عشق پنهان ، انگيزه اصلي قتل همسر و کودک 4 ماهه
هفت تیر 7tir.com : چند روز پیش خبری را با این تیتر در هفت تیر قرار دادیم :قتل مرموز زن جوان و فرزند چهارماهه اش در غیاب شوهر . حال آن دسته از خوانندگان سایت که حدس می زدند شوهر قاتل همسر و فرزندش بوده است تا به اینجا حدسشان درست در آمده زیرا شوهر 22 ساله به قتل همسر 24 ساله اش اعتراف کرده است .
گروه حوادث؛ اظهارات يک دختر جوان در خصوص عامل جنايت شهرک صدف فاش کرد مرد جوان در پي عشق پنهاني و براي رسيدن به دختر مورد علاقه اش زن و نوزاد چهارماهه خود را به قتل رسانده است.
به گزارش خبرنگار ما متهم 22 ساله که محمدجواد نام دارد ساعت 30/6 صبح روز چهارشنبه 21 فروردين ماه همسر 24 ساله اش به نام نجمه و کودک چهارماهه اش به نام پارسا را به قتل رساند. او يک ساعت و نيم بعد به محل کارش رفت و به خاطر جراحتي که در پي اين جنايت در دستش ايجاد شده بود مرخصي گرفت و به منزل مادرش مراجعه کرد. وي بدون آنکه حرفي از کشتن اعضاي خانواده اش بزند به استراحت در آنجا پرداخت و سرانجام ساعت 30/9 شامگاه همان روز به همراه مادر و خواهرش به منزل خود بازگشت و با صحنه سازي پليس را در جريان کشته شدن نجمه و پارسا قرار داد. وي همان روز با توجه به سرنخ هاي موجود به عنوان مظنون اصلي قتل بازداشت شد و سرانجام در بازجويي هاي تخصصي در برابر حسين اصغرزاده – بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي – به جنايت هولناک خود اقرار کرد و گفت به خاطر بيکاري و مشکلات مالي از بچه دار شدن بسيار ناراحت بوده و همين مساله وي را به فردي عصبي تبديل کرده بود.
محمدجواد توضيح داد شب قبل از قتل پارسا گريه مي کرد و نجمه هم نمي توانست او را آرام کند. «گريه هاي پسرم تا 4 بامداد ادامه يافت و مرا به شدت عصبي کرد به همين خاطر نيز ساعت 30/6 صبح او و همسرم را کشتم.»
در کنار اعترافات مرد 22 ساله تحقيقات نشان داد وي که چهار سال قبل با همسرش آشنا شده و بعد از يک سال و نيم نامزدي با او ازدواج کرده بود پيش از اين نيز بر سر مسائل مختلف با نجمه اختلاف داشته و حتي يک بار تصميم گرفته بود او را طلاق دهد. با روشن شدن جزئيات قتل مادر و پسر، محمدجواد براي ادامه تحقيقات به اداره 10 پليس آگاهي انتقال يافت تا اينکه ديروز دختري جوان با حضور در شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران ابعاد تازه يي از کشتار در شهرک صدف را برملا کرد. اين دختر از نقشه قبلي محمدجواد براي از بين بردن همسرش خبر داد و گفت؛ من دو سال قبل در دانشگاه با محمدجواد آشنا شدم و او که خودش را مجرد معرفي کرده بود، باب دوستي با من را باز کرد و با ابراز علاقه گفت قصد دارد با من ازدواج کند. پس از گذشت مدتي از اين جريان محمدجواد اظهاراتش را تغيير داد و گفت؛ با دختري ديگر عقد کرده اما بدون برگزار شدن مراسم عروسي به خاطر مشکلات به وجود آمده قصد دارد وي را طلاق دهد. اين مساله شکل رابطه ما را تغيير داد و من به محمدجواد گفتم به خاطر ازدواج اول وي و همچنين وضع مالي نامناسبش پدرم به خواستگاري او جواب رد خواهد داد. با اين وجود محمدجواد همچنان اصرار داشت به دوستي اش با من ادامه دهد. وي به من گفت چون در حال حاضر بايد اقساط مهريه نامزدش را بپردازد وضع مالي اش مساعد نيست اما به زودي پولدار مي شود. به هر حال دوستي من و محمدجواد در سايه دروغگويي ها و فريب هاي وي ادامه يافت. هرگاه هم به محمدجواد مي گفتم رابطه ما سرانجام خوبي نخواهد داشت او توجهي نمي کرد و حتي يک بار چاقويي زير گلويم گذاشت و گفت اگر بخواهم از جدايي مان حرف بزنم ابتدا من و سپس خودش را مي کشد. در نارضايتي و سکوتي اجباري هر از گاهي با اين مرد به تفريح مي رفتم تا اينکه فهميدم وي متاهل و همسرش باردار است. پس از آن بود که به محمدجواد گفتم ديگر به هيچ وجه حاضر نيستم به خواسته اش عمل کنم. محمدجواد که خود را در بن بست ديده بود به من گفت سمي خريده تا با ريختن آن در غذاي نجمه، جنين او را سقط کند.
