
هفت تير ۷tir.com : گزارش يکي از شهروندان ايلام در مورد حادثه و نا آرماني هاي ايلام و کشته شدن چند نوجوان ايلامي . اين مطالب را يکي از خوانندگان سايت از ايلام براي هفت تير ارسال کرده است :
استاندار ايلام با نام علي آزاد در دور قبل مجلس ( دوره ي هفتم ) براي کسب يک نماينده ي باقي مانده حوزه ي شمالي ( نفر اول انتخاب شده بود که فريدون همتي نام داشت ) مغلوب داريوش قنبري شد و اختلافات اين استاندار با نماينده ي مجلس بيشتر شد . ( لازم به ذکر است که علي آزاد پس از شکست در انتخابات به عنوان استاندار معرفي شد ) . در روزهاي شروع تبليغات کانديداها براي دوره هشتم مجلس ( همين دوره ) يک سي دي از طرف ستاد داريوش قنبري به دست عموم رسيد که در اين سي دي تصويري ، داريوش قنبري در مجلس رئيس جمهور را به دليل تورم و علت نيامدن پول نفت به سر سفره ها ، به باد انتقاد گرفت و ميکروفن وي نيز توسط حداد عادل قطع شد ! و در روز بعد مجلس خطاب به حداد چنين گفت :
” همونطوري که تو به خودت اجازه ميدي ميکروفن منو قطع ميکيني ، منم مي تونم بيام اون بالا ميکروفن تو رو قطع کنم !! ”
خلاصه وي واقعا بر خلاف نماينده ي ديگر استان ايلام ( فريدون همتي ) از حق استان به خوبي دفاع کرد و چندين طرح و پروژه را وارد استان کرد . اما در يکي از نطق هاي خودش در مجلس ؛ واقعيت هاي استان ايلام را اعلام کرد که استاندار در همه ي پست هاي حساس استان ، اقوامش را به کار گرفته و در جمله اي جالب در مجلس گفت : ” ايلام در دست دو نفر است ؛ علي و تقي !! ( علي آزاد = استادار ، محمد تقي لطفي = امام جمعه ) ”
اين بحث ها موجب افزايش تنش بين قنبري و آزاد شد . و حتي در يکي از مساجد استان ايلام در هنگام تبليغات اين دوره ، شخص آزاد سيلي محکمي را به گوش داريوش قنبري نواخت !!!!!!!!! و اين تنش به گونه اي بود که شخص آزاد ( که يکي از موتلفه هاي تند رو است ) علنا اعلام کرد که اجازه نمي دهد قنبري اصلاح طلب به مجلس هشتم راه پيدا کند ! و در دور اول اينگونه نيز شد و ۸ هزار راي دور اول قنبري ( بدون دليل) باطل اعلام شد . ( اگه دقت کرده باشيد وزير کشور اعلام کرد که راي ۳ حوزه ي صندوق در دور اول باطل شده که ظاهرا يکي يا دو تاش متعلق به استان ايلام بوده ) و کار به دور دوم کشيد و از استان ايلام که سهميه اش ? نماينده بود ، هيچ کدام حائز اکثريت نشدن و ۴ نفر به دور دوم رسيدن که يکي از آنها قنبري بود و يکي ديگر دکتر متين ، بازهم اهل ملکشاهي ( همشهري آزاد و لطفي ).
در دور دوم که روز ? اردي بهشت برگزار شد ، مردم شهرستان ايوان ( محل زادگاه قنبري ) از ساعت ۱۲ شب ، تا حوالي ۴ صبح به جشن و پايکوبي پرداختند که جمعيت حاضر در اون مکان که خود من هم اونجا بودم و فيلم هاي زيادي نيز تهيه کردم نزديک به ۴ هزار نفر بودن ! که قنبري طبق منابع غير رسمي ولي خيلي موثق ، با ۵۲ هزار و اندي راي اول شد و شاهپور پولادي دوم و دکتر متين ، سوم شد !!
اما صبح ديروز شنبه ۷ ارديبهشت خبري عجيب در شهر پيچيد در عين ناباوري اعلام شد که پولادي و متين به مجلس راه يافتند و قنبري که اول شده بود ، سوم شده !!!!!
با پخش اين خبر ، همه ي مردم به خيابانها ريختند و در مقابل فرمانداري تجمع کردند و خواهان اعلام رسمي نتايج شدند که فرماندار شهرستان ايوان اعلام کرد : قنبري با ?? هزار راي ! چهارم شده و هر غلطي که دلتون مي خواد ، بکنيد !! ( شاهد بنده در اثبات اين حرفها ، پسر همسايه مان است که شخصا در مقابل فرماندار بوده و لازم به ذکر است که فرماندار شهرستان ايوان ، جناب عبدي ، يکي از اعضاي [] )
به دنبال اين حرف ، مردم شروع به دادن شعار کردن و تهديد کردن که فرمانداري را به آتش مي کشند ( فقط تهديد کردند ) که ناگهان در اقدامي عجيب به دستور يکي از نظامي ( طبق آخرين خبر ها ظاهرا نيروي انتظامي) ، تيراندازي شروع شد ! ( من در اين لحظه در آن مکان نبود ولي پسر خاله و همان پسر همسايه مان آنجا بود و حرفهايشان نيز پس از حادثه با هم تناقض نداشت ) .
ناگهان صداي نزديک به ? يا ? گلوله به گوش رسيد . پس از تيراندازي مردم در شوک بودن و خشمگين از کشته شدن چندين نوجوان ! و با پرتاب سنگ به فرمانداري و ايجاد سوراخي بزرگ در ديوار فرمانداري قصد ورود به داخل حياط را داشتن که موفق نيز شدند ( خودم هم بعدا سوراخ رو ديدم که واقعا بزرگ بود و چه جوري اين کار رو کرده بودن ، نميدونم ! )
پس از ورود به محوطه ي فرمانداري و درگيري به مامورين چند تير ديگر نيز شليک شد که بيش از ?? نفر مجروح شدند . چند ماشين فرمانداري را به آتش کشيدند و به خيابانها ريختند و همه ي بانکهاي شهر را ويران کردند !
در اين حادثه ۵ نوجوان به نام هاي ميلاد حسني ، کسري ميري ، عارف اسدي ، اشکان بي باک ، بابک انصاري فوت شدند. همچنين ۳۰ نفر نيز به دليل نزديکي با قربانيان زخمي شده اند که به مرکز استان اعزام شده اند .
پس از اين حادثه ديروز نماينده اي که به خاطر وي ۵ نفر کشته شدند ، يعني داريوش قنبري ، کفن پوشان در جلوي درب ورودي فرمانداري ايستاد و اعلام کرد که : ” يا من رو نيز بکشيد يا تکليف خون اين جوانان رو مشخص کنيد .
