
هفت تیر ۷tir.com : مرد متجاوزی که دختربچه شش ساله یی را مورد آزار قرار داده، توسط پلیس دستگیر شد. متهم که کارگر یک رستوران در منطقه منیریه است، اتهام خود را رد کرد. اما تحقیقات نشان داد وی بعد از کشاندن دختربچه شش ساله به زیرزمین رستوران وی را مورد آزار قرار داده است. دخترک که روز گذشته در برابر قاضی جعفری معاون دادسرای جنایی تهران قرار گرفته بود، گفت؛ من پیش مادرم روی صندلی نشسته بودم، وقتی مادرم حواسش نبود، مرد کارگر به من گفت همراهم بیا تا به تو شکلات بدهم. من هم همراهش رفتم. او مرا به زیرزمین برد و مورد آزار قرار داد. دخترک که سعی داشت از متهم هر چه بیشتر فاصله بگیرد، به قاضی جعفری گفت؛ من از این کارگر به شدت می ترسم.
قاضی جعفری در ادامه تحقیقات مادر دختربچه را مورد بازجویی قرار داد، وی گفت؛ حدود ۱۰ نفر بودیم که برای صرف شام به رستوران رفتیم. همه ما گرم صحبت شدیم، یکدفعه متوجه شدم که دخترم نیست، با شوهرم داشتیم دنبالش می گشتیم که دخترم از پشت سالن بیرون آمد.زن جوان ادامه داد؛ متوجه شدم لباس های دخترم خونی است و به شدت می لرزد. وقتی وی را در آغوش گرفتم و کمی آرامش کردم به من گفت از سوی کارگر رستوران مورد آزار قرار گرفته است.
به دستور قاضی جعفری دخترک به پزشکی قانونی فرستاده و جوان کارگر با قرار بازداشت روانه زندان شد.

چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۹ ق.ظ
خدائيش يارو خيلي حيوون بوده
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۸ ق.ظ
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۰ ق.ظ
چه مردهای کثافتی پیدا میشن . مملکت ما تا چند سال بعد چه میخواد بشه خدا داند . دیگه هیشکی به هیشکی رحم نمیکنه . از بچه چند ماه بگیر تا پیرزن ۹۰ ساله
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۱ ق.ظ
بعد ازیه هفته سلام آقای سردبیر از شما نتضار نداشتم چراخبر رو درست نمی گین توی روزنامه جام جم روز دوشنبه ان خبر بود ولی این دختر در یک قدمی اقدام کرگربود و دختر مجروح شد و رستوران پلمپ وتعطیل تا اطلاع ثانوی و… لطفا از این به بعد خبررا درست بدهید ممنون
(راستی من اسمم را از سارا به این نم عوض کرم آخه امروز دیدم یکی همنام من توی لینک ادعای دروغین زن … نظر داده )
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۶ ق.ظ
نامردا ی عقده ای فکر کنم ای حیوونا از یه خر پیر مرده هم نگذرن
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۰ ب.ظ
طرف را بفرستید تربت تا نشونش بدیم با اینطور ادما چکار میکنیم………
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۱ ب.ظ
حیوون پستی که این آزار رو در حق یه طفل معصوم انجام میده لایق زندگی نیست. خدایا به تو پناه میبریم. مایکل جکسون کجایی که ایرانیا روسفیدت کردن
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۹ ب.ظ
باید خانواده ها بیشتر در مهمانی ها واماکنی مثل رستوران وپارک ها حواسشون جمع کنند
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۰ ب.ظ
بچه ها به نظر من اینا همشاز فقر فرهنگی ناشی میشه که در تمام قشرهای جامعه(باشرط عمده بیسوادی ) رخ میده که انسان رو تا مرحله حیوونی تنزل میده!!
یک نظری دارم برای پسرهای گل این سایت که ممکنه خیلی جنجالی بشه ولی هر پسری که دوست داشت میتونه نظرش رو بگه:
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۱ ب.ظ
” هنگامی که به سن بلوغ میرسیم، واقعا با کشش جنسی به عنوان یک نیروی غالب مواجه میشیم و این مسئله برای هر نوجوان سالم رخ میده. در این مرحله، یک نوجوان خام چیکار باید بکنه!!بدون هیچ اموزشی(البته در ایران اسلامی)!! بدون هیچ تجربه ای !! همه حضرات میترسند راجع بهش صحبت کنند!! تازه به نوچه هاشون میگند که برو زود ازدواج کن تا به گناه نیفتی!!
واقعا این حرفها مضحکه! و بیشتر این نوع ازدواج هاست که به شکست میرسه و ( ح ا ج آ ق ا ) ها مرتب ص ی غ ه میکنند. چون با عشق ازدواج نکردن بلکه برای دوری از گناه!!
من خودم یکی از دلایلی که در کنکور سراسری موفقیت بالایی نداشتم ، همزمانی بلوغم با کنکور وعدم آگاهیم بود، ولی همون موقع هم خطوط قرمز(البته از نظر خودم) رو رعایت میکردم ، به مرور زمان با اینکه خیلی سختی داره و گاهی اوقات واقعا تنها ذهنیت آدم س ک س میشه ، حالا متعادل هستم و هیچ مشکلی ندارم.هیچ احساس گناهی هم نمیکنم.فقط افسوس میخورم کاش کسی پیدا میشد که راحت به من روشهای کنترل و تعدیل رو میگفت تا ۴ سال زندگیم صرف تجربه کسب کردن نمیشد”
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۱ ب.ظ
مرتیکه ی بی شرف…
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۲ ب.ظ
چه طور به خودش اجازه ی چنین کاری رو داده؟؟؟
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۲ ب.ظ
تا دچاراین اتفاقات برای وکودکان نیفتدچرا !!!!!!!!!!!!!!!!!خانواده فقط به فکر مهمانی های خود هستند مگرحادثه پاکدشت ورامین برای انها درس عبرت نبود هرروز دراین روزنامه ها با این حوادث مواجه می شویم کاش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۳ ب.ظ
از پسر خاله سردبیر میخوام که راجع به نظرم فکر کنه و اگه صلاح دونست ،برای نوجوونهای سایت اطلاعات تکمیلی رو بیان کنه. البته من هم ، هر کسی خواست . چیز هایی که بلدم بهش میگم
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸ ب.ظ
هر چیزی در جامعه در ۲ حالت گندش در میاد :
۱- موقعی که زیاد آزادی داشته باشه
۲- زمانی که زیاد در خفا باشه
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۹ ب.ظ
بچه ها به نظرشما بايد اين حيوون رو چكارش بكنن.
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۳ ب.ظ
حسن جون به نظر من باید اون حیوون پست رو تحویل پلیس قزوین بدن، اونا بهتر میدونن باهاش چیکار کنن
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۸ ب.ظ
امان از شهوت ،كه اگه مهار نشه چه كارا كه نمي كنه اونايي كه خيلي قاطي كردن برن تاريخ بخونن كه همين شهوت مهار نشده هزاران بچه مثل اينو به كشتن داده اين كه چيزي نيست تنها راه مهار از طريق اقدامات پيش گيرانه است.
