راننده سمند که عامل کشته شدن 2 دختر دانشجو در قزوین بود ، دستگیر شد

هفت تیر 7tir.com : راننده فراري يک خودروي سمند که مسوول مرگ دو دختر دانشجو در قزوين شناخته مي شد پس از شش ماه در تهران شناسايي و بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار ما اين راننده آبان ماه سال گذشته سه دختر دانشجو را از قزوين به مقصد تهران سوار خودرواش کرد اما با وارد شدن به مسيري فرعي و طرح مسائل غيراخلاقي مسافران خود را به وحشت انداخت و سبب شد آنها از خودروي در حال حرکت به بيرون بپرند. در نتيجه اين حادثه دو دختر جان باختند.
اين حادثه زماني برملا شد که دختر دانشجويي به نام سميه به پليس آگاهي قزوين مراجعه کرد و با ابراز نگراني از سرنوشت دو همکلاسي اش گفت؛ من و دو دوستم به نام هاي الهام و فاطمه روز سه شنبه 23 آبان ماه پس از خروج از دانشگاه براي بازگشت به تهران سوار يک سمند نقره يي رنگ شديم. راننده در بين راه با اين بهانه که پلاک اتومبيل اش مشکل دارد و احتمالاً پليس راه وي را متوقف مي کند وارد يک مسير فرعي شد و سپس شروع به صحبت درباره مسائل غيراخلاقي کرد و پيشنهاد داد يکي از ما در صندلي جلو بنشينيم. در اين هنگام ما که به شدت ترسيده بوديم با داد و فرياد از راننده خواستيم توقف کند اما او بي توجه به خواسته ما به سرعت به راهش ادامه مي داد و ما به ناچار از خودروي در حال حرکت به بيرون پريديم. من در اين حادثه مجروح شدم و خودم را با کمک رهگذران به بيمارستان رساندم و سپس به تهران رفتم اما در اين مدت به شدت نگران دو دوستم بودم و به همين دليل تصميم گرفتم پليس را از واقعه مطلع کنم.
پس از اظهارات اين دختر جست وجو براي يافتن ردي از الهام و فاطمه در محل حادثه آغاز شد و ماموران توانستند جسد الهام را در ميان لجنزارهاي يک کانال آب پيدا کنند. پس از آن تلاش براي يافتن جنازه دوم ادامه يافت تا اينکه سه روز بعد پيکر بي جان فاطمه نيز در فاصله يک کيلومتري جسد اول از کانال آب بيرون کشيده شد.
با کشف اين اجساد پرونده ابعاد تازه تري به خود گرفت و کارآگاهان پليس آگاهي قزوين جست وجوهاي وسيعي را براي يافتن راننده فراري آغاز کردند. اين تحقيقات به دستگيري تعدادي مظنون انجاميد اما بي گناهي همه آنها به اثبات رسيد. کارآگاهان در ادامه مسير تازه يي را براي رسيدن به راننده ناشناس در پيش گرفتند و با استعلام از راهنمايي و رانندگي متوجه شدند در مجموع 26 خودروي سمند نقره يي رنگ در قزوين شماره گذاري شده است. به اين ترتيب دستگيري مالکان تمامي خودروهاي سمند نقره يي در دستور کار پليس قرار گرفت. ماموران هرگاه راننده يي را بازداشت مي کردند از سميه مي خواستند او را شناسايي کند اما پاسخ دختر دانشجو درباره آشنايي با مظنونان منفي بود و او هيچ يک از 25 مردي را که به سهولت شناسايي شده بودند، نشناخت. همين امر سبب شد تمام سوءظن ها به تنها راننده بازداشت نشده معطوف شود. از آنجا که اين مرد که سعيد نام دارد از مدت ها قبل در محدوده انتظامي استان قزوين مشاهده نشده بود، دستگيري وي به تعويق افتاد و ماموران پليس قزوين مشخصات خودروي او را به پليس سراسر کشور اعلام کردند و با اخذ دستور قضايي خواستند سعيد در هر نقطه از ايران که مشاهده شد، بازداشت شود. رديابي ها براي دستگيري مالک فراري سمند نقره يي تا جمعه هفته گذشته به طول انجاميد و سرانجام اين مرد سوار بر خودرواش در غرب تهران متوقف و بازداشت شد. سعيد که به پليس آگاهي انتقال يافته تاکنون جرمي را گردن نگرفته است. او مصرانه تاکيد دارد هيچ پيشنهاد غيراخلاقي به دختران دانشجو نداده بود و آن سه خودشان از اتومبيل در حال حرکت به بيرون پريدند و وي در مرگ الهام و فاطمه نقشي نداشته است.
