سخنان مهم عباس عبدی در مورد خاتمی و اصلاح طلبان : خاتمی رای نمی آورد

هفت تیر 7tir.com - مصاحبه با عباس عبدی از حسین مهرگان
: * در اين انتخابات اصلاحطلبان چه كردند، ارزيابي شما از رفتار آنها چيست؟
به نظر من جز اينكه امكان اصلاحات را عقب انداختند كار ديگري انجام ندادند.
* چرا؟
براي ارزيابي رفتار فرد يا گروهي ، استناد به انگيزه آنها به تنهايي كفايت نميكند بلكه بايد مستندات، دلايل و تحليل درستي هم داشته باشيم. بسياري از سياستهاي مضري كه در دنيا انجام گرفته با انگيزه خيرخواهانه بوده است همچنا كه امروز انتقاد به سياستهاي جاري از منظر غلط بودن انگيزههاي آنان نيست و چه بسا با انگيزههاي خيرخواهانه هم باشند. ممكن است در انگيزه خير بخش اعظم دوستان اصلاحطلب شك نداشته باشيم اما اين كفايت نميكند و بايد تحليل درستي هم داشته باشند. اين نوع رفتار بروزيافته در انتخابات جز اينكه همه چيز را بر هم ميزند نتيجه ديگري در بر ندارد.
* اينكه ميفرماييد امكان اصلاحات را به تاخير مياندازد ميتوانيد بيشتر توضيح دهيد؟
يك دليل اين است كه عملادر بياعتبار كردن نهاد انتخابات رفتار كردند.
* چرا بياعتبار؟
اگر فرداي روزگار امكان يك انتخابات سالم از هر حيث باشد و اين آقايان از مردم براي شركت در آن دعوت كنند، كسي به حرف آنها گوش نخواهد كرد. مانند قضيه چوپان دروغگو است، كه چند بار دعوت ميكرد و گرگي نبود آخر هم كه گرگ بود و دعوت كرد كسي نيامد.قبلا بعد از هر دعوت ميخنديد و ميگفت گرگ نيست. اينها ميخندند و ميگويند در آرا دست بردند اما هيچ كاري هم نميكنند. دفعه بعد اگر شرايطي هم پيش بيايد كه انتخابات خوبي بتوان برگزار كرد ( هر لحظه ممكن است اين شرائط پيش بيايد ) در آن زمان مردم اين دعوت را به حساب دعوت به انتخابات گذشتهاي ميگذارند كه ادعا كرده اند در آن تخلف شده است. در مورد انتخابات اگر به آن شكل كه آنها گفتند دستكاري شده باشد فاجعه است، بنابراين مشاركت و حضور انتخاباتي را در چنين نظامي بياعتبار ميكند و اگر آن طور كه ميگويند انجام نشده باشد اين كار غيراخلاقي و دروغگويي بوده و نميتوان نام آن را اصلاحات گذاشت زيرا اين كار تخريب است. به همين دليل به نظرم انتخابات كينه بين طرفين را بيشتر كرد و اين مخل عمل اصلاحي است. يكي از اموري كه بايد براي آن تلاش كنيم كه البته لزوماً هم نميتوانيم موفق باشيم اين است كه اگر نميتوانيم كينه با متوليان قدرت را كم كنيم، آن را زياد هم نكنيم. اما اين انتخابات قطعاً اين كار را انجام نداد. هم افراد حكومت را نسبت به آنها كينهورز كرد، چرا كه به آنها اتهاماتي زدند و هم اينها را به افراد حكومت بدبينتر كرد زيرا كه معتقد هستند در آراي آنها دست بردهاند. به همين دليل اين رفتار مطلقاً رفتار اصلاحطلبانه نبوده و نتيجهيي هم در بر نداشته و فقط نتيجه تخريبي داشت.
* استفاده از لوگوي ياران خاتمي و استفاده از نام يك فرد براي پيشبرد يك جريان را چطور ارزيابي ميكنيد؟
تحليل درك آنها از اين مساله مهم است. اين نكته بسيار روشن است ، وقتي در دوراول اين شعار را به كار ميبرند، در دوره دوم آن را كنار ميگذارند، براي چه اين كار را انجام ميدهند؟ گفتند براي اين كه اگر راي نياوريم اعتبار آقاي خاتمي از بين ميرود. خوب اين كه در دفعه اول هم همين مساله وجود داشته است و اگر منجر به بياعتباري ميشد كه در دفعه اول شده است و در دور دوم چيز بيشتري بر بياعتباري نميافزايد .اما قضيه چيز يگري است .احتمالا آنها به اشتباه فكر ميكردهاند كه اسم ياران خاتمي را كه بر خود بگذارند راي ميآورند. اتفاقاً ممكن است اين بار در ذهنشان به اين صورت بوده كه اين نام را بردارند تا راي بيشتري بياورند، اما براي آنكه نميتوانند به صراحت موضوع را بگويند، عكس آن را مطرح ميكنند. مگر آقاي خاتمي نگران از ميان رفتن اعتبارشان براي انتخاب دوستانشان است كه اين نام را حذف كردند؟يا مگر دوستان ميخواستند از اعتبار ايشان سوء استفاده كنند و به مجلس بروند؟. هر جاي قضيه را كه بگيريم جاي ديگر در ميرود. اين اصلاحطلبي نيست، اين سياست نيست. شرط اصلي اصلاحطلبي نوعي عقلانيت قابل دفاع است. حداقل ممكن است من با تصميمات طرف خود مخالف باشم ولي او را ميفهمم زيرا رفتار چارچوبداري انجام ميدهد اما اين اشخاص رفتار چارچوبداري ندارند، وقتي گفته ميشود اين انتخابات، انتخابات سنا و شورا است چرا در آن شركت ميشود؟ اين دوگانگي بايد حل شود، از يك طرف به يك شكل بيان ميكنند و ميخواهند نان آن طرف را بخورند ولي چوب آن را نخورند.
* قدرت دارند؟
اوضاع بدتر از اين صحبتها است. در انتخابات شركت ميكنيد و ميگوييد در انتخابات دست برده شده است. آقاي كروبي در صحبت خود ميگويد ما نامهيي تحت فشار دوستان نوشتهايم. يعني چه تحت فشار دوستان نوشتهايد؟ اگر شما خودتان دعوتكننده بودهايد بايد از آراي مدعوين خود دفاع كنيد. اگر معتقديد تخلف صورت گرفته بدون فشار دوستان خودتان بايد اعتراض كنيد و اين كار را در دفاع از كشور خود و حقوق مردم انجام دهيد، نه اينكه دوستان فشار وارد كنند كه بنويسيد. من متوجه نميشوم اين حرفها يعني چه؟ از طرف ديگر ميگويند ما اين طور نگفتهايم در حالي كه آنچه گفتهاند بسيار روشن بود، چرا زير آن ميزنند الان هم همه آنها پس از مرحله دوم همان حرفها را ميگويند ميگويند ناگفته ها را خواهند گفت ،حتما نامهاي به كميسيون اصل نود مجلس هشتم به عنوان شكايت مي نويسند؟، اينها اصلاحطلبي نيست. ابتداي اصلاحطلبي اين است كه به يك حداقل از ذهنيت مشترك كه قبلاً رسيده بودند و در دوم خرداد وجود داشته است، برسند. الان به دليل اينكه آن استراتژي را كنار گذاشتهاند صحبتهاي متفاوت و متضاد و غير قابل فهم ميكنند.
* يعني همين وضعيت آشفته براي انتخابات رياستجمهوري هم ادامه مييابد؟
تا وقتي كه مشخص نيست كه چه ميگويند، امكان ندارد اصلاحاتي ادامه پيدا كند. به نظر من تعريف سياست در اين مملكت «مسخره» شده است. سياست اين نبوده و اين نيست كه حرفهايي زده شود كه صدر آن با ذيل آن همخواني ندارد، جمله اول با جمله دوم نخواند. اين حرفهاي عجيب را براي چه بيان ميكنند؟ يك خانه را با اين حرفها نميتوان اصلاح كرد چطور يك مملكت را ميتوان اصلاح كرد. ديدن اين اوضاع واقعاً تاسفآور است. به نظر من مشاركت آنها خسارت بر حكومت و هم براي خودشان بود. براي هر دو خسارتآميز بود.
* رفتار آنها يا كلاً انتخابات؟
فرقي نميكند، انتخابات هم جزيي از رفتار آنها بود و مساله عجيبي نبود. آن يك رفتار كلانتر بود، اما چون رفتار كلان آنها چارچوب مفهومي دقيقي نداشت و كاملاً متناقض بود و در واقع انفعالي و انعكاسي بود بنابراين وقتي در جزئيات وارد شويم مخدوش و مغشوش و… ميشود و نوعي نااميدي در مردم ايجاد ميكند. من معتقدم عده بسياري از مردم كه راي دادند واقعاً با اميد راي دادند،اما حالا وقتي ملاحظه كنند ديدگاهها و حرفها بياعتبار است، بار ديگر نخواهند آمد و شما نميتوانيد آنها را قانع كنيد همچنان كه در دور دوم اين امر را ديديد. ممكن است بتوان عدهيي را قانع كرد ولي در مورد اكثريت بزرگ مردم امكانپذير نيست. وقتي اعتماد از بين برود مانند شيشهيي است كه ميشكند، بايد اين شيشه را ذوب كرد و از ابتدا قالبگيري كرد.
متاسفانه يكي از چيزهايي كه بسيار در صحبتهاي دوستان مطرح است اين است كه اگر اين كار را نكنيم چه كار كنيم.
* دقيقاً آنها ميگويند ما همين يك راه را داريم، واقعاً همين يك راه را دارند؟
از بس كه در بند اين كارها هستند ذهن آنها به جايي نميرود كه كار ديگري انجام دهند و اين يك مغلطه آشكار است. اگر تخلفي نشده يا تخلف مهمي نيست حق نداريد مدعي تخلف شويد ولي اگر معتقديد و يقين داريد كه تخلف صورت گرفته در اين صورت نبايد سكوت كرده و وضعيت برآمده از تخلف را تائيد كنيد. اين چطور جمع كردن امور متناقض است؟ اين كارها فقط براي توجيه گذشته است، يك سرمايه اجتماعي كه سالها بوده، شكل گرفته و قوام پيدا كرده را از بين ميبرند، در واقع از بين بردهاند و چيزي هم از آن باقي نمانده است. اينطور نيست كه فكر كنيم مورد قضاوت قرار نميگيرند .اصلاح وضع مستلزم يك بازنگري جدي در اصول سياستورزي و گذشته مخدوش است، اما آنطور كه مشخص است بسياري از دوستان علاقهيي به اين نوع بازنگري ندارند و همان راه را ادامه ميدهند، با استدلال بيربطي كه اگر اين كارها را نكنيم چه كار كنيم؟
پس چرا توقع دارند كسي در انتخابات شركت كند و به آنها راي دهند؟ مردم عقل دارند، اما برخي چون مرغ يكپا همين كارها را ادامه ميدهند و ميگويند اصلاحطلبي است در حالي كه هيچ ربطي به اصلاحطلبي ندارد. در مجلس پنجم عملا مشاركت نكردند و كنار رفتند. چطور در آن زمان اين كار خوب بود، الان بد است. بنابراين نام ادامه اين وضع را نميتوان اصلاحطلبي گذاشت و اين مسما با اين اسم جور در نميآيد.
*فكر ميكنيد فشار اطرافيان آقاي خاتمي براي اينكه دوباره به صحنه بيايد، ميتواند اين مساله را دوباره احيا كند، ذوب كند و دوباره قالبگيري شود؟
من به موثر بودن فشار عقيده ندارم. آقاي خاتمي با علاقه خود اين كارها را ميكند و آنطور كه ديگران ميگويند فشاري در كار نيست يا اگر هم باشد تاثيري در تصميم نهائي ندارد.بعلاوه اين كه خيلي بد است انسان كاري را بر اثر فشار ديگران بپذيرد بدون اين شخصا مسئوليت آن را قبول كند. از بس در جامعه با ريا مواجه بوديم هميشه عدهيي ميگويند كه ما در بند قدرت نيستيم و دوستان فشار آوردند و تكليف كردند. اصلاً كسي كه با فشار ديگران بيايد بهتر آن است نيايد و اين از خصلتهاي رياكارانه ما است. به نظر من بهتر آن است كه افراد بگويند كه ما قدرت را براي تحقق اين اهدافي كه اعلان كردهايم دوست داريم و كسب آن را ضروري ميدانيم و ميآييم، با دوستان هم مشورت كردهايم، نظرات خوبي ديدهايم، پسنديدهايم و آمديم، نه اينكه مقاومت كند و تحت فشار و خنده و گريه بخواهد بيايد زيرا مشخص است عاقبت آن چه خواهد شد. بنابراين در دور بعد اگر ايشان بيايند، نه فشار دوستان است و نه چيز ديگري، بلكه با رغبت و علاقه خودشان خواهند آمد، ولي فكر نميكنم بيايند، يعني اگر امروز باشد نميآيند، دليل هم اين است كه به احتمال قوي راي نميآورد.
