تالار گفتگو سایت هفت تیر

تالار گفتگو سایت هفت تیر در آدرس www.7tir.info در دسترس است .
جوایز : سکه تمام آزادی برای فعال ترین کاربران تالار در هر دوره
.
نکات مهم :
* قبل از ارسال مطلب در تالار باید در تالار عضو شوید . عضویت در تالار نیاز به داشتن ایمیل ندارد و با پر کردن چند گزینه به سرعت می توانید عضو تالار شوید .
* شما می توانید در هنگام ثبت نام د قسمت یوزر نیم ، یک نام فارسی یا انگلیسی برای خود انتخاب کنید . توصیه می کنم با نام واقعی خود در تالار عضو شوید .
* پس از عضو شدن در سایت لوگین کنید . بعد از لوگین می توانید به مبحث مورد علاقه خود بروید . می توانید بحث جدید ایجاد کنید و یا به بحث ایجاد شده توسط سایر کاربران پاسخ دهید . همچنین می توانید برای سایر کاربران در تالار پیام خصوصی ارسال کنید .
* پس از لوگین می توانید به قسمت کنترل پنل کاربری که لینک آن در بالای سایت دیده می شود بروید . در آنجا می توانید لیست دوستان خود را از بین کاربران سایت مشخص کنید . می توانید بک عکس برای خود انتخاب کنید . می توانید مشخصات شخصی خود را از جمله سال تولد و شهر محل سکونت را کامل کنید تا در زمانی که در تاپیک ها نظر می دهید این مشخصات به صورت اتوماتیک نمایش داده شود .
* به دلیل تشکر از کاربران دائمی و همیشگی سایت هفت تیر قرار بر آن شد که به 1 نفر از صد کاربر اولی که در انجمن سایت هفت تیر عضو شوند و مشخصات خود را پس از لوگین تکمیل کنند یک عدد سکه بهار آزادی اهدا شود . در صورتی که یک کاربر چند بار در سایت ثبت نام کند در قرعه کشی شرکت داده نخواهد شد . استفاده از نرم افزارهای فیلتر شکن و یا تغییر دهنده آی پی برای ثبت نام در سایت تقلب محسوب می شود .
* همچنین یک عدد سکه بهار آزادی به فعال ترین کاربر تالار گفتگو ، که بیشترین تلاش را جهت تولید محتوای مفید در تالار انجام داده است و بیشترین پاسخ های مفید را به مباحث ایجاد شده در انجمن می دهد ، بدون قرعه کشی طبق نظر شورای سردبیری هفت تیر ، اهدا می شود . زمان اهدا دو جایزه ذکر شده در تابستان خواهد بود . مکان و زمان دقیق در آینده اعلام می شود .
* لینک مهم ترین مباحث ایجاد شده در تالار و یا مباحثی که جذابیت بیشتری برای کابران داشته باشند در صفحه اول سایت هفت تیر دات کام نمایش داده می شود .
.
دیدن آخرین بحث های ایجاد شده در تالار
.
.
تکمیلی : قرار بر این بود از طرف سایت هفت تیر به یک نفر از کاربران تالار گفتگو که بیشترین فعالیت را در ارسال مطالب مفید در تالار و تولید محتوا و پاسخ دادن به بحث ها داشته است ، یک عدد سکه بهار آزادی بدون قرعه کشی تعلق بگیرد . اما با توجه به اینکه یکی از کاربران قدیمی سایت هفت تیر تصمیم گرفتند هزینه جایزه یک کاربر دیگر را تقبل کنند و مبلغ یک عدد سکه بهار آزادی را به حساب سایت واریز کردند تا تعداد نفرات برگزیده افزایش یابد ، بنا بر این تصمیم بر آن است که به دو نفر از فعال ترین کاربران تالار گفتگو ، هر کدام یک عدد سکه اهدا شود . از همراه همیشگی سایت جناب شهاب بردیا بابت این عمل که به قصد انگیزه بخشیدن به کاربران سایت جهت تولید محتوای مفید در تالار گفتگو انجام دادند ، تشکر می کنم .
* تنها فعلیت کاربرای برای دریافت جایزه بررسی می شود که پروفایل خود را تکمیل کرده باشند و عکس واقعی خود را در کنترل پنل کاربریشان بگذارند
آوریل 25th, 2008 at 10:55 ب.ظ
سلام
آوریل 25th, 2008 at 10:59 ب.ظ
منم سلام
آوریل 25th, 2008 at 11:02 ب.ظ
اقای سردبیر سلام وخسته نباشید وخیلی ممنون وخدا قوت وخدا خیرت بده و….هرچی چیز خوبه!
آوریل 25th, 2008 at 11:06 ب.ظ
منم سلام بچه ها حالا می تونیم اینجا غلت بزنیم
آوریل 25th, 2008 at 11:06 ب.ظ
سلام پیمان خان ما در حال آزمایش این تالار هستیم . اگه از دست ما جان سالم به در ببرد پس کاملا حله!
به هر حال ممنون که به فکر ما بودی ! شما تالار گفتگو رو به صورت آزمایشی راه انداختین ولی ما هنوز تور آزمایشی مون رو نتونستیم راه بندازیم !
پس بچه ها چون کم نیاریم بیاین و زودتر هماهنگ کنین که داش سیا ضایع شد !!!!
آوریل 25th, 2008 at 11:07 ب.ظ
جه خلوته چه حالی میده
آوریل 25th, 2008 at 11:08 ب.ظ
ایول ایول داش پیمان و ایول
آوریل 25th, 2008 at 11:08 ب.ظ
بهار جون این قسمت هم جدیده هم آزمایشی یه وقت گم میشی مواظب باش !
بچه ها کوشییییین !
آقای طلایی که مهمونی هستن ! بقیه کجان ؟
یگانه خانوم فقط بلدی برای من سوال تستی درست کنی !
آوریل 25th, 2008 at 11:08 ب.ظ
سلام سلام صد تا سلااااااام…منم اومدم
آوریل 25th, 2008 at 11:10 ب.ظ
سلام بهار جان تا میتونی غلت بزن تا 1ساعت دیگه اینجا شلوغه!!!
من دارم میرم فردا کلی بدبختی دارم اگه پیغامی پسغامی دارید بفرمایید اگرنه که نه دیگه!!!
آوریل 25th, 2008 at 11:10 ب.ظ
سردبیر پیمان سلام ..دستتون درد نکنه…خسته نباشید …از این که به فکرمون بودید یه دنیا ممنون
آوریل 25th, 2008 at 11:10 ب.ظ
من به یگانه جون گفتم یه پای ثابت تور منم
کاش با سینما موافقت می شد آخه فیلم های این دوره از دستم در رفته مخصوصا مجنون لیلی
آوریل 25th, 2008 at 11:12 ب.ظ
اقا رضا ترک عادت موجب مرض است از طرفی هم فقط به شما میاد که سوال تستی درست کنم براتون نمیدونم چرا؟؟؟
آوریل 25th, 2008 at 11:12 ب.ظ
بچه ها کوشییییین…؟؟؟
بهار جون سلام خانومی….چطوری؟؟
اقا رضا بااون 50% که اشتیم سلام عرض میکنم!
آوریل 25th, 2008 at 11:13 ب.ظ
سلام سحر جان من دارم میرما!!
آوریل 25th, 2008 at 11:13 ب.ظ
کجا یگانه جان؟
برو عزیزم خدا پشت وپناهت
به به سحر خانم پات خوبه؟ مهمونی خوب بود؟
عروسی که به من خوش نگذشت زود برگشتم چون زنونه مردونه جدابود
آوریل 25th, 2008 at 11:13 ب.ظ
یگانه جون اگه هنوز هستی سلام….بوس
آوریل 25th, 2008 at 11:14 ب.ظ
بهار جان اول دایره زنگی بعد مجنون لیلی
آوریل 25th, 2008 at 11:16 ب.ظ
آقا رضا می خواد روز تور آزمایشی یه خط ایرانسل بیارن یه مسابقه برگزار کنن و جایزه بدن
فکر کن سحر این بشر چه نوع دوست و لارجه. کاش میومدی تو هم
آوریل 25th, 2008 at 11:17 ب.ظ
میریم یه سینما که هر دو تاشو داشته باشه.
باش؟
آوریل 25th, 2008 at 11:17 ب.ظ
سحر خانوم سلام خوش اومدی ! من که هنوز دلیل قهر کردنتونو نمیدونم !
یگانه خانوم حالا بودین ! جناب سردبیر زحمت کشیدن این قسمت رو راه اندازی کردن !
شما که دارین میرین ! آقای طلایی که مهمونی تشریف دارن ! میثم خان که نیست و…
آوریل 25th, 2008 at 11:17 ب.ظ
سحر گل ،بهار عزیز،اقا رضا وهمه اونایی که نیستن ومیان شب برهمگی خوش ، زیاده روی نکنید زود برید بخابید که فردایی هم هست خابای خوب ببینید!!
آوریل 25th, 2008 at 11:17 ب.ظ
بچه ها کجایین…
اقا رضا جواب سلامو ندین 100% قهر میشمااااااااا
آوریل 25th, 2008 at 11:18 ب.ظ
پس کوشن برو بچ
آوریل 25th, 2008 at 11:19 ب.ظ
سلام سلام سلام
آوریل 25th, 2008 at 11:20 ب.ظ
مرسی بهار جون…اره والا کاشکی بودم!!
لی لی جون کجایین؟؟
آقا میثم هنوز خونه شما ساعت 11 نشده؟؟؟
آوریل 25th, 2008 at 11:20 ب.ظ
اذر عزیز سلام…خوش امدین
آوریل 25th, 2008 at 11:21 ب.ظ
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
من هم اومدم
آوریل 25th, 2008 at 11:21 ب.ظ
واي چه خووووووووووووووووووووووووووووب
آوریل 25th, 2008 at 11:21 ب.ظ
من میرم 10 دقیقه دیگه میام
آوریل 25th, 2008 at 11:22 ب.ظ
خانه ی نو مبارک
سحر جان سلام خانومی چه عجب نمایان شدی
اگه بهار نبود که من دق میکردم
آوریل 25th, 2008 at 11:22 ب.ظ
چهره ات در برگ ها نهان بود
برگ ها را یکی یکی چیدم تا به کنارت بیایم
آخرین برگ را که چیدم، رفته بودی،آنگاه
از برگ های چیده شده گلتاجی بافتم
کسی را نداشتم تا به او هدیه بدهم آنرا
بر تارک خویش آویختمش
آوریل 25th, 2008 at 11:23 ب.ظ
سلام سحر جونم سلام اقا ميثم سلام بهار جون سلااااااااااااااااا م بر همگي
اميدوارم دماغتون چاق باشه
آوریل 25th, 2008 at 11:24 ب.ظ
چرا عزیزم 11 شده هر وقت من اومدم تو نبودی حالا هم که میگی تا 10 دقیقه دیگه
آوریل 25th, 2008 at 11:25 ب.ظ
سحر جان شما یه زمانی تو فامیل تو تفاهم زبان زد بودین
چی شده؟میثم میاد تو میری
میثم میره تو میای
تو میری میثم میاد
تو میای میثم میره
ای بابا این که نشد زندگی
——————————————————-
بهههههههههههههههههههههه آذر جان خوش اومدی
آوریل 25th, 2008 at 11:26 ب.ظ
سحر خانوم ما که جواب سلام شما رو دادیم ولی شما تحویل نگرفتی ! ضمنا هنوز جوابمو راجب 50 % نگفتی !
میثم خان خوش اومدی !
آذر – آبادان سلامی به گرمی تابستان سوزان و به سر سبزی بهار خوش آمدین !
آوریل 25th, 2008 at 11:26 ب.ظ
آذر خانم سلام
آبادان رو عشقه..
به جمع صمیمی ما خوش اومدی.
ابجی بهار تو کجایی .دیگه داداشتو تنها گذاشتی
آوریل 25th, 2008 at 11:27 ب.ظ
از شهاب خبری ندارین؟
من شمارشو دارم یکی بیاد بهش زنگ بزنه ببینیم کجاست؟
آوریل 25th, 2008 at 11:28 ب.ظ
سلام سلام من اووووووومدم
آوریل 25th, 2008 at 11:29 ب.ظ
بهار جان شهاب پنج شنبه و جمعه ها اینترنت در دسترسش نیست ! اگه شما کاری داری بهش بگم !
اون که خداحافظی کرده بود تا شنبه !
آوریل 25th, 2008 at 11:29 ب.ظ
[ هر گونه بحث در مورد تور را به تالار منتقل کنید . اینجا فقط در مورد مطلب نظر بدهید ]
آوریل 25th, 2008 at 11:29 ب.ظ
بهار جون میبینی خواهر .انگار سحر با من قهره.لااقل میومد باهاش خداحافظی کنم چون فردا میرم تهران ماموریت
آوریل 25th, 2008 at 11:29 ب.ظ
اقا رضا بیخیال….فعلن ازمایشی 100% اشتی!
آوریل 25th, 2008 at 11:30 ب.ظ
سحر خانوم میای و میری ولی جواب منو نمیدی ! تازه قهرم میکنی ؟!!!!
جوابمو میدی یا بیام تو دژ کریمخان تحصن کنم !
آوریل 25th, 2008 at 11:30 ب.ظ
نه کاری که ندارم
آخه همیشه تو هر صفحه ای شهاب اولین نفر بود
می خواستم ببینم میاد فرحزاد که تعدادمون بیشتر بشه
آوریل 25th, 2008 at 11:30 ب.ظ
اقا میثم من اومدمااااااااا….خداحاظی چیه….قهر چیه…من قفط با اقا رضا 50%قهربودم که ازمایشی ،اشتی کردم…
آوریل 25th, 2008 at 11:31 ب.ظ
بهار جون اگه سحر بیاد آره وگرنه شرمنده
من قول گلابگیری بهش دادم. نمیتونم تنهاش بگذارم
اصلا تو هم بیا اینجا گفته بودی که کاشون دوستای زیادی داری
آوریل 25th, 2008 at 11:33 ب.ظ
بچه ها سردبیر چی می گه؟
آقای سردبیر خوب منم تو تالارم دیگه بخدا جای دیگه نبودم
یه عامل نا شناخته داره منوخراب می کنه
آوریل 25th, 2008 at 11:33 ب.ظ
اقا رضا اگر به بهانه تحصن میتونید بقیه رو هم بکشونید شیراز….عالیه…بیاین تحصن کنید!
آوریل 25th, 2008 at 11:34 ب.ظ
سحر جون مثل اینکه انتظار به پایان رسیدو تو امدی.
سلام گرم من را از دل کویر مرکزی ایران شهر گل و گلاب .شهر سهراب.و شهر مردمان سخت کوش پذیرا باش
آوریل 25th, 2008 at 11:35 ب.ظ
دوستت دارم را
من دلاويزترين شعر جهان يافته ام
اين گل سرخ من است
دامني پر كن از اين گل كه دهي هديه به خلق
كه بري خانه دشمن
كه فشاني بر دوست
راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست
آوریل 25th, 2008 at 11:36 ب.ظ
میثم توخیالات سیر می کنی ها
سحر طفلکی با اون پا چه جوری بیا آخه؟
پاشو بیا نایب سحر هم باشی
سحر جان اس ام اس زدن که به داداشتون بگید من اومدما
گفتم سحر جونم
آوریل 25th, 2008 at 11:36 ب.ظ
به به سلام….احوال شما؟؟؟ مرسی به خاطر سلام سوزانتون
آوریل 25th, 2008 at 11:37 ب.ظ
بهار تو کجایی
آوریل 25th, 2008 at 11:38 ب.ظ
اذر جون این شعرو که نوشتی…از کجا اوردی؟؟؟ من ظهر برای بچه ها همینو نوشته بودم!
آوریل 25th, 2008 at 11:38 ب.ظ
ایول خیلی عالی
آوریل 25th, 2008 at 11:38 ب.ظ
مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی به افتخار دوست عزیزمون آذر جان
آذر جان شما هم تونستی بیا تهران تو تور آزمایشی حضور داشته باش
آوریل 25th, 2008 at 11:38 ب.ظ
بهار خیلی بلایی…باید بهت بگیم بلا نه بهار!!! بوس
آوریل 25th, 2008 at 11:39 ب.ظ
بهار جون تو که میدونی منم مثل سحر پام توی گچه.(چه تفاهم رومانتیکی)
آوریل 25th, 2008 at 11:39 ب.ظ
من پیشنهاد می کنم یکی از دوستان در تالار عضو بشه و بحث مربوط به تور را آنجا ایجاد کنه . بعد لینک بحث ایجاد شده را اینجا بزاره تا سایر دوستان بحث را همان جا ادامه بدن
آوریل 25th, 2008 at 11:39 ب.ظ
اینم یه تیزر آموزنده از مسئول تور به دوستان !
خدایااااااااااااااااااااااااااا
من در کلبه فقیرانه خویش / چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خویش نداری !
من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری !
در موردش تامل کنید !
آوریل 25th, 2008 at 11:40 ب.ظ
اقا میثم تعریف کن….حالا تهران رفتید یه سر برید پیش اقا رضا بیاین برای ما توصیفشون کنید….
آوریل 25th, 2008 at 11:41 ب.ظ
ما این گوشه کنار ها هستیم تا به شما مرغ عشق ها خدمت کنیم
عاشق شدم من /
در زندگانی / بر جان زد آتش عشق نهانی
یک سو غمه او/یک سو دل من………………………………..بقیشو بلد نیستم
آوریل 25th, 2008 at 11:41 ب.ظ
سحر جون من یکشنبه اگه خدا بخواد و با اجازه ی شما میرم پامو از گچ در بیارم.
هر چند دلم نمیخواد زودتر از تو خوب بشم .
آوریل 25th, 2008 at 11:41 ب.ظ
جناب سر دبیر لطفا خودتون افتتاحش کنین رمانتیک تره !
آوریل 25th, 2008 at 11:42 ب.ظ
خیلی عمیق بود اقا رضا….خدا دکتر شریعتی رو رحمت کنه!
آوریل 25th, 2008 at 11:43 ب.ظ
نه سحر جون من بدون تو جایی نمیرم
البته فردا میرم تهران فقط برای ماموریت
آوریل 25th, 2008 at 11:44 ب.ظ
ببین سحر این میثم ما واقعا اهل کار و زندگیه
با پای شکسته دنبال یه لقمه نون حلاله
یکی بره عضو بشه
آقا رضا کار خودته
آوریل 25th, 2008 at 11:44 ب.ظ
بهار من دیگه برای تو چکار کنم؟؟؟ من که هی برات بوس میفرسم!!! حالا تو گوشه گیر شدی….
عیبی نداره اقا میثم….شما خوب بشی انگار من خوب شدم!!!(قابل توجه بهار جون)
آوریل 25th, 2008 at 11:44 ب.ظ
salam sahar
آوریل 25th, 2008 at 11:44 ب.ظ
بپا غرق نشی سحر جون ! راستی مگه من گفتم این سخن از خودمه !
سردبیر جان چی شد ؟
آوریل 25th, 2008 at 11:45 ب.ظ
بهار من قربون این خواهر زبون بازم بشم
آوریل 25th, 2008 at 11:45 ب.ظ
اقا میثم شما چطوری با پای توی گچ میتونید راه برید؟؟؟ من که فقط با عصا!!!!!!
آوریل 25th, 2008 at 11:47 ب.ظ
آقا رضا سرورم
منو ببخش که یادم رفت ازت دعوت کنم به کاشان بیای
کلبه ای داریم .خوشحال میشم تو هم بیای
آوریل 25th, 2008 at 11:47 ب.ظ
اقا رضا : نه مگه من گفتم شما گفتید این سخن از شماست؟؟…خواستم یه خدا بیامرزی برای دکتر شریعتی بفرسم….50% قهر شدم!
آوریل 25th, 2008 at 11:48 ب.ظ
سلام اقا شایان…خوش اومدید…اگه میشه فارسی تایپ کنید لطفا
آوریل 25th, 2008 at 11:49 ب.ظ
سحر جون چاره چیه
اینقدر درخواست مرخصی کردم تازه از یکشنبه چهار روز
میبینی .حالا که میخوام گچ پامو باز کنم
آوریل 25th, 2008 at 11:50 ب.ظ
بهار دیگه کجا رفتی
آوریل 25th, 2008 at 11:51 ب.ظ
سلام خدمت همه بچه ها من عضو جدیدم
آوریل 25th, 2008 at 11:52 ب.ظ
بچه کسی نره عضو بشه خودم میرم برا همتون فدا کاری می کنم شما مشغول باشید متن ها بالا الکی نخونید
خودم فقط عضو می شم
آوریل 25th, 2008 at 11:53 ب.ظ
میثم خان نظر لطفتونه ! سحر جان اینجا هم که 50% رو پیش کشیدی ؟
بابا من زمین خورده هر چی آدم بامرامه ! چاکر هر چی آدم لوتی مسلکه ! کوچیک هر چی آدم باعشقه !