.
داغ ترین بحث های روز در تالار گفتگوی هفت تیر
.
راننده سمند – تجاوز به دختر دانشجو – قزوین – کانال آب کشاورزی – قتل – بیرون پریدن از ماشین در حال حرکت –
می 11th, 2008 at 11:54 ق.ظ
عجب آدم بدبختي بوده راننده ي سمند
می 11th, 2008 at 11:56 ق.ظ
آخه يكي به اين راننده ي سمند بگه تو كه اين كار رو ميخاستي بكني ميرفتي دنبال كسي كه خودش هم اينكاره باشه نه اون دخترهاي معصوم
ببخشين ها اين يارو رو بايد به شيوه ي سرخ پوستها كشت
ملتفت هستين كه چه جوري!!!!!!!!
می 11th, 2008 at 11:57 ق.ظ
شهاب جون سلام حالا چكارش مي كنن
می 11th, 2008 at 12:00 ب.ظ
افسوس از اين همه شهوت پرستي خودخواهي بي ايماني و………
می 11th, 2008 at 12:00 ب.ظ
واست پيغام ميدم
می 11th, 2008 at 12:05 ب.ظ
مرتیکه لجن…. ولی من نمیفهمم این دانشجو ها چرا سوار سمند شدن بیان تهران اونم سمندی که تاکسی نبوده با چه جراتی با یه ماشین شخصی راه افتادن تو جاده ؟؟؟؟؟!!!!!!! خوب یه همچین چیزی رو انتظارشو میشه داشت اینجا ایرانه امنیتی نیست خیلی ریسک کردن
می 11th, 2008 at 1:24 ب.ظ
تقصیر خود دخترهاست . تا یه پسر میبینن از خو بی خود میشن !
می 11th, 2008 at 1:26 ب.ظ
ولی من فکر کنم این خبر قدیمیه . چند وقت پیش تو روزنامه یه خبری رو خوندم مثل همین بود !
می 11th, 2008 at 1:31 ب.ظ
مهدی 18 – 81.12.106.101
اول مطلب و بخون بعد نظر بده احمق جان
می 11th, 2008 at 1:33 ب.ظ
مهدی 18 – 81.12.106.101
كاش سر دبير عكس واقعي شو مي زدي تا با عكس عجيب غريب قبلي مقايسه كنيم ببينيم واقعا اين شكلي بوده ؟!
می 11th, 2008 at 1:34 ب.ظ
درست صحبت کن منتقد جان . ادب داشته باش . تو توی خونه هم همیطور صحبت میکنی !
می 11th, 2008 at 1:35 ب.ظ
حالا این مرده چرا بعدش رفته قزوین . ها ؟
می 11th, 2008 at 1:37 ب.ظ
میگم چون تو قزوین مرتکب خلاف شده سهم قزوینیهاست!!!!!!!!
می 11th, 2008 at 1:38 ب.ظ
آش نخورده و دهن سوخته. مرتیکه بدبخت!!
می 11th, 2008 at 1:40 ب.ظ
واقعا چه ادم های پستی پیدا می شن که حاضرن واسه شهوت …..-
می 11th, 2008 at 1:40 ب.ظ
کی میشه بابای منم به من ماشین بده . البته نه برای این کارا . فقط برای رانندگی !
می 11th, 2008 at 1:41 ب.ظ
جالبه اين همه سوژه تو قزوين هست طرف افتاده دنبال سه تا دختر دانشجوي تهراني!!!!!!
