هفت تیر 7tir.com : شرکت هیتاچی اعلام کرده است تا سال 2010 میلادی هارددیسک های 5 ترابایتی خود را روانه بازار خواهد کرد. این هارددیسک ها با فناوری CPP- GMR (سیستم حافظه های عمودی با پایداری مغناطیسی) تولید خواهند شد و نوع یک ترابایتی آنها که هم اکنون وارد بازار شده، تنها یک اینچ است. این طور که اخبار رسیده نشان می دهد، اندازه هارددیسک های 5 ترابایتی هیتاچی تنها 5/3 اینچ خواهد بود و تا سال آینده نخستین نمونه های آن به دست کاربران خواهد رسید. این نخستین باری است که یک هارددیسک با این میزان حافظه، تا این اندازه کوچک تولید می شود و همین مساله باعث شده است هیتاچی ادعا کند کوچک ترین هارددیسک 5 ترابایتی دنیا را تولید خواهد کرد. انتشار این خبر باعث شده است تولیدکنندگان حافظه های SSD از هم اکنون خود را برای یک رقابت تنگاتنگ در آینده نزدیک آماده کنند. هیتاچی معتقد است با عرضه این هارددیسک ، دنیای حافظه های مجازی را متحول خواهد کرد.
هفت تیر 7tir.com: يک روز پس از راي دادگاه تجديدنظر رکسانا صابري مبني بر تبديل حکم هشت سال زندان تعزيري به دو سال حبس تعليقي و آزادي وي از زندان اوين، باراک اوباما رئيس جمهوري امريکا از اين حکم استقبال کرد.
رکسانا صابري حدود دو ماه پيش به جرم جاسوسي به هشت سال زندان محکوم شده بود اما در روز دوشنبه دادگاه تجديدنظر حکم او را به دو سال حبس تعليقي کاهش داد و وي عصر روز دوشنبه آزاد شد. به دنبال صدور اين حکم اوباما ضمن استقبال آن را نشانه يي از رفتار بشردوستانه ايران دانست. هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا نيز پس از صدور اين حکم با بيان اينکه با شنيدن اين خبر «دلگرم» شده است، افزود؛ «ما مسلماً به بررسي خود درخصوص اتهامات وارده به رکسانا صابري ادامه خواهيم داد.» در عين حال به گزارش آفتاب کلينتون بار ديگر اعتراض خود را نسبت به متهم کردن رکسانا به جاسوسي اعلام داشت. کلينتون به خبرنگاران اظهار داشت؛ «ما از آزادي صابري بسيار خوشحاليم و بهترين آرزوها را براي او و خانواده اش داريم.» کلينتون همچنين ابراز داشت آزادي وي توسط سفارت سوئيس در تهران براي امريکا مسجل شده است. او ادامه داد؛ «رکسانا در حال حاضر با خانواده اش به سر مي برد و در روزهاي آينده تهران را به مقصد امريکا ترک خواهد کرد.» همچنين به گزارش آفتاب کاخ سفيد روز دوشنبه از اقدام ايران در آزادي رکسانا صابري استقبال کرد و آن را يک «حرکت انسان دوستانه» از جانب کشور دانست. «رابرت گيبس» سخنگوي کاخ سفيد در يک کنفرانس خبري ابراز داشت؛ «پس از آزادي رکسانا صابري نگراني اوباما برطرف شده است. ما مي دانيم اين مدت زمان براي دوستان و خانواده رکسانا آزاردهنده بوده است. رئيس جمهور قصد دارد در امريکا از وي استقبال کند. ما همچنان بر حرف خود پافشاري داريم که رکسانا اشتباهي متهم شده بود، اما در هر حال از اين حرکت انسان دوستانه استقبال مي کنيم.» در همين حال روزنامه «کريستين ساينس مانيتور» نوشت؛ «تصميم روز دوشنبه دولت ايران براي آزادي رکسانا صابري، يکي از موانع بسياري را که بر سر راه طرح گفت وگوي امريکا و ايران وجود دارد، حذف کرده است.»
احتمال معاوضه
در گزارش ديگر در اين ارتباط مجله تايم نوشت در پي آزادي رکسانا صابري، ايران در انتظار اقدام متقابل امريکا و آزادي سه ديپلمات ايراني دستگيرشده در عراق به وسيله نيروي هاي امريکايي است. به گزارش ايسنا در اين گزارش آمده است دو هفته قبل يک ديپلمات عالي رتبه اروپايي با پيامي از دولت ايران به واشنگتن وارد شد. ايراني ها بازداشت رکسانا صابري امريکايي – ايراني را با مورد ديپلمات هاي ايراني که توسط نيروي نظامي امريکا در عراق دستگير شده اند، همطراز مي ديدند. اين فرستاده اروپايي به تايم گفت ايراني ها خواستار تبادل زندانيان نبودند، اما نيات دولت اوباما را به شکلي نامحسوس تر به بوته آزمايش گذاشتند. اکنون که صابري آزاد شده است تهران واکنش امريکا را براي علائمي از حسن نيت متقابل در نظر خواهد داشت.
اين گزارش حاکي است امريکا به طور علني از هرگونه قياس ميان اين دو مورد خودداري مي کند. واشنگتن مدعي است در حالي که صابري روزنامه نگاري بوده که به دليل فعاليتش بازداشت شده اما ديپلمات هاي ايراني که در اربيل واقع در شمال عراق در ژانويه 2007 دستگير شدند، نظامي هستند. در همين حال رابرت وود سخنگوي وزارت امور خارجه امريکا اعلام کرد هيچ معاوضه يي مطرح نشده است. به نوشته اين هفته نامه امريکايي، مي توان براي آزادي ديپلمات هاي ايراني بهانه متفاوتي پيدا کرد. امريکا در حال حاضر مي کوشد حدود 15 هزار فرد بازداشت شده را که در اختيار دارد به مقامات عراقي تحويل دهد و اين شامل سه ايراني يادشده نيز هست. جف موري سخنگوي وزارت دفاع امريکا نيز گفت؛ ما در حال کار کردن با عراقي ها در خصوص چگونگي انتقال ايراني ها و همه دستگيرشدگان به عراقي ها هستيم. اگر چنين چيزي رخ دهد مطمئناً آنها آزاد خواهند شد.
تلاش هاي دولت سوئيس
اخبار ديگر نيز حاکي از آن است که آزادي رکسانا صابري با پشتيباني و ميانجيگري دولت سوئيس ميسر شده است. به گفته مقامات سوئيسي، رودولف مرتس رئيس جمهور اين کشور در ديدار بحث برانگيز خود با احمدي نژاد با وي پيرامون وضعيت رکسانا صابري گفت وگو داشته است. محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران، در حاشيه سفرش به ژنو، براي شرکت در کنفرانس ضدنژادپرستي سازمان ملل متحد ديداري با رودولف مرتس رئيس جمهور سوئيس داشت. رئيس جمهور سوئيس به خاطر ملاقات با محمود احمدي نژاد با سيلي از انتقادات و اعتراضات دروني و بيروني مواجه شد. در آن زمان رئيس جمهور سوئيس اين انتقادات را با سکوت تحمل کرد.
بنا بر گفته وزارت امور خارجه سوئيس، دولت امريکا پس از آزادي رکسانا صابري از کمک هاي دولت سوئيس براي نجات رکسانا صابري قدرداني کرده است. دولت سوئيس براي رسيدگي عادلانه به پرونده رکسانا صابري دست به تلاش هاي گسترده يي زده بود. در همين حال به گزارش فارس عبدالصمد خرمشاهي وکيل رکسانا صابري گفت؛ صابري تا چند روز آينده همراه پدر و مادر خود در تهران مي ماند و پس از انجام کارهاي شخصي ايران را ترک خواهد کرد.
هفت تیر 7tir.com: ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال 2012 به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.
به گزارش هفت تیر، در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال 2012 بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.
از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر 11 سال یکبار به نقطه ای می رسد که در آن پیک پدیده های فورانهای خورشیدی و پرتاب تاجهای خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود. این فورانها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفانهای ژئومغناطیسی زمین شود.
اتمسفر زمین می تواند از این برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارات جدی را بر روی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روی زمین وارد می کند.
ستاره شناسان این پدیده ها را از سال 1859 رصد کرده اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می 1921 توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد.
در گزارش 132 صفحه ای ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است: “انرژی برق کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساختها و سرویسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال 1859 امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارتهای اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت.”
براساس گزارش نیوساینتیست، در سال 1989 شش میلیون نفر در کبک کانادا به مدت 9 ساعت به سبب یک توفان ژئومغناطیسی که 10 برابر ضعیف تر از توفان سال 1921 بود بدون برق ماندند. اگر حادثه ای مشابه آنچه که در سال 1921 رخ داد تکرار شود تعداد افراد بدون برق به 130 میلیون نفر افزایش خواهد یافت و تکرار حادثه ای مشابه سال 1859 که بسیار قویتر از توفان 1921 بود دو هزار میلیارد دلار خسارت وارد خواهد کرد.
به گفته دانشمندان ناسا، پیک بعدی این توفانهای خورشیدی بین سالهای 2012 و 2013 خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند.
هفت تیر 7tir.com: وضعيت بانک هاي اطراف وال استريت خوب نيست و اين وضعيت شامل حال فروشندگان مواد مخدر هم مي شود. آنها در دوران خوش براي ثروتمندان امريکايي کوکائين و کراک مي فرستادند و حال در اين روزهاي ناخوش و کساد در «برادوي ميشن» نشسته اند يعني همان پناهگاه بي خانمان ها که يک سالن غذاخوري و يک کليساي کوچک هم دارد.
.
«آلوين» 47ساله يکي از ساکنان اين پناهگاه است. از مشتري هايش خبري نيست و بالطبع از پولي هم که در روزهاي خوش به جيب مي زد ديگر خبري نيست. اين مرد اهل لوئيزيانا ادعا مي کند به عنوان يک دلال متوسط پول خوبي درمي آورده اما حالا همه چيز وخيم و بحراني است؛ «خيلي مي ترسم.»
.
او آپارتمان خود را تخليه کرده و سپس به اين قديمي ترين پناهگاه فقراي شهر پناه آورده است. عدم پرداخت بدهي ها در به اصطلاح صنايع مواد مخدر اشد مجازات يعني مرگ را به همراه دارد. البته آلوين در برادوي ميشن احساس امنيت مي کند حتي آن هنگام که در اين پناهگاه رختخوابي براي خوابيدن وجود ندارد. او مي گويد؛ «ديشب روي زمين جلوي منبر کليسا خوابيدم.»
اين افراد همچون ماهي هاي از آب بيرون افتاده با حالتي نااميد و رانده شده در ميشن مي نشينند و تمام شب را در انتظار لحظه يي هستند که کشيش مسوول پناهگاه براي توزيع لوازم خواب مي آيد و در حال حاضر همه مشکل شان به دست آوردن زيرانداز و رختخواب يا نيمکتي خالي است که بتوانند روي آن بخوابند.
«جيمز مک لين» از اين شکايت دارد که حمايت کنندگان مالي از پناهگاه در چنين وضعيتي يعني درست در زمان بحران، بودجه اين محل را حداقل 16 درصد کاهش داده اند. مک لين زماني پيش از آنکه به مديريت اين پناهگاه ارتقا يابد خود از جمله ساکنان آن بوده است و حال مسووليت تهيه بودجه و برخي امورات اينجا را در دست دارد. با اين همه او مي گويد؛ «ما با قدرت تمام از اين بحران خلاص خواهيم شد.»
