Archive for the ‘سرمقاله’ Category

میرحسین موسوی و کروبی در برابر عقب نشینی شورای نگهبان چه باید بکنند ؟

شنبه, ژوئن 27th, 2009

هفت تیر 7tir.com - به قلم پیمان روشن ضمیر /سردبیر :  با توجه به مشاهده بسیج قوای اجتماعی به نفع میرحسین موسوی ، شورای نگهبان در یک عقب نشینی مصلحتی  هیاتی را مسئول بررسی و پیگیری شکایت معترضین کرد . این اقدام شورای نگهبان از  آن نظر عقب نشینی محسوب می شود که میرحسین موسوی و کروبی با اعلام عدم صلاحیت شورای نگهبان برای رسیدگی عادلانه به شکایت آنان ،  حاضر نشدند نماینده ای را برای طرح شکایت به این شورا بفرستند و حال شورای نگهبان با این اقدام خود در واقع تسلیم رفتار قبلی میرحسین و کروبی شده است و از آنان می خواهد به جای شورای نگهبان نمایندگان خود را به این هیات  تازه تاسیس بفرستند .
میرحسین موسوی برای تضمیم گیری در مورد واکنش به این اقدام شورای نگهبان باید به نکات زیر توجه کند :
1  – تمام اعضای این کمیته 5 نفره  بدون استثنا از نیروهای طیف اصولگرا هستند و حتی یک نفر از اصلاح طلبان در این کمیته عضویت ندارد .
2 – شورای نگهبان اختیارات این هیات را تعیین نکرده است و مشخص نیست که این هیات توانایی تصمیم گیری نهایی در مورد انتخابات را دارد یا فقط قرار است پس از بررسی شکایت ها ،  گزارش خود را به آن شورا اعلام کند و برای تصمیم گیری نهایی شورای نگهبان باید جلسه بگذارد و رای گیری کند
3- اگر شورای نگهبان مورد قبول بود که نیازی به کمیته جدید برای بررسی شکایت ها  نبود و  اگر هم شورای نگهبان از نظرنامزدها برای بررسی عادلانه شکایت  مورد تایید نیست و شورای نگهان نیز پذیرفته است که باید یک کمیته بی طرف که مورد قبول همه نامزدها و مورد اعتماد همه رای دهندگان باشد به این شکایات رسیدگی کند بنابر این باید اعضا این کمیته جدید نیز پس از مشورت با همه نامزدها و از افراد بی طرف انتخاب می شدند . حال آنکه هیچ مشورتی برای انتخاب اعضا این کمیته جدید با نامزدها صوت نگرفته است و شورای نگهبان بر اساس نظر خود این افراد را تعیین کرده است .  میرحسین باید احتمال دهد که شورای نگهبان با تک تک این فراد به طور خصوصی صحبت کرده باشد و شرط و شروط لازم را با آنها در میان گذاشته باشد  و پس از پذیرش شرایط شورای نگهبان این افراد به عنوان اعضا کمیته انتخاب شده اند ، و حتی میتوان احتمل داد که اسامی دیگری در ابتدا در کار بوده اند که بعضی شروط شورای نگهبان را نپذیرفته اند و کنار گذاشته شده اند و در نهایت شورای نگهبان با این افراد توافق کرده است .
4- در  خبر تابناک در مورد تشکیل این هیات آمده است : ”” اعضای این هیئت ویژه عبارتند از: آقایان ابوترابی، دری نجف آبادی، حدادعادل، ولایتی و رحیمیان که به اتفاق نمایندگان کاندیداها به بررسی شکایات مربوط به انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری می پردازند.””
در اینجا به وضوح مشخص نیست که نماینده نامزدها نیز به عنوان یک عضو هم رای با اعضایی که شورای نگهبان انتخاب کرده در این کمیته عضویت دارند و تصمیم این هیات با رای گیری از همه اعضا یعنی 5 فرد  منتخب شورای نگهبان و نماینده سه نامزد معترض اعتبار دارد یا نماینده نامزدها در این شورا فقط نقش نماینده  و گزارش دهنده و ناظر  را بازی می کنند و تصمیم نهایی را این کمیته 5 نفره می گیرد . مشخص نیست این کمیته 5 نفره است یا 8 نفره ؟

با توجه به نکات ذکر شده در بالا که نامزدهای معترض  باید مورد توجه قرار دهند ، پیشنهاد من برای رفتار بعدی نامزدها معترض و بخصوص آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی به شرح زیر است  :
1 -  با توجه به اینکه ساعتها فیلم و خبر و مصاحبه علیه میرحسین و کروبی  و ستاد ایشان  از صدا و سیما پخش شده است و صدا و سیما بارها آنها را متهم کرده است که بدون داشتن هیچ سندی ، ادعای تقلب در انتخابات می کنند ، و با وجود این همه تهمت اجازه شرکت آنها  یا نماینده آنان  در یک   برنامه زنده فراهم نشده است ، میرحسین موسوی و کروبی  باید رسما اعلام کنند آغاز به کار هیچ شورایی را پشت درهای بسته قبول نمی کند و لازم است همه طرف های این ماجرا از امکانات مساوی رسانه ملی برای صحبت کردن با ملت برخوردار باشند و و بدون اسم بردن از این شورا اعلام کند هر کمیته حقیقت یابی در صورتی مورد پذیرش است که در اولین قدم صدا و سیما را وادار کند به او و نماینده او امکان گفتگوی مستقیم تلویزیونی در رسانه ملی داده شود  و پس از تشکیل کمیته نیز هر شب نماینده کمیته به همراه نماینده نامزدها در یک برنامه مستقیم تلویزیونی گزارش روند بررسی ها را در برنامه زده به اطلاع مردم برسانند . میرحسین و کروبی  باید در بیانیه خود مفصل بر روی این مسائله که او را از رسانه ملی محروم کرده اند و در حالی که صدای او را سانسور می کنند هر دروغی به او نسبت می دهند تاکید کند و بگوید در این فضای ناعادلانه رسانه ای ، که یک طرف ماجرا کاملا سانسور می شود و بر علیه او به افکار عمومی اطلاع رسانی می شود ، انتظار حقیقت یابی عادلانه از هیچ کمیته ای نمی توان داشت و چون این مسائله مستقیم به حقوق ملت مربوط است و قضیه رای تک تک ملت ایران است باید تمام تحقیق ها در جلوی چشم ملت ایران انجام بگیرد و صدا و سیما باید تضمین دهد تا پایان تحقیق کمیته مورد توافق طرفین ، هر شب امکان حضور نماینده نامزدها در یکی از کانال های تلویزیون را فراهم کند . مسلم اینکه ملت نیز خواستار همین امر است و صدا و سیما نیز باید همان چیزی را پخش کند که ملت می خواهد . این خواست فقظ شامل حامیان موسوی و کروبی  نمی شود و حامیان احمدی نزاد نیز در تعجب هستند که وقتی در برنامه های مختلف  تلویزیون گفته می شود که میرحسین هیچ مدرکی مبنی بر تقلب ندارد چرا از او و نماینده او در یک برنامه زنده دعوت نمی شود تا ملت به چشم خود ببینند که اینان بدون مدرک ادعای تقلب می کنند .

2 – میرحسین و کروبی  در بیانیه خود اعلام  کنند تنها با شروط زیر این کمیته جدید را به عنوان تصمیم گیر در ماجرا بررسی اعتراضات خواهند پذیرفت که
الف – شورای نگهبان در بیانیه ای رسمی اعلام کند اعضا این کمیته 9 نفر است شامل 5 فرد نام برده در بیانیه به اضافه نمایندگان آقایان موسوی و رضایی و کروبی (نامزدهای معترض) به اضافه یک نماینده حقوق دان از طرف کانون وکلا یا از طرف فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی . و تصمیمات این کمیته با رای گیری از این 9 نفر انجام می شود و هیچ شخص یا نهاد دیگری حق دخالت در تصمیمات و اقدامات این کمیته را ندارد
ب – شورای نگهبان در بیانیه خود اعلام کند اعضا و نمایندگان این کمیته اجازه دسترسی فوری به تمام اسناد  و صندوق های وزارت کشور را دارند و اجازه دارند با هر شخصی که لازم بدانند برای کشف حقیقت مصاحبه کنند و هر تصمیم دیگری که این کمیته در جهت بررسی شکایت نامزدها اتخاذ کند لازم الاجراست و گزارش فعالیت هر روز این کمیته هر شب به صورت مستقیم توسط سه نماینده از گرایش های مختلف عضو در این کمیته در یک برنامه یک و نیم ساعته تلویزیونی به اطلاع مردم می رسد .
ج – تصمیم نهایی در مورد انتخابات به عهده این کمیته است و تصمیمی که این کمیته می گیرد لازم الاجراست و نیاز به تایید شورای نگهبان ندارد و شورای نگهبان رسما اعلام می کند هر تصمیمی این کمیته بگیرد در نقش تصمیم این شوراست .

در صورتی که تمام این موراد به وضوح در بیانیه شورای نگهبان آورده شد واجازه شرکت در یک برنامه مستقیم تلویزیونی به میرحسین و کروبی و نماینده ایشان برای صحبت با مردم داده شد ، پس از ان میرحسین و کروبی  رسما اعلام کنند با توجه به اقدامات انجام شده این کمیته را قبول دارند و نماینده خود را به این کمیته معرفی کنند . میرحسین و کروبی نباید با این توجیه که این شروط مورد پذیرش شورای نگهبان قرار نمی گیرد از بیان خواست های برحق خود خودداری کنند که در این صورت فقط خودشان متضرر خوهند شد . در واقع این شروط یک توافق دو طرفه است و با پذیرش این شروط توسط شوای نگهبان هر دو طرف عقب نشینی کرده اند . هم نامزدها از حرف خود که شورای نگهبان را قبول نداشتند عقب نشسته اند و کمیته ای که اکثریت اعضا آن توسط شورای نگهبان انتخاب شده را پذیرفته اند و هم شورای نگهبان پذیرفته است که تصمیم گیری نهایی را به یک کمیته اشتراکی و مورد توافق طرفین بسپارد .
در صورت عدم پذیرش این شروط توسط شورای نگهبان ،  کروبی و موسوی قاطعانه این کمیته منتخب شورای نگهبان را رد کنند و بگویند همانطور که شورای نگهبان شرایط بررسی عادلانه به شکایت ها را ندارد کمیته تعیین شده توسط این شورا نیز چنین صلاحیتی را ندارد

پیمان روشن ضمیر
6/4 /88

آیا تفکیک قوا بهانه خوبیست ؟ / نقش وزارت اطلاعات دولت میرحسین در اعدام های 67

شنبه, می 9th, 2009

اخبار داغ هفت تیر میرحسین موسوی
هفت تیر 7tir.com به قلم  پیمان روشن ضمیر/سردبیر  :   میرحسین موسوی بعد از بارها فرار از پاسخ دادن به سوال منتقدان  که از او در مورد  سکوتش در رابطه با  اعدام 4 هزار زندانی سیاسی در زمان نخست وزیری  می پرسیدند ، سرانجام هفته گذشته در جمع دانشجویان دانشگاه کرمان به سوالی در این مورد پاسخ گفت . البته تنها محتوایی که پاسخ میرحسین دارد این مضمون است که به من ربطی ندارد و این چیزها را از من نپرسید.
میرحسین موسوی در کرمان می گوید : «گفته می‌شود در زمانی که آن اعدام‌ها صورت گرفت من نخست‌وزیر کشور بودم و کاری نکردم! باید توجه کنیم که مسئله‌ تفکیک قوا در کشور از ابتدای انقلاب وجود دارد. می‌توانید از من راجع به عملکرد قوه‌ مجریه در دوران جنگ سوال کنید و من با شفافیت، صراحت و صداقت پاسخ خواهم داد. نمی‌شود بدون نگاه به موقعیت‌ها، ظرفیت زمانی و وقایع مختلف این سوال از من پرسیده شود. سوال مربوط به من را بپرسید، حتما پاسخ خواهم داد».

 در سال 67 حکومت تصمیم می گیرد هزاران نفر از زندانیان سیاسی را اعدام کند .
این زندانیان هیچ کدام در دادگاه محکوم به اعدام نشده بودند بلکه به دلیل پایین بودن سطح اتهامات ،  دادگاه های جمهوری اسلامی در آن فضا که هر کس با کوچک ترین همکاری با گروه های تروریستی اعدام می شد ،  این افراد را به اعدام  محکوم نکرده بود  و به چند سال زندان محکوم شده بودند  و قرار بود پس از سپری کردن دوران زندان آزاد شوند .
معمولا اتهامات ایشان همراه داشتن چند برگ اعلامیه سیاسی یا شرکت در یک تظاهرات سیاسی بود و هیچ گونه همکاری با گروه های تروریستی نداشتند و به معنی واقعی یک زندانی سیاسی عقیدتی بودند که دادگاه های جمهوری اسلامی نیز در مورد آنها حکم اعدام صادر نکرده بود .
پس چون این افراد هیچکدام در دادگاه محکوم به اعدام نشده بودند و قرار بود پس از سپری کردن زندان آزاد شوند می توان اعدام آنان  را یک قتل عام غیر قانونی نامید .
غیر متعارف بودن این قضیه چنان بود که حتی صدای قائم مقام رهبر یعنی آیت الله منتظری نیز در آمد و ایشان طی چند نامه که به آیت الله خمینی و سایر مقامات  ارسال کردند شدیدا به این رویه اعتراض کردند ،  چنان که همین اعتراضات سرانجام به عزل ایشان از قائم مقامی رهبر انجامید .
بر اساس اسناد و شواهد  موجود که مقدار قابل توجه ای از این اسناد از خاطرات آیت الله منتظری قائم مقام رهبر و نفر دوم مملکت در آن زمان بدست می آید   ، قرار بر این شد که در همه استان های کشور کمیته ای سه نفره شامل دادستان ، رئیس زندان ، و نماینده وزارت اطلاعات تشکیل شود و این کمیته ،   در مورد تک تک زندانیان تصمیم گیری کند که اگر تشخیص داد زندانی مورد نظر بر سر مواضع سیاسی خود مانده است او را اعدام کنند و اگر تشخیص دادند که بر سر موضع نیست ادامه دوران زندان را طی کند .
تا اینجای قضیه مشخص می شود چه تعداد زیادی از مسئولان وقت کشور مستقیم در جریان این ماجرا بودند و مستقیم در مورد اعدام این زندانیان تصمیم گیری می کردند .
آیت الله خمینی ،   سید احمد خمینی ،  آیت الله منتظری قائم مقام رهبری ، اعضا بیت آیت الله منتظری ، دادستان کل کشور موسوی اردبیلی ،   وزیر اطلاعات دولت میرحسین موسوی ،  تمام دادستان ها در تمام استان ها و شهرهای کشور  ،    نماینده وزارت اطلاعات در تمام استان های ایران ،    رئیس زندان در تمام مراکز استان ها ،  تمام مامورانی که در همه استان ها اعدام ها را اجرا می کردند ،  و به احتمال بسیار زیاد تمام اعضای شورای عالی امنیت ملی از مطلعین قطعی این ماجرا هستند که دقیقا هم در جریان پرونده بودند و هم به نوعی در این ماجرا نقش داشته اند .
با توجه به  تعداد زیاد مسئولان  که در سراسر کشور از قضیه باخبر بودند اگر مسئول بلند پایه ای در نظام پیدا شود که بگوید  من بی خبر بودم حرفش به  هیچ عنوان پذیرفتنی نیست و تا به حال نیز شنیده نشده  که کسی در یک جلسه رسمی و عمومی یا مصاحبه ، چنین چیزی را بگوید و از این اعدام ها اظهار بی اطلاعی کند .
میرحسین موسوی نامزد این دوره انتخابات ریاست جمهوری و  نخست وزیر کشور در سال 67 نیز هرگز چنین ادعایی نکرده است و در هفته گذشته که مجبور به سخن گفتن در مورد این پرونده شد ، سعی داشت با اشاره به اصل تفکیک قوا از پاسخ گویی به محتوای این ماجرا و نقش خود  ( یا حداقل دلیل سکوت او ) در این ماجرا  ، فرار کند .

