
هفت تیر ۷tir.com : علي نوروزي دانشآموز كلاس چهارم شهر لالی استان خوزستان روز پنج شنبه به علت تاخير در ورود به كلاس از سوي معلم خود مورد تنبيه بدني شديد قرار گرفت.
وي در اين باره به خبرنگار فارس در بيمارستان گلستان اهواز گفت: ۶ ضربه با كابل به كمر و گردنم وارد شد كه همان لحظه احساس سوزش و درد شديد تمام وجودم را فرا گرفت و پس از تعطيل شدن مدرسه در مسير خانه، ناگهان بيهوش بر زمين افتادم.
علي نوروزي ادامه داد: با نوشيدن آب به هوش آمدم، اما در خانه به طور كاملا ناگهاني تمام بدنم فلج شد و به بيمارستان اميد لالي انتقال يافتم.
به گفته اين دانشآموز با توجه به اينكه هر دو دست و پايش به طور كامل فلج شده بود، روز شنبه به بيمارستان گلستان اهواز منتقل و دربخش NICU اين بيمارستان بستري شد.
در حال حاضر دستهاي اين بيمار قادر به حركت است، اما از ناحيه پا همچنان فلج است به همين دليل با تشخيص پزشكان معالج قرار است به تهران انتقال يابد.
تحقيقات پزشكي راجع به علت بروز اين مشكل همچنان ادامه دارد و هنوز براي پزشكان مشخص نشده است كه فلج شدن يك باره دانش آموز علي نوروزي بر اثر ضربه تنبيه بوده يا اينكه بيمار سابقه ضايعه نخاعي داشته و اينك بروز كرده است.
موضوع از طريق سازمان آموزش و پرورش خوزستان و شهر لالي پيگيري ميشود و خبرنگار ما درصدد گفتگو با مسئولان اين سازمان است.
.
تربیت - تنبیه بدنی - شهرستان لالی - معلم - کتک زدن - تنبیه در مدرسه - آموزش پرورش - دانش آموز - تنبیه - لالی

پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۵۸ ب.ظ
وای بر ما گر تو آن معلممان باشی !
اگر واقعا به این مسایل دقت کنند و با معلم هایی اینچنین برخورد قانونی کنند دیگر شاهد اینگونه وقایع نخواهیم بود ! امیدوارم که آن کودک بی گناه هر چه زودتر بهبودی کامل عایدش گردد !
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۰۴ ب.ظ
سلام بر جوانمردان
بنده به عنوان یه دبیر این کار را محکوم میکنم و معلم باید هر چه سریعتر محاکمه بشود مگه معلم ها جلادند؟
معلم هدف والایی دارد و چنین کسانی سزاوار این شغل نیستند
تا به کی با شب تاریک هم آغوش شدن؟
تابه کی در شبح روز فراموش شدن ؟
تا به کی دیده به فردای «چه باشد» دوختن ؟
تا به کی در دی و امروز چو مغشوش شدن ؟
تابه کی حسرت گرمای محبت خوردن ؟
تابه کی شعله نیافروخته خاموش شدن ؟
تا به کی حسرت گرمای محبت خوردن ؟
تا به کی چون می بی شور و ثمر نوش شدن ؟
تابه کی کنج خرابات به مستی بودن ؟
در دل دشت و دمن از پی خرگوش شدن ؟
تا به کی گول حماقت خوردن ، رنگ شدن ،
به نوای دهل از دور مدهوش شدن ؟
تا به کی تو سری و تهمت و تحقیر شدن ؟
یا که در زیر قدم های که مفروش شدن؟
تا به کی شاهد ظلمت شدن و دم نزدن
تابه کی ضد حقیقت همه سرپوش شدن ؟
تابه کی بهر شبانگاه ثنا ها گفتن ؟
تابه کی در خلإ صبح سیه پوش شدن ؟
تابه کی ناله و افغان و امان سر دادن ؟
تابه کی در بدری خانه ی بردوش شدن ؟
مهلتی نیست در این واپس عمرت بیداد
تابه کی شب پر و در خلوت شب موش شدن ؟
شاعرش نمیدانم!!!!
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۳۱ ب.ظ
این همان روش نیروی انتظامی یک کشور اسلامیست .
میدانید آمار صدمات ماندگار دستگیر شدگان چقر است وتعداد زیادی بی گناه بوده اند .
