
هفت تیر ۷tir.com گفتگو از رضا رشید پور : بسیار آرام و خوش برخورد است. دفتر نسبت بزرگ او در خیابان ولی عصر تهران این روزها تبدیل به پایگاه مهمی برای گفت و گوی ادیان شده. ساعت ۱۲ یکی از روزهای آخر سال با او قرار داشتم. با اتومبیل پرشیای مشکی رنگ خود وارد محوطه مرکز گفت و گوی ادیان شد و پس از احوالپرسی بسیار گرم گفت و گو را با او آغاز کردم. همین جا بگویم که بخش های زیادی از این گفت و گو واقعا غیر قابل چاپ بود که به تشخیص خودم (!) حذف کردم.
- شما یک سری اعمال و رفتار دارید که نمی شود آن را در قالب شخصیت یک روحانی تعریف کرد. کارهایی می کنید و
فضایی به وجود می آورید که باعث حمله به شما می شود. این سیاست شماست یا خودتان این طوری هستید؟
نه والا سیاست مان نیست. چه کسی دوست دارد که فحش بشنود؟ ولی اگر این چیزها هم نبود، جماعتی که من می شناسم بالاخره بهانه ای پیدا می کردند که فحش بدهند. چون خیلی از دوستان ما که این نوع رفتارهای اجتماعی را هم ندارند از این حملات بی نصیب نیستند. دعواهای سیاسی بدون اخلاق نهایتا به این جاها کشیده می شود.
- این که می گویند شما خارج از ایران شلوار جین و تی شرت می پوشید درست است؟
شلوار جین خیلی به من نمی آید و نمی پوشم. وقتی هم هوا گرم باشد تی شرت می پوشم.
- پس تا به حال شلوار جین نپوشیده اید؟
یادم نمی آید… چون سایزم هم سایزی نیست که بتوانم شلوار جین بپوشم. (می خندد) شروع این شایعات یک مبنایی داشت. آن موقع که دعواها خیلی داغ بود، معمولا آن هایی که کم می آوردند، تهمت می زدند.
- مگر شلوار جین پوشیدن تهمت است؟
نه … به طور کلی این جور حرف ها را می گویم. آقایی که یک وقتی خودش را سمبل هنرمند اسلامی معرفی می کرد و خیلی هم بداخلاق بود در کیهان مقاله ای نوشت که وقتی من در لبنان بودم، با شلوارک و پیراهن آستین کوتاه دیده شده ام و فیلمش هم موجود است. من یادم نمی آید که شلوارک داشته یا پوشیده باشم، آن هم در خیابان و جایی که این هنرمند خیلی عزیز بتواند فیلمبرداری کند. از اول معلوم است که دروغ است. بعد این را اضافه کردند که کنار دریا این اتفاق افتاده. البته این مشخص است که اگر بخواهم دریا بروم نه با عمامه می روم و نه با عبا، بلکه با لباس شنا می روم ولی چون دریای آن جا خیلی شلوغ بود هیچ وقت نرفتم.
جالب این بود که چند تا از بچه های حزب الهی خیلی صاف و ساده پیش من آمدند و طلب حلالیت کردند. گفتم: چطور؟ گفتند: ما مطالبی درباره این قضیه نوشتیم. آن آقا گفته بود که می خواهد فیلم را پخش کند. بعد آنها رفته بودند پیش ایشان و گفته بودند که این فیلم را بیاورید تا در مدرسه حجتیه پخش کنیم. چون خیلی مهم بود و او که با آنها احساس همبستگی داشته، گفته بود که من الکی گفتم و به آنها، به خاطر این رفتار خیلی بر خورده بود.
- اصلا چطور شد که شما روحانی شدید؟
من متولد بهمن ۱۳۳۸ هستم. اوایل نوجوانی وارد سیاست شدم. خانواده ام مذهبی و روحانی بود. دایی من آقای هاشمی نژاد شخصیتی مبارز بود که من خیلی تحت تاثیر او بودم. اوج قضایای دکتر شریعتی و کتاب هایش بود و رادیوهای خارجی در اوایل نوجوانی خیلی روی ما تاثیر داشت. وقتی وارد سیاست شدم قبل از انقلاب به خاطر یک سخنرانی ۲۶-۲۵ روز دستگیر شدم که خیلی در زندگی دوران جوانی ام مهم بود.
- مهم ترین حرفی که در آن سخنرانی زدید و شما را بازداشت کردند چه بود؟
ماه رمضان سال ۱۳۵۶ بود، تازه اعلامیه های امام به شهر رودسر می آمد. سخنرانی های من هم در نوجوانی داغ و جنجالی بود. یک اطلاعیه از مشهد آمده بود که بچه ها آن را به من دادند. هیچ کس جرات نمی کرد آن را بخواند چون آن موقع اطلاعیه خواندن خیلی مهم بود.
اواسط سخنرانی اطلاعیه را خواندم. اواخر جلسه چراغ های سالن خاموش شد و پشت مسجد صدای تیراندازی آمد. من هم که بچه بودم از ترس فرار کردم، اما آخر شب من را گرفتند.
