هفت تیر

آخرین نوشته‌ها

  • آغاز فینال تاریخی و سه مرحله ای لیگ برتر ایران
  • راننده سمند که عامل کشته شدن ۲ دختر دانشجو در قزوین بود ، دستگیر شد
  • پدر دخترش را که مور تجاوز قرار گرفته بود ، کشت
  • جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • زهره وطن خواه ، دختر رالی ایران در آرزوی پاریس داکار
  • متاسفانه راديو پيام روزي ۶ ساعت موسيقي پخش مي كند . مقام معظم رهبری مخالفند
  • ضرب و جرح عروس توسط پدر شوهر به جرم بيرون رفتن از خانه
  • تاییدسخنان احمدی نژاد توسط امام جمعه مشهد در مورد مدیریت جهان توسط امام زمان
  • امارات واسطه ای که هم از واردات و صادرات ایران سود میبرد و هم ادعای ارضی دارد
  • احتمال عزل استاندار و فرماندار شیراز ، با اعلام خبر دستگیری بمب گذاران
  • حقي که سهميه بندي شد
  • گزارش از افزایش بی سابقه قیمت برنج : ظرف ده روز برنج ۱۸۰۰ تومانی ۴۱۰۰ تومان شد
  • فیروز کریمی در حال نشان دادن عکس العمل دروازه بان استقلال
  • مرد ایرانی در سوئد به دلیل شکنجه همسر و فرزندانش زندانی شد
  • مردی که از دست دوست پسر همسرش مرتب خانه عوض می کرد ، محاکمه شد

آخرين مطالب مورد بحث

  • آشیل-تهران: در آغاز دور جدید طرح امنیت اخلاقی : برخورد با شرکت های خصوصی
  • آشیل-تهران: در اختراع یک سوئدی برای جلوگیری از تجاوز به زنان
  • اشی: در تاییدسخنان احمدی نژاد توسط امام جمعه مشهد در مورد مدیریت جهان توسط امام زمان
  • lili naz_تهران: در جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • کیان خیابون معراج: در جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • samira bandarabass - در ادعاي دروغين زن شوهر دار برای براي پنهان کردن رابطه غير اخلاقي
  • کیان خیابون معراج: در جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • محمد منصوری: در مقاله محمد علی ابطحی در مورد کمک 3 میلیاردی شهرداری تهران به لبنان
  • fataneh: در علائم بارداري و روش تست بارداري baby chek
  • مریم(دزیره) - در فیلم خودکشی دانشجو همدانی در خوابگاه
  • lili naz_تهران: در علي دايي ، چه کسي او را کنترل مي کند
  • آشیل-تهران: در ادعاي دروغين زن شوهر دار برای براي پنهان کردن رابطه غير اخلاقي
  • حامد: در علي دايي ، چه کسي او را کنترل مي کند
  • حامد: در جنگ داخلی در لبنان ، چهارده کشته حاصل درگیری های خونین بیروت
  • سارا-ش: در گزارش از افزایش بی سابقه قیمت برنج : ظرف ده روز برنج 1800 تومانی 4100 تومان شد


  • خانه
  • ابر برچسبها
  • آیین نامه نظرات
  • << سفارش تبلیغات >>
  • درباره ما
آزادی تعدادی از محکومان قتلهای محفلی کرمان که چند زن و مرد جوان را کشته بودند مرد ایرانی در سوئد به دلیل شکنجه همسر و فرزندانش زندانی شد
اردیبهشت ۰۹

تجاوز جنسی و حبس دختر اتریشی توسط پدر

اخبار جهان, اخبار داغ, داغ نظر دهید

عکس مرد اتریشی پدر دختر
عکس دختر تجاوز پدر به دختر

عکس  الیزابت

هفت تیر ۷tir.com : پلیس اتریش یک پیرمرد ۷۳ ساله را به اتهام زندانی کردن دخترش به مدت ۲۴ سال در زیر زمین خانه خود، بازداشت کرده است.

پلیس می گوید متهم، جوزف، در این مدت با دخترش نزدیکی جنسی داشته و از او صاحب هفت کودک شده است.

دختر متهم که نامش الیزابت اعلام شده می گوید، از سن ۱۱ سالگی توسط پدرش مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است.

پلیس اتریش می گوید سه تا از آن کودکان با مادرشان در زیر زمین خانه متهم زندانی شده بودند و سه تا هم توسط پدر و مادر بزرگشان بزرگ شده اند.

به گفته پلیس، یکی از آن هفت کودک در دوران طفولیت درگذشت و متهم جسدش را آتش زد.

به گفته پلیس، الیزابت هم اکنون ۴۲ ساله است. او در سال ۱۹۸۴ میلادی “ناپدید” شده بود.

کشف پلیس

متهم هنوز در خصوص اتهام های وارده به او که مقاربت جنسی با دخترش و زندانی کردن او و سه کودکش عنوان شده، اظهار نظری نکرده است.

پلیس زمانی وارد عمل شد که دختر نوجوان بیماری بنام کریستین برای مداوا به بیمارستان منتقل شد.

مقام های بیمارستان که به شدت نگران کریستین بودند، خواستار دیدار با مادر او یعنی الیزابت شدند.

پلیس می گوید متعاقبا، متهم الیزابت یعنی دخترش را به همراه دو کودک دیگر از زیر زمین خانه آزاد کرد.

هنوز روشن نیست که دقیقا چه کسی و چگونه پلیس را با خبر کرده است.

الیزابت و کودکان وی هم اکنون تحت مراقبت های پزشکی و روان پزشکی قرار دارند.

پلیس می گوید وی در حال حاضر از متهم صاحب سه دختر و سه پسر پنج تا بیست ساله است.

به گفته بازرسان، سه کودکی که توسط پدر و مادر بزگشان بزرگ شده اند در بدو تولد به همراه نامه ای که در آن آمده بود الیزابت نمی تواند از آن ها مراقبت کند، به پدر و مادر بزرگشان واگذار شده بودند.

قبلی : یک فرزند حاصل چند سال رابطه عاشقانه پدر و دختر استرالیایی

.
تجاوز پدر به دختر - بحس دختر اتریشی توسط پدر- عکس دختر اتریشی - نزدیکی جنسی - تعرض - رابطه نامشروع پدر و دختر - فیلم

ارسال به بالاترين

۲۴۶ پاسخ به “تجاوز جنسی و حبس دختر اتریشی توسط پدر”

  1. Mr.Jack - 91.184.88.50 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۶ ب.ظ

    اي ول دم خودم گرم اولين نفري هستم كه نظر مي دم:
    خوشا به سعادت نوه كه پدر و پدر بزرگشان يك نفر است
    يه چيزي شبيه عمر لعنت الله…

  2. مهدی - 81.12.106.203 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۶ ب.ظ

    اقا شهاب این بار هم من اول شدم !!!!!!!!!! هورا !!!!!!!!!

  3. مهدی - 81.12.106.203 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۷ ب.ظ

    جک تو دیگه از کجا پیدات شد ؟

  4. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۰ ب.ظ

    چه باحال
    پدره نیاز جنسی دخترشو درک کرده خواسته بی ابرویی نشه
    تو در و همسایه کسی دخترشو با غریبه نبینه

  5. مهدی - 81.12.106.203 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۰ ب.ظ

    اه لعنت به تو . البته شوخی کردم ناراحت نشو

  6. مهدی - 81.12.106.203 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۲ ب.ظ

    مهسا چند سالته ؟

  7. جودی: 78.38.195.2 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۵ ب.ظ

    خااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااک برسرتون

  8. مهدی - 81.12.106.203 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۷ ب.ظ

    البته امیدوارم باز اقا میثم غیرتی نشوند !!!!!!!!!