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۴۶ ب.ظ
والاهی دل منم خونه. یادم میاد تو دوران دبستان یه معلم داشتیم که همیشه ازش یه فس کتک میخوردیم.حالا ماشانس اوردیم که از درس و مدرسه فراری نشدیم خیلی هارومیشناسم که سراغ همه چی رفتند الا درسو مشق و الان باید از روزگارشون یه مستند اموزشی ساخت. باعث و بانی این بدبختیها (به قول خودشون که میگن معلمی شغل انبیاست)همین معلمهای گرامی هستند.در اخر تشکر میکنم از زحمات فراوان معلمین گرامی که عقده های خودشونو سر این شاگردهای بدبخت خالی میکنن.
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۱۴ ب.ظ
perfect۱۱من هم با نظر تو موافقم.مطمئنا این معلم از لحاظ روانی مشکل داشته.
خدا کنه نه واسه اون پسره و نه واسه اون معلمه اتفاقی نیفته.
ولی من به عنوان یک معلم میگویم:هیچ کدام از شماها قادر نیستید برای یک زنگ در کلاس درس با کودکان و دانش اموزان سروکله بزنید.
واقعا کار سختی است.باید مغز اهنین داشته باشید.معلمی شغل انبیاست وحامی انبیا خداست ولی حامی معلمان هیچ کس نیست.(شما ها که این معلم را محکوم میکنید و من هم محکوم میکنم)بدانید قبل از این که او پای دانش اموز را فلج کند،زیر بار مشکلات زندگی پاهای خودش و خانواده اش فلج شده است.
راستی کسی نمی خواد روز معلم رو به من تبریک بگه؟
راستی کسی نمی خواد روز معلم رو به من تبریک بگه؟
راستی کسی نمی خواد روز معلم رو به من تبریک بگه؟
راستی کسی نمی خواد روز معلم رو به من تبریک بگه؟
راستی کسی نمی خواد روز معلم رو به من تبریک بگه؟
جناب سردبیر با این خبرش درست در روز معلم اولین نفر بود که به من تبریک گفت!!!
مرسی خستگی ام در رفت!!!
من هر چقدر معلم بدی بوده باشم حداقل یک کلمه خوب به کسی یاد دادم!
من الان حال اون معلم رو درک میکنم بیاییدهم برا اون و هم برای دانش اموز و هم برای همه معلما دعا کنیم.
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۱۷ ب.ظ
اقا حمید رضا منم بانظراتتون خیلی حال میکنم. ایمیل بده
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۱۹ ب.ظ
روز معلم مبارک باد (جانم فدای رهبر)
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۲۰ ب.ظ
به جا نیاوردم
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۲۸ ب.ظ
چه زود همکلاسیهای دانشگاهو فراموش کردی
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۲ ب.ظ
حمید رضا
خیلی ممنون.
سر دبیر یاد بگیر
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۵۶ ب.ظ
با تبریک روز معلم……
وسیله ی تنبیه این معلم چرا اصلا باید کابل باشه؟؟یعنی درک نکرده چه عواقبی میتونه داشته باشه؟؟
پس باید به بدترین نحو باهاش برخورد بشه…. چراکه گناه اون پسر بچه اونقدر سنگین نبوده که تاوانش این باشه….
خیلی دردناکه….
******
ببخشید حضرات معلم …..یکی جوابمو میده؟؟
مدرنترین ابزار تنبیه این دوره چیه؟؟
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۰۴ ب.ظ
مدرن ترین روش اینه که معلم گوش دانش آموز رو گاز بگیره (البته این روش برای معلم هایی است که تنبیه در برنامه شان است)
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۱۲ ب.ظ
این بار من اول نشدم !
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۱۳ ب.ظ
kill him!!!
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۱۸ ب.ظ
من هم با خانواده این دانش اموز همدردی می کنم !
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۲۴ ب.ظ
بنده این ضایعه ی اسف بار (اول نشدن) را به خودم تسلیت میگم ! دِ اخه یکی با منم همدردی کنه !
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۲۹ ب.ظ
ببخشید آقای سردبیر چرا تاپیک های من رو حذف می کنین ؟
تا حالا ۲ تاپیک بخش سیاسی من رو حذف کردین
نمونش همین تاپیک آخر که گفته بودم چطوری با ۷ تیر آشنا شدن ؟
اینکه موضوع جالبی بود ؟
ospeyman
—————————–
سردبیر : من هیچ تاپیکی را حذف نمی کنم . بلکه شما در تالار نامناسب تاپیک میسازید و من به تالار مناسب منتقل کردم . مثلا تاپیک جدیدتان نباید در تالار سیاسی ساخته می شد که به تالار تفریحی و سرگرمی منتقل شد
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۸ ب.ظ
اونوقت روز معلم که می شه همین آقا اول صف برای دریافت جازه جلوتر از همه واستاده .