- اگر آقای هاشمی نژاد نبود شما الان کت و شلوار به تن می کردید؟
نه … فکر نمی کنم چون خانواده پدرم هم روحانی هستند و خانوادگی راه فراری نداشتیم، همگی آخوند بودیم. ضمن این که هیچ وقت هم از داشتن لباس آخوندی احساس پشیمانی نکردم.
- لباس دیگری را امتحان کرده اید؟ یعنی در مراسمی کت و شلوار پوشیده اید؟
بله، خیلی وقت ها با لباس غیر آخوندی بیرون رفتم. این لباس کار و رسمی من است. چون نمی شود با این لباس به خرید، سینما یا جاهای مختلف دیگر رفت.
اولین باری که در جلسه رسمی سازمان ملل حضور پیدا کردم با هم فکری آقای خاتمی کت و شلوار پوشیدم و جلوی دوربین هم نشستم. علت آن هم بحرانی بودن فضا بود. مجاهدین خلق تظاهرات کرده بودند، برنامه ها خیلی سخت بود، اولین سفر آقای خاتمی در اولین سال ریاست جمهوری شان بود، خیلی دوندگی این طرف و آن طرف داشت و چون همه برنامه ها دست من بود نمی شد با عبا و عمامه این طرف و آن طرف دوید. ضمن این که آقای خاتمی حفاظت خوب و محکمی داشت ما هم آخوند بودیم آن ها هم نمی فهمیدند و ما را به جای آقای خاتمی… (خنده)
البته یک بار برعکسش شد. در فرودگاه فرانسه یک گارد نظامی مفصلی چیده بودند، من بی هوا با یکی از دوستانم صحبت می کردم و از در بیرون آمدم تا کمی هوا بخورم به محض آن که بیرون آمدم گروه موزیکی که برای آقای خاتمی باید می زد فکر کرد آقای خاتمی آمده و شروع کرد به موزیک زدن. من خیلی زود برگشتم سرجایم و آن ها هم خیلی تعجب کرده بودند و صدای موزیک قطع شد.
- حادثه سقوط تان از پله ها هم در فرانسه بود که در بغل رییس جمهور افتادید؟
نه در روسیه بود… دو تا آدم چاق بودیم یکی من و یکی آقای صفری، پله ها کج بود و هر دو داشتیم با عجله حرف می زدیم و از پله ها پایین می آمدیم، نمی دانم چطور شد دوتایی که دست هم را گرفته بودیم لیز خوردیم، محافظ ها جلوی مان را گرفتند وگرنه می توانستیم بزنیم زیر پای دوتا رییس جمهور و آنها را پایین بیندازیم.
- راستی می خواهم از شما هم در مورد دست دادن آقای خاتمی با آن خانم های خارجی بپرسم.
من در آن سفر نبودم.
- بعد یواشکی از آقای خاتمی نپرسیدید که قضیه چه بوده؟
چرا هم یواشکی پرسیدم هم غیر یواشکی. آقای خاتمی هم که رسما تکذیب کرد.
- یعنی این فیلم واقعا ساختگی بود؟
من نتوانستم این فیلم را بگیرم چون فیلتر بود. آقای خاتمی خودش این فیلم را دیده بود، یک جلسه ای داشت مثل این چیزهایی که بازسازی می کنند مسیر را رفت و گفت که حالت دست من همیشه این طوری است آن یکی هم زیر عباست و از جلوی این خانم که رد می شوم کات می شود.
- آن موقع که روزنامه هم میهن هم انگشتر آقای خاتمی را چاپ کرد که در دستش بوده یا نه. من به این بحث هایش کاری ندارم شما خصوصی از آقای خاتمی در مورد این فیلم پرسیدید، چه گفتند؟
بالاخره که همه فیلم را تکذیب کردند من در این چند وقت کمتر دیده بودم که آقای خاتمی از این فضایی که به وجود آوردند این طور احساس ناراحتی بکند. ما- در این نوع فضا- خیلی پوست کلفت شده بودیم. ولی آقای خاتمی روحیه اش این طور نبود. در حوزه شخصی اش قبلا کسی صحبتی نکرده بود، به همین دلیل ماجرا ایشان را خیلی به هم ریخت.
- به نظر می رسد آقای خاتمی خیلی با شما صمیمی است، پس چرا شما را از ریاست دفترش عزل کرد؟
عزل نشدم. تا پایان دوره اول ریاست جمهوری، رییس دفتر بودم و دوره دوم معاون حقوقی شدم.
- رییس دفتر خیلی به رییس جمهور نزدیک تر است. چه اتفاقی افتاد که شما از آقای خاتمی دور شدید؟
چیز خاصی نبود، اما اگر آدم بخواهد این پشت پرده ها را باز کند، فکر نکنم کار مجله شما به شماره بعدی برسد.
دلیل این اتفاق هر چه باشد دوستی من و آقای خاتمی هیچ وقت کم نشد.