البته امروز گفته شد که يک زن هم که جزء مجروحين بوده ، فوت شده است . هنوز اين خبر تائيد نشده و ديروز عصر حکومت نظامي در شهرستان بود و نزديک به ۲۰۰ نفر هم از عصر ديروز و صبح امروز از شهر و روستاهاي اطراف دستگير شده اند . علت دستگيري مشاهده ي آنها در تصاوير فيلمبرداري شده توسط ناجا در هنگام تجمع مي باشد و اعلام شده که بايد خسارات فرمانداري را تقبل کنند !!!
همچنين ديروز اجتماع بيش از يک نفر ممنوع بود و خود بنده عينا اين وضع رو مشاهده کردم و دو نفر بيچاره ! که کنار هم نشسته بودند رو به کلانتري انتقال دادند . ( آن هم با برخوردي بسيار بد و زدن ضربات با بادوم و لگد ) و بنده هم پس از مشاهده ي اين حادثه فرار کردم !!
خلاصه امروز مراسم تشييع جنازه ي ? نفراز کشته شدگان برگزار گرديد .
لازم به ذکر است يکي از فوت شدگان روبروي پارک مقابل فرمانداري که از همديگر حدود ۵۰۰ متر فاصله داشته اند ، قرار داشته و با چند کتاب که راهي مدرسه بوده ، کشته شده .
خانواده ي اين پسر همين يک پسر را داشته اند و خانواده ي ديگر از فوت شده گان ، ۴ سال قبل در يک سانحه ي تصادف يکي از پسرانشان را از دست داده بودند
.
جزئيات تکان دهنده نا آرامي هاي ايلام و کشته شدن ?نفر در تيراندازي ماموران
.
. عکسهاي حادثه ايلام - عکسهاي نا آرماي در ايلام - فيلم - دانلود - داريوش قنبري - فريدون همتي - علي آزاد - تظاهرات - حمله - تير اندازي



دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۴۲ ب.ظ
رضا / لیلی ناز / میثم / بچه شیر/ شهاب / امین / طلایی/ سعید / سارا / سپیده / پت و مت/ مهسا و … بابا کجایین شما ؟
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۴۶ ب.ظ
سردبیر محترم من که اولین نظر رو داده بودم . چی شد چرا نظر من پاک شد ؟
——————-
.[چون نظر ندادید فقط نوشتید اول شدم]
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۵ ب.ظ
خوب باشه نظر می دم . خیلی باحاله !
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۷ ب.ظ
[ بند ۴ آیین نامه ]
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۹ ب.ظ
شهادت مردم بیگناه تسلیت باد
نمونه ایی دیگر از استبداد سلسله …..شاهی
اعتراض مردم هم نشونه یه تحول
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۰ ب.ظ
سردبیر شما الان آن هستی
.
[هستم]
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۵ ب.ظ
سردبیر من بندها رو نمی دونم . اگه میشه برام بنویس
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۷ ب.ظ
سردبیر چندسالته ؟ خیلی باحالی !
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۸ ب.ظ
سردبیر محترم منتظر جزئیات بیشتر هستیم ……
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۰ ب.ظ
واقعا متاسفم که وطنم در دست این با دینهای بی دین بیسواد است واقعا افسوس
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۶ ب.ظ
مهدی جون دیدی تالارو بستن
ما موندیم بدون تالار داداشی
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۱ ب.ظ
بچه ها اگه برین تو این سایت از خنده روده بر میشین
!http://takzarb.com/link.php?url=http://www.۳kadeh.parsibox.com
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۳ ب.ظ
اره سپیده دیدم . تازه این طری نگو . جناب سردبیر ناراحت میشن !
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۵ ب.ظ
به منم نگو مهدی جون چون یه مقع باز آقا میثم و اون یکی دیگه ابتدا غیرتی و بعد ناراحت و بعد ….. میشن!
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۳ ب.ظ
جنگ قدرته ديگه
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۰ ب.ظ
سیاست چیز گهی است.هر جا با هر فلسفه وبه هر خاطری که باشه.بالا برن پایین بیان همون اصل همیشگی که هدف ابزار رو توجیه می کنه. و در سیاست اصلا هدف پاکی پیدا نمیشه.
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۹ ب.ظ
عجب صبری خدا دارد ؟
اگر من جای او بودم همان یک لحظه اول که اولین ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان .جهان را با همه زشتی و زیبائی بروی یکدیگر ویرانه میکردم !
اگر من جای او بودم که در همسایگی صدها گرسنه و جند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم . نخستین سفره مستانه را خاموش آن دم بر لب پیمانه میکردم !
اگر من جای او بودم که میدیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه رنگین . زمین و آسمان را واژگون مستانه میکردم !
اگر من جای او بودم برای خاطر یکی مجنون صحرا گرد بی سامان . هزاران لیلی ناز آفرین را کوه به کوه آواره و دیوانه میکردم !
اگر من جای او بودم به عرش کبریائی با همه صبر خدائی ز برق فتنه این علم عالم گیر مردم کش . به جز اندیشه عشق و وفا معدوم .هر فکری را در این دنیای پر افسانه میکردم !
چرا من جای او باشم ؟ ؟ همین بهتر که او خود بنشیند چون تاب . تماشای تمام زشت کاریهای این مخلوق را دارد . وگرنه من به جای او چو بودم . یک نفس کی عادلانه سازش با جاهل و فرزانه میکردم ؟؟؟!!!
عجب صبری خدا دارد ؟ . عجب صبری خدا دارد ؟؟
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۹ ب.ظ
خدايا آيا اين فجايع رو ميبيني پس كي تقاص مردم ايران را از اين قدرت طلبها ميگري؟؟؟؟
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۳ ق.ظ
جناب سردبیر من از شما عذرخواهی می کنم
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۳ ق.ظ
اخبار گفت: مدارس ایلام بخاطر بدی هوا تعطیله ! کسی خبر داره ؟ بدی هوا ؟؟؟؟
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۷ ق.ظ
جناب سر دبیر اگه دلتون خواست صلاح دونستید جواب منو بدید لطفا
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۱ ق.ظ
بعضی از خبر ها چرا اینقدر ضد ونقیضه
و اینکه چرا نظری که مربوط به امصضا کردن خلیج فارس بود حذف شده؟؟؟؟
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۴ ق.ظ
بقیه کشور ها یه روزه ۱ میلیون امضا می کنن ما ۱ ماهه با ۷۰ میلیون جمعیت هنوز به یه میلیون نرسیده
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۹ ق.ظ
مهدی حیفه وقتت نیست که می زاری اول شی؟؟؟؟؟؟
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۳ ق.ظ
باید افرین گفت به انانی که حاضرند بخاطر حزبشان وحفظ قدرتشان ولذت بردن دراین دنیای بقول خودشان فانی خون مردم ریخته شود.وهمه می گویند بخاطر اسلام .حالا ما کجا بدونیم واقعا برای چیه.
