شده و مردم منتظر صدور بیانیه دندان شکن آقای مایلی کهن هستند. متن این بیانیه چنین است:

بسم الله القاصم الجبارین
مردم همیشه در صحنه و دوست داشتنی ایران!
همانگونه که استحضار دارید فرزندان شریف و زحمتکش شما در تیم ملی در یک بازی شرافتمندانه و افتخارآمیز موفق شدند با نتیجه چهار بر یک نتیجه را به حریف واگذار نمایند و پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی را در رختکن استادیوم به اهتزاز درآورند.
اما سخنی دارم خطاب به کره‌‌ای‌ها. این کوتوله‌های مادر به خطا. این فلان فلان شده‌‌هایی که بویی از انسانیت نبرده‌اند.
ای کره‌ای‌های کره‌خر! چرا به ما گل زدید؟ آیا شما به روز قیامت و آتش جهنم اعتقادی ندارید؟ ما که راضی نبودیم توپ شما وارد دروازه ما شود٬ شما به چه حقی به ما گل زدید؟

دنیا باید بداند که برد و باخت در فوتبال از دیدگاه اسلام حرام است و ما این شکست را شدیدا محکوم می‌کنیم و از دبیرکل سازمان ملل می‌خواهیم با صدور قطعنامه‌ای این عمل ضد انسانی و ضد بشری کره‌ای‌های صهیونیستی را که دستشان تا مرفق به خون مردم مظلوم غزه و فلسطین آلوده است را محکوم نماید.
بدیهی است هیچ دستی بالاتر از دست خداوند سبحان نیست و این کره‌ای ها از دم خرند.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
محمد مایلی کهن- سئول

در همین رابطه:

مایلی کهن در نامه ای قلعه نویی را گنده باقلی ، شعبان بی مخ و کوتوله خواند

با فيلتر شدن سايتهاي مستهجن براي نمايندگان مجلس هيچ دل و دماغي باقي نمانده

چهار شنبه, آوریل 15th, 2009


هفت تیر 7tir.com به نقل از وبلاگ  اوس پیمان : در روزنامه سرمایه  خواندم که محمد علی کریمی نماینده مردم کرمان در مجلس، فیلترینگ سایت های اینترنتی در مجلس ، با عنوان مبارزه با مفاسد اجتماعی را توهین به نمایندگان ملت  دانست و بر عذرخواهی مسببین این قضیه تاکید کرد.
کریمی گفته بود : وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات هرچه سریع تر باید به این مساله رسیدگی ویژه کرده و این رویه را اصلاح کند.( یعنی هرچی فیلتر کردی را باز کن )
وی افزود: فیلترینگ و مسدود کردن سایت ها در مجلس در راستای طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی توهین به نمایندگان مجلس است و مطمئن باشید که مجلس در این زمینه عکس العمل جدی از خود بروز خواهد داد.
کریمی درپاسخ به این سوال «سرمایه» که فکر می کنید عمدی در این کار بوده است یا اینکه این اشتباه سهواً رخ داده است؟گفت: دقیق نمی دانم ولی اگر وزارت ارتباطات و مسببین این اقدام اشتباهاً به این اقدام دست زده باشند که باید از تمامی نمایندگان عذرخواهی کنند ولی اگر عمدی در کار بوده باشد ما موضوع را از طریق قانونی پیگیری خواهیم کرد.

ملاحظه فرمودید . گویا این نمایندگان برای هر کاری به مجلس رفته اند الی دفاع از حقوق کسانی که ادعای نمایندگی از طرف آنان را دارند  .
سالهاست که ملت درگیر فیلترینگ غیر قانونی و غیر منطقی و ناعادلانه اینترنت است چنان که از سایت تجاری و تفریحی و سیاسی و خبری و پزشکی و علمی و موزیک و فیلم و هرچه فکرش را بکنید در لیست سایتهای فیلتر شده ایران دیده می شود و صدای اعتراض هیچ نماینده ای نیز شنیده نشده است و حتی مجلس نیز در راستای ایجاد هرچه بیشتر خفقان رسانه ای  ، انواع طرح ها و لوایح را برای بستن بیشتر فضای اینترنت به تصویب رسانده است اما همینکه چند روزی   اینترنت مجلس نیز دچار این فیلترینگ می شود صدای داد نمایندگان در آمد که چه نشسته اید که   به نمایندگان ملت توهین شده است  .
جالب اینکه اشاره می کنند فیلترینگ در مجلس در راستای طرح  مبارزه با مفاسد اجتماعی اعمال شده است . خدا می داند مسئولان مخابرات و وزارت اطلاعات که نظارتی دائمی بر دیتای رد و بدل شده نمایندکان مجلس دارند ،  در سایتهای مرور شده توسط نمایندگان چه مفاسدی را دیده اند که به فکر افتادند قبل از اینکه بردران مستقر در گرداب نمایندگان را دستگیر کنند ،  فیلترینگ را برای نمایندگان مجلس نیز اعمال کنند و جلوی مفسده را بگیرند .
به هر حال ما که از محتوای آنچه در مونیتورهای مجلس شواری اسلامی توسط نمایندگان مرور می شود بی خبریم اما می دانیم اگر فیلترینگ اعمال شده ناعادلانه و نامناسب است و سایتهای مفید نیز شامل فیلترینگ شده است لازم بود پیش از آنکه فیلترینگ به مجلس برسد نمایندگان به حق فیلتر شده ملت اعتراض می کردند و فکری به حال رفع آن می نمودند .
اگر هم فیلترینگ مورد نظر زیاد هم ناعادلانه نیست اما نمایندگان از آنجا که این فیلترینگ را توهین به درک و شعور خود می دانند صدای اعتراضشان بلند شده است و خواستار پاسخگویی مسئولان وزارت ارتباطات هستند  ،  باید پاسخ دهند که چه کسی قرار است جواب توهین به درک و شعور ملت ایران را بدهند .
البته  نباید این نکته را نادیده گرفت که  حداقل درک و شعور ملت از این نظر از نمایندگان مجلس بالاتر است که مثل آب خوردن این فیلترینگ را دور می زنند و نمایندگان محترم همچنان مثل خر  در گل فیلترینگ گیر کرده اند  .
در عکس زیر ملاحظه می کنید که بعد از این فیلترینگ دیگر برای نمایندگان هیج دل و دماغی نمانده :