- با آقای خاتمی دعوا هم کرده اید؟
بارها! حتی دعواهای بدی هم پیش آمده ولی نیم ساعت بعد اصلا احساس نمی کردم که درون من چیزی وجود دارد و آقای خاتمی هم یادش نبود که نیم ساعت پیش دعوا کرده.
- معمولا دعوای تان سر چه چیزهایی بود؟
خیلی چیزها! حتی در یک مورد آقای خاتمی از دفترش بیرون آمد و گفت من شما را به دادگاه معرفی می کنم. البته نمی دانم باید بگویم یا نه؟! چون کیهان این تکه را برمی دارد و می نویسد که آقای خاتمی می خواسته ابطحی را به دادگاه معرفی کند!
- حالا بگویید.
موضوع، سفر فرانسه بود. یک عده نمی خواستند آقای خاتمی به این سفر برود اما ما سفر را بسته بودیم و در همه چیز مثل شام، مشروبات و … توافق کرده بودیم. فرانسه هم کشوری است که خیلی پروتکلی است و شراب هم خیلی برای شان مهم است، چون پیشینه تاریخی دارد. ما می خواستیم مراسم را به عصرونه تبدیل کنیم تا شراب حذف شود و این هم مشکلات خودرش را داشت که مراسم به این شکل رسمی دربیاید. همه شرط ها را گذاشتیم و نسبت به این که در شانزلیزه پرچم نزنند هم توافق کردیم. به این دلیل که در هر بیست قدم این امکان را به منافقین می دادیم که ابراز وجود کنند و بخواهند پرچم آتش بزنند.
نمی دانم چرا آقای خاتمی فکر می کرد که پرچم نزدن در شانزلیزه توهین آمیز است و از توافق ما خیلی عصبانی شد.
- امیدوار هستید که اصلاح طلب ها در انتخابات رای بیاورند؟
در واقع دروازه هست اما ما بازیکن نداریم. بازیکنان آن طرف هم زیادند.
- کمی هم مظلوم نمایی می کنید. شاید رونالدو ندارید اما بازیکن دارید.
مهم نیست که چند تا بازیکن داری، مهم ترکیب است. مخصوصا که ما ترکیب شناخته شده ای هم نداریم.
- با تمام این تفاسیر، چند درصد امید دارید که اصلاح طلب ها رای بیاورند؟
در اکثریت مجلس امکان رقابت وجود ندارد و اکثریت مجلس، از الان مشخص است.
- پس شما در کمال ناامیدی پیشاپیش خودتان را بازنده بازی می دانید.
بازنده بازی نمی دانیم. تا وقتی که بازی کنیم، خود را برنده می دانیم. ولی امکان بازی وجود ندارد و این از اعداد و ارقام اعلام شده هم مشخص است.
- به نظرتان آقای کروبی دوست داشتنی تر است یا آقای خاتمی؟
اگر این امکان وجود داشت که این دو را در هم ادغام کنند خیلی ترکیب خوبی می شد!
- چه خصوصیاتی از آن ها باید در این ترکیب جدید باشد؟
مثلا اگر همین بحث تایید صلاحیت ها باشد، آقای کروبی چند پرونده را به شورای نگهبان می برد و می گوید که آقا این ها آدم های خوبی هستند، تایید کنید! ولی آقای خاتمی این طور نیست. می رود و یک گفتمان در مورد حقوق انسان باز می کند و این که مشروعیت نظام از مردم است و از این نوع بحث ها. آقای خاتمی باورش نمی شد که در سطوح سیاسی کسی دروغ بگوید ولی آقای کروبی متوجه می شد و متناسب با آن عکس العمل نشان می داد!
- من شنیدم که شما آدم sms بازی هم هستید. یعنی به آدم های سیاسی sms می دهید و sms می گیرید. درست است؟
- آخرین sms که آقای خاتمی برای شما فرستاد، چه بود؟
آقای خاتمی اصلا آدم موبایل بازی نیست فکر نکنم تا به حال sms داده باشد.
- یعنی اصلا موبایل دست نگرفته اند؟
یکی دوبار دیدم که به مناسبت های خاص با موبایل صحبت کرده که فکر نکنم موبایل خودش هم بوده باشد.
- یعنی آقای خاتمی موبایل ندارد؟
اوایل که موبایل آمده بود یکی به ایشان دادند ولی اساسا آقای خاتمی آدم تلفنی نیست.
- یعنی حضوری کارهایش را انجام می دهد.
بله. مثلا گاهی با او کار داشتم، تلفن می کردم و می گفتم. می گفت: خوب بلندشو بیا اینجا ببینم چه می گویی.
- از بین سیاسیون بیشتر چه کسی به شما sms می زند؟
از بین سیاسیون بیشتر من برای دیگران sms می زنم.
- آخرین sms که گرفتید و برای بقیه فرستادید را برای ما بگویید.
(می خندد) در رسانه های جمعی حرف های غیراخلاقی زدن درست نیست!