دختر جوان ادامه داد؛ از آن زمان به مدت 5 ماه هيچ ارتباطي با محمدجواد نداشتم تا اينکه يک روز که والدينم در منزل نبودند او سوار بر موتورسيکلتش به مقابل خانه ما آمد و در حالي که يک گالن بنزين در دست داشت گفت آنجا را به آتش مي کشد من هم از ترس پذيرفتم به دوستي ام با وي ادامه دهم تا اينکه صبح روز حادثه به من تلفن زد و گفت افرادي نجمه و پارسا را کشته اند. محمدجواد به من گفت چون احتمال دارد پليس به وي مظنون شود نبايد به موبايل او زنگ بزنم يا برايش پيامک بفرستم. البته او به من اطمينان داد که خودش در اين قتل نقشي نداشته است. محمدجواد گفت پس از گذشت چند روز خودش با من تماس مي گيرد و رابطه مان را مجدداً به حالت عادي بازمي گرداند.پس از اظهارات اين دختر جوان مشخص شد هر چند محمدجواد مردي عصبي بود و از مشکلات اقتصادي رنج مي برد اما اين مسائل و گريه شبانه کودکش تنها انگيزه او از اين جنايت نبوده و وي قصد داشته با برداشتن نجمه و پارسا از سر راهش به دختر مورد علاقه خود برسد
.
قتل – همسر – شوهر – زن – قاتل همسر – زنش

آوریل 15th, 2008 at 8:57 ق.ظ
سلام دوستان
ديديد من گفتم كار شوهر است
آوریل 15th, 2008 at 10:09 ق.ظ
متاسفم
ای کاش حدسم درست نبود.
آوریل 15th, 2008 at 11:17 ق.ظ
سلام دوستان
باز هم شاهد حادثه ای دلخراش بودیم آن هم از پدری سنگدل !
در این دنیا که عصا از کور میدزدند من محبت را جستجو کردم!؟
امیدوارم با این وضع مسکن و تورم که عقل را از کار می اندازد دیگر شاهد چنین اعمالی نباشیم شاید آن پدر هم از ناتوانی مالی دست به این کار زده باشد
آوریل 15th, 2008 at 2:56 ب.ظ
شهاب بردیا سلام :
تو صفحه بک شاهد در در انفجار شیراز pmگذاشتم .
منم حدس زدم کار شوهرست .
آوریل 16th, 2008 at 7:46 ق.ظ
یعنی اینقدر انسانیت از بین رفته که پدری گلوی بچه 4ماهه اش را میبره؟؟؟
آوریل 16th, 2008 at 1:58 ب.ظ
خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی سنگدله!
آوریل 17th, 2008 at 1:29 ب.ظ
يارو خيلي هوس باز بوده
خاك عالم بر سرش
كسي كه 18 سالگي فكرش زن و ازدواج باشه مخش تعطيله
بچه ها خداحافظ
آوریل 17th, 2008 at 1:35 ب.ظ
واقعا چه جورآدمهايي پيدا ميشوند خيلي بيرحم بوده بچه ها تا شنبه هم خدا نگهدار
آوریل 17th, 2008 at 2:52 ب.ظ
خیلی خوبه
آوریل 17th, 2008 at 2:59 ب.ظ
سلام دوستاي عزيز .