بحران اقتصادي در امريکا به بحراني اجتماعي تبديل شده است و اين حالت از زمان آن رکود عظيم در قرن گذشته ديگر سابقه يي نداشت. نه تنها بازارهاي بورس و قيمت سهام شرکت ها سقوط کرده بلکه اين سقوط ميليون ها انسان را نيز به همراه خود در اعماق باتلاق فقر فرو برده است.
فقر به عنوان پديده يي عمومي و جمعي بار ديگر بازگشته و در حدود 50 ميليون نفر بدون هرگونه بيمه درماني زندگي مي کنند و هر روز هم به تعداد آنها افزوده مي شود. 32 ميليون نفر با ارائه کوپن مواد غذايي تهيه مي کنند و 13 ميليون نفر هم بيکار هستند. تعداد بي خانمان ها نيز هر روز زيادتر مي شود زيرا رقم تخليه اجباري خانه ها بالاتر رفته است و اين رقم در ماه مارس نسبت به يک سال قبل افزايشي بالاي 45 درصد را نشان مي دهد. حتي در بهترين محله هاي شهر هم نشانه هايي از نگراني و شوک به چشم مي خورد. منطقه شيک و اعياني «ونيس بيچ» در نزديکي ساحل لس آنجلس خيابان هاي عريضي دارد اما ديگر نشانه يي از حرکت و رفت و آمد ماشين هاي اتاق دار و کاروان ها نيست و همه آنها در جاي خود پارک شده باقي مانده اند و ساکنان آن خود را نشان نمي دهند. بسياري از آنان پنجره هاي کاروان ها را با پاکت هاي مقوايي پوشانده اند تا باقيمانده وسايل شخصي خود را نجات دهند. اهالي اميدوارند شايد با نوعي هشدار پليسي بتوانند ماشين دزدها و ديگر خلافکاران را بترسانند.
اين بحران اقتصادي حتي در «جرج تاون» شيک و زيبا هم از خود آثاري بر جاي گذاشته است يعني در همان محله مسکوني تاريخي واشنگتن که اکثريت ساکنان آن را سياستمداران، لابيست ها و وکلاي دعاوي تشکيل مي دهند. هر کس که اشتباهاً درهاي ماشينش را قفل نکند به احتمال زياد صبح روز بعد بايد ميهمان ناخوانده يي را در ماشين از خواب بيدار کند. خانم «لئاندرا فريتاس» کارمند يکي از سفارتخانه هاي مقيم واشنگتن آن روز که در ماشين خود را گشود و زني با کيف دستي و گردنبند مرواريد را در آن ديد اصلاً بداخلاقي نکرد. آن زن از روي خجالت صورتش را پوشاند و مودبانه عذرخواهي کرد و با عجله از آن اتاق خواب موقت بيرون رفت.
روند پايان مدنيت اغلب با از دست دادن شغل آغاز مي شود. در حال حاضر شرکت هاي امريکايي با تبي جنون آميز حتي پرسنل قديمي خود را نيز اخراج مي کنند. نزديک به 690 هزار نفر در ماه مارس اعلام بيکاري کردند و اين رقم البته در فوريه 850 هزار و در ژانويه 510 هزار بود. تعداد بيکاران امريکا از زمان آغاز بحران اقتصادي در تابستان 2007 بالغ بر شش ميليون نفر مي شود.
کمک هاي مالي دولت و بيمه بيکاري هم کمتر از آن است که اين عده بتوانند همچنان زندگي خود را به همين صورت ادامه دهند. تب مصرف گرايي در سال هاي گذشته حساب پس اندازهاي مردم عادي را غارت کرد و صندوق سهام طبقه متوسط هم به طور متوسط 40 درصد از ارزش خود را از دست داد. و به اين ترتيب است که حال افراد بيکارشده غالباً در خطر سقوط در ورطه فقر قرار گرفته اند.
سياستمداران امريکا در اين ميان غالباً (مانند گذشته) ملاقات هايي را با بي خانمان ها در گاراژهاي کارخانجات در سيليکون والي ترتيب مي دهند. «ميشل اوباما» هم به تازگي با ديدار سرزده اش از «آشپزخانه ميريام» در واشنگتن موجب خوشحالي ساکنان آن پناهگاه شد. البته شوهرش باراک هم کوتاه زماني پيش از مراسم سوگند دستور رنگ آميزي يکي از اين پناهگاه ها را که در نزديکي محل کار جديدش قرار دارد، صادر کرد. اوباما مي گويد؛ «امريکايي خواهيم داشت که با رشد پايدار اقتصادي ايجاد شغل کند و درآمدها افزايش يابد و اين چشم انداز من از آينده اين کشور است.» اما ظاهراً اين بحران سخنان او را کمرنگ کرده است.
رئيس جمهور امريکا بايد درک کند که اين کشور چگونه در حال فروپاشي است. مشاغل ناپديد شده و درآمدها آب رفته اند و امروزه آينده امريکا از هر زمان ديگر مخاطره آميزتر به نظر مي آيد. فقر موجود در ميان طبقه سوم جامعه در حال حاضر کاملاً ملموس است و مراکز توزيع سوپ رايگان از پذيرش گرسنگان طفره مي روند و حتي پناهگاه ها و خوابگاه هاي موجود هم اغلب نمي توانند به طور کامل تقاضاها را جوابگو باشند.
کارخانه ها و شرکت هاي خصوصي هم توانايي پرداخت ماليات و کمک هاي اجتماعي را ندارند و آن دست و دلبازي ها درست زماني پايان مي گيرد که فقر گسترده و عمومي به امريکا بازگشته است. البته دولت هم در تشديد اين بحران نقش دارد. گرچه دولت واشنگتن آماده پرداخت پول اضافي است اما بسياري از نهاد هاي دولتي از بودجه هاي اجتماعي خود کاسته اند و يکي از دلايل آنها براي اين مساله اين است که نبايد مقروض شوند و طبق قانون موظف به صرفه جويي هستند.
مراکز توزيع سوپ مجاني در شهر نيويورک هم از اين رو چاره يي ندارند جز آنکه با مساله کاهش بودجه کنار بيايند و اين در حالي است که تقاضا و به عبارتي مراجعه کنندگان به آنها چند برابر شده اند. بر پايه اعلام مسوولان دولتي نيويورک در سال 2007 بالغ بر يک ميليون و 300 هزار نفر از غذاي مجاني استفاده کرده اند اما تنها در فاصله اکتبر تا نوامبر 2008 رقم اين نيازمندان ناگهان به سه ميليون نفر افزايش يافت. در حال حاضر مراکز توزيع سوپ مجاني مملو از مردم گرسنه است و يکي از اين پايگاه ها يعني کليساي آپوستل مقدس روزانه 1250 پرس غذا توزيع مي کند و به گفته «جوئل برگ» مدير اتحاديه اين مراکز در شهر نيويورک اين مقدار بسيار کم است؛ «مقدار اين غذا براي يک نفر کافي نيست و بسياري از افراد در حالي که شکم شان هنوز از گرسنگي قار و قور مي کند دوباره در صف مي ايستند.»
اما گرسنگي تنها مشکل اين مردم نيست. بسياري از کساني که در اين صف ها مي ايستند از داشتن هرگونه سرپناه محروم هستند. در ميان اين هزاران بي خانمان بسياري از خانواده ها هستند که به دليل عدم توانايي براي پرداخت اجاره خانه به مسافرخانه هاي ارزان قيمت نقل مکان کرده اند و جالب آنکه اين افراد قبلاً جزء طبقه متوسط به حساب مي آمدند.
مرکز تفريحي «کاستامسا موتوراين» در اورنج کانتي از جمله مراکز گران قيمتي است که در نزديکي لس آنجلس قرار دارد و بسياري از آن به عنوان يکي از نماد هاي رفاه در کاليفرنيا ياد مي کنند. اين مرکز علاوه بر يک زمين گلف زيبا يک مرکز خريد جديد دارد که غرفه هاي آن مخصوص بزرگ ترها و محل مخصوص بازي هاي آن ويژه کوچک ترها است.
اما در اين مسافرخانه هيچ چيز زيبايي وجود ندارد. درست در مقابل ورودي آن با اين تابلوي اخطار روبه رو مي شويم؛ ورود الکلي ها و گداها ممنوع است، روبه روي در اين متل يک خودروي پليس پارک کرده است. اهالي اتاق 108 اين مسافرخانه پشت پنجره نشسته اند و وسايل بازي آن مرکز تفريحي در دوران خوش را به ياد مي آورند. «سرجيو گالاردو» ساکن اين اتاق مي گويد فقط اتومبيل را با خودشان آورده اند و اکثر اسباب بازي هاي بچه ها را دور ريخته اند. او براي اين اتاق تقريباً 10 متري با آن آشپزخانه کوچک ماهي 870 دلار بايد بپردازد. در تاريک و روشن اتاق چهره پنج کودک او پيدا است؛ ريمون 13ساله، سرجيو 12ساله، آلينا 8ساله، جاکوب 5ساله و لاولي 3ساله.
خانواده گالاردو از ماه نوامبر در اين متل زندگي مي کنند و البته پيش از آن سه اتاق بزرگ داشتند. سرجيوي 33ساله به عنوان يک کارگر ساختماني پول خوبي درمي آورد و همسرش از بچه ها نگهداري مي کرد. حال او بيکار شده و آن اتومبيل هم عملاً به کارشان نمي آيد. آنها مجبور شدند سگ شفر محبوب شان را نيز به سازمان حمايت از حيوانات بسپارند زيرا ورود سگ به اين متل ممنوع است.
شايد تنها مزيت اين خانه جديد براي بچه ها آن بي شمار همبازي جديد باشد. يکي از سازمان هاي کمک رسان محلي تخمين مي زند در حال حاضر بيش از يک هزار خانواده در اورنج کانتي ساکن مسافرخانه ها هستند. شايد به همين خاطر است که بحران موجود در مرکز تفريحي کوستامساموتوراين چهره يي شادتر دارد. بچه ها چنان به بازي و شادي مشغولند که گويي در نزديکي ديسني لند زندگي مي کنند.
با اين حال خانواده گالاردو به اين خاطر هم خوشحال هستند که مجبور نشدند به منطقه ساکرامنتو بروند. در آن منطقه و در نزديکي ريل راه آهن، شهري چادري بنا شده که پناهگاه فقيرترين فقيران است. البته اين کمپ از مدت ها پيش وجود داشت و قبلاً بيش از همه اين معتادان بودند که در آنجا زندگي مي کردند اما در حال حاضر قربانيان اين بحران اقتصادي هم به آنها اضافه شده اند. تعداد اينچنين شهرهاي چادري روز به روز در امريکا بيشتر مي شود، از فلوريدا در سواحل شرقي گرفته تا سياتل در سواحل غربي. جالب آنکه اين روزها اظهار همدردي با اين فقرا و چادرنشينان تبديل به حرفه يي سودآور شده است و همين چندي پيش بود که «اپرا وينفري» سوپراستار تلويزيوني امريکا در برنامه تلويزيوني خود از اين افراد گفت و توجهات زيادي را به خود جلب کرد.
