
هفت تیر ۷tir.com : مردي که پس از ورود به خانه اش متوجه حضور يک بيگانه شده و وي را کشته بود پس از دو بار تبرئه از اتهام قتل، بار ديگر در دادگاه تجديدنظر استان تهران محاکمه مي شود.
به گزارش خبرنگار ما اين پرونده جنايي ۷ سال پيش در پيشواي ورامين گشوده شد و کارآگاهان جنايي تحقيقات خود را پيرامون قتل مردي به نام اسماعيل که در خانه يکي از دوستانش مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته و کشته شده بود، آغاز کردند. محمد - مرد صاحبخانه - در همان مراحل اوليه تحقيق به کشتن اسماعيل اقرار کرد و گفت؛ روز حادثه وقتي در حياط را باز کردم متوجه شدم غريبه يي در خانه ام است، از لاي پنجره که نگاه کردم اسماعيل و همسرم خديجه را در وضعيت نامناسبي ديدم، به همين خاطر به طرف آشپزخانه که در گوشه حياط بود رفتم تا چاقويي بردارم، در همين هنگام فرزند کوچکم مرا ديد و با صداي او که مرا خطاب مي کرد خديجه و اسماعيل به خودشان آمدند. به محض اينکه به داخل ساختمان رفتم، چاقو به دست به سمت همسرم يورش بردم ولي اسماعيل سر راهم قرار گرفت. خديجه فرار کرد و من دوستم را با چاقو زخمي کردم. او همان طور که خونريزي داشت التماس مي کرد وي را ببخشم اما چون از نظر من مهدورالدم بود وي را کشتم.
پس از اعترافات محمد، همسر وي نيز بازداشت شد و تحت بازجويي قرار گرفت. او گفت؛ اسماعيل به واسطه دوستي با شوهرم مرتب به خانه ما رفت و آمد داشت و به اين ترتيب رابطه با مرا آغاز کرد. من هرگز قصد نداشتم به شوهرم خيانت کنم و اسماعيل مرا وادار به اين کار مي کرد. در مورد روز حادثه نيز حرف هاي شوهرم صحت دارد. با اتمام تحقيقات مقدماتي پرونده اين جنايت به دو بخش تقسيم شد و قاضي شعبه دوم دادگاه عمومي ورامين محاکمه خديجه را به اتهام زناي محصنه برعهده گرفت. از سويي مقرر شد محمد نيز در شعبه اول دادگاه عمومي پاي ميز محاکمه برود. خديجه در جلسه محاکمه خود اتهام زناي محصنه را رد کرد و گفت؛ هر چند با اسماعيل رابطه نامشروع داشتم اما اين رابطه هرگز در حد زنا نبود.
شوهر خديجه نيز که در جلسه دادگاه حضور داشت از همسرش حمايت کرد و گفت؛ خديجه هيچ گاه مشکل اخلاقي نداشت و من به غير از روز حادثه مورد خاصي از او نديده بودم.
به اين ترتيب خديجه از اتهام زناي محصنه تبرئه و به خاطر رابطه نامشروع به شلاق محکوم شد. اين زن در حالي آزاد شد که شوهرش همچنان به اتهام قتل عمد در زندان به سر مي برد. هنگامي که نوبت محاکمه محمد فرا رسيد وي بار ديگر اعترافات اوليه اش را تکرار کرد و گفت با توجه به مشاهداتش در روز حادثه به اين يقين رسيده بود که اسماعيل مهدور الدم است. پس از دفاعيات متهم قاضي دادگاه، او را از هرگونه اتهامي تبرئه کرد اما در شرايطي که بايد اين مرد آزاد مي شد به خاطر اعتراض اولياي دم اسماعيل، وي همچنان در زندان ماند. به اين ترتيب رسيدگي مجدد به پرونده محمد به تعويق افتاد تا اينکه پرونده او ديروز به شعبه ۳۹ دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد. اکنون محمد قرار است در شرايطي تحت محاکمه قرار گيرد که بدون هيچ محکوميتي همچنان در زندان به سر مي برد.

یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۰ ب.ظ
چقدر وحشتناك!!!!!!!!!!!!!!!
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۲ ب.ظ
بنظر من قاتل باید به سزای اعمالش برسه
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۲ ب.ظ
چی شد؟؟؟؟
وااااا…
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۳ ب.ظ
يارو بايد زنه خودش رو ميكشت
مهدي نفر اول مثل هميشه منم
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۷ ب.ظ
زنیکه….