*احتمال اينكه راي نياورند واقعاً وجود دارد؟
نميدانم انسان بايد چند بار از پشت بام بيفتد تا بگويد «آخ». هيچكس به ديگري چك سفيدي نداده است. وقتي من در انتخابات مجلس ششم گفتم آقاي هاشمي زير 35 نزديك 25 ميآورد همه شاخ درآوردند كه مگر امكان دارد، ديديد كه شد، در انتخابات قبلي هم همان پيشبيني كه كرده بودم محقق شد. اينطور نيست كه برخيها فكر ميكنند رمل . اسطرلاب هم نداريم. متاسفانه بعضي از دوستان ما عين حكومت فكر ميكنند، فريبي كه حكومت ميخورد آنها هم ميخورند. مثلاً وقتي در جايي ميروند و هزار نفر اطراف آنها را ميگيرند، شوق و شعف نشان ميدهند و فكر ميكنند تمام شده است. ملت بايد راي دهد، اين دو، سه هزار نفر نيستند كه فقط راي ميدهند، به همين دليل اصلاً متوجه نيستند كه بخشي از آن مردم به هر دليلي به اين شكل رفتار ميكنند ، البته نميخواهم بهطور قاطع براي سال بعد هم بگويم ولي اگر الان باشد راي نميآورد، ترديد نداشته باشيد.
* قرار است از شرايط كنوني تا سال آينده چه اتفاقاتي بيفتد؟
قراري از طرف من نيست!!! اتفاقي بيفتد اما حساب و كتاب كه وجود ندارد.
* منظورم اين است چه اتفاقاتي ممكن است بيفتد كه آقاي خاتمي راي آورد؟
من نميدانم.
*نه شخص آقاي خاتمي، شخص ديگري از اصلاحطلبان معرفي كنند.
اصلاً به اينجا نميرسد كه ايشان بيايد. اگر هم بدانند ايشان شانس راي دارند طوري به او ميگويند كه اصلاً نزديك نشود.
*ايشان هم حرفشنوي دارد؟
مگر تا به حال به غير از اين كاري كرده كه بعد از اين بخواهد بكند؟ در آنجا كه حقوق ديگران ضايع ميشد گوش ميكرد، در اينجا كه ميگويد حق خودم است. علاوه بر آن در اينجا توجيهات مناسبي هم وجود دارد مثلا اين كه بهتر است جوانان بيايند، دو دوره كافي است و حرفهايي كه معقول و منطقي نبود را گوش ميكرد، اينجا كه منطقي است ديگر هيچ. بعد ممكن است عدهاي بگويند شما شهوت قدرت داريد و اين يكي را ديگر ايشان تحمل نميكند ولذا به آنها برميخورد و نامزدي را كنار ميگذارند تا بگويند ما اصلاً اهل اين حرفها نيستيم و تقواي الهي اجازه نميدهد در بند قدرت باشيم. اينها سادهتر از اين حرفها است كه فكر ميكنيد. در اين مملكت همه چيز شدني است.
*اصلاحطلبان در شرايط وخيم اقتصادي كه دولت نهم و مجلس هفتم باني و باعث آن شدند سرمايهگذاري زيادي كردند و ميكنند. به نظر شما اينها بهانه مناسبي است كه بتوانند از طرف مردم راي بياورند؟
آنها يك اشتباه كليدي دارند كه اصلاً متوجه آن نيستند.
*چه اشتباهي؟
نميدانم چرا اين اشتباه را انجام ميدهند و آن اشتباه اين است كه مثلاً اگر مردم كالائي را بيشتر ميخرند كه آن كالا نياز آنها را برآورده ميكند اما به قيمت توجه ميكنند. فرض كنيد يك فرد پولدار حاضر است 100 ميليون بدهد و يك بنز بخرد ولي همان فرد حاضر نيست 25ميليون بدهد و پژو بخرد زيرا براي پژو قيمت 25 ميليون را گران ميداند ولي بنز 100 ميليوني را ميخرد .البته مي توان يك بنز چند ميليوني هم داشت و يك پژوي چند ده ميليوني هم باشد لذا فقط مارك اهميت ندارد، كيفيت باعث شده مارك مهم شود، اگر روزي مارك بنز پابرجا باشد، اما كيفيت آن از بين برود و مدت زماني بگذرد، برند و اعتبار مارك آن هم از بين خواهد رفت. علت گرايش به اصلاحطلبان قيافه، سيدي، خوشتيپي و خوشحرفي فلاني نبوده است،مردم به مضمون، جهت و حرف (حال درست يا اشتباه بحث نداريم) و به ايده، آرمان يا آرزويي راي دادند. 12 – 10 سال از آن گذشته و كيفيت آن ماركي كه ديده بودند تغيير كرده است، اما اصلاحطلبان فكر ميكنند مردم در آن زمان به مارك راي دادند و هنوز اين مارك باقي است. به همين دليل عنوان ياران خاتمي را به كار ميبرند. فكر ميكنند مارك هنوز هست. مانند اين است كه بنده پژو درست كنم و روي آن مارك بنز را بزنم، يك بار ميتوان اين تقلب را انجام داد، بعد از سوار شدن متوجه ميشوم اين پيكان يا پژو است و بنز نيست و بعد اعتبار مارك هم از بين ميرود. آنچه به آن توجه ندارند همين است كه فكر ميكنند ماركي وجود دارد كه ميتوانند هميشه از اين مارك استفاده كنند. اشكال ديگري هم كه وجود دارد اين است كه بيش از اينكه به وجه ايجابي خود بپردازند به مسائل سلبي طرف مقابل ميپردازند.البته اين هم راهي در سياست است ولي براي جلب نظر مردم هيچگاه كفايت نميكند. شرايط بايد بسيار بحراني شود تا مردم از بغض يك چيز به چيز ديگر راي دهند. در انتخابات هميشه كوشش ميشود نكات منفي طرف مقابل برجسته شود اما اين مساله بايد با نقاط مثبت خود همراه شود ولي اگر نتواند از خود نقاط مثبت بروز دهد، حتي قادر نيست نقاط منفي طرف مقابل را (كه واقعي هم هست) برجسته كند. بيان نقاط منفي طرف بايد خريدار داشته باشد .اين مساله در كنار ايجابيات طرف خود است كه تاثير گذار است وحتي مردم دوست دارند براي دفاع از ايجابيات گروه مورد علاقه خود، سلبيات و منفيهاي طرف مقابل را بزرگ كنند، اما اگر من نقطه ايجابي از خودم ارائه ندهم، كسي به دنبال شنيدن سلبيات شما هم از زبان من نخواهد رفت و نميتوان آن را بزرگ كرد. اين نكته بسيار كليدي است. اگر براساس سلبيات محض بود، بايد در همين انتخابات در تهران اينها پيروز ميشدند، اگر هم بگويند پيروز شدهايم و تقلب شده است كه واويلا است چون بدان معناست كه اين تخلف ميتواند در انتخابات رياست جمهوري هم رخ دهد. فرقي نميكند، وقتي آراي صندوق را ندهند چه كسي ميداند چه مقدار راي در كجا بوده است، بنابراين كل منطق ناخوانا است. اما اينكه تا آن زمان چه رويدادهايي ممكن است رخ دهد، مسائل زيادي است. به دليل اينكه ايران اوضاع ناپايداري دارد هر اتفاقي ممكن است رخ دهد و اين هم مساله عجيبي نيست، براي همين من سال آينده اين موقع را پيشبيني نميكنم. سخت است.
* پيشنهاد ميكنيد اصلاحطلبان در انتخابات شركت كنند؟
اينكه شركت كنند يا خير، من هميشه با شركت در انتخابات موافق هستم زيرا بهار سياست انتخابات است. انتخابات بهار احزاب است. اما شركت كردن به منزله اين نيست كه تا آخر بروي و راي هم بدهي و بعد هم جر زني كنيم. شما با من مصاحبه ميكنيد اين نيست كه اينجا بنشينيد و يك ضبط بگذاريد و بگوييد هرچه ميخواهيد بگوييد، ممكن است من مسائل بياستفادهيي را بگويم، شما به اينجا ميآييد و كوشش ميكنيد با بهترين چالش و بهترين سوال، بهترين مصاحبه را ايجاد و خلق كنيد، نه اينكه من يكسري قصه بي سرو ته بگويم و شما برداريد و برويد. بخشي از مشاركت در انتخابات هم همين است. بايد شركت كردن به نحوي باشد كه به انتخابات معنا و مفهوم بدهد، نه اينكه فقط بگويند ما هم هستيم. معنا و مفهوم آن را ديگران تعيين كردهاند ما ديگر چه هستيم؟ پس هيزم آتش ديگران خواهيم بود، بنابراين بيترديد از امروز بايد براي اين كار فعاليت كنند، اما در انتخابات تا حد ممكن بايد ردصلاحيتها را حل كنند، سپس به فكر سلامت انتخابات و نهاد برآمده از انتخابات باشند. اين سه عنصر اصلي در هر انتخاباتي است و در ايران مضمون انتخابات هم مهم است كه اين چهار تا يك پكيج و بسته است و از الان بايد ديده شود، مثلاً بگويند مضمون انتخابات چيست، به دنبال آن هستيم و اين مضمون را ميخواهيم به مردم منتقل كنيم، ابزارهاي اينچنيني هم داريم. صلاحيتها تا يك حد خط قرمز دارد، از آن عبور كند رد و محكوم ميكنيم، سلامت انتخابات يا به اين شكل تضمين ميشود يا اگر اين طور نشد اين رفتار را انجام ميدهيم. نهاد برآمده از انتخابات هم بايد مشخص شود كه البته هر سه به مضمون انتخابات برميگردد، اما اين نوع مشاركت فلهيي را نميدانم يعني چه؟ نامنويسي ميكنيد، اينكه كار نشد، به چه دليل من يا شما بايد به آنها راي دهيم؟ به چه مضمون و به چه اميد و آرزويي بايد راي دهيم؟ چرا بايد به كسي كه نميشناسيم يا ميشناسيم ولي برنامه موثري ندارد راي دهيم؟
* نامزد خاصي پيشنهاد ميكنيد؟ در بين نخبگان سياسي جرياني كه مارك اصلاحات را دارد، شخصيتي كه بتواند آرمانهايي كه در دوم خرداد مردم پشت سر آن بسيج شدند و قرار بود بيايد و ساخت سياسي را معطوف به اصلاح ساخت اقتصادي و فرهنگي كند، وجود دارد؟ اساساً ما چنين شخصيتهايي داريم؟
اولاً من هميشه بحث شخصيت را فرع بر مضمون و جريان ميدانم البته بين اشخاص تفاوتهايي وجود دارد ولي كوشش اصلي احزاب سياسي بايد روي اصلاح زمينه سياسي متمركز باشد و در ايجاد زميني تلاش كنند كه افراد متوسط هم بتوانند در آن كارهاي موثر و شايسته انجام دهند . اگر كوشش آنها بر اين قضيه متمركز شود، افراد قابل توجهي (4 يا 5 نفر) شايستگي آن را دارند كه به ميدان بيايند. وقتي افراد طرف مقابل در اين سطح ميآيند، به طريق اولي در بين اينها بيشتر از 10 يا 20 نفر ميتوان افراد شايسته را يافت.
* شخص خاصي مدنظر شما است؟
در غياب سياست راهبردي بحث در باره فرد خاص درست نيست. بستگي به زمينه دارد، اگر زمينه فراهم شود براي من چندان فرقي نميكند. معتقد هستم از هركس كه در اين زمينه بيايد بايد حمايت كرد. عليالقاعده به لحاظ شخصيتي فردي بهتر از ديگري يا بدتر از ديگري است، اما آنچه مهم است اينكه شخصي بتواند اجماع بيشتري را جلب كند اما مساله مهم زمينه است، اگر فقط تمركز روي فرد باشد هيچ نتيجهيي نميدهد.
