هفت تیر 7tir.com : صبح امروز همزمان با حضور مهدي كروبي در دانشگاه پلي تكنيك تجمعي در داخل و خارج درب اصلي دانشگاه صورت گرفت. با آنكه مديريت دانشگاه امیرکبیر، روز گذشته اعلام کرده بود که مجوزی برای برگزاری این مراسم وجود ندارد اما صبح امروز مجبور به عقب نشيني و پذيرش خواست دانشجویان شده و اعلام کرد مجوز مراسم برای روز چهارشنبه صادر شده است.
پس از آنکه ماموران حراست و انتظامی دانشگاه از حضور دانشجویان در دانشگاه ممانعت می کردند، دانشجویان با شکستن درب دانشگاه، برای حضور در این مراسم وارد دانشگاه شدند. دانشجویان با شعارهای مختلفی از جمله «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «رهایی رهایی استعفا استعفا» به اعتراض در صحن دانشگاه و در مقابل آمفی تاتر پرداختند. از صبح امروز نیز تعدادی از فعالین دانشجويی پلی تکنیک به دانشگاه ممنوع الورود شدند.
مخالفت رهایی با برگزاری این مراسم در حالی است که طی هفته گذشته اعلام کرده بود به دلیل حمایت های مهدی کروبی از دانشجویان بازداشت شده امیرکبیر، وی اجازه سخنرانی کروبی در پلی تکنیک را نخواهد داد. اما پس از مطلع شدن رهایی بر اصرار دانشجویان برای برگزاری این مراسم، وی با عقب نشینی، سعی کرد با تغییر زمان برنامه و مشکل تراشی، در برگزاری مراسم اخلال ایجاد کند.
روز گذشته مسئولین دانشگاه در ابتدا با اعلام اینکه تقاضایی برای برگزاری این مراسم ارائه نشده است، تلاش خود را برای ممانعت از برگزاری مراسم نشان دادند اما صبح امروز روابط عمومی دانشگاه امیرکبیر مجددا با صدور اطلاعیه ای از اعطای مجوز برای برگزاری سخنرانی کروبی در روز چهارشنبه خبر داد.
شب گذشته نیز علیرضا رهایی و میراحمدی نماینده نهاد رهبری در دانشگاه با تماس با کرباسچی از وی خواستند، مراسم امروز سخنرانی کروبی در دانشگاه ها لغو شده و یا به اواخر هفته موکول شود.
از صبح امروز با شکسته شدن درب دانشگاه درگیری هایی نیز بین مامورین انتظامات و دانشجویان به وجود آمده است که در پی این درگیری ها چند نفر از دانشجویان دچار جراحاتی شدند.
خبر تکمیلی : مسئولان دانشگاه امیرکبیر پس از شکسته شدن درب دانشگاه توسط دانشجویان چون موفق نشدن مانع حضور کروبی در دانشگاه شوند ، سیستم صوتی دانشگاه را قطع کردند .
دانشجویان در حالی که شعار مرگ بر دیکتاتور سر می دادند کروبی را در میان کرفتند . درب دانشگاه را شکستند و کروبی را به دانشگاه وارد کردند . فیلم را ببینید :
هفت تیر 7tir.com : شاید به جرات بتوان گفت خبراعلام شرکت در انتخابات توسط یکی از تند رو ترین منتقدان جمهوری اسلامی در درون کشور یعنی دفتر تحکیم وحدت ، مهمترین و تاثیر گذار ترین خبریست که تا امروز در اخبار در مورد انتخابات دهم شنیده شده است . تشکلی که در حال حاضر بسیاری از اعضای آن زندانی و بسیاری با احکام کمیته های انضباطی دانشگاه در سراسر کشور روبر هستند و با وجود فشار های فراوان ، همچنان بزرگ ترین و پر عضو ترین تشکل دانشجویی کشور است .
اتحادیه انجمن های اسلامی سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) به عنوان بزرگ ترین تشکل دانشجویی کشور با صدور بیانیه ای اعلام کرد در انتخابات ریاست جمهوری دهم ضمن احترام به میرحسین موسوی ، از مهدی کروبی حمایت می کند و پس از 8 سال تحریم ، در انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد شرکت خواهد کرد .
حمایت دفتر تحکیم وحدت از مهدی کروبی از آن جهت بااهمیت است که این تشکل دانشجویی به عنوان تاثیر گذار ترین تشکل در عرصه انتخابات در چند انتخابات گذشته، از شخص یا فهرستی حمایت نمی کرد و به نوعی از تحریم کنندگان انتخابات به شمار می رفت.
بهاره هدایت، از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در مصاحبه با بی بی سی گفت در نشست سراسری این تشکل در روزهای ۲۴ و۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ تصمیم گرفته شد مطالبات این تشکل در قالب نامه ای برای هر دو نامزد نزدیک به اصلاح طلبان، مهدی کروبی و میرحسین موسوی، فرستاده شده و بر اساس پاسخ آنها تصمیم گیری شود، اما به گفته خانم هدایت تنها آقای کروبی پاسخ نامه این تشکل را داده است.
دفتر تحکیم وحدت اعلام کرده در دور اول انتخابات، آنچه اولویت دارد حضور گسترده طرفداران هر دو کاندیدای نزدیک به جریان اصلاح طلبی و جلوگیری از پیروزی محمود احمدی نژاد در دور اول است. به همین دلیل این تشکل تصمیم گرفته است در دور اول انتخابات بدون توجه به شانس رای آوری دو کاندیدای اصلاح طلب، از کاندیدایی حمایت کند که دیدگاه هایش به مطالبات این تشکل دانشجویی نزدیکتر است.
البته در بخشی از این بیانیه آمده است: “از نظر ما هیچ یک از کاندیداهای حاضر درصحنه، نمایندگان ایده آل افکار عمومی نبوده و تنها برخی از آنها را می توان کاندیدایی برای گذار از شرایط اضطراری و ایجاد تغییرات حداقلی دانست.”
دفتر تحکیم وحدت در ادامه این بیانیه نسبت به سلامت انتخابات ابراز نگرانی کرده و از همه کاندیداها و هواداران آنها خواسته است “برنامه ای جدی برای صیانت آرای مردم داشته باشند و در صورت بروز تقلب اکتفا به شکایت به خدا نکرده و دست به اعتراضات عملی بزنند.” در این بیانیه از فعالان دانشجویی نیز خواسته شده که به صورت نیروهای داوطلب به همکاری با “کمیته صیانت از آرا” بپردازند.
در پایان بیانیه دفتر تحکیم وحدت آمده است: “با استقبال از پاسخ آقای کروبی به نامه ارسالی به کاندیداها، ضمن احترام به آقای میرحسین موسوی اعلام می داریم از نظر ما برنامه ها و تیم اجرایی ایشان به مطالبات دفتر تحکیم وحدت نزدیک تر بوده و در این مرحله از انتخابات اولویت با آقای مهدی کروبی است.”
پیش از این سازمان ادوار تحکیم وحدت نیز از نامزدی مهدی کروبی حمایت کرده بود.
شایان ذکر است مهدی کروبی در پاسخ نامه دفتر تحکیم وحدت به دانشجویان قول داده بود که بعد از انتخاب شدن احکام کمیته های انضباطی که منجر به محروم التحصیل شده دانشجویان شده بود را باطل کند و دانشجویان ستاره دار و محروم التحصیل یا تعلیقی را به دانشگاه باز گرداند و همچنین از فعالیت آزاد دانشجویان حمایت کند و به طور جدی برای آزاد شدن دانشجویان زندانی بکوشد . همچنین مهدی کروبی قول داده بود که انتخاب ریس هر دانشگاه را بر عهده همان دانشگاه بگذارد و به این وسیله به دانشگاه استقلال و آزادی بیشتری بدهد .
این در حالیست که میرحسین موسوی با پیروی از سیاست فعلی نظام جمهوری اسلامی که دفتر تحکیم وحدت را غیر قانونی می داند حاضر به پاسخگویی به نامه و سوالات این تشکل نشد . سایت قلم متعلق به ستاد میرحسین موسوی طیف جعلی شیراز را به عنوان دفتر تحکیم وحدت قبول دارد و به اخبار آن گروه می پردازد در حالی که بالغ بر نود درصد دانشجویان عضو انجمن اسلامی تنها طیف علامه را به عنوان دفتر تحکیم وحدت قبول دارند .
چند ماه پیش با زندانی شدن بسیاری از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ، وزارت علوم دولت احمدی نژاد ، این تشکل را غیر قانونی اعلام کرد .