شاید هم بخاطر پول توجیبیه.واقعا جای بسی تاسفه برای انانیکه از انتخابات دیگر کشورها ایراد میگیرند.
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۴ ق.ظ
نازنین خانم عشق من اول شدنه . دو ماه دیگه هم قراره که تو کنکور اول بشم
—————————-
سردبیر : با این استعدادی که من از تو میبینم از همین الان به فکر یه کار دیگه به غیر از کنکور باش
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۷ ق.ظ
همه ما ساده ایم…………..چه رای بدیم چه ندیم ……………..خودشون میفرستند…………….رای مردم فرمایششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۱ ق.ظ
[ حذف شد . نیاز به منبع دارد ]
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۶ ق.ظ
وطن پرنده پر در خون…………..وطن شکفته گله در خون………….وطن ترانه زندانی
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۶ ق.ظ
انا لله و انا الع رجعون
از هم مرگ و باز هم آدم کشی !!!!
یکی از بزرگان دین گفته : کشتن یک نفر مثل کشتن یک امته .
پس همه ما هر روز داریم می میریم
یادمه بچه که بودیم با تفنگ چوبی هامون هر روز از این باری ها میکردیم
اما الآن بازی همون بازیه ولی تفنگاش راستکیه !!!!!!!
کیو کیو بنگ بنگ
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۹ ق.ظ
انا لله و انا الیه رجعون
کیو کیو بنگ بنگ
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۱ ق.ظ
من کجا چیزی گفتم؟
بگین نمی خاهید نظر مرا منتشر کنید
خدا حافظ تا همیشه ههههههههههههه
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۲ ق.ظ
انا لله و ان الیه راجعون
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۲ ق.ظ
ببخشید راجع به اوون
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۳ ق.ظ
با بای ی ی
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۹ ق.ظ
انگار یه عده مثل سپیده-رشت _ مهدی هنوز متوجه نشدن تالار چی هست اصلا.دوستان تالار مسدود نیست.چرا مطالبو کامل مطالعه نمی کنید که اول بفهمید تالار کجاست بعد ببینید مسدود هست یا نیست.
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۵۰ ق.ظ
تالار اینه http://۷tir.info که باید توش عضو بشید
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۵۳ ق.ظ
سلام آقا مهدي خوشم مياد هميشه اون اولايي تاآخرم كلي حرف داري
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۱۸ ق.ظ
آقا جعفر فرارو خوب اومدی!!!
بازم ایول به مردم باغیرت ایلام
آقای سردبیر اگه میشه این آدمای لوس رو که نظرات بی ارتباط و الکی مثل اول یا آخر شدن میدن رو مسدود کن.یارو چقدر باید بیکار باشه که….
هموطناتون به خاک و خون کشیده شدن اونوقت شما….
بابا این کارا رو توی مسنجر انجام بدین راحتترین
۷تیر هر چی که نداشت لااقل فارسی تایپ کردن و یادتون داد!!!
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۳ ق.ظ
بچه ها سلام منم از اين حادثه بسيار متاسفم
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۸ ق.ظ
اين آقاي مهدي براي اول شدن چه زجري ميكشه طفلي!!
.
.
.
.علي آقا الحسود لايسود!!
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۵۲ ق.ظ
به خاطر اون آقا كه از نظراي بي ربط ناراحته(se۷en/اهواز: ۹۱.۹۸.۶۶.۲۱۶ ) بايد بگم اين شلوغي ها فقط علتش اينه كه مردم از چيزاي ديگه اي ناراحتن و منتظر فرصتي هستن كه عقده هاشون رو خالي كنن چيزايي مثل گراني بيكاري اختلاف شديد طبقاتي كمبود ارضاي جنسي و…..
.
.
.
علي آقاي اين يكي رو خوب اومدي دمت گرم!
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۸ ق.ظ
برای خودمون خیلی متاسفم که با وجود دیدن این همه ظلم بازم سرمونو انداختیم زیر به زور می خوایم زندگی کنیم. آخه اینم شد زندگی؟
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۴۱ ق.ظ
بدبخت کسانی که بخاطر دیگران همه چیز خود را از دست میدهند من به طرفداران هر دو طرف میگم کجای این کار برای خدا هست
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۱ ق.ظ
نازنین: ۸۱.۱۲.۱۰۴.۲۲۴
نازنين جان سلام
اگه ميبيني تو كشور ما با وجود ۷۰ ميليون جمعيت امضاهاش هنوز به يه ميليون نرسيده اينه كه اصالتي برامون نمونده كه قابل دفاع باشه تو زماني از چيزي يا كسي دفاع مي كني كه آن را متعلق به خود مي داني راستش و بخواي ما در اينجا احساس بيگانگي ميكنيم چون وقتي همه هم و غم مسئولين شده دفاع از اعراب ومردم گرسنه خودشون و فراموش كردن ديگر چه تعصبي براي امضا كردن باقي مي ماند ؟!
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۲ ب.ظ
سلام
آخرین اخبار از وضع ایلام ( یعنی همون شهرستان ایوان ) اینه که همه ی مغازه داران خیابان اصلی و بیشتر مغازه های فرعی ، تحصن کردن و الآن اگه از پایین تا آخر شهر دور بزنید ، هیچ مغازه ای رو باز نمی بینید و عزای عمومی در شهر اعلام شده .
همچنین طبق شنیده ها ، گفته میشه که در شهر سلیمانیه ی عراق ، به خاطر همدردی با شهرستان ایوان ، تحصن و تعطیلی مغازه ها انجام شده .
آقایان و خانم های : مهدی ، سمانه ، سپیده-رشت ،
خارج از دستور : و من واقعا متاسفم که هموطنای خودم برای اول و دومی و تالار و این جور مزخرفات رو سر و کول هم میرن . ۵ خانواده عزادارن به خاطر هیچ ! اون وقت هموطنای خودم دارن واسه نظر اول و دومی کورس می زارن بازم صد رحمت به عراقیایی که توی قضیه ی تیتر کیهان ، این همه بهشون ناسزا گفتیم .
همچنین ظاهرا قرار است که در استانهای کرمانشاه و کردستان نیز عزای عمومی برگزار بشه که این آخری فقط شنیده است و خودتون از خوانندگان هفت تیر که اهل این استانها هستند ( از جمله علی کوچولوی کرمانشاهی ) بپرسید ، بهتره .
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۱ ب.ظ
سلام آقا جعفر
دست مريزار به مردم ايلام که از حق خودشون کوتاه نيومدن.
آفرين به شما و نماينده تون آقاي قنبري.
من واقعا براي اولين بار از شنيدن يکي از خبرهاي هفت تير (که همشون مزخرف و ناراحت کننده هستن) احساس غرور کردم.
و به خانواده هاي داغدار هم تسليت مي گم.
