sms اس ام اس رايگان ايرانسل
این سرویس برای تمامی مشترکین سیم کارت دائمی و اعتباری فعال خواهد بود و از طریق آن مشترک می تواند با وارد کردن کد از طرف مقابل بخواهد با او تماس بگيرد . در اين صورت يك اس ام اس رايگان براي طرف مقابل ارسال مي شود
براي اينكار كليد هاي زير را پشت سر هم شماره گيري كنيد و در پايان كليد تماس را بزنيد
*
150
*
شماره مقصد
#
مثال :
#09354008770*150*
یک پیام کوتاه (SMS) رایگان به شماره مقصد ارسال مي شود و از دارنده شماره ميخواهد با شما تماس بگيرد ؛ حتی زمانیکه اعتبار مکالمه مشترک تمام شده و یا خط تلفن او قطع شده باشد. با وارد کردن این کد، پیام کوتاه زیر به دریافت کننده ارسال می شود:
“لطفاً با من تماس بگيريد… (شماره تلفن ایرانسل فرستنده)”
از آنجاییکه ایرانسل تنها شبکه ای است که این سرویس را در ایران ارائه می کند، در حال حاضر امکان استفاده از آن برای تماس با سایر اپراتورها موجود نیست.
هفت تير سيمكارت شماره sms
سيم كارت ايرانسل
.
نوامبر 1st, 2007 at 4:05 ق.ظ
دستت درد نكنه
نوامبر 1st, 2007 at 4:06 ق.ظ
به لره گفتن چرا بچه ات اينقدر زشته؟ ?گفت شو تاريك و سوراخ تنگ و مو هم دست تنها مى خواستى محمدرضا گلزار درست كنم.?
دسامبر 5th, 2007 at 6:19 ب.ظ
آدم آب حوض رو با چنگال خالي كني ولي sms تكراري نخونه
دسامبر 20th, 2007 at 2:33 ب.ظ
بچه ها ناموسا راست مییگید
نه…نه خداییش؟
نه جون تو ….
وجدانن؟؟؟؟
دسامبر 28th, 2007 at 12:11 ق.ظ
یه هواپیما داشته سقوط میکرد همه داد میزنن
جز یه نفر مگن بس چراساکتی می گه مال بابام
که نیست بزار سقوط کنه
دسامبر 28th, 2007 at 12:15 ق.ظ
میدونی شباهت تاکسی با – ک ی ر- عرب چه
نمی گم تا اشتباه سوار شی
دسامبر 28th, 2007 at 4:41 ب.ظ
سایت اس ام اس asroneh.com
دسامبر 28th, 2007 at 7:04 ب.ظ
دوصتت دارم با ص صابون که
همه تو کفشش بمونن
ژانویه 12th, 2008 at 6:58 ب.ظ
اس ام اس برای وبلاگ نویسان
هروبلاگ نويسي دوست دارد كه وبلاگ اوجزوپربازديدترين هاباشد اگرشماهم وبلاگي داريد كه فكرميكنيدبايدآنراهزاران نفربشناسند براي اين كاركافيست تاهرماه ۷0پيامك باهزينه فقط۹۱0تومان پرداخت وبا مبلغ بسياراندكی وبلاگ خودرابه هزاران نفرمعرفی كنيدپس همين امروزاقدام كنيدهمچنين ازامكانات ديگراين سيستم براي شما امكان آگاه ساختن كساني كه شما ميخواهيدوياهركسي ازبروزشدن وبلاگ شما وهمچنين ارسال يك پيام دريك روز وساعت خاص
کافیست فقط تعرفه های مارامقایسه کنیدهیچ رقیبی برای ماوجودندارد
منتظرشماهستم
ژانویه 13th, 2008 at 12:40 ب.ظ
یه روز یه ترکه یه سوسک کش اختراع می کنه.
همه ی خبرنگارا دورش جمع می شن و بهش می گن خب پروفسور میشه طرز کار این سوسک کش جدید رو بگید:
ترکه بادی به غبغب می ده و میگه: یه سوسک رو می گیری تو دستت، از این سوسک کش چند تا قطه می ریزی تو چشم راستش ، چند تا قطره هم می ریزی تو چشم چپش. اونوقت سوسکه کور می شه . وقتی کور شد و نتونست بره دنبال غذا بعد از 5و6 روز میمیره.
خبرنگاره بهش می گه اووووووووه ه ه ه !!! خب چه کاریه؟ با دمپایی یدونه می زنی تو سرش میمیره دیگه!!! ترکه می گه : اونم یه راهشه
ژانویه 22nd, 2008 at 4:42 ب.ظ
تكراري بود
ژانویه 31st, 2008 at 1:23 ب.ظ
می دونی بزرگترین درد دنیا چیه؟
اینه که بفهمی پناه لحظه هات یه پناهگاه دیگه داره…. سحر
ژانویه 31st, 2008 at 2:03 ب.ظ
میدونی بدترین ضد حال چیه؟یه کچل مو بکاره اسمش برا حج دربیاد…
فوریه 5th, 2008 at 7:59 ب.ظ
چرااس ام اس گران بها شده است
فوریه 7th, 2008 at 12:01 ب.ظ
1 2 3 صدا میاد
فوریه 9th, 2008 at 12:03 ق.ظ
بهترشو بفرست
فوریه 14th, 2008 at 11:22 ق.ظ
ايرانسل هم شده مسخره بازي
فوریه 14th, 2008 at 11:25 ق.ظ
يكي به من بگه چه جوري شماره 0 ميشه
فوریه 14th, 2008 at 11:28 ق.ظ
يكي به عسل بگه جكش قديمي بود
مارس 2nd, 2008 at 10:36 ق.ظ
09357717327 خیلی باحالی
مارس 3rd, 2008 at 6:58 ب.ظ
چکار می کنی
ها ئی اس ام اسه می فرستی
مارس 3rd, 2008 at 8:19 ب.ظ
خطبه عقد رشتی ها : النکاح و سنتی بعد کیف امتی
مارس 10th, 2008 at 3:54 ب.ظ
chera irancello kashf karda ?????????
مارس 16th, 2008 at 12:20 ب.ظ
sms:man donbale ye doste khobam,ky payas!
مارس 19th, 2008 at 11:46 ب.ظ
من این موضوع رو از دوستم شنیده بودم وچند بارم انجام دادیم (تکراری بود)
مارس 24th, 2008 at 9:29 ب.ظ
ترکه میخواد 2 سال از زندگی جلوبیفته میره زن حامله میگیره!!!!!!!!!!
وسط جاده لرستان تابلو زدن خطر پریدن لر وسط جاده!!!!!!!!!!!!!
مارس 27th, 2008 at 10:36 ق.ظ
بچه ها یه کم مودب باشید
مارس 30th, 2008 at 5:35 ب.ظ
سلام اگه یکی پایه باشه این هم شماره تماس09169064620
مارس 30th, 2008 at 5:37 ب.ظ
سن18ودانشجوبزک
آوریل 2nd, 2008 at 3:39 ب.ظ
قشنگ بود.
آوریل 2nd, 2008 at 6:17 ب.ظ
باحال بود
آوریل 2nd, 2008 at 6:19 ب.ظ
ها ها………….
آوریل 7th, 2008 at 4:31 ب.ظ
سلام …
من همه ی حرفاتونو خوندم خیلی مسخره بود.ولی از یه جهت که ترکارو مسخره کردین حق دارین چون مرداش واقعا”خر تشریف دارن.اصلا”واسشون مهم نیست که زنا و دوختراشون با چه وضعیتی میرن بیرون.
من ترک نیستم ا.
آوریل 7th, 2008 at 4:34 ب.ظ
[ فارسی ]
آوریل 9th, 2008 at 11:51 ق.ظ
ايرانسل همش دروغه طرح هم دروغه ايرانسل يعني دزد سر گردنه
آوریل 9th, 2008 at 11:55 ق.ظ
خاك تو سرتون با ايرانسلتون
آوریل 13th, 2008 at 6:04 ب.ظ
نازگل خانم اگر خانوما خودشونو کنترل نکنند هیچ کس نمی تونه اونا را کنترل کند پس حرف بیخود نزن و مزخرف نگو ضمنا از لهجه ات معلوم بود که نرکی خر خانوما هست نه آقایون بی شور
آوریل 14th, 2008 at 1:09 ق.ظ
نام: اصلان (نام مستعار)
شماره من:09358247628
يه دختر براي حال
آوریل 14th, 2008 at 10:53 ب.ظ
o,f kf,n
آوریل 14th, 2008 at 10:55 ب.ظ
من به شما یه شماره میدم 00905463662020
آوریل 15th, 2008 at 1:51 ب.ظ
به خدا فارسها خر هستند و به خانم نازگلي كه به زبان خودش توهين كرده اون يادش رفته كه غيرتي هم دارد
آوریل 16th, 2008 at 4:22 ب.ظ
الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی چه مهنتها کشید از دست تهران و تهرانی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی
تو را آتش زدندو خود بر آن آتش زدی دامن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من
فارس بودن هم مبارکتون باشه فقط کاش یه کم فکر میکردینو شعر بالایی رو مفهمیدین…
امان از مردم عوام و کج فهم
آوریل 18th, 2008 at 12:01 ب.ظ
سلام.من با میثم موافقم ،شخصیت هر کی بسته به شعورشه نه به جایی که می شینه هر کسی از هر خطه ای محترمه .معذرت ولی به نظره من کسی خره که بی دلیل رو بقیه اسم می ذاره.هر کسی چه ترک چه لر چه عرب و عجم افتخارش باید رو شعورش و ادب و شخصیتش باشه و گرنه مرا ازفضل پدر چه حاصل؟
//////////////////////////////////////////////////////
مرده شب نمیاد خونه زنش بهش میگه کجا بودی ؟می گه :خونه دوستم.زنه به 10 تا از دوستای مرده زنگ می زنه ….. 8 تاشون میگن اینجا بوده و 2 تاشون می گن هنوز اینجاست
آوریل 19th, 2008 at 2:12 ق.ظ
سلام.ميثم وسحري گل گفتن.همه ي ادما بنده ي خدا هستن.
آوریل 23rd, 2008 at 8:40 ب.ظ
ترکا افتادن به جون هم
آوریل 25th, 2008 at 2:29 ب.ظ
كد رو چه جوري وارد كنيم
آوریل 25th, 2008 at 2:33 ب.ظ
سلام
آوریل 26th, 2008 at 1:25 ب.ظ
یه کانگورو یچه اش گم میشه زنگ میزنه 110 میگه: آقا جیبمو زدند
آوریل 29th, 2008 at 12:20 ب.ظ
ترکها هم جزو انسانها هستند ولی انسان داریم تا انسان
آوریل 29th, 2008 at 11:58 ب.ظ
خيلي احمقيد بابا !!
مثله سگ وگربه اوفتاديد به جون هم هي چرت ميگيد؟؟
يه سيم دارم طلاييه شارژ ميكنم فيري مي ده تو غرعه كشي پژو ميده من اين سيم نداشتم بابام كه خريد جايزشو ورداشتم
m.m magestick حامي ايرانسل!!
آوریل 30th, 2008 at 12:05 ق.ظ
مي دوني بزرگترين ضدحال چيه؟
اوني كه وحشتناك دوسش داري بهت اهميتي نده ):
آوریل 30th, 2008 at 11:52 ب.ظ
سلام………
من عاشقه اي چرت و پرت نوشتنم …….
خيلي با حال بود در اوج بي مزگيش
من ميخوام برم wc ……… شرمندم
در كل خوب بود …..
باي
می 1st, 2008 at 3:16 ب.ظ
عجب بیکارایی پیدا میشن
می 5th, 2008 at 4:38 ب.ظ
عاشقی یعنی تحمل نه شکایت نه کله اکه حتی بینمون باشه یه دنیا فاصله 09357956688 امید
می 5th, 2008 at 5:45 ب.ظ
سلام هرکی پایه اس ام اس بیاد اینجا.09365819511
می 8th, 2008 at 10:56 ق.ظ
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟
سلامی گرم خدمت دوستان عزیزم امیدوارم تو زندگی به کسی که دوسش دارید بریسیدولی من
pir shodam pire to ey javooni
وقتی آوای رفتن سرودی امید بازگشت درخیال بود افسوس تو آن روز را آخرین دیدارمان تلقی کردی؟
(only tandise tanhayi)
می 8th, 2008 at 10:59 ق.ظ
asheghi yani tarikhe engheza?????????
می 8th, 2008 at 11:52 ب.ظ
تو مراسم ختم لره بلندگو میگه :
مرحوم وصیت کرده ، سیاه نپوشین .
یکی داد میزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش می پوشیم .
.
.[اسمتون را تغیر بدید . با این اسم نظرات شما ممکن است حذف شود ]
می 9th, 2008 at 12:28 ق.ظ
ناز حق داره به مرداي ترك ميگه خر چون اونا با اينكه زن دارن ولي ناز گل رو هم ميكنن
می 11th, 2008 at 4:40 ب.ظ
سلام میخواستم وبلاگم بهتون معرفی کنم اگه خواستین یه سری بهش بزننین توش دارم کلیپ میریزم
اگر صحبتی دارین تو قسمت نظرات بنویسین وبلاگم انه توش کلیپه:
http://www.taknazclip.blogspot.com
می 13th, 2008 at 9:22 ب.ظ
دستانم بوی گل می داد…
…مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند!!
……اما کسی نیاندیشید که…
………شاید گلی کاشته باشم!!
09355518583
می 13th, 2008 at 9:23 ب.ظ
دستانم بوی گل می داد…
…مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند!!
……اما کسی نیاندیشید که…
………شاید گلی کاشته باشم!!
۰۹۳۵۵۵۱۸۵۸۳
می 14th, 2008 at 9:13 ق.ظ
خانم نازگل تو که در ارومیه هستین خودت رو حریف همون ترکها میدین وقتی که ترکها به نظ تو خرند اونجا چکار میکنی(پاره میشی که )
می 14th, 2008 at 6:41 ب.ظ
دوستان عزیز فکر کنم این وبلاگ رو برای نظر گذاشتن نه واسه عده ای بیکار که تو اینجا اختلال ایجاد کردن.. آخه اس ام اس هاتون جالبه .. خودتون خیلی بانمکین…؟
می 19th, 2008 at 11:22 ق.ظ
ميشه خواهش كنم به شماره من اس ام اس بدين09365604466 اس ام اس عاشقانه مخصوصا
می 19th, 2008 at 11:27 ق.ظ
يك عصا هزاربار ميخوره زمين تا صاحبش زمين نخوره عصاتم رفيق!
می 19th, 2008 at 11:29 ق.ظ
اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچتو بگيره، مثل سوسک ازت بالابره مثل انگل تووجودت باشه،مثل عقرب نيشت بزنه
می 19th, 2008 at 11:33 ق.ظ
09365604466 اين شماره پينوكيواست، زنگ بزن ببين چطوري آدم شده شايدتوهم آدم شدي
می 19th, 2008 at 11:35 ق.ظ
نگاهم يادباران كرده امشب،مراسردر گريبان كرده امشب،غم وفريادمن ازاين وان نيست،دلم يادرفيقان كرده امشب.
می 19th, 2008 at 11:37 ق.ظ
هميشه زيباهمچون گلها،وبا طراوت همچون باران باش.
می 19th, 2008 at 4:43 ب.ظ
تو رو خدا بس کنید. به خدا خر اون کسی هست که به دیگران فحش میده.من کورد هستم ولی تو ایران از ترک ها و لر ها خوب تر وجود نداره. به امید روزی که تمام ایران با هم مثل برادر باشند.ضمنا تو این سایت خانم ها هم دیدن می کنند پس دیگه حرف بد نزنید.
می 19th, 2008 at 4:48 ب.ظ
ضمنا این شماره منه هر کس خواست می تونه اس ام اس بفرسته.09365628197
می 19th, 2008 at 7:03 ب.ظ
گرفتن هزار تومان اعتبار به وسیله این کد
متن زیر رو به وسیله اس ام اس به شماره1112 ارسال کنید
09355772792:10000
توجه کنید دقیقا متن بالا به همین صورت ارسال شود
هزار تومان به اعتبارتون اضافه میشه
دوستان تو این روش باید حداقل دوهزار تومان شارژ داشته باشین
تا عملیات با موفقیت انجام شه
تو سيم کارت ايرانسل فقط
!!!!!!!!!!!!!!!!!!
می 21st, 2008 at 2:43 ب.ظ
09329463257
09364772327
09188172102
اینم شماره های من اس ام اس می گیرم اس ام اس می دم
با دختر خانوما با معرفت هم دوست می شم
mer 30
می 22nd, 2008 at 2:54 ق.ظ
يه اقايي موتورسيكلتش روشن نميشه تركه ازراه ميرسه ميكه بنظرم لاستيكش تركيده. قلب من وقلب تو دوقلب جدانشدني من قلبم راازراه دورنثارت ميكنم.دوستتان دارم كوجك شما هاشم جان! منتظراسمسهاي عاشقانه شما هستم يه دختر باحال وبامرام برام اسمس عاشقانه بفرسته ممنونم.
می 22nd, 2008 at 3:00 ق.ظ
راستي شماره من 09364540943
می 24th, 2008 at 5:54 ق.ظ
وب خوبیه اما بی شعوری وبی فرهنگیه ادم لازمیت اوله
می 24th, 2008 at 6:01 ق.ظ
sms باحال بفرستین شمارم 09169212409
می 25th, 2008 at 7:59 ب.ظ
به بابا اینجا چه خبره …هرکی هرچی دوست داش میگه؟؟؟ببخشید اینجا شماره خیرات میکنن؟؟؟هرکی شماره میده؟؟؟
اااااااا دیدین چی شد؟؟؟ سلام نکردم ….سلام به بچه های باحال این زمونه خراب
می 25th, 2008 at 8:02 ب.ظ
یه متن باحال با دوبله فارسی واستون گذاشتم حال کنید
How do you know that you are in the year 2008?
چه جوری میفهمی که الان در سال 1387 هستی؟؟
1) You find out that your family that is not more than 3 people have 4 or 5 mobile telephone numbers.
یهو نگاه میکنی میبینی خانواده ات که 3 نفر بیشتر نیستن ؛ 4 یا 5 خط موبایل دارن
2) You send an Email to a work colleague even though he/she is sitting at a desk right next to yours.
واسه همکارت ایمیل میفرستی در حالی که میز بغل دستی تو نشسته
3) Your relationship with family members and friends that have no Email gets worse and you hardly contact them.
رابطه ات با اقوام و دوستانی که آدرس ایمیل ندارن رو به وخامت میره و تو به سختی میتونی باهاشون ارتباط داشته باشی
4) You park your car outside your house then use your mobile to phone the house to ask for assisstance with carrying the shopping in.
شما ماشینتون رو جلوی خونه تون پارک میکنین .بعدش موبایلتون رو در میارین و به خونه زنگ میزنین که بیان کمک و چیزایی که خریدین رو از ماشین پیاده کنن .
5) Every TV advert has an internet address at the bottom of the screen.
هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم زیرش داره
6) Leaveing the house without taking your mobile phone with you makes you really stress and rush back to pick it up even though you managed to live without one for 20 or 30 years of your life.
وقتی خونه رو بدون همراه داشتن موبایلتون ترک میکنین باعث میشه استرس تمام وجودتون رو بگیره و دوباره با عجله برگردین خونه تا ورش دارین در حالی که قبلا بدون موبایل 20-30 سال از عمرتون رو گذروندین و بدون هیچ مشکلی
.
صبحها قبل از خوردن چایی و قهوه تون تا بلند میشین اولین کاری که میکنین
سر زدن به اینترنت هست
9) You are now reading this, smiling and shaking your head.
شما الان در حالی که این ایمیل رو میخونین سرتون رو تکون
میدین و لبخند میزنین ..
10) You are so busy reading this that you didnt even notice that this list has no number 7.
و این قدر سرگرم خوندن این ایمیل بودین که حتی توجه نکردین که این لیست شماره 7 نداشت .
11) You went back up to check that there is no number 7.
شما دوباره برگشتین تا چک کنین که شماره 7 رو داشته یا نه؟
12) I am sure if you scrolled up that you will find number 7, its just that you didnt notice it.
و من مطمئنم که اگه شما دوباره به بالا برگردین حنما شماره 7 رو پیدا میکنین ..این مال اینه که شما بهش توجه نکردین
13) You scorlled up again but you did not find number 7. I am making fun of you of course, this goes to show that you have no trust in yourself and that you believe anything said to you.
شما دوباره بر میگردین بالا ولی باز هم شماره 7 رو پیدا نمیکنین .. البته که من با شما شوخی کردم و این نشون میده که شما به خودتون هم اعتماد نمیکنین و هرچی بقیه بگن باور میکنین
می 25th, 2008 at 8:15 ب.ظ
شما که به خودتون اعتماد کامل ندارید چطور اجازه میدید که یه نژاد و قوم خاصی رو مسخره خودتون کنید…
ما همه ایرانی هستیم از هر دین و قوم و مذهبی که باشیم باز هم تو ایران زندگی میکنیم و یه ایرانی هستیم ….خب الان یه گروع از شما دارین میگین …برو بابا برو کشکتو بساب (…………..(چون این قسمت فهش های رکیکی بود وزارت ارشاد حذفش کرد)و هرچی تو دهنتون هست دارین بار من میکنین
اصلا من شمارمو بهتون میدم تا هرچی فهش خواستین بهم بدین …ولی قبل اون به حرفایی که زدم خوب فکر کنید …..09369096671 اینم شمارم فقط قبل از این که اس ام اس بدید به حرفایی که زدم فکر کنید …
حالا اگه جوکی ….اس ام اسی چیزیم داشتین همراه اون بفرستین ….
می 26th, 2008 at 9:46 ب.ظ
اقا ارش كد رو وارد كردم گفت سيستم قطع ميباشد
می 26th, 2008 at 9:50 ب.ظ
اشتباه شد اين شمارمه 0936746638 فقط sms زنگ نزنيد
می 27th, 2008 at 10:12 ق.ظ
من آهنگ غريب روزكارم غمي در انتهاي سينه دارم تمام هستي ام يك قلب پاك است كه آن را زير پايت ميگذارم.
می 27th, 2008 at 10:19 ق.ظ
اي معناي انتظار!يك لحظه بايست! ديوانه شدن به خاطرت كافي نيست ؟يك لحظه بايست و يك جمله بگو:تكليف دلي كه عاشقش كردي چيست؟
می 27th, 2008 at 10:23 ق.ظ
ميگن شيشه احساس نداره اما وقتي شيشه بخار گرفته بود.روي شيشه نوشتم دلم برات تنگ شده .شيشه آروم آروم شروع به گريه كرد؟
می 28th, 2008 at 8:32 ق.ظ
• به يه لره ميگن تا حالا سوتی بزرگ دادی ميگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هيچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بيا خونمون منم رفتم بهم گفت من ميرم توی اتاق تو هم چند دقيقه بعد بيا تو منم ۱۰ دقيقه بعد رفتم تو اتاق تاريک بود برقارو که روشن کردم همه خنديدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش ميگن اينکه سوتی بزرگی نبود ميگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!
• يك لر بعد از ۱۰ دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه آره فقط آفتابه نداشت
• لره ميره دستشوئي عمومي طول اش ميده وقتي بيرون ميآيد بهش ميگن خسته نباشي لره ميگه شيرين كام باشي
• یك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن
• لره ۱نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟ يارو ميگه : نه آقا من اصلا دبي نرفتم. لره ميگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبي نرفتم ، حتما ۲ نفر ديگه بودن
می 28th, 2008 at 2:13 ب.ظ
من صفرم تو 2 …باتو20ام…بي تو نيستم
می 28th, 2008 at 2:22 ب.ظ
دلم رو آهني كردم مبادا عاشقت گردد.ندانستم توظالم دل آهنربا داري؟s
می 28th, 2008 at 4:19 ب.ظ
سلام به همگی … بچه ها فکرنمیکنید ما همگی ایرانی هستیم ونباید به هم توهین کنیم .این جک هایی که به هم مینویسیم ((( فارس به ترک – ترک به رشتی – رشتی به فارس – و………))) اصلا مردم رو نمی خندونه , بلکه خیلی هاشونو ناراحت میکنه ….. من به نوبه خودم همه ایران وایرانی هارودوست دارم ….. من تاحالا به 11 شهرکشورسفرکردم وهمه آدم ها شوازنزدیک دیدم …به خدا قسم که همه اونها یی که دیدم خیلی با مرام , خوش اخلاق , فهمیده ,وخوش برخورد هستند واصلا با اونی که توجک ها مینوسین خیلی فرق میکنن . به جای این کارها بیایید برای بهترشدن کشورمون , خونه مون , خودمون باهم بیشترصمیمی باشیم واین خانواده بزرگ روگرامی بداریم .از همه شما ممنون که پیام منو خوندید
می 28th, 2008 at 4:23 ب.ظ
• چشم هايت وقتي دروغ مي گويي زيبا تر مي شوند اگر مي خواهي زيباترين باشي هميشه به من بگو دوستت دارم
می 28th, 2008 at 4:25 ب.ظ
هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند
می 28th, 2008 at 4:25 ب.ظ
با سلام
اینم یه اس ام اس تقدیم همه :
غیرازغم عشق تو ندارم غم دیگر**** شادم که جزاین نیست مراهمدم دیگر
می 28th, 2008 at 4:27 ب.ظ
عشق….. “اسپانيايي ها ميگن : “عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است “ايتاليايي ها ميگن: “عشق يعني ترس از دست دادن تو ! ” ايراني ها ميگن : “عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود
می 28th, 2008 at 4:30 ب.ظ
اگر شكلات بودي شيرين ترين بودي ، اگر عروسك بودي بغلي ترين بودي ، اگر ستاره بودي روشن ترين بودي و تا زماني كه دوست مني عزيز تريني.