تصاوير پخش شده از تلويزيون يادآور تصاوير کتاب هاي تاريخ است و گويي گذشته، بازگشته است. آن بزرگسالان با نگاه هاي تهي و بي اميد و کودکان بي خبر از همه جا در واقع شبيه به کاريکاتوري از آن روياي امريکايي است. جرم شناسي به نام پروفسور «جيمز آلن فاکس» که سال ها پيش در مورد بروز يک بحران بزهکاري هشدار داده بود، مي گويد؛ «آن کشور برخوردار از امکانات نامحدود امروزه عبارتي است که براي بسياري از مردم حکم يک جوک و شوخي را دارد.»
و البته آمار و ارقام هم اين گفته پروفسور را تاييد مي کند. امريکا آماده است تا بار ديگر تبديل به غرب وحشي شود. تنها همين ماه آوريل را مي توان ماه خونين تاريخ بزهکاري در امريکا عنوان کرد. يک هفته قبل از عيد پاک سه نفر به دست جواني 22ساله در پيتسبورگ به قتل رسيدند. درست در همان روز مردي 34ساله در واشنگتن پنج فرزندش را به ضرب گلوله کشت و سپس خود را حلق آويز کرد. يک روز قبل از آن مردي در بيرمنگام نيويورک 13 نفر را در يک مرکز خدمات اجتماعي به قتل رساند و بعد از آن خودکشي کرد. اين سلسله جنايت ها در ماه عيد پاک همچنان جريان داشت؛ مردي از اهالي شهر پرايسويل آلاباما قبل از خودکشي، همسر، خواهر، خواهرزاده 11ساله و تنها دختر 16ساله خود را به رگبار گلوله بست و از پاي درآورد.
«باب هربرت » مفسر نشريه نيويورک تايمز با بدبيني کامل مي نويسد؛ «اين راه و روش و مسير امريکايي است.» او يادآوري مي کند از زمان حملات يازدهم سپتامبر 2001 تعداد 120 هزار امريکايي به دست هموطنان خود به قتل رسيده اند و اين رقم کشته شده 25 برابر بيشتر از تلفات امريکا در جنگ هاي افغانستان و عراق است.
اين افزايش قتل و جنايت در ماه هاي گذشته به عقيده بسياري از کارشناسان بايد با توجه به وضعيت فلاکت بار اقتصادي تجزيه و تحليل شود. «جک لواين » جرم شناس و استاد دانشگاه «نورث ايسترن» بوستون مي گويد؛ «من هرگز تا قبل از اين رقمي به اين بزرگي از جنايت آن هم در خلال زماني کوتاه سراغ ندارم.»
يک بار ديگر در امريکا نسلي سر برمي آورد که مشاهدات روزمره اش در خشونت و نااميدي خلاصه مي شود. فقراي جديد امريکا اغلب از توان لازم براي تحصيل هم برخوردار نيستند. کسي که خانه يي ندارد يا در متل زندگي مي کند، به ندرت مي تواند تکاليف مدرسه را انجام دهد و اصلاً سر کلاس درس حاضر شود.
«روندا هاراميس» مسووليت بخش مراقبت از دانش آموزان در مرکز مردم نهاد «ماري بتان» را بر عهده دارد. در طول يک روز 18 تماس تلفني با وي گرفته شد که از وي در مورد روش انجام تکاليف و حضور در کلاس با توجه به بي خانماني مي پرسيدند. خانم هاراميس و همکارانش البته هيچ مشاوره يي در اين مورد نتوانستند ارائه بدهند. آنها به روزنامه هاي محلي گفتند؛ «اين بحران براي آنها مانند توفان کاترينا در نيواورلئان است.»
اين بحران اجتماعي بيش از همه به کساني آسيب مي رساند که پيش از اين در حاشيه اجتماع بودند؛ به عنوان مثال مهاجران غيرقانوني که نيروي کار خود را به صورت روزمزد ارائه مي دادند. آنها هر روز صبح در پارکينگ بزرگ فروشگاه زنجيره يي ملزومات ساختماني يعني «هوم ديپوت» که درست در مقابل بلوار معروف سان ست قرار دارد، جمع مي شوند.
اين کارگران روزمزد ديگر هيچ اميدي ندارند. راس ساعت 11 صدها مرد به سوي اتومبيل هاي عبوري هجوم مي آورند تا شايد يکي از آنها چند نفري را براي کار بخواهد. آنها با انگليسي دست و پاشکسته شان به صاحبان آن ماشين ها مي فهمانند حاضر به هر کاري هستند؛ «رنگرزي، شست وشو، هر کاري که باشد.» اما کمتر پيش مي آيد موفقيتي به دست بياورند.
اين بحران مي تواند همه چيز را تغيير دهد حتي آن ايمان به توانايي هاي نامحدود دولت فعلي امريکا. دولت اوباما تا به امروز ميلياردها دلار پول به سيستم بانکي تزريق کرده و ميلياردها دلار ديگر هم بايد براي ساخت راه ها و پل ها هزينه شود. اما وضعيت اجتماعي همچنان وخيم تر مي شود.
آن خوشحالي و خشنودي از انتخاب اولين رئيس جمهور سياهپوست که توانست با شعار «تغيير و اميد» پيروز رقابت شود، آشکارا در حال فروکش کردن است. البته سخنان زيباي اوباما هنوز هم به همان زيبايي هستند اما مردم و طرفداران اين روزها بيش از آنکه به دهان او نگاه کنند به دست هايش خيره شده اند.
اين روزها هر زمان که رئيس جمهور در مورد وضعيت اقتصادي صحبت مي کند، آن سرمستي و نشاط در بسياري از مناطق تبديل به هوشياري و غم مي شود. چند هفته پيش زماني که اوباما پشت تريبون دانشگاه جرج تاون در واشنگتن قرار گرفت با لحني هشدارگونه به حاضران گفت؛ «مي خواهم به نثر بگويم و نه به شعر.» با اين حرف رئيس جمهور ديگر هيچ کس به ياد آن شعار نيفتاد؛ «بله، ما مي توانيم.»
اوباما در حالي که به شدت در فکر بود شنوندگان خود را پيش از هر چيز ديگر به صبر و شکيبايي دعوت کرد. او گفت نشانه هايي از بهبود اوضاع وجود دارد اما؛ «ما نمي توانيم اين اقتصاد را بار ديگر بر شن و مه بنا کنيم. ما بايد اين خانه را بر صخره يي مستحکم بسازيم اما اين کار در کوتاه مدت امکان پذير نيست.»
اوباما هنوز هم به سلفش يعني «جرج دبليو بوش» نامحبوب يادآور مي شود چگونه اين وضعيت آغاز شد. رئيس جمهور امريکا در جايي گفت؛ «ما وارث يک بودجه فاجعه آميز هستيم و به عبارتي يک هرج و مرج واقعي.» اما اين سخنان ديگر تاثيري ندارد زيرا بوش به تاريخ پيوسته است.
رئيس جمهور سابق به تازگي ليگ بسکتبال امريکا را افتتاح کرد. سپس با خوشحالي نگاهي به دوربين ها انداخت. وقتي از وي خواسته شد نظرش را در مورد سياست اوباما و نحوه برخورد وي با بحران فعلي بگويد با حالتي سياستمدارانه اين درخواست را رد کرد و گفت؛ «به نفع اوست که من چيزي نگويم.»
به هر ترتيب اين بحران ديگر به باني اصلي اش مربوط نيست و بحران اوباما به شمار مي آيد.
هفت تیر ۷tir.com: یک بیماری، برای اینکه همه گیر و نامآور شود فقط کافیست که یک دور، دور جهان را طی کند. از نفر به نفر، گروه به گروه، شهر به شهر و کشور به کشور و سرانجام جهان. برای مثال بیماری آنفلوآنزای خوکی از مکزیک برخاست، سپس به آمریکا و سپس به نیوزلند و اسپانیا و … نیز راه پیدا کرد و اکنون در چین نیز مواردی مشاهده شده است. که بر پایۀ همین شیوع سریع، سازمان بهداشت جهانی درجۀ شیوع جهانی خود را از ۴ به ۶ افزایش داد، درجۀ ۴ به معنای انسان به انسان است که در نتیجه ممکن است جامعه را شامل شود. بیماری آنفلوانزای خوکی یک نسل پیشرفته از بیماری آنفلوآنزای اسپانیایی است، همان که میلیونها انسان را دهها سال پیش روانۀ خاک کرد.
توضیح : پاندمی، پاندمیک، اپیدمی یا همه گیری همه به این معناست که وقتی مردم یک منطقه در یک زمان و در یک مکان خاص به نوعی بیماری مبتلا شوند.
در اینجا خلاصهای از ۵ بیماری همهگیر که بیشترین آمار مرگ و میر در دههها و صدههای اخیر را داشته است، خدمتتان عرض مینمایم تا میزان فاجعه در سالهای پیشین را در نظر داشته باشیم و همچنین پیشرفت علم و تکنولوژی مهار بیماریها را مد نظر آوریم تا ما نیز احساس مسئولیت کرده و تا حد امکان قدمی هر چند کوچک برداریم :
آبله (۴۳۰ قبل از میلاد – ۱۹۷۹)
این بیماری در ۱۰۰ سال گذشته حدود ۳۰۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشانده است. آماری وحشتناک که شاید قویترین سربازان و بزرگترین جنگها نیز چنین آمار مرگ و میر را نتوانند رقم زنند. فقط در قرن ۱۸ میلادی، حدود ۶۰ میلیون نفر در اروپا و فقط در سال ۱۹۶۷ حدود دو میلیون نفر در سرتاسر جهان جان خود را از دست دادند.
این بیماری که فقط مربوط به انسانها میباشد تا کنون تلفات زیادی را گرفته که گفته میشود منشا آن ۴۰۰۰ سال پیش در مصر بوده است و همزمانکه مردم تجارت گستردۀ خود را آغاز نمودند، این بیماری را گسترش داده و آنرا به هند و ژاپن و سپس اروپا و آمریکا منتقل کرده اند. این بیماری چنان بود که زخم و دردهایی را در ناحیۀ دهان، گلو و بدن بوجود میآورد و شدت آن به نوع پوست بدن افراد و سیستم ایمنی بدن آنها بستگی دارد. این بیماری در ابتدا کوری سپس بدچهرهای و نهایتا مرگ را دچار میشد.
نهایتا در سال ۱۷۹۶ دکتر ادوارد جنر متوجه شد که از تزریق مایع حاوی آبلۀ گاوی به بدن یک پسربچه، وی نسبت به این بیماری ایمن شده است. به همین دلیل آوای ادوارد جنر به عنوان اولین شخصی که واکسن را اختراع نمود شناخته میشود. همچنین نام واکسن از کلمۀ واکا (vacca) به معنی گاو در لاتین گرفته شده است زیرا اولین بار از سرم خون گاو مبتلا به ابلۀ گاوی استخراج شده است.
وبا (۱۸۱۷ – امروز)
هنگامیکه یک نفر از آب یا غذایی که حاوی میکروب ویبریو کلرا (وبا) باشد استفاده کند، در صورتیکه هیچگونه درمان اولیهای صورت نگیرد، ممکن است جان خود را در عرض ۴ ساعت از دست دهد که به مقاومت بدن شخص بستگی دارد. ویکیپدیای فارسی در مورد این بیماری چنین نوشته است : “این بیماری در گذشته در ایران به نام مرگامرگی خوانده میشدهاست… وبا در طول تاریخ هفت بار همهگیری جهانگستر داشتهاست. در قرن نوزدهم چندین بار در اروپا همهگیر شد اما امروزه وبا بیشتر در کشورهای جهان سوم به علت وضعیت ناسالم و غیر بهداشتی آبهای آشامیدنی دیده میشود.”