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۰۵ ب.ظ
آفرین به این ایلامی های غیرتمند که نذاشتند حقشون پایمال بشه و نمایندشون بلاخره به مجلس رفت امیدواریم جانفشانی همشهری هاشو فراموش نکنه
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۴ ب.ظ
اقا جعفر از ایلام من هم حقیقتا از این اتفاقات ناراحتم . متسفاسفم که زودتر از اینها ابراز تاسف نکردم !
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۸ ب.ظ
سلام
اولا اين مردم خرن كه به خاطر اينكه يه نماينده ميخواد بره مجلس واسه خودش دزدي كنه ميان خودشونو تو دردسر ميندازن،بدبختها تواين چند سال اين نمايندهها چي واستون كردن كه واسه اينا سر وكله ميشكنيد، نميره به درك به منو تو چه
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۵۸ ب.ظ
سلام خدمت سردبیر محترم :
معذرت می خوام چرا این چتد روزه دسترسی به سایت اینقدر مشکل شده ؟
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۵۹ ب.ظ
به به به به خیلی ممنون محمود شصتچی
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۴ ب.ظ
سلام خدمت سردبیر محترم :
این اخطار WORD PERES مریوط به همین تالار گفتگوست ؟
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۸ ب.ظ
سلام :
شهاب بردیا جان کجائی رفتی تو غیبت کبری ؟
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۲۷ ب.ظ
تهرانيهايادبگيرندكه مشتي اوشكول فرستادندتوي مجلس(البته دولت فرستادوحكومت)وبايدجلوش ميگرفتند
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۳۰ ب.ظ
تهرانيهايادبگيرندكه مشتي …. فرستادندتوي مجلس(البته دولت فرستادوحكومت)وبايدجلوش ميگرفتند
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۷ ب.ظ
دادا و دريغا وطن من شده ويران
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۱ ب.ظ
اسمان هم مظلوميت اشكان،كسري وميلاد راتاب نياوردودرروزي كه همه يكدل ويكصداخشم خودرابه جهانيان نشان دادندبغضش تركيد وباريدن گرفت
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۲ ب.ظ
وعده ما امشب ساعت ۲۱ بر بام خانه با نداي الله اكبر به ياد شهيدان ايوان غرب _براي ۱۰ نفر بفرست
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۴ ب.ظ
دیگر براي خون فرقی نمی كند كه از رگهاي من وتوبگذرد یا جوب خیابانبا من از فلسطین مگو!اینك از كشتاروحشیانه ،جوهاي خون شهر بی پناه من ازشهیدان اردیبهشت ایوان سخن بگوانسان دلش می گیرد تسلیت باد شهر من شهر بی دفاع، جوي خون ،ایوان غرب تا دیروز گله كشته شدن جوانان ایوان را از صدام می كردیمامروزبه خون نشستن گلهاي پرپر شده خود را ازكی بكنیم؟؟آري تا بوده چنین بوده هیچ كس چشم شادمانی وشادي این مردم را نداشت وندارداز ماست كه بر ماست
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۲۴ ب.ظ
خدا رحمتشون كنه شهيد شدن خدا ازشون نگذره.
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۰ ب.ظ
من با تمام این خوانواده ها احساس همدردی میکنم و خیلی متاسفم از اینکه ما انسانها برای پول و ثروت و مقام حاضر به انجام هر کاری هستیم
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۴ ب.ظ
سلام دوستان محترم شبتون خوش !
برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است !
وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف موافق آب حرکت کند !
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۶ ب.ظ
این عکس آخری که حوادث ۳ سال پیش تبریزه!!!!!!!!!!!!!!!
———————————–
هفت تیر : اگر مال سه سال پیش تبریزه از منبع دیگری همین عکس را بگذارید
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۸ ب.ظ
رنج و عذاب از من.
شنگي و شاب از تو.
خون جگر از من.
موي خضاب از تو.
اي شياد.
ميخواي بموني تو.
اما صبر كه بره ميدهم جزاي تو.
كار و تلاش از من.
راحت و خواب از تو.
كاسه ي خون از من.
تنگ گلاب از تو.
اي شياد .
ميخواي بموني تو.
اما صبر كه بره ميدهم جزاي تو.
سوز و گداز از من.
عمره دراز از تو.
لطف و صفا از من.
رنگ و ريا از تو.
اي شياد.
ميخواي بموني تو.
اما صبر كه بره ميدهم جزاي تو.
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۱ ب.ظ
سلام به همه.
واقعا با ديدن و شنيدن اين نامردي ها و حق كشي ها چه كار بايد كرد؟
فكر كنم حداقلش اينه كه مي تونيم با نظرات خودمون كمي دق و دلي مون رو سرشون خالي كنيم آخه دستمون كه به اونا نميرسه.
حالا هي سر اول دومي دعوا بگيريد!
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۹ ب.ظ
حسین آقا وارد کلانتری محلشان میشود. جلوی میز رئیس کلانتری دست به سینه میایستد. سرگرد حمزهپور پس از چند دقیقه سرش را بالا میآورد و به او نگاه میکند.
سرگرد- چی میخواهی؟
حسین آقا- آمدهام اینجا مجور جشن بگیرم.
سرگرد- جشن چی؟
حسین آقا- ختنهسوران بندهزاده.
سرگرد- (بیحوصله فرمی را بر میدارد و شروع به پرکردن آن میکند) جشن ختنهسوران؟
حسین آقا- بله. آمدهام برای جشن ختنهسوران محمدعلی پسرم از پلیس مجوز بگیرم.
سرگرد- کی هست این جشنتان؟
حسین آقا- فردا. ساعت پنج بعد از ظهر. ساعت یک بعد از ظهر میبریمش پهلوی دکتر. ساعت پنج هم جشن ختنهسوران را میگیریم.
سرگرد- چقدرش؟
حسین آقا- چقدر چی؟
سرگرد- چقدر چیزش را میخواهید ببرید؟
حسین آقا- جناب سرگرد من چه میدانم. دست دکتر است.
سرگرد- فلان بچه تو دست دکتر چکار میکند؟
حسین آقا- منظورم این است که تصمیم با دکتر است.
سرگرد- مینویسم یک سانت. خوبه؟
حسین آقا- حالا محض احتیاط بنویسید یک سانت و نیم که یک وقت بعدا ماموران شما ایراد نگیرند که برای یک سانت مجوز جشن ختنهسوران داده نمیشود.
سرگرد- بالای این فرم را پر کن. بعدش هم باید ببریش کمیته امداد.
حسین آقا- کمیته امداد دیگر برای چه؟
سرگرد- باید گواهی کنند این قضیه باعث این نمیشود که این بچه دچار کمبود بشود و وابسته به کمیته امداد.