می 28th, 2008 at 4:32 ب.ظ
به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
می 28th, 2008 at 4:47 ب.ظ
• عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر يا بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا : آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه…(09358360464)..تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه
می 28th, 2008 at 4:53 ب.ظ
اگر می خوای بدونی چند تا دوستت دارم انگشتت رو بزار روی نبضت
.
.
دیدی !!! دوست داشتنم تمومی نداره ….
می 28th, 2008 at 4:59 ب.ظ
به به چشم ماروشن . اینجا عشقبازیه ….
الان به حسن فارس میگم بیاد حالتونو بگیره
می 28th, 2008 at 5:02 ب.ظ
حسن فارسه كي بيد؟
می 28th, 2008 at 5:06 ب.ظ
• نبرد رستم و لر:
چنانت بكوبم به گرز گران كه ديگر نيايي به مازندران
پاسخ لره : چنان ايزنم بر سرت با بلوك كه ترتر بريني به گور بووت !!!
می 28th, 2008 at 5:08 ب.ظ
• به لره ميگن درد عشق بدتره يادرد دندون ميگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته
می 28th, 2008 at 5:09 ب.ظ
• لره توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا ۵ تا عراقي دستگير كردم بيايد ببريد ميگن خودت بيار …. ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام
می 28th, 2008 at 5:10 ب.ظ
یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی ۰و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو
می 29th, 2008 at 9:35 ق.ظ
كاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسيرغصه فردا نبود.كاش بودي تا فقط باوركني بي تو هرگز زندگي زيبا نبود!
می 29th, 2008 at 9:43 ق.ظ
اي smsبرو پيش كسي كه بهش فكر ميكنم بعديكي بزن تو سرش برگردبيا با هم بخنديم.
می 29th, 2008 at 9:47 ق.ظ
اي قشنگ ترين بهانه زندگيم به من بگو مهر و محبت
را از كدامين چشمه زيبايي گرفتيكه خارها را
گل كردي و دلها را عاشق خود و انوار
كدامين ستاره اي كه روشنايي
چشمانت را از آن گرفته اي
كه با نگاهت شعله عشق را
در جانم افروختي. صدايت را از كدام
مرغ خوش آوا گرفته اي كه طنين آن مرهم
همه زخم هاي من است. خوابم مياد اما
مي ترسم كه بخوابم مي ترسم
كه اگه بخوابم تو را درخواب
ببينم كه از من جدا
مي شوي
می 29th, 2008 at 9:48 ق.ظ
سحر خانم بیا تو پناهگاه ما
می 29th, 2008 at 9:50 ق.ظ
سمیه خانم ناراحت نشو جک برای اصلاح رفتار های اشتباه استok
می 29th, 2008 at 9:54 ق.ظ
گر تمام ستارگان آسمان را به پای من بریزند
و بگویند:
که دل از تو برکنم
تمام ستارگان را با اشک به آسمان می چسبانم و می گویم:
متاسفم
می 29th, 2008 at 10:07 ق.ظ
زندگـــــــــــــــــــی یه بازیه کی از عـــمرش راضـــیه؟!
ابر گـــریونه دلـــم چشمـــه خونه دلم
نـــمیتونم دلمـــو راضـــی کنم
ایـــن دل دیوونه رو راضـــی به این بازی کـــنم
یه بـــــــــــــــــــــــــهونه برای بـــودن و مـــوندن ندارم
تو گلوم بغـــض غمـــه هوای خـــوندن ندارم!
همه جـــا سرد و ســـیاه رو لـــبام ناله و آه
سر من بی ســـایبون نـــگه ام مــــــــــــــــــــونده به راه
دســـت من غـــمگین وسرد تو دلـــم یه گوله درد
نه بـــهاری نه گـــلی پائیزه پائیـــزه زرد…
دلـــی که دلـــدار نداره با زندگـــی کار نداره!
غریـــــــب این دیـــارم یه آشــــــــــــــــــــــــنا نــدارم
سرم بی ســـایبونه دلـــم یه پارچه خـــونه!
غم تو دلم نشـــسته بال و پرم شـــکســـته
غریـــب این دیـــارم یه آشـــنا ندارم
ســـرم بی سایـــبونه دلم یه پــــــــــــــــــــــارچه خـــونه!
همه جا ســـرد و سیـــاه رو لـــبام ناله و آه
سر من بــــی سایـــبون نگه ام مونـــده به راه
دست من غـــمگین وســـرد تو دلم یه گـــوله درد
نه بـــــــــــــــــــــــــــهاری نه گـــلی پائـــیزه پائـــــــیزه زرد…
می 29th, 2008 at 10:10 ق.ظ
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي.. تو مثل راز بهاري و من رنگ زمستانم. چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست، اي کاش دلم امشب بگريد
می 29th, 2008 at 10:29 ق.ظ
هر چی عشقـــــــــــــــــــــــــــــــــه توی دنیا من میخواستم مال ما شه
اما تو هیچ وقت نزاشتی بینمون غصــــــــــــــــــــــــــه نباشه
فکر میکردم با یه بوســــــــــــه با تو همخونه میمونم
نمیدونستم نمیشه آخه بی تـــــــــــــــو نمیتونم
می 29th, 2008 at 10:31 ق.ظ
مدتهاست که هر چه میگذرد بیشتر دوستت دارم
، اما این بار نه مثل لیلی نه مثل مجنون و نه مثل تمام آنهایی
که با جهت یا بی جهت اسطوره شدند تنها مثل خودم
، تا هر وقت که بخوای مثل همیشه با این تفاوت که بیشتر از قبل
دوست دارم
مگر اینکه خودت نخواهی اونوقت هم توی دلم دوست دارم s
می 29th, 2008 at 10:32 ق.ظ
توی اینه خودت رو ببین چه زود زود توی جونی غصه اومد پیرت کنه نذار که تو اوج جوونی غبار غم بشینه رو دلت یه هو پیرو زمین گیرت کنه منتظرش نباش دیگه اون تنها نیس تا اخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد خودش میگفت یه روزی میزاره میره خودش میگفت خاطره هات رو میبره از یاد اخه دل من دل ساده من تا کی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار اخه دل من دل دیونه ی من دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر ازگار اخه دل من دل دیوونه من تا کی میخوای خیره بشی به عکس روی دیوار……….
می 29th, 2008 at 10:33 ق.ظ
اولین بار است که میتوانم حس کنم وقتی عاشقش بودم چه حس خوبی داشته اولین بار است که حس میکنم چقدر از دست دادن من برایش غیر قابل باور است اخر چرا رسم دنیا این گونه است ؟!! تا چیزی یا کسی را داری قدرش نمیدونی و لحظه ای هم حس نمیکنی روزی از دستش میدهی اما وای از ان روز که از دستش بدهی …. اخ که چقدر دردناک است که عشقی داشته باشی و کسی که دوستت بدارد و تو قدرش ندانی s
می 29th, 2008 at 10:35 ق.ظ
هر شب وقتي تنها مي شم حس مي كنم پيش مني
دوباره گريم مي گيره انگار تو آغوش مني
روم نمي شه نگات كنم وقتي كه اشك تو چشامه
با اينكه نيستي پيش من انگار دستات تو دستامه
بارون مي باره و تو رو دوباره پيشم ميينم
اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم
قول بده وقتي تنها ميشم بازم بياي كنار من
شبهاي جمعه كه مياد بياي سر مزار من
دوباره باز ياد تو شد زمزمه ي نبودنم
ببين كه عاقبت چي شد قصه ي با تو بودنم
اگه سر مزار من نشوني از نبودنه
دستاي نامردم شهر چرا ازم ربودنت
بارون مي باره وتو رو دوباره پيشم مي بينم
اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم
به زير خاكم و هنوز نرفتي از خيال من
غصه نخور سياه نپوش گريه نكن براي من
ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم
بارون مي باره وتو رو دوباره پيشم مي بينم
اشك تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم
ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
رو سنگ قبرم بنويس تنها ترين تنها منم
s:r
می 29th, 2008 at 10:38 ق.ظ
خدا حافظ گل لادن تموم عاشقا باختن.ببین تو که گریه ها از غم تو برام چه زندونی ساختن توی این شب های تو در تو خدا حافظ گل شب بو هنوز اواره تنهایی داره می ریزه از هر سو خداحافظ گل پونه
r;s
می 29th, 2008 at 10:40 ق.ظ
اولین بار است که میتوانم حس کنم وقتی عاشقش بودم چه حس خوبی داشته اولین بار است که حس میکنم چقدر از دست دادن من برایش غیر قابل باور است اخر چرا رسم دنیا این گونه است ؟!! تا چیزی یا کسی را داری قدرش نمیدونی و لحظه ای هم حس نمیکنی روزی از دستش میدهی اما وای از ان روز که از دستش بدهی …. اخ که چقدر دردناک است که عشقی داشته باشی و کسی که دوستت بدارد و تو قدرش ندانی
s:r
می 29th, 2008 at 10:45 ق.ظ
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي.. تو مثل راز بهاري و من رنگ زمستانم. چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست، اي کاش دلم امشب بگري
می 29th, 2008 at 10:47 ق.ظ
…
عمر من وقتی نوشته هات رو خوندم تنم رو لرزوند ببین گلم
فقط این رو میدونم که نفسی هم که دارم میکشم به خاطر اینکه
هر روز صدای قشنگت رو میشنوم ببین اگه یه روز
صدات رو نشنوم حس میکنم قلبم ضربانش منظم نیست فکر کنم بدونی چرا …
من تا هستم فقط وفقط برای عمرم هستم وبس ومطعلق به هیچ کس جز حسن نیستم
میخوام این رو همه بدونن که من با تمام وجود حسن رو دوست دارم وتمام لحظات زندگیم اونه وبس.
چه شبایی که برای دوریش میسوزم ومیسازم.
ولی این رو بدون که میترسم از روزی که منو …
میترسم از …
پس مرا در تنهاترین لحظات تنهایم تنها مگذار
باشد به امید روزی که تو را با تمام وجود در اغوش گیرم ولبهای ساکتم در انتظار لبانت نگذاری !
دوستت دارم …
دوستت دارم
می 29th, 2008 at 10:49 ق.ظ
می نویسم به یاد ان روزهایی که میایند و میروند بیانکه من وتو کنار هم باشیم
برای تو عزیزم مینویسم زیرا خود را از تو و تو را از خود گسسته نمیبینم.
هر روز تو را از روز پیش به خود نزدیکتر احساس میکنم.با تو همدردم.
مینویسم شاید چشمهای مهربانت این خطوط را بنگارد روزی که من و تو از هم دوریم و تصورش را هم نمیکنیم.
اری بهترینم دنیا جرخ و فلکی است که انسان سرنوشت خویش را نمیداند و یاران را از هم جدا میکند
وانچه از یار باقی میماند یادگاری های اوست.
همیشه سکوت علامت عشق و محبت است و اما…….
پس ای سکوت همیشه در قلبم بمان تا همگان نیز بدانند که من عاشقش هستم.
من همونم که خیلی خیلی
دوست دارم
می 29th, 2008 at 10:52 ق.ظ
گفتی از یاد تو میرم
نه عزیزم مگه میشه
به جا چشمام قلبم پیش توست واسه همیشه
فاصله بین منو تو تا کجا ادامه داره
قسمت این بود که جدا بمونیم از هم تا همیشه
روز موعود ومطمئن باش که زیادم دور نیست
من کنار تو و تو مال منی تا همیشه
نمیدونم که کجا و با کی هستی نمیخوام هم که بدونم
با تو من خونهای ساختم توی قلبم واسه همیشه
مگه تو نخواستی که قول من بمونه پا برجا من که موندم ولی خبری از تو نمیشه
یه روزی یه وقت یه جایی چشم من میافته تو چشمای تو
اما این همون خیال که با من هست تا همیشه
نمی خوام که نا امیدی بشینه تو قلب خستم
چی دیدی خدارو شاید بشی مال من همیش
می 29th, 2008 at 10:54 ق.ظ
امشب که سقف بی ستاره اتاقم بر سرم سنگینی میکند مانده ام که از چه بنویسم
از انهایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهای مرا میخوانی؟
از چه بنویسم؟ از اسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است؟
از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟
از خاطراتی که با تو خیس شد یا از غزل هایی که هرگز خوانده نشد؟
باز از چه بنویسم؟ از چتری که هرگز زیر ان نایستادم یا از حرفهایی که هرگز بر زبان نیاوردم؟
من عاشق خیابانی هستم که قسمت نشد با هم در ان قدم بزنیم من دلبسته درختی هستم
که فرصت نشد اسمان را روی ان حک کنیم.
ای ناجی من ناگریز اگر قرار باشد بنویسم باید در همه سطر های دفترم حضور داشته باشی.
نفس های تو می تواند برگ برگ دفترم را از پاییز پاک کند. من بی قراره حرفهای ناب توام
حرف هایی که هزاران سال دیگر در یک بعد از ظهر افتابی با من خواهی گفت من از اولین روز افرینش چشم به راه نگاه جذاب توام.
کی مرا میبینی؟ r:s
می 29th, 2008 at 10:57 ق.ظ
هميشه دليل شادی كسی باش نه قسمتی از شادی او و هميشه قسمتی از غم كسی باش نه دليل غم او
r:s
می 29th, 2008 at 10:59 ق.ظ
اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش
اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمرم
اگه همش پیش همه بهت می گم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبدسبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم
منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو می گم شما
منو ببخش اگه واسه چشای تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم
می 29th, 2008 at 11:02 ق.ظ
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه … خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني … خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري … خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي … خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره … خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت
می 29th, 2008 at 11:06 ق.ظ
میدونی mtn مخفف چیه
ملت تلفن ندیده
می 29th, 2008 at 3:40 ب.ظ
سلام .خوبید بچه ها خسته نباشید .ظهرتون بخیر .من تازه اومدم یعنی دیروز .فکرکنم پرکارترین شما آقا رضا (هرمزگان) باشه .دستش درد نکنه .آقا سهراب این متن های عشقولانه روازکجا میآرید؟؟؟؟؟ خیلی قشنگن …
می 30th, 2008 at 5:08 ق.ظ
چطوری مطلب بنویسم
می 30th, 2008 at 5:12 ق.ظ
از وقتی تو رفتی چراغ خونم خاموشه واسه چی نفتارو با خودت
بردی
می 30th, 2008 at 5:19 ق.ظ
اگه یه روز بفهمم دوستم نداری مثل جوجه های زردتوباغچه میشینم داد میزنم بیشی بیا منو بخور سلام من تازه عضو شدم
می 30th, 2008 at 5:24 ق.ظ
ایرانسل داشتن=اوارگی بدبختی بیچارگی
می 30th, 2008 at 5:32 ق.ظ
الان هر جا بخوای بری خواستگاری اولین حرفی که عروس میگه دامادسیم کارت ایرانسل که نداره
چون الان مد شده هر وقت زنه بخواد شوهره رو بیدا کنه و داماد در دسترس نباشه اولین حرف شوهره به خانمش اینه که موبایلم انتن نمیداد به همین جهت امار طلاق نیز بالا میره تووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو روووووووووووووووووووووووووووووووو خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جمعش کنید
می 30th, 2008 at 6:35 ق.ظ
در انتظار دیدن تو اواره ترینم…….
می 30th, 2008 at 2:52 ب.ظ
تو با من هرجوری باشی عاشق خستگی هاتم عاشقم عاشق اشکات گنگ . گیج خنده هاتم تو همه کار و کس این عاشق بی سرزمینی مهربونی اگه حتی پای گریه هام نشینی…
ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم از زشتی کردار دگر خسته شدیم محتاج دو پیمانه می معرفتیم
در دهستان اصالت های عشق میتوان شبنم فروش ساده بود میتوان روی اجاق عاطفه چای خوش طعم وفا را دم نمود
من آهنگ غریب روزگارم غمی در انتهای سینه دارم تمام هستیم یک قلب پاک است که آن را زیر پایت می گذارم..
زندگی مثل بازی حکمه!! مهم نیست که دست خوبی نداری مهم اینه که یار خوبی داشته باشی؛ اینطوری شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری!
سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمی کنن؛ سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن!
نگاهی آشنا به یاس کردم تورا در برگ نخل احساس کردم خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقی را پاس کردم!
دوستیت : زلال ؛ مرامت : عسل ؛ ظاهرت : طلا ؛ باطنت : برف ؛ وجودت : نعمت ؛ داشتنت : غنیمت ؛ ندیدنت : مصیبت ؛ سالاری بخدا !
خورشید تابانم تویی عشق پریشانم تویی آبی آسمانم تویی همدم تنهایی من یار و غمخوارم تویی یار همیشگی من عشق و دنیایم تویی گر نباشی من نیستم چون که هستی ام تویی
می 30th, 2008 at 3:00 ب.ظ
می دونید تنها دردی که دارو نداره چیه ….اینه که دلت برای کسی تنگ بشه وو اون قبول نداشته باشه که تو دلتنگش میشی
عشق زندگیست: هر وقت احساس کردی عاشقی بدان که میخوای زندکی کنی
زندگی مثل بازی حکمه!! مهم نیست که دست خوبی نداری مهم اینه که یار خوبی داشته باشی؛ اینطوری شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری
در تصاویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست. هیچکس سوار بر اسب نیست. هیچکس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچکس سر افکنده و شکست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهای ایرانیان این است که هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیکره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یک تصویر برهنه و عریان وجود ندارد ، بفرست برای ایرانیان تا یادمون بمونه چی بودیم
روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند . او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد. مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد , اما عقرب بار دیگر او را نیش زد . رهگذری او را دید و پرسید:”برای چه عقربی را که نیش می زند , نجات می دهی” . مرد پاسخ داد:”این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم
می 30th, 2008 at 3:07 ب.ظ
زندگی آن قدر عجیب نیست که شما تصور می کنید زندگی آن قدر عجیب است که شما نمی توانید تصور کنید
کاش کمی برای عاشقی محبت می آموختیم که هرگز بوته ی انتظار در دلی جای نگیرد کاش کمی برای عاشقی وفامی آموختیم که هرگز چشمی به را نسوزد کاش کمی برای عاشقی اشک می آموختیم که هرگز چشم هایی در پیچ کوچه نمیرد
خداوندا نگذار که از تو فقط نامت را بدانم و نگذار که از تو تنها مشق کردن اسمت را به یاد داشته باشم. همواره در من جاری باش، همانگونه که خون در رگهایم جاری است. خداوندا: از تو میخواهم که هرگز در بیابان هولناک زندگی، تنها و بی یاور رهایم نسازی . از تو میخواهم که در کوره راه پر پیچ و خم زندگی، تنهایم نگردانی که همواره محتاج وجودت میباشم………… آمین
موج اگر می دانست ساحل هیچگاه دستش را نمی گیرد هرگز نفس نفس نمی زد برای رسیدن به ساحل
کاش روز دیدنت فردا نبود!!! کاش میشد هیچ کس تنها نبود … کاش میشد دیدنت رویا نبود ….. گفته بودی با تو می مانم !! ولی ….. رفتی و گفتی و اینجا جا نبود …. سالیان سال تنها مانده ام ….. شاید این رفتن سزای من نبود …… من دعا کردم برای بازگشت …… دست های تو ولی بالا نبود …… باز هم گفتی که فردا میرسی …… کاش روز دیدنت فردا نبود !!!
پدرم می گفت: عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شبءحالا هزار شب پشیمانم که چرا یک شب عاشق نبود
برای عشق،رفاقت ومهربونی بجنگ ولی اونو از کسی به زور نخواه
می 30th, 2008 at 3:10 ب.ظ
میخوام به سردی شبهام بخندم… میخوام به پوچی فردام بخندم… وقتی میبینمت با دیگرونی… تو اوج گریه هام میخوام بخندم… میخوام داد بزنم تنهای تنهام… میخوام وقتی میگم تنهام بخندم
نجوم نخوندم،ولی می دونم تو هفت آسمون یه ستاره ندارم…فیزیک نخوندم،ولی می دونم « هر عملی را عکس العملی است…» غیر از عشق من به تو و می دونم که واحد اندازه گیری عشق , ژول و کالری و وات و … نیست … زیست شناسی نخوندم،ولی می دونم قلب همون دله که می تونه برای یه نفر تنگ بشه یا تندتر بزنه… شیمی نخوندم،ولی می دونم اگه عشق نباشه مولکول های هیدروژن و اکسیژن نمی تونن اینقدر محکم همدیگه رو فشار بدن
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند.حیف من زاده ی امروزم.خدایا،جهنمت فرداست.پس چرا امروز می سوزم؟!
نمیدانم چرا گردونه را وارونه میبینم در این بهر خروشان … دگر راه نجاتی نیست نمیدانم چرا این چشمه را خشکیده میبینم همه دنیای من شد شک و تردید و فقط یک چیز… و آن اینکه دلی را عاشق و شیدای دلداری نمیبینم چرا باید چنین باشد؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟ زمانی بود ؛کاتب مشق عشق میکرد و دیگر هیچ زمانی بود ؛درویشی و مهر و دوستی هر جا هویدا بود چرا باید به جای مهر /کینه را مهمان دلها کرد چرا باید به جای دوست / دشمن را هم اوا بود
خود را در دنیا چنان منزل ده که گویى ساعتى در آن منزل دارى و سپس از آن مى کوچى.
فریاد نزن ای عاشق فریاد نزن! بی سبب نیست چنین فریادم بی گناه در دام عشق! افتادم چه درست چه غلط زندگیه هم خودم هم تورو بر باد دادم! بی گناه در دام عشق افتادم! اگر احساسم رو میفهمیدی… ما سزاواریم اگر گریانیم! وقتی پیمان دلو می بستیم گفته بودی فقط عاشق هستیم ولی با عشق نگفتیم هرگز نه گناه کاریم نه بی تقصیریم منو تو بازیچه ی تقدیریم هر دو در بی راه ی بی راه عشق با دل و احساس خود!
دلم تنگ است دلم میسوزد نه دیداری نه دستی بر سر یاری مرا آشفته میداند تو آشفته آزری…. تمام عمر بستیم و شکستیم به جز بار پشیمانی نبستیم جوانی را سفر کردیم اما نفهمیدیم به دنبال چه هستیم!
می 30th, 2008 at 3:14 ب.ظ
هرگاه دیدی گناهی آنقدر بزرگه که نمیشه ببخشیش، بدون که اوون از کوچیکی قلبته نه از بزرگی گناه!!
زندگی دفتری از خاطر هست. یک نفر در شب کم، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد ما همه همسفریم…
اگر روزی مُردم تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم. بر روی سینه ام تکّه یخی بگزارید تا به جای معشوقم برایم گریه کند. چشمانم را باز بگزارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم.و آخرین خواسته ی من از شما اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم.
به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار میکنی،امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن ،به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم میریزی ، امروز با تبسمی شادم کن، به جای ان متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم مینویسی ، امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن “من امروز به تو نیاز دارم ، نه فراد………..
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
یک همیشه تنها یک است و شاید در تمام عمرش نتواند چیزی بیش از یک عدد باشد اما بعضی وقتها می تواند دنیایی باشد یک نگاه یک نوشته یک دوست
آنچه هستی هدیه خداوند است به تو و آنچه می شوی هدیه توست به خدا پس بی نظیر باش
عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی آن وقت است که دیگر عشق نیست صدقه است
اگر دیدی بغض کردی ولی دلیل گریه کردن نداری اگه دنبال جایی می گشتی که داد بزنی بدون دل یه نفر برات تنگ شده
می 30th, 2008 at 3:22 ب.ظ
سلام ودرود به همگي
می 30th, 2008 at 3:27 ب.ظ
کاش میشد هیچ کس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود گفته بودی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود(امروز بود!)