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۸ ق.ظ
حالا من هي بگم اينجا مملت گل و بلبله هي شما هيچي نگيد!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۴ ق.ظ
جانت فدا جونم امروز روز توه عربده بکش غلت بزن خودتو به این به دار و درخت بمال هی بپر بالا و پایین
اما اما اما جان مادرت هیچ بچه ای رو نزن و ضایع نکن. راستی یه جورایی همکاریما
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۷ ق.ظ
خدایییش معلمای ما خوب بودن
حتما” توی خونه دعواش شده بوده دقو دلیشو سر این دراورده
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۵۵ ق.ظ
حتما زنش بدقولی در وعده دیدار داشت وایشان نتوانستند تحمل کنند و فکر کرد او زنش است
که خواست با انتقام از او وعده دیدار بگیرد (خووووووووب بیییییییییییییید)
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۰۳ ق.ظ
مگه هنوز تو دوران عهد هجر زندگی می کنیم که یه بچه رو به هر دلیلی تنبیه بدنی می کنند باید معلمش به زندان محکوم بشه لعنتی
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۵ ق.ظ
واقعا معلمم معلمهاي قديم ، بچه ها به نظرتون چرا بايد چنين ادم هايي كه مشكل روحي رواني دارن بايد بيان وبه عنوان معلم كار كنن
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۵۱ ب.ظ
عجب احمقایی پیدا میشن
دلم به حال اون بچه سوخت و خاکستری شد
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۴۲ ب.ظ
در دبيرستان امام اقليد هم سيد اصغر اميرقادري ما را تنبيه بدني ميكند
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۴۴ ب.ظ
من بچه ها را دوست دارم
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۵۴ ب.ظ
بنظرم معلم را باید فلج کنند.
vahidtanha۲۰۰۴@yahoo.com
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۰۰ ب.ظ
این بچه اگه روز معلم دست خالی بلند نمی شد بره مدرسه از این اتفاق ها براش نمی افتاد
پارسا کجایی ؟
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۹ ب.ظ
تنبيه ديگه قديمي شده نميدانم چرا بعضيها هنوزاينكارا رو مي كنند
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۵۳ ق.ظ
با سلام خدمت جناب اقای سردبیر محترم : عرضم خدمت شما که یه خبر داغ داغغغغغغغغغغغغغغ داشتم
.
.[ایمیل سایت
lohnegar@gmail.com]
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۳۷ ق.ظ
من نمیدونم این قشر معلم چیه کار می کنن که همیشه ارز حقوق ومزایاشون گله مندند به جزاینکه از صبح تا ۱-۱:۳۰ کارمیکنن . ۳ ماه تابستون رو بیکارن .۱۳ روز نوروز رو بیکارند چندروز قبل و بعدازنوروز هم یواشکی به دانش آموزها میگن نیائید مدرسه.تازه درصد کمی از اونا اطلاعات و بار علمی درست و حسابی دارند با این همه حقوقشون از اقشار دیگه مثل قشر کارگر بیشتره تازه بچه های مردم رو کتک هم میزنن بابارو رو برم.
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۲ ق.ظ
آخي ي ي ي ي ي ي ي ي ي
حيونكي
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۴ ب.ظ
اگه معلولیت این دانش آموز بخاطر تنبیه بدنی باید معلمشو اعدام کرد تا درس عبرتی باشه برای همه معمهای بیرحم که مشکلاتشونو سر بچه های بیچاره خالی می کنند.
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۴۵ ب.ظ
http://www.aftab-yazd.com/textdetalis.asp?at=۵/۳/۲۰۰۸&aftab=۸&TextID=۴۳۵۷۴
دمی با جانم فدای رهبر (یک معلم)؛ امیدوارم که برای اون پسر بچه اتفاقی نیفته ولی برای معلم آرزوی بدترین عذاب رو دارم.
جانم فدای رهبر (یک معلم)، شما که معلم می شید اگه ظرفیت معلم شدن را ندارید نشید.
درسته شما ایرانیا باید همیشه تو سرتون بزنن و تو سری خور باشید ولی اگه بخاهید می تونید جور دیگه ای هم باشید.
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۳ ب.ظ
هنگامی که یک جوان برای فراگیری دورهای اموزشی به یکی از مراکز فنی و حرفه ای مراجعه میکنه ……..تازه اول بدبختی مربی شروع میشه ….این جوونها قادر به حل کردن ساده ترین معادله نستن…..چون معلم های بیسوادی دارن…..صنعت زرد هههههههههه..
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۲ ق.ظ
من به اقای معلم این دانش اموز میگویم که برود و معلمی را از استاد مطهری بیاموزد که ایشان معلمی بس والا مقام بودند
پروردگارا امت مسلمان را از چنین معلمانی مصون بدار
الهی امین
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۰ ق.ظ
ببخشيد (مربي)شما كه phdداريد بفرماييد .پس معلوم ميشه خود شما هم بيسواديد چون معلمهاي بيسوادي داشتيد پس لطفا گوهخوري نكنيد.