آوریل 25th, 2008 at 11:54 ب.ظ
نایب جان خوش اومدی !
آوریل 25th, 2008 at 11:54 ب.ظ
اکانتم تموم شد دوباره از جای دادشم کف رفتم
خدا به دادم برسه یه داداش هوچی دارم که نگو
آوریل 25th, 2008 at 11:55 ب.ظ
روز اول چه تحویلی گرفتید
آوریل 25th, 2008 at 11:55 ب.ظ
نایب مسئول کارگزینی یگانه خانم هستند باید مدارکت را تحویل او بدی
آوریل 25th, 2008 at 11:55 ب.ظ
اخی اقا میثم….میدونم چی میکشی…خب خدا رو شکر که زودتر گچو باز میکنی..
اقا رضا 100% اشتی!
آوریل 25th, 2008 at 11:56 ب.ظ
اقا نایب سلام…خوش اومدید.
آوریل 25th, 2008 at 11:57 ب.ظ
salam
منم اومدم……….
آوریل 25th, 2008 at 11:57 ب.ظ
بهار جونم….فدای فداکاریات!!
آوریل 25th, 2008 at 11:58 ب.ظ
سلام لی لی جونم…خوش اومدی خانوم
آوریل 25th, 2008 at 11:59 ب.ظ
آخیش خیالم راحت شد ! سحر خانوم اگه باهام آشتی نمیکردی شب خوابم نمیبرد !
راستی من باید برم چون فردا از ساعت 8 باید بیام بیگاری کنم !
آوریل 25th, 2008 at 11:59 ب.ظ
سحر تو کجا رفتی دیگه
رضا جون جدی میگم حتما بیا
سحر را هر جوری هست میارم کاشون(حتی با جت یا بالن شخصی)
بهار جون تو را هم فراموش نکردم.نگی چه داداش بی معرفتی
آوریل 25th, 2008 at 11:59 ب.ظ
سحر خانم من هم خدمت شما سلام و خسته نباشید عرض میکنم
آوریل 26th, 2008 at 12:01 ق.ظ
لی لی جون سلام به منزل نو خودمون خوش اومدی
چه میکنی با زحمتای ما
آوریل 26th, 2008 at 12:01 ق.ظ
سلام دختر دایی بابا دمت گرم با ما هم آره !
اگه عمری باقی بود و زیارتتون کردیم اونوقت از حرفت پشیمون میشی !
هر کس بد ما به خلق گوید ما صورت از او نمیخراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم !
آوریل 26th, 2008 at 12:01 ق.ظ
من رفتم عضو شدم
آوریل 26th, 2008 at 12:03 ق.ظ
بهار دیگه داداشتو ول کردی
آوریل 26th, 2008 at 12:03 ق.ظ
بهار خانوم عضو شدنتو تبریک میگم !
میثم جان نظر لطفتونه ! زمان گلابگیری رو اعلام کنید حتما خدمت میرسیم !
آوریل 26th, 2008 at 12:05 ق.ظ
اقا میثم راستی توی اون لینک که نبودم گفته بودین کارم دارید…بفرمایید؟؟
اقا رضا چون شمایین 150%اشتی
آوریل 26th, 2008 at 12:06 ق.ظ
یکی نیست بگه برای چی عضو شدی؟
آوریل 26th, 2008 at 12:08 ق.ظ
ایشالا سکه طلا مال من بشه
آقا رضا ایرانسل واسه برگزاری مسابقه یادت نره(جدی نگیر )
نایب جان خوش اومدی
لی لی نایس جون سلام به روی ماهت
سحر جون چاکریم
داش میثم قربون معرفتت
از ما شب بخیر کسی کاری نداره؟
آوریل 26th, 2008 at 12:09 ق.ظ
اه اه سحر جون فکر نمیکردم بخونیش
هیچی میخواستم بگم (آی دی ) ام درست نشد معلوم نیست چه مرگشه.
قراره یکشنبه یکی بیاد درستش کنه…انشاله مزاحمتون خواهیم شد
آوریل 26th, 2008 at 12:09 ق.ظ
نایب جان برو بالا رو بخون
تا 100 نفر کاربر اول و پای ثابت تالار به قید قرعه سکه طلا می دن
حالا فهمیدین چرا من فدا کاری کردم؟
آوریل 26th, 2008 at 12:10 ق.ظ
نایب خان چرا عضو شدی ؟
سحر جان من به همون 100% راضیم !
دختر دایی لی لی جوابم رو ندادی ؟!
آوریل 26th, 2008 at 12:11 ق.ظ
امری نیست بچه ها؟
از فردا حضور من کم رنگ خواهد شد(چشمم آب نمی خوره)
چون باید درس بخونم
آوریل 26th, 2008 at 12:11 ق.ظ
بهار نرو تو هم مثل من نمیتونی دووم بیاری نرررررررروووو
اگه میخوای بری هم برو
آوریل 26th, 2008 at 12:12 ق.ظ
فقط به خاطر تو
آوریل 26th, 2008 at 12:12 ق.ظ
خدا نگهدارتون باشه خبر جدید در مورد تور شد زنگ در کنید
آوریل 26th, 2008 at 12:12 ق.ظ
سحر خوابت برد
آوریل 26th, 2008 at 12:13 ق.ظ
دوستان شبتون خوش !
آوریل 26th, 2008 at 12:14 ق.ظ
سحر کجایی
نگفتی تو گچ پاتو کی باز میکنی
آوریل 26th, 2008 at 12:14 ق.ظ
باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
آوریل 26th, 2008 at 12:14 ق.ظ
اقا رضا جدی نگیرید خواستم یکم خوابای رنگی ببینید …البته حالا که خودتون نمیخواین…باشه !
اهان اقا میثم…باشه هروقت درست شد…عجله ای نیست.
بهار جون…سکه رو نصف نثف با من.اوکی؟؟
لی لی کوشیییییییییییی؟
آوریل 26th, 2008 at 12:15 ق.ظ
سحر به توام کجایی
همه رفتند نمیای
آوریل 26th, 2008 at 12:15 ق.ظ
اقا میثم من 3شنبه صبح میرم دکتر….اشااله
آوریل 26th, 2008 at 12:16 ق.ظ
بهار جون بای بای…خوب بخوابی هانی
آوریل 26th, 2008 at 12:17 ق.ظ
سحر جون ولی من عجله دارم
آوریل 26th, 2008 at 12:17 ق.ظ
اقا میثم…….مثل اینکه همه رفتن!
آوریل 26th, 2008 at 12:18 ق.ظ
اوکی …ولی عجله کار شیطونه!
آوریل 26th, 2008 at 12:18 ق.ظ
چرا نایب هست
آوریل 26th, 2008 at 12:19 ق.ظ
دیگه از شر این گچ لعنتی خلاص میشی بهتر بگم خلاص میشیم
آوریل 26th, 2008 at 12:21 ق.ظ
اگه بهار بود چه چیزایی که نمیگفت چیکار میشه کرد خواهره دیگه
آوریل 26th, 2008 at 12:23 ق.ظ
امشب از طلایی خبری نبود
آوریل 26th, 2008 at 12:23 ق.ظ
اره…خیلی خوبه….من که دارم لحظه شماری میکنم.خب اگه کاری ندارید…ما هم بریم به کارامون برسیم.
آوریل 26th, 2008 at 12:24 ق.ظ
اره بهار خیلی باحاله…بلاییه برا خودش.
آوریل 26th, 2008 at 12:24 ق.ظ
سحر جون پیامهت دیر میرسه
آوریل 26th, 2008 at 12:24 ق.ظ
سلام به همه بر و بچه های 7 تیر کش !!!!!!!!!!!!
سردبیر چه کردی بابا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همش دو سه روز نبودم ترکوندی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیگه زیاد حرف نزنم !!!
برم واسه سکه !!!!!!!!!!!!
بچه ها خیلی خوشحالم که فامیلاتونو پیدا کردین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی آقای سردبیر یه سئوال من دیگه نمی تونم از اسم Fashist استفاده کنم ؟؟ آخه لاتینه ؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 12:24 ق.ظ
reza-karaj: 91.98.72.45
آقارضا حالا یه چیز دیگه بگم
تصمیم گرفتم اگه یه نفر از آقایونم بخواد بیا ….من نیام
**********************
آقا میثم خواهش میکنم…چه زحمتی…
آوریل 26th, 2008 at 12:27 ق.ظ
باشه سحر جون
منم فردا نیستم .ایشاله دوشنبه مزاحمت میشم
برو بخواب .مواظب پات هم باش . به امید دیدار خدانگهدار
آوریل 26th, 2008 at 12:28 ق.ظ
سلام اقا رضا سلام من از ابادان دااااااغ كه تقديمتون مي كنم اميدوارم دلتون گرم باشه
آوریل 26th, 2008 at 12:31 ق.ظ
باشه اقا میثم…پس تا دوشنبه..بای
آوریل 26th, 2008 at 12:35 ق.ظ
لی لی ناز و بچه های دیگه شما هم خدا نگهداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار
آوریل 26th, 2008 at 12:35 ق.ظ
سحر جونم مهم نيست شعرو از كجا اوردم مهم اينه كه واسه شماست عزيزم
آوریل 26th, 2008 at 12:36 ق.ظ
سحر دوشنبه نه یکشنبه .اصلا یادم نبود
خدا کنه نرفته باشی
آوریل 26th, 2008 at 12:37 ق.ظ
سحر یکشنه
دوشنبه نه
حالا بای
آوریل 26th, 2008 at 12:39 ق.ظ
سحر خانم گفتند حتما
آوریل 26th, 2008 at 12:43 ق.ظ
باشه اقا میثم…یکشنبه.
بای
اذر جان مرسی…
آوریل 26th, 2008 at 12:47 ق.ظ
سلام منم امدم.و عضو شدم
آوریل 26th, 2008 at 12:48 ق.ظ
سلام طلایی
آوریل 26th, 2008 at 12:54 ق.ظ
آخی ی ی ی ی ی….همه رفتید
خوب بخوابید دوستای خوبم……….
آوریل 26th, 2008 at 12:55 ق.ظ
من تا صبح هستم
آوریل 26th, 2008 at 1:02 ق.ظ
شب خوش
آوریل 26th, 2008 at 2:00 ق.ظ
سلام بچه ها
آقای سردبیر وزین سایت وزین 7 تیر !
با سلام
توی قسمت کلیپ اعدام 5 مرد … این افغانیهای بی چشم و رو (البته بعضیهاشون)که از بس خوردن هار شدن دارن چپ و راست دری وری و فحش بار ایرانیها میکنن که شما هم اقدامی نمیکنید.لطفا دلیلشو به من بگید
مخصوصا کاربرانی به نامهای غفور و نصیر
آوریل 26th, 2008 at 2:46 ق.ظ
سلام طلايي
براي عضويت توقسمت رمز عبور چي زدي؟
آوریل 26th, 2008 at 2:49 ق.ظ
آقا این عکسو ما نفهمیدیم چطور به پروفایلمون اضافه کنیم
آوریل 26th, 2008 at 2:59 ق.ظ
پژواک جان رمز منو می خوای چیکار؟
آوریل 26th, 2008 at 3:05 ق.ظ
طلايي جان
رمز خودت رو كه نگفتم پرسيدم منظور از رمز چيه؟ آي ديم رو بايد بنويسم ؟
آوریل 26th, 2008 at 3:11 ق.ظ
طلايي
كجايي؟ رفتي خوابيدي ؟ به قول رضا از كرج همه رفتند كسي دور و برم نيست……………
آوریل 26th, 2008 at 3:34 ق.ظ
فعلا سلام به همگی
آوریل 26th, 2008 at 6:35 ق.ظ
پژواک برای رمز یه عدد بیشتر از 6 رقمی بنویس .
آوریل 26th, 2008 at 6:49 ق.ظ
سلام
صبح بخیر دوستان من
من دارم میرم تهران ماموریت .امروز نیستم.روز خوبی داشته باشید.
تا فردا خداحافظ.
آوریل 26th, 2008 at 7:00 ق.ظ
سلام آقا پيمان
از راهنماييتون متشكرم موفق به ثبت نام شدم اما كلمه ي عبورم را در مراحل بعدي نمي خونه مطمئنم كه درست وارد مي كنم اما مرتب پاسخ ميده اشتباه وارد كردين ميشه رمز عبورم را برام sendكنين به ايميلم خيلي متشكرم صبحتون خوش
آوریل 26th, 2008 at 7:26 ق.ظ
پزواک یوزر نیم شما این است :
پژواك آذين
ولی من توصیه می کنم کاربران تازه کار که زیاد در کار با این گونه سایتها حرفه ای نیستند از یوزر نیم انگلیسی استفاده کنند تا به مشکل بر نخورند چون احتمالا یوزر را اشتباه وارد می کنید . من اکانت شما را پاک می کنم شما hز اول ثبت نام کنید و یوزر خود را انگلیسی بگذارید مثلا بگذارید :
pejvak
آوریل 26th, 2008 at 7:58 ق.ظ
مباركه!
خانم غزل از اروميه بنده در خدمتم
آوریل 26th, 2008 at 8:09 ق.ظ
بابا هميين بخش نظرات از همه بهتره من كه توي اون تالار گم شدم به زور خودمو پيدا كردم
آوریل 26th, 2008 at 8:17 ق.ظ
سلام بچه ها صبح بخير
آوریل 26th, 2008 at 8:22 ق.ظ
پيمان جان
يك دنيا ممنون درست شد ولي خسته ات كردما
آوریل 26th, 2008 at 8:25 ق.ظ
سلام
از وجنات تالار معلومه که اامکانات خوبی برای کاربرا در نظر گرفته شده
سردبیر ممنون و خسته نباشی
آوریل 26th, 2008 at 8:32 ق.ظ
سلام بچه ها صبح به خیر. یه روز ما نبودیما. ببین چه اتفاق هایی افتاده. جل الخالق.
آوریل 26th, 2008 at 8:33 ق.ظ
بچه ها طلایی تاپیک سفر را در تالار ایجاد کرد . هر کس مایل است در مورد سفر و یا قرار عمومی بحث کنه به تاپیک ایجاد شده بره و این بحث را در قسمت خبری سایت ادامه ندید :
http://7tir.info/viewtopic.php?f=8&t=9
آوریل 26th, 2008 at 8:34 ق.ظ
البته سلام یادم رفت؟؟؟؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 8:36 ق.ظ
سلام بچه ها من تازه اومدم به هفت تیر
آوریل 26th, 2008 at 8:49 ق.ظ
سلام
آوریل 26th, 2008 at 8:50 ق.ظ
سلام پارمیس
آوریل 26th, 2008 at 8:50 ق.ظ
سلام متین جان
آوریل 26th, 2008 at 8:51 ق.ظ
سلام خوبی امیر جان
آوریل 26th, 2008 at 8:53 ق.ظ
سلام به همگی، روز به خیر
آوریل 26th, 2008 at 9:00 ق.ظ
سلام به همگی
و یه سلام مخصوص تقدیم به سردبیر محترم بسیار کوشا و مهربان
آوریل 26th, 2008 at 9:05 ق.ظ
سلام به همگي
آوریل 26th, 2008 at 9:06 ق.ظ
سلام به سردبیر محترم وتشکر از امکانات خوبشون وسلام بر سیلا خانم کجا بودی تا حالا
آوریل 26th, 2008 at 9:11 ق.ظ
سلام خوبی شما آقا مهرداد
یه چند روزی نبودم شما کجا بودین خبری ازتون نبود
آوریل 26th, 2008 at 9:27 ق.ظ
مرسی سیلا جون رفته بودم شمال شما چطوری خوش گذشت؟
آوریل 26th, 2008 at 9:28 ق.ظ
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام دوستان و مخصوصا جناب پیمان خان عزیز
سلام پارمیس جان همشهری عزیز عضویت شما را در سایت 7 تیر از طرف دوستان تبریک عرض میکنم و امیدوارم متقابلا بتوانیم از توانایی ها و اطلاعات هم نهایت استفاده را ببریم
جناب سردبیر محترم با اجازه شما بابت تشکر خواستم هدیه ناقابلی را برایتان از راه دور ارسال کنم اجازه هست ! لطفا جواب دهید تا در اسرع وقت اقدام نمایم
آوریل 26th, 2008 at 9:48 ق.ظ
سلام صبح همگی به خیر
خوبی آقا رضا؟
پارمیس جون خیلی خیلی خوش اومدی امیدوارم معتاد به 7تیر نشی که بلای خانمان سوزه
به به آقا مهرداد حال شما شما کجا اینجا کجا؟
من برم ببینم طلایی چه کرده
آوریل 26th, 2008 at 9:54 ق.ظ
بچه ها آقا رضا بدویید تو آدرسی که آ قا پیمان بالا داده که عکس اوس پیمان و ببینی با طلایی
آوریل 26th, 2008 at 9:56 ق.ظ
سلام بر همه دوستان به به آقا رضا بچه شیر عزیز بچه شیر جون منم بخاطر تو عضو شدم
آوریل 26th, 2008 at 9:58 ق.ظ
ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 10:00 ق.ظ
مرسی مهرداد عزیز
بیا یه سری به هنر نمایی طلایی جان هم بزن با حاله
آوریل 26th, 2008 at 10:00 ق.ظ
با منی منظورت از ها چیه؟
آوریل 26th, 2008 at 10:00 ق.ظ
بچه داريد خوب اسبتون روتواين زمين مي دوونيد
آوریل 26th, 2008 at 10:02 ق.ظ
ها یعنی اینکه با کسی نبودم فرستادم تا نظرات رو ببینم
آوریل 26th, 2008 at 10:02 ق.ظ
بچه شیر جون طلائی جان کجا ست؟
آوریل 26th, 2008 at 10:07 ق.ظ
نمی دونم شما پسرا باید خبر همو داشته باشید اگه از دخترا خبری می خوای می تونم کمکت کنم
البته اگه منظورت هنر نمایی طلایی جان هست پیمان خان کمی بالاتر آدرس دادن
راستی در روزهای آینده که تور آزمایشی برگزار می شه شما هم میای؟
بیا،هم اتاقیتم بیار یه زهره چشم ازش بگیریم دیگه اذیتت نکنه
آوریل 26th, 2008 at 10:08 ق.ظ
ببخشید وقت درس خوندن شد
من هر یه ساعت 10 دقیقه در خدمت هستم
فعلا بای
آوریل 26th, 2008 at 10:12 ق.ظ
بچه ها كدامتون مي توانيد يك راهنمايي كوچلو براي ثبت نام تو تالارگفتگو بكنيد هركي هست ياعلي
آوریل 26th, 2008 at 10:20 ق.ظ
سلام . من تازه واردم . بگید باید چی کار کنم
آوریل 26th, 2008 at 10:30 ق.ظ
سلام حسن آقا می تونی توی همین صفحه بالای نظرات بچه ها نوشته آبی رنگ رو ( لیست نفراتی که…)
کلیک کنی و در قسمت عضویت تبت نام کنی وبقیه موارد آنجا توضیح داده شده
آوریل 26th, 2008 at 10:33 ق.ظ
سلام بچه ها خوبين؟ چه خبر؟ چي كار ميكنين؟ حالتون چطوره ؟
من كه دارم با Ebi حال ميكنم
آوریل 26th, 2008 at 10:40 ق.ظ
سلام مریم خانم خوش اومدید تشریف ببرید بالا اول متن کلمه آبی رنگ عضو شویدو کلیک کنید
آوریل 26th, 2008 at 10:42 ق.ظ
بچه ها من ديشب خواب ديدم مستر احمدي نژاد كشتم .ولي حيف كه فقط يه خواب بود
شير بهار جان تو درسات موفق باشي
آوریل 26th, 2008 at 10:45 ق.ظ
سلام دوباره .راستی آقا شهاب اگه دانشگاه رفتی رشتتون چی بوده ؟ آخه فکرکنم هم رشته باشیم
آوریل 26th, 2008 at 10:46 ق.ظ
سلام
آوریل 26th, 2008 at 10:51 ق.ظ
دانشجوي انصرافي رشته ي فيزيوتراپي دانشگاه شهيد بهشتي ورودي 1375
راستش باعث و بانيش برادرم شنطيا بود
آوریل 26th, 2008 at 10:56 ق.ظ
سلام بر همگی بااجازه من هم می خوام به جمع تون اضافه بشم
آوریل 26th, 2008 at 11:00 ق.ظ
سر دبير گرامي
احساس مي كنم سايتت خيلي بچه بازي شده
آوریل 26th, 2008 at 11:01 ق.ظ
پس من با یکی دیگه از بچه ها اتبه گرفتم . کی بود می گفت رشتم حقوق قضائیه ؟
( من هم مثل شما از 5 تا سومین بچه هستم ) به هر حال موفق باشید
آوریل 26th, 2008 at 11:02 ق.ظ
باعرض معذرت اشتباه رو اشتباه نوشتم
آوریل 26th, 2008 at 11:03 ق.ظ
عضو شدن مریم از تهران و پارمیس از کرج رو تبریک میگم. انشاء الله از خبرهای سایت لذت ببرند. البته دو روزی هست که خبری نیست!!!!!!!