خسته ام …! خسته نبودنت …! خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد …! میگذرد …! میگذرد و باز هم میگذرد …!
به همه عشق بورز به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن.
زندگی 3 بار بهت دروغ میگه ……… 1 – وقتی به دنیات میاره ………. 2 – وقتی عاشقت میکنه ………. 3- وقتی زندگیت رو ازت میگیره تا بهت بگه همش خوابی بود و بس!!
میگن شمشیر تیز همه چیز رو دوتا میکنه. بنازم شمشیر عشق رو که 2 تا رو یکی میکنه!!
یک بار بهت گفتم دوست دارم، هزار بار گفتم خدایا غلط کردم!!
یکی میدونه که دوستش داری، یکی نمیدونه دوستش داری! بیچاره اونی که فکر میکنه دوستش داری!!
اسمت رو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده بشی،گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی،گذاشتم جونم که اگه خدایی نکرده رفتی منم برم.
زندگی مال تو مرگ مال من، راحتی مال تو گرفتاری مال من، شادی مال تو غم مال من،
همه چیز مال تو ولی تو مال من
می 30th, 2008 at 3:37 ب.ظ
من ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم
ای دریفا از دل پر سوز من … ای دریغا از من و از روز من
که به غفلت قسمتی بگذشتم … خلق را حق جوی می پنداشت
من چو آن شخصم که از بهر صدف … کردم عمر خود به هر آبی تلف
سکوت زرد پاییز که علاج هر چی درده یه مسافر دنبال دلش می گرده
می نویسه عاشقونه روی دیوار شبونه: توی بیداری آهن هیشکی عاشق نمیمونه
با دلی لبریز حسرت این مسافر گریه کرده دلشو داده به کسی که اونو دیونه کرده
من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام…. من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام…. آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام…. در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام
غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم … تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم
رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد … من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم
یادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانیت در تمام وجودم است عزیزم محبت را در پاکی نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم وبدان که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است
لعنت به این زندگی …. وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است. وقتی که خندیدیم گفتن دیونه است. وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره. وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش. وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه. وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه. حالا ام که عاشقیم می گن گناهه …
دریا پرسیدم:که این امواج دیوانه ی تو از کرانه ها چه میخواهند؟ چرا اینان پریشان و در به در سر بر کرانه های از همه جا بی خبر می زنند؟ دریا در مفابل سوالم گریست! امواج هم گریستند… آن وقت دریا گفت: که طعمه ی مرگ تنها آدمها نیستند امواج هم مانند آدمها می میرند و این امواج زنده هستند که لاشه ی امواج مرده را شیون کنان به گورستان سواحل خاموش می سپارند!
اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچ گاه به من پشت نمی کردی
می 30th, 2008 at 3:54 ب.ظ
من به این مهر سکوت ؛ من به این تاریکی ؛ من به ما ؛ من به فرسودگی ذهن خودم
معترضم که چرا ………..
شوق آغاز مرا
و منی چون من را ز خودم دزدیدند
به کجا بر گردم ؟
حق برگشتن را زتنم دزدیدند
بگیر از من تو این دل یادبودی، که تنها لایق این دل تو بودی، هزاران خواستند این دل بگیرند، ندادم چون عزیز دل تو بودی
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است / کار من از گریه گذشته است به آن می خندم
من ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم
ای دریفا از دل پر سوز من … ای دریغا از من و از روز من
که به غفلت قسمتی بگذشتم … خلق را حق جوی می پنداشت
من چو آن شخصم که از بهر صدف … کردم عمر خود به هر آبی تلف
سکوت زرد پاییز که علاج هر چی درده یه مسافر دنبال دلش می گرده
می نویسه عاشقونه روی دیوار شبونه: توی بیداری آهن هیشکی عاشق نمیمونه
با دلی لبریز حسرت این مسافر گریه کرده دلشو داده به کسی که اونو دیونه کرده
من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام…. من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام…. آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام…. در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام
می 30th, 2008 at 4:07 ب.ظ
عشق به دنبال سلطه جویی نیست ، عشق در جستجوی راهی برای تسلیم شدن است
خدایا از روزی که منو آفریدی به جز کارهای بد ندیدی خدایا دمت گرم شتر دیدی ندیدی
وقتی دلم برات تنگ می شه می رم پشت ابرا زار زار گریه می کنم پس یادت باشه هر وقت بارونو دیدی بدون که دلم برات تنگ شده
اگر تمام شب برا ی از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را هم از دست خواهی داد
آنگاه که … ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می کنی؛ به خاطر بیاور که… زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!!!
می 30th, 2008 at 4:10 ب.ظ
کاش میشد هیچ کس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود گفته بودی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود(امروز بود!)
خسته ام …! خسته نبودنت …! خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد …! میگذرد …! میگذرد و باز هم میگذرد …!
به همه عشق بورز به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن.
زندگی 3 بار بهت دروغ میگه ……… 1 – وقتی به دنیات میاره ………. 2 – وقتی عاشقت میکنه ………. 3- وقتی زندگیت رو ازت میگیره تا بهت بگه همش خوابی بود و بس!!
میگن شمشیر تیز همه چیز رو دوتا میکنه. بنازم شمشیر عشق رو که 2 تا رو یکی میکنه!!
یک بار بهت گفتم دوست دارم، هزار بار گفتم خدایا غلط کردم!!
یکی میدونه که دوستش داری، یکی نمیدونه دوستش داری! بیچاره اونی که فکر میکنه دوستش داری!!
اسمت رو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده بشی،گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی،گذاشتم جونم که اگه خدایی نکرده رفتی منم برم.
زندگی مال تو مرگ مال من، راحتی مال تو گرفتاری مال من، شادی مال تو غم مال من،
همه چیز مال تو ولی تو مال من
هرگاه دیدی گناهی آنقدر بزرگه که نمیشه ببخشیش، بدون که اوون از کوچیکی قلبته نه از بزرگی گناه!!
زندگی دفتری از خاطر هست. یک نفر در شب کم، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد ما همه همسفریم…
می 30th, 2008 at 4:18 ب.ظ
اگر روزی مُردم تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم. بر روی سینه ام تکّه یخی بگزارید تا به جای معشوقم برایم گریه کند. چشمانم را باز بگزارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم.و آخرین خواسته ی من از شما اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم.
به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار میکنی،امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن ،به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم میریزی ، امروز با تبسمی شادم کن، به جای ان متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم مینویسی ، امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن “من امروز به تو نیاز دارم ، نه فراد………..
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
یک همیشه تنها یک است و شاید در تمام عمرش نتواند چیزی بیش از یک عدد باشد اما بعضی وقتها می تواند دنیایی باشد یک نگاه یک نوشته یک دوست
آنچه هستی هدیه خداوند است به تو و آنچه می شوی هدیه توست به خدا پس بی نظیر باش
عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی آن وقت است که دیگر عشق نیست صدقه است
اگر دیدی بغض کردی ولی دلیل گریه کردن نداری اگه دنبال جایی می گشتی که داد بزنی بدون دل یه نفر برات تنگ شده
مو قعی که فرشته پنجره بهشت رو باز کرد من رو دید به من گفت امروز چه ارزویی داری؟گفتم خدایا همیشه مواظب اونی که داره این اس ام اس رو می خونه باش.
بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفت وگوی عمرت رو داشتی
همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه… واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی برات اشک میریزه… برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه… عاشقه کسی باش که دوستت بداره
زمانی که ناامید می شدی به یادآور که تاریکترین ساعت شب نزدیکترین لحظه به طلوع خورشیده…
نالله و انا الیه راجعون
فرستنده این پیام از دوریتان جان داد
می 30th, 2008 at 4:34 ب.ظ
عشق حادثه ای است که انسان های بزرگ را متعالی و انسان های کوچک را متلاشی می کند
ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یک قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم
خواب ناز بودم شبی…. دیدیم کسی در میزند…. در را گشودم روی او …دیدم غم است در می زند… ای دوستان بی وفا…از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی….. هر شب به من سر می زند
هر وقت آرام می شوید ، از قلبتان تشکر کنید که دستتان را به دامان آسمان رسانده است
اگر می خوای ارزشت را نزد خدا بدانی ، نگاه کن ببین ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چقدر است
در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که ببارí
ما شقایق های باران خورده ایم سیلی ناحق فراوان خورده ایم ساقه احساسمان خشکیده است زخم ها از تیغ وطوفان خورده ای
در غریبی ناله ها کر دم کسی یادم نکرد ، در قفس جاندادم و صیاد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگی سیرم نمود، آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
می 30th, 2008 at 4:39 ب.ظ
ما غم زده شهر خرابیم ، گر می نخوریم خانه خرابیم ، ما ز کسی کینه نداریم ، یک شهر پر از دشمن و یک دوست مثل تو داریم .
دوستی شوخی سرد آدماست ، بازی شیرین گرگم به هواست ، واسه کشتن غرور من و تو ، دوستی توطئه ثانیه هاست .
زمان به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست ، بوسیدن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست . . .
دوصت دارم اونم با ص صابونی تا همه تو کفش بمونن . . .
در بازی دل نگاه من مست تو بود ، هر برگ دلم شکسته پا بسته تو بود . من شاه دلم را به زمین انداختم ، اما چه کنم که تک دل دست تو بود .
گر کششی بین ماست ، این کشش قلب ماست . قلب تو گر آهن است ، قلب من آهنرباست .
از برگ گل نازکتری از هر چه گویم بهتری ، بسیار خوبان دیده ام اما تو چیز دیگری
می 30th, 2008 at 4:44 ب.ظ
دو تا آدم برفی در دو طرف رودخانه ای با دیدن هم ، عاشق هم میشن . اما رودخونه بینشون مانع شده بود . تصمیم میگیرن از عشق همدیگه آب بشن و تو رودخونه بریزن تا شاید تو رودخونه به هم برسن
آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت احساس میکنی ، به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستاره هاست
یه تکه بلور از جنس حضور ، یه یاس سپید به رنگ امید ، با هر چه صفاست از سوی خداست ، کز جانب من تقدیم شماست
هر روز ما دریافتی های موبایلمون رو باز میکنیم و پیامهایی رو که دوستانمو برامون فرستادن میخونیم ، اما چند بار قرآن رو باز میکنیم تا پیامهایی رو که خدا فرستاده بخونیم ؟
به غصه ها سنگ بزن ، تو صورتش رنگ بزن ، هر وقت دلت تنگ میشه ، فقط به من زنگ بزن
زمستان بهانه است ، برف از آسمان خسته شده . پاییز بهانه است برگ از درخت سیر شده . اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ شده
بلبلان را آرزویی جز گل و گلزار نیست ، دوستان را لذتی جز لذت دیدار نیست
گره های عشق: از یک سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشکـیـل یـــافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است.
می 30th, 2008 at 4:46 ب.ظ
اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالیه نفسهام قد بکش رو باور من زیر سایه بون دستام
یاد گرفتم که :۱. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. ٢. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند . ۳. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود .۴. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم
شادترین افراد لزوماً بهترین چیزها رو ندارن، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو میبرن
یک همیشه یک است . شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد . یک نگاه . یک سرنوشت . یک خاطره . یک دوست
اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش زیرا آن شادی که ما به دیگران می دهیم به دل ما بر می گردد
اولین باری که عاشقت شدم یادته ؟ من یه کرم سیب بودم و تو یه کرم ابریشم . من به تو قول دادم دیگه هیچوقت سیب نخورم و تو هم قول دادی دور خودت پیله نزنی . ولی نمی دونم چی شد که من طاقت نیاوردم و فقط یه خورده سیب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پیله بستی . … حالا دومین باره که عاشقت شدم ولی حالا من هنوز یه کرم سیبم و تو یه پروانه خوشگل تو پر زدی و رفتی و من موندم و سیبایی که جایی برای خورده شدنشون نمونده . از هر چی سیبه متنفرم
می 30th, 2008 at 4:49 ب.ظ
شکسپیر میگه : فراموش کن چیزی را که نمی توانی بدست آوری و بدست بیاور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی!
ناپلئون میگه : حرفیو بزن که بتونی بنویسیش ، چیزیو بنویس که بتونی امضاش کنی و چیزیو امضا کن که بتونی پاش وایسی…… پس : دوستت دارم، ( امضا ) !!
سلامم به گرمای قلب تو دوست دلم لحظه ای با دلت روبروست بگو عاشقی تا سلامت کنم تمام دلم را بنامت کنم
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان. قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد. محکوم شدم به تنهایی و مرگ. در کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم به تو بگویند دوستت دارم
زندگی به من آموخت چگونه گریه کنم ولی گریه نیاموخت چگونه زندگی کنم.تو به من آموختی دوستت بدارم اما نیاموختی چگونه فراموشت کنم!
می 30th, 2008 at 4:51 ب.ظ
روزگاریست در این کوچه گرفتار توام باخبر باش که در حسرت دیدار توام گفته بودی که طبیب دل هر بیماری پس طبیب دل من باش که بیمار توام
به من تو > ……………………..نفهمیدی؟ میگم به چشم من تو ماهی!!
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست
هرکه تو را دید ز خود دل برید رفته ز خود تا که رخت را بدید تیر غمت چون به دل من رسید همچو بگفتم که همه کس شنید من زتو دوری نتوانم دگر جانم از تو صبوری نتوانم دگر
کاش میشد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد کاش میشد در میان لحظه ها لحظه دیدار را نزدیک کرد
سریع ترین راه دریافت عشق بخشیدن آن به دیگران است. (آلبرت انیشتین)
من در این کلبه خوشم تو در آن اوج که هستی خوش باش من به عشق تو خوشم تو به عشق هرکه هستی خوش باش
ای مهربانم، ازین پس هرشب سراغت را از ماه می گیرم و هر روز به خورشید می سپارمت تا مبادا به سایه غم گرفتار شوی…
می 30th, 2008 at 5:33 ب.ظ
زندگی , بی (شین), بی (قاف), بی (عین) ,,,,, نمیشه نمیشه نمیشه
به خدا نمیشه
بی (شین), بی (قاف), بی (عین) نشی الهی ,,,, بلند صلوات بفرست
می 30th, 2008 at 5:36 ب.ظ
البته هول شدم جای جای کلملت واشتباه نوشتم
تصحیح میکنییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم :
بی (عین), بی (شین), بی(قاف) نشی الهی ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, صلوات دوم روبلند بفرست
.
.
.
توروخدا ببخشید آبروم رفت ؟؟؟؟؟
می 30th, 2008 at 5:40 ب.ظ
زندگي مستطيلي است به طول خاطرات به عرض مشكلات به قطر دوستي به رنگ آفتاب به محيط محبت و به مساحت عشق .
می 30th, 2008 at 6:33 ب.ظ
خیلی بیمزه است
می 30th, 2008 at 6:42 ب.ظ
بچه ها اين صفحه چت روم سايت چرا بالا نمي ياد؟
می 30th, 2008 at 8:20 ب.ظ
بچه ها من تازه به جمع شما پيوستم متاسفانه پيامي ندارم چون همدمي ندارم!!!!!!
اگه كسي مايله با من دوست بشه به شمارم smsبزنه ممنون ميشم!!!؟؟؟؟
منتظرم bay
می 31st, 2008 at 5:48 ق.ظ
سلام صبحتون
بخیر وشادی شیفتم تمام شد رفتم بخوابم شب نگهبان بودم
می 31st, 2008 at 5:50 ق.ظ
مینا چی بیمزه بود
می 31st, 2008 at 5:53 ق.ظ
ترکه از مکه اومد بهش گفتن چه خبر گفت خدا خونه نبود همه تو حیاط ولو بودند
می 31st, 2008 at 6:00 ق.ظ
یاد ار که شلوار تو را در کردم یک عضو زه اعضای تو را تر کردم یک لوله بر از اب نهادم به درت هر چه تو جیغ زدی فروتر کردم تو ذهنت چیزی تجسم نکن بی جنبه منظورم امبول بود نه چیز دیگه
می 31st, 2008 at 6:12 ق.ظ
در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در میزند در را گشودم روی او دیدم غم است در میزند ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا غم با ان همه بیگانگی هر شب به من سر میزند
همچنین عضو جدید بهزاد را به نوبه خودم تبریک عرض میکنم بی معرفت ها یکی هم به من تبریک بگه تا احساس غربت و تنهایی به سرم نزند از الان شروع به مدت یک روز کسی که اولین نفر تبریک گفت یک سیم کارت ایران ول هدیه میگیره ضمنا مهلت شرکت به هیچ عنوان تمدید نمیگردد عزیزان هم اکنون نیاز مند دلداری شما هستم
می 31st, 2008 at 9:28 ق.ظ
میگن ادما مثل کتاب میمونن که تا وقتی خونده نشن برای بقیه جالبن. میگن وقتی خونده شدی میرن سراغ یه کتاب دیگه ، میگن مواظب باش خودتو یه دفعه نشون ندی تا زود تمام نشی ، تا تنها نمونی
می 31st, 2008 at 9:44 ق.ظ
البته قابل توجه آقا رضا از هرمزگان
می 31st, 2008 at 9:49 ق.ظ
خدایا
آتش مقدس “شک” را
آنچنان در من بیفروز
تا همه ی “یقین”هایی را که در من نقش کرده اند،بسوزند.
وآنگاه از پس توده ی این خاکستر،
لبخند مهراوه برلب های صبح یقینی،
شسته از غبار،طلوع کند.
خدایا
به هرکه دوست می داری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتر است ،
وبه هرکه بیشتر دوست می داری ،بچشان
که دوست داشتن از عشق برتر!
دکتر علی شریعتی
می 31st, 2008 at 9:56 ق.ظ
عشق عینك سبزیست كه كاه را یونجه می بیند
می 31st, 2008 at 10:00 ق.ظ
اکنون که برایت می نویسم قلب سردم را همراه کاروان عشق به سویت روان میکنم تا تو گل معطر که عشق از دلت لبریز است همواره شاداب و پیروز باشی اکنون قلب پژمرده ام را میشکافم و قطره خونی را که از اعماق قلب سردم جاری می شود به عنوان سلام برایت تنها گل تنهاییم می فرستم .
عزیزم نمیدونم چطور قلبمو تقدیم عشق زیبایت کنم . عزیزدلم زندگی دریای پرتلاطمی است که موجهای آن ما را به هر سویی پرتاب میکند . زندگی عشقی است که ما در آن گم میشویم و روزی خود را پیدا میکنیم که دیگر دیر شده و ما مانند ماهی که موجهای دریا آن را به خشکی پرتاب میکند و ماهی بر اثر بی آبی جان میدهد و میمیرد یا مانند گلی پژمرده و پرپر شده میشویم زندگی دوران و گذرانی است بر دلهای عاشق . زندگی را به خاطر عشق پاکت به خاطر خنده های زیبایت به خاطر وجودت در کنارم دوست دارم ولی افسوس که درمانده عشق تو شدم و عشق تو تمام ذهن و وجودم را در بر گرفت . فاصله بین من و تو خیلی زیاده مثل زمین و آسمون ولی دوست داشتم دلامون مثل دو تا آهنربا همیشه به هم چسبیده بود و تا ما رو از هم جدا میکردند دوباره یه کششی ما رو به سوی همدیگه می کشوند و به همدیگه می چسبیدیم و از هم جدا نمیشدیم . کسی که لحظات خوش و زیبای زندگی خودشو با عشق تو رنگین میکنه منم منی که عاشقانه به عشق تو زندگی میکنم . کاش درکم می کردی و هرگز پرپرم نمیکردی . تو با رفتنت منو پرپر کردی پرپر شدن به خاطر تو به خاطر تمام خنده های تو به خاطر تمام خنده هایی که از صورت زیبای تو گرفتم هیچوقت خنده هات یادم نمیره یه آرامش روحی و ذهنی بود برام نمی خواستم هیچوقت از دستت بدم نمی خواستم هیچوقت تنهام بذاری نمی خواستم باور کنم که رفتی و تنهام گذاشتی دوست داشتم همیشه پیشم باشی و در کنارم باشی و مال خود خودم باشی ولی روزهایی که احساس تنهایی و بی کسی میکنم می بینم واقعا ُ از پیشم رفتی رفتی واسه همیشه ولی عزیزم هیچوقت فراموشت نمیکنم و همیشه در زندگیم بهترین و قشنگترین دعاها رو پشت سرت نثارت میکنم فقط به خاطر عشق تو به خاطر خنده های زیبای تو می گویم تا همیشه دوستت دارم تا وقتی که نفس میکشم حتی در آخرین نفسم میگویم :
ای پرستوی کوچک و زیبای من عاشقانه می پرستمت
می 31st, 2008 at 10:06 ق.ظ
پسر احمدی نژاد داشت توی خونه فیلم پورنو نگاه می کرد. باباش یک دفعه وارد شد. پسره دستپاچه شد و گفت: بابا! بیا ببین این صهیونیست های بی شرف دارن با این زن فلسطینی بیچاره چی کار می کنن
می 31st, 2008 at 10:06 ق.ظ
اگر دلتان می خواهد خواب احمدی نژاد را ببینید، چهل روز حمام نروید و چهل شب آشغال ها را سر ساعت نه در خانه بگذارید تا شب چهلم احمدی نژاد به خواب تان بیاید
می 31st, 2008 at 10:12 ق.ظ
از منزل كفر تا به دين يك نفس است
وز عالم شك تا به يقين يك نفس است
اين يك نفس عزيز را خوش مي دار
چون حاصل عمر ما همين يك نفس است
می 31st, 2008 at 10:19 ق.ظ
به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه
می 31st, 2008 at 10:20 ق.ظ
محبت مثل سکه می مونه که اگه بیفته تو قلک قلب نمیشه درش بیاری ،
اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی تقديم به سحر خانم
می 31st, 2008 at 10:28 ق.ظ
آرشی دگر خواهم شد
می روم بر بالای دماوند
کمان بر خواهم کشید و تیری زنم
اینبار سوی جنوب نه سوی سمر قند
تیر می رود جان من نیز
جان می دهم پر پر شوم چون گل یاس
ولی دلشاد از آنم که تیر می رود
می رود و نشیند آن سوی خلیج فارس
فریاد بر آرد و رسا گوید:
این مرز ایران است بیشه ی شیران است
دست ددان کوته زین دیار باد
نام خلیج فارسش تا همیشه جاودان است
می 31st, 2008 at 10:29 ق.ظ
خیلی وقت ها هوس می کنیم انقدر حرف بزنیم و حرف بزنیم که یکی پیدا شود و بگوید خواهشا بس کنید ! مثل امروز من که یکدفعه گفتند باید بروی و من سرگردان شدم که با کسانی که بر جایم می مانند چه کنم ؟ حتی فرصت از بین بردن این هوس ها هم نیست . به همین دلیل فقط می گویم خدا نگهدار …
می 31st, 2008 at 10:38 ق.ظ
خروسه سر کلاس به مرغه می گه بهم نوک میدی ؟ مرغه میگه نه ! خروسه می گه نده به جهنم ! با خودکار می نویسم.
می 31st, 2008 at 10:40 ق.ظ
از خدا پول خواستم، بانك داد،
درخت خواستم، جنگل داد،
اتاق خواستم، خونه داد،
.
.
.
حالا ميترسم ازش تو رو بخوام يه گله گوسفند بد
می 31st, 2008 at 11:25 ق.ظ
وقتي معلم پرسيدعشق چندبخشه؟
زود دستموبالابردم گفتم :يك بخش
اما از وقتي توروشناختم فهميدم
عشق 3 بخشه
عطش ديدنت
شوق بودنت
واندوه بي تو موندنت
می 31st, 2008 at 11:27 ق.ظ
……….من و تو گرچه اسیر یم …………..
…………….حیف از غصه بمیریم…………….
………………….. بیا تا آخر دنیا بشینیم و پر نگیریم…………………..
………………..جای پر زدن زمین نسیت توی قلب آسمون ………………..
…………………….قصه مرگ جدایی تو کتابا جا می مونه………………..