  9. مهدی - 81.12.106.203 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۸ ب.ظ

    جودی خاک بر سر کی ؟

  10. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۱۷ ب.ظ

    یک سال از تو کوچیک ترم

  11. نازنین: 81.12.105.32 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۲۱ ب.ظ

    مگه می شه همچین کاری کرد؟؟؟
    یعنی دختر اون مرد توی این ۲۴ سال نمی تونسته فرار کنه؟؟؟؟؟؟؟
    بچه هاش که آزاد بودند یعنی نمی تونسته به یکی از اونها بگه که به پلیس خبر بدن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توی زیر زمین چه جوری زایمان می کرده اونم ۷ بار؟؟؟؟؟
    آخه مگه می شه ۲۴ سال توی یه زیر زمین زندگی کرد؟؟؟؟؟
    اینم از اون خبر های دروغه

  12. لی لی ناز_تهران: 217.11.17.252 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۲۹ ب.ظ

    من فکر میکنم باهم زندگی میکردن….یعنی زندانی وزندانبان نبودن…..
    اونا که به چیزی پایبند نیستن
    ……..
    پس تو این همه سال مامان بزرگه کجابوده…یعنی اون نمیتونسته اعتراض کنه؟؟

  13. کبیرخلیج فارس: 217.219.123.162 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۳۷ ب.ظ

    تبریک به تمدن غرب
    بابا ببین الگو پیشرفت تمدن چه دریچه های نا گشودنی به جهانیان گشوده
    سردبیر دمت گرمه

  14. میثم: 80.191.131.153 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۳۹ ب.ظ

    لی لی ناز سلام
    میبینی چطور مارو اواره کردن

  15. سارا - ش: 217.218.242.196 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۵۷ ب.ظ

    جل الخالق ۲۴ سال چه خبره؟( وقتشه آقا ظهور کنه)

  16. فضول خان: 91.98.186.50 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۵۸ ب.ظ

    اگه دختره ۱۱ سالگی گم شده باشه و ار سال ۱۹۸۴ میلادی خبری ازش نبوده چجوری میشه که الان ۴۲ سالش باشه آخه ؟؟؟‌ :))‌‌ الان باید ۳۵ سالش باشه . حداقل یه جوری بنویس که تابلو نشه :)))

  17. سپیده-رشت: 85.185.21.187 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۰۴ ب.ظ

    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    به نظر منم خبر پر از تناقضه

  18. جانم فدای رهبر(یک معلم) - 81.90.154.4 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۴ ب.ظ

    لی لی جان دخترا شورت اهنی لازم ندارن
    توی قزوین پسرا” رو چشم مردم جا دارن
    عزیزم تو دختری “از(پت و مت) سئوال کن
    که کجای ادم (پر رو )وبد جنس میذارن
    مهسا جان چه خبر ؟ چطوری عزیزم؟شعری غزلی؟چیزی از خودت در ندادی جدید؟
    بچه های خوشگل و خوش تیپ هفت تیری “همتون رو دوست دارم.حتی پت و مت عزیز.
    پت و مت از دستم ناراحت نشو .اگه جسارتی کردم معذرت می خوام.

  19. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۹ ب.ظ

    سلام برو بچه های هفت تیرکش

  20. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۰ ب.ظ

    جانم فدای رهبر جون تو واقا معلمی ؟

  21. سمانه: 217.219.244.39 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۱ ب.ظ

    االهم عجل لولیک الفرج
    خداوندخودش آخر رسوا می کنه

  22. سمانه: 217.219.244.39 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۶ ب.ظ

    من رمزمو فراموش کردم نمیتونم برم تالار

  23. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۶ ب.ظ

    سمانه خوب شد تو اومدی !

  24. متین: 217.219.53.254 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۴۴ ب.ظ

    لی لی ناز ، اگه خبر واقعی باشه !!،منم فکر میکنم که حرف تو درسته!

  25. مهدی از اهواز - 78.39.194.41 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۴۸ ب.ظ

    این چندیمن خبر تکان دهنده امروزه!!!

    تصاویر زیبا + سوتی در :
    http://takzarb.com/link.php?url=http://www.۳kadeh.parsibox.com

  26. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۹ ب.ظ

    به به جناب جانم فدا خوش تشریف اوردین
    راستی به نظرت این پدر دلسوز رو ببرن قزوین چی میشه

  27. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ

    مهسا هنوز هستی ؟

  28. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۹ ب.ظ

    مهدی
    “م” اسمتو با کسره صدا می کنن یا با فتحه
    البته اگه فضولی نیست

  29. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۸ ب.ظ

    دوست دارم با کسره تلفظ کنن

  30. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۹ ب.ظ

    راستی مگه تو می دونستی که من چند سالمه ؟

  31. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۸ ب.ظ

    مهسا پرسیدم که تو از کجا می دونستی که من چند سالمه ؟

  32. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۵ ب.ظ

    مهسا رفتی یا هنوز هستی ؟

  33. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۰ ب.ظ

    واه من که چیزی نگفتم سر دبیر
    مهدی جان من علم غیب دارم

  34. اذر: 78.39.75.234 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۹ ب.ظ

    خبر قحط بود حالمونو گرفتيد

  35. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۰ ب.ظ

    [ مهدی چرا به تالار گفتگو سایت نمیری . اونجا خیلی راحت تر هم میتونی صحبت کنید و هم میتونی اگر خواستی برای کسی پیغام خصوصی بفرستی ]
    http://۷tir.info

  36. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۷ ب.ظ

    بلد نیستم

  37. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    اگه منظورت از مهدی مهسا باشه باید بگم که من یه مقدار خجالتیم پای گفتگو که بیاد وسط یه هو هول می کنم

  38. سعيد ميگ ميگ از مشهد: 85.185.94.143 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    سلام داداش مهدي كجايي

  39. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ب.ظ

    به در می گید دیوار بشنوه

  40. آریان: 65.49.14.93 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۳ ب.ظ

    بالا آوردم!!

  41. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۳ ب.ظ

    مهسا می تونی به آی دی من بیای ؟

  42. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

    متوجه نمی شم
    این email منه
    wildmaneater@gmail.com
    منظورتو نفهمیدم

  43. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

    این ای دی منه MAHDI_JAVAN۲۰۰۱

  44. لی لی ناز_تهران: 217.11.17.252 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۸ ب.ظ

    جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱۵۴.۴
    شما خطاب بامن بودین….
    ببخشیدااااااااااااا
    من منظورتونو نفهمیدم

  45. علی: 89.144.153.45 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۹ ب.ظ

    لطفا لینک اصلی خبر را هم بگذارید تا بشه اعتبارشو سنجید

    ———————
    .[همین که سایت هفت تیر میگه یعنی خبر درسته . منبعش بی بی سی هست ]

  46. سعيد ميگ ميگ از مشهد: 85.185.94.143 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۰ ب.ظ

    داداش خيلي نامردي مي خواي دوست دختر پيدا كني حداقل مشهدي پيدا كن من باهات قهرم

  47. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۱ ب.ظ

    میتونی الان ای دیتو on کنی و منو add کنی ؟

  48. سعيد ميگ ميگ از مشهد: 85.185.94.143 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۲ ب.ظ

    تازه مهدي جون چند تا از دوستاي من تو همين سايتند ولي با اسم دختر و يه شهره ديگه

  49. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۴ ب.ظ

    سعید جون تابلو نکن دیگه گندش در اومد !

  50. سعيد ميگ ميگ از مشهد: 85.185.94.143 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

    منظورت چيه

  51. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۸ ب.ظ

    سعید جون ولش کن بگذر ازش

  52. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۰ ب.ظ

    مهسا کجایی ؟

  53. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۳ ب.ظ

    کجا باشم خوبه

  54. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۵ ب.ظ

    سعید نگو تو که ابروی مشهدی ها رو بردی !