فقط شلاق خورد وآزاد شد؟؟؟
***********************
شاید وقتی دیگر……
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۹ ب.ظ
خوب…شهاب جون
جایزه مال شما!!!!
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۵۷ ب.ظ
عکسش تکراریه
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۰۰ ب.ظ
زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی پرسید : به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟ دکتر علی در جواب گفتند : نمیخواهند لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست
……..
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۰۳ ب.ظ
سلام به به دختر دایی بابا دمت گرم شما هم چیزی نمیگی ! وقتی هم میگه درت و حسابیشو میگی !
مرسی !
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۱۵ ب.ظ
منحصربه فردیه دیگه!!!……
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۰۷ ب.ظ
سلام. شك نكنيد ۹۰ درصد خانمهاي متاهلي كه با ديگران رابطه نامشروع دارند خودشان مقصرند و به دروغ وقتي گير مي افتند همه چيز را انكار ميكنند. اين كثافتها جوانهاي مردم را اغفال مي كنند تا به هوسبازي خودشان برسند. قاضي نبايد اين خانم را به همين راحتي تبرئه ميكرد. مطمئن باشيد اگر جرم اين خانم از اسماعيل بيشتر نبوده كمتر هم نبوده. خدا همه را عاقبت بخير كنه.
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۱۰ ب.ظ
زنيكه كثافت اشغال كله دروغگو . اگه اين مرتيكه غيرن داشت اول بايد زنشو مي كشت.
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۰ ب.ظ
اینم یه داستان آموزشی برای دوستان ۷ تیر!
من خيلي خوشحال بودم… من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم والدينم خيلي کمکم کردند… دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود… فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود… اون دختر باحال، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم… يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي… سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو …………….! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم… اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم… وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم… يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي… ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم… ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم… به خانواده ما خوش اومدي! نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد!
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۵۲ ب.ظ
salhm agha shahab bardia . are in bar shoma avval shodid
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۳۳ ب.ظ
بابا شوهره زنه هم مشکل داشته…یه جازده متهم از همسرش حمایت کرده و…..
زنیکه اگه اجازه نمیدادونمیخواست اسماعیل الان…هرچند اونم به دوستش خیانت کرد….
…من هرسه شونو مستحق مرگ میدونم..
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۱۰ ب.ظ
مگه هر وقت زنی چراغ سبز نشون داد باید باهاش بود اگه این طور بود آفرین به حضرت یوسف که از امتحان عشوه گری وطنازی زلیخا سربلند بیرون اومد (درجواب آدم هائی که زن رو مقصر می دونن)
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۴۶ ب.ظ
آن قدر زن بايد براي خودش شخصيت وغيرت داشته باشد كه زود به خواسته هر مردي تن در ندهد
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۵ ب.ظ
چرا قاضی به این شک نکرد که این طوطئه زون ومرد برای کشتن دوستشان بوده؟چون داستان را طوری ردیف کردند که هردو از مرگ نجات یابند!!!!
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۰ ب.ظ
آقای سر دبیر خبر هاتون چرا اینقدر ضد ونقیضه!!!!
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۳ ب.ظ
هر چی نازنین میگه دزست به خدا
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۵ ب.ظ
نازی نازی امشب دلم مست تواااا
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۶ ب.ظ
دمت گرم رضا جون
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۳ ق.ظ
آخه بگو نكبت ( اسماعيل) تو كه مي خواستي حال كني حداقل طرفو يه جاي مطمئن مي بردي …!
مشخصه كه مرحوم خيلي تو كف بوده…
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۴ ق.ظ
قتل در فراشه دیگه.اصلا انگار بی گناهه
ولی به نظر من با هم زنا کردن.میشه توی خونه طرف باشه و با هم رابطه نداشته باشن؟
شوهر به عنوان تنها شاهد گفته که هیچی نبوده
شوهر طرف به خاطر بچشو و حرفهای اطرافیانش گفته که زنم مشکلی نداشته
مگه اصلا توی قانون برا زنای محصنه و سنگسار تعدد در نظر گرفتند که شوهره گفته که من فقط همین یه بار رو از اون چنین چیزایی دیدم
راستی به محل نگهداری قرآن توجه کنید.