اما آیا واقعا اصل تفکیک قوا به این پرونده و  مسئولیت نخست وزیر در این ماجرا ربط پیدا می کند و آیا میرحسین بهانه خوبی آورده است ؟
این پرونده  هرگز در اختیار یکی از سه قوه کشور نبوده است و بر اساس کمیته تشکیل شده که مسئول اعدام زندانیان بودند  مشاهده می شود که حداقل قوه قضاییه و قوه مجریه در این ماجرا به یک اندازه نقش داشته اند .
توجه شود که وزیر اطلاعات که عضو اصلی این کمیته بود و نماینده وزارت اطلاعات که تصمیم گیر اصلی در مورد اعدام ها در همه استان های کشور بودند ، تماما جزو اعضای قوه مجریه محسوب می شدند و صد در صد وزیر اطلاعات ( ری شهری )  در مورد چینن پرونده ای که به   اعدام حدود 4 هزار زندانی سیاسی در 3 ماه انجامید  با نخست وزیر که رئیس مستقیم او محسوب می شد مشورت کافی را انجام داده است و دستورات لازم را نیز دریافت کرده است و اگر غیر از این باشد جای تعجب دارد و تا زمانی که میرحسین موسوی ادعایی غیر از این نکرده است ما مبنا را بر همین سخن می گذاریم  .
میرحسین موسوی نخست وزیر مورد علاقه آیت الله خمینی قدرت اصلی اجرایی کشور بود . او در آن زمان هرگز مشکلاتی که خاتمی در دوران ریاست جمهوری با آنها روبرو بود را نداشت . قوه قضاییه در زمان میرحسین بر خلاف زمان خاتمی در دست جناح مخالف نبود و اتفاقا دادستان کل کشور آیت الله موسوی اردبیلی  دوست صمیمی میرحسین بود  و از نظر تفکر سیاسی نیز عضو یک جناح محسوب می شدند . ( موسوی اردبیلی در این دوره انتخابات از میرحسین حمایت کرده است )
عمده بخشهای  قوه قضاییه و قوه مجریه بر خلاف دوران خاتمی   در دست کسانی بود که امروز خود را  اصلاح طلب می نامند .
میرحسین موسوی هرگز مثل خاتمی مشکلات او را در مورد انتخاب وزیر اطلاعات  نداشت و هرچند برای وزارت خانه های حساس با آیت الله خمینی مشورت می کرد اما هرگز مانند خاتمی مجبور نبود که 13 گزینه را به رهبر معرفی کند تا نفر سیزدهم وزیر اطلاعات شود بنا براین او هم وزیر اطلاعاتش را خودش انتخاب کرده بود و هم قدرت و اشراف کامل در مورد این وزارت خانه داشت .

اخبار داغ هفت تیر میرحسین موسوی

وزیر اطلاعات دولت میرحسین پایه اصلی اجرا فرمان قتل زندانیان سیاسی در سال 67 بود و جالب اینکه بدانید در بسیاری از  موارد نماینده دادستان  در استانها تحت فشار نماینده وزارت اطلاعات دولت میرحسین مجبور به پذیرش حکم اعدام در مورد آن زندانی می شد .
آیت الله منتظری به وضوح در خاطرات خود به این موضوع اشاره می کند که نقش اصلی در این اعدام ها را وزارت اطلاعات دولت میرحسین موسوی بر عهده داشته است چنانکه در بسیاری استان ها مسئولان قضایی از تند روی های نماینده وزارت اطلاعات ناراحت بودند .
به عنوان مثال می توان  نامه حاکم شرع دادگاه های انقلاب استان خوزستان به آیت الله خمینی  را شاهد آورد که حاکم شرع استان خوزستان که از مسئولان قوه قضاییه محسوب می شود چنین می نویسد :
“”.. من باب مثال در دزفول تعدادي از زندانيان به نامهاي طاهر رنجبر – مصطفي بهزادي – احمد آسخ و محمدرضا آشوع با اينكه منافقين را محكوم  مي‎كردند و حاضر به هر نوع مصاحبه و افشاگري در راديو و تلويزيون و ويدئو و يا  اعلام موضع در جمع زندانيان بودند، نماينده اطلاعات از آنها سئوال كرد شما كه   جمهوري اسلامي را بر حق و منافقين را بر باطل مي‎دانيد حاضريد همين الان به نفع جمهوري اسلامي در جبهه و جنگ و گلوگاهها و غيره شركت كنيد،   بعضي اظهار ترديد و بعضي نفي كردند، نماينده اطلاعات گفت اينها سر موضع هستند چون حاضر نيستند كه در راه نظام حق بجنگند  . به ايشان گفتم پس اكثريت مردم ايران كه حاضر نيستند به جبهه بروند منافقند؟ جواب داد حساب اينها با مردم عادي فرق مي‎كند و در هر صورت با راي اكثريت نامبردگان محكوم شدند فقط فرد اخير در مسير اجراي حكم فرار كرد. لذا خواهشمند است در صورت مصلحت ملاك و معياري براي اين امر مشخص فرماييد تا مسئولين اجرا دچار اشتباه و افراط و تفريط نشوند.””
حاكم شرع دادگاه انقلاب اسلامي خوزستان – محمد حسين احمدي
.

میرحسین موسوی خوب می داند که حتی اگر اصل تفکیک قوا را بپذیریم وحتی اگر قوه مجریه هیچ گونه نقشی در این اعدام ها نداشت ،  باز باید به دلیل عدم موضع گیری در برابر این اعدام ها و عدم اطلاع رسانی به مردم ،  او  را مورد سوال قرار داد و از او پرسید که چه تضمینی وجود دارد که چنین شخصی با چنین سابقه ای  در عدم حمایت از حقوق مردم ،  پس از رسیدن به ریاست جمهوری از حقوق شهروندی  مخالفین و زندانیان سیاسی دفاع کند و اگر چنین واقعه ای  تکرار شود میرحسین چه می کند . آیا اگر در دوران ریست جمهوری او ده ها وبلاگ نویس زندانی و شکنجه شوند یا اگر ده ها روزنامه نگار در دادگاه های غیر علنی محاکمه و  در زندان کشته شوند میرحسین موسوی تنها به گفتن ” اصل تفکیک قوا” بسنده می کند و هیچگونه اقدامی در دفاع از حقوق قانونی این افراد نخواهد کرد ؟
هرچند  این سوال در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد و قبل از این سوال باید در مورد نقش مستقیم دولت او در این واقعه سوال شود . میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی که قدرت واقعی اجرایی کشور را بدست داشت در مورد قتل و عام حدود  4 هزار زندانی سیاسی که توسط وزارت اطلاعات دولت او مدیریت و انجام شد   چه پاسخی دارد که بدهد ؟
میرحسین موسوی به خوبی به یاد دارد که وزیر کشور( محتشمی پور )  و وزیر خارجه ( ولایتی )  دولت او  همان زمان  برای توجیه این اعدام ها ،  در خارج از کشور مصاحبه کرده اند ،  حال چگونه است که وزرای  دولت او بر خود لازم می بینند که در حمایت از این اعدام ها صحبت کنند و  نخست وزیر  به بهانه تفکیک قوا از پاسخگویی فرار می کند ؟
آنانی که تصمیم دارند به میرحسین رای دهند ، چیزی را از دست نمی دهند اگر قبل از رای دادن ،  حداقل یک بار به طور جدی سوالات  بالا  را از میرحسین بپرسند و از او بخواهند به طور کامل شرح ماجرا و نقش خود و دولتش را در این ماجرا توضیح دهد  .
.
مطلب قبلی : فرار میرحسین از پاسخ دادن به سوال دانشجویان در مورد کشتار های سال 67
.ميرحسين : وقتي شعار توپ تانک بسیجی مي دهید به من بر می خورد

نامه جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی به آیت الله خامنه ای در مورد مرگ امیدرضا میرصیافی

سه شنبه, مارس 31st, 2009

نامه وبلاگ نویسان به آیت الله خامنه ای

هفت تیر 7tir.com : به دنبال درگذشت امید رضا میرصیافی وبلاگ نویس جوانی که در درون زندان درگذشت و گزارشگران بدون مرز احتمال قتل او را مطرح کرده اند جمعی از وبلاگ نویسان ایران تصمیم به ارسال نامه ای به آیت الله خامنه ای رهبر و بالاترین مقام جمهوری اسلامی گرفتند .
متن این نامه به شرح زیر است

امید رضا میر صیافی

آیت الله سید علی  خامنه ای مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران
با سلام
همانطور که مطلع هستید یک جوان وبلاگ نویس به نام
امید رضا میرصیافی که به جرم اهانت به شما در زندان به سر می برد و به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود چند روز پیش در زندان درگذشت . گزارشگران بدون مرز احتمال قتل او را بر اساس شواهدی که پیوست این نامه است اعلام می کنند . امید رضا میرصیافی قبل از زندان به حکم خود معترض بود و آن را ناعادلانه می دانست و معتقد بود هیچگونه توهینی به شما نکرده است   و حتی در رای دادگاه مشخص نشده بود که جملات توهین آمیز ایشان چیست .
پس از فوت ایشان ما با مطالعه آرشیو وبلاگ ایشان که به دلیل مطالب همان وبلاگ زندانی بود ، متوجه نشدیم که کدام مطلب ایشان در مورد شما توهین آمیز بود و مستحق دو سال و نیم زندان  بوده است .
ایشان در یک دادگاه غیر علنی محاکمه شد در حالی که درخواست برگزاری دادگاه علنی را داده بود .

حال سوال ما که تعدادی از وبلاگ نویسان ایرانی هستیم در چند  موضوع تقدیم می شود

1- با توجه به اینکه اتهام امید رضا توهین به شما بود و ما موفق نشدیم مطلب توهین آمیزی در وبلاگ ایشان پیدا کنیم لطفا توضیح دهید که کدام مطلب ایشان در مورد شما چنان توهین آمیز بود که حکومت جمهوری اسلامی ، ایشان را مستحق دو سال و نیم زندان می دانسته است

2- چرا دادگاه ایشان به صورت علنی برگزار نشد و چرا مفاد اصل 168 قانون اساسی که بیان می دارد متهم سیاسی باید در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه محاکمه شود در مورد ایشان رعایت نشد .؟ چرا دفاعیات ایشان در دادگاه به اطلاع افکار عمومی رسانده نشد ؟ آیا شما برای متهم سیاسی این حق را قائل نیستید که در برابر افکار عمومی بتواند از اتهامش دفاع کند ؟
به غیر از ایشان تقریبا تمام متهمین سیاسی در سالهای اخبر در دادگاه غیر علنی محاکمه می شوند . آیا حکومت به صورت ناعادلانه این افراد را محاکمه می کند که دوست ندارد افکار عمومی شاهد دفاعیات متهم باشند ؟

3- آیا شما در جریان اتهام امید رضا میرصیافی  و دفاعیات ایشان بودید ؟ اگر بودید آیا با حکم دادگاه موافق بودید ؟
اگر در جریان نبودید لطفا توضیح دهید که مگر در سال چند نفر به اتهام توهین به شما زندانی می شوند که شما از پرونده این افراد بی خبر هستید ؟
آیا این مسائله را نابجا می دانید که ما انتظار داشته باشیم که بالاترین مقام حکومت ، از جریان پرونده افرادی که به اتهام توهین به خود او زندانی می شوند مطلع باشد تا مبادا شخصی بی گناه به دلیل انتقاد از او به زندان نیافتد . ؟

4- جناب آیت الله خامنه ای در سخنرانی در سال گذشته فرموده بودید انتقاد از رهبر آزاد است حال سوال ما این است ما وبلاگ نویسان باید چگونه از شما انتقاد کنیم که به زندان نیافتیم و عواقب زندان که متوجه چندین زندانی سیاسی در یک ماه اخیر شده است ، متوجه ما نشود ؟

با تشکر از وقتی که می گذارید و پاسخی که خواهید داد
جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی

امضاها  تا اکنون

کامبیز غفوری   http://azadmardoman.wordpress.com

آروند اهوازی   http://iranian.com/main/blog/ahvazi

منوچهر گلستان    http://manoche.blogsky.com/

رضا بایگان     http://bayegan.blogspot.com/

آرش داکلان    http://www.arashdacklan.blogfa.com/

نارین محمدی http://hanjar.page.tl/

زهرا فراهانی  http://raheazady.blogspot.com/

پری قدمی   http://pariqadami.blogfa.com

علی بهرامی    http://iranmandegar.blog.de

آرش و فریما  کیان زاد    http://www.iran-bano.blogfa.com

آرش روزبه      http://jighodaad3.blogfa.com/

علی بیات   http://pendarema.blogspot.com/

مهرداد بزرگ    http://enzeva16.blogfa.com

شهریار ایرانی  http://www.shahriar-aachen.blogspot.com/

النا تابش     http://navidepadeshahi.blogfa.com/

آرمین سنایی     http://www.noend.blogfa.com/

طیبه قنبری     http://zaitoun.wordpress.com

مریم رییس دانا   http://www.ayandegi.persianblog.ir/

تارا نیازی  http://www.taraniazi.com/

داود تندیس  http://www.tandisd.blogfa.com/

احمد باطبی   http://ahmadbatebi.us/

داريوش شاهد  http://www.aliveiranian.blogspot.com/

علی زمردی  http://www.misaghzomorod2000.blogfa.com/

محمد شوری جزه  http://www.assize.blogfa.com/

میثم طهماسبی   http://siradmiral.blogspot.com/

نوشین پارسی   http://beedare.blogfa.com/

هنگامه انصاری   http://faryadekhamosheman.blogfa.com/

بهزاد پیله ور  http://www.pilehvar.blogspot.com/

محمد علیجانی http://www.tnmp.blogfa.com

پیام یزدیان  http://payam.malakut.org/

کوروش جنتی  www.sooresrafil.blogfa.com

کاوه پاک نژاد   www.greentea2500.wordpress.com

علیرضا ادیبان  http://1blondi.wordpress.com/

آریا صادقی   http://greenlandhighway.blogspot.com/

محمد حسن یوسف پورسیفی  www.mhyousefpourseifi,blogfa.com

کیانوش سنجری  http://ks82.blogspot.com

امیر حسین اعتمادی  http://amiretemadi.blogfa.com

سیامک فرید  http://belgiran.blogfa.com/

صنم کازرونی http://newsiniran.blogsky.com

فرشته قاضی   http://fereshteh.blogfa.com/

شیوا نوجو  http://zananemelli.blogspot.com/

عباس معروفی  http://maroufi.malakut.org/

علی رضا محمد ظاهری    http://shampilix.wordpress.com/

سمیه جهانگیری   http://www.sohreh.blogfa.com

کاوه رضایی   http://notes.kaaveh.net/

حمید توکلی  http://www.kntoosi.com/

شهریار ایازی   http://komite-aghwam.blogfa.com/

عبدالقادر بلوچ   http://balouch.blogspot.com/

کریم پورحمزاوی    http://ayandema.blogspot.com

بهزاد مهرانی   http://www.behzadmehrani.blogfa.com/

شایگان اسفندیاری   http://gameron.wordpress.com

فریبرز شمشیری    http://www.rottengods.com

وحید میلانی     www.1canadian.blogspot.com

امیرحسین اعتمادی    http://navayerahayee.blogspot.com

اختر قاسمی   http://akhtarghasemi.blogfa.com

سیامک عبدی http://www.siamakold.blogspot.com

سعید صحرایی   http://ssahraei.blogspot.com

مهناز خزاعی  http://m-khazaie.blogfa.com/

امیر   شکیبا    http://nedayekavir2.blogfa.com/

فضائل عزیزان   http://azizanpress.blogspot.com /

محمد افراسیابی    http://amooarvand.wordpress.com/

پیمان روشن ضمیر    http://ospeyman.org

علی رضا نوری زاده   http://www.nourizadeh.com /

در صورتی که شما وبلاگ نویس هستید و مایلید   این نامه را امضا کنید  لطفا تایید خود را به همراه آدرس وبلاگ خود ، به این ایمیل بفرستید .
7tir.com@gmail.com
.
لیست کامل امضاها :
http://7tir.com/news/index.php/2139/

از چه می ترسند که دادگاه امروز پالیزدار را علنی نمی کنند ؟

شنبه, مارس 7th, 2009

http://www.irannewsagency.com/files/%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%D9%88%DB%8C.jpg
http://www.tinypic.info/files/r3l3moh25yka2dteahcz.jpg
هفت تیر 7tir.com
به قلم پیمان روشن ضمیر :  امروز اولین جلسه دادگاه عباس پالیزدار برگزار می شود . انتظار افکار عمومی برگزاری علنی این جلسه است تا حاکمیت به مردم نشان دهد که سخنان پالیزدار مبنی بر دزدی میلیاردی مسئولان نظام از جمله آیت الله یزدی و آیت الله امامی کاشانی دروغ بوده است .
اما اخبار رسیده حکایت  از برگزاری غیر علنی جلسه دادگاه دارد .
غیر علنی کردن چنین دادگاه مهمی که حقایق بیان شده در آن مستقیم به مردم ایران مربوط می شود که صاحبان اصلی ثروتی هستند که پالیزدار ادعا می کرد به غارت رفته است ، تنها یک معنی می تواند بدهد و آن اینکه به جای متهمین اصلی و دزدان واقعی  ، آنکه نقاب از چهره دزدان برداشت ، در جایگاه متهم نشسته است .
اگر پالیزدار دروغ گو است و دزدی های میلیاردی از جمله صاحب شدن چند معدن گران قیمت سنگ توسط آیت الله کاشانی و  بالا کشیدن کارخانه میلیاردی لاستیک البرز توسط آیت الله یزدی و مفاسد  قاضی سعید مرتضوی و ده ها مورد دیگر از دزدی های سران قوه قضاییه که پالیزدار مدعی آن بود ، دروغ است پس چرا افراد اشاره شده که خود از سران و نزدیکان قوه قضاییه هستند دادگاه را علنی نمی کنند تا مردم به گوش خود دفاعیات پالیزداری که ماه ها زندان انفرادی و بازجویی را پشت سر گذاشته را بشنوند . ” مسلما در چنین پرونده مهمی جواب تکراری قاضی باید تصمیم بگیرد قانع کننده نخواهد بود ”

اما روی این سخن تنها با برگزار کنندگان دادگاه و مسئولان قوه قضاییه نیست ، بلکه سخن اصلی نگارنده خطاب به پالیزدار است که آیا امروز حاضر خواهد شد در صورت غیر علنی بودن دادگاه در آن شرکت کند و در دادگاهی که مشخص است به چه دلیل غیر علنی شده از خود دفاع کند ؟
طبق آخرین اطلاعی که بر اساس تماس هایی که پالیزدار از زندان می گرفت در دست است ، پالیزدار همچنان بر موضع خود است و معتقد است هرچه گفته حقایقی بوده که تیم تحقیق و تفحص منتخب مجلس به آن رسیده است و مجلسیان پشت او را خالی کرده اند و پالیزدار گفته که از موضع خود بر نمی گردد و اگر آزاد شود بیشتر خواهد گفت . حال سوال اینجاست که پالیزداری که هزینه ای را به ناحق پرداخت کرده است آیا می داند که تنها جایی که می تواند هزینه را به طرف مقابل برگرداند دادگاه علنی است و اگر زیر بار علنی بودن دادگاه برود در واقع قوائد چنین چیز ناعادلانه ای را پذیرفته است و سر انجام نیز به هر حکمی که دادگاه صادر می کند مجبور است گردن بنهد بدون آنکه حتی فرصت داشته باشد در برابر افکار عمومی از خود دفاع کند .
اگر پالیزدار گمان می کند فرصت سخن گفتن با افکار عمومی زیاد است باید بگویم سخت اشتباه می کند .
صدایی که از جلسه دادگاه شنیده می شود هم بسیار رسا تر است و هم مقبولیت بیشتری برای پذیرش دارد زیرا در جایگاهیست که قرار است در مورد راست و دروغ سخنان متهم  تصمیم گیری شود و شاکیان نیز با مدارکشان در آنجا حضور دارند و نتیجه گفتمان آن جلسات حقانیت یا عدم حقانیت پالیزدار را نشان خواهد داد .
این از کمترین حقوق نیز کمتر است که یک متهم انتظار داشته باشد در دادگاه علنی محاکمه شود و اصلا دادگاه غیر علنی را نه برای حقوق محاکمه کننده بلکه برای حفظ آبرو و حقوق محاکمه شوند در موارد خاص گذاشته اند و نمی شود که هم شخصی را زندانی کنی و هم خود را بر حق بدانی و هم خواستار آن باشی که متهم از خود در برابر افکار عمومی  دفاع نکند و از همه مهمتر آنکه پرونده مستقیما به افکار عمومی ربط داشته باشد و مسائله ثروت یکایک مردم  ایران در میان باشد .
زندانی کننده در واقع کسیست که معتقد است دارد عدالت را اجرا می کند و حق با اوست و متهم کسیست که ممکن است این مسائله را بپذیرد یا حرف بازداشت کننده که صاحب قدرت است و بر اساس شواهد کافی که شاکی ارائه داده دستور بازداشت داده است را رد کند  پس دیگر  دلیلی نمی ماند که شاکی و بازداشت کننده خواستار دادگاه غیر علنی باشند .
حال سوال اینجاست که اگر ایشان خواستار دادگاه غیر علنی نبوده اند آیا پالیزدار دادگاه غیر علنی خواسته است تا آبرویش حفظ شود ؟
آیا مسائلی بر علیه پالیزدار در دادگاه مطرح می شود که پالیزدار دوست ندارد  افکار عمومی آن مسائل را بشنوند ؟
یا بر عکس است بازداشت کنندگان و شاکیان می ترسند پالیزدار چیزی بگوید که دوست ندارند افکار عمومی آن را بشنود ؟
اگر چنین است ایشان چه حقی داشتند که پالیزدار را بازداشت کنند .

پالیزدار باید بداند  این مسائل برای افکار عمومی با شرح احوالات بعد از دادگاه مشخص نمی شود و لازم است که اگر پالیزدار دادگاه علنی می خواهد رسما در بیانیه ای قبل از دادگاه یا در شروع دادگاه درخواست خود را مطرح کند و بگوید که از این کمترین حق خود نمی گذرد و هر متهمی حق دارد که در دادگاه علنی در برابر افکار عمومی از خود دفاع کند ،  بخصوص اگر آن متهم یک متهم سیاسی باشد که به دلیل سخنانش بر علیه مسئولان سیاسی مملکت بازداشت شده است و  قانون اساسی بر علنی بودن چنین دادگاهی تاکید کرده است .
سخنان پالیزدار بعد از دادگاه توسط افکار عمومی چندان خریدار نخواهد داشت اگر زیر بار دادگاه غیر علنی برود .
مسلم اینکه دادگاه با همین اعلام پالیزدار که فقط در یک دادگاه علنی از خود دفاع خواهم کرد مشروعیتش را در نزد افکار عمومی از دست می دهد و در صورت اصرار قوه قضاییه بر غیر علنی بودن دادگاه پالیزدار می تواند خود را برنده این دادگاه بداند و مطمئن باشد نتیجه ای که برای شخص او حاصل خواهد شد بسیار از دفاع کردن در یک دادگاه غیر علنی بهتر است .

.
تاریخچه کامل ماجرای پالیزدار در هفت تیر : دانلود فیلم سخنرانی عباس پالیزدار

. جدل رسانه ای نمایندگان مجلس بر علیه قاضی سعید مرتضوی دادستان تهران بالا گرفت

. در ادامه بازداشت پالیزدار : مدیر کل حوزه ریاست سازمان بازرسی کل کشور بازداشت شد

. فشاگری عباس پالیزدار چه نتایجی داشت / عباس عبدی

. مصاحبه با پدر عباس پالیزدار پس از بازداشت فرزندش

. عباس پالیزدار ، افشاگری که خیلی زود بازداشت شد

عباس پالیزدار و بحران فساد

. افشاگری بی سابقه دبیر سابق هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه

نامه فرزاد کمانگر ، معلمی که در زندان سنندج و زندان اوین به شدت شکنجه شد

سه شنبه, جولای 22nd, 2008

http://www.rojhelat.nu/files/data/upimages/a-farzad-kamangar.jpg
http://www.psk2006.org/Members/psk/shaknje.jpg
هفت تیر 7tir.com
: چندی پیش خبر حکم اعدام یک معلم سنندجی را در سایت منتشر کردیم . متنی که در ادامه می خوانید نامه ایست که فرزاد کمانگر از زندان رجایی شهر کرج ارسال کرده است و در آن نوشته است که چگونه در طول ما ها شکنجه شدید و حیوانی از او ده ها صفحه اعتراف گرفته اند . فرزاد کمانگر یکی از معلمان شهر کامیاران و از فعالین حقوق بشر در ایران بود که به دلیل فعالیت های سیاسیش بازداشت شد و سپس با وجود تاکید قانون اساسی مبنی بر اینکه محاکمه فعالین سیاسی باید در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه مردمی باشد ، در یک دادگاه غیر علنی و بدون هیات منصفه محاکمه و به اعدام محکوم شد . فرزاد کمانگر پس از ماهها حضور در سلول انفرادی ، سرانجام پس از انتقال به زندان رجایی شهر کرج فرصتی می یابد تا شرح حال خود را بنویسد و به خارج از زندان منتقل کند .

با کپی این مطلب در سایت و وبلاگ های دیگر سعی کنیم مانع از اعدام او شویم :
عکس فرزاد کمانگر
متن نامه فرزاد کمانگر خطاب به ملت ایران : اينجانب فرزاد كمانگر معروف به سيامند معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بودم و عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان بودم و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليتهاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بودم . همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي – آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران) بودم كه بعدها بوسيله حراست آموزش و پرورش اين نشريه نيز تعطيل شد . مدتي نيز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) بوده ام و از سال 1384 نيز با آغاز فعاليت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران به عضويت آن درآمدم . در مرداد 1385 براي پيگيري مسئله درمان بيماري برادرم كه از فعالين سياسي كردستان مي باشد به تهران آمدم و دستگير شدم . در همان روز به مكان نامعلومي انتقال داده شدم. زيرزميني بدون هواكش ، تنگ و تاريك بردند ، سلولها خالي بود نه زيرانداز نه پتو و نه هيچ شي ديگري آنجا نبود . آنجا بسيار تاريك بود مرا به اتاق ديگري بردند . هنگامي كه مشخصات مرا مي نوشتند از قوميتم مي پرسيدند و تا مي گفتم <كرد> هستم بوسيله شلاق شلنگ مانندي تمام بدنم را شلاق ميزدند . به خاطر مذهب نيز مورد فحاشي ، توهين و كتك كاري قرار ميدادند . بخاطر موسيقي كردي كه روي گوشيم موبايلم بود تا مي توانستند شلاقم ميزدند . دست هايم را مي بستند و روي صندلي مينشاندند و به جاهاي حساس بدنم … فشار وارد مي كردند و لباسهايم را از تنم به طور كامل خارج مي كردند و با تهديد به تجاوز جنسي با چوب و باتوم آزارم مي دادند .