آوریل 26th, 2008 at 11:31 ق.ظ
كسي نيست ؟؟؟؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 11:34 ق.ظ
سارا ش دست شما دردنكنه ممنون
آوریل 26th, 2008 at 11:46 ق.ظ
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
آوریل 26th, 2008 at 11:50 ق.ظ
سلامی دوباره
به به می بینم که شمال اومدین حالا کجای شمال رفته بودی خوش گذشت آقا مهرداد
آوریل 26th, 2008 at 11:53 ق.ظ
بچه ها؟
لی لی ناز؟
سحر جونم؟
آقا رضا؟
مهرداد؟
یگانه؟ خواهر؟
میثم که صدا کردن نداره چون ماموریته
شهاب بردیا؟
طلایی؟
مهرشاد؟
چرا منو تنها گذاشتین بی معرفتا
چرا میدونو خالی کردین؟
چرا میدون خالی کردین
آوریل 26th, 2008 at 11:57 ق.ظ
هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
آوریل 26th, 2008 at 11:58 ق.ظ
هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
آوریل 26th, 2008 at 11:59 ق.ظ
هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
آوریل 26th, 2008 at 11:59 ق.ظ
کیست مرا یاری کند .
درود بر دانشجویان خستگی ناپذیر تبریز.
درود بر همه دانشجویان آزادی خواه ایران زمین
آوریل 26th, 2008 at 12:00 ب.ظ
هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
آوریل 26th, 2008 at 12:06 ب.ظ
بچه ها منم عضو شدم
آوریل 26th, 2008 at 12:09 ب.ظ
بهار (بچه شير)
باباجون توي تسبيح مايي
آوریل 26th, 2008 at 12:12 ب.ظ
سیلا جون ما نوشهر املاک زیاد داریم از این به بعد هر هفته از چهارشنبه تا عصر جمعه میرم شمال یعنی اکثرا میرم
آوریل 26th, 2008 at 12:14 ب.ظ
سلام بچه شیر جونم اومدی دوباره؟ راستی اون شماره 0919 فهمیدی کد کجاست؟
آوریل 26th, 2008 at 12:25 ب.ظ
من هر کاری کردم نتونستم عضو شم!
آوریل 26th, 2008 at 12:30 ب.ظ
چه جالب
آوریل 26th, 2008 at 12:33 ب.ظ
سلام ما هم اومدیم
آوریل 26th, 2008 at 12:33 ب.ظ
سلام بچه ها من تازه عضو شدم
آوریل 26th, 2008 at 12:36 ب.ظ
سلام به همگی..
بهارجونم سلام…
بقیه نیستن چرا…….
آوریل 26th, 2008 at 12:40 ب.ظ
سلام.چه قدر ادم بیکار زیاده
آوریل 26th, 2008 at 12:43 ب.ظ
از سردار زارعی چه خبر؟
آوریل 26th, 2008 at 12:45 ب.ظ
سلام لی لی ناز خانم از بس شبها میشینی با بچه ها گفتگو کردن تا حالا خواب بودی آ ررررررررررره؟
آوریل 26th, 2008 at 12:45 ب.ظ
خدایا کمک کن مشقای همه زودتر تموم شه. الهی آمین
آوریل 26th, 2008 at 12:50 ب.ظ
يه خورده تازه واردارو تحويل بگيريد
آوریل 26th, 2008 at 12:55 ب.ظ
چقدر تو نازی نگین الکی نیست تورو رو انگشتر می چسبونن
آوریل 26th, 2008 at 12:55 ب.ظ
سلام به همه دوستان
اميدوارم همه خوب باشيد
آوریل 26th, 2008 at 12:57 ب.ظ
نه بابا مهردادجون…..
اتفاقا من عادت ندارم زیاد بخوابم….نرفتی تالار؟؟
********
خوش اومدی امین جون
آوریل 26th, 2008 at 12:58 ب.ظ
سلام سنگ صبور…..
آوریل 26th, 2008 at 12:58 ب.ظ
بچه ها چطور ميشه پيام بقيه را سريع ديد
اينجا مثل چت رومها نيست؟
آوریل 26th, 2008 at 12:59 ب.ظ
سلام لي لي جان
خوبي؟
آوریل 26th, 2008 at 1:01 ب.ظ
تنهایی خیلی سخته؟!
آوریل 26th, 2008 at 1:02 ب.ظ
مرسي ليلي جان
آوریل 26th, 2008 at 1:02 ب.ظ
كسي جواب سوال منو نميده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 1:05 ب.ظ
خوب ظاهرا كه راهي جز رفرش كردن دائم ندارم!!!!!!!!!!!!!!!!
آوریل 26th, 2008 at 1:06 ب.ظ
سنگ صبور جان فكر نكنم بشه
دمبالش ميگردم پيدا كردم بهت ميگم
آوریل 26th, 2008 at 1:06 ب.ظ
من دوباره اومدم تا بگم مخلص برو بچ تازه وارد هم هستیم؟
شهاب من چیم؟
آره مهرداد جان مال کرج بود زنگ زد در رفت
آوریل 26th, 2008 at 1:10 ب.ظ
بهار جون اینجایی؟
سنگ صبور من متوجه نشدم
آوریل 26th, 2008 at 1:10 ب.ظ
لی لی ناز جون اگه کسی این جا نیست یعنی که رفتن تو تاپیک طلایی
آوریل 26th, 2008 at 1:13 ب.ظ
تو هم بیا با هم بریم اونجا لی لی ناز عزیز
آوریل 26th, 2008 at 1:19 ب.ظ
این جریان مسافرت چیه؟!!!
آوریل 26th, 2008 at 1:21 ب.ظ
پیمان خان من عضو شدم….ظاهرا عضویتمم پذیرفته شد…..
.تو تاپیک طلایی نظرات بقیه رو میبینم…ولی نمیتونم چرا خودم شرکت کنم؟؟؟؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 1:28 ب.ظ
بابا من اصلا هیچی متوجه نشدم
یه خورده به ما هم یاد بدین من عضو شدم ولی هیچی سر در نمیارم کمک کمک
آوریل 26th, 2008 at 1:30 ب.ظ
سلام لی لی ناز جون آره رفتم عضوم شده موتادمون کردین
آوریل 26th, 2008 at 1:33 ب.ظ
بچه شیر جون تو کجا میری هی 0919 کد همراه اول مال کرج نیست بدشم غلط کرد زنگ زد در رفت
آوریل 26th, 2008 at 1:43 ب.ظ
منم يه خورده كمك مي خوام سر در نميارم كه چكار كنم
آوریل 26th, 2008 at 1:47 ب.ظ
سلام سیلا جان تو از صبح تا حالا کم پیدائی برای عضویت داری سرکله میزنی آبرومونو بردی شمالیها که خیلی باهوشن؟
آوریل 26th, 2008 at 1:47 ب.ظ
سلام و تشكر از مسئولين سايت
فكر و ايده خوبيه
تشكر
آوریل 26th, 2008 at 1:49 ب.ظ
سلام من امدم.
آوریل 26th, 2008 at 1:49 ب.ظ
سلام بهار جون من برات اف گذاشتم خوندی
آوریل 26th, 2008 at 1:57 ب.ظ
ایول ایول……….واقعا کارتون درسته.
خسته نباشید.
آوریل 26th, 2008 at 2:02 ب.ظ
سر دبیر دستتون درد نکنه مرسی
من اسمو به فاطما تغییر دادم
آوریل 26th, 2008 at 2:05 ب.ظ
فاطما جون سلام خوشبختم
آوریل 26th, 2008 at 2:07 ب.ظ
آهای نامردا ……………. از بس داد زدم صدام گرفت یکی نیست جوابمو بده ؟! شما ها چه قدر بی معرفتید…………………….
آوریل 26th, 2008 at 2:08 ب.ظ
بابا همون صبح عضو شدم ولی سر درنمیارم هیچ توضیحی هم ندادن تازه یه نظر هم دادم برو ببین بعد بگو من آبروی شمالیها رو بردم آقای گل
آوریل 26th, 2008 at 2:10 ب.ظ
نسیم جان چی شده گلم چراداد میزنی یواشم داد بزنی همه می شنون عزیز دلم
آوریل 26th, 2008 at 2:12 ب.ظ
الووووووووووووووووو
آوریل 26th, 2008 at 2:15 ب.ظ
اتفاقا باید با بلندگو حرف بزنم
آوریل 26th, 2008 at 2:19 ب.ظ
سلام مهرداد من میرم درس می خونم باز میام هی میرم درس می خونم باز میام همش میرم درس می خونم هی میام.0919361 بود منظورم 361 بود که آقا رضا گفتن مال کرجه
حالا مهم نیست
لیلی ناز عزیز تو تاپیک طلایی اون پایین پایینا نوشته ارسال پاسخ اون بزنی خودت متوجه می شی باید چکار کنی
بچه ها یا همه بیاین اینجا یا همه بریم اونجا(تاپیک طلایی)
هی نمی تونم این ور اون ور کنم من همش هر یه ساعت یه رب وقت دارم
سمیرا گلم سلام کجا اف گذاشتی ؟من که مسنجرم خرابه؟آدرس یاسر و پیدا کردم
آوریل 26th, 2008 at 2:20 ب.ظ
بچه ها كسي كمكي نكرد پس تا فردا خدا نگهدارهمتون
آوریل 26th, 2008 at 2:20 ب.ظ
نسیم جان بگو من شاید بتونم کمکی کنم
آوریل 26th, 2008 at 2:24 ب.ظ
حالا مگه چی شده که باید با بلندگو حرف بزنی بگو دیگه
آوریل 26th, 2008 at 2:24 ب.ظ
خوب اگه کسی نیست منم برم
آوریل 26th, 2008 at 2:26 ب.ظ
خیلی امروز روز بدی اه
بای
آوریل 26th, 2008 at 2:27 ب.ظ
بهار جون من با ایدی به اسم خودم بود تو یا هو مسنجر برات اف گذاشتم اون بالا ببین داخل پرانتز نوشتم اسم خودمه
جدی میگی پیدا کردی فک کردم بی خیال شدی چجوری چیدا کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
من موقع خونه بودم یاهو منسجر نداشتم چون کا مپیو تر ویروس داشت با تعویض ویندوز یاهو رو نصب کردم الان کافی نتم چرا چون سی پی یو کا مپیو ترم سو خته
آوریل 26th, 2008 at 2:35 ب.ظ
بهار با اسم داخل پرانتز برات اف گذاشتم
جدی فک کردم بی خیاله یاسر شدی چجوری پیداش کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 2:35 ب.ظ
اومدم اومدین؟
آوریل 26th, 2008 at 2:38 ب.ظ
بچه شیر جونم اومدی کجا میری مادر من نگرانت میشم نمی دونم چرا نسبت به تو احساس مسئولیت میکنم واقعا تو مثل یه بچه شیر تو ذهنم تصور میشی بخاطر همین دوست ندارم کسی اذیتت کنه خیلی هم دوست دارم عزیزم کد 0919 مال همراه اول منم دارم هم 0919 دارم هم 0912
آوریل 26th, 2008 at 2:39 ب.ظ
اینجا خیلی بهتره….
منم نمیتونم وارد شم
آوریل 26th, 2008 at 2:40 ب.ظ
حالا چی اف گذاشتی همین جا بگو اشکال نداره
من بی خیالش شدم خیلی وقته
منتها شمارشو لازم دارم شاید یه وقت به دردم خورد
دیگه ماییم دیگه دوستان 7تیر کش بسیج شدن آدرس شو پیدا کردن
حالا می تونم یه زحمتی بهت بدم؟
آوریل 26th, 2008 at 2:40 ب.ظ
میگه با سردبیر درمیون بزارید…
سردبیرم که جواب نمیده……………
آوریل 26th, 2008 at 2:43 ب.ظ
بفر مائید
دختر جون شمارشو می خوای چکار اصلا فراموشش کن بلا خره اونم باید تاوان بدیهارو بده
آوریل 26th, 2008 at 2:43 ب.ظ
ما بیشتر مهرداد جان
تصور درستی داری چون شبیه بچه شیرم
خدا برات زیاد کنه خط هاتو ایرانسل هم بگیر جنست جور شه
آوریل 26th, 2008 at 2:50 ب.ظ
من نمی تونم از اینجا اطلاعات قم رو بگیرم
می شه زنگ بزنی 118 بگی منزل ابراهیم علی کریمی رو می خام بعد شمارشو به 09126314213 اس ام اس کنی یا اگه دلت نخواست ایمیل کنی برا م و باز هم اگه دلت نخواست تو همین بخش بزاری برام؟
بنده خدا بدهکاری به من نداره اگه هم داشته باشه خدا راه حق نشسته،فقط می خوام روشو کم کنم
کاری باهاش ندارم. من آدمی نیستم که کینه به دل بگیرم ولی اگه کسی زیادی برام شاخ بشه هر جور شده روشو کم می کنم.
آوریل 26th, 2008 at 2:52 ب.ظ
سارا خانوم(مشهد)ممكنه بگين چطور ميشه عضو شد در تالار
آوریل 26th, 2008 at 2:53 ب.ظ
ببین مهرداد من هر موقع میام تو نیستی؟
آوریل 26th, 2008 at 2:56 ب.ظ
بچه ها جون یه زحمتی به خودتون بدین متنی که آقا پیمان در ابتدا گذاشته بخونید حتما متوجه می شید
آوریل 26th, 2008 at 2:57 ب.ظ
بهار فقط بگو کجا می نشیه منظورم خو نه اش کجاست چون 118 با محل خونه اش به ما شماره دقیق میده
من زنگ می زنم اما ممکنه اشتباه تحویل بده
آوریل 26th, 2008 at 3:00 ب.ظ
لی لی ناز عزیزم اگه تونستی به تاپیک طلایی بیای آقا پیمان یه آدرس داده که مشکلاتتون رو حل کنه
اونجا خیلی بهتره بیا اونجا مهرداد تو هم بیا که یه رب دیگه میرم
آوریل 26th, 2008 at 3:02 ب.ظ
خیابان امام – خیابان فرهنگ…………
آوریل 26th, 2008 at 3:07 ب.ظ
اوکی
راستی متنی که سر دبیر کجا من بخونم اینجا بنویس
من می رم تا بعد حتما برات اس ام اس می زنم بای
آوریل 26th, 2008 at 3:08 ب.ظ
اون تاپیک مال من نیست مال خودتون من فقط افتتاحش کردم که اونم وظیفم بود.
آوریل 26th, 2008 at 3:09 ب.ظ
سحر جون اینجایی؟
آوریل 26th, 2008 at 3:10 ب.ظ
بچه شیر جونم قمیه مگه چیکار کرده که دنبال شمارش میگردی در ضمن من نتونستم به تاپیک که گفتی وارد شم
آوریل 26th, 2008 at 3:12 ب.ظ
چاکر آقای طلایی با انضباط هم هستیم. دستت درد نکنه
آوریل 26th, 2008 at 3:21 ب.ظ
کاری نکرده بنده خدا یکم ادعای الکی می کرد و مظلوم نمایی که من بدم میاد از آدمای چند شخصیتی. الان 3 ماه به خاطرش با هیچ پسری رابطه ندارم حتی تلفنی. عاشق نشدی بدونی من چی می کشم که.
آوریل 26th, 2008 at 3:26 ب.ظ
بی تو چقدر تنهام در لحظه های غربیانه ی نبودنت.
بی تو چقدر تنهام در گریز از این همه نا باوری.
………………..
آوریل 26th, 2008 at 3:29 ب.ظ
چرا به خودت سخت ميگيري؟عشق مال كتاباست
هرچي به ضرر آدم باشه به درد نميخوره.مثل عشق
آوریل 26th, 2008 at 3:34 ب.ظ
من clever boy هستم از مشهد . چند روز پیش تولد ۱۸ ساگیم بوده این اسم clever boy را به این خاطر انتخاب کردم که بچه خیلی باهوش درس خونی هستم . ببخشید که وقتتون را گرفتم .
آوریل 26th, 2008 at 3:37 ب.ظ
اللهی من بمیرم برات آخه چرا عاشق یه پسر قمی شدی مگه میخوای طلاب بشی حتما دید لیاقتتو نداره خودشو کنار کشید یا اینکه بهش گفتی شبیه شیری ترسیده که بخوریش فرار کرده همه که مثل من نیستن هرچی میگی مثل شیرم بازم نمیترسم
آوریل 26th, 2008 at 3:38 ب.ظ
بی تو چقدر تنهام وقتی برای غزلهای من نیستی ………..
آوریل 26th, 2008 at 3:42 ب.ظ
لی لی نلیس جونم چرا تنهائی بدون کی تنهائی؟مگه من مردم که تو تنها باشی راستی این آقا شهاب کو پبداش نیست خیلیا نیستن هیلا سحر شیراز یگانه رضا کرجی میثم نکه یواشکی رفتن مسافرت دودرتون کردن؟؟
آوریل 26th, 2008 at 3:47 ب.ظ
فرزاد خان من خودم نتونستم عضو شم!!
آوریل 26th, 2008 at 3:50 ب.ظ
اين تايپيك طلايي كجاست
آوریل 26th, 2008 at 3:51 ب.ظ
نمیدونم مهردادجون
شایدم رفتن…
بعید نیست………..
آوریل 26th, 2008 at 3:52 ب.ظ
مطمئن باش و برو
ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت
به من و سادگی ام خندیدی
به من و عشقی پاک
که پر از یاد تو بود
و خیالم می گفت تا ابد مال تو بود
تو برو ، برو تا راحتتر
تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم
**********************************
آوریل 26th, 2008 at 3:59 ب.ظ
لیلی ناز_تهران: 79.132.207.1
عزيزم مشكلت چيه ؟ اگه عشقت بهت خيانت كرده بابا بي خيالش از قديم گفتن : براي كسي بمير كه برات تب كنه
آوریل 26th, 2008 at 3:59 ب.ظ
مرسي كه جواب دادين
آوریل 26th, 2008 at 4:00 ب.ظ
لیلی ناز بااین شعر دردمو تازه کردی
آوریل 26th, 2008 at 4:04 ب.ظ
چرا همه ما انقدر داغونيم
آوریل 26th, 2008 at 4:06 ب.ظ
لی لی ناز جونم بدت نیاد اگه دلت واسه پیدا نبودن شهاب گرفتس همون بهتره که گرفته باشه بهر حال اگه کاری از دستم بربیاد در خدمتم
آوریل 26th, 2008 at 4:08 ب.ظ
پژواك – 217.219.6.10
سلام
بلاخره محمود دولت آبادي رو پيدا كردي ؟!
آوریل 26th, 2008 at 4:15 ب.ظ
لی لی ناز جونم اگه دوست داشتی میتونی باهام تماس بگیری شایدم همدرد باشیم
آوریل 26th, 2008 at 4:18 ب.ظ
سلام به دوستان گرامی و عزیزم، حال و احوالتون چطوره؟
آوریل 26th, 2008 at 4:18 ب.ظ
خیلی بیمزه ایی مهرداد…
اصلا خوشم نیومد…..
شهاب کیه…..من شهاب ومیخوام چیکار………..
اصلاکی گفت شهاب…
**************************
منتقد: 80.191.123.135
میدونم هرکسی ارزش دوست داشتن نداره……..
اما کسی به من خیانت نکرده……
این سبکارو دوست دارم
آوریل 26th, 2008 at 4:20 ب.ظ
مهرداد جون من همدل میخوام…..