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۸ ق.ظ
محمد دلم برات کباب شد-خدا نصیب گرگ بیابونم نکنه که توسیستم قضائی این مملکت گرفتار بشه.بیچاره خونوادش متلاشی شد هیچ زنش بی عفت شد هیچ حالا هم که اقا به جرم دفاع از حریم خونه اش هنوز بلا تکلیفه.من تو یه چیزی موندم این جریان خیلی مبهم بوده که بنده خدا ۷ ساله که تو این دادگاهها اینور و اونور میره.واقعا دم قاضیامون گرم . (خدا به دادت برسه واست دعا میکنم)
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۲۹ ق.ظ
رضا نوشتت خیلی جالب بود.این جور نوشته ها برای عوض کردن حال و هوای سایت موثره.ممنون
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۴۰ ق.ظ
به نظر من همش توطئه واسه قتل بوده وگر نه اون الان باید به خون همسرشم تشنه باشه ولی ازش دفاع کرده.
قاضی هم که ماشاا… خنگ تشریف دارن
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۴۰ ق.ظ
خیلی با حالی آقا رضا
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۰۱ ق.ظ
آقارضا
ممنون از متن هاي حال وهوا عوض كنت. حال وهواي من كه حسابي عوض شد به خصوص تو صفحه ي (دختر صددرصد ايده آل من) كه گل كاشتي، بابا دست مريزاد
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۱ ق.ظ
۱- مرده شور هر چي زن عوضيه ببره
۲- آقا رضا دمت گرم با اون نتيجه اخلاقي ات كلي خنديدم
۳- طرف احتمالا فقط به خاطر بچه هاش گفته زنا نكردن حالا پاي خودش گيره اگه نميگفت زنا نكردن الان خودش آزاد بود زنشو سنگسار ميكردن
۴- حالا زنه بعد اين همه مدت بنظر شما هنوز پاك ميمونه يا بازم ميره ميده؟
۵- من با نظر لي لي ناز هم موافقم
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۱ ق.ظ
دمت گرم اقا رضا نتیجه اخلاقیت منو کشت
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۷ ق.ظ
بچه سلام به نظرشما بايد چكارش كنن
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۹ ق.ظ
امیر امیری(بابل): ۸۵.۱۸۵.۱۰۳.۱۶۳
نظرت جاي تامل داره شايد واقعا قصد كشتن اسماييل و داشتن و اين حرفا رو سر هم كردن مگه ميشه كه يه مرد با اين وضعيت زنشو ببينه بعد ازش دفاع كنه ؟!!!!!!!
reza-karaj: ۹۱.۹۸.۷.۱۷۸
رضا جان مرسي از كامنتت خيلي با حال بود
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۱۱ ق.ظ
حسن جون من ميگم بايد او را آزاد و جايزه هم بهش بدهند
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۱۳ ق.ظ
بايد زنه هم به سزاي عملش برسه مگه حتماٌ بايد زنا كرده باشه كه اعدامش كنن اين گناه كمتر از اعدام نيست
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۳۳ ق.ظ
سلام حسن آقا
منم شهاب برديا
منو كه يادت مياد؟
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۳۷ ق.ظ
شهاب جون سلام مگه ميشه بهترين دوستم تو سايت از يادم بره راستش بخواي چند روزه تو اداره خيلي كار داشتم وقت نمي كردم درست سر بزنم خلاصه شرمندتم منوببخش
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۵ ق.ظ
سلام بچه ها بخدا نه زن و نه مردی که خیانتو همچین غلطایی میکنن نباید کشته بشن مگه گرفتن جون آدمیزاد شوخیه؟ تو قانون برا هر جرمی تنبیه و جریمه ای در نظر گرفته شده و مطمئن باشید شاید خدا از گناه اون زناکارها بگذره ولی از گناه قاتل بسادگی نمیگذره و شاید دچار عذاب ابدی بشه بعضیا اینقدر تعصب الکی و حساسیت به خرج ندن و هی دم از غیرت و عصبانیت و مهدورالدم و از این حرفا نزنن مگه اون زن مرغ یا گوسفندش بوده که حالا که خلاف میلش رفتار کرده میخواسته اونو بکشه؟ بیایید یکم انسانیتر ببینیم و زود در برابر خطای دیگران حکم قتل صادر نکنیم بخدا ریختن خون آدم حتی خائن مکافات بزرگی داره بخصوص اگه با چشم خودش زنا رو ندیده باشه از حکم آقای بردیا هم کاملا تعجب کردم که گفت یارو باید زنشو میکشت
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۵ ق.ظ