* پس از هر انتخابات رياست جمهوري اين رسم اصلاحطلبان است كه از خرداد 76 به بعد به سراغ آقاي مهندس موسوي بروند و اين خود يك رفتار و پديده انتخاباتي براي ما شده است. شما اين مساله را به چه شكل ارزيابي ميكنيد؟
من نميدانم اين چه كاري است كه انجام ميدهند. آقاي مهندس موسوي شخصيتي است كه نخستوزير بوده، ميفهمد و درك دارد، تصميم خود را هم گرفته و اين چه كاري است كه هر روز به سراغ او ميروند. اگر تصميم ايشان عوض هم بشود خودش بروز ميدهد و فعاليت و مشاركت ميكند و همگان به تدريج متوجه ميشوند كه ايشان هم تصميم خود را تغيير داده است اما زماني كه تصميم خود را تغيير نداده چه كار ناشايستي است كه انجام ميدهند. به سراغ افرادي بروند كه اهل اين كار هستند يا فكر ميكنند ميتوانند اهل آن باشند، كسي كه نيست به چه دليل به زور به او اصرار كنند. من هم نميفهمم. اين از همان بازيهايي است كه هم اشخاص را در معذوريت ميگذارند و هم بيهوده و بينتيجه است. البته ممكن است يك كار تبليغاتي به حساب آيد .
.
مصاحبه با عباس عبدی – خاتمی – رای – انتخابات – اصطلاح طلبان – چوپان دروغ گو – عباس عبدی
می 27th, 2008 at 9:09 ق.ظ
بچه ها سلام به همگی
عباس عبدی دیگه چه میگه خودش از باند خاتمی بود حالا این حرفها میزنه همشون سر وته یه کرباسن
می 27th, 2008 at 9:39 ق.ظ
من ارادت خاصی به آقای خاتمی دارم هر کی هم هر چی میخواد بگه بگه ما آقای خاتمی رو کنار نمی گذاریم
می 27th, 2008 at 9:44 ق.ظ
حالا کی خواست به خاتمی رای بده
کم دروغ تحویل ملت نداد
می 27th, 2008 at 9:50 ق.ظ
آفرین مهسا جون خاتمی تو8 سال خودش رو نشون داد اون کنترل اطرافیان خودش رو هم نداره چه برسه به کشور شیما شما هم اگه اون کاندید شد بهش رای بده
می 27th, 2008 at 10:00 ق.ظ
چفيه ؟
خاتمي رييس حكومت چفيه بند ها بود ؟
باز هم به او راي خواهيد داد ؟
می 27th, 2008 at 10:03 ق.ظ
حرفهای جالبی بود
این که همه رو سر و ته یه کرباس بدونیم درست نیست
همیشه وهمه جا ادمای خوب وبد هستن
می 27th, 2008 at 10:11 ق.ظ
به نظر من رئیس جمهور بعدی ایران ارتباط مستقیم داره با رئیس جمهور بعدی آمریکا. باید صبر کنیم و ببینیم که توی آمریکا چه کسی رای میاره. همونطور که در مقابل سیاست های بوش، احمدی نژاد رو گذاشتن که دیدیم از خیلی جهات به هم شبیه هستن.
می 27th, 2008 at 10:25 ق.ظ
در ضمن خاتمی یه انسان فوق العاده خوب و راستگو و با سواد هست و به خاطر همین خوب بودنش به درد سیاست نمی خوره. سیاست خیلی چیز کثیفی هست و آدمای خوب از عهده اون بر نمیان .مهسا خانم اگه خاتمی دروغگو بود پس احمدی نژاد چیه؟
می 27th, 2008 at 10:32 ق.ظ
حداقلش اين بود كه برنج 4500 توماني نمي خورديم
می 27th, 2008 at 10:40 ق.ظ
نه آقای اعدامی شما فقط برنج رو نگو کلا توی دوران خاتمی تورم کنترل شده بود، اقتصاد رونق داشت، وجهه ایران توی کشورای دیگه داشت درست می شد، به مسائل فرهنگی اهمیت میداد و آمار اشتباه و عجیب و غریب تحویل مردم نمی داد و یه آزادی نسبی داشتیم. ما مردم قدر نشناسی هستیم.
می 27th, 2008 at 11:26 ق.ظ
آره رای میدم حتما هم رای میگیره
می 27th, 2008 at 11:34 ق.ظ
آخه خواهر عزیز طرفدار خاتمی. شیما ، بیا وعملکرد این احمدی نژاد بچه باحال رو بذار کنار این مرتیکه مادر مرده خاتمی . خداییش هم این خاتمی اصلا اهل عمل نبود . فقط حرف زد . اما این مومن خدا احمدی نژاد چون از جنس مردم بود ، فهم و شعور درست حسابی که نداشت ، فقط تا تونست عمل کرد . هی کرد و کرد و کرد …
می 27th, 2008 at 11:41 ق.ظ
این مشکلاتی که الان داریم ناشی ازسبایتهای اشتباه دولتهای قبلی است که گفته قبلا تورم نبود مگه سیمان ، میلگرد ، نان ، بنزین و…….گرون نشد خیلی ازگرانیهای الان هم ناشی ازسیاستهای اونهاست
می 27th, 2008 at 11:49 ق.ظ
من کاملا با داش حسن موافقم ، اصلا با جمع مخالفم . اینجوری حال میکنم . شما نظر بدین .. آزادین . من و حسن جان مخالفت میکنیم .
می 27th, 2008 at 11:51 ق.ظ
به قول حسن آقا این خاتمی مگه چیکار کرد ؟ عوضش احمدی نژاد از وقتی اومده خیلیا رو کرده .
می 27th, 2008 at 11:53 ق.ظ
اشتباه تایپی شد ببخشید : ( خیلی کارا کرده ) شرمنده حسن آقا
می 27th, 2008 at 12:00 ب.ظ
حسن آقا تو رو خدا یه ذره اطلاعات کسب کن و اینقدر طرفداری کورکورانه و بدون آگاهی از این یارو نکن. کنترل تورم یعنی اینکه به فرض اگه تورم 10 در صد بود هر سال همین 10 درصد چیزا گرون می شد دقت کن هر سال نه اینکه مثل الان روز به روز تورم داره بالا تر میره و چشم هممون روشن به 30 در صد رسیده. و بازم متاسفم برای تو امثال تو که بی عرضگی و بی لیاقتی و ندانم کاری های دولت احمقی نژاد رو بعد از 4 سال هنوز داری به دولت قبل نسبت میدی. دیگه امیدی به عاقل شدن تو و امثال تو نیست. فقط اینو می دونم که اگه خدای نکرده دور بعد هم این یارو رای بیاره دیگه ایران جای زندگی نیست.
می 27th, 2008 at 12:09 ب.ظ
ببین آقای untitled برادر عزیز داری تند میری . این احمدی نژاد هر اشتباهی هم که کرده ، دیگه مارو کرده . عوضش نیاز مردم ما رو که خنده و بامزگی است خوب درک کرده و مدام به بر و بچ داخل و خارج ایران حال میده . فقط یه مشکل کوچولو داره ، موقعی خنده دار میشه که میخواد جدی باشه . گور بابای توهم . بخند آقا ها ها ها … چه احمدی نژاد گوگولیلی
می 27th, 2008 at 12:28 ب.ظ
تا وقتی جان بر کفان بسیج و سپاه باشند نباید هم خاتمی رای بیاورد. رای مردم کیلویی چنده؟!
می 27th, 2008 at 12:33 ب.ظ
آقا سامی خیلی باحالی.
می 27th, 2008 at 12:36 ب.ظ
سلام سامی جان از لاهیجان منم باتو هستم
می 27th, 2008 at 12:37 ب.ظ
رای مردم به خاتمی در زمان خود اعتراضی بود به خیلی از مسائل کشورتاآن زمان که برداشتهای اشتباهی از ان صورت گرفت.مردم سالها در فشار شاید دنبال کمی آزادی بودند.اما مگر خاتمی یارانش کسانی غیر از مسئولین دوره های قبل بودند (البته کمی روشن فکر تر)اگر عرضه بیشتری از خود نشان می دادند ما الان دچار این وضع نمی شدیم .انتخاب شدن احمدی نژاد زمانی روی داد که خاتمی رئیس جمهور بود .پس میتوانست خیلی کارها انجام دهد تا ……………….
می 27th, 2008 at 12:41 ب.ظ
اق مری تهران انگار خیلی دوست دارید سربازان گمنام امام زمان (ع) به سراغتان بیایند.
می 27th, 2008 at 12:45 ب.ظ
خواهر شیده کمی دیپلم به بالا بود ، ما نفهمیدیم . اما نظر من و حسن فارس این است که احمدی نژاد چون از جنس مردم است بهتره . اما حسن در جمعی خودمانی تر گفته بود که مردم ما مگه کین ؟ این برو بچ قرتی مثه آق مری و این یارو کیه ، untitled غربزده . بابا ما بسیجیا این قرتی ها رو دو سوت هاپولی میکنیم . هه هه هه . {خنده برادران بسیجی همراه با رقص چفیه و بوی عرق}
می 27th, 2008 at 12:48 ب.ظ
untitledجنابعالی خیلی اطلاعاتت زیاد است که دیگران رو به نداشتن اطلاعات متهم می کنی
می 27th, 2008 at 12:51 ب.ظ
رای اصلاح طلبا رو خوردن، همه دیگه دیدن شمشیر بالا سر اصلاح طلب ها بسته بودن و رد صلاحیتشون میکردن، تازه کلی رای هاشون رو هم پیچوندن…اینا همه اش حرف مفته…خاتمی اگر برای ریاست جمهوری شرکت کنه عین بنز رای میاره …
می 27th, 2008 at 12:52 ب.ظ
حسن جان اگه از من بپرسی میگم اطلاعات وزارت اطلاعات از همه کمتر است . دعوا نکنید . البته دست سربازان گمنام امام زمان هم خیلی سنگینه .
می 27th, 2008 at 1:00 ب.ظ
خاتمي نفت 10 – 12 دلاري مي فروخت و مملكت را اداره مي كرد. حالا 110 دلاري مي فروشند و هر روز بيشتر توگل فرو مي روند. تمامشون هم باهاش مخالف بودن و سنگ جلوي پايش مي انداختند.
می 27th, 2008 at 1:16 ب.ظ
آقا کمیل البته اگه رد صلاحیتش نکنن. چون از حالا توی رسانه های طرفدار احمدی نژاد(سایت و روزنامه) دارن میگن که خاتمی مخالف اسلام و ولایت فقیه هست. از حالا شروع کردن. البته به نظر من هرکسی دور بعد رئیس جمهور بشه بدبخت میشه. چون خرابکاری های این یارو که یکی و دوتا نیست. برگردوندن وضعیت مملکت حتی به سه سال پیش هم کار حضرت فیله.
می 27th, 2008 at 3:25 ب.ظ
موج گرونی همه جای دنیا رو گرفته . مگه فقط ایرانه
می 27th, 2008 at 3:35 ب.ظ
حامد – اصفهان راست میگه . موج گرونی همه دنیا رو گرفته ، ایرانم روش . البته امواج دیگری هم معمولا دنیا رو میگیرن که بعضی هاش هم خوبن اما متاسفانه اینجور موجها هیچوقت به ایران نمیرسن .
می 27th, 2008 at 3:39 ب.ظ
آقا حامد این چه موجیه که همه دنیا رو گرفته ولی فقط 4 تا کشور هستن که تورمشون از ایران بیشتره؟ بابا آمریکایی ها که همه دارن می نالن از گرونی تورمشون دو و هفت دهم درصد هست. اینقدر به چرت و پرتای مسئولان مملکت گوش ندید. یه کم تحقیق کنید. به خدا بد نیست.
می 27th, 2008 at 3:42 ب.ظ
جناب سردبیر. آقا پیمان تورو خدا جدول تورم کشورا رو توی سایت بذار که دوستان یه کم بفهمن دنیا دست کیه.
می 27th, 2008 at 3:48 ب.ظ
دوستان مارفتیم یه فروم دیگه خداحافظ . untitled کاری نداری ؟
می 27th, 2008 at 3:54 ب.ظ
کجا رفتی؟ بودی حالا.