واما شما lili naz اگه معلم باشيد و بفهميد دانش آموز شما به بهونه مداد بر داشتن زير ميز براي دوستش ساك ميزنه چه حالي پيدا ميكنيد.
و اما مهسا تهران كاش بودي وكادوهاي روز معلم رو با هم تقسيم ميكرديم آخه با چند تا وانت هم نميشد ببرم خونه.
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۹ ق.ظ
معلم: ۲۱۷.۲۱۹.۵۵.۱۳۲
اوااااا خاک عالم
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۲ ق.ظ
تو دوره ی راهنمایی دبیره یکی از دروسمون…با یکی از بچه ها درگیری لفظی پیدا کرد بین مواخذه ش یه هو گفت…روز معلم که میشه یه جفت جوراب ۱۵۰تومنی واسه آدم میاریدمیخواید هواتونم داشته باشیم!!!!!!
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۴۸ ق.ظ
خوشم میاد موضوع به مناسبت روز معلم هم داری
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۷ ق.ظ
کث ننت معلم
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۴ ق.ظ
مگه مردم بچه شونو از سر راه اوردن که یه آدم بیشعور که متاسفانه اسم معلمم دنبال خودش یدک میکشه بزنه فلجش کنه؟؟!!!!! ما فکر کردیم عصر حجر به پایان رسیده!!!!
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸ ب.ظ
سلام
من اگه جای پدر دانش اموز بودم مادر اون معلم رو حلوی چشماش میاوردم.
معمولا(نه همه) معلمها ادمهای بی پدر مادروروانی هستند.حرومزاده ها…الهی اون معلم از نون خوردن بیفته و همین بلا سر بچش بیاد.
با ارزوی بهبود اون کودک.
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۲ ب.ظ
این هم از نسل کوروشه
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۳ ب.ظ
وقتي من ابتدايي بودم تمام معلمامون از اين كارا مي كردند. خيلي ها بخاطر اينكار معلم ها مدرسه نيومدند .
حتماً آموزش و پرورش از اين معلم دفاع مي كنه چون آبروشون مي ره .
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۱۲ ب.ظ
متاسفم! من هم با خانواده این پسر کوچولو هم دردی می کنم
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۳۵ ب.ظ
_:{@
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۴۵ ب.ظ
بچه ها شاید بیشتر شما ندونید لالی یه شهر کوهستانی نفتخیز در دامنه های زاگرسه که تا ۲ سال پیش از بخشهای شهر مسجدسلیمان بوده. یک منطقه بسیار زیبا پوشیده از جنگلهای بلوط و مراتع سرسبز و مردمان ساده و مهربون و مستضعف از ایل بختیاری که بشدت مهمون نواز هستن. اگه این اتفاق تو تهران میفتاد الآن ننه بابای اون معلمو گور به گور میکردن ولی چون اون بچه بیچاره مال یک منطقه محرومه که آدماش ذاتا بیزبون و اهل گذشتن، میدونم مفت ماست مالی میشه و میره و هیچکس مدافع حق اون طفل معصوم و اون خونواده نخواهد بود. تلاش کنیم کشورمون رو از فقر و محرومیت بخصوص فقر فرهنگی نجات بدیم و مدافع حق مظلوم باشیم
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۴۳ ب.ظ
کامی آبادان: ۷۸.۳۹.۱۹۲.۲۰۰
یعنی چی؟؟؟
یعنی اون معلم نما!الان راست راست داره میگرده وکسی بهش کاری نداره…
بی خیال بابا…
این که خیلی ستمه…
من حامی اون کودک….ولی آخه چه کاری میتونم واسش انجام بدم؟؟
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۴۴ ب.ظ
ضمن ابراز همدردي با اين عزيز معصوم و خانواده اش حتما روز معلم به اين معلم تبريك مي گم.
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۴۲ ب.ظ
خاک بر سرش کنند، آبروی هرچی معلم رو برد. تا کی باید اینجور خبرهای مربوط به کتک زدن بچه ها رو بشنویم. امیدوارم مسئولین آموزش و پروش با این معلم سنگدل برخورد جدی کنند. اون باید برای همیشه از این شغل کنار گذاشته بشه. در ضمن باید در دادگاه هم محاکمه و زندانی بشه. برای این پسر کوچولو دعا می کنم.