پیمان روشن ضمیر

عادل فردوسي پور به جرم برندازي نرم بازداشت شد

پنجشنبه, آوریل 9th, 2009

هفت تیر 7tir.com:  باند عادل فردوسی پور معروف به عادل نود و باندش که قصد بر اندازی ورزشی را داشتند متلاشی شد!
مدیر شبکه سه فعالیت عادل فردوسی پور در آن شبکه را تکذیب کرد!
یک منبع آگاه: عادل فردوسی پور مدارک محرمانه تیم ملی را در اختیار آمریکا قرار می داد!
عادل فردوسی پور در راه زندان به دلیل سرما خوردگی درگذشت!

عادل فردوسی پرو

سال اصلاح الگوی مصرف

دوشنبه, آوریل 6th, 2009
اصلاح الگوی مصرف

عکس: عبدالحسین رضوانی

هفت تیر 7tir.com – به قلم نیک آهنگ کوثر : امسال سال اصلاح الگوی مصرف نام گرفت. به این ترتیب دولت احمدی نژاد موظف شد نحوه مصرف بودجه در تبلیغات انتخاباتی ایشان را اندکی اصلاح کند. چهار سال پیش که ایشان کاندیدا شدند، چون قرار نبود الگوی مصرف اصلاح شود، فقط ۳۵۰ میلیارد تومان از شهرداری گم شد! امسال احتمالا با عنایت به تورم و تعدد کاندیدا ممکن است از بودجه یک چند میلیارد دلاری گم شود که سازمان بازرسی هم مقرر شد به آن گیر ندهد!

البته در زمان استانداری ایشان هم در استان اردبیل باز هم یک پول‌هایی گم شد که دچار ماست‌مالیزاسیون گشت. البته آقای احمدی‌نژاد فقط میزان مصرف وجوه را اصلاح می‌کند.

البته هنوز بخشنامه اصلاح الگوی مصرف به لبنان و غزه برای برادران حزب‌الله و حماس ارسال نشده و احتمالا نخواهد شد!

همچنین در راستای اصلاح الگوی مصرف قرار شد از این به بعد به جای انتقال سیاهی لشگر با اتوبوس به محل سخنرانی بزرگان، از قطار استفاده شود و دیگر هی از پادگان‌ها مستقیما آدم نبرند این طرف و آن طرف تا در مصرف گازوئیل شدیدا صرفه جویی شود! بررسی عکس‌های هوایی نشان می‌دهد که بعضی از مقامات عظمای مملکتی هر وقت جایی می‌روند مثل آهنربا هی اتوبوس جذب می‌کنند و دنبال خودشان می‌کشند و آدم قیافه‌هایی را که امروز در محل سخنرانی اهواز می‌بیند، فردا در رشت و پسفردا در مشهد و پسین فردا در تبریز می‌بیند. به این می‌گویند معجزه هزاره سوم!

در راستای اصلاح الگوی مصرف، به مقامات نظام پیشنهاد می شود کمتر “ذرت پرت” نمایند(زرت و پرت!)

خانواده مرحوم دکتر زهرا بنی یعقوب اعلام کردند بخشی از مدارک و پرونده مرگ دخترشان تصادفا غیب شده است. احتمال می‌رود در راستای اصلاح الگوی مصرف، برگ‌های بیخودی پرونده و ملحفه مسوول خودکشی شدن خانم دکتر بنی یعقوب اصلاح و حذف شده باشد.