این میکروب با نفوذ به روده کوچک باعث دفع آب بسیار زیاد از آن میشود و کمبود شدید آب (دی هیدراسیون) و در نتیجه کم شدن مواد معدنی بدن و افت شدید فشار و در نتیجه مرگ را باعث میشود.
اولین همهگیری این بیماری در سال ۱۸۱۷ در کلکته هند، پس از یک فستیوال بزرگ سه ماهه که هزاران هزار نفر از سرتاسر جهان در آن شرکت کرده بودهاند، بوده است. در آن زمان افرادی که ناقل این میکروب بودند، در رود گنگ مشغول شنا شده و نتیجتا این بیماری در طول سه ماه به راحتی در سرتاسر هند گسترش یافت و به همین ترتیب یک همه گیری وبا شروع شد. مسافرین و بازرگانان این بیماری را به راحتی از این بندر به آن بندر و از این شهر به آن شهر انتقال دادند و نتیجه این شد که فقط در هند حدود ۴۰ میلیون نفر جان خود را از دست دادند. در سایر کشورها نیز امار وحشتناکی رقم خورده است که در همهگیری های بعدی امار نسبی پایینتر از اول بوده است.
(۱۹۱۸ – ۱۹۱۹)
رتبۀ اول همهگیری بیماریها از نظر خسارات تعلق دارد به همهگیری آنفلوآنزای اسپانیایی در سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹/ دقیقا زمانی که جنگ جهانی اول در حال اتمام بود، بسیاری از مردم در جای جای دنیا به این بیماری دچار شدند که متاسفانه در ابتدا همه خیال کردند که این همان سرماخوردگی معمولی است که همیشه با آن دست و پنجه نرم میکنند. در کمتر از دوسال، این بیماری جان ۲۰ تا ۱۰۰ میلیون انسان را در سرتاسر جهان گرفت و حدود ۲/۵ تا ۵ درصد از جمعیت جهان را به زیر خاک فرو برد. در ابتدا خیال میشد که این همان مادر طبیعت است که به دلیل خرابی های زیادی که در طول جنگ جهانی اول به ان وارد شده، دارد تلافی میکند. مشکل اینجا بود که با اتمام جنگ جهانی اول گسترش این بیماری به حداعلای خود رسید به این صورت که سربازان مریض ویروس را به راحتی هرچه تمامتر به خانه و خانواده و محلۀ خود وارد مینمودند و عده ای دیگر را مریض میکردند. در سال ۱۹۱۹، قریب به ۲۵% از آمریکایی ها به این ویروس مبتلا شدند.
این بیماری از طریق هوا منتشر میشود و علائمی از جمله درد عضلانی شدید، تب و لرز، سردرد و سرفه و … دارد، علائمی که عامل مرگ بسیاری از افراد شد. ذات الریه یا التهاب ششها یکی دیگر از عوارض این بیماری است که خیلی راحت میتواند انسان را از پای درآورد.
مرگ سیاه یا طاعون سیاه (۱۳۴۰ تا ۱۹۷۱)
در سالهای مابین ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۱میلادی، قریب به ۷۵ میلیون نفر در سرتاسر جهان جان خود را بوسیلۀ این بیماری باکتریایی از دست دادند. در مورد خاستگاه این بیماری روایات متعددی نقل شده است اما بیشترین احتمال بر این است که این بیماری بوسیله یک نوع موش کوهی به کک هایی که در پوست انها لانه داشتهاند منتقل شده و سپس از طریق ککها به بدن سایر جانداران بویژه موشها وارد میشده است. آنگاه این موشها و ککها که مابین بارهای تجار و بازرگانان زندگی میکردهاند، بیماری را به جای جای دنیا منتقل نمودهاند. همچنین تاتارها که برای تکمیل فتوحات خود به اروپا قدم گذارده بودند کمک شایانی به گسترش این بیماری کرده و آنرا به اروپای شرقی منتقل نمودند.
در ابتدای هجوم تاتارها، آنها متوجه مرگ مرموز عدهای از سربازان شدند که تصمیم گرفتند جسد انها را بوسیله منجنیق به مرکز شهر مورد نظر (کریما در اوکراین)در اروپا پرتاب کنند و بدین ترتیب بیماری را ارزانی داشتند و سپس بازرگانانی که در آن شهر مشغول کار بودند شهر را ترک کرده و بیماری را در سرتاسر اروپا و آفریقا پخش کردند. از تعداد ۴۰ میلیون نفری که در ان زمان در اروپا زندگی میکردند، ۲۵ میلیون نفر هلاک شدند.
بیماری طاعون به سه شکل خیارکی، ریوی و عفونت خونی وجود دارد. شکل خیارکی به این صورت است که معمولا در اطراف غدد لنفاوی متورم شده و دردناک میگردد و نوع ریوی از افراد حامل باکتری خیارکی و از طریق هوا و تنفس به افراد سالم منتقل میشود و بسیار کشنده است. نوع عفونت خونی در ادامۀ طاعون خیارکی بوجود میآید که در نتیجۀ فعالیت شدید دستگاه ایمنی میباشد.
مالاریا (۱۶۰۰ تا امروز)
با اینکه حیات حیوانات برای انسانها بسیار مهم است و امروزه تلاش زیادی برای حفظ آن میشود، باز هم بسیاری از مرگ و میر انسانها بدست آنها بخصوص شاخۀ حشرات انجام میگیرد. یک گزش بسیار کوچک توسط یک حشرۀ کوچک (آنوفل) میتواند باعث انتقال پلاسمودیوم به کبد شده و از آنجا خون فرد را آلوده کند.
اگر بیمار مبتلا به مالاریا تحت درمان قرار نگیرد، به دلیل قطع ارتباط خون با دستگاههای بدن، در عرض ۲ هفته جان خود را از دست خواهد داد. در حالیکه شیوع بیماری مالاریا معمولا در آمریکا و بخشهایی از آسیا واقع میشود، ۸۵ تا ۹۰ درصد از خسارات جانی متوجه آفریقاست، جایی که این بیماری سالانه جان یک میلیون نفر را میگیرد.
یکی از مهمترین و ساده ترین راههای پیشگیری از این بیماری جلوگیری از تماس پشه با بدن است.
پانوشت :
در طول ۳۰ سالی که ویروس ایدز شناسایی شده است حدود ۲۵ میلیون نفر جان خود را از دست داده و هم اکنون نیز بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی حدود ۴۰ میلیون نفر ناقل این بیماری هستند. آیا این همه گیری و اپیدمی خاموش نیست؟ آیا نباید نسبت به پیشگیری ان اقدام نمود؟
هفت تیر 7tir.com: دانشمندان ناسا نگران برخورد شهاب سنگی به طول 300 متر به زمین هستند. برخورد این شهاب سنگ به زمین تاثیراتی همچون یک زلزله 8 ریشتری خواهد داشت که اثر تخریبی آن 65 هزار برابر بمب اتمی خواهد بود که در سال 1945 در شهر هیروشیما منفجر شد.
به گزارش هفت تیر دانشمندان تخمین زده اند که این جرم آسمانی که ” آپوفیس ” نام دارد در سال 2029 از فاصله 30 هزار کیلومتری رد شده و به زمین برخورد نخواهد کرد .
اما نگرانی دانشمندان این است که این شهاب سنگ پس از اینکه به سمت خورشید حرکت کند ،در اثر نیروی مغناطیسی این ستاره تغییر مسیر داده و مجددا به سمت زمین خواهد آمد . تخمین دانشمندان این است که آپوفیس در سال 2036 و پس از تغییر جهت احتمالا به نقطه نامعلومی از زمین برخورد خواهد کرد .
اگر این جرم آسمانی به منطقه ای اقیانوسی از زمین برخورد کند احتمال یک ” سونامی ” بسیار شدید می رود و در صورتی که به نقطه ای از زمین برخورد کند تاثیراتی همچون یک زلزله 8 ریشتری خواهد داشت که اثر تخریبی آن 65 هزار برابر بمب اتمی خواهد بود که در سال 1945 در شهر هیروشیما منفجر شد .در این صورت در شعاع 300 کیلومتری هیچ موجود جانداری باقی نخواهد ماند .
دانشمندان سرعت حرکت این شهاب سنگ در صورت برخورد با زمین را 50 کیلومتر در ثانیه تخمین زده اند . نگرانی دیگر آنها از برخورد آپوفیس به زمین ،تاثیرات جوی و زیست محیطی پس از این برخورد خواهد بود . ممکن است در اثر شدت این برخورد تغییراتی در جو زمین همچون غبار شدید به وجود آید که نور رسانی خورشید را با اختلال مواجه کند.
125 میلیون سال قبل برخورد یک شهاب سنگ عظیم به زمین علاوه بر اینکه نسل جاندارانی همچون دایناسورها را منقرض کرد باعث ایجاد یک عصر یخبندان چند صد هزار ساله شد که اکثر موجودات زمین را منقرض ساخت.
اگر مسیر حرکت این شهاب سنگ به خوبی قابل پیش بینی و اندازه گیری باشد امید دانشمندان این است که بتوانند با شلیک موشک هایی مسیر آن را عوض کرده و مانع برخورد آن با زمین شوند . اما نگرانی اصلی این است که پس از عبور این شهاب سنگ ازفاصله 30 هزار کیلومتری زمین در سال 2029 ، مسیربازگشت مجدد آن به زمین در سال 2036 کمتر قابل پیش بینی است.
نگرانی دیگر دانشمندان در سال های اخیر از فاصله گرفتن ماه از زمین است . قمر ماه هر ساله حدود 4 سانتی متر از زمین دورتر می شود و این دوری سبب می شود که از سرعت حرکت وضعی زمین (حرکت زمین به دور خودش ) کاسته شود . نگرانی دانشمندان این است که هر چه سرعت حرکت زمین به دور خودش کمتر شود نیمکره ای بیشتر در معرض نور خورشید خواهد بود و نیمکره ای کمتر و این با گرم تر بودن نیمکره ای از زمین و سردتر شدن نیمکره ای دیگر ،اکو سیستم طبیعی زمین را به هم خواهد زد.
این نگرانی ها جدای از نگرانی هایی است که در اثر افزایش تصاعدی گازهای گلخانه ای و گرمایش زمین ، این کره خاکی قابل حیات را در معرض تهدید قرار داده است. دمای زمین به نسبت 100 سال پیش بیش از 4 در جه گرم تر شده است و تخمین شده می شود که اگر اقداماتی جدی در کاهش تولید گازهای کربنیک صورت نپذیرد تا پایان قرن حاضر پدیده های طبیعی همچون قطب ها و تمامی جانداران ساکن در آنها در معرض تهدید جدی خواهند بود .
هفت تیر 7tir.com: یک مراسم عروسی (نامزدی) در روستای بیلگه از توابع شهرستان مازی داغی در استان ماردین با آتش گشودن چهار فرد مسلح به دریای خون تبدیل شد. ۴۴ نفر در این حادثه خونین کشته شدند.
