از گرگ ها نترسيد ، گرگي كه هندوانه ميخورد
شايد هيچ حيواني به اندازه گرگ بدنام نباشد و شايد دليل اصلي اين بدنامي، داستان ها و افسانه هايي باشد که به خصوص از کشورهاي روسيه و امريکا سرچشمه گرفته است. اما زيست شناسان اين کشورها پس از مطالعاتشان در دهه هاي اخير بر روي اين گونه، متذکر شده اند که گرگ بي جهت خطرناک قلمداد شده است و از نظر اکولوژيک، نقش بسيار مهمي دارد. گزارش هاي حمله گرگ به دام هاي اهلي همگي در مناطقي بوده اند که حيوانات وحشي آن مناطق نابود شده اند. البته بايد گفت در چند سال گذشته، گزارش هاي پراکنده يي هم از حمله گرگ به انسان وجود دارد اما علت آن را مي توان تغيير بسيار زياد زيستگاه هاي گرگ به دست انسان ها و کم شدن شديد تعداد طعمه هاي آن بر اثر شکار بي رويه و تخريب مراتع دانست. گرگ که بزرگ ترين گونه از خانواده سگ سانان است معمولاً در بين صخره ها، سوراخ حيواناتي مانند روباه و ريشه درختان، دو يا چند لانه مي سازند که در مواقع احساس خطر بچه ها را از يک لانه به لانه ديگر منتقل مي کنند. پراکنش جهاني اين گوشت خوار به قاره هاي امريکا، اروپا و آسيا محدود شده و در اکثر مناطق کشور ما زندگي مي کنند. هفت تير
گرگ ها که حيواناتي شبگرد هستند، معمولاً در گروه هايي که به ندرت از 10 گرگ تجاوز مي کند، زندگي مي کنند و قوي ترين گرگ، رهبري گروه را به عهده دارد. گرگ هاي عضو يک گروه، غالباً با هم نسبت فاميلي دارند و معمولاً گروهي به شکار مي روند. غذاي آنها را علف خواران بزرگ مانند قوچ وحشي، پازن، آهو، مرال و شوکا تشکيل مي دهد. علاوه بر آنها از مهره داران کوچک و پرندگان نيز تغذيه مي کنند اما در مواقع کميابي طعمه، از لاشه حيوانات و مواد گياهي استفاده مي کنند. جالب توجه است که در منطقه مراکان آذربايجان غربي، غذاي اصلي گرگ ها را در فصل تابستان، «هندوانه» تشکيل مي دهد. گرگ ها که حيواناتي بسيار پرطاقت و خستگي ناپذير هستند، مي توانند 100 کيلومتر را با سرعت آهسته در يک روز بدوند. گرگ هاي پير که توانايي همراهي با گله را ندارند، از گله جدا شده و بقيه عمر را به تنهايي زندگي مي کنند. نحوه شکار گرگ ها نيز به گونه يي است که ابتدا طعمه هاي خود را زير نظر گرفته و با تعقيب کردن پيرترين، ضعيف ترين و مريض ترين حيوان گله، آن را شکار مي کنند. شاخص ترين خصوصيت گرگ ها در هنگام شکار، اين است که به راحتي شکار خود را رها نمي کنند. تا چند روز پس از خوردن غذا نيز در کنار طعمه خود استراحت مي کنند و پس از آن براي به دست آوردن غذا به محل جديدي مي روند. سن بلوغ گرگ ها، با توجه به جنسيت متفاوت است. نرها بين دو تا سه سالگي بالغ شده و ماده ها در دو سالگي به بلوغ مي رسند و نر و ماده، هر دو مي توانند هم با سگ و هم با شغال جفت گيري کرده و بچه دار شوند. دوره بارداري دو ماه است و تعداد توله ها بين 2 تا 10 توله گزارش شده ولي عموماً 3 تا 5 بچه مي زايند. مسووليت تهيه غذا براي ماده و توله ها به عهده گرگ نر است ولي نر و ماده مشترکاً از توله ها مواظبت مي کنند. بچه ها که در بدو تولد کور هستند، بعد از 10 روز چشم باز مي کنند و تا 6 ماه به والدين خود وابسته هستند. طول عمر آنها در طبيعت 9 سال بوده ولي در اسارت تا 16 سال زندگي مي کنند. گرگ ها در اسارت، همانند سگ مهربان و بازيگوش هستند. بسيار زيرک و باهوش بوده و استعداد شناسايي افراد را دارند. بچه هاي آنها خيلي زود اهلي مي شوند. گرگ ها دشمن طبيعي خاصي ندارند، اما در سال هاي اخير به خاطر کم شدن طعمه، تعقيب با وسايل نقليه موتوري، شکار، تله گذاري و استفاده از طعمه مسموم، جمعيت آنها در اکثر مناطق کشور کم يا نابود شده است. يکي از اهميت هاي اکولوژيک گرگ ها، جلوگيري از انتشار بيماري در گله هاي علف خواران و جمعيت پستانداران منطقه است. به اين صورت که آنها با انتخاب مريض ترين حيوان هر گله، از انتشار بيماري جلوگيري کرده و در قوي نگه داشتن پستانداران وحشي علف خوار نقش بسيار مهمي را ايفا مي کنند. از اين رو حفاظت اين گونه و ساير گونه ها (چه خطرناک و چه بي خطر براي انسان) حائز اهميت است.
