ه
هفت تیر ۷tir.com : در هر جنايتي اگر در مراحل بازجويي نسبت به جمع آوري مدارک و شواهد لازم براي کشف جرم بي توجهي شود و ماموران تنها به بازجويي از متهم بسنده کنند، پرونده يي ناقص و پرابهام تشکيل مي شود که مي تواند در مرحله قضاوت، مسير حقيقت يابي را منحرف کند.چنين پرونده هاي ناقص و پر از پرسش هاي بي جوابي سبب مي شود اوقات پرارزش دادرسان دادگاه هاي کيفري در جريان قضاوت به هدر رود، پرونده ها براي تکميل و روشن شدن، دور تسلسلي را از مرحله بازجويي تا محاکمه بگذرانند و در نتيجه متهمان بسياري سال ها از عمر خويش را با بلاتکليفي دلهره آوري در کنج زندان ها بگذرانند.فاطمه پيرزني که سرگذشت غم انگيزش را در همين صفحه خوانديد، به عنوان قديمي ترين زن زنداني اوين، يکي از اينگونه متهمان است که تقاص کوتاهي عوامل کشف جرم را به بهاي تلف شدن ۱۳ سال از عمرش در زندان و از دست دادن سلامت جسم و روان خود پرداخته است. در حالي که هنوز پرونده اتهامي اش، مراحل مختلف قضايي را طي مي کند، اگر يک بار ديگر بي گناهي اش ثابت شود، معلوم نيست فرشته عدالت، چگونه در ترازوي عدل خويش و با کدام پاره سنگ قانوني خواهد توانست در قبال ۱۳ سال عمر برباد رفته اين زن رنج ديده توازن برقرار کند؟
ماجراي گرفتاري فاطمه حدود ۱۵ سال پيش آغاز شده است؛ يک روز غروب ماموران گشت پليس، در يکي از بزرگراه هاي تهران، جسد مردي را پشت فرمان اتومبيلش يافتند و پزشکان قانوني علت مرگش را مسموميت شديد تشخيص دادند . پليس ضمن تحقيق پي برد که اين مرد به نام مجيد (قصاب شهر ري) آن روز در خانه زن و شوهري ميهمان بوده و در آنجا مسموم شده است. زن صاحبخانه (فاطمه) و شوهرش در ارتباط با مرگ ميهمان شان بازجويي شدند تا اينکه فاطمه در آگاهی اعتراف کرد قصاب محل را مسموم کرده است. براساس همين اعتراف پرونده يي تشکيل شد و فاطمه را به اتهام قتل بازداشت کردند که در جريان رسيدگي به اتهامش مدت ۱۳ سال در زندان به سر برد.
فاطمه در دادگاه اول محاکمه شد و قضات او را براساس گفته اش در بازجويي عامل قتل شناختند و به قصاص (اعدام) محکومش کردند.فاطمه به راي دادگاه اعتراض کرد و گفت؛ «آن روز که قصاب محل ميهمان ما بود، من همراه عروسم به مراسم ختم رفته بوديم، وقتي به خانه برگشتم ديدم بساط ترياک برپا است و شوهرم گفت که مجيد قصاب ميهمانش بوده است. روز بعد شنيدم که جنازه مجيد را پشت فرمان اتومبيلش پيدا کرده اند. شوهرم با اصرار و التماس به من گفت تو اعتراف کن که باعث مرگ مجيد شده يي، من از زندان خلاصت مي کنم. من هم به خاطر آنکه بچه هايم بي سرپرست نشوند، قتل مجيد را گردن گرفتم…»پرونده محکوميت فاطمه براي رسيدگي نهايي به ديوان عالي کشور فرستاده شد و قضات اين ديوان به خاطر نواقص و ابهامات پرونده، حکم اعدام اين زن را شکستند و پرونده دوباره به دادگاه کيفري بازگردانده شد چرا که فقط به گفته هاي فاطمه استناد شده و در مرحله بازجويي تحقيق نکرده اند که سم توسط چه کسي و از کجا خريده شده؟ ضمناً از ليوان هاي مصرفي انگشت نگاري نکرده اند و درباره ادعاي غيبت فاطمه در خانه (که گفته به مراسم ختم رفته) تحقيق نشده و ابهامات ديگري در پرونده وجود داشته است . فاطمه پس از گذشت چند سال در دومين دادگاه محاکمه شد و اين بار قضات دادگاه کيفري به علت نبودن دلايل کافي عليه اين زن او را بي گناه تشخيص دادند تا اينکه سال پيش با تحمل ۱۳ سال زندان آزادش کردند.فاطمه مي گويد؛ «در اين مدت چه شب ها که در کنج سلول تا سحر با دلهره اعدام به سر بردم و چنان دچار فشار روحي شدم که سه بار در زندان دست به خودکشي زدم. نه من را اعدام مي کردند که خلاص شوم و نه از زندان آزاد مي شدم. وقتي حکم اعدام من صادر شد، شوهرم هيچ کمکي نکرد. وقتي براي بار دوم محاکمه ام مي کردند، دانستم باز قاضي مي خواهد به من حکم اعدام بدهد. براي اثبات بي گناهي ام فکري به سرم زد. در جريان محاکمه ام در دادگاه دوم، شوهرم با تلفن همراه پسرم که پيشم بود با من تماس گرفت و دوباره خواهش و اصرار کرد که واقعيت را نگويم و باز قتل را گردن بگيرم. من هم گوشي را طوري گرفتم که قاضي گفت وگوي من و شوهرم را بشنود. قضات هم با شنيدن اعترافات شوهرم مرا بي گناه دانستند و حکم به آزادي ام دادند.»اما اين پايان گرفتاري فاطمه نبود، پرونده بار ديگر به ديوان عالي کشور ارجاع شد و قضات اين شعبه ديوان عالي برخلاف شعبه قبلي ديوان راي بي گناهي فاطمه را شکستند و نظر دادند که اين پيرزن بايد براي بار سوم در رابطه با قتل محاکمه شود.فاطمه مي گويد؛ «پس از آنکه در دادگاه دوم بي گناه شناخته شدم خانواده مجيد (مقتول) شکايت کردند که از شوهرم شکايتي ندارند و خواستار مجازات من شدند. به همين خاطر ديوان عالي کشور راي دادگاه را نقض کرد و بايد براي بار سوم محاکمه شوم…»