در ساعت ۲۱:۳۰ روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت به هنگام عقد نکاح دو جوان در روستای فوق، سه یا چهار فرد مسلح که به صورتشان ماسک زده بودند از چند نقطه مختلف به سوی مهمانان آتش گشودند و نارنجک انداختند.
توفان وسیع شن که از سوی سوریه به مرزهای ترکیه وزیدن گرفته بود و نبودن محافظان روستا باعث شده بود افراد مسلح به راحتی بتوانند به سوی مردم آتش گشایند.
تمامی افرادی که به جرم حمله به مراسم عروسی، با اسلحههایشان دستگیر شده اند دارای نام خانوادگی یکسانی با مقتولین بوده اند.
گزارش های رسیده حاکیست پسرعموی عروس از وی خواستگاری کرده و جواب رد شنیده بود. در واقع خانواده عروس به پسر عموی وی جواب رد داده و به پسردایی او جواب مثبت داده بودند و این باعث خشم یک طرف شده بود.
پیرزنی که در عکس می بینید: دو دختر، ۲ پسر، سه عروس و یک نوه خود را از دست داده است.
سه وزیر دولت شامل وزیر کشور، دادگستری و کشاورزی ضمن دیدار با بازماندگان برای رفتگان این قتل عام آرزوی مغفرت کردند. مهدی اکر وزیر کشاورزی به کردی با بازماندگان اظهار همدردی کرد.
تعداد واقعی کشته شدگان، ۴۷ نفر است. سه نفر از ۱۷ زنی که در این قتل عام کشته شدند حامله بوده اند و به همراه جنینهایشان کشته شده اند. یکی از زنان حامله تنها دو روز به زایمانش مانده بود.
پنج بولدزر از صبح سه شنبه مشغول کندن قبر برای ۴۴ (۴۷) کشته ی این قتل عام بودند. رحم مادرانشان، مزار سه جنینی شده است که برای به دنیا آمدنشان چند روزی بیشتر باقی نمانده بود. کل جمعیت روستا ۱۵۰ نفر عنوان شده است.
تمامی مردان روستا دارای سلاح بوده و از سوی حکومت ترکیه به عنوان نگهبان روستا، مجوز حمل سلاح را دارا بودند. به علت مرزی بودن روستاهای جنوب ترکیه و حملات تروریست های پ.ک.ک از آن نقاط، روستائیان با مجوز دولت سلاح حمل می کنند و در درگیری های طایفهای از سلاح خود بر علیه همدیگر استفاده می کنند.
محل این عروسی خونین، روستای بیلگه کویؤ از توابع شهرستان مازی داغی استان ماردین بوده است. اکثریت جمعیت این استان را به ترتیب اعراب و ترکها و کردها تشکیل می دهند. کردها از سالهاست که به این منطقه در مرز سوریه کوچ می کنند.
داماد و عروس و اطرافیان عروس در بین کشته شدگان هستند. داماد از شهر کردنشین دیاربکر بوده است و از اقوام عروس به شمار می رود. تلویزیونهای ترکیه تصاویری از مویه و ضجه زنان به زبان کردی را پخش می کنند.
زنان روستاي بيلگه در روز سه شنبه در غم افراد بيگناهي كه در مراسم عروسي كشته شدند ، اشك مي ريزند.
تصوير يك آمبولانس كه پس از اطلاع مقامات از كشتار مردم در روستاي بيلگه اجساد پيكر مجروحان را به بيمارستان شهر ماردين انتقال مي دهد.
چهره يك دختربچه كه پس از مشاهده كشتار افراد خانواده اش توسط مردان مسلح دچار شوك شده است.
مردم روستاي بيلگه در گورستان روستا براي كشته شدگان مراسم عروسي قبر حفر كرده و سنگ قبرمقتولان را براي نصب آماده مي كنند.
منظره روستاي ماتم زده بيلگه در روز سه شنبه و نيروهاي ارتش تركيه كه در روستا مستقر شده اند.
تصوير سربازان ارتش تركيه در روستاي بيلگه. به گفته شاهدان دوشنبه شب پس از مراسم عقد كنان و آغاز مراسم عروسي 4 مرد نقابدار و مسلح به سلاح هاي خودكار و نارنجك از 4 طرف وارد ميدان اصلي روستا شده و به سوي حاضران در اين مراسم آتش گشودند.
دو زن روستاي كردنشين بيلگه در حال گريه هنگام دفن عزيزانشان. در اين كشتار بيرحمانه دستكم 45 نفر كشته شدند كه نيمي از آنها زن و كودك بودند.
دورنماي روستاي كوچك بيلگه و بولدزرهايي كه در حال حفر گور براي قربانيان هستند. به گفته مقامات محلي 8 نفر در رابطه با اين كشتار دستگير شده اند. اما هنوز جزييات بيشتري در مورد عاملان اين قتل عام گزارش نشده است. برخي اين كشتار را ناشي از اختلاف داخلي ميان دو خانواده اعلام كرده و برخي ديگر مي گويند شورشيان پ.ك.ك عامل كشتار بوده اند.
تصوير يك زن مجروح كشتار روستاي بيلگه كه به دليل وخامت حالش به بيمارستان شهر دياربكر منتقل شده است.
هفت تیر 7tir.com: بعد از آنکه ورونیکا لاریو همسر سیلویو برلوسکونی از نخست وزیر ایتالیا به دلیل مهمانی با دختران نوجوان درخواست طلاق داد برلوسکونی روزنامههای چپ را عامل انختلاف بین وی و همسرش دانست.
وی ضمن انتقاد شدید از همسرش گفت: هر موقع که به انتخابات نزدیک می شویم این گونه حوادث رخ می دهد. او باید از من عذرخواهی کند. این من هستم که باید درخواست طلاق بدهم. اینطور به نظر می آید که درخواست طلاق وی را قبول خواهم کرد. این بار واقعا همه چیز به پایان رسیده است.
ورونیکا لاریو، همسر سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، پس از ۱۹ سال زندگی مشترک و با داشتن ۳ فرزند از دادگاه تقاضای طلاق کرد. برلوسکونی هفته گذشته اعلام کرده بود که قصد دارد ۱۰ زن خوشگل از شخصیتهای سینمایی و تلویزیونی ایتالیا را به نمایندگی مجلس ایتالیا انتخاب کند که این موضوع باعث خشم همسرش شده بود. البته برلوسکونی پس از اینکه همسرش به طور رسمی اعلام اعتراض کرد، از تصمیم خود منصرف شد.
خانم لاریو همچنین نسبت به شرکت کردن سیلویو برلوسکونی در تولد یک دختر ۱۸ ساله در شهر ناپل اعتراض کرده و مدعی شده که برلوسکونی هرگز در تولد ۱۸ سالگی هیچ یک از فرزندانش، علیرغم دعوت داشتن، شرکت نکرده بود.
برلوسکونی همچنین برای آنکه نشان دهد با خانواده نئومی لتیزیا – دختر ۱۸ ساله – دوستی خانوادگی دارد عکسی از نئومی را به همراه پدر و مادر وی به نشریه چی – Chi-ارسال کرد.
البته مشخص نیست چرا در این مهمانی خانوادگی، اثری از ورونیکا – زن برلوسکونی – به چشم نمی خورد!
هفت تیر 7tir.com: وزارت رسيدگي به امور سالمندان استراليا طي بيانيهاي اعلام كرد كه بر اثر حمله يك دسته بزرگ از موشها به يك مركز نگهداري از سالمندان در اين كشور، يك پيرمرد 89 ساله توسط اين جوندگان تكه پاره شد.
«جاستين اليوت» ـ وزير رسيدگي به امور سالمندان در سناي استراليا ـ در مصاحبهاي با رسانههاي دولتي اين كشور يادآور شد: يك دسته بزرگ از موشهاي به اين مركز حمله كرده و طي آن، يك پيرمرد 89 ساله افليج توسط اين حيوانات گوشتخوار تكهپاره شد.
اين در حاليست كه در گزارش پزشكان اين مركز آمده است كه اين پيرمرد از ناحيه سر و گلو توسط اين جوندگان مورد حمله قرار گرفته كه در نهايت به دليل شدت جراحات، جان خود را از دست داده است.
تاكنون چنين رويدادي در استراليا رخ نداده و امكان ميرود كه به دليل وقوع خشكسالي در اين كشور، موشها براي يافتن غذا به اين مركز حمله كرده باشند.
هفت تیر 7tir.com: این پیرزن 92 ساله که قریب به ۶۰ سال پیش باردار بوده است دچار سقط جنین می شود. وی که آن زمان توانایی پرداخت هزینه ی درمان را نداشته است از خارج کردن جنین مرده منصرف می شود . لذا جسد سالها در رحم این زن باقی می ماند و پس از مدتی لایه ای آهکی دور جنین را احاطه می کند و تبدیل به یک توده ی سنگی می شود.به تازگی پزشکان با عمل جراحی جنین سنگی را از شکم این زن خارج کرده اند.
پزشکان بر این باورند که ﮐﯿﺴﻪ آﻣﻨﯿﻮﻧﯽ جنین با جذب آهک لایه ای محافظ به دور جسد ایجاد کرده که مانع عفونی شدن آن در بدن مادر شده است. بنابراین وجود این توده ی آهکی مشکلی برای زندگی طبیعی این زن بوجود نیاورده و وی سالها آن را با خود حمل کرده است.
این پدیده بسیار نادر بوده و در کل تاریخ علم پزشکی فقط 290 مورد همانند آن دیده شده است.
هفت تیر 7tir.com: پس از آنکه ژنرال پترائوس فرمانده نيروهاي امريکايي در خاورميانه در يک اظهارنظر جديد و بحث برانگيز ابراز داشت؛ ممکن است تنها دو هفته به سقوط دولت پاکستان توسط طالبان زمان باقي مانده باشد، آخرين خبرها حاکي از آن است که به زودي رئيس جمهور امريکا با رهبران افغانستان و پاکستان ديدار خواهد داشت.
اين ديدارها به منظور يافتن راه حلي براي خروج پاکستان از بن بست فعلي است. اين تحول در حالي اتفاق مي افتد که در پي فشارهاي امريکا دولت پاکستان برخلاف سياست گذشته خود در تباني با شبه نظاميان طالبان حملات جديدي را عليه آنان ترتيب داد و خواستار خلع سلاح آنان شد. همزمان با تقويت قواي طالبان در مناطق شمال غربي پاکستان، مقامات امريکايي با نگراني فزاينده يي شرايط حاکم بر پاکستان را دنبال مي کنند و به گفته ناظران در فکر چاره يي براي نجات اين کشور از بحران موجود هستند.
شبه نظاميان وابسته به طالبان ماه گذشته ميلادي تا 100 کيلومتري اسلام آباد پايتخت پاکستان پيشروي کردند و تنها پس از فشار امريکا به دولت پاکستان براي حمله به طالبان، اين نيروها عقب نشيني کردند. به گزارش روزنامه ديلي تلگراف، ژنرال پترائوس فرمانده ارشد ارتش امريکا در خاورميانه و جنوب آسيا اظهار داشت؛ بهانه هاي دولت پاکستان تمام شده و هم اکنون پذيرفته که براي تضمين بقاي دولت بايد اقدامات فوري و جدي صورت گيرد. وي خواستار اقدامات ملموس در جهت انهدام مواضع طالبان در طول دو هفته آ تي و پيش از اعلام دور جديد اقدامات امريکا شده است. هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا، هفته گذشته اسلام آباد را متهم به شانه خالي کردن از مسووليت مبارزه با طالبان کرد.