نمي دونم چي بايست بگم . . .
تو اعتقاد ماها جدا از هر كيش و آييني ” پدر ” يه لفظ بزرگ و زيباست
درخت بزرگي كه همه زير بال و پرش احساس شادي ميكنن . . .
ولي بعضيها تنها لفظ ” پدر” رو يدك ميكشن . . .
سهم اونها از همه بزرگي اين واژه چند لحظه اي كه از خود بيخود ميشن و تنهايي شونو تو دامن يه بيگناه خالي ميكنن . . .
ولي يه چيزي هست . . .
اونم اينكه يه روزي يكي كه اگه حكم كنه هممون محكوميم تاوان چنين لحظه هاي سياهي رو ميگيره . . .
واقعا آدمها برترين موجوات روي زمينن ؟ . . .
من شك دارم . . .
آوریل 18th, 2008 at 10:58 ق.ظ
با به دنيا آمدن پارسا و خندههاي شيرين او، زندگيمان روح تازهاي گرفته بود.
.
.
.
«گريه هاي پسرم تا ۴ بامداد ادامه يافت و مرا به شدت عصبي کرد به همين خاطر نيز ساعت ۳۰/۶ صبح او و همسرم را کشتم.»
!
!
!
به همین راحتی…
آوریل 18th, 2008 at 11:48 ق.ظ
بابا طرف يه روانيه تعطيله ………
سخت نگيريد……….
من كه گرخيدمممممممممممممممممممممممممممم …………………….
آوریل 18th, 2008 at 1:04 ب.ظ
دوستان خواهش میکنم به ریشه حادثه بیشتر فکر کنی که چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آوریل 18th, 2008 at 3:07 ب.ظ
روزها را کذرا ند که به خوشبختی برسد ولی صد ….هزار افسوس که خوشبختی همین روزها بود که گذشت و او نفهمید……………….
آوریل 18th, 2008 at 3:47 ب.ظ
لعنت به هرچی مرد هوس بازه و لعنت به هرچی زن هرزه که سرراه مردای متاهل سبزمیشه
آوریل 18th, 2008 at 4:34 ب.ظ
مرتیکه چه قیافه ی زشت و کریهی هم داره. ای خدا نسل هر چی مرد هوس بازو از رو زمین بردار.کاش این صدام زنده بود باید این مردو داد دست صدام که با چاقو ذره ذره گوشتشو ببره. خدا ازت نگذره عوضی اشقال
آوریل 18th, 2008 at 5:10 ب.ظ
اقا رضا شما دیگه چرا ؟یعنی چی که شاید آن پدر هم از ناتوانی مالی دست به این کار زده باشه؟هر پدر ی ناتوان مالی بود خانوادشوبکشه؟
آوریل 18th, 2008 at 6:12 ب.ظ
سلام یگانه خانوم اولا نظر کلی بود نه جزئی دوما وقتی که گشنگی از در بیاد تو ایمان از پنجره میره بیرون!
آوریل 18th, 2008 at 6:33 ب.ظ
اقا رضا هیچ چیز جز حیوان صفتی نمی تونه دلیل این کار باشه.به خدا حیوان هم از این کارا نمی کنه.یه پدر چطور دلش می یاد گلوی بچه 4 ماهش را بدسته خودش ببره.
اگه واقعا دلایل مالی بود بهتر بود خودش را می کشت تا یه دنیا از دستش راحت شه نه دختر مردم را و یک نوزاد 4 ماهه را.