  55. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۵ ب.ظ

    میگ میگ تا حالا که سه نخود سه نخود می کشیدن
    جدیدا واحدش شده سیب

  56. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۶ ب.ظ

    مهسا دوستم سعید میگه تو پسری و اینها همش سرکاریه ! راست میگه ؟

  57. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۹ ب.ظ

    فعلا می رم بخوابم حالا تا صبح خدا بزرگه
    شاید پسر بیدار شدم
    شاید دختر بیدار شدم
    الله اعلم
    شب بخیر

  58. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۲ ق.ظ

    مهسا رفتی یا هنوز هستی ؟ اگه هستی میتونی ای دی تو بهم بدی ؟

  59. سعيد ميگ ميگ از مشهد: 85.185.94.143 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۵ ق.ظ

    نه مهسا جون تو اين چيزا حاليت نيست

  60. طلایی: 89.165.113.193 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۶ ق.ظ

    ولش کن مهدی جون زیاد به گوش وارد نشو بد اموزی داره.
    مهدی اگه می خوای دوست پیدا کنی برو توی تالار گفتگو.یکم تلاش کن یاد می گیری.

  61. سعيد ميگ ميگ از مشهد: 85.185.94.206 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۷ ق.ظ

    چيه داداش طلايي ناراحتي

  62. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۹ ق.ظ

    طلایی جون تالار گفتگو که مسدود شده !

  63. علی خرم اباد: 78.39.216.5 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۰ ق.ظ

    چه اغازی چه انجامی ……………..چه باید بودو باید شد در این دنیایی …………………وحشت……………………………….زززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

  64. سعيد ميگ ميگ از مشهد: 85.185.94.206 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۸ ق.ظ

    .[ تالار . برید اونجا . اینجا جای چت نیست . اینجا فقط میشه در مورد خبر نظر داد ]

    www.۷tir.info

  65. سعيد ميگ ميگ از مشهد: 85.185.94.206 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۰ ق.ظ

    داداش مهدي تو نرم افزار ۱۱۸ داري

    .———————————-
    .[این سوال را هم اگر در تالار گفتگو بخش نرم افزار بپرسید مطمئن باشید دوستان چندین نرم افزار برای دانلود می گذارند . برای همین باز هم میگم تالار ..
    تالار نرم افزار : http://۷tir.info/viewforum.php?f=۱۷
    ]

  66. سعيد ميگ ميگ از مشهد: 85.185.94.206 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۴ ق.ظ

    چشم سر دبير ما رفتيم به بقيه هم بگي

  67. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۷ ق.ظ

    خیلی نابغه ای حق داره سردبیر که میگه کنکور رو از سرت بیرون کن
    yahoo با google چه فرقی داره

  68. پژواك - 217.219.6.101 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۳ ق.ظ

    چقدر قيافه ي اين بابا چندش آوره پيداس كه از حالت انساني خارج شده حيوان بي شرم آخه با دختر خودش؟؟/ مگه زن براش قحط بوده؟

  69. سعيد: 85.185.94.206 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۳ ق.ظ

    اخه تا چه حد حذف مطالب سر دبير

  70. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۴ ق.ظ

    مهدی منظورم با سعید بود
    در ضمن من فردا کلی کار دارم
    لطفا فردا دوستان تصور نکنن من کم اوردم
    دیگه نظر نمیدم

  71. سعيد: 85.185.94.206 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۴ ق.ظ

    من رفتم بخوابم شب بخير

  72. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۵ ق.ظ

    سعید امیدوارم تا قبل از حذف پیامم خونده باشیش

  73. سعيد: 85.185.94.206 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۵ ق.ظ

    برو بخواب بدبخت

  74. نسيم ورامين: 217.218.149.145 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۵ ق.ظ

    مخم سوت كشيييييييييييييييييييييييييد

  75. سعيد: 85.185.94.206 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۷ ق.ظ

    كم آوردي خراب خداحافظ فردا به همه بچه ها مي گم

  76. سعيد: 85.185.94.206 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۷ ق.ظ

    كم آوردي خراب خداحافظ فردا به همه بچه ها مي گم

  77. پژواك - 217.219.6.101 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۶ ق.ظ

    مهدي باباول كن نصفه شبي كوتاه بيا سردبير آفلاينه جواب نميده الان ديدم تو مشگلت با تالار گفتگو چيه ؟

  78. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۳ ق.ظ

    پزواک هنوز هستی ؟

  79. پژواك - 217.219.6.101 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۵ ق.ظ

    هستم مشگلت رو بگو

  80. پژواك - 217.219.6.101 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۷ ق.ظ

    در ضمن مگه كيبورد تو “ژ” نداره هي ميزني پزواك ؟
    نگفتي مشگلت با ورود به تالار چيه؟

  81. مهدی - 81.12.106.134 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۸ ق.ظ

    این تالار کجاست ؟

  82. پژواك - 217.219.6.101 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۵۱ ق.ظ

    بابا تو ز كل پرتي برو تو صفحه ي تالار گفتگو سايت هفت تير(از اولاش بخون) تا بفهمي چي به چيه منم ديگه بايد برم كلي مطلب تايپ نكرده دارم فردا بايد بدم استادم شب خوش

  83. مهدی کافر از اراک: 80.191.107.66 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۸ ق.ظ

    ازاین جونورها تو ایران هم کم نیست یه سری به زایشگاهها بزنید.البته این دیگه ترکونده هــــــــفت تا.

  84. طلایی: 89.165.113.193 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۴۰ ق.ظ

    مهدی جان این ادرس تالار روش کلیک کن وارد می شی اما اول باید ثبت نام کنی.
    http://۷tir.info/viewforum.php?f=۸

  85. طلایی: 89.165.113.193 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۴۱ ق.ظ

    viewforum.php?f=۸

  86. a.k-tehran: 85.15.32.244 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۲۸ ق.ظ

    ای آتیش به روح و جسمت بگیره که ۷ تا توله این وسط درست شد که معلوم نیست کی به کیه.

    به نظر من باید این آدمها رو از ….. داربزنند.
    طفلک دختره همه زندگیش تباه شد.حالا به این ۷ تا توله چه بکنه؟؟؟؟؟؟

  87. سوشان: 85.15.32.244 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۴ ق.ظ

    ببین پستی آدمها به کجا رسیده ! از یک حیوان هم پست تر هستند که فقط و فقط به شهوترانی فکر میکنند و براشون هم مهم نیست که طرف مقابل دخترشه یا مادر یا خواهرش…….من نمیدونم تو فکر این مردها چی میگذره که اینقدر در مقابل این غریزه سست هستند و اصلا نمیتونند خودشونو کنترل کنند.
    لطفا یک مرد جواب این سوال منو بده .

  88. a.k-tehran: 85.15.32.244 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۴ ق.ظ

    من نمیدونم اون مادر اونجا چه نقشی داشته؟فقط توله های دختره رو بزرگ کرده و نگفته اینا از کجا سبز میشن و میان طبقه بالا؟یعنی انقدر پرت و پلا بوده؟یا چیز خورش کرده بود!!!!!!

  89. علي كوچولو - كرمانشاه: 213.176.81.116 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۹ ق.ظ

    اگه ۲۴ سال اونو زنداني كرده و حالا ۴۲ سالشه يعني ۱۸ سالگي اون برده اونجا زنداني كرده ميشه يعني در سال ۱۹۸۴ اون ۱۸ سالش بوده و چون از سن ۱۱ سالگي اذيتش كرده يعني بين ۱۱ تا ۱۸ يعني ۷ سال در آزادي با پدر بزرگه رابطه داشته و به كسي نگفته. اي دختر شيطون!!
    .
    .
    .
    علي آقا خيلي نابغه اي اي ول خوب مچشونو گرفتي!