قرار است در هفته جاري زرداري، حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان و باراک اوباما رئيس جمهور امريکا در واشنگتن مذاکرات سه جانبه يي را برگزار کنند و به احتمال زياد مساله مبارزه پاکستان با طالبان در صدر دستور کاري اين نشست خواهد بود. روزنامه امريکايي نيويورک تايمز در گزارشي نوشت به دليل روابط خوب نوازشريف نخست وزير سابق پاکستان با گروه طالبان، امريکا درصدد است دست خود را به سوي او که دشمن اصلي رئيس جمهور کنوني است، دراز کند. شريف که در طول دهه 1990 دو بار نخست وزير پاکستان شد اکنون رهبري حزب مسلم ليگ شاخه نواز را بر عهده دارد.
برخي ناظران با اشاره به حوادث اخير پاکستان و افغانستان و همچنين رويکرد شبه قاره يي دولت جديد امريکا معتقدند تنها يک کودتاي نظامي مي تواند پاکستان را از اين وضعيت بغرنج نجات دهد. مهم ترين خطري که کشورهاي همجوار و هم پيمانان غربي پاکستان از بحران اين کشور احساس مي کنند سلاح هاي اتمي اين کشور است که در صورت دست يافتن گروه هاي شبه نظامي به آن منطقه با خطرهاي ويرانگري مواجه خواهد شد.
هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا در مصاحبه با شبکه خبري «فاکس نيوز» در بغداد با اشاره به همين موضوع گفت؛ سلاح هاي اتمي پاکستان هم اکنون بي خطر است اما واشنگتن درباره اينکه در صورت سرنگوني دولت اين کشور توسط نيروهاي در حال پيشروي طالبان چه پيش خواهد آمد، نگراني هايي دارد. اين گمانه زني ها درباره تحولات آينده پاکستان درحالي در جريان است که آصف علي زرداري رئيس جمهور اين کشور در سفر به ليبي با معمر قذافي ديدار کرد و به بررسي آخرين تحولات پاکستان پرداخت. جميل احمد خان سفير پاکستان در طرابلس اظهار داشت؛ هدف از اين سفر بهبود روابط اقتصادي بين پاکستان و ليبي بود و ما اميدواريم همان طور که در گذشته بيش از 150 هزار پاکستاني در بخش هاي مختلف اقتصادي ليبي فعاليت مي کردند اکنون نيز چنين شرايطي ايجاد شود. زرداري در جريان اين سفر سه روزه هفت توافقنامه دوجانبه در زمينه همکاري هاي اقتصادي، سياسي، امنيتي و فرهنگي با ليبي امضا مي کند.
در ادامه درگيري هاي اخير در پاکستان ديروز اعلام شد، دست کم 20 نفر ديگر از شبه نظاميان کشته شدند. در درگيري ميان نيروهاي ارتش و شبه نظاميان طالبان در منطقه «دير» و «بونير» نيز دست کم 55 تا 60 شبه نظامي طالبان کشته شدند. اطهر عباس سخنگوي ارتش پاکستان در يک کنفرانس خبري گفت؛ در عمليات نظامي ديروز نيز دو کارمند نيروهاي امنيتي جان خود را از دست دادند و هشت نفر ديگر نيز زخمي شدند. سخنگوي ارتش پاکستان تصريح کرد؛ کنترل کامل منطقه «دير» در دست نيروهاي امنيتي است و عمليات جست وجو و بازرسي در سراسر منطقه ادامه دارد، البته در بعضي از مناطق «دير و امبيلا» نيروهاي امنيتي با طالبان درگير هستند. اطهر عباس خاطرنشان کرد؛ مردم در مناطق «دگر و بونير» از عمليات نيروهاي امنيتي استقبال کرده اند. وي در ادامه سخنان خود گفت؛ نيروهاي امنيتي هفت خودرو را که حامل مواد منفجره بود، با استفاده از بالگردهاي نظامي منهدم کردند. ارتش پاکستان در منطقه دير و بونير همچنان در حال درگيري با شبه نظاميان طالبان است.
از سوي ديگر در پي بروز برخي ناآرامي ها در کراچي نخست وزير پاکستان در يک اظهارنظر ديگر در خصوص خشونت هاي اخير در اين شهر تصريح کرد؛ دولت بايد مشکلات را از طريق دنبال کردن سياست آشتي حل و فصل کند. وي اعلام کرد؛ ما متعهد مي شويم که به افراط گراها اجازه گستراندن نفوذ خود در کراچي را ندهيم.
يوسف رضا گيلاني نخست وزير پاکستان در يک اظهارنظر ديگر اعلام کرد؛ امريکا از طريق حمايتش از پرويز مشرف روند دموکراسي در کشور را از بين برد. نخست وزير پاکستان در کنفرانس خبري در کراچي بعد از مشارکتش در نشست عالي رتبه براي بررسي اوضاع امنيتي گفت؛ دولت کنوني همچنان، حتي تا امروز از پيامد حمايت واشنگتن از پرويز مشرف رئيس جمهور سابق پاکستان رنج مي برد.
گيلاني مشرف را يک سرکش توصيف کرد و گفت؛ دولت کنوني همچنان از پيامد حمايت هاي امريکا از عملکرد مشرف رنج مي برد. وي در خصوص ديدگاه هاي باراک اوباما رئيس جمهور امريکا در قبال پاکستان عنوان داشت؛ دولت مدني و سازمان هاي آن از جمله سازمان قوه قضائيه و رسانه ها بر اساس قانون اساسي و قوي منسجم عمل مي کنند. نخست وزير پاکستان که تا حدود زيادي مخالف دخالت هاي امريکا در اين کشور است در خصوص عمليات در بخش هايي از مناطق مرزهاي شمال غربي تصريح کرد؛ در صورتي که دولت با چالش روبه رو شود دولت منطقه يي بايد درخواست حمايت هاي نظامي را اعلام کند.
هفت تیر 7tir.com: ورونیکا لاریو، همسر سیلویو برلوسکنی، نخست وزیر ایتالیا از قصد خود برای جدایی از شوهرش خبر داده است.
آقای برلوسکنی که هفتاد و دو سال سن دارد، در واکنش به تقاضای طلاق همسرش این موضوع را شخصی دانسته و گفته از شنیدن آن ناراحت شده است.
به نوشته روزنامه لارپولیکا خانم لاریو زمانی از تلاش برای جدایی از همسرش خبر داد که مطبوعات از حضور آقای برلوسکنی در جشن تولد دختری هجده ساله در ناپل خبر دادند.
خانم لاریو در واکنش به این خبر به لارپوبلیکا گفت: “کافی است. نمی توانم با مردی باشم که با نوجوانان همنشینی می کند.”
او در ادامه گفت: “این واقعا من را شگفت زده می کند. زیرا او هیچگاه در جشن تولد هجده سالگی فرزندانش شرکت نکرد.” این سخنان پس از آن نقل شد که آقای برلوسکنی در مهمانی تولد یک دختر هجده ساله شرکت کرده بود.
بر اساس گزارش مطبوعات ایتالیا، آقای برلوسکنی به صاحب مهمانی تولد گردنبندی طلا و مزین به الماس هدیه داده بود.
آقای برلوسکنی در واکنش به این سخنان گفت از این که همسرش فریب روزنامه های چپ گرا را خورده، متاسف است.
او در بیانیه ای کوتاه گفت: “این موضوعی شخصی است که ناراحتم می کند، خصوصی است و به نظر می رسد که نباید درباره آن صحبت کرد.”
روابط نخست وزیر ایتالیا و همسرش پس از این ورونیکا لاریو از تلاش همسرش برای نامزدی زنان زیبا و فاقد تجربه سیاسی در انتخابات پارلمان اروپا انتقاد کرد، رو به سردی گذاشت.
خانم لاریو در یک نامه الکترونیکی به یکی از خبرگزاری های ایتالیا این اقدام را “مزخرفات شرم آمیزی” دانسته بود که برای رضایت “امپراتور” به اجرا گذاشته می شود.
آقای برلوسکنی علت این اقدام را بهبود روابط حزب راست میانه خود با طبقه فرهیخته و تحصیل کرده عنوان کرده بود.
خانم لاریو همچنین از همسر خود برای تلاش برای نامزد کردن زنان جوان برای نمایندگی حزبش در پارلمان اروپا انتقاد کرده بود. بعدا مشخص شد تنها یکی از کاندیداهای زن مورد نظر آقای برلوسکنی در فهرست نهایی حزب او راه یافته است.
سیلویو برلوسکنی روابط خود را با ورونیکا لاریو در دهه 1980 و پس از تماشای اجرای نیمه عریان او در یکی از نمایش هایش شروع کرد و ده سال بعد با او ازدواج کرد. ورونیکا لاریو همسر دوم آقای برلوسکنی است. این دو نوزده سال با هم زندگی کرده اند و حاصل زندگی مشترک آنها سه فرزند است که همگی بیشتر از بیست سال سن دارند.
آقای برلوسکنی شش و نیم میلیارد دلار ثروت دارد و علاوه بر یک امپراتوری رسانه ای مالک باشگاه فوتبال آ س میلان است.
هفت تیر 7tir.com: : روزنامه اينديپندنت چاپ انگليس در يكي از شمارههاي دو هفته پيش خود طي گزارشي به پديده “تعويض همسر” در ايتاليا پرداخت و از رونق گرفتن چنين پديدهاي در كشورهاي مختلف اروپايي به ويژه ايتاليا خبر داد.
ایندیپندنت در اين گزارش خود به نقل از روزنامه پرتیراژ “لاستامبا” چاپ ایتالیا نوشت: بسیاری از زنان و مردان ایتالیایی که برای گذراندن تعطیلات تابستانی در منطقه زیبای “توسکانا” در مرکز شهر رم پایتخت ایتالیا دعوتنامه دریافت میکنند، ممکن است پیش از پذیرفتن و قبول این دعوت خوب به آن فکر کنند. علت این مسأله آنست که شاید این زن و شوهرها مجبور شوند در مقابل پذیرفتن این دعوت همسر خود را با همسر دیگری عوض کنند. “لاستامبا” اين گزارش را “عريانها در وقت ناهار” ناميد.
در گزارش “لاستامبا” آمده: در هر دوره تعطیلات تابستانی حدود پانصد هزار زن و شوهر در دویست کلوپ شبانه که در سراسر ایتالیا وجود دارد همسران خود را برای برقراری رابطه نامشروع با یکدیگر عوض میکنند. هزار تعویض همسر نیز در اماکنی غیر کلوپها مانند گاراژهای خودرو، سواحل دریایی ویژه و حتی برخی از قبرستانها صورت میگیرد.
در همین راستا یکی از کارکنان یکی از کلوپهای شبانه که مخصوص “تعویض همسر” است در این باره گفت: انواع آدمها به این کلوپها مراجعه میکنند، مانند حسابدار، پزشک، بازیکن فوتبال، سیاستمدار و غیره.
در ادامه گزارش این روزنامه ایتالیایی آمده است: این آمار و ارقام توسط مؤسسه “فیدر ” بدست آمده و آمار اعلام شده حدود پانصد هزار است در حالیکه حقیقت بیشتر از این عدد است و گمان میشود حدود دو میلیون باشد.