من نمي دونم اگه مردم اين نظرهاي ناب رو كي ميخواد بده؟؟؟؟
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۷ ب.ظ
این حیون باید دار زد
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۱۷ ب.ظ
احساسی برخورد نکنیم برای حل این معضل باید فقر ریشه کن شود در این صورت جوانها ازدواج می کنند و وجدان عمومی جامعه خودش را کنترل می کند وشرم در جامعه بیشتر و بیشتر می شود وگرنه با فحش و دستور جامعه درست نمی شود. انتخابات آزاد چاره کار است
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۱ ب.ظ
به نظرتون بازهم باید بگیم تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود ؟؟؟؟
mr_mi۹@yahoo.com
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۴ ب.ظ
حالا ما يه غلطي كرديم آقاي سردبير اين عكس مستحجن چيه گذاشتي اصلاً اين عكس اون دختره نيست به اين كارو ميگن تشويش اذهان و ميدوني كه جرم داره!!
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۵ ب.ظ
دهقان فداکار پیر شده و نمیتونه فداکاری کنه !!!
چوپان دروغگو عزیز شده!!!!!!!!!
شنگول و منگول گرگ شدن!!!!!!!!!!!
روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسه است !!!!!!!!!!!!!!
حسنک گوسفنداش رو ول کرده رفته تو شهر دنبال کار ولی معتاد شده!!!
آرش کمانگیر مواد فروش شده !!!!
شیرین ، فرهاد رو پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی!!!!
رستم و اسفندیاراسبهاشون رو فروختن ، موتور خریدن میرن کیف قاپی!!!!
کبری تصمیم گرفته دماغش رو عمل کنه!!!!
کوکب خانم دیگه با سلیقه نیست حوصله مهمون رو نداره !!!!!
پتروس فداکار سد رو ول کرده رفته دبی کنسرت گوگوش !!!!
واقعا چه بر سر ایران و ایرانی آمده که این چنین شده!!!!!!
mr_mi۹@yahoo.com
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۲۷ ب.ظ
آقا مهدی چه ربطی داشت؟همچنین شما جناب محمدی تا وقتی زنای خود فروش هستن چرا بره سراغ بچه؟ این از هوسه نه فقر
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۳ ب.ظ
حالا از جلو بوده يا عقب لطفا مشخص كنيد
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۴ ب.ظ
ربطش اینه که الان با داشتن حکومت اسلامی از نظر پاک بودن و کم بودن فساد در رتبه ۱۶۹ جهان قرار داریم و فنلاندیهای بی نماز در رتبه ۱ جهان و پاک ترین کشور جهان هستند
mr_mi۹@yahoo.com
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۰۲ ب.ظ
سلام خدمت همگی و سردبیر محترم آقا پیمان که ازش شاکی ام.
می خوام یه جریانی رو تعریف کنم و می دونم همگی نظرتون خلاف حرفای منه اما میگم.(می خوام خیلی ساده بیان کنم)
من با اینکه الان تو جنگل زندگی می کنم سالهای پیش انواع جاها کار کردم از با کلاس ترین کارها تا حمالی ترین کارها(حکایت همون مرد هزار چهره)
۶ سال پیش من توی یه زیرزمین قنادی کار می کردم. که کارگراش همه ترک از نوع بداش بودن.اینا اهل همه چیز خوردنی و کشیدنی بودن_کلا ۹ نفر بودیم که ۷ نفرمون شب همون جا توی همون سوسکها می خوابیدیم.کارها خیلی بزرگ بود و شبها من مجبور بودم تا اینا همه جور گندو کثافت کاریه خودشونو کنن تا بخوابن تا من با خیال راحت بلند شم یه گوشه ای به تمرینات رزمی خودمو بپردازم. خوب تا اینجای داستان باید فهمیده باشین که چه جور آدمایی هستن البته من این حقو به تموم کارگرای عزیزمیدم چون با اینکه از صبح تا شب یکسره باید کار کنن اونم با یه حقوق خیلی کم_هیچ وقت هم کسی به اینها به خاطر شغلشون زن نمی دن.من منظورم اینه که یه آدم واسه چی به خودش فشار میاره واسه چی تلاش می کنه؟؟ واسه اینکه به اون آرامش برسه دیگه. اینایی که هرکدوم ۵-۶ ساله دارن توی یه زیرزمین کار می کنن و درآمدشون به اندازه خوردو خوراک و لباس و یا جدیدا موبایل باشه__هرچیزی واسه خودش اندازه ای داره_وقتی انسانی خسته و نا امیده و هیچ کس اینارو آدم حساب نمی کنن خوب صبرشون هم لبریز میشه دیگه به خصوص اگه آتش شهوت درونشون شعله بکشه.
یه روز دقیقا چنین برنامه ای پیش اومد و دختری ۶ ساله نزدیک درب کارگاه داشت بند کتونی اش می بست که ما از زیر همه چیزو می دیدیم. یهو یکی از بچه ها به دختره گفت بیا بهت شیرینی نارگیلی بدم که دختره هم اومد گرفت بعد گفت میشه ببینم چه جوری درست می کنین؟ که پسره اونو راهنمایی کرد یه کم که پیش ما بود دختره فقط به من نگاه می کرد نمی دونم چرا اما خودم فکر می کنم واسه این بود که قیافه من با اونا فرق می کرد اصلا بهم نمی اومد اونجا کار کنم بعد از دقایقی یکی از بچه ها دخترو داخل سرد خونه برد که نشونش بده اما دیر کردن یهو یکی بهم گفت عمو گرگه بروببین چه خبره منم وقتی درو باز کردم دیدم دختررو لخت کرده و دختره گریه می کنه تا اومدم یه چیز بگم بقیه هم اومدن و همه حشری بودنو یا به قول معروف (ندید بدید) بیرونش آوردن دختره جیغ می کشید اما صدای دستگاها باعث می شد صدا بیرون نره_هرکی یه جاشو دست می مالید_من مات شده بودم و اصلا باور نمی کردم اینایی که حرف از جوون مردی می زنن الان…
فقط دیدم دختره با یه نگاه التماس مثل همون اول یه جوری به من خیره شده و جیغ می زنه یهو به خودم اومدم و رفتم جلو ۲-۳ نفرو زدم و جدا کردم اما دیدم هیچی حالیشون نیست و با همون لهجه مزخرفشون یه چیزایی دارن میگن که عصبانی شدم و شروع کردم دعوا گرفتن که توی این شلوغی دختره از چنگشون در اومد و دوید به طرف بیرون اینا هم همگی ریختن سرم و تا می تونستن منو زدن_دیگه داغونم کرده بودن که مردم ریختن داخل و جدا کردن فکر کنم واسه جیغ های اون دختر سر خیابون بود.