  90. علي كوچولو - كرمانشاه: 213.176.81.116 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۱۴ ق.ظ

    يه چيز ديگه اين چشم و ابروي پدر بزرگه چقدر قشنگه ابرو رو خوب نگاه كنيد اگه مال يه خانم بود عجب ابروي ماهوارهاي ازش در ميومد اصلاً هم احتياج با تاتو نداشت حيف كه مال اين سگ پيره.
    .
    .
    .
    علي آقا نوه به اون خوشگلي رو ول كردي از اين پيرمرده تعريف ميكني اي خاك بر سرت كنن!

  91. جانم فدای رهبر(یک معلم) - 81.90.154.4 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۸ ق.ظ

    ۱.لی لی عزیز با تو بودم.
    ۲.با با یه ساعتی تعیین کنید که هروقت می یام توسایت همه باشن و به صورت زنده با هم بچتیم و بشعریم.
    ۳.مهسا جان “پسره.با این حال من دوستش دارم.چون هنرمنده.
    ۴.دنبال یه شاعر خوش ذوق برای دوستی می گردم.
    ۵.فدای همتون.
    ۶.اره من واقعاّ یه معلم هستم.(مجّردوآزاد)زبان تدریس میکنم.
    ۷.هر کس در هر موضوعی شعری خواست ،حاضرم تقدیمش کنم.

  92. جانم فدای رهبر(یک معلم) - 81.90.154.4 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۵۸ ق.ظ

    ۱.لی لی عزیز با تو بودم.
    ۲.با با یه ساعتی تعیین کنید که هروقت می یام توسایت همه باشن و به صورت زنده با هم بچتیم و بشعریم.
    ۳.مهسا جان “پسره.با این حال من دوستش دارم.چون هنرمنده.
    ۴.دنبال یه شاعر خوش ذوق برای دوستی می گردم.
    ۵.فدای همتون.
    ۶.اره من واقعاّ یه معلم هستم.(مجّردوآزاد)زبان تدریس میکنم.
    ۷.هر کس در هر موضوعی شعری خواست ،حاضرم تقدیمش کنم.
    ۸.علي كوچولو - كرمانشاه: ۲۱۳.۱۷۶.۸۱.۱۱۶(خاک تو سرت)

  93. امید تهران: 217.146.210.34 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۸ ق.ظ

    مهسا خانم سایت را آباد کردی….

  94. امید تهران: 217.146.210.34 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۴۶ ق.ظ

    پدر بزرگ مادر بزرگ بچه ها زنده اند هنوز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  95. ورزنه: 217.219.3.65 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۴۸ ق.ظ

    من اين خبر ارا كه خوندم حالم به هم خورد خدايا خودت…………………

  96. فروغ: 217.219.3.65 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۵ ق.ظ

    بابا يكي به ما هم جواب بده من يه دوست تلفني مي خوام

  97. حسن فارس: 217.219.59.211 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۹ ق.ظ

    فروغ جون سلام مگه اينجاي شماره تلفن دادنه

  98. پژواك - 217.219.6.101 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۱ ق.ظ

    علي كوچولو جان
    ببينم فينگيلي تو دچار تناقض روحي رواني يا احيانأ كشمكش دروني هستي؟ زياد با خودت نميسازي ؟ موضوع چيه جانم؟

  99. مري جون: 85.198.14.14 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ق.ظ

    ددم واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي :(

  100. لی لی ناز_تهران: 217.11.17.252 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۱۰ ب.ظ

    جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱۵۴.۴
    شفاف سازی میفرمودین!!
    شما نظرتونو مطرح بفرماییدوتشریف ببرید!!چت روم که نیست اینجا….شب شعرم نیست!!
    خواستید بفرمایید تا طرفه العینی آدرس چنتا سایت دوست یابی رو خدمتتون عرض کنم!!!!!!!!!!
    ********
    فروغ جون جانم فدای رهبر(یک معلم) هستن در خدمتتون …البته مشروط به اینکه حتمآ طبع شاعری داشته باشید…!!!!!!!!

  101. لی لی ناز_تهران: 217.11.17.252 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۱ ب.ظ

    میگم جوزف اصلا بهش نمیخوره ۷۳سالش باشه…خیلی خوب مونده!!…
    ……
    دختره زندانی نبوده..بابا ۲۴سال یه عمره…اندازه ی سن منه…یعنی تو این همه سال فرصت فرار نداشته…
    بیچاره الیزابت.. گول خوشگلی باباشو خورده!!!!!!

  102. چو چو: 195.229.8.23 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۷ ب.ظ

    فروغ جون من یک دوستی دارم که دنبال یک دوست می گردد و رشته او هم متالوژی است بیا با هم دیگر دوست بشوید و یک دوست هم پیدا کن برای من بی دوست

  103. سامان-بي مكان: 91.98.89.174 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۵ ب.ظ

    سلام بر دوستان زبل خب ببينم صحبت سر چي بود ؟ آها اون مرد اتريشي ، عجب آدم كله خرابي بوده . ميدونيد بچه هاي دخترش اونايي كه پسر بودن برده بالا اونايي كه دختر بودن گذاشته پائين؟ ها ها ها قابل توجه خانوما مواظب باباهاي بد باشيد

  104. سامان-بي مكان: 91.98.89.174 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۴۲ ب.ظ

    من ميخوام بدونم مگه اين زنهاي بيچاره چكار كردن كه اين همه بهشون تجاوز ميشه ها ها؟ چرا به بعضي از مردا كه حقشون تجاوز نميشه ، من چند نفرو اطراف خودم ميشناسم كه اگه ولم ميكردن بهشون ……. ميكردم چون هيچ راهي بهتر ازاين براشون نميشناسم

  105. senator: 87.107.33.253 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۱ ب.ظ

    سلام سردبیر محترم .
    آیا این عکسها رو واقعی اینجا قرار دادین که ما هم نظر واقعی بدیم ؟

  106. senator: 87.107.33.253 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۵ ب.ظ

    این که FONT هارو درشت کردید کار بسیار خوبیرو انجام دادین .

  107. م.رآ: 85.15.58.6 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۹ ب.ظ

    این خبر مال ۵ سال پیش است نه تنها بات شده بلکه کپک هم زده

    —————-
    .[این خبر را دیروز بی بی سی اعلام کرد . ]

  108. senator: 87.107.33.253 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۱۰ ب.ظ

    سردبیر محترم :
    اگه شما متنها رو کنترل میکنید چرا جوابها رو نمیدید ؟

  109. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۲ ب.ظ

    سلام دوستان من برگشتم
    جانم فدا شما مطمئنی به جای زبان روانشناسی درس نمیدی
    حالا کدوم (—–) گفته من پسرم؟

  110. چو چو: 195.229.8.23 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۴۳ ب.ظ

    سلام مهسا جون

  111. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۰۲ ب.ظ

    دوستان سلام
    خاک بر سر همه اتان
    این کاراییی که شما دور از چشم دده و ننتون انجام میدید کمتر از اون کاری نیست که اون مرده با دخترش کرده.
    شما هم چقدر بدبختید که به جای اینکه اعلام انزجار بکنید نشستید با هم لاس می زنید
    خوب ایرانیئد دیگه

  112. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۰۳ ب.ظ

    سلام چوچو(اخه نمی دونم اسم قحطه)

    خدمت کلیه دوستان علی الخصوص دشمنان عرض کنم:
    این قدر دختر پسر نکنید
    دوستتون رو به خاطر خودش بخواید نه جنسیتش
    دوستی هاتون رو الوده نکنید

  113. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۰۴ ب.ظ

    راستی یادم رفت خودمو معرفی کنم
    بنده مسعود شصت چی هستم
    به به

  114. جانم فدای رهبر(یک معلم) - 81.90.154.4 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۵۸ ب.ظ

    مهسا جان.به من گفته حالا کدوم (؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) گفته من پسرم؟
    از تو انتظار نداشتم.بی معرفت.می خواستم ظرفیت تورو بسنجم.
    باشه.عیبی نداردبااااااااااااااااابااااااااااااامتخصص کامپیوتر!!!!
    من تازه طرحی رو داشتم می ریختم که با کمک هم تو این سایت پوز بچه های بی ادب رو بزنیم (اونایی که حرف مفت می زنن).
    وکمک کنیم به اونایی که با مرام و با معرفتن.
    تو که بهتر از همه قدرت ضربه ی شعر رو می دونی.
    راستی من عاشق پینگ پونگم.
    لی لی جان دوستت دارم.
    آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی کش نفس!!!