می 31st, 2008 at 11:34 ق.ظ
من از تجربه هاي تلخ آموختم که هيچ شاخه اي از هيچ ساقه اي جدا نيست و هيچ ساقه اي از هيچ
برگي راضي نيست…برگ از درخت دلخوره پاييز بهانه اي بيش نيست…پرنده هميشه بر درخت ثابت
نيست…اما تو بي حاصل به خاک ايمان آوردي؟…ميشه مثل يه قطره اشک منو از چشمهات
بندازي…ولي من نمي تونم جلوي اشکم رو که از رفتن تو سرازير شده بگيرم…ببين ..من يه دل
دارم که
کارش منت کشيدنه….تو مقصر نيستي خودم خواستم کنار آرزوهات اردو بزنم
می 31st, 2008 at 11:53 ق.ظ
لره ميره دستشوئي عمومي طول اش ميده وقتي بيرون ميآيد بهش ميگن خسته نباشي لره ميگه شيرين كام باشي
می 31st, 2008 at 12:00 ب.ظ
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست
می 31st, 2008 at 12:02 ب.ظ
يک روز به يکي ميگن يک مورچه نر بيار …!ميره مياره بعد بهش ميگن از کجا فهميدي
نره؟…مي گه آخه جلوي
مدرسه دخترانه بود
می 31st, 2008 at 12:04 ب.ظ
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو … بنويس
می 31st, 2008 at 12:06 ب.ظ
۱۰شاخه گل برات مي فرستم ۹ تا طبيعي آخريش مصنوعي يه کارت ميزنم بهش که روش نوشته : تا وقتي آخرين گل پژمرده بشه دوستت دارم
می 31st, 2008 at 12:09 ب.ظ
عشق از دوستي پرسيد:فرق من و تو چيست؟دوستي گفت من آدمارو با سلام آشنا ميكنم تو با نگاه
من آدما رو با دروغ جدا ميكنم تو با مررررررررررررررررررگ
می 31st, 2008 at 12:17 ب.ظ
عزيزه دلم هرگز کسي را نااميد نکنيد ، شايد اميد او همه ي دارايي اش باشد
——————————————————————————–
با هم کنار برکه نشسته بوديم پرسيد: براي چه زنده ماندي و زندگي ميکني؟ !!!در حاليکه که از ته دل فرياد ميزدم فقط براي تو، گفتم: براي هيچ پرسيدم تو براي چه زنده ماندي و زندگي ميکني؟ پاسخ داد: براي کسي که براي هيچ زنده مانده و زندگي ميکند
——————————————————————————–
اگه سهم من از اين همه ستاره فقط سو سوي غريبي است , غمي نيست . همين انتظار رسيدن شب برايم کافي است.
می 31st, 2008 at 12:21 ب.ظ
کسي را براي دوستي انتخاب کن که قلب بزرگ داشته باشه تا مجبور نشي براي اينکه در قلبش جا بگيري خودت را کوچک کني…
می 31st, 2008 at 12:26 ب.ظ
ميدوني چرا وقتي ميخوايم بريم تو رويا چشمامونو ميبنديم؟يا وقتي ميخوايم گريه کنيم؟يا وقتي ميخوايم فکر کنيم؟يا………..
براي اينه که قشنگترين چيزها تو اين دنيا قابل ديدن نيستند…به خاطر همين من هميشه پيش تو چشمامو ميبندم…
به كسي باور نكن
كه نزدت بيادو بگه:دوست دارم.ولي به اون كسي باوركن كه با چشمان
اشك آلود نزدت بيادو بپرسه:تو منو دوست نداري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم…
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود…
اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد…
هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود…
شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي…
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد …
می 31st, 2008 at 12:36 ب.ظ
حسِ غريبي است دوست داشتن.وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن… وقتي ميدانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد … ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش ميگيريم هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر ، ما بي رحم تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شدهاند
دوست دارم يک شبه صد سال پير شوم در کنار خياباني بايستم تو مرا بي آنکه بشناسي از ازدحام تلخ خيابان عبور دهي … هفتاد سال پير شدن يک شبه به حس گرمي دست هاي تو هنگامي که مرا عبور مي دهي بي آنکه بشناسي، مي ارزد نه… بيش از آن مي ارزد. دستهايت را مي گيرم هرشب از ميان تمام ستاره ها عبورت مي دهم تا به خوابم بيايي . بعد همان جا رهايت مي کنم، تا گم شوي . کاش هفتاد سال بگذرد … و تو بي آنکه بداني پيوسته گم شوي در خيالم ، تا من هيچ گاه بيدار نشوم خوابيدنِ ابديِ من به هميشه ديدنِ رويايِ تو مي ارزد، نه … بيش از آن مي ارزد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عشق همان پروانه ايست كه اگر سفت بگيري له مي شود و اگر سست بگيري مي گريزد…
البته اول بايد بتوني بگيريش!!
امشب به ياد تو به ياد اولين سلام آشنا
با آخرين فرياد بي صدا مي گويم با شب شعر تنهاي را
توي دنيا 3تا دوست دارم… خورشيد، ماه و تو. اولي رو براي روزم ميخوام / دومي رو واسهي شبم ميخوام / ولي تو رو براي تک تک لحظههاي زندگيم ميخوام
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
بهت نمي گم كه دوست دارم ولي قسم ميخورم كه دوست دارم بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم چون همه چيزم تويي نمي خوام كه خوابت رو ببينم چون تو خيلي خوش تر از خوابي اگه يه روز چشمات پر اشک شد ودنبال يه شونه بودي تا گريه کني صدام کن قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني صدام كن قول ميدم ساكت بمونم
اگه كسي ديونه ات بود عاشقش باش
اگه عاشقته دوسش داشته باش
اگه دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده
اگه بهت علاقه نشون داد ، فقط بهش يه لبخند بزن
اينطوري وقتي هميشه ازش يه پله عقب تر باشي
اگه يه وقتي خسته شد و يه پله ازت عقب موند تازه ميشيد مثل هم
من از چشمان خويش آموختم درس محبّت را *** که هر عضوي به درد آيد به جايش ديده مي گريد
من دلم مي خواهد با طلوع خورشيد، جاي هر قطره ي شبنم،روي هرگلبرگي بنويسم،دوستت ميدارم.
هر وقت خواستي عجيت ترين چيزو بيبيني به آسمون پر ستاره نگاه كن و هر وقت احساس تنهايي كردي به آسمون نگاه كن و كسي كه اونو آفريده به يادت بيار
گاهي به آسمان نگاه كن شايد آبي ان در تو اثر كند………..و دلت را آبي كند……………گاهي به آسمان نگاه كن
هيچ بادي نتوانست که پيغام مرا پشت ديوار دل او ببرد لا اقل روزي اگر پرسيد در مورد عشق پس بگوييد به او عشق همان بود که من به تو مي ورزيدم
هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه… واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه… براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه… عاشقه کسي باش که دوستت بداره
کم کمک وقت خداحافطي ما از راه رسيده هواي تازه ي تنها يي ها از راه رسيده بغلم کن آخرين بار وقت رفتن رسيده يک کمي خنده واسه روزاي باروني دارم که مي خوام توي جيبم نزديک قلبم بذارم يه بغل خاطره از تو توي کوله بارمه يک کمي اشک و گلايه لاي دستمال پيچيدم وقتي دلم تنگ تو شد غم تو توشه ي راهمه
انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري
خدايا
مرا شكار شيركن
پيش از انكه خرگوش را
شكار من كني!!!!!!!
می 31st, 2008 at 12:44 ب.ظ
هروقت دل کسی رو شکستی روی دیوار میخی بکوب تا ببینی چقدر دل شکستیهروقت دلشان را به دست اوردیمیخی را از روی دیوار بکن تا ببینی چقدر دل به دست اوردیاما چه فایده…؟؟که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند
می 31st, 2008 at 1:05 ب.ظ
اي كه مرا دوست ميداري تو
از كنار من نرو
چون از توري تو من خاك مي شوم در حسرت تو دود
و فنا
يک شب از خدا خواستم تا مرا از دست عشق آزاد کند ! خدا دعايم را مستجاب کرد و من به سنگ تبديل شدم …!!!
باور كن كه….
لازم نيست كسي به غير از خودتان باشيد فقط كافي است از كسي كه قبلاً بوده ايد بهتر باشيد
***********************
يك همسر فقط همراه آدم نيست او كل تقدير است
*************************
انسان عاشق زيبايي نمي شود بلكه آنچه عاشقش مي شود در نظرش زيباست
**************************
زندگي آن نيست كه هر چه مي خواهيد داشته باشيد بلكه آن است كه هر چه داريد بخواهيد
*********************** ***
كسي كه نمي تواند احمق شود نمي تواند عاقل باشد
***************************
بزرگي را به كس نمي بخشند بايد خود آن را به دست آوري
****************************
گاهي اوقات در زندگي خيلي زود دير مي شود
*****************************
براي اينكه بزرگ باشي نخست كوچك بودن را تجربه كن
*****************************
هر كس با حق گلاويز شود حق او را به زمين مي افكند
******************************
هرگز به دنبال كسي نبوده ام كه بتوانم با او زندگي كنم بلكه به دنبال كسي بودم كه نتوانم بي او زندگي كنم.
طليعه عشق آخرين تابش عقل است
لرد بايرون : عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست
ديز رائيلي : همه بخاطر عشق زاده شده ايم
…. عشق پايه و اساس هستي و تنها پايان آنست
فرانگلين : اگر مي خواهيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد
بوسه يعني وصل شيرين دولب. بوسه يعني عشق در اعماق شب. بوسه يعني مستي از مشروب عشق. بوسه يعتي آتش و گرماي تب. بوسه يعني لذت از دلدادگي لذت از شب لذت از ديوانگي. بوسه يعني حس خوبه طعم عشق طعمه شيريني به رنگ سادگي . بوسه يعني آغازي براي ما شدن. لحظه اي با دلبري تنها شدن. بوسه اتش ميزند بر جسم و جان . بوسه بر ميدارد اين شرم از ميان. بوسه يعني شادي و شور و نشاط . بوسه يعني عشق خالي از گناه. بوسه يعني قلب تو از آنه من. بوسه يعني تو هميشه ماله من
دستانم طمع بيابان ميدهند.اما دلم دريايي و قلبم آسماني است.پس باران خواهد باريد
نگاهم كردي و راز نگاهت را نفهميدم
كنارم بودي اما من حضورت را نفهميدم
تو از پرواز گفتي از غروب انتظار
و من معناي خورشيد وصالت را نفهميدم
حرفهاي ما هنوز نا تمام تا نگاه مي كني وقت رفتن است.
باز هم همان حكايت هميشگي پيش از انكه با خبر شوي لحظه عزيمت تو ناگزير ميشود. آه اي دريغ و حسرت هميشكي ناگهان چقدر زود دير ميشود
راز عشق در اين است که بيشتر با نگاه حرف بزني ، زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند . اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کني ، مثل آن است که پنجره ها را با پرده هاي زيبايي بيارايي و به خانه گرما و جذابيت ببخشي.
بزرگترين آرزوم اينه كه كوچكترين آرزوي تو باشم
داني که چرا ز ميوها سيب نکوست: نيمي رخ عاشقست نيمي رخ دوست اين زرد و سرخي که در او مي بيني: زرديش رخ عاشقست سرخيش رخ دوست
در شبي خيالي باز به خيال آمدنت پلكهايم را با اشك خيس نگه داشتم تا مبادا درغفلتي بسته ايد و تو گذر كني و من در خواب بمانم
تمام ناتمام من با تو تمام مي شود…
من از طرز نگاه تو اميد مبهمي دارم
نگاهت را نگير از من که با آن عالمي دارم
من در نگاه پريشان تو خود را گم كردم نميدانم در كجاي اين پهنه خود را باز بيابم
نه!!!
هرگز شب را باور نكردم
چرا كه
در فراسوهاي دهليزش
به اميد دريچه اي دل بسته بودم
با شب چه رازها كه نگفتم
اما شب هم راز دار نبود
چو با ستاره ها نشست
راز را نگه نداشت
زبان گشود
هيچ مي داني تک تک آن ستاره هايي که هر
شب نگاه خسته اما مشتاقت را به آنها مي دوزي و
آرزو ميکني که کاش مي توانستي با دستهايت سهم
خودت را از آسمان برداري .
اگر تو بخواهي مي توانند؟؟؟
فقط اگر بخواهي
عشق همانند پروانه ايست كه اگر سفت بگيري له مي شود و اگر سست بگيري مي گريزد .
هفت شهر عشق
شهر اول : نگاه و دلربايي
شهر دوم : ديدار و آشنايي
شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي
شهر چهارم : بهانه،فکر،جدايي
شهر پنجم : بي وفايي
شهر ششم : دوري و بي اعتنايي
شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي
بنام حضرت عشق
مهم نيست چند بهار را در کنار هم زندگي کنيم* مهم اين است که چند لحظه بهاري زندگي کنيم. يادمان باشد عمر کوتاه است * مثل گلهاي بهاري و در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب به هم نگاه کنيم و همه ي ناگفته هاي مهرآميز يک عمر را در چند ثانيه به هم بگوييم
خدايا گر تو درد عاشقي را ميکشيدي توهم زهر جدايي رو به تلخي ميچشيدي اگر چون من به مرگ آرزوها ميرسيدي پشيمان ميشدي از اينکه عشق رو آفريدي
بگو هرگز سفر کردي؟…. سفر با چشم تر کردي؟…. کسي را بدرقه با اشک تو با خون جگر کردي؟ ز شهر آرزو هايت به ناکامي گذر کردي
كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم:
بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن
هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن
حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن
Lazati ke dar feragh hast dar vesal nist.Chon dar feragh shoghe vesal hast o dar vesal tarse az feragh.
تو از طريق قلبت با قلب ديگري ارتباط مي گيري… اين رابطه كلامي نيست به حرف در نمي آيد و با هيچ معيار ذهني قياس نمي شود. از قلب عشق و اعتماد زاده مي شود. ذهن هميشه ترديد دارد در حالي كه عشق كاملاً اعتماد مي كند. عشق از بدن چهارم مي آيد بنابراين با معيارهاي بدن هاي پايين تر قابل سنجش نيست و فقط به وسيلة آنها به نحوي محدود حس مي شود. شما وقتي كسي را دوست داريد تنها از حضورش شاد مي شويد و ديگر نيازي به هيچ چيز ديگري نداريد
سالها پيش از كنار دريا عبور كردي و الان سالهاست كه دريا براي بو سيدن جاي پايت مي ايد و مي رود
كاش مي دانستي انتظار ديدنت چه مجازاتي است . . . شايد ديگه تنهام نمي زاشتي
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست
فرقي نمي كند گودال آب كوچكي باشي يا درياي بيكران… زلال كه باشي، آسمان در توست
تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم
هرشب كه ميخوابم خواب تو را ميبينم هرچه بيشتر ميخوابم تو را بيشتر ميبينم اگر بدانم مردگان هم خواب ميبينند ميميرم تا تو را هميشه در خواب ببينم….
مي گن شمشير تيز همه چيزو دو تا مي کنه بنازم که شمشير عشق دو تا رو يکي مي کنه
خدا به انسان دو دست داده دو تا پا داده دو تا گوش داده ولي ميدوني چرا يه دونه قلب داده براي اينکه بگردي دوميشو پيدا کني
كاش مي شد سرنوشت را از سر نوشت
دنيا را بد ساخته اند……… كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد. كسي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است
بهش گفتم من بيشتر دوست داري يا دنيارو؟گفت تورو.بهم گفت من بيشتر دوست داري يا دنيارو؟گفتم دنيارو.ناراحت شدو رفت.اما دميدونست كه دنياي من اون بود………
zendegi male to marg male man ……… rahati male to gereftari male man ………… shadi male to gham male man ………….. hame male to VALI TO MALE MANNNNNNNNNNNNN ????
حسِ غريبي است دوست داشتن.وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن… وقتي ميدانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد … ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش ميگيريم هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر ، ما بي رحم تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شدهاند
دوست دارم يک شبه صد سال پير شوم در کنار خياباني بايستم تو مرا بي آنکه بشناسي از ازدحام تلخ خيابان عبور دهي … هفتاد سال پير شدن يک شبه به حس گرمي دست هاي تو هنگامي که مرا عبور مي دهي بي آنکه بشناسي، مي ارزد نه… بيش از آن مي ارزد. دستهايت را مي گيرم هرشب از ميان تمام ستاره ها عبورت مي دهم تا به خوابم بيايي . بعد همان جا رهايت مي کنم، تا گم شوي . کاش هفتاد سال بگذرد … و تو بي آنکه بداني پيوسته گم شوي در خيالم ، تا من هيچ گاه بيدار نشوم خوابيدنِ ابديِ من به هميشه ديدنِ رويايِ تو مي ارزد، نه … بيش از آن مي ارزد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عشق همان پروانه ايست كه اگر سفت بگيري له مي شود و اگر سست بگيري مي گريزد…
البته اول بايد بتوني بگيريش!!
امشب به ياد تو به ياد اولين سلام آشنا
با آخرين فرياد بي صدا مي گويم با شب شعر تنهاي را
توي دنيا 3تا دوست دارم… خورشيد، ماه و تو. اولي رو براي روزم ميخوام / دومي رو واسهي شبم ميخوام / ولي تو رو براي تک تک لحظههاي زندگيم ميخوام
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
بهت نمي گم كه دوست دارم ولي قسم ميخورم كه دوست دارم بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم چون همه چيزم تويي نمي خوام كه خوابت رو ببينم چون تو خيلي خوش تر از خوابي اگه يه روز چشمات پر اشک شد ودنبال يه شونه بودي تا گريه کني صدام کن قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني صدام كن قول ميدم ساكت بمونم
اگه كسي ديونه ات بود عاشقش باش
اگه عاشقته دوسش داشته باش
اگه دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده
اگه بهت علاقه نشون داد ، فقط بهش يه لبخند بزن
اينطوري وقتي هميشه ازش يه پله عقب تر باشي
اگه يه وقتي خسته شد و يه پله ازت عقب موند تازه ميشيد مثل هم
من از چشمان خويش آموختم درس محبّت را *** که هر عضوي به درد آيد به جايش ديده مي گريد
من دلم مي خواهد با طلوع خورشيد، جاي هر قطره ي شبنم،روي هرگلبرگي بنويسم،دوستت ميدارم.
هر وقت خواستي عجيت ترين چيزو بيبيني به آسمون پر ستاره نگاه كن و هر وقت احساس تنهايي كردي به آسمون نگاه كن و كسي كه اونو آفريده به يادت بيار
گاهي به آسمان نگاه كن شايد آبي ان در تو اثر كند………..و دلت را آبي كند……………گاهي به آسمان نگاه كن
هيچ بادي نتوانست که پيغام مرا پشت ديوار دل او ببرد لا اقل روزي اگر پرسيد در مورد عشق پس بگوييد به او عشق همان بود که من به تو مي ورزيدم
هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه… واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه… براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه… عاشقه کسي باش که دوستت بداره
کم کمک وقت خداحافطي ما از راه رسيده هواي تازه ي تنها يي ها از راه رسيده بغلم کن آخرين بار وقت رفتن رسيده يک کمي خنده واسه روزاي باروني دارم که مي خوام توي جيبم نزديک قلبم بذارم يه بغل خاطره از تو توي کوله بارمه يک کمي اشک و گلايه لاي دستمال پيچيدم وقتي دلم تنگ تو شد غم تو توشه ي راهمه
انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري
خدايا
مرا شكار شيركن
پيش از انكه خرگوش را
شكار من كني!!!!!!!
می 31st, 2008 at 1:07 ب.ظ
اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ ميگويد!!! حقيقت را کسي ميگويد که براي تو زندگي مي کند
———————————–
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ايم از ما نرنجند.
————————————
پس از آخرين ديدار با دوستانت يادت باشد که ، به دوستاني فکر کن که ديگر فرصتي براي در آغوش کشيدن يکديگر ندارند
—————————————-
سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني
———————————–
اگر هميشه همان کاري را که انجام داده ايد تکرار کنيد ، چيزي بيش از آنچه تا کنون به دست آورده ايد، به دست نخواهيد آورد.
—————————————–
بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است
———————————–
خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد.
——————————————-
در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا مي گذارد . در کنارت ژرفاي آرامش را احساس ميکنم و بي تو سيل بي رحم تنهايي مجالم نمي دهد
———————————
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد …
————————————-
اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم
هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي
رنگين کمان من!!!
————————————-
دستم بوي گل ميداد ، مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند
ولي هيچ کسي فکر نکرد شايد گلي کاشته باشم
——————————————
تحمل تنهايي از گدايي دوست داشتن آسان تر است. تحمل اندوه از گدايي همه ي شادي ها آسان تر است
———————————————-
هنگامي که محبت به شما اشاره مي کند،
به دنبالش برويد،
اگر چه داراي راههاي دشوار و پر فراز و نشيب بوده باشد
————————————
دنبال نگاهها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال
دارايي نرو چون كمكم افول ميكنه دنبال كسي برو كه
باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز
تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه.
——————————–
دقايقي توي زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ
ميشه كه ميخواي اونو را از رويات بيرون بكشي و توي
دنياي واقعي بغلش كني.
—————————————-
رويايي رو ببين كه ميخواي. جايي برو كه دوست داري.
چيزي باش كه ميخواي باشي. چون فقط يك جون داري و يك
شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي.
————————————–
اي همزبان بي صداترين فريادهايم
حتي وقتي سکوت تنها حرفي است که براي گفتن دارم
————————————–
گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره
می 31st, 2008 at 3:55 ب.ظ
اول سلام
آن دم که با تو ام
((ای آنکه زنده از نفس توست جان من
آن دم که با توام، همه عالم ازآن من
آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
میریزد آبشار غزل از زبان من
آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
سیمرغ کی رسد به بلندآسمان من
بنگر طلوع خندهی خورشید بر لبم
زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!
با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
خود خواندهای به گوش من این، مهربان من
می 31st, 2008 at 4:00 ب.ظ
پايان ِ من
***گفتی که پــَر بکش ، برو از آسمان من
باشـد ، قبـول ، کفتر ِ نا مهربان من
هر بار گفته ام که : تو را دوست دارمت
پـُر می شود از آتش ِعشقت دهان من
این جمله که برای بیانش به چشم تو
افتـاده است باز به لکنـت ، زبان من
آنقدر عاشقـم که تو عاشـق نبوده ای
دیگر رسیـده کارد ، بر این استـخوان من
نه ، شاهنامه نیست که تو پهلوان شوی
این یک تراژدی ست ـ غم ِداستان من
یک شب بیا و ضامن ِ من باش نازنین !
وقتی دخیـل ، بستـه به تو آهوان ِ من
دل بــرکن و به شهـرِ دل ِ من بیا عزیز!
زخـم زبان مردم ِ چشـمت ، به جان ِ من
باید که باز با تو خـدا حا فظـی کنـم
آخر رسیـده است به پایـان ، زمان من ***
برای کسی که دلم را شکست …. رفت …. بی خیال همه چیز شد
و………. وقتی آمد که خیلی دیربود …………..
وقتی رفت اشک وآه برای من بود وتمام دنیا به اوخندید …..
وقتی برگشت ….. ازوقتی که برگشته تا آخردنیا افسوس مال او خواهد بود ….
می 31st, 2008 at 4:04 ب.ظ
بچه ها یه شعرازخودم تقدیم همه تون :
“*” بازامشب هوس چشم سیاهت کردم
من درآن چشم ترت عشق سیاحت کردم
اگرم ازدر خود بازبرانی توبه خشم
من تو را بر سر سجاده زیارت کردم
می 31st, 2008 at 6:28 ب.ظ
شعربسيار زيبائي بود سحر خانم شما زيبا شعر ميگيد!!
می 31st, 2008 at 6:30 ب.ظ
عشق آن نيست كه هر لحظه كنارش باشي عشق آن است كه پيوسته به يادش باشي
می 31st, 2008 at 6:30 ب.ظ
يه روز يه آقاهه ميره تو مغازه و ميگه: آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه “تو تنها عشق من هستي” ؟
فروشنده هم ميگه : بله
آقاهه : لطفا 16 تا ازش بدين !!
می 31st, 2008 at 6:32 ب.ظ
دوست داشته باش و زندگي كن!زمان براي هميشه از آن تو نيست
می 31st, 2008 at 6:33 ب.ظ
هر گاه ديدي در اوج قدرت هستي به حباب فكر كن
می 31st, 2008 at 6:35 ب.ظ
از اینکه زندگیتان پایان می یابد نترسید …از این بترسید که زندگی را هیچ گاه آغاز نکنید
می 31st, 2008 at 6:36 ب.ظ
وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره مي کنی و مسخرش ميکنی اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته
می 31st, 2008 at 6:39 ب.ظ
مثل اينك دارم با خودم صحبت ميكنم بدرود…………………
ژوئن 1st, 2008 at 11:12 ق.ظ
میمونیم من و تو تنها تو این شب بارونی
اینقدر میخونم واست تا آخرش بدونی
چه شبا منتظره دستای پر مهرت بودم
تا طلوع خورشید واسه دلم میخوندم…
اما حیف از این همه وقت که به پای تو گذشت
نفهمیدم چه طور شد که آب از سرم گذشت
حاصل تنهاییای یه عمر شد بی قراری
فقط انتظااار تا شاید بیایی.
چه شبا منتظره دستای پر مهرت بودم
تا طلوع خورشید به انتظار می موندم
تا شاید یه غریبه از راه برسه…
بگه دیگه غصه بسه
منتظر باش تا یارت از راه برسه……….