شغال هايي که لانه ندارند
شغال شباهت زيادي به گرگ دارد با اين تفاوت که جثه آن کوچک تر است. رنگ آن حنايي تر و سايه سياهي روي پشت دارد، البته رنگ شغال هاي جنوب ايران روشن تر از شغال هاي نواحي شمال است. در اغلب مناطق ايران شغال يافت مي شود و به طور کلي بوته زارهاي نواحي پست، سواحل دريا، محل هاي ريختن زباله و اطراف مناطق مسکوني را ترجيح مي دهد. از نظر جهاني نيز شغال ها در قاره هاي اروپا، آسيا و آفريقا پراکنده اند. اين جانور غالباً شبگرد است ولي گاهي در روز هم مشاهده مي شود و به صورت انفرادي، جفت و گاهي گروهي زندگي مي کند. معمولاً لانه مشخصي ندارد و از گودال ها، سوراخ هاي طبيعي، شکاف سنگ ها و لانه متروکه ساير جانوران، براي ايجاد لانه و تولد نوزادان استفاده مي کند. معمولاً در اوايل غروب، شغال ها به صورت دسته جمعي زوزه يي شبيه فرياد انسان سر مي دهند. شغال ها که حيواناتي کم توقع هستند، غذاي خود را از منابع مختلفي تامين مي کنند. اغلب اوقات لاشه حيوانات، باقي مانده غذاي طعمه خواران و زباله هاي شهري و روستايي غذاي اصلي آنها را تشکيل مي دهد. گاهي نيز پستانداران کوچک، پرندگان، خزندگان و حشرات را شکار مي کنند و در مواقع کميابي اين منابع غذايي، کاملاً گياه خوار شده، از ميوه ها تغذيه مي کنند. معمولاً شغال ها توانايي شکار حيوانات بزرگي مثل گوسفند را ندارند اما به حيوانات پير و مريض و همچنين نوزادان آنها حمله مي کنند و با گرفتن گردن يا گلوي حيوان، آن را از پاي درمي آورند. اين جانور از انسان گريزان نيست و بيشتر نزديک محل سکونت انسان ها ديده مي شود. در بعضي روستاها به طور مرتب به محل کشتار گوسفندها سر زده و بقاياي کشتار و به طور کلي مواد حيواني و ساير فضولات را مي خورند و در تميز کردن محل موثر هستند.
اين حيوان به علت تطابق با شرايط گوناگون محيط، قدرت استتار خوب و استفاده از منابع غذايي متفاوت، در حال حاضر از جمعيت خوبي برخوردار است و خطري نسل آنها را تهديد نمي کند. شايد حساسيت شغال ها به بيماري هاري و کاله آزار مهمترين تهديد جمعيت آنها باشد.