  115. بهار(بچه شیر): 217.218.247.4 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۵۹ ب.ظ

    پیمان خان انقد به بچه ها گیر ندین

    خوب چکار کنن

    چه قدر نظر بدن

    تموم می شه دیگه

    بزار با هم چت کنن

    حال نگیر خودتونم می دونید که کسی تو تاپیک نمیره

    یه حالی بده به بچه ها.جوونن و ۱۰۰۰ تا امید و آرزو

    من پا در میونی تون کردم بچه ها با هم چت کنید
    ههههههههههههههههه

  116. ويكي - 78.109.202.71 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۲۱ ب.ظ

    موهاي پدره مدلش مثله موهاي منه البته بغل هاش كچل نيست!!!

  117. لی لی ناز_تهران: 85.133.176.148 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۰۶ ب.ظ

    جانم فدای رهبر(یک معلم) -
    میخوام نداشته بااااااااااااااااااااشی!!!

  118. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۷ ب.ظ

    دمت گرم لی لی ناز بیا پیش خودم
    جانم فدا
    رقیب عشقی پیدا کردی

  119. reza-karaj: 91.98.72.7 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۹ ب.ظ

    سلام خدمت تمام عزیزان و همراهان خوب ۷ تیر !
    این داستان پدر دخترست در زمانی که ۱۳ سال داشت !

    شاگرد ابلیس
    دو پسر بچه ی ۱۳ و ۱۴ ساله کنار رودخانه ایستاده بودند که یکی از آن مردان شرور که بزرگ و کوچک حالی شان نمی شود، برای سر کیسه کردنشان و ابتدا به پسر بچه ی ۱۳ ساله که خیلی هفت خط بود گفت: “من شیطان هستم اگر به من یک سکه ندهی همین الان تو را تبدیل به یک خوک می کنم” پسر بچه ی ۱۳ ساله ی زبر و زرنگ خندید و او را مسخره کرد و برایش صدایی در آورد! مرد شرور از رو نرفت و به سراغ پسر بچه ی ۱۴ ساله رفت و گفت: “تو چی پسرم! آیا دوست داری توسط شیطان تبدیل به یک گاومیش شوی یا اینکه الآن به ابلیس یک سکه می دهی؟ “پسر بچه ی ۱۴ ساه که بر عکس دوست جوانترش خیلی ساده دل بود با ترس و لرز از جیبش یک سکه ی ۵۰ سنتی درآورد و آن را به شیطان داد! مرد شرور اما پس از گرفتن سکه ی ۵۰ سنتی از پسرک ساده دل، به سراغ پسرک ۱۳ ساله رفت و خشمش را با یک لگد و مشت که به او کوبید، سر پسرک خالی کرد و بعد رفت.
    چند دقیقه بعد پسرک زبر و زرنگ به سراغ پسر ساده دل آمد و وقتی دید او اشک می ریزد، علت را پرسید که پسرک گفت: “با آن ۵۰ سنت باید برای مادر مریضم دارو می خریدم”
    پسرک ۱۳ ساله خندید و گفت: “غصه نخور، من سه تا سکه ی۵۰ سنتی دارم که ۲ تا را می دهم به تو.” پسرک ساده دل گفت: “تو که پول نداشتی!” پسرک زرنگ خندید و گفت:
    “گاهی می شود جیب شیطان را هم زد”

  120. مهسا ---- تهران: 87.107.33.253 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۰ ب.ظ

    البته رغیب

  121. قلمبه: 87.247.162.2 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ب.ظ

    به نظر شما تو ایران هم از این کارها اتفاق می افته

  122. مهدی - 81.12.106.139 گفت:
    سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ب.ظ

    سلام دوستان

    ————–
    .[مهدی برای چت کردن با بچه ها برو اینجا
    http://www.sport.۷tir.com/
    ]

  123. مونا اصفهان: 217.219.1.17 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۳ ق.ظ

    بسيار متاسفم

  124. مونا اصفهان: 217.219.1.17 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۸ ق.ظ

    سلام دوستان . من دوست جديد شما هستم.

  125. حامد: 81.12.54.6 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۱۷ ق.ظ

    این اتفاقات در کشور خودمان هم زیاد است ولی متاسفانه لاپوشانی می کنند

  126. حافظ: 80.75.4.42 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۱۸ ق.ظ

    چه خبره اینجا مسابقه نظر دادنه؟
    واقعا سایت بی محتوا و پوچی دارید

  127. gikgikmastoon: 217.219.69.100 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۶ ق.ظ

    واقعا که خداوند خودش زمین را از شر تمام پلیدی ها و شیاطین پاک کند.

  128. gikgikmastoon: 217.219.69.100 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۷ ق.ظ

    بی خود نیست که خدا اینهمه بلا نازل می کند. ولی کو ….. گرما - سرما - زلزله - سیل ……

  129. مجيد: 80.191.68.170 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۶ ق.ظ

    واقعا كه خيلي جالبه. خود خواهي تا اين حد؟

  130. حسن فارس: 217.219.59.230 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۵۹ ق.ظ

    بچه ها كسي نيست به من بگه چطور توتالارنظراتم رو براي كسي بفرستم اگه كسي هست برا م بنويسه وبرام بفرسته ممنون مي شم

  131. فروغ: 217.219.3.65 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۰ ق.ظ

    حسن جون سلام خوب ايميل بده

  132. عبدي: 217.219.3.65 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۲ ق.ظ

    مونا جون سلام من هم دوست شما هستم

  133. حسن فارس: 217.219.59.152 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۶ ق.ظ

    فروغ جان سلامممتوت مي شم اگه راهنماي كني ولي ميشناسمت ناقلا تو كه داري www.h_mohry۲۰۰۰@yahoo.com

  134. فروغ: 217.219.3.65 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۹ ق.ظ

    *******
    ****** ******** ******* ** ** **
    اين قاصدك ها را فوت كردم بيان بهتون بگن كه دوستون دارم خيلي زياد
    تقديم به همه برو بچه هاي هفت تيري

  135. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۵ ق.ظ

    احمق ها سلام
    جای دیگه ای رو می خوایید براتون معرفی کنم که به بهترین استادای آمریکا به صورن آن لاین ارتباط برقرارا کنید
    بنده مسعود شصت چی هستم

  136. حسن فارس: 217.219.59.152 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۶ ق.ظ

    فروغ فكركنم كه توبا عبدي يكي باشي

  137. جعفر_ايلام: 78.158.174.98 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ق.ظ

    منم فكر كنم كه اين خبر خيلي تناقص داره بهتره برای خبرات صحیح تر به این آدرس برید :

    http://۷tir.info/viewtopic.php?f=۲&t=۱۲۱

  138. رویا بیات: 91.98.38.5 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ق.ظ

    این ادم پدر نیست یک حیوونه

  139. ابی - ;کرمان - 80.191.169.165 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۰ ق.ظ

    خاک بر سر همتون

  140. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۰ ب.ظ

    هی فکر می کنم که در این روز های بد
    عاشق شدم به بک زن مو هوم یک جسد

    یک زن که خواب های مرا راه می رود
    کابوس های جن زده را جیغ می زند

    شوهر نمی کند که مرا بیوه مانده است
    شب می کند ستاره ی بخت مرا رصد

    یک زن که مثل دسته ی گل پاک مانده است
    در یک اتاق ساکت و بیمار ، بی سبد

    یک زن که یک تغزل محض است بی گمان
    سعدی به عاشقانه گیش ختم می شود

    هرشب در ارغوانی خود رو به آینه
    بر سرخی لبان خودش می برد حسد

    دستی که می کشد به خودش ماه می شود
    - دوشیزه ای عفیفه که در فکر نامزد -

    سرشار از تملک انگشت دومی
    و حلقه ای سفید در انگشت تا ابد

    هی کلمه کلمه اصل خودش را عوض شده ست
    تا اینکه سخت می شود وگنگ در عدد:

    مثل ۲۶۱ کم ،« کاشی غلط »
    اسم زنی بدون نشانی و نا بلد

    هر نیمه شب در آبی مواج ، زیر ماه
    گیسو به باد می دهد و دل به جزر و مد

    در فکر گوش ماهی در گیسوان خیس
    « دریا » که غرق می شود او را تمام قد
    ***
    ای اشتیاق باکره ! آبستنم ترا
    ای روح سنگساری و ای جرم مستند
    بسیار عاشقت شدم اما چقدر دیر
    ای هدیه ی مبارک این روز های بد .