می 27th, 2008 at 4:07 ب.ظ
خاتمي هر چي كه باشه از احمدي نژاد بهتره
مملكتو 4 سال با بودجه 6 ماه دولت فعلي اداره كرد
می 27th, 2008 at 4:49 ب.ظ
پیمان جان یکم منطقی باش . از وقتی احمدی نژاد اومده حالا یه کم وضع معیشت مردم ر…ه شده . درست . عوضش میدونی چه شهرت جهانی پیدا کرده این دولت مهرورز . مثلا همین الان سمند و تراکتور و پرشیا ایران جای خر و الاغ تو خیابونای ونزوئلا دارن جولون میدن و به ریش من و تو و احمدی نژاد میخندن . یا اصلا نمونش همین استهزائ رییس جمهور تو دانشگاه کلمبیا مگه کم چیزی بود . خاتمی به گر باباش خندیده بود اگه اینقدر در اعتلای بلاهت سیاستمداران کشور عزیزمان کوشیده باشد .
می 27th, 2008 at 5:06 ب.ظ
خبر فوووووووووووووووری:::::
“انجمن پادشاهی ایران” مسئولیت بمبگذاری شیراز را بر عهده گرفت
گروهی که تحت عنوان انجمن پادشاهی ایران اعلام موجودیت کرده، آن گونه که
در سایت اینترنتی اش موسوم به تندر آمده، تحت رهبری فرود فولادوند قرار دارد
که در سالهای گذشته در شمال لندن سکونت داشت و از طریق یکی از شبکه های
تلویزیونی ماهواره ای فارسی زبان در آمریکا به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی
و دین اسلام می پرداخت. این گروه با انتشار بیانیه ای مسئولیت بمبگذاری در حسینیه
سیدالشهدا را به عهده گرفت.
می 27th, 2008 at 7:23 ب.ظ
خاتمی یکی از خدمت گداران صدیق می باشد احمدی نژاد یکی ازدروغگوهها می باسد
می 27th, 2008 at 7:29 ب.ظ
خاتمی مرد عمل واحمدی نژاد مرد حرف
می 27th, 2008 at 7:43 ب.ظ
خاتمی =پیشرفت+تفکر نو +ایرانی سرفراز
محمود خوله=ننگ ایران و ایرانی
می 27th, 2008 at 7:57 ب.ظ
مهسا —- تهران: 91.98.142.246
حسن فارس: 217.219.59.236 گفت:
البته ببخشید ولی همین که امسال شما خیلی راحت میتونن به این شیوه نظر بدن از صدفه سر ممل خاتمیِ
نکنه تنتون واسه باتونای محمود خوله تنگ شده
به هر حال اگه خاتمی به ما اهمیت میداد پشد پرده قایم نمیشد
ولی باز از اونا بهتره قبول کنید
می 27th, 2008 at 8:14 ب.ظ
بچه ها نظر بدین
می 27th, 2008 at 8:47 ب.ظ
احمدی نزاد..رییس جمهورمحبوب معجزه هزاره سوم..نابغه عصر..سرچشمه جوشان غرور ملی..ضمینه ساز ظهور…حماسه ساز بزررگ نیویورک..صدر اخبار جهان و سرباز برحق امام زمان!!!!!!!!!!!!!!!
اینجاهرکی هرچی دوست داره میگه…
می 27th, 2008 at 9:29 ب.ظ
خاتمی دوست داریم ….خاک پاتم به خدا……….درود بر انسان های پاک ومخلص خدا به معنی واقعا واقعی ودرود برشهیدان ….
می 27th, 2008 at 10:36 ب.ظ
یادتون باشه همیشه بد نمیره بهتر بیاد
بد میره برتر میاد
می 27th, 2008 at 11:12 ب.ظ
ایول ایول خاتمی و ایول… خاتمی دوست داریم.. این احمدی نژاد رو که حرفش نزنین دیگه که مردم رو بدبخت کرده. نمی دونم این …کش پول 130دلار نفت رو چه میکنه. اگه زمان خاتمی اینطوری باشه همه مردم خوشبخت میشن..
می 27th, 2008 at 11:23 ب.ظ
یارانه پودر شوینده حذف شد(ماشینی 1000تومان و دستی 1200)
می 27th, 2008 at 11:42 ب.ظ
نهایتا توی ایران رهبره که برای همه چی تصمیم می گیره!
سایر قوا حتی قوه مقننه هم نوعی قوه مجریه است!
همه قوانین و مصوبات مجلس و همین طور عملکرد دولت و رییس جمهور و وزرا نه غیرمستقیم بلکه مستقیم زیر نظارت رهبر است.
مجمع تشخیص مصلحت و شورای نگهبان مستقیما از رهبر دستور می گیرند!
خوب پس دیگه حرفی برای گفتن نمی مونه!
می 28th, 2008 at 12:30 ق.ظ
ما همیشه با آقای خاتمی هستیم هر وقت بیان با تمام افتخار به ایشون رای می دیم
می 28th, 2008 at 1:32 ق.ظ
دوستان اگه میخوا هید مردم بی بخار ما یه تکونی به خودشون بدن یه عرض اندامی بکنن و مملکت ازین وضع در بیاد اینو بدونید که راه حلش اینه که دوره ی بعد دوباره احمدی نژاد رای بیاره ! حتی فکرشم وحشت آوره!!!
می 28th, 2008 at 5:34 ق.ظ
لطفا هر زمان كه نامي از انتخابات در ايران ميايد بعداز كلمه انتخابات از كلمه فرمايشي ان نيز استفاده كنيد(انتخابات فرمايشي) ويا بجاي ان از انتصابات استفاده شود
می 28th, 2008 at 8:31 ق.ظ
من خودم ارادت خاصي به خاتمي دارم ولي با آقاي عبدي موافقم خاتمي نمي خواست ولي ناخواسته بيشترين خيانت را به مردم ايران روا داشت اصلاحاتي كه زمان خاتمي به اوج خودش رسيده بود اگر خاتمي درست رهبري ميكرد مطمئن باشيد الان يه ايران نويني داشتيم ولي خاتمي اون حركت و جوشش را خشكا ند خاتمي يه روحاني صلح طلبه كه به درد كار هاي سياسي نمي خوره مثا خود من خاتمي بايد استاد اخلاق باشه نه سياست مدار من خودم دوبار به خاتمي راي دادم ولي اين دفعه به خاتمي عزيز و دوست داشتني راي نميدم به كسي راي ميدم كه مشخصه هاي رفسنجاني را داشته باشه در اين 100 سال اخير فقط دو نفر در ايران كار كردند يكي رضا شاه يكي هم اكبر شاه(رفسنجاني) تاريخ قضاوت خواهد كرد
می 28th, 2008 at 8:55 ق.ظ
خانم ها و آقایون عزیز من خودم جزء کسایی هستم که توی این چند انتخابات اخیر اصلا رای ندادم ولی خواهش می کنم از همه که اگه توی انتخابات ریاست جمهوری کسی که سرش به تنش بیارزه تونست از زیر تیغ تایید صلاحیت بگذره، حتما برید و رای بدید. به حساب اینکه انتصابات هست و همه چیز از قبل معلومه دست اینا رو باز نذارید که هر کاری خواستن بکنن.
می 28th, 2008 at 9:09 ق.ظ
ای ول به اجمدی نزاد
می 28th, 2008 at 9:15 ق.ظ
ببخشيد آقاي كاوه از شيراز هرجا كه به نفعتون نباشه كه مملكت سر وته يه كرباسن حالا چي شده؟چطور همه نيرو انتظامي بدن؟همه طرفداراي احمدي نز اد بدن؟.حالا كه نوبت به خاتمي رسيد كه 8 سال خودش و دور وبريهاش زير اب كل نظام ودين رو زدن هر جا خوب وبد داره؟
می 28th, 2008 at 9:19 ق.ظ
آق مري راستي مگه اونوقت كه خاتمي راي اورد بسيج و سپاه نبودن؟نكنه از بعد از 2 خرداد اومدن رو كار؟
می 28th, 2008 at 9:27 ق.ظ
سلام دوستان من فقط یه چیز می تونم بگم اینکه فنا شدیم رفت
اینا همشون نامردن همچی که جایگاه دلخواهشونو گرفتن یادشون میره
این مردم بدبخت بیرون این مجلس چی میکشن مرین سراغ جیب خودشونو دارودستشون تا دیر نشده پر شه
می 28th, 2008 at 9:36 ق.ظ
با این اوضاع واحوال وتورم هزار درصدی( قیمت پودرشوینده دیروز رسما دوبرابر شد) بنظر میرسد هیچ منتصبی رای نیاورد.مگر اینکه حکومت مثل حکومت سوریه و..با.اعلام امار شرکت کنندگان واهی.ادامه یابد.اداره کنندگان مملکت بین مردم نیستند که ببیند دین گریزی چیست واعتقاد مردم داره ازبین میره.تازه بازور ورعب ووحشت که نمیشود درون ادمها را درست کرد.واعتقاد ازدست رفته رابرگرداند.
درزمان شاه وفتی جنسی گران میشد ایات اعظام فریاد برمی آوردند که وامصیبتا اسلام درخطراست مردم پیچاره شدند.
اما سی سال گرانی وبدبختی است لب باز نمی کنند.چونکه حالا شدند ایات حکومتی.
می 28th, 2008 at 9:42 ق.ظ
احمدي نژاد در دوره شهرداربودنش در تهران با مدارك موجود بدست آمده 900ميليون تومان ازدوره رياستش به حساب شخصي اش واريز كرده است.آيا كسي اطلاعي دارد؟
می 28th, 2008 at 9:45 ق.ظ
نصر من الله و فتح قریب
وای از این دولت مردم فریب
می 28th, 2008 at 9:51 ق.ظ
آقا امین اون مربوط به دوره شهرداریش بود و پروندش هم بی سر و صدا بسته شد. جهت اطلاع در زمان ریاست جمهوری این مرد ساده زیست!!!! هم مبلغ هنگفتی غیب شده و برای هیچ کس هم اهمیتی نداره که بخوان پیگیری کنن.
می 28th, 2008 at 10:17 ق.ظ
ای دوستان گلم
حرص نخورید چون همه این حرفها مال تو نت هست
وقتی میرید بیذون از این دنیا یادتون میره چه خبره آره مردم ما همه یادشون رفته و اوضاع این شده
می 28th, 2008 at 10:21 ق.ظ
با سلام . دوستان عزیز نظراتتون همچون همیشه به مانند حیوانی افسار گسیخته می ماند . untitled عزیز اطلاعات خود را از کدامین مرجع کسب کرده اید . ان روز که در پی حذف پول های خرد تا رقم 5 تومان بودند ، هر کدام از آقایان گفتند که قدرت دلار به سنت است و باید قدرت پول خردها را افزایش دهیم نه اینکه انها را حذف کنیم ، آنجناب کجا مشغول کسب اطلاعات بودند . حرف از نفت 10 الی 12 دلاری میزنید . دوست عزیز آن روزها آقای خاتمی شما آنقدر رقصید که نفت شد 12 دلار . دوست عزیز همان هاشمی که آقای خاتمی 8 سال از او به عنوان مفسد اقتصادی یاد میکرد و میگفت که اجازه فعالیت به او نمیدهد ، چطور شده که امروز خاتمی برای به دست آوردن اعتبار دست اتحاد به سوی همان آقا دراز کرده است . پس از آنکه خاتمی رفت هاشمی بنا به توصیه ی رهبری به ملاقات شاه عربستان رفت و با برنامه های او و تدابیرش نفت بصورت مدیریت شده عرضه شد و قیمت آن واقعی تر شد . شما ان روزها کجا اطلاعات کسب میکردید . آیا از عبارت آزادی ولنگاری نیست مسخ نشده بودید ؟ از عبارتی که جز ولنگاری ثمری نداشت .
کیان خیابان معراج اگر زمان خاتمی آزادی بیان بود و در زمان محمود باتوم پس شما چطور به رئیس جمهور میگویید محمود خوله ؟ نکند برای شما باتومی در کار نیست . شما از قماش همان هایی هستید که میگفتید دیگران خفقان میخواهند و خاتمی آزادی خواه است . دوست عزیز اگر واقعاً به حرف خود اعتقاد دارید پس چرا با شما برخوردی صورت نمی گیرد ؟
اینها همان برنامه ی شاپور ریپرتر امروزی است که شما بهتر از بنده او را میشناسید .
همانطور که گفتم ملت امروز ایران همچون بیوه زنان پیر حراف هستند که هر حکومتی بخواهد باشد عاقلانه ترین کار این است که به مردم دل نبندد .