- چه چیزی از بچگی های تان یادتان هست؟ کارتون محبوب شما کدام بود؟
زورو را دوست داشتم و تنسی تاکسی دو!
- ظاهرا قرار بود یک فیلم بسازید اما بعد دروغ سیزده شد. ماجرا پی بود؟
نه بابا دروغ بود. من در جاده شمال پشت فرمان بودم، یک سری از بچه ها به من زنگ زدند که ما می خواهیم برای شما دروغ سیزده درست کنیم. شما خیلی عصبانی می شوید؟ گفتم نه. در ذهن شان بود که من یک تغار ماست را در محله مان شکسته ام.
گفتم که این یک چیز سبکی است. همان جا به ذهنم زد که دارم یک فیلم می سازم. در اوج جریان ده نمکی بود. گفتند که اسمش را می گذاریم تغار شکسته.
در همان حال که رانندگی می کردم گفتم قشنگ نیست اگر می خواهید به من نسبت بدهید یک چیز سیاسی بگویید، مثلا خواب بی موقع. گفتم اسم آقای کروبی هم می آید و فیلم ساختن من جالب می شود اصلا فکر نمی کردم خبر این سایت که مشهور هم نبود این قدر بپیچد. تلویزیون هم در اخبار بیست و سی اعلام کرده بود.
بعد خانمم آمد و گفت که دختری خیلی اصرار کرده که در فیلم من بازی کند و بعد خانم حکمت زنگ زد که اگر کمکی خواستم به او بگویم!
- حالا اگر قرار باشد واقعا فیلم بسازید از کدام بازیگرها استفاده می کنید؟
من از بچگی با رضا کیانیان دوست بودم و هنوز هم گاهی پیش من می آید و روابط خانوادگی داریم، من هم نوع کار، خانواده و خودش را خیلی دوست دارم.
یکی دیگر هم لابد گلزار است. البته شوخی کردم. بازی رضا عطاران را خیلی دوست دارم. خانم معتمدآریا و البته هستی! من هم که هم سن آقای نصیریان هستم!
- راستی گفتید ده نمکی، شما اخراجی ها را دیدید؟
بله … من فکر می کنم که دوربین را جلوی بچه های با استعداد هنرپیشه گذاشته بودند و آن ها جوک های قدیمی دوران جنگ را نقل می کردند و در مونتاژ یک جوری این ها را به هم وصل کرده بودند.
- یعنی به نظر شما فیلم نبوده؟!
بد نبود… من خیلی معتقد به فیلم های فلسفی نیستم. شاید آدم به سینما برود و بخندد. اتفاقا این فیلم را در اکران خصوصی در اریکه ایرانیان دیدیم که همه در آن حضور داشتند. من و آقای تاج زاده با هم رفته بودیم.
- نظرتان در مورد خود مسعود ده نمکی چیست؟
مسعود ده نمکی یک تاریخچه است. یعنی مسیری است که باید خیلی از آدم های دیگر هم این راه را طی بکنند و می کنند. آدمی که از آتش زدن سینما برسد به ساختن فیلم نشان می دهد حقیقتی در وجودش بوده که او را به این سمت کشانده است.
- داریوش مهرجویی چی؟
فیلم هایش خیلی سنگین و باوقار است. خودشان را تا به حال ندیده ام اما احساس می کنم یه کمی بد اخلاق باشد!
- بگذریم، اگه خیلی پول داشته باشید چه ماشینی سوار می شوید؟
من اگر پول زیادی داشته باشم فکر نمی کنم ماشینی بیشتر از همین پژو پرشیا که سوار می شوم بخرم. تعجب می کنم بعضی ها سرمایه شان را روی ماشین می گذارند! مگر آن که عشق ماشین باشند. چون خیابان و جاده های ایران بیشتر از پژو جواب نمی دهد.
- ماشین شما سیستم صوتی قوی دارد؟
از این اکو و این ها نه … در حدی که داخل ماشین بشنویم بله.
- موسیقی گوش می کنید یا رادیو؟
بیشتر وقت ها موسیقی گوش می کنم.
- چه موسیقی گوش می کنید؟
موسیقی با کلام را خیلی دوست دارم.
- صدای چه خواننده هایی را گوش می کنید؟
هر کسی که ترانه خوب بخواند. گاهی کلام در موسیقی پاپ به هم ریخته می شود، به خصوص در موسیقی های سال های اخیر. من معتقدم که کلام موسیقی باید قشنگ باشد اما گاهی بد به ادبیات لگد می زند.
- خواننده های امروزی را می گویید، مثل کسانی که رپ می خوانند؟
بله … “تف به مرامت عوضی” بامزه است ولی عمر کوتاهی دارد. در بین خواننده هایی که این شعرها را می خواندند شما توجه کنید می بینید که عمر شعرهای قمیشی خیلی بیشتر از بقیه است چون موسیقی اش باوقارتر است.
- پس شما در ماشین تان سیاوش قمیشی گوش می کنید؟
بله.