پاي چپ من در اين مكان بشدت آسيب ديد و بعلت ضربه هاي همزمان به سرم و شوك الكتريكي بيهوش شدم و از هنگامي كه به هوش آمدم . تاكنون تعادل بدنم را از دست داده ام و بي اختيار مي لرزم ، پاهايم را زنجير مي كردند و بوسيله شوك الكتريكي كه دستگاهي كوچك و كمري بود به جاهاي مختلف و حساس بدنم شوك مي زدند كه درد بسيار زياد و وحشتناكي داشت بعدها به بازداشتگاه 209 در زندان اوين منتقل شدم . از لحظه ورود به چشمانم چشم بند زدند و در همان راهروي ورودي (همكف – دست چپ بالاتر از اتاق اجراي احكام) مرا به اتاق كوچكي بردند كه در آنجا نيز مرا مورد ضرب و شتم (مشت و لگد) قرار دادند . روز بعد به سنندج منتقل شدم تا برادرم را دستگير كنند . در آنجا از لحظه ي ورود به بازداشتگاه با توهين و فحاشي كردن و كتك كاري روبه رو شدم . مرا به صندلي بستند و در اتاق بهداري از ساعت 7 صبح تا روز بعد همانگونه گذاشتند . حتي اجازه ي دستشوئي رفتن نيز نداشتم . به گونه اي كه مجبور شدم خودم را خيس كنم . بعد از آزار و اذيت بسيار دوباره مرا به بازداشتگاه 209 منتقل كردند . در اتاقهاي طبقه اي اول (اطاقهاي سبز بازجويي) مورد بازجويي و كتك و آزار و اذيت قرار دادند .

در 5 شهريور ماه 1385 بعلت شكنجه هاي بسيار ناچاراً مرا به پزشك بردند كه در طبقه اول و در مجاورت اتاق هاي بازجويي قرارداشت كه پزشك آثار كبودي و شكنجه و شلاق زدن ها را ثبت كرد كه آثار آن در كمر ، گردن ، سر ، پشت ، ران ، پاها كاملاً مشهود بود . مدت دوماه شهريور و مهرماه در سلول انفرادي شماره 43 بودم . كه چون شدت شكنجه ها واذيت و آزار خارج از تصور و بسيار زياد بود مجبور شدم 33 روز اعتصاب غذانمايم و هنگامي كه خانواده ام را تهديد و احضار مي كردند براي رهايي از شكنجه و اعتراض به اذيت و فشار بر خانواده ام خودم را از پله هاي طبقه ي اول پرت كردم تا خودكشي نمايم . مدت نزديك به يكماه نيز در سلول انفرادي كوچك و بدبويي در انتهاي طبقه اول (113) حبس بودم . كه در اين مدت اجازه ي ملاقات و تلفن با خانواده را نداشتم . در مدت 3 ماه انفرادي اجازه هواخوري را هم نداشتم و سپس به سلول چند نفره شماره 10 (راهرو) منتقل شدم و 2 ماه نيز در آنجا بودم . اجازه ملاقات با وكيل يا خانواده را نيز نداشتم . در اواسط ديماه از 209 تهران به بازداشتگاه اطلاعات كرمانشاه واقع در ميدان نفت انتقال داده شدم در حاليكه نه اتهامي داشتم و نه تفهيم اتهام شدم . بازداشتگاهي تنگ و تاريك كه هرگونه جنايتي در آن ميشد .
همه لباسهايم را در اتاق بيرون آوردند و بعد از ضرب و شتم لباسي كثيف و بدبو به من دادند و با ضرب و شتم مرا از راهرو و بازداشتگاه به اتاق افسر نگهباني و از آنجا به راهرو ديگري كه از در كوچكي وارد مي شد بردند . سلول بسيار كوچكي كه در واقع از همه كس مخفي بود و صدايم به جايي نمي رسيد . سلول تقريباً يك متر و شصت سانتيمتر در نيم متر بود . دو لامپ كوچك از سقف آويزان بود . هواكش نداشت . آن سلول قبلاً دستشوئي بود و بسيار بدبو و سرد . يكعدد پتوي كثيف در سلول بود . هنگام بيدارشدن بي اختيار سرت به ديوار مي خورد . اتاق سرد بود . براي نفس كشيدن مجبور بودم صورتم را روي زمين بگذارم و دهانم را به زير در نزديك بكنم تا نفس بكشم . و هنگام خواب يا استراحت هر ساعت چند بار با صداي بلند در را مي زدند تا از استراحت جلوگيري كنند و يا لامپ هاي كوچك را خاموش مي كردند . دو روز بعد از ورود مرا به اتاق بازجويي بردند و بدون هيچ سئوالي مرا زير ضربات مشت و لگد گرفتند و توهين و فحاشي كردند . دوباره مرا به سلول بردند صداي راديويي را تا آخر باز مي گذاشتند تا قدرت استراحت و تفكر را از من بگيرند در 24 ساعت 2 بار اجازه دستشويي رفتن داشتم . ماهي بكبار نيز اجازه استحمام چند دقيقه اي داشتم . شكنجه هايي كه در آنجا مي شدم مثل :

1-بازي فوتبال : اين اصطلاحي بود كه بازجوها به كار مي بردند ، لباسهايم را از تنم در مي آوردند و چهار -پنج نفر مرا دوره مي كردند و با ضربات مشت و لگد به همديگر پاس ميدادند . هنگام افتادن من روي زمين مي خنديدند و با فحاشي كتكم مي زدند.
2-
ساعتها روي يك پا مرا نگه مي داشتند و دستهايم را مجبور بودم بالا نگه دارم هرگاه خسته مي شدم دوباره كتكم مي زدند . چون مي دانستند كه پاي چپم آسيب ديده بيشتر روي پاي چپم فشار مي آوردند . صداي قرآن را از ضبط صوت پخش مي كردند تا كسي صدايم را نشنود .
3-
در هنگام بازجويي صورتم را زير مشت و سيلي مي گرفتند ،
4-
زير زمين بازداشتگاه كه از راهروي اصلي به طرف در هواخوري پله هاي آن با زباله و ريزه هاي نان پوشانده مي شد براي اينكه كسي متوجه آن نشود ، اتاق شكنجه ديگري بود كه شبها مرا به آنجا مي بردند ، دستها و پاهايم را به تختي مي بستند و بوسيله ي شلاقي كه آنرآ “ذوالفقار” مي ناميدند به زير پاهايم ، ساق پا ، ران و كمرم مي زدند . درد بسيار زيادي داشت و تا روزها نمي توانستم حتي راه بروم .
5-چون هوا سرد بود و فصل زمستان ، اتاق سردي داشتند كه معمولاً به بهانه بازجويي از صبح تا غروب مرا در آن حبس مي كردند و بازجويي هم در كار نبود.
6-در كرمانشاه نيز از شوكهاي الكتريكي استفاده ميكردند و به جاهاي حساس بدنم شوك وارد ميكردند.

7-اجازه استفاده از خميردندان و مسواك را هم نداشتم ، غذاي مانده و كم و بدبويي به من ميدادند كه قابل خوردن نبود.


در اينجا نيز براي فشار وارد كردن به من اجازه ملاقات ندادند و حتي دختر مورد علاقه ام را نيز دستگير كردند . براي برادرهايم مشكل ايجاد ميكردند و آنها را بازداشت مي كردند . بعلت سلول و پتو و لباسهاي غير بهداشتي كثيف و بدبو . دچار ناراحتي پوستي (قارچ) شدم و حتي اجازه ديدن پزشك را هم نداشتم . بعلت فشار شكنجه ها مجبور شدم . كه 12 روز اعتصاب غذا نمايم . 15 روز آخر بازداشتم سلولم را عوض كردند و به سلول بدبوتر و كثيف تري كه هيچگونه وسيله گرمايي نداشت انتقال دادند . هر روز مورد فحاشي و هتاكي قرار مي گرفتم حتي يكبار بعلت ضربه هايي كه به بيضه هايم زدند بيهوش شدم . شبي نيز لباسهايم را در همان شكنجه گاه (زيرزمين) در آوردند و به تجاوز جنسي تهديدم نمودند و.. براي رهايي از شكنجه چند بار مجبور شدم . كه سرم را به ديوار بكوبم . مرا وادار به اعتراف به مسائل عاطفي و روابط و.. وادار ميكردند . صداي آه و ناله سلول هاي ديگر مرتب شنيده ميشد وحتي گاهاً بعضي اقدام به خودكشي مينمودند .
28 اسفندماه به تهران بازداشتگاه 209 منتقل شدم و هر چند به سلول جمعي 121 منتقل شدم ولي باز اجازه‌ي ملاقات نداشتم.
هنوز فشارهاي روحي – رواني مانند بازداشت خانواده و جلوگيري از ارتباط با آنها فحاشي ، هتاكي و… بر من وارد ميكردند.

پرونده ام بعد از ماهها بلاتكليفي خردادماه 86 به دادگاه انقلاب شعبه 30 فرستاده شد . بازجوها تهديد ميكردند كه نهايت سعي آنها گرفتن حكم اعدام يا زنداني درازمدت مي باشد . و در صورت اثبات بي گناهيم در دادگاه و آزادي در بيرون از زندان تلافي !؟ مي كنند . نفرت عجيبي كه از من به عنوان يك كرد ، ژورناليست و فعال حقوق بشر داشتند . با وجود همه ي فشارها از شكنجه دست بردار نبودند .

دادگاه عدم صلاحيت رسيدگي به پرونده را در تهران اعلام نمود . و رسيدگي پرونده را به سنندج واگذار نمود . با هر بار حمايت مردمي و سازمانهاي حقوق بشراز من و اعتراض به بازداشت و شكنجه هاي قانوني آنها عصباني تر ميشدند و فشارها را بيشتر مي كردند . در شهريور ماه 86 به بازداشتگاه سنندج منتقل شدم جايي كه برايم <كابوس وحشتناكي> شده كه هيچگاه از ذهنم و زندگيم خارج نخواهد شد . در حاليكه طبق قانون خودشان من اتهام جديدي نداشتم . از همان لحظه ورود كتك كاري و آزار و اذيت جسمي و رواني ام آغاز شد .

بازداشتگاه ستاد خبري سنندج يك راهرو اصلي و 5 راهرو مجزا داشت كه در آخرين راهرو و آخرين سلول مرا جاي دادند . جايم را مرتب عوض ميكردند تا روزي رئيس بازداشتگاه همراه چند نفر ديگر مرا بدون دليل ضرب و شتم نمودند و از سلول خارج نمودند روي پله هايي كه 18 پله بود به زيرزمين و اتاقهاي بازجويي منتهي ميشد با ضربه اي كه بر بالاي پله ها از پشت به سرم وارد نمودند به زمين افتادم و چشمانم سياهي رفت با همان حالت مرا از پله ها به پائين كشيده بودند ، نمي دانم چگونه 18 پله مرا به پائين آورده بودند . چشمانم را باز كردم . درد شديدي در سر وصورت ، پهلويم احساس ميكردم با بهوش آمدنم دوباره مرا زير ضربات مشت و لگد گرفتند و بعد از يك ساعت كتك كاري دوباره مرا كشان كشان از پله ها بالا كشيدند و به راهروي دوم و سلول كوچكي بردند و به داخل آن پرت كردند . و 2 نفر باز هم مرا زدند تا مجدداً بيهوش شدم . هنگامي كه به هوش آمدم كه صداي اذان عصر را مي شنيدم . صورت و لباسهايم خوني بود . صورتم متورم شده بود . تمام بدنم سياه و كبود شده بود . قدرت حركت كردن نداشتم بعد از چند ساعت بزور مرا به حمامي انداختند تا صورت خونين و لباسهايم را تميز كنم .
لباسهاي خيسم را تنم كردند و به علت وخامت جسميم ساعت 12 شب چند نفر از روساي اطلاعات در حاليكه چشمانم را بسته بودند وضيعت وخيم جسمي ام را ديدند .و فرداي آن روز مجبور شدند مرا به پزشكي خارج از بازداشتگاه و مستقر در زندان مركزي نشان دهند . بعلت آسيب ديدگي دندان ها و فكم تا چند روز قدرت غذا خوردن هم نداشتم . شبها پنجره سلول را باز ميكردند تا سرما اذيتم كند . به من پتو نميدادند بناچار مجبور بودم موكت را دور خود بپيچم . اجازه هواخوري ، ملاقات و تلفن نداشتم و بارها و بارها در اتاقهاي بازجويي واقع در زيرزمين مورد ضرب و شتم قرار مي گرفتم . مجبور شدم 5 روز اعتصاب غذا نمايم . بارها سرم را به ديوارهاي زيرزمين مي كوبيدند . و از زير زمين تا سلول با ضربات مشت و لگد مي بردند . هيچ اتهامي نداشتم نه دركرمانشاه و نه در سنندج
شكنجه مشهور <جوجه كباب> اصطلاحي بود كه رئيس بازداشتگاه اطلاعات سنندج به كار ميبرد و اكثر شبهايي كه خودش آنجا بود انجام ميداد . دست و پا را مي بست و كف زمين مي انداخت و شلاق ميزد .
صداي گريه ها و ناله هاي زندانيان ديگر كه اكثراً دختر بودند شنيده ميشد و روح هر انساني را آزار ميداد . شبها پنجره ها را باز ميگذاشتند ، لباسهايم را در دستشويي كه در زيرزمين بود بعد از كتك كاري خيس ميكردند و به همان صورت مرا به سلول ميبردند ، بعلت سردي هوا مجبور بودم خودم را لاي پتوي كثيف سلول بپيچانم.
نزديك به 2 ماه نيز در انفرادي هاي سنندج بودم ، پرونده ام در سنندج نيز عدم صلاحيت رسيدگي گرفت و دوباره به تهران منتقل شدم . نزديك به 8 ماه انفرادي آزارهاي جسمي و روحي در اين مدت . وي جسم و اعصاب و روانم تاثير بسيار بدي گذاشته . بعد از يك شب بازداشت در 209 به اندرزگاه 7 زندان اوين در جايي كه مواد مخدر سرگرمي زندانيان محسوب ميشود منتقل شدم و از 27 آابان به زندان رجايي شهر زنداني كه در طبقه بندي سازمان زندانها متعلق به زندانيان خطرناكي چون قتل ، آدم ربايي و سرقت مسلحانه و… منتقل شده ام .
.
گزارش تصویری از تجمع مردم کردستان در حمایت از فرزاد کمانگر و اعتراض به حکم اعدام او :

عکس تجمع مردم سنندج در حمایت از فرزاد کامنگر

معلم زندانی کرد

معلم زندانی کرد عکس تجمع مردم سنندج در حمایت از فرزاد کامنگر

شکنجه فرزاد کمانگر رنجنامه

رنجنامه فرزاد کمانگر از زندان سنندج
.