لازم به ذکر است که از این غیب شدن‌ها زیاد اتفاقا می‌افتد و احتمالا مدارک پزشکی مربوط به امیدرضا میرصیافی هم چند روز دیگر غیب می‌شود، مدارک مربوط خانم زهرا کاظمی هم غیب شد…مدارک مربوط به قتل‌های زنجیره‌ای هم گویا غیب شده و اطلاعی از آنها در دست نیست.

کافه ناصری خبر داد، سپاه پاسداران از طریق باز گذاشتن فیس بوک، در حال پرونده سازی برای تمامی عزیزانی است که عکس بی حجابی یا در کنار دوست پسر و دوست دختر خود را گداشته‌اند آنلاین. دوستان عزیزی هم که جام شرابی دستشان است که دیگر هیچ! به امید خدا از چند ماه دیگر همه کسانی که عکس آنچنانی در فیس بوک دارند مورد مهرورزی خاص قرار گرفته و به خاطر عضویت در شبکه براندازی فیس‌بوک برخورد مقتضی با آنها صورت خواهد گرفت! از عزیزانی که همه اتلاعات خود را روی فیس بوک گذاشته‌اند درخواست می‌شود حواسشان را اندکی جمع کنند تا اشتباهی بازداشت نشوند و یک موقع خدایی ناکرده خودکشی شوند و مدارک مربوط به خودکشی شدنشان غیب شود!

خانواده‌های دانشجویان زندانی که برای دیدار با فرزندان زندانی خود در شب عید به زندان اوین رفته بودند با مساعدت مسوولین بازداشت شدند و شب را در کنار سفره هفت سین زندان که سوسک، ساس، سوزن(مربوط به ترزیق مواد مخدر)، سریش، سنگ، سیمان، سیگار به اندازه کافی در آن بود گذراندند. قدیم‌ها شب عیدی زندانیان را آزاد می‌کردند، حالا از این به بعد خانواده‌هایشان را می‌گیرند تا موقع سال تحویل کنار هم باشند!

امام جمعه مشهد : رفت و آمد هاي فاميلي در نوروز منجر به انحراف جوانان مي شود

شنبه, مارس 28th, 2009

علم الهدی امام جمعه مشهد

هفت تیر 7tir.com: سید احمد علم الهدی خطیب نماز جمعه مشهد در خطبه های  نماز جمعه امروز از شیوع فحشاء و منکرات در جامعه و ترویج هوس بازی ها و ولنگاری ها در نسل جوان به عنوان یکی از آفات پیشرفت یاد کرد.
وی افزود: هر سال در نوروز وسایلی فراهم می شود که ممکن است جوانان ما را به انحراف سوق دهد، یکی از این وسائل فیلم های نوروزی و دیگری رفت و آمد های فامیلی است. وقتی در صدا و سیما فیلمی نمایش داده می شود که در آن زن و مرد جوان و نامحرم با لباس های کذایی در مقابل هم قرار می گیرند این نحوه پوشش و برقراری ارتباط برای خانواده ها و جوانان الگو می شود و این مصیبتی برای جامعه امروز ما می باشد

وبلاگ نویسان در اتاق بازجویی

سه شنبه, مارس 24th, 2009

بازجویی وبلاگ نویسان در جمهوری اسلامی

هفت تیر 7tir.com :  مریم (24 ساله، لیسانس هنر، صنایع دستی) در منزلشان مشغول خوردن شام در کنار خانواده بود که اعضای نیروی انتظامی وارد منزلشان شدند و او را که هنوز لقمه در دهانش مانده بود و مات مانده بود زیر بغل زدند و بردند.
مهرداد (28 ساله- دانشجوی ادبیات) سر کلاس دانشگاه نشسته بود، دستش را زده بود زیر چانه اش و داشت در هپروت سیر می کرد که اعضای محترم نیروی انتظامی از همه طرف کلاس را محاصره کردند. یک عده در را با لگد باز کردند و پریدند داخل، عده ای هم با حرکات آکروباتیک از بالای پشت بام با بند و طناب خود را به کلاس رساندند و از پنجره پریدند داخل و پس از هفتصد غلت و حرکات رزمی از روی زمین بلند شدند و از ردیف اول شروع کردند همه را یک فصل کتک زدند، تا رسیدند به مهرداد و از یقه اش گرفتند و بردندش.

فرح خانم (45 ساله- خانه دار) داشت با دوربینش از پسری که با مرغ عشقش فال می فروخت، عکس می گرفت که یک دفعه عده ای حمله کردند بر سرش، او را در اتوموبیل نیروی انتظامی انداختند و بردند.
دکتر تیموری ( 53 ساله- محقق گیاه شناسی)نشسته بود در منزل و مشغول مشاهده برنامه ی نود بود که ریختند داخل منزلش و اورا کت بسته بردند.