ژوئن 1st, 2008 at 11:14 ق.ظ
تو را به جاي همه ي كساني كه نشناخته ام دوست دارم
تو را به جاي همه ي روزگاراني كه نزيسته ام دوست دارم
براي خاطر عطر نان گرم
براي خاطر برفي كه آب مي شود
به خاطر نخستين گناه
به خاطر دو ست داشتن دوستت دارم
به جاي تمام كساني كه دوست نمي دارم دوستت دارم
ژوئن 1st, 2008 at 11:16 ق.ظ
ميدوزم
شادي را به غم
زياد را به كم
درخت را به ريشه
گاهي را به هميشه
ستاره را به آسمان
زمين را به كهكشان
كهنه را به نو
و
.
.
.
خودم را به تو…
ژوئن 1st, 2008 at 11:40 ق.ظ
حرفي بزن با من ، زيباي بي تكرار
من را ببر با خود ، تا لحظه ي ديدار
حرفي بزن با من ، اي بهترين آغاز
از انتهاي من ، تا اوج يك پرواز
من با تو رفتم تا ، آبي ترين آبي
از تو رسيدم من ، به شب آفتابي
من با تو من بودم ، عاشقِ فرداها
نه مثل امروزم ، خاموشِ روياها
هميشه محبوبم ، من با تو من بودم
در شبِ تبعيدي ، من شب شكن بودم
تكرار اسمم باش ، سياهي مانا نيست
بگو كه با مايي ، نگاهت خوانا نيست
نگاهي كن از ما ، تا داغ ترين خورشيد
از اين غزل دارَت ، تا يك آسمان اميد
با تو شكفتم من ، هم قد آغوشت
اين من ديروزست ، كه شد فراموشت
ژوئن 1st, 2008 at 12:28 ب.ظ
خواب ناز بودم شبي…. ديديم كسي در ميزند…. در را گشودم روي او …ديدم غم است در مي زند… اي دوستان بي وفا…از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي….. هر شب به من سر مي زند
منتظر ديدار تو هستم، سهل است بگويم که گرفتار تو هستم، من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از مني و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم
عصري است غريب وآسمان دلگيراست،افسوس براي دل سپردن ديراست،هربار
آنچه زيباست عزيز نيست آنچه عزيز است زيباست و تو زيباتريني
شب شده بود، گل آفتاب گردان داشت دنبال خورشيد ميگشت که يهو يک ستاره بهش چشمک زد، اما گل آفتابگردان سرش رو آرام آورد پايين، ميدوني چرا؟! آخه گلها هيچوقت خيانت نميکنن واسه همينه که گل آفتابگردان هميشه شبها سرش پايينه
فرشته ها وجود دارن اما بعضي وقتا چون بال ندارن ما بهشون ميگيم دوست
دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند
آتشي که عشق روشن مي کند بسيار بيشتر از سردي و خاموشي اي است که تنفر به بار مي آورد و من هرگز نمي توانم کسي را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشته باشم
دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت .
ژوئن 1st, 2008 at 3:06 ب.ظ
مثل اینکه سوء تفاهم شده …اگه منظورتون شعرمن بود اولا ممنونم …ثانیا اسم من سمیه است آقا سهراب .
ژوئن 1st, 2008 at 4:32 ب.ظ
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند…به جز مداد سفيد…هيچ کسي به او کار نمي داد…همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}…يک شب که مداد رنگي ها…توي سياهي کاغذ گم شده بودند…مداد سفيد تا صبح کار کرد…ماه کشيد…مهتاب کشيد…و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد…صبح توي جعبه ي مداد رنگي…جاي خالي او…با هيچ رنگي پر نشد
ژوئن 1st, 2008 at 5:18 ب.ظ
سلام سميه خانم ببخشيد ظاهرا اشتباها اسمتان راسحر گفتم مظور باشمابود
ژوئن 1st, 2008 at 5:31 ب.ظ
در یکی از روستـاهای ایتالیـا، پسر بچه شـروری بود که دیگران را با سخنـان زشتش خیلی ناراحت می کرد.
روزی پدرش جعبه ای پر از میخ به پسر داد و به او گفت: هر بار که کسی را با حرفهایت ناراحت کردی، یکی از این میخها را به دیوار انبار بکوب.
روز اول، پسرک بیست میخ به دیوار کوبید. پدر از او خواست تا سعی کند تعداد دفعاتی که دیگران را می آزارد ، کم کند. پسرک تلاشش را کرد و تعداد میخهای کوبیده شده به دیوار کمتر و کمتر شد.
یک روز پدرش به او پیشنهاد کرد تا هر بار که توانست از کسی بابت حرفهایش معذرت خواهی کند، یکی از میخها را از دیوار بیرون بیاورد.
روزها گذشت تا اینکه یک روز پسرک پیش پدرش آمد و با شادی گفت: بابا، امروز تمام میخها را از دیوار بیرون آوردم!
پدر دست پسرش را گرفت و با هم به انبار رفتند، پدر نگاهی به دیوار انداخت و گفت: آفرین پسرم! کار خوبی انجام دادی. اما به سوراخهای دیوار نگاه کن. دیوار دیگر مثل گذشته صاف و تمیز نیست. وقتی تو عصبانی می شوی و با حرفهایت دیگران را می رنجانی، آن حرفها هم چنین آثاری بر انسانها می گذارند. تو می توانی چاقویی در دل انسانی فرو کنی و آن را بیرون آوری، اما هـزاران بـار عذرخواهـی هم نمی تواند زخم ایجاد شده را خوب کند
ژوئن 1st, 2008 at 5:42 ب.ظ
زندگی یک گل سرخ است
پر از خار پر از عطر لطیف
یادمان باشد
که در زیبایی این گل سرخ
عطر و خار همسایه دیوار به دیوار همند
ژوئن 1st, 2008 at 6:07 ب.ظ
يه تركه ميره كلانتري و ميگه: قربان، زنم گم شده! افسره ميگه: مشخصاتش رو بگو. تركه ميگه: يعني چي؟ افسره ميگه: مثلا زن من ۶۰ كيلو، قد بلند، موهاش طلايي. تركه ميگه: زن من رو ولش كن، بريم زن تو رو پيدا كنيم!
ژوئن 1st, 2008 at 6:09 ب.ظ
از ترکه می پرسن کار ترمز ABS چیه می گه هیچی سر پیچ ها کار حضرت عباس رو می کنه
ژوئن 1st, 2008 at 6:11 ب.ظ
يکي از دوستاي مشترک ترکه و فارسه به نام احمدي شهيد مي شه . قرعه به نام ترکه مي افته که بره به خانواده اش خبر بده.ترکه زنگ در خونه طرف رو مي زنه و مي گه : ببخشين منزل شهيد احمدي
ژوئن 1st, 2008 at 6:13 ب.ظ
به ترکه می گن می دونی سزارین یعنی چی ؟ می گه یعنی بچه به شرط چاقو.
ژوئن 1st, 2008 at 6:16 ب.ظ
مرده ي مسيحي پيش قبر کن مي ره و مي گه: بابام بي زحمت جاي قبر ما راعوض کن.قبر کن مي گه : چرا ؟ مرده ي مسيحي مي گه : واسه اينکه اين ترکه هر روز ما را کله سحر بيدار مي کنه و مي گن : بي زحمت شما که لباس تنت داري برو دو تا نون بربري بگير و بيا!!!
ژوئن 1st, 2008 at 6:39 ب.ظ
بدرود……………………………….bay
ژوئن 2nd, 2008 at 7:52 ق.ظ
موسي مندلسون ، انساني زشت و عجيب الخلقه بود . قدي بسيار كوتاه و قوزي بد شكل بر پشت داشت. موسي روزي در هامبورگ با تاجري آشنا شد كه دختري بسيار دوست داشتني به نام فرومتژه داشت. موسي در كمال نا اميدي عاشق آن دختر شد، ولي فرمتژه از ظاهر و هيكل از شكل افتاده او منجر بود . زماني كه قرار شد موسي به شهر خود بازگردد آخرين شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرين فرصت براي گفتگو با او استفاده كند.دختر حقيقتا از زيباي به فرشته ها شباهت داشت، ولي ابدا به او نگاهي نمي كرد و قلب موسي از اندوه به درد آمد. موسي پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساري پرسيد؟
آيا ميدانيد كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته مي شود؟
دختر در حالي كه هنوز به كف اتاق نگاه ميكرد گفت:
بله،شما چه عقيده اي داريد؟
من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسري مقرر مي كند كه او با كدام دختر ازدواج كند، هنگامي كه من به دنيا آمدم عروس آينده ام را به من نشان دادند،ولي خداوند به من گفت:
همسر تو گوژپشت خواهد بود.
درست در همان جا و همان موقع من از ته دل فرياد بر آوردم و گفتم:
آه خداوند ! گوژپشت بودن براي يك زن فاجعه است . لطفا آن قوز را به من بده و هر چه زيباي است به او عطا كن.
فرومتژه سرش را بلند كرد و خيره به او نگريست و از تصور چنين واقع اي برخورد لرزيد . او سالهاي سال همسر فداكار موسي مندلسون بود.
ژوئن 2nd, 2008 at 7:54 ق.ظ
كسي كه شهامت قبول خطر را نداشته باشد در زندگي به مقصود نخواهد رسيد.
نيچه
ژوئن 2nd, 2008 at 8:02 ق.ظ
يك روز همه جمع شده بودن داشتن جوك مي گفتن بين اونها يك نفر تركه بود كه هر وقت مي خواست بگه يه فارسه … همه مي گفتن اه اه اين چه جوكيه بنابراين مجبور ميشه بگه يه تركه … كه همگي ميگن خوب بقيشو بگو بعد تركه هم ميگي هيچي يك تركه مي افته تو فاضلاب بعد از اين كه از فاضلاب درش ميارن مي بينن كه فارسه
ژوئن 2nd, 2008 at 10:11 ق.ظ
توهمان یاس سپیدی که به دیواردلم پیچیدی …..یا همان برق نگاه , که به آنی دل من دزدیدی …..ومن اکنون غزل نیمه یک دیوانم که برای اتمام , نیمه گم شده قلب تورا کم دارم .
ژوئن 2nd, 2008 at 12:08 ب.ظ
سلام به بچه هايي كه مهربون ترازمن هستن وگاهي باهم دعواميكنن وگاهي باهم دوستن…… ايول به آقارضا وآقاسهراب تركوندين ميشه منم بشم دوست جديدتون!!!.؟؟؟؟؟
ژوئن 2nd, 2008 at 12:45 ب.ظ
نظرلطفاتونه مهربون مشهداين چه حرفي كه ميزني از همگي خواهش ميكنم كه به هم مسخره نكنيديعني اسم ترك و لر وكورد نيارين جك بنويسين ولي زشت نباشه چون خيلي ها هستن كه از اين سايت ديدن ميكنند؟ممنون از همگي s
ژوئن 2nd, 2008 at 1:28 ب.ظ
حال میخواهم زندگیم را
با رنگ سیاه بنویسم
با خط دل بنگارم
و با کلام عشق آغاز کنم
که شاید اینبار در این جاده ی تاریک سیاه
بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم….
ژوئن 2nd, 2008 at 1:35 ب.ظ
چکه های خاطره
از کوچه های حادثه به آرامی می گذرم ، با دستهایم چشمانم را محو می کنم تا ببینم آن کوچه بن بست تنهایی عشق را…
دلم عجیب هوای دیدنت را کرده است ، دستانم را کمی کنار می زنم و از لا به لای انگشتان لرزانم نیم نگاهی به گذشته ناتمامم می اندازم ، چیز زیادی نیست و از من نیز چیزی نمانده است جز آیینه زلالی که از آن گله دارم که چرا حقیقت زندگی را از من پنهان کرد… !؟ و تو ای سنگ صبور لحظه لحظه های عمر کوتاه من ، چقدر
بی کس و تنها ماندی ! جواب صفحه های سفیدت را چه دهم که من نیز بی وفایی را از زمانه آموختم.
می دانم دلت آنقدر بزرگ و دریایی است که مرهم زخم های بی کس ام باقی بمانی و یک امشب دیگر را با من تا سحرگاهان همنوا شوی.
به سراغت نیامدم چون روح باران زده شیدای روزهای آشنایی گرفتار تگرگی بی پایان شد و اینگونه سیلاب عشق در مسیر طغیان آمال و آرزوهایم تبدیل به سرابی شد.
نبودی تا ببینی که چگونه غزل در تاب یاسمن تب کرد و تا صبح نالید ، نبودی تا ببینی که آسمان چه بی قرار و معصومانه اشک می ریخت و تن سرد مرا نوازش می کرد ، نبودی تا ببینی که چگونه چشمانم در انتظارت ماند و نیامدی…
تو خود گفتی که دنیا فدای تو و چشمانت ، تو خود گفتی آبیِِِ آرامشِ دریا فدای نگاهت ، تو خود گفتی سرخی آتشین شقایق ها فدای قلب کوچکت…
حالا از آن حرفهای رنگین اثری نیست و تمام آبی ها و قرمزها برایم رنگ باخته اند ، از تو نیز به خاطر دو رنگ بودنت شکوه ای ندارم ، چون دیگر دنیا برای من بی رنگ است!
و اما باز هم تو ای حریم پاک و بی آ لایشم! می خواهم ترکت کنم و هیچ گاه به سوی صفحه های قلم خورده ای که خود بر رویت حک کردم ، باز نگردم . شاید اینگونه مجبور نباشی دستهای سفیدت را به زیر چکه های دلتنگی ام بگیری و له شوی و گیسوانم را بر تن لطیفت احساس کنی.
لحظه ، لحظه ای است جادوئی… ! در کنج خلوت این اتاق دستهای دختری ، آرام صندوقچه ای را مهر می کند و زمزمه ای در زیر لب دارد . نوایش ضعیف نیست اما هیچ کس نمی تواند بفهمد او چه می گفت و دیگر نمی گوید…
ژوئن 2nd, 2008 at 1:36 ب.ظ
دست خودم نیست
اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!
اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!
به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی
ژوئن 2nd, 2008 at 1:42 ب.ظ
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها …. خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی ها می کنم هرشب
تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
ژوئن 2nd, 2008 at 1:53 ب.ظ
سلام به به جهاي عزيز برق تهران تازه آمد
زندگي بدون عشق يعني شلوار كردي بدون كش
ژوئن 2nd, 2008 at 1:55 ب.ظ
يکي نصف شب زنگ مي زنه خونه ترکه . ترکه خواب آلود گوشي رو بر مي داره. طرف مي گه : خاک بر سرت و گوشي رو قطع مي کنه. ترکه تا ساعت سه و چهار هر کاري ميکنه خوابش نمي بره. يه شماره اي رو ميگيره. آقاي مودبي از پشت تلفن گوشی رو برمي داره وميگه: الو بفرمايين…ترکه با غيظ مي گه : خاک بر سر خودت و گوشی رو قطع مي کنه!!!
ژوئن 2nd, 2008 at 2:49 ب.ظ
فکرکنم آقا سهراب اگه 100 سال هم بخواد جک بنویسه کم نمیاره ؟؟؟
مگه نه ؟
ژوئن 2nd, 2008 at 2:52 ب.ظ
یک آینه هم تشنه خندیدن من نیست / وقتی که کسی منتظردیدن من نیست *
انگارنه انگارخدا آدممان کرد / دریک نفراندیشه پرسیدن من نیست *
من غنچه ترین حادثه کوچه دردم / افسوس کسی درهوس چیدن من نیست *
ژوئن 2nd, 2008 at 2:55 ب.ظ
روزگاری مردم دنیا دلشون درد نداشت /
هرکسی غصه اینکه چه میکرد نداشت*
چشمه سادگی ازلطف زمین می جوشید /
خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت
ژوئن 2nd, 2008 at 3:42 ب.ظ
ممنون كه بهم خوشامدگفتين!!! راست ميگي سميه جون.آقاسهراب خدايي بعضي هاش خيلي قديميه (ببخشيدا)
ژوئن 2nd, 2008 at 3:49 ب.ظ
شاگرد از استادش پرسید: عشق چیست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور.
اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای
بچینی.
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه اوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ!
هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تری می دیدم و به امید پیدا کردن
پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق یعنی همین!
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد گفت: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور.
اما به خاطر داشته باش که باز هم نمی تونی به عقب برگردی!!
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
استاد از او ماجرا را پرسید و شاگرد در جواب گفت:
به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم.
به سبب انکه ترسیدم اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.
استاد گفت: ازدواج یعنی همین!
ژوئن 2nd, 2008 at 4:20 ب.ظ
سلام سميه خان شما الان هستي؟
ژوئن 2nd, 2008 at 4:25 ب.ظ
آقا مهربون مشهد داستان بسيار زيباي بود
ژوئن 2nd, 2008 at 4:33 ب.ظ
ببخشيدمن دخترم. قابل شمارونداشت.
ژوئن 2nd, 2008 at 5:08 ب.ظ
ببخشيد مهربون خانم زيبا بود
ژوئن 2nd, 2008 at 5:26 ب.ظ
در زمانهاي قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين باز نشده بود و فضيلتها و تباهي ها دور هم جمع شده بودند…
ذكاوت گفت: بياييد بازي كنيم مثل قايم باشك!
ديوانگي فرياد زد:آره قبوله من چشم ميذارم!
چون كسي نمي خواست دنبال ديوانگي بگرده همه قبول كردند.
ديوانگي چشم هايش را بست و شروع به شمردن كرد:يك … دو … سه …
همه به دنبال جايي بودند تا قايم شوند.
نظافت خودش را به شاخه ها آويزان كرد. خيانت داخل انبوهي از زباله ها مخفي شد.
اصالت به ميان ابر ها رفت و هوس به مركز زمين به راه افتاد
دروغ كه مي گفت به اعماق كوير خواهد رفت به اعماق دريا رفت!
طعم داخل يك سيب سرخ قرار گرفت.
حسادت هم رفت داخل يك چاه عميق.
آرام آرام همه قايم شدند و ديوانگي همچنان ميشمرد : هفتاد و سه…. هفتاد و چهار !
اما عشق هنوز معطل بود و نمي دانست به كجا برود. تعجبي هم ندارد
قايم كردن عشق خيلي سخت است. ديوانگي داشت به 100 نزديك ميشد كه عشق رفت
وسط يك دسته گل رز و آرام نشست. ديوانگي فرياد زد دارم ميام…
همان اول كار تنبلي را ديد. تنبلي اصلا تلاش نكرده بود تا قايم شود!
بعد هم نظافت را يافت و خلاصه نوبت به ديگران رسيد اما از عشق خبري نبود.
ديوانگي ديگه خسته شده بود كه حسادت حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت:
عشق در آن سوي گل رز مخفي شده است.
ديوانگي با هيجان زيادي يك شاخه گل از درخت كند و آن را با تمام قدرت به داخل
گلهاي رز فرو كرد.
صداي ناله اي بلند شد. عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد دستهايش را جلئي صورتش
گرفته بود و از بين انگشتانش خون مي ريخت.
شاخه درخت چشمان عشق را كور كرده بود. ديوانگي كه خيلي ترسيده بود با شرمندگي گفت:
حالا من چكار كنم ؟ چگونه مي توانم جبران كنم؟
عشق جواب داد : مهم نيست دوست من تو ديگه نميتوني كاري كني فقط ازت خواهش ميكنم
از اين به بعد يار من باشي.
همه جا همراهم باش تا راه را گم نكنم. و از همان روز تا هميشه عشق و ديوانگي همراه
يكديگر به احساس تمام آدمهاي عاشق سرك مي كشيدند.
ژوئن 2nd, 2008 at 5:27 ب.ظ
پير زن مهربان
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد..
.پشت خط مادرش بود…..
پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟
مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي…..
فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم…..
پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد…..
صبح سراغ مادرش رفت…..
وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت…..
ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود
ژوئن 2nd, 2008 at 5:30 ب.ظ
بسوزد خدمت سربازی که سوخت جگرم*** دوست دخترم مادر شد و من هنوز پسرم.
ژوئن 2nd, 2008 at 5:39 ب.ظ
اسبه زنگ میزنه سیرک میگه : آقا جون اونجا اسب استخدام نمی کنید ؟ میگن مگه شما چه هنری داری ؟ اسبه میگه بی شعور نمی بینی دارم حرف می زنم
ژوئن 2nd, 2008 at 5:40 ب.ظ
غضنفر جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب ! واسه اینکه ضایع نشه میگه : هر کی منو در آورد مال خودش
ژوئن 2nd, 2008 at 5:42 ب.ظ
به ترکه میگن چی شد که زن گرفتی؟ میگه راستش ما دیدیم تو زندگی هیچی نشدیم، گفتیم لااقل داماد بشیم
ژوئن 3rd, 2008 at 11:16 ق.ظ
اقا سهراب خواهشن به كسي مسخره نكن بجاي ترك بنويس غضنفر اينطور هم كسي ازت دلخور نميشه خواهش كردم 0ok؟
ژوئن 3rd, 2008 at 11:21 ق.ظ
می خواهی بری نمی زارم اخه فقط تو رو دارم
ساده نشی فکر نکنی دست از سرت بر می دارم
تو که شدی سر به هوا من هم شدم دست به دعا
بگی نگی چند وقتی دلتنگی های من زیاد شده
بخواهی نخواهی دسوتت دارم بیای نیایی منتظر هستم
بگی نگی دغ می کنم اگر تو تنها بزاری
کاشکی تو گرمای نگاهت بغض یخیم رو بشکنم
ژوئن 3rd, 2008 at 11:37 ق.ظ
اگه ازم بپرسن:عزيزترين .زيباترين. شجاعترين . محبوب ترين . آدم دنيا کيه؟ انگشتمو به طرف تو مي گيرمو ميگم :اين که نيست
اگه تونستي زير آب يه نفس عميق بكشي**** اگه تونستي يه بوسه به آتيش بزني**** اگه تونستي همه ستاره هاي آسمون رو بشماري**** اون وقت من هم ميتونم تو رو فراموش كنم
دنيا هـم بـه آدمـهاي خـوش بين نيـاز دارد هـم به آدمهاي بـد بين.. .چون افـراد خــوش بـيـن هواپيما ميسازند،افراد بدبين چتر نجات…
ژوئن 3rd, 2008 at 11:38 ق.ظ
شب در وقت خواب قدری فکر کنیم که امروز چه کرده ایم که لیاقت زنده ماندن فردا را داشته باشیم
تلاش برای فراموش کردن کسی که دوستش داری درست مثل این می مونه که کسی رو که تا حالا ندیدی رو بخوای به خاطر بیاری
ژوئن 3rd, 2008 at 11:39 ق.ظ
تحقيقات نشون میده فقط 20% مردها عقل دارند، بقيشون زن دارند
ميگن عشق مثل خورشيد مي مونه! هنوز از طلوعش به حد كافي لذت نبردي كه از غروبش دلگير ميشي .
خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم هاي گذشته، فراموش نکردن عبرت هاي گذشته، غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده
ژوئن 3rd, 2008 at 3:10 ب.ظ
سلام به همگی …. مخصوصا آقا سهراب که پرسید هستم یا نه ….باید بگم من هرروزساعت 3:30 هستم . اگه امری داشتید بفرمایید .البته امروزکه سه شنبه است …. فردا چهارشنبه است ومن نمیتونم بیآم …. اما انشاءالله ازپنج شنبه مرتب راس ساعتی که گفتم هستم .
ژوئن 3rd, 2008 at 3:12 ب.ظ
براساس تحقیقات باستان شناسی عامل قتل هابیل تبعیض بین فرزندان بوده …چون حضرت آدم فقط به هابیل میگفت که : مربا بده بابا
ژوئن 3rd, 2008 at 3:16 ب.ظ
یه نفرمیره دکتر, دکترکه لکنت زبون داشته میگه : ب……..فرفرفرفرفرفرما مشمشمشمشکلت چیییییه؟ مریض میگه : آقای دکترچند روزی هست که (گلاب به روی همه) دستشویی رفتن من شده عین حرف زدن شما!!!!!!!!!!!
ژوئن 4th, 2008 at 1:05 ق.ظ
سلام مهربونا……چطورين؟بيچاره آقاسهراب !!!!!اين همه به شماحال ميده اما شماها_______آقارضاباعرض معذرت بعضي ازsmsهاچندبارتكرارشده؟!؟(پوزش)~~~~~~~~~~~~راستي اگه تو دهيه فاطميه روضه داشتين مارم دعاكنين .التماس دعاجميعا
ژوئن 4th, 2008 at 8:37 ق.ظ
هنگامي كه همه يكسان فكر مي كنند ديگر كسي بيشتر نمي انديشد.