- از خواننده هایی که ما بتوانیم چاپ کنیم کدام را گوش می کنید؟
یعنی قمیشی را نمی توانید چاپ کنید؟ فکر نمی کنم. من فکر می کنم سر قمیشی داریم خیلی اشتباه می کنیم، چون خواننده ای است که نه تا به حال چیز بدی خوانده و نه صدایش خلاف شرع است، بعد یک سری آدم های دسته دوم و سوم که تقلید می کنند را می آوریم و به عنوان صدای موسیقی مطرح شان می کنیم در حالی که خود قمیشی می تواند در ایران برنامه داشته باشد و کنسرت بگذارد و به کسی هم آسیبی نمی رساند. من این طوری اعتقاد دارم.
- یعنی اگر روزی سیاوش قمیشی بخواهد در ایران کنسرت بگذارد و شما کاری از دست تان بربیاید برایش انجام می دهید؟
حتما انجام می دهم. چون معتقدم که اشکال شرعی ندارد و شعرهایش پرمحتواست. واقعا شعری که راجع به جنگ (ترانه یغما گلرویی) می خواند خیلی خوب است.
من به این دلیل بحث سیاوش قمیشی را مطرح کردم که نام بعضی خواننده ها در ذهن افراد تداعی کننده ابتذال نیست. حتی در مقایسه با خواننده هایی که در داخل ایران می خوانند. خیلی خوب است که زمینه هایی برای شان فراهم شود.
- عجب! … ترجیح می دهم بحث را عوض کنم… شما هر شب خودتان وبلاگ تان را به روز می کنید؟
بله… الان ۴ سال و سه ماه و ۴ روز است که این وبلاگ را به روز می کنم. خیلی کار سختی است. نوشتن آن سخت نیست بلکه سوژه یابی سخت است. درباره یک سوژه می نویسی، بعد آقای خاتمی یک چیزی در مورد آن می گوید. این اواخر می خواستم مطلبی درباره آقای بورقانی بنویسم، نوشتم “تپل ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده ام” بعد آن را حذف کردم و تپل ترین را کردم “بی خشن ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده ام”.
این تپل ترین در قسمت مطلب ته تیتر جا ماند و سریع فرستادم روی وبلاگم. فردایش آقای خاتمی به من گفتند که این تپل ترین تعبیر بدی است. یعنی این قدر آدم باید در جمله بندی دقت کند.
- چه ساعتی وبلاگ تان را به روز می کنید؟
بین ساعت چهار و نیم تا پنج آن را به روز می کنم و یا در آن عکس می زنم.
- با همین موبایل عکس می گیرید؟
گاهی با این موبایل عکس می گیرم و گاهی هم با یک دوربین از این دیجیتال ها که در جیبم دارم.
- ما دو صفحه به نام لنز داریم که فقط عکس چاپ می کنیم می خواهید این شماره از عکس های شما در آن استفاده کنیم؟
بله موافقم.
- خانه تکانی را شروع کرده اید؟
نه چون خیلی درگیر مرگ و میر بودیم. همسر شهید هاشمی نژاد که عمه ام هم بود فوت کرد و رفتیم مشهد. برگشتیم تهران آقای توسلی فوت کرد. من و دختر کوچکم چهارشنبه از مشهد برگشتیم، همسرم در مشهد مانده بود. آقای توسلی به خانه ما آمد و تا ساعت ۱۲ بحث کردیم. آقای موسوی لاری هم آمد. آقای توسلی همین سخنرانی آخرش را برای ما خواند. سخنرانی مفصلی بود. خدا رحمتش کند…
- حالا اگر خانه تکانی شروع شد، کمک می کنید؟
دخترهام شروع کردند. یک خانمی هم در این ایام به کمک ما می آمد. وقتی دید ما گرفتاریم به خانه دخترهایم رفته و کار آن ها را شروع کرده. هنوز نوبت خانه تکانی ما نشده.
- بالاخره کمک می کنید یا نه؟
می ترسم بیفتم! بیشتر بخش های الکترونیک اش مثل جابه جایی تلویزیون! (خنده)
- پس جابه جایی تلویزیون جزو بخش الکترونیک است؟
بله دیگر… جابه جایی وایرلس، فیش ها و …. (خنده)
- من چند تا اسم عرض می کنم شما نظرتان را بفرمایید.
خواهش می کنم.
- دکتر احمدی نژاد
بیشتر از آن چیز که هست تلاش می کند معروف باشد. ضمن این که آقای احمدی نژاد خیلی خوب می توانست از فرصتی که به دست آورده استفاده کند.
- اگر آقای احمدی نژاد از شما دعوت کند که وزیر ایشان بشوید، کدام یک از وزارتخانه ها را انتخاب می کنید؟
ایشان دعوت نمی کند.
- حالا شما فرض کنید که دعوت تان کرده است.
در آن صورت من قبول نمی کنم.
مهم ترین کاری که کرد این بود که مردم را با حقوق خودشان آشنا کرد. حالا حتی اگر حقوق مردم به آن ها داده نشود می دانند که حقوق شان چیست.