هفت تیر 7tir.com : جلسه حامیان موسوی که با دعوت مجید انصاری، عبدالعلی زاده و مجید مجیدی روز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه، در تالار شهریار برگزار شده بود با حمله اعضای شاخه بسیج ستاد میرحسین موسوی به دانشجویان معترض بر هم خورد.
بنا به گزارش های رسیده از تبریز بعد از پخش فیلم محمد خاتمی در جلسه ای خصوصی و توهین به ترک ها در قالب بیان جوک، که چند روز پیش توسط سایت هفت تیر منتشر شد فضای شهر تبریز ملتهب گشته است. مجید انصاری از مدعوین ستاد موسوی، که در فیلم منتشر شده نیز حضور داشته است، در این جلسه از سوی دانشجویان، مورد سئوال دانشجویان قرار گرفت. وی با تایید واقعی بودن فیلم و حضورش در فیلم ، اعتراض دانشجویان را به حق دانست ولی حاضر نشد بدلیل این مسئله از دانشجویان و مردم تبریز عذرخواهی کند . در این مراسم فعالین آذربایجانی با در دست داشتن پلاکاردهایی با شعارهای تحت عنوان “هارای هارای من تورکم” و “خاتمی باید عذر بخواهد” اعتراض آرام و مسالمت آمیز خود به این مسئله را بیان کرده و خواهان عذر خواهی خاتمی و اصلاح طلبان شدند. اما این اقدام دانشجویان منتقد، موجب بروز درگیری و تنش میان اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و دانشجویان شد. و در نتیجه این تنش ۱۰ تن از فعالین مدنی آذربایجانی از جمله هادی همیدی شفیق دانشجوی سابق دانشگاه آزاد ارومیه و زندانی سیاسی سابق مجروح و مضروب شدند.
در پی این ماجرا جمعی از تشکل های دانشجوئی دانشگاههای تبریز با صدور بیانیه ای به ضرب و شتم دانشجویان منتقد در برنامه ستاد میر حسین موسوی شدیدا اعتراض کردند. متن این بیانیه در ذیل آمده است.
عکس عده ای از دانشجویان معترض در سخنرانی میرحسین در زنجان
. بیانیه اعتراضی تشکل های دانشجویی شهر تبریز در اعتراض به مهندس میرحسین موسوی و اعضای ستاد ایشان در آذربایجان شرقی در باب ضرب و شتم دانشجویان منتقد تحمل صدای مخالف و منتقد در هر شرایطی از اولین شروط دموکراسی و آزاده خواهی به شمار می آید. دیر گاهی بود مدعیان اصلاح طلبی شاکی از گروه های فشار و چماق به دست داد به فلک رسانده بودند اما چه شده کاندیدای محبوب مشارکت و مجاهدین و خاتمی در ستاد خود چماق به دست می پرورانند و خود بانی ضرب و شتم می شوند. در تبریز روزی دانشجویان منتقد که خواهان طرح سوالات خود در جلسه ی سخنرانی ستاداند، گروه های فشار خوانده می شوند و روزی دیگر در جلسه ی سخنرانی مجید انصاری چند دانشجوی منتقد صرفا پلاکارد به دست، راهی بیمارستان می شوند. تشکل های دانشجویی تبریز ضمن تعجب از اقدامات مدعیان اصلاح طلبی، خواستار پیگیری وضعیت دانشجویان ضرب و شتم شده و اعاده ی حیثت از دانشجویان توهین شده است و اعلام می دارد با تمام قوا و تحت هر شرایطی مطالبات جامعه مدنی و انتقادات مربوط به کاندیدا ها را مطرح خواهد کرد. . گفتنیست از دو هفته گذشته ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی تشکیل شاخه بسیج در این ستاد ها را اعلام کرده است و عده زیادی از بسیجیان با حمایت از میرحسین موسوی عضو این ستاد ها شده اند .
هفت تیر 7tir.com : دانشجو مورد نظر که در صحبت های خود از بسیح انتقاد می کند و سپس در بحث بی عدالتی شروع به انتقاد از خامنه ای میکند بلافاصله با حمله دانشجویان بسیج به محل سخنرانی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد . محل دانشگاه فردوسی مشهد
به گزارش هفت تیر 7tir.com به نقل از آینده نیوز : گروه کثیری از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، امروز در اقدامی اعتراض گونه به روند عدول رسانه ملی از بیطرفی و جانبداری آشکار این سازمان از نامزدی خاص، با سردادن شعارهای کوبنده، از ضبط برنامه توسط گروه اعزامی برنامه منطقه آزاد شبکه سوم سیما به شدت ممانعت کردند.
خبرنگار آینده که دانشجوی رشته مهندسی برق این دانشگاه است و از نزدیک شاهد این رویداد بوده، در گزارش خود آورده است: بر اساس اعلام قبلی برنامه منطقه آزاد که دیشب نیز تبلیغ برگزاری آن از شبکه سوم سیما به صورت زیرنویس پخش شد، قرار بود تریبون آزاد این شبکه ساعت 11 امروز دوشنبه 28/2/88 برنامه خود را در دانشگاه علم و صنعت ضبط کند .
راس ساعت مقرر این گروه تجهیزات و نفرات اعزامی خود را مقابل مسجد دانشگاه مستقر کرد. اما هنوز وسایل گروه به طور کامل مستقر نشده بود که دانشجویان با سر دادن شعارهای مختلف از انجام کار آنها ممانعت به عمل آوردند. گروهی از بسیجیان دانشگاه نیز از طریق آمپلی فایر مقابل مسجد در صدد کنترل فضا و ایجاد آرامش بر آمدند که به علت گستردگی دامنه مخالفت دانشجویان، موفق به این کار نشدند و در واکنش به اقدامات تحریک آمیز برخی دانشجویان بسیجی، دانشجویان مخالف نه تنها آمپلی فایر را شکستند بلکه تریبون گروه صدا و سیما را نیز سرنگون کردند.
در ادامه این گزارش آمده است : متعاقب این اقدامات، گروه دانشجویان مخالف که حدود 200 نفر بودند، با گروه دانشجویان بسیجی که حدود 50 نفر بودند به تبادل شعار علیه یکدیگر پرداختند. دانشجویان مخالف شعارهایی از قبیل نصرمن الله و فتح قریب مرگ بر این دولت مردم فریب/ دولت سیب زمینی، نمی خوایم نمی خوایم و در مقابل دانشجویان بسیجی نیز با سر دادن شعارهایی از قبیل مرگ بر منافق، آزادی اندیشه دروغه دروغه و سردادن شعارهایی دیگر به سمت دانشجویان مخالف حمله ور شدند و اندک زد و خوردی نیز رخ داد.
خبرنگار ما در ادامه گزارش خود آورده است: در دست یکی از دانشجویان معترض تراکتی وجود داشت که بر روی آن نوشته شده بود: صدا وسیما= کیهان تصویری.اعتراض دانشجویان دانشگاه علم و صنعت به روند جانبداری از آقای احمدی نژاد در برنامه های صداو سیما بود و دانشجویان می گفتند، چرا صدا و سیما که با بودجه ایرانیان اداره می شود، در خدمت گروهی خاص در آمده و برنامه منطقه آزاد شبکه سوم سیما نیز شب های قبل برنامه ضبط شده در چند دانشگاه کشور را با سانسور شدید و به نفع آقای احمدی نژاد پخش کرده است.
در پایان این گزارش آمده است: گروه اعزامی صداوسیما از سرناچاری و عدم امکان ادامه فعالیت، وسایل خود را جمع آوری کرده و ساعت 13به بیرون از دانشگاه رفت. دانشجویان در هنگام بیرون رفتن عوامل صدا و سیما همانطور که در فیلم زیر می بینید شعار ” برون بیرون ” را سر می دادند :
.
فیلم بیرون کردن عوامل صدا و سیما از دانشگاه علم و صنعت
هفت تیر 7tir.com : در برنامه تریبون آزاد که با موضوع انتخابات در دانشگاه های مختلف فیلم برداری و هر شب از شبکه 3 پخش می شود علاوه بر سانسور و حذف گسترده ای که در صحبت های دانشجویان وجود دارد گاهی اتفاقات جالبی هم می افتد که در این برنامه نمایش داده نمی شود .
این فیلم در مورد درگیری بین دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر و بسیجیان در تریبون آزاد می باشد که توسط شبکه 3 در این دانشگاه برگزار شده است .در ویدئو مذکور اولین دانشجو درمورد آزاد نبودن انتخابات صحبت می کند و می گوید “”همانطور که دیدید اینجا همه نظرشان بر چیست اما وقتی انتخابات تمام شد و شخص دیگری رای آورد آنوقت می فهمید که در ایران انتخابات نیست و انتصابات است”" .