منکه دردی ندارم
آوریل 26th, 2008 at 4:31 ب.ظ
سلام دوستان خسته نباشید ؟ عصرتون بخیر!
ببخشید که دیر خدمت رسیدم ! خیلی امروز کار داشتم !
امیدوارم همگی خوب باشید !
آوریل 26th, 2008 at 4:34 ب.ظ
لی لی ناز جونم منظورم همدلی بود عزیزم می فهمم چی میگی منم یه وقتهائی به یه همدلی نیاز دارم ولی کو همدلو همنوائی بقول شائر که میگه دل شکسته بیشتر تار میزنه
آوریل 26th, 2008 at 4:36 ب.ظ
بچه شیر کجائی مادر معلومه کجائی تو آخر منو دق می دی از بس بازیگوشی
آوریل 26th, 2008 at 4:46 ب.ظ
سلام clever boy بچه خرفت از مشهد
آوریل 26th, 2008 at 4:47 ب.ظ
salam ba arze khaste nabashi khedmate shoma modiriate mohtarame site mikhastam begam ke raje be danesh gahe sanatie sahand ke 4 rooze dar etesabe hichi nanveshtin
آوریل 26th, 2008 at 4:51 ب.ظ
قابل توجه اوندسته از دوستانی که نمیدونن چطوری بیان تو تاپیک سفر!!!!!!!
اگه بالای صفحه رو ببینید نوشته”لیست نفراتی که در تالار عضو شده اند” کلیک کنید صفحه ای باز میشه میتونید عضو بشید نام کاربری :اسمتون ،رمز عبور هم باید یه چیزی وارد کنید مثل عدد ورقم ،بعد از عضویت میتونید قسمتای مختلف از جمله تاپیک “سفر ” رو ببینیدونظر بدید !
آوریل 26th, 2008 at 4:52 ب.ظ
یا از طریق:
http://7tir.info/search.php?search_id=active_topics
آوریل 26th, 2008 at 4:54 ب.ظ
بابا مردیم ازبس مهرداد با لی لی ناز بود و با بچه شیر آخه چته مهرداد جون
آوریل 26th, 2008 at 5:00 ب.ظ
ولی من اینجارو دوست دارم……
******************
خیلی ممنون مهرداد جون…اگه به همدلی شما نیاز داشتم خبرت میکنم!!
**********************
خسته نباشید پسرعمه!
آوریل 26th, 2008 at 5:10 ب.ظ
خاک وچوک از تهران حرف دلمو زدی این مهرداد مثل اینکه …………………..
آوریل 26th, 2008 at 5:20 ب.ظ
بهار جون جریان sms ت چی بود؟؟؟
کی منو گرفته؟؟؟؟
…….
برای چی به مهرداد زنگ بزنم؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 5:35 ب.ظ
بی تو چقدر تنهام وقتی نیستی تا از هرم نفسهایت گرمم کنی و مرا از این همه زمهریر
نامردمی بگیری.
آوریل 26th, 2008 at 6:13 ب.ظ
بابا به خدا کسی ما رو نگرفته؟ما اینجاییم.اخه برای چی پلیس بگیرتمون.اینا همش شایعس تازه اگه گرفتمون سردار طلایی اشناست ولمون می کنن.فعلا بای
آوریل 26th, 2008 at 6:34 ب.ظ
سلام تبریک می گم امیدوارم کامل تر بشه
آوریل 26th, 2008 at 6:40 ب.ظ
زیاد جالب نیست
آوریل 26th, 2008 at 6:41 ب.ظ
سلام دوستان من از بازداشتگاه اومدم بیرون !
دنیای زندونی دیواره / زندونی از دیوار بیزاره !
بابا یه روز نبودیما ! مارو تو زندون بردین !
اگه الان هم نمیومدم حکم اعدامم هم صادر میکردیی!
آوریل 26th, 2008 at 6:43 ب.ظ
اقای طلایی اتفاقا با منم تماس گرفتن گفتن که اتفاقی افتاده؟ گفتم مگه چه کار کردیم که بخان بگیرنمون !!!!
نمیدونم کی شایعه کرده ؟؟؟؟؟؟!!!!! کار خلاف که نمیکنیم !
آوریل 26th, 2008 at 6:44 ب.ظ
می شه یک نفر راهنمایی کنه …بعد عضویت من کجا باید بروم مشخصاتم را وارد کنم؟
آوریل 26th, 2008 at 6:45 ب.ظ
آقا یا خانم خاک وچوک من هنوز با شما آشنا نشدم اونوقت شما میگی سلام بچه خرفت . البته شوخی خوبه ولی در هر کاری باید اعتدال رو رعایت کرد
آوریل 26th, 2008 at 6:46 ب.ظ
راستی برد تیم چلسی مقابل تیم منچستریونایتد رو به همه طرفدارای چلسی تبریک میگم
آوریل 26th, 2008 at 6:53 ب.ظ
فکر میکنم کاره مهرداده……
بهار به من sms زد که مهرداد گفته گرفتنمون!!
آهای مهرداد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 6:55 ب.ظ
سلام!!
آوریل 26th, 2008 at 6:56 ب.ظ
به هممون اون زنگ زده !
نمیدونم چرا یه دفعه توهم زده پسرم . احتمالا اکس ترکونده !( شوخی )
آوریل 26th, 2008 at 6:58 ب.ظ
سلام سارا خانوم ! شما هم که نگرفتن ! پس نکنه خود مهردادو گرفته باشن ! ( شوخی )
احتمالا کار . کاره میثمه دیروز گفتا میره تهرون ما موریت !!!!!!
آوریل 26th, 2008 at 7:02 ب.ظ
بی تو چقدر تنهام وقتی آبی تو نیست تا بال و پری تازه کنم تا هوای تازه ی چشمهانت را
بنوشم تا در ساحل مهربان دستانت کمی بیاسایم…
آوریل 26th, 2008 at 7:06 ب.ظ
سلام سلام من اومدم
آوریل 26th, 2008 at 7:08 ب.ظ
سارا خانم شما چند سالته ؟
آوریل 26th, 2008 at 7:11 ب.ظ
بهار . تو چرا به خودت میگی بچه شیر ؟
الان همه دخترها دوست دارند مثل گربه ملوس باشند و خودشونو واسه پسرها لوس کنند .
آوریل 26th, 2008 at 7:13 ب.ظ
ای مهرداد از دست تو ببین چه آشوبی راه انداختی
منو نیمه جون کرد این پسره.بابا پسر جان کمتر توهم بزن
ولی همچین بی راه هم نمی گفتا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
ای سردبیره ناقلا
آوریل 26th, 2008 at 7:14 ب.ظ
بهار (بچه شیر ) . تو چرا میگی من شیرم . الان همه دخترها دوست دارند مثل گربه ملوس باشند و خودشونو واسه پسرها لوس کنن . حال کردی نوشته ام تبدیل به نثر مسجع شد !
آوریل 26th, 2008 at 7:15 ب.ظ
منظورت از پسر جان منم ؟
آوریل 26th, 2008 at 7:17 ب.ظ
هی ………. چرا اینقدر اینجا خلوته ؟ هیچکس هیچی نمی گه !
آوریل 26th, 2008 at 7:18 ب.ظ
عزیزم بچه شیر از خانواده گربه هاست
———————————————————-
خوب خدا رو شکر همه سالمن
می گم نکنه رضا و یگانه و لیلی ناز تو پایگاه هستن واسه به دام انداختن ما مجبورشون کردن بیان تو لینک بگن اتفاقی نیوفتاده؟
جای تامل و اندیشه داره ها
آوریل 26th, 2008 at 7:21 ب.ظ
باز من اومدم همه نیستن
آوریل 26th, 2008 at 7:23 ب.ظ
ولی من که هستم
آوریل 26th, 2008 at 7:23 ب.ظ
هااااااااااااااااااااااااااا؟
آوریل 26th, 2008 at 7:25 ب.ظ
بله خدا رو شکر که شما هستی
راستی تولدت مبارک
آوریل 26th, 2008 at 7:25 ب.ظ
بهار چند سالته ؟
آوریل 26th, 2008 at 7:26 ب.ظ
مرسی .
آوریل 26th, 2008 at 7:27 ب.ظ
لی لی جان خودش گفت بگم شما زنگ بزنی حتما کار داشته.نمی دونم
آوریل 26th, 2008 at 7:27 ب.ظ
راستی تو اسمت بهار ه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 7:28 ب.ظ
من دوست دارم با بچه ها بیشتر اشنا بشم چیکار کنم؟
آوریل 26th, 2008 at 7:29 ب.ظ
بهار ( بچه شیر ) اگه چیزی نمیخوای بگی من برم
آوریل 26th, 2008 at 7:30 ب.ظ
ما رفتیم درس بخونیم
آوریل 26th, 2008 at 7:30 ب.ظ
نسیم چند سالته ؟
آوریل 26th, 2008 at 7:31 ب.ظ
بهار کلاس چندمی مگه ؟
آوریل 26th, 2008 at 7:33 ب.ظ
من 20اردیبهشت 16ساله میشم
آوریل 26th, 2008 at 7:42 ب.ظ
من20سالمه!چند روز پیش هم تولدم بود هیچ کدومتون تبریک نگفتین بهم!!
clever boyتولدت مبارک
آوریل 26th, 2008 at 7:47 ب.ظ
سارا از مشهد.تولد چند روز پیشت مبارک
آوریل 26th, 2008 at 7:49 ب.ظ
سلام من سمین هستم از شیراز 21 سالمه
آوریل 26th, 2008 at 7:53 ب.ظ
با سلام حضور شما سارا وسیمین خانم
آوریل 26th, 2008 at 8:00 ب.ظ
چی شد همه رفتند؟
آوریل 26th, 2008 at 8:06 ب.ظ
وقتی سحر و میثم نیستن خیلی بده؟ پس من سر به سر کی بزارم؟
clever جان اسمت سخته خیلی من 20 هستم
آوریل 26th, 2008 at 8:08 ب.ظ
من تکنسین الکترونیک هستم clever جون دارم واسه کنکور کارشناسی می خونم
آوریل 26th, 2008 at 8:10 ب.ظ
سلام بهار خانوم من در زندان اوین میباشم ! مرا تهدید کرده اند تا آدم فروشی کنم !؟ !
ولی من عمرا این کار رو نمیکنم بعدا نگین که آدم فروش دست تو رو شده برام ……
نه نه نههههههههههههههه آی آیییییییییییییییی SOS
بابا بی خیال همتون که شماره منو دارین خوب زنگ میزدین ! تا مطمعن بشین
آوریل 26th, 2008 at 8:15 ب.ظ
بچه ها(یگانه ، رضا خان ،لی لی ناز،سحر)که از صحبت های مهرداد خبر دارین
مهرداد جان می فرمایند که ازه پزه رزه چزه وزه خزه گزه وزه ززه (یعنی که در مورد قضیه (توهم){شوخی مهرداد جان}امروز بعضی ها مخصوصا اونی که اول اسمش پ داره کسی چیزی نفهمه و در موردش اس ام اسی صحبت کنین)
من فقط ناقل پیام بودم
گفتم آقا مهرداد.هزینش قبض موبایلم شد
آوریل 26th, 2008 at 8:19 ب.ظ
سردبیر دلخور نشی بخدا منظور مهرداد شما نیستی منظورش پارمیس از کرج بود
آوریل 26th, 2008 at 8:25 ب.ظ
شهاب یعنی چی؟
مبینی آقا رضا ؟ واسم تو تاپیک طلایی پیام گذاشته بهم می گه بسیجی
لی لی حق داره همش ضایعت می کنه
البته ما از خداونه بسیجی باشیم ولی خوب خودمونو لایق ندونستیم گفتیم مسئولیت داره
آوریل 26th, 2008 at 8:29 ب.ظ
من میرم دوباره میام
آوریل 26th, 2008 at 8:37 ب.ظ
سلام بچه ها…من داشتم دیوار رنگ میکردم….چرا کسی توی تاپیکی که اقای طلایی زحمت کشیدن نیست؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 8:41 ب.ظ
سلام بر همگي
منم عضو شدم
چرا خبر جديدي تو سايت نمي ذارن خبر ها تموم شد مملكت در اسايش و امن وامان الحمدلله
آوریل 26th, 2008 at 8:56 ب.ظ
سلام سحر خانوم فعلا با توجه به شایعه ای که آقا مهرداد منتشر نمودن اکثر دوستان در سنگرها کمین نموده اند تا شبیخون بزنند بنابراین از ساعت 10 انشااله حمله به این قسمتها را شروع میکنیم .
آذر جان عضو شدنتو تبریک عرض میکنم جناب سردبیر اعلام نمودند که فعلا مشغله زیادی دارند و اخبار همچنان نزد ایشان مانده تا سرشان خلوت شود !
آوریل 26th, 2008 at 9:09 ب.ظ
نمی زاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 26th, 2008 at 9:14 ب.ظ
سلام بچه ها
منم بازی؟
مامانم گفته فقط بی سروصدا بازی کنین!
نازنین خانم عجله نکنید جدیدشو هم می ذاره!
آوریل 26th, 2008 at 9:36 ب.ظ
نه بابا یه هفته ست خبر جدید نذاشته
عجب سر دبیر تنبلی!!!
آوریل 26th, 2008 at 9:36 ب.ظ
مهرداد دیگه پیداشم نیست…….
*************
سحرگلم مرسی ازsms ت
************
یادش بخیر….لحظه هایی که همه باهم اینجا بودیم….
ازنظرات هم لذت میبردیم……….
اما حالا….همه رفتن کسی دوروبرم نیست!!!!!(پسرعمه ارادت دارم)
یاد باد آن روزگاران…..یاد باد
آوریل 26th, 2008 at 9:41 ب.ظ
سلام دختر دایی نیستی ؟
دیگه کم کم بچه ها پیداشون میشه !
آوریل 26th, 2008 at 9:56 ب.ظ
پسر عمه اتفاقا من از صبح هستم وقتی مهره های کیلیدی نباشن دیگه اینجا موندن لطفی نداره…..داخل پرانتز بگم که شما شاه کلیدید!!
شما فرمودین که امروز خیلی کار داشتین…..
آوریل 26th, 2008 at 9:59 ب.ظ
لیلی ناز مهره های کلیدی دیگه چه صیغه ایه؟؟؟!!!!
آوریل 26th, 2008 at 10:01 ب.ظ
همه ای دی هاتو بدبن بریم چت اینجا که به درد نمی خوره نه خبره نه هیچی
ای دی من اینه nazaninn96@yahoo.com
آوریل 26th, 2008 at 10:06 ب.ظ
دختر دایی جان چوب کاری مون نکن !
به هر حال از الان در خدمت همه دوستان هستم !
راستی چرا تو قسمت تاپیک سفر نمیای ؟ من اون قسمت هستم !
آوریل 26th, 2008 at 10:12 ب.ظ
REZA _KARAJ تا پیک سفر کجاست دیگه؟
آوریل 26th, 2008 at 10:14 ب.ظ
سلام راستی از انتصابات (انتخابات ) چه خبر
آوریل 26th, 2008 at 10:15 ب.ظ
سلام نازنین خانوم تو کامنت 160 که توسط آقا پیمان نوشته شده روی لینکی که معرفی کرده کلیک کنید !
وارد میشید !
آوریل 26th, 2008 at 10:19 ب.ظ
سلام بچه ها جون
آوریل 26th, 2008 at 10:22 ب.ظ
پسر عمه تایه قسمتایی میتونستم بیام…ولی نمیتونستم نظر بدم….
همیشه جوو محیطای جدید اولش برام سنگینه … اینکه منم زیاد تلاش نکردم …
……..
نازنین جون مهره های کلیدی یعنی مهره های اصلی دیگه….یعنی پای ثابتا…که بهشون عادت میکنی…
منکه عادت کردم…اونارونمیدونم…
آوریل 26th, 2008 at 10:23 ب.ظ
منم الان عضو می شم
آوریل 26th, 2008 at 10:23 ب.ظ
اقا مهرداد رفتن لواسون ویلا دوستش صفا سیتیواکس (قابل توجه لی لی جان ، رضا خان، سحر گلم،و یگانه عزیز)
خودتون بفهمید دیگه قضیه شایعه چی بوده.
آوریل 26th, 2008 at 10:27 ب.ظ
ولی در موردش صحبت نکنیم بهتره امکان داره واسه یردبیر جان سوء تفاهم پیش بیاد
آوریل 26th, 2008 at 10:32 ب.ظ
اه دیگه دارم عصبانی می شم معلومه کجایید شما؟
یگانه؟ سحر؟لی لی ؟رضا؟ شهاب؟ ای بابا این که نشد زندگی
آوریل 26th, 2008 at 10:36 ب.ظ
سلام بهار جان ، دختر خوب مگه تو درس نداری 24 ساعت اینجایی؟اون شایعه هم خیلی بامزه بود من بعد از خبر تو، توشوک بودم !اخه خیلی غیر منتظره بود(اینا رو گفتم تا قضیه کشدار بشه ! )اقا مهرداد هم متواری شدن ،کلاشونم بیفته اینورا پیداشون نمیشه!
آوریل 26th, 2008 at 10:36 ب.ظ
من دیگه قهرم
آوریل 26th, 2008 at 10:37 ب.ظ
سلام بهار خانوم من که آنلاینم !
دختر دایی اگه نمیتونی بری و مشکل داری بگو کجاش گیر داری تا رفعش کنیم !
میتونی بیای تو مسنجر تا راهنماییت کنم مرحله به مرحله بری !
آوریل 26th, 2008 at 10:39 ب.ظ
بهار خانوم چرا عصبانی میشی من اینجام نترس!
حالا که فقط من وتوییم میخاستم بگم ،دیگه حالم داره از این موضوع گردش وسفر بهم میخوره ! خیلی کشدار وبیمزه شده، از کار وزندگی هم افتادم مدام میام پیگیری میکنم تا ببینم خبر جدید چیه؟اخرش هم هیچ! بالاخره معلوم نیست اره یا نه!
آوریل 26th, 2008 at 10:39 ب.ظ
سلام یگانه خانوم خوش آمدین براتون پیغام گذاشتم جواب ندادین !؟
آوریل 26th, 2008 at 10:39 ب.ظ
خدا رو شکر یکی به داد من رسید کجا بودی یگانه جان؟
منه بیچاره که هر یه ساعت 10 دیقه اینجا هستم
آره متواری شده چه جور بچه ام همچین بیراه هم نمی گفت
می گم نکنه خودش …………………..(شوخی آقا مهرداد)
آوریل 26th, 2008 at 10:44 ب.ظ
سلام، بله اقا رضا متوجه شدم .مرسی.
آوریل 26th, 2008 at 10:45 ب.ظ
آره بابا بیا بحث عوض کنیم مثلا خوبه در مورد مهرداد بحث کنیم روانکاویش کنیم
یا اینکه آقا رضا چه جوری می تونه 5 تا زن داشته باشه و هیچ کدومشون نفهمن
یا اینکه میثم با پای شکسته چه جوری رفته ماموریت
آوریل 26th, 2008 at 10:47 ب.ظ
خب حالا در مورد چی صحبت کنیم ؟؟؟(بهار 10minتموم شد یا هنوز 15 تای دیگه فرصت داری؟؟؟؟)
راستشو بخاین اون تاپیک خیلی غریبس، ادم توش دلش میگیره ،عادت کردیم به اینجا!
آوریل 26th, 2008 at 10:49 ب.ظ
اگه بخایم در مورد اینا بحث کنیم، میشه غیبت، باید از خودشون بپرسیم وگرنه به نتیجه مطلوبی نمیرسیم!!!
آوریل 26th, 2008 at 10:52 ب.ظ
اوکی؟
نظر دیکه هم داری بگو
آوریل 26th, 2008 at 10:53 ب.ظ
از چی بگم ؟اقا رضا الان باید در مورد “عوامل نفوذی” بحث میکردن که نیستن !!!
آوریل 26th, 2008 at 10:54 ب.ظ
نه غیبت نمی شه که خودشون تو لینک هستن یا میان می خونن
اجازه آقا رضا؟بقیه که نیستن
آوریل 26th, 2008 at 10:56 ب.ظ
من میرم یه ساعت دیگه میام
آوریل 26th, 2008 at 10:56 ب.ظ
راستی در باره عامل نفوذی وشایعه و”خیانت” باید موشکافانه برخورد وبررسی بشه موافقی؟بگیم اقای طلایی یه تاپیک دیگه مختص این موضوع ایجاد کنن !!!!!!!!!