- آقای کروبی
ضمن اینکه از ناحیه گردن خیلی تواضع دارند ولی برای مشکلات جریان اصلاح طلب خیلی زحمت کشیده ه نمی توان آن را نادیده گرفت البته این زحمت همراه با شجاعتی است که از قبل از انقلاب در وجودش مانده است.
- حداد عادل
قبل از آن که مزه این جور ریاست های عالیه را بکشد خیلی نیروی خوبی برای ایران بود. فرهنگ و زبان و ادبیات و مسایل فرهنگی کشور را خیلی خوب پاس می داشت. کاش می توانست که یک آدم فرهنگی باقی بماند.
- آقای عماد افروغ
با ایشان خیلی آشنا نیستم. یکی دو بار هم صحبت های شان را شنیده ام که چیزی نفهمیدم.
- آقای ضرغامی
آدم خوبی است که به تلویزیون توجه دارد و در سینما هم که بود این گونه بود. آقای لاریجانی از پنجره رادیو و تلویزیون به سیاست کار داشت اما آقای ضرغامی به تلویزیون و رادیو به عنوان دیده شدن و شنیده شدن توجه دارد که این نکته مثبتی است. حتی اگر اختلافات سیاسی خیلی شدید هم با هم داشته باشیم.
- نیکی کریمی
نیکی و پرسش؟!
- محسن مخملباف
محسن مخملباف گم شده. یعنی هم از نظر فیزیکال گم شده و هم از نظر هنری. من یک مدتی با ایشان دوست بودم اگر پیدا شود و خودش را هم پیدا کند، شخصیت نادری است برای وادی هنر.
- جرج دبیلو بوش
اون هم آبرویی برای کشور خودش باقی نگذاشت.
- هاشمی رفسنجانی
نمی دانم در ذهن شان ثروت مهم تر است یا قدرت!
- میر حسین موسوی
آدم دوست داشتنی است ولی کاش این امکان را می داد که از وجودش برای کشور بیشتر استفاده شود.
- ممنونم، خسته نباشید. ” آدرس وبلاگ ابطحی “”
.
.فيروز كريمي : كم مانده كه خودم را داخل صندوق صدقات بيندازم.
مصاحبه با محمد علی ابطحی - گفتگو با محمد علی ابطحی - وبلاگ ابطحی


دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۰۶ ق.ظ
مصاحبه خوبي بود . انشاءالله آقاي ابطحي در كليه امور دنيوي و اخروي موفق و مويد باشند
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۳۵ ق.ظ
واقعا خوب بود ممنونم از مدير سايت و تمام كسانيكه بهش كمك ميكنن تا اين سايت هرروز پربارتر باشه . در ضمن ميخواستم بگم اقاي ابطحي رو خيلي دوست دارم بخاطر اينكه معاون رئيس جمهور قبل بوده و با روحانيون ديگه كلي فرق داره من يكي يه شخصه دوسش دارم
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۲۶ ق.ظ
ناهيد خانم شما آقاي ابطحي رو دوست داريد حتماٌ اونگندهايي رو كه چند سال گذشته بار آورد يادت نيست كه وزارت اطلاعات مجبورشد به خاطر كاراش آقاي خاتمي رو تحت فشارقراربده كه اونو بركنار كنه
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۳۴ ق.ظ
عالی بود
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۲۶ ق.ظ
واقعا جالب بود خیلی خیلی خسته نباشید
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۴۲ ق.ظ
حسن آقا اون گندي كه اين آقا ببار اورد براي من تعريف ميكنيد من ميخوام بدونم
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۴۵ ق.ظ
ناهيد جان از قذيم ميگفتند سگ زرد برادر كفتاره بدون اينها براي خوش آمد خيلي ها حق و نا حق هاي زيادي كردن عشق و حالها يا رشوهاي ميلياردي بهر حال دنيا هم يه روزي به كام امثال اين ملا بوده فقط ظاهر موجه ايشون يه مقدار قابل تحمل تر هستش
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۹ ق.ظ
از دستاوردهای عظیم انقلاببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۷ ق.ظ
اميدار تهران نمي خوام همه چيز رو بگم اما همينقدر بدون كه در شان رئيس دفتر رئيس جمهور، معاون حقوقي وبالاتراز همه يك روحاني چت كردن ،……بازي وخيلي چيزها ي ديگه نيست
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۸ ق.ظ
مصاحبه خیلی خوبی است.. برداشت از این مطالب بستگی به درجه احساسات ما آدمهای احساسی داره.
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۲ ب.ظ
مصاحبه جالب بود ولي چه كنيم كه اين خانه از پاي بست ويران است.
رشيد پور هم با اين مجله ۱۵۰۰ توماني اش كشته خودشو ها !!