حسین آقا- بابا جناب سرگرد، یک ختنه که دیگر این حرفها را ندارد. من خودم ختنه شدهام، شما هم ختنهشدهاید…
سرگرد- (با عصبانیت) خفه شو برو بیرون مردک بیشعور. به اونجای آدم هم کار دارد
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۵۴ ق.ظ
باید ایوانی ها با چاقو میریختن تو خییابونو هر کدوم از این ولدزنا ها که میدیدن با چاقو تیکه پاره می کردن. سزای کشتن کشته شدنه ونه اه کشیدن.
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۲۶ ق.ظ
دیگر براي خون فرقی نمی كند كه از رگهاي من وتوبگذرد یا جوب خیابانبا من از فلسطین مگو!اینك از كشتاروحشیانه ،جوهاي خون شهر بی پناه من ازشهیدان اردیبهشت ایوان سخن بگوانسان دلش می گیرد تسلیت باد شهر من شهر بی دفاع، جوي خون ،ایوان غرب تا دیروز گله كشته شدن جوانان ایوان را از صدام می كردیمامروزبه خون نشستن گلهاي پرپر شده خود را ازكی بكنیم؟؟آري تا بوده چنین بوده هیچ كس چشم شادمانی وشادي این مردم را نداشت وندارداز ماست كه بر ماست راستی کی جواب گو این جنایت خواهد بود
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۱۵ ق.ظ
متاسفم که به خاطر یک مشت شکم گنده مفت خور باید یک عده بی گناه که نه سر پیازن نه ته پیاز کشته بشن وای برمن گرتو آن گم کرده ام باشی
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۱ ق.ظ
آریای به خون غلتیده . همان طور که ملت فلسطین تاوان بی خردی خود را میپردازند ، شما نیز تاوان بی خردیتان را پرداختید . از جوی های خون سخن میگویی که به ظاهر قتل و غارتی عجیب به نمایش بگذاری اما بدان این در مقابل بی خردی شما چیزی نیست . امیدواریم که عبرتی باشد برای تمام بی خردان .
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۱ ق.ظ
سلامت را نمی خواهند باسخ گفت سرها در گریبان است اگر دست بسوی کسی یازید به اکراه دست از بغل ارد بیرون که سرما سخت سوزان است
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۵ ق.ظ
عشق وازادی این دو را می خواهم جانم می دهم در راه عشقم و عشقم را در راه ازادی
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۸ ق.ظ
واقعا برای همه اون کسایی که واسه همچن کسانی پایی صندوق های ری میروان متصفم
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۰ ق.ظ
واقعاً متاسفم برای این مملکت گل و بلبل که جووناش به این راحتی باید پرپر باشند! چه کسی جواب گوست؟!!!
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۴ ق.ظ
عوارض جنگ براي دستيابي به قدرت ثروت رانت امكان رشوه و حق وتو در امور قضايي و مالي و … به عنوان خداپسندانه نماينده مردم چيزي بجز كشته شدن بچه دبيرستاني نيست
لعنت به سياست و قدرت و ثروت
اي خدا به دادمون برس
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۴ ب.ظ
گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با آزاده خانومی چت مي كرد . آزاده خانومی گفت تصميم بزرگي گرفته است. آزاده خانومی تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او آزاده خانومی تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديگر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۵ ب.ظ
مدیر گیر نده
چهرمو عوض می کنما
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۶ ب.ظ
اقسام دانشجو
الاقسام الدانشجو :
الدانشجو هو موجود الذلیل , الذی یسکن فی لانه اسمه خوابگاه . لا موجود فیه امکانات الاولیه و آبه یقطع مداوما و هکذا ما حار کمیاب فی شیرالآب . آلات البارد و الحار ( گرمایش و سرمایش ) یعمل فی الشتا و الصیف بالعکس .
و هو ( الدانشجو ) یطعم طعاما فقط اسمه طعام , شی نرمتر من السنگ الذی قادر علی ذهاب من الحلقوم الی الپایین و آمله ( آرزویش ) فی الزدواج شدید و لیکن لا دست یافتنی و فقط فی الخیال بافتنی.
الغرض دانشجو ثلاث اقسام : اوله تنبل , الذی فی خواب فی الخوابگاه دائما . دومه عاطل و هم مغرور بسیار و یتحمل دائما فی دسته کیف عجیب اسمه سامسونیت و معمولا خالی من الکتاب و الدفتر و فی داخله شانه و حوله و زیرالشلوار . اما القسم السوم من الدانشجو هو الباطل و مشخصاته چنین : هو یا یدرس و لا یخواب و بل یگوش موسیقیه دائم حتی فی الخواب و سرکاره دائما با شعر و رمان . ابنائه من هذا القسم معمولا یدود سیگارا کثیرا . اولئک العاشقون و همیشه بی خیال یا فی الخیال الباطل.
علاوه علی الاینها . اقسام دیگر من دانشجو موجود . مانند نوع الرپ الذی یافت مشود فی الدانشگاه الآزاد , نوع الدرس خوان الذی نادر مثل الیاقوت و نوع الدیگر هو الذی ملعیت فی یدالسیاسیون و نوع الآخر من دانشجو : هو بی کار الذی یکتب و ینتشر نشریه .
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۱۵ ب.ظ
سردبیر سلام - من حدود ۲ ماه هست که فقط بازدید میکنم
و هیچ نظری نمیدم - خودت میدونی چرا - با قسمت نظرات قهر کردم
یه مدت من بازدید کننده فعال بودم ولی هرچی نظر میدادم پاک میکردی- آخه چرا چرا- به من بگو چرا؟
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۰ ب.ظ
تذکره پرزیدنت
آن ششمين رييس جمهور، آن ساطع هالهي نور، آن مهرورز رجائيسان، آن بهتر از ايكييوسان، آن دوستدار اقتصاد هردمبيل، استاندار اسبق اردبيل، آن سابقاً شهردار، آن آمده از ولايت گرمسار، آن نافي واقعهي هولوكاست، آن قانع به سنگك و پنير و ماست، آن مرد عمل، آن خاتمالانبياي عليالبدل، آن صاحب جمال، آن اهل قيل و قال، آن وبلاگنويس تك پست و باحال، آن هميشه در عالم فضا، آن باني صندوق خالي مهر رضا، آن پس از حسنالقضا سوءالقضا، آن ناقض دويم جوزا، آن در دانشگاه اوستاد، آن از جمله اوتاد، شيخنا و مولانا و پرزيدنتنا شيخ محمود احمدينژاد، اهل هزارهي دوم بود و طرحهايش از هزارهي چهارم و عملش از هزارهي اول و با اين حال معجزت هزارهي سوم بود. و بر كس اين معناي غريب مكشوف نگشت كه اول شخص پس از حضرت ختمي مرتبت بود كه او را داراي معجزت و صاحب كرامات دانستهاند، العياذبالله. و معجزت البته بسيار داشت و خرق عادت ميكرد بهتر از ژانگولر و در هوا راه ميرفت و ميگفت: ما ميتوانيم
.