آوریل 26th, 2008 at 10:58 ب.ظ
شبت بخیر. منم میرم تا ببینم خدا چی میخاد، قسمت شد دوباره میام!!!
آوریل 26th, 2008 at 11:04 ب.ظ
سارا ممنونم از اینکه تولدمو تبریک گفتی . تولد تو هم مبارک باشه . راستی الان دانشجویی ؟
آوریل 26th, 2008 at 11:17 ب.ظ
هر کی می خواد منوببینه بره تو تاپیک طلایی
آوریل 26th, 2008 at 11:18 ب.ظ
بابا کجا من و آقای طلایی داریم بررسی میکنیم
آوریل 26th, 2008 at 11:20 ب.ظ
بهار(بچه شیر) سلام . من هم امسال کنکور دارم مثل تو . امیدوارم هر دو مون موفق باشیم . راستی اسم من مهدی است . clever هم به معنای زرنگ و باهوش است .
آوریل 26th, 2008 at 11:22 ب.ظ
بهار الان on line هستی
آوریل 26th, 2008 at 11:25 ب.ظ
مهرداد باید در مورد شایعه به افکار عمومی پاسخ بدی.چون از ظهر همه ترسیدن.من همون ظهر گفتم که شایعس.
آوریل 26th, 2008 at 11:31 ب.ظ
چرا اینجا هیچکس نیست
آوریل 26th, 2008 at 11:43 ب.ظ
آهای پسر باهوش از اولش هم کسی نبود که تو می خواستی. بلند شو قربونت برو سر درس و مشقت. یادش بخیر سال 77
آوریل 26th, 2008 at 11:43 ب.ظ
پس اون محیط فقط برای من غریبه نبود؟؟؟
مرسی آقا رضا..مهم نیست…من اونجارو دوست ندارم…..
هرزگاهی به همینجا سر میزنم
……
منکه قبلترگفتم قضیه ی تور بیمزه شده….
اگه یه قرار میذاشتیم برای فقط خانما….حتما زودتر ازینا عملی میشد…
آوریل 26th, 2008 at 11:49 ب.ظ
سلام دختر دایی باز چی شده که ساز مخالف میزنی ؟!
آوریل 26th, 2008 at 11:49 ب.ظ
چرا فقط خانمها؟؟؟ليلي جان
آوریل 26th, 2008 at 11:53 ب.ظ
دختر دایی جان ما که بخیل نیستیم بسم اله
ولی ما پسرا تک رو نبودیما ! زیر آبی نرین که ناراحت میشما ! ( شوخی )
برین انشااله خوش بگذره ولی برامون بعدش تعریف کنین !
آقای طلایی … باز ما رو کاشتن رفتن ….
بی وفااااا .. دیگه دوسم ندارییییییییی !
آوریل 26th, 2008 at 11:59 ب.ظ
خوب من دوست دارم فقط خانما باشن….مختلط نباشیم!!!
ببخشیدااااا….حداقل تا زمانیکه باهاشون خوب ارتباط برقرار نکردم..همین نظرو دارم
……
امین جان جواب شمام همینه..
آوریل 27th, 2008 at 12:00 ق.ظ
كسي نيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 27th, 2008 at 12:03 ق.ظ
پسر عمه این نظره منه….با کسی هماهنگ نیستم که……..
کما اینکه میدونم بقیه دوست دارن حتما آقایونم حضور داشته باشن….
آوریل 27th, 2008 at 12:03 ق.ظ
پسر عمه این نظره منه….با کسی هماهنگ نیستم که……..
کما اینکه میدونم بقیه دوست دارن حتما آقایونم حضور داشته باشن….
آوریل 27th, 2008 at 12:04 ق.ظ
پسر عمه این نظره منه….با کسی هماهنگ نیستم که……..
کما اینکه میدونم بقیه دوست دارن حتما آقایونم حضور داشته باشن….
آوریل 27th, 2008 at 12:05 ق.ظ
بالا خره يه روز بايد اين ارتباط شروع بشه
هرچه زود تر بهتر البته اين نظرمنه
آوریل 27th, 2008 at 12:11 ق.ظ
کم سن وسالها را تحویل نمی گیرید
آوریل 27th, 2008 at 12:12 ق.ظ
سلام لی لی جونم…بهار جون…اقا رضا…اقای طلایی…یگانه خانم گل گلاب
بچه ها من از اون لینک تاپیک خوشم نمیاد! یه جوریه…میشه همین جا حرف بزنیم؟؟ایا؟؟؟
در ضمن من اخرین پیامی که اونجا میبینم مال بهار هست که نوشته نمیشه امضا کرد…
یکی یه کاری بکنه!!!
آوریل 27th, 2008 at 12:12 ق.ظ
اين چه حرفيه نسيم جان
آوریل 27th, 2008 at 12:13 ق.ظ
سلام من سعيد ميگ ميگ هستم و تازه عضو شدم اميدوارم من تو جمع خدتون راه بدين
آوریل 27th, 2008 at 12:17 ق.ظ
چون از صبح کسی جوابمو نداده
آوریل 27th, 2008 at 12:19 ق.ظ
خوش آمدي داش سعيد
آوریل 27th, 2008 at 12:20 ق.ظ
من میگم بچه هایی که میخوان تو تهران جمع شن عکس هاشونو در صورت تمایل بزارن که اون روز راحت شناسایی( ودستگیر) بشیم
آوریل 27th, 2008 at 12:20 ق.ظ
نوكرتم داش امين
آوریل 27th, 2008 at 12:22 ق.ظ
سلام سحر جون…منم اونجارو دوست ندارم…سحرجون اون صفحه ی یکه///
……..
آوریل 27th, 2008 at 12:23 ق.ظ
ای بابا یکی نسیم جان رو تحویل بگیره
عزیزم چطوری بیا من دارمت
آوریل 27th, 2008 at 12:23 ق.ظ
سلام نسیم عزیز از ارومیه ( قوربان سنه کیفین )
سعید جان تبریک بنده را پذیرا باشید خوش آمدید !
لی لی جان دختر دایی مهربانم ما ز یاران دست یاری خواستیم !
سحر جان خوش آمدی شبت بخیر آقای طلایی هم هست ! فقط یه کم کار داره الان میاد !
آوریل 27th, 2008 at 12:24 ق.ظ
بهار جون شما که گفتی شبیه بچه شیری….منم عکسم کنار آی دیم هست بریم مسنجر میتونید ببینید
میمونه بقیه….
آوریل 27th, 2008 at 12:25 ق.ظ
امین خان دیدی راست میگم
آوریل 27th, 2008 at 12:27 ق.ظ
منم اومدم
آوریل 27th, 2008 at 12:27 ق.ظ
چطوری بچه محل قدیمی ( بهار خانوم ) شما که از الان خودتونو دستگیر شده بدونین ( شوخی )
خودم براتون سند میزارم و میارمتون از بازداشتگاه بیرون !
میگن یارو میوفته تو جوب براش سند میزارن و درش میارن !( خیلی بی نمک و یخ بود )
راستی بهار خانوم برات پیغام گزاشتم تو لینک تاپیک دیدی ؟
آوریل 27th, 2008 at 12:28 ق.ظ
بهار خانوم اينجايي
آوریل 27th, 2008 at 12:29 ق.ظ
پسر عمه sms م یادت هست……
باز میگماااا!!!!
آوریل 27th, 2008 at 12:29 ق.ظ
بچه های به قول لی لی ناز کلیدی
در مورد قیافم نظر بدین
ناراحت نمی شم انتقاد پذیرم
آقا پیمان که می گه خوشگلی
اینجا هم ازتون سپاس گذار سردبیر پیمان
آوریل 27th, 2008 at 12:30 ق.ظ
بچه ها کجااااااااایین؟؟
همین جا حرف بزنیم؟؟؟
نسیم و سعید عزیز خوش اومدین.
آوریل 27th, 2008 at 12:31 ق.ظ
نسيم جون همه كه تحويلت گرفتن
آوریل 27th, 2008 at 12:31 ق.ظ
بهار جان بفرمایید بیشتر درمورد چه چیزهایی صحبت مکنید اخه من تازه کارم
آوریل 27th, 2008 at 12:33 ق.ظ
از همه شما ممنونم
آوریل 27th, 2008 at 12:34 ق.ظ
سحر خانوم بحث دخترونه شده ما مزاحم نمیشیم !
آوریل 27th, 2008 at 12:34 ق.ظ
لی لی جون نکنه انتظار داشتی واقعا یه بچه شیر واقعی ببینی
من آدمیزاد هستم ولی یه شباهت هایی با اون حیوون خدا هم دارم (از نظر چهره)
سردبیر نظرش اینه که شبیه بچه شیرم
حالا اصراری رو این موضوع ندارم
نه آقا رضا الان می رم میبینم
آوریل 27th, 2008 at 12:37 ق.ظ
لی لی جونم من که ای دیه شما رو ندارم….میخوام ببینمت اگه میشه!
بهار جون همون جور که فکر میکردم یه دختر بلا و شیطون و با مزه هستی….هیچ شیاهتی هم به بچه شیر نداری!!
آوریل 27th, 2008 at 12:37 ق.ظ
فکر میکنم این بهار خانوم واقعا شیره
آوریل 27th, 2008 at 12:38 ق.ظ
نسیم جان هر چه دله تنگت می خواهد بگو(فقط اینجا مثل اون چت روم ها نیست بچه ها همه استرلیزه و هموژنیزه،پاستوریزه و با حال و با شخصیت مثل خودمن)
آوریل 27th, 2008 at 12:39 ق.ظ
جونه من كلكل نكنين
آوریل 27th, 2008 at 12:39 ق.ظ
ببخشید هر چه می خواهد دل تنگت بگو
آوریل 27th, 2008 at 12:40 ق.ظ
نظر دادن در مورد شکل و قیافه همدیگه شده بحث دخترونه؟؟؟
نه اختیار دارید….تشریف داشته باشید خوشحال میشیم!
آوریل 27th, 2008 at 12:41 ق.ظ
سلام
آوریل 27th, 2008 at 12:42 ق.ظ
آقا رضا کجا گذاشتی؟
لی لی ناز عکست کو پس؟
سحر ناقلا خودت چرا عکس نمی زاری ؟
فقط سردبیر دلمو نشکست گفت چقدر شبیه شیری
امین من اومدما
نسیم جان فعلا داره به من تزریق می شه که شباهتی با شیر ندارم
آوریل 27th, 2008 at 12:43 ق.ظ
کسی به من محل نمی ده ؟
آوریل 27th, 2008 at 12:43 ق.ظ
بهار جون توی تاپیک سفر من فقط اون پیامی که نوشتی چه جوری عکس بزارم و نمیشه امضا کرد رو میبینم….درسته؟؟
آوریل 27th, 2008 at 12:44 ق.ظ
سلام همشهري
آوریل 27th, 2008 at 12:44 ق.ظ
سلام clever boy
تورو خدا اسمتو عوض کن خیلی سخته
آوریل 27th, 2008 at 12:45 ق.ظ
بهار جان مهم اینه که دلت شیره
آوریل 27th, 2008 at 12:45 ق.ظ
خب مگه بده که میگیم شبیه شیر نیستی ی ی …؟ بیا و خوبی کن!
من توی مسنجر میزارم!
آوریل 27th, 2008 at 12:47 ق.ظ
باشه بهار جون
آوریل 27th, 2008 at 12:47 ق.ظ
بهار جون چه جور عكس بذارم
آوریل 27th, 2008 at 12:47 ق.ظ
(نمی شه امضا کرد) مثلا امضا ء منه
ببین سحر جان 3 تا صفحه داره من تو همش هستم فقط همینا نبوده
اگه نمی تونی ببینی یه پیام بفرست تا بتونی ببینی
آوریل 27th, 2008 at 12:49 ق.ظ
سعید بچه کجای مشهدی ؟
آوریل 27th, 2008 at 12:49 ق.ظ
بها ر ( من مهدی ) همون clever boy هستم
آوریل 27th, 2008 at 12:50 ق.ظ
مهدی = clever boy
آوریل 27th, 2008 at 12:52 ق.ظ
كوثر
آوریل 27th, 2008 at 12:52 ق.ظ
خوب سحر من که مسنجرم خرابه تازه واسه میثم هم خرابه این حق ماست که ببینیمت
اینجا بزار دیگه
برای امین عزیز :
برای اینکه بتونین عکس وارد کنین بعد از این که نام و پسورد خودتون را زدید لوگین می شین و در سمت بالا سمت راست نوشته کنترل پنل کاربری.وقتی روی اون کلیک کنین وارد یک پنجره دیگه می شین سمت راست یک ستون به اسم تنظیمات که گزینه هفتم توی اون ستون نوشته مشخصات باید روی اون کلیک کنین.وقتی وارد شدین می تونین تمام اطلاعاتی که می خواهید از خودتان در سایت نمایش داده بشه را وارد کنین.برای درج عکس هم باید از ستون سمت راست ویرایش اواتور را انتخاب کنین.وقتی که وارد اواتور شدین یک گزینه ابی اون وسط هست به نام browse که وقتی بروز را بزنین می تونین یک عکس انتخاب کنین.
نکته:حجم عکس نباید از 25 کیلو بایت بیشتر باشه و ابعاد اون هم حد اکثر باید 155 پیکسل باشه.اگه عکستون بزرگتر بود می تونین با استفاده از نرم افزار های عکس مثل Acd see اندازه اونا کوچک کنین.
آوریل 27th, 2008 at 12:53 ق.ظ
سعید کجا رفتی ؟
آوریل 27th, 2008 at 12:55 ق.ظ
سعید چند سالته ؟
آوریل 27th, 2008 at 12:55 ق.ظ
حالا شد مهدی جان
خوب من میرم درس بخونم
آقا رضا زشته بدونه خدا حافظی افلاین می شی.لی لی هم همزمان افلاین میشه میگن خون خونو می کشه اینجاست
اگه خبری شد که جالب و جدید بود سحر جان یه تک بنداز منم بیام
آوریل 27th, 2008 at 12:56 ق.ظ
جونم داداش همينجام
آوریل 27th, 2008 at 12:57 ق.ظ
بهار رفتی ؟
آوریل 27th, 2008 at 12:58 ق.ظ
بهار جون خيلي خيلي ممنون
آوریل 27th, 2008 at 12:58 ق.ظ
سعید میگم چند سالته ؟
آوریل 27th, 2008 at 1:00 ق.ظ
17سال
آوریل 27th, 2008 at 1:02 ق.ظ
ببببههههههههههههارررررررررررر بهار بهار بهار بهار کجایی ؟
آوریل 27th, 2008 at 1:04 ق.ظ
یعنی سعید سومی ؟
آوریل 27th, 2008 at 1:05 ق.ظ
با اجازه ما بريم يه خواب بزنيم تو رگ.ميگ ميگ
آوریل 27th, 2008 at 1:06 ق.ظ
اره تجربي
آوریل 27th, 2008 at 1:06 ق.ظ
اه تو ام که رفتی !
آوریل 27th, 2008 at 1:07 ق.ظ
اگه نرفتی بگو کدوم مدرسه میری ؟
آوریل 27th, 2008 at 1:23 ق.ظ
بابا سحر جون من که فول آنلاینم
ولی کسی نبود داشتم فقط تو قسمت طلایی پرسه میزدم
آوریل 27th, 2008 at 1:34 ق.ظ
بابا لی لی جون خیلی بی حالین.ما داشتیم قرارو جدی می کردیم.اما کم کم دارین می زنین زیرش.
آوریل 27th, 2008 at 1:46 ق.ظ
سلام….می بینم که طلایی و .مهدی و رضا و …..هنوز هستند
آوریل 27th, 2008 at 1:48 ق.ظ
خوب بقیه که هستن
سحرجون ای دی منهpaeezan77
آوریل 27th, 2008 at 1:50 ق.ظ
بچه ها خوش گذشتو اعلام کردین!!؟؟؟
نیستین که….
آوریل 27th, 2008 at 1:51 ق.ظ
سلام بامداد همه بخیر باشه
آوریل 27th, 2008 at 1:52 ق.ظ
سلام بچه ها من همون هستم clever boy
آوریل 27th, 2008 at 1:53 ق.ظ
ولی موضوعاتی که در این صفحه نوشته شده اکثرا” حال و احوال پرسی است…..وربطی به تالار گفتگو نداره….من فکر کردم باید برای اقدام جدید سایت که بالای صفحه نوشته نظر دریم…….ولی شاید هم منظور سردبیر از این تیتر این بوده که با هم گفتگو کنیم…..(من که نفهمیدم موضوع در این صفحه چی بود)
آوریل 27th, 2008 at 1:54 ق.ظ
طلایی نگران نباش لی لی ناز شوخی می کنه زنه و حرفش
آوریل 27th, 2008 at 1:55 ق.ظ
بهار جون سلام . کجا بودی دلم برات تنگ شده بود !
آوریل 27th, 2008 at 1:55 ق.ظ
داش رضا من هنوز پیامت رو ندیدم می گی کجاست یا که بی خیال شم
آوریل 27th, 2008 at 1:57 ق.ظ
سلام بهار…
آوریل 27th, 2008 at 1:58 ق.ظ
می گم بهار تو همیشه هر یکی دو ساعت on میشی ؟
آوریل 27th, 2008 at 2:01 ق.ظ
سلام
آوریل 27th, 2008 at 2:01 ق.ظ
سخت نگیر نرگش جون….
جوو میپسندی؟؟؟
آوریل 27th, 2008 at 2:02 ق.ظ
سمین اسم پسره یا دختر ؟
آوریل 27th, 2008 at 2:03 ق.ظ
آقا مهدی من چند روز بود 24 ساعت انلاین بودم از درس افتاده بودم الان کمتر میام که درسم عقب نیوفته؟
لی لی ناز عزیزم هستی؟
آآآآآآقاااااااااااا رضا باز غیب شدی که؟
سحر دخترم خوابیدی؟
یگانه جون هم که الان پادشاه 9 باید باشه
آوریل 27th, 2008 at 2:04 ق.ظ
نرگش جان سلام عزیزم
آوریل 27th, 2008 at 2:05 ق.ظ
نرگش جان سلام عزیزم .
آوریل 27th, 2008 at 2:07 ق.ظ
لی لی جون من شما رو اد کردم…bahar_m5 ……بوس بوس خوب بخوابید لی لی و بهار عزیزم
آوریل 27th, 2008 at 2:07 ق.ظ
بهار امسال می خای تو رشته ریاضی کنکور بدی ؟
آوریل 27th, 2008 at 2:08 ق.ظ
جا داره اینجا از سمیرا قم کمال تشکر و قدر دانی را به عمل بیاورم واز زحمات بی شائبه او را در یافتن شماره منزل جناب کریمی سپاس گزار باشم . شیرینی شما هم محفظ خواهد ماند
آوریل 27th, 2008 at 2:09 ق.ظ
سلام لیلی ناز…….”.جو” خوبه ….اما اگر” جو” گیر نشید…….
آوریل 27th, 2008 at 2:09 ق.ظ
راستی این ایدی منه . خوشحال میشم اگه کسی واسم اف بذاره
mahdi_javan2001
آوریل 27th, 2008 at 2:11 ق.ظ
راستی این ای دی منه خوشحال میشم اگه کسی واسم اف بذاره .
mahdi_javan2001
آوریل 27th, 2008 at 2:12 ق.ظ
اااااااااااااااااااااا رفتی سحر کجا می ری ؟ میثم الان میاد
لی لی که منو اصلا تحویل نمی گیره نمی دونم چرا و هی هی هی
خدمتتون عرضکردم که آقا مهدی من 2 سال هنرستان الکترونیک خوندم.2 سال هم دانشگاه شریعتی تهران کاردانی خوندم. الان هم دارم واسه کنکور کارشناسی می خونم که انشالا هم شما و هم من و همه قبول شن
آوریل 27th, 2008 at 2:16 ق.ظ
طلایی نا قلا هستی و صدات در نمی آد آره؟
آوریل 27th, 2008 at 2:19 ق.ظ
اگه یکی به من بگه مسنجر من چشه سکه طلا رو میدم بهش
آوریل 27th, 2008 at 2:21 ق.ظ
بهار جون از اینکه ناراحتت کردم معذرت می خوام
آوریل 27th, 2008 at 2:22 ق.ظ
بهار…امیدوارم قبول شی…….و شیرینی هم یادتان نره ها….