رنجنامه فرزاد کانگر – نامه – زندان رجایی شهر – زندان اوین – 209 – زندان سنندج – بازداشتگاه وزارت اطلاعات – اطلاعات سنندج- شرح شکنجه فرزاد کمانگر – معلم زندانی محکوم به اعدام – کانونصنفی معلمان – شهرستان کامیاران

تالار گفتگو سایت هفت تیر

جمعه, آوریل 25th, 2008

http://www.webnegasht.net/mt-static/photo/khakriz/globalization.jpg
تالار گفتگو سایت هفت تیر در آدرس www.7tir.info در دسترس است .
جوایز : سکه تمام آزادی برای فعال ترین کاربران تالار در هر دوره
.
نکات مهم :
* قبل از ارسال مطلب در تالار باید در تالار عضو شوید . عضویت در تالار نیاز به داشتن ایمیل ندارد و با پر کردن چند گزینه به سرعت می توانید عضو تالار شوید .
* شما می توانید در هنگام ثبت نام د قسمت یوزر نیم ، یک نام فارسی یا انگلیسی برای خود انتخاب کنید . توصیه می کنم با نام واقعی خود در تالار عضو شوید .
* پس از عضو شدن در سایت لوگین کنید . بعد از لوگین می توانید به مبحث مورد علاقه خود بروید . می توانید بحث جدید ایجاد کنید و یا به بحث ایجاد شده توسط سایر کاربران پاسخ دهید . همچنین می توانید برای سایر کاربران در تالار پیام خصوصی ارسال کنید .
* پس از لوگین می توانید به قسمت کنترل پنل کاربری که لینک آن در بالای سایت دیده می شود بروید . در آنجا می توانید لیست دوستان خود را از بین کاربران سایت مشخص کنید . می توانید بک عکس برای خود انتخاب کنید . می توانید مشخصات شخصی خود را از جمله سال تولد و شهر محل سکونت را کامل کنید تا در زمانی که در تاپیک ها نظر می دهید این مشخصات به صورت اتوماتیک نمایش داده شود .

* به دلیل تشکر از کاربران دائمی و همیشگی سایت هفت تیر قرار بر آن شد که به 1 نفر از صد کاربر اولی که در انجمن سایت هفت تیر عضو شوند و مشخصات خود را پس از لوگین تکمیل کنند یک عدد سکه بهار آزادی اهدا شود . در صورتی که یک کاربر چند بار در سایت ثبت نام کند در قرعه کشی شرکت داده نخواهد شد . استفاده از نرم افزارهای فیلتر شکن و یا تغییر دهنده آی پی برای ثبت نام در سایت تقلب محسوب می شود .

* همچنین یک عدد سکه بهار آزادی به فعال ترین کاربر تالار گفتگو ، که بیشترین تلاش را جهت تولید محتوای مفید در تالار انجام داده است و بیشترین پاسخ های مفید را به مباحث ایجاد شده در انجمن می دهد ، بدون قرعه کشی طبق نظر شورای سردبیری هفت تیر ، اهدا می شود . زمان اهدا دو جایزه ذکر شده در تابستان خواهد بود . مکان و زمان دقیق در آینده اعلام می شود .

* لینک مهم ترین مباحث ایجاد شده در تالار و یا مباحثی که جذابیت بیشتری برای کابران داشته باشند در صفحه اول سایت هفت تیر دات کام نمایش داده می شود .
.

دیدن آخرین بحث های ایجاد شده در تالار

.
.

تکمیلی : قرار بر این بود از طرف سایت هفت تیر به یک نفر از کاربران تالار گفتگو که بیشترین فعالیت را در ارسال مطالب مفید در تالار و تولید محتوا و پاسخ دادن به بحث ها داشته است ، یک عدد سکه بهار آزادی بدون قرعه کشی تعلق بگیرد . اما با توجه به اینکه یکی از کاربران قدیمی سایت هفت تیر تصمیم گرفتند هزینه جایزه یک کاربر دیگر را تقبل کنند و مبلغ یک عدد سکه بهار آزادی را به حساب سایت واریز کردند تا تعداد نفرات برگزیده افزایش یابد ، بنا بر این تصمیم بر آن است که به دو نفر از فعال ترین کاربران تالار گفتگو ، هر کدام یک عدد سکه اهدا شود . از همراه همیشگی سایت جناب شهاب بردیا بابت این عمل که به قصد انگیزه بخشیدن به کاربران سایت جهت تولید محتوای مفید در تالار گفتگو انجام دادند ، تشکر می کنم .
* تنها فعلیت کاربرای برای دریافت جایزه بررسی می شود که پروفایل خود را تکمیل کرده باشند و عکس واقعی خود را در کنترل پنل کاربریشان بگذارند

تغییری جدید در بخش نظرات و آی پی کاربران

یکشنبه, مارس 16th, 2008

دو تغییر جدید در سایت ایجاد شد .

تغییر اول : از این پس آی پی ip کامل و واقعی هر کاربر مقابل نام او نمایش داده می شود .
تا پیش از این یک عدد انحصاری غیر آی پی نمایش داده می شد تا مانع از تقلب احتمالی و نظر دادن با نام های مختلف و یا نظر دادن با اسم کاربر دیگر شود . اما از این پس به جای عدد انحصاری آی پی ip واقعی کاربر که باز یک عدد انحصاری و معنی دار است نمایش داده می شود .
این مسائله این خاصیت را دارد که کاربران می توانند سوابق واقعی خود در اینترنت را داشته باشند . به عنوان مثال اگر کاربران آی پی خود را در گوگل سرچ کنند متوجه خواهند شد که قبلا به غیر از هفت تیر به چه سایتهای دیگری مراجعه کردند و اگر سایتهای دیگر نیز همین کار هفت تیر را انجام دهند سوابق نظر دهی کاربران در همه سایتها با قابلیت جستجو در گوگل بدست خواهد آمد . البته این در مورد کاربرانی که از اینترنت دیال آپ استفاده می کنند صدق نمی کند و بدرد کاربرانی میخورد که از اینترنت ای دی اس ال یا وایرلس و آی پی ثابت استفاده می کنند .
همچنین سایر کاربران نیز می توانند با مشاهده آی پی کاربران دیگر و امکانی که به زودی در سایت قرار خواهیم داد متوجه شهر محل سکونت آن کاربر شوند

دومین دلیل این کار هم منطق مدیریتی هفت تیر است که پس از تبادل نظر در تحریریه ( مجازی ) به این نتیجه رسیدیم که با توجه به حضور فعال کاربران در این سایت یکی از بهترین راهایی که بخش نظرات سایت را به سمت منطقی تر شدن و واقعی تر شدن می تواند پیش ببرد واقعی شدن هویت نظر دهندگان است .

انتقادی که ممکن است به این رویه جدید سایت از سوی برخی خوانندگان وارد شود این است که این مسائله ممکن است مورد قبول کاربری که میخواهد در زمان نظر دادن ناشناخته بماند نباشد . کاربری که دوست دارد هیچکس نه از شهر واقعی محل سکونت او اگاه شود و نه پس از نظر دادن ردی و هویتی از خود باقی بگذارد .

پاسخ ما به این دسته از دوستان که امیدواریم تعدادشان بسیار اندک باشد این است که طبق تصمیمی که فعلا گرفته شده است هفت تیر سایتی در راستای دنیای مجازی و تبادل نظرات برای آیدی های مجازی نخواهد بود . هفت تیر یک مجله اینترنتی با انسان های واقعی خواهد بود که مدیریت و سردبیر ان با امضا و هویت واقعی مطلب می نویسند و خوانندگانی که در بحث های این سایت شرکت می کنند نیز باید واقعی باشند هرچند که از اسمی مصنوعی برای بیان نظراتشان استفاده کنند ..

هفت تیر معتقد به داشتن دو دنیای متفاوت نیست . هفت تیر معتقد نیست که اینترنت دنیای است موازی با دنیای واقعی بلکه معتقد است اینترنت دنیایی است در ادامه دنیای واقعی و یک ابزار است در خدمت انسانهای دنیای واقعی و به هر میزان که این انسان ها در این دنیا با هوقت واقعی فعالیت کنند اعتماد افراد به اینترنت بیشتر خواهد شد .

بخصوص برای یک سایت خبری ، تحلیلی که سعی می کنند اعتماد خواننده را جلب کند تبدیل شدن به یک چت روم یا محیط مجازی برای افراد مجازی که مایل نیستند هویتشان مشخص باشد چندان شایسته نخواهد بود . فرض کنید اینجا یک روزنامه است . آیا کسی میتوانست بدون امضا در آن مطلب بنویسد ؟ حداقل اینجا این امکان وجود دارد که آزادانه نظرات بیان شود و قبل از انتشار متوجه سانسور نشود اما لازمه این فضا آن است که در پای هر نظر یک هویت واقعی وجود داشته باشد .

تغییر دوم : تغییر دوم یک تغییر فنی در بخش نظرات سایت است . پیش از این هر خواننده بعد از نظر دادن با ریفرش شدن صفحه مواجه می شد که این مسائله هم موجب گرفتن وقت از کاربر می شد و کار بیهوده ای انجام می گرفت یعنی کل صفحه و تمام نظرات قبلی باید از اول لود می شد تا نظر خواننده درج شود . این مسائله به سرور سایت نیز با توجه به زیاد بودن تعداد نظرات فشار می آورد که در هر بار نظر دادن یک لود مجدد باید انجام می گرفت .
تغییری که در حال حاضر ایجاد کردیم راه اندازی مجدد بخش نظرات با استفاده از سیستم آژاکس است به این صورت که بعد از نظر دادن بلافاصله بدون نیاز به ریفرش صفحه نظر شما در سایت درج خواهد شد .
فقط توجه داشته باشید که اگر بخواهید در همان زمان نظر جدیدی که ممکن است توسط خواننده دیگری داده شده باشد را ببینید باید حتما صفحه را ریفرش کنید F5

نکته : بی تعارف عرض می کنم شانس بزرگی که سایت هفت تیر در مدت کوتاه فعالیت خود آورد ، داشتن تعداد قابل توجه ای از خوانندگان فهیم و صاحب نظر بود که موجب شد در بسیاری از موراد بخش نظرات مطلب از خود مطلب جذاب تر و خواندنی تر و پرمحتوا تر باشد . بنده به جرات می توانم بگویم در بین سایتهای ایران هفت تیر با وجودآنکه سایتی بسیار معمولی است که هیچ برتری خاصی نسبت به سایتهای مشابه ندارد و تعداد آپدیت های آن نیز از بسیاری سایتهای مشابه کمتر است اما از لحاظ خواننده و مخاطب و کسانی که در سایت وقت می گذارند و در بخش نظرات حتی اقدام به تولید محتوا می کنند ، کم نظیر است .
گرفتاری های شخصی آن فرصت را به من نداد که بخش هایی که میتوانست موجب مشارکت بیشتر خوانندگان در تولید محتوا سایت شود ( مانند تالار گفتگو و یا بخش ارسال اخبار به صورت گروهی ) را آماده کنم اما با توجه به توانایی ویژه که در خوانندگان و همراهان سایت می بینم و آن را شانس ویژه هفت تیر میدانم ، این قول را به دوستان می دهم که در بعد از تعطیلات نوروز حتما سایت را با امکاناتی بسیار بیشتر و کامل تر و با قابلیت مشارکت همه دوستان در تولید محتوای سایت خواهید دید .

پیمان روشن ضمیر – سردبیر هفت تیر - 26/ اسفند / 86

سخنی با خوانندگان – تغییری کوچک در بخش نظرات سایت هفت تیر

یکشنبه, فوریه 3rd, 2008

اگر قبل از این با ما بوده باشید و امروز نیز نظری به قسمت نظرات سایت انداخته باشید متوجه تغییری کوچک اما مهم در این بخش حتما شده اید ..
در کنار نام نظر دهنده عددی 7 رقمی نمایش داده می شود .
این عدد یک عدد انحصاری مختص به اتصال اینترنت کامپیوتر نظر دهنده است و اگر نظر دهنده مورد نظر در چندین مطلب مختلف نظر دهد این عدد ثابت خواهد ماند حتی اگر نظر دهنده با نام های مختلف نظر دهد باز این عدد ثابت خواهد ماند .