پس از آن دومین سخنران، یک فرد با ظواهر بسیجی است به پشت تریبون می رود که پیش از شروع، با اعتراض به اینکه آیا اصلا دانشجوی آن دانشگاه هست، مواجه میشود و او هم در جواب می گوید در این دانشگاه واحد مهمان گرفته است . در ادامه، پس از بسم الله سخن خود را اینطور آغاز میکند که ” اینجا یک سری حاج خانوم هایی هستند که دیشب برا حاج آقاهاشون بزک کردن، و الان یادشون رفته که پاک کنن…”
این حرف، با اعتراض شدید دانشجویان مواجه میشود. در این هنگام یکی از دانشجویان دختر به پای تریبون رفته و سعی در زدن آن فرد بسیجی میکند و میکروفن را از دست فرد بسیجی در می آورد و به او فحش می دهد و جلسهٔ تریبون آزاد از کنترل خارج میشود… سر انجام با دخالت حراست ، بسیجی ها در حالی که توسط دانشجویان هو می شوند از محل دور می شوند .
“مي گفتند ما منافقيم. ضد شهدا هستيم. مي گفتند سايت امير کبير بر ضد نظام تبليغ مي کند. دنبال اين بودند ببينند سايت ما چگونه اداره مي شود.”
هفت تیر 7tir.com: اينها سخنان يکي از 5 دانشجوي اميرکبيري است که ديروز، پس از روزهاي متمادي زندان انفرادي، شکنجه و عدمن ارتباط با جهان خارج، آزاد شده است. او نيز که مانند 4 هم دانشگاهي ديگرش بين 200 تا 300 ميليون تومان وثيقه آزادي داده، در گفت و گوي کوتاهي با ما ، از روزهايي گفته که روزي 2 تا 4 بار ”بازجويي” شده است.
نريمان مصطفوي، کوروش دانشيار، حسين ترکاشوند، اسماعيل سلمانپور و ياسر ترکمن دو شب پيش از زندان اوين آزاد شدند؛ در حاليکه 5 اميرکبيري ديگر همچنان در سلول و خانواده هاي آنان در بي خبري مطلق به سر مي برند.
اين 5 تن آثار روزهاي سخت زندان را هم بر جسم دارند، مانند کوروش دانشيار که در اثر ضربات وارده، انگشتش شکسته و هم بقيه که “هم روحي و هم فيزيکي” تحت فشار قرار داشته اند که بگويند “منافق” و “ضد شهيد” هستند.
يکي از دانشجويان که به علت شرايط بد روحي و جسمي قادر به صحبت طولاني نيست، همه مدت زندانش را، مانند بقيه، در انفرادي گذرانده است.
از او مي پرسم:
روزي چند نوبت بازجويي مي شديد؟
يادم نيست. اما حداقل دو بار و گاهي تا چهار بار.
شکنجه هم شديد؟
زياد. هم روحي و هم فيزيکي. نمي توانم بگويم چقدر. قصد خورد کردنمان را داشتند.
توانستند؟
اگر توانسته بودند زود تر آزاد مي شديم.
چه مي خواستند؟
مي گفتند ما منافقيم. ضد شهدا هستيم. مي گفتند سايت امير کبير بر ضد نظام تبليغ مي کند. دنبال اين بودند ببينند سايت ما چگونه اداره مي شود.
چگونه آزاد شديد؟
بگذاريد بقيه را بعدا بگويم. الان حوصله ندارم.
اسمتان را بنويسم؟
نه ننويسيد. نمي ترسم. اما ننويسيد بهتر است.
اين پنج دانشجو و ديگر دانشجويان زنداني پلي تکنيکي در طول مدت بازداشت از حق ملاقات با خانواده و يا وکيل به طور کلي محروم بودند.
به نوشته سايت اميرکبير دانشجويان آزاد شده گفته اند تيم بازجويي با ندادن اجازه ملاقات به دانشجويان و حبس آنان در سلول هاي انفرادي و آزارهاي جسمي و رواني به شدت آنها را تحت فشار قرار داده است. ارتباط با امريکا، اسرائيل، منافقين و افراد سياسي مختلف همراه با موارد ديگري چون استفاده از مشروب، مواد مخدر و فساد اخلاقي از جمله اتهاماتي بود که به آنان منتسب کرده بودند.
و اينک ۵ دانشجوي ديگر دانشگاه اميرکبير، عباس حکيم زاده، مهدي مشايخي، مجيد توکلي، احمد قصابان و مسعود دهقان همچنان دربندند.
کوروش دانشيار، حسين ترکاشوند و اسماعيل سلمانپور در روز ۱۷ بهمن ماه درمراسم سالگرد درگذشت مهندس بازرگان در مقابل حسينيه ارشاد بازداشت شدند. نريمان مصطفوي در روز ۶ اسفندماه و پس از اعتراض دانشجويان اميرکبير به دفن شهيد در اين دانشگاه بازداشت شدند. ياسر ترکمن نيز روز ۱۹ اسفندماه در مقابل دانشگاه توسط نيروهاي لباس شخصي بازداشت شد.
هفت تیر 7tir.com: میرحسین موسوی کاندیداهای جبهه ی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی روز دوشنبه در مسجد دانشگاه مازندران (بابلسر) حضور یافت. و برای اولین بار در یک جلسه رسمی پرسش و پاسخ ، در مورد عملکردش در قضیه کشتار 4 هزار زندانی دگر اندیش در دوران نخست وزیریش مورد سوال قرار گرفت اما با فرار کردن از سوال دانشجویان سالن جلسه را ترک کرد .
. نماینده ی دانشجویان در این جلسه تبلیغاتی میرحسین سوالاتی را در برابر میرحسین موسوی مطرح کرد که از جمله مربوط به کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در دوران نخست وزیری او بود. میرحسین موسوی به هیچ یک از این سوالات پاسخ نداد . صراحت میرحسین تنها در آن جا بود که اعلام کرد: من با صراحت می گویم با اصلاح قانون اساسی مخالفم.
آخرین و پرشورترین قسمت پرسش و پاسخ مربوط به نماینده انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بود که مطالبات دانشجویان را بیان کرد که شدیدا مورد استقبال تمامی حضار قرار گرفت. متن کامل سخنان نماینده انجمن اسلامی دانشگاه بابل بدین شرح است:
درود بر تمامی دانسجویان زندانی که نماد مقاومت جنبش دانشجویی هستند و درود بر دانشجویان ستاره دار که ستاره هایشان مدال افتخار هر دانشجوی آزاده ای است. درود بر صدها دانشجوی محروم از تحصیل و درود بر شما، آقای میرحسین موسوی که با شهامت پا به عرصه انتخابات گذاشتید.
آقای میرحسین موسوی می گویند با ابهام و کلی گویی سخن می گویید، اطرافیانتان می گویند این تاکتیکی است که مورد هجمه اقتدار گرایان قرار نگیرید، آقای موسوی، احمدی نژاد نیز با همین تاکتیک و شگرد های انتخاباتی به روی کار آمد، اما آن چیزی که امروز در کشور ما وجود ندارد اعتماد میان ملت و دولت است که فریب آن تاکتیک های کثیف را خوردند. و امروز نا امید و سرخورده چشم انتظار رئیس جمهور دیگر هستند.
آقای موسوی ما تجربه ۸ سال دولت اصلاحاتی را داشتیم که رئیس آن در جایی که باید می ایستاد و از حقوق ملتی که به او رای داده بود دفاع می کرد راه سازش با قدرت طلبان و سرکوب گران را در پیش گرفت که این سیاست مصلحت اندیش جز یاس و ناامیدی و منتهی شدن به دولت دیکتاتوری همچون دولت محمود احمدی نژاد ثمره ای نداشت.
ملت ایران در برگه های رای خود نام کسی را به عنوان رئیس جمهور می نویسد که صراحت در گفتار، صداقت در رفتار و شجاعت در دفاع از خواسته های به حق آنان را در عمل اثبات کرده باشد. ما رئیس جمهوری نمی خواهیم که مجری انتخابات ننگینی چون انتخابات مجلس هفتم باشد که در آن بیش از ۴۰۰۰ نفر رد صلاحیت شدند. ما رییس جمهوری نمی خواهیم که وقتی در انتخابات تقلب شد تنها به خدا نامه بنویسد. ما به فردی رای می دهیم که با شجاعت از آرای ملت صیانت کند.