بگید آخرش چی شد؟؟ منو اخراج کردن به خاطر اینکه مثلا به اوستای خودم بی احترامی کردم.
آره بچه ها اینجوری هاست_مملکت ما همنیه با اینکه افغانی های کثافتو تقریبا بیرون کردن اما مردم خودمون دچار کمبودن و هرروز یه اتفاق می افته_اتفاقایی که شاید حتی در هفت تیر هم منتشر نمی شه.
در ضمن من از حق اون کارگرا دفاع نمی کنم اما می خوام فقط یه جمله باحالشونو اینجا بگم که موقع درگیری مدام تکرار می کردن.
می گفتن اگه این دختر بزرگ توی این مملکت خراب در میاد فرقی نمی کنه که ما الان کاری کنیم یا چند سال دیگه_باید زرنگی کنیم و…
جمله دیگه که خودم خوشم اومده بود این بود که اینا همونایی هستن که چند سال دیگه تریپ می زنن و با این جوجه عاشقا میرن سینما همدیگرو می مالن بعد میرن خونه اون جیگول پسرا و فکر می کنن چه گهی هستن که میان داخل مغازه ما و با ناز و عشوه به ما میگن ۱ کیلو شیرینی تر__مارو هم افرادی بو گندو_ عتیقه و…به حساب میارن.
شاید ۵۰%راست می گفتن شایدم…
شما قضاوت کنین
من دیگه زیاد حرف نمی زنم
فقط می خوام از شما معذرت خواهی کنم که سرتونو درد آوردم و معذرت خواهی دیگه که اگه کسی اینجا کارگرزیرزمینه من هیچ توهینی بهش نکردم_پیش میاد_بعضی ها واقعا شرف دارن و انسانن بعضی ها هم…
که فقط تقصیر دولته
چراشو الان نمی تونم بگم چون خیلی خیلی بحثش طولانیه
همگی بای__موفق باشید
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۰۳ ب.ظ
آقا اميد از تهران شما قبلاًكارگر رستوران درمنيريه نبوديد؟؟؟
.
.
علي آقا خودتو كنترل كن جونن عقل ندارن كه!
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۰۳ ب.ظ
این خرابه قبرستان نه ایران ماست
این خرابه ایران نیست٬ ایران ، کجاست؟
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۰۴ ب.ظ
آقا اميد از تهران شما قبلاًكارگر رستوران درمنيريه نبوديد؟؟؟
.
.
علي آقا خودتو كنترل كن جوونن عقل ندارن كه!
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۰۵ ب.ظ
)):
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۱ ب.ظ
به نظرمن اين حيوون رو قبل از دار زدن بايد تمام مشتريهاي اين رستوران تو همون زيرزمين بهش تجاوز كنند تا بفهمه يك من ماست چقدر كره اش هست
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۷ ب.ظ
جناب آقاي MR.WOLF az jangal راستش رو بگو اين ماجرايي رو كه گفتي توي كدام فيلم ديدي؟؟؟
يه چيزي ديگه من از اون جمله دعوا گرفتم فهميدم كه بچه شمالي!! حال كردي نه جون من حال كردي
….
.
.
.
علي آقا تو بايد شرلوك هلمز ميشدي والا!!
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۳ ب.ظ
اخه مگه دختر ۶ساله هم لذت داره که……………..
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۸ ب.ظ
اقای MR.WOLF az jangal
شما قبلا گفته بودی تو جنگلی و بعضی روزها میای رشت و کای نت.ولی الان شما از سریال مرد هزارچهره صحبت میکنی.تو جنگل واسط برق کشیدن؟آخه چرا دروغ میگی؟کدوم کافی نتی ساعت ۲:۰۲ دقیقه شب بازه,که توام اونجائی و نظر میدی؟
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۴۰ ب.ظ
عجب ناکس الخلق ها
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۹ ب.ظ
كثافتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۲۰ ب.ظ
۲ نوجوان هندی هم یک دختر ۴ سالرو کشتن و به جسدش تجاوز کردن
…………………….
دنیا پر شده از تجاوز و کثافت…………….
راستی خبرش تو سایت عصر ایران درج شده
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۳۷ ب.ظ
خوب حالا اگه یکی بگه من باید چکار کنم که بتونم نظرات رو ببینم چقدر خوب می شه
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۴۶ ب.ظ
عجب جیوون پستی .
آبروی مردها رو برد .
خدا برش داره
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۵۳ ب.ظ
بعضي مردها واقعا” پستند و خيلي كمبود دارند به نظر من بايد دارشون زد .ولي بيجاره زن و بجه اين مرد كه وقتي مي فهمند پدر خونواده اينقدر پست و رذله چطوري مي تونند ديگه باهاش زندگي كنند.
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۵۶ ب.ظ
من اگه والدين اون بچه بودم ناكارش مي كردم
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۵۹ ب.ظ
سلام بر جوانمردان
به نظر شما آیا
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند؟
انسان موجودی بین بینهایت پستی و بینهایت خوبیست
زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۱۷ ب.ظ
آخی حیوونی.آخه دختر بچه ی ۶ ساله هم کردن داره؟؟؟؟باید یارو رو بندازن زیر ۶ تا کلفتش تا جر بخوره.
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۱۹ ب.ظ
امید از تهران.حالت خوشه هااااااااااااااااااااا !!!!!!!!!!!!!!!! خوب از جلو بوده که خونی مالی شده
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۲۶ ب.ظ
mr wolf از جنگل داستانت جالب بود بده کتاب شه.حالا اینارو ول کن خودت الان تو جنگل چی کار می کنی.شایعه شده با تارزان دست به یکی کردین دارین دختر بازی می کنین .آآآآی شیطون
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۲۶ ب.ظ
خدا رو شکر! دولت مهرورز در کوتاهترين مدت به ثمر نشست! فقر فساد مشکل اقتصادی فحشا در سطح کلان و اين فاجعه!
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۲۹ ب.ظ
دیگه هم نشنوم داری به ترکها شر میما لی.بی تربیت بی شعور بی ادب بی کلاس جنگلی پشمااو.این نظر بود یا ….شعر.واه واه واه واه واه بلا به دور
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۴:۳۲ ب.ظ
راستی سلام ما رو هم به تارزان برسونید .بهش بگو ما خیلی خاطرشو میخوایم
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۲۶ ب.ظ
دروغ نباشه بدون رودرواسی خودم از این کارا بدم نمیاد البته نه با خشونت
به هر حال نظر شخصیم بود
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۱۸ ب.ظ
سلام . خوبین دوستان . هر حرفی میخواستین زدین الا یه چیز . این وسط دخترک معصوم بی نوا یه عمر با تنفر ، ترس و …… زندگی خواهد کرد . امیدوارم نخواد به زندگیش خاتمه بده . خودمونین حالا اگه نیروی انتظامی این حیوون رو وسط خیابون آش و لاشش بکنه ، باید بگیم دارن وحشی گری میکنن ؟ نه . من خودم دوران خدمت دخترک ۱۳ ساله ای رو دیدم که بدتر از این رو در عرض ۱۰ دقیقه به سرش آورده بودن . وقتی پسرا رو گرفتیم خیلی راحت میشد فهمید که از کارشون اصلاً ناراحت و پشیمون نبودن . باورتون نمیشه با پنجه بکس زده بودن گونه هاشو شکسته بودن . ای بابا چی بگم . از ماست که بر ماست .