ممکن است بعضی از دوستان گمان کنند این عدد آی پی اینترنت کاربر است . البته این عدد از آی پی گرفته می شود اما دقیقا خود آی پی نیست بلکه عددی است که خود سایت بر اساس آی پی شما تولید می کند و اساسا هیچ معنی خاصی ندارد و هیچ اطلاعات با معنایی از این عدد قابل استخراج نیست .
به وسیله آی پی می شود حتی شهر کاربر و اشتراک اینترنت کاربر را دقیقا مشخص کرد اما از طریق عدد فوق الذکر چنین امکانی وجود ندارد . دلیلش هم همان طور که گفتم این است که این عدد هرچند یک عدد انحصاری است اما در واقع هیچ اطلاعات معنی داری را با خود حمل نمی کند ..
هدف از تولید این عدد و قرار دادن آن کنار نام کاربر چیست ؟
احتمالا شما سایتهایی را دیده اید که برای شرکت کردن در بحث های آن نیاز به ثبت نام وجود دارد . در صورت ثبت نام شما باید ابتدا لوگین کنید و سپس میتوانید نظر بگذارید و یا در بحث شرکت کنید در این صورت امکان نظر گذاشتن با نام های مختلف وجود نخواهد داشت مگر آنکه مرتب عمل ثبت نام و لوگین را انجام دهید که به دلیل وقت گیر بودن این عمل کمتر کسی این کار را می کند و هر کس هویت مستقلی در سایت دارد و با یک آیدی و نام ثابت فعالیت می کند .
از طرفی چون شما نام ثابت و مشخص دارید می توانید به راحتی نظرات قبلی خود را پیگیری کنید و قابلیت سرچ در بین نظرات قبلی برای شما ممکن خواهد بود .
از همه مهمتر می دانید که کسی نمی تواند به نام شما در سایت نظر بگذارد .
نکته بعدی این است که امکان نظر سازی نیز سخت تر می شود مثلا در مورد یک خبر وقتی بین نظر دهندگان اختلاف نظر به وجود می آید و بحث جدی و مهم می شود کسی نمی تواند با اسامی مختلف در حمایت یکی از دیدگاه های مورد بحث نظر دهد به طوری که نشان دهد دوستداران این تفکر اکثریت هستند ( در واقع اکثریت سازی مصنوعی با استفاده از اسامی مصنوعی مختلف توسط یک نفر سخت ترو گاهی غیر ممکن می شود )
این نکاتی که در بالا گفتم اشکالاتی بود که تا دیروز در سایت وجود داشت . و دلیلش هم آن بود که ما به عمد بخشی به نام ثبت نام و لوگین جهت ثبت نظر در سایت قرار نداده بودیم تا خوانندگان بدون اتلاف وقت بتوانند در زیر مطالب نظر خود را بنویسند .

شاید خوانندگان به دلیل وقت زیادی که بنده و دوستان برای نظارت بر نظرات می گذاشتیم متوجه این مشکلات نمی شدند ولی خود بنده گاهی می شد که در یک روز بیش از 20 بار با این تخلفات از طرف کاربرها روبرو می شدم و مجبور به حذف نظر کاربرانی بودم که با نام های مختلف نظر می نوشتند یا با اسامی مختلف جو سازی می کردند یا به سایر کاربران توهین می کردند .

همچنین آسان بودن تغییر نام گاهی موجب سوتفاهم برای بعضی کاربران در برابر کاربر دیگر می شد و کاربران دائمی سایت نمی توانستند بفهمند که آیا این نامی که امروز نظر گذاشته است واقعا همان فردیست که دیروز با همین اسم نظر گذاشته یا شخص دیگریست .
به هر حال هرچند قرار گیری یک عدد ثابت ( اما من در آوردی توسط هفت تیر ) بر اساس اتصال اینترنت کاربر در کنار نام نظر دهنده بهترین راه برای رفع این مشکلات و پرمحتوا تر کردن بخش نظرات نیست اما بهترین راهی بود که به ذهن بنده رسید تا بدون انکه کاربران مجبور به عضویت و لوگین کردن باشند بتوانند به آسانی نظر دهند و از طرفی نتوانند به آسانی هویت خود را در سایت تغییر دهند و بیش از پیش بتوانند به یکدیگر اعتماد کنند ..

باز تاکید می کنم این عدد ip کاربر نیست و آی پی واقعی و کامل کاربران هرگز نمایش داده نخواهد شد .
اگر دوستان دو سه روزی در سایت فعالیت کنند احتمالا متوجه فایده این تغییر خواهند شد .
لازم به ذکر است بنده نمونه این کار را تا به حال در سایت دیگری ندیده ام . در مقاله ای دیگر جهت استفاده وب مسترهای علاقه مند به روش انجام این کار خواهم پرداخت .
دوست دارم نظر شما را بدانم .
“پیمان روشن ضمیر . سردبیر مجله اینترنتی هفت تیر” 14 بهمن 86

ناگفته هایی در مورد وضعیت بد صنعت هوایی ایران و تصمیمات اشتباه دولت

چهار شنبه, ژانویه 23rd, 2008

قبل از خواندن این مصاحبه یک نکته ای را خدمت خوانندگان سایت بگویم . سایت هفت تیر به مدت 24 ساعت تا حداکثر 48 ساعت آپدیت نخواهد شد و مطلب جدید نخواهد داشت . دلیل این امر راه اندازی یک سایت جدید توسط تیم هفت تیر و انجام تغییراتی جهت تکمیل سایت است . از پس فردا به صورت منظم سایت آپدیت خواهد شد و نتیجه تغییرات به اطلاع شما خواهد رسید

هفت تیر 7tir.com : این چند روزه حسابی صحبت صنعت هوایی و وضعیت اون در اخبار داغ بوده است
. وضعیت بسیار بد فرودگاه امام و بسیاری دیگر از فرودگاهای کشور . خبر برکناری مدیر عامل فرودگاه امام و در آخر خبر دیروز سایت مبنی بر افزایش مجدد قیمت بلیط هواپیما

بسیاری از اخبار تاسف انگیز در مورد وضعیت صنعت هواپیمایی ایران هم در سایت قرار نگرفت که همگی کم و بیش از آنها مطلع هستید .

امروز صحبت های مفصلی از یک خلبان جوان در نیروی هوایی ایران در مورد وضعیت هواپیمایی کشوری و ضعف مدیریتی شدیدی که بر این سازمان عریض و طویل سایه انداخته و موجب این وضعیت بد در صنعت هوایی ایران شده را انتخاب کردم تا در سایت قرار دهم . کاپتان آرمان بیات در این مصاحبه به نکات شنیدنی و ناگفته مهمی اشاره می کند که خواندنش را به همه دوستداران صنعت هواپیمایی و مسولان توصیه میکنم . “سردبیر”

جناب بیات عزیز اگه مي شه ابتدا در باره شكل گيري هوانو
ردي ايران توضيحاتي بفرماييد :

اولين پرواز در آسمان ايران سال ۱۲۹۶ در منطقه باغ ملي فعلي صورت پذيرفت . جالبه بدونيد اين هواپيماي روسي به صورت قطعات مجزا از طريق بندر انزلي به تهران منتقل و پس از مونتاژ به خلباني يك نفر روسي به پرواز در آمد . هشت سال بعد به دليل رشد اين صنعت در جهان و نياز كشور به اين تكنولوژي سبب شد نخستين شركت آلماني به نام يونكرس به صورت كاملآ انحصاري كليه امور هوانوردي در كشور رو به عهده گرفت . به عبارتي نخستين بار اين شركت آلماني بود كه پروازهاي داخلي بين شهرهاي تهران ، مشهد ، شيراز ، بوشهر و بندر انزالي رو برقرار كرد . اين روند تا سال ۱۳۲۵ همچنان ادامه داشت و با گسترش اين صنعت در ايران ، دولت وقت تصيم گرفت اداره اي با عنوان اداره كل هواپيمايي كشوري راه اندازي كند .

صحبت از اداره كل هواپيمايي كشوري كردي .. اگه مي شه كمي بيشتر توضيح بده

جالبه بدونيد اين اداره كل ابتدا در يك اتاقي كوچك با يك مدير و كارمند در ساختمان شمس العماره با هدف نظارت دولتي و ساماندهي فعاليت هاي هواپيمايي غير نظامي شروع به كار كرد .كه يك سال بعد اين دفتر به منطقه مهرآباد منتقل شد . اين روند همچنان ادامه داشت تا اين كه در تاريخ بيست و هشتم تيرماه ۱۳۲۸ قانون جامع هواپيمايي كشوري در مجلس وقت به تصويب رسيد . و از آن به بعد اداره فوق تحت نظارت وزارت راه قرار گرفت . در سال ۱۳۵۳ تحت نام هواپيمايي كشوري زير نظر وزارت جنگ ادامه قعاليت داد . در اسفند ۱۳۵۷ با تصويب شوراي انقلاب مجددآ به وزارت راه و ترابري ملحق شده و به فعاليت خود ادامه داد . شايان ذكر است اين سازمان در سي ام تير ماه ۱۳۲۸ به عضويت سازمان جهاني هواپيمايي ( ايكائو ) در آمد .

gv4ur23mvpue9mvgk9z6.jpg

آرمان جان مدت زيادي از پيروزي انقلاب گذشته است .. فكر مي كني اين صنعت طي اين مدت چه تغيراتي كرده است ؟

به زبان خيلي ساده بگم كه پيش از انقلاب ما دو شركت خطوط هوايي به نام هاي ايران اير و پارس اير و همچنين چندين شركت كوچك تر با نام هاي … اير تاكسي ، اير سرويس ، هور آسمان و .. داشتيم كه با پيروزي انقلاب شركت هاي كوچك با ادغام در خطوط هوايي پارس اير با نام هواپيمايي آسمان در كنار ايران اير فعاليت كردند . كه به نظر من اين اتفاق اولين اشتباه در سياست گذاري كلان در هوانوردي كشور بود .

چرا اشتباه بود ؟

آن شركت هاي كوچك در حقيقت صنعت هوانوردي عمومي كشور بود ( جنرال اويشن ) كه به عبارتي پشتوانه اصلي خطوط هوايي ما محسوب مي شد . و با ادغام آن تمام فشار صنعت حمل و نقل هوايي در دو شركت هواپيمايي خلاصه كرديم .. اين تصميم تا جايي پيش رفت كه در اواخر دهه شصت ، شركت ايران اير با نقص ناوگان همچنين شركت آسمان را تا مرز ورشكستگي پيش برد البته فراموش نكنيم كه عامل جنگ تحميلي در اين پروسه بي اثر نبود . نكته قابل توجه ديگري كه باعث تسريع در اين رويداد شد ، حاكميت دولت بر شركت هاي خطوط هوايي كشور بود . در مقطعي از زمان دولت به اين نتيجه رسيد كه شركت هاي جديد ديگري هم وارد صحنه شوند …. ولي در اصل اشتباه ديگري مرتكب شده و آن ارائه مجوز تنها در بخش خطوط هوايي بود . درحقيت صنعت هوانوردي عمومي رو ناديده گرفت . و اين امر باعث شدتا شركت هاي جديد التاسيس براي تجهيز ناوگان خود با توجه به مسايل سياسي به سوي بلوك شرق كشيده شوند و با خريد هواپيماهاي روسي صنعت ناشناخته هوانوردي شرقي را وارد كشور كردند . در صورتي كه سيستم هواپيمايي ايران بر اساس تكنولوژي غربي بنا شده بود . كه اين عامل باعث كاهش ضريب ايمني در كشور شد .

نخستين خطوط هوايي خصوصي كدام شركت ها بودند ؟

شركت هواپيمايي سفيران با تآسيس در سال ۱۳۶۹ نخستين شركت خصوصي محسوب مي شد كه در ايران شكل گرفت و در ادامه شركت هاي ايران اير تور ( زير مجموعه ايران اير ) ، ماهان ، كيش اير و كاسپين و ساها راه اندازي شدند . جالب اين كه ناوگان تمام شركت هاي ياد شده فوق از هواپيماهاي بلوك شرق تآمين شدند . و راه براي ورود انواع هواپيماهايي چون توپولف ، ياك ، ايلوشين و آنتونف هموار گرديد .

چرا فكر مي كنيد با ورود هواپيماهاي شرقي ضريب ايمني كاهش پيدا كرده است ؟ آيا واقعآ دليل اصلي همين است ؟

خير اين نيست . همان گونه كه اشاره كردم بنيان صنعت هواپيمايي ايران با تكنولوژي غربي پايه ريزي شده بود ولي با ورود تكنولوژي شرقي و با توجه به اين كه ما هيچ گونه شناخت كافي از آن نداشتيم . و هيچ گونه نيروي فني و عملياتي حرفه اي شرقي رو تربيت نكرده بوديم ، مديريت در صنعت ياد شده فوق رو با معضل و چالش روبرو كرد . البته اين رو هم اضافه كنم كه در كل ما با ضعف مديريت روبرو بوده و هستيم . در نتيجه مي توان چنين نتيجه گرفت كه جدا از مسايل سياسي ، عواملي چون سوء مديريت باعث مشكلات عديده اي همچون كاهش ضريب ايمني در صنعت هواپيمايي ما شده است .

آقاي بيات اشاره به سوء مديريت كردي … مي شه كمي بيشتر توضيح دهي ؟

تمام مشكلاتي كه در حال حاضر در اين صنعت با آن مواجه هستيم و آن را ناشي از مسايل سياسي و تحريم تلقي مي كنند ، به اعتقاد شخصي من ، بي دليل بوده است . و اصلي ترين موضوع سوء مديريت و عدم تخصص و سوء ثبات مديريتي در رآس صنعت هواپيمايي كشور است … به عبارتي در تمام ادوار مديريتي گذشته جز چند مورد خاص ، مدير متخصص صنعت هوانوردي غير نظامي نداشتيم . و آقايان مدير در درجه اول بيشتر در فكر تثبيت موقعيت خود بودند . و هيچ گونه سياست گذاري دراز مدت و اقدام در جهت تغير ساختار زير بنايي صنعت هواپيمايي انجام نداده اند . به نظر من كسي بايد در یاس امور اين سيستم باشد كه علاوه بر دانش و شايستگي ، داراي جرآت ريسك پذيري بسيار بالايي باشد . كه اين هم به دليل حساسيت خاص اين صنعت مي باشد . و متآسفانه اغلب مديران به دليل ترس از دست دادن جايگاه رفيع رياست هيچ گونه اقدامي در راستاي گسترش و تغير ساختار انجام نمي دادند . كه بيشتر به خاطر حساسيت بالاي سيستم فوق مي باشد . يعني تفكرات شخصي را بر منافع ملي ترجيح مي دادند . كه همين امر باعث مشكلات فراواني شده است …

در اين مورد مي توانيد مثالي مشخص بزنيد ؟

طي سال هاي گذشته تلاش زيادي كرديم تا صنعت كاربري هواپيمايي شخصي رو راه اندازي كنيم . در اين راستا ابتدا از هواپيماهاي فوق سبك ( با حداكثر ۴۵۰ كيلوگرم وزن ) شروع كرديم . كميته اي در سازمان هواپيمايي كشوري راه افتاد كه بر اين نوع هواپيما ها نظارت مي كرد . انتظار مي رفت با سياست گذاري درست و معقول استفاده از اين نوع هواپيماها همه گير و گسترش يابد . اما امروز شاهد هستيم كه نظارت آن را سازمان هواپيمايي كشوري به بخش استاندارد پرواز ( نماينده ايكائو ) واگذار كرده است !! كه اجراي قوانين و نظارت آن هيچ گونه فرقي با هواپيماهاي غول پيكر مسافربري ندارد ! در صورتي كه مواضع و استاندارد هاي ايكائو نظارت بر هواپيماهاي بالاي ۵۷۰۰ كيلو گرم است . و هيچ گونه مقرراتي براي هواپيماهاي كوچكتر ، در آنكس هاي ( مقررات ويژه ) هيجده گانه وجود ندارد . و از نظر اين سازمان موضوع قانونمند كردن عمليات هواپيماهاي سبك و فوق سبك تابع مصالح و سياست هاي كلي هر كشور است . به اين ترتيب واضح است با انتقال نظارت اين نوع هواپيماها به واحد استاندارد پرواز ، عملآ از اشاعه كاربري هواپيماهاي شخصي كاسته شده است . در حالي كه مي توانستيم اين گونه سياست گذاري نشود .