آقای موسوی سوالات ما زیاد است. لطفا یادداشت بردارید. خواهش می کنم به همه آنها جواب دهید. امیدواریم کمبود وقت را توجیهی برای ابهام در گفتارتان نکنید چون جواب صریح نیازی به اطناب و درازگویی ندارد.
۱- شما و ما می دانیم که به گفته آیت الله منتظری قائم مقام وقت رهبری بیش از ۴۸۰۰ زندانی سیاسی در سال ۶۷ بدون محاکمه به دستور آیت الله خمینی اعدام شدند در حالی که دادگاه جمهوری اسلامی آنها را به زندان محکوم کرده بود . شما در آن زمان نخست وزیر ایران بودید.رئیس دولت و شخص سوم مملکت. مسئول دفاع از حقوق ملت. چه توضیحی درباره سکوتتان دارید؟ آیا این سکوت به معنای رضایت شما بود؟ باز هم تاکید می کنیم با صراحت پاسخ دهید. ۲- بیست سال سکوت کردید. بیست سالی که ملت در آن وقایعی همچون قتل های زنجیره ای و حادثه تلخ ۱۸ تیر را به چشم دیدند. آیا ضرورتی نداشت که شما به عنوان پیشکسوت عرصه سیاست کشور، موضعی را اتخاذ می کردید؟
۳- آقای موسوی قانون اساسی موجود ظرفیت هایی را برای تحقق آزادی و دموکراسی فراهم کرده است ولی از آن بیشتر ظرفیت های پرورش دیکتاتوری و قدرتمند شدن عده ای خاص و قلیل را دارد. آیا برای رعایت هر چه بیشتر حقوق شهروندی، حقوق بشر و تحقق آزادی و دموکراسی واقعی در کشور اعتقادی به اصلاح قانون اساسی دارید تا بیش از این شاهد سرکوب و دیکتاتوری نباشیم.
۴- امروز ملت ما حقوق مسلم زیادی دارد که توسط اقتدارگرایان نادیده گرفته می شود نظیر آزادی بیان، آزادی اندیشه، انتخابات و مطبوعات آزاد و ده ها مورد دیگر. ملت ایران حق دارد بعد از تحمل زجر و سختی سال ها جنگ و انقلاب و هزاران مصیبت دیگر زندگی مرفه و توام با آرامش داشته باشد. آقای میرحسین موسوی آیا شما نیز اعتقاد دارید باید همه حقوق مسلم ملت ایران قربانی دیپلماسی پرهزینه بر سر داشتن یک حق انرژی هسته ای شود؟ آیا شما هم می پندارید تحریم بر ملت ما و رفاه و آسایش آنها تاثیر ندارد؟
۵- آقای موسوی شما در سخنرانی هایتان این مژده را به مردم دادید که گشت های مخوف ارشاد را از خیابان های شهرهایمان جمع خواهید کرد و فرماندهان نیروی انتظامی در جواب شما اعلام کردند که این موضوع در حیطه اختیارات رییس جمهوری نیست و کسانی که در این باره اظهارنظر می کنند. از قانون بی اطلاع اند. برای تحقق این وعده خود چه پاسخی را برای ملت دارید؟
۶- و اما آخرین سوال: شما از دانشجویان زندانی حمایت کردید و ستاره دار کردن آنها را محکوم نمودید در حالی که اکثر این دانشجویان عضو طیف علامه دفتر تحکیم وحدت بودند شما سه هفته است که به درخواست ملاقات اعضای شورای مرکزی طیف علامه دفتر تحکیم وحدت پاسخی ندادید. چگونه این پارادوکس را تحلیل می کنید؟ نظر خود را به صورت شفاف و بدون ابهام در مورد طیف علامه دفتر تحکیم وحدت و ۵۲ انجمن اسلامی زیرمجموعه آن بیان کنید. آیا دولت شما این بزرگترین اتحادیه دانشجویی را به رسمیت خواهد شناخت؟
ما از شما ۶ سوال صریح و شفاف پرسیدیم و از شما ۶ جواب صریح و شفاف می خواهیم. از اینکه صحبت های من به درازا کشید و شما تحمل کردید تشکر می کنم.
بنابر این گزارش، موسوی در حالیکه از پاسخ دادن به سوال های نماینده انجمن اسلامی بابل طفره رفت، با لحنی آکنده از خشم اعلام کرد که این ۶ سوال بیش تر شبیه یک بیانیه است تا مطالبات.
وی گفت: “من ۲۰ سال سکوت نکردم و با بستن فله ای مطبوعات مخالفت کرده ام”. او همچنین گفت: “من صراحتا با اصلاح قانون اساسی مخالفم. من دیدم که چه کسی آن قانون اساسی را امضا کرد. من نمی گویم شما کافرید ولی این مواضع ما را به جایی درست نخواهد برد”. وی در ادامه گفت: “من کاملا به این قانون اساسی معتقدم و با آن وفادار خواهم ماند”. از نکات قابل توجه این برنامه زمانی بود که نماینده انجمن اسلامی دانشجویان صنعتی نوشیروانی بابل مشغول پرسیدن سوال بود. در این هنگام مجری برنامه و ستاد میرحسین موسوی سعی می کردند تا میکروفون را از وی بگیرند که موفق نشدند ولی در عوض وقتی سوال نماینده انجمن درباره کشتار ۶۷ بیان می شد، صدای بلندگوها را به شدت کم کردند. نماینده انجمن اسلامی سه بار رو به میرحسین کرد و از او پرسید اجازه می دهید تا سوالاتم را ادامه دهم که هر سه بار میرحسین سرش را به پایین انداخت و حرفی نزد. این در حالی بود که میرحسین وقتی یک دانشجوی بسیجی درخواست تریبون کرده بود، گفت: “به او تریبون بدهید و بگذارید صحبتش را بکند”.
در انتهای این مراسم میرحسین موسوی به جای پاسخ دادن به سوالاتی که نماینده انجمن اسلامی صنعتی بابل مطرح کرده بود، از پاسخ گویی طفره رفت و در حالی که دانشجویان فریاد می زدند “میرحسین، ۶۷، جواب بده” سالن را ترک کرد.
همچنین دانشجویان چندین بار در میان حرف های نماینده انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بابل شعار دادند “تحکیم طیف شیراز، نداریم، نداریم”.
در این گزارش آمده است: مراسم با خوش آمد گویی و سخنرانی دبیر انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه مازندران آغاز شد و پس از چند خوش آمد گویی دیگر میرحسین موسوی به ایراد سخنرانی کوتاهی پرداخت و در آن به نقد وضعیت موجود (بیش تر در زمینه اقتصادی) پرداخت.
سپس جلسه پرسش و پاسخ آغاز شد و در ابتدا دکتر زهرا کریمی عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران و یکی از ۵۰ اقتصاد دان منتقد دولت از موسوی سوالی مبنی بر این که “برنامه عملی شما برای بهبود وضعیت اقتصادی چیست؟” مطرح کرد. میرحسین موسوی در پاسخ گفت: “مدتی باید به احیای سازمان های کنترل کننده اقتصادی نظیر سازمان برنامه و بودجه، شورای پول و اعتبار و … که با تصمیمات غیر عقلانی منحل شد، پرداخت (در این زمان جمعیت شعار “محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد” را سر دادند) و سپس با کمک اطلاعات و آمار اقتصادی این مراکز دست به کار کارشناسی زد. سپس عنوان کرد که جزئیات طرح اقتصادی اش در چند هفته آینده منتشر خواهد شد.”
میرحسین در جواب پرسشی کتبی مبنی بر این که آیا در صورت انتخاب “خاتمی” را در کابینه اش جای خواهد داد؟ گفت: “خاتمی یک چهره برجسته و ممتاز داخلی و بین المللی است و در هر جایی که خود خاتمی بخواهد مخصوصا در بخش سیاست خارجی پذیرای حضور ایشان خواهیم بود.”
سپس رضا عرب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران به ذکر مشکلات فعالان دانشجویی در چهار سال گذشته پرداخت و نظر صریح موسوی را در مورد انجمن های اسلامی دانشجویان و دانشجویان زندانی جویا شد.