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۲۸ ب.ظ
دور تا دور من از دشمن سياهي مي زند
رستم و سهراب كو اسفندياران را چه شد
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۵۲ ب.ظ
Shanel۱۹۸۴ُ: ۷۷.۷۷.۷۲.۶۳ جان.ازت خوشمان امد.
دمت گرم اگه داری ابجی ۶ ساله اگه نه دختر ۶ سالتو بده من یه حالی بهش بدم.(البته نه با خشونت بلکه در کمال مهربانی).(عکس شش سالگی ننت یا ابجی تم باشه باهاش ج ل ق میزنیم)!!
خودت هم معلومه ۶ سالت بوده یه بلا ملاهایی سرت اومده ها.!!
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۱۹ ب.ظ
عجب صبری خدا دارد , اگر من جای او بودم کز اول ظلم میدیدم , زمین وآسمان را یک نفس ویرانه میکردم ……
ای خدا !!! آخه تا کی ؟ میگن خدا موجود پست خلق نمیکنه , از این حیوون نجس دیگه پست ترم هست
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۲۸ ب.ظ
رضا جان از اردبیل
مشکلت چیه عزیزم؟ چرا انقدر با کیبوردت در گیری؟
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۱۷ ب.ظ
سلام.اگه من این خبر رو که گرفتم از نیرو انتظامی پرونده شو دیدم این کثافت قبلا هم از این کارا کرده ولی نمبدونستن البته بگم با زحمت بچه های باز جو حرف های قبلی هم یادش اومده ولی اگه پروندش تو اطلاعات بود ۵ دقیقه همهی حرفای دلخواهیمو میگرفتم ولی نگران نباشین الان با کسی که تجاوز میکنه طناب رو میبندن سر الت تناسلی و سر و ته میکنن الان تجاوزم از یادش رفته.
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۳۸ ب.ظ
اغا راه حل دست خدمه
بفرستش بیاد شیراز وقتی یک ادم با ۱۳۰ کیلو وزن افتاد روش میفهمه این جور کثافت کاریا چه اواقبی دارو
اره ببم بده بید ادمش می کنیم این حیون رو
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۱ ب.ظ
سلام به همه بچه های هفت تیر هی اقا جنگلی دیگه نبینم به افغانی ها توهین کنی این داستانت رو بذار در کوزه ابش رو بخور فک کردی میتونی رابینهود باشی
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۰ ب.ظ
راست میگن نفت از مرز ۱۱۵دلار گذشت
مردیم بس که پول دار شدیم نمیدومیم این پوالای که تو سفره ریخته چطوری جمع جور کنیم
کسی هست بگه سکه ها را کجا بزاریم اسکناسها را کجا واقعا کلافه شدم
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۳۱ ب.ظ
دخترکه بیچاره توالت کل کشور به گند کشیده
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۳ ب.ظ
مملکت گل و بلبله دیگه
چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۴ ب.ظ
بهش حق می دم هیچ کس کاری رو بی دلیل انجام نمی ده
شما هم بهتره به فکر کار های خودتون باشید
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۴ ق.ظ
سلام
متاسفم.اخه چیزی که زیاد زن خراب با بچه چیکار دارن …
این بچه هرگز فراموش نمکنه و خدا میدونه بعدا چقدر مشکل خواهد داشت
این اولین بار نیست ولی امیدوارم اخرین بار باشه
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۴ ق.ظ
یعنی انقدر اوسکول و تو کف بوده ! در حضور پدر و مادر دختر در چند متری ، اینکارو کرده ؟ اصلا هم فکر نکرده که بچه رو ول کنه ، میره بهشون می گه ؟ تازه بچه رو خونی کرده بعد فرستاده که بره به بابا و مامانش بگه ؟ یک کم این خبر عجیبه ! اگر راست باشه ، یارو رو نه به جرم بچه بازی ، بلکه به جرم خنگ بودن باید دار زد !!!!
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۷ ق.ظ
مستر ولف از جنگل اولا شما بيخود ميكنين كه به زبان تركا تو هين ميكني مزخرف خودتي دوما تو همه قوميتها آشغال وجود داره
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۹ ق.ظ
کجا امنیت داریم اخه جلوی چشم خلایق
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۸ ق.ظ
حالم دیگه داره به هم میخوره ااااااااااااه یک آقای فهمیده نیست؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۹ ق.ظ
نییییییییییییییییییییست؟کسی دخترا رو واسه سرگرمی نخواهد؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۴۵ ق.ظ
چرا همه خوابند؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۶ ق.ظ
خدا يا به تو پناه مي بريم خدايا مارا اني وكمتر از اني به حال خودمان وا مگذار خدايا همه را به راه راست هدايت كن و همه انسان ها رو از شر اين حيوان ها در امان بدار امممممممممممين
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۵۱ ق.ظ
اینا از حیوون هم پست ترند ، یه مشت عقده ای هستن که عقدشون رو با این کارا خالی می کنن ،،،بعد هم میگن کشورای غربی ،،،کشورای غربی اگه از این کارا می کنن براشون عادیه ولی شما چی که دم از اسلام می زنید ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،چند مدت می بینید که دادگاه رای صادر می کنه ،،،رای صادره : مرد روانی شناخته شد پس آزاد ( بره ول بگرده ) ،،،،آقای قاضی ما اعتراض داریم ،،، ج . اعتراض وارد نیست ،،، ق . پرونده مختومه اعلام شد ،،،، ،،،، بخاطره اینکه گندش بالا نیاد شما هم خفه بگیرید ،،،،،چشم آقای قاضی ،،،،،،،،،،چشممممممممممممممممم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۵۹ ق.ظ
به خدا یارو اگه بدن به من تک تک سلولای بدنشم قصاص میکنم .
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۰ ق.ظ
مهسا از تهران به کی حق میدی؟ چرا حق می دی؟ همیشه می دی؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۱ ق.ظ
واقعا که آدم نمیدونه چی بگه
یه لحظه هوس یه عمربدبختی میاره
اونم یه طفل معصوم
واقعا با این اوضاع مملکت و فراوانی زن …………… مرتیکه نفهم تو باید بری به زور یه دختر بچه رو ببری
بعضی از مردا(حیف اسم مرد)یا جنس مذکر بگم بهتره از حیونها پست ترند
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۶ ق.ظ
حمیده - تهران
سلام :
چی کاریش داری ولش کن خودش گفته که به کسی کار نداشته یاشبد .