روباه هايي که خرما مي خورند
اين گوشت خوار در اکثر زيستگاه هاي کشور و حتي داخل شهرها مشاهده مي شود، اما غالباً در مناطق بسيار خشک بياباني و جنگل هاي انبوه (به جز منطقه جنگلي پارک ملي گلستان) يافت نمي شود. در خارج از ايران نيز، در قاره هاي آفريقا، امريکا و آسيا نيز زندگي مي کند. اين جانور شب گرد که عموماً اوايل غروب و صبح زود فعاليت بيشتري دارد، در فصل جفت گيري، زمان تهيه غذا براي بچه ها و مواقع مريضي، روزها نيز مشاهده مي شود. در مواقع روز عموماً مي خوابد و در خواب هم نسبت به بو و صدا بسيار حساس است. به طوري که با نزديک شدن انسان يا حيوان، از خواب مي جهد. معمولاً به تنهايي زندگي مي کند و فقط در زمان جفت گيري و نگهداري از بچه ها زندگي مشترک دارد.رژيم غذايي روباه هاي معمولي بستگي به موادي دارد که در دسترس اش قرار مي گيرد اما معمولاً از پستانداران کوچک نظير موش و خرگوش، پرندگان و جوجه آنها، حشرات و ساير بي مهرگان تغذيه مي کند. در شکار کردن بسيار زيرک، حساس و محتاط عمل مي کند. شهرتش نيز به خاطر زيرکي در شکار است. عموماً طعمه خود را با تعقيب رد آن (به خصوص در برف) شکار مي کند. البته همانند بقيه سگ سانان موجود در ايران، روباه معمولي نيز گاهي از غذاهاي گياهي به عنوان مکمل تغذيه مي کند تا جايي که در بعضي از مناطق (مانند دشت ترکمن صحرا) در تابستان ها در کنار مزارع هندوانه ساکن مي شوند و از هندوانه به عنوان غذاي اصلي استفاده مي کنند. در جنوب کشور، در مواقعي که تعداد جوندگان بسيار کم باشد، ماهي و خرما غذاي اصلي روباه ها را تشکيل مي دهد.
هفت تير
روباه هاي معمولي عموماً دو لانه اختيار مي کنند و لانه حيواناتي نظير رودک و خرگوش يا سوراخ هاي طبيعي محل مناسبي براي سکونت آنهاست. نکته جالب اينکه لانه ها علاوه بر راه اصلي، چندين راه خروجي اضطراري دارند و روباه در مواقع احساس خطر، بچه ها را از لانه يي به لانه ديگر منتقل مي سازد. فصل جفت گيري آنها معمولاً زمستان است. پس از جفت گيري، نر و ماده مشترکاً شروع به تدارک محل زايمان مي کنند. ماده ها پس از 50 تا 56 روز بارداري، تعداد 4 تا 8 بچه مي زايند. در روزهاي اول زايمان، وظيفه تهيه غذا به عهده روباه نر بوده و ماده در اين مدت از لانه خارج نمي شود. بچه ها که در بدو تولد کور هستند، رنگ قهوه يي تيره و دمي با نوک سفيد دارند. چشم آنها پس از 9 روز باز مي شود، تا 4 ماهگي وابسته به والدين هستند و در 10 ماهگي مي توانند توليدمثل کنند. طول عمر روباه معمولي حدوداً 10 سال است. با وجودي که روباه دشمنان طبيعي مانند پلنگ و پرندگان شکاري دارد، اما به علت زيرکي و تطابق با شرايط مختلف طبيعي و استفاده از منابع متفاوت غذايي، به رغم تعقيب و شکار بي رويه، تاکنون کاهش شديدي در جمعيت آنها ايجاد نشده است. ولي حساسيت شديد اين حيوان به بيماري هاري، ممکن است تنها عامل خطرآفرين باشد.