همگی به بازداشتگاه برده شدند. فردا صبح آن ها را برای  بازجویی نزد بازپرس بردند. کنار یک دیگر روی صندلی نشسته بودند و به مانند گیج و گنگ ها اطراف را نگاه می کردند و از یکدیگر می پرسیدند چه خبر است. پس از یک انتظار طولانی مدت، آنها را به داخل اتاق بازجویی بردند. آقای بازپرس پشت میزش نشسته بود و با غیظ نگاهشان می کرد. دکتر تیموری سلام کرد و پرسید:
- قربان بنده فکر کنم حق دارم بپرسم…
- خفه، فاسد، مفسد، افسد. من تا نپرسیدم هیچ کس حرف نمیزنه. افتاد؟
فرح خانم: یعنی چی؟ مگه شهر هرته که همینجوری الکی مارو بگیرین؟
- الکی؟ کی گفت الکی؟ جرماتون واضحه. خودتونو زدین به اون راه. من خودم سیاه کارم. یه عمر سر همه رو گول مالیدم حالا توی ضعیفه می خوای منو سیاه کنی؟

رو می کند به مهرداد.
- پدرسوخته وبلاگ می نویسی؟
- بله؟ وبلاگ چیه؟ (کمی به مخیله اش فشار می آورد) آهان بله. من یک وبلاگ دارم که فکر کنم شش ماهه که چیزی توش ننوشتم. مگه وبلاگ داشتن جرمه؟
- نخیر فی الواقع وبلاگ خودش جرم نیست، محتویاتش جرمه. پس خودت اعتراف می کنی که قصد براندازی نرم داشتی.
- من؟ من که وبلاگم همه ش شعره.
- بله منم می دونم. بگو ببینم منظورت چیه که از سیاوش کسرایی شعر می ذاری. هان؟
- منظوری نداشتم بخدا. از شعراش خوشم میاد.
- اِاِاِ، سیبیلاشم دوست داری نه، عقایدش چطور؟ توده ای، می دم سلاخیت کنن. مگه قحطی شاعر بود؟ این همه شاعر. چرا از شهید آوینی نمی نویسی هان؟
- برای اینکه از شعراش خوشم نمیاد.
- خوشت نمی اد؟ به شهید توهین کردی. من شنیدم. بله بله، این توهین بود. بی تربیت. اگه اون نبود تو الان تو خاک عراق نشسته بودی. شایدم که بدت نیاد. ای جدایی طلب بی هویت. تو داری اینجوری برای عوامل بیگانه پیام می فرستی.
- آقا این حرفا چیه من فقط شعر دوست دارم.
- غلط می کنی که دوست داری. شعرات بودارن. این چیه؟ (از رو کاغذ می خواند) من دلم سخت گرفته ست از این میهمان خانه ، مهمان کش، روزش تاریک. منظورت به کیه؟
- بابا، با دوست دخترم که بهم زده بودم دلم گرفت و اینو نوشتم.
- اِاِاِاِ، پس فسق و فجور هم می کنی؟ با نامحرم هم می گردی و پررو پررو اعتراف هم می کنی. شعر “عقاب” ناتل خانلری، اون غارتگر طاغوتی رو برای چی نوشتی تو وبلاگت؟ منظورت از کلاغ کیه هان؟
- بابا هیشکی به خدا.
- تو تو وبلاگت یک مثلث اهریمنی درست کردی. همه چیز به هم ربط داره. ما تحقیقات گسترده کردیم و دیدیم که ناتل و نیما و سیاوش همه شون به هم ربط دارن. ناتل که قوم و خویش نیماست، اون توده ای هم که شاگرد نیما بود. منظور چیه؟ بگو. همه راه ها به مازندران ختم میشه. قراره که توطئه ای در مازندران اتفاق بیفته؟ فکر کردی ما نمی دونیم. ما خوبم می دونیم. نیما خودش دیشب اعتراف کرده. دستتون رو شده. اعتراف کن.
- آقا نیما که خیلی وقته فوت کرده.
- (خیلی کنف می شود) به من میگی نفهم؟ ببرین بندازینش تو زندان تا یاد بگیره با من چه جوری حرف بزنه.

مهرداد را کشان کشان می برند. بازپرس رو می کند به مریم.
- بگو ببینم منظورت از اون وبلاگ چیه که همه اش از فرش ایرانی حرف می زنی؟ می خوای بر ضد اسلام ناب محمدی بلند بشی؟
- چه ربطی داره حاج آقا. من رشته ام صنایع دستیه. تو وبلاگم سعی کردم فرش ایرانی رو به افراد بشناسونم.
- حالا چرا فرش؟ این همه چیز هنری، چرا از علم کتل نمی نویسی، چرا راجع به گوبلن حرف نمی زنی؟ چرا؟ چرا؟ منظورت از توضیح طرح “لچک ترنج” چیه؟ “لچک” نماد چیه؟ روسری؟ می خوای بگی تحت فشارین؟ تو از عوامل یک میلیون امضایی. خوب پیدات کردم. پدرتو می سوزونم.
- ای بابا بخدا من منظورم این نبوده. من فقط در مورد طرح فرش صحبت کردم. همین بخدا.
- برو دختر. ما خودمون ختم این کاراییم. منو سیاه نکن. اینهمه طرح ریخته تو چرا اینو انتخاب کردی؟ یه جای دیگه تاکید کردی به “دهان اژدر”. اژدر کیه؟ ماییم؟ به ما میگی اژدر؟ ای وطن فروش، ای غربتی، ای جیره خور نظام استبدادی.
- بابا بخدا طرح فرشه.
- یک طرح فرشی نشونت بدم تا عمر داری یادت نره. ببرینش بندازینش هلفدونی تا آدم بشه.