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۱۳ ق.ظ
سارا جون اينقدر حرص نخور طرف يكمي عجول بوده اگه يه شش هفت سالي صبر ميكرد ديگه اينهمه غوغا برپا نمي شد البته اين عكسي كه سردبير گذاشته الحق بيشتر همه رو عصباني كرده اي سر دبير شيطون!!!
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۳۹ ق.ظ
آخه مرتیکه بدبخت.این همه امکانات تو این مملکت هست.تو چرا به یه بچه ۶ ساله گیر دادی.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۰ ق.ظ
جناب متین !
مگه نداشتن وجدان ربطی به سواد و بیسوادی داره جناب
یعنی هر کی بیسواده همه کاره ست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه کم بیشتر در مورد حرفاتون فکر کنید
شاید منظورتون فقر فرهنگی بوده و از آنجا که بیسواد تشریف دارید فرهنگ = سواد قرار میدید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جناب آقای مزخرف از جنگل بهتره تو همون جنگل بمونی چون جات خوبه و با امثال خودت همنشینی میکنی
شما حق ندارید به لهجه یا زبان یا قشر خاصی توهین کنید
از بس مملکت مزخرفی داریم
چون خیلی ها چشم ندارن ما ایرانی ها رو با هم ببینن این چرت و پرتها رو انداختن وسط
اهانت به ترکها هم از زمان رضاخان که خواست بین ترکها و فارسها با ایجاد تفرقه حکومت کنن تومد
تا قبل از اون مگه این مزخرفات بود
دیگه هم نبینم از این حرفها زده بشه
همه ما ایرانی هستیم و از «زا آریائی
تازه ترکها از لحاظ فیزیکی و ظاهر یبیشتر نژاد آریائی رو حفظ کردن تا بقیه
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۴ ق.ظ
علی کوچولو از کرمانشاه
میدونی فرق یه انسان بزرگ که با اختیار و میل خودش تن به این کار تن میده با یک بچه کوچیک که به زور به این کار واداشته میشه چیه؟؟؟؟؟؟؟/
در مورد همه هم اینطوری کلی گویی نکنید؟
من به آزادی انسانها اعتقاد دارم و احترام میذارم ولی اینکه همچین بلایی سر یه طفل معصوم بیاد نمیتونم ساکت بشینم
الهی که همچین بلائی سر بچش یا خواهرش بیاد تا بفهمه یعنی چی؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۴۵ ق.ظ
مثل اینکه این نگین و فریبا از زنجان بدشون نمیاد برن زیر زمین
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۵۴ ق.ظ
خدايش حيف به اين حيوان بگوييم حيوان، چون حيوان غريزه داره و نمي تونه خلاف غريزه انجام بده ولي اين كثافت به اصطلاح خودش عقل داره.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۵۴ ق.ظ
سارا جان منظور من تأيد كار ايشون نيست خواستم يه كمي اين احساس پاك شما را كه حاكي از صفاي باطني شماست متعادل كنم !
.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۵۶ ق.ظ
سارا جان منظور من تأييد كار ايشون نيست خواستم يه كمي اين احساسات پاك شما را كه حاكي از صفاي باطني شماست متعادل كنم !
.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۰۷ ق.ظ
يه ماجرايي شبيه اين توي كرمانشاه اتفاق افتاد.
دراين ماجرا چند كار گر نگهباني(سه يا چهار درست يادم نيست قضيه مال چند سال پيش است) شركت آب كه در اون منطقه مشغول حفاري بود. شب هنگام دخترنه ساله اي را كه براي خريد لوازم مدرسه از خانه بيرون آمده بود را گرفته وبه چادر نگهباني اشان برده بودند و بعد از تجاوز(سه نفري) به اون سرش را با چاقو بريده بودند باورتان نميشود با چاقوي ميوه خوري!!! (چقدر شكنجة) وبعد جسدش را در آن حوالي انداخته بودند .
اما قسمت خوشحال كننده اين ماجرا اينجاست كه اين افراد خيلي زود شناخته شده و حكم اعدام هرسه نفر در محل انجام شد و هرسه را مثل سگ دار زدند!!
درود بر دستگاه قضايي سالم.و پليس وظيفه شناس
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۰۸ ق.ظ
من که نمی دونم چی بگم !
واقعا متاسفم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۴۰ ق.ظ
بي مكان تو اين يكي مطلب مونده حرفي به ذهنش نمياد
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۴ ق.ظ
نمیشه چیزی گفت و نظر درستی داد چون الان هر چی بگم از سر عصبانی.فکر کنم با اینطور مسائل که اینروزها بشدت در جامعه در حال افزایش میباشد باید کارشناسی و روانکاوی گردد
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ق.ظ
حمیده جان بخوای به تو هم می دم
من همه جوره پایه ام
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ق.ظ
این آدم از حیوون بدتره.باید بیارنش وسط شهر و جلوی مردم بدنشو مثله مثله کنن تا واسه همه عبرت بشه
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۱ ق.ظ
مهسا هستی؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ق.ظ
وای ترسیدم! واقعا باید مهسا رو ولش کرد به حال خودش.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۴ ق.ظ
حيف شد
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۰ ق.ظ
چی حیف شد آقا رضا؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۱ ق.ظ
سارا خانم از قم ،امیدوارم که نوشته بعدیش که مربوط به پسرا بود رو نخونده باشی!! ولی اگه خونده باشی شاید منظور من از بیسوادی رو فهمیده باشی. با اینکه توهین کردی ولی واقعا اگه پسر بودی میفهمیدی من چی میگم.! واقعا در زمینه هایی در ایران به ما اموزش کافی داده نمیشه و همان مطالبی که انجا هم گفتم بازم تایید میکنم.(البته میدونم اینجا شاید جاش نبود ولی اگه یک نفر هم به حرفهای من فکر کنه ،شاید برام بس باشه)
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۱ ق.ظ
سارا ابتدا از اینکه صریح حرف میزنم منو ببخش. دو فرضیه رو مطرح میکنم:
اما راجع به بیسوادی. هنگامیکه به سن بلوغ میرسی .در مقابل نیروی عمیقی مواجه میشی و ناخدا گاه دچار احتلام و استمنا میشی. در اون لحظه با خرافاتی که تحویل مل دادند ،خودت رو گناه کارترین فرد دنیا دونسته و برای رهایی اگه امکان مالی باشه در سن ۱۷ سالگی و در خامی کامل ازدواج میکنی.فقط برای اینکه از راه حلال ارضا بشی! به ۲۱ سالگی که میرسی احتمالا ۲تا بچه دور ورت هست و تازه زمای است که میفهمی چه غلطی کردی!نمونه بارز این فرضیه جوجه ر و ح ا ن ی هاست ،که بعد از عمری زندگی مشترک بدون عشق،هر کسی رو که میرسند صیغه میکنند!!