آقاي بيات چرا فكر مي كنيد مديريت ما اين گونه تصميم گرفتند ؟

من با قاطعيت اعلام مي كنم به دليل ريسك بالاي اين گونه هواپيماها ، كه ثبات مديريتي را متزلزل مي كرد ، تنها عامل اين نوع تصميم گيري ها بود . در صورتي كه فراموش كرده اند تنها راه تقويت و نجات صنعت هوانوردي امروز ما بها ء دادن به پرواز اين نوع هواپيماها و كاربري هوانوردي عمومي است . در صورتي كه با اين روش مي توانستيم بر مشكلات در دراز مدت فائق آئيم .

منظور شما از مشكلاتي كه نام برديد چيست ؟

آن چه از مشكلات به افكار عمومي منتقل شده است تنها فرسودگي هواپيماها ، نبود قطعات ، تحريم هاي سياسي و در نهايت تآخيرات پروازي است … در حالي كه اين ها فقط يكي از چندين مشكلات ما در اين صنعت است . به عنوان مثال از شما مي پرسم … چرا شركت هاي هواپيمايي ما مدعي هستند كه ضرر مي دهند ؟ چرا فرودگاه هاي ما اقتصادي نيستند ؟ چرا فرودگاه هاي كشور ما خوايده و اغلب غير فعال هستند ؟ چرا اغلب نيروهاي عملياتي وفني ( خلبانان و مهندسان فني ) ما بي كار هستند ؟ چرا هزينه آموزش در كشور ما اين قدر بالاست ؟ چرا به دليل اين هزينه بالا آموزش فنون هوايي به دست قشر سرمايه دار افتاده و آن جوان عاشق اما ضعيف به لحاظ اقتصادي نمي تواند اين دوره ها را بگذراند؟

چرا دانش هوانوردي در كشور پائين است؟ به نظر شما جواب اين سولات چيست؟ اين ها مشكلاتي است كه صنعت هوانوردي كشور با آن برخورد كرده است كه در نهايت اين شركت هاي هواپيمايي هستند بايد پاسخگوي آن باشند و نا خواسته اين شركت ها با اين فشار نمي توانند بازدهي و عملكرد مناسبي داشته باشند و با ضرر و زيان مواجه مي شوند. حال فكر مي كنيد راه كارها چيست؟

چرا شركتي مثل ماهان بايد موفق باشد؟ هواپيما هاي مدرن در ناوگان خود داشته باشد؟ چرا ايران اير نمي تواند؟ پس مشخص است كه مشكل از تحريم و مسايل سياسي نيست. مشكلات ما در اين صنعت ريشه اي است و مي توان با يك مديريت متخصص و تغير ساختار و سياست گزاري تمام اين مشكلات را حل نمود و نهايت عامل افزايش ايمني پرواز شد.

آقاي بيات براي پرسش هاي فوق چه جواب و راه كارهايي را پيشنهاد مي فرمائيد.

در پاسخ به پرسش هايي كه از شما كردم اجازه دهيد يكي يكي به آن اشاره كنم. ابتدا به مقوله فرودگاه هاي كشور مي پردازم. جالب است كه بدانيد در حال حاضر تعداد ۴۳۰ فرودگاه و استريپ پروازي در سطح كشور دارا مي باشيم. از اين تعداد حدود ۹۰ فرودگاه ما در طرح جامع اطلاعات هوانوردي جهاني ثبت شده است. همچنين تعداد نزديك به ۷۵ فرودگاه تحت مالكيت و مديريت شركت فرودگاه هاي كشور قرار دارد (فرودگاه هايي كه فعاليت هاي بازرگاني و خدمات مسافري انجام مي دهند)و نسبت به اين تعداد فقط و فقط ۸ تا ۱۲ فرود گاه ما اقتصادي و مقرون به صرفه است. يعني آن فرودگاه از حاصل پروازهاي ورودي و خروجي هزينه هاي خود را تأمين مي نمايد و ما بقي آن غير اقتصادي بوده و دولت ماهانه ميلياردها تومان هزينه سرپا نگاه داشتن آن را از بيت المال پرداخت مي كند.

مبحث بعدي زيان دهي خطوط هوايي ما بود. دليل اين واضح است. شركت هاي هواپيمايي ما ناوگاني در اختيار دارند كه از آن در مسير مشخص و مخصوص آن پرواز نمي كنند. به عنوان مثال هواپيما هاي برد بلند ما در مسير هاي برد متوسط و هواپيما هاي برد متوسط ما در مسير هاي كوتاه پرواز مي كنند آن هم با ظرفيت گنجايش بالا كه به هيچ عنوان توجيه اقتصادي ندارد.

براي اين تعريف مي توانيد مثال واضح تري بزنيد ؟

فرض كنيد شما يك اتوبوس چهل نفره رو به صورت برنامه اي در مسير كوتاهي همچون ونك تا تجريش به كار بگيريد .. كه در اصل با يك ميني بوس هم پاسخگوست … خب مشخص است به دليل برنامه اي بودن آن ظرفيت آن هيچ گاه تكميل نشده و هزينه هاي آن در طول يك مسيركوتاه هرگز جبران نمي شود . . حال من از شما مي پرسم چرا يك فروند هواپيماي غول پيكر ايرباس ۲۸۰ صندلي در مسير كوتاه ۳۵ دقيقه اي تهران تا اصفهان به كار گرفته مي شود ؟ در حالي كه يك هواپيماي ۵۰ نفره خيلي راحت مسير فوق را با هزينه اي كمتر پاسخ گو است ! حال اگر ما به جاي يك هواپيماي ۳۸۰ نفره ،‌پنج هواپيماي ۵۰ نفره را به كار گيريم نه تنها در يك مسيري چون اصفهان پرواز انجام داده ايم ، بلكه چهار هواپيماي ديگر مون را به چهار فرودگاه و مسير متفاوت ديگري مي توانيم بفرستيم .. در نتيجه اين نوع سياست چهار فرودگاهي كه اصلآ فعال نبودند و دولت هزينه آن را پرداخت مي كرد ، به راحتي آن ها را فعال نموده و تبديل به سود آوري مي كرد . نكته اي كه تعجب دلسوزان صنعت هواپيمايي كشور را بر انگيخته است ، افزايش صندلي ملاك پيشرفت و توسعه در اين مديريت قرار گرفته است ! حال آن كه براي حل مشكلات نيازمند افزايش ناوگان هستيم نه صندلي !!

آقاي بيات در باره مشكل نيروي انساني كه اشاره فرموديد ، توضيح دهيد

اجازه بديد اين مبحث رو با آموزش آغاز كنم .. اين كه گفته مي شود هزينه آموزش در ايران بالاست فكر مي كنيد چه دليلي داره …؟ كه عرض مي كنم .. يك زمان اموزش نيروي انساني در بخش عملياتي ( خلياني ) زير نطر دولت و در مركز آموزش فنون هوايي و با حمايت و يارانه خود دولت صورت مي پذيرفت . اما يكي از اشتباهات مهم دولت اين بود كه در چند سال اخير ، مقوله آموزش را به دست بخش خصوصي واگذاركرده است و از حمايت خود دريغ نموده است . در نتيجه بخش خصوصي مجبور به پرداخت هزينه هاي سرسام آور آموزش مي شود . كه در حقيقت از جيب دانشجو يا كار آموز خلباني پرداخت مي شود . لذا با اين شرايط تنها قشر خاصي از جامعه و جوانان آن بهره مند مي شوند . به عنوان مثال در حال حاضر يك ساعت پرواز آموزشي در كشور ، حداقل صد هزار تومان براي مركز آموزش دهنده هزينه بردار است . در صورتي كه اين مركز حدود صد وبيست تا صد وپنجاه هزار تومان به ازاي هر ساعت پرواز آموزشي از دانشجويانش دريافت مي كند . يعني كسي كه بخواهد يك دوره كامل خلباني رو طي كند مي بايستي بيست و هشت تا سي ميليون تومان پرداخت كنند . حال تجسم فرماييد جواني عاشق پرواز كه پدرش كارمندي ساده است چگونه مي تواند از پس چنين هزينه هاي كلاني بر آيد ؟ در حال حاضر بحث آموزش فنون هوايي انحصارآ در دست قشر مرفه جامعه افتاده است و به دليل نگرش اين افراد به ظواهر جذاب خلباني پا به اين عرصه گذاشته اند نه به خاطر عشق و علاقه ..و اين خود ضريب كاهش دانش هوانوردي رو به همراه دارد

چرا چنين وضعيتي پيش آمده است ؟ منظور من اين است چه راه كار هاي ديگري مي شه اتخاذ كرد ؟

به نظر من مقصر اصلي اين برايند دولت است . كه اصلي ترين و حساس ترين پايه هاي يك صنعت كه همانا اموزش است را به دست بخش خصوصي سپرده است .. و اين بخش به جاي اموزش اصولي ، ديدگاه تجاري رو هدف قرار داده است . اما در پاسخ به پرسش شما عرض كنم كه ما براي رسيدن به كاهش هزينه ها راهكار هاي مناسبي رو پيدا كرده ايم .. كه به عنوان مثال .. نود درصد آموزش پرواز در ايران با هواپيماهاي سبك كه از موتور پيستوني لايكومينگ نيرو مي گيرد ، صورت مي پذيرد كه اين هواپيماها تنها در طول يك ساعت پرواز ۳۸ تا ۴۰ ليتر مصرف سوخت از نوع ۱۰۰ ال ال به ازاي ليتري دوهزار تومان هزينه بر مي دارد . يعني يك ساعت پرواز آموزشي اين هواپيما فقط چيزي حدود هشتاد هزار تومان هزينه سوخت دارد !! در حالي كه ما پيشنهاد كرده بوديم از هواپيماهايي كه داراي موتور روز دنيا مثل موتور تي لرت ، زائور ، روتكس ، جابي رو و غيره .. كه سوخت ان ها به ترتيب گازوئيل ، نفت سفيد ،سوپر خودرو استفاده نمايند كه هزينه آن تنها چهار تا پنج هزارتومان در يك ساعت است . از اين طريق مي توانستيم بالاي شصت درصد هزينه آموزش را كاهش دهيم .

شما چه راه كاري رو براي خلاصي از اين وضعيت پيشنهاد مي فرماييد ؟

اگه خاطرتون باشه در بالا اشاره كردم كه در بعد از پيروزي انقلاب شركت هاي كوچك ، تبديل به يك شركت هواپيمايي بزرگ شد . در حقيقت ما صنعت كاربري هوانوردي عمومي را در كشور از بين برديم . نقص اين صنعت بزرگترين مشگل ماست . به عبارتي توضيح مي دهم كه وقتي از صنعت هواپيمايي صحبت مي كنيم اذهان عمومي كشور نا خداگاه به سوي هواپيماهاي بوئينگ يا ايرباس معطوف مي شود. در صورتي صنعت هوانوردي عمومي تنها خطوط هوايي نيست. اين صنعت اير تاكسي ، اير چارتر ، پست هوايي ، بار هوايي ، اير پست و هواپيما هاي شخصي را شامل مي شود. چيزي كه ما در كشور نداريم. اگر اين صنعت در كشور وجود داشت ديگر فرودگا هاي ما نمي خوابيدند. ديگر خلبانان ما بي كار نيودند و با ايجاد تحولات اساسي اقتصاد هوانوردي بارور مي گرديد. در آن صورت بود كه بخش خصوصي با سرمايه گذاري خود كمك به اين صنعت مي نمود و اقدام به خريد و به كارگيري هواپيما هاي جديد مي كرد. من بسيار اميدوار بودم صنعت كاربري هواپيماهاي شخصي را در كشور رونق مي داديم. طبق آمار ما ۷ درصد جمعيت كشور از قشر فوق سرمايه دار شكل گرفته است .مي توان گفت با اشاعه فرهنگ هوانوردي و اطلاع رساني صحيح اين طيف ترقيب به سرمايه گذاري در اين بخش نمائيم. از اين طريق مي توانستيم بالاي ۱۰۰۰ فروند هواپيماي سبك وارد كشور كنيم كه خود اوضاع اقتصادي فرودگاه ها و ايجاد بازار كار را متحول مي كرد.

آقاي بيات با تشكر از وقتي كه در اختيارم قرار داديد .

صنعت هوایی ایران – هواپیمایی ایران – ایران ایر – هواپیمایی کشوری – فرودگاههای ایران

بعد از بنزین حالا نوبته گازه . گاز در ایران سهمیه بندی می شود

پنجشنبه, ژانویه 17th, 2008

معاون عمرانی وزارت کشور از سهمیه‌بندی قریب‌الوقوع گاز در مناطقی از ایران خبر داد.