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۵۴ ب.ظ
lili naz گلناز من بر اساس اتفاقات گذشته پیش بینی کردم، چون با مسائل اون مردم برخورد زیادی داشتم و تا حد زیادی برام روشنه که چی پیش میاد. باید با فقر فرهنگی مبارزه کنیم تا دیگه مستضعف مالی و فرهنگی نداشته باشیم و هر کس بتونه حقشو بگیره. الآن تعداد زیادی از این مردم هستن که چون سواد حسابی و پشت و پناهی ندارن براحتی مظلوم واقع میشن
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۵۵ ب.ظ
خاك تو سر اون معلمي كنن كه واسه تاخير داشتن بچه رو ميزنه.
من اگه جايه رييس اموزش پرورش بودم معلم رو ممنوع التدريس ميكردم كه حالش جا بياد ديگه نزنه .
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۷ ب.ظ
اولا معذرت می خوام اسمم عوض شد”شیطونی یکی از رفقا بود که بسیار بسیار انی افغانیه!!!!
علی جان”تو حتما هر وقت مشکل روحی روانی پیدا میکنی به خواهر و برادر کوچیکت حمله میکنی
وتجربه کردی که این کارو به اون معلم نسبت می دی.
رضا ، تهران: ۸۵.۱۹۸.۵۰.۱ معلما اول مشکل روحی روانی ندارن ولی تو یه روز بیا کلاس درس بده اون وقت مشکل روحی روانیت به حدی می رسه که از پدر اتریشی یه بدتر می شی.(به معلما الکی توهین نکن اقای روانی)!حداقل همین سواد خوندن نوشتنی که تو این سایت داری از صدقه سری اوناست.
مهسا —- تهران:از تو انتظارم بیشتر بود!وانت بیار کادو ببر!!!!!!!!!!!با عرض معذرت یه خورده احمقی.
گندم جان!!!مثل این که خوب (آب)بهت نرسیده کرم زدی!!!علاج تو تو قزوینه!اره ببم جانً!!!(خوب ابیاریت می کنند!!!
مسعود شصت چی جان!می دونم از کجا پری!واسه همین هم جوابتو نمی دم و فقط میگم((خاک تو سرت))!!!
مربی: ۸۰.۷۱.۱۱۴.۵۰جان!!خودت هم زیر دست یه معلم بزرگ شدی!درسته؟پس نتیجه می گیریم بی سوادی!!پس به قول اون دوست و همکار گه زیادی نخور!!!
lili naz_تهران: ۲۱۳.۲۱۷.۴۴.۲۰۳جان!!!نتیجه میگیریم بی سوادی و کم عقلیت و کم خردیت تقصیر خودت نیست. اخه زیر دست اون معلم تربیت شدی که همچین مثال هایی می زنی.اخه مشکل یه معلم جورابه؟
کس تلق تولوق!!!
بیق.ترون:معلومه یه چیز درست و حسابی و ضخیم از معلما خوردی.هنوزم جاش مونده!!!غصه نخور عزیزم خوب می شه”"”گوگولی مگولی!!!!
R.I.P-USA: ۹۱.۹۸.۱۱۰.۲۱۴جان!!اگه منم جای پدر اون معلمه بودم همون بلا رو سر خودت و خونوادت می آوردم!!!
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۴ ب.ظ
جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱۵
اوه اوه اوه….خدا برسه به فریاد شاگردایی که زیره دست شما تعلیم وتربیت میبینن…
کمالات از سرو روتون میباره….شمام از همون دسته معلمایید که به درد جرز لای دیوار میخورین…
داستان اون جورابه الهام گرفته ازیه واقعیت بود….
مستند مستند بود….خاطرتون جمع!!!!!!!!!!!!!!
……………
افغانی!!!!!!!!!!!
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۹ ق.ظ
چرا معلم رو گناهکار می دونین!!!…وقتی کسی در رفاه مالی نباشه از هر طرف بهش فشار میاد و به این شکل این فشار ها خودشو نشون میده….مشکل از جای هست که حق نه تنها معلم بلکه خیلی از شغل های دیگه رو نمیده.
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۹ ق.ظ
به به ه ه …معلمای این مرزوبومو!!!
اون از ….جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱۵
اون از…..معلم: ۲۱۷.۲۱۹.۵۵.۱۳۲
یکی هم همین معلمه تو لالی..
………….
چه تعاملی برقرار میکنن…
!!!!!!