رضا عرب به عنوان دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در آغاز صحبت خود به دانشجویان دربند دانشگاه امیرکبیر وبه طور خاص عباس حکیم زاده درود فرستاد. وی در صحبت های خود به مشکلات پیش روی دانشگاهیان در راستای ایجاد فضای باز آکادمیک اشاره کرد وگفت: جناب آقای مهندس موسوی از شما خواهش می کنم به دانشجویانی که در این چهارسال مورد برخورد تعلیق اخراج محرومیت از تحصیل قرار گرفتند توجه فرمایید. دانشجویانی که به جرم اصلاح طلبی وتحول خواهی از تمامی گروه های اجتماعی دیگر هزینه بیشتری در اصلاح طلبی و تحول خواهی داده اند. چشم انداز شما برای دانشجویانی که در این چهار سال، زندان را تبدیل به خانه ی دوم آنها کرده اند چیست» وی پس از آن با اشاره به مشاوران و تفکر دوگانه ای که بر ستاد میرحسین موسوی در زمینه مسایل آموزش عالی حاکم است، خواستار پاسخ صریح موسوی در باره ی آینده ی وزارت علوم در دوره ی مدیریت او کرد و حمایت دانشگاهیان از وی را منوط به رفع این دوگانگی در رفتار ستاد موسویاعلام کرد.
موسوی در این موارد پاسخ صریح نداد و در مورد دانشجویان زندانی گفت: من زندان بان نیستم که در زندان را باز کنم تا کسی آزاد شود ولی می گویم به شعارم عمل خواهم کرد و شعارم “آزادی از ترس و رهایی از نیاز” است.
تعداد زیادی از جمعیت شعار دادند “موسوی صراحت ، صراحت” که مورد توجه میر حسین قرار نگرفت و عده ای نیز شعار “احمدی پینوشه ایران شیلی نمی شه” را سر دادند که در این میان فرد میانسال از میان جمعیت روی صندلی رفت و فریاد زد “مرگ بر ضد ولایت فقیه” که با شعارهای “مزدور برو گمشو” و “بسیجی برو گمشو” و “توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد” از طرف دانشجویان روبرو شد. موسوی پاسخ داد: من پایبندی خود را به ولایت فقیه اعلام می کنم و ماجراهای اخیر در مورد ادغام سازمان حج و زیارت نشان داد که چه کسانی به ولایت فقیه پایبندند.
سپس یکی از دانشجویان بسیجی دختر به داد و فریاد پرداخت و درخواست تریبون کرد که با خواهش موسوی به او تریبون داده شد. این دانشجو پرسید شما هنوز طرح روشن اقتصادی نداده اید ولی وعده ی جمع کردن گشت ارشاد را داده اید. ما باید به فکر غیرت خودمان هم باشیم. آیا مشکل اساسی مردم گشت های ارشاد است!
موسوی در پاسخ گفت: اگر تورم ۵۰ درصد بشود هیچ گشت ارشادی نمی تواند جلوی فساد را بگیرد. ریشه در جایی دیگر است و راه را اشتباه رفته ایم. من هنوز بر این وعده ام پایبندم.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر یکی از فعالان حقوق زنان که دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی بود از موسوی درخواست کرد موضع صریح خود را درباره “کمپین یک میلیون امضا” و “پرونده رکسانا صابری” اعلام کند. اما موسوی از دادن پاسخ صریح اجتناب کرد و فقط به ذکر این موضوع پرداخت که خواهان عدم تبعیض بین زن و مرد است و با لایحه چند همسری مجلس مخالف است و با سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه ها نیز مخالف است. موسوی در جای دیگر گفت که خواهان ایجاد فضای بازتر در فضای فرهنگی کشور من جمله بخش کتاب و سینما است.
هفت تیر 7tir.com: عکسهایی که می بینید، نیاز به شرح ندارد. این عکسها، از نمای بیرونی یک خوابگاه دانشجویی دخترانه در شهر همدان گرفته شده اند. در این عکسها، تمامی پنجره ها با ایرانیت ضخیم پوشانده شده اند مبادا آفتاب و مهتاب، دانشجویان دختر را ببینند و یا آنها بتوانند نگاهی به بیرون بیندازند یا از نور روز و خورشید استفاده کنند!
اخیرا، دفتر تحکیم وحدت، در بیانیه ای که برای طرح مطالبات دانشجویان از کاندیداهای ریاست جمهوری منتشر کرده به این وضوع اشاره کرده است که در خوابگاههای دختران دانشجو، علاوه بر توهینهای فراوانی که به آنها می شود، نظارتهای شدیدی چون محدودیت ساعت ورود دختران به خوابگاه، منع استفاده از روسری و شال و لوازم آرایش در خوابگاه ها ، تماس با خانواده ها برای استفاده از اهرم فشار و تهدید علیه آنان و … اعمال می شود. این سیاستهای کنترلی علیه دختران دانشجو در خوابگاه ها در سالهای اخیر شدت زیادی پیدا کرده است، به شکلی که خوابگاه های دانشجویی برای دختران تفاوت چندانی با زندان ندارد.
هفت تیر7tir.com: به قلم مجتبی سمیع نژاد-سلول انفرادی؛ چه آن را دریچهیی باشد به نزدیک سقف و چه آنکه دریچهیی کوچک به پایین در داشته باشد، تا غذایت را از آن بدهند، چه در آن شیر آب دستشویی باشد و چه نباشد، چه هر چند ساعت یکبار بیایند و از سوراخ بالای در نگاهات کنند که در چه حالی و بلایی بر سر خودت نیاوردهیی، چه لامپی در آن باشد که همیشه روشن باشد و یا گهگاهی خاموشاش کنند… هر چه و هر چه که باشد، مصداق بارز شکنجه است…
در سلول انفرادی با جهان واقعی بیارتباطی خاصی وجود دارد، هیچ خبری به زندانی نمیرسد، هیچ ارتباطی با دنیای بیرون وجود ندارد، هیچ وسیلهیی برای حتا سرگرمی در آن نیست، هیچ نوشتهیی نیست که بخوانی، اگر باشد قرآنی است و مفاتیحی که اگر روزی فرصت کنی هفتبار جوشنکبیرش را برای ده روز متوالی بخوانی، تا مدعیان کلیددار بهشت اراده نکنند، دری به رحمت به رویات باز نمیشود… در این فضا ذهن زندانی خالی میشود، تنها راه چاره رهایی است، زندانی دست به هر چیزی میزند، از فکر خودکشی گرفته تا خودفروشی (نه از نوع جسمی اش) از ایستادهگی تا سر حد مرگ و از شکستن و شنیدن صدای زاری. همین جا است که سلول انفرادی مصداق بارز شکنجه است…
زندانی زیر این فشار است و جلسههای بازجویی صدها فشار دیگر روی زندانی میگذارد؛ او تهدید میشود، کتک میخورد، دروغ میشنود، گاهی مجبور میشود صدای مادرش را بشنود، گاهی مجبور میشود برای دوستاش نگران شود، گاهی به شک میافتد که ای وای چه قوم الظالمینی بودم من (به تازهگی که «مضلین» هم میشوند)، گاهی استحاله میشود، گاهی اماله میشود و یا تهدید به اماله میشود، گاهی از بینیاش خون میآید، گاهی صورتاش سرخ میشود، گاهی دلاش خون میشود، گاهی با لوازمی جدید آشنا میشود، گاهی در برابر دوربینهای تلویزیونی قصهی شب میگیرد… همینجا است که سلول انفرادی میشود مصداق بارز شکنجه…
گاهی سلول انفرادی طولانی میشود، طول روزهایاش و تاریکیی شبهایاش؛ و گاهی مدت هفتههایاش و در بسیار؛ تعداد ماههایاش. و در این گیر و دار و سکوت مرگآور، زندانی باید فکر کند که آیا باید پای برگهیی یا برگههایی را امضا کند که: «مطالب فوق را در صحت سلامت جسمی و روحی تایید میکنم» یا نه؟ و یا بهتر اینکه آیا قبول میکند که پروندهیی داشته باشد، آن هم از نوع قطورش یا خیر؟ که البته بهتر است قبول کند یا مجبور به قبول کردن بشود؛ اگر نه، یا فریادهای چند اتاق آنطرفتر بیشتر بلند میشود یا از تنها نعمت جهان که دیدن کسی است به نام «بازجو» شاید برای روزها و هفتهها کفران نعمت تلقی شود… پرونده باید کامل شود؛ آن نامنبرده و به خاطر چشمبند نادیده، آخر شغلاش این است، از این راه ارتزاق میکند و یک در دنیا و صد در آخرت میگیرد…
۹ دانشجوی دانش گاه پلیتکنیک بیش از دو ماه است که به سلول انفرادیاند، به رسم «سلول انفرادی» ارتباطی با دنیای خارج ندارند، به همین رسم و به دنبالهی آن از دیدار خانواده و داشتن وکیلی که کمکشان باشد محروماند، هنوز اتهام مشخصی ندارند، چرا که اتهامها بعد از این «بازداشت موقت» که برخی از تبهکاران همین قدر به زندان محکوم میشوند، تفهیم میشود. خبرها از شرایط بد روحی و جسمی آنها حکایت دارد. کمتر شنیده شده که موی سر یک زندانی آن هم در سلول انفرادی از ته تراشیده شده باشد، اما در مورد اسماعیل سلمانپور شده، که «هوشیاری و تمرکز مناسب برای آگاهی از محیط پیرامون خود را نداشته» همینجا است که سلول انفرادی نقض آشکار حقوقبشر است. وقتی محمد پورعبدالله را از قزل حصار کرج تا سلول انفرادی اوین تهران میآورند تا آن برگهها که امضا نکرده امضا کند، پیدا است که چه رنجی است بدان زندان زندانیان را…
مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، کوروش دانشیار، احمد قصابان، عباس حكيم زاده، نريمان مصطفوي ،مهدي مشايخي، یاسر ترکمن، شبنم مددزاده و به تازهگی مسعود دهقان یازده دانشجویی هستند که در سلول انفرادی زندان اوین روزگار به سختی میگذرانند و کیست که نداند سلول انفرادی یعنی شکنجهگاه و کیست که نداند با نام گذاشتن سوئیت به جای سلول انفرادی تشویش اذهان عمومی میکنند، تا اقدام علیه امنتی ملی و تبلیغ علیه «نظام»شان جا افتد و سیل کوچک مراسمهای خودجوش استقبال در فرودگاه برای «حماسه»ی کوچکی و «اقتدار ملی»ی از دست رفت از رونق نیافتد.