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۱۹ ب.ظ
سلام
سر دبیر جان از خدا بترس فقط.نه از کسه دیگه. پاک نکن
سلام. شاید ربطی نداشته باشه ولی حقیقته تلخیه…
شخصیت واقعی و اون باطن مسئولین وقتی رو میشه که یا بر کنار میشن یا باز نشسته ویا مطابق میل ایشان رفتار نمیشه.معاون اول فعلی یا هر مسئول دیگه هم اگه بگه هایده وحمیرا گوش میدم یا بگه دلم چندتا زن خوشگل می خوادیا بگه مایلم با خانوادم برم سفر اروپاو…که مفسد اقتصادی لقب می گیره و از کار بی کار میشه. پس به نفعشه :۱-حتما ریش داشته باشه.۲-دکمه بالای پیراهن بسته باشه.۳-دم از خدمت خالصانه بزنه.۴-موافق ۱۰۰%با حکومت جمهوری اسلامی جلوه بده.۵-فقط آمارو ارقام رو منحنی ببره و به مردم عوام تحویل بده.
۶و۷و۸و۹و…و۱۰۰۰از شما نظر دهنده ها خواهش میکنم که بگین.
وسلام
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۲۲ ب.ظ
آدم مرد وچیز فهمی است همانند انسان بزرگوار سید محمد خاتمی
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۲۴ ب.ظ
ثابت کردند که آدم درست حسابی هستند وبی بته نیستند
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۴۷ ب.ظ
با درود به تمام دوستان
ناکرده گنه در این جهان کیست بگوی آنکس که گنه نکرد چون زیست بگوی
من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگوی
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۲۸ ب.ظ
میهن پرست:
http://arminirani.blogfa.com
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۳۹ ب.ظ
واقآ سایت بروزیه آفرین.ملومه که روش وقت گذاشتین…این آقا هم به نظر من از اون آخوندهای باحاله.آخه من آخوند باحال کم دیدم.
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۴۰ ب.ظ
همین که یه ربطی به آقای خاتمی داره خودش کلیه
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۴۱ ب.ظ
دمش گرم حداقل بعضی چیزارو نصفه و نیمه میگه از هیچی که بهتره
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۴۸ ب.ظ
باسلیقست…
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۴۹ ب.ظ
خوبه حتما فقط هم شوو چونیفر لوپز نگاه میکنه
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۰۰ ب.ظ
آدمای خوبین فقط عرضه ندارن وگرنه روزگار ما این نبود
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۰۱ ب.ظ
خاتمی هم ۸ سال فقط وعده سر خرمن داد
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۰۱ ب.ظ
ايول بابا
بووووووووووووووووس
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۵۰ ب.ظ
قابل توجه اقاي ابطحي .موسيقي حرام است .خجالت داره واقعا .همين امسال شما هستن كه به دين زربه ميزنن
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۶:۱۰ ب.ظ
حالم از همشان بهم می خورد همه دروغ گو هستند
این ها همه با هم فامیل و دوست هستند و این دعواها برای این است سر مردم را شیره بمالند
ایران را خراب و بی اعتبار کردند
ای کاش روزی برسد که همشان را از ایران بیرون کنیم بروند همان فلسطین لبنان و سوریه
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۷:۳۷ ب.ظ
واقعا آخوند جالبیه!
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۴۵ ب.ظ
کاش میشد نظر ایشون رو راجع به امام جمعه مشهد وبیانات اخیرشون میشنیدیم .نظر اقای ابطحی در رابطه با احمدی نژاد قابل تامله.
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۴۸ ب.ظ
این رشید پورم که همه مصاحبه هاش مثله همه
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۳۳ ب.ظ
این حاج آقا جدید ترین رقص جمیله را نداره بما بده یک نگاهی بکنیم
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۲ ب.ظ
ما از شما چیز دیگری انتظار داشتیم.
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۳ ب.ظ
اون خانمی که کنارش نشسته بود خیلی زشت بود
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۰ ب.ظ
اون خانمی که پیش آقا نشسته خانم فاطمه معتمد آریا یک بازیگر خوب است
سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۳ ق.ظ
بیچاره سیاوش قمیشی فقط همین یکی رو تو طرفداراش کم داشت
سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۱:۴۹ ق.ظ
بابا این که چیزی نیست.من یه آخوند میاد تو گیم نتم آل استارز بازی میکنه!! خیلیم شاخه.تازه داره کم کم خراب میشه
سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۰۸ ق.ظ
۱.دوست عزیز فرزاد—-مشهد - ۲۱۷.۲۱۹.۷۱.۳۴
بنده واقعا متوجه دیدگاه جنابعالی در مورد این مصاحبه نشدم وبه همین دلیل علاقمند شدم نظر شما رادرباره ی این مصاحبه وآقای ابطحی واحیانا اصلاح طلبان بدانم.