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۵ ق.ظ
رهگذر عزیز فقر مادی و مشکلات ناشی از اون ریشه خیلی از مسائله ولی نمیشه این تنبیهات وحشیانه و این سبوعیت رو به فقر مادی ربطش داد. اینها به فرهنگ و شخصیت فردی و خونوادگی مربوطه و ربطی به رفاه مالی نداره
و اما یک افغانی ایرانی … یا جانم فدای رهبر(یک معلم)
حواست به نوشته هات هست؟ هر چی تو فکرت میگذره یا رو زبونت میاد رو که نباید بنویسی و بفرستی تو سایتiiiii
اینجا زن و دختر هست، نوجوون هست، خارجی هست، …
اینطوری فرهنگمونو نشون میدیم؟
چرا یه عده تا بحث میکنن کارشون به توهین و چرندیات میکشه؟
تو با این چرندیات نه تنها کمکی به معلما نکردی که بدترش هم کردی، افغانیا رو هم ضایع کردی
ترو خدا دست بردارید، همه رو میگم.
بفکر اون طفل معصوم باشیم و دنبال یه راه برا احقاق حقش. کسی پیشنهادی نداره؟ میتونیم یه جوری پیگیر کمک به اون بچه بشیم؟ من حاضرم هر جور که بشه کمک کنم
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۴ ب.ظ
احمق خودتی و . . .
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸ ب.ظ
با سلام وهمدردی با خانواده بچه معصوم
باید قصاص بشه تا عبرت دیگران بشه
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۱ ب.ظ
با سلام مشکل از جای هست که حق نه تنها معلم بلکه خیلی از شغل های دیگه رو نمی دن
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۷ ب.ظ
lili naz_تهران: ۲۱۷.۲۱۸.۷۷.۱۹ گفت:
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۴ ب.ظ
جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱۵
اوه اوه اوه….خدا برسه به فریاد شاگردایی که زیره دست شما تعلیم وتربیت میبینن…
کمالات از سرو روتون میباره….شمام از همون دسته معلمایید که به درد جرز لای دیوار میخورین…
داستان اون جورابه الهام گرفته ازیه واقعیت بود….
مستند مستند بود….خاطرتون جمع!!!!!!!!!!!!!!
……………
افغانی!!!!!!!!!!!
رهگذر - ۸۵.۱۸۵.۱۳۰.۷ گفت:
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۹ ق.ظ
چرا معلم رو گناهکار می دونین!!!…وقتی کسی در رفاه مالی نباشه از هر طرف بهش فشار میاد و به این شکل این فشار ها خودشو نشون میده….مشکل از جای هست که حق نه تنها معلم بلکه خیلی از شغل های دیگه رو نمیده.
lili naz_تهران: ۸۵.۱۳۳.۱۷۶.۲۳۴ گفت:
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۹ ق.ظ
به به ه ه …معلمای این مرزوبومو!!!
اون از ….جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱۵
اون از…..معلم: ۲۱۷.۲۱۹.۵۵.۱۳۲
یکی هم همین معلمه تو لالی..
………….
چه تعاملی برقرار میکنن…
!!!!!!
کامی آبادان (علی اهوازی): ۷۸.۳۹.۱۹۳.۱۵۲ گفت:
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۵ ق.ظ
رهگذر عزیز فقر مادی و مشکلات ناشی از اون ریشه خیلی از مسائله ولی نمیشه این تنبیهات وحشیانه و این سبوعیت رو به فقر مادی ربطش داد. اینها به فرهنگ و شخصیت فردی و خونوادگی مربوطه و ربطی به رفاه مالی نداره
و اما یک افغانی ایرانی … یا جانم فدای رهبر(یک معلم)
حواست به نوشته هات هست؟ هر چی تو فکرت میگذره یا رو زبونت میاد رو که نباید بنویسی و بفرستی تو سایتiiiii
اینجا زن و دختر هست، نوجوون هست، خارجی هست، …
اینطوری فرهنگمونو نشون میدیم؟
چرا یه عده تا بحث میکنن کارشون به توهین و چرندیات میکشه؟
تو با این چرندیات نه تنها کمکی به معلما نکردی که بدترش هم کردی، افغانیا رو هم ضایع کردی
ترو خدا دست بردارید، همه رو میگم.
بفکر اون طفل معصوم باشیم و دنبال یه راه برا احقاق حقش. کسی پیشنهادی نداره؟ میتونیم یه جوری پیگیر کمک به اون بچه بشیم؟ من حاضرم هر جور که بشه کمک کنم
مهسا —- تهران: ۸۷.۱۰۷.۳۳.۲۵۳ گفت:
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۴ ب.ظ
احمق خودتی و . . .
داریوش(درنا) - یزد: ۸۰.۱۹۱.۱۷۸.۲۰۰ گفت:
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸ ب.ظ
با سلام وهمدردی با خانواده بچه معصوم
باید قصاص بشه تا عبرت دیگران بشه
بی درجا: ۸۲.۱۱۵.۲۴.۱۷۰ گفت:
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۱ ب.ظ
با سلام مشکل از جای هست که حق نه تنها معلم بلکه خیلی از شغل های دیگه رو نمی دن
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۴۲ ب.ظ
کامی آبادان (علی اهوازی):صحبتت منطقی بود لذت بردم.