نقل است كه از همان طفوليت شير پاستوريزه ميخورد. گفتند چرا چنين كني؟ فرمود: تا بزرگ شوم، چاق شوم، چله شوم و در شارع پاستور سكني گزينم كه آنجا تختي هست سليماني كه بر آن بنشينم و بدان ريشهي خاندان بنياسرائيل درآورم
.
و شرح معجزات او كه مشابه شقالقمر و يد بيضا و تبديل عصا به اژدها و بيرون آوردن اشتر از دل كوه است از اين نيز فزونتر است. در شرح اين معجزات همين بس كه چون شيخ بيامد قيمت طلا و مسكن و دلار سر به آسمان هفتم كشيد از بركتي كه در وجود شيخ بود و عدد سادهزيستان و بيكاران و وامگيرندگان از شمار بيرون شد تا دولت رجائيوار تحقق يابد بعون الله تعالي
.
نقل است كه به هر ديار برفت، خلايق بيهوش ميشدند بي واسطهي اتر و ليدوكائين. و آزمودند كه در ولايتي، خلقي عظيم گرد آمدند و يكي با ديدن شيخ طپانچه بر صورت خود بزد و بيفتاد و ديگري همينطور تا آخر طابق النعل بالنعل و بسان مهرههاي دومينو. تا بدانجا كه خلايق روي همدگر تلنبار شدند و شمردند از كرور افزون بود
.
نقل است كه پنجاه تن از مشايخ و كبار طريقت اقتصاديه جمع شدند به تكفير شيخ و مصحفي طويل بنوشتند كه شيخ محمود ناسخ اقتصاد است و بالله كه بيسواد است. شيخ باذن الله تعالي هويي بكرد و جملگي غيب شدند و خلايق از آن معجزت در حيرت بماندند
.
در روايت است كه شيخ محمود با جمعي از ياران از جايي بگذشتند. درويشي بديدند بغايت ژندهپوش كه زر هميبافت. ياران شيخ از آن حالت در عجب شدند. شيخ نزد درويش ژندهپوش برفت و فرمود: چه خوري؟
درويش بگفت: نون و سيبزميني
شيخ پرسيد: چه پوشي؟
درويش گفت: كاپشن چيني
شيخ گفت: زنهار كه آن نكني. بيا مشاور من شو و نون و بوقلمون بخور
.
و شيخ زريبافان مشاور شيخ شد و دل رضا نداد كه آن بوقلمون به تنها بخورد و بسيار نان و بوقلمون ميان خويشان خود تقسيم كرد از مرحمتي كه در او بود. رضي الله عنه
.
و نيز از كرامات شيخ اين بود كه ميگفت نفط را به قوت لايموت خلايق مبدل ساخته و بر سر خوان عوامالناس خواهد آورد و بدين سان خلايق بسيار از جوع بمردند و از اعتماد به كرامت شيخ كه گفته بود نفط را شوربا خواهد ساختن
.
و گفت: هر كه گراني بيند چشمانش آستيگمات باشد و يا كذاب
.
و گفت: ديگران هر جا روند خلايق گوش كنند و ما هر جا رويم خلايق مدهوش كنيم
.
و گفت: شأن مردم را قبل از انتخابات دستكم نگيريم
.
و گفت: قوهي تخمي حق مسلم ماست
.
نقل است كه چون از دنيا برفت، وي را در خواب بديدند كه در خلد برين هفتاد هزار غلمان و حوري به ساخت رآكتوري گماشته بود كه اجمعين تكرار ميكردند: انرژي هستهاي حق مسلم ماست. رحمة الله عليه
حالا همه با هم به درک واصل شدن این نامردا دعا کنیم
ک………………س ننشون
.
–
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۰ ب.ظ
تقصیر خودشون بود می خواستندبا دم شیر بازی نکنند
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۳ ب.ظ
فقط ميتونم بگم متاسفم و به خدا پناه مي برم
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۶ ب.ظ
اقای مهدی به شما صمیمانه تبریک عرض میکنم سعی کن باز هم اول شوی منم دوست داشتم اول بشم ولی موقعیتش نیست.
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۷ ب.ظ
در ضمن شیر کیه و دمش چیه؟
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۳۷ ب.ظ
مقام معظم رهبری در سخنرانی شیراز تورم را ناشی از عملکرد دولت محترم ندانسته بلکه این تورم را همه جایی توصیف کردند.آیا در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی هم این تورم همه جایی بوده است؟آیا نگرانی مقامات نظام از گسترش فقر وگرانی در آن زمان واینکه این فقر وگرانی در این دوره مربوط به همه جای دنیاست سوال برانگیز نیست؟آیا این موضوع صحت دارد که بسیاری از کشورهای اروپایی از نظر تورم وفقر وضعیتی بدتر از ایران دارند؟لطفا مرا راهنمایی کنید؟!!!
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۴۲ ب.ظ
من به عنوان يك ايلامي خدمت سردبير محترم عرض كنم قرار نيست هر كس نا كسي هر چرندياتي كه دوست داشته باشد نوشته و سريع در سايت منعكس شود اين سايت مسخره مثل كاروانسرا است و اكثرا” بويي از ادب نبردهاند و نزاكت نوشتاري ندارند.
مر روز يك آدم بي درك نوشته من اول شدم يكي نوشته باز كه تو اول شدي ديگزي نوشته آفرين كه اول يا دوم شدي بعضيها هم فقط فحش و ناسزا به خواهر و مادر خودشان داده و حالا هم رشتيها و انزليها آدم شدند و نظر ميدهند.
اما بيشتر از هم زبانهاي خودمان يعني كرمانشاه و كردستان بعيده و متاسفم كه ارسال نظراتشان پيرامون كشته شدگان ايلام ادب را رعايت نكردند.به هر حال الفاظ ركيك آقايون نثار اهل بيت مكرمشون باد و شرمنده باد سر دبير محترم بابت بي در و پيكر بودن سايتشون.