آوریل 27th, 2008 at 2:23 ق.ظ
شب بر همگی خوش
آوریل 27th, 2008 at 2:27 ق.ظ
بهار رفتی دیگه ؟
آوریل 27th, 2008 at 2:29 ق.ظ
شب تو هم خوش….خواب خوب ببینی
آوریل 27th, 2008 at 2:31 ق.ظ
مهدی من هنوز هستم…….
آوریل 27th, 2008 at 2:35 ق.ظ
می خواستم بگم خوب شد سردبیر برای امتیاز در تالار گفتگو امتیاز منفی نگذاشته…..
آوریل 27th, 2008 at 2:40 ق.ظ
مگه اسمه تو نرگس نیست ؟ راستی آلمان خوش می گذره ؟
آوریل 27th, 2008 at 2:44 ق.ظ
نرگش جون حس میکنی کسی جو گیر شده؟؟؟
میشه بگی؟؟؟
**********
بهارجون قربونت برم من تحویلت نمیگیرم…
آوریل 27th, 2008 at 2:44 ق.ظ
بچه ها منم رفتم که برم!!!
شبتون خوش.
آوریل 27th, 2008 at 2:46 ق.ظ
لیلی ناز جون………..شب تو هم خوش
آوریل 27th, 2008 at 2:49 ق.ظ
لیلی ناز منظورت از این حرف ها چیه ؟
آوریل 27th, 2008 at 2:49 ق.ظ
شبت بخیر.
من اخرین کسی هستم که می خوابم بهار.برو جوابت را ببین.
آوریل 27th, 2008 at 2:51 ق.ظ
مهدی……..اینجا خیلی خوش میگذره……من امروز تعطیل بودم..فردا هم تعطیلم….
آوریل 27th, 2008 at 2:59 ق.ظ
نرگش میگم الان داری چه رشته ای رو در دانشگاه می خوانی ؟
آوریل 27th, 2008 at 3:03 ق.ظ
طلایی هنوز هستی ؟
آوریل 27th, 2008 at 3:04 ق.ظ
اره مهدی جان هستم
آوریل 27th, 2008 at 3:08 ق.ظ
چند سالته طلایی ؟
آوریل 27th, 2008 at 3:09 ق.ظ
من در آکادمی هنر(kunst Akademie)……..نقاشی می خوانم
تو چه رشته ای میخوانی؟
آوریل 27th, 2008 at 3:09 ق.ظ
من 23 سالمه و در اصفهان زندگی می کنم.
آوریل 27th, 2008 at 3:10 ق.ظ
مهدی..من در آکادمی هنر(kunst Akademie)……..نقاشی می خوانم
تو چه رشته ای میخوانی؟
آوریل 27th, 2008 at 3:12 ق.ظ
مهری فکر کنم تصمیم گرفتی بیوگرافی همه را بپرسی ها…..
آوریل 27th, 2008 at 3:14 ق.ظ
من دانش آموز پیش دانشگاهی هستم و هنوز به دانشگاه نرفتم
آوریل 27th, 2008 at 3:15 ق.ظ
نرگش فکر کنم شمام یه همچین تصمیمی دارید!!!نه؟؟؟
آوریل 27th, 2008 at 3:16 ق.ظ
من رفتم بای
آوریل 27th, 2008 at 3:18 ق.ظ
طلایی..چه تصمیمی؟
آوریل 27th, 2008 at 3:19 ق.ظ
نرگش چند سالته ؟
آوریل 27th, 2008 at 3:21 ق.ظ
طلایی بعدا” که آمدی بگو چه تصمیمی؟…
آوریل 27th, 2008 at 3:23 ق.ظ
تونستی خودتو با شرایط فرهنگی اونجا وفق بدی ؟
آوریل 27th, 2008 at 3:24 ق.ظ
23 سال
آوریل 27th, 2008 at 3:28 ق.ظ
میگم هزینه زندگی تو اونجا ماهیانه چقدره ؟
آوریل 27th, 2008 at 3:30 ق.ظ
اینجا از نظر فرهنگی مگه چه فرقی داره که نشه وفق داد؟ مخصوصا” جنوب آلمان خیلی خوب است….تو دانشگاه هم که همه چیز خوب…..فقط سیستم آموزشی با ایران فرق داره.
آوریل 27th, 2008 at 3:34 ق.ظ
بستگی به نوع زندگی داره و شهری که زندگی می کنی………در جنوب آلمان میانگین بین 500 تا 650 یورو برای یک دانشجو کافیه…….
آوریل 27th, 2008 at 3:35 ق.ظ
منظورم روابط بین دخترها و پسرهاست .
آوریل 27th, 2008 at 3:48 ق.ظ
نرگش رفتی ؟
آوریل 27th, 2008 at 3:50 ق.ظ
اینجا که همه چیز معمولیه…….البته نه نسبت به ایران……..ولی در کل برای من تفاوتش محسوس نیست……اینجا هر چی شهر بزرگ تر باشه روابط هم باز تره…….مثلا” شهری که من هستم با اینکه مرکز ایالت بادن-وورتنبرگ در آلمان است ولی هیچوقت توی خیابان روابط قابل قیاس با شهری مثل برلین نیست……..اینجا هم بعضی رفتار ها برای همه عادی نیست.(منظورم را که می فهمی)……خلاصه فرهنگ جنوب و غرب آلمان با شمال آلمان نسبتا” متفاوت است………
آوریل 27th, 2008 at 3:55 ق.ظ
راستی تو که دختر هستی اونجا مزاحمت نمی شن ؟
آوریل 27th, 2008 at 4:02 ق.ظ
راستی پدرت با رفتنت مخالفت نکرد ؟
آوریل 27th, 2008 at 4:07 ق.ظ
اول بگو مزاحم چی؟
آوریل 27th, 2008 at 4:12 ق.ظ
مزاحمت از نظر مسائل اخلاقی
آوریل 27th, 2008 at 4:34 ق.ظ
معلومه که نه………….فکر کنم زیار فیلم می بینی ها مهدی
آوریل 27th, 2008 at 4:37 ق.ظ
نرگش رفتی یا هنوز هستی ؟
آوریل 27th, 2008 at 4:39 ق.ظ
اگه کاری نداری می خام برم
آوریل 27th, 2008 at 4:44 ق.ظ
از این نظر ایران و اینجا قابل مقایسه نیستند……..اینجا اینجور مسائل به ندرت پیش میاد………..مثلا” خیلی ها با هم توی یک خانه زندگی می کنند و را بطه ای هم ندارند……..خواب گاه های دانشگاه هم که دختر و پسر مخطلط هستند…….ولی با این وجود آنقدر همه چیز عادیه که مشکلی پیش نمیاد…بستگی به فرهنگ هم داره دیگه…
آوریل 27th, 2008 at 4:46 ق.ظ
مهدی هستی؟
آوریل 27th, 2008 at 4:51 ق.ظ
اره
آوریل 27th, 2008 at 4:53 ق.ظ
تو چرا اینقدر دیر جواب میدی ؟
آوریل 27th, 2008 at 4:55 ق.ظ
راستی می خوای چه رشته ای تو دانشگاه بخونی؟
آوریل 27th, 2008 at 4:57 ق.ظ
فکر کنم دیر میرسن جوابام……ولی من زود جواب می دم
آوریل 27th, 2008 at 5:00 ق.ظ
رشته مهندسی نفت یا مهندسی پلیمر .
آوریل 27th, 2008 at 5:05 ق.ظ
خیلی رشته های خوبین …….امیدوارم قبول شی……….ولی باید خوب بخونی.
آوریل 27th, 2008 at 5:07 ق.ظ
اگر امسال کنکور داری که دیگه چیزی بهش نمونده…….فکر کنم یک یا دو ماه ماه … درسته؟
آوریل 27th, 2008 at 5:08 ق.ظ
راستی تو چرا رفتی رشته هنر . چرا رشته های فنی نرفتی ؟
آوریل 27th, 2008 at 5:11 ق.ظ
اره دقیقا دو ماه دیگه کنکورمه
آوریل 27th, 2008 at 5:12 ق.ظ
اول . چون علاقه داشتم. دوم. چون اینجا رشته هنر پذیرفته شدن سخت است و البته سطحش هم خیلی خوب است….
آوریل 27th, 2008 at 5:14 ق.ظ
الان آمادگی ات برای کنکور خوب هست؟………امتحان آزمایشی هم دادی؟
آوریل 27th, 2008 at 5:15 ق.ظ
راستی موقع رفتن پدرت مخالفت نکرد ؟
آوریل 27th, 2008 at 5:17 ق.ظ
اره . نسبتا اماده ام ولی باید باز هم بخونم
آوریل 27th, 2008 at 5:19 ق.ظ
نه………پدر مادرم ایران زندگی نمی کنند.
آوریل 27th, 2008 at 5:21 ق.ظ
ولی چه دلیلی داره که مخالفت کنند…..به نظرم امنیت اینجا خیلی زیاد است.
آوریل 27th, 2008 at 5:24 ق.ظ
اها پس کلا ساکن آلمانین
آوریل 27th, 2008 at 5:25 ق.ظ
ولی اصلا” وقت رو از دست نده چون این سایت و اینترنتو تلویزیون و …. همه سر جایشان هستند ولی دانشگاه و کنکور نه………..برای همین این دو ماه و خوب تمرکز کن رو درسا……..
آوریل 27th, 2008 at 5:27 ق.ظ
وقتی هم قبول شدی حتما” خبرش را بده…….
آوریل 27th, 2008 at 5:27 ق.ظ
باشه
آوریل 27th, 2008 at 5:32 ق.ظ
آنجا معدل هایتان هم جمع میشه با کنکور؟
آوریل 27th, 2008 at 5:34 ق.ظ
نه ولی معدل سال سوم 15 درصد تاثیر داره
آوریل 27th, 2008 at 5:38 ق.ظ
اخرش نگفتی اسمت نرگسه یا نرگش
آوریل 27th, 2008 at 5:39 ق.ظ
خوب دیگه بهتره بریم بخوابیم…….الان اینجا ساعت 3 صبح است……….منم که خدا رو شکر فردا تعطیلم و حسابی می خوابم…….
آوریل 27th, 2008 at 5:42 ق.ظ
ببین من دیگه می خام برم بخوابم . فعلا خداحافظ
آوریل 27th, 2008 at 5:42 ق.ظ
پس معدل هم خیلی مهم است………..ولی من می دانم که تو قبولی . راستی فردا که کلاس نداری؟(بهتره بگم امروز چون الان اونجا ساعت 5:30 صبح است)
آوریل 27th, 2008 at 5:42 ق.ظ
پس خداحافظ
آوریل 27th, 2008 at 5:43 ق.ظ
پس خداحافظ نرگش
آوریل 27th, 2008 at 5:51 ق.ظ
خدافظ
آوریل 27th, 2008 at 11:40 ق.ظ
ای بابا اینجا چشه؟
آوریل 27th, 2008 at 11:47 ق.ظ
مهرداد بیا درست شد
آوریل 27th, 2008 at 11:51 ق.ظ
من میرم تا یه ساعت دیگه
برمی گردم(سنجد یادتونه؟)
آوریل 27th, 2008 at 11:58 ق.ظ
سلام بر 7تيري هاي عزيز و سردبير عزيز كه به خاطر من كه تولدم 7تير اسم سايت رو 7تير گذاشته@@@@@@@@
آوریل 27th, 2008 at 11:59 ق.ظ
سلام دوستان
منم اومدم آقا میثم نمیشه از همه دعوت کنی گلابگیری بیان کاشان
منم میخوام بیام
البته دانشجوی کاشان هستم
تازه من که نزدیکترم
تازه بچه ها اگه خونه آقا میثم جا نشدید
میتونید بیاید خوابگاه یا خونه ما قم
آوریل 27th, 2008 at 12:00 ب.ظ
سلام ظهر همگي بخير
آوریل 27th, 2008 at 12:08 ب.ظ
نرگش خانوم تلفظ اسم شما به انگليسي نرگش لطفا خودتون اون رو درست تلفظ و نوشتن فرمائيد!!!!!؟؟؟؟؟
آوریل 27th, 2008 at 12:11 ب.ظ
من كه قراره با يك تور تفريحي 27 ارديبهشت برم كاشان احتمالا ابيانه هم كه خيلي زيباست بريم
آوریل 27th, 2008 at 12:28 ب.ظ
[]
سردبیر : سلام جعفر . گزارش شما تایید شد . اگر امکان دارد متن گزارش را طوری تنظیم کن که بتوانم آن را به اسم خودت در صفحه اصلی سایت قرار دهم . تا چند دقیقه دیگر منتظرم
آوریل 27th, 2008 at 12:35 ب.ظ
سلام دوستان
آوریل 27th, 2008 at 12:36 ب.ظ
سعید مگه مدرسه نداشتی تو ؟
آوریل 27th, 2008 at 12:48 ب.ظ
سلاااام…
آوریل 27th, 2008 at 12:51 ب.ظ
سلام نی نی لاز
آوریل 27th, 2008 at 12:52 ب.ظ
نه ببخشید لی لی ناز
آوریل 27th, 2008 at 12:56 ب.ظ
چرا اینجا هیچکس نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 27th, 2008 at 1:01 ب.ظ
بچه ها من یه رب بیشتر نیستم خبرای جدیدو رد کنید بیاد؟
همتون خوبید؟ در سلامتی کامل به سر می برید؟ هو
آوریل 27th, 2008 at 1:04 ب.ظ
لی لی ناز سلام عزیزم از بچه ها خبری نداری؟
آوریل 27th, 2008 at 1:07 ب.ظ
بهار من الان 30 دقیقه است که اینجام و منتظر تو ام دلم برات تنگ شده بود
آوریل 27th, 2008 at 1:08 ب.ظ
بهار یه سر به تاپیک بزن خبرجدید زدم!بای
آوریل 27th, 2008 at 1:11 ب.ظ
من که رفتم.بای بای.وقتم تموم شد
آوریل 27th, 2008 at 1:14 ب.ظ
سارا خانوم (مشهد)
تبريك ميگم بهتون .ايشالا 120 سال عمر با عزت داشته باشين.وهر سال 6 ارديبهشت شمع ها روپوف كنين…
منم21 سالمه و از اينكه اينجا با شما آشنا شدم خوشحالم…
آوریل 27th, 2008 at 1:16 ب.ظ
زنده باد مشهد
دلمون ميگيره از زمونه ميريم حرم امام رضا كلي حال ميكنيم.
هيجانمونم رو هم يه جورايي توي طرقبه وشانديزو موجهاي آبي و… خالي ميكنيم.
فقط يه سري موجودات موزي و عقده اي )(كه از بالا بالاها دستور ميگيرن مزاحمند…
موجهاي آبي رو حتما بياين كلي فاز ميده.
آوریل 27th, 2008 at 1:18 ب.ظ
فرزاد بی خود خودتو واسه سارا لوس نکن
آوریل 27th, 2008 at 1:32 ب.ظ
بهار جان منظورم بزن بود “یه سر بزن”
آوریل 27th, 2008 at 2:06 ب.ظ
همستم تا 1 ساعت دیگه
آوریل 27th, 2008 at 2:09 ب.ظ
سلام بر همه دوستان روزتان قشنگ و بهروز سلام بر آقا رضا گل بعد از تماس دیروز با شما خیلی خوشم اومد ازتون بابا شما هم که مثل ما خراب دوستانی رضا بهر حال خیلی باحالی دوست دارم همه رو دست دارم حتی آدمهای بد رو هم دوست دارم میخوام با همه دوستان صحبت کنم رضا جون شما که خودت استادی داداش بیائید سعی کنیم با هم زندگی کنیم یعنی سالم زندگی کنیم منظورم از سالم زندگی کردن نه اینکه اهل چیزی نباشیم اونش هر کسی به خودش ربط داره میگم در لحظه ای باهم هستیم تو سایت با هم روراست باشیم دوروغ به هم نگیم اگه از کسی خوشمون نمیاد الکی نگیم دوست دارم یا تعارف الکی نکنیم بیائید با هم واقعا دوست باشیم باهم مثل زلال آب چرا راه دور بریم مثل شهاب بردیا خیلی راهت حرفشو میزنه میگه من سکس بازم یا تو اون پستهای سفر به کاشونشون که گفته کوکائینشم بامن منظور من اینکه شهاب بردیا آدم روراستیه اگه نمی گفت چه کارس الکی کلاس میزاشت خوب بود یا اینکه روی آفتابی داشته باشه و پشت مه آلود خوبه بیائید باهم باشیم برای هم باشیم و برای هم زندگی کنیم یا اینکه همین بهار میدونی چرا بهارو دوست دارم بخاطر اینکه یه دختر در مرام یه مرد روز اول که با هم مکالمه میکردیم من نمیدونستم جنسیتش چیه چون یا زنگ تفریح بود یا بچه شیر یه روز بهش گفتم چرا اسمتو گذاشتی بچه شیر اخه داستان بچه شیرو میدونی گفت نه ولی قیافم شبیه شیره همه اینو بهم میگن خدائیش کدوم دختر میاد اینجوری صحبت کنه زشت ترین دختر نمیاد بگه من زشتم در صورتی که عکسشو توتاپیک ببینید خیلی هم زیباست هم صورتش زیباست هم سیرتش چون همه وجودش همینه که هست اگه واقعا میخوایم باهم توسایت رفیق باشیم واقعا یک ایرانی اصیل باشیم ایرانی اصیل مردنو زیستن برای هم اینارو بعد ازاینکه گرفتنم بدش آزادم کردن یاد گرفتم ( برای خنده گفتم ) کیرو گرفتن این داستانها رو کی من گفتم کسیرو گرفتن دیدم از یسری بچه ها خبری نیست نگران شدم بهر حال من گرده ی خاک زیر پای همه دوستان هستم دوستان فقط با هم خوش باشین حال کنین حال ضد خال های با حال بهم بزنید شاد باشید به امید بهترینها برای همه دوستان مخصوصا آقا رضا گل آقا پیمان س ر د و بچه شیر عزیزم که منو با این اسم دیونم کرد باورتون نمیشه هر وقتیام میزاره شکل یه بچه شیر تو ذهنم تجسم میشه کسی هم نرنجوندشم که خیلی دلخور میشم خارم خارم گلاب زمن میتوان گرفت ازبس که زهمدمی گل بوی گل گرفته ام
آوریل 27th, 2008 at 2:13 ب.ظ
مهردادنیستی؟
آقا رضا که مثل همیشه غایب
سحر که خوابه
لی لی ناز هم غایب
امیدوارم یگانه باشه
طلایی رفته عکس بگیره که توش داره شیطونی می کنه تا به من بفهمونه من مظلوم نیستم
شهاب هم داره ناهار میخوره
سارا مشهد هم شاید باشه
مهدی خان که درساشو گذاشته شبه کنکور همشو می خونه
آوریل 27th, 2008 at 2:16 ب.ظ
راستی داداشی من هنوزنیومده؟ میثم کجایی که یادت بخیر
ببین بازم خواهرت
آوریل 27th, 2008 at 2:21 ب.ظ
مهرداد بدو بچه ها نیستن شماره شونو که داری زنگ بزن ببین چه خبر شده؟
فکر کنم الان دارن شکنجه شون میکنن
آوریل 27th, 2008 at 2:23 ب.ظ
من هستم بهار جون
آوریل 27th, 2008 at 2:26 ب.ظ
سلام
من هم اومدم
آوریل 27th, 2008 at 2:29 ب.ظ
بچه ها می تونید تو تاپیک طلایی شهاب رو ببینید
طفلکی
آوریل 27th, 2008 at 2:31 ب.ظ
لی لی جان تو رو خدا عکس تو بزار که ببینمت عزیزم
آوریل 27th, 2008 at 2:33 ب.ظ
از این به بعد هر کی شهاب رو اذیت کنه من می دونم و اون
بزارید این چند صباحی که زندست حال کنه(شوخی کردم) بچه ام مریضی نا شناخته گرفته
آوریل 27th, 2008 at 2:34 ب.ظ
سلام بچه شیر جونم اون موضوع رو بیخیال شو تا همه رو نریختی سرم سلام لی لی ناز خانم احوالتون چتوره خوبی هاواریوتون چطوره؟
آوریل 27th, 2008 at 2:34 ب.ظ
سام آبجی بهار
داداشت اومد. حال خواهر خوبم چطوره.