كاترين هپيورن
باسلام خدمت شما عزيزان(آقا رضا وسميه خانم و….) و مهربونا(مهربون مشهد) …………..
بلاخره نمرديم ويكي از ما دفاع كرد ، عزيزان هدف توهين به ملت خاص نيست بلكه لذت بردن است و خواشمندم كسي اين جك ها برخودش نگيرد زيرا گفتند كه كه اگه قرار باشه به سمت هر سگي كه پارس مي كند سنگ بيندازي هيچوقت به هدفت نمي رسي پس به خودتان شك نكنيد و هرچه زيبا داريد بيان كنيد كه كه خود وديگران را افزون كنيد با تشكر از حوصله تان
ژوئن 4th, 2008 at 8:43 ق.ظ
دو تا دروغگو داشتن از کنار یک کوه رد می شدن یکی به دیگری گفت: اون مورچه را می بینی که بالای اون کوهه؟ اون یکی هم گفت: کدوم یکی را می گی؟ اون یکی را گه چشمش بازه یا اون یکی که چشاش بسته است؟
ژوئن 4th, 2008 at 8:45 ق.ظ
ترکه برای درد بیضه میره پیش دکتر:دکتر به اونجاش دست میزنه میگه: الان چه حسی داری؟ ترکه میگه: دوست دارم دکتر
ژوئن 4th, 2008 at 9:15 ق.ظ
اين داستان تقديم به شما عزيزان
معجزه
سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهميد برادر کوچکش سخت مريض است و پولي هم براي مداواي آن ندارند.
پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نميتوانست هزينهء جراحي پر خرج برادرش را بپردازد.
سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد سارا با ناراحتي به اتاقش رفت و از زير تخت قلک کوچکش را درآورد.
قلک را شکست. سکه ها رو رو تخت ريخت و آنها رو شمرد .فقط پنج دلار.
بعد آهسته از در عقبي خارج شد و چند کوچه رفت بالاتر به داروخانه رفت.
جلوي پيشخوان انتظار کشيد تا دارساز به او توجه کند ولي داروساز سرش به مشتريان گرم بود بالاخره سارا حوصلش سر
رفت و سکه ها رو محکم رو شيشه پيشخوان ريخت.
داروساز جاخورد و گفت چه ميخواهي؟
دخترک جواب داد برادرم خيلي مريضِ مي خوام معجزه بخرم قيمتش چقدراست؟
دارو ساز با تعجب پرسيد چي بخري عزيزم!!؟
دخترک توضيح داد برادر کوچکش چيزي در سرش رفته و بابام مي گويد فقطمعجزه ميتواند او را نجات دهد من هم مي خواهم
معجزه بخرم قيمتش چقدر است.داروسازگفت:
متاسفم دختر جان ولي ما اينجا معجره نمي فروشيم.
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به خدا برادرم خيلي مريض ِو بابام پول ندارد و اين همهء پول من است. من از
کـــــجــا مي توانم معجزه بخرم؟؟؟؟
مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت از دخترک پرسيد:چقدر پول داري؟
دخترک پولهارا کف دستش ريخت و به مرد نشان داد.مد لبخندي زد وگفت:
آه چه جالب!!!فکر ميکنم اين پول براي خريد معجزه کافي باشه.بعد به آرامي دست اورا گرفت و گفت من ميخوام برادر و والدينت را ببينم فکر ميکنم معجزهء برادرت پيش من باشه ان مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود.فرداي
آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت. پس از جراحي پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم نجات پسرم يک معجزه واقعي بود،مي خواهم بدانم بابت هزينهء عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟
دکتر لبخندي زد و گفت فقط 5 دلار.
شاد باشین ——
ژوئن 4th, 2008 at 11:40 ق.ظ
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي كرد بهم چي گفت ؟ جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم
ژوئن 4th, 2008 at 2:30 ب.ظ
چند تا ترک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه محمدیاش صلوات
ژوئن 4th, 2008 at 2:31 ب.ظ
در جایی بنویس :هیچ کس دو بار زندگی نکرد و روزی دو بار بخوان
ژوئن 4th, 2008 at 11:11 ب.ظ
پر از هراس و اميدم که هيچ حادثه اي
شبيه امدن عشق ناگهاني نيست
چنان با خاطراتت دلخوشم شايد نداني
که تک تک لحظه هاي رفته ام را مي شمارم
ژوئن 4th, 2008 at 11:12 ب.ظ
يه روش شارژ مجاني براي ايرانسل
ژوئن 4th, 2008 at 11:16 ب.ظ
سهراب جان بهتره كه اسم كسي رو نياري از ما گفتن
ژوئن 4th, 2008 at 11:21 ب.ظ
ناراحت نشي من جسارتي به شما نكردم؟
ژوئن 5th, 2008 at 12:01 ق.ظ
توپولوكي ميخواي تواين سايت جك بنويسي؟
ژوئن 5th, 2008 at 12:41 ق.ظ
میدونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه
این که هیچ کس نمیتونه
اشکاتو ببینه.
ژوئن 5th, 2008 at 11:20 ق.ظ
gughjfhr56ret
ژوئن 5th, 2008 at 12:29 ب.ظ
ای نازنین ناز آن اندام نازنت نازم
ژوئن 5th, 2008 at 12:46 ب.ظ
یه روز توآبادان مسابقه می زارن که چه کسی صداش مثله داریوش خوبه داریوش شرکت می کنه چهارم میشه
ژوئن 5th, 2008 at 1:01 ب.ظ
دلم دلت تنگه و مهر تو می خواد
دلم یه کس تازه می خواد
دلم آتیش گرفت کس می خواد
بازهم دلم سرمای کس می خواد
دلم سینه و چل پا می خواد
نازنیم یکبار دیگر کس می خواد
***شعر از حسن تازه نوشتم بخون لذت ببر ****
ژوئن 5th, 2008 at 4:27 ب.ظ
ترکه از یکی می پرسه ساعت چنده ؟ می گه ۹ شب ! می گه يعني چي از صبح تا حالا هرکسی یه چیزی می گه
ژوئن 5th, 2008 at 10:07 ب.ظ
سلام اینجا کسی نیست؟
ژوئن 5th, 2008 at 10:19 ب.ظ
یه روز یه سرهنگ میره تو پادگان می بینه همه دارن بدون شرت راه میرن.میپرسه چی شده؟چه خبره؟ میگن یه سرباز قزوینی فرار کرده واسش تله گذاشتیم.
ژوئن 5th, 2008 at 10:46 ب.ظ
دلتنگم ودیدار تو درمان منست بی رنگ و رخت زمانه زندان منست
ژوئن 6th, 2008 at 3:08 ق.ظ
وقتی دادشت توی اتاق عمل بود
پرستار گفت:همراه مریض
ترکه گفت:0936528721
ژوئن 6th, 2008 at 10:54 ق.ظ
سلام به همگی منم دوست دارم به جمع شما بپیوندم
ژوئن 6th, 2008 at 10:58 ق.ظ
چند بهانه ي دخترا براي پسرا
فاصله سنيمون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي) 2. من به تو علاقه به اون صورت
ندارم(يعني خيلي بد هيکلي) 3. من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره) 4.
تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم) 5. من تو دوستيمون
از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم) 6. ديروز يه خواستگار دکتر داشتم
(يعني زودتر بيا منو دوست شو!)
ژوئن 6th, 2008 at 10:59 ق.ظ
ميدونی چرا وقتی تو چشمهاي کسی نگاه ميکنی بيشتر دوستش داری؟ چون خودت رو توش
ميبينی!!
ژوئن 6th, 2008 at 10:59 ق.ظ
وقتی باران ميبارد همه چيز زيبا ميشود. گلها،درختان، همه چيز…ميگما… تو هم برو زير
بارون شايد يه فرجی شد!!
ژوئن 6th, 2008 at 11:02 ق.ظ
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي
خنديدن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي
زدن؟ اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي
ذاشت جلوي در؟ اگه پسرا نبودن کي نمره هاش هميشه تک بود؟ اگه پسرا نبودن دخترا
اوقات فراغت نداشتن!
ژوئن 6th, 2008 at 11:13 ق.ظ
صبر کن عشق زمين گير شود بعد برو . يا دل از ديده تو سير شود بعد برو . تو اگر کوچ کني بغض خدا ميشکند . صبر کن گريه به زنجير شود بعد برو
ژوئن 6th, 2008 at 11:13 ق.ظ
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست
ژوئن 6th, 2008 at 12:09 ب.ظ
سلام
اگه میشه بگین چه کار میکنن که شمارشون نمایش داده نمیشه
ممنون
ژوئن 6th, 2008 at 12:23 ب.ظ
قزوینی یه می ره جبهه. آمار شهدا زیاد میشه! تحقیق می کنن می بینن خمپاره که میاد، هیچ کس جرات نمیکنه بخوابه رو زمین!!!
ژوئن 6th, 2008 at 12:24 ب.ظ
یه قزوینیه دم مردن وصیت میكنه كه وقتی مردم منو بسوزونید و از خاكسترم پودر بچه درست كنید.
ژوئن 6th, 2008 at 12:26 ب.ظ
یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار
ژوئن 6th, 2008 at 12:26 ب.ظ
ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس که ترك بوده آژير كشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار
ژوئن 6th, 2008 at 12:27 ب.ظ
تركه داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست…
تركه ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري
ژوئن 6th, 2008 at 12:27 ب.ظ
انجير رو به ترکه نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، يه چوب بهش چپوندن ، تازه شده گلابي
ژوئن 6th, 2008 at 12:28 ب.ظ
ترکه تو انگليس راننده تاکسي مي شه بش ميگن سختت نيست فرمون سمت راسته اينجا ؟ ميگه والا سخت که نيست فقط يه مشکلي که دارم اينه که هر وقت تف مي کنم مي افته رو مسافر بغلي
ژوئن 6th, 2008 at 12:29 ب.ظ
تركه توي كوپه قطار با يك خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و تركه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، كاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. تركه ميگه ميخوايي خانم امشب فرض كنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه كه همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. تركه ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار
ژوئن 6th, 2008 at 12:31 ب.ظ
به غضنفر ميگن : سگتون بچه ي ما را گاز گرفته . ميگه : اولا سگ ما گاز نميگيره . دوما سگ ما هميشه بسته است . سوما ما سگ نداريم
ژوئن 6th, 2008 at 12:32 ب.ظ
از ترکه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق
ژوئن 6th, 2008 at 12:34 ب.ظ
میگن زن ذلیل چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟ میگه خب احمق اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه
ژوئن 6th, 2008 at 12:35 ب.ظ
تركه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل
ژوئن 6th, 2008 at 12:37 ب.ظ
سلام وااااااااي مهربونازيادشدين.كسايي كه تازه اومدين خيلي خوش اومدين …
ژوئن 6th, 2008 at 12:38 ب.ظ
یه مرد خيلی خجالتی ميره توی يه كافه تريا. چند دقيقه كه ميشينه توجهش نسبت به يه دختر خوشگل كه كنار ميز بار نشسته بوده جلب ميشه. مرد نيم ساعت با خودش كلنجار ميره و بالاخره تصميمشو ميگيره و ميره سراغ دختر و با خجالت و آروم بهش ميگه: ممم… ميتونم كنار شما بشينم و يه گپی با همديگه بزنيم؟ يهو دختر داد ميزنه: چی؟! من هرگز امشب با تو نمی خوابم! همهء مردم برميگردن و چپ چپ به مرد نگاه می كنن. مرد سرخ ميشه و سرشو ميندازه پايين و با شرمندگی ميره ميشينه سر جاش.بعد از چند دقيقه دختر ميره كنار مرد ميشينه و با لبخند ميگه: من معذرت ميخوام. متاسفم كه تو رو خجالت زده كردم. راستش من فارغ التحصيل روانپزشكی هستم و دارم روی عكس العمل مردم در شرايط خجالت آور تحقيق می كنم. يهو مرد داد ميزنه: چی؟! منظورت چيه كه 200 دلار برای يه شب می گيری؟!!
ژوئن 6th, 2008 at 12:44 ب.ظ
آقارضاخالصانه ميگم واقعاشرمنده ام.اگه ازم بدي يا خوبي ديدي حلال كن به بزرگواريه خودت ببخش.براي هميشه خداحافظ………ازطرف كسي كه نمي تونه فراموشت كنهs
ژوئن 6th, 2008 at 12:49 ب.ظ
مهربون مشهد دوست نداری از خودت یه اسم به جا بذاری
ژوئن 6th, 2008 at 2:35 ب.ظ
مهربون مشهد مطلبت جالب بود . دستت درد نکنه .
ژوئن 6th, 2008 at 9:08 ب.ظ
سلام
تمام مطالب رو سایت رو خوندم. من 1 پسر تبریزی هستم که مدیر 1 گروه صنعتی مهمی تو تبریزم و بیشتر شهرهای ایران رو رفتم ولی اصلاً فرقی بین فارس ،لر،رشتی وترکی نیست .خواهشن به هم توهین نکنیم و برای اعتلای ایران عزیزمان ایران بکوشیم .
شماره ایرانسلم فقط واسه اس ام اس 09364281599
ژوئن 6th, 2008 at 9:18 ب.ظ
از تمامی عزیزان تو سایت رو دعوت می کنم تا بیان تبریز تا ببینن تبریز واقعاً زیباست من خودم تبریز رو با هیچ جای دنیا عوض نمی کنم سمیه خانوم حتماً تائید می کنن .
واسه همین می خوام 1 شعر ترکی بنوسیم برای سلامتی تمام آذری زبانان
عشقین که قرارنده وفا اولمیجا قمیش
بیلمم که طبیعت نیه قویموش بو قراری
((منتظر اس ام اس هاتون هستم))
ژوئن 6th, 2008 at 10:49 ب.ظ
آقای آرش ازقائمشهر خودتی……………………….
ژوئن 7th, 2008 at 10:43 ق.ظ
زني مي رفت ،
مردي او را ديد و دنبال او روان شد
زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟
مرد گفت : برتو عاشق شده ام
زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ،
خواهر من از من خوبتر است و از پس من
مي آيد ، برو و بر او عاشق شو
مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ،
بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و
گفت : چرا دروغ گفتي ؟
زن گفت : تو راست نگفتي ، اگر عاشق من
بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟
مرد شرمنده شد و رفت
ژوئن 7th, 2008 at 10:44 ق.ظ
بی وفایی کن وفایت می کنند با وفا باشی خیانت می کنند مهربانی گرچه آیین خوشی است مهربان باشی رهایت می کنند
ژوئن 7th, 2008 at 11:16 ق.ظ
سلام به دوستاي مهربون خودم.”:”:”آقاعلي خودم به شمارتون تماس ميگيرم اسمم رو ميگم. آقاسهراب آقارضاكم پيداشدين مامنتظرsmsهاي شماييما!
ژوئن 7th, 2008 at 11:23 ق.ظ
به ترکه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب اين دفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً اين دفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش
ژوئن 7th, 2008 at 1:04 ب.ظ
سلام مهربون مشهد مطالب شما خیلی جالب به خاطر همین میخوام با شما آشنا بشم منتظرم
ژوئن 7th, 2008 at 1:19 ب.ظ
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!
ژوئن 7th, 2008 at 1:20 ب.ظ
روزي يه تركه داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري ميگه آخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتي مي خواسته پايين بياد باز مي بينن داره دنده عقب مي ياد ميگن الان چرا دنده عقب مي ياي ميگه آخه بالاي كوه جا بود تونستم دور بزنم
ژوئن 7th, 2008 at 1:22 ب.ظ
زن رشتیه شب عروسی میپرسه: بلدی چی کار کنی كه؟
رشتيه میگه: آره منتظرم یکی بیاد برم زیر تــــخت
ژوئن 7th, 2008 at 1:22 ب.ظ
ازغضنفر ميپرسن جورابتو كي شستي ميگه لطفا سوال تاريخي نپرسيد
ژوئن 7th, 2008 at 1:39 ب.ظ
جدا کن از وجودت اضطرابو
چرا این قدر دس دس می کنی تو؟
عمل کن اون دماغ بی صاحابو!
ژوئن 7th, 2008 at 1:42 ب.ظ
1.به ترکه میگن امریکا می خاد حمله کنه ……………………………..میگه خاک بر سرمون حالا کی جلوی آرنولد رو بگیره
ژوئن 7th, 2008 at 1:57 ب.ظ
بیمار:پام خیلی درد میکنه.
دکتر:ولی من چشم پزشکم.
بیمار:منم میدونم.ولی الان که دارید چشممو معاینه میکنید پاتونو گذاشتید درست رو شست پام.
ژوئن 7th, 2008 at 8:27 ب.ظ
سلام به عزيزاني كه طي اين مدت منتظرمن بودن بخصوص sكه جوابم رودادمن مسافرتم شرمنده؟
ژوئن 7th, 2008 at 9:59 ب.ظ
دستام خسته شدن پاهام تاول زدن از کمر افتادم اصلا جون ندارم دارم ميميرم اگه مي شه از اندي بپرس تا کي خشکلا بايد برقصن؟
ژوئن 7th, 2008 at 10:00 ب.ظ
پسره به دوست دخترش میگه :عزیزم امروز از آن روزهایی است که حسابی به ما خوش میگذره چون من سه تا بلیط سینما گرفتم دختره میگه :اما عزیزم ما که ۲ نفر بیشتر نیستیم پسره میگه اه
تو چقدر خنگی برای بابا و مامان و داداشت.
اس ام اس بدین
ژوئن 7th, 2008 at 10:01 ب.ظ
شباهت زن دوم با انرژی هسته ای : ۱- هردوش حق مسلم ماست . ۲- هر دوش به طور پنهانی دنبال می شه . ۳- در آخر پرونده ی هردو به شورای امنیت می ره .
ژوئن 7th, 2008 at 10:01 ب.ظ
شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست
ژوئن 7th, 2008 at 10:02 ب.ظ
وقتی معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتی تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:اتشه ديدنه تو…. شوقه با تو بودن….و اندوهه بی تو بودن!
ژوئن 7th, 2008 at 10:02 ب.ظ
ما در ره دوست نقص پیمان نکنیم / گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم / دنیا اگر از زیبا رویان لبریز شود / ما پشت به دوستان قدیمی نکنیم.
ژوئن 7th, 2008 at 10:03 ب.ظ
معلم : میخواین چیکاره بشبن ؟
علی : میحوام خلبان بشم…
مریم : میخوام دکتر بشم…
سارا : میخوام یه مادر خوب بشم…!!!
حامد : میخوام به سارا کمک کنم….!!!!!!
ژوئن 8th, 2008 at 9:11 ق.ظ
سلام بچه صبحتان بخير
روزي بچه از بباش مي پرسه: بابا امام تو در يا غرق شده ؟ بابا : نه عزيزم ايشان توي تهران فوت كردند و در بهشت زهرا دفن شده !پسره : پس چرا سال امام همه مردم ميرن شمال!!!!!!!!!
ژوئن 8th, 2008 at 8:32 ب.ظ
قربوت برم عزيز خوشگل …
كوچولو …
باربي …
جيگر ..
نمكي …
نون خشكي دمپاي پاره پلاستيك آب گرم كن سماور شكسته خريداريم ….
ژوئن 8th, 2008 at 8:33 ب.ظ
کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفت رو صرف کن : رفتم … رفتي … رفت ساکت مي شوم مي خندم ولي خنده ام تلخ مي شود استاد داد مي زند : خوب بعد ادامه بده . و من مي گويم : رفت …رفت …رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست دفت شاديم بمرد شور از دلم ببرد . رفت…رفت…رفت و من مي خندم و مي گويم : خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است کارم از گريه گذشته است به آن مي خندم
ژوئن 9th, 2008 at 2:37 ب.ظ
سلام به همگی بابا دعوا بسه. من خودم فارسم ولی هم بهترین دوستایی از ترک و لر و کرد و فارس دارم که همشون یدونند. تو هر اقلیتی و هر شهری دزد و قاتل و …. یا با فر هنگ و خوب و دوست داشتنی پیدا میشه پس اینجوری نگید . حالا یه بنده خدایی یه حرفی زد شاید اتفاقی واسش افتاده بود آره میدونم اشتباه کرده ولی بزارید بعدا خودش میفهمه انقدرم کشش ندید
با تشکر از همه
ژوئن 9th, 2008 at 6:14 ب.ظ
1. متلک بسيجيها به دخترها ۱. خانمي نمازتو خوندي؟ ۲. روزه هاتونو واستون بگيرم جيگر؟ ۳. وقت داري واست دعا کنم؟ ۴. ابجي دوست پسر به شرط ريش و سيبيل نميخواي؟ ۵. حيف که روزه ام وگرنه جيگرتو ميخوردم. ۶. خواهر اگه نمازتون دير شده برسونمتون؟ ۷. من وضو بانفس عشق تو ميگيرم .
ژوئن 9th, 2008 at 6:15 ب.ظ
به تركه ميگن : بابا شدي
ميگه : پس به زنم نگين ميخوام غافلگيرش كنم !!!!
ژوئن 9th, 2008 at 6:18 ب.ظ
غضنفر ساعت سه نصفه شب مست و پاتیل میرسه در خونه، هرکار میکرده نمیتونسته کلید رو بکنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا میکنه تا زنش بیدار میشه، ازون بالا داد میزنه: اصغر اقا کلید بندازم؟! ترکه میگه: نه بابا کلید دارم، سوراخ بنداز!
ژوئن 9th, 2008 at 6:20 ب.ظ
یه روز غصنفر به پسرش می گه این جوری که تو داری درس می خونی در آینده حتی یه گوساله هم نمی شی. اصلا می دونی گوساله چیه ؟ پسر: آره که می دونم گوساله، کسیه که باباش گاو باشه
ژوئن 10th, 2008 at 8:20 ق.ظ
رشتیه تو محل با همه در می افتاده یه روز میره ازدواج میکنه میاد تو محل داد میزنه :
رفتم یه زن ایدزی گرفتم پدر همتونو در میارم !!!!!!
ژوئن 10th, 2008 at 8:25 ق.ظ
یه دختر نابینا عاشق پسری بود که هردوشون با تمام وجود همدیگه رو دوست داشتن
یه روز پسره به دختره گفت : چه آرزویی داری ؟؟؟
دختره گفت : آرزوم اینه که بینا باشم و تو رو ببینم
گذشت و یه آدم خیرخواه پیدا شد که چشماشو به این دختر بده و دختر بینا شد اما با کمال تعجب دیدی که اون پسر نابیناست ! گفت خب حالا که نابینایی من تو رو نمیخوام برو
پسره دلش شکست و موقع رفتن لبخند تلخی زد و گفت :
مواظب چشمای من باش !!!!!
ژوئن 10th, 2008 at 8:29 ق.ظ
وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشي” صدا مي کرد
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه اما اون توجهي به اين مساله نميکرد
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست ، من جزومو بهش دادم گفت :”متشکرم “و گونه من رو بوسيد
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام
فقط “داداشي” باشم من عاشقشم ، اما… من خيلي خجالتي هستم ….. علتش رو نميدونم
تلفن زنگ زد خودش بود گريه مي کرد دوست پسرش قلبش رو شکسته بود، از من خواست که برم پيشش نمي خواست تنها باشه من هم اينکار رو کردم وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود
آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : “متشکرم ” و گونه من رو بوسيد
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط “داداشي” باشم . من عاشقشم . اما… من خيلي خجالتي هستم ….. علتش رو نميدونم
روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : “قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد”
من با کسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :”متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم ” ، و گونه منو بوسيد
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط “داداشي” باشم من عاشقشم اما… من خيلي خجالتي هستم ….. علتش رو نميدونم
يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال … قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره
ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط “داداشي” باشم . من عاشقشم . اما… من خيلي خجالتي هستم ….. علتش رو نميدونم
نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که “بله” رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت ” تو اومدي ؟ متشکرم”
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط “داداشي” باشم من عاشقشم اما… من خيلي خجالتي هستم ….. علتش رو نميدونم
سالهاي خيلي زيادي گذشت به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود:
تمام توجهم به اون بود آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه من عاشقش هستم اما …. من خجالتي ام … نيمدونم … هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره
اي کاش اين کار رو کرده بودم …………….. با خودم فکر مي کردم و گريه
ژوئن 10th, 2008 at 8:31 ق.ظ
قلی تو دستشویی بوده که یه هو موبایلش زنگ میزنه برمیداره بچش میگه : بابا کجایی؟؟؟
قلی میگه یه جایی
بچه میگه : خب مامان گفت ناهار نداریم هرجا هستی همون جا یه چیزی بخور بیا !!!!
ژوئن 10th, 2008 at 8:31 ق.ظ
پسره به دختره میگه : یه بوس میدی؟؟؟
دختره میگه نه
پسره میگه : به جهنم من به خاطر خودت گفتم وگرنه من زن دارم !!!!