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۴۵ ب.ظ
دیروزمان را برای امروز و امروزمان را برای فردا گذراندیم
و فردایمان…دیروزی دیگر است …
این است بازی پوچ ما انسان ها
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۲۹ ب.ظ
چیه - چی - چی شده - چرا - واسه چی - چجوری- آخرش که چی - چطور مگه - چکمه چونه چینه
اه ه ه ه ه
هفت تیر بابا خیلی دیر آپدیت میکنی ها - چی
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۱۴ ب.ظ
این رژیم ریسک نمیکنه و به هیچ کس رحمی نداره با کوچکترین جنبش با گلوله پاسخ مه دهد
وای که بدبخت شدیم
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۳۳ ب.ظ
سلام بر جوانمردان
بچه ها کتاب عالیجناب سرخ پوش و عالیجنابان خاکستری را بخوانید تا خیلی چیزها دستتون بیاد
د گوگل سرچ کنید
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۳۹ ب.ظ
http://saeed.ghiasi.googlepages.com/۴۱۹۶۰۸.jpg
استقلال آزادی جمهوری اسلامی؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۲۸ ب.ظ
نه بابا
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۲۶ ب.ظ
اخرش به حرف من میرسید که هفته پیش گفتم:
به فکر نان باشید که خربزه ابه
نمی تونید کاری برای خودتان بکنید برید تن تونو خاک کنید. اینقدر جوش واسه این مملکت خرابات نکنید انرژیتون هدر میشه
در مزار آباد شهر بی تپش
وای
جغدی هم نمی آيد به گوش …
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۲۷ ب.ظ
ترسم زفرط شعبده چندان خرت کنند
تاداستان عشق وطن باورت کنند
این هم برای شما دوستان
من رفتم ازچنين ره وديدم سزای خويش
بس کن تو، ورنه خاک وطن برسرت کنند
برزنده بادگفتن اين خلق خوش گريز
دل برمنه که يک تنه درسنگرت کنند
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۲ ب.ظ
احمد مولا اینو خودت نوشتی
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۹ ب.ظ
عصر ایران – “ری مک گاورن” تحلیل گر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) معتقد است: “جورج بوش” رئیس جمهور ایالات متحده و کابینه وی قصد خروج از عراق ندارند و خود را برای حمله به ایران ظرف چند ماه آینده آماده می کنند.
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۲۶ ب.ظ
سلام . یاشاسین یاشار . آفرین یاشار . احسنت . حرف دل منو زدی.
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۴ ب.ظ
خدایا تو خودت به ما جوونایی مثل لی لی سحر میثم طلایی رضا یگانه مهرداد سپیده رحم کن که هر شب در به در یه لینک نباشیم
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۵ ب.ظ
بهارجون….حیف که سردبیر پاک میکنه وگرنه اون شخص خاطی رو الان میشستم میذاشتمش کنار…….
…..
امشب کجا بقیه رو پیدا کنیم…خداااااا داااند…خدااااا داااند!!!!
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ب.ظ
ایا واقعا مسعولین کشور نمیدانند مقصر اصلی که بوده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کو دولت عدالت خواه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۷ ب.ظ
محمد لاته گفت :من عینا مامور نیروی انتظامی در حالی که پسر بچه را هدف گرفته بود دیدم
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۹ ب.ظ
محمد لاته گفت :حالتو میگیرم دولت
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۹ ب.ظ
be toche man zadam khobesham kardam
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۲ ق.ظ
برای نظر قبلی که ارائه کرده بودم، از جمله ی نقض زیر استفاده کردم:
این خانه از پایبست ویران است
فکر نمی کنم به توضیح بیشتری نیاز داشته باشیم
شاید بارها و بارها این رو بگم اما فقط و فقط برای تأکید تکرار می کنم.
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۵۲ ق.ظ
این خانه از پایبست ویران است
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۵۲ ق.ظ
تسلیت به همه اونهایی که فکر می کنند، تسلیت به دینم به خاطر پیروانی که می بینند و می نشینند، و بزرگترین تسلیت به خودم!!! چه جوری اون دنیا باید جواب سکوتمونو بدیم. ما رو بازخواست میکنن که گذاشتیم خون اینها و قبلی ها پایمال شه. لعنت
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۴ ب.ظ
متاسفانه مردم ما فقط حرف می زنند ایرانی جماعت اهل شعار هیتند چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۰ ب.ظ
خسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشت /بس که ترانه خوندم برگ زمونه بر نگشت /من اخرین رهگذرم تو این خیابون بلند /دیر اومدم که زود برم دل به صدای من نبند
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۱۶ ب.ظ
اندکی صبر سحر نزدیک است
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۵ ب.ظ
نظر خاصی ندارم
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۲ ب.ظ
سایت هایی مثل سایت شما بی شرف ووطن فروش وبی ناموس وهرجایی باعث این حوادث می شوید هر چقدر تکرار شود حق شما وطن فروشها است
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۸ ق.ظ
زهره لاکانی تف به شرفت بی همه چیز جای پیمان سردبیر بودم مینداخمت گ و ز دونی
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۲۵ ب.ظ
با سلام
من ایوانی هستم خانما آقایون هر چه بر سر ایوان وایوانی اومد از طرف ایلام وایلامی بود ایوان شهریه کورد به زبان کلهر اما بقیه ی استان لک ولر وعربن ایوان در اصل جزوی از استان کرمانشاه است چون کرمانشاه هم کلهره اما ایوان به علت بدبختی جزو ایلامه ما خودمونو ایلامی نمیدونیم لطفا شما هم ما رو ایلامی نخونید
اردیبهشت ماه خونین ایوان در تاریخ لقب گرفت
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۷ ب.ظ
ببینید
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۹ ب.ظ
ببینید میدونید مشکل ما چیه؟مشکل ما اینه که هر کس هر چیز بگه ما هم همونو می نویسیم بدون هیچ تحقیقی!!!!!قنبری آدمیه به دنبال دوستی با آمریکا و….چرا این چیزا رو نمیگید؟مگر امام(ره) نگفت که دوستی با آمریکا ننگ است.پس چرا قنبری…..؟چرا نمیگن که توی این تظاهرات دست مشارکت در کار بوده!!!!چرا نمیگن قنبری به همه ی دوستاش(برای رای جمع کردن)قول پست ومقام بالاتر داده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا نمیگن که قنبری………………………… حرف زیاده اما جاش نیست. پس والسلام