مهدی هاشمی گفته است براي رفع مشكل قطع گاز به دنبال سهميه‌بندي اين سوخت در برخي از نقاط كشور هستيم.

هاشمی درحالی خبر از سهمیه ‌بندی گاز می‌دهد که علی‌رضا غریبی، مدیرعامل شركت مهندسی و توسعه گاز ایران اعلام کرده است با انتقال گاز تولیدی و پالایش شده از پالایشگاه‌های گاز واقع در عسلویه و پارسیان، مشكلات كمبود گاز در مناطق مسكونی برطرف خواهد شد.

به گزارش فارس، هاشمي ظهر امروز در حاشيه نشست ستاد حوادث غيرمترقبه با كارگروه‌هاي زير مجموعه اين ستاد، با اعلام این خبر گفته است همواره بحث كمبود گاز و افت فشار وجود دارد و بخش عمده مشكلات مربوط به قطع گاز، ناشي از افزايش مصرف است.

کارشناسان دولتی می‌گویند با هر درجه كاهش دما 13 ميليون متر مكعب بر مصرف سوخت اضافه مي‌شود. اين 13 ميليون متر مكعب مي‌تواند گاز يك استان را تأمين كند.

براساس گفته آنان، هم‌اکنون دستورالعمل‌هايي در حال تهيه است كه بر اساس آن‌ها در صورت لزوم توزيع گاز براي برخي بخش‌هاي خاص سهمیه‌بندی خواهد شد.

هاشمی در این‌باره می‌گوید: البته اين سهيمه‌بندي براي كل كشور نيست براي برخي از جاهاي مشخص است. كارگروه‌هاي ستاد در حال تهيه نحوه انجام اين سهيمه‌بندي در قالب دستورالعمل هستند تا بتوانند با آماده شدن آن در ‌جمعه بتوانيم آن را به بخش‌هاي مربوطه ابلاغ كنيم.

او در پاسخ به پرسش خبرنگاران در خصوص عملكرد ضعیف ستاد حوادث غيرمترقبه كشور به‌ منظور کاهش صدمات ناشی از برودت هوا و افت فشار گاز گفته است: قبول ندارم كه ضعيف عملكرد‌ه‌ایم.

این درحالی‌است که طبق آخرين آمارها تا روز گذشته در مجموع 14 نفر بر اثر سرما و سيل در جنوب كشور جان خود را از دست داده‌اند. همچنین 87 نفر نیز بر اثر گاز گرفتی در یک هفته اخیر در کشور کشته شده اند

رييس ستاد حوادث غيرمترقبه كشور هم اعلام كرده است ۴۲‬ شهر ایران هم‌چنان با مشكل افت فشارگاز شهري به ميزان‪ ۱۰‬تا۷۰‬درصد مواجه هستند.

حسين باقري به ایرنا گفته است درپي بحراني كه پس از كاهش دماي هوا و بارش برف و كولاك بوجود آمده ‪ ۵۹‬ شهر دچار اين مشكل شدند.

کارشناسان می گویند از هفته آینده با ورود موج سوم هوای سرد به کشور، بر برودت هوا افزوده خواهد شد.

توضیح سردبیر : درست است که امسال هوا در چند روز اخیر کمی سرد تر از سالهای پیش شده است اما شما بسیار در صدا و سیما و رسانه ها از بی سابقه بودن سردی هوا می شنوید و عملا صدا و سیما در کاهش دادن دما حسابی غلو می کند . هدف این همه بزرگ نمایی در سردی هوا در واقع پوشاندن ضعف دولت در بحران گاز و عادی نشان دادن عملکرد دولت در وضع فعلی است و این درحالیست که همین سردی هوا و همین مقدار برف را در سالهای قبل در بسیاری از استان ها داشتیم و هیچوقت با چنین مشکلاتی روبرو نشدیم . مردم در حال حاضر با وجود تلاش های صدا و سیما به شدت از عملکرد دولت ناراضی هستند . در بسیاری از شهرها مردم در دمای 30 درجه زیر صفر بدون گاز و بدون غذای گرم به سختی زندگی را می گذارانند و مایحتاج اولیه زندگی مثل نان به شدت کم یاب است و به چندین برابر قیمت فروخته می شود . اخبار پراکنده از اعتراضات و درگیری بین مردم و نیروهای دولتی نیز از بعضی شهرها به گوش میرسد .
اوضاع به حدی در بعضی نقاط کشور بد است که دولت با قطع گاز ادارات و کارخانه ها سعی دارد به خانه ها گاز رسانی کند و حال اینکه این کار دولت میلیاردها تومان به اقتصاد کشور و صنایع ضرر وارد می کند . ضعف پیش بینی و عملکرد مدیرتی دولت از یک طرف و قطع گاز ترکمنستان به ایران از طرف دیگر که باز به دلیل بی تدبیری و عملکرد غلط دولت روی داد موجب بحرانی شدن اوضاع در بسیاری از شهرها کشور شده است .

Entry for January 12, 2008

Entry for January 12, 2008
عکسهایی از صندلی درس دانشگاه که از سرما و بی گازی یخ زده است .

سه خبر دیگر در همین رابطه :
خبر اول :  رئیس ستاد حوادث غیر مترقبه استان لرستان گفت : با گذشت بیش از 9 روز هنوز گاز  85 درصد کل مشترکین خرم آبادی  قطع است. قطع گاز زندگی عادی مردم را مختل کرده است و گاز 35 درصد از مشترکین شهر کوهدشت نیز همچنان قطع است. آریایی با اشاره به تماس های مکرر شهروندان خرم آبادی در خصوص رفع مشکل گاز خواستار اقدامات شرکت گاز استان در این زمینه شد. وی یادآور شد: تاکنون بیش از پنج میلیون و 300 هزار لیتر نفت سفید در کل استان توزیع شده است که بیش از یک میلیون و 850 هزار لیتر آن در سطح شهرستان خرم آباد بوده است. این در حالی است که علی رغم تلاش خبرنگار مهر برای تماس با مدیر عامل شرکت گاز استان هنوز هیچ کدام از مسئولان این شرکت پاسخگوی مشکلات موجود نشده اند و تلفن همراه جلال شکرگزار مدیر عامل شرکت گاز استان به طور معمول یا خاموش است یا جوابگو نمی باشد.

خبر دوم : سقز سردترين 24 ساعت خود را سپري كرد.به گزارش شارنيوز دماي اين شهر طي روز گذشته در سردترين حالت به منفي 31 درجه در ساعت 8 صبح روز چهارشنبه 26 دي ماه رسيد كه اين سرماي غير منتظره و سخت موجب تعطيل شدن مدارس و ادارات نشد و در خيابانهاي شهر دانش آموزان مدارس ابتدايي كه از فرط سرما به گريه افتاده بودند،به چشم مي خوردند.

خبر سوم از سایت روز  : دولت محمود احمدي نژاد در برخورد با اولين وضعيت فوق العاده دوران خود، با قطع گاز تمامي کارخانه ها و مراکز ‏صنعتي کشور، به ورشکستگي نزديک کردن صدها کارخانه خصوصي و در نتيجه بيکاري ميليون ها کارگر، براي ‏مهار نارضايتي هاي ميليون ها نفر از مردم بحران زده ايران، بزرگ ترين زيان را به اقتصاد کشور وارد کرد.

قطع گاز – سهمیه بندی گاز – قطع صادرات گاز از ترکمنستان به ایران -
اخبار مرتبط با گاز

دفتر یادبود سایت هفت تیر

جمعه, ژانویه 11th, 2008

اگر از خوانندگان دائمی سایت هفت تیر هستید حتما دفتر یادبود سایت را امضا کنید .
. ایمیل هم فراموش نشه

24/10/86

طبق قانون جدید مردان باید مالیات مهریه های سنگین را بپردازند

یکشنبه, ژانویه 6th, 2008

دولت ايران لايحه اى را به مجلس ارائه كرده است كه در صورت تصويب، مردانى كه مهريه هاى سنگينى را متقبل مى شوند، موظف خواهند بود كه ماليات مهريه را به دولت بپردازند.

غلام حسين الهام، سخنگوى دولت و وزير دادگسترى ايران با اعلام اين خبر گفت كه هدف اين لايحه “پايبند كردن افراد به تعهداتى است كه در اول ازدواج مى‌دهند”.

وى با اشاره به اينكه بسيارى از افراد در زمان تعيين ميزان مهريه ارقام و قيمت‌هاى نامعقولى پيش بينى مى‌كنند، گفت: “اين قانون نيز راه ‌حل كاملى نيست، اما تا اندازه ‌اى مى ‌تواند جلوى بروز مشكلات ناشى از مهريه سنگين را بگيرد.”

بر اساس قوانين اسلام مهريه مالى است كه به محض وقوع عقد، زن مالك آن مى‌شود و مانند هر گونه مالك ديگرى ، زن حق هر گونه دخل و تصرفى در آن را دارد.

در سالهاى اخير ميزان مهريه تعيين شده افزايش زيادى داشته كه به گفته بسيارى از كارشناسان دليل اين افزايش احساس ناامنى در زندگى زناشويى و نبود بسترهاى حمايتى لازم براى زنان در صورت گرفتن طلاق است.

امضا سردبیرسردبیر : . البته مهریه را زن میگیره برای همین بهتره زن هم مالیاتش را بپردازه ولی جدا از این مسائله وقتی در هنگام عقد ، زن و شوهر مجبور به پرداخت مالیات مهریه باشند دیگه نمیتونند الکی بگن کی گرفته و کی داده و دیگه هر مبلغ مسخره ای را به عنوان مهریه تعیین نمی کنند .
نظر شما در مورد اين لايحه چيست؟ با توجه به اينكه زنان با ثبت ازدواج مالك مهريه مى‌شوند، زنان يا مردان بايد ماليات مهريه سنگين را بپردازند؟ اگر شما جای مجلس بودید چه قانونی را در این زمینه تصویب میکردید ؟

کلیدی : قانون جدید مهریه – لایحه دولت برای مالیات از مهریه – مهریه های سنگین

سرباز 19 ساله ای که در اثر پرتاب ترقه در بازی پرسپولیس سپاهان کور شد

چهار شنبه, ژانویه 2nd, 2008

برای دیدن عکس در اندازه بزرگ کلیک کنید کور شدن سرباز نیروی انتظامی در بازی پرسپولیس سپاهان

تصوير ناراحت كننده سرباز مصدوم شده در بازي پرسپوليس-سپاهان كه بر اثر پرتاب نارنجك دستي بينايي خويش را از دست داده و در وضعيت اسفباري به سر مي برد.

اين جوان فقط 19 سال دارد و يك ماه از خدمت سربازي را گذرانده بود كه اين اتفاق ناگوار برايش رخ داد.

پدرش در کویت کارگر است . پدر امید داشت پسر عصای دست روزهای پیری او شود و حال این پدر پیر است که باید عصا کش این جوان نابینا شود . آیا تمام لیگ برتر ما به این درد می ارزد ؟

براستي چه كسي پاسخگوي اين ضايعه است؟

تا كي تماشاگران نادان خويش را عده اي قليل بدانيم در حالي كه جو ورزشگاه ها خود نمايانگر فرهنگ تماشاگران ماست.

آيا با محروميت تيم ها و كسر امتياز از آلام اين جوان نگون بخت كاسته خواهد شد؟

تصاویر محمود احمدی سرباز مجروح بازی فوتبال
آخرین خبر : رای کمیته انضباطی در مورد تیم سپاهان
فیلم حاشیه بازی پرسپولیس سپاهان و فیلم کور شدن سرباز نیروی انتظامی

اگر مطمئن باشید معشوقتان باخبر نمی شود، خیانت میکنید یا وفادار می مانید ؟

چهار شنبه, دسامبر 19th, 2007

خیانت
تصور كنيد كه جفتي داريد(‌همسر، دوست دخ ت ر، دوست پ س ر، نامزد) ،‌با ايشون هيچ مشكلي ندارين،‌هم از نظر عاطفي به هم نزديكين هم از نظر فرهنگي،‌مشكل مالي ندارين،‌عاشقانه همديگه رو دوست دارين،‌ در صكص (زبانم لال!)ازهمديگه كاملاً‌راضي هستين،‌تصوير ذهني تون كاملاً (حالا فرض مي كنيم 90%) با اون كسي كه انتخابش كردين همخواني داره و… همه چيز در حد عالي است،‌حالا تصور كنيد اين جفت نازنين چند روزي دركنار شما نيست (بله بله ، مي دونم دلتون حتماً‌براش تنگ ميشه) و شما تنها هستيد،‌ حالا شرايط اينه: جفتتون به شما اعتماد كامل داره (منظورمو كه مي فهمين،اعتماد زياد، يه چيزي در حد خريت!)، راه به راه زنگ ميزنه/ميزنين حال همو مي پرسين،‌تو اين چندروزكه تنها هستين هركاري بكنين اون نخواهد فهميد،‌حالا اتفاقي با خانوم/آقايي بسيار زيبا و خواستني روبرو ميشين،‌شرايط براي يه خلوت واقعي و ل ذ ت بخش مهياست،‌(تكرار مي كنم كه فرض رو بر اين بگذارين كه جفتتون در هيچ حالتي نخواد فهميد كه شما درنبودش چه كار كرده ايد)منظورم از اين زيبا و خواستني يه چيزي مثل جذابيت ديوانه كننده جرج كلوني يا آن جلينا جولي ها!‌(حالا شما اگه خوشتون نمياد مي تونين هركس دلتون خواست جاشون بذارين)، هم شما و هم اون شخص جديد مي دونين كه فقط همين يك بار با هم خواهيد بود (پس فرض يه رابطه بلندمدت رو ندارين،‌عذاب وجدان هم نخواهيد داشت)و هرگز دوباره همديگه رو ملاقات نميكنين، حالا خوب فكر كنيد و قاطعانه به اين سوال جواب بدين: آيا با اين شخص جديد يك شب به يادماندني رو تجربه مي كنيد؟ اگر ميكنيد چرا و اگر منتظر بازگشت جفتتون ميشيد چرا، نسبي جواب ندين اين چيزا نسبيت بردار نيست،‌من اون دليله برام مهمه، لطف كنيد و با دقت جواب بدين.

 خیانت - هفت تير -  عشق – خیانت -