این مؤسسه میافزاید: آمارها نشان میدهد معدل سن بیشتر مردانی که تبادل همسر میکنند حدود 43 سال و زنان 35 سال است و عمل تبادل همسر فقط در شب صورت نمیگیرد بلکه گاهی اوقات در روز روشن و به ویژه پس از وقت ناهار صورت میگیرد.
حتی برلوسکنی!
نکته تعجب برانگيز اینست که این روزنامه ایتالیایی در گزارش خود اعلام کرده “سیلویو برلوسکنی” نخست وزیر ایتالیا نیز چندی پیش خواستار تعویض همسر خود “فرونیکا” با همتای دانمارکی خود “آندریاس فوج راسموسن” شده بود.
این روزنامه در ادامه نوشته است: “برلوسکنی” در حضور همگان گفت، میخواهم همسرم را به “راسموسن” بدهم زیرا از دیگران خندان تر و شاداب تر است.
ایندیپندنت در ادامه گزارش خود آورده است: پیش بینی میشود این گزارش خشم کشیشان ایتالیایی را برانگیزد و از این کار در موعظههای خود در کلیساها انتقاد کنند.
در پایان گفتنی است “تعویض همسر” که به آن “رابطه دسته جمعی” نیز گفته میشود کاری است که در اروپا و آمریکا به ویژه در جشنهای مخصوص به شدت گسترش یافته است.
هفت تیر 7tir.com:در جریان برگزاری روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران، بیش از دویست نفر از کارگران شرکت کننده دستگیر و مورد ضرب و شتم نیروهای انتظامی، اطلاعات و لباس شخصیها قرار گرفتند.
بر اساس گزارشها، تجمع گروهی از کارگران ایرانی که روز جمعه یازدهم مه به مناسبت روز جهانی کارگر در کنار آبنمای پارک لاله تهران گرد آمده بودند، به خشونت کشیده شد.
در این تجمع ماشینهای گشت نیروی انتظامی تمام محیط و میدان آبنما را محاصره کرده و نیروهای انتظامی و اطلاعات و لباس شخصی با باتوم و گاز فلفل تجمع کنندگان را مورد ضرب وشتم قرار دادند و بیش از 200 نفر از آنان را دستگیر نمودند. همچنین مامورین با تصرف موبایلها و دوربینها اجازه هر نوع فیلم برداری و عکاسی را خبرنگاران گرفتند.
مراسم روز جهانی کارگر در تهران به دعوت سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، اتحادیه آزاد کارگران ایران، هیئت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزئینات ساختمان و کانون مدافعان حقوق کارگر برگزار شده بود.
به گفته آقای رضوی، در این مراسم تعدادی از مردم و کارگران به همراه خانواده هایشان شرکت داشتند ولی در زمان شروع مراسم، پلیس با خشونت وارد عمل شد.
برخی گزارشها از تهران حاکی است که تعدادی از دستگیر شدگان آزاد شده اند و آقای رضوی می گوید:”تعدادی از دستگیر شدگان آزاد شده اند و برای برخی نیز قرار وثیقه صادر شده اما هنوز در بازداشت به سر می برند.”
تأمین امنیت شغلی برای کارگران، برپایی تشکل مستقل کارگری، توقف اخراج کارگران، لغو کار کودکان و آزادی کارگران زندانی از جمله درخواست های شرکت کنندگان بود.
هر ساله به مناسبت روز جهانی کارگر در ایران نیز مراسمی در نقاط مختلف برگزار می شود و در آن کارگران خواسته های خود را مطرح می کنند. در سالهای اخیر مراسم روز جهانی کارگر در تهران در قالب راهپیمایی گسترده با حضور کارگران سراسر کشور برگزار می شد.
علی حق، روزنامه نگار در تهران می گوید:” این مراسم طی سالهای اخیر بیشتر شکل دولتی به خود گرفته است و این دولتی شدن را می توان در شکل دیدارهای مقامات دولتی نظیر رئیس جمهوری با کارگران دید.”
قانون کار ایران اتحادیه های آزاد کارگری را به رسمیت نمی شناسد و به جای آن، تشکیل نهادهایی تحت عنوان شوراهای اسلامی کار را تجویز می کند که براساس قانون شورای اسلامی کار وظیفه آنها حل و فصل اختلافات کارگر و کارفرماست.
بر خلاف اتحادیه های مستقل کارگری، اعضای شورای اسلامی کار که می تواند در کارگاه هایی با بیش از سی و شش کارگر تشکیل شود، منحصر به نمایندگان منتخب کارگران نیست بلکه علاوه بر آنان، نمایندگان مدیریت نیز در آن عضویت دارند و، براساس قانون، نقش مشورتی برای مدیریت را ایفا می کند.
قانون کار ایران همچنین ابزار اصلی فعالیت های سندیکایی، شامل حق اعتصاب را به رسمیت نمی شناسد، در حالی که به گفته مدافعان تشکل های مستقل کارگری، تنها وسیله موثر کارگران در برابر کارفرما، حق خودداری از فروش نیروی کار خویش و به تعطیل کشاندن تولید است.
سازمان بین المللی کار نیز در برخی از گزارش های خود ساختار و ماهیت شورای اسلامی کار، و نهاد خانه کارگر را که به عنوان تشکل سرتاسری کارگران در ایران مورد تایید حکومت قرار دارد، منطبق با خصوصیات اتحادیه های آزاد و مستقل کارگری ندانسته است.
ادامه خشونت در روز کارگر؛ بازداشت جلوه جواهری و تفتیش شبانه ی منزل برخی از اعضای کمپین
جلوه جواهری، فعال کمپین یک میلیون امضا در آخرین ساعات امشب دستگیر و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.
آخرین اخبار به دست آمده حاکی از آن است که پس از بازداشت کاوه مظفری، در آخرین ساعات امروز تعدادی مامور به همراه او به منزل شخصی اش رفته و پس از بازرسی کامل منزل، جلوه جواهری همسر وی را بازداشت کرده و به همراه خود بردند.
این اقدام در حالی صورت گرفت که جلوه جواهری، همسر کاوه مظفری در منزل حضور نداشت اما با مراجعه ی وی به منزل ماموران اجازه ی خارج شدن او از منزل را نداده و پس از تفتیش کامل وسایل ضمن توقیف دو کامپیوتر ، تعداد زیادی سی دی وکتاب و همچنین دست نوشته های آنها، او را نیز بازداشت کرده و به همراه خود بردند.
گفتنی است، مامورانی که در حال بازرسی منزل این دو فعال کمپین یک میلیون امضا بودند، به پدر کاوه مظفری و دوستان خانوادگی آنان نیز اجازه ی ورود به منزل ندادند.
کاوه مظفری، دیگر فعال کمپین یک میلیون امضا در جریان برخورد خشونت بار امروز پلیس با شرکت کنندگان در گردهمایی روز جهانی کارگر و به همراه بیش از دویست تن دیگر از شرکت کنندگان در این گردهمایی، بازداشت شده بود.
اخبار دیگری حاکی از ورود ماموران به منزل امیر یعقوبعلی یکی دیگر از فعالان کمپین است که او نیز عصر امروز بازداشت شده است.
تعدادی دیگر از فعالان کمپین از جمله، نیکزاد زنگنه، پوریا پورشتاره و طاها ولی زاده نیز در بازداشت به سر می برند. تعدادی از بازداشت شدگان اعضای تشکل های شورای همکاری، کمیته هماهنگی ایجاد تشکل های کارگری، اتحادیه آزاد کارگران، کانون مدافعان حقوق کارگر، کمیته پی گیری از جمله مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم وسعید یوزی هستند.
هفت تیر 7tir.com: بهترين بازيگران زن دهسال اخير سينماي جهان انتخاب شدند. دراين بررسي، بازيگران مطرح سينماي جهان از سال 2000 ميلادي به بعد مدنظر بودهاند و ستارگان مطرح سينماي دهه 90 از جمله «مگرايان» و «ميشل فايفر» كه در سالهاي اخير پركار نبودهاند، مورد قضاوت قرار نگرفتهاند.
بنابر اعلام پايگاه اطلاعرساني Imdb، نيكول كيدمن كه تاكنون يكبار براي فيلم «ساعتها» برنده اسكار بوده درصدر اين ليست قرار دارد. «كيت بلانشت» بههمراه «مريل استريپ» بازيگر كهنهكارهاليوود رتبههاي دوم و سوم اين فهرست را بهخود اختصاص دادهاند.
«كيت وينسلت» به همراه «رنه زلوگر» در رتبههاي چهارم و پنجم ايستادهاند.«ريس ويترسپون» كه سال گذشته بهعنوان گرانترين بازيگر هاليوود در دريافت دستمزد اعلام شد، در كنار «جودي دنچ» و «اسكارلت يوهانسون» رتبههاي ششم تا هشتم را به خود اختصاص دادهاند. «جوليا رابرتز»، «جوليان مور»، «نائومي واتس»، «چارليزترون»، «هلن ميرن»، «كايرانايتلي» و «جنيفر كانلي» نيز در رتبههاي نهم تا پانزدهم اين فهرست قرار گرفتهاند.
به گزارش تصویری از ده بازيگر اول اين فهرست توجه فرمایید:
نیکول کیدمن
نیکول ماری کیدمن، متولد ۲۰ ژوئن ۱۹۶۷ (۳۰خرداد ۱۳۴۶ خورشيدی) بازیگر آمریکایی- استرالیایی و برنده جایزه اسکار که به خوانندگی نیز پرداختهاست. پدر او یک ایرلندی و مادرش یک اسکاتلندی بود که هردو در استرالیا به دنیا آمده بودند. اما نیکول در هونولولوهاوایی (ایالات متحده) متولد شدهاست و به همین دلیل دارای هردو ملیت آمریکایی و استرالیایی است. پدرش «آنتونی» متخصص شیمی بالینی بود و مادرش «جانلا» آموزشیار پرستار بود.در سال ۱۹۷۳ میلادی؛ یعنی در ۶ سالگی نیکول، آنها به واشنگتن دی.سی جهت ادامه تحقیقات پدر نیکول درباره سرطان سینه سفر کردند که نیکول در آنجا اولین نقش خود را در جشن کریسمس تجربه کرد.
او در زندگی خود دو بار ازدواج کرد که یکی از آنها با تام کروز در سال ۱۹۹۰ بود كه در سال ۲۰۰۱ کار آنها به طلاق کشیده شد. در این بین آنها دو فرزند به نامهای ایزابلا جین (۱۹۹۲)و کانرآنتونی (۱۹۹۵) را به فرزند خواندگی قبول کردند. و دیگر ازدواج وی با کیث اوربان در ۲۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ است. سال 2002 سالي بود كه نيكول 35 ساله به اوج افتخارات هنري يك بازيگر دست يافت. بازي بي نظير او در نقش ويرجينيا وولف در فيلم ساعتها او را علاوه بر جوايز متعدد از فستيوالهاي مختلف، برنده جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش اول زن كرد. اما شايد جنجاليترين دوره حرفهاي نيكول كيدمن را بايد سال 1999 دانست. حضور در پروژه جنجالي چشمان كاملا بسته آخرين اثر استنلي كوبريك و بازي او براي سومين بار در كنار همسرش تام كروز، اين زوج را دچار مشكلاتي كرد كه در نهايت به جدايي آنها منجر شد. اين تريلر، روايت شك و ترديدي است كه يك زوج آمريكايي نسبت به هم پيدا ميكنند و نمايانگر سيري است كه در اين تامل سپري ميشود. بازي فوقالعاده و بي نقص كيدمن، به خصوص در سكانس مربوط به ميهماني اول فيلم به نظر يكي از سكانسهاي برتر تاريخ سينما است.