نمونه دوم کسایی هستند که در سن بلوغ امکان ازدواج ندارند.در این حالت اگه سواد تجربی و معنوی داشته باشند و اموزش دیده باشند مسلما خود رو بدترین گناه کار ندونسته و به راههایی که واقعا گناه واقعی است(مثل زنا،لواط،…) کشیده نشده و با مشکل خود یعنی(احتلام و استمنا) مدارا کرده و پس از مدتی به تعادل میرسند. اما وای به حال کسایی که پشتوانه سواد معنوی و تجربی ندارند!! خودشون رو نابود میکنند!!من نمونه زیادی از اونها رو در دانشگاه دیدم!!
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۳ ق.ظ
اين موجود كثيف را بدون دادگاه به دار بكشيد
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۵ ق.ظ
علی کوچولو اینا رو بیخیال (( اصل حالت چوونه ))
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۶ ق.ظ
موافقم چون هر پدر و مادری حاضرند خودشان را برای بچه شان بکشند نه اینکه برای خودشان بچه شان را بکشند اینو هرانسانی که بچه داشته باشد می فهمد.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۸ ق.ظ
آقا متین یه سوال پدرای ما چطور اینقدر در اون سن پاک موندن (پدر من ۲۴ سالگی ازدواج کردو۱۷ ساله نبود) ممنون میشم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۰ ق.ظ
این نظرم مال یه مبحث دیگر بود. اشتباه شد.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۱ ق.ظ
بچه ها اگه دیدین اینجا کسی نیست بدونید همه تو لینک ایستگاه فضایی هستند
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۷ ق.ظ
يه زماني يه مومني گفت كه اگر توي هر خونه يه توالت نباشه تمام خونه به گند كشيده ميشه پس شهرنو را تعطيل نكنيد كه كثافتش توي شهر پخش نشه اين هم تبعاتشه متاسفانه اوضاع جوونها خيلي تاسف بار شده
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۶ ق.ظ
آفرین به پیرمرد مهربان بالاخره یک نفر حرف حساب زد.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ق.ظ
فکر می کنید همه اون چیزی که در این مملکت اتفاق می افتد می شنوید
این چیزی که شنیدید گوشهای از همه جنایت های است که داره انجام میشه
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۴ ق.ظ
محمد جون هستم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۵ ق.ظ
سلام…. آقایی به اسم MR.WOLF az jangal یک نمونه خاطره از زندگیش تعریف کرد حالا شما مگه علم غیب دارید که باور نمی کنید ..به نظر من در ایران هم اگر کسی یک حرف از روی صداقت بزنه باید بزنیم تو سرش یک نفر نیومد و بگه باریکلا چه کار خوبی کردی همه مردم بخیل شدن اینقدر بخیل شدن که حاضر نیستن یک حرف رو از روی صداقت باور کنن ولی حاضرن برن تموم داستانهای سایت آویزون رو بخونن و باورش هم کنن … همیشه چیزهایی که میشنوید اگر کار خوبی بود باورش کنید مگر خلافش ثابت بشه mr_mi۹@yahoo.com
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۶ ق.ظ
سارا جون زمونه فرق میکونه؟مقایسه نکن…………
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۶ ق.ظ
داش حميد قربانت منال كوريد ارا هايده اروميه؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۴ ق.ظ
مشی علی منال کرماشانم ویرگرفتاربیمان (( داد وتم هر کس حقم نیسینی ))
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۹ ق.ظ
کانالو عوض کنید.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۵ ب.ظ
حمیده خانوم ادم چیزیرو که بهش ربطی نداره چیییییییییییییییییییییییییییییی دخالت نمیکنه
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۹ ب.ظ
نمي دونم دختره شش ساله براي چي مگه ديگه …….
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۹ ب.ظ
حالا فهمیدم. چشم آقا حمیدرضا
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۱ ب.ظ
۷تیر
عزیزم خواهشا دیگه از این مطالب ننویس
من جنبه که ندارم تحریک می شم گناهش می افته گردن تو
این چه مملکتیه جوونای مردمو به گناه میندازه
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۰ ب.ظ
چشمت بی بلا باشه
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۰ ب.ظ
وقتي جوونا به همديگه توجه نكنن،جامعه هم به اونا بي توجه باشه،ازدواجي در كار نباشه،جايي نباشه كه جوون انرژيه فراوونشو تخليه كنه،اين انرژي آزاد يقه اين بچه بي گناهو مي گيره
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۵ ب.ظ
اعدام در ملاء عام بدون نوبت و دادگاهی کثیفت ترین آدمهای روی زمین .
فطا از خدای بزرگ می خوام ما را عاقبت بخیر بگردان
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۵ ب.ظ
به نظر من اين حيوون بايد در ملا عام با يك چهار ليتري بنزين به اتيش گشيده بشه تا ديگه كسي حوس اين جور غلط ها به سرش نزنه ….
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۷ ب.ظ
حميده خانم ازش غلط املايي نگير
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۸ ب.ظ
با هوس موافقم فرقی نمی کنه با “ه” یا “ح”
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۰ ب.ظ
بازم سلام
حميده خانمك دمت گرم شما هميشه توي اين سايتي كاري پختو پزي چيزي نداري؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۱ ب.ظ
بازم سلام
حميده خانم دمت گرم شما هميشه توي اين سايتي كاري پختو پزي چيزي نداري؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۱۲ ب.ظ
بهترین مجازات برای اون اعدام هست
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۱۵ ب.ظ
خاک بر سرش کسافت حروم زاده
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۱۶ ب.ظ
علی اقا نبودید نگران شدیم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۱۷ ب.ظ
اتفاقا هم کارم رو انجام می دادم هم تو سایت بودم. اما حالا دیگه باید برم خونه. پس علی آقا جان خداحافظ
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۳۴ ب.ظ
حضوركاربران گرامي سلام عرض مي كنم:
خواستم به اطلاع برسانم كه طبق قانون مجازات اسلامي مصوب ۱۳۷۰ كيفرمتهم تجاوز به دختر بچه شش ساله اعدام است.
انشاء الله كه دست عدالت ازآستين بيرون بياييد ومجرم به سزاي عمل خودش برسد.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۴ ب.ظ
امیدوارم تبرعه بشه از جسارتش خوشم اومده
فکر می کنم بتونیم با هم خوشبخت بشیم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۴ ب.ظ
بچه ها این راسته که چت روم واسه ایرانیها بسته شده؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۰ ب.ظ
این حیوون نبود ، چون حیوونا به همدیگر رحم می کنند. این شهوت است که وقتی پرده ای جلوی چشم می کشدئ دیگر مادر و خواهر و عمه و خاله و حتی دختر بچه چند ماهه رحم نمی کند تا اینکه این شیطان از وجود خالی شود. این قصه فراوان هست. با مثلا دین ما اسلام هست و خیلی چیزها سفارش کرد.ولی با وضع مملکتمون اینه دیگه. البته با کشتن یا سوزاندن این شخص کاری درست نمیشه. باید فرهنگ زیستن را درست آموخت.الان خانواده ها بیشتر مقصر هستند. دختر برای خانواده مثل گنج می مونه وارزش بالای دارد حتی از پسرها.