تشکيل پرونده هاي ناقص و پرابهامي چون پرونده فاطمه کم نيست . باز هم از اینگونه پرونده ها خواهیم نوشت …
بحث آزاد در تالار گفتگو هفت تیر :
تالار زنان و دختران
تالار فیلم و سینما
تالار موسیقی و دانلود موزیک
تالار سیاسی
تالار گوشی موبایل و نرم افزارهای موبایل
تالار سرگرمی و تفریحی
تالار حقوقی و قضایی . پاسخ به سوالات حقوقی
هم اکنون عضو شوید
.
فاطمه - قتل - اعتراف - آگاهی - اعتراف تحت فشار - دادگاه - قضات - دیوان عالی - جسد - تجدید نظر - زندان - قضایی

سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۰ ق.ظ
ای خاک بر سر اون []
خودمونیم عجب مملکتی درست کردند برامون
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۳ ق.ظ
به نظر شما چی باید گفت؟؟؟؟
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۴ ق.ظ
از ماست که بر ماست !
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۴ ق.ظ
براش متاسفم البته براي خودم نيز كه در چنين كشوري زندگي مي كنم متاسفم !!!!!!
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۶ ق.ظ
دیگه دارند مثل عدل حضرت علی حکم میدند دیگه!!!!!!!!!
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۴ ق.ظ
كشور گل و بلبل كه ميگن يعني اين
بقول مهران مديري به به
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۲ ق.ظ
خداییش مقصر دادگاه بوده یا شوهر فا طمه؟؟؟؟
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۹ ق.ظ
تقصیر خودته . می خواستی قتل رو به گردن نگیری. وقتی میبینی شوهرت معتاده چرا بهش اعتماد میکنی؟؟
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۲۳ ق.ظ
سردبیر سلام صبح عالی به خیر
نظر من عین واقعیت بود چرا حذف کردی؟؟؟؟
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۳۰ ق.ظ
الووووووووووووووووووووو سردبیر هستی؟؟؟؟
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۲ ق.ظ
از يك زن بعيده.اگه واقعي باشه ميشه شير زن.
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۰۳ ق.ظ
ای بابا! همون بهتر که بیرون نبود. آخه این کشور دیدن داره؟
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۵ ق.ظ
خود کرده را تدبیر نیست
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۴ ق.ظ
قوه قضائیه از کمبود کادر متخصص رنج میبرد. کاش این آقایان بنشینند و هر از گاهی برخی فیلمهای پلیسی خارجی مثل پوآرو را تماشا کنند.
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۴ ق.ظ
[] کی حال داره بره انگشت نگاری کنه و محل حادثه رو ببینه او…….اوه چه توقعات بیجایی دارن مردم از مسئولین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۱ ق.ظ
رویا خیلی باحال گفتی
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴ ق.ظ
واقعا نمي دونم اين قاضي ها چه جوري مي خوان پيش خدا جواب بدن. يه زن بي گناه(البته نمي شه گفت كه كاملا بيگناه بوده ولي حقش هم اين نبوده كه ۱۳ سال زنداني باشه) بهترين دوران زندگيشو رو تو يه سلول بگذرونه بعد هم بگناه بشه و از زندان خارج بشه. اين خارج شدن از زندان ديگه به چه دردش مي خوره. كلي فشار رواني حاصل از روزهاي سخت زندان رو دوششه به چه اميدي ديگه مي خواد زندگي كنه.
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ق.ظ
عجب زن کم عقلی که گناه شوهرش رو گردن گرفته{اگه راست بگه} آخه کی همچین کار احمقانه ای مکنه اونم کجا؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!! اینجا! حلال فقط خدا باید به دادش برسه کمکش کنه نه اون شوهره ترسو در پیتش!