آوریل 18th, 2008 at 6:54 ب.ظ
اقا رضا حرف شما درست ولی اگه قرار باشه هر ادم گرسنه ای به دلیل از دست دادن ایمانش خانوادشو بکشه اونوقت تا بحال جمعیت دنیا از اینکه هست کمتر بود در ثانی به قول طلایی بهتر بود خودش رو میکشت ولی چون فکر شیطانی وهوس در بین بوده این کارو نکرده بجاش خانواده بدبختشو کشته.قبول داری؟
آوریل 18th, 2008 at 7:37 ب.ظ
سلام طلایی جان خوب اینکه از قدیم بوده وقتی حرف شهوت پیش کشیده میشه عقل رو زایل میکنه
البته این یکی از تفاوتهای انسان با حیواناته که غرایض جنسی شومیتونه کنترول کنه ودراون شخص خصایص حیوانی ایجاد شده بود
یگانه خانوم کاملا حق با شماست
البته این رو هم بگم که حیوانات نیز در خیلی از زمینه ها این غرایض را کنترول میکنند مثل گاوها که فقط در ماه چهار روز گاو ماده به گاو نر اجازه آمیزش رو میده !!! آیا میدانستید ؟؟؟؟
آوریل 18th, 2008 at 11:58 ب.ظ
نه چه جالب!!!
عقیده من هم اینه که این حیوون از رو هوس این کارا کرده نه بی پولی!!!
آوریل 19th, 2008 at 10:40 ق.ظ
کثافت…
حال آدم به هم می خوره.
قیافشو:
معلومه از اون جوجه “بس” هایی هستی که تو خیابون جلوی ماشینارو میگیرن.
آوریل 19th, 2008 at 10:44 ق.ظ
اه یادم افتاد.
این یارو چقدر شبیه پسر احمدی نژاده!
یه سری به سایت jahannews بزنید عکسهاش هست.تازه هم زن گرفته!
آوریل 19th, 2008 at 2:29 ب.ظ
سلام آق مري
خوبي
بابا تو هر چيزي رو به بسيج و سپاه ربط ميديا
خواهشن از اونا بكش بيرون
آوریل 19th, 2008 at 2:32 ب.ظ
اقا رضا سلام ،این مطلبی که گفتید رو من نمیدونستم خیلی جالبه!اگه موارد مشابهی مثل این مورد سراغ دارید لطفا عنوان کنید.
آوریل 19th, 2008 at 2:41 ب.ظ
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ /نیست یاری که مرا یاد کند /دیده ام خیره به ره ماند و نداد /نامه ای تا دل من شاد کند /خود ندانم چه خطایی کردم /که ز من رشته الفت بگسست/در دلش جایی اگر بود مرا /پس چرا دیده ز دیدارم بست /هر کجا مینگرم باز هم اوست /که به چشمان ترم خیره شده /درد عشقست که با حسرت و سوز/بر دل پر شررم چیره شده /گفتم از دیده چو دورش سازم/ بی گمان زودتر از دل برود /مرگ باید که مرا دریابد /ورنه دردیست که مشکل برود /تا لبی بر لب من می لغزد /می کشم آه که کاش این او بود /کاش این لب که مرا می بوسد /لب سوزنده آن بدخو بود /می کشندم چو در آغوش به مهر /پرسم از خود که چه شد آغوشش/ چه شد آن آتش سوزنده که بود /شعله ور در نفس خاموشش/شعر گفتم که ز دل بر دارم /بار سنگین غم عشقش را /شعر خود جلوه ای از رویش شد / با که گویم ستم عشقش را /مادر این شانه ز مویم بردار /سرمه را پاک کن از چشمانم /بکن این پیرهنم را از تن/زندگی نیست بجز زندانم /تا دو چشمش به رخم حیران نیست /به چکار ایدم این زیبایی /بشکن این اینه را ای مادر /حاصلم چیست ز خودآرایی /در ببندید و بگویید که من /جز از اواز همه کس بگسستم /کس اگر گفت چرا ؟ باکم نیست /فاش گویید که عاشق هستم /قاصدی آمد اگر از ره دور /زود پرسید که پیغام از کیست/گر از او نیست بگویید آن زن /دیر گاهیست در این منزل نیست.(فروغ)
آوریل 19th, 2008 at 8:31 ب.ظ
اقا رضا مجددا سلام،امیدوارم که غیبتت خیر باشه ومشکلی برات پیش نیومده باشه من چن جا گشتم راجع به کنترل غرایز حیوانات چیزی پیدا نکردم !شما از کجا میدونی این مطلبو؟برام جالبه وتازگی داره .