ولی متاسفانه …………
خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر کند . بفرمائید آمین
این یکی رو امیدوارم بسوزانند.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۰۳ ب.ظ
سارا من که متوجه سوالت نشدم.چون من هیچ وقت نگفتم که کسیکه در ۲۴ سالگی ازدواج کنه گناه کاره!! من ۲۱ سالمه و خیلی وقت از سن بلوغ گذشتم و هیچ احساس گناهی هم نمیکنم.دقیقا مثل پدرت!!. چون اصلا گناهی نکردم(البته از نظر خودم).من یک بحثی رو کردم که میدونستم میتونه جنجالی بشه ولی حقیقت محضه!!میدونی از نظر من گناه اونه که با خرافات ذهن یک نوجوان رو طوری تحریک کنند که اگه اولین نشونه های بلوغ رو دید ونتونست ( باتوجه به اموزش غنی در ایران!!) به خوبی این نیروی عظیم رو کنترل کنه، خیال میکنه که گناه کارترین فرد در ایرانه!!(و ندونه یک عده هستند که با دزدی هاشون،سیاست های غلطشون، خرافات عصر حجرشون و… بیشتر سزاوار جهنمند) . اون موقع است که امکان داره پیش خودش بگه که من که گناه کارم!هر چه بادا باد> و راههای خطرناکی رو امتحان کنه!! یا شاید یک پسر با اعتقادات شدید مذهبی باشه، که در این صورت دچار افسردگی، تندخویی و.. شده و بیشتر وقتش رو در سستی و خمودی میگذرونه!! پسری که جدی ترین مراحل درسیشو پیش رو داره ولی این خرافات انقدر ذهنش رو مسموم کرده که بجای برخورد منطقی با شرایط پس از بلوغش، دائما در حال سرزنش خودشه!!
در پایان میگم که اصلا برام مهم نیست که چه فکری راجع به من بکنید، چون من دوران بلوغ رو گذروندم(البته با سختی و تجربه) وحالا متعادل و بدون مشکلم واحساس گناه شرم آوری در برابر خدا ندارم. ولی واقعا دلم برای اونهایی میسوزه که تازه سن بلوغ رو ((در ایران [])) و نه ایران اسلامی تجربه میکنند . (باور کن که هدفم خیره و قصد بدعت درقوانین مقدس اسلام رو ندارم)
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۱۲ ب.ظ
پسرخاله سردبیر، مبتونی نظر بالا رو پاک کنی . میدونم اشکالش از کجاست . درستش میکنم!!
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۱۸ ب.ظ
اصلا حالا که اینجور شد ، همه ی نظر هام رو پاک کن .اخه حرف حق زدم دیگه!! سردبیر جون تو اگه خودت جرات داری ،یک خبر از واقعیت بلوغ بزن.و اگه جرات نداری به مطالب من گیر نده. دیگه هم پسر خاله من نیستی!!!!!!!!!
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۳۳ ب.ظ
خیلی حروم زاده است . فقط شانس بیاره نبینمش
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۳۴ ب.ظ
قبل از هر نظر و حکمی باید کسی که تو این حادثه مورده ظلم قرار گرفته رو جای فرزنده خودت قرار بدی دیگه هر قضاوتی که کردی منصفانست . اما اون کسی که الان داخل زندان بسر می بره فکر نکنم جز مرگم چیزی بخواد چون از مرگ بدتر در انتظارشه . . .
خدا میدونه که بده مرگ چی انتظارشو میکشه . . .
همه گناهکاران اما اون خداست که اجازه رسوایی نمیده . نه زرنگی و رندی ما آدما
حرفه گفتی زیاده . . .
اینم یه نظر بود برو بدی
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۳:۵۲ ب.ظ
سارا جان لازم بود یک نکته رو اینجا یاد آور بشم که ترکها اصلا آریایی نیستن…خواستم این قضیه برات جا بیفته…تنها نقطهای از ایران که حفظ اصالت کرده، کردها و لرهای عزیز هستن…در درجه بعدی سگز آباد قزوین با ۹ هزار سال قدمت بیشتر اصالت و داره…برای اطلاعات بیشترم میتونی بری ویکی پدیا روی این حرف هام تحقیق کنی….
—————-
اما در مورد این یارو…این طرف به احتمال زیادی انقدر بهش فشار اومده که اینکار و کرده…همهاش تقصیره وضعیت جامعه و فرهنگه…اگر یکجایی بود که عموم میتونستن ارضای روح و جسمشون رو به یک اندازه بکنن، این همه بدبختی و این چیزا بوجود نمییومد…
موفق باشید…این پست در حد پارازیت بود…
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۵:۴۶ ب.ظ
به نظر من نیاز به جائی برای تخلیه جنسی و روحی است وگرنه روز به روز از این مسائل اتفاق خواهد افتاد .