متوجه نشدم روابط نامشروع با زنا چه فرقی داره مگه میشه که مردی مدتها با زنی رابطه نامشروع داشته باشند ولی ……… نکرده باشند به نظر من باید همان موقع زنش را هم می کشت اگه بخاطر بچه اش هم اینکار را نکرده سخت در اشتباه بوده چون اون زن دیگه برای اون بچه مادر نمیشه
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۰۰ ق.ظ
کسانی رو که اون همه دم از غیرت میزنن یاد ماجرای حضرت علی میندازم که از طرف پیغمبر اکرم مامور شده بود بره ببینه راسته که ۲نفر دارن تو فلان خونه زنا میکنن که حضرت با چشم بسته وارد خونه شد و اونا هم زود خودشونو جمع و جور کردن و حضرت هم برگشت و به پیغمبر گفت که من چیزی ندیدم و بدون اینکه دروغی بگه ۲نفرو از مجازات نجات داد. این ماجرا چطور توسط خانما وآقایون متعصب و غیرتی نما تفسیر میشه؟ بخدا درس اسلامی اینه نه اینکه زود عصبانی و احساساتی بشی و چاقو و اسلحه برداری و خون همه رو حلال کنی
در ضمن رامین جان همه نشست و برخواستهای زنها و مردهای نامحرم منجر به زنا نمیشه و ممکنه سطحیتر بمونه و حتی ممکنه در کلام عاشقانه و درددل خلاصه بشه دادا، زنا کار ساده ای نیست و خدا به خیلیها توفیق گناه به این بزرگی نمیده
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۰۷ ق.ظ
بايد اينجور زنا رو دارزد تا درس عبرتي بشه براي ديگران
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۱۳ ق.ظ
اين مرده (محمد) مخش تاب داره ، آخه مگه ميشه با اينجور خانم ها زير يه سقف زندگي كرد . مرگ حق اين خانم بود نه اسماعيل . من مطمئنم اگه اين خانم باوقار بود هرچقدر اسماعيل چراغ سبز نشان مي داد سركوبش مي كرد . خاك توسر شوهر پست فطرتش . حق همچين مردها ، يه خانمي مثل ايشون است .
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۱۹ ق.ظ
سلام دوستان صبحتون بخیر از ابراز محبت تمام دوستان عزیزم سپاسگزارم !
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۴ ق.ظ
به پرسپولیسیای قدیمی تسلیت میگم. فریبرز مرادی مدافع سابق پرسپولیس در اثر برق گرفتگی فوت کرد
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۸ ق.ظ
افرين س. ص درست ميگي
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۷ ق.ظ
پدر خوب نصیحتم کرد: دوست برای بیرون خانه است
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ق.ظ
نمي دونم به اين جور زنا چي بايد گفت آخه ما كه از مرد خودمون هم زيادمونه
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ق.ظ
من نمی دونم اینو کشتن اونو کشتن چه معنی میده
اگه نتونست این رفتار زنشو تحمل کنه خب جدا بشن از هم
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۸ ق.ظ
سپيده رشت اگه اينكاركنن پس بقيه چگونه عبرت بگيرن
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۶ ق.ظ
من فک نمیکنم کسی مالک جان آدمی باشه که بتونه به خاطر خیانت اونو ازش بگیره
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۷ ق.ظ
ای بابا آقای حسن از فارس شما که حکم مرگ همه رو صادر می کنید!!
از یه کنار میگی باید دار زد!!!!!
اگه بار اولش بوده باید بخشیده بشه توبه واسه همین روزاست دیگه
خدا که خداست توبه را می پذیره برای
همین راهی به اسم توبه گذاشت .
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۹ ق.ظ
به نظر من مرده باید در اتاق رو از روشون میبست و نیرو انتظامی رو در جریان میذاشت تا در همون وضعیت دستگیر و مطابق قانون مجازات بشند.
البته ما جای اون اقا نبودیم شاید هر کدوم از ما که با چنین وضعیتی مواجه بشیم از عصبانیت چنین کاری کنیم.
خدا همه ما را به را راست هدایت کند.
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۱ ق.ظ
راجب اين مسائل زياد نخونيد فقط مردم بدبخت ايران هستند كه بخاطر فقر فرهنگي تمام كشورها دارن اونهارو استسمار ميكنند به كوچك وبزرگ بايد تسليت گفت
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۱ ق.ظ
به نظر من اون آقا هیچ حقی در کشتن دوستش نداشته و هیچ قانونی بهش اجازه همچین کاری رو نمیده.مشکل زنش بوده که باید ببینه چرا این اخلاق رو پیدا کرده و علتش چی بوده که بهش خیانت کرده.