  141. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    من هرشب خوابهای بیمارگونه ی زنی را تقسیر می کنم

    من را لابلای کتاب های عریان بزرگ کرده اند

    لابلای صورتک های مست

    و شب را کنار من جا گذاشته اند

    وسکوت را

    به بهای پیرهن های به ارث نبرده

    ارثیه ی پدریم کرده اند!

    تا دوباره بخاطر بیاورم

    پدر را، در پشت خوابهای ناگهانی ایم

    بر شانه های زنی بیمار

    که هر شب با پاهای لخت از راهروهای خانه می آمد،

    از دست داده ام.

    انگار از ملافه های تو، تنها من مانده ام

    از آن همه معشوقه ، خون ،

    از گیسوان زنی که لابلای کثافت های تو گم شد

    و از اتاق های تو صدا نیامد.

    یک شب ، جلوتر بیا

    من خوابم می آید

    ازدیشب

    ازآنهمه نجواهاي شبانه

    جز خاکستر پیرهن های چاک خورده

    چیزی نمانده است.

    روزی خواهد آمد روزی خواهد آمد که پرنده ها از بکارت آسمان و درخت!
    قاصد نور و رستگاری اند
    روز یقین و مهربانی

  142. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۹ ب.ظ

    بنده اگر خاطر شریفتون باشه از خودم شعر هم در می کردم
    به به

  143. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۹ ب.ظ

    دستي به گِل كشيدي و تن آفريده شد
    بعد از كمی تمام بدن آفريده شد

    يك كاسه آب و چرخ ، كه مي چرخد و بر آن
    اندام خيس دلبر من آفريده شد

    آرام با دو دست خودت حلقه مي زدي
    تا اينكه سر به روي بدن آفريده شد

    ساكت نشسته بودي و شيطان به صورتش
    ناخن كشيد و بعد دهن آفريده شد

    آنوقت روبروی تو خنديد و گفت : آه !
    يك اشتباه كردی و زن آفريده شد

  144. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۰ ب.ظ

    نه بانو ! نگو عشق ، شر مي شوند
    همين مردم خوب ، خر می شوند !!
    همين ها كه از عشق دم مي زنند
    برای شما دردسر می شوند !
    نه محصول عشقند اين مردمان
    هوس مي كنند و پدر می شوند !
    هنوزم براي شما وقت هست
    نجنبيد از اين پست تر می شوند
    كجا سيب روييده ؟! اين دانه ها
    پس از كاشت فورا تبر مي شوند !
    نگوئيد حوا گناهی نداشت !
    بگوئيد ، آدم مگر می شوند ؟!
    هواي بدی می شود ، نپّريد !
    ملائك در اين باد ، پر می شوند !

    …
    نه بانو! نگو عشق ! شر مي شوند !
    نه بانو ! نگو ! دردسر مي شوند …!!

  145. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۰ ب.ظ

    مرا گویند بی مردان که دستی زن به دامانش
    اگر می داشتم دست گریبان پاره می کردم
    تو شادی کن به مرگ من که شادم من
    خداحافظ که من رفتم ولی گاهی بکنم یادم

  146. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۱ ب.ظ

    از چشمهای من هيجان را گرفتــه ايد
    اين روزها عجیب خودتان را گرفتـه ايد

    ارديبهشت نيست که ؛ اردی جهنم است
    لبهای سرختان که دهان را گرفتـه ايد ــ

    به چرت و پرت و فحش و…؛ ببخشيد مدتی است
    ازشعرهــام لحن و بيـان را گرفتــــه ايد

    خانم جسارت است ! ببخشيد يک سوال…
    با اخمتان کجـای جهــان را گرفتــه اید !؟

    خانم ! شما که درس نخواندید پس کجا -
    کی دکتـرای زخـم زبان را گرفتــه اید !؟

    خانم! جواب نامه ندادید بس نبود !؟
    دیگر چــرا کبوتـرمان را گرفتــه اید ؟
    ***
    خانم ! عجالتــاً برویـم آخــر غـزل
    نه این که وقت نیست ؛ امان را گرفته اید

  147. مسعود شصت چی هستم: 217.218.214.19 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۲ ب.ظ

    اینم چند تا شعر برای خانومای به اصطلاح محترم!؟؟؟؟؟ایرانی.
    به به

  148. سامانم بيمكان: 91.98.89.174 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۱ ب.ظ

    مسعود شصت چي به به به به به ببه ببببببببه

  149. سامانم بي مكان: 91.98.89.174 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۴ ب.ظ

    شصت چي جان ما اين همه تو اينجا رفت وآمد كرديم يكي از اين پسرا كه اسم دختر رو خودش گذاشته با ما عشقولانه در نكرد مثلا اين بهار بچه پلنگ يه شعر برام در ميكني خوشم بياد ……الهي

  150. شهاب - الشتر: 85.185.239.11 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۴۸ ب.ظ

    بابا زود قضاوت نكنيد

  151. سامانم بي مكان: 91.98.89.174 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۵۰ ب.ظ

    دوستان عزيز وقتي ديدم مسعود اين همه اراجيف گفته فكر كردم منم يه مقدار بگم شايد چيزكي گفته باشم !!!!!!!!!!!! جريانات رخت‌خوابي اصولاً از جذاب‌ترين موضوعات در زندگيه بشريه. يك جورايي هم در دنيا اينطوري شده كه اصولاً آقايون بايد دنبال اين مسائل بدوبدو كنن و خانم‌ها هم ازش به عنوان اسلحه‌اي مرگبار عليه آقايون استفاده‌كنن. به هر حال اين جريان واقعيتيه كه هر روز در كنار هر آدمي اتفاق مي‌افته. اين داستان پايين رو از جايي خوندم و خيلي خنديدم گفتم ترجمه كنم شما هم بخونين. البته كه انگليسيش خندا‌دار تره وليبه هر حالا اين ورژن هم مطلب و مي‌رسونه. فقط به خانم‌ها بر نخوره خواهشاً. قصد فقط خنده‌است و چيزي توي اين داستان قرار نيست ثابت بشه. و تنها بخشيش كه به آقايون حال مي‌ده اينه كه مثل اون قسمت‌هاي تام و جري مي‌مونه كه تام برنده مي‌شد نه جري!!!

    و اما داستان:

    يك شب كه من و دوست‌دخترم توي رختواب مشغول ناز و نوازش بوديم. در حالي كه احتمال وقوع حوادثي هر لحظه بيشتر و بيشتر مي‌شد يك دفعه خانم برگشت و به من گفت: “من حوصله‌اش رو ندارم فقط مي‌خوام كه بغلم كني.”

    چي؟ يعني چه؟

    و اون جوابي رو كه هر مردي رو به در و ديوار مي‌كوبونه بهم داد:

    تو اصلاً به احساسات من به عنوان يك زن توجه نداري و فقط به فكر رابطه‌ي فيزيكي ما هستي!