می 28th, 2008 at 10:35 ق.ظ
ای دوستان گلم
حرص نخورید چون همه این حرفها مال تو نت هست
وقتی میرید بیرون از این دنیا یادتون میره چه خبره آره مردم ما همه یادشون رفته و اوضاع این شده
می 28th, 2008 at 10:45 ق.ظ
امان از این اقایونی که دین را از سیاست جدا نمی دانند
باعث شدن مردم از دین هم گریزان بشوند از لباس روخانیت سوء استفاده می کنند اگ خضرت علی گفت دین از سیاست جدا نیست چون حتی با برادرش سر برداشت بیش از حد از بیت المال برخورد کرد چون سیاستش مثل دیانتش بود این آقایون دیانت را هم مثل سیاست کثیفشان به افتضاح کشوندن بابا یکی مردی کنه پاشه بخدا این مردم آنقدر تحت فشارن که همصدا میشن
می 28th, 2008 at 11:21 ق.ظ
آقا رضا اگه چشاتونو باز کنید باتوم رو هم می بینید. چند تا روزنامه تعطیل شد به خاطر انتقاد از دولت؟ چند تا فیلم توقیف شد؟ چند تا دانشجو بازداشت و شکنجه شد؟ چند تا سایت فیلتر شد؟ تو رو خدا بس کن دیگه. از کسایی که چشاشونو می بندن و فقط طرفداری بیجا می کنن متنفرم. شما داری از ظلم دفاع می کنی. جواب خدا رو چی می خوای بدی؟
می 28th, 2008 at 11:44 ق.ظ
با سلام . خوب پس طرفداری بیجا نکن . در دوره ی خاتمی دانشجوها مردن . معلم ها بازداشت شدن. قتل های زنجیره ای اتفاق افتاد . برو در مورد اینها اطاعات کسب کن عزیز من . این آقا همچینم بچه مثبت نیست . آب زیره کاهیه که نگو . البته بنده انتظار زیادی ازت ندارم . چون به حکم بی اطلاعی حرجی بر شما نیست .
می 28th, 2008 at 11:48 ق.ظ
اقای سردبیر به خبر زیر توجه کنید:
ماست مالی ۱۸۰ میلیارد تومان با ۲ میلیون تومان
“شهروند امروز” در شماره جديد خود، اعلام پرداخت 180 ميليارد تومان وام
به يک زن در بانک تجارت از سوي رئيسجمهور را ناشي از اشتباه نرمافزاري عنوان
کرد که توسط دولت براي ((تحول))(عجب تحولی) در سيستم بانکي اجرا ميشده است.
بنا بر نوشته اين نشريه، در نخستين اجراي اين نرمافزار، رقم وام دريافتي يک خانم
از بانک تجارت، 180 ميليارد تومان به دست ميآيد که با اعلام گزارش به رئيسجمهور،
دکتر احمدينژاد در يکي از سخنرانيهاي خود که به مافيا ميپردازد، اعلام ميکند:
«يک نفر را پيدا کردهايم که 180 ميليارد تومان وام بانکي گرفته است»، اما بعدا مشخص
ميشود که نرمافزار اشکال داشته و اين خانم تنها دو ميليون تومان از بانک تجارت وام گرفته است.
می 28th, 2008 at 11:52 ق.ظ
جواب untiled:
“حکومت با کفر باقی میماند ولی با ظلم باقی نمیماند”
حضرت محمد ص
می 28th, 2008 at 11:59 ق.ظ
والا آقای امینی الان 30 ساله که جز ظلم و کفر چیزی توی این مملکت نیست و همچنان هم پا بر جا موندن.
می 28th, 2008 at 12:07 ب.ظ
هر كي هر غلطي مي خواد بكنه ما را ينميديم اگه بديم به خاتمي ميديم
می 28th, 2008 at 12:09 ب.ظ
تو رو به خدا یه عکس العملی نشان دهیم.ما که ساکن تهران هستیم در همین چند روز اخیر شاهد بیرون خوابیدن خانواده های در محله خود شدیم
اگه مشکل گرانی در همه جای دنیا است چرا ما که با داشتن این همه منابع طبیعی باید در فقر به سر ببریم؟
می 28th, 2008 at 1:33 ب.ظ
قتلهاي زنجيره اي – كتك خوردن دانشجويان مگه تقصير خاتمي بود
خاتمي رئيس جمهوري بود كه براي اين مدت خيلي زود بود همون حقشون احمدي نژاده كه با رفتارهاي عوام فريبانه گولشون زد و راي آورد بعدش زد زير همه حرفاش و با چند اين شهر و اون شهر رفتند براي خودش دوباره داره راي جمع مي كند اما …
جلوي خاتمي را گرفتند و من ازش ناراحتم چون قدرت اجرايي خيلي خيلي ضعيفي داشت رييس جمهور يعني قوه مجريه اما خاتمي اجرا نداشت نگذاشتند اجرا داشته باشه اونم نمي دونم درسته بگم تقصير خودشه كه شجاعت نداشت يا نه ؟؟؟
می 28th, 2008 at 1:33 ب.ظ
لااقل خاتمي شكل و قيافه آدم رو داره اين احمدي …… نميشه بش بگن آدم
می 28th, 2008 at 1:55 ب.ظ
رضا ( میلاد سابق ) از دیار آذربایجان: 217.219.140.89
در دوره ی خاتمی دانشجوها مردن . معلم ها بازداشت شدن. قتل های زنجیره ای اتفاق افتاد.
————————————–
ظاهرا شما که خیلی پراطلاعی فکر میکنی این کارا به دستور خاتمی انجام شده بود…همون عاملان قتلهای زنجیرهای تو دوره خاتمی محاکمه شدن.
ولی عاملان قتلهای محفلی کرمان(که تو دوره محمودجون اتفاق افتاد) چی؟همین روحالله حسینیان که مث سگ از سعید امامی طرفدار میکنه اختمالا به دستور خاتمی داره این حمایتا رو انجام میده و شما که خیلی پراطلاعی از این قضیه خبر داری.
شما فکر میکنی که به طرز وحشتناکی پراطلاعی و بقیه هیچی بارشون نیست.به خاطر همین غرور هم “حرجی بر شما نیست.”
می 28th, 2008 at 2:07 ب.ظ
برای همه ما واضح و مبرهن است که خاتمی از سر این ملت یک روزه بین زیاد بود. این ملت لیاقت خاتمی را نداشت اما خوب شد احمدی نژاد واقعا برای ما خوبه این ملت فقط چماق باید بالای سرشون باشه نه آزادی می فهمن و نه ……
لااقل وقتی خاتمی بود هر جای دنیا می رفتی و می گفتی ایرانی هستی احترامت سر جاش بود اما حالا…… بد نیست یه سری به سفارت خونه ها بزنین.
می 28th, 2008 at 2:39 ب.ظ
با سلام .Anonymous عزیز قبول بکنید یا نه باید بگویم بلی متأسفانه بنده از بسیاری چیزها پر اطلاع هستم بنا به تعبیر حضرتعالی ولی به حکم بسیاری چیزها باید سکوت کرد . یکی ازآنها وجود دهن بینانی همچون شما هستند که در کشور ما کم نیستند و مصداق همانانی هستند که علی مرتضی چارق پاره ای را به حکومت بر انان ه ترجیح میداد . واقعاً فکر میکنید ملتی هستید که جماعت برای حکومت بر شما سر و دست میشکنند . فقط میگویند آدم شوید . نمی شوید به درک . بنده نه طرفدار احمدی نژاد هستم و نه حکومت و نه هیچ احدی . چرا که احمدی نژاد را همین مردم انتخاب کردند . پس اگر هم حالا اعلام بیزاری میکنند باز هم نشان از بی خردیشان است . اری دوست عزیز من از ملت ایران بیزارم ، نه اینکه طرفدار حکومت ها یا اشخاص باشم . حال میخواهید باور کنید و یا نمیخواهید باور نکنید . راستی دوست عزیز آن اعمال به دستور خاتمی اجرا نشد بلکه ……………. متأسفم نباید بگویم . قبول میکنم که خاتمی آن روز خود هم غافلگیر شد . و این باز از عدم کارآیی او بود .
می 28th, 2008 at 2:45 ب.ظ
http://www.siasookhte.blogfa.com
می 28th, 2008 at 2:47 ب.ظ
زمانیکه خاتمی عزیز رییس جمهور بود خیلی از سران کشورهای بزرگ دیدگاههای متفاوتی نسبت به ایران داشتند نه اینکه فقط به چشم تروریست به ما نگاه کنند (اینهمه قطعنامه وتحریم برای 3سال کم بود؟!).زمانیکه ایشان برای سخنرانی به سازمان ملل رفته بود رئیس جمهوروقت آمریکا تاپایان صحبتهایشان سالن را ترک نکردند ولی دیگران حتی با هاله نورشان هم نتوانستند نمایندگان آمریکا وانگلیس جنایتکار وادار به ماندن در جلسه سخنرانی خود کنند ! دعوت شدن ایشان از طرف سران کشورهای بزرگی مثل فرانسه و…را فراموش کرده ایم !این احترام به شخص خاتمی نبود احترام به آراوعقاید نماینده یک مملکت بود وباعث افتخار هر ایرانی .کاش قدر درایت و آگاهیهایش را میدانسیتیم .
می 28th, 2008 at 3:31 ب.ظ
سردبیر…چرا انقدر به همه چی نظارت میکنی؟
اولین باره که عین آدم دارم نظر میدم باز نظارت میکنی؟
می 28th, 2008 at 3:34 ب.ظ
#
رضا ( میلاد سابق ) از دیار آذربایجان: ۲۱۷.۲۱۹.۱۴۰.۸۹
چند وقت پیش یه کامنت گذاشته بودم که چرا به کسایی مث حسنفارس که مواضعی موافق دولت دارن تهمت جیرهخوری میزنن.گفته بودم که این کار دقیقا همون کاریه که تمام سران ج.ا دارن انجام میدن(انگ زدن به منتقدان)
تو همون کامنت گفته بودم که مردم ایرن فکر میکنن مردمانی هستند از جنس مردم سوئیس که حاکمانی از بیابانهای عربستان بهشون حکومت میکنن ولی نمیدونن که این حاکمان از هر نظر به جز اعتقادات عین همین مردمن.
به خاطر همین در مورد مردم ایران فکر کنم مواضعمون شبیه هم باشه.
و اما خاتمی…اول گفتی خاتمی آبزیرکاهه و حالا میگی که غافلگیر شد.یه ذره عجیب نیست؟
به هر حال آبزیرکاهی و خالیبندی در همه جای دنیا لازمه ریاست حمهوریه.خاتمی هم از این اصل استثنا نیست.
اما هر چیزی یه حدی داره.ببینید خاتمی بیشتر خالی بست یا محمودجون؟
خدایی انقدر که محمودجون در طول ۳ سال حرف زد خاتمی در طول ۸ سال نزد.قرار نیست کسی که رئیسجمهور میشه معصوم باشه.ولی به هر حال بین بد و بدتر باید بد انتخاب بشه.ولی مردم ایران که تصور میکنن شدیدا سیاست حالیشونه از بین بد و بدتر هیچکدومو انتخاب نمیکنن تا به خیال خودشون با این رای ندادن مشروعیت رژیمو از بین ببرن.صداوسیما هم فیلم حوزههای شلوغو با فیلم سالای قبل قاطی میکنه تحویل میده.در نتیجه حتی شرکت ۱۰ درصدی مردم ایران هم نشانه مشروعیت ج.ا میشه.
این وسط اونی که رای نداده تلاشهای اون که رفته رای بده تا به جای “بدتر”،”بد ” پیروز بشه رو ضایع کرده.
به هر حال اون دوستانی که فکر میکنن رئیسجمهور حتما باید امام معصوم باشه تا بهش رای داد میتونن واسه ظهور امام زمان دعا کنن.
می 28th, 2008 at 5:27 ب.ظ
با سلام . Anonymous عزیز این گفته ی شما رو با تمام وجود قبول میکنم . اما منظور بنده از غافلگیر شدنش مربوط میشه به کارهایی که مدعیان طرفداری از اون انجام دادن و خاتمی از اونها غفلت کرد . کیانای عزیز آن روزها کشته و مرده چشم و ابروی شما نبودند بلکه چون نوکرصفتانه هر چه میگفتند قبول میکردید مورد قبول واقع میشدید . دوست عزیز خودتان آمریکا و انگلیس را جنایتکار مینامید و خود احترام گذاشتن آنان به رئیس جمهورتان و دعوت آنان را به حساب موفقیت میگذارید . آیا نباید اندکی این را به خاطر همسو بودن رئیس جمهور با آنان بدانیم ؟ دوست عزیز حق ما را آن تروریست ها خورده اند . حالا شما که دم از حسین و حق طلبی او و ایستادگی اش میزنید میترسید از اینکه به شما لقب تروریست دهند ؟ واقعاً شما عاشق حسین هستید یا شیفته ی یزید ؟
می 28th, 2008 at 6:01 ب.ظ
بعضی ها از صدقه سر حکومت به نون ونوا رسیده اند و نمی خواهند این سفره پر زرق وبرق را از دست بدهند. اینها از سگ هم پست ترند! چون سگ حتی اگر گرسنه بماند به صاحبش وفادار می ماند ولی اگر شکم دایم النبساط این مفت خورها پر نشود صاحب خود را هم میخورند.