ژوئن 10th, 2008 at 8:34 ق.ظ
غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم!!!!!
ژوئن 10th, 2008 at 9:11 ق.ظ
اگه دخترا نبودن کی به پسرا متلک میگفت؟؟؟؟!!!!
اگه دخترا نبودن کی مانتوهای تنگ تولیدی ها رو میخرید؟؟
اگه دخترا نبودن جناب عالی به امید چی ماشین باباتو قایمکی برمیداشتی؟؟
اگه دخترا نبودن وقتی تو خیابون قدم میزدی به کی میگفتی جیگر؟؟
اگه دخترا نبودن کی حال پسرا رو میگرفت؟؟؟
اگه دخترا نبودن شمارتو به کی میدادی؟؟
اگه دخترا نبودن آقا مهندس یا آقای دکتر بودنت به چه دردی می خورد؟؟
اگه دخترا نبودن واسه کی خالی می بستی که پولت از پارو بالا میره؟؟
اگه دخترا نبودن کی براد پیتو میذاشت سرکار؟؟
اصلا اگه دخترا نبودن پسرا کیو میذاشتن سرکار؟؟؟!!!!
ژوئن 10th, 2008 at 12:18 ب.ظ
سلام مهربوناچه طورين خوبين…..؟؟؟آقاعلي ازاسمم خوشش نيومد مجبورشدم اين اسم رو بنويسم..!؟!؟حالاكه شدم نامهربون كمتر ميام پيشتون فعلا خداحافظ
ژوئن 10th, 2008 at 2:11 ب.ظ
سلام مهربون مشهد من مهربون دوست دارم نامهربون مینیویسی بهم بر میخوره خواهشن اسمتو همون مهربون مشهد بنویس
ژوئن 10th, 2008 at 2:14 ب.ظ
مهربون مشهد مطالب شما خیلی جالبه حالا اگه کم مطلب بنویسین همه از چشم من میبینن خواهشن مثل همیشه مهربون باش
ژوئن 11th, 2008 at 10:46 ق.ظ
داستان غول چراغ جادو
یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند… یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه… جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم… منشی می پره جلو و میگه: «اول من، اول من!… من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم»… پوووف! منشی ناپدید میشه… بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: «حالا من، حالا من!… من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»… پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه… بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه… مدیر میگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»!
نتیجهء اخلاقی اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه!
سلام بچه ها خوبيد انشاء الله……….!!!! چرا خبري از شماها نيست ؟؟؟؟؟؟؟؟ نكنه شما هم اعتصاب كرديد ؟؟؟؟
ژوئن 11th, 2008 at 2:08 ب.ظ
هركي دوست داره با من چت كونه به ين اي دي موراجه بيكونه
ژوئن 11th, 2008 at 2:13 ب.ظ
rasti man az mashhadam
ژوئن 11th, 2008 at 2:14 ب.ظ
man ashegha chat kardanam
ژوئن 11th, 2008 at 2:16 ب.ظ
namehrabon chand saleshi?
ژوئن 11th, 2008 at 7:27 ب.ظ
سلام آقاجوادخوش اومدين….ديگه شدم همون مهربون سابق____واقعاشما مشهدي هستين؟؟؟خوشحال شدم يه همشهري پيداشد!!!!!!
ژوئن 11th, 2008 at 7:29 ب.ظ
در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز
بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند. تخت او در کنار تنها پنجره ی اتاق بود. اما بیمار
دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد. و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آنها ساعت ها با یکدیگر صحبت می کردند. از همسر … خانواده و …
هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون
پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد. بیمار دیگر در مدت این یک ساعت با شنیدن
حال و هوای دنیای بیرون جانی تازه می گرفت.
این پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه ی زیبایی داشت. مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می
کردند و کودکان با قایق های تفریحی شان در آب سرگرم بودند. درختان کهن به منظره ی
بیرون زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می شد. همان
طور که مرد در کنار پنجره این جزییات را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را می بست
و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد.
روزها و هفته ها سپری شد.
یک روز صبح … پرستاری که برای شستشوی آنها آب می آورد جسم بی جان مرد را کنار
پنجره دید که در خواب و با آرامش از دنیا رفته بود. پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان
بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند. مرد دیگر خواهش کرد که تختش را به
کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد
اتاق را ترک کرد.
آن مرد به آرامی و با درد بسیار … خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای
بیرون از پنجره بیندازد. بالاخره او می توانست این دنیا را با چشمان خودش ببیند.
در عین ناباوری او با یک دیوار مواجه شد. مرد پرستار را صدا زد و با حیرت پرسید که چه چیزی
هم اتاقیش را وادار می کرده چنین مناظر دل انگیزی برای او توصیف کند؟ پرستار پاسخ داد:
“شاید او می خواسته به تو قوت قلب بدهد. آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمی توانست دیوار را
ببیند.”
ژوئن 11th, 2008 at 9:16 ب.ظ
سلام .
عزیزان این سایت اس ام اس نه چت روم .
لطفاً فقط اس ام اس بذارین .
09364281599
به منم اگه اس ام اس بزنین ممنون می شم.
ژوئن 11th, 2008 at 9:18 ب.ظ
هر کی اس ام اس نده انشاا… کچل بشه
ای بابا شوخی کردم ولی اس ام اس رو بزنین
ژوئن 12th, 2008 at 2:41 ق.ظ
سلام به همه دوستان گلم من مسافرت هستم ووقت نميكنم چيزي بنويسم ولي هرشب جك هاتون روميخونم من نيت كرده بودم كه تواين وب سايت چيزي ننويسم چون خاطرات خوبي ندارم بهترين دوستم روازدست دادم يعني راحت تر بگم تركم كردوقول داده كه توسايت چيزي بنويسه وهنوزسركارم
S:R
ژوئن 12th, 2008 at 2:50 ق.ظ
وهنوزمنتظرشم ميدونم كه اين چيزهايي كه نوشتم ميخونه وداره پوزخندي به من ميزنه به اين زوديها نميتونم فراموشش كنم وخيلي سخته شايدخودتون درك كنيدوبعضي هاتون اين درد روكشيده باشين اين دردودل هاي من بودكه يك گوشه ازدل من انباشته شده بودشما كمكم كنيد؟09365604466
ژوئن 12th, 2008 at 1:39 ب.ظ
chera nayomadi namehrabon?
ژوئن 12th, 2008 at 2:04 ب.ظ
سلام به همگی روزتون بخیر منم دوست دارم بین شماها باشم اگه البته مهمون نوازی کنین
ژوئن 12th, 2008 at 2:06 ب.ظ
یار دستنبو به دستم داد و دستم بوی دستنبوی دست او گرفت ای خوش آن یاری که دستنبو به دستم دادو دستم بوی دستنبوی دست او گرفت
ژوئن 12th, 2008 at 2:08 ب.ظ
بچه ها من از شیراز هستم ولی فکر نکنم اینجا یه هم شهری داشته باشم ولی شما همتون هم شهری های من همتونو دوست دارم
ژوئن 12th, 2008 at 6:19 ب.ظ
bah bah mahsa khanom khosh omadin
ژوئن 12th, 2008 at 7:05 ب.ظ
سلام مهسا جون خوش آمدي به جمع مهربوناي ديگه~~~~~~~~~~آقاجوادمن مهربونم نامهربون يك نصف روز بود!!!آقاجوادببخشيد.پوزش.معذرت من اهل چت نيستم..I.M SORRY
ژوئن 12th, 2008 at 7:06 ب.ظ
سميه جون كجايي؟؟؟بياديگه پوسيد دلمون!!!!!….
ژوئن 13th, 2008 at 8:37 ق.ظ
برنامه هفتگي خانم هاي ايراني – همش آشپزي آخه؟
شنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز قراره من و نازي با هم بريم ”فال قهوه روسي يخ زده” بگيريم.ميگن خيلي جالبه, همه چي رو درست ميگه به خواهر شوهر نازي گفته ”شوهرت واست يه انگشتر ميخره” خيلي جالبه نه؟ سر راه يه چيزي از بيرون بگير بيار!
يكشنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز قراره من و نازي بريم ”كلاسهاي روش خود اتكايي بر اعتماد به نفس ”ثبت نام كنيم هم خيلي جالبه هم اثرات خيلي خوبي در زندگي زناشويي داره, تا برگردم دير شده,سر راه يه چيزي بگير بيار!
دوشنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز قراره من و نازي بريم شوي ”ظروف عتيقه”.ميگن خيلي جالبه.ممكنه طول بكشه.سر راه از بيرون يه چيزي بگير و بيار!
سه شنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز من و نازي قراره با هم بريم براي لباس مامانم كه ميخواد براي عروسي خواهر نازي بدوزه دگمه بخريم.تو كه ميدوني فاميل مامانم اينا چقدر روي دگمه حساسند!ممكنه طول بكشه.سر راه يه چيزي از بيرون بگير بيار!
چهارشنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز قراره من و نازي با هم بريم براي كلاس ”بدنسازي” و ”آموزش ترومپت” ثبت نام كنيم.همسايه نازي رفته ميگه خيلي جالبه.ترومپت هم كه ميگن خيلي كلاس داره مگه نه؟ ممكنه طول بكشه چون جلسه اوله.سر راه يه چيزي بگير بيار!
پنج شنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز قراره من و نازي بريم خونه همسايه خاله نازي كه تازه از كانادا اومده.ميخوايم شرايط اقامت رو ازش بپرسيم.من واقعاً از اين زندگي ”خسته ” شدم!چيه همش مثل كلفتها كنج خونه! به هر حال چون ممكنه طول بكشه يه چيزي از بيرون بگير بيار!
جمعه:
مرد:عزيزم امروز چي ناهار داريم؟
زن:ببينم تو واقعاً ”خجالت” نميكشي؟يعني من يه روز تعطيل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نميدونم به شما مرداي ايروني چي بايد گفت!نه واقعاً اين خيلي توقع بزرگيه كه انتظار داشته باشم فقط هفته اي يه بارشوهرم من رو براي ناهار بيرون ببره؟!؟!؟
ژوئن 13th, 2008 at 8:40 ق.ظ
مرد داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت:
– اگر يك قدم ديگه جلو بري كشته مي شي.
مرد ايستاد و در همان لجظه آجري از بالا افتاد جلوي پاش. مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دور و برشو نگاه كرد اما كسي رو نديد. بهر حال نجات پيدا كرده بود. به راهش ادامه داد. به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشه باز همان صدا گفت:
- ايست
مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعت عجيبي از جلويش رد شد. بازم نجات پيدا كرد. مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد من فرشته نگهبان تو هستم. مرد فكري كرد و گفت:
-پس اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم تو کدوم گوري بودي؟!!!
ژوئن 13th, 2008 at 8:45 ق.ظ
یه روز یه رشتیه به دوستش میگه : چه بچه خوشکلی داری؟ میگه : آوووووو حالا یه کار واسه ما کردی هی منت بذارا!!!!
ژوئن 13th, 2008 at 8:47 ق.ظ
بوقلموني، گاوي بديد و بگفت:در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم؟
گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت افتد و پرواز کني!!
بوقلمون خورد و بر شاخي نشست
تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد
تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاکش نمود
نتيجه اخلاقي:
با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليک در بالا نماني
ژوئن 13th, 2008 at 8:52 ق.ظ
قابل توجه كليه دختران و خانوم ها ،كوچيك و بزرگ فرقي نداره
حتما اين مطلب را بخوانيد !؟؟؟
چگونه ترشیده نشویم!
1_يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2_ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3_در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم
4_ سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين.
5_تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.
6_ دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه
7_ پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8_ رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل…!!
9_توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد ميسازن واستون.
10_ يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و… نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11_در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12_مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13_ سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه…
14_تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15_ بلاخره اگه خداي نكرده ميخواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.
16_ و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كارندارم (منضورم رو تخت خواب نيستا)
17_اگه كسيرو دوسش دارين برين خواستگاريش (نكته:اين كار ريسكش خيلي بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فاميلاتون رديفه)
18_حداقل يه 206 داشته باشين كه طرف به خاطر ماشين هم كه شده بياد 2تا بشين بده 9 ماه 3 تا بشين
19_اون يارو كه با اسب سفيد ميادوبي خيال شين
20_…و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آيندهتون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف ميشيد، مي پكيد !!!
ژوئن 14th, 2008 at 4:47 ب.ظ
سلام دوستان اميد وارم كه خوش باشيد و اين در ادامه مطالب جناب علي آقا
دليل محكم برای اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد:
1- هميشه از نام خانوادگی شما استفاده میشود.
2- مدت زمان مكالمه ی تلفنی شما حداکثر سی ثانيه است .
3- برای يك مسافرت يك هفته ای تنها يك ساك كوچك دستی نياز داريد.
4- در تمام شيشه های مربا و ترشی را خودتان باز میكنيد.
5- دوستان شما توجهی به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
6- جنسيت شما در موقع مصاحبهی استخدام مطرح نيست.
7- لازم نيست كيفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
8- ظرف مدت 10دقيقه میتوانيد حمام كنيد و برای رفتن به مهمانی آماده شويد.
9- همكارانتان نمیتوانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگی هنوز مجرديد، احدی به شما ايراد نمیگيرد.
11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعی است.
12- با يك دسته گل میتوانيد بسياری از مشكلات احتمالی را حل كنيد.
13- وقتی مهمان به خانهی شما میآيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه میتوانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- میتوانيد آرزوی هر پست ومقامی را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه برای بازكردن در هر بطری نوشابهی داخلی يا خارجی بلد هستيد.
17- ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18- … و بالاخره روزی يك پيرمرد موفق خواهيد شد.
ژوئن 14th, 2008 at 4:52 ب.ظ
البته براي اينكه رعايت عدالت(نه.. مفنيسمي بودن) خانم ها راكرده باشيم اين راتقديم تان مي كنم
28 دليل بسيار محكم برای اينكه به زن بودن خود افتخار كنيد:
1- نام هر گل و زيبايی در طبيعت است را روی شما میگذارند.
2- هنگامی كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمی وسايل آرايش میتوانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنمیگيرد( كاری كه بسياری از آقايان مد روز يواشكی انجام میدهند).
3- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروی شما را ستوده اند.
4- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
5- به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه می كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمی كنيد تا سكته كنيد.
6- عمرتان بسيار طولانی است.
7- آنقدر حرف برای گفتن داريد كه هرگز كم نمیآوريد.
8- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب می شويد.
9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمی كنيد.
10- بزرگ شده ايد و كمتر برای طرفداری از تيم قرمز و آبی يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركری می خوانيد.
11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
12- عشق و هنر ابداع شماست.
13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمی داند شما چند ساله ايد.
14- از سن 9سالگی به بلوغ عقلی و جسمی میرسيد و حالاحالاها بايدبدوند تا به پای شما برسند!.
15- بهشت زير پای شماست.
16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت برای مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسری قضيه حل است.
17- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعی كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزی میخوريد يك دانه لوبيا لابه لای سبيلتان جا خوش نمی كند.
18- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد.
19- به وزنتان اهميت می دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمی شود.
20- هميشه مقداری پول برای روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جای آن خبر ندارد.
21- مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاری كنيد، مثل خانمها در خانه مینشينيد تا ديگران با كلی منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ی حضور بگيرند.
22- میتوانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسی كه دوست داشتيد بپوشيد از شلوار تا دامن… و هرنوع كفشی را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتی و بالاتر.
23- مجبورنيستيدبارهای سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد!.
24- حق تقدم با شماست.
25- مرد از دامن شما به معراج می رود.
26- هرگز از فرط خشم نعره نمی كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمی اندازيد.
27- نيم بيشتر صندلی های دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.
28- ضعيف كش نيستيد و دق و دلی رئيس اداره تان را در خانه خالی نمی كنيد.
… و اگر خوب فكر كنيد می بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنيد.
ژوئن 14th, 2008 at 4:55 ب.ظ
زنجير عشق
يک روز بعد ازظهر وقتی که با ماشين پونتياکش می کوبيد که بره خونه زن مسنی ديد که اونو متوقف کرد. ماشين مرسدسش پنچر بود.
او می تونست ببينه که اون زن ترسيده و بيرون توی برفها ايستاده تا اينکه بهش گفت:
” خانم من اومدم که کمکتون کنم در ضمن من جو هستم.”
زن گفت: ” من از سن لوئيز ميام, و فقط از اینجا رد می شدم. بايستی صدتا ماشين ديده باشم که از کنارم رد شدن¸و اين واقعا لطف شما بود.”
وقتی که او لاستيک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده شد که بره, زن پرسيد:” من چقدر بايد بپردازم؟” و او به زن چنين گفت: ” شما هيچ بدهی به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطی بوده ام. و روزی يکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهيت رو به من بپردازی، بايد اين کار رو بکنی. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!”
چند مايل جلوتر¸زن کافه کوچکی رو ديد و رفت تو تا چيزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده،ولی نتونست بی توجه از لبخند شيرين زن پيشخدمتی بگذره که می بايست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. .
او داستان زندگی پيشخدمت رو نمی دانست¸واحتمالا هيچ گاه هم نخواهد فهميد.
وقتی که پيشخدمت رفت تا بقيه صد دلار شو بياره¸زن از در بيرون رفته بود، درحاليکه بر روی دستمال سفره اين يادداشت رو باقی گذاشت.
اشک در چشمان پيشخدمت جمع شده بود¸وقتی که نوشته زن رو می خوند: ” شما هيچ بدهی به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطی بوده ام. و روزی يکنفر هم به من کمک کرد،همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهيت رو به من بپردازی¸بايد این کار رو بکنی. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!”
اونشب وقتی که زن پيشخدمت از سرکار به خونه رفت به تختخواب رفت. در حاليکه به اون پول و يادداشت زن فکر می کرد.
وقتی که شوهرش دراز کشيد تا بخوابه به آرومی و نرمی به گوشش گفت:
” همه چيز داره درست ميشه دوستت دارم¸جو!”
ژوئن 16th, 2008 at 2:18 ب.ظ
سلام اقا سهراب, واقعا جالب بود حال کردم دست شما درد نکنه
ژوئن 16th, 2008 at 3:35 ب.ظ
loo3.com عشق با روح شقايق زيباست، عشق با حسرت عاشق زيباست، عشق با نبض دقايق زيباست، عشق در حسرت ديدار تو بودن زيباست
ژوئن 16th, 2008 at 3:35 ب.ظ
فقط او را صدا کردم نیامد/ تمام شب دعا کردم نیامد/ به من گفت باید با وفا بود / به عهدش هم وفا کردم نیامد
ژوئن 16th, 2008 at 3:42 ب.ظ
عشق چيه؟ عشق يعني يه نفرقلب توروبشکنه وحيرت انگيزه که توهنوزباقطعه قطعه قلب شکستت دوسش داري
ژوئن 16th, 2008 at 3:43 ب.ظ
loo3.com قدرت دید خانومها :یه تار مو را روی كت شوهرشون می بینند اما چراغ تیر برق كوچه شون را هنگام رانندگی نمی بینند
ژوئن 16th, 2008 at 3:44 ب.ظ
loo3.com اگر یکی با گاری دنبالت کرد نترس نون خشکیه فهمیده با نمکی
ژوئن 16th, 2008 at 3:46 ب.ظ
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست …تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست …تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم …تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست …تنهايي را دوست دارم زيرا…. در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
ژوئن 20th, 2008 at 9:00 ب.ظ
مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیباترین قلب را در آن شهر دارد. جمعیت زیادی گرد آمدند. قلب او کاملا سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده اند. مرد جوان در کمال افتخار … با صدایی بلند تر به تعریف از قلب خود پرداخت. ناگهان پیرمردی جلوی جمعیت آمد و گفت: « اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست.»
مرد جوان و بقیه ی جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند. قلب او با قدرت تمام می تپید. قسمت هایی از قلب او برداشته شده و تکه هایی جایگزین آنها شده بود. اما آنها بدرستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می شد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پر نکرده بود. مردم با نگاهی خیره به او می نگریستند و با خود فکر می کردند این پیرمرد چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد.
مرد جوان به قلب پیرمرد اشاره کرد و با خنده گفت : « تو حتما شوخی می کنی…قلبت را با قلب من مقایسه کن. قلب تو تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است.»
پیرمرد گفت:« درست است قلب تو سالم به نظر می رسد اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی کنم. می دانی؟ هر کدام از این زخم ها نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام. من بخشی از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشیده ام. گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده که به جای آن تکه ی بخشیده شده قرار دادم. اما چون این تکه ها مثل هم نبوده اند گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند. چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند.
بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام اما آنها چیزی از قلب خود به من نداده اند. اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآورند اما یادآور عشقی هستند که داشته ام. امیدوارم که آنها نیز روزی بازگردند و این شیار های عمیق را با تکه ای که من در انتظارش بوده ام پر کنند…حالا می بینی که زیبایی واقعی چیست؟»
مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد. در حالی که اشک از گونه هایش سرازیر بود به سمت پیرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود تکه ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیرمرد تقدیم کرد. پیرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را جای زخم قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه کرد.
دیگر سالم نبود …. اما از همیشه زیباتر بود. عشق از قلب پیرمرد به قلب او نفوذ کرده بود.
ژوئن 20th, 2008 at 9:02 ب.ظ
سلام مهربونا ببخشيد دير اومدم چون مهمون داشتيم……….آقاجواد پيامتون رو خوندم ممنون كه به فكرم بودين
ژوئن 21st, 2008 at 10:14 ب.ظ
سلام.من نميدونم چرا هنوز بعضي ها اون شعور رو پيدا نكردن كه به هم نوعشون نبايد توهين كنن
ژوئن 21st, 2008 at 11:47 ب.ظ
mehrabon jan salam va hamey dostan dige mehrabon jon en payami ke ferestade rabte be harfe man nadasht shomarey man 09357742048 hast hatman agar dost daren be man zabg bezanin ta ba ham beshtar ashna beshim ta to en hafte hatman zang bezanin
ژوئن 21st, 2008 at 11:49 ب.ظ
لذت عشق ؛ زمانی که آن را نثار میکنید بیشتر از زمانی است که دریافتش میکنید!!!
ژوئن 21st, 2008 at 11:50 ب.ظ
خداوند هر گاه بخواهد انساني را فاسد كند او را به تمامي آرزوهايش مي رساند
ژوئن 21st, 2008 at 11:51 ب.ظ
دوستي ..شوخي سرد آدمهاست ..بازي شيرين گرگم به هواست.. واسه كشتن غرور من و تو ..دوستي.. توطئه ثانيه هاست
ژوئن 21st, 2008 at 11:52 ب.ظ
ما جدا افتادگان را هیچ کس غمخوار نیست جان فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست
ژوئن 21st, 2008 at 11:54 ب.ظ
تو عشق = زندگی
زندگی تو = آرامش
من – تو = دیوانگی
عشق دیوانگی = تو
زندگی – تو = مرگ
ژوئن 21st, 2008 at 11:54 ب.ظ
اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده
ژوئن 21st, 2008 at 11:55 ب.ظ
ترکه تو اردبیل میمیره اعلامیه اش رو میزنن به دیوار … تو انتخابات رای میاره
ژوئن 21st, 2008 at 11:56 ب.ظ
به مجنون زد شبی لیلی اس ام اس که آخر تا به کی تاخیر و فس فس؟
اگر عقدم نخوانی سال جاری روم تهران، شوم دختر فراری
ژوئن 21st, 2008 at 11:57 ب.ظ
khob degi shab bekheyr khoda hafez
ژوئن 22nd, 2008 at 12:55 ق.ظ
خسته نباشی جوادجون خیلی زحمت کشیدیا.
ژوئن 22nd, 2008 at 9:31 ق.ظ
هر چه موانع جدي تر و سخت تر باشد , لذت تلاش و پيروزي بيشتر است ” . اريك باتروورت
ژوئن 22nd, 2008 at 9:54 ق.ظ
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه اي را بالا ببري ” . علی شریعتی – متفکر و مصلح ایرانی
ژوئن 22nd, 2008 at 9:55 ق.ظ
اگر در چهره كسي تبسم نديديد،از تبسم خود به او قرض دهيد.
ژوئن 22nd, 2008 at 9:56 ق.ظ
فقط وقتي مجازيم از بالا به كسي نگاه كنيم كه بخواهيم از زمين بلندش كنيم
ژوئن 22nd, 2008 at 10:13 ق.ظ
ذهن مثل چتر نجات است ، فقط وقتي عمل مي كند كه باز شده باشد.سهراب – متفکر و مصلح ایرانی
ژوئن 22nd, 2008 at 10:14 ق.ظ
افتادن در گل و لاي ننگ نيست، ننگ در اين است که آنجا بماني .