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۳ ق.ظ
بياين تو تالار گفت وگو
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۱۳ ب.ظ
بياين تو تالار گفت وگو
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۱۵ ب.ظ
کامی آبادان: ۷۸.۳۹.۱۹۳.۱۵۲
شما اگه جای شوهر این خانم بودین….وبا چنین صحنه ایی روبه رو میشدین…علی وار چشمتونو میبستینو…..شتردیدی ندیدی!!به همین سادگی؟؟
******
a.k-tehran: ۸۵.۱۵.۳۲.۲۴۴
به نظرشما شوهر اون زن وقتی با اون صحنه مواجه شده میتونسته اصل موضوعو بیخیال شه …بشینه حالا ریشه یابی کنه …بررسی کنه ببینه علتش چی بوده…مطمئنا تو این ۷سال به خیلی نتایج رسیده….اما اون لحظه هرمردی دچار جنون میشه…
************
گناه این زن نابخشودنیه
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۳ ب.ظ
لی لی جون اگه آدم وقتی در حالت آرامش باطنی پاک و منطقی و صاف داشته باشه موقع بحران حتی اگه شده به سختی، ولی به هرحال میتونه خودشو کنترل کنه مهم اینه که اون آقا طینتش از زنش کثیفتر بوده که حاضر به قتل نفس شده حالا فرق نمیکنه زن من یا زن شما (با این نوع اظهار نظر مطمئن شدم شما هم از جنس خودمی چون خانما اینقد خشن و سنگدل نیستن) در ضمن شما جای خدا ننشستی که بگی گناه اون نابخشودنیه خدا بدتر از اونو هم می بخشه. لازم نیست علی وار باشیم تا کوتاه بیایم کافیه کمی انسان باشیم دادا
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۷ ب.ظ
نازنين و سپيده خانم چيه گير داديد به من منظورم رو گفتم بهتون برخورد بابا منظورم كه شماها نبود
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۰۲ ب.ظ
سلام
آقا رضا من فكر مي كنم شما برادر آقاي سردبير باشي كه باهاش قهري !!!!!!!!!
بعدشم فكر كنم عضو گروه مارشال هستي كه اين داستانها را مي دوني
لطفا تكراري نباشه
مرسي
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۰۷ ب.ظ
آقای ابراهیم از مشهد لطفاً احترام خودتان را نگه دارین و همه را به یک چشم نبینید. آقای رضا از کرج باز هم داستانت خیلی قشنگ بود. در مورد این خانومه هم باید بگم که خیلی خیلی خیلی پست بود.
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۳ ب.ظ
حسن فارس برای هزارمین بار راه حل دیگه ای هم به جز دار زدن وجود داره .
و اگه بازم نفهمیدی هزار بار دیگه می گم .
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۴ ب.ظ
کامی آبادان: ۷۸.۳۹.۱۹۳.۱۵۲
عقیده دارم مرد ضعیف النفستراز زنه…این دامن زنهاست که مردهارو به گناه آلوده میکنه…(زن شیطانه)
شوهر اون زن یه صحنه ی غیره منتظررو دیده ویک آن فرصت تصمیم گیری داشته که …
اما اون زن هوسباز خودش خواسته و میدونسته داره چیکار میکنه
بازم میگم گناه اون زن نابخشودنیه….
ضمنا اینجا هستن کسایی که تایید کنن من از جنس شما نیستم
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۷ ب.ظ
وای چقد وحشتناکه
واقعا متا ثر شدم
ما خودمون یه مستا جر داشتیم که خانمش صبخها بعد بد رقه کردنه همسرش می رفت بیرون هر روز با یه ما شین بود بیچاره شوهر خبر نداشت قبض تلفن هر ماه ۱۰۰۰۰۰۰ هز ار می امد صدای شوهر ش بلند شده بود که چرا قبض تلفن زیاد امد داد می زد می گفت چرا هر وقت زنگ می زنم خو نه نیستی
چند وقت بعد برادرم دوست پسر شو دیده بود از در خونه امد بیرون برادرم پرسید شما اینجا چکار می کنی
اونم فک می کرد برادرم دوست پسر اون خانم بر گشت گفت تو اینجا چکار می کنی دادشم در جوابش گفت اینجا خونه ی ماست تر سیده بود از دستش فرار کرده بودبرادرم همون لحظه زنگ طبقه بالا باهاش صحبت
کرد تو که شوهر داری یه بچه داری پس این کارها چیه ؟ گفته بود شوهرمو دوس ندارم کارش به طلاق کشیده بود
یه روز شوهرش با مامان تماس گرفت که اون قبض بدید به من پیگیری کنم بدون اطلاع خانمش اما مادرم
به خانمش اخطار داد خانمش گفته بود ندید بهش
پرینت تلفن دست ما بود دیدم وای چقد شماره مو بایل از ما خواست که براش پاک کنیم زنیکه ی دورغگو
می گفت این شماره ی وکیلم هست (اخه یه وکیل چند شماره داره ) وبه اصرار برادرم اونو بیرونش کردیم
یه با شوهرش امد ه وسایلشو ببره گفته بود من رفتم مخابرات می خواستم پیگیری کنم محابرات به من گفته
که ما از یه سیمه دیگه از تلفنش استفاده می کینم بیچاره مامانم به خاطره بچه اش این خقیقت به شو شو هرش
نگفته بود
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۲۴ ب.ظ
خسته نباشی مرد
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۹ ب.ظ
شما هم خسته نباشید.