می 11th, 2008 at 1:43 ب.ظ
كشتن دخترا ي معصوم چقدر گناه داره اين اشغال رو بايد ……
می 11th, 2008 at 1:45 ب.ظ
البته دخترا هم بی تقصیر نبودن به نظر من اونا از نوع ماشین
پسره و قیافه ی اون می تونستن بفهمم که مسافرکش نیست و
حتما یه قصدی داره…….-
می 11th, 2008 at 1:46 ب.ظ
حسن جان حالا لز کجا که معصوم بودند . شاید ……..
می 11th, 2008 at 1:47 ب.ظ
منم میخوام !
می 11th, 2008 at 1:47 ب.ظ
به نظر من هم باید اون اشغال رو اعدام کنن…….-
می 11th, 2008 at 1:48 ب.ظ
اقا مهدی نظرات واقعا……..-
می 11th, 2008 at 1:53 ب.ظ
فقط میشه گفت واویلا. داریم به کجا میریم ؟
می 11th, 2008 at 1:55 ب.ظ
میلاد جان داریم در مسیر هسته ای حرکت میکنیم . بدون ترمز !
می 11th, 2008 at 1:58 ب.ظ
به قول بعضی ها ما یکی از امن ترین کشورهای جهان هستیم . ایمان و تقوا در جوانان ما موج میزند . در کشورهای غربی فساد و تباهی به اوج خود رسیده ولی ما بسیار پاک و پاکدامن هستیم !
می 11th, 2008 at 1:59 ب.ظ
حالا خوب شد ایمان جان اینم یه نظر درست و حسابی !
می 11th, 2008 at 2:00 ب.ظ
بچه ها زیاد تند نرین این چیزا فقط تو ایران نیست
ازاین بدترش هم تو دنیا اتفاق می افته مگه خبر
پدر و دختر اتریشی یادتون رفته
می 11th, 2008 at 2:03 ب.ظ
اقا مهدی زیاد این چیزا رو فقط به ایران نسبت نده
والله همه جا این چیزا هست حتی بدتر
می 11th, 2008 at 2:04 ب.ظ
از این اتفاق ها تو قزوین که دانشجو زیاد داره خیلی اتفاق میفته
این خبر وقتی تو قزوین پیچید
دیگه هیچ کدوم از بچه های دانشگاه ما (چه پسر چه دختر ) بدون سرویس برنمی گشتن تهران
ولی نمی دونم چرا شهامت من گل کرد اون ترم سرویس نگرفتم
می 11th, 2008 at 2:07 ب.ظ
من نمی گم ایران واقعا امنه و مردمش پاکدامن اما خب
لااقل از کشورهای همسایمون مثل عراق که بهتریم
می 11th, 2008 at 2:07 ب.ظ
نكته اخلاقي
سوار سمندهاي مسافركش نشين
می 11th, 2008 at 2:08 ب.ظ
مهسا جون خدا بهت رحم كرده
می 11th, 2008 at 2:16 ب.ظ
نه بابا
خدا به اون بیچاره ای که می خواست گیر من بیفته رحم کرده
می 11th, 2008 at 2:17 ب.ظ
یکی پیدابشه توبین لاتا بکندش !
می 11th, 2008 at 2:37 ب.ظ
مهسا جون ازت خوشم میاد سعی کن هیچوقت کم نیاری موفق باشی
می 11th, 2008 at 2:39 ب.ظ
مرسی عزیزم
می 11th, 2008 at 3:02 ب.ظ
الهی بمیرم….
آخه بگو مرتیکه اونا مگه دیوانه بودن که خودشونواز اتومبیل پرت کنن بیرون…
…..
اونوقت به من میگن خشن….
آخه این چه وضعشه….
چرا آخه به این جماعت نسوان انقدر ظلم میشه؟؟!!!!!!