****Anonymous: 81.91.151.125*****
نظرات شما بسیار کامل است. از شما صمیمانه قدردانی میکنم.
می 28th, 2008 at 7:03 ب.ظ
از سال 80 در هیچ انتخاباتی شرکت نکردم ولی اگه خاتمی کاندید بشه حتما شرکت میکنم و به ایشون رای میدم وبه نظرم ایشون تنها فردی از سران مملکته که صداقت داره.الیته اگه سید علی اقا بذاره
می 28th, 2008 at 7:50 ب.ظ
****پارسا – 78.38.111.11 ****
من هم همینطور.ولی صد افسوس که نخواهد آمد. چون این گندهایی که احمدی نژاد زده رو هیچ ابوالبشری نمیتواند جمع کند.
می 28th, 2008 at 8:01 ب.ظ
رضا ( میلاد سابق ) از دیار آذربایجان: 217.219.140.89
فقط یکی به این سوال من جواب بده…ده بار تو همین سایت کامنت گذاشتم ولی نه همدون.همدونی،نه حسن فارس و نه کس دیگهای جواب داد.
آیا الان هرچی که روسیه میگه نوکرصفتانه قبول نمیشه؟اگر روسیه یه روز ادعا کنه که دلش میخواد نیروگاه بوشهرو ۳۰ سال بعد تکمیل کنه مسئولین چه شکری میخوان بخورن؟کدوم شرکتی مونده که ایرانو تحریم نکرده باشه؟نکنه میخوان به جین رو بندازن؟اونا که لنگه همون روسیهان…مسئولین هم که اینو خوب میدونن میشن نوکر روسیه.ولی زمان خاتمی حداقل سطح تحریما انقدر وحشتناک نبود و حاشیه امنیت به مرانب وسیعتر بود.روسیه داره ما رو بازی میده.
اگر انگلستان حق ما رو خورده،روسیه هم خورده.قرارداد ترکمانچای رو که اتحادیه اروپا تحمیل نکرد.
با این حال یر ماجرای آزادی ملوانای انگلیسی یادتونه چه جوری دو روز بعد از سخنرانی تهدیدآمیز بلر با چه وضعی بدرقه شدن؟کجای دنیا جاسوسو با هدیه بدرقه میکنن؟تعامل دوستانه خاتمی با بقیه دنیا میشه نوکرصفتی ولی چون محمودحون یه سخنرانی احساسی در مورد لزوم مبارزه با غرب و نابودی اسرائیل میکنه میشه نوکرصفتیشو نادیده گرفت؟آقا رضا من دهن بینم یا شما که خیلی راحت گول این تبلیغاتو که فقط در سطح حرفه میخورید؟
اگر دورهای آمریکا حق ما رو میخورد الان روسیه،چین و امارات این کارو میکنن.
می 28th, 2008 at 8:05 ب.ظ
ببینید به نظر من اگه همین یه خورده کارهای فرهنگی تومملکت میشه کار آقای خاتمی وگرنه تا قبل از اون اگه یادتون باشه حتی توتلوزیون بجز ای مجاهد مجاهد چیز دیگه به عنوان موسیقی پخش نمیشد این فقط یکیش بقیه چیزها هم اینجوری
می 28th, 2008 at 11:34 ب.ظ
مونده تا هنوز ارزشش خاتمی مشخص بشه
احتمالا از اونجا که ایرانیها بعد از 30 سال به بعد که طرف میمیره ارزشهاش رو کشف میکنند خاتمی حدود های سال 1400 کشف بشه
مثل محمد رضا شاه
مثل رضا شاه
مثل امیرکبیر
مثل …. هزاران نفر از قربانی های سطحی نگری و نمک نشناسی ایرانیان در طول تاریخ
می 29th, 2008 at 12:08 ق.ظ
اقاي عبدي .هزينه وضرري كه جنابعالي براي اصلاح طلبان داشته ايد قطعا ازاقدامات اقتدارگرايان كمترنبوده است.خيلي نميخواهد خودراداعيه دارمردم قراردهي.انكه كيفيت خودراازدست داده است قطعا شما هستيد .بهتراست اگر حرف زدن بلد نيستي .حرف نزدن كه بلدي.لطفا خفه شو بعدش هم زرزياد نزن….
می 29th, 2008 at 12:18 ق.ظ
واقعا عجب رئیس جمهور ارزشمندی بود خاتمی ما نمیدونستیما
هم سر مردم به ده ها موضوع سرگرم کننده مثل آزادی ماهواره گرم میکرد تا از این طریق مردم احساس کسالت نکنند
هم دست حزبش تو جیب مردم بود تا بودجه این برنامه های تفریحی مردم تامین بشه
یادتونه بچه ها (اعتصابا شورشا تعطیلی دانشگا ها … )
تازه اگه این مذهبیای افراطی مزاحم نشده بودند راهو واسه ارتش آمریکا هم باز میکرد تا سربازاشون بیان اینجا واسمون شیرین کاری کنن هم سرگرم میشدیم هم کسی دیگه باریک نمیشد بخاد فضولی کنه ببینه خاتمی چقدر از حساب ذخیره ارزی بر میداره و اینا
http://takzarb.com/link.php?url=http://www.dallalemarg.blogfa.com
می 29th, 2008 at 9:16 ق.ظ
با سلام . حامد(اصفهان) – 217.219.53.254 عزیز از اصفهان . دوست عزیز این حرف ها حرف های یک آدم عادی نیست . ظاهراً شما هم از برخی قضایا خبر دارین . ولی میدونین که حکم به سکوت دادن و خواهش میکنم بیشتر از این ادامه ندین . با دیدن این نظرات بلافاصله از سر عصبانیت این مطالب رو به زبون نیارین . عزیز من علی از دست این بی خردان به چاه پناه برد. هر چی بیشتر بگیم بیشت موجب نفاق میشه . پس خواهش میکنم سکوت کن .
می 29th, 2008 at 4:10 ب.ظ
رضا (میلاد سابق ) .تا روزی که جوانان این مملکت تفکراتی مانند شما دارند سیاستمدارانی بهتر از احمدی نژاد و دوستانی بهتر از هوگو چاوز و فیدل کاسترو ومرولس و… نصیبمان نخواهد شد. پس به قول شما حالا دولتمان با خرج کردن میلیاردها تومان از سرمایه های این مملکت در اراضی این دوستان !!! نوکرصفتانه در خدمت آنان است که اینقدر محمودجان را دوست دارند؟؟؟ شاید خاتمی هم برای بیخانمانهای انگلیس وفرانسه خانه میساخت درحالیکه 70%مردم ایران زیر خط فقر بودند؟یاخطوط تلفن واشنگتن ونیویورک را بازسازی میکرد که برایش احترام قائل بودند؟
می 30th, 2008 at 1:13 ب.ظ
چه چپ چه راست همه شبها با هم میخورند فکه میکونند که فردا برای مردم ساده چه بامبولی سر هم کنند …….وای بر ما مردم ساده که فکر میکونم خاتمی چه کرد رفسنجانی چه کرد انتری نزاد چه کرد همه مثل هم ققط منافع خودشون و خزبشون مهمه……. وسلام
می 30th, 2008 at 3:14 ب.ظ
من میگم باید بین بد و بدتر بد رو انتخاب کرد.شما حاضرید چهار سال دیگه وضعتون اینجوری باشه؟حتما مرفه بی دردید.
می 30th, 2008 at 7:46 ب.ظ
با سلام به همگی.مثل خاتمی به مانند کفش کهنه در بیابان بود.با ساختارهای موجود ما نباید انتظار معجزه ار آقای خاتمی میداشتیم.ولی نباید از حق بگذریم که اوضاع اقتصادی مملکت به یک ثبات نسبی رسیده بود وتازه داشت سرمایه گذاریهای داخلی وخارجی رونق میگرفت وکم کم مردم یاد میگرفتند که هر کسی با عقاید خودش زندگی کنه وبا عقاید دیگران کنار بیاد تا جایی که منجر به حذف دیگری نشه.فسیر های به روز تری از اسلام میشد که بیشتر مورد پذیرش نسل جوان وتحصیلکرده بودجایگاه کارمندان دولت در مقابل بازاریان ارتقا یافته بودولی متاسفانه اولا آقای خاتمی با ید در دور دوم وزرای جدید وعملگراتری رو وارو میدان میکرد وبا توسعه علمی,اقتصادی ,فرهنگی زمینه توسعه سیاسی وایجاد جامعه مدنی را تسهیل میکرد چون پرداختن آشکارا به توسعه سیاسی باعث ایجاد مقاومت در کانونهای قدرت شده بود که هزینه سنگینی را برای مردم بدنبال داشت.شما در نظر بگیرید آقای مصباح یزدی در مقابل توسعه اقتصادی آقای هاشمی گفته بود که رفاه طلبی باعث از بین رفتن فرهنگ شهادت میشود(که تفسیر آن این است که برای بسیج مردم باید همیشه آنها را گرسنه نگهداشت)ودر مقابل شعار توسعه سیاسی آقای خاتمی گفته بود که این خواست ناشی از تمایلات جنسی وسکسی جوانان بعد از تماشای فیلمهای سکسی است.شما در نظر داشته باشید با وجود چنین مخالفانی عملا این یک ذره حرکت آقای خاتمی درخورتقدیر است
می 30th, 2008 at 10:56 ب.ظ
با تحليل آقاي عبدي موافقم فقط او يك چيز را نخواست بگه كه اين رژيم در كليت خودش با آمدن خاتمي ثابت شد كه اصلاح پذير نيست .بنابر اين حرف از اصلا حات زدن حرف مفتي بيش نيست.
می 31st, 2008 at 2:08 ق.ظ
این حسن فارس و مهسا کلا سیخ کردن که برای همه مطالب نظرهای بندتنبونی و مزخرف خودشونو ارسال کنند!
آدم حالش از این استدلال های بچگانه اینها بهم میخوره..البته احتمالا تو این وضعیت چیزهای کت و کلفتی بهشون ماسیده که انقدر حال میکنن!
می 31st, 2008 at 2:39 ق.ظ
درود برشهرزاد ازتهران با شما موافقم.
می 31st, 2008 at 7:51 ق.ظ
من حرفهای unitedo واقعا قبول دارم چون واقعا منطقیه
زمان شاه آقای هویدا 13 سال تورم کنترل کرد ولی الان چی؟
بخدا بعضی وقتا که من به تخت جمشید میرم گریم می گیره که ما ایرانی ها کی بودیم و الان کی شدیم ؟
وای بر ما وای بر ما
می 31st, 2008 at 7:55 ق.ظ
عباس عبدي كيلو چند ؟ برو گم شو ديگه هم از اين غلطا نكن
می 31st, 2008 at 9:26 ق.ظ
سیاست ایندولت این است که آدمهای روشنفکر در راس قرار نگیرندکه به همه چیز سروسامان دهد و همیشه آدمهایی را میپسندد که دست چپ و راستشان را از هم تشخیص ندهد و بدون چون وچرا دستورات و سیاستها را اجرا کند که الحمدالله اون را یافتند . متاسفانه از انجائیکه که آقای خاتمی دستشون رو خونده بود با او کنار نیامدندچرا که او یک روشنفکر به تمام معنا بود . ولی احمدی نژاد چی ………..
سیاست این دولت این است که همه در جهل ونادانی بمانند و کاری به سیاست نداشته باشندو آنچنان مردم را گرفتار قسط و بدهی کرده اند که هیچکس وقت اعتراض به آنها را نداشته باشد وگر نه آنها هیچ دلشون برای من وشما نسوخته . نمونه اش همین وام بنگاههای زوبازده بود که به بهانه کار و کارآفرینی تو دست ملت ریخت ولی هدفشون چیز دیگری است . هدفشون سرگرم کردن مردم است . هدفشون گرفتارکردن مردم است که از روی بدهکاری نتوانند جیک بزنند .بامید داشتن رئیس جمهوری شایسته برای این مرزو بوم ………..