همه این صحبت هایی که کردم فقط به خاطر این بود که خودم رو جای اون معلمه گذاشتم و فقط همین!!
ما انسانها اگه خودمونو جای انسانهای دیگه بذاریم بعد حرف بزنیم مطمئن باشید دنیا مون گلستان میشه.
البته حرفای من به منزله تایید اون معلم نیست واون خیلی نادانی کرده.
من در کامنت اولم هم گفتم بیایید هم برای ان پسر بچه و هم برای ان معلم دعا کنیم.
نه این که اون معلم رو بکوبیم.
شماها فقط یک خبری را خوانده اید که نه از درستی و صحت و سقم ان باخبرید و نه از جزئیات ان که این گونه معلمان را می کوبید.معلمان گرامی ترین و با منزلت ترین قشر جامعه هستند به انها احترام بگذاریم.
اگه کسی هم بخواد پاشو از گلیمش درازتر کنه همچین حالشو می گیرم که ………….اره!!
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۴ ب.ظ
جانم فدا
امید وارم اینجا سر بزنی
جانم فدا برو بکش خجالت
حرف مفت زدن واست شده عادت
بی تربیت به من تو گفتی احمق
چرا ؟ چون زده بودم حرفای حق
مگه معلمی به فحش دادنه
معلم که حرف بد نمی زنه
بیا حال منو بگیر ببینم
منم خودم دانشجوی قزوینم
جانم فدا به این سادگی رفاقتمونو به باد دادی
یه زمانی ما واسه هم نوشابه باز می کردیم
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۸ ب.ظ
مهسا جون منو ببخش.
اصلا همه بچه های سایت منو ببخشن.
دیگه خسته شدم.فقط یه دل خوش می خوام .دیگه هیچی واسم اهمیت نداره.
لعنت به هر چی معلمه.یکیش هم خودم.
گند بزنن هر چی روز معلمه.
یک کلام شغل گند ما شده نون بدو اب بدو
اگه واقعا شغل ما شغل انبیا بود الان همه اخوندا ومسولین مملکتی معلم بودن.نه من بی عرضه احمق.
که با حقوق بخور و نمیر شرمنده پدر و مادر وخونوادمم.
خاک تو سر من .حالا هم هرکی عقده ای چیزی داره بیاد خالی کنه.
خودم مقصرم.
انسان های جامعه ما مثل گرگهایی هستند گرسنه که به جان هم افتادند به هیچ کی هم رحم نمی کنند.
من یه شاعرم .واسه خیلی ها هم شعر گفتم.احساساتم خیلی بالاست.
از این راه پول به دست اوردم.خیلی از بزرگای شعر منو میشناسن.
مهسا جون دلم خیلی پره.پره پر.
پت ومت خوشحال باش.
علی
رضا
گندم
لی لی ناز
کیف کنین .خوب یه معلم رو کوبیدین.خوب زدینش زمین.دست مریزاد.خسته نباشید.
ای مردم ناسپاس.
ولی یه چیز هست که اونو نمی تونید ازم بگیریداونم اینه که(خداخیلی منو دوست داره).باور کنین.
بای ………………..
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۴ ب.ظ
جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱۵۴
ای ول به خودم!!!!!!!