می 11th, 2008 at 3:02 ب.ظ
خیلی دلم گرفته از خیلی ها
چیستی انسان ؟
(هق هق)
می 11th, 2008 at 3:32 ب.ظ
مهسا خانم تو دیگه چه بلایی هستی
می 11th, 2008 at 3:39 ب.ظ
البته مهسا خانم هرچی باشه بازم به پای دخترای شیرازی نمی رسه
می 11th, 2008 at 4:20 ب.ظ
بازم مشکلات مسائل جنسی چپ میری جنسی راست میری جنسی ای بریده باد اون چیزی که بی موقع به تلاطم میفته!!؟؟
می 11th, 2008 at 6:25 ب.ظ
گیر مهسا گر بیفتد همچنین راننده ای
انچنان رسم ادب اموزد اورا کان نپرس
میکند پستان خود را تا به ته در( ک و ن)وی
می خوراند بر وی از مدفوع خود هم چند پرس(به ضم پ)
می 11th, 2008 at 6:53 ب.ظ
*****مهسا —- تهران: 87.107.33.253****
ای شیطون! قزوین درس میخونی؟
می 11th, 2008 at 7:02 ب.ظ
ا مهسا تو این کاره بودیو ما خبر نداشتیم .! ای ناقلا !
جانم فدا عجب شعری گفتی حقیقتا شعر بود !
می 11th, 2008 at 7:19 ب.ظ
*** جانم فدای بی ادب***
این قدر به کار نبر از این عبارات
من همیشه نمی کنم مراعات
کاسه ء صبر من یه حدی داره
این حرف ها بد جوری داره مجازات
می خوای بیام اونجا تو ای معلم
کنم به دور گردنت کراوات
می 11th, 2008 at 7:19 ب.ظ
آق مری جان
می خوندم الان دارم پایان نامه می نویسم
می 11th, 2008 at 7:19 ب.ظ
علی جون این بی ادب ها رو ول کن
من سرم به سنگ خورده بیا برگردیم سر خونه زندگیمون
می 11th, 2008 at 7:21 ب.ظ
خفه شو
مهدی – 0 -
می 11th, 2008 at 7:59 ب.ظ
مهسا جون باز که داری جیغ میزنی دختر .آخه با این اخلاقت این علی بیچاره رو پیر کردی .سلام به دل صبورت علی جون
می 11th, 2008 at 8:06 ب.ظ
عجب فرصتی رو از دست دادن چه حماقتی!!!
ولی خدائیش اگرم نمیخواستن 3 نفر چطوری از 1 نفر ترسیدن اونم در حدی که خودشون رو پرت کنن از ماشین در حال حرکت بیرون من فک کنم به خاطر قیافش بوده بنده خدا فک کنم شبیه اون زشت ترین مرد دنیا بوده!
می 11th, 2008 at 8:11 ب.ظ
گل می کند در دستهای سربی و سنگی
وقتی میان نعره های مبهم این خلق
سُرمیخورد حُرم صدایت در نفس تنگی
وقتی که می جویی زلال عشق را هر دم
در چشمه سار قلب های مضحک رنگی
وقتی سهام ادمیت شد به یکباره
در انحصار شرکت تزویر و نیرنگی
یعنی بدان (مهسا)که رُکن این جهان برپاست
با جبر و تزویر و ریا و زشتی و ننگی
می 11th, 2008 at 8:23 ب.ظ
(ببخشید که مصراع اول رو ننوشتم)
وقتی نوازش های چنگالی و خرچنگی
گل می کند در دستهای سربی و سنگی
وقتی میان نعره های مبهم این خلق
سُرمیخورد حُرم صدایت در نفس تنگی
وقتی که می جویی زلال عشق را هر دم
در چشمه سار قلب های مضحک رنگی
وقتی سهام ادمیت شد به یکباره
در انحصار شرکت تزویر و نیرنگی
یعنی بدان (مهسا)که رُکن این جهان برپاست
با جبر و تزویر و ریا و زشتی و ننگی
می 11th, 2008 at 9:36 ب.ظ
پارسا جونی
من جیغ نزدم فقط طاقت حرف مفت ندارم