مریم را هم می برند. آقای بازپرس رو می کند به فرح خانم.
- اولا این چه اسمیه؟ ای کاسه لیس طاغوتی. همین اسمت یه پا جرمه. دوربین به دست از کی عکس می گرفتی؟
- از هرچیزی که به نظرم جالب بود. خوبه که دوربینو ضبط کردین. خوب عکساشو نگاه کنین.
- شما نمی خواد وظایف مارو به ما گوشزد کنی. نگاه کردیم که داریم می گیم. این عکس چیه از پرنده تو قفس گرفتی؟ می خوای اینو بفرستی برای عوامل بیگانه و بگی که ما هم مثل این پرنده ها تو قفسیم هان؟ یا شاید می خوای بگی فقر بیداد می کنه. ببین چه جوری دستتونو می خونم.
- آقای محترم چه ربطی داره. به نظرم جالب بود، عکس گرفتم. همین.
- این یکی چیه از بازار سد اسمال گرفتی؟ هان؟
- خواستم برای خواهرم که ایران نیست بفرستم تا براش تجدید خاطره بشه. مگه جرمه؟
- آره تو گفتی منم باورم شد. حتما هم باید گوشه عکست سر در حوزه علمیه فیلسوف الدوله هم بیفته، آره؟ می خواستی برای عوامل بمب گذار عکس منطقه رو بفرستی تا اونجا و امامزاده رو با هم بفرستین هوا. توطئه تونو تو نطفه خفه کردم. مجاهد. اعتراف کن. گرچه نکنی هم محکومی. بقیه عکساتون هم که نماد قباحت و کثافته. ما فکر می کردیم “شهرنو” جمع شده نگو که شماها کماکان تو خونه هاتون مشغولین. واقعا شرمم میاد حتی نگاه کنم.
- حاج آقا اونا همه قوم و خویشن. نصف بیشترشون هم اصلا تو ایران انداخته نشده.
- خوب باشن. حالا چون قومو خویشن باید با لباسای جرواجر بیاین جلوشون؟ تازه تو خارج از کشور چه غلطی می کنی؟ اخبار می بری؟ جاسوس، عامل نفوذی بیگانه. ببرینش.

فرح خانم را هم می برند. حاجی رو می کند به دکتر احمدی.
- خوب دکی جون، اون عکس با فکل کراوات تو وبلاگت منو کشته. ای طاغوتی! تو محکومی به براندازی نظام.
- چه ربطی داره حاج آقا؟ من وبلاگم یک وبلاگ کاملا علمیه.
- بله، می خوای رد گم کنی. پنجه گرگ منظورت کیه؟
- جناب، من گیاه شناسی خوندن، شاخه تخصصیم هم گیاهان “پنجه گرگی” هستش. همین.
- آخی! همین؟ منم خر. تو به حکومت توهین کردی مرتیکه. مگه گیاه دیگه نبود؟ برای چی از گل محمدی ننوشتی؟ هان؟ دیدی جواب نداری؟ تازه تو سوء پیشینه هم داری. سال 62 یه بار گرفتنت.
- ای بابا. حاج آقا اون مال 25 سال پیشه. جشن تولد 1 سالگیه دخترم رو گرفته بودیم که ریختن گرفتنمون.
- از همون موقع دست بر نداشتی. وقتی جای اون کراواتت طناب دار اندختم گردنت می فهمی توهین به نظام یعنی چی. ببرینش.
دکتر احمدی را هم می برند.

- وای چقدر خسته شدم. تموم شد؟
- (سرباز، سلام نظامی می دهد) نخیر قربان، امروز 15 نفر رو گرفتند؟
- (با بیحوصلگی) جرم چیه؟
- سوت زدن کنار مسجد، خنده ی بیمورد، راه رفتن روی جدول کنار خیابان به منظور جلب توجه، نگاه های مشکوک به اطراف در حین راه رفتن در میدان بهارستان، عبور از کنار عکس امام راحل با پوزخند و …
- ای بابا، کار ما تمومی نداره که. خوب حالا فعلا برو بیرون بذار یکم کار کنم بعدا میگم بیاریشون تو. برو بیرون، درم ببند.
سرباز سلام نظامی می دهد و می رود بیرون. بازجو موبایلش را بر میدارد، هدفونش را به موبایل می زند و در حالی که به موسیقی عربی نانسی عجرم گوش می کند، عینک طبی اش را به چشم می زند و می رود به سراغ دوربین فرح خانم.
.
قبلی  : دستگیری مدیران پر طرفدار ترین سایتهای سکسی فارسی توسط سپاه
.
گزارشگران بدون مرز : ایران دشمن شماره یک اینترنت در خاورمیانه
.
خط کشی سیاسی امروز ایران : بامرام ها و بی مرام ها