    و بعد در پاسخ به چشم‌هاي من كه از حدقه داشت در مي‌اومد اضافه كرد:

    تو چرا نمي‌توني من رو بخاطر خودم دوست داشته باشي نه براي چيزي كه توي رختواب بين من و تو اتفاق مي‌افته؟

    خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب ديگه هيچ حادثه‌اي رخ نمي‌ده. براي همين من هم با افسردگي خوابيدم.

    فرداي اون شب ترجيح دادم كه مرخصي بگيرم و يك كمي وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتيم بيرون و توي يك رستوران شيك ناهار خورديم. بعدش رفتيم توي يك بوتيك بزرگ و مشغول خريد شديم.

    چندين دست لباس گرون قيمت رو امتحان كرد و چون نمي‌تونست تصميم بگيره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش براي اينكه ست تكميل بشه توي قسمت كفش‌ها براي هر دست لباس يك جفت هم كفش انتخاب كرديم. در نهايت هم توي قسمت جواهرات يك جفت گوشواره‌اي الماس.

    حضورتون عرض كنم كه از خوشحالي داشت ذوق مرگ مي‌شد. حتي فكر كنم سعي كرد من و امتحان كه چون ازم خواست براش يك مچ‌بند تنيس بخرم، با وجود اينكه حتي يك بار هم راكت تنيس رو دستش نگرفته‌بود. نمي‌تونست باور كنه وقتي در جواب درخواستش گفتم: “برشدار عزيزم.”

    در اوج لذت از تمام اين خريد‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: “عزيزم فكر كنم همين‌ها خوبه. بيا بريم حساب كنيم.”

    در همين لحظه بود كه گفتم: “نه عزيزم من حالش و ندارم.”

    با چشماي بيرون زده و فك افتاده گفت:”چي؟”

    عزيزم من مي‌خوام كه تو فقط كمي اين چيزا رو بغل كني. تو به وضعيت اقتصاديه من به عنوان يك مرد هيچ توجهي نداري و فقط همين كه من برات چيزي بخرم برات مهمه.”

    و موقعي كه توي چشماش مي‌خوندم كه همين الاناست كه بياد و منو بكشه اضافه كردم: “چرا نمي‌توني من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشي نه بخاطر چيزايي كه برات مي‌خرم؟”

    خوب امشب هم توي اتاق‌خواب هيچ اتفاقي نمي‌افته فقط دلم خنك شده كه فهميده “هرچي عوض داره گله نداره.”

    عزت همگي مزيد.

  152. سامانم بي مكان: 91.98.89.174 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۵۲ ب.ظ

    با كسب اجازه از سر دبير بچه ها ميتونن نظرشون رو بگن

  153. مونا ارومیه: 78.38.12.98 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۴۲ ب.ظ

    Mr.Jack - ۹۱.۱۸۴.۸۸.۵۰ عوضی یه باره دیگه به عمر فوش بدی پدرتو در میارم.خاک تو سرت که هنوزعمرو نشناختی.اگه رفتی اون دنیا علی با دستای خودش تو رو می ندازه جهنم.از اون شیعه هایی هستی که خیلی افراطی اند.روانی احترامتو نگه دار

  154. nima mashhad: 85.185.92.138 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۰۶ ب.ظ

    bah bah. bah bah

  155. سامانم بي مكان: 91.98.89.89 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۳۳ ب.ظ

    مونا بجاي اينكه تعصب عمر و عثمان و بكشي يه نظر راجب داستان من بده اينرو بدون هركسي حب علي و اهل بيتش تو دلش نباش جاش وسط آتيش

  156. بهی- مشهد: 78.154.54.70 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۴۲ ب.ظ

    کدوم آتیش رو می گی سامان جان؟

  157. سامانم بي مكان: 91.98.89.89 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۴۶ ب.ظ

    بجاي اينكه گير بدي به آتيش چند سطر بالاتر داستان منو بخون و نظرت رو بگو——– همون آتيشي رو ميگم كه عمر ۱۴۰۰ سال پيش براي خودش و هم كيشهاش روشن كرد

  158. بهی- مشهد: 78.154.54.70 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۰۳ ب.ظ

    خوب باشه، انگار خیلی از داستانت خوشت اومده! اینم نظر بنده: ” خلایق هر چه لایق” !!!
    حالا راستشو بگو گویا طرف بدجور حالتو گرفته ، مگه نه؟

    در ضمن اینو هم بگم، اگر عمر شعور داشت می فهمید که نمی شه با زور شمشیر کسی رو مسلمون کرد. آدم یاد قرون وسطی می افته، اخه اوی بنده خدا ها هم می خواستن خلق ا… رو به زور بفرستن بهشت!

  159. چو چو: 195.229.8.23 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۰۶ ب.ظ

    بیایید از این به بعد یک مسابقه تشکیل بدهیم
    به عنوان مثال :
    پدر زن برادر خواهر شوهر دایی زن برادر پسرخاله پدرتون چه نسبتی با شما دارد

  160. باربی: 82.115.24.67 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۰۷ ب.ظ

    این تجاوزها پدر و دخترداره تو اروپا مد می شه………………………

  161. چو چو: 195.229.8.23 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۱۲ ب.ظ

    هر کس به سوال بالا جواب بده باور کنید یک سکه بهار آزادی بهش می دم باور کنید جدی می گم چون من تنها چیزی که برام ارزش نداره پول هست از خودم تعریف نمی کنم ولی خیلی ما پولداریم

  162. کاف - اچ: 80.191.57.138 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۲۷ ب.ظ

    با سلام؛
    خیلی جالبه بدونین که چنین اتفاقاتی تو کشور خود ما هم بروز می کنه و وجود داره. شاید بشه موارد زیادی رو مثال زد. می تونید به لینک زیر یه سری بزنید و نمونه هاش رو مطالعه کنید.
    http://www.irwomen.org/spip.php?article۳۸۹۶
    به هرحال این اتفاق که تو همه جا هم صحبتش هست ، یه جاهائیش می لنگه !!!!!
    غیر ممکن نیست ولی ظاهراً دختره راضی بوده.
    از اون جائی که یکی دو تا از بچه هاش بالای ۱۵ سال و اینکه آقای جوزف فریتزل بالای ۷۰ سال سن داره به طبع از پا در آوردن و فرار کردن پیره مرده توسط مادر و حداقل یکی از بچه ها امری نشدنی نیست. ولی چرا این اقدام رو نکردند جای سواله ؟ شاید هم الله اعلم …

  163. پژواك - 217.219.6.101 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۴ ب.ظ

    چوچو تو همون لولو كه با امامان معصوم مشگل داره نيستي ؟(تو صفحه ي قتل دختر عراقي)
    اگه اينجوره پولت توسرت بخوره پول حروم بوده كه تو اينجوري شدي پس پولت لايق شكم خودته نه بچه هاي مسلمون اين سايت

  164. پژواك در جواب چوچو - 217.219.6.101 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۹ ب.ظ

    در ضمن منگل: دايي كه نميتونه شوهر داشته باشه شايدم دايي خودت ه م ج ن س ب ا ز تشريف دارند سئوالت هم مثل خودت عقب افتاده و مسئله داره

  165. bihamta: 89.165.60.115 گفت:
    چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۲ ب.ظ

    سلام
    خیلی داستان توپی بود
    اساسی فاز گرفتم ایول به سامان خان
    ولی خوب تو عمل حال گیری کرده ها
    بازم از اینجور مطالب بذار
    سبز باشی…

  166. مونا ارومیه: 78.38.12.98 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۶ ق.ظ

    سامان بی مکان تو فقط از کمر به پایین حالیت می شه.شما بی غیرتها نه عمرو هیچ وقت می شناسین نه علی رو.همون بهتر که به فکر ساختن حسینیه تو مکه باشید. خیلیییییییی تعصبات بی جایی دارین