می 11th, 2008 at 9:37 ب.ظ
مردکه عوضی بی وجدان
می 11th, 2008 at 9:39 ب.ظ
جانم فدا
تصور می کنم روحیهء تو بیماره
البته دست کمی هم از خود من نداری
ولی جدی می گم اگه کاری از دست
من بر میاد برای بهتر شدنت بگو
این شعر رو بخون شاید آرومت کنه :
یک دوست نصیحتی به من کرد
با آنکه خودش همیشه شاکیست
می گفت که صبح می رسد باز
تاریکی شب همیشگی نیست
می گفت چرا تو نا امیدی
وقتی که خدا همیشه با ماست
هر کس که دلش به یاد او نیست
همچون تو اسیر دست غم هاست
خوش بود دلم به اعتقادم
افسوس که زود رفت از دست
ما هر دو به آخرش رسیدیم
چون آخر کوچه های بن بست
می 11th, 2008 at 9:39 ب.ظ
وقتی نوازش های چنگالی و خرچنگی
گل می کند در دستهای سربی و سنگی
وقتی میان نعره های مبهم این خلق
سُرمیخورد حُرم صدایت در نفس تنگی
وقتی که می جویی زلال عشق را هر دم
در چشمه سار قلب های مضحک رنگی
وقتی سهام ادمیت شد به یکباره
در انحصار شرکت تزویر و نیرنگی
یعنی بدان (مهسا)که رُکن این جهان برپاست
با جبر و تزویر و ریا و زشتی و ننگی
می 11th, 2008 at 9:43 ب.ظ
مهسا جان (by )تا ابد
می 11th, 2008 at 9:54 ب.ظ
سلام بر جوانمردان
به نظر من مقصر خود دختر ها هستند البته در شروع قضیه
اما اون نامرد باید به سزای کارش برسه
البته احمدی نژاد هم مقصره اگه گفتید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
می 11th, 2008 at 10:02 ب.ظ
جانم فدا
سر و صدا راه انداختی و داری می ری
ولی من عادت دارم همیشه بی سر و صدا و شکسته برم
می 11th, 2008 at 11:10 ب.ظ
من یکیشونو می شناختم همسایمون بود واقعا غم انگیز بود این اشغالو به نظر من باید اول بهش تجاوز کنن بعدم از ماشین در حال حرکت پرت کنن بیرون
می 11th, 2008 at 11:27 ب.ظ
مهسا خودم میام می کن….. غصه نخور جیگر ! تازه باهوش اون 18 سنمه . نمیدونستی حالا بدون !
می 11th, 2008 at 11:43 ب.ظ
من نیز با مهنار موافقم
مهناز باید حق داد اگه این همه فشار روحی روش نبود که از این کارا نمیکرد .
می 12th, 2008 at 2:34 ق.ظ
اینا که سه نفر بودن…عجیبه..یعنی نمیتونستن جلو راننده رو بگیرن..
الانه اکثر دخترا سلاح سرد…چاقویی کاردی همراهشونه….
به نظره من به هر نحوی میتونستن راننده رو از پا در بیارن..حتی با لنگه کفششون!!یعنی انقدر بی دست وپا بودن…اونم دانشجو…
یکم دوراز ذهنه..
شایدحق با راننده باشه..
اصلآ این خبر یه حالتیه…
فکرکن…..
می 12th, 2008 at 8:34 ق.ظ
اي مهسا بيا بريم ديدي كه خياباونا جاي خوبي نيست ميبيني چقدر پسر هرزه زياده همه برات دام پهن كردن ولي من همچنان منتظرتم بياي دنبالم يه چشم اشكه يه چشم خون ديگه طاقت سر كوفتاي مامانم رو ندارم !!
دختر سبزي فروش محله هروقت ميرم سبزي بخرم بد جوري نيگام ميكنه!! يه دفه ميخواستم جلو مرم بزنم تو گوشش ولي باز شيطونو لعنت كردم گفتم آبروم ميره !!