روباه شني، برگ درخت مي خورد
جثه اين جانور از روباه معمولي کوچک تر است ولي گوش ها نسبتاً بزرگ تر هستند و بر خلاف روباه معمولي، پشت گوش ها سياه نيست (غالباً به رنگ پشت بدن و معمولاً زرد متمايل به نارنجي است). در دو طرف صورت اين جانور، دو نوار قهوه يي متمايل به سياه مشاهده مي شود که از اطراف چشم ها به گوشه دهان امتداد يافته اند. زيستگاه اصلي آن مناطق بياباني و استپي است و در ايران، در منطقه حاشيه کوير مرکزي، سيستان و بلوچستان، فارس، خوزستان، بندرعباس و جزيره قشم زندگي مي کند. پراکنش جهاني روباه شني نيز به شمال آفريقا، عربستان و افغانستان محدود مي شود.روباه شني، مانند روباه معمولي شبگرد است و معمولاً در روز ديده نمي شود. معمولاً تک زي است و البته گاهي نيز در دسته هاي کوچک زندگي مي کند و ممکن است در يک ناحيه، چند لانه روباه شني يافت شود. سوسک، جوندگان کوچک، خزندگان، لاشه حيوانات و مواد گياهي نظير برگ، دانه هاي آب دار و صيفي جات رژيم غذايي آن را تشکيل مي دهد. البته در منطقه رباط پشت بادام يزد تعدادي روباه شني در حال خوردن هندوانه نيز مشاهده شده اند. طول عمر اين حيوان نيز در اسارت 5/6 سال است. به دليل آنکه روباه شني معمولاً در مناطق بياباني و دور از دسترس زندگي مي کند، خطر چنداني نسل اين جانور را تهديد نمي کند. اما در سال هاي 1359 و 1360 اکثر روباه هاي شني پارک ملي کوير، به علت نامشخصي (که احتمالاً طعمه هاي مسموم کار گذاشته شده توسط دامداران براي کشتن گرگ بوده است) از بين رفته اند.
روباه هايي که از درخت بالا مي روند
هفت تير
روباه ترکمني در مقايسه با روباه معمولي داراي جثه يي کوچک تر و دست و پايي بلندتر است و مشخصه اصلي آن، دم نسبتاً کوتاهي است که برخلاف ساير روباه ها، انتهاي آن به زمين نمي رسد. زيستگاه آن مناطق استپي خشک بوده و در ايران فقط در نواحي ترکمن صحرا زندگي مي کند. در خارج از ايران نيز اين گونه روباه از آسياي مرکزي تا تبت يافت مي شود.غالباً شبگرد است و به صورت انفرادي زندگي مي کند. معمولاً لانه متروکه حيواناتي نظير رودک را براي سکونت انتخاب مي کند. حيواني بسيار چابک و بازيگوش است و مي تواند از درختان بالا برود. در گذشته شکار آن با عقاب متداول بوده است. بعضي نيز روباه ترکمني را به عنوان حيوان خانگي نگهداري مي کرده اند. اما امروزه به علت با ارزش بودن پوست اين حيوان، شکارچيان با استفاده از وسايل نقليه موتوري آن را تعقيب و شکار مي کنند. به همين خاطر نسل روباه ترکمني شديداً کاهش يافته و خطر انقراض آن را تهديد مي کند.
کمياب ترين روباه ايراني
شاه روباه از نظر جثه، کمي از روباه معمولي کوچک تر است. در صورت، دو نوار سياه و مشخص دارد که از چشم ها به طرف بيني امتداد يافته اند. دم آن بسيار بلند و پرمو است، اما رنگ موهاي انتهاي آن به سفيدي دم روباه معمولي نيست. اين نوع روباه در استپ هاي کوهستاني زندگي مي کند و در ايران، در مناطق شرق خراسان، کرمان، فارس، رباط پشت بادام يزد و اصفهان مشاهده شده است. زيستگاه هاي شاه روباه در خارج از ايران نيز بلوچستان پاکستان، افغانستان و ترکمنستان است.اطلاعات بسيار کمي درباره اين روباه بازيگوش و باهوش وجود دارد. در حال حاضر شاه روباه، کمياب ترين روباه ايران است و به علت داشتن پوست گرانبها، مورد توجه شکارچيان پوست است. در سال هاي اخير نسل آن به شدت کاهش يافته و خطر انقراض نسل آن را تهديد مي کند. در «فهرست سرخ» که عنوان اثري از اتحاديه جهاني حفاظت از منابع طبيعي (IUCN) است و گونه هاي در معرض خطر را طبقه بندي کرده است، شاه روباه با علامت اختصاري VU يا آسيب پذير مشخص شده است.
دسامبر 16th, 2007 at 3:06 ب.ظ
مطالب بسیار جالب بود .اگر متنوع تر شوند بهتر است