لی لی ناز عزیز به تو هم سلام عرض میکنم
آوریل 27th, 2008 at 2:36 ب.ظ
سلام گوگوری مگوری شدین همتون بقیه کجان مثل شهر مرده ها شده
آوریل 27th, 2008 at 2:36 ب.ظ
بهار منم داداشت . گفتم بنویسم حیف نون ببینم چه عکس العملی نشون میدی
آوریل 27th, 2008 at 2:38 ب.ظ
اومدی آقا مهرداد
آوریل 27th, 2008 at 2:39 ب.ظ
سلام سر دبیر جونم چرا اینقدر پیامها دیر میاد؟
آوریل 27th, 2008 at 2:40 ب.ظ
واااااااااااااااااااااااااااااااااااای دادشم اومده؟ سلام
گچه پاتو باز کردی؟
متاسفانه سحر امروز هر کاری می کنه نمی تونه انلاین بشه
آوریل 27th, 2008 at 2:42 ب.ظ
آقا مهرداد 4 تا آدم دیدی ما رو تحویل نمی گیری
اشکال نداره فعلا داداشیم اومده
چه خبر میثم جان؟
آوریل 27th, 2008 at 2:43 ب.ظ
واااااای خواهر.
چقدر دلم برات تنگ شده بود.حالت چطوره
من نبودم کسی اذییتت نکرده
آوریل 27th, 2008 at 2:43 ب.ظ
سلام به همه
****
بهار جون عکسمو باید تو مسنجر ببینی
******
به به….آقا مهرداد….تو آسمونا دنبالت میگشتیم مهردادجون….
******
این شهاب بردیا…اینجام میخواد جلب توجه کنه…..که چی این عکس؟؟
آوریل 27th, 2008 at 2:46 ب.ظ
نشنیدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
آوریل 27th, 2008 at 2:49 ب.ظ
بهار جونم
امروز صبح این گچ لعنتی رو از پام باز کردم.
آخیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییش..راحت شدم.
فقط مونده سحر
آوریل 27th, 2008 at 2:49 ب.ظ
نه کسی جرات نداره منو اذیت کنه
یگانه جون دیدی دوباره رضا-کرج رفت
کاش می شد سر از کارش در آورد
لیلی جان مسنجرم خرابه خوب اینجا هم بزار دیگه
آوریل 27th, 2008 at 2:50 ب.ظ
بهارم……
پس سحر کو
آوریل 27th, 2008 at 2:52 ب.ظ
سحر گفت 3 میاد منتظر باش میاد تا 5 مین دیگه
آوریل 27th, 2008 at 2:52 ب.ظ
بهار این قضیه ی عضو شدن چیه. یه روز من نبودما
میشه داداشیتو راهنمایی کنی
آوریل 27th, 2008 at 2:53 ب.ظ
مهرداد کجا رفتی تو پس؟
آوریل 27th, 2008 at 2:55 ب.ظ
بهار جونم نمیدونم چرا اینجوری میشه تقصیر من نیست پیامها دیر میاد ما که کسی رو ندیدیم صد نفرم ببینم تو جای خود داری بهار جونم منن اون اسمتو بیشتر دوست دارم تو برام با اون اسم دوست داشتنی تری البته نه بیرون تو سایت (البته منظورم از کسی بچه های خودمونو که میشناسمو میگم جسارت به دیگران نباشه البته لی لی ناز جونم از خودمونه )ولی تو که سروری
آوریل 27th, 2008 at 3:00 ب.ظ
آره میثم جان
برو بالا تو متن سردبیر نوشته در تالار عضو شوید
یوزر نیم وپسوورد تو می دی
و خلاصه همه چی اونجا توضیح داده شده
بعد از عضویت لوگین رو تو همون متن بالا که آبی نوشته شده میزنی و یه سری اخباره
البته بعضی ها که باهاش قهرم تاپیک افتتاح کرده راج به تور
بری اونجا همه چی مشخصه عزیزم
آوریل 27th, 2008 at 3:00 ب.ظ
سلام اقا میثم رسیدن بخیر تهران گرم وشلوغ کلافتون نکرد؟
بهار جان من حاضرم راستی اون عکسه تاپیک مال خودته یا نه؟
آوریل 27th, 2008 at 3:01 ب.ظ
بهار یه سر به قسمت دختر ایده ال بزن ببین اقا رضا چه کرده؟
آوریل 27th, 2008 at 3:02 ب.ظ
سحر جون هنوز نیومدی .
من داره خوابم میگیره
آوریل 27th, 2008 at 3:05 ب.ظ
یگانه ی عزیز من هم سلام
از احوالپرسی شما بینهایت ممنونم .
واقعا کلافه شدم
آوریل 27th, 2008 at 3:07 ب.ظ
مهردادجان یه زمانی میثم جان ارادت به سحر جون داشت و هواشو داشت.بنده خدا تو دلش چیزی نبود داداشم.
من براشون حرف در آوردم و خلاصه این جوری شد که خودمو هی می نداختم وسط حرفاشون سر به سرشون می زاشتم تا این که اینا رو زور زوری و با تهمت و بهتان به هم بستم.
الان میثم(داداشم)و سحر(زن داداشم) منتظر یه موقعیت هستن که جبران کنن
جون من هوامو داشته باش اونا که نمی دونن تو دلت چیزی نیست (همش شوخی بود مهرداد جان ، میثم عزیزم و سحر خانم گل)می شناسید منو که ناراحت نشین
آوریل 27th, 2008 at 3:09 ب.ظ
سلام بچه ها منم اومدم…..
آوریل 27th, 2008 at 3:09 ب.ظ
اقا میثم تاپیک تشریف بیارید خوشحال میشیم!
آوریل 27th, 2008 at 3:10 ب.ظ
سحر جون تو چرا نیستی تو تاپیک؟
آوریل 27th, 2008 at 3:11 ب.ظ
نه آبجی جون
من که خواهرمو خوب میشناسم.آقا مهرداد را نمیدونم
آوریل 27th, 2008 at 3:11 ب.ظ
بله یگانه جان خودمم
آوریل 27th, 2008 at 3:13 ب.ظ
یگانه جون کجا … من نمیتونم پیدا کنم
راهنمایی ام کن
آوریل 27th, 2008 at 3:14 ب.ظ
گلم ، عزیزم ، خوشگلم الهی میثم فدات
اومدی سحر جان
آوریل 27th, 2008 at 3:14 ب.ظ
سلام من همیشه هستم بهار خانوم ولی دارم بیشتر نظرات دوستان رو میخونم !
آوریل 27th, 2008 at 3:15 ب.ظ
سحر جان سلام
چه عجب
آوریل 27th, 2008 at 3:16 ب.ظ
بهار جون شروع کردی خواهرم
آوریل 27th, 2008 at 3:20 ب.ظ
اقا میثم اون بالا زیر تصویر با رنگ ابی زده “در تالار عضو شوید”کلیک کن صفحه ای باز میشه که ازت مشخصات میخاد وارد که کردی عضو میشی و میتونی تو قسمت “سفری با هم ودر کنار هم “رد پای ما رو ببینی یعنی اونجا حتما نظرای بچه ها رو خاهی دید یعنی ادرسو درست اومدی یعنی….)اگه خوب دقت کنی راحت میتونی عضو بشی !
آوریل 27th, 2008 at 3:21 ب.ظ
بها جون متن سر دبیر کجاست.
کمک. کمک کمک
آوریل 27th, 2008 at 3:22 ب.ظ
میثم جان من خودموترکوندم کلی توضیح داد ا
آوریل 27th, 2008 at 3:24 ب.ظ
اقا میثم همین صفحه بالارو نگاه کن!
آوریل 27th, 2008 at 3:27 ب.ظ
چشم حالا چرا میزنی
یگانه ممنون پیدا کردم..
بهار از تو را پیدا نکردم
آوریل 27th, 2008 at 3:28 ب.ظ
از من بای تا یه ساعت دیگه
آوریل 27th, 2008 at 3:28 ب.ظ
اقا میثم رسیدن بخیر….خوشحالم که گچ پاتونو باز کردید
بهار جون یه وقت غریبی نکنی؟! هممون هستیم
یگانه خانوم احوال شما؟؟؟
اقا رضا متنی که نوشته بودید توی صفحه دختر ایده ال …..عالی و فوق غم انگیز بود!!
آوریل 27th, 2008 at 3:32 ب.ظ
سلام ظهر همگي بخير
آوریل 27th, 2008 at 3:33 ب.ظ
لی لی جان اینجا یه توضیح میدم البته اگه مشکلت همین باشه اومدی ودسترسی به سایت پیدا کردی بخون!(بازم تکرار میکنم ،نمیدونم مشکلت همینه یا نه!)
کد کاربری یا نام کاربری رو که خودت انتخاب میکنی ووارد میکنی (همه اسم وارد کردن)رمز عبور هم یه چیز وارد کن که همیشه یادت بمونه شاید رمز عبورو اشتباه وارد میکنی! (میتونی مثلا یه عدد 7رقمی وارد کنی)بعد هم که عضویت رو کلیک میکنی ووارد میشی .
آوریل 27th, 2008 at 3:35 ب.ظ
سحر گل نیستی خانوووووم ،دیر به دیر میای ؟
آوریل 27th, 2008 at 3:39 ب.ظ
قربونت سحر جون
امیدوارم سه شنبه بیاد و تو هم از شر این گرفتاری رهایی یابی
آوریل 27th, 2008 at 3:42 ب.ظ
سلام دوستان سحر خانوم خوش آمدی خیلی ممنون قابل شما دوستان رو نداشت
یگانه خانوم قرار شد همراهی کنید ؟
آقای طلایی بی خبر میای و بی خبرم میری ؟؟!!!!
آقا میثم خوشحالم که بالاخره پاتون خوب شد !
آقا مهرداد راههای بهتری هم بابت ارتباط برقرار کردن بود ولی شما از بی راهه اومدین !!!
بالاخره من اشک بچه شیرروهم در آوردم و اینم یکی دیگه از ویژگیهای منحصر به فرده ! ( قابل توجه بعضی ها )
آوریل 27th, 2008 at 3:45 ب.ظ
راستی یه مطلب هم در صفحه فیلم خودکشی دانشجو نوشتم !اگه خواستین بخونین ! ممنون
ضمنا دوستان شما هم همراهی کنید منتظرم !
آوریل 27th, 2008 at 3:48 ب.ظ
یگانه این کد تصدیق چیه مگه چند بار باید وارد کرد
آوریل 27th, 2008 at 3:52 ب.ظ
اوااااااازلال…. دریا….اقیانوس…برکه ……نهر…آبشار….رود…..آبگیر….چشمه….دریاچه……آب….نه اصلا پارچ آب!!
اوااابیریا…. اوااا کمرو….
****************
مرسی یگانه جون از راهنماییت
آوریل 27th, 2008 at 3:56 ب.ظ
برای برنامه سفر روی همدان هم حساب کنید من هستم
آوریل 27th, 2008 at 3:57 ب.ظ
سلام میکنم به برو بج گل
آوریل 27th, 2008 at 3:59 ب.ظ
سلام به همگي منهم عضو تالار شدم
آوریل 27th, 2008 at 4:06 ب.ظ
بهار برو این عکس جدید را ببین فقط ماله خودته.100% آشتی.ok?
آوریل 27th, 2008 at 4:07 ب.ظ
خوش اومدي رضا جون
آوریل 27th, 2008 at 4:14 ب.ظ
میثم جان اگه هستی سحر می گه من شب میام
آوریل 27th, 2008 at 4:18 ب.ظ
یکی به طلایی بگه باشه منم آشتی
آوریل 27th, 2008 at 4:20 ب.ظ
آره بهار جون .خوبی عزیز
کجا منو ولم کردی رفتی
از خبر در مورد سحر ممنونم
به تو میگن یه(…………………….)
آوریل 27th, 2008 at 4:22 ب.ظ
آقا رضا تهرون خوش اومدید
آوریل 27th, 2008 at 4:22 ب.ظ
طلایی بهار میگه آشتی
خوبه خواهرکم
امر دیگه ای نیست
آوریل 27th, 2008 at 4:24 ب.ظ
بهار جون بابت ديشب واقعا ممنون
آوریل 27th, 2008 at 4:26 ب.ظ
خواهش میکنم
من میرم درس بخونم تا یه ساعت دیگه دوباره بر می گردم(فکر کنم دیگه همه تایم برنامه ریزی منو حفظ شدن)
آوریل 27th, 2008 at 4:28 ب.ظ
منم میرم تا 1 ساعت دیگه میام
آوریل 27th, 2008 at 4:42 ب.ظ
بهار خودم به طلایی می گم.
آوریل 27th, 2008 at 4:56 ب.ظ
بچه ها سلام . خوببببببببببببیییییییییدددددددددددددددددددددد ؟
آوریل 27th, 2008 at 5:01 ب.ظ
سلام
اقا میثم موفق شدی یا نه؟
آوریل 27th, 2008 at 5:03 ب.ظ
اقای طلایی سلام عکس یادت نره!
آوریل 27th, 2008 at 5:05 ب.ظ
سلام دوستان باشه من به جای شما هم مطلب نوشتم !
30 آوريل سال 1945 ميلادي پس از ورود ارتش سرخ شوروي به شهر برلين پايتخت آلمان نازي، آدولف هيتلر رهبر آلمان نازي به همراه همسرش اوا براون در بونكر زيرزميني اش در شهر برلين خودكشي ميكند.
در روز 30 آوريل، نيروهاي شوروي فقط چند صدمتر با بونكر زيرزميني هيتلر فاصله داشتند.
مقامات ورماخت، ارتش آلمان، به آدولف هيتلر 56 ساله اطلاع دادند كه هيچ راهي براي فرار وجود ندارد.
هيتلر كه همواره گفته بود هرگز شخصا تسليم نميشود تصميم گرفت خودكشي كند.
او دستور داد پس از مرگ جسدش را بسوزانند تا به سرنوشت جسد موسوليني كه پس از تيرباران توسط گروههاي مقاومت كمونيست ايتاليايي در خيابانها كشيده شد و سپس وارونه آويزان گشت، دچار نشود.
براساس روايات تاريخي در روز 30 آوريل حوالي ساعت 15 و 30 دقيقه هيتلر ابتدا به اوا براون همسرش كه شب قبل با او ازدواج كرده بود زهر خوراند و سپس با شليك گلوله اي به سرش خودكشي كرد.
جسد هيتلر و اوا براون همان گونه كه دستور داده بود در حياط كوچك بونكر با بنزين به آتش كشيده شده و بقاياي اجساد شبانه دفن شدند.
نيروهاي شوروي پس از تصرف بونكر بقاياي جسد هيتلر را بيرون آورده و به مسكو منتقل كردند.
يك هفته پس از خودكشي هيتلر در روز 8 مه سال 1945 آلمان نازي بدون قيد و شرط تسليم نيروهاي متفقين شد.
به اين ترتيب، در روز 30 آوريل سال 1945 ميلادي آدولف هيتلر رهبر آلمان نازي كه مسبب آغاز جنگ جهاني دوم، مرگبارترين جنگ تاريخ بشر بود در بونكر زيرزميني اش در شهر برلين به همراه همسرش اوا براون خودكشي كرد.
خودكشي آدولف هيتلر پايان رايش سوم بود كه هيتلر دوره بقاي آن را هزار سال پيش بيني كرده بود
آوریل 27th, 2008 at 5:06 ب.ظ
چشم یگانه خانم.تا شب 11 فعلا بای
آوریل 27th, 2008 at 5:08 ب.ظ
طلایی هستی یا رفتی ؟
آوریل 27th, 2008 at 5:14 ب.ظ
اینم از طرف یکی دیگه از دوستان !
يك مادربزرگ پير و مهربان با موفقيت بر روي موسسه ركوردهاي گينس نشست و به عنوان پيرترين زن پاراگلايدر سوار دنيا معروف شد. او يك روز بعد از تولد صد سالگي خود دست به اين اقدام زد تا بتواند ركورد دنيا را در پرواز با پاراگلايدر
بشكند.«پگي مكآلپاين» صبح روز 31 اكتبر 2007 براي صبحانه كورن فلكس مفصلي خورد و به راه افتاد. او هيچ ترسي در دل نداشت. قرار بود اين مادربزرگ شجاع برفراز كوهستاني تماشايي و زيبا ولي با چشماندازي سرگيجهآور از سواحل قبرس در درياي مديترانه و در ارتفاع 762 متري (2500 فوتي) پرواز كند. خانم مكآلپاين با آرامش خاطر، سوار پاراگلايدر شد و با روحيهاي قوي با آن پرواز كرد. وقتي پانزده دقيقه بعد دوباره پاهايش زمين را لمس كردند، آنقدر سرحال بود كه هيچ نيازي به آمبولانسي كه براي احتياط در همان نزديكي پارك شده بود، نداشت. او از اين ماجراجويي خود بينهايت شادمان بود. خانم مكآلپاين به خبرنگار تايمز گفت: اين شگفتانگيزترين و دلپذيرترين تجربه زندگي من بود و حاضرم در هر زماني دوباره آن را تكرار كنم. من روي يك صندلي نشسته بودم و بر فراز كوهستان پرواز ميكردم و نماي كاملي از ساحل جزيره را از اين طرف تا آن طرف ميديدم. كشتيها در دريا شناور بودند و همانطور كه هميشه شنيده بودم دريا از آن بالا آبي آبي بود.»
خانم مكآلپاين ميگويد: اين تجربه خيلي بزرگتر و مهيجتر از تجربه قبلي او در هشتاد سالگي بوده است. اين مادربزرگ سرزنده در سن هشتاد سالگي با اعضاي يك گروه ارتشي چترباز در «اسكس» عمليات «پرش با ريسمان» را انجام داده بود. او ميگويد: من اصلا نترسيدم چون عاشق بلندي و ارتفاع هستم، من عاشق كوهنوري هستم. دلم ميخواهد هميشه در آسمان پرواز كنم. اميدوارم بتوانم در 105 سالگي هم اين عمل را تكرار كنم ولي احتمال دارد كه اين آخرين ماجرا از ماجراهاي بلند پروازانهام باشد.»
آوریل 27th, 2008 at 5:15 ب.ظ
سلام اقا رضا ،همه جا خوب جوسازی کردی ،اثرات باقی تون رو دنبال میکنم ماشالله فعالیتتون امروز بیسته !(قابل توجه اونایی که میگن نیستیدومشکوک میزنید!!!)
همشونو نرسیدم بخونم ولی این قضیه خودکشی هیتلر وهمسرش هم خیلی جالبه. قبلا جایی خوندم منتها تو ذهنم کمرنگ شده بود. به هر حال مرسی.
آوریل 27th, 2008 at 5:22 ب.ظ
سلام بر مسئول روابط عمومی دیگه دستام نا ندارن !
همینا رو بخونین تا منم کمی استراحت کنم !
ضمنا قرار شده بود شما هم منو همراهی کنین !
آوریل 27th, 2008 at 5:22 ب.ظ
یگانه جون
با کمال احترام میگویم :نه
آوریل 27th, 2008 at 5:30 ب.ظ
آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
بهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار
چرا نمیای .باشه .اگه به مامان نگفتم.داداشی رو تنها میذاری
باشه
آوریل 27th, 2008 at 5:30 ب.ظ
اینم برای عوض شدن جو !
نامه مادر غضنفر ( جالبه )
غضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين غضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
غضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.
ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده.
همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.
راستي:غضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.
آوریل 27th, 2008 at 5:32 ب.ظ
……
آوریل 27th, 2008 at 5:37 ب.ظ
دختر دایی سلام ! میبینم کیبوردتم از کار افتاده !
آوریل 27th, 2008 at 5:46 ب.ظ
سلااااااااااااااااااااااااااام
آوریل 27th, 2008 at 5:49 ب.ظ
نه پسر دایی یعنی من اینجا بودم…
ولی نظری نداشتم!!!
آوریل 27th, 2008 at 5:52 ب.ظ
خیلی با مزه بود انقدر خندیدم اشکم در اومد
آوریل 27th, 2008 at 5:53 ب.ظ
ببخشید پسرعمه نه پسر دایی…
آوریل 27th, 2008 at 5:55 ب.ظ
سلام بهار خانوم بابا من هر چی مینویسم تو اشکت در میاد !
آوریل 27th, 2008 at 6:01 ب.ظ
من شب ساعت 11:45 میام تو رو خدا زود تر نیاین که من میام شما رفته باشین
آوریل 27th, 2008 at 6:03 ب.ظ
آخه شما منحصر به فردین خوب!!!
آوریل 27th, 2008 at 6:03 ب.ظ
سلام اقا رضا
راستی بچه ها آقای مدیر تو تاپیک برنامه کوهنوردی گذاشتی
چیزه خوبیه
آوریل 27th, 2008 at 6:04 ب.ظ
اقا میثم چرا ؟ شما که ماشالله معلومه گیراییتون خیلی خوبه پس چرا نتونستید ؟شایدم اونجا برای شما مثل لی لی ناز جذابیت نداره؟!! ولی اگه بیاید بهتره قراره بچه ها عکسای خودشونو اونجا قرار بدن !