می 12th, 2008 at 9:52 ق.ظ
سلام مهسا گلم چرا تو این پسرای بیتربیت میلولی تا بکنن هر چه میخواهند نثارت میخواهم بکنمت نصیحت تا از برگشتن قزوین نشی سوار سمند که تورا همچننین راننده ای بزنندت کمند تا کنندت پشیمون از سوار شدن هر چی سمند
می 12th, 2008 at 10:00 ق.ظ
باید راننده سمند رو سوار ماشینش کنن و تو سرعت بهش بگن حالا بپر بیرون دیوس!!!
می 12th, 2008 at 11:49 ق.ظ
آقای چلوسی جان سلام ته حال خاره حتما اونم چالوس جاده دله نیه؟
می 12th, 2008 at 2:03 ب.ظ
خواهران محترم نبايد به هر راننده اي اعتماد كنند
می 12th, 2008 at 2:42 ب.ظ
بعضی از خودرو ها جلو پای ما تر مز می کنن اصرار دارن که سوار شیم منم با عصانیت جوابشو میدم
خیلی رو دارن
می 12th, 2008 at 9:29 ب.ظ
مهسا
با خوندن کامنتت یه جوری شدم
تازه من که بهت گفته بودم خدا چقدر منو دوست داره.باور کن.یه سر به شگفتی های فضا بزن عظمت خدا رو درک کن
اگه بزرگی خدا تو ذهنت نقش بست. میبینی تو این دنیا چه حامی بزرگی داری.
من احساساتی نشدم شعر هم نمی گم.
اون چیزی روکه درک کردم رو اعتراف کردم.
راستی طبع قشنگ و روونی داری.
یه جورایی به کامنت هات عادت کردم.
موفق باشی.
می 12th, 2008 at 11:44 ب.ظ
جانم فدا
قصد داشتم جوابتو ندم اما دلم نیومد ( من کلا خیلی زود متاثر( خر ) می شم این هم از خصلت همه ء مردادی هاست )
ممنون
می 13th, 2008 at 2:08 ق.ظ
خوبه اینم از فواید خودرو ملیست مثلا اگر طرف کمری سواربشه چه بلایی سر دخترهای مردم میاره
می 13th, 2008 at 2:24 ق.ظ
همه دخترا که انقدر بی دست وپا نیستن..
می 13th, 2008 at 8:54 ق.ظ
حمید تهرانی – 213.207.201.130 سلام
ته چتی هستی؟کجه کار کندی؟
می 13th, 2008 at 10:25 ق.ظ
مهدی 18 – 81.12.106.101
مهدي جان با آدم ناحساب آره
می 13th, 2008 at 11:14 ق.ظ
چالوسی
حال چیه
تو چه کار کنی
می 13th, 2008 at 11:17 ق.ظ
سلام برهمگی
ilinaz_tehran
با نظرت موافقم
می 13th, 2008 at 11:48 ق.ظ
چالوسی جان سلام تو خاره منم خب مه هین مهسا دره منه کشنه چتی هاکنم؟ تو اته بنا مر بل
می 13th, 2008 at 11:57 ق.ظ
سلام مهسا جون خیلی بدی چرا مامنتها مو که برات میزارم نمی خونی؟
می 13th, 2008 at 1:07 ب.ظ
سلام حمید
می خونم.
می 13th, 2008 at 3:45 ب.ظ
من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهی كه بلغزد بر من
…
من خودم بودم و یك حس غریب كه به صد عشق و هوس مِِی ارزد –
markazefatima@yahoo.com
می 14th, 2008 at 2:43 ق.ظ
سلام بچه ها من جدیدالورود هستم.
می 14th, 2008 at 2:46 ق.ظ
سلام به همگی .
می 14th, 2008 at 9:04 ق.ظ
كيارا سلام خيلي خوش اومدي اميدوارم ساعتها و روزهاي خوبي دركنار هم باشيم
می 14th, 2008 at 9:06 ق.ظ
حوصله خوندنشو ندارم .