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۰ ق.ظ
عمرش هدر شد تو زندان بیچاره خود کشیم کرده ملومه دیگه چه فشار عصبی روحی روانی بهش وارد میشه
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۵ ق.ظ
تقصير خودشه مگه مغزت خراب بود گردن گرفتي!؟ ما يه فاميلي داشتيم كه همين اشتباه رو انجام داد البته مرد بود به خاطر زنش اين كار رو كرد بدبخت اعدامش كردن و رفت خدابيامرزتش كلاه سرش رفت اينجاست كه بايد گفت شرلوك هلمزم آرزوست!!!
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۶ ق.ظ
اين احمق بايد بره خدارو شكر كنه بي گناه اعدام ميشه كسي نمفهمه اين كه بلاخره آزاد شده بعدم ملاك اعتراف صريح متهم به جرم هست وقتي خودش بخاطر بعضي موارد اعتراف كرده بايد اين رو بفهمه كه از اول نبايد اين جرم رو به گردن ميگرفت كه مامورها بدون از بين رفتن صحنه جرم تحقيقات ميكردن
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۸ ق.ظ
۲۴ تهران راست ميگي اصولا زنها خيلي كم عقلن
اگه نبودن مردها اينقدر جولان نمي دادند
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۱ ب.ظ
جیگرتووو تهران۲۴
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۵۹ ب.ظ
اینجا که ایرانه چیزی نیست. توی امریکا رو بگو که جدیدا به فاصله یکماه آ زادی ۲سیاه پوست بی گناه رو بعد از ۲۴ سال ودیگری بیشتر به اتهام تجاوز به حبس ابد بودند را بعد از آزمایشDNA تازه تایید کردن.
همه دنیا همینه
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۵۱ ب.ظ
امید جان چون به گردن گرفته دلیل نمیشه که مامورین روی صحنه جرم تحقیق نکنن اومدیمو یکی روانی بود الکی اومد یه چیزی رو به گردن گرفت یعنی هر کی هر چی اومد گفت اینا باید کارشونو تعطیل کنن به حرفش گوش کنن؟ از کی تا حالا اینا اینقد حرف گوش کن شدن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۵۸ ب.ظ
خداييش هيچكدام مقصر نيست مقصر عزرائيل كه زود جون قصاب را گرفت حالا بدبخت قصاب شايد نوع ترياكش خراب بوده
در ضمن حيف نيست اسم حضرت علي (ع) را با اينا همراه مي كنيد
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۳ ب.ظ
رویا جان با پسر جماعت این جوری صحبت نکن پررو می شن
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۳۹ ب.ظ
اینم یک عشق زیبا یک زن وفادار به یک همسر نامرد
تو دنیا از این قبیل نامردیهایی پر است
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۰۸ ب.ظ
jentelmanتهران: ۸۵.۱۹۸.۲.۱۸۸
این شیر زنی نیست…حماقته…
در ثانی پای قتل یه انسان…یه آدم در میون بوده..موضوع ساده ایی که نیست اون زن خیلی احمق بوده…
باید میذاشت شوهر معتادو الدنگش به سزای کارش میرسید
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۰۹ ب.ظ
قابل توجه آقایان و خانمها:
تو آمریکا که چند وقتی میشه از آزمایش DNA برای اثبات جرم کمک میگیرند خیلی ها که به اشتباه گناهکار اعلام شده بودند آزاد شدند و بابت اینکه بیخودی توی زندان بودند غرامت میگیرند .
مثلا یک سیاه پوست که اشتباهی ۱۳ سال زندان رفته بود یک میلیون و پانصد هزار دلار غرامت گرفت.
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۱۱ ب.ظ
لیلی ناز خواهشا جمع بندی نکن . مثل من که با بقیه پسرها فرق دارم.
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۱۲ ب.ظ
ببخشید لیلی خانم منظورم هستی خانم بود .
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۴۹ ب.ظ
چشم خانومه (آقای)هستی نور
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۲۹ ب.ظ
[ حذف شد . فارسی تایپ کنید ]
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۵۳ ق.ظ
پيش مياد
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۱۹ ق.ظ
چیکار میشه کرد تا بوده همین بوده حق گرفتنی است نه دادنی
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۵ ق.ظ
حامد سلام
شعار نده عزيزتا حالا تونستي حقت و بگيري؟!
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۹ ب.ظ
سلام
خانوما واقایونی که مایلن میتونن تشریف بیارن چت روم تازه ایجاد شده (بحث ازاد)هفت تیربه ادرس:
www.sport.۷tir.com
پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۷ ق.ظ
این هارو بیخیال درودافای زندان رو بچسب :))))))))
پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۴۰ ق.ظ
منتقد جون چاکریم کلی باهات حال میکنم نه به خدا ۵ روزه از محل کارم اخراج شدم دستم به هیچ جا بند نیست
یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۷ ب.ظ
حامد: ۸۱.۱۲.۵۴.۶
حامد جان سلام
زياد سخت نگير عزيز اميدوارم كار بهتري پيداكني البته اگر در مراكز دولتي مشغول كار بودي متاسفم كه اخراج شدي ولي اگر در شركت هاي خصوصي بودي به خودت سخت نگير