داشتن سلول انفرادی نشانی دیگر برای سرافکندهگی یک ملت است که ما باشیم، و نشانی دیگر است برای وجود نقض حقوقبشر در ایران. دانشجویان زندانی را آزاد کنید…
هفت تیر 7tir.com: صدها دانشجوی معترض دانشگاه صنعتی بابل از ساعت ۱۱:۳۰ روز یک شنبه تحصن روز دوم خود را با اعتصاب غذای گسترده آغاز کردند. بیش از ۸۰۰ تن از دانشجویان در این اعتصاب غذا شرکت کرده و غذای امروز خود را به بهزیستی اهدا کردند و سینی های خالی را از سلف دانشگاه تا دفتر معاونت دانشجویی فرهنگی دکتر امینی راد چیدند.
سپس دانشجویانمعترض به استقبال از سه دانشجویی که از دبروز دست به اعتصاب غذا زده اند رفته و با آنها به دفتر معاونت فرهنگی دانشجویی رفتند. در طول راه پیمایی شعارهایی نظیر«دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» و«زندانی سیاسی آزاد باید گردد» سر دادند.
سپس در دفتر معاونت فرهنگی دکتر امینی راد تحصن کردند که وی در دفترش حاضر نبود. دانشجویان پس از ۳۰ دقیقه تحصن در دفتر معاونت فرهنگی به سمت نمازخانه دانشگاه راهپییمایی کردند و در پشت درب نمازخانه و صحن ساختمان برق نشستند. هنگامی که رئیس دانشگاه و معاونین وی و مسئول نهاد رهبری دانشگاه حجت الاسلام حسینی از دفتر نمازخانه بیرون آمدند توسط دانشجویان متحصن و معترض محاصره گردیدند. آنها هم اکنون در محاصره دانشجویان هستند. مسئول نهاد رهبری علیه دانشجویان معترض در بین دو نماز بر بالای منبر سخنرانی کرده و دانشجویان خواستار این هستند که وی همان حرف ها را در جمع دانشجویان معترض بزند تا دانشجویان جواب او را بدهند.
دکتر شکری رییس دانشگاه که با بی اعتنایی می خواست از جمع دانشجویان عبور کند با شعار «رییس مزدور نمی خواهیم، حراست زور نمی خوایم» مواجه شد. حجت الاسلام حسینی، نماینده نهاد دست به تهدید دانشجویان زد و گفت ما با دانشجویانی که کلاس های درس را تعطیل کردند در کمیته انضباطی برخورد می کنیم. ولی دانشجویان معترض اجازه ندادند که او از جمعشان خارج شود و با شعار «نصر من ا… و فتح قریب، چیزی نمانده به طلوع سپید» حلقه محاصره را تنگ تر کردند. چند تن از دانشجویان بسیجی به سمت محسن برزگر، یکی از دانشجویانی که از دیروز در اعتصاب غذاست، حمله کردند که با واکنش دانشجویان متحصن روبه رو شد. سپس مسئول نهاد رهبری دانشجویان بسیجی را از منطقه دور کرد و به آنها گفت با انجمنی ها درگیر نشوید. اینها همین را می خواهند و آشوب طلبند.
دانشجویان با شعارهای متعدد رییس دانشگاه را در حلقه محاصره به دفترش بردند. مسئول دفتر نهاد رهبری دانشجویان بسیجی را جمع کرد و به آنها گفت دانشجویان معترض را با قدرت سرکوب می کنیم. حجت الاسلام حسینی گفت اینها حرمت ها را شکستند و ما با آنها برخورد می کنیم و از دانشجویان بسیجی خواست آرامش خود را حفظ کنند. در همین هنگام یک ماشین نیروی انتظامی وارد دانشگاه شد و پس از چند دقیق توقف در دانشگاه از ترس حمله دانشجویان به کنار سر در دانشگاه رفت. مامورین نیروی انتظامی هم اکنون مقابل سر در دانشگاه مستقر شده اند.
دانشجویان متحصن کلاس های عصر را تعطیل کرده و به خواندن سرود یار دبستانی مشغول شده اند. همچنین دانشجوی دیگری به نام های حمید جهان تیغ نیز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. هم اکنون ۴ دانشجو اعتصاب غذای نامحدود کرده اند.
آنها در ساعت ۳ عصر جلسه بحث دانشجویی با عنوان حق انتخاب نوع پوشش و برخورد حکومت با آن را برگزار خواهند کرد.
ضرب و شتم دانشجويان متحصن دانشگاه بابل
صبح امروز دوشنبه ۲۴ فروردین دانشجویان متحصن که دیشب را در خوابگاه دانشگاه به سر می بردند به هنگام ورود به دانشگاه توسط نیروهای لباس شخصی و حراست مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
نیروهای حراست به دانشجویان اعلام کردند که طبق دستور رییس دانشگاه دانشجویانی که اعتصاب غذا کرده اند ممنوع الورود شده اند و حق ورود به دانشگاه را ندارند.
به گزارش هفت تیر، دانشجویان از مامورین حراست که بسیاری از آنان افراد جدیدی بودند و حتی لباس حراست را نیز به تن نداشتند تقاضا کردند که حکم ممنوع الورود شدنشان را به آنها نشان دهند که آنان از این کار سرباز زدند و با دادن دشنام و ضرب و شتم دانشجویانی که اعتصاب غذا کرده بودند اقدام به بیرون کردن دانشجویان از دانشگاه نمودند که با واکنش دانشجویان متحصن رو به رو شدند و به علت کثرت تعداد دانشجویان و مقاومت آنها نیروهای لباس شخصی و حراست عقب نشینی کردند و موفق به خارج کردن دانشجویان از دانشگاه نشدند.
دیشب نیز افراد ناشناسی با خانواده دانشجویان متحصن تماس گرفتند و اعلام کردند که فرمانداری و سپاه بابل قصد برخورد و بازداشت دانشجویان را دارند و از خانواده دانشجویانی که اعتصاب غذا کردند خواستند که فرزندان خود را از جمع متحصنین خارج کنند.
فيلم شعار دادن دانشجويان در حالي که رئيس دانشگاه و مسئول بسيج را محاصره کرده اند را در زير ببینید
به گزارش هفت تیر 7tir.com: اطلاعیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت درباره بازداشت خودسرانه اعضای شورای مرکزی و خانوده ایشان
با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد موج بازداشت و فشار به جامعه مدنی شدت بیش از گذشته یافته است.
در حالی که ۲۵ نفر از دانشجویان به ناحق در زندان های امنیتی سراسر کشور به سر می بردند ،اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مهدی عرب شاهی،میلاد اسدی، فرید هاشمی و امین نظری و بهاره هدایت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت،مجید دری و سعید فیض الله زاده دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه علامه نیز بازداشت شدند و عده بازداشت ها به ۳۲ نفر رسید.