می 14th, 2008 at 9:15 ق.ظ
سلام كيارا صبح به خير خيلي خوش امدي
می 14th, 2008 at 9:38 ق.ظ
الان خوندمش. این دختری رو که زنده مونده بود رو تقریبا می شناسمش . اون موقع خیلی دلم براشون سوخت . ولی خاک بر سوشون . وقتی تو جاده خارج از شهر سوار ماشین غیر تاکسی میشن باید منتظر همچین حادثه ای هم باشن . همه جونا مثل من که پاک نیستن
می 14th, 2008 at 11:22 ق.ظ
این سه دختر یعنی از پس یه مردک برنمی اومدند ؟؟؟؟؟
سه تایی می تونستند حتی از ماشین بندازنش بیرون مردیکه عوضیو !!!!!
نه اینکه دخترای معصوم خودشون بپرن بیرون !!!!! اون به تنهایی از پس 3 تا دختر بر نمی اومد . طفلکیا چقدر هل شدند که پریدن بیرون !!! این مردیکه رو باید اعدام کنند تا درس عبرت بشه !! تازه یه جایی خوندم این مردک افغانی بوده
می 14th, 2008 at 2:05 ب.ظ
حیف اگه اونام مثل من قهرمان کیک بوکسینگ بودن گردن اون مرتیکه رو خورد می کردن
می 14th, 2008 at 3:14 ب.ظ
مگه نميگه پريديم بيرون بعد چه جوري يكي تو لجنزار بوده يكي 1 كيلومتر اونور تر هر كي اين رو نوشته مبهم نوشته!!يكي شون پريده بيرون 2 تا موندن.
می 14th, 2008 at 5:44 ب.ظ
به نظر من نباید زود قضاوت کرد پرونده خیلی پیچیده تر از این حرفاست.
می 14th, 2008 at 5:47 ب.ظ
بچه ها ما رو هم تحویل بگیرید.تازه اومدم و البته یک کم خجالتی هستم
می 14th, 2008 at 10:38 ب.ظ
بيچاره اونايي كه قزوين درس مي خونن.
اين چندمين باره كه اينجور خبرا رو مي شنويم
می 15th, 2008 at 1:25 ق.ظ
منم تازه واردم ازاین به بعد منتظر باشند دختر خوشکلا
می 15th, 2008 at 1:41 ق.ظ
منتظره چی؟؟
می 15th, 2008 at 3:18 ب.ظ
اه اه آخه کسی هم میره قزوین درس بخونه دانشگاه قحطی شده
از همه گذشته , خدا خودش به همه کمک کنه
می 15th, 2008 at 5:35 ب.ظ
آدمی که این کار رو کرده باید بدن دست احمد مولا یه…….براش بره
می 16th, 2008 at 1:32 ب.ظ
توجه داشته باشید اینجا ایران است فقط همین
می 17th, 2008 at 11:10 ق.ظ
خداررحمتشان كندولي راننده سمندچطورعذاب وجدان نگرفته است؟
می 17th, 2008 at 2:39 ب.ظ
اخه یکی نیست بگه پیام نور چشه که میرن شهرستان درس میخونن که همچین مثله ای براشون پیش بیاد
می 18th, 2008 at 9:14 ق.ظ
دورودبرمهسا که حریف همتون هست
می 18th, 2008 at 9:16 ق.ظ
مهسا خانم چی رشته ای خوندی
می 20th, 2008 at 10:50 ب.ظ
اگه تولید سمند رو زیاد کنن دیگه از این مشکلات پیش نمیاد
می 20th, 2008 at 11:00 ب.ظ
خیلی پسته
می 25th, 2008 at 1:31 ق.ظ
به دوستانی که همینطوری مثل یابو دهن باز میکنن و به قزوین و قزوینیا جماعت توهین میکنن بگم
اول از اینجور آدما ( مثل شماهایی که توهین میکنید ) تو ولایت شما و همه جا هست
خدمت دوستانی هم که میگن دانشگاه قحطه قزوین برید خوب از همه بپرسید که در قزوین بهترین دانشگاهای دولتی و آزاد وجود داره