۲.جناب آقای حسن- فارس: ۲۱۷.۲۱۹.۶۲.۹۳
اگرامکان دارد توضیح بفرمایید چرا وبلاگ نویسی ومتفاوت بودن یک معاون رئیس جمهور سابق از نظر شما درشان وی نیست واصولا معیار شان روحانیون و مقامات سیاسی چیست؟
۳.سرکارخانم آرا - گرگان: ۶۴.۶۲.۱۳۸.۷۲
بنده معتقد نیستم آقای خاتمی یک رئیس جمهور بدون عیب و نقص بود اما از شما خواهش میکنم وعده هایی را که ایشان داد و اصلا در جهت انجام آنها قدم بر نداشت را ذکر بفرمایید تا زمینه ی بحث فراهم شود وگرنه اینگونه انتقاد کردن …
۴.جناب آقای علي: ۷۷.۲۳۷.۷۴.۴۳
عجیب است که شما نمی دانید که موسیقی صرفا توسط برخی مجتهدین هنوز حرام دانسته میشود و این تحریم صرفا برای مقلدین ایشان حجت شرعی دارد نه برای دیگران!
سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۲۲ ق.ظ
حاجاقا تقبل الله………………………
سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۷ ق.ظ
جناب مسعود آرام سلام
ممنون از عنایت شما.من خودمو صاحب نظر در این امور نمیدونم ودر مورد اصلاح طلبان هم چیزی نمیگم چون منو شما چیزی رو نمیتونیم عوض کنیم.ولی اون چیزی رو که در مورد اقای ابطحی مشخه اینه که مطمئنا داره نقش پیش بردن اهداف روحانیت وهمچنین نظام جمهوری اسلامی رو خوب بازی میکنه تا یکمی مردم به روحانیت خوش بین باشن.وگر نه مطمئن باشین چون به ظاهر با بقیه ی روحانییون فرق داره ۳ صوته سرشو زیر آب میکنن!!!!!!
سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۴۰ ب.ظ
آقای آرام شما توجه داشته باش که اکثر نظرات جنبه طنز داره!! شما خودتو ناراحت نکن
یکمی دقت کن
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۸:۴۴ ق.ظ
جناب ابطحي بايد بيشتر از خصوصيات سردار فرهنگ و قانون مندي (خاتمي)
صحبت ميكردن كاري كه خاتمي كرد بي نظير و عالي بود
دليلشم اينه كه هيچكدوم از اينا كه الان يه كار اي هستن قبولش ندارن
پس نتيجه ميگيريم كه خوب و عالي بوده چون اينا همه بد و بدترن
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۰۵ ب.ظ
واجبی بسته ای
۲۰۰ تومن بسته ای
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۰۶ ب.ظ
حاجی آقا گرینو فه
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۵:۱۲ ب.ظ
بابا بیخیاااااااااال.عجبیه
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۹:۰۹ ب.ظ
علي
اقا ضربه با ض مينويسن نه با ز
چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۱ ب.ظ
با عرض سلام و ادب ای بابا جناب طلا شما هم شدید معلم املا خوب اینم از عوارض تند تایپ کردنه دیگه
چطور تو حرف زدن اشتباه لپی داریم خوب تو اینجا هم اشتباه تایپی داریم شما به دل نگیرید وگرنه رودل میکنید !
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۱۲ ق.ظ
دوست عزیز فرزاد—-مشهد - ۸۲.۱۱۵.۲۹.۱
درصورتی که علاقمند باشید میتوانیم به صورت مبسوط درباره ی نقش افراد جامعه درتحولات سیاسی اجتماعی با هم گفتگو کنیم ولی عجالتا وجسارتا باید عرض کنم تفکری که افراد جامعه را بدون تاثیر در همه ی وقایع وتغییرات می پندارد درنهایت به تفکر دایی جان ناپلئونی میرسد که تصور میکند نقشه ی همه ی امور توسط دیگران طراحی و اجرا میشود!
دوست متوجه من! روما سانتا/اهواز: ۹۱.۹۸.۶۶.۲۱۶
بنده راببخشید اگر فضای شادی شما را برهم زده ام! ببخشید که نمی توانم در مملکتی که مردم آن با عدم مشارکت خود درانتخابات احمدی نژاد را به ریاست جمهوری آن رسانده اند بخندم! از من دلگیر نشوید وبگذرید که نمی توانم نابودی حس وطن دوستی را در جوانان وطنم ببینم وباز بخندم! ببخشید که نمی توانم همراه طنازی های جانان کشورم گردم در زمانه ای که مملکتم آمار اول جهان را درمصرف تریاک دارد!
برای شما آرزوی شادی های عمیق وبادوام دارم.
جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۹ ق.ظ
موش بخوردت تپلی
موش کور
جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۰ ق.ظ
با شلوار لی و عبا تجسمش کنید……..
السلام علیک یا ننه
دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۲:۰۰ ب.ظ
کاش از آقای ابطحی در مورد جناب مصباح یزدی ، فاطمه رجبی وشوهرش (الهام سخنگو) وسئوال می فرمودید
دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۷ در ۴:۵۱ ب.ظ
اين آدم براي اين لباس خيلي كوچيك و خيلي بزرگ ، كوچيك از نظر شخصيت و بزرگ از نظر هيكل
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱:۰۱ ب.ظ
با وجود ادمی روشنی چون ابطهی چرا این بلا سر اصلاحات امد؟