این اتفاق در حالی رخ داد که این دانشجویان به شیوه ایی کاملا مدنی و آرام با چیدن سفره هفت سین در کنار زندان اوین به بازداشت و تداوم بازداشت سایر دانشجویان اعتراض داشتند. بازداشت شدگان از محل زندان اوین به پلیس امنیت قدس و وزرا منتقل شدهاند.
نکته حائز اهمیت موضوع آنجاست که در کنار بازداشت اعضای شورای مرکزی ، خانواده تعدادی از ایشان؛ پدر و مادر میلاد اسدی جلال اسدی وخانم اسدی و خانم بهبهانی مادر نریمان مصطفوی دانشجوی زندانی و اردشیر رضوان از بستگان ایشان نیز در بین بازداشت ها بوده اند.
باید توجه داشت که روند روبه رشد سرکوب و گسترده شدن برخوردها و تسری یافتن آن حتی به میان خانواده دانشجویان نشان از ضعف مطلق و عدم مشروعیت است.
اگر چه نیروهای امنیتی گمان می برند با سرکوب گسترده و بی امان دانشگاه خواهند توانست ازبیان مطالبات بر حق دانشگاه جلوگیری کنند ولیکن دانشجویان نیز نشان داده اند که در مقاومت علیه زور ، از پا نخواهند نشست. و در برابر نیرویی که قصد پاک کردن صورت مسئله را دارد ، مقاومت خواهند کرد.
اما جای سوال اینجاست که آیا این مقاومت و پایداری از سوی دانشجویان ، سایر نیروهای سیاسی و تشکل ها و احزاب را حداقل به دفاع از حقوق اولیه و بدیهی دانشجویان ترغیب نمی کند؟
در پایان بدین وسیله با محکوم کردن تمامی بازداشت های خود سرانه و استمداد از تمامی نهاد ها و افراد فعال در عرصه حقوق بشر ، اعلام می نماییم که خواستار آزادی هر چه سریعتر تمامی دانشجویان بازداشتی هستیم.
هفت تیر 7tir.com : در این که سید محمد خاتمی در مقطعی از تاریخ گفتمان نوئی را فارغ از منشاءخلق این گفتمان مطرح کرد ،شکی نیست ودر این میان تلاش صادقانه وی در تحقق اهداف این گفتمان نیز غیر قابل انکار است .با ورود خاتمی به انتخابات ،طرح این سووال و طعنه از طرف برخی منسوب به اصلاح طلبان “مگر خاتمی در 8سال چه کرد؟! ” هم منصفانه نبود، ولی خاتمی به مثابه جراح حاذقی بود که یکبار مسوولیت جراحی اصلاحات را به مدت 8 سال بر عهده گرفت وانچه در چنته داشت بکار بست وشاید توانست بخشی از این جراحات را ترمیم کند لیکن سطح جراحات به حد ی است که شاید کاراکتر خاتمی وتخصص وی نتوانست نتیجه ای بیش از خلق دولت نهم داشته باشد ، شرایط ایجاب میکرد در میان راه این جراحی را کسی دیگری بر عهده بگیرد، و فردی نه تندرو و عجول و نه ضعیف وکند، بلکه فردی نو و درنده در برابر قدرت، این راه را ادامه دهد .
انتخاب معین در سال 84 از طرف خاتمی موجبات کمای کامل اصلاحات را فراهم کرد ،حال این اصلاحات رو به موت نه با خاتمی زنده میشود ونه مواردی مشابه آن . ُاین جسم نحیف نیازمند شوک است ،شوک دهنده ای که از ضربه به پیکره قدرت نهراسد،باید اذعان داشت طبیبانی که تا کنون برای اصلاحات نسخه پیچیده اند کاری از پیش نبرده اند،خاتمی با داشتن دولت ومجلس نه اینکه نکرد بلکه نتوانست کار زیادی از پیش ببرد، فارغ از علل این عدم تحقق ،نتیجه حاضر همین است که می بینیم، کما اینکه خاتمی در حضور خود بنده اذعان داشت بیایم برای چه؟ چکار میتوانم بکنم؟ بیایم انتظارات مردم بالا میرود ، از تورم 49 درصد در 4 سال میتوانم 4 درصد بکاهم !
پس اصرار به کسی که اذعان به نتوانستن دارد چه بود؟!ا
میرحسن موسوی 20 سال در این مملکت که آبستن حوادث بزرگی بوده است سکوت کرده ، ۸ سال در این مملکت سازاصلاحات وتحول خواهی مردم در موسوی تاثیر نداشت وحال موسوی باید این سکان را در دست گیرد لذا بدون مناقشه آیاموسوی برای اصلاحات به مثابه شستن مرده شور به دست مرده نیست ؟ ، البته موسوی شخصیت قابل ستایشی دارد به جهت زندگی سالم مالی خودش وخانواده اش وعدم سوء استفاده از قدرت وعنوان وجای سووال این است که مطالبه صدا وسیما ونیروی انتظامی چه شد؟شرایط عوض شده است؟! وعبدالله نوری که فقط دارد معطل می کند و با توجه به روشی که در پیش گرفته نگارنده به حضور او امید چندانی ندارد .
حال سووال اینجاست پس چه کنیم؟
چه الزامی وجود دارد ویا چه منطقی وجود دارد با کارتهائی باز کنیم که قبلا رو شده اند؟! چرا در ریاست جمهوری از شخصیت های نو استفاده نمیکنیم ؟چه کسی از عامه این ملت نجات و تغییر وضعیت حاضر را با خاتمی ،موسوی ،کروبی و….گره زده است؟اصلا مگر در شرایط حاضر کاراکتر خاتمی با وجه غالبا لطیف وعقب نشین والبته متین وموسوی هم به این شکل میتواند ما را به مطالبات برساند؟
گوئی ما میخواهیم به زور به ملت بقبولانیم به غیر این افراد کسی را نداریم ،بایستی بپذیریم که نخبگان خاموش را خودمان خانه نشین کردیم به صورتی که از ترس اینکه بازی داده نمیشوند در عزلت مانده اند .
باید تکلیف خود را روشن کنیم . اصلاح طلبان تکراری را میخواهیم یا به فکر اصلاحات واقعی هستیم و برای اصلاحات حاضریم به سراغ بهترین گزینه های در دسترس برویم ؟
اگر اصلاحات را بر اصلاح طلبان ترجیح می دهیم بر این اساس به نظر میرسد ابتدا بایستی راهبرد کلی تعیین شود سپس معیار های روشنی برای فرد منتخب تعیین شود سپس بر اساس این معیارها فرد گزینش شود،نه اینکه چون خاتمی است یا موسوی است یا کروبی و….
اوباما پدیده ای است از این نوع رویکرد که فارغ از نام ونشانی وشناسنامه فرد ،زمینه واقعی برای معرفی وی ایجاد شد.چه کسی اوباما را چهار سال پیش می شناخت؟
اکبر اعلمی با ویژه گی هائی چون شجاعت و نترسی و صراحت ودیدگاه اصلاح طلبی و محکم ودرنده گی در مطالبه خواست های مردم با بیانیه ای که حاوی نکات ریز وقابل تاملی بود وارد عرصه انتخابات شد لیکن بر اساس نوع تفکری که گفته شد اجازه برجسته شدن موضوع داده نشد، حتی خاتمی در نامه خود نه تنها نامی از وی بلکه کلمه سایر کاندیدا ها ( به غیر موسوی وکروبی )را هم به میان نمی آورد،گوئی ششدانگ سند اصلاحات به نام این افراد زده شده است .
در حالی که اگر سخنان خاتمی وکروبی را در یک سی دی جمع کنیم و با سخنانی که اعلمی مطرح کرده است بسنجیم خواهیم دید دیدگاه اعلمی اصلاح طلبانه تر است تا خاتمی . این شعار های بیرون قدرت نیست . این سی دی می تواند حاوی بیانات رسمی این افراد زمانی که درون قدرت بودند بشود تا بر شنونده مشخص شود در زمان در در قدرت بودن کدام یک با رویکردی شفاف تر در جهت اصلاح واقعی حرکت می کردند و کدام یک به دادن شعار اصلاحات اکتفا می کردند ؟
اعلمی اصلاح طلب است اما حتی در میان اصلاح طلبان غریب افتاده است .
غربت اصلاح طلبی اعلمی در چند چیز است:
1- تیغ انتقاد اعلمی اصلاح طلبان را هم آزرده است،روزنامه های اصلاح طلب را آزرده
2- اعلمی با ارکان قدرت مراوده ندارد،تا از این طریق از زبان رجال مطرح شود.