آوریل 19th, 2008 at 9:41 ب.ظ
اولا نبايد يه دختر با يه پسر 2 سال كوچكتر از خودش ازدواج كنه در ضمن 22 سال واقعا براي اون چه و در كل براي همه پسرها زود است.اينم نتيجه ازدواجهاي مسخره.
آوریل 20th, 2008 at 1:49 ب.ظ
پدر سگ حرومزاده
خوب اگه حشري بودي زن بدبختت رو طلاق ميدادي اونم هميشه از ديدن ريخت كريهت راحت ميشد و دعات ميكرد . تو هم هر گهي كه ميخواستي ميخوردي.
آوریل 20th, 2008 at 4:06 ب.ظ
اين حيوان عاشق نبوده زيرا عاشقي با سنگدلي در يك مقوله نمي گنجد او يك بيمار رواني است كه به جاي مداوا زن و بچه بيچاره را نابود كرد .
آوریل 20th, 2008 at 6:04 ب.ظ
حشری بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه تلقی بچه گانه ای
منا خیلی بچه ای
آوریل 21st, 2008 at 12:15 ق.ظ
سلام شب بخیر
میروم سوی غروب . یه غروب ناشناس
یه غروب بی طلوع . یه غروب پر هراس
اندر این دنیای دون . شد خیانت همدمم
همدمی بسیار بد . مرهم زخم تنم
شاید آن دنیا دگر . از خیانت وا رهم
با وفا همدم شوم . با محبت خو کنم
آه … اگر اینان بود!
دیر نه چندی دگر . مرگ را خواهم ربود
زود . زود . زود . زود
آوریل 21st, 2008 at 8:23 ق.ظ
*********مژگان – 87.107.10.246***********
مژی جون! گوگولی مگولی! تو چند سالته؟
آوریل 21st, 2008 at 1:47 ب.ظ
خاک تو سرش
از قیافش معلومه از اون پسرهای لاش
آوریل 21st, 2008 at 3:04 ب.ظ
آشغال کثافت اگه دستم بهت برسه خرخرتو می جوام.
حرومزاده تو زن داشتی و یه دوست دختر دیگه هم داشتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ای روزگار
دنیا چقدر کوچیکه
آقا منم شکایت دارم
این مرتیکه از من سو استفاده احساسی کرده.
آوریل 21st, 2008 at 3:19 ب.ظ
اميدوارم فكر نكنين مردا نامردن
چون پنج تا انگشت كه مثل هم نيستند
تشكر
آوریل 21st, 2008 at 3:21 ب.ظ
از دختر هايي كه نظر دادن متشكرم اميدوارم همگي جون مرگ بشين
آوریل 21st, 2008 at 5:46 ب.ظ
ببین چند روز سر دبیر نیست می تونی دق بدی منو
چرا کامنت منو حذف می کنی هااااااااااااااااااااااااااااا
آوریل 21st, 2008 at 7:30 ب.ظ
زنگ تفریح به جان عزیز خدت اگر این یارو به من بدن یک بلایی بر سرش بیارم که عشق وقتل و دوست دختر و …………… از یادش بره
آوریل 22nd, 2008 at 2:02 ب.ظ
آخه یکی نیست که بگه پسر جون تورو چی به زن گرفتن بعدشم بچه درست کردن تو که جنبه نداری زن و بچه تشکیل میدی حالا که این غلتو کردیو دوباره عاشق شدی لااقل جنبه داشتی راه اصولی رو انتخاب می کردی نه اینکه راه خشونت رو انتخاب کردی و اون بنده خدا و طفل بیگناه روکشتی
آوریل 22nd, 2008 at 3:30 ب.ظ
ازدواج از روي هوس ميشه اين .متاسفانه اكثر ازدواجهايي كه به نيت داشتن فقط روابط زناشويي انجام ميشه به شكست منتهي ميشه.اگر دونفر بر اساس دوستي و عشق ازدواج كنن و با توكل به خدا و چشم و دل هرز نداشته باشند همه چيز درست ميشه.انشاالله
آوریل 24th, 2008 at 9:24 ق.ظ
من نفهمیدم اصلا چرا این آقا دوستی اش را با اون دختر ادامه نداد و زن گرفت؟
آوریل 24th, 2008 at 11:56 ق.ظ
خاک بر سرش………….