  167. حامد: 81.12.54.6 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۵۴ ق.ظ

    چوچو یه نگاه به نوشته هات که بندازی متوجه میشی که فقط ک س و شر میگی

  168. علی از کره زمین: 85.198.50.1 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۱ ق.ظ

    من نظر شخصیم را محترمانه و موعدبانه بیان میکنم این است که این پدر را باید از داشاقش
    اعدام کنند.( خوب بید)

  169. جاسم الاحوازی: 84.241.9.28 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۲ ق.ظ

    [ حذف شد . نیاز به منبع دارد ]

  170. پژواك اصفهان - 217.219.6.101 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۱۲ ق.ظ

    جاسم الاحوازي
    اين عقيده منحصر به ايران نميشه بلكه در مصر وخيلي جاهاي ديگه هم وجود داشته معروف ترين كتاب مصري(سينوهه) رو كه حتمأ مطالعه كردي ؟اين مسئله در زمان باستان يك امر رايج بوده

  171. ثمين-بروجرد: 85.9.76.170 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۶ ق.ظ

    دوره آخرالزمان شده ولي تو مملكت خودمون هم از اين اتفاقات ميوفته نبايد به ديگران خورده بگيريم!

  172. سامانم بي مكان: 91.98.88.95 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۰ ق.ظ

    با تشكر از bihamtaجون الهي فدات بشم چشم ولي اين اتفاق فقط يه داستان بود من جرأت ندارم با دوست دخترم اين كار رو بكنم………………………………

  173. سامانم بي مكان: 91.98.88.95 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۹ ق.ظ

    مونا از اروميه ……. خيلي بي تربيتي شما سني مذهبها بدونيد چون ولايت علي رو قبول نداريد ول معطليد بدون كه عمر و ابوبكر با اينكه ميدونستند پيامبر (ص) چي گفته حكومت رو غصب كردن اونا پا رو حرف پيامبر ومهمتراز اون خدا گذاشتن و تا ابد لعن ونفرين انسانهاي پاك و فرشته ها و خدا رو به جون خريدن شماها همين بس كه حتي از هم مذهباتون يعني مردم فلسطين حمايت نميكنيد . اين رو گفتم كه بدونيد چقدر بي غيرتيد ولي اشكال نداره جورتون رو ما شيعيان ميكشيم واز مظلوميت اونا دفاع ميكنيم .سخن آخر خون ۱۲ معصوم گردن شماست و روز جزا بايد جواب پس بديد. اگه ميتوني منطقي جواب بده نه با حرفهائي كه شايسته يه دختر نيست

  174. مهرنوش: 80.191.141.137 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۶ ب.ظ

    مرگ هم براي همچين پدري كمه . بايد روزي هزار بار شكنجه بشه تا خودش روزي هزار بار آرزوي مرگ كنه . شكنجه روحي بدتر از اعدامه

  175. کاف - اچ: 80.191.57.138 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۱ ب.ظ

    سلام،
    مونا از ارومیه …..، ما عمر و … رو نمی شناسیم . شما معرفیش کن تا ما بشناسیم که کی بوده ؟
    یه خورده از بزرگواریاش بگو . از معجزات و کراماتش تعریف کن . شاید هم ما در اشتباهیم و اونا جزء اولیاء خدا هستند. در ضمن جواب حرف های سامان بی مکان رو هم بده. خوشحال می شیم.

  176. رضا از شیروان: 217.219.93.195 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۳ ب.ظ

    واقعا جالبه . تو کشورای دیگه ایقدر دم از آزادی می زنن اینجوری نه ؟قابل تجه کسانی که از ایران و این دولت بد می گن و دوست دارن از ایران برن.

  177. جانم فدای رهبر(یک معلم) - 81.90.154.4 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۱ ب.ظ

    سامانم بي مكان:خاک بر سرت!
    چرا از خ ا ی ه های عمر و …..اویزونی؟بدبخت!!
    علی(ع)و عمر و ابو بکر هر چی بودن واسه خودشون بودن .من هم عمر و قبول ندارم .وعاشق علی ام.
    چون مرد عادل و عدالت طلبی بوده.
    من نمی دونم با این وضع اقتصادی وخیم شما به جای اینکه به واقعیات توجه کنید.چرا در ۱۴۰۰سال پیش زندگی می کنین.
    با با یک ذره به روز باشین.مثلا اگه توحقانیت علی(ع)روثابت کنی چه اتفاقی میافته گوشت میشه کیلو ۲۰۰۰تومن.
    حتما میگی این گرانی ها امتحان خداست!!اخه کم خردها!!!امتحان خدا چرا واسه بدبخت بیچاره هاست.چرا واسه اونایی که بخور بخور میکنند نیست.
    بذارید کنار این خرافات رو تو رو خدا.
    از نا اگاهی و کم خردی امثال شماست ک ظلم و ستم وگرانی و بدبختی روز به روز بیشتر میشه.
    خاک تو سر همتون.(ازکوچیک تا بزرگتون)

  178. اسماء: 80.191.224.50 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۷ ب.ظ

    خيلي پيچيده است ولي باور كنيد اين جور اتفاقا هم تو پيش مي اد.

  179. lili naz_تهران: 213.217.44.187 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۶ ب.ظ

    جانم فدای رهبر(یک معلم) - ۸۱.۹۰.۱۵۴.۴

    خاک بر سر خودت…..البته من به نوبه ی خودم گفتم!!!!!
    ضمنا روز معلم هم گرامی….

  180. مونا ارومیه: 78.38.12.98 گفت:
    پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۴۵ ب.ظ

    کاف-اچ اینم برای شما.
    ابوبکر در کلام پیامبر و صحابه

    احادیث نبوی و اقوال صحابه که دلالت بر افضلیت و برتری مقام و منزلت ابوبکر نسبت به سایر اصحاب پیامبر میکنند، جدّاً فراوانند و بسیاری از آنها با سند صحیح نقل و در معتبرترین منابع حدیث و تاریخ اسلام ثبت شده است. ذیلاً چند نمونه از این احادیث را از نظر میگذرانیم:

    به تواتر از امام علی، ابن عبّاس، ابن عمر، ابوسعید خدری، جابر بن عبدالله و انس بن مالک نقل شده است که گفته اند: در محضر رسول خدا نشسته بودم که ابوبکر و عمر نزد آن حضرت آمدند. پیامبر فرمود: «این دو نفر آقای پیران اهل بهشت هستند، مگر پیامبران و رسولان. ای علی، چیزی را که گفتم با آنان مگو.»

    در روایتی از جابر بن عبدالله انصاری آمده است که چون ابوبکر به مجلس وارد شد، رسول خدا فرمود: «اینک مردی نزد شما میآید که خداوند بعد از من کسی را برتر و بهتر از او نیافریده و برایش شفاعتی همانند شفاعت پیامبران است.» هنگامی که ابوبکر آمد، پیغمبر برخاست و او را بوسید و در آغوش گرفت.

    به تواتر از ابودرداء (صحابی) روایت شده است که گفت: پیامبر مرا دید که جلوتر از ابوبکر راه میرفتم و به من فرمود: «جلوتر از کسی راه میروی که در دنیا و آخرت بهتر و برتر از توست؟ خورشید طلوع و غروب نکرده بر کسی برتر از ابوبکر، مگر پیامبران و رسولان.»

    از ابوذر غفّاری نقل شده است که پیامبر خطاب به عایشه فرمود: «ای عایشه، من سید پیامبرانم و پدرت برترین صدّیقان و تو مادر مؤمنان.»

    با چندین سند از ابوسعید خدری و جابر بن سمرة روایت شده است که پیامبر اکرم فرمود: «اهل علّیین کسانی را که از آنها پائین تر هستند، میبینند، چنانکه شما ستارگان ر