دادستان زنجان رسما اعلام کرد : مددی و دختر مورد تعرض ، صیغه بوده اند

سه شنبه, جولای 29th, 2008

http://zanjan.isna.ir/images/19048_1306_Golmohammadi2.JPG

هفت تیر 7tir.com 
: به اطلاع خوانندگان محترم میرسانیم به گفته دادستان زنجان  یک مشکل مهم دیگر مملکت حل شد و تمام جنجالهای چند ماه اخیر سایت هفت تیر و سایر سایتها در مورد ماجرای دانشگاه زنجان در واقع بر سر لحاف ملا بوده است .
بر اساس این گزارش دکتر مددی با دختری که قرار بود به او تعرض کند قبل از فیلمی که ملاحظه کردید صیغه خوانده اند که چون صیغه در فیلم نیامده موجب سو تفاهم مردم و سو استفاده بعضی سایتهای معلوم الحال از جمله هفت تیر شده است .
دادستان زنجان در مورد  این مسائله که برای صیغه دختر باکره  نیاز به اجازه پدر وجود دارد چیزی نگفت اما تاکید کرد اگر آقای مددی و دختر فوقالذکر  روزی بخواهند ازدواج کننند حتما اجازه پدر لازم است .
دادستان زنجان که متوجه شده بود موضوع بازداشت مددی و دختر جوان با این قضیه که این دو صیغه بوده اند تناسبی ندارد و خیلی بد است که قوه قضاییه دو زوج جوان را به دلیل رابطه داشتن بازداشت کند گفت : البته یک سری چیزهای دیگر در پرونده بوده است که نمی توانم بگویم و  با این جمله کارشاسی مشکل بازداشت چند ماه این دو نفر نیز حل شد .
دادستان زنجان اشاره ای نکرد که چرا جناب مددی بیش از یک ماه دختر مورد علاقه اش را تحت فشار قرار داده و حتی به خوابگاه او مراجعه کرده و او را بارها تهدید به اخراج کرده است و البته می توان حدس زد که همه این حرکات از عشق زیاد جناب مددی ناشی شده است که البته دادستان زنجان و مسئولان عالیه نظام از آن رو که با اینگونه عشق ها به خوبی آشنایی دارد جناب مددی را به خوبی درک می کنند .
دادستان زنجان همچنین توضیح نداد که چرا دختر مورد نظر در قضیه دانشگاه زنجان با پسرهای دانشگاه هماهنگ کرد که در زمانی که ایشان می خواهند با شوهرش روابط زناشویی انجام دهند ، بریزند و شوهر بیچاره را خفت کنند . که البته این جور اختلاف ها همیشه بین زوج ها جوان پیش میاد و زیاد مهم نیست .
امیدوارم دختران و زنان ما در سایر نهادها و ادارات و دانشگاه ها از این ماجرا درس خوبی گرفته باشند . دختران ایران باید بدانند که همه مقاماتی که به ایشان نظر دارند مثل شوهر ایشان آنهم از نوع صیغه ای می مانند و بهتر است قبل از اینکه به زندان بیافتند و در زندان به صیغه شدن اعتراف کنند و موجب ماهها تشویش اذهان عمومی شوند با همان پیشنهاد اول ، مراسم کوتاه و مختصر صیغه را به جا بیاورند و هرگز سعی نکنند ماجرا را طوری دیگر وانمود کنند ( به قول معروف این جور فیلم ها واسه فاطی تمبون نمیشه )
به جواب رد به مسئول محترم یا افشا فشارهای او نیز اصلا فکر نکنید که موجب اخراج شما از نهادی که در آن مشغولید می شود پس حال که در صیغه به روی همه باز است و جدیدا نیاز به اجازه پدر نیز ندارد با زبان خوش استقبال کنید .
در پایان سایت هفت تیر پیشنهاد می کند برای اینکه از آقای دکتر مددی اعاده حیثت شود و حقانیت ایشان ثابت شود جناب مددی در مقام بالاتری در همان دانشگاه مشغول به فعالیت شوند و منتظر استقبال  باشکوه دانشجویان باشند .
.
مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند
 فیلم دانشگاه زنجان
شرح دقیق اقدامات دکتر مددی برای تحت فشار قرار دادن دختر دانشجو

.
دکتر مددی – صیغه – دانشگاه زنجان – صیغه نامه – مددی – نام دختر دانشجو دانشگاه زنجان – فیلم دانشگاه زنجان 

آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟

دوشنبه, جولای 28th, 2008

خیس شدن شلورا احمدی نژاد
به گزارش هفت تیر  7tir.com  :  اگر خیال می کنید که سایت هفت تیر با فوتوشاپ عکس بالا را دستکاری کرده تا شلوار جناب احمدی نژاد را به این شکل در آورد سخت در اشتباهید . این عکس دقیقا از خبرگزاری دولتی فارس در اینجا اورده شده است  که به شرکت جناب احمدی نژاد در مراسم ارتحال آیت الله مشکینی تعلق دارد . در عکس بالا ملاحظه می کنید که احمدی نژاد در حال دعا نیم نگاهی هم به شلوار مبارک دارد .

http://img34.picoodle.com/img/img34/4/7/27/f_khis2m_01837c3.jpg
این عکس لحظاتی بعد از عکس بالا گرفته شده است . هنوز از سخنانی که جناب پور محمدی با خنده خطاب به احمدی نژاد می گوید اطلاعی در دست نیست .

http://img27.picoodle.com/img/img27/4/7/27/f_khis3m_5728bba.jpg
. اینگونه خنده ها در مجلس ترحیم آیت الله مشکینی مسلما جایگاهی ندارد مگر اینکه احتمال بدهیم بحث شلوار احمدی نژاد در میان باشد .
.

http://img26.picoodle.com/img/img26/4/7/27/f_khis4m_e70165b.jpg
در نگاه متعجب احمد خاتمی سخنران مراسم و چشمهای از حدقه بیرون زده ایشان هم میشه به یه چیزهایی پی برد  .
.

تکمیلی : هرچند بر اساس دسته بندی ذکر شده در زیر تیتر طنز بودن مطلب مشخص است اما برای رفع بعضی سو تفاهم ها لازم است مجدد ذکر کنم که این مطلب به عنوان یک مطلب طنز بر اساس یک سوژه عکس واقعی در سایت قرار گرفته است و جنبه خبر رسانی ندارد .
.

طنز و سرگرمی – خیس شدن شلورا احمدی نژاد – شلوار محمود احمدی نژاد – آیت الله مشکینی – آیا احمدی نزاد شلوارش را خیس کرد ؟ – عکس محمود احمدی نژاد – شلوار

رسوایی سپاه در مونتاژ عکس پرتاب موشک ، سوژه خنده رسانه های جهان

پنجشنبه, جولای 17th, 2008

هفت تیر 7tir.com : همانطور که در جریان هستید الجزیره چند روز پیش گزارش داد که به نظر می رسد ایران یکی از تصاویر مربوط به پرتاب موشک در نقطه ای صحرایی را ترمیم کرده است تا نشان دهد چهار موشک با موفقیت پرتاب شده اند.این عکس روز چهارشنبه به وسیله یک وب سایت متعلق به سپاه پاسداران منتشر شد و بلافاصله عکس صفحه اول صدها روزنامه در سراسر جهان شد.

اما نسخه دیگری از این عکس که بعدا منتشر شد نشان داد که فقط سه موشک از پرتاب کننده هایشان بلند شده اند و چهارمی هنوز روی سایت باقی مانده است.

مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه

به گفته کارشناسان عکس موشک چهارم با دو موشک دیگر از نظر دنباله ی دود و گرد و غبار زمین نقاط مشترکی دارد و دیجیتالی به آن اضافه شده است.

بخش عکس خبرگزاری فرانسه که یکی از اولین آژانسهایی بود که تصویر اصلی را منتشر کرد می گوید عکس “ظاهرا دیجیتالی به جای موشک پرتاب نشده و پرتاب کننده با عکسی از چهار موشک پرتاب شده تغییر کرده است”.

“مارک فیتز پتریک” از موسسه بین المللی مطالعات راهبردی لندن می گوید “این کاملا مشخص است که ایران برای پوشش یک پرتاب ناموفق موشک عکس را ترمیم کرده است”.

“جرارد آیزرت” تکنسین “گرانن” که یکی از بزرگترین لابراتور های عکس در پاریس است نیز می گوید این عکس “عکسی ترمیم شده” است.

وی می گوید “اگر چه همه موشکها از دوربین هم فاصله نبوده اند ولی آنها هم اندازه هستند”.

به دنبال این رسوایی ، وبلاگ نویسان ایرانی و خارجی و رسانه های مشهور اینترنتی جهان این عمل سپاه ایران را سوژه طنز تصویری خود قرار داده اند و اقدام به انتشار انواع تصاویر مونتاژ شده از مانور موشکی ایران کرده اند که تعدادی از این تصاویر که در سایت مشهور digg قرار گرفته در ادامه می آید :
مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه

فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه
فوتوشاپ مونتاز پرتاب موشک مانوز موشکی سپاه

هفت تیر : www.7tir.biz

از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور : شخصا مسكن را ارزان مي كنم