آوریل 26th, 2008 at 12:50 ق.ظ
ای خاک عالم تو سر اون دختره که با این اورانگوتان دوست بوده یکی نیست به این احمق بگه مردی که زن و بچه داره چه دلیلی داره که باهاش رابطه داشته باشی.من اگه جای قاضی بودم مسبب اصلی رو اون دختره میدونستم.
آوریل 27th, 2008 at 1:41 ق.ظ
واقعنکه خیلی حرومزاده بود .
نجمه با اون همه خشکلی عاشق این مرده وحشی هرزه بود.
من مطمئنم امام حسین جوابشومیده.چون پارسا 4ماهه واقعا عین حضرت علی اصغر6ماهه شهید شد و این الکی پدر اشغال نقشه یزیدرو داشت.
به هرحال با خانواده نجمه احساس همدردی میکنم و امیدوارم غم اخرشون باشه …ا طرف نجمه برا اون نامرد : فقط یه خواهشی دارم زیرتابوتمو نگیر وقتیکه رفتم زیرخاک قبرمنو بقل نگیر
حالا دیگه راحته راحتی هرکاری که میخوای بکن منوبه کی فروختی مفت برو واسه همون بمیر
فقط تاهفت روزسیاه تنت کن شبای جمعه یادی ازما کن
عشقی که بردی باشه حلالت عمری که بردی باشه حرومت
فقط بدون روزقیامت جلو راه تورو میگیرم تقاص این عمری که از دست رفته رو ازت میگیرم
لعنتی کثافت………………………………………………………………………….
آوریل 27th, 2008 at 2:02 ق.ظ
امیدورم خانواده محمدجوادبا خانواده نجمه همدردی کرده و انتقام عروسشان و پارسا کوچولورو از پسرنامردشون بگیرن.
می 9th, 2008 at 3:17 ب.ظ
اگه اون این کارو کرده لزومی نداره به پدرش که سالهاست از این دنیا رفته فحش بدین چون اون یه فرشته ی زمینی بود تو خواب دیدمش که چطور گریه می کرد خانواده ی خودش شب و روز ندارن ما میدونیم پارسا و ساحل مثه فرشته بی گناه بودن اما ما هم باور نکردیم که محمد چطور این کارو کرده فقط خواهش میکنیم به پدرش فحش ندین همون بهتر که نیست که این روزارو ببینه…………………
می 9th, 2008 at 5:58 ب.ظ
مرتیکه ی دیوانه ی..هوسباز….چرا حق زندگی رو ازشون سلب کردی…وجود منحوس خودتو از رو زمین برمیداشتی
منم ازش شاکیم…چون قلبمو به درد آورد
می 10th, 2008 at 11:47 ق.ظ
دوست دخترش باید برای خلاصی از شر مزاحمتای محمد جواد ازش شکایت میکرد تا کار به اینجا نکشه ، خوب البته کاریه که شده و گذشته و نمی شه برگردونش به اولش ، محمد جواد نه پدر خوبیه ، نه همسر خوبی ، همون بهتر که نباشه . این آقای به ظاهر پدر وقتی به همسر خودش وفادار نموند حتما به اون دختر هم خیانت می کرد . چرا آدما یه زره فکر نمی کنن … یه زره فکر نکردی که محمد جواد با این همه دروغ نمی تونه ادم صادقی برات باشه …. متاسفم………………….
می 10th, 2008 at 11:59 ق.ظ
چطور تونسته بچه خودش را بكشه به خاطر هوسش . مطمئنا” با اين هم ازدواج مي كرد مي رفت سراغ كس ديگه هوس تمومي نداره تمومي نداره
می 13th, 2008 at 11:05 ق.ظ
آقا اين ديوانس.
می 14th, 2008 at 11:35 ق.ظ
با من در تماس باشيد dvm_1984@yahoo.com
اکتبر 12th, 2008 at 3:04 ق.ظ
لعنتی
ژوئن 1st, 2009 at 5:39 ب.ظ
mondam chi begam…. vali khob in karesho taiid nemikonam vali havas cheshme aghlo kor mikone…moteasefam…