می 31st, 2008 at 10:31 ق.ظ
سولمازجان تورو خدا اگه این اسم مستعارته عوضش کن اگه هم اسم واقعبته باز یه اسم مستعاردیگه انتخاب کن آخه از بد روزگار اسم واقعی من سولمازه و تو محیط کاری همه همکارانم ازاین سایت استفاده میکنن ترسم ازاینه که نظراتت روبا نظر من یکی بدونن البته اتفاقا گاهی باهات هم عقیده ام ولی باز ترجیح میدم یه اسم قشنگ دیگه انتخاب کنی .قبلا ازت متشکرم .
می 31st, 2008 at 3:11 ب.ظ
تنها راه نجات مار کسیسم لنینیسم است / نوشته های منصور حکمت را بخونید سوسولا
می 31st, 2008 at 4:25 ب.ظ
شهرزاد-تهران
شما همون نظر ندی بهتره!
شاعر میگه:
ادب داشته باش تا کامروا شوی….
می 31st, 2008 at 5:17 ب.ظ
یه خوبیه بزززرررگ سیاست خاتمی اینه که:
اونایی که لباس زیرشونم اذیتشون میکنه ومیخوان بینهایت ازاد باشن رو به امید بزک نمیر بهار میاد … با واژها ی مردم سالاری و ازادی به
” زندگییه ایده ال شون” +”جمهوری اسلامی”
امیدوار کرده
که البته صدسال دیگه هم اینا به اون معنایی که اونا میخوان با هم جمع نمیشه.
گرچه به نظرمیاد دیگه یه جورایی توسیاستش غرق شده و حواسش اونقدرا جمع نیست اما…
خاتمی هم اهل این حرفا نیست!!!
بابا…. “ازادی” سیاستشه!!
مشکلشم اینه که فکرمیکنه اون جور ادم ها خیلی زیادن!! اونقد که به رای اوردنش خیلی کمک میکنن….
باهمه ی این حرفا زرنگ اونیه که 1….
2….
3….
Nام ها:ازدید کاندیدا به قضیه نگاه کنه
به کسی رای نده که خودش یا “اطرافیاش” قدرت طلب باشن
کسی که معیارش خدا باشه نه اکثریت رای دهندگان(که البته اینو شیوه ی تبلیغات تا حد زیادی نشون میده-انتخابات دورقبل که یادتونه؟!!)
انتظارایجاد مدینه ی فاضله نداشته باشه
ودرنهایت یادش باشه بین بد وبدتر باید بد رو انتخاب کرد.
بد میگم؟
می 31st, 2008 at 6:30 ب.ظ
به نام خدا
انسانها همه اشتباه ميكنند هيچ انساني مبري از خطا نيست اميدوارم اشتباهات عمدي نباشد .هركس مي تواند از اين جمله من برداشتهاي متفاوتي بكند .
من شخصا آقاي خاتمي را خيلي دوست دارم بله از حق نگذريم ايشان اشتباهاتي داشتهاند ولي من حرفم اين است كه چرا كارهايي كه آقاي خاتمي انجام داد ومورد اعتراض افرادي واقع شد وتحسنهاي مختلف انجام ميشد، همان كارها را الان رييس جمهور كنوني انجام ميدهند ولي صدا از هيچكس بلند نميشودمن مي خواهم بگويم اگر اين كارها غير اسلامي است چرا فقط براي آقاي خاتمي بود.مثلا كف زدن ، ماجراي سوالات توهينآميز به پيامبر(ص) و بسياري از موارد مشابه ديگر…
پس همه به فكر خودشان هستند نه اسلام
فقط يك جمله ميتوان گفت اللهم عجل لوليك الفرج
ژوئن 1st, 2008 at 10:39 ق.ظ
منظوراز مردم سالاری خاتمی مردم سواری بود
ژوئن 1st, 2008 at 10:45 ق.ظ
انشاالله كه احمدي نزاد راي بياورد من كه دعا ميكنم
ژوئن 1st, 2008 at 11:08 ب.ظ
***حسن فارس: 217.219.59.238*****
منظور از (عدالت احمدی نژاد برای همه) یعنی (همه مردم پشم)
ژوئن 1st, 2008 at 11:09 ب.ظ
دولت احمدی نژاد= دولت سپاهسالار
ژوئن 1st, 2008 at 11:11 ب.ظ
باز هم خاک بر سر محمود بوگندون!
ژوئن 2nd, 2008 at 2:32 ق.ظ
این بار احمدی نزاد رای نیاره بدخت می شیم چون فقط اینه که میتونه امریکای عزیز را به کشورمون بیاره وما را از دست این عمامه به سرها نجات بده
ژوئن 4th, 2008 at 7:44 ق.ظ
جوجه را اخر پاییز می شمارند
البته جوجه اقتصاد وسیاست و پاییزی که برای انها لازم است ، خیلی طول میکشد.در ضمن مثل سایر علوم ، ازمایشگاهی برای این دو وجود ندارد (متاسفانه) .
در اقتصاد ایران هر از چند سالی شوک تورمی وجود دارد که امسال توام با تورم جهانی شده واثار ان دوچندان نمایان می شود .الته هنوز کاملا خود را نشان نداده.
تفاوت ارزش اسمی وارزش واقعی دلار به این امر وافزایش جهانی قیمت ها دامن می زند.واقتصاد های نفتی مثل ما را گول می زند که درامد هایمان به ظاهر اضافه می شود اما درواقع با مقایسه میزان افزایش قیمت نفت با کاهش ارزش دلار، معلوم می شود که وضع بدتر شده.(وای به حال قشر ضعیف).
درایران محصلین درجه سه وگاهی درجه دو در رشته های علوم انسانی و کاربردی تحصیل می کنند و اغلب محصلین درجه یک در رشته های علوم پایه مشغولند! اما در کشورهای صنعتی بر عکس.
نتیجه اینکه پیشرفت ها در رشته های پایه با سایر علوم نا متوازن می شود و زمینه لازم برای استفاده از انها هم فراهم نمی اید.چون جامعه با مدیریت و اقتصاد و سیاست و فرهنگ اداره می شود نه با ریاضی و امار و…..
اکثر زمامداران کشورها ، خصوصا جوامع پیشرفته ، در این رشته ها تحصیل کرده اند . اما در کشور ما پس از جنگ ( که شرایطش به کلی خارج از این قاعده هست) سه ریس جمهور با پنج دولت سر کار امده اند (هاشمی ، خاتمی ، احمدی نژاد) مهمتر از خودشان وزراء هستند . چه اندازه تخصص هر وزیر با حوزه کاری اش متناسب بوده وهست.؟!؟!؟! مدیریت وعلم ان ، در مملکت گل و بلبل کجاست ؟؟؟؟؟؟ سالانه حدود 50000 نفر در این رشته در ایران فارغ التحصیل میشوند اما اغلب فقط مدرک گرفته اند وانهایی هم که چیزی سرشان می شود پی نخود سیاه فرستاده می شوند.
اشتباه جراح یک نفر را میکشد اشتباه خلبان سرنشینان ان هواپیما را به کشتن می دهد اما اشتباه مدیران جامعه ای را تباه می سازد وخیانتی اشکار به نسل های اینده است.
یک نکته جالب : هاشمی و خاتمی زمان خودشان خیلی محبوب بودند،اما اواخر زمامداری شان به شدت محبوبیتشان را از دست داده بودند وارثی که از خود به جا گذاشته بودند طرحهای نیمه تمام ،بدهی،عمل نکردن به شعارهایشان و…. بوده . البته منکر خدمات شان هم نیستیم.
حالا دولت فعلی به اندازه دولت های سابق قدرت ندارد. چون احمدی نژاد نه اخوند است که انتقادش به جا وبی جا ممکن نباشد و از سران هیچ یک از جناح ها واحزاب ذی نفوذ هم نیست واین کار را برایش سخت می کند و هر کسی هم که می رسد یا به تنهایی یا با لابی کردن با منابع قدرت و ثروت جلویش سنگ می اندازد، در چنین وضعی کارامد ترین ها هم نمی توانند کاری کنند چه برسد به احمدی نژاد!
این دولت از اولین سال روی کار امدن به شدت انتقاد میشود و تا اخر هم خواهد شد .اما حقیقت اینست که زمان بهترین قاضی هست و متری که باید با ان در مورد دولت ها قضاوت کرد حرف ها و وعده های سر خرمن انها قبل و حین انتخابات است . ویک نکته دیگر اینکه هردولتی منابع وسرمایهای که دارد را از دولتهای پیشین به ارث برده ونتیجه کارهایش را برای اینده گان میگذارد.
سخن اخر اینکه هر یک از ما باید خود را اصلاح کنیم تا جامعه اصلاح شود وگر نه در جا می زنیم وبس !
نه اینکه تو سروکله هم بزنیم و کورکورانه ازاین وان حمایت کنیم واخرش هم فقط بد بختی ها و عقب ماندگی هایش برایمان بماند. در واقع مشکل ما غرب یا شرق وچپ یا راست ،احمدی نژاد یا خاتمی و….. نیست !
113 نظر تا حالا دادید اما یا بحث منطقی باهم ندارید و یا از قافله عقب مانده اید.
سعدی: لاف از سخن چو در توان زد ان خشت بود که پر توان زد
پیامبر اسلام 1400 سال پیش فرموده اند: من از فقراء امتم بیمناک نیستم از سوء تدبیر انان بیمناکم.
ژوئن 5th, 2008 at 3:18 ق.ظ
از یه دوست به سولماز سلام عزیزم از اینکه مشابه نام من هستی خوشحالم ولی این نام دوست دخترم و او این نام رو گذاشته متا سفم شما نام خودتان را عوض کنید
ژوئن 6th, 2008 at 2:25 ق.ظ
دوستايه عزيز بحث مسايل اقتصادي رو كنار بذاريد خاتمي به ما شرف هديه داد براي مردم معلم اخلاق بود.كسي كه صداي مخالف رو به جون مي خريد نه اينكه منتقدشو بز غاله خطاب كنه….
در هر صورت دير يا زود اصلاحاته كه پيروز ميشه وعده ي خداست
ژوئن 6th, 2008 at 2:34 ق.ظ
در مورد جوجهاي كه قراره آخر پاييز شمرده شه بايد بگم جوجه اي كه اول پاييز اينآخرش ديگه معلومه چي ميشه..
خاتمي براي بعد از خودش
43 ميليارد دلار ذخيره ي ارزي
86 سد آبي
3000هزار كيلو متر راه آهن
تورم كنترول شده
ثبات سياسي امنيتي
300 ميليارد دلار سر مايه گذاري درعسلويه
و…
به جا گذاشت
احمدي نژاد با نفت 120 دلار جز تورم بي آبرويي و…چي برامون گذاشت؟
ژوئن 6th, 2008 at 1:18 ب.ظ
فقط به خاتمی رای میدم فقط خاتمی
ژوئن 10th, 2008 at 3:41 ق.ظ
جوجه را اخر پاییز می شمارند ، مخلص کلام قبلی بود ومن ترجیح دادم به جای اسم وعنوان از ان استفاده کنم . شما هم اگر می خواستید مثل من با ضرب المثل تیر خلاصتان را بزنید ، بهتر بود به جای « جوجه اي كه اول پاييز اينآخرش ديگه معلومه چي ميشه.» از مثل _ سالی که نکوست از بهارش پیداست _ استفاده می کردید .
واما بعد مسالکم حاج اقا: گفته اند :_ مرد و حرفش _ پسر خوب (جواد-كازرون: 217.219.56.165) تو که لالا بلدی چرا خوابت نمی بره. در همان خشت اول گفتی که « دوستايه عزيز بحث مسايل اقتصادي رو كنار بذاريد » عجب مردی ! که در کمتر از 9 دقیقه حرفش را پس می گیرد.!!!
قسمت قبلی را اگر به دقت می خواندید سخن اخر، ابی بود بر اتش . اما نمی دانم چرا خودمان را با فرهنگ ترین مردم دنیا می دانیم با تا ریخ چند هزار ساله وحقوق بشر کورش وزرتشت وپیامبر اسلام وادبیات و شاهنامه و ….. ولی حرف حساب سرمان نمی شود . دم از دموکراسی و جامعه مدنی می زنیم ولی به جای حرف زدن وبحث منطقی ،جدل می کنیم و به جای تکیه بر دانش ومعرفت وادب ، پی اطاعت وجانبداری کورکورانه از امثال خاتمی و احمدی نژاد هستیم. ما به معلم اخلاق برای اداره کشور نیاز نداریم.اصولا به هر کس که مدیریت و اقتصاد وسیاست نمی داند و بدون تخصص جایی را اشغال کرده ، نیاز نداریم. تفاوتی بین خاتمی و احمدی نژاد و….. نیست . تفاوت در تخصص و صداقت است.