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۳ ب.ظ
یه سوال:اگه مرده این کارو کرده بود به زنش حق چنین رفتاری می دادید یا اینکه این جور حکما رو فقط برای زنا میدید
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۱۴ ب.ظ
خانم لی لی ناز شما اگه مرد نیستی چطور انقدر مطمئن راجع به خصوصیات مردها حرف می زنی
اون آقا میگه من می تونم خودمو کنترل کنم اونوقت شما بهش میگی” نمی تونی من مطمئنم ۱ مرد نمیتونه”>>>>>>>خوش به حالت که پسرا رو از خودشون بهتر می شناسی
دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ب.ظ
اون زنه پسترین موجود عالم بوده و شوهرش با غیرت ترین
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۰۹ ب.ظ
سلام کامی از آبادان
کاملا با نظرت موافقم
سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۵۲ ب.ظ
سردبير مرسي از عكس اوريجينالت!!
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۱ ب.ظ
همگی خسته نباشند قاضی- مرحوم مقتول - شوهر خانم وازهمه مهمتر خانم
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۳۵ ق.ظ
دمش گرم ادم برای ناموس خوانوادش زندس یعنی ابرو و اعتبار داره
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۳ ب.ظ
لعنت به اون زن عجب کثافتی بوده
حق مرگ با زنه بود ه نه مرده
جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۳ ب.ظ
آقا رضا از کرج خاطرات دیگران رو به اسم خودت ننویس … خودتی
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۴۸ ق.ظ
اين مورد تنها يه نمونه اشه به جرات ميتونم بگم ۶۰ تا ۷۰ درصد زنان متاهل همينطورن يعني بدنبال هوسراني خودشونن و خيانت به شوهرشون حالا با دوست شوهرشون يا فاميل و يا هر كسي ديگه مثل اينكه شماها تو اين مملكت زندگي نمي كنين يه سري به اين سايتهاي چت بزنين اونوقت بيشتر حاليتون ميشه مي بينين زنيكه كثافت چه جوري با احساسات جوونا بازي ميكنه فرقي هم براش نميكنه كوچيكتر از خودش هم باشه
شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۱۴ ب.ظ
از نظر روانی خیلی بده که تو رختخواب به اون صورت ییییهو بپری طرفو بکشی!
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۷ ب.ظ
بیچاره بچه شون! چه پدرو مادری! در آینده میخواد بگه چی؟ مادرم با دوست پدرم رابطه داشته{حالا زنا یا هرپی} پدرم قاتله دوستشه{حالا درست یا غلط} طفلکی!!!!!!!!
سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۱ ب.ظ
این چه حوادثیه تنم تو گور لرزید زنده باد برو بچ با غیرت من بودم زنه رو هم میکشتم
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۱۹ ب.ظ
فکر می کنم بهتر باشه اینقدر خودتون رو ناراحت نکنید از سیستم حقوقی ایران بیشتر از این نمی شه انتظار داشت…
اما من هم با نظریه ی همدستی زن و شوهر موافقم می شه روش فکر کرد…
شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۶ ق.ظ
خوب یا بد این مسائل در جامعه وجود داره و یه جوری باید حل شه .. اونهایی که میگن مرده خوب کاری کرده . باید بدونند مرده مسل سگ پشیمونه .. باور ندارید .. ازش بپرسید.
توی ایران این موبایل برای کسانی که ظرفیتشو نداشتند مشکلات بوجود آورده ..
شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۴۰ ب.ظ
بائد
زنیکه را مئ کشت
شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۴۲ ب.ظ
همه مشکلات ازاعتماد بیش از اندازه است