آوریل 27th, 2008 at 6:11 ب.ظ
بهار جان آره دیدم بدرد آقا شهاب که نمیخوره چون فابریکا همیشه فضاست ! ( شوخی با همه)
بدرد منم نمیخوره چون زمینو دو دستی چسبیدم ولی بازم سرم گیج میره !
سحر خانومم که پاش تو گچه 1
آقا میثم که تازه پاشو از تو گچ درآورده و تو دوره نقاهت به سر میبره !
آقای طلایی هم که دنبال یه عکس برای خودش میگرده !
یگانه خانومم که در حال تدارک یه تور بین شهریه !!!؟؟
لی لی خانومم که از اول گفت فقط منطقه 5 ! ( مگر اینکه توچال رو ببریم جزو منطقه 5 )
آقا مهرشاد که اصلا وقتشو ندارن ! حتی به سایت یه سر بزنن !
کی موند ؟؟؟؟؟
آوریل 27th, 2008 at 6:12 ب.ظ
اقا رضا این یکی دیگه اخر خنده بود مخصوصا اون قسمت مایو وشناش ! برا دوستم تلفنی خوندم پشت گوشی از خنده روده بر شده بود. برای رفع کسالت بعد از خاب ظهر خوب بودمرسی
آوریل 27th, 2008 at 6:15 ب.ظ
اقا رضا من برنامه کوهو نیستم بعنی نمیام هر چند کسی دعوت نکرده!!!!
آوریل 27th, 2008 at 6:16 ب.ظ
سلام به همه بچه هاي باحال سايت هفته تير
آوریل 27th, 2008 at 6:19 ب.ظ
سلام اقا رضا تهران عصرت بخیر
آوریل 27th, 2008 at 6:19 ب.ظ
سلام آقا رضا از تهران ( چون باحالاش جوابتونو ندادن من پابرهنه پریدم وسط ) !
یگانه خانوم شما هم عذرتون موجهه من که در بالا گفتم !
آوریل 27th, 2008 at 6:24 ب.ظ
آقارضا ما خودمون اینجا کوهسار و داریم!!!….
میگم این یارو غضنفرم ازین1000سیلندرا بوده ها!!!
آوریل 27th, 2008 at 6:30 ب.ظ
سلام دختر دایی جان یکم بیشتر موتورشو تقویت کنه به من میرسه !
آوریل 27th, 2008 at 6:32 ب.ظ
یگانه جون نمیدونم مشکل چیه
در قسمت تایید کد تصدیق به مشکل بر خوردم اگه زحمتی نیست برام توضیح بده خانوم معلم
مر30
آوریل 27th, 2008 at 6:34 ب.ظ
ممنون ، يگانه جان عصر شما هم بخير مدتيه كه منهم جز يكي از خوانندگن پرو پا قرص هفت تير شدم به نظرم واقعا سايت جالبه ايه .
آوریل 27th, 2008 at 6:37 ب.ظ
زنگ تفریح
- به غضنفر گفتن: لطفا اين اتوبوس دوطبقه را پارك كن. گفت: آي به چشم. حسابي پاركش ميكنم. فردا كه آمدند ديدند طبقه اول را مفصل چمن كاشته و طبقه دوم را سرتاسر گلكاري كرده!
2- ماشين غضنفر رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو غضنفر داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ ميگه: من شمارشو برداشتم!!!
آوریل 27th, 2008 at 6:38 ب.ظ
ممنون ، يگانه جان عصر شما هم بخير مدتيه كه منهم جز يكي از خوانندگان پرو پا قرص هفت تير شدم به نظرم واقعا سايت جالبيه.
آوریل 27th, 2008 at 6:39 ب.ظ
یگانه جون من میرم وشب میام آخه کار دارم
شما لطف کن اگه بودی برام بگو چه غلطی بکنم . اگه درست نشه من تنها میمونم واز دوستان خوبی چون شما ها دور می مونم .کمکم کن ویک شیشه گلاب ناب واصل کاشان را برایت میفرستم.
از اونایی که خونه ی خدا رو باهاش میشوییند
آوریل 27th, 2008 at 6:40 ب.ظ
پس من رفتم تا شب. مخلص آقا رضا هم هستیم نگه یاد ما نیستی
آوریل 27th, 2008 at 6:47 ب.ظ
زنگ تفریح 2
به يكي گفتند وجه تشابه ژيان با پيژامه چيه؟ گفت با هيچكدام تا سر كوچه نميتوان رفت.
غضنفر با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!
يارو سوار اتوبوس ميشه از يه دختره خوشش مياد پياده ميشه شماره اتوبوس رو ور ميداره
آوریل 27th, 2008 at 6:53 ب.ظ
یه چیز دیگه تا تلفن من قطع نشده یه کاری کنید چون من احتمالا از 3 شنبه تا 5 شنبه یا بیشتر نمی تونم انلاین بشم خیلی دلره این قضیه تور آزمایشی طولانی میشه
من تهران نیستم آمادگیم بیشتر از شماهاست که تهرانیداااااااااااااا
آوریل 27th, 2008 at 6:57 ب.ظ
هااااااااااااااااااااااااااااا؟
آوریل 27th, 2008 at 7:00 ب.ظ
زنگ تفریح 3
عاقد خطاب به عروس:آیا وکیلم شما را با مهریه هزار لیتر بنزین و چهار عدد کارت سوخت به عقد دائم آقا محمود در بیاورم؟ . . . عروس رفته ماشینش رو گازسوز کنه
——————————————————————————–
قصه غضنفر در فلسطين
غضنفرميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
يه مرغه قرص اكس ميخوره اسرائيليها ميگیرنش. دليلش رو ميپرسند ميگن: اين مرغه همينطور كه راه ميرفته مدام مي گفته: قدس قدس قدس …
غضنفر زنگ میزنه فلسطین زود قطع میکنه ازش دلیلش رو میپرسند میگه: می خواستم ببینم هنوز اشغاله یا نه.
غضنفر زن اسرائيلي ميگير… رو تشک حاضر نمیشه!
غضنفر میره مسابقه ی قرآن، سوره ی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده!
آوریل 27th, 2008 at 7:06 ب.ظ
آقا مهرداد من اینجا هم یه بار دیگه معذرت می خوام اگه باعث دلخوری شدم
بازم می گم فقط سوءتفاهمی بود که از برداشت شما از صحبت من پیش اومد باز هم نمی دونم والا هر جور دوست داری فکر کن
فقط از من ناراحت نشو دوست ندارم من باعث ناراحتی کسی بشم
حالا زیاد مهم نیست.
خوب بالاخره یکی می گه برنامه چی شد یا نه
من پس فردا میام اگه قراری هست من کرج بمونم.
آوریل 27th, 2008 at 7:09 ب.ظ
همه نیستن؟
آوریل 27th, 2008 at 7:11 ب.ظ
پس بای. قهر قهر قهر
آوریل 27th, 2008 at 7:18 ب.ظ
یه روز یه پسره دعا می کنه خدایا : من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه عروس خوب و خوشگل نصیب مادرم کن!!!
آوریل 27th, 2008 at 7:22 ب.ظ
زنگ تفریح 4
معاونت ابتدایی آموزش و پرورش اعلام کرد که کتاب های ابتدایی امسال تغییرات زیادی پیدا میکند و به روز میشود و ما هم درس اول کتاب اول ابتدایی رو امروز براتون گذاشتیم
گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او مي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار همچين ريز ريز شدند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او اصلا پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد !! به همين دليل است كه ديگر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد
آوریل 27th, 2008 at 7:26 ب.ظ
salam
آوریل 27th, 2008 at 7:27 ب.ظ
پسر عمه اینا نتایج وبگردیه صبحه…..
من از شما وبگردترم….تمامه اینارو خوندم
آوریل 27th, 2008 at 7:30 ب.ظ
2/3 سال پیش!!!!
آوریل 27th, 2008 at 7:36 ب.ظ
lili naz salam
آوریل 27th, 2008 at 7:44 ب.ظ
hich kas nist ?
آوریل 27th, 2008 at 7:48 ب.ظ
سلام پس کجایید من همش اظهار وجود میکنم نگین نیستم و مشکوکم و اینا ..
پسر كوچكي، روزي هنگام راه رفتن در خيابان، سكه اي يك سنتي پيداكرد. او از پيدا كردن اين پول ، آن هم بدون هيچ زحمتي، خيلي ذوق زده شد. اين تجربه باعث شد كه او بقيه روزها هم با چشمان باز سرش را به سمت پايين بگيرد و در جستجوي سكه هاي بيشتر باشد.
او در مدت زندگيش، ۲۹۶ سكه ۱ سنتي، ۴۸ سكه ۵ سنتي، ۱۹ سكه ۱۰سنتي، ۱۶ سكه ۲۵ سنتي، ۲ سكه نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده يك دلاري پيدا كرد. يعني در مجموع ۱۳ دلار و ۲۶ سنت.در برابر به دست آوردن اين ۱۳ دلار و ۲۶ سنت، او زيبايي دل انگيز
۳۱۳۶۹ طلوع خورشيد ، درخشش ۱۵۷ رنگين كمان و منظره درختان ا فرا درسرماي پاييز را از دست داد . او هيچ گاه حركت ابرهاي سفيد را بر فرازآسمان ها در حالي كه از شكلي به شكلي ديگر در مي آمدند، نديد. پرندگان در حال پرواز، در خشش خورشيد و لبخندهزاران رهگذر، هرگز جزئي ازخاطرات او نشد.
آوریل 27th, 2008 at 7:52 ب.ظ
اقا مهدی سلام جور غیبت دوستانو من میکشم احوال شما؟ خوبی، خوشی، سلامتی؟!!
آوریل 27th, 2008 at 7:55 ب.ظ
اقا رضا ! چه خبره امروز ؟دچار فوران روحی ،روانی ،علمی شدین؟اقا ترمز بگیر بذار همه مطالبت رو بخونیم!!!!
آوریل 27th, 2008 at 7:55 ب.ظ
من که هستم..چرا رابه را سلام میدین؟!!
سلام مهدی جان…
آوریل 27th, 2008 at 7:59 ب.ظ
آخه اقارضا امروز سرشون خلوت بوده
سایتم تا ظهر مشکل داشت…..حوصلشونم سر میرفت…..
صبح داشتن دنباله مطلب وجک میگشتن….
آوریل 27th, 2008 at 7:59 ب.ظ
man bad nistam shoma chetorid ?
آوریل 27th, 2008 at 7:59 ب.ظ
سلام من دیگه ترمز میکنم ولی یه وقت نگین رفته و پیچیده و مشکوکه و با آقا مهرداد ه و اینا
آوریل 27th, 2008 at 8:01 ب.ظ
سلام بر ارواح سرگردان خیلی خیلی خوش اومدید
عضویت شما در این جا مایه افتخار همه ماست
آوریل 27th, 2008 at 8:08 ب.ظ
eeeeeeeeeeeeeeeeeeeتو روح میثمی ؟ خودش کو پس؟
به به ارواح آشنارو دارم کم کم می بینم آقا رضا طلایی مهرشاد یگانه سحر مهرداد لی لی
به هر حال بازم غنیمته بهتر از هیچیه
آوریل 27th, 2008 at 8:11 ب.ظ
جالبه واقعا از تو گوشام داره آتیش در میاد من میام هیچ کس نیست
آوریل 27th, 2008 at 8:12 ب.ظ
آهای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی
آوریل 27th, 2008 at 8:15 ب.ظ
سلام بهار جان این اسمایی رو که بردی همشون هستن ؟
حالا ما جزو ارواح شدیم !
آوریل 27th, 2008 at 8:17 ب.ظ
سلام بچه ها منم بازی میدین؟
آوریل 27th, 2008 at 8:22 ب.ظ
بهاااااااااااااار؟؟؟؟
آوریل 27th, 2008 at 8:23 ب.ظ
اونم ارواح خبیثه…
آوریل 27th, 2008 at 8:24 ب.ظ
اقا میثم من نمیدونم مشکل شما چیه ؟ وچرا نمیتونی عضوبشی ؟ یه راه دیگه ،قدم به قدم بری میتونی.
1-”دیدن اخرین بحث های ایجاد شده در تالار”کلیک کن یه صفحه باز میشه
2-بالای صفحه سمت چپ زده “ورود——عضویت “،عضویت رو کلیک کن
3-یه صفحه میاد قوانین رو نوشته اون پایین “شرایط رو قبول دارم رو “کلیک میکنی
4-یه صفحه باز میشه”نام کاربر:اسم خودتون” ادرس ایمیل ” دوباره ادرس ایمیل”کلمه عبور :مثلا شماره تلفن خونتون(چون بیشتر از 4رقمه) دوباره همون کلمه عبور”،زبان هم که فارسیه، به زمانش هم دست نزن،کد تصدیق رو هم هر چی تو اون کادر هست” عینا” همون رو وارد کن “البته جسارت نباشه، اگه براتون ناخاناست میتونید اون گوشه سمت راست نوشته “اگر مشکل بینایی دارید” رو کلیک کنیدتا براتون راحتتر باشه من خودمم اون قسمتو مشکل داشتم.اگه همه اینا رو رعایت کنید حتما میتونید(اگه فکر میکنید یادتون میره میتونید اینارو یادداشت کنی واز روش بخونی وعضو بشی)امیدوارم.
آوریل 27th, 2008 at 8:27 ب.ظ
بهار به اعصابت مسلط باش عزیزم،یه لیوان اب قند که خرجی نداره ،بخور بهتر شی !
موقعی که من تصمیم میگیرم برم تو پیدات میشه. به این میگن ناهماهنگی!
آوریل 27th, 2008 at 8:31 ب.ظ
سلام یگانه خانوم من هنوز هستما پشت سرم چیزی نگینا !
راستی قرار بود یه تور بین شهری رو تدارک ببینین چی شد ؟؟؟
آوریل 27th, 2008 at 8:34 ب.ظ
من چرااز سحر بیخبرم؟؟؟
آوریل 27th, 2008 at 8:45 ب.ظ
مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند، گدایی عشق میكنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب
زن نشدند، اما همین كه مطمئن شدند مردانگی را در كمال نامردی به جا می آورند.
دکتر شریعتی
آوریل 27th, 2008 at 8:52 ب.ظ
salam be hame
آوریل 27th, 2008 at 9:13 ب.ظ
امیدوارم هرچه زود تر این کابوس ارواح وغربت تموم بشه.آمین
آوریل 27th, 2008 at 9:18 ب.ظ
بابا بهار خانوم امشب از اون شباستا !
همش حرف از ارواح میزنی !
راستی دیدین که من هنوز هستم !
آوریل 27th, 2008 at 9:18 ب.ظ
نه آقا رضا و لی لی جان قصد جسارت نداشتم
خوب اگه هستین من اون بالا دارم گلو پاره می کنم که برنامه چی شد ؟چرا جواب نمی دین دیگه یه قرار ساده چیه که هماهنگ نمی کنین؟مثلا اکثریت تهران هستینا
آوریل 27th, 2008 at 9:22 ب.ظ
ماشالا به شما خسته نباشید گرم و صمیمانه منو بپذیرید
می خوای اگه خسته شدی پست و به من واگذار کن برو یکم خستگی در کن آقا رضا
آوریل 27th, 2008 at 9:26 ب.ظ
ای بابا فکر کنم جدی جدی مهرداد با من قهر کرده
میثم جان و عیالش هنوز نیومدن که؟
لی لی هم رفته و یگانه خانم گل هم که هیچ موقع هماهنگ نیست
به نظر من باید یه ساعت رو مشخص کنیم همه با هم بیایم یا شماره همدیگرو که داریم یه تک بندازیم که این ارواح انقدر اینجا پرسه نزنن
آوریل 27th, 2008 at 9:26 ب.ظ
بهار جون اگه مسنجرت فعال بود این حرفو نمیزدی ! ( !!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! )
یا اونو فعال کن یا تو تالار پیغام شخصی بزار یا اس ام اس بزن تا جوابتو بگیری ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟
آوریل 27th, 2008 at 9:37 ب.ظ
برای رقیبم:
تو که زیر تیغ اون نگاش داری جون می کنی
کاش می دونستی که فردا جای امروز منی
با منم اول قصه مثل امروزه تو بود
دل ما روهم مثل تو با کرشمه هاش ربود
بین 100 نفر فقط تو چشم من نگاه میکرد
منم اون وقتا عزیزه دله من صدا میکرد
به منم گفت بری میکشم خودمو به پای تو
راست می گفت کشت خودشو با رفتنم برای تو
ما رو که عمری به پاش بودیم فروخت به یک نگات
تو رو که 2 روز کنارشی چه می کنه باهات
به تو هم می گه ،شبا چشات به خواب من میاد
اگه گفت تعبیرش اینه:کسه دیگرو می خوادددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد
آوریل 27th, 2008 at 9:39 ب.ظ
بهارجون من نرفتم..هستیم درخدمتتون!
موضوع گردش برای من یکی منتفیه…..عزیزم با بقیه هماهنگ کن….باآقارضا!!!آقای طلایی!!آقا مهرشاد!!!آقا شهاب!!آقامهرداد!!و….
کلآآقایونی که استقبال کردن ازین برنامه دیگه
آوریل 27th, 2008 at 9:40 ب.ظ
ای بی معرفتا پس همتون تو مسنجرید واقعا به این می گن رفیقای نیمه راه
آوریل 27th, 2008 at 9:45 ب.ظ
لی لی اینایی که گفتی همه پسر بودناااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
آوریل 27th, 2008 at 9:47 ب.ظ
بهار من نظر میدم ولی ثبت نمیشه
آوریل 27th, 2008 at 9:48 ب.ظ
منم اعلام می کنم از طرف منم قضیه تور منتفی شد .
من با هواپیمای شخصی بابام دارم میام تهران که سر مهرداد خراب شم برم دربند.
بای.
آوریل 27th, 2008 at 9:48 ب.ظ
چه عجب!
آوریل 27th, 2008 at 9:54 ب.ظ
طبق شواهد موجود تور رسما از طرف خانوما” منتفی شد “اقایون با خیال راحت واسوده برنامه ریزی بفرمایند!
آوریل 27th, 2008 at 9:55 ب.ظ
به به سلام یگانه خانوم ! بهار جون برو خوش باش ولی منظورت از دربند همون زندانه !! یا دربند تهرون برای گردش و تفریح !
آوریل 27th, 2008 at 10:04 ب.ظ
طبق آخرین اطلاعات واصله دانشمندان پس از تحقیقات فراوان به این نتیجه رسیدند که :
مهمترین عامل طلاق در هر مملکتی . ازدواج است !
تنها زن خوشبخت جهان حوا میباشد . چون فقط شوهر او آدم بود !
تنها مرد خوشبخت جهان آدم بود . چون مادر زن نداشت !
——————-
سردبیر : آقا رضا این همه مطلب مفید داری چرا تو تالار گفتگو نمیزاری . مثلا تو انجمن سرگرمی و تفریحی .. یا انجمن ادبی . فکر کنم اونجا اگر متن هات را بزاری ماندگار تر خواهد بود
آوریل 27th, 2008 at 10:05 ب.ظ
من تا نیم ساعت دیگه میام
آوریل 27th, 2008 at 10:08 ب.ظ
سلام دوستان
من خیلی وقت بود که نیومدم
نمی دونم کسی به یادم بود یا نه؟
آوریل 27th, 2008 at 10:21 ب.ظ
سمانه خانم بچه ها تا یک ساعت دیگه پیداشون میشه
آوریل 27th, 2008 at 10:21 ب.ظ
سلام به همگی دختر خانمها وآقا پسرهای گل
من رضا از شیراز هستم
آوریل 27th, 2008 at 10:24 ب.ظ
آخه یه با معرفت پیدانمیشه که جواب سلام رو بده
آوریل 27th, 2008 at 10:30 ب.ظ
مهدي. به شما هيچ ربطي نداره!
آوریل 27th, 2008 at 10:31 ب.ظ
سلام آقا رضا از شیراز خوش آمدی !
امیدوارم بتونیم از نظرات مفید شما هم نهایت استفاده رو بکنیم !
آوریل 27th, 2008 at 10:31 ب.ظ
بچه ها من تازه عضو شدم نمی خواید به من بگید باید چی کار کن