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۰ ب.ظ
آقای امیر امیری مثل اینکه شما ازدنیا بی خبرید؟ آیا درفرانسه الان ۱ لیتر بنزین(که در ایران لیتری آن هم آزاد ۴۰۰ ت است) ۲۰۰۰ت نیست!!!! صد رحمت به پدر آقای احمدی نژاد.آیا این تورم نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۵ ب.ظ
آقای سعید از ایلام .جوکی که گفتی واقعا خنده دار بود .دمت گرم. عزیز دل من قیمت بنزین در فرانسه را که به تومان نوشتی به اعتبار وارزش ریال در جهان نوشتی که این هم از فجایع وعملکرد رژیم [] اسلامی میباشد. در ضمن شما از وضع معیشت وزندگی مردم در فرانسه با خبرید .آیا میدانید که همین بنزین در کشورهای صاحب نفت به چه قیمتی عرضه میشود. برو کمی مطالعه کن سعید عزیز حرف چرت هم نزن.تو وانثال تو هرگز از خواب غفلت بیدار نخواهید شد. خواب بر شما خوش
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۲۹ ق.ظ
اقا سعید نخواستم چیزی بگم ولی ظاهرا از دنیا بیخبرید اقای قنبری کجا امریکا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟احمدی نژاد کجا تو کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگر در نظر شما یه رییس جمهور خوب باشه اون خاتمیه نه احمدی نژاد؟؟؟در زمان خاتمی همین بنزین ۴۰۰ تومانی ازاد ۸۰ تومان بود ایا در اون موقع بنزین در فرانسه ۵۰ تومان بود؟؟؟عزیزم بنزین تو کشور صادر کننده سوختی(نفت و گاز) مثل ایران هم سهمیه شده و هم گران شده نه تو کشور وارد کننده سوخت در فرانسه؟؟؟؟البته کاشکی فقط گرون میشد .تو از کجای دولت احمدی نژاد راضی هستی از گرونی؟از بی تدبیری؟ از قول های دروغ؟؟از کشت وکشتار های بی پاسخ؟ واقعا حیفه احمدی نژاد و با خاتمی مقایسه کنی؟؟؟ در رابطه با نظر قبلیت :به فرض که خیلی به فرضه دکتر قنبری با امریکا به قول شما دوسته تو کجا این قانون نوشته شده که پاسخ به اعتراض مردم تیر اندازی به طرف مردمه؟؟؟؟ایا در قانون جزای قتل کشتن نیست پس تو بگو این ۳ پسر۱۲ تا ۱۶ ساله کیا رو کشته بودن که اونارو بدترین شکل ممکن کشتن و۲۵ نفرو زخمی کردن؟؟؟ ایا حالا منم می تونم بگم که ایران همدست اسرائیل که این جوری مردم مسلمان ایوانو می کشه تازه تو رسانه ها هم مثل فلسطینیا پخش نمیشه؟ولی اگه خواستی ببینی بر تو این سایت یکی از کشته هارو ببین ولی اگه دلشو نداری نرو چون مطمئنم از حرفات پشیمون میشی اینم اسم سایت http://www.youtube.com/watch?v=axAFvKDrflg
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۱۶ ق.ظ
واقعا وحشتناکه اونم جلوی چشم زن وبچه همینه که نشون نمیدن اگه نشون بدن که ؟؟؟؟؟؟؟ وای چه جنایت وحشتناکی
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۱۹ ق.ظ
وحشتناکه
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۴۵ ق.ظ
تازه اقا علی اینم نگفتین که با همین کشتار تقلب طرفداران اقا سعید خنثی شد
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۴۸ ق.ظ
اقا سعید نخواستم چیزی بگم ولی ظاهرا از دنیا بیخبرید اقای قنبری کجا امریکا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟احمدی نژاد کجا تو کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگر در نظر شما یه رییس جمهور خوب باشه اون خاتمیه نه احمدی نژاد؟؟؟در زمان خاتمی همین بنزین ۴۰۰ تومانی ازاد ۸۰ تومان بود ایا در اون موقع بنزین در فرانسه ۵۰ تومان بود؟؟؟عزیزم بنزین تو کشور صادر کننده سوختی(نفت و گاز) مثل ایران هم سهمیه شده و هم گران شده نه تو کشور وارد کننده سوخت در فرانسه؟؟؟؟البته کاشکی فقط گرون میشد .تو از کجای دولت احمدی نژاد راضی هستی از گرونی؟از بی تدبیری؟ از قول های دروغ؟؟از کشت وکشتار های بی پاسخ؟ واقعا حیفه احمدی نژاد و با خاتمی مقایسه کنی؟؟؟ در رابطه با نظر قبلیت :به فرض که خیلی به فرضه دکتر قنبری با امریکا به قول شما دوسته تو کجا این قانون نوشته شده که پاسخ به اعتراض مردم تیر اندازی به طرف مردمه؟؟؟؟ایا در قانون جزای قتل کشتن نیست پس تو بگو این ۳ پسر۱۲ تا ۱۶ ساله کیا رو کشته بودن که اونارو بدترین شکل ممکن کشتن و۲۵ نفرو زخمی کردن؟؟؟ ایا حالا منم می تونم بگم که ایران همدست اسرائیل که این جوری مردم مسلمان ایوانو می کشه تازه تو رسانه ها هم مثل فلسطینیا پخش نمیشه؟ولی اگه خواستی ببینی برو تو این سایت یکی از کشته ها که اسمش کسری میری و تک پسر خانوادس رو ببین ولی اگه دلشو نداری نرو چون مطمئنم از حرفات پشیمون میشی اینم اسم سایت http://www.youtube.com/watch?v=axAFvKDrflg
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۳۷ ب.ظ
از مدير محترم متشكر هستم كه اين اخبار داغ داغ را براي استفاده ي عده اي بي عقل مي گذارند ولي آنها به جاي عبرت به ………..بازي ميپردازند (از طاريق اين سايت) اين نظرات اشتباه را تاييد نكنيد خواهش ميكنم.متشكرم
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۷ ب.ظ
مسعود شصتچی خیلی قشنگ بود. در زمان حال ما فقط چو÷ان دروغگو داریم.
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۷ ق.ظ
من هيچ وقت نميگم احمدي نژاد خوبه يا بد؟ دروغ گفته يا راست گفته. من انقدر مي دونم که درسته از لحاظ اقتصاد کلان ، بايد شرايط خاصي بوجود بياد تا تمهيدات خاصي را دولت اعمال کنه ولي ما مديريت مي خونيم ميريم تو مجلس، وزير مي شيم که با اين خونده هامون چه کنيم ؟ حداقل که مي تونيم مديريت بحران کنيم . مگه ما که به اصطلاح خودمون مسلمونيم و مدام احکام و حديث و چپ و زاست مي کنيم تا از توش احکام ثانويه دربياريم نبايد بدونيم که تو قرآن اومده مگه يه مسلمون از يک سوراخ نه صدبار بلکه دوبار هم گزيده نمي شه . آخه خدا رو خوش مي ياد که بري قبرستون به جاي اينکه به درد خودت بنالي ياد درد مادرهاي شهدا بيفتيو به درد اونا بنالي که اي بابا جَوونا رفتن که مملکت بسامان بشه . نشد عزيزم دخترامونم بي شوهر هم ترشيدن . آقاي احمدي نژاد که سهله همشون سرور ماهستن ولي کاش وقتي تو تلوزيون هزار بار برنامه هاي جور وار مي زاشتن که مردم ياد انقلاب و جنگ و بدبختي هاشون بندازن خودشون هم مي شستن تا يادشون مي اومد که اون ها هم جزو لاينفک اين مملکت بودن .ما که هميشه خاک پاييم کاش کسي پا بذاره روسرمون تا به جاي گرد کثيف توتياي چشم اينو اونبشيم که بارالها قدوم مبارک آقايان بر مانهاده شده مارا به قدوم مبارک آنها شفاعت بنما
(آقاي سردبير تقديم به اونها که فکر مي کنن هرکي حرف مي زنه مخالفه و هيچي حاليش نمي شه)