مشکل من با فرد نیست با نظام هم نیست ، چون مردم حق انتخاب دارند وحقشان را اعمال کرده اند ،چه در سال 1357 یا در خرداد 1376 یا در انتخابات های قبل و بعداز ان.در شوراها ، مجلس ، خبرگان و ریاست جمهوری .مسئله اینجاست که هرکسی از هر طیفی ، وقتی در قدرت است به فکر فردا نیست وهرکس هم در قدرت نیست به نحوی سر ناسازگاری دارد تا وقت ان براید.در این میان مردم تنها کسانی هستند که متضرر می شوند. در قسمتی از منظومه خسروشیرین نظامی ، شیرین در نامه ای پس ازمرگ همسر خسرو به وی می نویسد: « مرگ خر سگ را بود عروسی » . مثل احزاب سیاسی ما هم مثل این است. چون به جای حفظ قدرت از طریق رقابت در خدمت به مردم ،منتظرند تا پس از مرگ دیگری از لاشه ان نهایت استفاده را نمایند.
حضرت علی (ع) : دنیا دو روز است . روزی برای تو و روزی علیه تو ، روزی که با توست مغرور مباش و روزی که علیه توست نا امید مباش.
مردم سالاری یعنی اینکه بعد از هاشمی خاتمی امد با اصلاحات که سازندگی هاشمی را هیچ حساب می کرد ، بعد از ان هم که میدان برای احمدی نژاد خالی شد وحالا باید منتظر اخر پاییز باشیم برای شمردن جوجه های این یکی . من و شما هم باید بر اساس انچه اقایان گفته اند و وعده داده اند در مودشان قضاوت کنیم که تا چه حد به وعده هایشان عمل کردند.
جملاتی از اقایان اصلاح طلب و صاحب قدرت سابق روشن می سازد که هنوز خیلی از ما « گهی پشتت بر زین ، گهی زین به پشت » را خوب درک نکرده ایم وچه زود حرفهایمان را فراموش می کنیم.
البته نظیر چنین جملاتی از صاحب منسبان فعلی هم موجود است وبه مرور ارشیو می شود تا برای اینده معیاری باشد بر قضاوت در مورد حرف تا عمل اینها.
:
:
:
محمد رضا خاتمی عضو هیئت رئیسه اصلاح طلب مجلس ششم ، جمهوری اسلامی، 8/6/79:
مبنای مشروعیت هر کاری رأی مردم است و قرائتی از اسلام در جمهوری اسلامی پذیرفته شده که همه چیز را بر اساس رأی مردم می داند.
رجبعلی مزروعی نماینده اصلاح طلب مجلس ششم در دوران اصلاحات ، حریم، 23/11/78:
حضرت علی مشروعیت خود را از مردم گرفته همانطور که معاویه مشروعیت خود را از مردم گرفته است.
آقای کدیور در دانشکده فنی دانشگاه تهران است که در سال 79 طی سلسله مباحثی تحت عنوان «پژوهشهای قرآنی» ایراد کرد: « همه کاره مردمند »
«… یک زمانی مردم میگفتند چون عیسی (ع) این سخن را گفته پس درست است اما امروز عیسی که سهل است خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد نخواهد پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است. همه کاره مردمند.»
محمد مجتهد شبستری، هفته نامه آبان، 28/1/79
از آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول …» هیچ حق حاکمیتی برای پیامبر و غیره فهمیده نمی شود، بلکه این آیات می خواهد بگوید، حالا که ایمان آورده اید و پیامبر را حاکم خود قرار داده اید، در این چارچوب از حاکم خود پیروی کنید، چنانچه عقلا هر قومی باید از حاکم خود پیروی کنند و الا امر حکومت دچار اخلال می شود. « دیروز خاتمی حاکم بود،امروز احمدی نژاد، فردا هم یکی مثل اینها »
روزنامه خرداد مدیرمسوول عبدا… نوری وزیر کشور اصلاح طلب دولت اصلاحات ، 8/10/77
قرآن، تعیین حاکم و تأسیس حکومت را به مردم سپرده است و هر جا سخن از قدرت سیاسی به میان آورده آن را به جمع و جامعه اسناد می دهد و حتی اجرای قدرت و اعمال آن را نیز وظیفه مردم می داند.
عزت الله سحابی، روزنامه خرداد، 6/8/78
به گفته امام علی(ع) هر شیوه حکومتی که مردم بر آن تفاهم کنند، همان مورد رضای خداوند است و تفاهم دینی و غیر دینی معنا ندارد.
فقط منطقی باشید واز روی فکر و اندیشه تان حرف بزنید .چون بحث غیر منطقی بیهوده است وبیهودگی کار ابلهان است و «جواب ابلهان خاموشی ست».
ژوئن 10th, 2008 at 4:22 ب.ظ
جاسم میره کتابخونه کتابی رو که گرفته يس بده به مسئول کتابخونه می گه این کتاب شخصیت زیادداشت اما داستان نداشت مسئوله میگه اه يس تو دفتر تلفن منو برداشتی ….
ژوئن 12th, 2008 at 1:24 ق.ظ
خطاب به اقای عبدی: من با کمال علاقه استدلال کسانی که معتقدند که شرکت نباید کرد را خواندم، بهزعم قبول هم خواندم. یعنی خواندم که شاید واقعا نکتهای در آن پیدا بشود یا نکتهی تازهای باشد و بتواند دستکم به طرف مجاب کردن حرکت بکند. ولی واقعا اعتراف میکنم که چنین چیزی ندیدم. تکرار حرفهایی است که پاسخاش داده شده است و پاسخاش در تاریخ محفوظ است.
به یکی دوتا از مهمترین آنها اشاره میکنم. یکی از دلایلی که به نظر من باید برویم شرکت کنیم، این است که حتی اگر شده بتوانیم یک یک نفر بیشتر از آدمهایی که طرفدار ارزشهای مدرن زندگی هستند، طرفدار ارزشهای انسانی زندگی هستند به داخل بفرستیم. این مهم است و باید این کار را بکنیم.
مگر نمیدانید که آقای دکتر مصدق با اقلیت هشت نفری قانون ملی کردن نفت را به تصویب رساند و نخست وزیر شد. هشت نفر فقط! فراکسیون او فقط هشت نفر بودند. حزب توده در زمانی توانست در مجلس سیزدهم، اثر عجیبی بگذارد که کلا شش نفر بودند!
در دنیا که نگاه کنیم و در تاریخ جهان، آدمهایی که اتفاقا با نیروی اندک و استدلال کافی آمدند، بیشتر برنده شدهاند؛ مثل فرانکلین رزولت در آمریکا در آستانهی جنگ. مثل وینستون چرچیل در آستانهی جنگ جهانی دوم که تقریبا هیچ اکثریتی نداشت و به هرحال چمبرلین صحنه را با آوای صلح خودش برده بود. ولی حرف درست را چرچیل میگفت، این که بالاخره هیتلر حمله میکند و باید آماده شویم.
ما اگر حرفمان به حق هست، که هست، باید وارد صحنه بشویم و در آن صحنه یک نفر هم بیشتر داشته باشیم، باید برایمان مهم باشد. در اینجا بیحوصلگی معنی ندارد. آقایون رهبری ودیگر انصار ایشان همان مجلس دههی چهل و پنجاه را میخواهند، نه مجلس دورهی مصدق را! فکر میکنم شما بهتر بدانید که چرا اقای جنتی بسیاری ازکاندیداها را رد کردند ایا ایشان نمیدانستند با رد طیفی از کاندیداها طیفی از مردم انتخابات را تحریم میکنند؟ اتفاقا هدف انها شرکت حداقلی وورود طیف مورد نظر رهبری به قدرت است اتفاقا باید شرکت کنیم ونقشه انها را بهم بریزیم.
من فکر میکنم روشنفکران چندان در زمینه دعوت مردم به شرکت مردم در انتخابات موثر نیستند. ما در همین چند سال تجربهی دورهی دوم شوراهای شهر را داریم که آزادترین انتخابات بعد از جمهوری اسلامی بوده است. در آنجا همهی احزاب و گروههایی که معتقد به انتخابات هستند، لیست انتخاباتی داشتند و مردم را دعوت کردند به شرکت در انتخابات، ولی خب دیدیم که ۱۰ درصد مردم شرکت کردند.
ولی در زمانی دیگر، که دوم خرداد بود، روشنفکرها مردم را به عدم شرکت دعوت کردند. نهضت آزادی و ملی – مذهبیها بعد از این که کاندیداهایشان رد شدند، دعوت کردند که مردم رای سفید بدهند. ولی فضای اجتماعی به شکلی بود که ملت رفتند و حدود ۸۰ درصد در انتخابات شرکت کردند و اگر اشتباه نکنم 75درصد به آقای خاتمی رای دادند .برای خود من خیلی سخنان اقای عبدی جالب میباشد ایشان اعلام میکنند تحریم کنیم وشرکت نکنیم واقعا حداقل من تفصیری که اگر تحریم کردیم چه سود وبرنامه شما برای بعد تحریم چیست از هیچ یک از طرفداران تز تحریم نشنیدم.فقط میگویند تحریم.اقای عبدی ماشین بنز را مثال زدند باید به ایشان گفت کیفیت حرکت بنز به جاده هم بستگی دارد ما نمیتوانیم در جاده ای که پر از چال چوله است با سرعت جاده صاف وهموار حرکت کنیم اگر اهسته نرویم وبا همان سرعت جاده هموار حرکت کنیم به حتم هم به ماشین اسیب خواهد دید وهم ممکن است چپ کنیم وبرای همیشه ماشین وصاحب ماشین از بین بروند اقای عبدی متاسفانه دارای ثبات عقیده نیستند.مثال انرا میتوانم درمورد پذیرش واعتراف به جاسوسی برای امریکا که ایشان کردن تا درزندان نمانند اشاره ای بکنم.متاسفانه امثال ایشان با پذیرش کارهای نکرده خود(اعتراف به جاسوسی) بیشترین ضربه را به اصلاحات زدند.
ژوئن 12th, 2008 at 8:55 ب.ظ
سلام
اصلا بیاین عملکرد احمد خوله رو بررسی کنین:
1- فرستادن نامه به آقای بوش
نتیجه: پش شدن ایران
2- سهمیه بندی بنزین به بهانه کاهش ترافیک
نتیجه: افزایش ترافیک
3- طرح امنیت اجتماعی به بهانه کاهش مفاسد اجتماعی به روش دوستانه
نتیجه: روانه بیمارستان شدن خانم های بسیار
4- آوردن پول نفت بر سر سفره
نتیجه: انکار این شعار توسط احمد خوله و در ضمن ایشان گفت که نفت نباید سر سفره مردم بره چون بو میده
5- افزایش تورم
نتیجه: بدبخت شدن مردم
6- حذف شدن یارانه ها
نتیجه: بدبخت تر شدن مردم
7- گرون شدن گوجه و امثالهم
نتیجه: پشنهاد آقای احمد خوله به خرید اقلام یاد شده از کنار خانه ایشان
.
.
.
.
.
n-تشکیل کمیته اقتصادی
نتیجه: اینو بهتر خودتون بگین
ژوئن 13th, 2008 at 1:50 ق.ظ
باریکلا سیما خانم خوشم اومد
ولی منم یه چیزایی اضاف کنم:در حزه سیاست ایشون ایرانو با بی آبرویی تمام رودر رو کرد
در حوزه فرهنگ ریدمانی به پا کرد آقااااااااااااااا
در حوزه اقتصادم که قربونش برم یه پاشو گذاشت رو برج میلاد و یه پاشم گذاشت رو آزادی رید تو اقتصاد مملکت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
در حوزه نظامی اسم سپاه پاسداران از تو لیست تروریسم بین الملل سر در آورد
در حوزه اجتماع هم کاری کرد کارستون همون کسی که شعار میداد مشکل کشور ما 3 تا تار موی دخترامون نیس طرح….یکی پس از دیگری اجرا شد
در حوزه دینی هم که شما خودتون قضاوت کنین اعتقادات مردمو 40سال پیش با الان
……………
سیما جون خوشت اومد