3- راه اعلمی پرهزینه تر است،کسانی که در قدرت هستند شاید قدرت خود را از دست بدهند.
4- اعلمی رسانه ندارد (این یک ضعف است )
5- اعلمی با همه یکسان رفتار کرده است حتی با رفیق خود(دزد میخواهد راست باشد میخواهد چپ باشد دزد است)
6- طرفداران اعلمی خارج از مولفه های قدرت و ازتوده مردم هستند چرا که حرف خود را از زبان اعلمی شنیده اند.
7- اعلمی به سبب تعصب ویژه به منافع ملی با بیرون رابطه خوبی ندارد،اصولا رسانه های خارج به دنبال فردی مثل اعلمی با خوی استقلال طلبی نیستند.
8- اعلمی شخصیت خود ساخته است ،شخصیت سیاسی خود را مدیون کسی نمی داند،کسی نمی تواند به جهت عدم وامداری اعلمی از وی رانت وسهم مطالبه کند
و مواردی از این قبیل ،
دموکراسی ایجاب میکند فارغ از انحصار نگری در کشور ما هم اجازه ظهور عقاید وسلایق نو در فضای عادلانه ایجاد شود.وسیاست بسته بندی وبرچسب نو با ماهیت واحد از بین برود.
ونهایت اینکه ما می خواهیم اصلاحات وتغییرات پیروز شود یا اصلاح طلبان؟به نظر میرسد سردمداران اصلاحات با اصرار به بازگشت خاتمی ویا موسوی دنبال پیروزی اصلاح طلبانند تا اصلاحات!
به خاطر بسپاریم پیروزی اصلاحات به معنای پیروزی مردم وماندگار و پیروزی اصلاح طلبان به معنای پیروزی اشخاص وموقت است. اصلاحات واقعی باید برنامه مشخص برای رسیدن به دموکراسی داشته باشد . اصلاحات واقعی باید مشخص کند چگونه قرار است در مدت زمانی مشخص طبق برنامه ای مشخص در همه امور نظام میزان رای ملت شود . این گفتمانیست که ارائه راهکار آن از اعلمی بر می آید . باید منتظر ماند و دید
هفت تیر 7tir.com : دو مورد مرگ در دانشگاه گرگان موجب تحصن دانشجویان در چند روز قبل شد. روايت زير به قلم يکي از دانشجوان این دانشگاه در وبلاگ متحصنين نوشته شده بود که اين وبلاگ به دليل نامعلومي حذف گشت.
خودکشی یا ایست قلبی؟ مسئله این نیست!
خوابگاهی ها آرام ننشستند.همان شب در محوطه ی خوابگاه تحصن کردند. خواستار حضور دکتر رامین رحمانی-رئیس دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان- شدند. اما دریغ از یک حضور، یک عذرخواهی و یک تسلی خاطر. شایعه ابتدایی از خانوم غریب-مسئول خوابگاه- شروع می شود؛دوستتان خودکشی کرده است! با قرص پروفن!
این اتهام بچه ها را تحریک می کند تا خواستار استعفا غریب شوند. آن طور که تعریف می کنند، بعد از بیهوشی کیانا به بچه ها اجازه داده نمی شود به اورژانس زنگ بزنند. غریب به این بهانه ی واهی که :”در آن شرایط روحی آدم چیزی به فکرش نمی رسد!” به آژانس زنگ می زند. اتاق کیانا واقع در طبقه ی دوم بلوک 8 خوابگاه زینب بود، از آنجایی که اینجا خوابگاه دختران است و مردی حق ندارد وارد شود ، دخترها کیانا را پتو پیچ شده پایین می آورند و به صندلی پشت ماشین منتقل می کنند. مرگ کیانا بر اثر ایست قلبی بوده است. همان طور که احتمالا مطلع هستید بیمار قلبی را نباید تکان داد، نباید 2 طبقه بدون برانکارد پایین آورد و نباید به جای آمبولانس وارد ماشین کرد! مرگ کیانا عبدالهی بدون شک به هر دلیلی که بوده، از کم کاری مسئولین خوابگاه نتیجه شده است و مسئول کل ماجرا کسی جز دکتر رامین رحمانی نیست. این کم کاری جبران ناپذیر، این تصمیم گیری غیرمسئولانه، این عذرخواهی نکردن و قائم شدن رئیس دانشگاه یعنی اینجا آخر خط است. دکتر رنجبر-رئیس دانشگاه گلستان- و معاون دانشگاه در خوابگاه حضور پیدا می کنند ولی حرفی برای گفتن ندارند. شب پر تلاطم خوابگاه می گذرد، فردا قرار است در سوله ورزشی دانشگاه جشنی بر پا شود به مناسبت ورود به چهارمین دهه انقلاب اسلامی. تصمیم نهایی این می شود که بچه ها جلوی سوله جمع شوند و از خواسته هاشان بگویند. این برای بار دوم است که در امسال این حادثه رخ می دهد، بعد از شایلان، دختر ترکمن ورودی 84 مهندسی چوب و کاغذ که در همین خوابگاه بر اثر خونریزی داخلی و دیر عمل کردن غریب و نبود آمبولانس جان می دهد، کیانا قربانی دوم است و آیا آخری خواهد بود؟…
انگ خودکشی کیانا رفع مسئولیتی ست برای تمام ندانم کاری ها. پاک کردن صورت مسئله ی ساده ای ست که با در اختیارگذاشتن آمبولانس و احداث درمانگاه برای خوابگاه 2000 نفری و اندکی شایسته سالاری حل می شود. سئوال این نیست که کیانا چطور فوت کرده است که کیانا دختر باانگیزه و شادی بود، نامه نوشتن کیانا دلیلی برای خودکشی او نیست، سر کلاس نرفتن او، امام زاده رفتن او، فشار روحی وارد بر او، هیچ یک دلیل محکمی نیست. عقل حکم می کند که بنویسم: آدمی که در شرایط روانی وحشتناک خودکشی بسر می برد، هیچ گاه سرکلاس ش نمی آید با من شوخی نمی کند، هیچ گاه تدارک نمی بیند برای کنکور علوم پزشکی درس بخواند.(کماکان هیچ کس از نتیجه پزشکی قانونی حرفی نمی زند.) اما سئوال اصلی این است: اگر فرض بگیریم کیانا خودکشی کرده باشد، آیا این چیزی از مسئولیت مسئولین خوابگاه کم می کند؟ آیا کسی که خودکشی کرده است را باید پتو پیچ از دو طبقه با آژانس به بیمارستان برد؟
کیانا یک ساعت و بیست دقیقه کنارم نشسته بود
ظهر یکشنبه ساعت 1 بعدازظهر، کنار دست هم نشسته بودیم. کیانا عبدالهی دانشجوی ترم 8 رشته ی زیست شناسی-علوم گیاهی از امتحان کارشناسی ارشد می گوید.از فرصت کم و واحد سمینارش می گوید.می دانستم پارسال در امتحان آزمایشی پذیرفته شده و برای امسال هم خیلی زحمت کشیده. چشمانش اما غمگین بود، کیانا آن دختر شاد و پر انرژی همیشگی که من می شناختم نبود. علت را می پرسم می گوید: دندان عقلم درد می کند. صورت سفیدش سرخ شده است. از کلاس بیرون می رود چند دقیقه بعد بر می گردد. انگار شدیدا تحت فشار روانی است. سر به سرش می گذارم: نگران نباش، یا خودش میاد یا نامه ش! جواب داد: هم خودش رفته هم نامه ش! نمی فهمم اما سئوال نمی پرسم دیگر. تا ساعت 2 و 35 دقیقه کنارم نشسته بود.یک لحظه دیدم در دفترش چیزی می نویسد ، سر برگرداندم و لغت “سلام” را دیدم. نگاهم را سریع دزدیدم و هیچ نگفتم. بعد که از هم جدا شدیم سوار سرویس خوابگاه شدم و از کیانا بی اطلاع، به اتاق دوستانم رفتم. دوستم می گفت هوا سرد است، بچه ها که در را باز می گذارند گربه می آید بالا کنار رادیاتور یا در آشپزخانه می خوابد!
ساعت 5 از خوابگاه بیرون می زنم.( نقل به مضمون):کیانا ساعت 3 همان روز کلاس “طراحی پارک” داشته است اما سر کلاس حاضر نمی شود. قبل از ورود به خوابگاه به امام زاده می رود. غروب سرش گیج می رود. می آید شام می گیرد. ساعت 6 بیهوش می شود و نرسیده به بیمارستان برای همیشه از بین ما می رود.