دوشنبه, می 19th, 2008

کاریکاتور احمدی نژاد
کاریکتاتور بر گرفته از هفته نامه گل آقا
هفت تیر 7tir.com مطلب طنز : امروز ساعت 5 صبح از خواب بلند شدم. بعد از نماز و ورزش و صبحانه و دعا براي نابودي مافيا، وزير مسكن را احضار كردم. بيست دقيقه بعد در حاليكه هنوز خميازه مي كشيد در دفتر حاضر شد. سلام و عرض ارادت كرد. شخصا به او دستور دادم كه مسكن را ارزان كند. هاج و واج من را نگاه كرد و بعد پرسيد چطوري؟ گفتم من اين حرفها حاليم نيست، يا تا پس فردا مسكن را ارزان مي كني يا مي فرستمت وردست وزراي اخراجي قبلي. خيلي گريه و زاري كرد كه زن و بچه دارد و اگر بيكار شود شرمنده آنها مي شود. دلم سوخت. گفتم بچه هاي دفتر بيايند ببرند يك آبي به دست و صورتش بزنند تا بعدا تكليفش را روشن كنم.

بعد گفتم وزير اقتصاد بيايد. دو سه دقيقه اي حاضر شد. فكر كنم ناقلا همان اطراف پرسه مي زند كه اينقدر زود به خدمت مي رسد. دوتا ساك نقل و نبات و باقلوا و خرما و گز و كلوچه و قاووت و اين چيزها آورده بود. شخصا عصباني شدم و گفتم اينها چيست؟ ترسان و لرزان گفت سوغاتي است. گفتم اگر اينطور است اشكالي ندارد، بدهد به بچه هاي دفتر. بعد گفتم برود مسكن را ارزان كند. فوري اطاعت كرد اما گفت تازه وارد است و هنوز به چم و خم وزارت آشنا نيست، اگر اشكالي ندارد يه مدتي بهش فرصت بدهم. گفتم چقدر؟ گفت دوسال. آنچنان عصباني شدم كه خودش از پنجره پريد بيرون!

به بچه هاي دفتر گفتم وزير بازرگاني را احضار كنند. گفتند اتفاقا همينجا بست نشسته است. معلوم شد از ترس مجلس به ما پناه آورده! خوشم آمد. گريه كنان آمد تو كه تورا به خدا نگذاريد من را استيضاح كنند. شخصا گفتم نترس در اماني. گل از گلش شكفت. خيلي اظهار ارادت كرد و گفت تا آخر عمر هركاري كه از دستش بربيايد برايم مي كند. گفتم وظيفه ات همينه! حالا برو مسكن را ارزان كن. گفت چشم الساعه! بعد همانجا با موبايلش زنگ زد به رئيس گمرك و گفت تعرفه واردات مسكن را صفر كند!

گفتم آهاي چكار مي كني؟ گفت: جسارتا مثل گوشي موبايل كه طبق دستورتان اول با افزايش تعرفه واردات گران كرديم و بعد با كاهش تعرفه واردات ارزانش كرديم، مسكن را هم ارزان كرديم!

ديدم بنده خدا توي باغ نيست. مرخصش كردم كه برود. بعد گفتم كه بگويند وزير اطلاعات بيايد. آمد. شخصا به او گفتم زود مسكن را ارزان كن. گفت تا كي؟ گفتم تا فردا. گفت چشم. همين امشب يك مصاحبه تلويزيوني مي كنم و مي گويم كه مافيا در قضيه گراني مسكن دست دارند و به زودي آنها را افشا مي كنيم. گفتم خب بعدش چي؟ گفت هيچي ديگر. كار ديگري كه از ما برنمي آيد. گفتم من روزي ده بار اين ماجراي مافيا را مي گويم، اگر فايده داشت كه تاحالا نشان داده بود. يك فكر جديدي بكن. فكر كرد و با خوشحالي گفت: مي خواهيد به جاي مافيا بگوييم گانگسترها پشت پرده گراني مسكن اند؟!
خواهش كردم برود! رفت.

بعد گفتم وزير كشور را احضار كنند. گفتند گفته كار دارم. گفتم بگوييد من كارش دارم. گفتند گفته هر كي با من كار دارد بيايد خيابان فاطمي. خيلي عصباني شدم و شخصا با بچه هاي دفتر يك جلسه سه ساعته براي اتخاذ تاكتيك مناسب در مقابل معضل وزير كشور گذاشتيم.

بعد از ظهر براي مبارزه با گراني مسكن، شخصا وارد شدم. از بنگاه مسكن سركوچه مان شروع كردم و گفتم مسكن را ارزان كند. بنده خدا از ديدن من زبانش بند آمده بود. خيلي ذوق زده بود و بعد از انداختن چند عكس و توصيه براي اشتغال چند تا از فاميل هايش، با خجالت و حجب و حياي فراوان گفت كه كاره اي نيست و مجبور است هر ملكي را به همان قيمتي كه فروشنده تعيين مي كند بفروشد. فكر كنم راست مي گفت. حيف شد. از فردا مجبورم شخصا به در خانه ها بروم و از مالكين آنها بخواهم كه مسكن هايشان را ارزان كنند.