ژوئن 22nd, 2008 at 10:15 ق.ظ
بزرگترين پند زندگي اين است كه گاهي احمق ها درست مي گويند.! چرچيل
ژوئن 22nd, 2008 at 10:17 ق.ظ
نوشته: فردريک نيجه
پرسيدم: خدايا چطور مي تونم بهتر زندگي کنم؟ خدا جواب داد: گذشته¬ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو . ايمان را نگهدار ووقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن
ژوئن 22nd, 2008 at 10:21 ق.ظ
سلام بچها اميد وارم كه خوب باشيد به سري بزنيد متشكرم
http://takzarb.com/link.php?url=http://www.sohrabzadeh.blogfa.com
ژوئن 22nd, 2008 at 11:30 ق.ظ
من نميدونم چرا بعضي ها ذاتا نفهم به دنيا ميان.سوء تفاهم نشه منظورم با اوناييه كه به هم نوعشون توهين ميكنن.چون هر چي بهشون ميگن ما هما از خاكيم دوباره در خاكيم كه نميفهمن!!!!!!!!!!!!!
ژوئن 22nd, 2008 at 11:34 ق.ظ
من فكر ميكنم بعضي ها ذاتا نفهم به دنيا ميان.سوء تفاهم نشه منظورم با اوناييه كه به هم نوعشون توهين ميكنن.چون هرچي بهشون ميگن ما همه از خاكيم دوباره در خاكيم كه نميفهمن!!!!!!!
ژوئن 23rd, 2008 at 11:19 ق.ظ
ایمل من sohr4b_mj
برو حالشو ببر
شماره من 09358627736
برو عشقتو بکن
منتظر دوستان جوان و پر جنب و جوش هستم
هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ژوئن 25th, 2008 at 2:30 ب.ظ
salam dostan shomarey man avaz shod megan erancell alakeye ras megan on eke sokhttttttttttt alan shomaram 09361308876 hast montazer payamay khobeton hasam
ژوئن 25th, 2008 at 3:39 ب.ظ
سلام مهربونايه تابستوني ….اقاجوادانسان جايزالخطاست!!!ببخشيد
ژوئن 26th, 2008 at 11:59 ق.ظ
yani chi mehrabon khanom en harfa cheye khob nemekhay ba ham dost beshim bego na maro ham rahat kon
ژوئن 26th, 2008 at 12:01 ب.ظ
alek salam be agha reza chera man zang mezanam maro megere megam javadam ek chez dege mege sms nemede baba shoma che dostaye hasten aslan man ba hech kodometon harf nemezanam
ژوئن 26th, 2008 at 4:13 ب.ظ
سلام خوبيد مي خوام وبلاگ خودمو معرفي كنم سر بزنيد بهترين وبلاگ براي رسيدن به رويياهاتون
ژوئن 26th, 2008 at 4:14 ب.ظ
سلام خوبيد مي خوام وبلاگ خودمو معرفي كنم سر بزنيد بهترين وبلاگ براي رسيدن به رويياهاتون
http://www.gambitco.blogfa.com
جولای 4th, 2008 at 11:14 ب.ظ
تركه ميره مجلس عزا ، ميپرسن شما؟؟ ميگه من ساير بستگانم
جولای 29th, 2008 at 11:23 ق.ظ
به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش
جولای 29th, 2008 at 11:29 ق.ظ
شباهت زن و تقويم چيه؟! دوتاشون وقتي قرمزن تعطيلن
جولای 29th, 2008 at 11:32 ق.ظ
تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!
آگوست 6th, 2008 at 3:50 ق.ظ
سلام
اگه کسی sms باحال داره واسم بفرسته 09360340047
آگوست 13th, 2008 at 8:39 ب.ظ
هر کی به هر آدمی فوش بده خودش خره نه اون طرف این جک هایی که می فرستند فقط جهت سرگرمی داره نه توهین به قشر خاصی ما همه ایرانی هستیم
آگوست 28th, 2008 at 8:55 ب.ظ
برو گمشو….توام با این ایرانسلت بوزینه سر کار می زاره مردومو
آگوست 28th, 2008 at 8:57 ب.ظ
چرا دروغ می نویسید خاک برسرتون
آگوست 28th, 2008 at 9:26 ب.ظ
تخمی تر از ایرانسل ندیدم بهتره به جایه جایزه های مسخره اش که بعدا به همبستری یک شب با 6 فاحشه و اهدای زن و بچه آماده و … میرسه! خط های مزخرفش رو راستو ریس کنن.
البته خدا رو شکر من وقتی ایرانسل نیومده بود خط خریدم که گیر این گه سل و شاش اول نیفتادم!
آگوست 29th, 2008 at 12:14 ق.ظ
تو این صفحه هم : خاک تو سر احمدی نژاد!
اکتبر 9th, 2008 at 10:54 ق.ظ
هر کی ترفند مکالمه رایگان ایرانسل رو میخواد و یا اس ام اس رایگان ایرانسل رو میخواد به آدرس زیر بیاد
http://www.ghasemland.blogfa.com
اکتبر 9th, 2008 at 6:55 ب.ظ
سلام به همه ی دوستان خیلی دلم واستون تنگ شده بود من خبرنداشتم این سایت افتتاح شده دوستان خیلی بی معرفتین که حتی یک اس ام اس هم ندادین که مثل قدیما بازبیایم تو این سایت چیزی بنویسیم اون زمانی که ما بودیم فقط اقاجواد اقاسهراب ومهربون وسمیه بودن ماشالله الان همه جمشون جمع
این وبلاگ منه دیدن کنیدنظریادتون نره
http://www.rezapistol0111.blogfa.com
http://www.gholomak.blogfa.com
r.s
اکتبر 9th, 2008 at 6:58 ب.ظ
darzemn man dige mesle ghadima nemitonam biyam net chon speed nadaram amrei dashtin ma dar khedmatim dar ghesmate nazarate weblog gofte gohayetan ra matrah konid
اکتبر 9th, 2008 at 7:18 ب.ظ
ســــــــــــــــلام
هـــمـگی کــه خــوب هــســتن
رضـــا تــبــریـــک مــیگــم خــیــلی زحـــمت تـــو نــوشـــتـن کــردی
هـــچنــیــن بــه کــســانــی دیــگــه کــه تــو ایــن ســـایــت دارن کــــمک مــیدن
مــن دیــگه زیــاد ســـر شـــما رو بــه درد نــمــیــارم.
بـــای تـــا بــعد
http://www.ham-nafas.blogfa.com
اکتبر 9th, 2008 at 7:20 ب.ظ
بـــبــــخـــشـــیـــد
اشــتبـــاه شـد
http://www.ham-nafas2007.blogfa.com
اکتبر 13th, 2008 at 11:09 ب.ظ
faday hamatoooooon
اکتبر 13th, 2008 at 11:10 ب.ظ
منتظر باشی که دوباره زل بزنی به صفحه سرد مونیتور و فقط نگاهت به ایدی یه نفر باشه و همش دعا کنی که روشن باشه با اینکه از قبل میدونی امشبم مثل تموم شبهای گذشته فقط باید چشمهای خواب رفته ادمک ایدیشو ببینی و درد ودلاتو براش اف بذاری به این امید که شاید اومدو خوند و جوابتو داد جوابهایی که مثل همیشه حرف تازه ای توش نیست انگار که هیچوقت نمیخواد باور بکنه که : دوستش داری
اکتبر 13th, 2008 at 11:15 ب.ظ
ای معنای انتظار!یک لحظه بایست! دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست ؟یک لحظه بایست و یک جمله بگو:تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟
اکتبر 20th, 2008 at 11:41 ق.ظ
سلامــــــــــ به دوستان باحال و غيرتي
راستشو بخاين تو اينترنت ول ميگشتم
که سر از کلبه خانوادگي شما
در اوردم وقتي مطلب هاي شما عزيزان رو
خوندم خيلي تحت تاثير قرار گرفتم که منم
بيام عضو خانواده پر شلوغه شما شم منوقبول ميکنين
کسي هست جواب بده؟؟؟
اکتبر 20th, 2008 at 11:49 ق.ظ
من امروز تو خانواده شما متولد شدم
ببينم مهمان نواز هستين
بعضيا اينجا خودشونو خيلي نشون ميدن يکي
بگه اين همه خودنمايي نکنند چشم ميخورن
اکتبر 21st, 2008 at 8:41 ب.ظ
سلام السون
یا شا سن آذربیجان
گلجح بیز یمدیر
اکتبر 21st, 2008 at 11:52 ب.ظ
دنيا بله گدمس بله گدسه بله دنياني سيكيم گنه گلبيم توتولوب گويدكي قارقاني سيكيم گديم قفيه چايين بيري اولوب 50 تومن بله قفنين ميز اوسته قلياني سيكيم نينيرم درس اوخيام ديپلم آلام ديپلمي مهندسي كل اطباني سيكيم
اکتبر 22nd, 2008 at 3:10 ب.ظ
سلام مطالبتون عالیه ممکنه ازتون بخوام منو لینک کنید ممنون میشم !!!!!!!!!!!!!!!!!
اکتبر 23rd, 2008 at 5:10 ب.ظ
یاشاسین آذریایجان
یاشاسین تورک دونیاس
گله جک بیزیمدیر
NE MÜTLÜ TÜRKÜM DIYENE
اکتبر 23rd, 2008 at 5:11 ب.ظ
یاشاسین آذریایجان
یاشاسین تورک دونیاسی
گله جک بیزیمدیر
NE MÜTLÜ TÜRKÜM DIYENE
اکتبر 27th, 2008 at 11:23 ب.ظ
ســــــــلام بــــــــه دوســـــــــتـــــــــان گـــــــــلــــــــم امـــــیـــدوارم بـــــدون مـــــن حـــــــال کـــــنید حــــــقـــیــقـــــــت دلـــــــم واســـــــــه هــــــمـــــــــتــــــون تــــــــــنــــگ شـــــــده بـــــــودگفــــــتم ســــری بــــه دوســـــــتان قــــدیمـــــــی بــــــزنـــــــــــم شــــــــایــــــدمــــــثــل قـــــــدیــــــما نـــــیـــام ولـــــــی هــــیچ کـدومــــــــتون روفرامــــــــوش نـــــــمـــــــی کــــــنم فــــــداتـــــون شــــــــــم خـــــــــــداخــــــافــــــــــــــظ
اکتبر 29th, 2008 at 6:45 ب.ظ
من زدم طوری نشد اس ام اس هم رایگان نیست
اکتبر 29th, 2008 at 6:47 ب.ظ
ولی بعد فهمیدم همراه اولم
اکتبر 29th, 2008 at 10:19 ب.ظ
دنبال يه دخترخوب براي دوستي سالم اگه امكان داره 09177826491 با تشكر……………………
اکتبر 30th, 2008 at 1:28 ق.ظ
از مشهد دختر نیست.هست.پس لامسب دریابببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
اکتبر 30th, 2008 at 9:44 ب.ظ
سلام دوستای گلم..
خوبید؟؟
اومدم بگم
1385/8/11
دومین سالگرد آشناییمونه..
خوشحال میشم بیاید
منتظرتم
بای
یه چیز دیگه خیلی دوست داشتم منم عین همه شمارمو بزارم ولی از…. میترسم
زن زلیلم دیگه!!!!
اکتبر 31st, 2008 at 4:18 ب.ظ
سلااااااااام خدمت تمام بروبچ باحال ایرونی!! من دیروز عضوکوچیکی ازین خانواده شدم!
راستشو بخواین منم ازایرانسل کوفتی دل خوشی ندارم ولی یکی عین صم سام جان با حرفهای رکیکش
زیاده روی کرده!!
راستی رضا حالا که ما اومدیم داری میری
کاشکی همیشه فعال میموندی
نوامبر 3rd, 2008 at 8:34 ب.ظ
راستی میثم من نگرفتم…خوشحال میشی که کجا بیایم؟؟ خیلی دلت میخواد شمارتو بندازی اینجا نه؟؟
پسرا همشون این ریختی ان..آخ که چقدر حال میکنم چهارتا دختر عین من مخ پسرا رو بکار میگیره!!!! تجربه ی من میگه دل بستن به یه پسر تواین زمونه ی خراب خریت محضه.عشق سیخی چند؟؟؟ برو حال کن
هرکی با نظر من موافقه تو این صفحه نظر بده لطفا!!!
نوامبر 5th, 2008 at 2:35 ب.ظ
رایگان کردن اس ام اس ایران سل من الان 3 ماه مفت و مجانی اس ام اس میدم :
شمارهی زیر را به 1112 سند کنید 09365222332:10000:00000
نوامبر 5th, 2008 at 3:00 ب.ظ
شهلا جون خودتی، همش 1000 تومن؟
خر گیر آوردی؟
نوامبر 5th, 2008 at 8:07 ب.ظ
دیگه بهت نمیگم برو به جهنم،اخه مگه جهنمی ها چه گناهی کردن که باید موجودی مثل تورو تحمل کنن
نوامبر 5th, 2008 at 8:09 ب.ظ
قانون دوم نیوتن:عشق در پسرها از بین نمی رود بلکه از دختر به دختری دیگر انتقال مییابد
نوامبر 5th, 2008 at 8:10 ب.ظ
میدونی MTN ایرانسل یعنی چه؟یعنی مردم تلفن ندیده
نوامبر 5th, 2008 at 8:13 ب.ظ
زندگی بدون عشق یعنی شلوار کردی بدون کش
نوامبر 5th, 2008 at 8:16 ب.ظ
لبخند را هیچ وقت ترک نکن حتی وقتی که ناراحتی چون افسردگی خطر ناک حسن! ممکنه داغون بشی حسن! نیشتتو ببند حسن
نوامبر 5th, 2008 at 8:18 ب.ظ
جارو برقی با این که می دونه زباله راه نفسش را بیته باز هم میکشه……….جارو برقیتم اشغال
نوامبر 5th, 2008 at 8:19 ب.ظ
یک روز یه نفر می ره معدن!!! بقیش باشه بعدن
نوامبر 5th, 2008 at 8:23 ب.ظ
دعای شب یک کودک:خایا!! می دونی کم اب خوردم،جیش هم کردم پس کمک کن شب جامو خیس نکنم……..پس حالا که دعا تو خوندی برو لالا کن!
نوامبر 5th, 2008 at 8:24 ب.ظ
به یک دختر 17 ساله واسه رفاقت نیاز مندم 09171535494
نوامبر 6th, 2008 at 1:44 ب.ظ
شماره رضا پیشرو
09365258721
نوامبر 6th, 2008 at 2:08 ب.ظ
سلام به همه ی دوستان گلم مهدیه من نرفتم فقط توسایت چیزی نمی نویسم ولی همه مطالبتونو میخونم ماشاالله به اقا ساسان که میخوادجای ما رو پرکنه دمت گرم توبجای ما جک بنویس ولی یادت بمونه که توهین نکنی درضمن مهدیه خانم من به عشق وعاشقی اعتقاد دارم خدانسیب هیچکس نکنه خیلی بده اگه عشقت ترکت کنه وفراموشت کنه این حرفونادیده نگیرتاجایی که میتونی بروحال کن بعدخودتودچارعشق کن وقتی هم دچارش شدی طرف مقابلتوکامل بشناس که دیگه مثل مانشی خداحافظ دوستان گلم
نوامبر 7th, 2008 at 7:58 ب.ظ
لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت بر هر چی ضد لر!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!؟!!!!؟!؟!؟؟!؟!؟!!؟!؟؟!؟!
نوامبر 7th, 2008 at 7:59 ب.ظ
با تو بودم رضا هرمزگانی لعنت بر توی عرب؟!؟!؟!؟!؟!
نوامبر 8th, 2008 at 2:30 ق.ظ
ممنونم اقا شاهین ازاین بی احترامیت
نوامبر 10th, 2008 at 9:42 ب.ظ
hamato0n koskholin baba ahhhhhhhhhh gomshin
) :-j
نوامبر 10th, 2008 at 9:42 ب.ظ
khak to sare mellat iran
نوامبر 10th, 2008 at 9:43 ب.ظ
in az ahmadi nejadeton inam az mellat iran
نوامبر 10th, 2008 at 10:05 ب.ظ
با يه دختر خانوم با معرفت ميخوام دوست بشم يا علي اس ام اس به بدم چه پسر چه دختر09193854126
نوامبر 10th, 2008 at 10:07 ب.ظ
با یه دختر خانوم با معرفت میخوام دوست بشم یا علی اس ام اس بدهه بدم چه پسر چه دختر۰۹۱۹۳۸۵۴۱۲۶
نوامبر 12th, 2008 at 6:44 ب.ظ
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چه قد بیکار پیدا میشه
چقد نظر دادین 400 64=464 اااااااااااااا چقد زیاد
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوامبر 13th, 2008 at 10:15 ق.ظ
shoma hamatoon areid.biayd too baxe ma na ke inja dokhtarbazi koni.albate in ghazie beine khodemoon bashe0936338707baghiasho khodet peyda kon 9ta bishtar nist ok.
نوامبر 13th, 2008 at 10:19 ق.ظ
شماها همتون اره.اینجا مگه جای دختر بازیه باباداف تو کوچه های ایران مثل سگ وله0936338707بقیشو خودت پیدا کن تو همون 3یا4 تای اوله بابای.
نوامبر 14th, 2008 at 2:23 ب.ظ
سلام ….اومدم بگم اگه دوست داشتید یه نگاه هم به وبلاگ من سر بزنید
نوامبر 14th, 2008 at 2:29 ب.ظ
http://www.mahkombezendegy68.blogfa.com
نوامبر 14th, 2008 at 7:32 ب.ظ
dame hame irancelia joshhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh…
kheilyyyyyyyyyyyyyyy chakerimmmmmmmmmmmmm
نوامبر 14th, 2008 at 7:33 ب.ظ
دم همه ایرانسلی ها جوششششششششششششششششششششششششششششششش..چاکریمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم..اقا محمدرضاااااااااااااااااا جونمممممم
نوامبر 15th, 2008 at 10:16 ب.ظ
تا قبل از خوندن چرت و پرت هاتون يه كم به اينده سازان مملكت اميدوار بودم اما…با اينترنت ميشه كاراي مفيدتري هم كرد.يه كم فكر كنيد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوامبر 16th, 2008 at 3:01 ب.ظ
گیت من شانس و اقبال کجم برینم
نوامبر 16th, 2008 at 3:02 ب.ظ
گیت من شانس و اقبال کجم برییینم
نوامبر 23rd, 2008 at 7:40 ب.ظ
be site ma ham ye sar bezanid
http://www.sooty.ir
نوامبر 24th, 2008 at 10:27 ق.ظ
salam khobi
نوامبر 24th, 2008 at 10:29 ق.ظ
hadadian doset darammmmmmmmmmmm
دسامبر 1st, 2008 at 4:53 ب.ظ
سلام بعضی از پسرا خیلی بی تربیت هستن
دسامبر 1st, 2008 at 10:26 ب.ظ
شهلا جون اون چیزی که واسه شما آرزوئه واسه ما تجربه ست..برو برو این ترفندا دیگه کهنه شده…
دسامبر 2nd, 2008 at 1:46 ب.ظ
کس خولین به خدا
دسامبر 2nd, 2008 at 8:35 ب.ظ
تا قبل از ازدواج تنها مرگ میتواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند”اما بعد از ازدواج تقریباهرچیزی میتواند سبب جدائی آنها شود
دسامبر 3rd, 2008 at 4:33 ب.ظ
تقدیم به کسی که نامش در بهار من”یادش در اندیشه ی من”عشقش در قلب من”کلامش در دفتر من ودیدنش آرزوی من است = R
دسامبر 3rd, 2008 at 4:56 ب.ظ
چقدر مردم بیکار پیدا میشن رضا مهدیه گیرت آوورده
دسامبر 3rd, 2008 at 5:35 ب.ظ
کت و شلوار نشان از فرهنگ غربي نيست ولي کراوات غربي است؟ چرا ريش بلند زشت نيست ولي موي بلند زشت است؟چرا ديدن زن بي حجاب در تلويزيون اشکال ندارد ولي ديدن زن توريست بي حجاب در خيابان اشکال دارد؟چرا اگر دختري موتورسوار باشد زشت است ولي اگر پشت سر مرد موتورسواري بنشيند زشت نيست؟
دسامبر 3rd, 2008 at 5:41 ب.ظ
میدونید چرا دوتا ترک نمی تونند شبها پیش هم بخوابند؟؟ چون تا صبح دعواشون میشه کی وسط بخوابه!!
دسامبر 3rd, 2008 at 5:42 ب.ظ
پیام تبریک ترکا :
حلول ماه مبارک نوروز بر تمامی فجر آفرینان عرصه ایثار و پیروان آن حضرت صلوات
دسامبر 3rd, 2008 at 5:44 ب.ظ
قزوينيه برنج تبرك مي خره گوني رو باز مي كنه مي گه: پس حميدش كو
دسامبر 3rd, 2008 at 5:47 ب.ظ
به غضنفر مي گن با وطن جمله بساز مي گه : من ديروز سر و تنم را شستم مي گن : خره وطن با طي دسته داره مي گه : اتفاقا ً منم با طي دسته دار خودم رو شستم
دسامبر 3rd, 2008 at 9:27 ب.ظ
” یك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند ” . فرانسيس بيكن
دسامبر 3rd, 2008 at 9:28 ب.ظ
” وقتي ارتباط عاشقانه ات به انتها ميرسد ، فقط به سادگي بگو«همه اش تقصير من بود ” . جكسون براون
دسامبر 3rd, 2008 at 9:36 ب.ظ
عشق هميشگي است اين ما هستيم كه ناپايداريم ،عشق متعهد است مردم عهد شكن، عشق هميشه قابل اعتماد است اما مردم نيستند ” . لئوبوسكاليا
دسامبر 3rd, 2008 at 9:39 ب.ظ
” عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه ” . ویلیام تن
دسامبر 4th, 2008 at 3:09 ق.ظ
man vaghan be shomaha …..
khak bar sare bi hayatun kone
مارس 9th, 2009 at 7:10 ب.ظ
gaidam be in saiteton bad bakhta bache 2sale in ra hamm bakade
مارس 25th, 2009 at 6:45 ب.ظ
همه حواسمون روي پاكت هم ديگه است
اين حرف هايي كه زدين خيلي مسخره است
مارس 26th, 2009 at 2:43 ق.ظ
بابا خيلي بيكارين شماها!!!!
مارس 26th, 2009 at 10:15 ق.ظ
به لره میگن چرا پاهات پرانتزیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگه لابد مطلب مهمی وسطشه !!!!!!!!!
آوریل 22nd, 2009 at 4:08 ب.ظ
پلن سود دهی موسسه مالی اعتباری گمبیت
در گمبیت یک پلن منحصر به فرد وجود دارد که به شما توامان اختیار هر دو پوزیشن سرمایه گذاری و خرید را می دهد.به این ترتیب که موقع ثبت نام، پوزیشن خود را مشخص می کنید که میل دارید در قسمت سرمایه گذاری(I) وارد شوید یا مارکتینگ(M). اگر “مارکتینگ” را انتخاب کنید، سرمایه ی شما در سایت مارکت ریخته می شود و شما می توانید هر محصولی که دوست دارید از بین بیش از ۱۰۰۰۰ نوع محصولی که در سایت وجود دارد خرید کنید و اگر “اینوست” را انتخاب کنید، سرمایه ی شما برایتان سرمایه گذاری می شود و…در پوزیشن سرمایه گذاری قرارداد شما با کمپانی، ۱۰ ماهه است و به طریق ذیل به شما سود ماهانه ( به صورت اصل و فرع ) پرداخت می شود:
baraye etelate bishtar be websait beriid
آوریل 24th, 2009 at 5:52 ب.ظ
خانم ها سلام …
عشق یعنی وعده ای در نور ماه
عشق یعنی صد صخن در یک نگاه
عشق یعنی جنگ با آلودگی
بهترین فصل از کتاب زندگی….
09138884824اگه sms خواستی پیامک بزنید…همراه با نام
می 13th, 2009 at 7:06 ب.ظ
shash idam be in tarafandet
ژوئن 4th, 2009 at 1:11 ق.ظ
ســـــــــــــــــــلام بچـــــــــــــــــــه ها
نمِِِِِِِِِِِِِِِِِِــــــــــــــــدونم این ترفند واسه بـــــــــــــــــوشهر هم هست ؟
آدرس وبلاگمو گذاشتم خوشحال میشم مهمونم باشید
قربون همتون
آجی سونا
بووووووووووووووووووووووووووووووووس و گــــــــــــــــــــــــل
ژوئن 16th, 2009 at 5:11 ب.ظ
yakhchal
ژوئن 30th, 2009 at 3:26 ب.ظ
سلام بچه هاي اهواز 5شنبه اين هفته ساعت 6 خيابان طالقاني باشيد….. فرياد سبز ازادي