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۰۹ ب.ظ
دمت گرم ارش
بالاخره یکی منو درک کرد
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۱۹ ب.ظ
کامی جون باهات موافقم تو ایران فقط کردها و لرهای عزیز اصالت و فرهنگشونو حفظ کردن. من خودم ترکمم ولی معتقدم که ترکها به کلی اصالتشونو فراموش کردند.بابای من همیشه گفته من عاشق کردها هستم چون که تا حالا هم اصالتشونو حفظ کردن(از طرز زندگی و لباساشون مشخصه)
و اما در مرد این مرتیکه با متین: ۲۱۷.۲۱۹.۵۳.۲۵۴ کاملا موافقم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۶:۳۸ ب.ظ
سلام علی کوچولو منم غزلو می شناسی که؟گفته بودم شکاکم ها یادته؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۰۶ ب.ظ
مهدی: ۸۵.۱۸۵.۱۴۳.۳ اينو بدون كه همه مثل هم نيستند ومهمتر از همه تركها هر چه چقدر پست باشند شايد تورولي ديگه يه بچه ۶ ساله رو كه نه ودر ضمن اينو ، نه براي تو بلكه براي هر بي كسي كه از اين چرنديات مينويسه بگم همون بلاي رو كه سرت تو قنادي اوردن ميام سرش
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۰۸ ب.ظ
اولش همچین آدمی(کثافتی) رو باید تیکه تیکه کردخودم اولین داوطلبم دومش وقتی طرف صبح تا شب مییشینه پای فیلم ۰۰۰۰۰
خوب همین میشه دیکه البته بیشتر این قضیه ها هدیه جوامع غربی است اکه یه کمی آدم مطالعه بکنه یا جرایدشون رو بخونه به این نتیجه ای که من رسیدم میرسه
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۱۱ ب.ظ
MR.WOLF az jangal: ۸۲.۹۹.۲۴۵.۱۷۴مهدی: ۸۵.۱۸۵.۱۴۳.۳ اينو بدون كه همه مثل هم نيستند ومهمتر از همه تركها هر چه چقدر پست باشند شايد تورولي ديگه يه بچه ۶ ساله رو كه نه ودر ضمن اينو ، نه براي تو بلكه براي هر بي كسي كه از اين چرنديات مينويسه بگم همون بلاي رو كه سرت تو قنادي اوردن ميام سرش
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۲۶ ب.ظ
به نظربا ور كنيد اونم مقصر اصلي اون نيست شرايط ايجاب كرده واينم بگم حتما پدر مادر دختر مقصر اصلي بودن چون احتمال داره ختره كوچك بوده ولي طرز لباسش يا …يارو رو تحريك كرده ودر مرحله دوم حكومت ويا افراد ي كه شرايط رو اينطوري كردن ودر مرحله سوم طرفه كه بايد به اشد مجازات برسه حالا اينو خانواده دختره فهميند رسانه ها فهميند چه بسا افرادي هستند كه با سن سالهاي پائين مورد تجاوز قرار ميگرين چه به زور چه از روي ناچاري وفقر و هيچ وقت به خاطر آبرو وغيره
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۳۹ ب.ظ
من يه اتفاقي مثل اينوبرا تون بگم چند تا معتاد براي اينكه از يه خانواده پولدار اخاذي كنن دختر۸-۹ سالشونومي دزدن بعد بهشون گفته بودن اگه پول رو ندين دخترتون رو …. بعد پدر چون پولارو بموقع نداده بودن دختره رو …….و مادر دختره براي خودكشي جوهر نمك خورد بود كه بردنش بيمارستان و چشاش كور شد و طرفها رو هم گرفتن معلوم نشد چكارشون كردن
ولي هم آبرو خانواده رفت هم مادر كور شد هم دختره بي آبرو شد وهم اينكه
…
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۷:۵۵ ب.ظ
سلام ریما من یه مهندس کامپیوترم تو چی؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۰۸ ب.ظ
من کردم ولی معتقدم که از ترکها شریف تر بازم خودشونن.کی گفته ترک اصالتش رو فراموش کرده؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۱۷ ب.ظ
سردبير نميخواي حوادث جديد رو رو سايت بذاري كشتن خواهر توسط برادر و قتل همسر با تبر و له شدن يه دانش آموز ۹ ساله تو اردوي دانش آموزي تو اصفهان حوادث مهم ۲ روز اخير بود.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۲۸ ب.ظ
جای تاسف داره .آخه مگه تجاوز به یه کودک لذت هم داره
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۹:۵۷ ب.ظ
داره پارسا
میخوای یه کودک بهت معرفی کنم ببینی داره یا نه
همین “ویکی” یه دست هم از طرف من بکنش
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۰ ب.ظ
مهسا خانم اولا مگه شما امتحان کردی .دوما مگه شما پسری .سوما من ویکی رو دوست دارم .چهارما میخوای هفت خبر دستگیری منو چاپ کنه ودوستان بیان در مورد تکه تکه شدن من نظر بدن
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴ ب.ظ
سوالات زیاد بود حوصله جواب دادن ندارم
خواستی email خودتو بده بیوگرافی خودمو”یه شاعر بد بخت” برات بفرستم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۰ ب.ظ
نمیشه حداقل به یک موردش جواب بدی
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۱ ب.ظ
email بذار
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۲ ب.ظ
ویکی کم پیدا شدی؟
………………………….
کسی مهرداد و ندیده؟؟؟؟؟؟؟/
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۳ ب.ظ
خوشحال میشم بتونم باهاتون آشنا بشمparsa_۵۱۸@yahoo.com
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۵ ب.ظ
جامعه ای که جلوی روابط طبیعی گرفته بشه این مسائل هم پیش میاد!
حالا جالبه خارج از کشور همین جرم حداقل ۱۹ سال زندان داره اما اینجا رابطه طبیعی اعدام داره اما کودک آزاری جرمش خیلی سنگین نیست!!!!!
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۶ ب.ظ
من به اندازهء یک عمر شکایت دارم
گفتنی های پر از درد برایت دارم
شیشه بودم همه با سنگ جوابم دادند
گله ای نیست به نامردمی عادت دارم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۹ ب.ظ
جي تي اي جديد اومده ميخوام برم بازي كنم حال و حوصله دخترا رو حداقل تو اينترنت ندارم چون از صبح با اين جماعت سر و كله ميزنم بسه.
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۲ ب.ظ
حالا اگه دو جنسی بود چه کار کنم
از طرف پارسا
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۴ ب.ظ
اره اون سوراخه دهن تو نیست؟
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۶ ب.ظ
سلام من جدیدم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۵ ب.ظ
ویکی جان ومهسا خانم تو رو خدا کوتاه بیاین بابا. اصلا بیاین هر ۳تا با هم دوست باشیم
پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۹ ب.ظ
پارسا جان اگه این یارو هیکل یاغی bf منو میدید
حرف از مشتری جمع کردن نمیزد
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۷ ق.ظ
مثل اینکه ویکی قهر کرد.نمیدونم چرا صفحه کامل باز نمیشه ؟ سردبیر کمکککک
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۴ ق.ظ
باید این وحشی رو ببرند قزوین و تو یه کوچه بن بست کنار ۱۰ تا قزوینی رهاش کنند تا دیگه بفهمه و از این غلطها نکنه.
“مثل هیچکس…”
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۴۰ ق.ظ
اقای سردبیر اینا همش دارن فحش و چرت و پرت میگن چرا حذف نمیکنی؟
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۱ ق.ظ
,واقعا شهوت چه کاراکه نمیکنه
ولی خودمونیم همش تقصیر [] اگه واسه این مردا یه سوراخ همون بغل میذاشت دیگه هیچ الاغی نمیرفت از این غلطا بکنه
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۱۹ ق.ظ
آنی جون این حرفا رو ول کن اصل حالت چطوره؟
خیلی مشدی می زنی آدم وسوسه می شه جواب بده………………..
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۱ ق.ظ
مهسا ویکی بد زشته ول کنین دیگه جلوی مردم خوبیت نداره حالشو یکی دیگه کرده شما چرا به هم می پرید
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۱ ق.ظ
اتفاقا یه سوراخ همون بغل گذاشته بیشتر دقت کنی می بینی عزیزم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۳ ق.ظ
پت ومت من هستمها
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۲۵ ق.ظ
شیده خانم قرار نشد زیر آبی بری ……..من و آنی جون تا آخرش
باهاتم هیشه شیده جون
جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۲:۳۳ ق.ظ
این که گفتی یعنی چی