نمونش دانشگاه بین الملی اما خمینی و دانشگاه آزاد باراجین(قزوین) که آزادش بهترین هست در ایران
پس دیگه گالتونو ببنید
می 30th, 2008 at 10:09 ب.ظ
من یکی را میشناسم که خودش قزوینی است ولی از قزوین متنفره تا زه یکی دیگه هم هست که دانشگاه بین الملی قزوین درس خونده از قزوین بدش میاد. من متاسفم این تنها نظر من نیست ضمنا من قصد جسارت نداشتم.ولی من حاضر بیسواد باشم ولی قزوین نرم که این اتفاقها بیفته
می 31st, 2008 at 3:31 ق.ظ
قصد جسارت نبود و
من متاسفم اصلا بحث قزوین یا هر شهر دیگه ای نیست.این اتفاق ممکنه برا ی هر کسی بیفته .خود اتفاق ناراحت کننده است .مهم ما ادمهایی هستیم که داریم روی این کره خاکی زندگی میکنیم.به
ژوئن 1st, 2008 at 10:54 ق.ظ
همش زير سر دخترهاست كه چراغ سبز نشون ميدن شهاب چطوري خوب بيدي ژژژژژژژژژژژژژژژژژ
ژوئن 4th, 2008 at 12:58 ب.ظ
اگه سعید رو بکشن بی چاره ناکام از دنیا رفته.
ژوئن 4th, 2008 at 1:14 ب.ظ
بی چاره سعید…………..
ای کاش حد اقل یکیشون راضی به …می شدن
ژوئن 4th, 2008 at 7:15 ب.ظ
خواستم ببینم دختر شیطون از کرج به پای دخترای 666 شیراز میرسه
ژوئن 4th, 2008 at 7:38 ب.ظ
این است خودروی ملی 000
ژوئن 4th, 2008 at 7:54 ب.ظ
دمت گرم آبجی حالا واقعا قهرمان کیک بوکسینگ هستی یا برای ک—– NENA
ژوئن 10th, 2008 at 5:19 ب.ظ
من 6 ماه پیش وقتی شنیدم خداییش خیلی ناراحت شدم واقعا سیستم اطلاعاتی ما خیلی قویه که دست خالی تو کشوری که سیستم یکپارچه مثل آمریکا برای همه دستگاهای دولتی نداریم کارشون رو خوب انجام میدن چه بهتر که تو رسانه های دیداری هم جزعیات رو میگفتن تا آدمهای کثیف به عواقب کار بیشتر فکر کنن و یه انتقاد کوچولو اینکه نیروی انتظامی نباید به غیر مجوزها اجازه مسافر کشی بده.
ژوئن 14th, 2008 at 4:03 ب.ظ
علامت میتی کومان گم شده هیچکس در قزوین احترام نذاره و خم نشه چون ……. هشدار از طرف مورچههههههههههه
ژوئن 16th, 2008 at 11:59 ب.ظ
ددخترای دوست داشتنی خیلی باید مراقب خودتون باشین .گرگ صفت ها زیاد شدن و مدام می خوان بره های ملوس رو ………..
ژوئن 20th, 2008 at 6:54 ق.ظ
اونل اینکه اون دخترا غلط کردن سوار ماشین شدن چون اگه دخترا یه خورده عقل داشته باشن می فهمن که الان همه پسرا فقط دنبال ………. و
مقصر هم دختران هم پسرا
ژوئن 20th, 2008 at 7:49 ب.ظ
واقعا دخثرهاي بي عرضه اي بودند كه 3 نفري نمي تونستند از پس راننده بر بيان
ژوئن 23rd, 2008 at 1:45 ب.ظ
همه اینها بر اثر اشتباهات فردی می باشد
1- نباید از ماشینهای شخصی استفاده شود
2- در همه جای دنیا این اتفاقات می افتد ولی ظاهراً در ایران پر رنگ تر جلوه داده می شود
3- به اسلام و جمهوری اسلامی و ریاست جمهوری ایران ربطی نداد
4- درضمن چرا راجب به چیزهای که می نویسید کمی فکر نمی کنید شاید فکر می کنید همه احمقند ؟