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۰ ب.ظ
جانم فدا شعرات منتشر شدن
با سخت گیری های وزارت ارشاد واسه من که دیگه شده رویا
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۵۹ ب.ظ
جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱۵۴
سلام ، من قصد توهين نداشتم من خودم تو همه دوران تحصيلم هميشه معلم ها مون رو دوست داشتم چون هميشه رابطه اونها با من وبا بقيه بچه ها دوستانه بود . مطمئنا بقيه دوستان هم با من موافقند كه شما و خيلي از معلم هايي كه ما همون ازشون چيز ياد گرفتيم مثل اين اقا نيستيد . به نظر من اون اقا اگه واقعا مشكلي نداشت اون رفتار وحشيانه رو با اون بچه نميكرد و اگه واقعا اون يه معلم بود هيچوقت به خودش اجازه چنين كاري رو نميداد . ايا شما هم اگه يه روز يكي از دانش اموزاتون دير بياد اينطوري تننيهش مي كنيد؟
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۱۸ ق.ظ
بله دیگه موقعی که هر کدوم از روئسای مملکتمون دارند فریاد می زنند که حقوق ومزایای فرهنگیان کمه وروز به روز بر امکاناتشون افزوده میشه واونوقت ما مثل سگ باید جون بکنیم .خوشی زیر دلشون میزنه واینجوری میشه
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۹ ق.ظ
خوشم مياد هرجا مي رم مهدي و لي لي ناز هم اونجا هستن نشون مي ده که ما واقعاً اهل خبرهاي داغ داغ هستيم . اينم جواب آقا مهدي که اسم منو داد زده بود
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۱ ب.ظ
دوستای عزیز گل خودوم، علی الخصوص شاعر گرانقدر جناب “جانم فدای رهبر- یک معلم”
مو همیشه به دوستام میگوم که از دعوا خیلی خوشوم میاد iiiiiiii، ولی نه به خاطر خود دعوا، بلکه به خاطر شادی بعد از آَشتی iiiiiiii
الآن هم از ای آشتیمون خیلی راضی و خوشحالوم، شما هم خوشحال باشین و گذشتنه فراموش کنین و دیگه الکی دعوا نکنین، اگرم دعوا کردین منطقی و با کلاس دعوا کنین مثه بچه های آبادان iiiiiiiii
راستی اخبار علمینه پیگیری میکنین یا نه؟
میگن دانشمندای دانشکده نفت آبادان یه فسیل ماموت تو دل یخچالایه آمازون برزیل iiiiiii کشف کردن که از نوع همون ماموتاییه که قبلا تو یخچالای قطبیه آبادان کشف کردن iiiiiii
اینم یه سند دیگه برا رسواییه اونایی که فک میکنن مو داروم لاف میزنوم که میگوم برزیل قبلا جزو آبادان بوده iiiiiiii
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۰ ب.ظ
جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱۵۴
سلام…
منم عذاب وجدان گرفتم!!…
منو ببخش..
ولی قضیه ی اون جورابه واقعی بودااااا!!!!!
***************
سحرجون ارادت داریم..
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۰ ب.ظ
ببخشید منظورم سارا جون بود….
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۷ ب.ظ
ای LiLi naz شیطون بلا، ……..
میگوم چرا یه جوونمردی جوابه مونه نداد؟
کسی پیشنهاد نمیده چجوری به او بچه کمک کنیم؟
ضایعوم کردین
اصاً کسی خبر میده بلخره بچهه خوب شد یا نه؟
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۹ ب.ظ
جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱
معذرت میخوام….
منو ببخش
!!!!!!!
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۵ ب.ظ
کامی آبادان: ۷۸.۳۹.۱۹۳.۱۵۲
سلام
…
هردم ازین باغ بری میرسد…
انقدر خبرای فجیع میشنویم اینجا
که دیگه این گمه…پیگیر جریان این زنه که ۱۵ سال بیگناه تو زندان بوده…و قضیه ی یارو که از دست bf خانمش خونشو جابه جا میکرده هستم!!!!!!!
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۶ ب.ظ
ووه بسه دیگه ای قد مثه فیلمای هندی اشکامونه در نیارین
حالا یه شعر بخونین:
اتل متل يه مورچه.قدم ميزد تو کوچه
اومد يه کفش ولگرد. پاي اونو لگد کرد
مورچه پا شکسته . راه نميره نشسته . بابرگي پاشوبسته
نميتونه کار کنه.دونه هارو بار کنه.تولونه انبار کنه
مورچه جونم تو ماهي.عيب نداره سياهي.خوب بشه پات الهي
(افرين کوچولوهای من
حفظش کینن فردا ازتون ميپرسوم)
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۵۴ ب.ظ
lili naz گلناز، سلام
هوووووووووووو از ای خبرا که تا دلت بخواد زیاده
خو اگه اذیت میشی نخون عزیزوم، خدا به هر کی یه ظرفیتی داده
خبرای مثبت هم زیاده، اونانه بخون خوشحال بشی
یه خبر مثبت توپ تو مسنجر اوس پیمان گذاشتم که به بچه ها بگه
اگه نگفت، خودوم بتون میگوم تا مثه توپ سایته بترکونه
تا چند روز دیگه منتظر جواب پیمان جون میمونوم
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۰۲ ب.ظ
کامی آبادان: ۷۸.۳۹.۱۹۳.۱۵۲
من به همه قسمتا سرک میکشم!!
روحیه م متغیره…منفی یا مثبت ..هر خبری منو تحت تاثیر میذاره
..اما مقطعیه…!
الان وجود شمارو که حس کردم …همه چیو فراموش کردم!!!!!!!!!!
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۵ ب.ظ
lili naz جون، مونه مخلصه خودت بدون
آفرین، مقطعی بهتره
مو رفتوم، همتونه به خدا میسپروم
شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۳ ق.ظ
يك لحظه بياييد فكر كنيم اون پسر پسره خودمون يا بردارمونه چيكار مي كنيم ؟؟؟؟