کیت بلانشت
کاترین الیز بلانشت معروف به کیت بلانشت متولد ۱۴ مه ۱۹۶۲ بازیگر و کارگردان تئاتر استرالیایی است. از جمله فیلمهای معروف او ميتوان به هوانورد، الیزابت، من اینجا نیستم و مورد عجیب بنجامین باتن اشاره کرد. او از انستیتوی ملی هنرهای نمایشی استرالیا در ١٩٩٢ فارغالتحصیل شده و خیلی زود در عرصه تئاتر به شهرت رسیده است. منتقدان سینما در سال ١٩٩٧ با فیلم اسکار و لوسیندا کشفش کردند، اما یک سال بعد بازی در نقش ملکه الیزابت اول در فیلمی از شکار کاپور از وی بازیگری با شهرت جهانی ساخت. با این حال چند سال بعدی را به بازی در نقشهای مکمل گذراند و در فیلمهایی چون یک شوهر ایده آل، آقای ریپلی زیرک، مردی که گریست و موهبت بازی کرد.
آغاز قرن تازه برای او دوره رسیدن به نقشهای بزرگ در دل محصولات عظیمی چون ارباب حلقهها (در نقش ملکه گالادریل)، نقش کاترین هپبورن در فیلم هوانورد (اولین اسکارش را برای همین نقش دریافت کرد) و سوزان در فیلم بابل بود. سال گذشته پس از نزدیک به یک دهه؛ مقطعی دیگر از زندگی ملکه الیزابت را روی پرده بازآفرینی کرد و بار دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار شد. شگفت انگیز اینکه در همین سال برای بازی در نقش باب دیلن در فیلم آنجا نیستم نیز نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل بود. بلانشت تاکنون چهار بار نامزد جایزه اسکار و یک بار برنده آن، دوبار برنده جایزه بفتا، دوبار برنده جایزه گلدن گلاب و برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره ونیز بوده است. او دهها جایزه معتبر تئاتری و بیش از ٥٠ جایزه سینمایی دیگر نیز در کارنامه خود دارد.
مريل استريپ
متولد 1949 و در آستانه 61 سالگي است. چروكها به صورتش هجوم آوردهاند، اما هنوز پركار است و با شوق به قلب نقشهاي نو ميزند و ميخواهد عنوان «بهترين بازيگر زن عصر خويش» را حفظ كند، ولو آنكه سنش او را بهسوي نقشهاي مادرانه سوق دهد.كارنامه درخشان مريل استريپ كتمانناپذير است و سياههاي از زناني كه به مدد حضور او روي پرده جان گرفتند و در اذهان ماندند در آن خودنمايي ميكند. ولو آنكه فعاليت اصلياش را خيلي دير ـ در 30 سالگي ـ آغاز كرد و در اين سن به شهرت رسيد. بنابراين او را نه در نقش دختران جوان بلكه در نقش زني بهتنگآمده، مستقل، ماجراجو يا زخمخورده بهياد ميآوريم. در چهل سالگي بيترديد عنوان بااستعدادترين بازيگر زن سينما را يدك ميكشيد و شاخصترين آنها بود.
احتمالا واژه شاخص براي توصيف او كافي نبود، چرا كه گاهي اين معني را ميدهد كه اثري فوقالعاده است، ولي مردم آن را دوست ندارند. همان چيزي كه در مورد لاورنس اليويه، كاترين هيپبورن و حتي برخي آثار ال پاچينو هم صدق ميكرد.اما استريپ در انتهاي دهه 1980 فوقالعاده بود و در فيلم فريادي در تاريكي، ساخته فرد شيپسي (1988)، نقش يك زن استراليايي را بينقص بازي كرد. خيليها حوصله تماشاي اين فيلم را نداشتند، چون موضوع آن و صحنههايش آزاردهنده بود. استريپ طي ده سال شش بار نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر زن شده بود و دو بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر زن نقش دوم. او در هر دو زمينه برنده جايزه شد؛ اما كسي اهميتي هم داد؟
كيت وينسلت
كيت اليزابت وينسلت مشهور به رز انگليسي با 168 سانتي متر قد يكي از بازيگران معروفهاليوود است. او در يك خانواده هنرپيشه بهدنيا آمد. پدرش راجر وينسلت و مادرش سالي بريج ـ وينسلت هر دو بازيگر بودند. پدربزرگ و مادربزرگ مادري او اليور و ليندا بريج هم در كار تئاتر بودند. و دايي او رابرت بريج در كار صحنه تئاتر مشغول به كار بود. بعد از موفقيت بيش از انتظار تاينانيك كيت وينسلت به پروژههاي مستقل اكتفا كرد. در سال 1998در فيلم «شكسپير عاشق» و در سال 1999 در فيلم آنا و پادشاه بازي كرد.
كيت در سن 29 سالگي چهارمين نامزدي براي يك جايزه آكادميك را دريافت كرد و او هنوز جوانترين هنرپيشه اي است كه اين افتخار را دارد. كيت و لئوناردو دي كاپريو دوستان بسيار نزديكي هستند. فرزندانش به لئوناردو دايي لئو ميگويند او در يك مصاحبه اعلام كرد كه يكسال (از آوريل 2006 تا آوريل 2007) را به خود مرخصي داده تا وقت بيشتري را با خانواده خود بگذراند. كيت درباره پدر و مادرش ميگويد: «مامان و بابا بيشتر با من دوست بودند تا پدر و مادر، آنها هيچگاه دلواپسي و تشويش برايم بهوجود نياوردند آنها به من آموختند خودم باشم.»
رنه زلوگر
«رنه كاتلين زلوگر» متولد 25 آوريل 1969 در «كاتي» از شهرهاي تكزاس بهدنيا آمد. پدرش «اميل اريخ زلوگر» يك مهندس سوئيسي بزرگ شده استراليا و مادرش «جلفريد ايرنه اندرسن» يك پرستار نروژي بود. پدر و مادر زلوگر در يك كشتي در زمان مهاجرت به آمريكا با هم آشنا شدند و در سال 1963 با هم ازدواج كردند.در 1991 از دانشگاه تگزاس شهر «اوستين» در رشته انگليسي فارغالتحصيل شد.
بعد از دانشگاه تصميم گرفت بهصورت حرفهاي بازيگري را دنبال كند. بهدليل اينكه ورود بههاليوود دشوار بود بهتر ديد كه در تگزاس بماند و در «هوستون» بهدنبال بازي در فيلمها بود. در اين دوران به عنوان پيشخدمت كار ميكرد. «رنه زلوگر» يكي از 5 بازيگري است كه براي يك فيلم موفق به دريافت جوايز اسكار، بافتا، گولدن گلوب و SAG شده است.
لورا جین ریس ویترسپون
لورا جین ریس ویترسپون (متولد۲۲ مارس ۱۹۷۶) که بیشتر با نام ریس ویترسپون شناخته میشود، بازیگر آمریکایی برنده جایزه اسکار است. او با نقشآفرینی در فیلم قدمزنی در مسیر برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن در سال ۲۰۰۵ شد. او به عنوان یکی از برجستهترین و گرانترین بازیگران زنهالیوود بهشمار میرود.
ريس ويترسپون، چهره برگزيده آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي آمريکا در رشته بهترين بازيگر زن، اعلام کرد که تنديس اسکار را مرهون محبتهاي جاني کش و جون کارتر است. او در فيلم قدم زني در نقش جون کارتر، خواننده جوان کانتري را بازي کرد که به مدد تلاش و شور و شوق مسير موفقيت را طي کرده و رابطه اش با جانيکش را شکل ميدهد. ويترسپون به هنگام دريافت جايزه اش عنوان کرد که به هنگام گذراندن دوران کودکياش در تنسي هرگز تصور نميکرد که به چنين جايگاهي دست يابد، با اين وجود اين موفقيت را وام دار جون کارتر است.
جودی دنچ
جودی دنچ که يکی از موفقترين بازيگران بريتانياست با تحسين شدن درهاليوود بيگانه نيست. او که دارای عالیترين لقب اشرافی بريتانياست، برای نقشی که در فيلم خانم هندرسون تقديم ميکند، ايفا کرده نامزد جايزه اسکار بهترين بازيگر زن است. اين يكي از موفقيتهاي جودی دنچ در سابقه کار پنجاه ساله او است.
جودی دنچ قبلا بهخاطر بازی کوتاه، اما گيرايش در نقش ملکه اليزابت در فيلم شکسپير عاشق اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل را گرفته بود. او در سال 1997 نيز به خاطر بازی در نقش ملکه ويکتوريا در فيلم خانم براون نامزد دريافت جايره اسکار بهترين بازيگر شده بود. خانم دنچ 71 ساله که قبلا 9 بار جايزه بفتا (معادل بريتانيايی اسکار) را برده، برای بازی در فيلم خانم هندرسون تقديم ميکند هم نامزد جايزه بفتا شد. خود جودی دنچ با فروتنی ميگويد که نامزدی اش برای دريافت اسکار نتيجه اقبال خوش او است.
اسكارلت يوهانسون
اسكارلت يوهانسون 26 ساله متولد نيويورك است. پدر او كارستن يك آرشيتكت دانماركي بود و مادرش ملاني يك تهيه كننده سينما. اسكارلت فقط هفتساله بود كه بازي در تلويزيون را آغاز كرد، اما نقشي كه او را به شهرت رساند، بازي در مقابل بيل موراي در فيلم «گمشده در ترجمه» بود.
حالا اسكارلت يوهانسون جديترين پديده جوان هاليوود محسوب ميشود، او بعد از بازي در فيلم «گمشده در ترجمه» سوفيا كاپولا، در دو فيلم وودي آلن (امتیاز نهایی و اسكوپ) و فيلم «كوكب سياه» برايان دپالما بازي كرده است. او در «كوكب سياه» به ستارگان سينما در دهههاي 40 و 50 كه با موهاي طلايي و صدايي آهنگين روي صحنه ظاهر ميشوند، شباهت يافته است؛ هرچند خودش مدعي است كه براي رسيدن به اين نقش هيچ بازيگر خاصي را الگوي خود قرار نداده است.
جوليا رابرتز
جوليا رابرتز در سميرنا؛ جورجيا در28اكتبر 1967 به دنيا آمد.جوليا در اين سرزمين گرم و شرجي تربيت شده. او لاغر است با بدني ژرف. لاغر مانند ني با ساقهاي بلند با موهاي مجعد پرپشت. نمي توان گفت كه او خيلي زيبا است: چشمان خاكستري و دهان بزرگش به خوبي احساسات را روي صحنه ميتواند بيان كند.
جوليا اولين اسكار خود را براي نقش خود در ارین براکوویچ فيلي كه بر اساس يك داستان واقعي بود، دريافت كرد.
جولیـــان مــــــور (زاده ۳دســــامبر ۱۹۶۰) بازیگر آمریکایی برنده جایزه اسکار، گلدن گلوب، امی و بفتا است.